اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

1401-10-01-حجت الاسلام والمسلمین عاملی-مباحثی پیرامون نماز شب

شریعتی: بسم الله الرحمن الرحیم. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. خانم ها، آقایان سلام. به سمت خدای آخر هفته خیلی خیلی خوش آمدید. ان شاءالله هر جا که هستید در پناه قادر متعال باشید، خوشحال هستیم که در کنار شما هستیم، با هم هستیم. به همه مخاطبانی که با ما همراه هستند چه به صورت زنده و چه بعد صدای ما را می شنوند و تصویر ما را می بینند با دل و جان سلام می کنم. مخاطبان خوب رادیو معارف، مخاطبان خوب شبکه افق، شبکه جهانی ولایت، جام جم، امروز هم با شما هستیم و در محضر و در معیت حاج آقای حجت الاسلام عاملی عزیز ما، سلام علیکم و رحمۀ الله خیلی خیلی خوش آمدید.


حجت الاسلام عاملی: و علیکم السلام و رحمۀ الله. محضر همه عزیزان خود، هم وطنان عزیز سلام و دعا و احترام دارم و از خدای متعال بهترین لحظه ها را، بهترین کامیابی ها را برای عزیزان خود مسئلت دارم. ایام فاطمیه است، برای عزیزان خود معرفت حضرت زهرا، سنخیت با حضرت زهرا، وساطت حضرت زهرا و شفاعت حضرت زهرا را برای عزیزان خود مسئلت دارم. ان شاءالله با وساطت حضرت زهرا هم حاجات معنوی، طی عقبات نفس، رسیدن به عالی ترین عنایات خداوندی در این دنیا و همچنین با وساطت حضرت زهرا مشکلات کشور ما ان شاءالله بالمره حل شود و مخصوصاً شفاعت کبری حضرت زهرا در آن روزی که یود الخلائق عن یکونوا فاطمیین همه آرزو می کنند که ای کاش یک نسبتی با حضرت زهرا داشتند در آن روز ان شاءالله خدای متعال آن را نصیب همه عزیزان من بکند.
شریعتی: یک بحثی را با حاج آقای حجت الاسلام عاملی در هفته های گذشته آغاز کردیم در ذیل نماز شب و ویژگی ها و خصوصیات و برکات عظیمی که نماز شب دارد، بحث ما استمرار دارد، و امتداد دارد و امروز هم خدمت شما هستیم و با دل و جان خواهیم شنید.
حجت الاسلام عاملی: بسم الله الرحمن الرحیم. از روایات معلوم می شود که نماز شب یک خصوصیتی دارد. فضیلتی که ذکر شده است معلوم می شود که خصوصیت آن متمایز است با سایر نمازها. «حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى‏» (بقره/238) را هم بعضی ها برای همین معنا کردند. سر آن این است که خلوت خانه است. نماز شب خلوت خانه است. و خداوند متعال می خواهد با بنده خود خلوت کند، بنده با خدا خلوت کند. در آن خلوت است که تفکر خوب است، سیر در جمال و جلال حق خیلی خوب است. صحبت از مبدأ مجرد است. «إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً» (مزمل/6) این اشدّ وطئاً به خاطر آن خلوتی است که هست و زمینه برای نجوا بهترین حالت در آغاز شب هست، و عجیب است که من در روایت هم دیدم به این خلوت اشاره کردند لِأَنَّهُمْ خَلُّوا بِرَبِّهِم‏، این خیلی مهم است. این خلوت باعث می شود که بسیاری از ناهنجاری ها روحی که بر انسان عارض می شود
جان همه روز از لگدکوب خیال             و ز زیان و سود و ز خوف و زوال
نی صفا می ماندش نی لطف و فر            نی به سوی آسمان راه سفر
که روایات به ریم تعبیر می کنند. ریم یعنی زنج. همچنان که آهن زنگ می زند، رفته رفته آهن را فاسد می کند و از بین می برد قلب انسان هم همین طور است. زنگ می زند. آخر سر آن حالت آسمانی را از دست می دهد.
شریعتی: و شب وقتی است که باید آن را جلا بدهید.
حجت الاسلام عاملی: دیگر آن لبیکی که باید از قلب خود بشنود انگار یک صدای ضعیفی از ته چاه بیاید دیگر آن آمادگی برای نجوا و عرض اسرارک علی صاحب الاسرار، شب برای همین است. و عرض اسرارک علی صاحب الاسرار این دیگر نیست. وَ فِي مُنَاجَاتِكَ رَوْحِي وَ رَاحَتِي‏، انسان به نقطه ای می رسد در اثر مداومت بر نماز شب که روح و ریحان او، ذائقه این قدر عوض می شود. ذائقه انسان ها آن قدر متفاوت است که وقتی که بلوغ پیدا کرد بالغ شد آن وقت می گوید وَ فِي مُنَاجَاتِكَ رَوْحِي وَ رَاحَتِي، وقتی بالغ شد می گوید أَسْتَغْفِرُكَ مِنْ كُلِّ لَذَّةٍ بِغَيْرِ ذِكْرِكَ امام سجاد به خدا عرض می کنم من استغفار می کنم از هر لذتی که به غیر از مطالعه جمال تو داشتم. ذکر یعنی مطالعه جمال حق. یعنی برای کارهای دیگر فرصت نیست. برای جزئیات غیر کاسب، غیر مکتسب، الْأَمْرَ أَسْرَعُ مِنْ ذَلِك‏ در روایت تکرار شده است، سه بار تکرار شده است که الْأَمْرَ أَسْرَعُ مِنْ ذَلِك. یعنی فرصت پرداختن به کارهای غیر مهم که نه به درد دنیا می خورد، نه به درد آخرت می خورد که به آن لا یعنی می گویند چند چیز عذاب قبر و فشار قبر می آورد یکی حرف هایی را انسان وارد شود که نه فایده دنیوی دارد، نه فایده اخروی دارد. فرزند یک خانمی شهید شده بود آن وقت می گفت خوش به حالت، خوش به حالت. آن وقت رسول خدا فرمود که این طور نیست لَعَلَّهُ كَانَ يَتَكَلَّمُ بِمَا لَا يَعْنِيهِ وَ يَبْخَلُ بِمَا لَا يَنْقُصُه‏، لا تحتمی علی ربکی الجنه. بهشت را برای خدا خود واجب نکن شاید این یک دفعه بخل داشته است یا مشغول حرف هایی بوده است که نه فایده دنیوی دارد و نه اخروی که در سقوط اخلاقی است.
