اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

1404-04-24-حجت الاسلام ماندگاری - بهبود بخشیدن مدیریت عالم

بسم الله الرحمن الرحیم ـ شریعتی: اللهم صلّ علی محمداً و آل محمد و عجّل فرجهم. خانم‌ها و آقایان سلام، وقت‌تان بخیر، به سمت خدای امروز خیلی خیلی خوش آمدید، به همۀ شنونده‌های رادیو معارف، مخاطبان شبکه محترم افق، با دل و جان، سلام می‌کنم و امیدوارم به رسم همیشه، بهترین برکات إن‌شاءالله نصیب مردم عزیز و شریف و صبور و مقام و نازنین‌مان شود، إن‌شاءالله. حاج آقای ماندگاری، سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خیلی خوش آمدید.

 

حجت الاسلام ماندگاری: سلام علیکم و رحمة الله، أعوذ بالله السمیع العلیم، من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم، الله صلّ علی فاطمۀ و أبیها و أمها و بعلها و بنیها بعدد ما أحاط به علمک. من هم خدمت شما همکاران خوب این برنامه و همۀ بینندگان و شنوندگان عزیز شبکه‌های مختلف صدا و سیما، عرض سلام و ادب و تسلیت ایام، ایام اسارت آل الله و تبریک و تسلیت شهادت بهترین فرزندان این امت را دارم و امیدواریم که خدای تبارک و تعالی، این حوادث را و این محرم و صفر را، آخرین حوادث و محرم و صفر قبل از ظهور قرار بدهد، إن‌شاءالله.

ـ شریعتی: إن‌شاءالله، چه دعای خوبی و ما همچنان چشم به راهیم و امیدوارم که باشیم در روزگار آمدن حضرت. الهی که خوب باشید، سلامت باشید، امروز هم در محضر حاج آقای ماندگاری هستیم و قرار است که نکات ایشان را در ذیل بحث قراردادهای الهی، بشنویم و إن‌شاءالله بهره‌مند شویم.

حجت الاسلام ماندگاری: بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن، صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعه و فی کل الساعه ولیاً و حافظا و قاعداً و ناصرا و دلیلاً و عینا، حتی تسکنه و أرضک طوعاً و تمتعه فیها طویلا و أمنن علینا برضاه و حبلنا رأفته و رحمته و دعائه و خیره. هدیه به ساحت مقدس امام زمان، آباء گرام‌شان، مادرشان حضرت فاطمۀ زهرا، انبیاء، ولیاء، شهداء، صلحاء، علماء، امام شهیدان، اموات و شهدای مؤمنان و مؤمنات، شهدای دفاع مقدس أخیر، صلواتی را هدیه می‌کنیم.

ـ شریعتی: اللهم صلّ علی محمداً و آل محمد و عجّل فرجهم.

حجت الاسلام ماندگاری: بحثی که امروز می‌خواهم عرض بکنم، در ذیل قراردادها قرار می‌گیرد ولی با یک ویژگی خاصی است. یک سؤالی ملائکه از خدا پرسیدند، در ذیل یک طرحی که خدا به آن‌ها تبیین کرد. طبیعتاً این سؤال در مردم ما هم هست، این سؤال را یک مقدار موشکافی‌اش کنیم بعد تحت این عنوان، قرارداد استفادۀ از عالم هستی را به دست بیاوریم، عالم هستی من این گونه می‌گویم گاهی از اوقات، مثل یک جعبۀ رایانه است کامپیوتر، یک قلق استفاده دارد، رمز دارد، پسورد دارد، نرم افزار دارد، سخت افزار دارد. اگر بلد نباشی یک جعبۀ بیکاری است کنار خانه افتاده، این گوشی تلفن همراه، یک دستگاهی است رمزش را نداشته باشی، نرم افزارها را بلد نباشی، یک بسته‌ای دستت هست که هیچ استفاده‌ای از آن بلد نیستی بکنی و گاهی از اوقات اسباب دردسر هم می‌شود که این ایام گفتم، از طریق موبایل‌ها و واتساپ و نمی‌دانم این شبکه‌های مجازی، کلی دردسر...

ـ شریعتی: بله، می‌گویند: بد افزار نصب شده روی گوشی.

حجت الاسلام ماندگاری: بد افزار نصب شده بود. آن سؤال چیست؟ من خواهش می‌کنم آیۀ بیست و نه و سی سورۀ مبارکۀ بقره را، ما دوست داریم آقای شریعتی عزیز، البته شما الحمدلله اهل شعر هستید، بینندگان هم اگر توفیقی هست و إن‌شاءالله، وقتی ما آیات قرآن را بعضی از اوقات می‌خوانیم با تأمل هم می‌خوانیم، آدرسش را می‌دهیم، از روی قرآن بروند نگاه کنند. آیۀ بیست و نه و سی سورۀ مبارکۀ بقره.

آیۀ بیست و نه این است «هُوَ الَّذي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَميعاً ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليمٌ» این آیه، با شصت تا آیۀ دیگر تقریباً می‌گوید: عالم برای آدم، «خَلَقَ لَكُمْ» (بقره، 29) «جَعَلَ لَكُمُ» (بقره، 22) «سَخَّرَ لَكُمُ» (ابراهیم، 32) «مَتاعاً لَكُمْ» (مائده، 96) حدود شصت آیه است. عالم برای آدم! نه برای نا آدم‌ها. عمداً این کلمه را می‌گویم تا... در بحث هم لازم دارم. آیۀ بعد این است «وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَليفَةً» خدا به ملائکه‌اش فرمود: می‌خواهم در زمین، انسان را به عنوان خلیفۀ خودم قرار دهم. «قالُوا» اینجا خدا، در روایات داریم، خدا به ملائک اجازه داده بود پرسش کنند، ولی نباید می‌پرسیدند، به خاطر این پرسش هم می‌گویند: یک مقدار محرومیت‌هایی در روایات داریم برای ملائک، برای آن گروه ایجاد شد. حالا به آن‌ها کار نداریم، من اصلش را می‌خواهم بگویم.

«قالُوا أَ تَجْعَلُ فيها مَنْ يُفْسِدُ فيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ» خدایا این یک آدم را می‌خواهی برای نا آدم‌ها خلق کنی؟ چون قصۀ خلقت آدمیزاد را به قول حضرت آیت الله جوادی آملی (حفظه الله) خدا برای ملائکه، چند بار فرموده بود، فرموده بود: که این‌ها می‌کشند و قتل عام و غارت می‌کنند، ظلم می‌کنند، خونریزی می‌کنند. ملائکه پرسیدند خدایا تو این عالم را می‌خواهی برای نا آدم‌ها خلق کنی؟ «وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ» تسبیح و تقدیس می‌خواهی ما در خدمتیم.

ـ شریعتی: ما که هستیم.

حجت الاسلام ماندگاری: ما که هستیم. خدا می‌فرماید: «قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ» من یک چیزی می‌‌دانم که شماها نمی‌دانید. آن آیه‌ای که خدا می‌داند و این‌ها نمی‌دانند، آن قصه چیست؟ خدا می‌گوید: من این عالم را برای نا آدم‌ها خلق نکردم، واقعاً تا الآن که بحث را نگاه می‌کنیم در زمان انبیاء و حتی اولیاء، اکثریت حاکمان، نا آدم بودند کشتند و قتل و غارت کردند و خیانت کردند و فرعون و شداد و نمرود و بنی امیه و بنی عباس و همۀ این‌ها، کلی جنایت کردند، فلذا اگر الآن بگوییم آخر الزمان، آخر الزمان بخش اول است! به قول یکی از دوستان می‌گفت: عالم دو سانس دارد، سانس اولش است، آخر الزمان بخش اول است.

«قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ» اشاره دارد به آیۀ پنج سورۀ قصص، به آیۀ صد و پنج سورۀ انبیاء، «وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ» (قصص، 5) «وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي‏ الزَّبُورِ مِنْ‏ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَ‏ الْأَرْضَ‏ يَرِثُها عِبادِيَ‏ الصَّالِحُونَ‏» (انبیاء، 105)

ـ شریعتی: یعنی آن پایان خوش آدم‌ها...

حجت الاسلام ماندگاری: اصلاً دنیا برای آدم‌ها است نه برای نا آدم‌ها! این همه امکانات را خدا برای نا آدم‌ها نمی‌گذارد.

ـ شریعتی: منتهی از آن جاهایی است که جوجه را آخر پاییز می‌شمارند.

حجت الاسلام ماندگاری: أحسنت، نه حالا آن رمزش را می‌خواهم بگویم. خدایا اگر عالم را برای آدم خلق کردی، آدم را هم برای بندگی خلق کردی، کمال انسان در بندگی است و الا اگر بندگی نکند، باید بردگی کند. «ما خَلَقْتُ‏ الْجِنَ‏ وَ الْإِنْسَ‏ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ‏» (ذاریات، 56) و آیات «وَ لَقَدْ بَعَثْنا في‏ كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ» (نحل، 36) چرا بین بردگی و بندگی، یک حصر است، یعنی هیچ شق سومی ندارد. در بعضی از این جمع‌های دانشجویی من یک بار توفیق داشتم به دانشجویان عزیز گفتم: به نظر شما آزادی مطلق وجود دارد؟ یکی گفت: آره، یکی گفت: نه. کسانی که می‌گفتند: نه، بیشتر استدلال‌شان این بود که آزادی مطلق، مزاحم آزادی دیگران می‌شود. گفتم: این دلیل درست است ولی یک دلیل قشنگ‌تر از این داریم. انسانی که نیازمند است آزاد نیست. من نیازمندم، نیازمند آب و اکسیژنم، نیازمند به غذا هستم، نیازمند به هوا هستم. کسی که نیاز دارد سر تا پایش...

ـ شریعتی: به همین اندازه در بند است.

حجت الاسلام ماندگاری: به همین اندازه، اسیر منبع تأمین نیازت هستی. حالا خدا می‌گوید: «ما خَلَقْتُ‏ الْجِنَ‏ وَ الْإِنْسَ‏ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ‏» (ذاریات، 56) می‌خواهی نیازهایت را من سفره بیندازم برایت پهن کنم و نیازهایت را تأمین کنم؟ هم تأمینت می‌کنم، هم تضمین می‌کنم، هم عزیزت می‌کنم خیلی قشنگ است! تأمین و تضمین و عزّت و منت هم سرت نمی‌گذارم الا برای یک چیز، منت سرت گذاشتم، برای راه حل استفادۀ از این دنیا، منت گذاشتم برای قرآن و عترت! برای وجود نازنین پیغمبر.

اما اگر زیر چتر من نیامدی و نخواستی من نیازهایت را تأمین بکنم، ولایت طاغوت را قبول کردی، تأمین‌شان هم دروغکی است، تضمین‌شان هم دروغکی است، تحقیرت هم می‌کنند. بشر متأسفانه دومی را انتخاب کرده در طول تاریخ، چرا نا آدم‌ها رشد کردند؟ می‌گویم: اصلاً علت اینکه ظالم رشد می‌کند، مظلوم ظلم پذیر است و الا خدا از روز اول خلقت آقای شریعتی، من همیشه این مثال را به بچه‌ها در مدرسه، در دانشگاه می‌زنم، می‌گویم: مدرسه‌ها معمولاً اول دانش آموز می‌رود سر کلاس یا معلم؟

ـ شریعتی: بله اول دانش آموز.

حجت الاسلام ماندگاری: اول دانش آموز، تنها مدرسه‌ای که خدا اول معلم را فرستاده، مدرسۀ عالم هستی است. «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها» (بقره، 31) خدا حضرت آدم را در دانشگاه فرهنگیان خودش، تعلیم داد، اولین مخلوق، معلم است تا هیچ لحظه‌ای، هیچ شاگردی، در این مدرسۀ عالم هستی، بدون معلم نماند. سلسلۀ عالم، معلم! سلسلۀ امامان، معلم! سلسلۀ علماء هم عصر غیبت، معلم! پس ما هیچ وقت بدون معلم نیستیم، پس می‌توانستیم آدم وار زندگی کنیم. چون این سه کلمه، اصلی‌ترین محورهای بحث امروز ماست، عالم برای آدم با چهار دسته از آیات، که گفتیم: خلق لکم، جعل لکم، سخر لکم، متاعاً لکم. آدم برای بندگی، برای اینکه رشد کند، چون نیازش تأمین شود ضمن تأمین نیازش، عزیز هم شود تکریم هم شود. ولی اگر بندگی را انتخاب نکرد، بردگی را انتخاب کرد، تحقیر می‌شود نیازش هم درست تأمین نمی‌شود، تضمینی هم ندارد. آخرش هم بارها این آیه را خواندیم می‌گوید: «فَلا تَلُومُوني‏ وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ» (ابراهیم، 22) حالا عالم برای آدم، آدم برای بندگی، خوب دقت کنید ولایت راهنمای استفادۀ از عالم، در مسیر بندگی است. هر چه خدا به ما داده...

ـ شریعتی: همان دفترچه راهنماست.

حجت الاسلام ماندگاری: دفترچه راهنمای کتبی و شفاهی که بارها گفتیم. من گفتم: هر چه که خدا به ما داده، بارها گفتیم امانتی است موقتی است، مأموریتی است. خدا سلسلۀ اولیاء را، چه پیغمبران، چه امامان، چه علماء را در اختیار ما قرار داده که چگونگی استفادۀ از این امکانات خلق لکم، جعل لکم، سخر لکم، متاعاً لکم را در مسیر بندگی که کمال ماست. حالا همین امکانات می‌تواند به جای اینکه نعمت باشد نغمت باشد، مهم‌ترین آن را گفتیم قرآن است. «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنينَ وَ لا يَزيدُ الظَّالِمينَ إِلاَّ خَساراً» (اسراء، 82) همین قرآن می‌شود نغمت برای بعضی‌ها. چرا؟ چون راه استفادۀ درستش را پیدا نکرده. لذا روایت داریم «رُبَ‏ تَالِ‏ الْقُرْآنِ‏ وَ الْقُرْآنُ يَلْعَنُهُ» (بحار الأنوار، ج 89، ص184) کسانی که قرآن را تلاوت می‌کنند قرآن لعنت‌شان می‌کند. خوارج و نهروان، اکثرشان قاریان قرآن بودند، در سپاه عمر سعد، قاری قرآن داشتیم. ابو موسی أشعری حافظ قرآن بود ولی قطعاً قرآن لعنتش می‌کند. چون نفهمید چطوری از قرآن استفاده کند.

پس عالم برای آدم، آدم برای بندگی، که مسیر کمالش است و ولایت، راهنمای استفادۀ درست از این عالم، در مسیر بندگی است. آیۀ سوم سورۀ مائده باز دلالت بر این معنا دارد: «وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي» اگر این سه تا، فرمول این قرارداد را ما می‌فهمیدیم، عالم از روز اول، دست آدم‌ها می‌افتاد نه دست نا آدم‌ها. ولی چون بشر نخواست هم خود بشر کوتاهی کرد، اشاره می‌کنیم به خود...

