اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

1403-02-13-نکاتی پیرامون استغفار برای بهره مندی از عبادات

ملایی: بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصرٍ و معین بینندگان محترم و شنوندگان عزیز برنامه سمت خدا خانم ها و آقایان سلامٌ علیکم خیلی خوش آمدید به برنامه این پنج شنبه و امیدوارم تا به انتها فرصت همراهی داشته باشید و از آنچه که تقدیم شما خواهد شد راضی باشید و خیلی ممنون از اینکه کنار حاج آقای حجت الاسلام عاملی عزیز به اتفاق خواهیم بود تا لحظات پایانی برنامه امروز بفرمایید لطفا. سلام علیکم و رحمت الله. حجت الاسلام عاملی: و علیک السلام و رحمت الله ملایی: خیلی خوش آمدید حاج آقا

حجت الاسلام عاملی:  خدا را شاکریم توفیق عرض ادب به ساحت منیع ملت عزیزمان برای ما مقدور شده و خدا را شاکریم که کلماتی از قرآن و از احادیث از اخلاقیات و از سخنان بزرگان که ثروت بزرگی است برای ما و ما کنار سفره هزار و چهارصد ساله نشسته ایم ثروت هزار و چهارصد ساله و سخنانی بسیار ارزشمند نه از بزرگان عرفا در ادبیات فارسی ما واقعا استثنایی است دنیا در این خصوص محتاج به ماست.
ملایی:  الحمدلله خدا را شکر می کنیم که فرصت نشستن در محضر شما را داریم آقای حجت الاسلام عاملی عرض کنم که طی دو هفته گذشته در واقع بحثی را حضرتعالی شروع فرمودید این که دو رکن اساسی برای حفظ دستاوردهای عبادی و معنوی به ویژه اینکه ما ماه مبارک رمضان را چون پشت سر گذاشتیم به این تناسب این بحث را شروع کردیم این دو رکن یکی مراقبه فرمودید و دیگری استغفار جزئیاتی از استغفار یکدونه اش را هفته پیش توضحی دادید اگر درست گفته باشم حالا برای بقیه اش اگر اشتباه گفتم اصلاح بفرمایید.
حجت الاسلام عاملی:  هم برای اینکه اموال ما غارت نشود و تاراج نشود و به مقصد برسد برای اینکه خدا فرموده مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها (انعام، آیه 160) کسانی که بتوانند حسنات را به مقصد برسانند مال آدم را یکجا می برند مال آدم را یکجا می برند مشهور است ایمان آدم را هزار جا می برند.
 این که بتواند سالم از دنیا خارج شود با حسناتش خارج شود، صفت انبیا است.
 پیغمبر ما خرج من الدّنيا خميصا، و ورد الآخرة سليما. با اینکه گشنه گشنه ماند آنقدر گشنه ماند که خانم ها به حالش گریه می کردند زن های پیامبر اما هنر این است که و ورد الآخرۀ سلیماً این منوط است به همه اولاً انسان کارهایش حسناتی که دارد مراقبت می کند که غارت نشود از بین نرود خدا آخر را نگاه می کند اول را نگه نمی کند من یمدها و کافر تا وقتی که فوق ناقۀ الله به بهشت فاصله دارد یعنی دو بار دوشیدن شتر زمان بسیار اندکی است، اینقدر خودش حفظ می کند به مقصد رسید اما خدا حرکت می کنند بعضی ها تا کربلا آمدند تا لب بهشت برگشتند بعضی ها تا لب جهنم برگشتند، یعنی قضیه بسیار خطیر و جدی است، هم برای اینکه غارت نشود حسنات حفظ بشود و به مقصد برسد و هم برای اینکه در اعمالی که انجام می دهیم از آنها نتیجه بگیریم در سیر و سلوک خودمان زحمت که می کشیم عاملۀ الناصبه نباشیم خدادو تا افه کرد انسان ها را در آخرت یک عده شان می گویند عاملۀ ناصبه است عمل کرده ولی جز زحمت چیزی دستش نیامده است یعنی واقعا خسارت است که در سال های ابدیت دستش را خالی ببیند برای همین مراقبت که بعدا بحث می کنیم جزو راهکارهاست چون این بحث هایی که داریم عزیزان پیشنهاد می کنند که راهکار ارائه شود یکی هم عبارت است از استغفار، استغفار انبیاء هر پیغمبری اومده گفته استغفروا ربکم ثم توبوا الیک، بعضی کلمات را تمام انبیاء تکرار کردند این یکی از آنهاست، هر پیغمبری آمده  وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ  اینها را همه انبیاء می گفتند ان اعبدوا الله واجتنبوا الطاغوت اینها را کنار هم گذاشتند تا بگویند عبادت را به شرطی که کفر به طاغوت داشته باشید می پذیریم اگر کفر به طاغوت نداشته باشید زیر بیرق حاکم جائر باشید نه نماز و نه روزه و نه حج اینها پذیرفته نیست و من یکفر بالطاغوت و یؤمن بالله، این جملات جالب است یک وقتی بحثش را داشته باشیم چه جملاتی که انبیا اومدند تاکید کردند خدا یک پیغمبر را نفرستاده مگر اینکه گفته باید بروی بگویی که شراب حرام است، یک پیغمبر را نفرستادی ازش تعهد گرفته که باید بگویی که شراب حرام است، نباید انسانها عقلشان را تعطیل کنند عقل تعطیل شود دیگر چه دین و چه مذهب و چه مکارم اخلاقی و چه فضیلت، و هر پیغمبر را فرستاده گفته أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ  آیه قرآن است، أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ  اختلاف در دین درست نکنید، اختلاف در دین خیلی وحشتناک است که انسان ها تبدیل شوند و از هر آیه یک قرائتی درست شود و پشت قرائت قرائت گروهی قرار بگیرد و جامعه فرقه فرقه شود، همه اینها را انبیا این را گفتند ما اومدیم برای اقامه دین خدا، و برای تنظیم زندگی انسان ها، اما نباید ایجاد اختلاف بشود.
