1403-11-02(beheshti)
حجت الاسلام بهشتی: سلام علیکم و رحمت الله خدمت حضرتعالی و بینندگان و شنوندگان خوب برنامه سمت خدا برای حاج آقای عاملی دعا می کنیم و از خدا می خواهیم این گفتگوها را موجب خیر و رشد و نور و به دور از هر آفت و آسیب و اشتباهی قرار بدهد انشاالله
شریعتی: حالتون چطوره؟
حجت الاسلام بهشتی: هزاران هزار شکر
شریعتی: خیلی خوشحالیم در خدمت شما هستیم تصویر شما سراسر خاطره است و نور و انشالله که خداوند توفیقات تان را مستدام بدارد حاج آقای قرائتی خوب هستند؟
حجت الاسلام بهشتی: خوب نام ایشان را بردید یک خاطره ای ازشون تعریف کنم می فرمایند در یک سفر تبلیغی هم اتاقی بودیم با مرحوم شهید مطهری ماه رجب بود ایشان فرمودند آقای قرائتی یک دعایی است در مفاتیح مال ماه رجب است ولی از من می شنوید تو هر دوازده ماه بخوان، این دعا شاید یک صفحه هم کمتر است اینطور شروع می شود خابَ الوافِدُونَ عَلى غَيْرِك، وَخَسِرَ المُتَعَرِّضُونَ اِلاَّ لَكَ، وَضاعَ المُلِمُّونَ اِلاَّ بِكَ،
باختند کسانی که با غیر خدا معامله کردند اون فراز آخرش هم دوست دارم بخوانم اللهم اهدنی هدی المهتدین خدایا هدایت هدایت یافتگان را نصیبم کن و رزقنی اجتهاد المجتهدین روزی ام کن تلاش و کوششی که تلاشگران دارند وَلاتَجْعَلْنى مِنَ الْغافِلينَ الْمُبْعَدينَ،و مرا از غافلانی که دور افتاده اند از راه قرار نده واغْفِرْلى يَوْمَ الدّينِ. و مرا در روز جزا بیامرز این نصیحتی است که از شهید مطهری و شهید بزرگوار به حاج آقای قرائتی ما هم ناقل است
شریعتی: خدا انشاالله خیرتان بدهد خوش به حال آقای قرائتی که حتی یادشان مایه خیر و برکت است من یک خوشحالی مضاعف دارم از اینکه خدمت شما هستیم این که هفته قبل با نوای شما و با صدای شما و با نکته های ناب شما الحمدالله یاد کردیم حضرت فاطمه بنت اسد را و گفتیم که قرار است با عنوان قهرمانان توحید هر هفته حاج آقای بهشتی عزیزمان یکی از قهرمانان توحید را به ما معرفی بکنند حاج آقای بهشتی هم بیان گرم دارند و هم خوب قصه تعریف می کنند و خیلی از ماها با خیلی از شخصیت هایی که حق بزرگی به گردن ما دارند کمتر آشنا هستیم و کمتر ازشون می دانیم قرار شد حاج آقای بهشتی این زحمت را بکشند خوشحالیم امروز خدمت شما هستیم به فاصله یک هفته چقدر خوب است همان قصه جناب فاطمه بنت اسد را برای ما بفرمایید ماه رجب ماه امیر المومنین است از مادرشان بگوییم و بشنویم.
حجت الاسلام بهشتی:بسم الله الرحمن الرحیم
از رهنمودهایی که در قرآن پر تعداد آمده همین دستور است که قهرمانان را یاد کن مخاطبش هم پیامبر اسلام است و همه مبلغان و مربیان واذکر فی الکتاب ابراهیم ابراهیم را یاد کن نباید یک جوری شود بچه های ما ابراهیم را نشناسند و اذکر فی الکتاب اسماعیل اسماعیل نوجوان فداکار که وقتی پیشنهاد پدر را شنید فرمان خدا این است که تو را قربانی کنم سر تسلیم فرو آی این نباید فراموش بشود واذکر فی الکتاب موسی و هارون اون دو پیامبر انقلابی که نظام فرعونی را شکستند و حکومت الهی تشکیل دادند یاد کن واذکر فی الکتاب مریم مریم اون بانوی پاک و پاکیزه و برگزیده ای که از بهشت برای او غذا می آمد در اثر عبادت های متوالی خوب این دستور خداست یا گاهی می فرماید سلامٌ علی ابراهیم این درودهایی که خدا می فرستد در وصیت نامه امیر المومنان علی علیه السلام یک وصیت نامه ای حضرت دارند که ماه رمضان ها در شب های احیا می خوانند
شریعتی: اخرین وصایای حضرت است