ـ شریعتی: بشری که به ظاهر دوست دارد آزاد باشد.

حجت الاسلام ماندگاری: آزاد باشد! و دوست دارد طبیعتش را ارضاء بکند تا فطرتش را. می‌دانید که خدا حضرت باریتعالی، ابلیس را اجازه داد، برای امتحان است، یک درگیری است دائماً در وجود من و شما، بین طبیعت و فطرت. طبیعت حیوانی است، فطرت الهی است و متأسفانه در این درگیری، طبیعت، غلبه کرده. بارها گفتیم: اگر عقل، امیر شود نفس اسیر می‌شود، می‌شود نفس لوّامه، اگر نفس امیر شود «إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ» (یوسف، 53) عقل اسیر می‌شود، می‌شود توجیه کننده. امام حسین را کشتند با توجیه، در خانۀ حضرت زهرا را هم آتش زدند با توجیه. امروز هم دارند هزاران آدم را می‌کشند با توجیه، می‌گویند: ما داریم دفاع می‌کنیم از خودمان، این‌ها تروریست هستند، این توجیه می‌کنند.

حالا اگر از روز اول خلقت، بشر نمی‌گذاشت که طبیعتش بر فطرتش غلبه کند و می‌رفت سراغ اولیاء خدا، مثل روز روشن، راه استفاده از نعمت‌ها برای او روشن می‌شد. «اللَّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ» (بقره، 257) اما بشر متأسفانه، متأسفانه، پذیرفت ظلم ظالمین را، چون پذیرفت ظلم ظالمین را، نا آدم‌ها حاکم شدند، شدادها، نمرودها، فرعون‌ها، هیتلرها، مغول‌ها، همۀ کسانی که بر این بشر ظلم کردند، پذیرفتند! تا چه زمانی؟ لذا راهنماهایی که آمدند به این‌ها بگویند چطوری استفاده کنید، از این دنیا در مسیر بندگی و رشدتان، این‌ها را به جای راهنما، راهزن معرفی کردند.

من بارها به عزیزان خودم اول به خودم و بعد به عزیزان خودم گفتم، دشمنی که توانسته، معصومین راهنما را، راهزن معرفی بکند آن‌ها هم معصوم بودند، امروز ولی فقیه غیر معصوم را خیلی بهتر می‌تواند، راحت‌تر اینکه معصوم هم نیست. ما روحانیت را خیلی می‌تواند سیاه کند که، خیلی راحت‌تر می‌تواند. دشمن آمد با ترفندی که انجام داد، جابه جای حق و باطل که قرآن می‌گوید: «وَ لا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْباطِلِ» (بقره، 42)

ـ شریعتی: و تمام حربه‌های ابلیس و شیاطین بود...

حجت الاسلام ماندگاری: حربه‌های ابلیس است. شما بارها چون این داستان را قبلاً گفتم، سریع رد می‌شوم، وقتی که آن مکاشفۀ حضرت موسی (علیه السّلام) از حضرت آدم ابوالبشر (علیه السّلام) سؤال کرد چرا از آن درخت خوردی؟ گفت: سه ویژگی داشت شگرد شیطان، یک با نیاز من آمد جلو، من نیازمندم. گفت: نیازت به جاودانگی درخت است، یعنی نیازم را درست گفت آدرس را غلط داد. ببینید نیاز را درست گفت، آدرس را غلط داد. بخواهم نمونه بگویم خیلی زیاد است. دوم قسم خورد که من می‌خواهم شما را کمک کند، «وَ قاسَمَهُما إِنِّي‏ لَكُما لَمِنَ‏ النَّاصِحِينَ‏» (أعراف، 21) سوم: «إِنِّي‏ لَكُما لَمِنَ‏ النَّاصِحِينَ‏» ظاهرش را خیلی قشنگ کرد ظاهر فریب بود.

ـ شریعتی: و همینطور است که بشر الآن گرفتار شد.

حجت الاسلام ماندگاری: گرفتار شد. ببینید الآن مگر کدام کشور و کدام آدم عاقلی است که نفهمد آمریکا و اسرائیل و انگلیس و این منافقین، کدام کشور است که نداند این‌ها ظالم هستند، چرا پذیرفته‌اند؟ توجیه! چرا پذیرفتند؟ توجیه می‌کنند، توجیه‌شان چه هست؟ می‌خواهیم دو روز زندگی کنیم دیگر، دنیا دست این‌ها است باید با این‌ها کنار بیاییم، باید با این‌ها کنار بیاییم. لذا حاضر است عنوان گاو شیرده را برای خودش بپذیرد، برای اینکه سر حکومتش بماند، چند روز حکومت را داشته باشد، چند روز بخور بخور را داشته باشد، چند روز شهوترانی را داشته باشد و الا می‌دانند، یک نفر نیست در عالم، من می‌توانم قسم به این قرآن بخورم، حتی در کابینۀ آمریکا، در کابینۀ اسرائیل، یک نفر نیست که در وجدان خودش قبول نکند، این‌ها ظالم نیستند.

ـ شریعتی: بله، فقط یک جاهایی می‌فهمی راهی که داری می‌روی اشتباه است، ولی گیر هستی، گرفتاری، اسیری.

حجت الاسلام ماندگاری: قرآن می‌گوید: «وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ» (نمل، 14) می‌دانند که... من عرض کردم...

ـ شریعتی: مثل خیلی‌ها که معتاد هستند، می‌دانند اعتیاد بد است، ولی نمی‌تواند اسیر شده.

حجت الاسلام ماندگاری: اسیر شده! می‌گویند: فرعون، با تمام بدی‌اش، شب‌ها در خلوت خودش می‌‌گفت: خدایا من که می‌دانم خدا نیستم تو خدایی، لذا این آیه‌ای که من این آیه را خیلی عجیب می‌دانم آقای شریعتی «لا أُقْسِمُ‏ بِيَوْمِ‏ الْقِيامَةِ * وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ» (قیامت، 1 و 2) این نفس لوامه، که اگر عقل، امیر بشود و او اسیر می‌شود، این نفس لوّامه، یک قیامت درون است، وجدان است هیچ کس در این قیامت درون، نمی‌تواند سر خودش را کلاه بگذارد. می‌دانم من خطاکار هستم من یک داستانی یک زمانی از معاویه نقل کردم برای دوستان، که یک نفر آمد پیش معاویه، معاویه ا زاو پرسید دربارۀ علی چه می‌‌دانی؟ شروع کرد نعوذ بالله به بدگویی کردن. معاویه داد زد سرش، گفت: تو می‌دانی راجع به چه کسی داری صحبت می‌کنی؟ ساعتی در منقبت و فضائل امیرالمؤمنین صحبت کرد، تعجب کرد آخرش گفت: علی کسی است که اگر یک انبار طلا داشته باشد، یک انبار کاه داشته باشد، انبار طلا را زودتر انفاق می‌کند تو داری راجع به این آدم حرف می‌زنی می‌فهمی؟! آن طرف تعجب کرده بود، گفت: خب تو که انقدر علی را می‌شناسی با این همه فضائل، چرا داری جگرش را خون می‌کنی، خون به دلش می‌کنی به تعبیر ما؟ گفت: حب قدرت و ریاست! همان حرفی که بعد از صلح با امام حسن زد. گفت: من که با علی و حسن بن علی نجنگیدم که شما نماز بخوانید، روزه بگیرید، حج بروید، نمی‌دانم خمس و زکات بدهید. من با علی و حسن بن علی جنگیدم که بر شما حکومت کنم! و این خودش می‌داند چه خبر است.