ملایی: با وحدت کلمه
حجت الاسلام عاملی:  بله یک اختلاف کوچک را خدا گذاشته علی شفا حفرة من النار؛ (تفسیر المیزان) دعواهای قبیله ای را اسمش را گذاشته علی شفا حفرة من النار؛ دعوای کوچولو بود اگر بیایند این اختلافی که در امت الان دیده می شود این اختلاف عظیمی که درست شده و موجب شده که امت بالاخره به ذلت بیفتد آنجا چه تعبیری باید خدا داشته باشد؟ آقای میانجی می فرمودند یک وقتی در مسجد الحرام بودم علامه طباطبایی هم آنجا بود رفتم گفتم آقا می خواهم خدارا با اسمی صدا بزنم که تمام انبیاء با آن اسم صدا زدند خدا اسامی بالاخره زیادی دارد، وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَائِهِ سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (اعراف، آیه 108) با کدام اسم حسنای خدا من خدا را صدا بزنم این باعث می شود که همه انبیاء با اون صدا زدند گفتند انبیا با چه اسمی صدا زدند؟ گفت همه می گفتند یا رب یا رب یا رب، حالا یکی از کلماتشان این است که اول استغفار و بعد عنایت حضرت حق، ورود به بار الله استغفروا ربکم ثم ادعوه الیه استغفار هفت تا آداب دارد ادب اولش این است که ما استخفاف داریم استغفار نداشته باشیم بدانیم که در لحظه های بسیار حساس و وحشتناک مصیبت های بسیار بسیار بزرگ را استغفار قدرتش را دارد که آن آتش ها را خاموش کند یعنی وقتی کلمه استغفار به زبان ما جاری می شود بدانیم که چه ثروتی است که خدا به ما داده است توفیق داده است که ما استغفار کنیم و این گناهان را ما داریم می شماریم گناهانی است که صورت ملکوتی اش وحشتناک است صورتی در زیر دارد، آنچه که در بالاستی الان اینجا یک دروغ می گوید یک ملکوتی دارد که می آید سراغش الان یک بی عفتی کرده یک صورتی  دارد که می آید با آن صورت سراغش پس پیامبر گفت به این طریق (فاطر العظمه ؟؟؟10:33) آن صورت های ملکوتی که می آید سراغ ما، خیلی وحشتناک است، یک وقتی این بدن هایی که ما داریم مثل دیوار می ماند، خدا رحمت کند آقا سید محمد ضیاء آبادی را می گفت یک وقتی این دیوارها فرو می ریزد از پشت این دیوارها قیافه های خاصی خودش را نشان می دهد، و قریبٌ ما یتعه حجاب امیر المومنین در نهج البلاغه فرموده عجله نکنید قریبٌ ما یتعه الحجاب به زودی حجاب می افتد و ملکوت اموال این است که سر کسی کلاه گذاشته و خانه را به چند نفر فروخته بی جهت نهاد مقدس خانواده را به هم ریخته یک عشایری با من صحبت می کرد می گفت خانواده اورتیک نیست که همینطوری به سادگی بیایی به هم بریزی او یعنی خانه، در زبان ترکی اِو یعنی خانه اورتیک مصغر است یعنی خانه کوچک، بچه ها که خانه کوچک درست می کنند با هم بازی می کنند یک نهاد خانواده مثل خانه کوچیک های بازی بچه ها نیست بیایی با عواطف یک فردی بازی می کنی آنوقت از عواطف پدری و مادری و فرزند را محروم بکنی عرش خدا که انتهایش معلوم نیست اما با چند چیز تکان می خورد یکی همین نهاد مقدس خانواده است که به هم بریزد، شما حساب کنید همچین تعبیری از نهاد خانواده دارد این به هم بریزد ملکوتش چی می شود؟ ملکوتش این می شود که ای خدا زمین دهن باز می کند من بروم زمین  لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الْأَرْضُ  (نساء، آیه 42)در آیه قرآن هست که می گویند که یک گناهی اینطوری استغفار ببین اینها را درست می کند لو تسوی بهم الارض زمین باز می کند با زمین من یکسان شوم و لایکتمون الله حدیثاً  (نساء آیه 33) هیچ چیزی هم نمی تواند از خدا پنهان بکند، بارِزُون‌َ لا يَخفي‌ عَلَي‌ اللّه‌ِ مِنهُم‌ شَي‌ءٌ لِمَن‌ِ المُلك‌ُ اليَوم‌َ لِلّه‌ِ الواحِدِ القَهّارِ  (غافر، 16) اونجا دیگر بیاید چیزی مخفی شود، اینطور نیست یوم تبلی السرائر حکومت از آن سریره هاست و من عرض می کنم حکومت سریره ها از حالت انتظار شروع می شود از حالت انتظار ملکات حکومت می کنند، عقل می رود کنار، لذا می بینی حرف های خیلی ناجوری بعضی ها می زنند حالت احتضارشان چرا؟ چون حکومت افتاده دست ملکات پرده رفت یعنی کَمَا تَعِیشُونَ تَمُوتُونَ  مرگ عصاره زندگی شماست یک عمر زندگی کردی با چه حبی اونجا خودش را نشان می دهد و با چه بغضی اونجا خودش را نشان می دهد حتی یک دروغ گفته خودش را نشان می دهد و اومد گفت که به امام صادق گفت من بیمارم دکترها می گویند باید شراب بخوری، یا گوشت خوک بخوری الان که تبلیغ می کنند و بسته بندی می کنند نعوذ بالله که مثلا مفید است و چی چی بخورم نخورم؟ حضرت فرمد لا، اگر بخوری می دانی کی به سراغت می آید؟ انما تندمین دستش را اینطوری کرد إذا بلغت نفس المؤمن الحنجرة وقتی که نفس اینجا رسیده است، حالت نزع پیدا شده است و دارد خفه می شود آنجا، نوع خروج روح از بدن بسته به اعمالی است که ما در طول عمر خودمان انجام دادیم، کما تعیشون تموتون مصیبت بعدش است.
