اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

1402-05-19-حجت الاسلام عاملی -شعارهای حسینی در قیام عاشورا

شریعتی: بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی؛ خانم‌ها و آقایان سلام وقت‌تان بخیر انشاالله که تنتان سلامت باشد قلبتان سلیم باشد و خداوند متعال پشت و پناهتان از خداوند بهترین‌ها را برای تک تک شما مسئلت می‌کنم به این سمت خدا خیلی خوش آمدید. حاج آقای عاملی سلام علیکم و رحمة الله خیلی خوش آمدید خوشحالیم که در خدمت شما هستیم.

حجت الاسلام عاملی: سلام علیکم و رحمة الله خدمت عزیزان خودم سلام و دعا و ارادت داریم و از خدای متعال لحظات خوب و توفیقات بزرگ و توشه‌های شایسته ابدیت برای عزیزان از خدای بزرگ مسئلت دارم و انشاالله که لحظه لحظه‌های زندگی‌شان مزین شود به رضوان من الله اکبر.
شریعتی: انشاالله چه دعای خوبی حالتان چطور است؟
حجت الاسلام عاملی: خدا را شکر.
شریعتی: خوشحالیم در خدمت شما هستیم ما شعارهای نهضت عاشورا و قیام سیدالشهدا را در  سال‌های گذشته و هم یک بخشی را امسال مرور می‌کردیم نکته‌هایش را می‌شنیدیم امروز هم ادامه فرمایشات شما را.
حجت الاسلام عاملی: بسم الله الرحمن الرحیم بررسی شعارهای نهضت بهترین قاب تصویر برای وقوف به حقیقت نهضت است هر دو طرف شعار دارند اینطوری نیست که بدون شعار آمده باشند بنی امیه شعارشان این بود الطاعة الطاعة، یعنی اطاعت از امام عصر واجب است با استخدام مفاهیم دینی هم آنها آمده بودند بنی امیه با سیف غالب نشده بودند یک زمانی بحث می‌کردیم بنی عباس اینطوری بودند اما بنی امیه با همین مفاهیم دینی وارد شده بودند و با افکار و اندیشه مردم بازی کردند و توانستند که مسلط شوند شعارها را که می‌خواستیم بررسی کنیم به اینجا رسیدیم که این‌ها را جمع کنیم یک وجه اشتراکی دارند خصوصیات این شعارها را که بررسی می‌کردیم یکی این بود که همه شعارها مستند قرآنی دارد، امام حسین از قرآن جدا نشده است و قرآن هم از امام حسین جدا نیست. پیغمبر ما فرموده است که لَن یفترقاً؛ تمام حرف‌هایی که امام حسین در این مسیر زده است همه مستند قرآنی دارد و ما سخنان حضرت را در این جلسه برای عزیزانمان هدیه آورده‌ایم. سخنان حضرت را عرض می‌کنیم و آیه را در کنار آن می‌گوییم تا معلوم شود که نهضت قرآنی است، و مطالبه هم مطالبه قرآنی است. این بسیار مهم است که ما بدانیم که نهضت، نهضت قرآنی است اگر خواستیم هیئتی را ارزیابی کنیم باید بدانیم که این هیئت چقدر سهم قرآنی دارد اگر بخواهیم ارزش یک عزاداری را تفهیم کنیم آن را هم باید ببینیم که چقدر سهم قرآنی دارد.
 شریعتی: یعنی می‌شود تراز و ملاک و معیار ما.
حجت الاسلام عاملی: چون امام حسین جز از قرآن حرفی نزده است و برای ما بسیار مهم است که بدانیم حدیث لن یفترقا، خودش را در کربلا به طور کامل نشان داده است آقا رسول الله فرمودند: که خدا به من کلمات جامعه داده است می‌توانم با یک جمله با یک عالم حرف بزنم، یکی از آنها لن یفترقا است یعنی عترت من از قرآن جدا نمی‌شود و قرآن از عترت جدا نمی‌شود، کسانی که تنها اهل بیت را گرفتند به گمراهی می‌افتند، کسانی هم که تنها به قرآن تکیه کردند به ضلالت می‌افتند. بنابراین ما باید کاری کنیم که پیامبر که فرمود اولین کسی که به محشر وارد می‌شود من هستم، بعد کتاب من است، عترت من است و بعد امت من است. من از امتم سوال می‌کنم از تک تک آیات سوال می‌کنم و از عترتم هم سوال می‌کنم که چه معامله‌ای کردید با قرآن من؟ با اهل بیت من؟ ما اینجا وارد می‌شویم به بحثی که بسیار بسیار مهم است که حضرت می‌گویند که ممن اگر هیچ مرجعی پیدا نکنم هرگز بیعت نمی‌کنم. دستم را در دست یزید نمی‌گذارم چون آن دستی است به قرآن خیانت کرده است، دستی است که با آن شراب خورده است، دستی است که به نامحرم خورده است، دستی است که با آن سر ناموس مردم را باز کرده است، با آن قمار کرده است، حالا اگر کسی این‌ها را مرتکب شود لباس مشکی بپوشد و بگوید که من عزادار هستم، سر امام حسین کلاه نمی‌رود. وَ ما کُنْتُ مُتَّخِذَ المُضِلِّینَ عَضُداً؛ امام فرمود که من در اردوگاه خودم اشخاصی که مضل هستند اغواگرند در جامعه یعنی در جامعه زمینه اغوای جوانان و مردم را فراهم می‌کنند من آنها را به اردوگاه خودم راه نمی‌دهم. یعنی با اراده خدا کار کرده است و با اراده خدا وارد شده یک لحظه هم از اراده خدا جدا نشده است.
