اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

1401-10-15-حجت الاسلام والمسلمین عاملی-مباحثی پیرامون نماز شب

شریعتی: بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. خانم ها آقایان سلام. به همه عزیزان مان در هر کجا که هستند با دل و جان سلام می کنم. حجت الاسلام عاملی: تشکر می کنم از همه همکاران عزیزتان، از اینکه این سفره معنوی را در طول هفته برگزار می کنند آماده می کنند برای ملت عزیزمان.

سلام و ادب و احترام دارم برای همه هموطنان عزیزمان، عزت و اقتدار برای کشورمان از خدای متعال مسئلت دارم و اینکه کشور عزیز ما در چینش کشورها، ملت ما در چینش ملت ها، در جایگاه مناسب شأن خودش قرار بگیرد و خدای متعال با عنایات خاصه بدخواهانی را که برای کشور ما بدخواه هستند و 43 سال ظالمانه ما را در حصار خودشان قرار گرفتند، هم حصار اقتصادی و هم حصار تکنولوژی که بدترین حصار، حصار تکنولوژی است چون تکنولوژی برای بشریت هست، علم برای بشریت است بدون اینکه ما هیچ گناهی کرده باشیم بجز اینکه ملت ما می خواهد خودش برای خودش تصمیم بگیرد، جزء اینکه می خواهد حاکمیت ملی داشته باشد و عنصر اصلی مقاومت ما هم ملت ما است و انتقام از ملت ما است. من برای ملت عزیزمان از خدای متعال عنایات خاصه را مسئلت دارم، برای کشور عزیزمان ایران که حضرت امام هر وقت می فرمودند ایران، پشت سر آن حتماً می گفتند ایران عزیز که ان شاءالله جوان های ما این عزت را مضاعف کنند و در این روزگار سرعت تحولات کشور ما در جایگاه اصلی قرار بگیرد ان شاءالله.
شریعتی: ان شاءالله. خوش به حال همه کسانی که دنبال آب حیات هستند و در دل شب که گفت دوش از غصه نجاتم دادند/ واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند. ما این هفته ها داریم راجع به برکات نماز شب صحبت می کنیم از فضیلت های عظیم آن در آینه آیات و روایات و ادبیات با بیان شیوای حاج آقا عاملی. امروز هم با ما همراه باشید و بحث ایشان را بشنویم.
حجت الاسلام عاملی: بسم الله الرحمن الرحیم. خدای متعال فرموده است که انسان ها بر ذمه من حقی دارند و خدا این حق را می خواهد ادا کند. آن هم حق هدایت است. إِنَّ عَلَيْنا لَلْهُدى‏. در این خصوص خدای متعال با اجزای تمام عالم با ما صحبت کرده است. همه آیه هستند. از او هر آیه ای چون سوره خاص، یکی چون کوثر و وان دگر اخلاص. همه جا آیه هست، همه جا سوره است. خدای متعال در هر ذره ای با ما دارد حرف می زند و همه جا قاب تصویر خدا است. هیچ کس مثل خدا قاب تصویر را فاخر نشان نداده است و یک قاب تصویر آن هم در قرآن است که امیرالمؤمنین فرمود: و تجلی سبحانه فی کتابه، زن قاب تصویر خدا است. با قرآن هم به مسئله هدایت خدای متعال کمک کرده است، انبیاء را فرستاده است. کمک کرده و ذوات مقدسه معصومین را فرستاده است. برای هدایت کمک کرده است و یک نظام تشریعی وضع کرده است با دست خودش نوشته است. این نظام تشریعی تماماً برای استکمال نفوس هست که انسان ها از جهت نفسانی، اعتدال، اعتلاء پیدا کنند و خدای متعال ذخیره هایی که در وجود انسان گذاشته است، انبیاء را فرستاده که ذخیره ها و این دفینه ها نه در قبرستان، دفن نشوند، ظلم است و جا هست که انسان خون گریه کند اگر این دفینه ها را که دفینه های آسمانی است، الناس معادن کمعادن الذهب والفضه؛ انسان ها مثل معدن های طلا و نقره می مانند. اینها را ببرد در قبرستان دفن کند. برای اینها یک نظام تشریعی گذاشته است که برای انسان مثل دارو می مانند اینها. علامه طباطبایی فرموده اند این واجبات، این محرمات همه بر اساس مسائل نفس الامری است. مثل دارو می ماند که شخص بیمار دفعتاً بلند نمی شود. این داروها تزریق که می شود رفته رفته خودش را پیدا می کند، رفته رفته بلند می شود. اینها احکامی که وضع کرده است، اینها روح انسان است، یک سنخیتی دارد با اینها تغذیه است. رفته رفته القرآن مدعوة الله. اصلاً قرآن را گفته اند سفره است. سفره ای که به او دعوت کنند به آن می شود مدعوه. ماه  رمضان مدعوه است، شب قدر مدعوه است، کلمات پیغمبر ما مدعوه است، سخنان حضرات معصومین همه مدعوه است. مدعوه یعنی ادبستان. یعنی سفره ای که انسان ها به آن سفره دعوت شده اند این نظام تشریعی برای این است که انسان رفته است که بزرگ شود. طفل نماند. همه اندرز من به تو این است که تو طفلی و خانه رنگین است. همین که قد کشیده آمد بالا نمی داند که همسایه من در چه حالی است. در شهر من ممکن است که کسی گرسنه بخوابد. احساس ندارد که این پول اضافی، ثروت اضافی که خدا به من داده است، در این پول اضافی من نسبت به انسان ها مسئولیت دارم. همه اینها لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً، امتحان خدا است که اراده ما سنجش بکند که ما چه اراده ای در این خصوص داریم. قد کشیده