ملایی: آن ملکات از موقعی که جان در حال خروج است شروع می شود.
حجت الاسلام عاملی:  بله احسنت، طرف بیهوش شده حرف های بسیار آبرو ریزی اونجا درست کرده در بیمارستان ها خودش را نشان می دهد، اون وقت کما عیش تموتون دنبالش وحشتناک است کما تعیشون تموتون وکما تموتون تبعثون الله اکبر یعنی هر طور که شما بمیرید همانطور هم مبعوث می شوید تغییر بردار دیگر نیست و شدیدتر شده و یبدل القول لدیه و ما انا الظلام للعبید خدا فرمود پیش من دیگر هیچ چیزی تغییر پیدا نمی کند یعنی اگر از من بپرسند که وحشت بزرگ میت چی است؟ آن لحظه ای است که متوجه می شود که هیچی دیگر تغییر بردار نیست و لذا در آن لحظه بیهوش می شود از وحشت و از ترس، رهم حتى يلقوا يومهم الذي فيه يصعقون  (طور، 45) فذرهم حتی یلاقوه یومهم الذی فیه یسعدون یصعدون سعد بیهوش شدن است یک لحظه که می بیند ای وای هشتاد سال چقدر خراب کرده چقدر فرصت ها را از دست داده چه کارها کرده که الان دیگر امکان جبرانش نیست و هم فیه یصعبون یا یجئرون این هم هست یجئرون یعنی داد می کشد و جیغ می کشد خدا می گوید لا تجئرالیوم فانکم لا تصعدون در دنیا داد می زدی ممکن بود یک کاری کنیم الان دیگر فایده ندارد بعضی آیات دارد مبلسون این هم دارد ابلاس یعنی یأس یک وقت یأس کامل حاکم می شود و برگشت نیست در یک لحظه حضرت فرمود بین بهشت و جهنم فاصله شما با بهشت و جهنم یک چیز است الموت ان ینزل به، ا لموت ان ینزل به یعنی آنقدر ترسناک است این جمله الموت ان ینزل به، فاصله شما با جهنم اگر چشمت را ببندی الموت ان ینزل به مرگ نازل بشود، یعنی در هر لحظه باید استعداد کامل پیغمبر ما فرمود که من ایکس الناس با کیاست ترین شخص کی است گفتند یا رسول الله خودتان بفرمایید گفت اکثرتان استعداداً للموت ا ونی که برای ورود به ساحت ابدیت آمادگی خوبی داشته باشد این کیاستش از همه بیشتر است، یعنی ثروتش از همه بیشتر است، یعنی سعادتش از همه بیشتر است یعنی آن آگاهی که بعد از مرگ می آید از حالا پیدا کرده است یک وقتی عرض کردم انسان عارف در برزخ زندگی می کند مردم عامی نیست که بعدا می روند می بینند امیر المومنین فرمود هم من جنک قدر و هم فیها منعنون و هم من نارک آها و هم فیها معذبون رابطه انسان متقی با بهشت این است که انگار در بهشت است و هم فیها منعمون رابطه اش با جهنم این است که داخل بهشت است هم فیها معذبون در دعای کمیل امیر المومنین رفته داخل جهنم از اونجا صحبت می کند حالا این استغفار وقتی استخفاف نکند به استغفار می داند که استغفار یک قدرتی دارد که آن گناهان را می خواهد خاموش کند که انسان وقتی می میرد آرزو می کند که بعد المشرقین باهاش فاصله داشته باشد من از شما سوال می کنم طرف اینجا شراب خورده است شراب خوردن را نشان بدهند بعد المشرقین آرزو ندارد ملکوت تعطیلی عقل است که خودش را نشان می دهد در روایت هست که کسی که مست بمیرد مست، ملک الموت را درک می کند مست وارد می شود و مست به محضر خدا وارد می شود، خدا می گوید حالا چتون است؟ می گوید مستم گفت بهذا امرتک من گفتم که بروی عقلت را تعطیل کنی؟ همه چیزت که عقل است شرف انسان به عقل است عقلش را تعطیل بکند، دیگر چه امتیازی ناصر خسرو می گوید من در خواب  دیدم به من گفتند تا کی می خواهی این شراب را بخوری؟ گفتم کما چیزی پیدا نکردند که غم و قصه را زایل کنند جز همین گفت حکیم نهادند کسی که به زوال عقل دعوت می کنند گفتند پس چیکار کنم؟