شریعتی: یعنی بهشت رفتن به همین سادگی نیست.
حجت الاسلام عاملی: رین یک هشدار بزرگی است که پیامبر ما فرموده است گفته است که إِنَّهُ لَيُغَانُ عَلَى قَلْبِي‏، رین قلب من هم می گیرد. همان زنگ. اما زنگ هم مناسب شأن خود پیامبر هست. وَ إِنِّي لَأَسْتَغْفِرُ اللَّهَ فِي كُلِّ يَوْمٍ سَبْعِينَ مَرَّةً. من هر روز هفتاد مرتبه استغفار می کنم که اثر رین برطرف شود. و من به عزیزان توصیه می کنم این را با نیت وساطت پیامبر، با نیت این که پیامبر ما دستور داده است نیت وساطت پیامبر را داشته باشند، هر روز هفتاد مرتبه استغفار کنند. به عنوان لبیک به فرمایش رسول خدا که فرموده است إِنَّهُ لَيُغَانُ عَلَى قَلْبِي در قرآن هم گفته است «بَلْ رانَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُون‏» (مطففین/14) خدا هم از رن صحبت کرده است. قرآن را مسخره می کند، حجاب را مسخره می کند، نماز را مسخره می کند. خدا می گوید علت مسخره کردن چیست، إِنْ هذا إِلاَّ أَساطيرُ الْأَوَّلين‏، اینها همه اسطوره است، اینها همه حرف های خیالی است. خدا جواب آنها را می دهد می گوید «كَلاَّ بَلْ رانَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُون‏» (مطففین/14) این نتیجه رین است. وقتی آلودگی رفته رفته بیشتر شود شَيْئاً فَشَيْئاً می آید. «ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذينَ أَساؤُا السُّواى‏ أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ» (روم/10) وقتی که یک گناه کرد، استغفار نکرد، یک گناه کرد، استغفار نکرد، آخر خدا را هم انکار می کند. این آیه را حضرت زینب (س) در مجلس ابن زیاد خواند. و لذا در روایت است مستحب است انسان در نامه عمل خود زیر هر گناهی یک استغفار پیدا کند. یعنی تأخیر نکند. تأخیر کرد سم گناه اثر خود را می کند. «كَلاَّ بَلْ رانَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُون‏» (مطففین/14) یعنی اگر معالجه نکنید چه می شود؟ این می شود. «كَلاَّ إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُون‏» (مطففین/15) «ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصالُوا الْجَحيم‏» (مطففین/16) «ثُمَّ يُقالُ هذَا الَّذي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُون‏» (مطففین/17) اگر دیر تکان بخورد و معالجه نکند حالات روحی، انحطاط، انحطاط، آخر به آن درجه می رسد. رین از کجا می آید؟ رین در اثر حرف هایی که ما می شنویم. صحنه هایی که ما می بینیم که نباید ببینیم. استماع، مصافحه، نشست و برخاست با انسان های نامحرم، مراد من از نامحرم چیست؟ ممکن است یک زنی برای یک زنی نامحرم باشد. ممکن است یک مردی برای یک مردی نامحرم باشد. یعنی هر کسی که باعث شود شما انحطاط روحی پیدا کنید او نامحرم است. گاهی اوقات یک جمله چنان اوضاع کسی را به هم می ریزد، افکار او را خراب می کند این که نگاه کردن به صورت عالم عبادت است سوال کرد کدام عالم است فرمود عالمی که صورت او را نگاه کردید ذکرک الآخره، آخرت شما را به یاد شما بیندازد. در امر آخرت شما را چابک کند. نگاه کردید بگویید من چه قدر در فضائل، در معنویات عقب مانده ام. حضرت موسی از کوه طور که برگشت با هر کسی که مصافحه می کرد وحشت می کرد. یک آقایی می گوید من رفتم قبر حضرت ختمی مرتبت آن بوی خاص پیامبر را گرفتم.