بالا آمده است. انسان است که کامل است. شب نمی تواند بخوابد که خدایا این شب عزیز، این ایام مثلاً عزیزی که پدر نباید شأنش در برابر بچه ها شکسته شود. شأن آن نباید در برابر همسر شکسته شود. برای ادای دین پدر است یا مادر برای ادای دین مادری شأنش حفظ شود، خودش فدا می کند. در خطبه همان هم هست که امیرالمؤمنین می گوید متقی آنی است که راحتی خودش را برای آسایش دیگران فدا کند. در این خصوص در نظام تشریع خدا بعضی احکام را گذاشته است که انگار که با آن می خواهد ما در مسیر چابک شویم. با سرعت به طرف مقصد برویم. یکی از آنها نماز شب است. خلوت با خدا است. خلوت با خدا است. نجوای با خدا است. درد دل با خدا است و خدای متعال در محاذات حق قرار گرفتن است. خدا انسان دو تکریم بزرگ برای انسان دارد. تکریم اول این است که خودش در قرآن با ما حرف زده است. حضرت زهرا فرمودند وقتی من می خواهم با خدا صحبت کنم نماز می خوانم، وقتی می خواهم خدا با من صحبت کند قرآن می خوانم. یکی دیگر هم نماز است که اجازه داده است که ما در برابر ذات لایتناها قرار بگیریم با خدا حرف بزنیم. یعنی انسان ظاهر خودش را که می بیند ضعف مطلق. سیه رویی ز ممکن در دو عالم، جدا هرگز نشد والله اعلم. با یک دردی همه چیز ما به هم می خورد، اوضاع ما به هم می ریزد، این موجود اینطوری ضعیفی را خدا چقدر حساب باز کرده است. با 124 هزار پیغمبر با ما حرف زده است. به اندازه یک قرآن با ما حرف زده است و ما را به محضر خودش پذیرفته است. نماز شب در این خصوص چنان مؤثر است که حضرت ابا عبدالله الحسین با آنکه سید اهل العبا است، بعضی از نویسندگان عرب را امام اسمش را گذاشته اند سید اهل العبا. آنقدر من خوشم می آید. عبا یعنی اَنَفه. اَنَفه یعنی تنفع. تنفع یعنی انسان خودش را خیلی بالاتر بداند از ذلت، از کارهای پست، از کارهای دون. عبا می کند از اینکه ذیر بار ذلت برود.
شریعتی: یک آدم عزیز.
حجت الاسلام عاملی: آن را یک کلمه دیگر باید پیدا کنند. از آن هم بالاتر. یعنی شأن خودش را بالاتر بداند به این التماس کند، به او ناله بکند، اظهار عجز بکند. اصلاً این حرف ها در ادبیات امام حسین نیست. سائل هم که می آمد یک چیزی از حضرت بخواهند، نمی گذاشت که حضرت دهان باز کند. می گفت که حاجتک مقضیه، می گفت تو نخواندی. گفت اگر بخوانم شأن آن می شکند. به انسان با این چشم باید نگاه کرد. دنیا الان این را ندارد. به بشریت وجه المصالحه شده است. خون خیلی ارزان شده است. می بینید که چقدر بلاها سر انسان ها آورده اند. آن وقت گاهی حاجتش را می خواست بگوید، می گفت بنویس. روی زمین بنویس. دهانت را باز نکن. گاهی در را باز می کرد صورتش را خارج نمی کرد، دستش را می گرفت، نامه اش را می گرفت. گفتند که چرا اینطوری می کنید حضرت می فرمود می شکند اگر صورتم را ببیند. یعنی می خواست که عزت حفظ شود. تمام حضرات معصومین حساس بودند به عزت انسان ها. امیرالمؤمنین صبح وارد بازار می شدند هر کس خواب بود بیدار می کرد. می گفت بلند شو برو سراغ عزت خودت. یعنی یک انسان باید یک کاری داشته باشد، معیشتی داشته باشد. حالا امام حسین با این عزتی که دارد خودش نیامد آب بخواهد. به حر گفت تو برو از اینها آب بخواه. گاهی به حبیب گفت تو برو از اینها آب بخواه. به قمر بنی هاشم گفت تو از اینها آب بخواه. اینطوری بود. نمی خواست خودش برود. آخر سر خودش آمد فرمود که اسکوا هذا الرزین. امام با این انفه، با این ابا، شب تاسوعا، تا غروب تاسوعا، التماس دارد که یک شب به من اجازه بدهید. من می خواهم به خدا خلوت کنم. من می خواهم نماز بخوانم. من می خواهم قرآن بخوانم. تعبیر را نگاه کنید. به قمر بنی هاشم گفتم  فان استطعت‏ ای کاش می توانستی أن تؤخّرهم إلى غدوة این جنگ را به فردا بیندازی  و تدفعهم عنّا العشيّة یک شب برای ما از آنها مهلت بگیری. مگر می گوید کسی بگوید حسین حسین اما در نماز کاهل باشد. مگر می شود کسی هیأت داشته باشد و هیأتی باشد اما اهل نماز نباشد. کسی به عزاداری حساس باشد به مناسک. قُلْ إِنَّ صَلاتي‏ وَ نُسُكي. اول نماز بعد مناسک. لعلّنا شاید بتوانیم  نصلّي لربنا الليلة امشب با خدا خلوت کنیم و نماز بخوانیم که نماز شبش هست. و ندعوه و نستغفره‏ و دعا بخوانیم و استغفار کنیم. یعنی سیر نشده است. یک عمر عبادت کرده است سیر نشده است. دعای عرفه را خوانده است که از چشمش مثل مشک آب می آمد. سیر نشده است. عبادتی که امام حسین داشته است هیهات کسی داشته باشد ولی سیر نشده است. می گوید یک شب هم اضافه. امام سجاد صبح می گفت خدایا شب گذشت من سیر نشدم. از شب سیر نمی شود. در شب چه خبر است؟
شریعتی: چه می چشاندند و می چشیدند؟