مأمون، از هارون می‌پرسد این خیلی قشنگ است، مأمون از هارون می‌پرسد: حق با تو است یا با موسی بن جعفر (سلام الله علیه)؟ می‌گوید: خب معلوم است حق با موسی بن جعفر است، می‌گوید: اگر حق با موسی بن جعفر است، چرا انداختی در زندان؟ آن هم سیاه چال که حضرت می‌فرمودند: شب و روز برای من قابل تشخیص نبود، هارون بر می‌گردد می‌گوید: تو که پسر من هستی، اگر در قدرت من چشم داشته باشی، حکومت من، چشم‌هایت را از کاسۀ سرت در می‌آورم، او که پسر عموی ماست، آن هم با چند واسطه. امین هم نصیحت پدرش را، مأمون هم نصیحت پدرش را خوب گوش کرد. اولین مانع حکومتش، برادرش امین بود تا سر را نگذاشتند جلویش، آرام نشد. ببینید این‌ها می‌دانند ظالم هستند، چرا پس در بخش اول عالم، دست نا آدم‌ها افتاده؟ چون هم خود آن فرد ظلم را پذیرفته، ظلمت نفسی، معنایش اینجاست و الا خدا در آیه می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئاً وَ لكِنَّ النَّاسَ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ» (یونس، 44) الآن ببخشید، می‌گویم: خدا این مردم فلسطین، غزه، یمن، لبنان، ایران، این جنگ دوازده روزه، چه گناهی کردند بچه‌های خردسال که انقدر مورد هجمه و جنایت قرار گرفتند؟ بگوییم: هیچی! دنیا، ظلم ظالم‌ها را پذیرفته، وقتی ظلم ظالم پذیرفته بشه، تر و خشک با هم می‌سوزند.

من می‌خواهم این را عرض بکنم، خود ظالم‌ها، ظلم را پذیرفتند که ظالم باشند، یعنی خودشان اول به خودشان ظلم کردند، بعد به مردم خبر ندارند آقای شریعتی، ظالمان اول به خودشان ظلم کردند، فاسدها اول به خودشان ظلم کردند بعد به مردم. همچنان که محسن و صالح و مصلح، اول به خودش لطف کرده به آیۀ «إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها» (اسراء، 7) ظالم‌ها ظلم را پذیرفتند که ظالم باشند، انتخاب کردند مردم هم این ظالم را انتخاب کردند، فقط به خاطر دنیای‌شان.

من بارها این روایت را این گونه معنا کردم حضرت امیر (صلوات الله علیه) که می‌فرمایند: «حُبُ‏ الدُّنْيَا رَأْسُ‏ كُلِ‏ خَطِيئَةٍ» (غرر الحکم و درر الکلم، ص 348) این حب دنیا چند مرحله دارد آقای شریعتی، مرحلۀ اولش میل به دنیاست، من اگر میل به دنیا پیدا کنم «تحبون العاجل و تذرون الآخره» آخرت از یادم می‌رود این اولین آسیبش است. برای همین یک سوم قرآن راجع به قیامت مدام تذکر بدهید که آخرت یادتان نرود و الا این دنیا باشد، شیطان هم «لَأُزَيِّنَنَّ» (حجر، 39) هم کرده، این دنیا می‌آید در چشم شما بزرگ می‌شود خدا و آخرت در ذهن‌تان، در قلب‌تان کوچک می‌شود برای آن فکر نمی‌کنید، می‌روید سراغ نا آدم‌ها برای حفظ این دنیا...

ـ شریعتی: و تمام حساب و کتاب‌تان مادی است.

حجت الاسلام ماندگاری: دستگاه محاسباتی‌تان مادی می‌شود. مرحلۀ دوم حب دنیا، حرص است. «وَيْلٌ‏ لِكُلِ‏ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ * الَّذِي جَمَعَ مالًا وَ عَدَّدَهُ» فکر می‌کنم می‌خواهم هزار سال زندگی کنم، بعد برای هزار سال پول جمع کنم، خانه درست کنم، امکانات درست کنم. مرحلۀ سوم می‌شود زیاده‌روی در مصرف می‌شود اسراف. مرحلۀ چهارم و پنجمش خیلی دردناک است به خاطر اینکه دنیایم را از دست ندهم، در را به روی امیرالمؤمنین و حضرت زهرا، باز نمی‌کنم آقای شریعتی، مگر نمی‌دانستم این‌ها که دارند در می‌زنند، حضرت علی و حضرت زهرا (سلام الله علیها) است؟ امام صادق فرمود: بعضی از شب‌ها با امام حسن و امام حسین، چهار پنج نفره می‌رفتند، چهار تا معصوم در خانۀ مرا بزنند من در را باز نکنم؟! فقط یک علت دارد، ظلم ظالم را می‌خواهم بپذیرم، دنیایم حفظ شود. به قول امروزی‌ها سر بی‌درد خودم را دستمال نمی‌بندم با شما بخواهم بیایم باید با این‌ها بجنگم، جنگ هم خسارت دارد، جنگ هم کشتن دارد مجروحیت دارد، بی‌خانمی دارد، خانه‌مان روی سرمان خراب می‌شود، ویلان می‌شویم بدبخت می‌شویم، بیچاره می‌شویم، نمی‌خواهم این‌ها را بپذیرم، می‌خواهم ظلم ظالم را بپذیرم تا دو روز زنده باشم.

پنجم، پنجمین مرحلۀ حب دنیا چیست آقای شریعتی؟ به خاطر اینکه دوزار دنیا به دست بیاورم با حق مبارزه می‌کنم. کسانی که در سپاه عمر سعد بودند بزرگ‌شان عمر سعد است که حکومت ری را به او ندادند، نرسید. یکی صد و بیست هزار دینار به او وعده دادند، نرسید. یک بدبختی را یک سبد گندم، یک سبد خرما به او وعده دادند، یک زین اسب وعده دادند، نرسید!

کسانی که در جنگ دوازده روز...

ـ شریعتی: یا حاج آقا اگر هم رسیدند، مگر چند سال بعد زندگی کردند؟

حجت الاسلام ماندگاری: آقای شریعتی، اصلاً معجزۀ کربلا این است که یک نفر تاریخ نوشته، به آن وعده‌ها نرسید! یک نفر نرسید. حالا بعضی‌ جاها طاغوت‌ها به وعده‌ای که دادند، به حسب ظاهر، به قول شما، رسیدند دو روز دنیا استفاده کردند.

ـ شریعتی: دو روز دنیا استفاده کردند.

حجت الاسلام ماندگاری: ولی معجزۀ کربلا این است که یک نفر به آن خواسته‌اش نرسید، بزرگش عمر سعد است دیگر. آخر عمرش در کوچه‌های کوفه، سنگش می‌زدند، می‌گفت: سنگم بزنید، خسر الدنیا و الآخره منم! به حکومت ری که نرسیدم دستم هم به خون پسر دختر پیغمبر، آلوده شد. عمر سعد کسی نیست که امام حسین را نشناسد، حق و باطل را نشناسد، ظالم و مظلوم را نشناسد، ولی انقدر توجیه می‌کند که به سپاهش می‌گوید: «أبشروا بالجنه!» بهشت بر شما بشارت باد، الله اکبر می‌گویند برای کشتن حسین، این خیلی دردناک است.