شریعتی: یعنی حتماً حضرت یک خط قرمزهایی دارد و هر کسی را در جمع یاران خودش راه نیست.
حجت الاسلام عاملی: پیغمبر ما فرمود که امام حسین یک سفینه است در هر عصری می‌گوید که: ارکب معنا، ارکب معنا یعنی حضرت نوح به پسرش گفت که سوار شوید. امام حسین هم هر لحظه دعوت می‌کند به این سفینه، ولی ورود به این سفینه شرایطی دارد که خودش ذکر کرده است. انشاالله در این جلسه و جلسات آینده من آن شرایطی را که از فرمایشات خود حضرت استفاده شده است که با این شرایط می‌توانید سفینه من وارد شوید، چون هر فکری در عالم اسلام می‌گوید ارکب معنا؛ اصلاً یک کتابی نوشتند وهابی‌ها سابقاً در مکه پخش می‌کردند اسم این کتاب هست ارکب معنا؛ همه می‌گویند ارکب معنا همه اندیشه‌ها میگویند ارکب معنا؛ ما باید ببینیم که امام حسین با چه شرایطی می‌گوید ارکب معنا؟ در این خصوص ما وارد می‌شویم به آن کارهایی که ما در عزاداری‌ها داریم این عزاداری‌ها خصوصیاتش را هم ما انشاالله می‌خواهیم در قرآن اجرا کنیم به شکلی که یک عزادار تجسم افکار قرآنی است. اگر یک جایی با قرآن فاصله بگیرد نشد؛ حضرت زینب هم خطبه‌هایی که خوانده است از اول تا آخر با قرآن تطبیق می‌شود مگر می‌شود سر یزید داد بزند بگوید سر حرم پیغمبر را باز کردی؟ صورت‌شان را باز کردی؟ این برای خصوصیت یزید که نبوده است برای برای هر دوره بوده است که کسی که سر ناموس مردم را باز کند، ناموسش با هفت رنگ آرایش خودش را در ملأ عام نشان بدهد در برابر نامحرم، یعنی کلماتی که امام حسین گفته است محصور در زمان نیست، محصور در آن عصر نیست چون قرآن محصور نیست، لن یفترقا هزاران صحبت از آن استفاده می‌شود قرآن را نمی‌شود تحریم کرد این‌ها را هم نمی‌شود تحریم کرد، با قرآن نمی‌شود تعدی کرد این با این‌ها هم نمی‌شود تعدی کرد، قرآن بستر تشریع است این‌ها هم بستر تشریع هستند، قرآن بزرگترین معجزه است این‌ها هم معجزه هستند خود خود امیرالمومنین معجزه رسالت خاتمیت است. ما بحث را از اینجا شروع می‌کنیم که اگر ما در عزاداری‌ها توسل می‌کنیم به حضرات معصومین چرا به قرآن توسل نکنیم؟ چرا به آیات قرآن توسل نکنیم؟ مگر نگفتند که «خُذْ مِنَ الْقُرْآنِ ما شِئْتَ لِما شِئْتَ؛ از قرآن بگیرید هر آیه‌ای که خواستید برای هر حاجتی که خواستید، این کلمات آثاری دارد خالق این کلمات خداست یک جایگاهی در کائنات دارد این کلمات با هفتاد هزار فرشته آیات نازل می‌شد مثلا سوره انعام، پیغمبر ما 10:28 وقتی آیه نازل می‌شد. مرحوم صدوق می‌گوید که اینها همه در اثر تخاطب با خدا بود که آن حالت عارض می‌شد وقتی یک کسی گرفتار است به اهل بیت هم توسل کند یک سوره عم یتسائلون هم به یاد امیرالمومنین که منسوب به امیرالمومنین است بخواند، یا سوره والفجر که منسوب به سیدالشهداست بخواند، یا سوره هل اتی را بخواند، زمانی که من گرفتار سخت کرونا بودم هم به امام حسین توسل کردم هم دو سوره را مخصوصا سوره عم یتسائلون و سوره انسان را مداومت کردم. یا مثلا می‌گوییم که الدخیل یا اباافضل، خیلی خوب است اما چه قدر خوب است اما چه قدر خوب است که ما یک الدخیلی هم به قرآن بگوییم، پناه ببریم به قرآن چه قدر خوب است اصلا یک دخیلی بگویید برای اینکه دم در خدا قرار بگیرید بگویید دخیلک یا الله، این را هم کنارش می‌گوید که بگویی که الهی عَبْدُکَ بِبابِکَ، أقامَتْهُ الْخَصاصَهُ بَیْنَ یَدَیْکَ يقْرَعُ بابَ اِحْسانِكَ بِدُعآئِک فَلا تُعْرِضْ بِوَجْهِكَ الْكَريمِ؛ می‌دانید چه قدر صیانت می‌آورد؟ یک جمله است ولی در طول روز شما را تضمین کرده است یک درگاه قدسی برای شما درست می‌کند، نه صرفا ترس از آتش جهنم این طوری نیست، جمالی که خدای متعال برایش ما محشور می‌کند و شما را بیقرار خودش می‌کند و دیگر امکان ندارد انسان خطایی انجام دهد مداحی را گوش می‌دهیم خیلی خوب است چه قدر خوب است که در ماشین‌های ما صدای خوب ترتیل هم باشد که آثار روحی دارد همین که شما می‌شنوید که مأنوس شدید با قرآن. فردا همین قرآن برای شما می‌شود شافع مشفع؛ همان طور که امام حسین شافع مشفع است کسی که به زیارت امام حسین رفته است می‌گویند دست هر کسی را میخواهیم بگیر ببر بهشت، یعنی گاهی در علما هم این چنین چیزی نیامده است در زائر امام حسین این تعبیر عجیب آمده است بنابراین قرآن وارد شود به عزاداری ما؛ ببینید چه قدر نورانیتش زیاد می‌شود؟
شریعتی: می‌فرمود قرآن آسانسور بهشت است بخوان و بالا برو.