دستش را گرفت طرف قبله گفت جوینده یابنده است، گفت ملکوتش جوری نیست که بُعد المشرقین تعبیر نگاه بکنید یعنی آنقدر می خواهد فرار بکند اما نمی شود ازش جدا بشود چون این اعمال ما متصرم است یعنی ناپایدار است ملکات پایدار درست می کند و حالات پایدار درست می کند بهش می گویند ملکه این ملکه جزو ذات انسان است، از انسان جدا نمی شود افلاطون می گوید سرمایه خود مخواست آنچه که از ذات تو جداست دل نبند روی ذاتیات ات کار کن در جای دیگر خبری نیست اون لباس من و این ماشین من و این هم خانه من و این هم همسر من آن وقت اینجا حقیقتشان دو تا تعبیر دارد خدا یک تعبیر دارد به بُعد المشرقین فاصله بُعد المشرقین یعنی چقدر فرار می کند باز می ترسد می گوید فرار کنم، آن صورت را که دیده وحشتش این است که می گوید باز فرار کنم اونقدر فرار کنم که بُعد المشرقین باشد که نفسی بکشد که حالا راحت شدم یکی هم عمداً بعیدا خدای متعال یک تعبیری دارد که می گوید یوم تجد النفسه روزی که هر انسانی ما عملت خیره هر کار خیری که کرده اون هم حاضر می بیند و ما عملت من سوئه کار بدی که کرده خدایی نکرده مال مردم را خورده غیبت و تهمت و بهتان زده و افتراء زده و قلم دستش است ویلٌ لهم مما یکتبون، خدا ویل را چند جا به کار برده؟ یکی درکتابت، اونی که پشت اینترنت نشسته است و همینطوری دارد می نویسد خدا انقدر حساس است یک ویلی را آنجا گفته است که ویلٌ ما یکتبون به حرمت قلم قسم خورده دویست هزار فالور دارد در یک لحظه دویست هزار غیبت یک غیبت نمی شود حلش کرد دویست هزار این اگر از وحشت هزار بار بمیرد که من چه کار کردم الان؟ نوشتم یا فورواردش کردم به بعضی ها می گویند این چی است فرستادی می گوید حاج آقا مسئولیتش با اونی است که نوشته می گوید خودت با آن هستی شریک جرم هستی بعضی ها را می آوردند مشهد خونی پیشانی اش ریختند می گوید خدایا من چطوری وارد محشر شوم بی آبرو می شوم صورتم خونی است گفت یک کلمه گفتی این کلمه حرکت کرد حرکت کرد موجب شد که خونی ریخته شود به اندازه همین خونی که تو صورتت است شریک در آن خانه هستی یعنی اینقدر عدالت خدا و کمال مدیریت این عالم بالای بالاست الله اکبر حالا
لیرد بینها و بینها عمداً بعیدا
ملایی: این تعبیر دوم است
حجت الاسلام عاملی:  وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ ۗ (آل عمران، 28) خدا شما را از خودش می ترساند خدا ترسناک نیست اتقوا الله به معنی ترس از خدا نیست خدا بهترین موضوع است برای محبت، یعنی عدالت من، عدالت هم ترسناک نیست که کسی که عملش خراب است، یعنی از خودش باید بترسد گاهی در صحنه محشر که می آید یا در همین دنیا، کارهایی می کند که اینش خیلی وحشتناک است استغفار هیئت استغفار را اینجا باید دید خدا قسم می خورد که تو را دیگر نمی بخشم به عزت و جلالم قسم تو را دیگر نمی بخشم یعنی کارش اونقدر شنیع بوده خدایی که برای رحمت سبقت رحمته علی غضبه اینطوری است قسم می خورد به عزت و جلالت تو را  دیگر نمی بخشم بعد از آن مثل خانه ای که تنقض النقض البنا به تعبیر امیر المومنین اینجا را درست می کند آنجا خراب می شود می خواهد زبانش در اختیارش باشد نمی تواند کنترل بکند اعمالش را نمی تواند، ارتم ثم ارتعاً وارد ربا می شود و حرکت می کند اعظت علیه جوارحه این روایت نیست تعبیر علمای اخلاق است در المحجۀ البیضاء علیه جوارحه جوارح عصیان می کنند چشم گوش نمی دهد سرکش شده صحنه های حرام نگاه نکند در روایت هست غضوا ابصارکم ترون العجائب اگر می خواهید عجایب ببینید چشم تان را ببندید در کوچه شما هستید یک نامحرمی هست هیچ کس نیست یا من اظهر الجمیل یک اسم خدا این است که کار جمیل را اظهار می کند شما هم مخفی کنید آشکارش می کند در آنجا هیچ کس نیست اولا خدا مباهات می کند به ملائکه که ببینید بنده من چقدر حیا و عفت دارد سرش را پایین انداخته و غضوا ابصارهم ترون العجائب عجائبی را خدا به شما نشان می دهد.