حجت الاسلام بهشتی: که با آهنگ الله الله آمده یک فرزاش این است اول فرمودند این وصیت نامه برای پسرانم حسن و حسین و بعد فرمودند برای تمام کسانی که این نامه به دستشان می رسد تا روز قیامت الله الله فی اصحاب نبیکم الذین لم یحدثوا حدثا شما را به خدا و شما را به خدا این قهرمانانی که پیامبر وقتی به پیامبری رسید اونها بودند پشتیبانی کردند لبیک گفتند سختی ها را چشیدند اینها را یاد کنید فراموش نشوند البته اونهایی که به انحراف کشیده نشدند لم یحدثوا حدثا یعنی بیعت در کارشان نبود یک فراز دیگر هم هست که امیر المومنان فرمانداری داشت به نام علی ابن ابو رافع یک روز به او فرمانداری پست باکلاس است و بعد هم می شود استاندار و وزیر کشور و تا برسد به ریاست جمهوری فرمود علی ابن رافع از من می شنوی فرمانداری را به یک نفر دیگر بسپار بیا شرح حال شهیدان را بنویس مجموعه این رهنمودها به ما می گوید که قهرمانان سرمایه هستند ما اگر بشناسیم اونها را امید پیدا می کنیم و نیرو پیدا می کنیم
شریعتی:هر جامعه ای با قهرمانانش زنده است هویت پیدا می کند
حجت الاسلام بهشتی: عشق می کند که چنین مکتبی داریم و آرمان های ما را می سازند در بین قهرمانان هم زنان غریب تر از مردان هستند یعنی بیشتر مردان را توصیف می کنند نویسندگان یک وقتی من رفتم انتشارات مدرسه خوب برای دانش آموزان کتاب می نویسند از دوستان پرسیدم الان مشغول چه کاری هستید؟ گفتند دویست نفر از مفاخر ایران را داریم به دانش آموزان معرفی می کنیم من لیست دویست نفر را دیدم خانم ها توش نیستند
شریعتی: باز هم مظلوم و غریب
حجت الاسلام بهشتی: اونجا خواهش کردم و برادران هم توجه کردند چهل نفر و پنجاه نفر از بانوان از شاعران و فرهیختگان آوردند فاطمه بنت اسد اگر ما برسیم در فصل هایی زندگی نامه این بانوی بزرگ را اینجا بیان می کنیم. اولین فصلی که نوشتم از رویا شروع می شود قرآن کریم راجع به روح انسان میفرماید ای پیامبر از تو می پرسند یسئلونک عن الروح بگو این را شما نمی توانید بفهمید امر خداست قل الروح من امر ربی و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا دانش شما کم است این روح انسان یک پدیده فوق العاده پیچیده است یکی از جلوه های روح انسان رویا هست که این روان شناسان غربی بعضی نوشته اند کمتر از صد سال است که روی رویا دارند کار تحقیقی و پژوهشی می کنند چی است این لحن است مثلا یا یک حقیقتی است پس اون رؤیا که به زندگی گذشته و آینده ما ارتباط دارد خود قرآن درباره رویای ابراهیم علیه السلام و حضرت یوسف علیه السلام و رویای یوسف و رویای پیامبر اسلام که خواب دید که مکه را فتح می کند آیاتی دارد حالا در تاریخ هم علامه مجلسی آورده در بحار الانوار که فاطمه بنت اسد دختری نوجوان بود یک شب این خواب را دید که چهار شمشیر از آسمان افتاد در بغلش محکم گرفت خیلی دوست داشت در مسیری به راه افتاد همینطور که می رفت به رودخانه ای رسید و داشت از رودخانه عبور می کرد یکی از شمشیرها افتاد در آب هر چی کرد این را پیدا کند نشد گذر کرد و به کوهستانی رسید و یکی از شمشیرها افتاد شکست دو تا شمشیر حالا مانده شمشیر سوم هم بعد از مسافتی که رفت بال در آورد و به آسمان پر کشید حالا یک شمشیر مانده محکم این را گرفته خیلی علاقه دارد بهش دید یک شبحی از نور از دور آمد این شمشیر هم به شکل یک شیر نر در آمد رفت پیش اون شبح نور در خواب دیده بود جرات نمی کرد برای کسی تعریف کند برای خوابگزاری تعریف کرد و اون خوابش را اینطور معنا کرد حالا ما در تفسیر سوره یوسف هم این را بزرگان به ما یاد دادند که بچه های ما وقتی خواب می بینند مسخره نکنند یک بچه هشت ساله و نه ساله و ده ساله یک خوابی دیده حتی همان خوابی که حضرت یوسف سلام الله علیها دیده اگر برای ما بچه ما پیش بیاید ما چه عکس العملی نشان می دهیم پدر جان و مادر من خواب دیدم که خورشید و ماه و مثلا یازده ستاره