امروز در جنگ دوازده روزه برای بیست میلیون تومان آقای شریعتی، برای چهل میلیون تومان، اسرار مملکت را به دنیا دادند. فضای مجازی هم که ارتباط راحت است. الآن کسانی که دستگیر کردند می‌گوید: غلط کردم، باور کنید به عنوان یک بازی بود، هوس کردم، پول نداشتم، گرفتار بودم، البته این‌ها زنگ خطری است برای مسئولین، ما به مسئولین هم می‌گوییم، این زنگ خطری است برای مسئولین، که مسئولین، اگر خدای نکرده مردم تحت فشار باشند، دشمن هم از آن طرف باغ سبز و انواع و اقسام نشان‌شان بدهد همۀ ایمان‌ها انقدر قوی نیست! کم می‌آورند.

ببینید پس چه اتفاقی افتاد؟ عالم برای آدم، نه برای نا آدم‌ها. آدم برای بندگی نه برای بردگی، راه بندگی هم، استفاده از ولایت، در استفاده از نعمت‌های الهی است. آن چه که خدا به ما داده، اما چون از اول، مردم طبیعت‌شان بر فطرت‌شان بیشتر غلبه کرد، حداقل بودند همیشه. هشتاد و شش نفر با حضرت نوح بودند، چند نفری با حضرت موسی و عیسی حواریون بودند. چند نفری با پیغمبر خودمان، با امام حسین ما هفتاد و دو نفر بودند، با امام صادق، تا همۀ... حداقل‌ها فهمیدند، با تمام شکنجه‌ها را قبول کردند شما ببینید یاسر و سمیه، جزء اولین شهدای اسلام هستند این‌ها را از وسط نصف‌شان کردند آقای شریعتی، پاهای‌شان را طناب بستند، یک طناب را به یک اسب و یک طناب را به یک اسب، دو طرف رم دادند این‌ها را، یعنی به قول ما از وسط این‌ها را با ساطور نه، با اسب نصف‌شان کردند. ولی تا آخرین لحظه، هر دو می‌گفتند: أحد محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) یعنی چه؟ ایستاده پای حق، نمی‌خواهد ظلم ظالم را بپذیرد.

بلال حبشی، هر چه از اربابش کتک می‌خورد نمی‌خواهد زیر بار ظلم برود، وعده به او می‌دهد خانه به تو می‌دهم، چه می‌دهم و چه می‌دهم. حضرت ابالفضل (سلام الله علیه) برایش امان نامه آوردند، برای همۀ ما در طول تاریخ دارند امان نامۀ دنیایی می‌آورند، ولی ابالفضل العباس نمی‌خواهد باغ دلگشای دنیا را بپذیرد، برای چه؟ نمی‌خواهد ظلم ظالم را بپذیرد. الآن چه اتفاقی افتاده؟ می‌گویم: پس حدود چند هزار سال، عالم دست نا آدم‌ها بوده ولی خدا می‌گوید: «أَعْلَمُ‏ ما لا تَعْلَمُونَ‏» (بقره، 30) من می‌دانم آن چه که شما نمی‌دانید، یک روز عالم بر می‌گردد دست آدم‌ها...

ـ شریعتی: یک چیزی دارم که یک روزی رو می‌کنم.

حجت الاسلام ماندگاری: أحسنت! آن روز چه زمانی است؟ بارها گفتیم، عزیز خودم حاج آقای عالی هم یک زمانی می‌فرمودند در مباحثه هم با هم داشتیم، از امام صادق (صلوات الله علیه) داریم که قبل از ظهور نداریم که مردم مسلمان شده باشند، قبل از ظهور داریم مردم ظلم ستیز می‌شوند، یعنی جرأت...

ـ شریعتی: یعنی ظلم را هم درک می‌کنند.

حجت الاسلام ماندگاری: أحسنت، هم ظلم را درک می‌کنند، هم فریاد می‌زنند، هم اقدام می‌کنند، هزینه می‌کنند و امروز داریم می‌بینیم آن تبدیل وضعیت عالم، از دست نا آدم‌ها، به آدم‌ها دارد اتفاق می‌افتد.

ـ شریعتی: اگر چه با هزینه!

حجت الاسلام ماندگاری: اگر چه با هزینه! لذا من گفتم، اگر با دستگاه محاسباتی این چند هزار سال قبلی بخواهیم به جنگ دوازده روزه نگاه کنیم، بدبخت شدیم، بیچاره شدیم، بابا ما که نمی‌توانیم با آمریکا و اسرائیل بجنگیم، دیدید هک کردند پدافندهایتان را، دریچه‌های شهرهای موشکی‌تان را زدند، می‌خواستند رهبرتان را هم بزنند، می‌خواستند رؤسای سه قوه‌تان را هم بزنند، می‌خواستند تمام آدم‌های شاخص‌تان را بزنند، به قول معروف پایگاه اساسی‌تان را هم بزنند، آخر هم می‌خواستند کودتا کنند حالا یک مقداری طول کشید بابا بروید کنار بیاید با این‌ها. یعنی بروید ظلم را بپذیرید! همۀ کسانی که می‌گویند: مذاکره! ببینید ما با مذاکره مخالف نیستیم، حضرت آقا مذاکره را قبول کردند می‌دانید که اول مذاکره سر چهار پنج موضوع بود، یک: هسته‌ای، دو: موشکی، سه: دفاع از جبهۀ مقاومت، چهار: بحث غنی سازی اورانیوم و بمب هسته‌ای. اول بمب هسته‌ای و بعد غنی سازی اورانیوم. ولی وقتی ما محکم ایستادیم، آمدند کوتاه آمدند و فقط بحث بمب هسته‌ای! در بمب هسته‌ای آمدند مذاکره راه انداختند، اگر حضرت آقا نمی‌پذیرفتند، یک حرف‌هایی هم زده می‌شود که بعضی‌ها نگذاشتند آقا مثلاً روش خودش را برود که فرمودند: ما نه مذاکره می‌کنیم و نه جنگ، آقا همان حرف را زده، همۀ مدیریت هم دست آقاست، شک نکنند! و الحمدلله امروز هیچ زمانی به اندازۀ امروز، همۀ مسئولین و اکثریت مردم، انقدر رفاه و اتحاد پیدا نکردند و من همین جا، خواهش می‌کنم، کسانی که دارند باز بذر اختلاف راه می‌اندازند در مردم.

ـ شریعتی: و واقعاً مایۀ تأسف است.

حجت الاسلام ماندگاری: جداً آدم غصه می‌خورد برای این‌ها، اسم انقلاب اسلامی هم برای خودمان می‌گذاریم.

ـ شریعتی: حاج آقا بزرگترین قدرت ما، حتی قدرتمند‌تر از موشک، اتحاد و انسجام ماست.

حجت الاسلام ماندگاری: اصلاً ما گفتیم موشک‌مان، هسته‌ای‌مان همین اتحاد مردم است، همین انسجام مردم است. کسی که این چهل و هفت سال با ما زاویه داشته، آمده به میدان. کسی که به ما انتقاد داشته آمده به میدان.

ـ شریعتی: حول محور ایران و رهبری.

حجت الاسلام ماندگاری: ایران و رهبری، کسی که حتی تا دیروز ببخشید هیچ ارادتی به روحانیت و رهبری نداشته، امروز سینه چاک رهبری می‌شود، این اتحاد را، محض رضای خدا نشکنند، نگویند این مسئول، آن مسئول مانع تصمیمات آقاست...

