اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

1401-09-24-حجت الاسلام والمسلمین عاملی-مباحثی پیرامون نماز شب

شریعتی: بسم الله الرحمن الرحیم. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. سلام می-کنم خدمت عزیزانم، خانم ها و آقایان در هر کجا که هستید ان شاءالله قادر متعال پشت و پناه شما باشد و ان شاءالله بهترین ها نصیب شما. تن شما سالم باشد، دل شما شاد باشد، قلب شما ان شاءالله سلیم باشد.

حجت الاسلام عاملی: تشکر دارم از حضرتعالی و همکاران محترم و مکرم شما و صدا و سیما که این توفیق را درست کردند که ما با کلمات حضرات معصومین، با آیات قرآن، عرض ادب کنیم به ساحت منیع ملت بزرگ خودمان و عزیزانی که از کشورهای دیگر گوش می دهند و از خدای مهربان مهربانی، عطوفت، ایثار، فداکاری، اینکه ما یک خانواده واحد را در کشورمان تشکیل می دهیم، بتوانیم حق اخوت، حق از یک خانواده بودن، الخلق کله عیاله، این یک تأسیس بسیار بزرگی از پیغمبر ما است. تازه های پیغمبر ما یکی همین است. این باید در دنیا تأسیس شود که پیغمبر ما فرمود: انسان ها یک خانواده را تشکیل می دهند. یعنی من با یهودی برادر هستم، یهودی با من برادر است، من با مسیحی برادر هستم و آنها را برادر خطاب کرده است. ما هم در کشور خودمان یک خانواده را تشکیل می دهیم. از خدای متعال می خواهیم که با عنایات خاصه عزت و اقتدار و اعتلای این خانواده را روزافزون بفرماید.
شریعتی: ما یک بحثی را با حاج آقا راجع به نماز شب شروع کردیم نکته هایی را هم شنیدیم. بحث ناتمام ماند و هفته قبل هم که سالروز شهادت حضرت زهرا (س) بود نرسیدیم و ان شاءالله امروز خدمت شما هستیم و بحث شما را خواهیم شنید.
حجت الاسلام عاملی:
بسم الله الرحمن الرحیم. کلمه نماز شب که می گوییم در شب آنی که از کلمه شب به ذهن خطور می کند تاریکی است ولی این شب اسراری را دارد در اندرون خودش و خدای متعال قرآن را در شب نازل کرده است «وَ إِذْ واعَدْنا مُوسى‏ أَرْبَعينَ لَيْلَة» آن هم در شب بوده است، معراج در شب بوده است. و ظاهر شب تاریک است اما باطن آن انفجار نور است. امیرالمؤمنین فرمود: «وَ كَانَ لَيْلُهُمْ فِي دُنْيَاهُمْ نَهَاراً» لیل برای همه کس تاریک نیست بلکه برای آنهایی که ساخته و پرداخته هستند، محرمیتی برای خدا پیدا کرده اند، زبان خدا را پیدا کرده اند چون زبان خدا عربی نیست. ای بسا دو تورک چون بیگانگان، ای بسا هندو و تورک با هم همز بان، پس زبان همدلی خود دیگر است، همدلی از همزبانی بهتر است.
شریعتی: زبان، زبان دل است.