 ما ذا على من شمّ تربة احمد             ان لا يشمّ مدى الزّمان غواليا
حضرت زهرا بر مرثیه خوانی بر پدر این جمله را گفته است. که هر کسی بوی پدرم را می گرفت دیگر به هیچ بوی دیگری مشتری نبود. گفت من آن را گرفتم. برگشتنی با مصافحه با یکی از همشهریان همه از دست من رفت. من خدمت شما عرض کنم مجالسی که برگزار می شود الان کدام مجلس هست که در آن غیبت نباشد یعنی هر چه انسان جمع می کند آن جا باید ولخرجی کرد. آن وقت می گوید من تلاش کردم به جایی نرسیدم. در محضر امام حسن وقتی شروع به غیبت کردند فرمود أَلْقَيْتَنِي فِي تَعَب‏، امام است که أَلْقَيْتَنِي فِي تَعَب، من را به زحمت انداختید. آ میرزا جواد ملکی تبریزی محضر او غیبت کردند فرمود چهل روز من را به زحمت انداختید. ایشان یکی از حجرات دارالشفاء آمده بود تا وارد شده بود گفته بود که در این اتاق غیبت شده است. آن آقا که با من صحبت می کرد می گفت قبل از ایشان غیبت هایی شده بود یعنی در رندگی انسان ها، حیات اجتماعی انسان ها دریده شود. یعنی بزرگترین عامل عقیم ماندن تلاش در سیر و سلوک تماس با انسان هایی است که اگر آنها یک جایی باشند بلا نازل شود همه را می گیرد. أن اللعنة إذا نزلت تعم من في المجلس‏. این جمله آن قدر وحشتناک است. خدا هم در قرآن فرموده است وقتی یک جایی هستید به آیات من استهزا می شود آن جا ننشینید. اگر بنشینید شما هم مثل آنها هستید. خدای متعال چه قدر حساس است که ما به چه چیزی گوش دهیم. بعضی ها همین طوری هر حرفی، هر سایتی، هر کانالی را گوش می دهند. مَنْ أَصْغَى إِلَى نَاطِقٍ فَقَدْ عَبَدَه‏ به هر کسی گوش بدهید عبادت است. از شیطان صحبت کنید شیطان را عبادت کردید. اگر از خدا صحبت کنید خدا را عبادت کردید. خدا فرموده است «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ» (انعام/112) هر پیامبری را که فرستادیم کنار آن یک شیاطین و جن و انسی هم بوده است اول می گوید و کذلک یعنی این سنت تاریخ است، «يُوحي‏ بَعْضُهُمْ إِلى‏ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً» (انعام/112) یک شعارهایی خیلی جذاب، دهان پر کن، حرف های خیلی برجسته می گفتند مردم را از حرف های پیامبران اغوا می کردند. بعد خدا آن جا یک جمله ای گفته است «وَ لِتَصْغى‏ إِلَيْهِ أَفْئِدَةُ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَة» (انعام/113) چه کسانی به اینها گوش می دهند؟ کسانی گوش می دهند که هیچ اعتقادی به آخرت ندارند. هیچ اعتقادی به ما بعد ندارند. این سخت ترین عقوبتی است که خدا تعیین کرده است که ما بیاییم به هر حرفی گوش بدهیم. به هر صحنه ای نگاه کنیم. وَ لَا تَكُنْ لَفَّاتاً، لفات یعنی کثیر التفات. «وَ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْك‏» (طه/131) در قرآن می خوانیم خدا چشم پیامبر را تزیین می کند «وَ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى‏ ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا» (طه/131) چشم های شما زرق و برق ها را نگیرد. اینها را نگاه کنید اینها اثر خود را انجام می دهند.
شریعتی: الان زمانه ما و دوران ما برای این زنگار گرفتن دل مستعدتر است. یعنی این قدر ورودی ها به قلب ما زیاد شده است رسانه ها و فضاهایی که وجود دارد
حجت الاسلام عاملی: راهکار آن هم آسان است. اولاً مواظب باشید جایی که ضرورت ندارد می داند که اگر آن جا برود گناه هست. غیبت هست. حرف شخصی هست. اولاً خود را جوری عادت بدهد که وقتی رفقای او با او می نشینند حرف شخصی نزنند. وقتی نزد سعدی غیبت کردند گفت در ظاهر آن عیب نمی بینم در باطن آن عیب نمی دانم. وقتی آنها را ملاحظه کرد بری است که بالاخره یک آلودگی بر اثر مراودات پیدا می شود. نماز شب را برای این گذاشتند. صورت خود را بر خاک بگذارد و بگوید مَنْ سَبَّحَ لَكَ يَا رَبَّ الْعَالَمِين‏، اصلاً این کلمه مَنْ سَبَّحَ لَكَ يَا رَبَّ الْعَالَمِين از دهان او نیفتد. خلوت شب این قدر تأثیر دارد، به وقت شب که همه مست خواب خوش باشند من و خیال تو و گریه های خون آلود.
حضرت زهرا (س) یک شیشه ای را به امیرالمؤمنین دادند که آب بود. گفت که از پیامبر شنیدم از پدرم که وَ الْقَبْرُ رَوْضَةٌ مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ أَوْ حُفْرَةٌ مِنْ حُفَرِ النَّار. قبر را که می گذارند أَوْ حُفْرَةٌ مِنْ حُفَرِ النَّار است، ما خیال می کنیم آن جا جنازه گذاشتیم جنازه رفت. هر چه قدر در دنیا سقوط کرده بود به همان اندازه سقوط کرد و رفت. و إما رَوْضَةٌ مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ، یا باغی است از باغ های جنه. اما شرط باغ این است که پدر من فرمود یک اشکی از خوف خدا داشته باشد. خدا مخوف نیست. این بیقراری که بر اثر جمال درست می شود آن اشک می آورد. که سه بار چشم شعیب کور شد. تحمل ماندن ندارم. حضرت زهرا به امیرالمؤمنین عرض کرد من اشک چشم خود را از خوف خدا جمع کردم. این جمع کردن هم باز نشان نهایت اضطراب و اضطرار او در برابر آن اوضاع حُفْرَةٌ مِنْ حُفَرِ النِّيرَان‏ است. یک جمله ای آن جا گفت که خیلی جمله مهمی است. گفت من این اشک ها را وقت سحر جمع کردم. وقت السحر وقت المبارک و خدا چه از استغفار عند الاسحار صحبت کرده است. معلوم می شود که سحر یک خصوصیتی دارد. بعد عرض می کنیم که از چه زمانی تا چه زمانی سحر می شود.
یک آقایی آمده بود در یک مجلسی وارد شده بود سر خود را داخل کرد خود را کنار کشید. گفت من را اتاق دیگری ببرید. یک کسی این جا آتش گرفته است و دارد می سوزد. وقتی شما از این گونه انسان های نامحرم جدا شوید «إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِها مَكاناً شَرْقِيًّا» (مریم/16) حضرت مریم از این گونه افراد کناره گیری کرد «فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا» (مریم/17) بعد از آن تمثل ها شروع شد.