ـ شریعتی: یک آقایی می‌گفت: با اینکه فضایی که داشت، فضای مخالفت بود، می‌گفت: من اگر با شخص رهبری هم مشکل داشته باشم، امروز او فرماندۀ کل قواست!

حجت الاسلام ماندگاری: چون فهمیدند اوست که علم دستش است و علم حفظ ایران مقتدر، آن است که دارد استقامت را به مردم تزریق می‌کند...

ـ شریعتی: یک فرماندهی واحد!

حجت الاسلام ماندگاری: واقعاً همۀ دنیا فهمیدند، فرمانده با تدبیر. ببینید پس امروز این چرخش دارد انجام می‌شود، چرخش انتقال قدرت از دست ناآدم‌ها به آدم‌ها، ولی هزینه دارد. کسانی که هنوز دستگاه محاسباتی‌شان مثل قبل است، می‌گویند: آقا برویم مذاکره کنیم نهایتش می‌شویم مثل عربستان، گاو شیره می‌شویم ولی زندگی‌مان را که می‌کنیم دنیای‌مان را داریم. این‌ها کسانی هستند که نگاهشان خیلی کوچک است.

اما کسانی که فهمیده‌اند، دارند یک اتفاق بزرگ می‌افتد. ما در این دفاع مقدس دوازده روزه، قریب به هزار نفر شهید دادیم، دانشمندان، کودکان، مادران و خدا همۀ آن‌ها را با اولیاء خودش محشور کند، ولی ما برای رسیدن به آن وعدۀ خدا، که حکومت آدم‌ها است صد و بیست و چهار هزار پیغمبر شهید دادیم. سیزده تا معصوم را شهید دادیم، امام زمان را هم شهید می‌دهیم، چون امام زمان هم بعد از مدتی حکومت، به شهادت می‌رسند، بعد رجعت که می‌شود آن اتفاق خوب می‌افتد دیگه همۀ آن ادامه پیدا می‌کند. بعد از شهادت امام زمان، اوضاع به هم نمی‌ریزد، امام زمان پایه‌گذاری می‌کنند بقیه ادامه می‌دهند.

بابا آن حکومت وقتی آنقدر ارزش دارد که این همه معصومین و اولیاء خدا، برایش فدا شدند، ما هم یکی از آن‌ها، ما هم تازه باید... من گاهی از اوقات به دوستان می‌گویم اگر یک پولی را برای یک کار روضۀ امام حسین می‌خواهید بدهید، حرم اهلبیت، صحن عقیله، موکب‌های اربعین می‌خواهید بدهید، این پول را ببوسید چون بین همه پول‌هایتان این لیاقت پیدا کرده برود در این صندوق و واقعاً باید خانوادۀ شهداء، همۀ ما افتخار بکنیم، برادر من، برادر شما، عزیزان ما، افتخار پیدا کردند برود در صندوق برپایی حکومت عدل جهانی! خون‌شان برای این راه ریخته شده. پس ببینید دو تا نگاه است...

ـ شریعتی: که برای این حکومت، امیرالمؤمنین آه می‌کشیدند.

حجت الاسلام ماندگاری: آه می‌کشیدند، ای دستگاه محاسباتی است، هر کسی امروز، هنوز دستگاه محاسباتی‌اش با دوران حکومت نا آدم‌هاست، می‌گوید: همۀ ظلم‌ها را بپذیریم، همۀ تحقیرها را می‌پذیریم، آدم به خدا آقای شریعتی به بعضی از عکس‌های شاه را می‌بیند در فضای مجازی، خم شده دست چه کسی را می‌بوسد؟ چه کسی را می‌بوسد، که حالا دوزار بگذارند، روی حکومت بماند آدم خجالت می‌کشد.

امام وقتی قصۀ کاپیتولاسیون را فرمودند، فرمودند: اگر شاه مملکت شما، با یک سگ آمریکایی تصادف کند صاحب آن سگ می‌تواند از شاه مملکت شما شکایت بکند، ولی شما نمی‌توانید شکایت کنید، انقدر تحقیر! خب کسی که هنوز دستگاه محاسباتی‌اش مثل این دوران حکومت نا آدم‌هاست، بله، می‌گوید: می‌خواهم زندگی کنم، می‌خواهم خوش باشم، می‌خواهم شهوترانی کنم، می‌خواهم عشق کنم، می‌خواهم دو روز دنیا را کیف بکنم، عیب ندارد بگذار او هم روی سر ما باشد، می‌داند ظلم است ولی قبول می‌کنم.

اما کسی که دستگاه محاسباتی‌اش آمده بر اساس قرآن، این عالم برای آن بخش، خلق نشده، این عالم برای آدم‌ها خلق شده، خدا این قرآن را داده آئین‌نامۀ استفاده از این عالم، برای آخرت است، «الدُّنْيَا مَزْرَعَةُ الْآخِرَةِ» (بحار الأنوار، ج 67، ص 225)

ـ شریعتی: که می‌گویی جانم را می‌دهم ولی این ذلت و ننگ را نمی‌پذیرم.

حجت الاسلام ماندگاری: از امام حسین، بزرگترین شعارش: هیهات من الذله! است این شعار همۀ انبیاء و اولیاء و آزادگان است. اینکه حضرت می‌فرماید: «مِثْلِي‏ لَا يُبَايِعُ‏ مِثْلَهُ» (بحار الأنوار، ج 44، ص 325) حالا کسانی که در دستگاه محاسباتی‌شان مدل قبلی‌ها است، نیروهای غیبی و امدادهای غیبی را نادیده می‌گیرند. بارها گفتیم: «الَّذِينَ‏ يُؤْمِنُونَ‏ بِالْغَيْبِ‏» (بقره، 3) کسانی که دستگاه محاسباتی‌شان با این مدل حکومت جهانی عدالت گستر است...

ـ شریعتی: یعنی یک نگاه توحیدی دارند.

حجت الاسلام ماندگاری: یک نگاه توحیدی دارند، ایمان به غیب دارند. شما می‌دانید در جنگ مردم ما الحمدلله بصیرند، هیچ اشکالی ندارد من به مسئولین هم بعضی از جاها گفتم، همۀ این مسائل را بیایید به مردم بگویید تا جایی که مسائل امنیتی ندارد. ولی آن‌ها می‌خواستند چهل و هشت ساعته، یا چهار روزه کلک ایران را بکنند، رهبری را بزنند، رؤسای سه قوه را بزنند، دانشمندان را بزنند، فرماندهان را بزنند، مراکز حساس را بزنند، نیرو هلی برد کنند از درون هم این عناصرشان بیایند، تمامش کنند. سه تا نظر هم داشتند، اسرائیل می‌گفت: تجزیه! آمریکا می‌گفت: فدرالی! انگلیس خبیث می‌گفت: جمهوری اسلامی، مدلی که ما می‌خواهیم. انگلیس خیلی خبیث است می‌گفت: یعنی همین مدل باشد فقط آدم‌ها را ما بچینیم، حتی ولی فقیه را ما بگذاریم خیلی مهم است. لذا دیدید یک هیاهویی راه انداختند برای انتخابات بعدی، دشمن است دیگر...

ولی روز پنجم آقای شریعتی هیچ جای دنیا نیست که در یک سحرگاه، آن گونه موشک باران آن مملکت شود، در عرض چند ساعت این رهبری مقتدر، تمام شهداء را جایگزین کند، فرماندهان را و در عرض دوازده ساعت، تلافی را بزند با آن شدت! ما هنوز مشکل سجّیل زدیم، موشک فتاح زدیم، هنوز موشک خرمشهرمان را کامل نزدیم، هنوز بعضی از موشک‌هایی که خدا بر درجات حاجی زاده بیافزاید...