حجت الاسلام عاملی: آن وقت، وقتی خدا می گوید اللیل لی، معلوم می شود که شب در تسهیل کمالات حسابی دیگر دارد. این جمله را بارها حضرت آیت الله اشتهاردی برای ما تکرار می-کرد. می گفت: شب در تسهیل کمالات حسابی دیگر دارد و آقای انصاری شیرازی که از اعاجیب عرفای معاصر بود، از استثنایی ها، ایشان می گفت که آب حیات در تاریکی شب است. اصلاً اول باید وارد شد به حقیقت نماز که در محاذات ذات احدیت قرار گرفتن است. هر چه هست اینجا است. جای دیگر خبری نیست. اگر یک کسی می خواهد که یک روزنه ای پیدا کند، یک شاهراهی پیدا بکند، از چاه بیاید بیرون که این جهان چاهیست بس تاریک و تنگ، هست بیرون عالمی بی بو و رنج. اگر می خواهد یک راهی پیدا کند همین جا است. یعنی در محاذات ذات لایتناها قرار گرفتن و استضائه کردن. از ضاء، نور این مرجع نور بهره مند شدن که امیرالمؤمنین فرمود: من قلعه خیبر را برداشتم، بنفس بنور ربها مستضیئه. بنفسی. به جسد نبود. به حرکت جسدیه بقوة جسدیه علی حرکة قضائیه نبود. نماز کانون قدرت است. آن وقت نماز یک خصوصیتی دارد که آتش خاموش کن است. اطراف ما، ما هر لحظه یک آتش هایی را درست می کنیم بدتر از آتش اخدود که «وَ السَّماءِ ذاتِ الْبُرُوجِ وَ الْيَوْمِ الْمَوْعُود وَ شاهِدٍ وَ مَشْهُود قُتِلَ أَصْحابُ الْأُخْدُودِ النَّارِ ذاتِ الْوَقُود» آنها یکبار آتش می انداختند و می سوخت و تمام می شد. اما الآن انسان یک کارهایی می تواند بکند که یک عمر حیات اجتماعی انسان ها را از دستش بگیرد، یک عمر در آتش بسوزند. یعنی اگر چانه انسان را عقل نچکاند در این دنیا، نمی تواند سالم خارج شود و ملائکه تعجب می کنند از کسی که سالم از این دنیا خارج شود. یک کلمه از زبان شما بیرون می آید، یکهو متوجه می شوی که ای وای، من این را نباید می گفتم. این تنقیص یک کسی بود ولی رفت یک نفر به ده نفر، ده نفر به صد نفر، صد نفر به هزار نفر منتشر شد. ای خدا، ای خدا، ای خدا. تبدیل شد به هزاران غیبت و تهمت و بهتان و افترا «وَ تَحْسَبُونَهُ هَيِّناً وَ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَظيم» خدا می گوید که شما تهمت و افترا را آسان حساب می کنید. «لَتُسْئَلُنَّ عَمَّا كُنْتُمْ تَفْتَرُون» خدا قسم خورده است که من از افترا سؤال خواهم کرد. در کجا خدا سؤال نمی-کند؟ قسم نمی خورد؟ اما اینجا قسم خورده است که از این افتراها سؤال خواهم کرد. و خدا می گوید حق من در ذمه شما این است که چیزی را که اطلاع ندارید نگویید و چیزی را که یقین دارید، آن را بگویید. خدا رحمت کند آقای بهجت را، همیشه کسانی که می خواستند به تبلیغ بروند می گفت که به یقینیات اکتفا کنید. یک آقایی آمده بود دستورالعمل بگیرد که می خواهم بروم تبلیغ، گفته بود که تو را به خدا می سپارم، خدا را هم به تو می سپارم. یعنی دین خدا را به تو می سپارم. مبادا در منبر نشسته ای بروی از طرف خدا داری صحبت می کنی «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ كَذِبا» این را بارها خدا تکرار کرده است. چه ظلمی بالاتر از این؟ یک حرفی از طرف خدا بزنی، از طرف دین بزنی که دین چنین حرفی را نزده است. این نماز می شود آتش-خاموش کن. در روایت هست وقت نماز که می شود، ندی داده می شود که قوموا إلی نیرانکم التی أوقدتموها علی ظهورکم فأطفئوها بصلاتکم. اگر کسی گوش داشته باشد این را می شنود. یک آقایی می گوید من از یکی از عرفا وقت صبح بود پرسیدم که آیا فجر شده است، گفت مگر نمی بنیی که معقبات، ملائکه شب، ملائکه روز، اینها می روند، آنها برمی گردند. مگر نمی بینی؟
شریعتی: دینی است ولی چشم آن برای ما نیست.