شریعتی: یعنی مراقبت حتماً حتماً باید اتفاق بیفتد.
حجت الاسلام عاملی: یعنی آن مطلبی که گفتم مطلب بسیار بسیار مهم بود. یعنی اهل آن می فهمند من چه عرض کردم. خرابی از کجا است. یکی از علت خرابی ها همین است. صبح تا شب گوش مفت گیر آورده است دائم غیبت می کند، دائم حرف شخصی می زند. مطالبی که «وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلا» (اسراء/36) خدا می گوید حق ندارید گوش بدهید به چیزی که یقین ندارید. پیامبر ما آفتاب را نشان داد گفت و مثل هذا فشد و الا فدع. هر چیزی که مثل آفتاب روشن است. روزگار ما هم روزگار دروغ است. امپراتوری رسانه غرب یعنی امپراتوری دروغ. یعنی بیت الکذب. یک آژانس هایی درست کردند کار آنها فقط پمپاژ دروغ است. قراردادهای وسیع می بینند که به فلان کشور فلان دروغ را باید پمپاژ کنید. فقط در یک محموله 1700 کامپیوتر برای منافقین به آلبانی آمریکا فرستاده است. یعنی 1700 دستگاه دروغ درست کن. یعنی زیر آوار و دروغ ما را دفن می کنند اگر کار ما یک مقدار بی حساب، بی موالاتی، بی تقوایی باشد ما هم نقل می کنیم. بر خدا پناه می بریم مخصوصاً حیف مال کنید در یک جمعی که هزاران نفر آن جا دارند ...
شریعتی: و در این ظلمات کثرات و هجوم خبرها به نظر من ما یک نوری لازم داریم و این نور را باید در دل شب پیدا کرد.
حجت الاسلام عاملی: آن خلوتی که در شب درست می شود مخصوصاً مخصوصاً آن خلوتی که متصل شود به تکرین. خود آنها گفتند وقتی می خواهید نماز شب بخوانید و حیات آمدید و می روید وضو بگیرید ما را به تکرین متصل می کنند. این آیه را بخوانید «إِنَّ في‏ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْباب‏» (آل عمران/190) آنها که لب دارند. آن که لب ندارد حساب او جدا است. چه کسی لب دارد؟ نشانه لب چیست؟ «الَّذينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى‏ جُنُوبِهِم‏» (آل عمران/191) دیگر چیزی نماند. جمال خدا جوری است که کل اوقات را استقرار می کند «الَّذينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى‏ جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُون‏» (آل عمران/191) این که حضرت گفته بودند که تفکر خوب است به خودی خود تفکر، تدبر، سیر در اسماء و صفات حق درست می شود. این آیه مربوط به نماز شب است. «الَّذينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى‏ جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ في‏ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْض‏» (آل عمران/191) این یتفکرون یک مقدار زیادی ارزش دارد. حضرت می فرمود اگر کسی هدف آفرینش را بفهمد بهتر از این که هزار بار زنده شود و شهید شود. بفهمد که این عالم برای چه بر پا است. برای این که با خود بازی کند یک وقت هم می بینید که همه چیز تمام شد، برگشت هم نیست، در دستگاه ربوبی شوخی هم نیست. مزاح هم نیست. هر چه قدر که تفکر می کند لذت او بالاتر می رود. یعنی من الان در مهاذات چه عظمتی قرار گرفتم. «وَ يَتَفَكَّرُونَ في‏ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلا» (آل عمران/191) در این جا برای ما بازیچه درست نکرده است که با یک چیزهایی مشغول شویم که ما را بالا نمی آورد، ما را بزرگ نمی کند. سفره ما را فاخر نمی کند. «ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النَّار» (آل عمران/191)
شریعتی: اولی الالباب با تفکر به این جا می رسند.
حجت الاسلام عاملی: من از عزیزان خود می خواهم در قرآن حدود 6 ـ 7 بار اولی الالباب ذکر شده است در حساس ترین نقطه اولی الالباب را می آورد. هر کجا اولی الالباب را آورده است یعنی مطلب خیلی بالا است. یکی همین است که «الَّذينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى‏ جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ في‏ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْض‏» (آل عمران/191) چرا می گویند تفکر از جهت ثواب معادل یک سال و بعضی جاها معادل هفتاد سال عبادت است. حضرت امام می گوید در درس اخلاق خود آقای اشتهاردی نقل می کردند مراتب فکر مختلف است. بعضی فکرها آن قدر انسان را بالا می آورد، آن قدر حال معنوی به انسان می دهد، آن قدر زبان، زبان نجوا با خدا را می دهد، آن قدر نزدیک می کند که می شود «وَ قَرَّبْناهُ نَجِيًّا» (مریم/52). حالا بحث ما در این است که در چنین حالاتی که خلوتی پیدا کرده است زنگ دل را دارد از بین می برد، ذائقه او عوض می شود در چنین جاهایی شب جای شکایت هم هست. خدا موضع کل شکوی است. انتهای هر شکایتی به خدا می رسد. چون همه چیز دست خدا است. آن جا می گوید خدا روزها گذشت، هفته ها گذشت، ماه ها گذشت اما من اشک چشمی نداشتم. آن جا چه قدر خوب است که با تعبیرات امام سجاد با خدا حرف بزند که اشکو الیک عینا، گاهی می گوید اشکو الیک قلباً. قلبی که رین دارد. دقیقاً رین را آورده است. بعضی ها جاها می گوید اشکو الیک عینا عَنِ الْبُكَاءِ مِنْ خَوْفِكَ جَامِدَة، این چه چشمی است که من دارم. وَ إِلَى مَا يَسُوؤُهَا طَامِحَة، چیزهایی که از آن خوشش می آید برای آنها خیلی راغب است که آنها را نگاه کند. اما اشکی که از خوف خدا ریخته شود در یک مجموعه، در یک شهر می تواند آتش شر را خاموش کند. این قطره اشک را خدا آن قدر دوست دارد. خلاصه شب انا جلیس من جالس، یا له من مقام ما اسناه. این چه مقام بزرگی است که خدا می خواهد که من می خواهم همنشین داشته باشم ثلث شب که می رسد خدا به آسمان دنیا می آید اینها معنا دارد. آن وقت می گوید هل من سائل، هل من مستغفر، هل من جلیس،
شریعتی: در اوج لطافت یک غربتی هم در آن هست. یعنی این خطاب خدا یک غربتی هم در آن هست.