به من سجده می کنند حالا ما چی می گوییم برو بابا اصلا دیشب شام چی خوردید بامجان خوردی مسخره می کنیم حاج آقای قرائتی در تفسیرش آورده این اعتماد را بشکنیم این بچه ای که الان خوابش را برای ما تعریف کرد دیگر بیداری هایش هم تعریف نخواهد کرد جواب مناسب این است که این خواب یک دنیای اسرار آمیزی است من بلد نیستم انشاالله خیر است حداقل چیزی که خرابش نکنیم اون را مسخره نکنیم اون رو فاطمه بنت اسد این خواب را بالاخره پیش یک نفر تعریف کرد او اینطور معنا کرد که مرد بزرگی به خواستگاری تو خواهد آمد و خداوند در آینده ها چهار پسر به تو خواهد داد یکی از پسرانت می افتد در آب غرق می شود و یکی از پسرانت مریض می شود تا آخر عمر مریض است با بیماری زندگی می گذراند یکی از پسرانت در راه خدا شهید می شود
شریعتی: جناب جعفر بن ابیطالب
حجت الاسلام بهشتی: پسر چهارم عجب سرگذشتی دارد این را خوابگزار داشت تعریف می کرد برای این دختر سرگذشت عجیبی دارد پیامبری در آینده ها ظهور خواهد کرد اون وصی است و اون پیامبر خواهد شد این نکته خیلی خواب درجه یک و تکان دهنده است خوب مدتی گذشت و ابوطالب به خواستگاری فاطمه بنت اسد آمد ابوطالب کی است خوب فرزند عبدالمطلب و شریف و بزرگ و مدیر نوشته اند که اولین هاشمی است که با هاشمی ازدواج می کند هاشمی به قول امروزی ها یک ژن است دیگر امروزی ها می گویند سید یعنی فاطمه بنت اسد هم از دودمان هاشم است و ابوطالب هم از دودمان هاشم است خود این جا یک نکته ای را باید بگوییم قرآن می فرماید الطیبات للطیبون و للطیبیون الطیبات زنان پاک برای مردان پاک و مردان پاک برای زنان پاک که مولوی هم می گوید ناریان را مر ناریان را طالب هستند نوریان همینطور خوبان می روند سراغ خوبان یک حدیثی ما جوان بودیم و مجرد بودیم و استاد ما آقای قرائتی در اون جلسه ایشان گفت حدیث داریم یکی از مزدهایی که خدا به مجردهایی که چشم پاک دارند نامحرم می افتد چشمش را می اندازد این که همسر پاکی قسمتش می کند یکی از پاداش هایی است که خدا به جوان های مجرد می دهد می گوید مزد این که از من ملاحظه کردی و چشمت را پاک نگه داشتی یک دختر خوب و یا دختر را خوب ابوطالب آمد به خواستگاری و این ازدواج صورت گرفت و اون وقت ها هم در کشور حجاز وضع اسف باری بوده و فرهنگ نبوده بهداشت نبوده عقلانیت نبوده و به خونریزی مباهات می کردند و به زشت کاری و به بدکاری مباهات می کردند خیلی وضع اسف باری بوده ولی این خاندان یک خاندان اصیل و پاک و پاکیزه به خواستگاری که آمده اون وقت ها هم رسم بوده که قبل از اینکه اون صیغه عقد را بخوانند خطبه ای می خواندند این خطبه ای است که ابوطالب خوانده بعضی از جملاتش را من اینجا نوشته ام که حکایت از خدا باوری این خانواده ها دارد ستایش خاص خداوند و پروردگار جهانیان است و پروردگار عرش بزرگ خدایی که ما را به بزرگی و خدمتکاری کعبه برگزید و از زشتی و شک و تردید پاک گردانید و ما را از فرزندان ابراهیم و اسماعیل قرار داد و همان جا هم ابوطالب گفت من فاطمه بنت اسد را به عقد خود در می آورم با این مهریه خوب مهریه ما می دانیم سه جور است یکی نقدی و یکی عند المطالبه و یکی عند الاستطاعه الان در جامعه نقدی اش مرسوم نیست بهترینش این است نقدی همانجا مبلغی که معقول هست داده بشود و قصه تمام بشود این بهترینش است که ابوطالب این کار را کرده بعد هم پدر دختر یعنی اسد قبول کرده و گفته ما هم قبول می کنیم و ما هم او را به ازدواج تو در آورده و بدان راضی هستیم به دنبال این صیغه عقد مراسم عروسی و ولیمه و پذیرایی و شاعران هم اشعاری سرودند و باب بوده که الان هم هست در منابع تاریخی این فصل دوم زندگی فاطمه بنت اسد بود.