حجت الاسلام عاملی: آنی که «أَعْيُنُهُمْ في‏ غِطاءٍ عَنْ ذِكْري‏» خدا می گوید بعضی چشم ها غطاء دارد، نمی بنید یعنی حجاب دارد. بعضی ها حجاب ندارند. شامه بعضی ها انقدر قوی است که از هشت فرسخی جناب یعقوب فهمید که «إِنِّي لَأَجِدُ ريحَ يُوسُفَ لَوْ لا أَنْ تُفَنِّدُون»‏ یعنی خدا این قابلیت را داده که شامه شما آن طوری باشد، چشم شما طوری باشد که رسول خدا فرمود: صف نماز جماعت را درست کنید، من جلو را که نگاه می کنم، پشت سر خودم را می بینم. به امیرالمؤمنین فرمود: آنچه را که من می بینم تو می بینی، آنچه را که من می شنوم تو می شنوی. اگر این مسموعات و مرعیات ظاهری را بگوید که این فضیلت نیست. این را تمام اصحاب می-دیدند. معلوم می شود عوالمی در اطراف ما هست. ظهر ندی داده می شود چرا 5 بار ما باید روزانه نماز بخوانیم؟ حضرت فرمود مثل یک نهری است که از جلوی خانه شما رد می شود که شما در آنجا روح خودتان را شست وشو می کنید. «الحمام یوم یوم لا یروث صحه». حضرت فرمود دو روز یکبار به حمام بروید. این صحت و عافیت برای شما می آورد. اما روح اینطوری نیست.
شریعتی: روزی 5 بار.
حجت الاسلام عاملی: بله. آنقدر زنگار است کارهایی که ما انجام می دهیم، دیگر امکان سعود را از ما می گیرد چون همه روز از لگدکوب به خیال و زیان و سود و از خوف زوال، نی صفا می-ماندش نی لطف و فر، نی به سوی آسمان راه صفر. این را نماز درست می کند. نماز آن خرابی-هایی که درست کردیم، خراب کردم، خراب کردم، خراب کردم. آقای مرعشی نجفی می گفت، گفتند رفتم محضر استادم ممقانی دیدم می زند به پای خودش می گوید خراب کردم، خراب کردم. یک قصه ای دارد اگر وقت شد یک روز عرض می کنم. آن وقت آن خرابی ها که درست شود، نماز می شود صعود، نماز می شود معراج. و آتشی که خاموش می کند، ما الآن در محاصره آتش هستیم. اما الآن که من صحبت می کنم همه در محاصره آتش هستیم. شما خیال می کنید که انسان کافر می رود جهنم؟ نه، جهنم می آید. جهنم الآن آمده است. جهنم الآن محاصره کرده است. «وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحيطَةٌ بِالْكافِرين‏». «إِنَّا أَعْتَدْنا لِلظَّالِمينَ ناراً أَحاطَ بِهِمْ سُرادِقُها» خدا می گوید هر کس ظالم باشد، در خانه ظالم باشد، در اداره ظالم باشد، خدای ناکرده رشوه بگیرد، خدای ناکرده بیت المال را نقد پنهانی بزند، تمکن پنهانی، تمول پنهانی پیدا بکند، می گوید ما برای آنها الآن سراپرده ای از آتش درست کردیم. یعنی چشمش را که ببندد یک وقت می بیند که همه جا آتش هست. یک کسی آمد محضر امام از یکی از اصحاب سقایت کرد. گفت او می آید پیش شما، منافق است. الآن در فلان جا حرف بدی پشت سر شما می زد. حضرت فرمود که نخیر، او می خواست جاسوس خلیفه را گمراه کند ولی تو سوء ظن کردی فردا چطور می خواهی جواب خدا را بدهی؟ این فرد تکان خورد گفت: استغفر الله ربی و اتوب علیه. حضرت فرمود: الآن خرجت من النار. یعنی الآن داخل آتش بودی. خدا می گوید: «وَ يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذاب». بعضی ها مسخره می کنند آیات قرآن را، نماز را، خدای ناکرده حجاب را. «وَ يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذاب‏». خدا دنبال آن می گوید که «وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحيطَةٌ بِالْكافِرين». عجله نکنید. الآن آتش شما را محاصره کرده است. یک لحظه که چشمش را می بندند، دنبال آیه را می خوانم «يَوْمَ يَغْشاهُمُ الْعَذابُ مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِم‏» ‏‏چشمش را که می بندد یا در رختخواب یا در بیمارستان، آن کسی که خیانت کرده است، ظلم کرده است، دلی شکسته است، اضایع حق کرده است، با حیثیت مردم بازی کرده است، آبرو ریخته است، بندگی خدا را نکرده است. ادب عبودیت را که ادب زندگی هست رعایت نکرده است. او یک وقت می بیند که چشمش را که ببندد، بالا آتش است. «يَوْمَ يَغْشاهُمُ الْعَذابُ مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِم‏» و خدا می گوید این را من درست نکردم. «وَ يَقُولُ» یعنی که می گوید؟ خود خدا می گوید. در جهنم یک طرف این است که خدا بگوید «يَقُولُ ذُوقُوا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُون‏»
شریعتی: بچشید.
حجت الاسلام عاملی: بله. این همان تجسم کارهایی است که کردید. از دروازه دنیا که خارج می شود می گویند: این همانی است که در دنیا، هذه اعمالکم ردت الیکم. یعنی اعمال خود شما است به طرف شما برگشته است اما بجوهرها و حقیقتها.
شریعتی: یعنی آتش، آتش اعمال و رفتار ما است.
حجت الاسلام عاملی: همینطور است. اما همینی که می گوید الآن برای شما احاطه کرده است، صدرای شیرازی می گوید من دو طلبه را دیده ام با هم صحبت می کردند، این از دهانش آتش خارج می شد، او که صحبت می کرد از دهانش آتش خاموش می شد. یعنی گاهی حرف های ما آتش درست کن است. اوضاع مثلاً خانواده ای را به هم می ریزد. و از دهان بیرون آمد، برنمی-گردد.
حالا از همه مهم تر، غیبت یک گناه است، استماع غیبت هفتاد گناه است. کسی که غیبت کرده یک کتک بخورد، کسی که گوش می دهد، 70 کتک دارد. اگر شما گوش نمی دادید، هیچی نمی-شد. کسی که خودش را آرایش کرده است، تو نگاه نکنی، این چطور می خواهد ه تبرج جاهلی بکند؟ شما باعث شدی. و لذا خدا در قرآن گوش دادن به دروغ را آنقدر سخت گرفته است. برای شما دو آیه می خوانم. یکی برخی از اهل کتاب را محکم توبیخ می کند، می گوید: سَمَّاعُونَ لِلْكَذِب. خدا می خواهد وقتی تنبیه کند، توبیخ کند، دستش را می گذارد. اینها چرا به دروغگویی افتادند؟ الآن نویسندگان عرب اسم امپراطوری رسانه ای غرب را گذاشته بودند امپراطوری دروغ. من اسم آن را گذاشتم بیت الکذب. یعنی در این مدت اخیر آنقدر دروغ گفتند. دروغ در دین ما خیلی سخت است. همه گناهان را جمع کردند در یک اتاق، کلید آن دروغ است. یعنی ادبیات دینی ما اصلاً با دروغ سازگا نیست بلکه ادبیات انسانی ما نباید با دروغ سازگار باشد. از طرف هر کسی باشد. از طرف یک انسان عادی، از طرف یک سیاست مدار، از طرف یک مدیر، از طرف هر کسی که باشد. یعنی انقدر باید در زندگی ما ترک دروغ قدسیت پیدا کند، آن وقت آیه دوم خیلی عجیب است. خدا می گوید ما هر وقت پیغمبر فرستادیم، در کنار آن یک شیاطین جن و انس شروع کردند حرف های خیلی جذاب، حرف های خیلی فریبنده، حرف هایی که مردم عادی می پسندند. چه حرف های خوبی. چون چهره باطل کریه هست، یک نقاب خوبی از حق