ما در ماه مبارک رمضان خیلی ممنونم از وفاداری تان حدود 11 و سی دقیقه قبل از ظهر خدمت تان می رسیدیم ساعت یازده و سی دقیقه برگشتیم سر زمان خودش عمری باشد و سعادت سر همین زمان خدمتگذار شما خواهیم بود طبق روال قبل از ماه مبارک رمضان یک خدا قوت می گویم به همه اونهایی که در ماه رمضان کنارمان بودند و آرزوی سلامتی کنم برای کسانی که از فردا و امروز اضافه می شوند رفقای نازنین و کارشناسان برنامه و همه دوستان عزیزم در شبکه سه سیما برویم شنبه است و با یک تغییر دکور در واقع نگاه می کنید و می بینید جلوه تازه ای دارد باز هم باید تشکر کنم از دوستان و رفقایم خدمت حاج آقای حسینی قمی باشیم با این تغییرات به مناسبت سال 1404 به فال نیک گرفته شود آقا سلام علیکم ارادتمند چقدر دلتنگ تان شدیم حاج آقا
حجت الاسلام حسینی قمی: سلام علیکم و رحمت الله کامل فرمودید دیگر ما هر چی بگوییم تکراری می شود
ملایی: از زبان شما حرف ها شنیدنی است
حجت الاسلام حسینی قمی: آرزو می کنیم عبادتشان مورد تایید خداوند قرار گرفته باشد و تحولی که در ماه رمضان پیدا شده معنویت حفظ شود به هر حال می دانید با ماه رمضان خیلی معنویت مردم خیلی خیلی می رود بالا نمازهای اول وقت و تلاوت قرآن و شب زنده داری انشاالله اینها را بتوانیم در این ماه ها حفظ کنیم و سال جدید را به همه عزیزان تبریک عرض می کنم انشاالله این سال برای ملت ایران همراه با خیر و برکت و رفع گرفتاری و مشکلات و گرانی ها و سختی ها و انشاالله سال خوشی باشد برای مردم و دل مردم ما خوش شود این مردم واقعا مستحق شادی و خوبی و رفاه و آسایش هستند انشاالله که این سال اینطوری باشد و من یک یادآوری داشته باشم در ادامه برنامه انشاالله بعد از تلاوت قرآن یک کمی مفصل تر اشاره می کنم و اون اینکه دوشنبه ای که در پیش است هشتم شوال سالروز تخریب قبور مطهر ائمه بقیع علیهم السلام است نه فقط ائمه بقیع بسیاری از آثار اسلامی در مکه و مدینه در حدود بیش از یکصد سال پیش من یادم است همه ساله یک جلساتی گرفته می شد و پیامی داده می شد و یک کاری می شد نمی دانم من بی اطلاع هستم یا اینکه امسال فراموش شده و کمتر توجه شده به هر حال نمی شود این را فراموش کرد سالروز تخریب قبور ائمه بقیع را از یاد برد شنبه هشتم شوال است بعد از تلاوت قرآن اشاره می کنیم.
ملایی: نظر شما چیست در مورد این دکور؟
حجت الاسلام حسینی قمی: بسیار عالی است
ملایی: خدا قوت به رفقا
حجت الاسلام حسینی قمی: مثل همیشه میهمان سفره نورانی امیر المومنین سلام الله علیه هستیم حکمت 222 من اشرف افعال الکریم غفلته اما یعلم امیر المومنان سلام الله علیه و اهل بیت علیهم سلام الله یک تعریف های خیلی زیبایی برای انسان های کریم بیان کرد اولاً من یادآوری کنم کریم یعنی چی وقتی ما می گوییم فلانی کریم است معنای دقیقی که نگاه اهل بیت به اون نگاه هست و لغت اون را معنا می کند و این تعاریف هم به همان بر می گردد گفته اند کریم کسی است که جامع تمام فضیلت ها و خوبی ها و شرافت ها باشد اگر کسی جامع تمام فضیلت ها و شرافت ها و خوبی ها بود به اون می گویند انسان کریم ولی این ایام خیلی جستجو می کردم شاید صدها بیشتر هزاران حدیث را می دیدم که واژه کریم درش تعریف شده الکریم، کریم به کی می گویند از این موارد بیست تایش را گلچین کردم اگر برسیم امروز این بیست تا را برای بینندگان عزیز توضیح می دهم اولی اش از امیر المومنان سلام الله علیه است قال علیه السلام من اشرف افعال الکریم، کریم بنا شد که جامع فضیلت ها و شرافت ها و خوبی ها باشد ولی من اشرف یکی از با شرافت مندانه ترین کارهای انسان کریم چی است؟غفلته اما یعلم یعنی تغافل یک چیزی را می داند ولی به روی خودش نیاورد یک کسی حرفی بهش زده و توهینی بهش کرده آقای محترم و خانم محترم در خانه و زندگی یک ناراحتی برایت پیش می آید اگر ممکن است اصلا به روی خودت نیاور این آیه را عزیزان بلد هستند سوره مبارکه نور خیلی تعیبر زیبایی است قرآن کریم به ما چی می گوید؟ می فرماید و الیعفو و الیصفحوا عفو صفح فرق این دو تا چی است؟ عفو یعنی گذشت ولی صفح همین تغافل است اینها اصلا به روی خودت نیاور انگار چیزی نبوده و ندیدی در عفو می بینی دیدی و می گویی گذشتم در صفح اصلا تغافل می کند ادامه آیه علی تحبون ان یغفر الله لکم نمی خواهی خدا غفار باشی اگر می خواهی خدا تو را بیامرزد تو هم عفو صفح داشته باش والله غفور رحیم من اشرف افعال الکریم غفلته آقای ملایی باور بفرمایید اگر در جامعه ما تو مسائل اجتماعی و مسائل خانوادگی و جاهای دیگر ما همین جمله را بهش توجه می کنیم خیلی از بدی ها را تغافل می کردیم اصلا به روی خودمان نمی آوردیم خیلی از این دعواها و نزاع ها و مشکلات برطرف می شد یک تعبیری دارد امیر المومنان ان العاقل ما عاقل نیستیم اگر عاقل بودیم عمل می کردیم اگر عاقل بودیم العاقل نصفه احتمال و نصفه تغافل در نیمی از مسائل آقا متوجه شدی تحمل کن حلم داشته باش نیمی دیگرش هم اصلا تغافل کن به روی خودت نیاور باز در تعبیر امیر المومنان هست لا حِلمَ كالتَّغافُلِ بالاترین حلم وبردباری تغافل است باز از کلمات امیر المومنان آقا این کار را نکردی چی می شود فرمود لا یقل اگر تغافل نکند و لا یغل چشم پوشی نکند تنقصت عیشه زندگی همیشه با گرفتاری است از در خانه می آیی عرض کردم بعضی وقتها نه تنها ما تغافل نمی کنیم اصرار داریم یک چیز مخفی را هم افشا و پیدا کنیم یک وقتی گفتیم در حالات رسول خدا هست وقتی وارد خانه می شدند قبل از ورود به خانه یتنحنح یک سر و صدایی می کردند اگر اهل خانه در یک شرایطی هستند که نمی خواهند در اون شرایط پیامبر اونها را ببیند اون شرایط را تغییر بدهند یعنی کمک می کردند به تغافل شان ما گاهی تغافل که نمی کنیم دوربین مدار بسته هم می گذاریم از همه چیز کاملا اطلاع داشته باشیم این یک مورد من یک کمی سریع بگویم ببینم می رسم موارد بیشتری بگویم دوم فرمود از ویژگی های انسان کریم این است ان الکریم اذا خادعته ان خدع اگر فریبش بدهی به روی خودش نمی آورد تظاهر می کند من فریب خوردم تو می خواهی کلاه سرش بگذاری از بس کریم و بزرگوار است به روی خودش نمی آورد دو تا داستان بگویم به نظرم جذاب است حتما برای مخاطبین عزیزم جذاب است خواهش می کنم بیشتر عنایت بفرمایید یکی اش از امام مجتبی سلام الله علیه است یکی اش از جناب عبدالله جعفر هر دو داستان جالب است منابع دست اول من تعمدا می گویم بدانند این مال افسانه یک وقت خدایی نکرده کامل مبرد مال قرن دوم و قرن سوم است ایشان نقل کرده مناقب ابن شهر آشوب دارد علامه مجلسی در بحار از اینها نقل کردند مروان حکم خیلی دلبسته یک مرکبی بود که امام مجتبی سلام الله علیه سوار اون می شدند الان هم هست یک کسی یک ماشینی چشمش می گیرد و خانه ای چشمش می گیرد دلش می خواهد این ماشین و خانه دستش بیاید مروان حکم چشمش گرفته بود مرکب امام مجتبی مرکب جذابی بوده و یا به چشم مروان جذاب اومد گفت انی مشغوفٌ به یکی از دوستانش گفت من دلبسته و وابسته شدم می توانی یک نقش مروان هم از دشمنان امام مجتبی علیه السلام است دیگر رویش نمی شد به امام بگوید آقا این مرکبتان را به من بدهید به کسی گفت تو می توانی این اسب را از امام مجتبی برای من بگیری؟ دید مروان خیلی وابسته است از فرصت استفاده کرد گفت من خیلی گرفتاری دارم اگر این را از امام مجتبی گرفتم گرفتاری من را برطرف می کنی گفت سی تا حاجت ات را می دهم این مرکب را برای من بگیر یک نقشه ای ریختند نشستند با مروان نقشه ای ریختند گفت فلان روز که امام مجتبی وارد یک جلسه عموم می شوند من شروع می کنم به تعریف از قریش از قریش اگر تعریف می کنی امام مجتبی علیه السلام در اون زمان کسی از امام مجتبی بالاتر نیست از امام مجتبی تعریف می کنم تو بگو چرا از امام حسن نگفتی به مروان تو بگو چرا بقیه اش با خودم من بلد هستم چیکار کنم نقشه را با هم ریختند جلسه برگزار شده امام مجتبی سلام الله علیه در اون جلسه حضور پیدا کردند اون آدم شروع کرد به تعریف از قریش اینها اینطوری بودند و بزرگانشان اینطوری بودند و این همه خدمت کردند و سقایت الحاج داشتن و اداره کعبه داشتند شروع کرد تعریف کردن طبق نقشه مروان گفت چرا از امام حسن نگفتی؟ امام حسن مگر از قریش نیست گفت ببین ما در تعریف انبیاء و اولیاء وارد نشدیم قریش را گفتیم اگر می رسیدم به تعریف انبیاء و اولیاء اون وقت برای امام حسن آقا حسابش جداست آقا جزو اولیاء هست حساب امام مجتبی جداست عرض ارادت خیلی خوبی به امام مجتبی کرد ولی معلوم بود همه اینها نقشه است برای پایانش جلسه تمام شد حضرت راه افتادند امام مجتبی سلام الله علیه راه افتادند بروند سوار مرکبشان بشوند این آدم اومد جلوی امام حسن گفت آقا سلام، تا سلام کرد حضرت متوجه شد گفت ببین اون تعریف را اونجا پیداست یک چیزی چی می خواهی دنبال چی هستی؟ گفت صادقانه من این اسب را می خواهم حضرت بلافاصله اومدند پایین فقط یک جمله فرمودند ان الكریم اذا خادعته انخدع آدم کریم اینطوری است تو فکر می کنیم فریب اش دادی تظاهر می کنی که من فریب خوردم فکر نکن من متوجه نقشه شما هستم ولی انسان های کریم و بزرگوار اینطوری هستند فکر نکن بعضی وقتها نقشه می ریزیم ولی انسان کریم اینطوری است این داستان را بگویم قبل از داستان دوم می گویند کسی رفت خدمت مرحوم آیت الله العظمی آقا سید ابوالحسن اصفهانی رحمت الله علیه گفت من خانمم الان در آستانه وضع حمل است و وضع مالی مان خیلی بد است یک کمکی به ما بفرما ایشان هم بلافاصله خانمش در آستانه حمل است نیازمند است و یک پولی بهش داد این رفت گفت مراجعاتش زیاد است و روزی صدها مراجعه دارد یادش نیست کی کی اومده یکی دو ماه بعد اومد گفت من همسرم در آستانه وضع حمل است و الان دستم خالی است آقا یک پولی دادند یکی دو ماه دیگر گفت واقعا هم مراجعات ایشان عجیب بوده بروم دوباره به همین بهانه بار سوم همسرم در آستانه وضع حمل است هیچی ندارم یک پولی و کمکی آقا بار سوم که پول را بهش می دهد می فرماید در گوشش می فرماید یادت باشد قدر این همسر را بدان که دو ماه یک بار وضع حمل می کند یعنی فکر نکنید ما متوجه نشدیم ولی الکریم اذا خادعته ان خدع فریبش دادی به تظاهر این از بزرگواری است ببینید آقای ملایی می خوانم روایتش را واقعا انسان اهل بیت علیهم السلام از ما چه انتظاری دارند و لقد کرمنا بنی آدم فضلناه علی کثیرٍ ممن خلق از ما چی می خواهند ما به کجا برسیم؟ ما در قدم اول هستیم این داستان بعدی که عرض کردم بگویم این هم جالب است یک وقت یک کسی به جناب عبدالله جعفر فرزند جعفر طیار شهید موته برادرزاده امیر المومنان است و شوهر حضرت زینب سلام الله علیها هم جعفر طیار و هم عبدالله جعفر معروف بودند به سخاوت و کرامت و معروف بودند در زبانزد بود کرامتشان یک کسی به جناب عبدالله جعفر یک مقدار شیره خرما فروخته بود یک ظرف بزرگی شیره خرما گفت من رفتم منزلش این را تحویلش دادم حالا می دانستند این آقا سخاوتمند است یک عده ریختند فوری ظرف ها را آوردند هنوز بارشان را تحویل نگرفته شیره خرماها را مردم کاسه کاسه بردند اینی که شیره خرما را فروخته بود فکر کردند عبدالله جعفر آدم ساده ای است می شود فریبش داد بارت را خالی نکردند و بردند مردم ما هم تیغ بزنیم دیدید بعضی ها یک آدم ساده ای می بینند می گویند حالا که همه تیغ می زنند ما هم تیغ بزنیم پولش را گرفته بود از عبدالله جعفر در این شلوغی گفت جناب عبدالله پول ما را کی می دهی؟ به خادمانش گفت پولش را بدهید همینطور که مردم می آمدند شیره خرما می بردند دیدند اینجا خیلی شلوغ است دارند می برند گفت آقا جناب عبدالله پول ما را کی می دهی بار سوم گفت پولش را بده ولی یادت باشد این دفعه سوم است پول از من می روی انسان کریم نه اینکه کلاه سرش برود تظاهر می کند باشه نمی آید مچ طرف را بگیرد بگوید من فهمیدم و متوجه شدم و آبروی اون را ببرد این ویژگی دوم.