ـ شریعتی: و تهرانی مقدم.

حجت الاسلام ماندگاری: و تهرانی مقدم، إن‌شاءالله خدا با اولیائش محشورشان کند. هنوز بعضی از دستاوردهای موشکی‌مان را رو نکردیم. روز پنجم جنگ، دست‌هایشان را بالا بردند، اسرائیل به اروپا، آلمان، انگلیس، فرانسه، آمریکا، التماس کرد آتش بس را بر ایران تحمیل کنید. آتش بس را مطرح کنید. آمریکا فکر کرد که خودش بیاید به میدان، مشکل حل می‌شود دید نه! این بیدی نیست که با آن بادها بلرزد، زدید خوردید، بزرگترین پایگاه‌شان در قطر خورد، به قطر هم گفتند: ما با شما کاری نداریم. اینجا با چه محاسبه‌ای انجام دادیم؟ با همان محاسبۀ پنج اردیبهشت هزار و سیصد و پنجاه و نه. آمریکا همین طرح را پنجاه و نه هم داشت، به بهانۀ بردن گروگان‌ها. امام را بزند، مجلس را، مجلس مؤسسان قانون اساسی خبرگان و شورا را بزند، مسئولین را بزند، فرماندهان را بزند، کودتا بکند. غافل از اینکه «وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» (فتح، 4) من احساس می‌کنم، من احساس می‌کنم این حرف گنده‌تر از دهانم می‌خواهم بزنم، خدای تبارک و تعالی... یک بار یادتان است یک بحثی را گفتیم: خدا غریب است، خدا غریب است؟ خیلی هم الحمدلله...

ـ شریعتی: بله، ده سال پیش تقریباً...

حجت الاسلام ماندگاری: خیلی هم گل کرد الحمدلله، توفیق الهی بود. من احساس می‌کنم خدا تا الآن خیلی غریب بود، ولی خدا با این اتفاقات چند سال اخیر، خیلی یار و یاور پیدا کرده و خدا خیلی بیشتر دارد نصرت می‌دهد.

ـ شریعتی: الحمدلله.

حجت الاسلام ماندگاری: در صحرای طبس، با طوفان شن آمریکایی‌ها را زمینگیر کرد، اینجا هم، با امدادهای غیبی، رهبرمان حفظ شد، رؤسای قوا حفظ شدند، خیلی از فرماندهان و مسئولین‌مان حفظ شدند الحمدلله و بقیه هم جایگزین شدند و سریع هم ترمیم شد. می‌دانم جنگ است و سخت است، یعنی الآن دشمن به مخیله‌اش نمی‌آید.

ـ شریعتی: و یکی از نکته‌های جالبش اینجاست که نقطه ضعف‌هایمان را شناختیم.

حجت الاسلام ماندگاری: ما خودمان هم نقطه ضعف‌هایمان را شناختیم. نقطه ضعف‌های اطلاعاتی‌مان، نقطه ضعف‌های دفاعی‌مان، پدافندی‌مان را شناختیم و داریم ترمیم می‌کنیم إن‌شاءالله. لذا من می‌خواهم عرض کنم اگر قرار است از عالم، استفادۀ درست بکنیم باید تغییر حاکمیت بدهیم. حکومت عالم از دست نا آدم‌ها باید گرفته بشود به دست آدم‌های معصوم، داده شود و این رهبر عزیزتر از جانمان، مقدمه ساز آن ظهور آقاست و إن‌شاءالله پرچم را به دست آن آقا می‌دهد و من اینجا می‌گویم، همۀ جوان‌ها دخترها، پسرها، مردها، زن‌ها خودشان را آماده کنند برای خدمتگزاری در عصر ظهور با سه تا ویژگی. یک: «وَ ما كُنْتُ‏ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ‏ عَضُداً» (کهف، 51) ما اگر خدای نکرده در مسیر ضلالت باشیم به درد امام زمان نمی‌خوریم، آیات قرآن زیاد می‌گوید: «لِيَميزَ اللَّهُ الْخَبيثَ مِنَ الطَّيِّبِ» (أنفال، 37) پاک‌ها را ما انتخاب می‌کنیم. دو: از امام‌مان و رهبرمان جدا نشویم، ملاک این است. مدام می‌گوییم: «فمعکم معکم لا مع غیرکم» من هیچ کس دیگر را مطرح نمی‌کنم فقط ولایت. سه: از توسل به اهلبیت، به ویژه از روضۀ به امام حسین جدا نشویم، ولو شده روضه‌های خانگی را ترویج کنیم، تا إن‌شاءالله این اتفاقی که باید همۀ انبیاء و اولیاء، منتظرش بودند، این اتفاق بیافتد و ما هم نفس کشیدن در عصر ظهور را إن‌شاءالله تجربه کنیم به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

ـ شریعتی: اللهم صلّ علی محمد و آل محمد و عجّل فرجهم. إن‌شاءالله برای ایران سربلند، آرزوی سربلندی بیشتر و برای مردمش آرزوی سلامت و عافیت می‌کنیم، دست همۀ نیروهای مسلح، ما این شب‌ها شاید آسوده بخوابیم، ولی رزمندگان ما، در حال دفاع از مرزهای میهن‌مان هستیم إن‌شاءالله خداوند بر توفیقات‌شان بیافزاید.

صفحۀ چهارصد و نود و پنج را امروز با هم تلاوت می‌کنیم، آیات پایانی سورۀ مبارکۀ زخرف، که إن‌شاءالله تمام لحظات زندگی‌مان مزین به نور قرآن باشد إن‌شاءالله. دیروز آقا رضای ملایی هم، یک آلبومی به شما نشان دادند، حالا امروز جلد دوم این آلبوم است. حاج آقای ماندگاری در این سال‌ها، فرزندان غدیر، که متولد شدند هر کدام‌شان هم لبخندی روی لب‌های ما بودند و هم شادی در دل‌های مردم عزیزمان و همۀ کسانی که در این طرح با ما همراه بودند، اهالی خوب سمت خدا، خواسته پدر و مادر‌هایشان. این آلبوم تولد فرزندان غدیر هست در سال هزار و چهار صد و دو...

حجت الاسلام ماندگاری: مرا نشان بده آقای شریعتی، من باز کردم دوقلو دارم.

ـ شریعتی: خیلی هم خوب، چقدر عالی.

حجت الاسلام ماندگاری: چقدر آدم لذت می‌برد.

ـ شریعتی: خیلی عالی فوق العاده است.

حجت الاسلام ماندگاری: لبخندی بر لبان پدران و مادرانی که سال‌ها منتظر اولاد بودند.

ـ شریعتی: بله، حالا این را هم بچه‌ها ببینند، اینجا هم بیشتر یعنی قالب بچه‌ها دو قلو هستند.

حجت الاسلام ماندگاری: این هم دو قلو است هر چه می‌زنیم دو قلو می‌آورد.

ـ شریعتی: بله، خیلی‌ها دو قلو هستند إن‌شاءالله که همۀ آن‌ها جزء باقیات و صالحات پدر و مادرهایشان باشند و دم همۀ کسانی که در این سال‌ها همراه بودند گرم، اگر شما هم می‌خواهید در طرح فرزندان غدیر، مشارکت بکنید کافی است عدد هجده را به بیست هزار، سیصد و سه پیامک کنید و برای استفاده از تسهیلات و بهره‌مندی می‌توانید به کانال ایتای ما مراجعه کنید، همۀ زوج‌هایی که نیاز به دریافت این تسهیلات دارند.