باید برای خودش بزند تا مردم متنفر نشوند. آیه را نگاه کنید عجیب است. و کذلک. یعنی سنت ما همینطور است در کل تاریخ. «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطينَ الْإِنْسِ وَ الْجِن»‏ ‏ما انبیاء را که فرستادیم، همیشه کنار آنها شیاطینی از انس و جن بود. «يُوحي‏ بَعْضُهُمْ إِلى‏ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورا» دروغ های خیلی فریبنده را، اینها برای اینکه کار پیغمبر را باطل کنند، کنار آن منتشر می کردند. حرف هایی که مردم عادی خوش شان می آمد و پیغمبرها را گرفتار می کردند. خدا می-گوید اولاً «وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلُوه» من اگر بخواهم در یک لحظه ریشه این حرف های باطل را قطع می کنم. اما این کار را نمی کنم. چون من باید «فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبين» اصلاً دار، دار امتحان هست. از آن روز اول که نطفه بسته شد، از همان لحظه که تکون درست می شود می خواهد به دنیا بیاید، از همان لحظه، «إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَليهِ» ‏‏امتحان از همان لحظه شروع می شود یعنی ما هر لحظه ورقه امتحانی داریم پر می کنیم. در یکی از جنگ ها خدا می گوید: «وَ لَوْ يَشاءُ اللَّهُ لاَنْتَصَرَ مِنْهُم» من اگر بخواهم در یک لحظه شما را غالب می کنم. در جنگ بدر، در جنگ حنیف، در جنگ احد. اصلاً نمی گذارم آنها تکان بخورند. دست من، بیده ناصیة کل شیء، بیده ملکوت کل شیء، والله من ورائهم محیط. اما چرا این کار را نکردم؟ من باید قانون تمییز را اجرا کنم. «لِيَميزَ اللَّهُ الْخَبيثَ مِنَ الطَّيِّب».
شریعتی: چون باید جدا شویم.
حجت الاسلام عاملی: احسنت. و این سخت ترین سنت خدا و بزرگترین مدرسه خدا است. الآن امروز شما هر حادثه ای که اتفاق ببیفتد، نگاه شما این باشد که در قبال این امتحان، در قبال این حادثه شما امتحان می شوید. یعنی یک وظیفه انسانی دارید، یک وظیفه عاطفی دارید، مثلاً جامعه در فقر گرفتار شده است. اینطور نیست که شما راحت بگیرید بخوابید. در روایت هست آنی که برای تو اضافه هست به مستحق بدید. این غضب رب را خاموش می کند. ممکن است بچه تو قرار بود مبتلا شود به یک حادثه، به یک بیماری صعب العلاج، رد شد. اصلاً در روایت هست که زمین ورز محشر آتش است مگر کسی که صدقه داده است. تو رحم می کنی، به تو رحم می-کنند. «وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقين غَيْرَ بَعيد» خدا می گوید بهشت برای شما خیلی نزدیک است. من می گویم برای پولدارها خیلی نزدیک است. کسی که از دنیا می رود اول حرفی که می زند می-گوید خدایا من را به مالم برگردان. دو آیه است. «لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فيما تَرَكْت‏‏» به مالم برگردان. ثروت عظیمی مانده است، ساختمان و آسمان خراش ها رفته است اما سرمایه داشته است تجارت نکرده است مثلاً اینکه. دومی هم بعد از مرگ از خدا گلایه می کند. «ِّ لَوْ لا أَخَّرْتَني‏ إِلى‏ أَجَلٍ قَريبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَكُنْ مِنَ الصَّالِحين» چی می شد چند روز به من مهلت می دادی من با این اموالم دل به دست می آوردم. در روایت هست که یک طواف ثواب