ویژگی سوم فرمود ان الکریم یبتهج بفضله کریم اونی است که وقتی خدمتی به دیگری می کند مبتهج و مسرور است و شاد و شادمان است و از کسی دستگیری می کند و کمک می کند و خدمت می کند نقطه مقابلش است در روایات و لغت مقابل کریم چی اومده؟ لعین آدم های پست و حقیر العیم بفتخر بملکه خیلی عذر می خواهم آقای ملایی از مخاطبین عزیزم عذر می خواهم ولی به هر حال ما که نمی شود سانسور کنیم خودم را عرض می کنم بنده با همین روایت خودم را امتحان کنم کلام اهل بیت است من کریم هستم یا معاذ الله لعین هستم کریم خدمت می کند خوشحال است لعین یفتخر بملکه هی پول هایش را می شمرد نه تنها به کسی نمی دهد فقط فخرش به ثروتش است جالب است باز یک داستانی اینجا عرض می کنم این سومی معلوم می شود امام باقر سلام الله علیه یک بانویی خادمه حضرت بود در تاریخ اسمش را گذاشتند سلمان خادم امام باقر علیه السلام یک وقتی بر امام باقر میهمان می آمد یدخل علیه اخوانا چقدر الان معاشرت ها کم شده و رفت و آمدها کم شده و میهمانی ها کم شده و برادران ایمانی وقتی می آمدند لایخرجون من عنده وقتی می خواستند بروند حضرت یک یطعمه طعام الطیب غذای پاکیزه به اونها می داد، 2- موقع رفتن لباس یکثوهم الصیاب الحسنه 3- یرهب لهم الدراهم پول جیب هم می داد و لباس و غذا هم می داد سلما این زن خادمه اعتراض کرد گفت نهایتان برادران ایمانی اومدند اینجا ما وظیفه داریم ازشون پذیرایی کنیم لباس برای چی می دهید پول برای چی می دهید الله اکبر! فرمود ما حسنت الدنیا این جمله را با طلا، طلا چی است ما حَسَنَةُ الدُّنيا إلاّ صِلَةَ الإخوانِ و المَعارِفِ ؛ (بحارالانوار، ج 46) اصلا دنیا لذتی ندارد خوبی ندارد جز رسیدگی به برادران ایمانی و کار خوب کردن الکریم یبتهجوا یعنی کار خیر می کند و مبتهج است و خوشحال است فرمود ما حسنت اصلا لذت دنیا خدمت به دیگران است من گاهی مثال زدم امتحان کنیم خودمان را ما کریم هستیم یا نه آقای محترم شما روزی که تنها هستی و همه رفتن مسافرت تنهای تنها ناهار می خورید اون روز برایت لذت بخش تر است یا نه خانم هست و بچه ها دور یک سفره هستند دو این روز برایت بهتر است یا نه یک روزی که برادران و خواهرانت و عمو و عمه هایت هم باشند، سه یک روزی که نه تمام فامیل را دعوت کرده باشیم کدام لذتش بیشتر است اگر روز تک خوری لذتش بیشتر است کریم نیستیم اما الکریم یبتهج یک شعر خیلی زیبایی از امیر المومنان سلام الله علیه است دیوان امیر المومنان آقای ملایی من شاید یک بار دیگر عرض کردم در رادیو معارفی که ما خدمت تان می رسیم من قریب واقعا قصه می خورم ما واقعا دور هستیم ما قریب 300 جلسه برنامه ای است به نام جرعه 300 جلسه با موضوع آداب معاشرت فقط روایات کافی شریف نه جاهای دیگر تا الان 300 جلسه ما برنامه داشتیم اسلام راجع به آداب معاشرت چی می گوید رفت و آمد داشته باشید و ضیافت داشته باشید و صله ارحام داشته باشید و دستگیری و کمک کنید سیصد جلسه تمام نشده ما چقدر دور هستیم
ملایی: تازه مفاهیم و معارف کافی شریف فقط جاهای دیگر نه
حجت الاسلام حسینی قمی: این شعر امیر المومنان را ببینید در دیوان حضرت هست کسی که جمع آوری کرده مرحوم میبدی است مال تقریبا 500 سال پیش است دیوان منصوب به امیر المومنان مرحوم علامه در بحار هم دارد خیلی شعر زیبایی است امیر المومنان می فرماید و داری مناخٌ لمن قد نظر و زادی مباحٌ لمن قد اکل اُقدم ما عندنا حاضروا و ان لم یکن غیر خبذٍ و خلق فاما الکریم فرازٍ له و اما العین فذاک المبر فرمود و داری خانه من منزلگاه هر کسی است که بیاید جانم به قربانت یا امیر المومنین ما که شیعه همچین شعاری جرات نداریم بگوییم و داری مناخ قد ازل و زادی مباحً قد اکل هر کی می خواهد استفاده کند قبل از ماه رمضان این روایت را خواندیم که رسول خدا ماه رمضان که می شد به امیر المومنان فرمود که حضرت به من دستور می داد که ان افتح الباب لمن یرد الافطار دم افطار در خانه را باز بگذار هر کی می خواهد بیاید و داری مناخٌ اقدم ما عندنا هر چی دارید برای میهمان بیاورید چون در آداب ضیافت هست کسی امیر المومنان را به ضیافت دعوت کرد حضرت فرمودند به شرطی که از بیرون چیزی نیاورید هر چی در خانه داری بیاوری کمش نگذاری ولی از بیرون چیزی نیاوری اقدم ما عندنا حاضروا و ان لم یکن خبذ و خبذ حتی اگر نان و سرکه ای باشد هر چی دارید بیاورید فاما الکریم کریم میهمان ما باشد فراز به می گوید چه سفره عالی اما العین فذاک و بلینا