ملایی:  اینها را نبین یک چیزهایی بهت نشان بدهم
حجت الاسلام عاملی:  عجایبی از آیات و عجایبی از جمال حضرت حق عجایب یک موجود عجیب و غریب نیست یعنی اسراری از این عالم خدا در اختیارت قرار می دهد چون هر مخالفت با نفس یک مرتبه ای از کمال انسانی است جایی که مخالفت کردی با نفس در کار حرام، اینطور نیست که اون مخالفت این طرف رفتید این آثاری از کمال برای انسان می آورد این کمال است زیاد می شود مثل روایتی که می گوید الاخلاص سرٌ من اسراری استودع من قلب احببت من عبادی، اخلاص سرّی از اسرار من است، یعنی اگر برای اسرار یک کائنات می خواهی واقف شوی خودت را وقف کن برای من بگو قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيَايَ وَ مَمَاتِي لله رب العالمین (انعام، 162) این خلوص رفته رفته روز به روز بیشتر می شود رفته رفته بیشتر می شود آلیاژ جان خالص می شود و خالص می شود دیگر این بدن که مثل غلاف می ماند نمی تواند تحملش کند لو لن عجل الذین کتب الله علیهم لم تذتکر ارواحکم فی اجسادهم طرفۀ عین اگر اون عجل نبود قرار نمی گرفت به قول خودمان، شما دعای عرفه را بخوانید بی قراری امام را ببینید، اون بی قراری که امام حسین در مناجات هایش دارد مناجات های دیگر را هم ببینید این یک امتیاز است تعبیر امتیاز عرض می کنم دفتر سنگین است یعنی خصوصیتی دارد که الهی اشکوا الیک قربتی این را در مناجات های امام سجاد اینطوری نیست مناجات های امیر المومنین اینطوری نیست اشکوا الیک قربتی الهی تضیقوا بها الارض برحبها نمی توانم بمانم به تعبیر نیر عنقای قاف را هوس آشیانه بود غوغای نینوا همه در رب خانه بود یک موسیقات شیکی که خاموش می کند استغفار این است که غضب خدا که قسم خورده که دو روز دیگر تو را نمی بخشم آن را خاموش می کند هیبت استغفار را بحث می کنیم که استغفار نشود بعضی گناهان یعنی اون گناهانی که باعث می شود که در آن وحشتناک ترین لحظات خدا صورتش را برگرداند از خدا برگشتگان را کار چندان سخت نیست سخت کار ماست که از ما خدا برگشته است، آن را چیکار می شود کرد؟ ما اگر صورت مان را برگردانیدیم توبه درش باز است و راهکارهای خدا نشان داده که از آن جهت می خواهیم نظر رحمت را برگردانیم اما خود خدا برگردد آن وقت چی می شود؟ گناهانی که در روز قیامت خدا با بعضی ها حرف می زند، روز قیامت خدا بعضی ها را تطهیر می کند، خیلی جالب است در حق بعضی گناهان گفته لایکلمهم و لا یزیکهم و لا ینظروا الیهم سه تا مدال روز محشر بعضی ها دارند خدا ینظروا الیهم خدا یکلمهم و خدا یطهرهم روز قیامت تطهیرشان می کنم اما در قرآن می گویدکه بعضی ها کارهایی می کنند که این سه تا هیچ کدام نیست این که بیاید با خدا حرف بزند این اجازه نیست، که و لا یتکلمون الا من اذن له الرحمان و قال الثوابا برای هر کسی این اذن نیست که با خدا صحبت کند یا خدا با او صحبت کند در روز قیامت لایأذن لهم و لا هم یستعتبون نه اذنی می رسد و نه استرضاع اگر بخواهد بکند خدایا از ما راضی باش زمینه استرضاع باز از آنها نیست.
ملایی:  یعنی اجازه این درخواست را حتی ندارد
حجت الاسلام عاملی:  یعنی اقتضای عمل اینطوری است حالا این اقتضای عمل را می خواهیم تطهیرش کنیم استغفار، یعنی استغفروا الله ربی و اتوب الیه که می گوییم فقط من تمام نظرم این است که عزیزان ما متوجه شوند که با استغفار می خواهیم چیکار بکنیم؟ به این سادگی نیست که مثلا یک استغفاری گفتیم و رد شدیم و رفتیم.
ملایی: چه فرصتی را می خواهم بسازم یا چه از دست رفته ای را می خواهم جبران کنم
حجت الاسلام عاملی:  باز بعضی گناهانی هست که اونقدر این تاثیرش بیشتر است وحشتناک است وقتی که طرف شراب می خورد نماز از دستش می رود ملائکه توبیخ اش می کنند و مذمتش می کنند این چه بنده ای است این همه نعمت و این همه عنایت و این همه تکریم این همه کرامت خدا، دیگر فتبارک الله احسن الخالقین چه چیزی خدا نداده است، چه بلاهایی دفع نکرده است، در روایت هست بلاهایی که خدا دفع می کند بیشتر از نعمت هایی است که داده است اومدیم چیکار کرد شکرش این بود که بیایی شراب بخوری و مست شوی پیغمبر ما قسم خورده کسی که شراب می خورد تشنه به قبر وارد می شود و تشنه به محشر وارد می شود این که نماز از  دستش رفت ملائکه مذمتش می کنند آنجا خدا وارد می شود یک جمله می گوید، اگر نبود بر حق استغفار که همچین لحظات وحشتناکی از ما دفع کند کافی است، خدا می گوید سوعتاً لکت در زبان آذری بهش می گویند سنی پیس یره باخان خیلی تعبیر سختی است در زبان فارسی بخواهیم برگردانیم می گویند بدا به حال تو وای به حال تو سوعۀ لک خدا بیاید بگوید سوعتاً لک  این باعث می شود که استغفار می کنیم خدایا نکند من یک لحظه ای داشته باشم به من بگوید سوعتا لک رکن اول استغفار، استغفار نشود اینطوری خودش را نشان می دهد یک روایتی بخوانم که این روایت هم جدا تکان دهنده است خدای متعال روز قیامت به حضرت ختمی مرتبت با اینکه پیغمبر رحمت است، پیغمبر رحمت است، خدای متعال می گوید تنهی یا رحمت برو کنار یعنی از جمع این گنهکاران برو بیرون من با اینها کار دارم تنهه دور شو یا احمد من را با اینها تنها نگذار این در قرآن هم آمده وَذَرۡنِي وَٱلۡمُكَذِّبِينَ أُوْلِي ٱلنَّعۡمَةِ وَمَهِّلۡهُمۡ قَلِيلًا  إِنَّ لَدَيۡنَآ أَنكَالٗا وَجَحِيمٗا 12
وَطَعَامٗا ذَا غُصَّةٖ وَعَذَابًا أَلِيمٗا 13
 (مزمل، آیه 13)  آقا رسول الله به ابن مسعود گفت قرآن بخوان با اینکه قرآن و نزله علی قلبه وحتی قرآن را که جبرئیل می خواند تشریفات بود، گاهی پیغمبر جلوتر از جبرئیل می خواند خدا گفت لا تحرک به لسانک لتعجل به ان علینا جمعه و قرآنه و اذا قرئناه فاتبع قرآنه ثم ان علینا بیانه پیغمبر عجله نکن بگذار تشریفات انجام بشود.