حجت الاسلام عاملی: یک همکاری داشتیم خیلی مباحث عرفانی را علاقه داشت، از دنیا رفتند. ایشان به من فرمودند به این حدیث که رسیدم دل من به حال خدا سوخت. می گفت در حدیث قدسی است که من آن قدر به بنده خود پرداخت می کنم که انگار غیر از این بنده، بنده دیگری ندارم. و بنده هم چنان من را فراموش می کند که انگار غیر از من همه چیز هست. نماز شب در همین رفع رین که باعث می شود که شما روز خوب کار کنید. آقای پهلوانی می گفت شب اگر نماز نخوانید روز اشتباهات شما بیشتر می شود. ایشان شخصاً این جمله را به من می گفت. در روایت است که نماز شب صورت انسان را نورانی می کند. این اشاره به رفع رین است. آقای پهلوانی می گفتند که مراد از این که صورت را نورانی می کند، این صرفاً صورت ظاهری نیست. امام رضا این روایت را از امام سجاد نقل کرده است که از امام سجاد سوال کردند که مَا بَالُ الْمُتَهَجِّدِينَ بِاللَّيْلِ مِنْ أَحْسَنِ النَّاسِ وَجْها، چرا نماز شب خوان ها همیشه قیافه های نورانی دارند؟ امام فرمود لِأَنَّهُمْ خَلُّوا بِرَبِّهِم‏، این نتیجه خلوت با خدا است. فَكَسَاهُمُ اللَّهُ مِنْ نُورِه‏، خدا یک لباسی به اینها داده است جنس آن از جنس نور خدا است. درباره امام زمان هم می خوانیم غَشَّاهُ مِنْ نُورِ الْجَبَّار،  تَوَّجَهَ اللَّهُ بِتَاج‏ الودار. یعنی لباس امام زمان غَشَّاهُ مِنْ نُورِ الْجَبَّار، لباس او لباس خود خدا است. نور خدا است.
شریعتی: حریری از نور رحمت خدا است.
حجت الاسلام عاملی: خدا حضرت آیت الله پهلوانی را رحمت کند. این جا که می رسید می فرمود صرفاً نورانیت ظاهر نیست. یعنی نورانیت قلب آنها است که تاریکی ها از بین می رود و قلب، قلب می شود. آن که قلب را درست کردند که خدای متعال گاهی می گوید اقوم مقام عقله، بنده که به من نزدیک شود به جای عقل او می نشینم. و گاهی می گوید اللَّهُمَّ انّى‏ أَسْئَلُكَ ايماناً تُباشِرُ بِهِ قَلْبى‏، خود بیا در قلب من بنشین. خدا صحبت کند، خدا نگاه کند، خدا تصمیم بگیرد. اراده، اراده خدا باشد. تدبیر، تدبیر خدا باشد. این نماز شب این نورانیتی که این جا است آن را دارد اشاره می کند. یکی از برکات نماز شب هم تقویت روحی است. یعنی روح انسان که در محاذات حضرت حق که قرار بگیرد قدرت روحی پیدا می کند. قدرت روحی صیانت می آورد. «يَكادُ سَنا بَرْقِهِ يَذْهَبُ بِالْأَبْصار» (نور/43) در زندگی روزمره دنیا از یک جا چشمک می زند. اگر کسی ساخته و پرداخته نباشد خود را در نگاه دیگران جستجو کند، در قضاوت دیگران جستجو کند یا مهار قوای نفس دست او نباشد و قوای نفس یک طوفانی درست کند این چه طور باید خود را کنترل کند؟ جامعه جنگل می شود. از هر چیزی واجب تر در جامعه دو چیز است. یعلمهم و یزکیهم. یعلمهم یعنی چیزهایی که نمی داند بداند، که یتیم است. معنی اشک چشم یتیم را بداند. بفهمد که بیت المال ارامل و ایتام دارد. بیچاره ها دارد. بیت المال حق عموم است. روز قیامت از یک ملت نمی شود حلیت گرفت. بداند. بعضی ها می دانند اما قدرت مهار ندارند. یزکیهم برای آنها است. یک قدرتی دارد که بتواند از ثروت ها بگذرد. یک دروغ، یک ثروت عظیم. یک تقلب، این همه پرونده در دادگاه. یک طرف آن باطل است، نمی داند باطل است. این قدرت روحی را جامعه اگر درست نکند صرفاً با سیستم حقوقی، با نیروی انتظامی، درست نمی شود. آن خویشتن داری باید اتفاق بیفتد. کف نفس، واهمه قدسی، خلاف ها اندر خلوت خانه است. خیلی وقت ها می تواند خلافی کند که هیچ سندی هم نگذارد. کار ما همین است. به ما مراجعه می کنند آنها که به بن بست می رسند دفاتر ائمه جمعه می روند. من می بینم چنان طرف را گرفتار کرده است با ربا، «يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَس‏» (بقره/275). رسول خدا فرمودند من دیدم بعضی ها شکم آنها کل بیوت، سر معمولی است، شکم او مثل یک خانه است. اما شکم او از شیشه است، پشت شیشه دیده می شود همه حیوانات سمی گفتم یا جلیل من هولاء، اینها چه کسانی هستند این طور وحشتناک؟ گفت هولاء اکلت الربا، کسانی هستند که ربا گرفتند و خانه مردم را خانه خراب کردند. سفته گرفته است، دائم اضافه، دائم اضافه. کف نفس نباشد، قدرت روحی در انسان ها نباشد، طبیعی است که نمی توانند از اینها بگذرند. قدرت روحی در شب است. «إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قيلا» (مزمل/6) و لذا پیامبر ما که می خواهد مسئولیت بسیار سنگینی را بر عهده بگیرد اول نماز شب، بعد مسئولیت. «يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ * قُمِ اللَّيْلَ إِلاَّ قَليلا» تا آخر، بعد می گوید «إِنَّا سَنُلْقي‏ عَلَيْكَ قَوْلاً ثَقيلا» (مزمل/5) چرا نماز شب بر پیامبر واجب است؟ به خاطر مسئولیت بسیار سنگین او است. چون باید تحمل او بالا باشد، قدرت روحی، اراده، اراده این دنیا، اراده آخرت است. «وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولى‏ فَلَوْ لا تَذَكَّرُون‏» (واقعه/62) دنیا را می بینید آخرت را چرا نمی بینید خدا در قرآن می گوید. می گوید آخرت محصول همین دنیا است. ملکوت این دنیا است. اراده دارید آن جا هم قرار دادیم. علامه طباطبایی می گفت دنیا، دنیای معامله هست ما هر لحظه داریم معامله می کنیم. ما با مردم چه کار داریم؟ این حریت را تا پیدا نکنید که مردم بله بگویند، نه بگویند یا بپذیرند، نپذیرند، ما تابع رد و قبول عامه شویم، عامه از کجا رد و قبول خود را گرفتند؟ روزگار این جوری آمده است. روزگار را چه کسی این جوری آورده است؟ ما باید حریت داشته باشیم. آداب ساز باشیم، نه این که آداب غلطی که تزریق می کنند ... حضرت فرمود و لا تکن عن مع، عن مع نباش، که بگویید انی معک، انی معک، هر کس آمد بگویید انی معک، من با تو همراه هستم. عقلانیت موج بزند در تصمیمات ما، در رفتارهای اجتماعی ما. این تقویت روحی را در روایت هم گفتند که ثلاث من الروح، سه چیز برای انسان راحتی می آورد و روح انسان را تقویت می کند. خُذُوا مِنْ أَجْسَادِكُمْ فَجُودُوا بِهَا عَلَى أَنْفُسِكُمْ، از جسم خود بردارید و به روح خود بگذارید. یکی از آنها نماز شب است. نماز شب این طور نیست که این طرف رفت، شما هم این طرف رفتید. همچنان که گناه این جور نیست. ثلاث من الروح، سه چیز راحتی روح برای انسان می آورد، اگر آرامش می خواهیم، لذت می خواهیم، در ما فی الذمه خود رو سفید باشیم. چه قدر خوب است که انسان کاری کند که لذت هایی که شأن این لذت ها بالا است، پول خود را راکد نگذاشته است، آمده است کارخانه زده است 700 نفر سر برج که حقوق می گیرند 700 سفره را آباد کرده است. می گفت لذت من همین است. من می توانستم پول را یک جایی بگذارم که ریسک نداشته باشد. تلاطم بازار نداشته باشد. بیمه نداشته باشد، دردسر نداشته باشد. اما لذت من این است که واسطه اراده خدا شدم. خدا با دست من اراده خود را اجرا می کند. مجری اراده خدا شدم. خدا فرموده است آنهایی که طلا و نقره را کنز می کنند روز قیامت اینها را داغ می کنیم و به بدن آنها می گذاریم. آن زمان جنس پول از طلا و نقره بود. یعنی شما طلا و نقره را بردارید و جای آن پول بگذارید. آنهایی که پول را کنز می کنند، می خوابانند، راکد می کنند، یا در بانک، یا در زمین، یا در خانه یا در جایی چیز اضافه می خرند و می گذارند در جامعه نمی آورند، چون خدا به پول گفته است قیام مایه قوام است، یکی هم به کعبه قیام گفته است. می گوید من با اینها کار دارم. ثلاث من الروح، یکی اطعام الطعام است، گرسنه ای سیر شود. یکی صلاۀ اللیل و الناس نیام، مردم خوابیدند اما این نخوابیده است. «تَتَجافى‏ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِع‏» (سجده/16) من یک وقتی در جبهه بودم یک عزیز سربازی به من می گفت، می گفت حاج آقا صبح که ما را بیدار می کنید خیلی سخت است. شب ساعت دوازده که بیدار می شوم می بینم شب ساعت دوازده است آن قدر خوشحال می شوم. خدا سختی آن را فهمیده است گفته است «تَتَجافى‏ جُنُوبُهُمْ» (سجده/16) دو تا تاء در زبان عربی یک جا جمع شوند تدریج را می رسانند. تتجافی یعنی کم کم خود را از رختخواب بکند. صلاۀ اللیل و الناس نیام و لقاء الاخوان یعنی از جامعه بریده نشود برادران دینی با هم که بیایند و بنشینند این موجب نشاط روحی است. آن نشاط روحی را دین مشتری است. حالا وقتی که قدرت روحی پیدا شد اولاً در جامعه خیانت نمی کند، اضطراب پیدا نمی کند و خوف از آینده پیدا نمی کند. بیقرار نمی شود.
شریعتی: و مهم تر از همه در این شلوغ و پلوغی ها گم نمی شود.