فصل سوم
تقریبا ازدواج پدر پیامبر ما و برادرش ابوطالب به لحاظ زمانی نزدیک بوده عبدالله ازدواج کرد با آمنه که اون را در یک برنامه دیگری ما در قولی که دادیم در فضای مجازی خواهیم گفت چند ماهی عبدالله با آمنه بودند رفت به مسافرت مرسوم بوده قرآن می گوید لایلاف قریش ایلافهم رحلت الشتاء و السیف دو سفر داشتند مردم عربستان یکی به سمت فلسطین و شامات و یکی هم به سمت یمن یک سفر تابستانی و یک سفر زمستانی عبدالله هم سفر کرد به فلسطین امروز و غزه غزه هم در حوالات آمده غزه خوب کالاهایی را می فروختند و می خریدند و در بازگشت به مدینه رسید از دنیا رفت عبدالله حالا آمنه مانده باردار به پسری که در آینده پیغمبر خواهد شد فاطمه بنت اسد جاری او هست حالا در جامعه ما جاری ها به شوخی البته می گویند که مثلا باجناق نسبت به باجناق و جاری من به نظرم این هم یک نوع فامیلی سببی است و خوشی همدیگر را می خواهند هر روز فاطمه بنت اسد سر می زد به جاری خودش حضرت آمنه یک روز که آمد دید یک بچه بغلش است گفت آمنه کی بچه را به دنیا گفت این بچه من دردم گرفت زنانی از بهشت آمدند و خودشان را معرفی کردند یکی گفت من ساره هستم و یکی گفت من آسیه هستم و یکی گفت من هاجر هستم اینها کمک کردند این بچه را به دنیا آوردند و نامش را هم از اون جهان آوردند ضمنا در این فاصله که من این بچه را به دنیا بیاورم این بانوان یا فرشتگان کاخ های امپراطور ایران و روم را هم به من نشان دادند خوب ماجراهایی دارد ظهور پیامبران نشانه هایی داشتند که اونهایی که اهل حق پذیری هستند با اون نشانه ها حقانیت اون پیامبر را بفهمند فاطمه بنت اسد شتابزده آمده به خانه تا این قصه را برای همسر خودش تعریف کند ابوطالب نمی دانی همسر برادرت بچه ای به دنیا آورده و زنانی از بهشت آمدند اما ابوطالب تعجب نکرد چرا تعجب نمی کند گفت این بچه در آینده پیغمبر می شود و این قصه سی سال آینده شبیه اش برای تو پیش خواهد آمد حالا ابوطالب از اون دل نورانی که داشته یک الهامات الهی را دریافت کرده بود و سی سال دیگر را خبرش را الان می دهد اون خواب گزار هم علامتی داد که پسر چهارم فاطمه بنت اسد چهار تا پسر دارد طالب و عقیل و جعفر و علی خوب این هم چیز قشنگی است که پیامبر عزیز ما با علائم خاصی به دنیا آمده فاطمه بنت اسد هم کمک کار او بوده از اون به بعد هم به خانه او رفت و آمد می کرد این هم یک فصلی از زندگی فاطمه بنت اسد است که قرآن کریم مثلا درباره تولد موسی ابن عمران خداوند چقدر مایه گذاشته در سوره طه و در سوره قصص که این طفل وقتی به دنیا آمد چه ماجراهایی مخاطره آمیزی داشته یا تولد خود حضرت مریم سلام الله علیه در سوره آل عمران این شخصیت ها قهرمان ها داستان هایی دارند شیرین و پر درس و مفید برای
شریعتی: چقدر خوب است اینها فیلم بشود و با زبان سینما یا با زبان سریال و تلوزیون به نظرم خیلی ماندگار می شود
حجت الاسلام بهشتی: خدا رحمت کند آقای طالب پور را یک وقتی ما به منزل ایشان رفتیم آقای طالب پور چند تا از این قصه ها را تعریف کردم ایشان می گفت خیلی قشنگ است و دنیایی است قصه بلال حبشی را برایش تعریف کردم آقای طالب زاده خدا رحمت کند بعد گفتم این خیلی پول می خواهد من یکی دو هفته پیش هم با برادر عزیزمان جناب آقای رکنی از جایی می آمدیم می گفتیم اینها باید فیلم شود ایشان گفت فیلم که زور ما نمی رسد گفتنش که چه بسا یک فیلم سازی جرقه ای در ذهنش ایجاد شود و بچه های رسانه مثلا شروع کنند به نوشتن فیلم نامه
شریعتی: این قهرمانان توحید و همین نکته هایی که امروز می شنویم و کیف می کنیم و لذت می بریم قسمت اولش در فضای مجازی ما منتشر شده و منتظر و مترصد بخش های بعدی و شخصیت های بعدی که قهرمانان توحید ما هستند باشند دوستان انشاالله
حجت الاسلام بهشتی: فصل بعد زندگی فاطمه بنت اسد فرزند آوری است من یک وقتی دوست داشتم ببینم پیامبر امامان ما عقد هم می خواندند برای جوان ها دیدم فراوان یعنی اینی که الان جوان ها می روند پیش علما می توانند بخوانند همه با سواد هستند دو تا جمله عربی است کاری ندارد ولی مرسوم بوده از زمان پیامبر تیمنا و تبرکا پیامبر قبول می کرد و غیر از صیغه عقد دعا می کرد از جمله برای فرزند دار شدنشان دعا می کرد در عقد یکی برای مهربانی اونها که خداوند مهر و محبت در بین اونها و یکی هم برای بچه دار شدنشان فرزند آوری یک کمال است مادری یک ارزش فوق العاده است مادری یک کمال است در زمان امام صادق علیه السلام از یک بانویی زیاد تعریف می کردند نزد حضرت که ایشان خیلی کارهای خیر متنوع انجام می دهد بعد حضرت پرسیدند ازدواج کرده؟ گفتند نه ازدواج نکرده امام تعجب کردند می تواند ازدواج کند یک وقتی نمی شود دیگر امکاناتش نیست و چه می دانم موردش پیدا نمی شود کسان زیادی الان در جامعه ما مسئله اقتصادی ندارند و مورد هم هست ازدواج نمی کنند به خاطر همین مسائل فرهنگی که از غرب آمده به اینجا هم فرزند آوری را ما مشکل داریم و هم ازدواج کردن را منهای مسئله مالی اش که اون چیزهای دیگری است فرمودند اگر ازدواج نکردن کمال بود مادر ما ازدواج نمی کرد خداوند می پسندد خودش این جهان را یک جوری آفریده همه موجودات زوج زوج هستند جمادات گیاهان و حیوانات و انسان ها خدای مهربان می پسندد فرمود پیغمبر فرمود بنایی در اسلام نزد خدا محبوب تر از بنای خانواده نیست و خود پیامبر اقدام می کرد برای ازدواج جوان ها تو مسجد مثلا یک جوانی می گفت من همسر می خواهم گاهی بعضی از خانم ها می آمدند حضرت پا می شدند می گفتند کی دختر دارد خود پیغمبر وساطت می کرد حدیث فرموده که افضل الشفاعه بهترین وساطت وساطت در امر ازدواج است فاطمه بنت اسد شش تا فرزند خدا بهش داده چهار پسر و سه دختر پسرها را که گفتیم دو تا دختر یکی اسمش فاخته که شهرت دارد به ام هانی و یکی هم جمانه اینها دختران فاطمه بنت اسد هستند که هر کدامشان یک سرگذشتی دارند طالب که حادثه پیش آمد و در آب غرق شد و عقیل که فرزندانی دارد که مردم ما زیاد می شناسند و جعفر ابن ابی طالب که ماجرایی دارد و سخنگوی مهاجران در حبشه و شهیدی که دو دستش در موته قطع شد و جبرئیل خبر شهادتش را اینها ماجراهای خیلی شنیدنی دارند یعنی فاطمه بنت اسد مادر هم مادر شهید است و من یک وقتی نگاه کردم جزء شهدای کربلا مادری که می تواند بگوید که من مادر بزرگ شهیدان هستم الان مثلا در جامعه ما خانم هایی هستند می گویند من مادر بزرگ شهید هستم یک شهید دو شهید از سی نفر شهید بنی هاشمی فکر می کنم تمامشان نوه های فاطمه بنت اسد هستند یا از نسل عقیل یا از نسل جعفر و یا از نسل علی علیه السلام یعنی یک مادر بزرگ پر افتخار
شریعتی: عبدالله جعفر هم شوهر جناب زینب کبری بود
حجت الاسلام بهشتی: باز اینها قصه ها دارند یک مادر بزرگ روز قیامت می بالد به بچه هایش البته فرزند آوری سخت است و تربیت فرزند هم سخت است الان اونهایی که بچه دار نمی شوند یکی از دلائلشان این نیست که پول ندارند می گویند تربیت بچه در این روزگار با شرایط فرهنگی پیغمبر فرمود فاطمه جان بهشت پر است از سختی ها سختی اش را تحمل کن یک فصل دیگر در خانه دوست.
سالها گذشت و فاطمه بنت اسد به چهارمین پسر باردار شد و ماههای آخر رسید و حالا سی سال گذشته از اون روزگار یک روز آمد ماه رجب بود و ماه رجب هم خیلی شلوغ می شده یکی از اون چهار ماهی است که جنگ نیست زائران خیلی زیاد رفت و آمد می کردند به خانه خدا طواف کنند و عبادت کنند فاطمه بنت اسد هم آمده برای عبادت یکهو دردش گرفت خودش را رساند به پرده کعبه و شروع کرد با خدا راز و نیاز کردن اولش این را گفت خدایا من یکتایی تو را قبول دارم ایمان دارم خدایا من پیامبرانت را قبول دارم کتاب های آسمانی را قبول دارم به حق پیامبرانت و به حق جدم ابراهیم که این خانه را بازسازی کرد و به حق فرزندی که در شکم دارم یعنی این عقیده را از همان رویا سرچشمه می گیرد این زایمان را بر من آسان کن اینها را از خدا خواست و یکهو همان دیوار کعبه که همین جا دعا می کنیم خدایا زیارت خانه ات را قسمت همه بینندگانی که این برنامه را می بینند قرار بده وارد که می شویم خوب کعبه چهار ضلع دارد یک ضلعش که درب کعبه هست و حجر الاسود و بعدی اش هم که حجر اسماعیل است منحنی و اون سوم ضلع سوم همان دیواری است که شکافته شده و همه هم داشتند تماشا می کردند خلوت هم نبوده جمعیت زیادی این صحنه را دیدند که این بانو وارد کعبه شد و دیوار دوباره آمد به جای خودش و سه روز گذشته اما دلواپس هستند که چی می شود ابوطالب هم مسافرت بود و از راه رسید و برادرش عباس گفت برادر جان خانمت رفته داخل کعبه و سه روز است داشتند صحبت می کردند دیدند دیوار کعبه شکاف برداشت و این بانو بچه بغل آمد بیرون و بعد این حرفها را زده مردم همه پرسیدند چی شد این سه روز کجا بودی؟ او اینها را گفته خداوند مرا بر زنان پیش از خود برتری داد یکی از زنان برتر تاریخ آسیه است که آسیه عبادت مخفیانه می کرد نمی خواست فرعون بفهمد که او ایمان آورده در خفا در گوشه ای خدا را عبادت می کرد دیگری مریم است که نخل خشکی را تکان داد و از اون رطب بارید ولی اجازه پیدا نکرد وارد بیت المقدس شود با فاصله از بیت المقدس اون بچه را به دنیا آورد ولی من اجازه پیدا کردم وارد کعبه بشوم و از میوه بهشتی خوردم و چون خواستم از خانه بیرون بیایم هاتفی ندا داد فاطمه نام این مولود را علی بگذار خداوند اعلا می فرماید من نام او را از نام خود جدا کردم به او ادب آموختم و به علم خود او را واقف ساختم اوست کسی که بت ها را در خانه من می شکند و بر پشت بام خانه ام