حجت الاسلام عاملی: اقرأ و ارتق.
شریعتی: منتها یک اتفاقی که برای ما افتاده است حاج آقا ولی هنوز آن انسی که به قرآن باید را پیدا نکردیم. یعنی یک رشته الفتی لازم است یک زلفی گره بزنیم.
حجت الاسلام عاملی: لازمه‌اش این است که کسی باشد لذت قرآن را برای ما بچشاند. آقای مطهری می‌گوید که من لذت نهج البلاغه را از آمیرزا علی شیرازی گرفتم و چه قدر آرزو دارم که کسی این طوری من را با قرآن آشنا کند. شهاب الدین سهروردی می‌گوید که من از قرآن فقط دو سوره را بلدم آن هم از مدرسه یاد نگرفتم استادم به من یاد داد اگر انسان خودش اراده داشته باشد اشتهای جدی داشته باشد این در باز می‌شود دیگر هیچ وقت نمی‌تواند از قرآن جدا شود. قرآن نورش سیطره پیدا می‌کند در زندگی‌اش که حضرت فرمود که هر کسی قرآن را جلوی خودش قرار بدهد قاده الی الجنة؛ از دستش می‌گیرد فرمانده‌اش می‌شود و او را به بهشت می‌برد و اگر پشت بیندازد ساقه الی النار، یعنی حقیقتش این است نه اینکه قرآن این کار را کند. یعنی از این مفاهیم عرشی کسی جدا شود نگاهش به کائنات آن نگاهی نباشد که قرآن تصویر کرده است تعبیر این است که بزن بر طبل بی‌عاری که آن هم عالمی دارد که حالا آن تطبیقات را داریم ادامه می‌دهیم. از اهل بیت ما شفا می‌گیریم متوسل می‌شویم و خدای متعال فرموده است که سراغ آنها بروید و لو انهم إذ ظلموا انفسهم جاؤك فاستغفر الله لهم الرسول لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا؛ ما از قرآن هم شفا بگیریم خدای متعال صراحتا گفته است وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ؛ باز قرآن در زندگی ما است در سوره حمد وارد شده است که کسی سوره حمد را بخواند حادترین کاری که پیش آمده است من استبعاد می‌کنم جزئیاتش را وارد نمی‌شوم کل قرآن در این هفت آیه جمع است یعنی هر آیه قرآن که دست بگذاری به یکی از اینها برمی‌گردد مفاهیم قرآن را هر کدام را دست بگذاری به اینها برمی‌گردد یک کسی باشد سوره حمد را تفسیر کند حضرت امام که تفسیر عرفانی داشت کلماتی که انتخاب شده است ترکیبی که انتخاب شده است، تقدیر و تأخری که انتخاب شده است، الطفاتی که درست شده است شما الحمد الله رب العالمین را می‌گویی یک دفعه می‌گویی ایاک نعبد و ایاک نستعین می‌شود تخاطب، همه حساب شده است چرا با حمد شروع کرد؟ چرا مفهوم رحمان و رحیم را مطرح کرد؟ چرا مسئله ابدیت را پیش کشید؟ یک سیر است که انسان را می‌برد، عرضم خدمت شما که گریه می‌کنیم برای اهل بیت برای قرآن هم گریه کنیم دیدید که قرآن را آتش زدند برای قرآن هم گریه کنید، آیات قرآن را زیر پا می‌گذارند آن کسی که ربا خوار است؛ آن کسی که بالاخره انگیزه‌ای داشته است سرش را کشف کرده است 16 آیه قرآن را زیر پا گذاشته است، در این جاها همان طور که به امام حسین غیرت داریم نسبت به قرآن هم غیرت داشته باشیم چه می‌شد که در این دهه ما می‌آمدیم رجزهای خودمان را تغییر می‌دادیم رجز قرآنی می‌کردیم؟ ثابت کنیم که یا امام حسین که تو که لحظه به لحظه آیه خواندی این بحث را من شعارها را آیاتش را می‌گویم خود امام حسین سوال می‌کردند چرا این کار را می‌کنی؟ یک آیه می‌خواند، چرا این راه را رفتی؟ یک آیه می‌خواند، بگوییم که یا اباعبدالله ما هم قرآنی هستیم ما در خودمان در اردبیل در دهه رجز قرآنی وارد کردیم یک بخش دسته یک رجزی می‌خواند یک بخش دیگر رجز دیگری می‌خواند. اجازه بدهید که یک تکه را بخوانم: بیز عاشق شهید صحرای نینوایه منشور کربلاسی توام دی بو این نوایه، سز دمیشیگ حسینه پیمانو بیز ساخلاروخ، به امام حسین پیمان دادیم دست در دستش گذاشتیم که پیمان را حفظ کنیم جان می‌دهیم ولی قرآن را تا آن آخرین جان خودمان حفظش می‌کنیم. دسته دوم می‌گوید پیمانی میز رسادیر، پیمان ما رساست اولسون قسم مرام سردار سر به دار، یعنی قسم به مرام سیدی که سر به دار است قسم به سر و مرام امام حسین نمی‌گذاریم ایران به فتنه بیفتد امنیت ایران را حفظ می‌کنیم. آخرش مهم است آن را می‌خوانم. باش گدسون اگر سر می‌رود برود، اما قرآن رو ساخلاروخ بیز، قرآن را حفظش میکنیم. این عزاداری می‌شود عزاداری آرمانی، اما بگوییم که من با آنها کار ندارم من آمدم برای غربت امام حسین گریه کنم امام حسین در غربت است؟ از غربت در بیاور، برای همین عزاداری می‌کنیم. امام حسین را قطعه قطعه کردند بدن مبارک‌شان را؛ جایی که قرآن را قطعه قطعه می‌کنند باید شما آنجا حاضر شوید اصلا قرآن را قطعه قطعه کردند که آمدند امام حسین را شهید کردند خودش در وسط میدان این آیه را خواند الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ؛ قرآن را قطعه قطعه کردن چه معنایی دارد؟ یا حسین عزاداری جای خودش است عروسی هم جای خودش است. یعنی عزاداری می‌کنیم جای خودش است نعوذ بالله اگر شراب هم می‌خوریم جای خود است، یعنی امام حسین در حسینیه بنشیند بیرون نیاید، خدا هم در مسجد بنشیند بیرون نیاید، حضرت عیسی هم در کلیسا بنشیند بیرون نیاید این طوری نیست اینها با شئون زندگی الگوهای جاودانه هستند در رفتارهای اجتماعی، در کربلا قرآن تخطیط شد چون که حقیقت قرآن بین دو جلد که نیست ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا؛ قرآن را به ارث گذاشتیم اگر این است که این همه جا هست، پس قرآن کجاست؟ بَلْ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ؛ خدا می‌گوید که قرآن من فی صدور الذین اوتو العلم است.
شریعتی: اصل قرآن.
حجت الاسلام عاملی: آن سینه را پایمال کردند در کربلا، سینه‌ای که از آدم تا خاتم تمام وحی را آنجا جمع کرده بود خدای متعال، حدیث قدسی است و لذا حقیقت قرآن باید در همه جا خودش را نشان بدهد اگر امام حسین را تیرباران کردند ما داریم گریه می‌کنیم اگر قرآن را تیر باران کردند آنجا باید گریه کنیم چون امام حسین از قرآن جدا نمی‌شود امام حسین اگر تشریف بیاورند بگویند تمام کارهای من قرآنی بوده است من اراده شخصی نداشتم به خدا گفتم أغنني بإرادتک عن إرادتي و بتدبیرک عن تدبیری؛ از بعضی سوال می‌کنی که چرا این کار را کردی؟ می‌گوید خوشم می‌آید اگر خوشم می‌آید باشد یک کشور را آتش می‌زند، یک تمدن را آتش می‌زند، از بین می‌برد تمام ثروت یک کشور را، عقلانیت برود کنار جای آن چه می‌آید؟ «وَ يَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ» عقل را کنار بگذاری رجس است؛ یک وقتی یکی از خلفای بنی امیه با قرآن استخاره کرد آیه آمد که وَٱسۡتَفۡتَحُواْ وَخَابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٖ؛ خیلی عصبانی شد تیر را برداشت و با تیر قرآن را زد، گفت أتحددنی بالجبار عنید؟ حالا من می‌گویم که کجاست بیاید اصل تیر باران را در روزگار ما ببیند؟ یعنی برای امام حسین که اشک می‌ریزیم برای قرآن هم اشک بریزیم یک کتابی نوشتند وهابی‌ها اسمش را گذاشتند الدمعة علی التوحید؛ ضرغامی 23:10 در کوچه‌های بغداد راه می‌رفت گریه می‌کرد می‌گفت: برای توحید گریه می‌‌کنم. در باطن خودشان آن تعریف باطلی که از توحید داشتند این طوری متصلب بودند. امام صادق برای ضعفای شیعه گریه کرده است راوی می‌گوید که رفتم دیدم پایش را می‌زند و گریه می‌کند گفتم آقا برای چه گریه می‌کنید؟ فرمود خدای متعال به خاطر کربلا غضب کرد ظهور فرزندم مهدی را به تأخیر انداخت من در دوران غیبت به حال ضعفای شیعه گریه می‌کنم، پس ما هم به حال ضعفای شیعه گریه کنیم آن کسی که ضعیف فکری است، ضعیف فرهنگی است، ضعف اعتقادی است، ضعف مادی است، عزتش لطمه خورده است. به خاطر زخم‌های امام حسین که وقتی دفنش می‌کردند امام سجاد دفن می‌کردند بنی اسد سوال کردند این زخم‌های کهنه چیست؟ گفت پدرم هر شب از خانه بیرون می‌رفت برای فقرایی که خودش شناسایی کرده بود خودش میرفت سراغ آنها. شما حساب کنید از امروز من و شما شروع کنیم این کار را کنیم چه قدر طول می‌کشد که شانه ما هم زخم شود؟
شریعتی: زخمی شود بعد هم کهنه شود.