حجت الاسلام عاملی: مثل دعای سمات می گوید این را آقای اشتهاردی خیلی می خواندند. الحمدلله الذی ارزقنی فی مهد امنه و امان، حمد خدایی که من را در گهواره امن خوابانده است قرار داده است. یعنی وقتی به مبدأ اعلی متصل شدید دیگر ترس ندارید. خدا دو تا مثال می زند می گوید امنیت مال کافر است یا مال مؤمن است؟ آن که اعتقاد او این است که یک اراده حکیمانه مؤثر است یا بگوید این آقا مؤثر است، پول مؤثر است، جا مؤثر است، این که تملق کنم مؤثر است، فلانی من را بپذیرد مؤثر است. کدام یک؟ «أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّار» (یوسف/39) خدا می گوید «فَأَيُّ الْفَريقَيْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْن‏» (انعام/81) این دو فرقه کدام شایسته امنیت است؟ «الَّذينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْن‏» (انعام/82) کسی که ایمان دارد و به ظلم آلوده نشده است همیشه در امنیت است. هیچ اضطرابی، هیچ اضطراری ندارد. ترس باشد آدم می کشد، ترس باشد حق مردم را می خورد. از فقر می ترسد، ارثیه را می خورد. از فقر می ترسد رژیم می گیرد. سید جمال الدین اسدآبادی یک مجله دارد آن جا نوشته است العروۀ الوثقی در پاریس چاپ می کرد، آن جا یک مقاله ای دارد می گوید اگر ترس حل شود همه چیز حل شده است. آن وقت «إِنَّ الْمُتَّقينَ في‏ مَقامٍ أَمين‏» (دخان/51) تقوا باشد مقام، مقام امین است در همین دنیا. کسی که در این دنیا قدرت روحی ندارد، پاهای او لرزید، وقتی یک زمینه ارضای جنسی حرام برای او پیدا شد یا بتواند نقد پنهانی به بیت المال بزند، تمول پنهان، تمکن پنهان برای او پیدا شود پای او لرزان، زانوی او لرزید، روز قیامت هم می آید اما روی زانو. «وَ نَذَرُ الظَّالِمينَ فيها جِثِيًّا» (مریم/72) جثیا یعنی روی زانو. تو که نتوانستی مقاومت کنی به زانو در آمدی در این جا هم به زانو محشور می شوید.
شریعتی: خیلی ممنون و متشکر هستم. ان شاءالله که خداوند متعال لذت مناجات با خود را در دل شب به تک تک ما بچشاند و آنهایی که توفیق دارند حتماً برای ما، برای مردم عزیز و نازنین ما خاصه آنهایی که التماس دعای ویژه گفتند حتماً دعا کنند. با توجه به این که در ایام فاطمیه هستیم من یک کتاب خدمت دوستان معرفی کنم. سیره فاطمی، جناب حاج آقای محمد جواد مروجی طبسی این کتاب را نوشتند. آیات را بشنویم با دل و جان و برگردیم ان شاءالله در ادامه برنامه و در لحظات پایانی با شما و در محضر حاج آقای حجت الاسلام عاملی عزیز هستیم. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. صفحه161قرآن کریم
شریعتی: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. ان شاءالله حال دل شما خوب باشد و ان شاءالله بهترین ها برای تک تک شما رقم بخورد، خوشحال هستیم که در آخرین روز هفته، در پنج شنبه همراه شما هستیم، در کنار شما و حاج آقای حجت الاسلام عاملی عزیز اشاره قرآنی را بفرمایند و ان شاءالله دعا کنند و خداحافظی کنیم.
حجت الاسلام عاملی: بسم الله الرحمن الرحیم. در حادثه واقعه قصه حضرت لوط، حضرت لوط به صورت برهانی کاملاً صحبت می کند آنها به جایی از انحطاط رسیدند که مشتری برهان نیستند. بدترین وضعیت جامعه این است که حاضر نشود در برابر برهان بلکه برهان را مسخره هم بکند. این خیلی وحشتناک است. می گوید وَ ما كانَ جَوابَ قَوْمِهِ إِلاَّ أَنْ قالُوا أَخْرِجُوهُمْ مِنْ قَرْيَتِكُمْ می گوید اینها را از شهر بیرون کنید. چرا؟ إِنَّهُمْ أُناسٌ يَتَطَهَّرُونَ اینها از پاکی، از عفت، از طهارت دارد صحبت می کند، یعنی ببینید جامعه چه قدر گاهی ساقط می شود که منکر معروف می شود و معروف منکر می شود. که پیامبر ما خبر داده است. جای همه چیز عوض می شود. گفتند یا رسول الله چنین چیزی می شود؟ گفت بدتر از این هم می شود که به جای این که به معروف امر کنند به منکر امر می کنند، به جای این که از منکر نهی کنند از معروف نهی می کنند. و پیامبر ما فرمود جامعه به یک نقطه ای می رسد که تنها چیزی که گفته می شود می گویند که ای کاش این کار را سر راه نمی کرد می رفت پشت دیوار این کار را می کرد. تا این قدر جامعه سقوط می کند. یعنی اگر جلوی آلودگی ها در اول کار گرفته نشود رفته رفته انسان «خافِضَةٌ رافِعَة» (واقعه/3) می شود. یعنی جای خوب و بد عوض می شود. انحطاط انسان به جایی می رسد که جذابیت حرام، حرام بیشتر است یا حلال؟ وقتی حرام که بیشتر است ارضا نکند حلال که کم است چه طور ارضا می کند. این مربوط به قصه حضرت لوط است خدا یک هشداری به بشر می دهد که ممکن است به این نقطه برسید دیگر برای جامعه هیچ امیدی نیست که برهان را زیر پای خود بگذارد و آلودگی برای او خیلی ارزش داشته باشد تا تمیزی، پاکی، طهارت، عفت. به جای این که از عفت خوشش بیاید از بی عفتی خوشش بیاید. یک دموکراسی عواطف درست کنند بگویند که خانم ها را به عفیف و غیر عفیف نمی توان تقسیم کرد. همه عفیف هستند. اولا خدا این جا با کار آنها مخالف است چون موجب استغناء الرجال عن النساء می شود و این موجب انقطاع نسل است. و لذا مخالفت با این کار آنها دفاع از حقوق زن است. خدا چند جور از حقوق زن ها دفاع کرده است یکی از آنها همین است. حرف حضرت لوط هم که کاملاً برهانی است. برهان را مسخره می کنند. این اهانت به برهان، اهانت به علم است. متأسفانه اندیشه لیبرالیسم جدید می گوید که لیبرالیسم رهایی از تمام قید هست حتی قید فکر. حتی قید عقل. حتی قید برهان. این جمله تیشه به ریشه اخلاق است. شما اگر عقل را کنار بگذارید «وَ يَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذينَ لا يَعْقِلُون‏» (یونس/100) خدا می گوید اگر عقل نباشد رجس همه جا را می گیرد. اگر سوال کنید برهان نداشته باشد، مثلاً این بدن شما تمام خالکوبی است، برای چه این خالکوبی شده است؟ جواب ندارد سوال را مسخره می کند. این لباس پاره پاره را پوشیدید این چه پیامی دارد؟ چه حسنی دارد؟ آن وقت سوال را می آید مسخره می کند. این خیلی وحشتناک است. انسان مفتور به خضوع در برابر برهان است. ولی گاهی این قدر فطرت او تغییر داده می شود که دیگر از برهان خوشش نمی آید. هوا و هوس عقل را خاموش می کند. إنارة العقل مكسوف بطوع الهوى‏، یک جمله بسیار نفیسی است که وقتی دنبال هوا و هوس انسان برود چراغ عقل خاموش می شود. تاریکی مطلق. در تاریکی شما هیچ چیز را نمی توانید پیدا کنید در رأس آن خود را نمی توانید پیدا کنید. امیرالمؤمنین می فرماید عَجِبْتُ لِمَنْ يَنْشُدُ ضَالَّتَهُ وَ قَدْ أَضَلَّ نَفْسَهُ فَلَا يَطْلُبُهَا، تعجب می کنم بعضی ها دنبال گمشده هستند در حالی که خود را گم کرده است. دنبال خود نیست. این جا الان دارد دعوا می کند می گوید اخرجوهم، حضرت لوط دیگر با اینها چه کار کند؟ سید جمال الدین اسدآبادی هم از ایران خارج کردند، عریانش کردند، خارجش کردند و گفتند سید یک مرد قانونی است. اگر مرد قانونی باشد خوب است یا بد است؟ ذائقه که عوض شود از قانون بدش می آید، از طهارت بدش می آید. از مسجد بدش می آید. از روحانیت بدش می آید، از حجاب بدش می آید. «أَ فَمَنْ يَمْشي‏ مُكِبًّا عَلى‏ وَجْهِهِ أَهْدى‏ أَمَّنْ يَمْشي‏ سَوِيًّا عَلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيم‏» (ملک/22) خدا می گوید کسی که وارونه راه می رود آن هدایت یافته تر است یا کسی که مستقیم و قام است. وقتی انسان وارونه شود آن پایین عقل است. بعد شکم است، بعد شهوت. یعنی عقل مختومه شود.
شریعتی: خدا نیاورد آن روزی که ذائقه جامعه عوض شود.
حجت الاسلام عاملی: آن از بمب اتمی بدتر است. در آخرت هم چنین افرادی را خدا بخواهد محشر بیاورد وقتی که معکوس است نه چشم دارد، نه گوش دارد، خدا هم می گوید «وَ نَحْشُرُهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَلى‏ وُجُوهِهِم‏» (اسراء/97) چون معکوس بوده است شخصیت او معکوس بوده است «وَ نَحْشُرُهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَلى‏ وُجُوهِهِمْ عُمْياً وَ بُكْماً وَ صُمًّا» (اسراء/97) حضرت ابراهیم شفاعت کرد. به ملائکه که آمدند شهر را زیر و رو کنند شهری که عوضی باشد زیر و رو می شود چه ملائکه بیاید، چه ملائکه نیاید، آن زمان ملائکه آمد زیر و رو کرد. حضرت ابراهیم شفاعت کرد خدا چند جا شفاعت پیامبرها را رد کرده است. سه جا را من می دانم. یکی این جا است، یکی هم حضرت نوح که شفاعت پسر خود را کرد. خدا گفت «وَ لا تُخاطِبْني‏ فِي الَّذينَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُون‏» (هود/37) این جا هم حضرت اعلام شفاعت کرد. خدا شفاعت او را رد کرد. خیلی جالب با فرشته ها حرف زد. گفت اگر صد نفر مؤمن باشد زیر و رو می کنید، گفتند نه. گفت اگر پنجاه نفر باشد زیر و رو می کنید؟ گفتند نه. گفت یک نفر داخل شهر مؤمن باشد زیر و رو می کنید؟ گفتند نه. ارزش ایمان در نزد خدا خیلی بزرگ است. فرد مؤمن بر ذمه همه انسان ها حق دارد. یک نفر مؤمن باشد این کار را نمی کنیم. گفت «إِنَّ فيها لُوطا» (عنکبوت/32) گفتند اگر یک نفر این جا باشد زیر و رو نمی کنید که لوط این جا است. گفت لوط را اول بیرون می کنیم بعد زیر و رو می کنیم.
شریعتی: خیلی از شما ممنون و متشکر هستم.