حجت الاسلام عاملی: و چه غفلتی است کسی از شب غافل باشد. فهو يعلم أني قد كنت احبّ الصلاة له و تلاوة كتابه و كثرة الدعاء و الاستغفار خدا می داند. حضرت می گوید خدا می داند که من چقدر نماز را دوست می دارم. معلوم می شود که در نماز روشنی اش را پیدا می کرده است. و تلاوة كتابه. محرمیت با کتاب پیدا کند یک وقت کتاب را از خود صاحبش بشنوی. علامه می گوید کسانی که به اینجا رسیده اند از دو جا بوده است. یا به واسطه توسل به حضرت ابا عبدالله الحسین با آن مقامی که داشته است یا در قرائت قرآن. یک وقتی قرآن را آنقدر را کلمات محرم شده است، یک وقتی دیده که از صاحبش دارد می شنود. و کثرت دعا و استغفار. حضرت زینب (ع) هم که همه می دانند پشت دروازه نماز شبش را تعطیل نکرد. بعضی ها با یک بهانه از نماز شب جدا می شوند. اما دیگر سخت ترین لحظه. اسارت، عزیزانش را از دست داده است. قدرت مناجات، درجه مناجات. ببین چه مقامی است و خدا هم کسی را، این را هم باید بداند که اگر مقام می دهد. یک علت برای رسیدن به مقامات خلوت شب است. اول به پیغمبر ما می گوید که نماز شب بخوان، بعد می گوید: عَسى‏ أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُودا. این دو تکه را کنار هم بگذار. کسی که دنبال مقامات هست. کسی می خواهد سفره فاخری در این عالم داشته باشد. نصیب خوبی از عنایت خدا داشته باشد. راه آن را خدا گفته است. عَسى‏ أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُودا. مقامی که خدا می گوید محمود است. یعنی خود خدا می گوید عجب مقامی است. اگر کسی رفت سراغ لذت مناجات، دیگر از شب جدا نمی شود. عطشی که پیدا می شود، آن عطش است که امام سجاد می گوید خدایا من سیر نشدم. آن عطش است که می گوید ولا یقر قراری دونک. بدون تو قرار ندارم و کسی که این عطش را داده است، فکر سیراب کردنش را هم داده است. کسی که جمالش را به تماشا گذاشته است، بی قرار کرده است، به تعبیر حافظ همه جا آتش گرفته است، عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد، فکر اینکه این الآن دارد می سوزد، فکر این را هم کرده است.
شریعتی: که این آتش را چطوری خاموشش کند. این دل بی قرار را چطوری آرامش کنی.
حجت الاسلام عاملی: خدا شما را خیر بدهد. احسنتم. فلا یقر قراری دونک بی قراری تکوینی نیست والّا تمام ذرات عالم این بی قراری را دارند. خدا دستش را کنار بکشد، قیومتش را کنار بکشد. چیزی در قرار خودش نیست. خدا در می آورد بندگان خودش کی را از همه بیشتر دوست دارد. سید ولد آدم. حضرت ختمی مرتبت. قرآن را این بار که می خوانید وقتی به آیاتی که مربوط به پیغمبر ما است می رسد نگاه کنید، آن قدر حرمت دارد به پیغمبر ما، آن قدر حرمت دارد، وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَم‏ وَ كانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظيما. آن قدر با احترام با پیغمبر صحبت می کند. پیش اگر بخواهد به پیغمبر ما هدیه بدهد، باید بالاترین هدیه را به پیغمبر ما بدهد. هدیه اش این است که وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ؛ این نافلة لک پیغمبر مدهوش نشده است، بی هوش نشده است، گفته نافلة لک. این را مخصوص تو قرار دادم. یعنی برای هیچ کس واجب نیست اما این برای تو واجب است. عَسى‏ أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُودا. این تعبیر از آن نشان می دهد که محبوب ترین خلق خدا از خدا چه جایزه ای را گرفته است. حضرت ختمی مرتبت بعد از آن خواب و لذت خواب را برای خود حرام کرده بود. هیچ کس طاقت نماز شب پیغمبر را نداشته. تا چشم او گرم می شد بلند می شدند چند رکعتی می خواندند دوباره چند رکعتی می خواندند، دوباره چند رکعتی می خواندند. حالا ما از باب اینکه به حضرت ختمی مرتبت اقتدا کنیم جای آن هست که ما هم آن مقام محمود را از دست ندهیم. وای بر کسی که مؤمن باشد، مسلمان باشد اما به این مقامات بی خیال باشد. این مقامات را خدا برای چی ذکر می کند؟ تا شما یک انگیزه ای پیدا کنید. شب قدر را برای چی گذاشته اید؟ برای اینکه بگویی با لحظات دیگر فرق می کند یک تکانی بخور. یعنی این مقامات را که ذکر کردی نتیجه اش چه می شود؟ این می شود که اگر کسی شب بیدار شود ببیند که، صبح بیدار شود ببیند که نماز شب از دست رفته است. جا دارد که مفصل گریه کند. اهل فن اینطور هستند. هم به خاطر اینکه معلوم می شود روز کار را خراب کرده است، هم به خاطر اینکه می ترسد که نکند خدا من را به خودم واگذار کرده است. إِنَّ مِنْ أَبْغَضِ الْخَلْقِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَرَجُلَيْنِ رَجُلٌ وَكَلَهُ اللَّهُ إِلَى نَفْسِه‏. بدترین مرد پیش خدا کسی است که خدا او را به حال خودش رها کرده است. شاگرد امیرالمؤمنین خواست بنشیند، صندلی در رفت و سر او شکست. حضرت فرمود: می دانی چرا اینطور شد؟ چون بسم الله نگفتی. بعضی را چون بسم الله نگفتی تنظیمش می کنم. بعضی ها را رهایش می کنم که...
