حجت الاسلام حسینی قمی: سلام الله علیکم و رحمه الله. عرض سلام و ارادت خالصانه دارم خدمت همه مخاطبین عزیز. اگر اجازه بفرمایید این خطبه 83 نهج البلاغه امیرالمؤمنان سلام الله علیها را که معروف به خطبه غّراء درخشان است در دوازده جلسه یک ترجمهای کردیم یک تتمهای دارد، این تتمه را بخوانیم یک چند مطلبی هم راجع به ماه رمضان، ماه ضیافت الله عرض کنم و اگر رسیدیم خطبه 99 را انشاءالله شروع میکنیم. این فرازهای پایانی این خطبه است. «عباد الله این الذین عمروا و فنعموا و علموا ففهموا و انظروا فلهوا و سلموا فنسوا» کجا رفتند بندگان خدا، کسانی که خدا عمر به اینها داد و از نعمتها برخوردار بودند، پیامبران آمدند همه چیز را به اینها گفتند و اینها فهمیدند و خدا به ایشان در این دنیا مهلت داد اما لهو، دنبال لهو و لعب بودند. سلموا از سلامت برخوردار بودند ولی نعمت سلامتی را فراموش کردند. امهلو طویلا، خدا یک مدت طولانی به ایشان مهلت داد، شصت سال، هفتاد سال، هشتاد سال. و منحوا جمیلا، نعمتهای زیادی خداوند متعال در خدمت ایشان قرار داد، و حضروا علیما، هم بشارت و هم انذار. احذروا از عذاب دردناک الهی، آنها را بر حذر داشتند. و وعدوا جسیما، از آن طرف وعده بزرگ و پاداش بزرگ الهی، رضوان الهی به آنها داده شد هم بشارت و هم انذار. کجا رفتند آنها که این قدر عمر داشتند و این قدر مهلت داشتند و همه چیز را خدا به ایشان یاد داد و مهلت به ایشان داد و از سلامتی برخوردار بودند ولی استفاده نکردند هم بشارت و هم انذار ولی کاری نکردند. خب میدانید این فرازها تمام در حقیقت عبرت گرفتن از حوادث گذشتگان است. در قرآن فراوان به بحث عبرتها اشاره شده است، آیات بسیاری به عنوان نمونه این سوره مبارکه قصص هست که داستان قارون است وقتی که حضرت موسی به او گفت که زکات مال خود را بده، آیه 87 «قال انما اوتیته علی علم عندی» دانش خودم بوده است، زکات یعنی چی؟ آیات قبل از آن را ملاحظه بفرمایید که خیلی مفصل است. خیلی حضرت موسی او را نصیحت کرد اما گفت اوتیته علی علم، زحمت خودم بوده است، دانش خودم بوده است، برای چی شما میخواهید از من زکات بگیرید. همین حرفی که امروز ما میزنیم. اینها که حاضر نیستند خمس مال خود را بدهند، زکات مال خود را بدهند، چرا نمیدهند؟ میگویند خودمان زحمت کشیدیم و علم و دانش خودمان بوده است و تلاش خودمان بوده است، خدا از ما چه میخواهد؟ یادشان رفته است که همه چیز از خدا است. لذا ادامه آیه ببینید او لم یعلم، قارون نمیداند «ان الله قبل ان یهلک قبله من القرون من هو اشد من قوه» خیلی آدمها از قارون قوی تر، اکثر جمعاً، ثروت بیشتر که آنها از بین رفتند، حالا شما چرا اطاعت نمیکنید، «و لا یسئل عن ذنوبهم المجرمون» یک عبرت است. امیرالمؤمنین میفرماید «عباد الله» از این عبرتها درس بگیرید. یک نمونه دیگر را بخوانم این سوره مبارکه فجر است که عزیزان با آیات آن آشنا هستند. «الم تر کیف فعل ربک بعاد» قوم عاد، «ارم ذات العماد» با آن شهر ارم، شهر بی نظیر و شهر مثال زدنی که قرآن میفرماید «التی لم یخلق مثلها فی البلاد» چنین شهری آفریده نشده بود و چنین شهری وجود نداشت در مناطق دیگر. «و ثمود الذین جابوا الصّخر بالواد» قوم ثمود که در کوهها برای خود پناهگاه درست میکردند «و فرعون ذی الاوتاد» «الذین طغوا فی البلاد» «فاکثروا فی الفساد» از نعمت استفاده نکردند و طغیان کردند و فساد کردند «فصبّ علیهم ربک سوط عذاب» خدا تازیانه عذاب را بر آنها نازل کرد. «انّ ربّک لبالمرصاد» اگر کسی آیات عبرت خدا را جمع کند دهها آیه در قرآن کریم هست که میگوید از گذشتگان عبرت بگیرید. حضرت در یک جمله میفرماید عباد الله از این گذشته عبرت بگیرید. به مال تو و به ثروت خود و به جوانی و به نشاط تو و به قدرت خود نناز، همه امتحان است. بارها عرض کردیم که امتحان ثروت کمتر از امتحان فقر نیست. امتحان قدرت کمتر از امتحان انزوا نیست. آن هم امتحان است و این هم امتحان است. «این الذین عمروا» کجا رفتند کسانی که این قدر خدا به اینها عمر داد، نعمت داد. پیامبران آمدند و حالی اینها کرد و مهلت داد ولی دنبال لهو و لعب رفتند. از سلامت برخوردار بودند یادشان رفت امهلوا طویلا، منحوا جمیلا، نعمتهای زیبا استفاده کردند. بعد حضرت با این تذکر، هشدار میدهد که احذروا برحذر باشید از چی؟ «الذنوب المورطه و العیوب المسخطه» خیلی عجیب است. حضرت فقط یک هشدار داده است، میگوید از گناهانی که انسان را به هلاکت میاندازد. میدانید که همه گناهان بد است. در یک روایت داریم که سؤال کردند که صغیره چه هست، میگویند گناه صغیره و گناه کبیره؟ خیلی تعبیر لطیفی است. امام علیه السلام فرمود «لا صغیره مع الاصرار» اگر کسی به یک گناه عادت کرده است و خیلی عادی برای او شده است و مرتب انجام میدهد صغیره معنا ندارد که همیشه عادی شده است. مع الاصرار، کسی که اصرار بر یک گناه دارد، هیچ گناهی را نباید کوچک شمرد. اینجا حضرت میفرماید گناهی که آدم را به هلاکت میاندازد. گاهی به نظر ما گناه کوچک جلوه میکند. این خیلی خطر دارد. بد نیست من یک داستانی بگویم. این را به هر حال برای همه ما هشدار است. من بارها عرض کردم که متأسفانه بساط شیطانیه که یک سلسله گناه را میگوید که من از دیوار مردم که بالا نرفتم و آدم که نکشتم، فکر میکنند که گناه فقط این است که از دیوار خانه مردم بالا بروی یا آدم بکشی، دیگر بقیه گناهها چیزی نیست. مرحوم کلینی در کافی شریف دارد که من خیلی کوتاه عرض میکنم که مثل فردا که روز اول ماه مبارک رمضان بود، یک کسی از بهترین اصحاب امیرالمؤمنین سلام الله علیه که هم صحابی بوده است و هم شاعر امیرالمؤمنان بوده است که من همیشه تشبیه کردم که شاعر در آن زمان یعنی رئیس سازمان رسانه ملی. شعر کاری میکرد که امروز رسانهها میکردند. گاهی شاعر یک قصیده میگفت و یک حکومت ساقط میشد. آن کاری که امروز فضای مجازی و رسانهها میکنند آن وقت شعرا میکردند. یک چنین موقعیتی به نام نجاشی که اسم او در تاریخ آمده است، از اصحاب خوب امیرالمؤمنین سلام الله علیه است، روز اول ماه مبارک رمضان روزه گرفته بود، راه افتاد برود مسجد کوفه به نماز امیرالمؤمنین سلام الله علیه. در راه یک رفیقی که در خانه او باز بود، اسم او را نوشتند ابوسماک. گفت نجاشی کجا؟ گفت نماز. گفت بیا تو. او را داخل برد و گفت من یک کباب بره خیلی خوبی از دیشب آماده کردم و در تنور مغز پخت شده است و از دیشب کم کم و نم نم پخته است و الان وقت خوردن آن است. گفت بگذار افطار میآییم چند ساعت دیگر. گفت بازی در نیاور، بیا. گفت نه من دارم نماز امیرالمؤمنین میروم و چند ساعت دیگر میآیم. بالاخره او را راضی کرد. گفت یک چیز دیگر میگویم این را رد نکن. گفت چی؟ گفت یک شراب نابی هم آوردم. گفت من میگویم روزه نخوریم، تو میگویی شراب. گفت نمیدانی چه شرابی است و این را نمیشود کنار گذاشت. این را انسان باید باور کند که وسوسه اثر دارد و حرف اثر دارد، انسان تحت تأثیر القائات قرار میگیرد و چه خوب و چه بد. چرا این قدر به ما میگویند که پای مواعظ بنشینید، خود این موعظه اثر دارد. چرا خاتم النبیین به جبرائیل میفرمود که «اذنی» چرا خاتم النبیین به عبدالله مسعود میفرمود اذنی، به اصحاب خود میفرمودند اذنی، به عبدالله مسعود میفرمود که آیات قرآن را برای من بخوان؟ اثر دارد. وسوسه بد هم همین طور، اثر دارد. این بیچاره را راضی کرد و در خانه کباب بره را خوردند و ظهر ماه رمضان شراب را هم خوردند و بعدازظهر که شد سروصدا و پایکوبی. همسایهها گفتند که چه شده است غروب ماه مبارک رمضان کسی حال ندارد که ناله کند و صدایی کند، اینها چرا پایکوبی میکنند. در خانه آمدند، صاحبخانه راه فرار را بلد بود و فرار کرد. او را گرفتند و به محضر امیرالمؤمنین بردند. حضرت فردا صد تازیانه به او زد. گفت چرا صد تا؟ هشتاد تا تازیانه برای شراب خوار است. فرمود بیست تا برای اینکه حرمت ماه مبارک رمضان را رعایت نکردی. چون ماه رمضان همان طوری که عبادت در آن افضل است و ثواب آن بیشتر است، عقوبت گناه هم بیشتر است.ای کاش همین جا تمام شده بود، گفت نه آقا حکومتی که به من با این موقعیت من تازیانه بدهد و ملاحظه نکند، به درد نمیخورد. فرار کرد. خب معلوم است کسی از حکومت امیرالمؤمنین فرار کند، پیش معاویه میرود. عرض من این است که هیچ گناهی را نباید سبک بشماریم. حضرت میفرماید گناهی که المورت، گناهانی که انسان را به هلاکت میرساند. ماه رمضان در پیش است، روزه خواری را سبک نشماریم و گناه دیگر را سبک نشماریم. دوم «و العیوب مسخطه» عیوبی که خدا را به خشم میاندازد. گاهی ما یک گناهانی داریم که باعث خشم الهی میشود. بعد حضرت تذکر میدهند «یا اولی الابصار»ای صاحبان بصیرت، خدا به شما چشم داد. و الاسماع گوش داد و العافیه و المتاع، خدا به شما عافیت داد و خدا به شما در دنیا امکانات داد. هل من مناصٍ او خلاصٍ او معاذٍ او ملاذٍ او فرارٍ او محارٍ، میشود از مرگ فرار کرد؟ میشود به جایی پناه برد؟ میشود به جایی فرار کرد؟ میشود به جایی برویم که آنجا مرگ سراغ ما نیاید. فانی تؤفکون. اگر نمیشود از مرگ فرار کرد کجا میروید؟ این تصرفون ام بما ذا تغترون؟ فریب چه چیزی را میخورید؟ و انما حظ احدکم من الارض. از این تعبیرات تکان دهنده نهج البلاغه است. انما حظ احدکم من الارض ذات الطول و العرض. این زمین به این پهناوری، نه فقط ایران و خاورمیانه، زمین با همه طول و عرض آن، بعد از مرگ سهم ما از این زمین چه قدر است؟ انما حظ احدکم من الارض ذات الطول و العرض با این عرض و طول، قید قده، به اندازه قامت شما است. در قبر که میخواباند همین اندازه است، صد و شصت، صد و هفتاد، اندازه شما است. آن هم انسان اگر در قبر به قفا بخوابد جای بیشتری را اشغال میکند. حضرت میفرماید که آن طوری هم نیست که ما بخوابیم. واجب است که میت را رو به صورت روی قبر بخوابانند. این کل سهم شما از زمین است. حالا از این در و از آن در، حلال و حرام و متشابهات و خمس خود را نده، زکات خود را نده، به بیچارهها رسیدگی نکن و جمع کند، اینها را که با شما دفن نمیکنند. یک جایی که قید قدّه، تا حالا دیدید که یک قبر بزرگ بگیرند که پدر ما چهار متر در شش متر قبر او باشد؟ نمیکنند این کار را و اصلاً معنا ندارد. قید قدّه منعفرا علی خدّه. خدا رحمت کند یک رفیقی داشتیم که میگفت یک آقایی را از کویت آورده بودند از حرم حضرت معصومه سلام الله که او را دفن کنند. (این قصه شاید برای بیست سال پیش است) یک جای خیلی حساسی. گفتند که باید پول بدهید. چه قدر پول بدهیم؟ شاید آن وقت سیصد میلیون، چهارصد میلیون که این کار به نظر من پسندیده نیست که چه حرمها و چه قم و چه مشهد و چه جاهای دیگر یک پول کلانی بگیرند که یک کسی آنجا دفن کنند. بارها عرض کردم که این پولها را در زمان حیات خود به یک بیچاره بدهند. حالا ما برویم مشهد، کجا میخواهیم دفن شویم؟ هر چه قبر ما نزدیک به قبر امام رضا علیه السلام باشد دیگر نزدیک از هارون الرشید نیست. هارون پشت امام رضا است. اگر مشهد مشرف شوید دو تا بیت آن بالا نوشته است که قبران فی طوس خیر ناس کلهما و شرهم، دو تا قبر اینجا است بهترین و بدترین. لا ینفع رجس، هارون از نزدیکی به امام رضا هیچ سودی نمیبرد. امام رضا هم از اینکه هارون نزدیک او است ضرری نمیبیند. غرض این کار خیلی مناسب نیست. او را آورده بودند، آن سال شاید دویست میلیون، سیصد میلیون چنین پولی بدهید. اینها پول را پرداخت کردند که آمدند دفن کنند که او خیلی ثمین بود، چاق بود، از این جایی که قبر در نظر گرفته بودند، بدن پایین نمیرفت. هر کاری میکردند با اینکه منعفرا باید او به پهلو باشد، ثمین بود و رد نمیشد. یک حدی دارد. گفتند این رد نمیشود. گفتند عیبی ندارد مدیر حرم برای من تعریف میکرد. گفتند یک چند سانت بیشتر. گفتند عیبی ندارد، یک واریز دیگر پنجاه تومان دیگر واریز کنید یک ذره این طرف تر بدهیم و واریز کردند و دفن کردند. نهایت همین است. یعنی قامت ما چه قدر است و آن هم به پهلو به تعبیر حضرت منعفرا علی خده، چه کار کنیم؟ الان عباد الله و الخناق مهملٌ، (این تعبیر را قبلاً در این خطبه داشتیم) حضرت میفرماید که خناق که خناق آن طنابی است که به گردن انسان میاندازند که کسی را بخواهند به دار بزنند، این روی چارپایه میرود و میایستد این طناب آزاد است، وقتی روی چارپایه میرود و همه مقدمات تمام میشود، یک لگدی میزنند و این چارپایه میافتد و او دیگر خفه میشود. حضرت میفرماید الان هنوز طناب آزاد است الخناق مهملٌ، شل است و هنوز خدا لگد به آن چارپایه نزده است. خدا هنوز لگد نزده است که این چارپایه بیفتد، تا وقتی لگد نزده است. و الروح مرسلٌ فی فینه الارشاد تا الان که وقت دارید بیشتر هدایت شوید، از این فرصت استفاده کنید. به هر حال یک روزی این طناب مرگ را به گردن ما میپیچانند و هیچ برو و برگشتی ندارد. فی فینه الارشاد و راحه الاجساد، الان در عرصه هدایت است و الان فرصت هست. الان راحت است و الان بدن ما در راحتی است و خبری از مرگ نیست. و مهل البقیه، برای باقی عمر الان مهلت دارید. این روایت خیلی لطیف است. از امام صادق است که میفرماید «بقیه العمر» چه قدر دیگر از عمر ما مانده است؟ نمیدانیم یک ساعت، دو ساعت، بقیه العمر لا قیمه له، نمیشود هیچ قیمت گذاری کرد. حضرت میفرماید از این مهلت باقی مانده استفاده کنید. و انف المشیه. الان اراده دارید و اختیار دارید، الان میتوانید تصمیم بگیرید، فرصت هست. و انظار التوبه، الان خدا مهلت داده است که توبه کنید، از این مهلت استفاده کنید. و نفساح الحوبه، الان میتوانید از گناه فاصله بگیرید قبل الضنک و المضیق، قبل از اینکه شما را در تنگنای قبر ببرند. و الروع و الزهوق، قبل از وحشت قبر و قبل از خروج روح از بدن. و قبل قدوم الغائب المنتظر، آن مرگی که همه انتظار آن را میکشیم و الان غایب است، قبل از اینکه مرگ سراغ شما بیاید، و اخذه العزیز المقتدر. خدایی که با همه قدرت خود عزیز مقتدر است، قبل از اینکه جان شما را بگیرد، الان که مهلت دارید از این مهلت استفاده کنید. این جمله تمام شد و خطبه تمام شد. دوازده جلسه با این تتمهای که امروز گفتیم، این را هم گفتیم که سید رضی سلام الله میفرماید «نامفهوم 21:50» بدنها به لرزه آمد و اشکها جاری شد. همه حرف امام اگر بخواهیم این خطبه دوازده جلسه را در یک کلمه خلاصه کنیم، حضرت میفرماید از مهلت استفاده کنیم، فرصتی که امروز دارید استفاده کنید. این آیه دهم سوره مبارکه منافقون است. «و انفقوا مما رزقناکم» ما به شما دادیم، نگویید علی علم عندی، خودم به دست آوردم. همه چیز برای او است. «انففوا مما رزقناکم من قبل ان یأتی احدکم الموت» قبل از اینکه این طناب را بکشند و چارپایه را از زیر پای ما بردارند انفاق کنید. اگر این کار را نکردید آن وقتی که مرگ آمد «مما رزقناکم من قبل ان یأتی احدکم الموت فیقول رب لولا اخرتنی الی اجل قریب» میگوید خدا میشود مهلت بدهید، یک سال، یک ماه نه یک ساعت به من مهلت بدهید. یک ساعت به شما مهلت بدهد چه کار میخواهید بکنید؟ «فاصّدّق و اکن من الصالحین». یک آیه در سوره مبارکه ابراهیم است. این سوره مبارکه منافقون است، میگوید که نیم ساعت به من مهلت بدهید من صدقه بدهم. نمیگوید نماز، نماز هم خوب است، نمیگوید نماز بخوانم و نمیگوید کارهای دیگر، میگوید صدقه بدهم «فاصّدّق و اکن من الصالحین» سوره مبارکه ابراهیم گسترده تر است «و انذر الی صیام یأتیهم من العذاب ربنا اخرنا الی اجل قریب» یک مهلتی کوتاه بده. «نجب دعوتک و نتبع الرسل» ما دعوت تو را اجابت کنیم و از پیامبران اجابت کنیم. این فرصتی است که امروز داریم. من میخواهم خطبه 99 را بخوانم ولی اجازه بدهید چون در آستانه ضیافت الله ماه مبارک رمضان هستیم چند جملهای صحبت کنم. من یک عبارتی از امام دیدم رضوان الله تعالی علیه که از امام راحل یاد کنیم. یک تعبیری دارند که راجع به ماه مبارک رمضان که در آستانه ماه رمضان است که در روزهای آخر این را نوشتند. امام میفرمایند که اکنون که آستانه شهر الله و قیام ضیافت الله است و من خود اقرار دارم که لایق این ضیافت نیستم. میدانید که امام رضوان الله علیه با آن همه مقامات باز میگوید که اقرار میکنم که من لایق این ضیافت نیستم. شهر شعبان المعظم که شهر امامان است در شرف گذشتن است، الان چند ساعتی بیشتر نمانده است و ما خودمان را نتوانستیم مهیا برای شهر الله کنیم. دعاها را گاهی با لقلقه زبان خواندم. حضرت امام این طوری میگوید و از آنها چیزی حاصل نشد. در این آخر شب عرض میکنم «اللهم ان تکن غفرت لنا فیما مضی من شعبان فاغفر لنا فیما بقی منه» از رحمت حق تعالی مأیوس نیستم. در دنیا مباد روزی که گناهان به آنجا رسد که از رحمت الهی مأیوس شویم. این چند روز خواهد گذشت چه با عیش و نوش و چه با رنج و تعب و چه با غفلت از فطرت و چه با توجه به آن. این تعبیر امام رضوان الله علیه است که امام بگوید که من لایق ضیافت الله نیستم، ما دیگر چه بگوییم ولی به تعبیر امام از رحمت الهی ناامید هم نیستیم. من چند تا تقاضا از بینندگان عزیز دارم که این است که بگذارید زن و بچه خود را سر سفره حلال ببریم. حیف است که به زن و بچه سحری و افطاری بدهیم که حق الله در آن باشد و حق الناس در آن باشد. تعارف نداریم که قارون حرف او این بود که اوتیتم علمه دانش خودم است، خدا چه میخواهد. به تعبیر اساتید بزرگوار، ما گاهی اسماً مسلمان زندگی میکنیم ولی فکراً قارونی هستیم. خمس مال واجب خود را تا ماه رمضان نشده است بدهیم. قطعاً یقین داشته باشیم که برکات مال ما بیشتر میشود. بارها عرض کردیم شما یک سال از اول اسفند امسال تا سال دیگر دوازده ماه، خانه بخر، ماشین بخر، ویلا بخر، سیسمونی، قشلاق، مسافرت برو، همه چیز بعد از یک سال ببین اگر از این درآمد بعد از یک سال چیزی اضافه نیامد که هیچ، اگر اضافه آمد هشتاد درصد مال خودت، بیست درصد را یک بار، چون اگر باقیمانده تا سال دیگر اضافه نشد، خمس ندارد. یک بار دو قسمت کن، نیم برای سهم سادات فقیر چون زکات را به غیر از سادات میدهند. خودتان به سادات فقیر بدهید. الان بنشینید حساب کنید که از سال گذشته تا حالا چه قدر اضافه دارید، هشتاد درصد برای خودت و بیست درصد باقیمانده، نصف را خودت به سید فقیر بده. غیر از پدر و مادر و اولاد که آنها واجب النفقه هستند. این همه ما فقیر و نیازمند سراغ داریم. نصف دیگر هم سهم امام زمان است، ببین مرجع تقلید تو کجا لازم میداند که مدرسه ای، بیمارستانی، درمانگاهی، مدرسه دینی باشد، این را تحویل مرجع دینی بده. این را بارها عرض کردم که گاهی وسوسه شیطانی به سراغ شما میآید که میگویی من این را به کجا بدهم و چه طوری خرج میکنند؟ سادات را گفتیم خودت بده و نصف دیگر سهم امام زمان است که از مرجع تقلید خود اجازه بگیر و بگو آقا شما کجا میخواهید خرج کنید، من الان آنجا خرج کنم. الان این همه فقرا هستند تبدیل به سبد کالا کن. شما فکر میکنید با همین مبالغ کم میتوانیم زندگی فقرا را تأمین کنیم؟ واقعاً گرفتاری خیلی زیاد است. بحث کمبود صد هزار تومان و دویست هزار تومان نیست، متأسفانه در شرایطی هستیم که ارزش پول ما هی کم میشود و حقوقها به این اندازه که اضافه نشده است. یعنی من این ایامی که تازگی کربلا مشرف بودم غصه میخوردم، الان ما باید هفتاد زائری که به عراق مشرف میشود باید هفتاد هزار تومان بدهد یک دینار عراق بگیرد. در حالی که سال گذشته چهل هزار تومان میداد یک هزار دیناری میگرفت. سال قبل از آن بیست هزار تومان میدادی، یک دینار میگرفتی. منظور این است که ارزش پول ما دارد تنزل میکند. این باید مسئولین یک فکری کنند. عجیب این است که سال گذشته اگر شما صد دلار میدادی، صد و پنجاه دینار عراقی میگرفتی، امسال هم صد دلار بدهی، صد و پنجاه دینار عراقی میگیری، سال قبل هم، دو سال قبل هم یعنی پول عراق هیچ تنزلی نکرده است در برابر پولهای دنیا ولی ما بیست هزار تومان میدادیم یک دینار میگرفتیم و بعد شد چهل هزار تومان و الان شده است هفتاد هزار تومان. تازه پول ایرانی هم با زحمت قبول میکنند. این تنزل است و این ارزش کم شدن است. این در همه زندگی مردم اثر میگذارد. دیگر نمیشود که بگوییم قیمت دلار تا آخر بگویند اشتباه کردی ...
ملایی: ما الان به اعداد و ارقام کاری نداریم، شما یک جایی شاید بتوانی هزار تومان گرانتر و ارزانتر بخری و بفروشی، منظور این است که با توجه به این وضعیت و این شاخص الان معشیت اکثریت خانوادهها در مضیقه است.
حجت الاسلام حسینی قمی: دولت باید یک فکری بکند و یک کاری کند. بسم الله خودمان حواسمان باشد. من نمیگویم صدقه بدهید، مستحبات نه، واجبات خود را بدهید. زکات که واجب است، خمس شما که واجب است. خمس واجب خود را بدهید. اول اسفند تا اول اسفند دوازده ماه هر چه در آوردید برای خودتان، خانه بخر، ماشین بخر، جهیزیه بگیر، ییلاق، قشلاق هر چه در شأن خودتان خرج کنید و آخرش اگر اضافه نیامد که هیچ ولی اگر اضافه آمد که هشتاد درصد برای تو و بیست درصد نصف کن. قرآن است که میگوید «فان لله خسمه» نصف کن و نصف آن را خودت به سادات فقیر بده. بسیاری از مراجع اجازه میدهند که خودت بده. به گردن من است. اگر شما شک داری به گردن من. نصف دیگر آن هم برای امام زمان است و هر چه امام زمان راضی است. قطعاً امام زمان راضی است به فقرا بدهید و به بیچارهها بدهید و به درمانگاه بدهید و به بیمارستان بدهید و به مرکز توانبخشی بدهید، آن را با مرجع تقلید خود هماهنگ کن. عرض من این است که بگذارید خواهش میکنم که سحر و افطار سر سفره حلال بنشینید، اگر نداده باشید که مراجع تقلید این طور میگویند که خمس در همه اموال شما است و هر لقمهای که بردارید به آن 5/1 تعلق دارد. این داستان را بارها گفتم یک بار دیگر تکرار کنم. من خیلی تحت تأثیر این داستان هستم. خدا رحمت کند مرحوم آقای زاهد رضوان الله علیه که میفرمودند که در نجف یک دزدی بود، در شهر نجف یک دزدی بود که همه او را میشناختند که او دزد است ولی ماه رمضان روزه میگرفت. روزه که خوب است ولی دزدی او بد است. یک کسی کار خوبی میکند باید کار خوب او را تشویق کرد بلکه یک روزی برگردد. این دزد روزه میگرفت و دم افطار میخواست افطار کند، میدید که همه اموال او حرام است و با مال حرام نمیخواست افطار کند. در کوچه و بازار میآمد که میگفت یک لقمه حلال به من بدهید که من روزه خود را افطار کنم. باور نمیکردند، فکر میکردند که میخواهد اینها را سرکیسه کند. به او نمیدادند. ایشان میفرمود گاهی یک ساعت از افطار میگذشت و کسی چیزی به او نمیداد. صبر میکرد تا یکی دلش بسوزد و یکی یک لقمه به او بدهد و افطار او با لقمه حلال باشد. دزدهای حرفهای میگویند که افطار ما حلال باشد، ما که دزد حرفهای نیستیم ما که مؤمن هستیم و ما که مسلمان هستیم و ما میخواهیم شب قدر این قرآن را روی سر خود بگیریم، ما میخواهیم وارد ضیافت الله شدیم همه گناهان ما آمرزیده باشد. دزدهای حرفهای میگویند که سحر و افطار ما حلال باشد، به زن و بچه خود رحم کنیم اینها را سر سفره حلال ببریم. این یک جمله بود. یک جمله دیگر اضافه کنم در حالات امیرالمؤمنان سلام الله است. خیلی عجیب است. آقا امیرالمؤمنان افطار خود را میآوردند، مهر و موم شده بود، میگفتند این نان خشک را کی میتواند بخورد؟ میفرمود میخواهم کسی چیزی به آن اضافه نکند، این غذا را خودم مطمئن هستم که مسیر آن درست است، میخواهم یک غذای شبهناک دیگری در غذای من اضافه نشود. این امیرالمؤمنان سلام الله علیه که ما به ایشان ارادت داریم این تقید او است. این یک تقاضا، البته این را بگویم که من خیلی خوشحال شدم جلسه قبل پیامها را خواندم، الحمدلله به برکت آیات قرآن و کلمات امیرالمؤمنان خیلی اثر دارد و ما گفتیم اگر شما یک کاری کردید به ما پیام بدهید. خیلی پیام داده بودند. ما را خوشحال کنند و پیام بدهند که شما این را گفتید و ما این کار را کردیم. تقاضای دوم این است که در حالات امیرالمؤمنان هست که فرمود رسول خدا ماه رمضان که میشد دم افطار به من میگفت علی جان در را باز کن، هر کسی میخواهد سر سفره افطار بیاید. اینکه برای ما مقدور نیست ولی تقاضای من این است که حواس ما به بیچارهها باشد و به فقرا باشد. رسول خدا در جملات ایشان هست که «کان اجود الناس» پیامبر از همه جود و سخاوت او بیشتر بود ولی اوج جود و سخاوت او در ماه رمضان بود. بنابراین بهترین صدقه روایت داریم کهای صدقه افضل، فرمود که صدقهٌ فی رمضان، بهترین صدقه در ماه رمضان است. روایت عجیبی داریم فرمود «تفتیرک الصائم افضل من الصائم» به یک فقیر افطاری بدهی از روزه خودت ثوابش بیشتر است. این داستان هم از امام سجاد هست. در حالات امام سجاد هست که حضرت روزه که میگرفتند یک گوسفند قربانی میکردند و یک غذای مفصلی میپختند، یک آبگوشت مفصل. دم افطار که میشد این آبگوشت را بین خانوادهها تقسیم میکردند، میفرمودند که حالا افطاری من را بیاورید. ما هیچ کدام اهل چنین کاری نیستیم ولی میگویم که نزدیک شویم. «ثم یأتی بالتمبر و خبز و یکون ذلک» شام و افطار خود حضرت نان و خرما بود، یک گوسفند قربانی کرده ولی نان و خرما افطار خودش است. الان شما نگاه کنید، شما الان آنهایی که دختر سال اول تکلیف دارند و یا خانوادهها که چه قدر در توانشان هست و چه قدر مقید هستند، روایت داریم که در ماه مبارک رمضان توسعه به زن و بچه خود بدهید. غذای خوب تهیه میکنند، افطار خوب تهیه میکنند و سحر خوب تهیه میکنند. فقرا دختر سال اول روزه گیر ندارند؟ آقای کارخانه دار این کارگرهای شما سال اول مشکل ندارند، گرفتاری ندارند؟ شما اول ماه رمضان خدا قبول کند، به زن و بچه خود را برس، یخچال و فریزر خود را پر میکنی، آیا فقرا نباید در یخچال خود یک چیزی داشته باشند. بالاخره اگر ما داریم ... خیلی عذر میخواهم این جمله را مکرر گفتم که حاج آقا این قدر حرص و جوش نخور، ما همه صدقه میدهیم. چه میدهیم؟ آن جلسه نگفتم که درآمدهای ما با صدقات ما تناسب ندارد. ماه رمضان چه قدر خرج سفره خودت میکنی؟ ده درصد را به فقرا بده. پنج درصد را به فقرا بده. من یک شهری بودم که اسم آن شهر را نیاورم. یک حاج آقایی گفت که ما داریم یک ساختمانی میسازیم، نمیدانیم که چرا بلا پیش میآید و گرفتاری پیش میآید، به نظر شما چه کار کنیم؟ گفتم چه میسازی؟ گفت هیچی یک آلونک است که هفت طبقه هست و هر طبقه، پانصد متر است در کجا؟ بهترین نقطه شهر. من اسم نمیآورم که متری صد و پنجاه میلیون است. هفت تا پنج طبقه یعنی سیصد و سه هزار و پانصد متر داری آلونک میسازی. گفتم خون ریختی، میگویند خوب است که قربانی داشته باشیم. گفت بله حاج آقا این حرفها چه هست، دو سال پیش که شروع کردیم یک مرغ و خروس کشتم. برای یک آلونک که هفت طبقه و هر طبقه پانصد متر بهترین جایی که زمین آن متری صد میلیون، صد و پنجاه میلیون است. میگوید حاج آقا یک مرغ و خروس را اول ساختمان کشتم. من خواهش میکنم هر کسی هر چه قدر درآمد دارد، من گفتم شما بیست میلیون میگیری، سی میلیون میگیری، بگو یک درصد، بگو ده درصد، این در ماه رمضان یادمان نرود. نکته سومی که خواهش میکنم حدیث امام صادق علیه السلام است در دعوات راوندی، فرمود خدای متعال ماه رمضان فرشتهای را مأمور کرده است که میگوید ابشر عبادی، بندگان من تمام گناهان شما را آمرزیدم ولی یک دسته را خدا نمیآمرزد. حدیث است و مدرک آن را گفتم الا من حدق من اخیه مسلم، کسی که کینهای از برادر مسلمان خود داشته باشد، خدا نمیآمرزد. اول رمضان نمیآمرزد و