حجت الاسلام عاملی: در قرآن نمی‌توانی بگویی «نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ» در امام حسین هم نمی‌توانی بگویی، در آن لحظه حساس در گودال قتله گاه می‌خواست که خودش را بکشاند به طرف خیمه‌ها، که چون در معرض نامحرم قرار گرفته است. گریه می‌کنیم به اسارت اهل بیت اگر قرآن اسیر شد نباید گریه کنیم؟ امیرالمومنین فرمود فَإِنَّ هَذَا الدِّينَ قَدْ کَانَ أَسِيراً فِي أَيْدِي الاَشْرَارِ؛ چه قدر جالب گفته است که این دین اسیر بود در دست اشرار؛ کسی که اسیر باشد حرف خودش را نمی‌زند که حرف آن آقایی را می‌زند که اسیرش کرده است اصلا یکی از عللی که امام حسین به کربلا آمد همین بود که دین اسیر شده بود به دست اشرار. وَ دین الله دخلاً؛ آن قدر این جمله نفیس است که یک کتاب کامل بنویسیم جا دارد که تمام با قرآن کار کردند با مفاهیم قرآنی عواطف استخدام کردند، و کارشان را پیش بردند و این شد دین دخلاً یعنی دینی که معیوب است داخل شدند و خراطی کردند به نفع خودشان. یک مفهومی داریم به نام استغلال؛ یعنی مفاهیم دینی را به غل و زنجیر کشیدند؛ آیات را به غل و زنجیر کشیدند، یعنی آیات را استخدام می‌کند برای مقاصد خودش، الان در روزگار ما آن قدر این عجیب است اگر بخواهم بحث آن را وارد شوم ساعت‌ها باید آیه بخوانم برای شما.
شریعتی: و انحرافات بزرگ و بدعت‌ها از این جا شروع می‌شود.
حجت الاسلام عاملی: ابن تیمیه یک حرف خوبی دارد می‌‌گوید تمام فرقه‌های باطل از قرآن درست شده است مرجعیت علمی کنار برود این طوری می‌شود، ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ؛ خدا مقدر کرده است که باید وارد این شهر شوید چرا وارد نمی‌شوید؟ می‌گویید برو خودت با خدایت دعوا کن، این را یک مفتی برداشته است گفته است خدا فلسطین را نوشته است برای یهود، پس یهود غاصب نیست فلسطین غاصب است.
شریعتی: این هم یک نوعی قرآن به نیزه کردن است دیگر.
حجت الاسلام عاملی: وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ ومَن يَفْعَلْ ذَلِكَ عُدْوانًا وظُلْمًا؛ همدیگر را نکشید اگر هم دیگر را کشتید عدواناً و ظلماً نه از روی قصاص شرعی می‌،روی جهنم این را برداشته است می‌گوید که خودکشی نکنید هر کسی عدوانا و ظلما خودکشی کند به جهنم می‌رود، پس خودکشی دو صورت دارد یکی عدوانا و ظلما است یکی بجاست، من می‌روم با انتحاری کفار را می‌کشم این عدوانا و ظلما نیست، این می‌شود آیه انتحار، این آیه را در اروپا همه جا می‌نویسند ببینید که قرآن دستور انتحار داده است چه بلایی سر قرآن می‌آورند؟‌ و لذا حضرت فرمود ولایتنا قطب القرآن؛ حضرت زهرا فرمود «و جعل طاعتنا نظاماً للملة وامامتنا امانا من الفرقه». ملة یعنی شریعت، نظام شریعت با ماست امام نباشد فروپاشی درست می‌شود برای نظام شریعت. این تکه‌هایی بود که خدمت شما عرض کردم که ما تطبیق می‌کنیم همه مطالبی را که در عزاداری داریم با همراهی قرآن. الان روی سینه امام حسین رفته نشسته شمر لعنت الله، ما هم گریه می‌کنیم اگر کسی روی قرآن سینه قرآن بنشیند... آقای مرعشی نجفی می‌فرمودند که من در خواب دیدم در صحن اتابک رضاخان رفته است روی سینه پیامبر نشسته است الان هم روی سینه امام حسین مینشینند فقط آن زمان نبوده است چون آن زمان روی سینه امام حسین نشستند گریه می‌کنیم الان هم کسی روی سینه امام حسین نشست باید گریه کنیم.