این نکته یک نکته حیاتی است. مقامات از دست برود بی خیال باشیم یا نباشیم؟ نماز صبحش را نخوانده است اصلاً انگار نه انگار. آن جایی که خوابیده لعنتش می کند. چند جا زمین لعنت می فرستد؟ جایی که یک قطره خوبی زمین بریزد یا قطره آبی از بی عزتی زمین بریزد. جایی که کسی نماز نخواند، زمین شعور دارد. چیز بی شعور نداریم. حضرت آدم 200 سال گریه کرد. وقتی از بهشت خارج شد. 200 سال گریه کرد که چرا آن مقام از دست من رفت اما شیطان ککش هم نگزید. بعضی ها در نماز شب با یک بهانه تعطیل می کنند اما توجه هم ندارند. یعنی اینها آنچنان فایده ای هم از نماز شب نمی برد وقتی که بلند شد دید که از دست او رفته است که حضرت امیر در لیلة الحریر، حضرت زینب در اسارت، در بحار الانوار یک جمله عجیبی است. آن هم این است که در جنگ بدر، در حساس ترین، وحشتناک ترین، دلهره دارترین لحظه راوی می گوید که من نگاه کردم دیدم پیغمبر ما تا آخر، همه در حال استراحت بودند ولی پیغمبر ما تا صبح فقط ایستاده بود، فقط راز و نیاز با خدای متعال را پیغمبر ما داشت. می دانید که نماز شب اول برای مسلمان ها واجب بود بعد به خاطر مسافرت یا مریضی خدا برداشت. که در مسافرت شما خسته هستید. وقتی پیغمبر ما از نماز شب باز می ماند، فوراً دنبال می کرد که از کجا است. پیغمبر ما یک عبا تشک حضرت ختمی مرتبت بود. لیف خرما در آن بوده است، چی بوده است. اینها در روایت هم هست. این را یک وقتی دو لا کردند. کمی نرم تر شد. حضرت برای نماز شب دیر بیدار شدند. یک جمله ای گفته آنقدر شیرین است. حضرت فرمود: «لَقَدْ مَنَعَنِي اللَّيْلَةَ الْفِرَاشُ الصَّلَاة» من را محروم کرد از فضیلت شب. چی محروم کرد؟ این فرشی که دو لا کردند. از صلاة نماز شب من را محروم کرد. فوراً معالجه کردند. فَأَمَرَ أَنْ يُجْعَلَ لَهُ بِطَاقٍ وَاحِدٍ. این را دنبال نکنید. در مکارم الاخلاق هست. این را حضرت امام باقر نقل می کند و پشت سر آن دارد مَا اسْتَيْقَظَ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنْ نَوْمٍ إِلَّا خَرَّ لِلَّهِ سَاجِدا تا از خواب بیدار می شد فوراً پیغمبر ما به سجده می افتاد. حالا سجده شکر بوده است، سجده خضوع بوده است؟
شریعتی: چقدر این لحظات و صحنه ها دیدنی بوده است.
حجت الاسلام عاملی: بله.
شریعتی: خوش به حال کسانی که بودند و این حالات پیامبر و امیرالمؤمنین را دیدند. خیلی دیدنی است.