چهارم، ویژگی چهارمی که الله اکبر من این بحث را تازه تنظیم کردم برای این برنامه خدمت عزیزان برسم یک اشاره ای خدمت عزیزان در ایام ماه رمضان یک جایی داشتم یک آقایی بعد از منبر گفت با این روایات ما مست شدیم گفتند مستی کلام اهل بیت علیهم السلام است مستی منظورشان و سقاهم ربهم شرابا طهورا است حدیث امیر المومنان الکریم اَلْكَريمُ يَرى مَكارِمَ اَفْعالِهِ دَيْنا عَلَيْهِ يَقْضيهِ، (غرر الحکم، 2031) آدم کریم اگر یک کار خوبی هم کرد و یک خدمتی کرد خودش این کار را دِین خود می گوید دینم را ادا کردم و بدهی داشتم به مردم و من بدهکار مردم بودم دین علیه یقضیه دین خودم را دارم ادا می کنم طلبکار نیست از مردم توقع جبران ندارد خوشا به حال اونهایی که اهل خیر هستند و کار خیر می کنند و میهمانی می دهند و دستگیری می کنند و جهیزیه تهیه می کنند و زندانی آزاد می کنند تازه می گوید دین علیه یغضه خدایا ممنون ما یک بدهی داشتیم بدهی مان را پرداخت کردیم بدهی مان این بود که جهیزیه تهیه کنیم و در این گرفتاری های اقتصادی که مردم دارند دستگیری کنیم و داستان امام صادق علیه السلام در کافی مرحوم کلینی است یک وقتی اشاره کردیم کسی آمد به حضرت گفت قرض الی میسره به من قرض بدهید تا دستم باز بشود بهتون می دهم تو رو خدا ببین ما چقدر فاصله داریم حضرت فرمود الی میسره تا کی عین روایت این است الی قلتٍ تدرک قله یعنی کشاورزی داری به ثمر می رسد پول من را بدهی گفت لا والله نه به خدا قسم فرمود الی عقدت تباع ملک داری می فروشی گفت لا والله ملکم کجا بود الی تجارتٍ تعب تجارتی داری پولت گفت نه پولم و نه تجارت ما بودیم چی می گفتیم؟ برای چی اصلا تو که قرض نمی توانی بپردازی برای چی قرض می کنی روی چه حسابی بهت پول بدهند عین روایت این است کافی مرحوم کلینی انت ممن جعل الله لو فی اموالنا حقا تو حقت پیش من است بیا حقت را بگیر خدا در مال ما حق تو را قرار داده این بنده خدا فکر کرد طلبی از امام داشته من یادم نبود چقدر پول پیش شما داشتیم من یادداشت حضرت فرمود نه اینکه تو از من طلب اینطوری و پولی به من داده باشی این آیه را خواندم سوره مبارکه معارج إِلَّا الْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَلَىٰ صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ وَالَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ (معارج، آیات 22 تا 25) فرمود خدا می گوید حقت پیش من است پس الکریم چهارم یری مکارم افعاله کار خوبی که می کند دِین خودش است و وظیفه خودش است متاسفانه گاهی ماها به هر حال الان ماه رمضان خیلی باید مواظب باشیم ما یک ماه سحرها بیدار شدیم و روزه گرفتیم و نماز خواندیم چرا دیگر فرشته بر ما نازل نمی شود و ما چقدر سبد معیشتی داریم بدهی ات را دادی خدا رحمت کند علامه طباطبایی یک وقتی برادری داشتند علامه طباطبایی سید محمد حسین طباطبایی برادرشان سید محمد حسن از علامه بالاتر بوده یک وقتی برادر روح پدر را احضار می کند احضار ارواح اصلش مسلم است خیلی ها دکان و دستگاه دارند هر کسی گفت من احضار روح بلد هستم باور کنم روح پدر علامه را احضار می کند کی؟ برادر علامه در اون احضار روح پدر، پدر علامه گله می کند از علامه طباطبایی و به سید محمد حسین می گوید به داداشت بگو علامه سید محمد حسین طباطبایی به برادرش سید محمد حسن علامه الهی می گوید به داداشت بگو شروع کردی تفسیر قرآن می نویسی چرا من را در ثوابش شریک نکردی؟ اصلا خبر نداشته ایشان برادر خبر نداشته که علامه طباطبایی تفسیر المیزان را شروع کرده نامه می نویسد از تبریز به قم که آقا ما روح پدر را احضار کردیم و از شما گلایه داشتیم شما فکر می کنید علامه چی جواب می دهد؟ آقا چطور علامه پدری یادش رفته اینها اینقدر سفارش می کردند یاد پدر باشید علامه طباطبایی در جواب می گوید من فکر نمی کردم این کار من اینقدر مهم است که من بخواهم روح پدرم هم شریک کنم مهم نمی دانستم این کار خودم را چیزی نبود خدایا اگر این کار پیش تو پاداشی دارد روح پدرم شریک است یک کسی که می آید یک خدمت فرهنگی تفسیری می کند الان بیش از پنجاه سال است هر کسی بعد از المیزان تفسیر نوشته حتما سر سفره علامه طباطبایی بوده تازه این خدمت بزرگ فرهنگی خودش را دِیناً علیه ما مدیون بودیم دین مان را دادیم کاری نکردیم می گوید من چیزی نمی دانستم که روح پدرم را سهیم کنم این هم چهارم.