شریعتی: چه طوری روی سینه امام حسین و قرآن نشستن؟
حجت الاسلام عاملی: آقای اشتهاردی این را توضیح می‌داد می‌گفت کار رضاخان کار روی سینه پیامبر نشستن بود، آمد دستور کشف حجاب را صادر کرد، سر ناموس مردم را باز کرد، آیات قرآن را تعطیل کرد این نشستن روی سینه پیامبر است دیگر، الان که مطلب به اینجا رسید یک قصه‌ای عرض می‌کنم که خوب جا بیفتد و حضرت عالی هم استفاده کنید. آن هم این است که در تاریخ نوشتند که یکی از تجار می‌گوید که رفیق من به مشهد رفت من در خواب این را دیدم که علی بن موسی الرضا بالای ضریح است و این آقا آمد از یک طرف وارد که شد یک نیزه به امام رضا زد، رفت از آن طرف یک نیزه زد تا در ضلع آخر یک نیزه‌ای زد که حضرت افتاد من تعجب کردم که این چه خوابی بود که من دیدم؟ رفیقم که از مشهد آمد خیلی تکانش دادم که ببینم چه کاری کرده است آنجا؟ چیزی دستگیرم نشد بالاخره خواب خودم را گفتم گریه کرد گفت فلانی من که به زیارت رفتم آن زمان شاه که جدا نبودند دیدم یک خانمی دستش را گذاشته است روی ضریح من هم دستم را روی دست آن خانم گذاشتم، طرف دیگر رفت دستم را گذاشتم روی دستش، تا اینکه در آخرین ضلع گفتم که تنها آمدی؟ گفت آره، گفتم از کجا تهران؟ همان جا قرار گذاشتیم که با هم برگردیم. آنها حرف شخصی ندارند حرفشان حرف قرآن است چرا حضرت نوح به خدا می‌گوید فَدَعَا رَبَّهُۥٓ أَنِّي مَغۡلُوبٞ فَٱنتَصِرۡ؟ من مغلوبم تو پیروز شو. یک وقتی سر سفره آیت الله میلانی این را به آقازاده‌اش مطرح می‌کند که باید بگوید فَدَعَا رَبَّهُۥٓ أَنِّي مَغۡلُوبٞ فَٱنصرني؛ حضرت نوح می‌خواهد بگوید خدایا من که حرف شخصی ندارم می‌خواهم حرف تو را بگویم تو باید کمکم کنی.
شریعتی: تو پیروز شوی من هم پیروز شدم.
حجت الاسلام عاملی: حضرات معصومین هم همین طوری هستند حرف شخصی ندارند قُلُوبُنَا أَوْعِيَةٌ لِمَشِيئَةِ اللَّهِ؛ فرمودند قلبهای ما لانه اراده خداست فَإِذَا شَاءَ اللَّهُ شَيْئاً شِئْنَا وَ اللَّهُ يَقُولُ‌ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ* می‌خواهیم به این بحث وارد شویم که تمام شعارهای امام حسین سند قرآنی دارد از یک جهت هم مخصوصا می‌خواهم به این بحث وارد شوم آن هم این است که بعضی از مفتی‌ها یک وهابی گفتند که امام حسین کارش بر خلاف شریعت بود، عجیب است هر عملش مستند قرآنی دارد می‌گوید بر خلاف شریعت؟ شریعت پیامبر بر خلاف شریعت قرآن بود آمده است یک مطلب خطرناک هم استفاده کرده است گفته است که رسول خدا فرموده است که هر کسی به اندازه یک وجب از حاکم جدا شود از دین جدا شده است پس امام حسین از دین جدا شده است نعوذ بالله نستجیر بالله عین عبارتش در یوتیوپ است گفته است که امام حسین غیر مسلمن، مسلمان نیست چرا؟ چون پیامبر گفته است به اندازه یک وجب از اطاعت حاکم جائر خارج شوی از دین خارج شدی. ما این بحث را که وارد می‌شویم بگوییم همه چیزش قرآنی است آن حرف‌ها همه قاطی می‌شود.
شریعتی: و چه طور استثمار کرده بودند و ذهن‌ها را شستشو داده بودند که قربة الی الله می‌زدند.
حجت الاسلام عاملی: همان حرفی که اول زدم که بنی امیه با سیف و شمشیر حاکم نشدند وارد ذهن و باور مردم شدند اینها را دستکاری کردند توانستند همه را در اختیار خودشان قرار بدهند عایشه اعتراض می‌کند به معاویه که این چه فسادی است که آوردی ولیعهد کردی؟ گفت إنه مِن قدر الله، کار کار خداست. همان اعتقاد جبر الهی را پیش می‌کشد و با جبر کارش را پیش می‌برد. می‌گوید که نباید اعتراض کرد یک تکه از این قصه را وارد می‌شوم اقداماتی که کردند که توانستند از جهت اعتقادی کارشان را پیش ببرند بالاترین تأویل در تاریخ عالم اسلام در دوران بنی امیه است هر وقت مشکل برمی‌خوردند یک آیه قرآن را تأویل می‌کردند و کارشان را پیش می‌بردند در آن کتابی که الان عرض کردم کتاب خوبی است تاریخ تأویل را وارد شدیم از زمان پیامبر شروع کردیم در خود زمان پیامبر چه تأویلات باطلی صورت گرفت. بعد آمده رسیده به خلفای راشدین، اینکه در زمان خلفا چه تأویلات باطلی صورت گرفته است؟ بعد زمان بنی امیه بعد از آنها تا زمان حاضر، آمدیم تأویلات را جمع کردیم آنجا و آثار تأویل چیست و تأویل اگر باطل باشد چه می‌شود؟ چه آثاری درجامعه ما دارد؟ آمده نوشته است که حسین غیر مسلمنٍ، مسلمان نیست و دنبالش می‌گوید که حسین فقیه نبود اگر فقیه بود که قیام نمی‌کرد. الان هم این اعتقاد را دارند بخشی از عالم اسلام که وهابیت است می‌گویند که حسین در خانه می‌نشست اصلاحش بیشتر از قیام بود، می‌گوید که فقیه نبود یک جوان جسور بود یعنی دشمنان امام حسین را ردیف کنی یکی از سخت‌ترین دشمنان اینها هستند و ابن تیمیه یک حرفی دارد که می‌گوید که از زشت‌ترین بدعت‌ها که شیعه درست کرده است مجالس عزاداری است مِن أقبح بدع الروافض أقامة الماتم علی الحسین؛ در حالی که پیغمبر ما از بدو تولدش روضه خوانده است برای امام حسین تا آن لحظات آخر که می‌خواست به رفیق اعلا ملحق شود باز امام حسین را خواست روضه ایشان را خواند. بنابراین آمدند یک جمله‌ای درست کردند گفتند که ان الحسین قتل بسیف جده؛ حسین با شمشیر جدش شهید شد. یعنی شمشیر یزید شمشیر پیامبر بود، یعنی در گودال قتله گاه شمشیر شمر که با دوازده ضربت سر مبارک را جدا کرد شمشیر پیغمبر بوده است. دیگر ظلمت بالاتر از این؟ در این چنین ظلمتی اراده‌ات نشکند هنر این است.