حجت الاسلام عاملی: حالا شما وارد شدید من هم یک چیزی را وارد شوم. صرف دیدن کافی نیست. خیلی ها دیده اند ولی عاقبت بخیر نشده اند. نماز شبش را آقا رسول الله دم در خانه حضرت زهرا می خواند. آقای میانجی می فرمودند صدای نماز شب پیغمبر ما در خانه امیرالمؤمنین طنین انداز بود. آن را بگویید چه لذتی است. آن را بگویید چه صفایی است. می آمد دم در حضرت زهرا نمازش را می خواند، صدای رسول الله داخل می پیچید. این دیگری شخصی مثل امیرالمؤمنین و حضرت زهرا را، دیگر خلوص چه بگوییم؟ چه تعبیری پیدا بکند؟ امیرالمؤمنین در نخلستان، در روایت هست که زیر هر درخت شب ها دو رکعت نماز می خواند که آن زمین شهادت بدهد. یک تعبیری هست که هر شب چقدر نماز می خواند که من تعداد آن را نمی گویم شاید حقیقت آن را ما نمی فهمیم که امیرالمؤمنین انقدر شب ها در نخلستان نماز می خواند. دیگر فاصله ای نیست. سقفی هم نیست. در متن طبیعت مرتبط شده با حضرت حق و گاهی شب های بیهوش می شدند. ببینید در نماز شب چقدر هی بالا می رفت، بالا می رفت، بالا می رفت، بیهوش می شد می آمدند به حضرت زهرا خبر می دادند. مثل ابوالدرداء. حدیث ابوالدرداء را که یک شب دیگری ان شاءالله من برای شما می خوانم. لذت نماز شب آن زمانی بیشتر می شود که با تکریم گره بخورد که مستحب است در نماز شب آسمان را نگاه کند. چرا آیه «إِنَّ في‏ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ» را گفته اند مستحب است خوانده شود؟ یعنی اول عظمت کائنات را بگویید بعد به میدان بیا. تا بداند که در برابر کی قرار گرفته ای. «أَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّه‏» یعنی الآن در برابر کل کائنات قرار گرفته ای. آنقدر این مهم است. گاهی بشر آنقدر سقوط می کند که نمی تواند این سؤال را از خودش بکند که هیچ بنایی بدون بانی که پیدا نمی شود. حالا می گویی تصویر این خروس یا تصویر نقاشی خوب این را کی کشیده است؟ اما خود خروس را یک مثلی در آذری ها هست که می گویند سؤال نمی کند که چه کسی شکل این خروس را اینطوری کشیده است، خلقتش را درست کرده است.
یک جمله ای می گویم در کل این برنامه سمت خدا هر چه صحبت کردیم به نظرم یک طرف، این یک طرف. این را عزیزان قدر بدانند. بنا هر چقدر بزرگتر باشد، مقصد بزرگتر است. الآن یک ساختمان را درست کردند خیلی باعظمت. خب مقصد بزرگی دارد که آن را درست کردند. برای کار بیهود پیش پاافتاده که آن را درست نکرده اند. بنا هر چقدر بزرگتر باشد، مقصد به همان اندازه بزرگ است. از کائنات هم بزرگتر چیزی نداریم. مَنْ لَا يَطَأُ عَرْشَهُ قَدَمٌ کل کائنات که هیچ جایش مشخص نیست. اصلاً انتها چیست معنا ندارد. از کائنات هم که بنای بزرگتری نداریم. پس مقصد بسیار بزرگی اینجا لحاظ شده است. هر وقت مقصد بزرگی لحاظ شد، خطا در برابر آن مقصد بسیار بسیار وحشتناک است. اگر کسی این را گرفت خیلی مطلب مهمی گرفت. و لذا خیلی ها بعد از مرگ می فهمند که ای خدا من چکار کردم. در برابر این کائناتی که در بزرگی نظیر ندارد. پس مقصد بسیار بزرگی دارد آن هم برای تو. چون وقتی که عمر انسان در این کره به پایان می رسد، همه این اوضاع به هم می ریزد. معلوم می شود که همه برای تو بوده است. یک ستاره از جای خودش حرکت کند تمام کهکشان ها همه به هم می ریزد.
شریعتی: تا تو بودی اینها بود.
حجت الاسلام عاملی: بود. و برای تو بود و مقصد بزرگی از تو اراده شده بود. این را نفهمیدی؟ این را متوجه نشدی؟ بعد از مرگ متوجه می شوی که ای خدا چه آتشی من به پا کرده بودم، چه اشتباه بزرگی مرتکب شده بودم. در برابر صاحب این بنا خاضع نبودی هیچ، چموشی هم کرده است. با صاحب خانه جنگ هم کرده است. مرحوم آیت الله سنبلی همدانی می گوید با یک دستت نماز، با یک دستت نقار با خدا. مگر می شود؟ یعنی دعوای با خدا. یک شعری می خوانم آنقدر به این شعر خاضع هستم، آنقدر به این شعر خاضع هستم. می شود طفل با دایه دعوا کند؟
شریعتی: نه.
حجت الاسلام عاملی: چه می گویند؟ اینکه در برابر خدا چموشی می کند با دایه دعوا می کند. طفل با دایه نه استیزد و لیک. ستیز نمی شود. اصلاً معقول نیست. گرید او گرچه نه بد داند نه نیک. چکار کرده مولوی تا نشست.
شریعتی: گریه می کند با اینکه خوب و بد را نمی داند.