ملایی: درسته در قلب تو همه اینها هست
حجت الاسلام عاملی:  نه اینکه جبرئیل آورده قبل جبرئیل همه در قلب شان است اما باز می گفت که به ابن مسعود می گفت که بروم قرآن بخوانم و به ابوذر می گفت من را موعظه کن، جبرئیل نازل می شد من را موعظه کن، اینها همه سیره مبارکه پیغمبر ماست یعنی انسان باید بشنود باید بشنود، امیر المومنین هم به صعصعۀ بن سبحان می گفت اذنی من را موعظه کن وقتی به ابن مسعود می گفت قران بخوان شروع کرد یا ایها المزمل تا رسید به اینجا و ذرنی و المکذبین می دانی که و ذرنی و المکذبین لحظه ای که خدا می گوید من را تنها بگذار با اینها اینجا پیغمبر غش کرد گفتند ابن مسعود دست نگه دار دست نگه دار که پیغمبر آیات خاصی در قرآن که پیغمبر غش کرده یکی اینجاست، حساب کنید که آن لحظه خدایی نکرده ما در جمعی باشیم خدای متعال به کسی که می گوید یا احمد تنحر از آنها جدا بشو چون تا تو هستی عذاب نیست ما کانَ اللهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِیهِمْ وَ ما کانَ اللهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُون. (انفال، 33) پیغمبر همیشه نیست و لذا گفت و ما کان الله لیعذبهم جمله فعلی آورد که دلالت می کند بر حدوث وَ ما کانَ اللهُ مُعَذِّبَهُمْ اسمی آورد دلالت می کند بر ثبوت چون استغفار همیشه هست پیغمبر از دنیا می رود اما استغفار هست همیشه وَ ما کانَ اللهُ مُعَذِّبَهُمْ گاهی یک گناهانی درست می شود در محکمه ای که در برابر خدای متعال قرار می گیرد انسان محکمه ای که  دیگر نه حاجبی دارد و رشوه بدهد و نه وزیری دارد بخرد، بخشی از دعاهای ما نظر بر این است که یا من لیس له حاجبٌ و لا وزیرٌ یرشعا نه حاجبی دارد که کسی سرش کلاه بگذارد و نه وزیری دارد که رشوه بگیرد و مشکلش را حل بکند محکمه که باز شد دیگر آنجا تبانی  درست بشود دیگر نیست، حاق اعمالی که آنجا هست خودش را آنجا نشان می دهد یا من لیس له بوابٌ ینادای خدا بواب ندارد که کسی وارد بشود او را صدا بزنند این گناهانی که الان ما اینها را گفتیم این باعث می شود که به خاطر مقاماتی که در آینده قرار بود به این آقا بدهند اینها این را از دستش گرفت این الان که بعضی از گناهانی هست که استغفار می کنیم که این استغفار آن مشکلی را حل کنیم خدا یک مقاماتی برای ما تدارک دیده هر لحظه جناب علامه طباطبایی می گوید دنیا دوره معامله است هر لحظه در حال معامله هستیم، گاهی شما یک دل ناشادی را شاد کردید قلم سرنوشت چیز دیگری برای ما می نویسد برای شما، ممکن است در خانه دل کسی را شکستید قلم سرنوشت چیز دیگری نوشت هر لحظه ما ورقه سرنوشت را پر می کنیم هر لحظه ورقۀ امتحانی پر می کنیم و نبلوکم بالغیر شر و فتنۀ نبلوکم هر لحظه یک چیزی داده از باب امراردارد این قصه یک چیزی گرفته از باب امتحان هست اصلا ً کل خلقت امتحان است خدا خلقت را درست کرده تا ببینیم ما می توانیم از نقش به نقاش پی ببریم یا نه، لَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ (ملک، آیه 2) یعنی کائنات لیبلوکم امتحان بکند که ان یکا احسن عملا کی ما می شویم احسن عملا وقتی بفهمیم یک اراده عجیبی در این عالم حکومت می کند و کارهای ما روی حساب است و کل شیء عنده و مقدار و فَمَن يَعۡمَلۡ مِثۡقَالَ ذَرَّةٍ خَيۡرٗا يَرَهُۥ فمن يعمل مثقال ذرة خيرا يره  (زلزله، آیه 7) یک جمله ای بگویم و بحث را جمع بکنیم آن هم این است که حضرت امام آقای اشتهاردی در درس اخلاقشان می فرمودند نگویید که فمن یعمل مثقال ذرۀ خیرا یره یعنی یرا جزائه نگویید که فمن یعمل مثقال ذرۀ شراً یره یراه جزائه نه اینطور نیست یعنی خود عمل را می بیند همانی که کردی آن عمل است که در قالب عقوبت آمده و لذا جامع السادات مهدی نراقی نوشته ان العمل نفس الجزاء عمل خودش نفس جزا است امام فرمودند که این آیه احکم