اذان می گوید و مرا تقدیس می کند وای به حال کسی که او را دشمن داشته و نافرمانی اش کند حالا من هم مثل شما یک هزارم شما هم شعر بلد نیستم ولی وقتی این ماجرا را می خواندم دیدم یک شاعر ایرانی استهباناتی نوشته اند این شعر را برای این قصه بعضی ابیاتش را آوردم دعا کنید بتوانم درست بخوانم یکی از ستایش هایی که از شما می شود زیاد من شنیدم من به عنوان واسطه می گویند به آقای شریعتی بگو زیاد این شعرها را بخوانند الهام بخش است شعرهای خیلی درجه یک روزی که با عجز و نیاز بر طرف مسجد زد قدم دریافت بر خود حضرتش از درد زائیدن علم می جست از فرط حیا خلوت سرایی محترم در بارگاه کبریا برداشت دستی لاجرم چون لایق شأنش نبود زایشگهی غیر از حرم آمد ندای ادخلی او را ز حی ذوالکرم یعنی تو غیر از مریمی بازآی و چون مریم مرم چون خاص فرزند توست رکن و مقام و مزدلف چون دید صاحب خانه را از میهمان اکراه نه شد با اجازت در درون جایی که کسری راه نه از ترس تشریفات او غیر از خدا آگاه نه جز هیبت یزدان کسی دربان آن درگاه نه حرفی در آن محرم سرا جز باء بسم الله نه جزء با عنایات خدا با او کسی همراه نه جز طفلکی تسبیح خوان همصحبتش دلخواه نه نازم به این مام و پسر با این همه مجد و شرف.
این هم یک فصل
شریعتی: خیلی جالب است یکی از دوستان ما احمد علوی یکی از شاعران خوب یک مجموعه ای را آغاز کرده برای تمام بانوان اهل بیت و مادران ائمه شعر گفته برای حضرت فاطمه بنت اسد یک قصیده مفصلی دارد خیلی خوش لفظ و خوش مضمون.
حجت الاسلام بهشتی: یک فصل دیگر پیامبر عزیز ما خوب به دنیا آمد پدرش از دنیا رفته بود تقدیرات الهی است خود خدا روی یتیمی پیامبر دست گذاشته حالا ما فرصت نداریم ولی این را عرض می کنم یتیم هایی که برنامه را می بینند یا خانواده هایی که یتیم داری می کنند بدانند یتیمان در تحولات اجتماعی خیلی نقش داشتند کی باور می کرد پیامبر ما این یتیم در آینده بزرگ ترین تحول به دست اونها انجام بشود شش ساله بود مادرش هم از دنیا رفت آمد به خانه عبدالمطلب دو سال هم با عبدالمطلب تحت سرپرستی بود هشت ساله بود آمد به خانه فاطمه بنت اسد شانزده سال پیامبر عزیز ما در خانه ابوطالب بوده و حضرت فاطمه بنت اسد برای او مادری می کرده چقدر این کلمه مادر را پیامبر ما برای فاطمه بنت اسد به کار برده شانزده سال ما همه ما می دانیم یتیم داری هم سخت است خوب یاد باباش می افتد و یاد مادرش می افتد و دلتنگ می شود و تقاضاهایی دارد چه بسا ما نمی توانیم این مدارا کردن با یتیم شانزده سال تا وقتی ازدواج بکند پیامبر ما فاطمه بنت اسد پیامبر عزیز ما را ازش پذیرایی کرده غذا برایش تهیه کرده به قول حاج آقای قرائتی چه خوش اقبال فاطمه بنت اسد غذا که می پخته این سلول دو شخصیت بزرگ تاریخ می شد یکی پیامبر و یکی امیر المومنین علیه السلام بالاخره مادرها همه غذا درست می کنند و همه هم عزیز هستند اما این بانو چه عزتی نزد خودش داشته
شریعتی: از کی ها پذیرایی می کرده و مادری می کرده
حجت الاسلام بهشتی: یک فصل دیگر پیامبر عزیز ما به پیامبری رسیده همین مبعثی که ما در ماه رجب در پیش داریم مبعث یک رستاخیزی است اولین کسانی که به پیامبر ایمان آوردند اینها همه قهرمانان درجه یک هستند خدا رحمت مرحوم آیتی را شهید مطهری به دانشگاهیان می گفت که تاریخ پیامبر اسلام آیتی را بخوانید یک کتابی تقریبا هزار صفحه ای است چاپ دانشگاه تهران هم هست ایشان پنجاه نفر اول را اسامی شان را آورده یعنی در روزگاری که اگر کسی مسلمان می شد کتک می خورد محروم می شد و تحقیر می شد بی احترامی می کردند خیلی سخت بود هزینه داشت این پنجاه نفر اولین مسلمان امیر المومنان علی علیه السلام است نفر دوم بانو خدیجه کبری است سلام الله علیه است یازدهمین مسلمان فاطمه بنت اسد است و دومین زن مسلمان اینها کارشان چی بود در اون سیزده سال سخت کارشان دعوت بود این چهل پنجاه نفر که الان رسیدند به دو میلیارد نفر اینها اون زیر ساخت ها را فراهم کردند
شریعتی: هر کدامشان سفیر پیغمبر هستند
حجت الاسلام بهشتی: واقعا در محیط آلوده پیامبر می خواهد خدا پرستی پاکی و وفا و صداقت را بیاورد در جامعه اونها هم زیر بار نمی رفتند یک خاطره ای دارد خدیجه کبری تعریف می کند شش روز پیامبر با چشم گریان وارد خانه شد روز هفتم با لب خندان پرسیدم ای رسول رحمت علت گریه شما در اون شش روز و راز خنده شما چه بود شش روز دنبال هدایت یک نفر هستم و امروز موفق شدم یعنی این نفرات که یکی اش خود حضرت علی علیه السلام است زید بن حارثه و جعفر بن ابیطالب و اسماء بنت عمیس اینها تمام شبانه روز فکر می کردند فلانی خیلی زمینه دارد و مستعد است برویم سراغش فاطمه بنت اسد السابغون اولئک المقربون یعنی پیشگامان و پیشتازان و اینها افتخارات این بانوست.