حجت الاسلام ماندگاری: یک نکته من می‌گویم آقای شریعتی. خواهش می‌کنم از همۀ پدر و مادرهایی که فرزند غدیر، آقا جان‌مان امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) به آن‌ها هدیه داده، بچه‌هایشان را نذر امام زمان کنند.

ـ شریعتی: به به، چه از این بهتر؟

حجت الاسلام ماندگاری: نه، چه دختر و چه پسر، نذر سربازی امام زمان، زمان جبهه، وقتی دختر به دنیا می‌آوردند خانواده‌هایمان، می‌گفتیم: شهید پرور است، وقتی پسر می‌آوردند، می‌گفتیم: شهید رکاب امام زمان است.

ـ شریعتی: چقدر خوب، خیلی هم خوب. امام حسینی‌ها هم وقتی پسر به دنیا می‌آوردند می‌گفتند: سینه زن است. اگر دختر به دنیا می‌آمد می‌گفتند: گریه کن امام حسین است و این پیوند با اهلبیت است.

حجت الاسلام ماندگاری: یعنی پسرها گریه نمی‌کنند؟

ـ شریعتی: چرا دیگر حالا بالأخره دیگر. خب خیلی ممنون و متشکرم، آیات را بشنویم بعد از تلاوت آیات، إن‌شاءالله در لحظات و دقایق پایانی، با احترام، با عشق، همراه شما هستیم و در کنار شما. بفرمایید خواهش می‌کنم.

صفحه 495 قرآن کریم

اللهم صلّ علی محمداً و آل محمد و عجّل فرجهم. این که از فرزندان غدیر یاد کردیم به خاطر اینکه امروز هجدهم ماه قمری است و هجدهم هر ماه، قرار ثابت ماست، برای اطلاعات بیشتر می‌توانید به کانال ما و سایت ما، مراجعه کنید و اگر نکته‌ای دارید، یک پیامک ارسال بکنید.

اما قهرمانان توحید، که سه شنبه‌ها قرار ماست و ممنون هستم از حاج آقای بهشتی عزیز، حاج آقای بهشتی خیلی نازنین هستند. هم بیان گرم و شیوایی دارند، هم اهل مطالعه و تحقیق هستند، این هفته راجع به زینب کبری (سلام الله علیها) برای ما خواهند گفت، می‌توانید به کانال ایتا مراجعه کنید و إن‌شاءالله مباحث را آن جا دنبال بکنید. نکته‌ای اگر هست بفرمایید و إن‌شاءالله خداحافظی بکنیم.

حجت الاسلام ماندگاری: الحمدلله رب العالمین، این آیۀ هفتاد و شش سورۀ مبارکۀ زخرف، می‌فرماید: «وَ ما ظَلَمْناهُمْ‏ وَ لكِنْ‏ كانُوا هُمُ‏ الظَّالِمِينَ‏» چندین بار این تعبیر در قرآن آمده، خدا به کسی ظلم نکرده.

ـ شریعتی: همان که در طلیعۀ بحث امروز فرمودید.

حجت الاسلام ماندگاری: بله، چرا پس این همه ظلم دارد می‌شود؟ به دلیل اینکه یک عده‌ای، خود ظالم‌ها، ظلم کردن را پذیرفتند، یک عده‌ای هم ظلم ظالمان را پذیرفتند، بعد دیگر تر و خشک با هم می‌سوزند و الا امام حسین (علیه السّلام) هم می‌توانستند بگویند: هفتاد و دو نفر، در مقابل سی هزار نفر که اصلاً نمی‌شود، پس بیاییم تسلیم شویم چهار روز دنیا، زندگی کنیم. اما نپذیرفتند! هیهات من الذله سر دادند، تا آخرین نفر در کربلا، حضرت علی اصغر، تا آخرین نفس امام حسین در قتلگاه، تا آخرین قطرۀ خون «وَ بَذَلَ‏ مُهْجَتَهُ‏ فِيكَ‏» جنگیدند تا به ما یاد بدهند، نه ظلم کن به کسی، نه زیر بار ظلم برو، تا برسی به آن حکومت آدم‌های صالحی که خدا وعده داده است، إن‌شاءالله.

ـ شریعتی: و این مسیری است که دارد ما را به آن سمت سوق می‌دهد.

حجت الاسلام ماندگاری: انصافاً آقای شریعتی، من احساس می‌کنم من از اول این جنگ دوازده روزه به دوستان گفتم باور کنید بوی ظهور به مشام می‌رسد خیلی سخت است فراغ دوستان، ولی از آن طرف، بشارت ظهور آدم را آرام می‌کند، خانواده‌های شهداء را، جانبازان را، مجروحین را، خانه‌های خراب شده را یک تسکینی می‌دهد که اگر اتفاقی دارد می‌افتد هزینه‌ای می‌دهیم، برای روشن شدن عالم به نور جمال حجت بن الحسن العسکری (صلوات الله و سلامه علیه) است، الحمدلله رب العالمین.

ـ شریعتی: خیلی ممنون و متشکرم، در این حوادث اخیر، کسانی که به فیض عظیم شهادت نائل آمدند إن‌شاءالله مهمان سفرۀ أبی عبدالله باشند و خیلی‌ها مجروح هستند، برای شفای مجروحین و مصدومین هم دعا می‌کنیم و شما هم دعا بفرمایید إن‌شاءالله...

حجت الاسلام ماندگاری: یقین هم داریم که مردم عزیز ما، آنقدر خوب هستند که هم به دیدار مجروحین می‌روند و کمک می‌کنند، هم کسانی که خانه‌هایشان خراب شده مردم می‌روند کمک می‌کنند، این مردم، مردمی هستند که نشان دارند می‌دهند قابلیت درک ظهور را دارند. خدایا به آبروی محمد و آل محمد، این انقلاب، این رهبری، این امت وفادار را به ظهور، متصل بفرما و شر دشمنان را به خودشان برگردان، اموات و شهداء و امام شهدای‌مان و شهدای اخیر را با اولیائت محشور بفرما. مجروحین، جانبازان، مریض‌ها لباس عافیت بپوشان. یک دعا می‌خواهم بکنم همه خواهش می‌کنم قشنگ‌تر آمین بگویند، خدایا رهبر عزیزتر از جان‌مان را برای هدایت این امت و انقلاب را، با جهان اسلام و جهان بشریت امروز، آزادگان در عالم، رهبری ایشان را پذیرفته‌اند، خدایا این رهبری را برای هدایت امت، تا ظهور محافظت بفرما. عاقبت‌هایمان را هم با شهادت، ختم به خیر و سعادت بفرما. اللهم عجّل لولیک الفرج، به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

ـ شریعتی: اللهم صلّ علی محمد و آل محمد و عجّل فرجهم، خیلی ممنون و متشکرم، فردا إن‌شاءالله با حضور آقای نظافت، خدمت شما خواهیم رسید و به شما، سلام خواهیم کرد. الهی که در همین روزها، زیارت اربعین، برای همۀ ما بنویسند، زیارت سید الشهداء، زیارت کربلا و حالا کبوتر دلمان را به سمت کربلای معلی می‌فرستیم، گفت: چون ابر در فراغ تو خون گریه می‌کنند/ رحمی نما به حال زیارت نرفته‌ها. السلام علیک یا ابا عبدالله! متشکرم از شما حاج آقای ماندگاری.