آیات قرآن است طبق روایات اگر بگویی که چیزی در تقدیر یری جزاء بود ولی محکم نیست پس یکی از آثار استغفار این است که گناهانی که سرنوشت را عوض می کند مقاماتی خدا تهیه کرده در حالت احتضار دو تا مقام به انسان نشان می دهند می گویند این مقام را آماده کرده بودیم به شرطی که فلان کارها را نکنید این مقام را آماده کرده بودیم به شرطی که فلان کارها را بکنیم نکردیم از دستت رفت قرار بود به مقام شهادت برسد، قرار بود جزو لا وحشت مع الثلاثین کسی در محضر امام هستند بشود قرار بود که جزو 313 نفر بشود ازدستش رفت قرار بود به مقام استفی برسد ان الله یستفی من الملائکه رسل و من الناس یعنی ماموریت یعنی مجرای ارادی خدا باشیم لأن یهدی الله بک رجلاً پیغمبر ما فرمود به امیر المومنین که وقتی می خواست برود یمن می گفت اگر خدا با دست تو کسی را هدایت می کند خیراً من ما طلعت به الشمس بهتر از هر چیزی که آفتاب بهش بتابد یعنی این را تبدیل می کند به ثروت نمی شود حسابش را جمع کرد یک نفر را هدایت کنیم در خانه و در منزل و در مدرسه و در پادگان و در اداره یک حرف حکیمانه می زنی می گوید همسر من یک جمله گفت سرنوشت من با آن عوض شد آن وقت لأن یهدی الله بک ان رجلاً یعنی تو مجرای اراده خدا بشوی توفیق بالاتر از این نمی شود که خدا یکی را انتخاب می کند مجرای ارادی خدا بشوند گناهی کرد از دستش رفت مقام استفا از دستش رفت و انهم عند الآن من المصطفین الاغنیا من از این آیه یک دعایی درست کردم برای خودم این خیلی خیلی دعای خوبی است إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّار وَ إِنَّهُمْ عِنْدَنا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الْأَخْيار ، خدا می گوید اخلصنی بخالصۀ ذکر الدار آن را تبدیل کردیم به دعا إِنَّآ أَخۡلَصۡنَٰهُم بِخَالِصَةٖ ذِكۡرَى ٱلدَّارِ(ص، 46) واجعلنی یعنی ذکر دار یعنی ذکر آخرت یعنی فکر آخرت و دغدغه آخرت تمام وجود من را بگیرد آن وقت واجعلنا عندک مِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الْأَخْيار دو تا اخلص داشته باشد سالک سبیل حق، کار تمام است.
1-    اللهم أَخْلِصْنِي بِخَالِصَةِ تَوْحِيدِكَ، وَ اجْعَلْنِي مِنْ صَفْوَةِ عَبِيدِك‏ اللهم أَخْلِصْنِي بِخَالِصَةِ تَوْحِيدِكَ، به اخلاص توحید برسد وَ اجْعَلْنِي مِنْ صَفْوَةِ عَبِيدِك‏ از آن بندگانی که اصطفا کردند و برگزیدی.
2-    یک اخلاص هم اخلاص ابدیت است اخلص إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّار وَ إِنَّهُمْ عِنْدَنا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الْأَخْيار
ملایی:  خیلی خوب خدا کند حاج آقای حجت الاسلام عاملی به حق این قرآن شریف و به حق آیاتی که تعدادش را شما هر بار برای ما می خوانید هم استخفاف نکنیم به مقام استغفار و آنچه که در این دو جلسه حضرتعالی فرمودید را من یاد گرفته باشم این بحث ادامه دارد این قصه استخفاف از هفت تا یکی اش را وارد شدیم اولی باز هم ادامه دارد؟
حجت الاسلام عاملی:  یک تیکه کوچکی بعد دوباره وارد می شویم.
ملایی:  بسیار عالی خیلی ممنون و متشکرم از حضرتعالی حاج آقای حجت الاسلام عاملی عزیز ممنونم و شما بیننده ها و شنونده های گرامی برنامه سمت خدا از شما متشکرم به خاطر همراهی تان تا این لحظه در محضر قرآن کریم خواهیم بود صفحه 56 آیات 46 تا 56 سوره مبارکه آل عمران امروز در برنامه سمت خدا تلاوت می شود. بر می گردیم خدمت جناب آقای حجت الاسلام عاملی و انشاء الله نکات دیگری را بهره مند خواهیم شد. بفرمایید لطفا.
صفحه56 قرآن کریم
ملایی:  اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم ثواب تلاوت این آیات تقدیم به درگذشتگان مان در روز پنج شنبه و در آستانه روز جمعه زمان داریم چند لحظه ای در خدمت جناب آقای حجت الاسلام عاملی عزیز باشیم.