شریعتی: و اینها از آن شمشیر و آن اتفاقاتی که در حادثه کربلا افتاد به نظر من سهمگین‌تر و دردناک‌تر است.
حجت الاسلام عاملی: احسنتم چه جمله و نکته خوبی گفتید، یعنی دشمن اصلی امام حسین که عمان سامانی به شعر کشیده است می‌گوید که این دشمن اصلی است، دشمن اصلی امام حسین همین است.
شریعتی: خیلی از شما ممنونم انشالله به حق این روزها و شب‌ها زیارت سیدالشهدا نصیب‌مان شود و امیدوارم زائر کربلای شویم آنهایی که از حالا باز سفر را بستند انشالله وقتی مشرف شدید سلام من، حاج آقای عاملی، و همه اهالی خوب سمت خدا را محضر حضرت برسانند. مشرف شویم محضر نورانی قرآن کریم عزیزانم امروز صفحه 392 قرآن کریم را تلاوت خواهند کرد بعد از تلاوت آیات با احترام همراه شما هستیم و در کنار شما.
اللّهم صل علی محمد و آل محمد
صفحه 392 قرآن کریم
شریعتی: اللّهم صل علی محمد و آل محمد عجل فرجهم اشاره قرآنی امروز را حاج اقای عاملی بفرمایند بهره‌مند شویم انشاالله خداحافظی کنیم.
حجت الاسلام عاملی: سوره قصص آیه 54 و 55، أُولَٰئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ بِمَا صَبَرُوا وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ* وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَقَالُوا لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ لَا نَبْتَغِي الْجَاهِلِينَ* آن قدر آیه پر برکتی است آیه اخلاقی است خدای متعال چهار اصل مهم اخلاق اجتماعی را اینجا متعرض شده است اولش این است که سیئه را با سیئه جواب ندهید. بدی با بدی سهل باشد جزا اگر مردی احسن الا من اسا؛ دریای فراوان نشود تیره به سنگ عارف چون که برنجد تنگ آب است هنوز؛ سبکساران به شور آیند از هر حرف بی مغزی. به فریاد آورد اندک نسیمی نیستانی را؛ چون پر نیست خالی است و مطلب دوم این است که یکه خوار نباشید وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ؛ خدا بندگان صالحش را که تعریف می‌کند این اوصاف را دارند سوم این است که از کار لغو اعراض می‌کند لغو یعنی فایده ندارد نه فایده دنیوی نه اخروی دارد، مومن دنبال این کارها نمی‌رود. چهارم این است که برای حرف جاهل حساب باز نمی‌کند که یکی او بگوید یکی این بگوید در روایت است که آن مقدار زهری که جاهل هنوز نریخته است در بدن شما بیشتر از آن است که ریخته است. یعنی اگر دنبالش را بگیری تو باختی، حالا ما فقط اولی را توضیح می‌دهیم که یک بحث اخلاقی بسیار مهم جز مقامات است که انسان کاری کند که سیئه را با سیئه جواب ندهد فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ؛ هر کسی با عفو خودش باعث اصلاح شود در خانواده بین خانم و آقا اختلاف درست شده است حالا کدام برنده می‌شوند؟ ما برنده را این می‌دانیم که یک کاری کنم که مثلا پا به جفت در برابر من بنشیند، نه هر کسی که عفو کند خدا می‌گوید که روز قیامت خودم شخصا جزای تو را میدهم فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ؛ این را به چه چیزی عوض کردی؟ با تشفی خاطر؟ دلت را خنک کردی؟
شریعتی: خیلی وقت‌ها هم خنک نمی‌‌شود بیشتر گرفتار می‌شود.
حجت الاسلام عاملی: روز قیامت خدا می‌گوید هر کسی بر ذمه من حق دارد بلند شود اهل محشر تعجب می‌کنند مگر می‌شود که کسی ذمه خدا حق داشته باشد؟ ظاهر دینی ما را می‌خواهید بشناسید روح کلی حاکم بر شریعت را می‌خواهید تشخیص دهید بسم الله همین است.