حجت الاسلام عاملی: کارش این است. ما باید گریه کنیم تا شیر بخوریم. طفل یک روزه همی داند طریق/ که بگریم رصد دایش شفیق/ تو نمی دانی که دایه دایگان/ چند ده بی گریه شیرت رایگان. حالا شیر هیچ، چقدر کودکانه است که آمدی در برابر خدا بالاخره کارهایی که واقعاً کودکانه است. 16 آیه خدا برای حجاب نازل کرده است. چه احتیاجی به حجاب تو دارد؟ تا عفت تو حفظ شود. أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْن‏. دنیا این همه پول برای امنیت زن خرج کرده است درست نکرده است. خدا محشر کرده است. می گوید من از تو یک لباسی می خواهم. با آن لباس زبان دارد. معروف به عفت بشویم. فَلا يُؤْذَيْن کس دیگری اذیتت نکند. با یک آیه کوچک امنیت تمام شد. این لطف خدا است. در برابر لطف کسی بیاید چموشی کند این صد درصد بلای عظیمی پشت سر آن هست. آن وقت با آیات قرآن آمدی دعوا کردی؟ قرآن هم خصومت می کند و هم شفاعت می کند. قرآن را می گویند شافع مشفع یعنی خدا در برابر شفاعت قرآن خاضع است. اگر قرآن شفاعت کند، خدا خاصع است. شافع مشفع. ما را هم از آن هم خصومت می کند، هم شفاعت می کند. پیغمبر ما فرمود: من می میرم بعضی ها را روی زمین می کشند، می گویند این کیست؟ می گویند من خصمعه رمضان. کسی که ماه رمضان خصومت کرده است گفته این حرمت من را شکسته است. پیغمبر ما فرمود: من آنجا می گویم. من بیزارم از آن امتم که حرمت ماه رمضان را بشکنند. اینجا حضرت فرموده است: ويل لمن کان شفعاؤه خصمائه. آیا قرار است کسی که قرآن باید شفاعت کند، آن وقت بیاید خصومت کند؟ آن وقت همین خانمی که روسری را آتش زده است، فردا من و امثال من می آییم برای او تلقین بخوانیم. می گوییم الآن ما می رویم بعد از من ملائکه آمدند فلاتخف، مبادا بترسی. بگو الله ربی و القرآن کتابی. ازت می پرسند من ربک. نمی گوید من الهک. می گوید من ربک. در قبر سؤال می کنند تربیت تو دست چه کسی بوده است؟ می گوید تربیت من دست خدا بوده است. خدا می گوید کَذِبَ. روایت هست. خدا می گوید دروغ می گوید. دست من نبوده است. دست این کانال های کذایی بوده و فضاهای خاصی بوده که آنجا تربیتش را دیده است. دست من نبوده است. جهنم این است که خدا می گوید کَذِبَ. در بعضی روایات هست که خدا به بعضی ها می گوید آنی که شراب خورده از نماز قصدش رفته است خدا می گوید: بدا به حال تو که نماز از دست تو رفت و ملائکه تو را مذمت کردند، سرزنشت کردند.
شریعتی: خیلی سنگین است آدم از خدا اینطوری بشنود.
حجت الاسلام عاملی: بله، احسنتم، احسنتم. یعنی در زبان داریم می گوییم الفاظ دنیا نمی تواند برساند که اگر شما مثلاً یک فرمانده شما، یک رسول، یک رهبر، برای شما یک تشری بزند، آن وقت چقدر برای شما سخت است خدا بیاید بگوید کَذِبَ. و کسی که کلی به او امید داری.
شریعتی: و کسی که کلی به او امید داری و تنها پناهگاه شما است.
حجت الاسلام عاملی: احسنتم. تنها پناهگاه شما است. تمام اصحاب آنجا بریده شده است. تنها مرجع است. آن وقت می آیند او را کفن می کنند. ملائکه می خندند. می گویند این حجاب نداشت که شما الآن با حجاب او را کفن می کنید که مبادا کسی بدنش را ببیند یا تغسیلش می کنند می خندد می گوید که یعنی چه؟ این را الآن غسل می دهید. این اصلاً غسل نداشته است. گاهی ثبات عقلی را می گویند. اللهم انی اعوذ بک من ثبات العقل. ثبات العقل یعنی خوابیدن عقل. گاهی عقل می خوابد. انسان کارهایی می کند که هیچ عقلانیتی در آن نیست. گاهی در دنیا بیدار می شود با لطف خدا می گوید ای وای این چه کاری بود کردم. مثل حر جبران کرد. تا دم جهنم آمد نه به جهنم برگشت. بعضی ها هم بعد از مرگ بیدار می شوند اما دیگر. آقای قرائتی می گوید که یک جایی من سخنرانی کردم در دانشگاه. برگشتنی دیدم دانشجوها جلوی من راه می روند. ناراحت شدم. یک وقت گفتم اه، یعنی چه ناراحت شدم. معنی این چیست؟ اینکه متأثر شوم که کسی جلوتر از من راه رفته است. آمدم محضر آ شیخ جواد آقای تهرانی که اعجوبه بود. گفتم آقا امروز فهمیدم که اعمال من خالص نیست. گفت خوش به حالت. خوش به حالت که الآن متوجه شدی. یک بحثی را شروع می کنیم. خصوصیت زمان در واردات قلبی. یک بحث تقریباً ادامه داری است که شنیدنی است مخصوصاً ماه رمضان در پیش است، رجب در پیش است. شعبان المعظم در پیش است. این بحث خیلی خوب است. سالکی که خصوصیت زمانی را لحاظ نکند باخته است.
شریعتی: یعنی چه؟ یعنی آن نفحاتی که در زندگی تو قرار می دهند.
حجت الاسلام عاملی: بعضی لحظات هست که در استجابت دعا غوغا است. بعضی لحظات است که در جلب عنایت خدا غوغا است. بعضی لحظات هست که در سرنوشت انسان غوغا است.
شریعتی: یعنی یک شب قدری، یک روز عرفه ای، یک مبعثی.