یک فصل دیگر میزبان افطاری های پیامبر، پیامبر عزیز ما از طریق آسمان مطلق شد که خدا می خواهد دختری بهش بدهد جبرئیل گفت خدایت می فرماید چهل روز از خدیجه فاصله بگیر روزها روزه داری و شبها شب زنده داری بعد از چهل روز برو سراغ خدیجه پیامبر هم آمد نزد خدیجه و حضرت خدیجه اول ناراحت شد گفت مگه از من بدی دیدی؟ فرمودند نه این دستور خداست من و تو در خانه را ببند و باید عبادت کنیم تا اون نور از آسمان از ماوراء بیاید به اینجا اون وقت این چهل شب افطاری های پیامبر را فاطمه بنت اسد درست می کرد پذیرایی کننده هم پسر علی علیه السلام بود حالا خیلی هم قشنگ است که می آمدند در آستانه درب خانه سفره پهن می کردند برای افطاری در هم باز می گذاشتند که رهگذران هم بیایند و رد می شوند تعارف کنند بفرمایید بفرمایید الا شب چهلم که جبرئیل غذایی آورد از اون عالم فرمود این غذا فقط مخصوص تو و خدیجه است امشب تعارف به کسی نکن حضرت فاطمه بنت اسد یکی از افتخاراتش همین است که چهل شب افطاری برای پیامبر درست کرده تا نور فاطمه زهرا به این جهان بیاید یک فصل دیگر فصل نهم است انشاالله برسیم.
اولین گروه مهاجران
خوب علی رغم همه فشارها و مضیقه ها و تحریم ها اسلام رو به پیشرفت بود به جایی رسید که بزرگان اینطور نوشته اند دیدند مکه دیگر تنگ است باید بروند به شهرهای دیگر این آوازه اسلام برسد به دوردست ها پیامبر ما به اذن خدا مطلع شد و از مکه رفت به غار و از اونجا خودش را رساند به مدینه در مدینه پیغام فرستاد مسلمان ها بیایید مدینه مشرکین خشمگین عصبانی گفتند هر کی از مکه برود مدینه خونه اش را خراب می کنیم و اموالش را مصادره می کنیم و خودش هم می زنیم حالا یک مردان و زنان جسوری لازم بود این سد را بشکنند اولین کاروان آماده شد در روز روشن مخفی نه از کوچه ها و خیابان های مکه یکی اش فاطمه بنت اسد است یعنی اینها کم افتخاری نیست اینها بودند که به خاطر کارشان ابهت و ترس ریخت آرام آرام دیگران هم مثل اینها اتفاقا درگیری هم پیش آمده کسانی که صورت هایشان را بسته بودند با شمشیر حمله کردند امیر المومنان در همین گروه است شمشیر کشید ما به هر قیمتی شده باید خودمان را به مدینه برسانیم این هم یکی از افتخارات اولی بود کسان زیادی هجرت کردند ولی قرآن می فرماید کسانی که در هجرت و نصرت سابقه دارند السابقون من المهاجرین و الانصار حالا من اینطور مثال می زنم در انقلاب خود ما یک کسانی از سال 56 آماده می شدند برای مهیا شدن زمینه سازی انقلاب یک کسانی 57 و شهریور و مهر یک کسانی 22 بهمن مرگ بر شاهی گفتند دستشان درد نکند ولی اونهایی که سابقه داشتند و فضیلتشان بیشتر است.
فصل دهم
مادر بزرگ ها دوست دارند که نوه هایشان را ببیننند فاطمه بنت اسد هم نوه هایش دیده را بود دوست داشت دامادی پسر علی را ببیند در مدینه بود که پسرش با بهترین بانو فاطمه زهرا ازدواج کرد و دو تا از نوه هایش را دیده امام حسن و امام حسین علیه السلام اینها شیرینی نوه های از این نسل را هم دیده و در عروسی و ازدواج پسرش هم حضور داشته.