پنجم من خیلی با عجله می گویم بلکه بیشتر برسیم الکریم از خاتم النبیین است الکریم من بدع باحسانه الله اکبر کریم اونی است که آغاز کننده احسان باشد صبر نکند نیازمند به او مراجعه کند و گرفتاری اش را برطرف کند در نهج البلاغه امیرا لمومنان سلام الله علیه است راجع به سخاوت هم هست این تعبیر السخاء حکمت 53 نهج البلاغه السَّخَاءُ مَا كَانَ ابْتِدَاءً؛ امیر المومنان فرمود سخاوت مثل اینکه تو بروی سراغ نیازمند اگر او اومد اما من کان ان مسئلتٍ او تقاضا کرد سخاوت نیست پس چی است آدم خجالت می کشد بهش کمکی کند و تضمم عجیب است امیر المومنان عرض کردم ما بدانیم حداقل اهل بیت نگاهشان به معارف دین چی است ما چیکار داریم ، فَحَيَاءٌ وَ تَذَمُّمٌ. فرار می کنی از اینکه مذمت ات نکنند مردم چی می گویند اما اگر تو رفتی می شود سخاوت اگر تو رفتی می شود کریم مرحوم آقا جمال خوانساری آیت الله العظمی آقا جمال رضوان الله علیه ذیل یک روایت می گویند یک احتمال دیگری هم دادند الکریم من بدء یعنی منتظر نباشید که او خدمتی کند تو جوابش را بدهی الان اینطوری است حاج خانم یک میهمانی برگزار کنیم ببین کی ها دعوت کردند یک وقت کسی از قلم نیفتند آقا فلانی نه اون دعوت نکرده هر وقت دعوت کرد ما هم دعوتش می کنیم فرمود این کریم نیست من بدأ دعوتت نکردند تو دعوت کنی تقاضا نکرده تو احسانش را بر آورده کنی راجع به پدر و مادر این تعبیر را ما داریم عزیزان یادشان باشد و لا تکلفهما قرآن نمی گوید شش تا آیه داریم همه آیه را بلد هستیم و بالوالدین احسان چی است امام باقر در کافی مرحوم کلینی فرمود احسان اونهایی که پدر و مادر دارند گوش کنند و لا تکلفهما ان یسألاک کاری نکنید پدر و مادر کارشان را به تو بگویند مجبور شوند و به زبان بیاورند اگر به زبان آوردند اون دیگر احسان نیست خدمت است ولی احسان نیست بالوالدین احسانا مال وقتی است که به زبان نیاورند آقا زاده تو باید بفهمی مادرت چی می خواهد و بفهمی پدرت چی لازم دارد با حس ششم متوجه شوی یک روایت دیگر داریم از خاتم النبیین است در منابع دست اول ما است یک تقسیم بندی داریم حضرت می گفت مردم چهار دسته هستند ما کدام هایش هستیم سخیٌ و کریمٌ و بخیلٌ و لعینٌ سخی سخاوتمند کریم که محور بحث ماست بخیل و لعین سخی کی است؟ یاکل و یعطی خودش استفاده می کند و به دیگران هم خیر می رساند سخاوتمند است کریم کی است؟ لا یأکل و یؤتی خودش استفاده نمی کند ایثار می کند و به دیگران می دهد بخیل کی است یأکل و لا یعطی فقط خودش استفاده می کند و به دیگران نمی دهد لعیم کی است؟ لا یأکل و لا یعطا نه خودش استفاده می کند و نه به دیگران می دهد ششم الله اکبر الکریم من جاز اسائت بالاحسان کریم اونی است که بدی را با خوبی جواب بدهد می دانید ما دو تا شعار قرآنی داریم و جزاء سیئتٍ سیئت مثلا من در جامعه دیدم تا به بعضی ها می گویید حاج آقا آیه قرآن بلد نیستید جزاء سیئت سیئت مثلها چی باید جواب اینها را می دهید آیه قرآن می خوانید همین می گوید اگر راست می گویی بقیه آیه را بخوان سوره مبارکه شورا آیه 40 بقیه اش را بخوان فمن افا و اصلح فاجره علی الله ولی یک شعار دومی دارد شعار دوم چی است؟ وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ۚ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ (فصلت، 34) تو بدی را با خوبی جواب بده فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ(فصلت، 34) در اثر همین که تو بدی را با خوبی جواب دادی رابطه تو با رفیق ات می شود ولیٌ حمیم، حمیم یعنی چی؟ گرم به حمام چرا می گویند حمام جای گرمی است کأنه رفیق گرم و صمیمی اگر یک بار بدی را با خوبی جواب بدهی ما می توانیم این کار را بکنیم؟ نمی دانم آیه قرآن تکلیف معلوم کرده همه کسی این کار را نمی توانند انجام بدهند کسانی که اگر بهره ای برده باشند از مکارم اخلاقی می توانند این کار را بکنند این هم بد نیست اشاره کنم یک چیز مبتلا بهی است این آیه 187 سوره مبارکه بقره یادم است ایامی که کربلا مشرف بودم یک قصه ای پیش آمد بگویم برای عزیزان خوب است حرم سید الشهدا سلام الله علیه یک منبری صبح ها داریم بعد از نماز عزیزان خوب است بدانند خدا شاهده نمی خواستم بگویم ولی ما کربلا که می رویم آرامش نداریم من در بیست روز کربلا بودم هشتاد جلسه منبر رفتم هشتاد جلسه متوسط چهار تا پنج الی شش تا گاهی به فرض می خواهم بگویم نوکری زائرین بعد از منبر صبح ها که حرم منبر داشتیم یک مادری آمد یک عکسی نشان من داد در گوشی یک عکسی و یک جوان بسیار بسیار پیدا بود چهره خیلی زیبا گفتم که خدا بهت ببخشد پسرت است؟ گفت پسرم است ولی دو سه ماه پیش در یک درگیری کشته شد خیلی ناراحت شدم گفتم خوب من تسلیم هستم اینها را کاری نداریم یک سوال از شما دارم گفت به من گفتند از قاتل پسرت بگذر من گفتم می روم کربلا اونجا تصمیم می گیرم الان اینجا بعد از این منبر و کنار ضریح امام حسین هر چی شما بگویی می خواهم همان کار را بکنم نگاه قرآن و دین چی است شما بگو گفتم چه کار سختی ببین چه سوالاتی از ما می پرسند من یاد این آیه افتادم یک سوال ازش کردم گفتم این قاتل سابقه دار و جانی است و جنایتکار است بیاید بیرون دوباره گفت نه رفیقش بوده تصادفا در یک درگیری نمی دانم درگیر شدند این اون را هلش داده بود چی شده بود گفتم اگر این کاره نیست این آیه یا ایها الذین آمنوا 178 سوره مبارکه بقره کتب علیکم القصاص قصاص حقتان است ولی بلافاصله باور کنید آقای ملایی ما بلد نبودیم شعارهای قرآنی را به عالم نه به عالم برای خودمان هم نتوانستیم چرا باید اسلام را متهم بکنند به خشونت بلافاصله بعد از کتب علیکم القصاص می فرمود فمن افی له من اخیه اگر از برادرت بگذری آقای ملایی تو رو خدا یادتان باشد قران آیه 178 سوره بقره قاتل پدرت را برادرت معرفی می کند می گوید این برادر من است می گوید از برادرت نمی گوید از قاتل بگذر و لکم فی القصاص حیات حق دارم قصاص حق است ولی بلافاصله فمن افی از برادرت بگذر آقا قاتل بابام است برادرت است فمن افی له من افیه من شیءٍ ببینید من گفتم اگر واقعا این سابقه دار نبوده یک خطایی کرده باشد گفتم این آیه گفت همین الان زنگ می زنم از همین جا زنگ می زنم می گویم آزادش بکنند کاریش نداشته باشند من همین جا این هم اشاره می کنم ما زندانی خیلی زیاد داریم اینها را یک سری شان جرایم مالی هست درسته مردم هم کمک می کنند گریزان هست ولی من خواهش می کنم شما یک حق مالی داری یا در دعواهای شخصی خودت ببین یک شبه می توانی زندان بخوابی من یادم است همین جا بحث داشتیم بحث زندان ها مفصل آقای شریعتی اینجا بود همین جا 24 ساعت می گویند از اینجا نرو بیرون در همین فضای به این بزرگی یک ماه از اینجا نرو بیرون دق می کنی آقا شما می توانی شما کوتاه بیا دعوا بوده سر هر چی اگر عرض کردم جرم و جنایت جانی و سابقه دار است هیچی الکریم من جاز الاسائت بالاحسان مثل اینکه شما قرآن را بروید
ملایی: چند تا مورد داریم؟ تا الان شش مورد گفتید هفتمی را بفرمایید بعد محضر قرآن باشیم
حجت الاسلام حسینی قمی: باز در کلمات خاتم النبیین است من الکرم احتمال جنایات الاخوان الله اکبر سه تا تعبیر است یکی من الکرم و یکی افضل المروئه جوانمردانگی و یکی من کمال الشرف من هر سه را با هم معنا می کنم اوج شرافت اوج مردانگی و اوج کریم بودن چی است؟ آقا بدی برادران ایمانی ات را تحمل کن آقای ملایی الان آستانه تحمل ها کم شده و جرات نداری به یک کسی دو کلمه بگویی حالت چطور است الان ببینید دعواها و نزاع ها سر چی است من الان خجالت می کشم آقای ملایی به عنوان اینکه یک مبلغ دین، مبلغ دین هم که نیستم به مقداری که مسئولیت داشتم خجالت می کشم الان بگویم در جامعه ما بروید پرونده ها را بخوانید صفحه حوادث را در روزنامه ها ببینید از دادستان ها سوال کنید سر چی ما 250 هزار تا زندانی داریم سر چی دعوایشان شده حضرت می فرماید بالاترین مردانگی بالاترین نشانۀ شرافت و بالاترین نشانۀ کریم بودن یک کمی تحمل داشته باش پرونده های طلاق را ببینید سر چی است که ما در سال آمار رسمی است 500 هزار تا ازدواج داریم و 200 هزار طلاق داریم یعنی پنج تا 500 هزار تا سر چی؟ دعواها را ببینید از دادستان بپرسید زندانی ها سر چی است یک وقت گفتم نمی خواستم اسم شهر را بیاورم مردم شهر از من گله می کنند چرا شهر ما را اسمش را بردی جوان کشته شده و آقای دادستان مصاحبه کرده سر چی این جوان کشته شده؟ درگیری خیابانی سر یک پیتزا سر یک فلافل ما آدم می کشیم یک وقتی این آقای
ملایی: تحمل ها پایین است قصه این است
حجت الاسلام حسینی قمی: بابا می گوید نشانه شرافت این است الان نزاع خیابانی چرا اینقدر زیاد شده بروید از اینهایی که مامور مراجعه آخرش به کجا مراجعه می کنند؟ اینهایی که دعوای خیابانی می کنند برای تعیین جراحت پزشکی قانونی بپرسید دلائل این دعواها چی بوده یک وقتی آقای رکنی می گفتند نمی دانم فرمودند کسی رفته زندان بندها مختلف است بند قاچاقچی ها یک جا نوشته بود بند بوق گفتند بند بوق یعنی چی؟ عربی است انگلیسی و فارسی است بوق یعنی چی کسانی که سر بوق زدن با هم دعوایشان شده این بوق زده و گفته غلط کردی و گفته پدرت غلط کرده و فوری ترمز می زند و قفل فرمان آورده آقا بند بوق داریم اهل بیت مان می گویند اوج شرافت و اوج کرامت تحمل بکنید این هفت تاست