شب قدر هم نمیآمرزد. چند ساعت بیشتر نمانده است بلند شویم و اگر مال خود را حلال نکردیم، الان حلال کردیم و اگر خدای نکرده کینهای از کسی داریم، کینه را برطرف کنیم. اگر صدقه ندادیم، صدقه بدهیم. این سبدهای کالا خیلی خوب است به نیازمندان بدهند، خیلی آبرومندانه بدهند. این را خواهش میکنم که چرا قدیمها یک رسم خیلی خوبی بود، رمضان مثل حج بود، چه طور حاجیها میخواستند به حج بروند از همه حلالیت میطلبیدند، ماه رمضان هم از همه حلالیت میطلبیدند. در شب اول زنگ بزنیم اگر واقعاً از کسی ناراحتی داشتیم. مطلب دیگری که میخواهم عرض کنم اولاً امسال که دیگر زمستان هم روزها بلند نیست و هم هوا سرد است و در زمستان هستیم و خیلی روزه گرفتن دیگر خیلی سخت نیست، تابستان زحمت دارد ولی همین الان هم ما متأسفانه جامعه ما بین افراط و تفریط است، یک عده میتوانند بگیرند، نمیگیرند. این همه ثواب و این همه ... من گاهی یک دانه حدیث برای تشویق کافی است. روایت در کتاب شیخ صدوق است که فرمود ماه رمضان که میرسید پیامبر با یک حالتی میفرمود که چه دارد میآید؟ ماذا یستقبلکم، ماذا یستقبلون. اصحاب ترسیدند گفتند دشمن حمله کرده است؟ گفتند نه ماه رمضان دارد میآید. عین روایت است. یغفرالله فرمود که خدا روز اول ماه رمضان یغفرالله تعالی فی اول رمضان، خدا نگه نمیدارد که به شبهای قدر برسد. روز اول ماه رمضان، خدا همه را میآمرزد به شرط اینکه قابلیت داشته باشیم. ما آماده این باشیم. امام میگوید که من اعتراف میکنم که من قابلیت این را ندارم. حالا تلاش کنیم. بنابراین خواهش من این است که نه از آن طرف یک عده توان دارند، دیگر روزهها یک صبحانه یک ذره جابه جا میشود و بعد هم افطار، ما هم که متأسفانه بعضیها الان وزن میکنند خودشان را و آخر ماه رمضان هم وزن میکنند، میبینند چند کیلو هم اضافه شده است چون سحر میخورد، میخورد، نخور. میخواهم دوازده ساعت روزه بگیرم. افطار میخورد، میخورد آقا این قدر نخور، میگوید دوازده ساعت روزه گرفتم. بیشتر از غیر از ماه رمضان مصرف میکند. سخت نیست. یک عده از آن طرف هم واقعاً در توان اینها نیست که در تمام رسالهها نوشتند، اسلام نه از این طرف و نه از آن طرف، نه افراط و نه تفریط. شما یقین دارید که روزه برای شما ضرر دارد. حق ندارید بگیرید. یقین نداری و هفتاد درصد، هشتاد درصد هست اینجا هم نباید بگیری. پنجاه پنجاه است چه کار باید بکنم؟ شک است. فقها فرمودند که احتمال عقلایی قابل توجه که احتمال ضرر دارد، نباید بگیرید. رسالهها را ببینید آن کسی که احتمال ضرر میدهد احتیاط او در نگرفتن است و نه در گرفتن. یک وقت یقین به ضرر داری نباید بگیری. هفتاد، هشتاد درصد نباید بگیری. پنجاه پنجاه شک دارد و احتمال عقلایی بدهد، نه اینکه ضعف پیدا میکند، روزگی هست و ضعف، روزگی هست و گرسنگی. لازمه این است. زیاد هم سؤال میکنند که حرف پزشک کافی است. در رسالهها نوشتند که اگر پزشک میگوید ضرر دارد و خودت یقین داری ضرر ندارد، خودت از حال خودت بهتر میدانی. پزشکها در حال اینکه ما پزشک مقید و متدین خیلی داریم ولی بعضیها سهل میگیرند. او همین طوری یک چیزی میگوید. اگر یقین به حرف پزشک پیدا کردی بسم الله اما اگر نه روزه میگرفتی و پزشک میگوید ضرر دارد ولی خودت یقین داری که ضرر ندارد. این را مواظب باشیم. بچههایی که سال اول اینها هست مخصوصاً دختر خانمهایی که سال اول ایشان هست، به استراحت اینها برسیم و به غذای اینها برسیم و به اینها محبت کنیم و اگر در توان اینها هست حتماً میگیرند. برای دخترانی که امسال باید روزه بگیرند یکی از کارهای خوبی که در جمهوری اسلامی شده است این است که در شناسنامهها مینویسند تاریخ قمری را. تاریخ شناسنامهها را باز کنید و تولد شمسی را نوشته است و تولد قمری را هم نوشته است که چندم است. اگر کسانی دختر خانمهایی اول رمضان 1437 الان 1446 هستیم نُه سال از آن کم کنید یا این طرف اگر شعبان است و قبل از آن است به طریق اولی. نهایتاً اگر اول رمضان سال 1437 هستند باید روزه بگیرند. اگر در توانشان هست. یک کم به اینها برسیم و مراقبت کنند و غذای خوب و استراحت کنیم و محبت کنیم. روز اول بستگان زنگ بزنند و تبریک بگویند و التماس دعا به او بگویند و اگر در توان او هست. امسال که خیلی سخت نیست روزه داری. در مورد پسرها نیازی نیست به این سن بگوییم چون پسرها ولو سن پانزده سال گفتند ولی غالباً زودتر از آن سن به بلوغ میرسند و الان متأسفانه میدانید که بلوغ از قدیم بوده است و بلوغ زودرس زیاد هست که انشاءالله مقید باشند و موفق باشند.