یازدهم: بیعت
بیعت چیست؟ یک کار سیاسی است امروزی ها می گویند انتخابات تا قبل از اسلام بانوان در کارهای اجتماعی و سیاسی هیچ سهمی نداشتند نه در حجاز در ژاپن و چین و در ایران و در روم و یونان مقالاتش موجود است نه ارث می بر دند و نه مالکیت داشتند و نه صاحب اختیار بودند پیامبر که آمد پنج الی شش بار بیعت کرد در بیعت ها می فرمود خانم ها باید باشند
شریعتی: شانی برایشان قائل می شد
حجت الاسلام بهشتی: بزرگترینش غدیر خم است فرمودند یک صف خانم ها و یک صف آقایان اولین کسی که در تاریخ اسلام اسمش به عنوان بیعت کننده ثبت شده فاطمه بنت اسد است در تفسیر سوره ممتحنه که صحبت بانوانی است که با پیامبر بیعت می کنند نام فاطمه بنت اسد در صدر جدول آمده که فاطمه بنت اسد پیامبر بالای کوه صفا داشتند سخنرانی می کردند آماده می کردند مردم را برای بیعت فاطمه بنت اسد سر صف است آمد با پیامبر بیعت کرد این هم از افتخارات یعنی از مشارکت های مدنی و اجتماعی فاطمه بنت اسد است
شریعتی: دو سه دقیقه فرصت داریم
حجت الاسلام بهشتی: لحظه خدا حافظی است یک فرازی از زیارت نامه حضرت خوب این را همه مردم ما شنیدند که پیغمبر فرمود من و علی پیامبران این امت هستیم علی علیه السلام وارد شد پریشان پیغمبر پرسید علی جان چی شده عرضه داشتند یا رسول الله بی مادر شدم مادرم از دنیا رفت پیغمبر در حالی که گریه می کرد این را فرمود من هم بی مادر شدم بعد فرمود علی جان پیراهنم را ببر کفن مادرت قرار بده عبایم را ببر بخشی از کفن قرار بده و وقتی در قبر گذاشتید مرا صدا بزن وقتی می خواهید به خاک بسپارید بعد صدا کردند پیامبر رفتند خودشان در قبر خوابیدند و از خواستند خدایا این قبر را بر فاطمه بنت اسد وسعت بده و مادر را مادر علی و مادر پیامبر در قبر گذاشتند و پیغمبر صدایش زد فاطمه بنت اسد را جواب داد لبیک یا رسول الله فرمودند فاطمه اون وعده هایی که خدا داده بود به حق بود؟ گفت نعم و بعد پیغمبر فرمود فاطمه الان فرشتگان می آیند سوال می کنند امامت کیست بگو پسرت یک فراز هم از زیارت نامه اگر برسیم بخوانم
شریعتی: انشاالله از نزدیک زیارت کنیم
حجت الاسلام بهشتی: انشاالله در زیارت نامه اینطور به ما یاد دادند السلام علیکِ سلام بر تو ای بانویی که سرپرستی کردی خاتم النبیین را سلام بر تو که مهربانی ات را در اوج و در نهایت بر پیامبر اظهار کردی و برای حراست از او نهایت کوشش خودت را کردی و از پیامبر حراست می کردی در حالی که عارفتاً بحقه می شناختی حق او را و می دانستی پیغمبر است و با این اعتقاد این کار را کردی انشاء الله که همه ما از رهروان و شیعیان و عاشقان فرزندان معصومش باشیم و از خداوند می خواهیم جهان را برای تشریف فرمایی فرزند عزیزش حضرت بقیت الله مهیا و موانع ظهورش را برطرف کند
شریعتی: الهی آمین انشاالله شخصیت بعدی کی است؟
حجت الاسلام بهشتی: حضرت خدیجه انشاالله
شریعتی: چقدر خوب انشاالله دوستان می توانند در فضای مجازی در کانال و در سایت ما انشالله این قصه ها را دنبال کنند خیلی خوب است خدا انشاالله به شما خیر بدهد و سلامت باشید و امیدوارم به زودی زود شما را زیارت کنیم دعا بفرمایید و خداحافظی کنیم.
حجت الاسلام بهشتی: روزهای پیروزی رزمندگان در فلسطین است خون های زیادی ریخته شده و ظلم های زیادی شده خدایا به عظمت پیامبرت به مظلومان همه عالم مخصوصا مظلومان فلسطین رحمت و نصرت ات را سرازیر بفرما و وسیله ازدواج و اشتغال و مسکن و تحصیل جوان ها را فراهم بفرما و رهبر عزیزمان و کشور عزیزمان و مردم عزیزمان را از هر گزندی به دور بدار به روان پاک شهیدان و روح بلند حضرت امام خمینی صلوات بفرستید.
شریعتی: خیلی ازتون ممنونم خیلی خیلی ممنون و متشکرم امروز هم همراه ما بودید و قاریان نوجوان مهمان این روزهای سمت خدا هستند و قرار است که تلاوت آیات امروز را هم یکی از قاریان خوب نوجوان ما تلاوت بکند صفحه 320 قران کریم را عزیزانم امروز خواهند شنید فردا با حضور حاج آقای نظافت خدمت تان خواهیم رسید و سلام خواهیم کرد اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم متشکرم از شما حاج آقا.
صفحه320 قرآن کریم