ملایی: حالا اگر بعد از تلاوت قرآن زمانی بود دوستان بهمون بگویند همان نکته هشت شعبان را داریم اینها می تواند برای جلسه بعد باشد خیلی متشکرم حاج آقای حسینی و خیلی هم ممنون از شما عزیزان همراهی می فرمایید قربانی ماه شوال المکرم را متشکرم که تا الان مشارکت کردید و واکنش های شما را خیلی ممنونیم ازش اگر کسی جا مانده و یا دوست دارید دوباره این کار را بکنید به شکرانه سال نو و خلاصه این اتفاقاتی که افتاده می توانید عدد 14 را به 20000303 پیامک بفرمایید خیلی ممنونم ازتون میهمان صفحه 394 قرآن کریم هستیم ادامه آیات سوره مبارکه قصص که تلاوت می شود و همراهی می فرمایید ثوابش را امروز تقدیم کنیم محضر آقای بزرگوار امیر المومنین علی علیه السلام فرمایشات حاج آقای حسینی قمی برآمده از معارف علوی است اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
( قرآن کریم صفحه 394 قرآن کریم آیات سوره مبارکه قصص)
ملایی: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم الهی به حق قرآن دلهایتان بهاری باشد حاج آقا ی حسینی قمی یکی دو دقیقه زمان داریم
حجت الاسلام حسینی قمی: باز هم تاکید می کنم دوشنبه ای در پیش داریم هشتم شوال سالروز تخریب قبور مطهر ائمه بقیع علیهم السلام الله است نه تنها قبور ائمه بقیع بلکه بسیاری از آثار اسلامی در مکه و مدینه این حادثه ای نیست که ما فراموش کنیم بیش از صد سال از این مسئله می گذرد ولی من عرض کردم سال های گذشته می دیدم هیئات مذهبی توجه بیشتری و جلسات بیشتری اگر یادشان رفته ما یادآوری می کنیم فقط در یک دقیقه من اشاره کنم ببینید این که می گویم آثار اسلامی مثلا خاتم النبیین قبر پدر پیامبر را از بین بردند و اجداد پیامبر و مثل عبدالمطلب و مثل عبد مناف و حضرت هاشم عموی پیامبر و حضرت عباس و عمه های پیامبر صفیه و عاتکه همسران پیامبر و شهدای احد و جناب همزه سید الشهدا می توانید دنیا می گویند سرباز گمنام تمام میهمان ها می آیند در برابرش تعظیم می کنند سردار رشیدی مثل همزه سید الشهدا سلام الله شهدای احد و شهدای واقعه حره و شهدای واقعه فخر مثل امیر المومنان و قبر پدر امیر المومنان در قبرستان ابوطالب و مادر بزرگوارشان فاطمه بنت اسد و همسر بزرگوار حضرت ام البنین اینها شب عید غدیری که همه شیعیان مشغول حرم و زیارت امیر المومنان بودند هجوم آوردند در شب عید غدیر کربلا کشتار وسیعی کردند و هزاران نفر را کشتند و خزائن حرم امام حسین را به غارت بردند و خانه های حضرت خدیجه را ویران کردند و خانه امیر المومنان نه فقط قبر چهار امام معصوم این را بگویم آقای ملایی شاید بعضی ها بگویند چقدر شما حساس هستید اصولا می دانید الان بعد از گذشت بیست قرن از ولادت عیسی مسیح عده ای از شرق شناسان اصلا اصل عیسی مسیح را منکر هستند می گویند یک افسانه است شما تمام آثار اسلامی در مکه و مدینه را از بین بردید می دانید اینها قصدشان ویران کردن قبر خود پیامبر هم بود به دلیل قیام مخصوصا مسلمان های فراوانی در هند و پاکستان اینها دیگر نتوانستند و الا روی اعتقادی که داشتند باید قبر پیامبر هم خراب می کردند نتوانستند شما اگر همه این آثار را با خاک یکسان کردید فکر نمی کنید چند قرن بعد یک کسی بگوید کی می گوید پیامبر نشانه اش کو آثارش کو دنیا برای یک تکه الان ببینید در دنیا می گویند این کاشی مال دو هزار سال پیش است رویش قیمت نمی شود گذاشت در موزه ها نگهداری می کنند معاذ الله خاک بر دهانم بخواهم یک همچین مقدس ترین قبر چهار امام مجتبی و امام سجاد و امام باقر و امام صادق و همسران پیامبر و دختران پیامبر و عموهای پیامبر و پدر پیامبر و مادر پیامبر و عموهای پیامبر تمام شهدا عرض کردم یک سرباز گمنام را چقدر تجلیل می کنند من عرضم در یک جمله خواستم بگویم آمادگی ذهنی و برنامه ریزی داشته باشیم صد سال این حادثه فراموش نمی شود
ملایی: حاج آقا اولین برنامه مون بعد از تعطیلات است دعا کنید و مخاطبان آمین بگویند
حجت الاسلام حسینی قمی: خدایا قسم می دهیم به حق محمد و آل محمد معنویتی که در ماه ضیافت الله به همه مسلمان ها و به ماها عنایت فرمودید این معنویت را برای ما حفظ بفرما و به ما توفیق پایداری و حفاظت اون معنویت را حفظ بفرما همه اونهایی که التماس دعا گفتند مخصوصا مریض ها و همه کسانی که ملتمس دعا بودند به حق حضرت زهرا مریض هایشان را لباس عافیت بپوشان و گرفتاری هایشان را برطرف بگردان خدایا فرج عاجلی برای ملت مظلوم فلسطین دیروز فقط صد نفر را به شهادت رساندند فرج عاجلی برای مردم مظلوم فلسطین و غزه و لبنان و یمن مقرر بگردان شر آمریکایی ها و صهیونیست ها به خودشان برگردان
ملایی: متشکرم از شما عزیزانی که لحظه های بعد از خداحافظی با امیر المومنین با ما همراهی می کنید زیر سایه علی ابن ابیطالب باشید و باشیم خداحافظ.