حجت الاسلام عاملی: اینها یک حادثی در آن بوده است که این خصوصیت را پیدا کرده است. جناب سید بن طاووس که رسیده به مذهب حضرت، حرف هایی که می زند همه حساب شده است. اخوی علامه طباطبایی می گوید که من مرتبط شدم با روح علماء، دو نفر را نتوانستم مرتبط شوم. مرتبط شدم با روح مرحوم شیخ بهائی، احضار نمی گویم. شیخ بهایی گفت که به من اجازه بدهید بروم. یکی از علمای بسیار بزرگ شیعه فوت کرده است من باید بروم. می آیند می بینند مرحوم حضرت آقای حجت از دنیا رفته است که از علمای استثنایی بوده است در حفظ بیت المال، در حفظ معنویت، یکی از علمای بسیار برجسته شیعه است.
شریعتی: مرحوم حجت کوه کمره.
حجت الاسلام عاملی: که لحظات آخر که بیمار بوده است، قرآن را باز می کند، قرآن می آید که «أَتى‏ أَمْرُ اللَّهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوه». چقدر سنگین است. مهرش را فوراً می شکند که کسی از آن استفاده نکند. می گوید من با روح بزرگان مرتبط شدم، دو نفر را نتوانستم. یکی ابن فهد حلی بود، یکی سید بن طاووس بود. اخوی او می گوید به مثل علامه مشرف شدم. گفتم من نتوانستم با این دو نفر مرتبط شوم. گفت: به به به. گفت مجال تنازل نمی دهند. بعضی از خانواده های شهداء، مادران شهداء می آیند می گویند که من خیلی آرزو دارم که یک لحظه خواب بچه ام را ببینم. علامه فرمود: مجال تنازل نمی دهد. یعنی ببینید خدا چه پذیرایی ای از اینها کرده است که نسبت به این دنیا مجال تنازل نمی دهد. این معامله را کی از دست می دهد؟ چه بدبختی؟ هیچ کیاستی بالاتر از نیست. هیچ خوشبختی بالاتر از این نیست. هیچ زرنگی بالاتر از این نیست. آن آگاهی که بعد از مرگ پیدا می شود از حالا در انسان پیدا شود. بعضی از عرفا این دنیا را که دارد نگاه می کند انگار از برزخ دارد نگاه می کند. یعنی از برزخ کسی برود برزخ با چه حسرتی، با چه تأسفی، با چه ولعی نگاه می کند که ای خدا چرا این حائل افتاد من الآن نمی توانم کاری انجام بدهم. لحظه لحظه عارف آن خصوصیت را دارد. ببیند چه می شود. یک کسی یک لحظه از برزخ به اینجا بیاید غوغا درست می کند. آن عارف هر لحظه در غوغا است. «فَهُمْ وَ الْجَنَّةُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِيهَا مُنَعَّمُونَ وَ هُمْ وَ النَّارُ كَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِيهَا مُعَذَّبُونَ». که پیغمبر ما آمد صبح به آن سحابه گفت که حال شما چطور است؟ گفت انگار که الآن من بهشت را می بینم. الآن من جهنم را دارم می بینم. بگم یا رسول الله کی ها به جهنم می روند. که پیغمبر ما فوراً گفت: صدایت را در نیاور. پیغمبر یعنی که بس. حالا این سید بن طاووس این رتبه را که دارد، این بزرگوار گفته است. ان لاوقات القبوله لله عز و جل اصراراً لا یدرک الا بالمحسوس. خدای متعال در استجابت دعا اوقات خاصی دارد، آن را هیچ کس نمی تواند با علم خودش برود کشف کند. علم آنجا کارساز نیست کسی بگوید با علم خود می توانم تشخیص بدهم این لحظه، لحظه مخصوصی است. آن را باید از معصوم گرفت. الا بالمحسوس. اثری که از معصوم رسیده است، معصوم می گوید که مثلاً نصف قرص آفتاب که مستتر شود، نصف آن بماند، دستت را بالا بدهی. آن لحظه، لحظه خاصی است. چرا؟
شریعتی: آن لحظه را دریاب.