حجت الاسلام عاملی:  بسم الله الرحمن الرحیم سوره آل عمران آیه 47 : قَالَتْ رَبِّ أَنَّىٰ يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ ۖ قَالَ كَذَٰلِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ ۚ إِذَا قَضَىٰ أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ (سوره آل عمران، 47) خیلی آیه امیدوار کننده است خدای متعال یک قصه هایی نقل کرده در قرآن که با اسباب ظاهری جور در نمی آید تا فکرکردید که برای چی اینها را ذکر کرده شاهکار تربیتی است، یعنی می خواهد بگوید که حساب استقلالی برای اسباب ظاهری باز نکن نگو با این اوضاع کار من معلوم است درست نیست نگو با این اوضاع تا آخر عمرم بدبخت و بیچاره شدم حق ندارد کسی این حرف را بزند اینطور نیست که نظام اسباب و مسببات خدا درست کرد دستش بسته شد، آن زمان یهودی ها می گفتند که خدا یدالله مغلوله خدا فرمود قلت ایدی دست خودشان بسته است چون سببیت دست من است دست آنها نیست دست من هیچ وقت بسته نیست یکی قصه حضرت مریم است که وقتی خدا می خواهد فرزندی عطا بکند می گوید خدایا مگر می شود اینطوری بدون اینکه من ازدواج بکنم بچه دار بشوم خدا فرمود کار خدا همینطوری است خیال نکن که باید حتما یا مسبب الأسباب غیر سبب یا من تسبب بلطف الارض اسباب دست خداست فرمان دست خداست بیدی فَسُبۡحَٰنَ ٱلَّذِي بِيَدِهِۦ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيۡءٖ وَإِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ  (یس، 83) وَٱللَّهُ مِن وَرَآئِهِم مُّحِيطُۢ  وراء تمام اسباب خدا ایستاده است اسباب کاره ای نیستند آنها ببینید کتاب قصه نیست قرآن هر حرفی که می زند یک مقصد بسیار مهمی دارد، که این مقصد مهمش ایجاد امیدواری در بندگان خداست من سوال می کنم از شما الان یک رود بسیار خروشان یک طفل یک روزه را بگذارید داخل جعبه بندازید داخل آب، زنده می ماند؟ اصلا به فکرش نمی رسد مادر موسی که زنده بماند و پیغمبر برگردد  إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ  (قصص، 7) توجه می کنید حضرت موسی اصلا فکرش نمی رسید که الان آنجا یک آتشی هست بروم برای بچه ام آتش بیاورم پیغمبر بشود و برگردد در روایت هست کن لما ترجوا انجام این کلمات اونی که بهش امید نداری اون خیلی امید داشته باش تا اونی که امید داری یا وقتی که حضرت یونس داخل شکم ماهی رفت به فکرش نمی رسید سالم بماند، و سالم از آنجا در بیاید و در آب خفه نشود چاقویی که اسماعیل گلوی اسماعیل گذاشتند اصلا به فکر جناب ابراهیم نمی رسید که این چاقو الان کار نکند، وقتی ابراهیم را داخل آتش انداختند شاید به فکرش نمی رسید که الان اونجا بشود برداً و سلاما یا حضرت ابراهیم و حضرت ذکریا در سنی نبودند که بچه دار بشوند، اینها قصه است خدا برای ما نقل کرده نه فقط می خواست بگوید که همه کاره در این عالم من هستم بیدک لا حیۀ غیرک زیادتی و نفسی و نفعی و ذری لشکر موسی که رسیدند به آب پشت سرشان لشکر فرعون این طرف هم آب ا صلا ذهنشان نمی رسید که الان تونل های آبی درست شود به تعداد دوازده قبیله و تیره که بودند و اینها سالم رد شوند و آنها همه بیایند غرق شوند، یک جوانی را آوردند به بازار مصر کل مصر می خواهد به فکر هیچ کس نمی رسید که یک زمانی این جوان مالک کل اهالی مصر بشود، حضرت یوسف اینها همه قدرت نمایی خداست تا کسی نیاید بگوید که من مثلاً اسباب ظاهری قدرت داشته باشد، ضعیف باشد و مأیوس باشد و قوی باشد و تفاخر داشته باشد اینها هیچ کدام حالا قصه هایی من در قرآن برای عزیزان داشتم که دیگر به این مقدار، امام حسین را بگویم تمام بکنم که حضرت حتّي جعلوه في مثل الحلقة، مثل حلقه در محاصره بود اما از فتح ظفر صحبت می کرد  و من لم‌ یلحق لم یدرک الفتح  این چه نگاهی است و چه بینشی است نگاه توحیدی این است حضرت امام فرمود والله نترسیدم روزی که من را می بردند آنها می ترسیدند من دلداری شان می دادم، این مفاد و پیام بزرگ این آیه است.
ملایی:  بسیار خوب، خیلی متشکرم حاج آقای حجت الاسلام عاملی و از شما می خواهم خواهش کنم همان خدایی که فرمودید بیده و لا بید خیره از آن خدا برای ما خیر بخواهید.
حجت الاسلام عاملی:  یا ارحم الراحمین یک دعایی محضر عزیزان خودم می خواهم که انشاء الله اسباب خیر و برکت باشد برای همه ما و بهترین مطالعات خداوند این است حضرت آقای ملایی ذائقه عوض شود وقتی ذائقه عوض شد عنایات هم نازل می شود سه تا جمله را دعاست من کنار هم گذاشتم، این سه تا را اگر کسی مداومت کند برای تغییر ذائقه است که ذائقه آسمانی داشته باشیم یا من اذاق احبآئه حلاوة المؤانسمة فقاموا بین یدیه متملّقین. ای خدایی که چشاندی به احباء خودت شیرینی موانست با خودت را شروع کردند به تملق در برابر تو این یک تیکه بعد دنبالش می گوید اذقنی به من هم بچشان حلاوت الصنع فی ما سئلت آن سوالاتی که کردند و درخواست هایی که داشتم با دادن آنها شیرینی آنها را به من بچشان و لا تهلکنی غمه اگر به من بله نگویی من از غم و قصه غصه مند می شوم و لا تهلکنی غمه با غم و قصه نگذار من هلاک شوم حتی تستجیب لی تا به من استجابت بکنی لبیک بگویی و تعرفنی الاجابۀ فی دعائی و اجابتت در دعای من به من نشان بدهی تنها ذ ات مقدسی که در برابر بنده خودش وقتی بگوید یا الله می گوید لبیک فقط خداست عبد در برابر مولا مولا هیچ وقت به عبدش نمی گوید لبیک مرحوم شوشتری می گوید تنها حوزه ای که در برابر عبد خودش وقتی درخواستی داشته باشد می گوید لبیک ده بار بگویی یا الله خداوند می گوید لبیک یا الله.
ملایی:  خیلی متشکرم حاج آقای حجت الاسلام عاملی بابت آنچه که به ما یاد می دهید خیلی ممنونم از شماها هم صبر و حوصله به خرج می دهید و برنامه خودتان را تا لحظه های پایانی همراهی می فرمایید محضرتان هستیم با زمزمه دعای سلامتی آقا امام زمان سلام الله و صلواته علیه و امیدوارم که همه مون مشمول دعاهای خیر آن حضرت باشیم. یا علی مدد.