شریعتی: و اینها را نمی‌گویند حاج آقا یعنی این زیبایی‌های دین ما را.
حجت الاسلام عاملی: این همه طلاق در شأن ما نیست خدا رحمت کند استاد ما آقای جعفر الهادی را ایشان می‌گفت یک کتابی نوشتم آن سوی زیبای چهره اسلام، چه قدر عنوان خوبی است. در روایت است که یک مقامی هست پیش خدا بروید و آن را پیدا کنید. چیست؟ الْعَفْوُ عَمَّنْ ظَلَمَكَ ، وَتَصِلُ مَنْ قَطَعَكَ ، وَالْاءِحْسَانُ إِلى مَنْ أَسَاءَ إِلَيْكَ ، وَإِعْطَاءُ مَنْ حَرَمَكَ» کسی که ظلم کرده است عفو کنی، کسی که محرومت کرده است محرومش نکنی، کسی که صله رحم را قطع کرده است رابطه را تو قطع نکنی، چون همه بر خلاف نفس است هر کسی بر خلاف نفس عمل کند آقای مشکینی فرمودند هر مخالفت با نفس یک مقامی برای انسان است این جا است که ما احتیاج داریم که این ارزش اخلاقی را روی آن خیلی کار کنیم پیامبر خدا ضرب المثل این اخلاق بود روز قیامت کفار می‌گویند که ای کاش یک شباهتی به پیامبر داشتیم ما که امتش هستیم این تکه را بگیریم و روی آن کار کنیم لم ینتصر لنفسه، هیچ وقت تشفی خاطر در حقوق شخصی انتقام نگرفت انتقام را کنار بگذاریم کنار در دعوا، در صدد انتقام نباشیم امام حسین از حرکتی که کرد از اول تا آخر یک جا اگر پیدا کنید که انتقام گرفته است نه، اما آن طرف را نگاه کنید همه انتقام است امام حسین را کشتید با بچه‌هایش چه کار داشتید؟ امام حسین را کشتید بدنش را پرا غسل نکردید؟ امام حسین را کشتید چرا سر مبارک را در شهرها گرداندید؟ امام حسین را کشتید چرا خیمه‌اش را غارت کردید اهل بیتش را اسیر کردید؟ ابن جوزی در تلبیس ابلیس می‌گوید از این باب است عذاب انتقام، یک جمله بگویم تمام، انشالله که این را عزیزان از من یادگاری داشته باشند حضرت فرمودند از همدیگر مدافع به وزن نکنید تو این کار را کردی من هم این کار را می‌کنم، من را دعوت نکردی من هم دعوت نمی‌کنم، تو فلان معامله را کردی من هم می‌کنم، این نشان می‌دهد که طرف طفل و نابالغ است همه اندرز من به تو این است که تو طفلی و خانه رنگین است.
شریعتی: خیلی ممنون و متشکرم حاج آقای عاملی، مثل همیشه فوق العاده و عالی، دعا کنید و انشالله خداحافظی کنیم.
حجت الاسلام عاملی: آقای میانجی می‌فرمودند که در مسجدالحرام بودم علامه طباطبایی هم بودند گفتم آقا چه طور خدا را صدا بزنم؟ گفت با آن اسمی که انبیا صدا زدند. گفتم آقا اسمی که انبیا صدا زدند چه اسمی است؟ گفت یا رب یا رب یا رب یا رب؛ قرآن را بخوانید دائم پیغمبران می‌گویند یا رب یا رب یا رب، رب دو معنا ندارد یکی این است که همه عالم تربیتش با خداست مثل الحمدالله رب العالمین، اما رب یک معنایی هم دارد که خدایا تربیت من دست توست. آن عنایات خاصه که در قرآن می‌فرماید وَ اصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي؛ تو را برای من خودم درست کردم یا إن الله یدافع للذین آمنوا؛ خدا مخصوصا از مومنین دفاع می‌کند و هو یتول الصالحین، امور صالحین را خودش به عهده می‌گیرد این هم یک معنای رب است. آن دومی را اراده کنید اولی که برای همه موجودات است یا رب را بگویید انشالله یک عزیزی اینجا بگوید که چرا مستحب است نفس کامل بگویی یا رب؟ در دعا هست که یک نفس کامل بگو یا رب یا رب یا رب یا رب، آن قدر بگو که نفست تمام شود.
شریعتی: خیلی از شما ممنون و متشکرم امروز از پیوند قرآن و سیدالشهدا گفتید یاد یک سحری افتادم دم دم‌های صبح بود که گفتم به دوستانم که همه رفتند شب قدر تمام است ولی یک ترسیمی می‌کند شاعر، می‌گوید کسی آن سوی حسینیه نشسته است هنوز همه رفتند شب قدر تمام است ولی باز قرآن به سرش دارد و هی می‌گوید به حسین بن علی به حسین بن علی، امیدوارم که دست ما هم در دست سیدالشهدا باشد و انشالله قرآن بالای سرمان و امام‌مان و پشوای‌مان. در پناه خداوند بزرگ باشید تا سلامی دوباره و دیداری دوباره زیارت بکنیم حضرت را.