ملایی: خیلی متشکرم حاج آقای حسینی قمی. هلول ماه مبارک رمضان را به شما تبریک میگویم و التماس دعا داریم. ما را دعا کنید.
حجت الاسلام حسینی قمی: کسانی که به هر دلیل از روزه معذور هستند یا سالخورده هستند یا مسافر هستند یا بیمار هستند، خب اولاً رعایت کنند تظاهر به روزه خواری خوب نیست. ثانیاً من به اینها یک چیز دیگری عرض کنم که من میدانم بسیاری از خانمهای سالخورده و آقایان سالخورده و معذور و بیمار نمیتوانند روزه بگیرند از شب اول ماه غصه میخورند که چرا ما نمیتوانیم. ببینید اینها از یک فیض محروم هستند، فیض روزه گرفتن، دهها فیض دیگر ماه رمضان برای اینها فراهم است. ماه ضیافت الله که نگفتند برای روزه دار، قرآن بخوانند، یک آیه قرآن ثواب یک ختم قرآن است و صدقه بدهند و چه قدر است و افطاری به یک نفر بدهند، اینها همه هست. اینها نگران نباشند مطمئن باشند. خواهش آخری که دارم ما ملتمسانه تقاضا میکنیم، یک ماه طوری نمیشود به احترام ضیافت الله که از اینکه بالاتر نداریم، ابزار گناه، وسیله گناه و زمینههای گناه را از خانههای خود جمع کنیم. من در سخنرانی زیاد میگویم که تو را خدا به دختر و پسر خود رحم کنید. این ابزار گناه حداقل ماه رمضان کنار بگذاریم و حال عبادت داشته باشیم و نشاط عبادت داشته باشیم و روزه داشته باشیم، تلاوت قرآن داشته باشیم. شما یک هفته امتحان کنید و یک هفته جمع کنید اگر دیدید که زندگی به هم خورد، دوباره برگردانید. به ما هم پیام بدهند که این چند مطلبی که عرض کردیم بحث خمس و صدقات و همه اینها و صلح و برقراری اصلاح بین مؤمنان ارسال کند.
ملایی: صفحه 359 قرآن کریم آیات پایانی سوره مبارکه نور، آیات آغازین سوره مبارکه فرقان، ثواب هم تقدیم کنیم محضر آقای ما امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب که هم ذکر خیر ایشان شد و هم این ماه مهمان آن حضرت هستیم. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
قرآن کریم صفحه 359 آیات پایانی سوره مبارکه نور و آیات آغازین سوره مبارکه فرقان
ملایی: حاج آقای حسینی یک دقیقه وقت دارید بفرمایید.
حجت الاسلام حسینی قمی: بسم الله من میخواستم صحیفه سجادیه دعای 44 که استقبال از ماه رمضان است، دعای 45 وداع با ماه رمضان است. اگر عزیزان صحیفه سجادیه دارند این دو تا دعا را ببینند که حضرت امام سجاد چه طور استقبال میرود و چه طور وداع میکند. من فقط یک جمله بگویم که امام سجاد چه کرده است با ماه رمضان، ماه رمضان چه داشته است برای حضرت که آخرش عرضه میدارد «اللهم صل علی محمد و آله و اجبر مصیبتنا بشهرنا» وقتی ماه رمضان تمام میشود، میگوید که خدایا از دست دادن این ماه، مصیبت ما، مصیبت ما را جبران کن. خدا جبران کند. چه طور ما به یک داغدیده میگوییم که خدا به شما اجر بدهد؟ یعنی رفتن ماه رمضان یک مصیبت سنگینی است که امام میگوید که تو باید جبران کنی. حالا که از دست ندادیم و الان شروع ماه رمضان است این دو تا دعا را بخوانیم، ببینیم امام سجاد چه طوری با ماه رمضان سخن میگوید و استفاده کرده است و چه وظایفی که این وظایف مفصلی است که مجال نشد بخوانیم. خدا را قسم میدهیم به حق محمد و آل محمد به ما قابلیت ورود به ضیافت الله ماه رمضان عنایت بفرماید. به ما توفیق بهترین استفادهها را از ماه ضیافت الله عنایت بفرماید. خداوند به ما دل کندن از مال دنیا برای دستگیری از فقرا و بیچارهها در ماه رمضان عنایت بفرماید. خداوند کینهها را از قلب همه ما برای ورود به این ضیافت الله بکند و آماده صلح و آشتی باشیم و خدای متعال انشاءالله به ما یک آمادگی بیشتری هم تلاوت قرآن و هم انواع رحمتهای ماه مبارک رمضان را برای ما نازل بفرماید انشاءالله.