حجت الاسلام عاملی: چرا دعای سمات دم غروب خوانده می شود؟ عزیزان از این دعای سمات محروم نشوند. یک اسراری، یک الفاظی، یک مفاهیمی است که الآن هم نمی فهمند که چیست. انگار معصوم نشان داده است که یک خبرهایی هست. در خطابه، در فن خطابه نباید چیزی بگویی که مخاطب نداند ولی گاهی یک چیزهایی در خطابه که مخاطب را تکان بدهد ولو اجمالاً می فهمد، حقیقتش را نمی فهمد. این خودش در فن خطابه یک هنری است. خانواده ها دم غروب بنشینند با هم جمع شوند، دعای سمات را بخوانند، آثار عجیبی هم دارد دعای سمات و نوعاً علما این را از دست نمی دهند. خصوصیت زمان ها یکی نیست. ذات زمان خصوصیت ندارد. گردش فلک است که اینها را درست می کند. اما حوادثی در زمان اتفاق می افتد که آن خصوصیت پیدا می شود. مثلاً عرض می کنم نیمه شعبان را نگاه کن. شب نیمه شعبان. «وَ لَكَ فِي هَذَا اللَّيْلِ نَفَحَاتٌ وَ جَوَائِزُ وَ عَطَايَا وَ مَوَاهِبُ تَمُنُّ بِهَا عَلَى مَنْ تَشَاءُ مِنْ عِبَادِكَ وَ تَمْنَعُهَا مَنْ لَمْ تَسْبِقْ لَهُ الْعِنَايَةُ مِنْك‏». «وَ لَكَ فِي هَذَا اللَّيْلِ نَفَحَاتٌ وَ جَوَائِزُ وَ عَطَايَا وَ مَوَاهِبُ» امشب جایزه داری، عطیه داری، موهبت داری شب نیمه شعبان به خدا می گویی. «تَمُنُّ بِهَا عَلَى مَنْ تَشَاءُ» منت تو است، عنایت ویژه تو است بر کسی که بخواهی «وَ تَمْنَعُهَا» دست رد به سینه می زنی برای یک عده ای. به او می گویی این مال تو نیست برو. «وَ تَمْنَعُهَا مَنْ لَمْ تَسْبِقْ لَهُ الْعِنَايَةُ مِنْك‏» این شب را از دست انسان می دهد. این خصوصیت ها را ان شاءالله در جلسه آینده می خوانیم. شب 27 رجب، «اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ بِالتَّجَلِی الاَْعْظَمِ فی هذِهِ اللَّیْلَة». حضرت امام فرموده است هیچ روزی به پای روز 27 رجب نیست. الرحمة الموصوله آنجا درست شد. حلقه وصل بین زمین و آسمان درست شد. آن شب خدا بشر را لایق دانست که پیغمبر را بفرستد و ما را وارد مخاطب خودش قرار بدهد.
شریعتی: بسیار خب. مثل همیشه عالی و بی نظیر.
صفحه 175 قرآن کریم
حجت الاسلام عاملی: آیه 188 «قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسي‏ نَفْعاً وَ لا ضَرًّا إِلاَّ ما شاءَ اللَّهُ» خدای متعال به افضل خلائق، به عصاره کائنات، مفخر مخلوقات، به اکبر وجود آدم، می گوید به زبانت بیاور بگو به هیچ چیز قادر نیستی. همه کاره خود خدا است. بگو من به هیچی مالک نیستم، هر چه هست معیشت خدا است. چند آگاهی حضرت آقای شریعتی در این عالم بسیار نفیس است. یقظه هم همین است. اینها را پیدا کند به منزل یقظه رسیده است. اولین آن این است که بداند که مسافر است. اینجا دائمی نیست و باید برای ابدیت خودش توشه فراهم کند نه اینکه بدون توشه ناگهانی وارد صحنه ابدیت بشود و پشیمانی این را بگیرد و خدا هم بگوید اما ذکرتم تعملون. پس این کجا بود؟ چرا اینطوری آمدی. دوم اینکه بداند که حقیقتش غیر از این ظواهر و مظاهر است. علامه طهرانی می گوید از آقای حداد سؤال کردم تجرد یعنی چه؟ گفت یعنی بدانی حقیقت تو غیر این ظواهر و مظاهر است. به ظواهر و مظاهر مشغول شوید خود حقیقی زمین بایر باشد. بر زمین دیگران خانه مکن/ کار خود کن کار بیگانه نکن. آن وقت بعضی ها حقیقت خودشان را رها می کنند می روند سراغ خانه من، سواد من، ماشین من، فرزند من. این من بایر می ماند. سوم اینکه بداند که همه کاره خود خدا است. «وَ اللَّهُ مِنْ وَرائِهِمْ مُحيط، بِيَدِكَ ناصِيَةُ كُلِّ شیء، الهی بِيَدِكَ لَا بِيَدِ غَيْرِكَ زِيَادَتِي وَ نَقْصِي وَ نَفْعِي وَ ضُرِّي. این نفیس ترین اعتقاد در دنیا است. پیغمبر ما هر روز این دعا را می خواند. اللهم لَا ینْفَعُ ذَا الْجَدِّ مِنْكَ الْجَدُّ. خدایا هیچ تلاشی جای تو را نمی دهد. و امام سجاد هر روز این دعا را می خواند. «اللهم أَصْبَحْنَا وَ أَصْبَحَتِ الْأَشْیاءُ کلُّهَا بِجُمْلَتِهَا لَک» در حالی صبح کردیم که همه چیز در مالکیت تو است و این اعتقاد در مسیر حوادث خارجی تأثیر دارد. حضرت یک نفر شترش در مکه گم شده بود گفت: اگر توکارت درست بود، ناقع تو گم نمی شد. همه جا بلا ما را در محاصره خودش گرفته است و خدای متعال ما را حفظ می کند. «لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ» این معقبات است که ما را حفظ می کند پل را خراب کنیم در هر لحظه ممکن است زندگی ما با یک اتفاق، با یک تصادف، با یک آزمایش، با یک خبر پزشک همه چیز به هم بریزد چون حوادث در اختیار ما که نیست. عافیت در معرض هزاران خطر است. ثروت، اولاد، آرامش. آن خضوع در برابر خدا است که بگویی: اسلمت لک یا رب العالمین. آن باعث می شود که ما نجات پیدا کنیم. این نفیس ترین اعتقادی که خدا به پیغمبر ما فرموده است اگر در کسی درست شد، این نسبت به منزلت توحید خیلی خیلی نزدیک شده است و مسیر را خوب طی کرده است.
شریعتی: بسیار خب. خیلی ممنون و متشکر.