باشد نمی توانی حساب کنی اما اگر حاجت کسی را، گرفتاری کسی را برطرف کنی، حضرت فرمود: خير من طواف و طواف حتى عد عشرة. تا ده طواف شمرد. یعنی طواف در منزل شما هست. یعنی حج در شهر شما است. حالا این آیه عجیب است. می گوید که «يُوحي‏ بَعْضُهُمْ إِلى‏ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورا» حرف های فریبنده می گویند «وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلُوهُ» اگر خدا بخواهد این را از ریشه قطع می کنم که اینها نتوانند شیطنت های را بکنند. «فَذَرْهُمْ وَ ما يَفْتَرُون» بگذار این افتراهای خودشان را بزنند. حرف من اینجا است. امروز هر چه گفتم یک طرف، این یک طرف. «وَ لِتَصْغى‏ إِلَيْهِ أَفْئِدَةُ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَة»‏‏ این آدم هایی که این دروغ ها را می بافند به مردم می-گویند، از هر فرصتی یک دروغ درست می کنند، یک سوژه درست می کنند و قلب واقعیت می-کنند. اصلاً می دانید دروغ چرا گناه کبیره است، بزرگترین گناه است؟ چون واقع را غیرواقع نشان می دهد. در زندگی ما اگر واقع غیرواقع نشان داده شود، سنگ روی سنگ بند نمی شود. ما همیشه باید واقعیت را بگوییم. مخصوصاً با ملت خودمان همه چیز را شفاف ما باید مطرح کنیم. یک ذره یعنی آنقدر هیبت گناه نباشد بشکند در جامعه، در خانه، در سیاست. هیبت آن نشکند که اگر یک کسی یک دروغی گفت خود او استعفا بدهد کنار برود که من چرا به ملت خودم دروغ گفتم یا در منزل. یک ایرانی ازدواج کرده بود با یک خانمی در بالکان، رفته بودند تلویزیون خریده بودند، آن وقت این تلویزیون شکسته بود خانم در خانه بوده است. مرد ایرانی به بچه ها می گوید به خانم نگویید شکست، ناراحت می شود. من یک تلویزیون دیگر بخرم تا خانم ناراحت نشود. می آیند خانه از دهان بچه ها در می رود. نماینده ولی فقیه در بالکان می گفت که آمده بودند دفتر ما، خانم اصرار کامل داشت که من باید طلاق بگیرم چرا که این مردم به من دروغ گفته است. یک بار دروغ گفته است. این از مدرسه شروع شده است، از دبستان شروع شده است، از کودکی او شروع شده است. نظام آموزشی. اسم دولت را نمی آورم. یک دولت اروپایی. به او گفته اند انقدر مهاجر می گیری نمی ترسی؟ اینکه هر مهاجر مسلمان مثلاً می آیند کشور ما. برای آینده کشور نمی ترسی؟ نخست وزیر او که اسم او را بگویم همه می شناسند، گفته بود که نمی ترسم. گفته بودند چرا؟ گفت برای اینکه من یک آموزش و پرورشی دارم که این قدرت را دارد که در عرض چند سال تمام بچه های اینها را با فرهنگ کشور ما آشنا کند و در فرهنگ کشور ما ذوب شوند. حالا خدا می گوید: «وَ لِتَصْغى‏ إِلَيْه‏» گوش می دهد به این کانال ها. کی گوش می دهد؟ کمر می شکند اینجا. «أَفْئِدَةُ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ» آنهایی که ایمان به آخرت ندارند می روند این کانال ها، دروغ ها را می شنوند. یعنی کانالی که دروغ گفت، آن کانال اگر به خانه شما، به اتاق شما باز شود، بالاتر از این عقوبت ما سراغ ندارید که شدید «لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ» انقدر خدا سخت گیری کرده است که ما گوش ندهیم. به حرف باطل. اصلاً به هر چه شما گوش دادید، آن را عبادت کردید. این فقط در دین ما است. عبادت در مسجد نیست. به هر کس گوش دادی، او را عبادت می کنی. اگر از خدا صحبت می کند فقد عبد الله، اگر از شیطان صحبت می کند، اوصاف شیطان را خدا در قرآن گفته است. شیطان می گوید ‏چرا یقه من را چسبیدی؟ من وعده دادم شما را به اختلاف انداختم. در هر کس ایجاد اختلاف می کند. اختلاف قومی، اختلاف سیاسی، اختلاف مذهبی. اینها را درست می کند این نقش شیطان را ایفا می کند. روز قیامت در نقش شیطان محشور می شود. «وَ لِيَرْضَوْهُ» خدا می گوید بگذار دل اینها خوش باشد به این دروغ ها. «وَ لِيَقْتَرِفُوا ما هُمْ مُقْتَرِفُون‏» اینها وقتی به این دروغ ها گوش بدهند، دیگر در هر اعمال زشت و در هر گناهی اینها خورد می شوند. من برمی گردم اصل مطلب را می گویم. تمام عبادات حضرت آقا جنبه مکملیت نفس دارد. خدا احتیاج به عبادت ما ندارد. همین نماز را درست کنی، خودت را درست می کنی. یک تار مو اگر غضبی باشد، نمازت درست نیست. طهارتش را عرض کنم، مکانی که نباید غضبی باشد. چهار هزار حدود دارد. چه حق هایی را باید ادا کنی تا نماز، نماز شود. خدا چند چیز را به عنوان میزان معرفی کرده است. یکی نماز است. الصلاة میزان. هر چقدر نماز خواندی بیاور سهم خود را ببر. اگر نماز خواندی، هر چقدر نمازت نماز بوده است نماز خود را بیاور، میزان است. الصلاة میزان فمن وفی استوفی. همه جنبه مکملیت نفس دارد اما نقش نوافل خیلی عجیب است. چون نافل اراده جدی می خواهد. نافله معلوم می شود که این بی قرار هست. نافله نشان می دهد که این تشنه هست. نافله نشان می دهد که می گوید نشد، نشد، نشد.
شریعتی: نافله یعنی باز هم می خواهم، باز هم می خواهم.
حجت الاسلام عاملی: نافله ای که خدا واجب نکرده است اما نشان خوف و خشیت جدی است. و لذا در حدیث قدسی است که خدا می گوید با نافله بنده من بیشتر از فرائض به من نزدیک می شود. حتی طوری می شود که می شود چشم ببندم، می شود گوش ببندم، می شود دست ببندم. «كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ، وَ بَصَرَهُ الَّذِي يَبْصرُ بِهِ، وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا تا آخر». یعنی این اعضا و جوارحی که ما داریم یک اعضا و جوارح ظاهری است. یک اعضا و جوارح معنوی است. این ظاهری تا قلمروی حس کار می کند. قلمروی حس آخرش از دست می رود. انبیاء گفتند قلمروی حس را نرو، آخرش بسته است. آخر آن به بن بست می رسی. چنان مکن که اگر راه حس فروبندند، تو خویشتن همه یکباره کور و کر یابی. در بین نوافل هم نماز شب در رأس است. یعنی در سیر السلوک کمتر نافله ای مثل نماز شب در واردات قلبی انسان تأثیر دارد، در حالت روحی انسان نزدیک تر است. کمتر چیزی مثل نماز شب انسان را به بساط انس حضرت حق آنطوری که نماز شب نزدیک می کند، آن تأثیر را ندارد که نماز شب دارد. و از روایات معلوم می شود که مقامات بزرگ نتیجه نمار شب است. دیگر مقام محمود، بالاتر از مقام محمود؟ در فضیلت نماز شب همین بس که خدا به پیغمبر ما واجب کرده است. لطف خدا، فضل خدا به پیغمبر غیرقابل وصف است. «وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَ كانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظيما» نشان فضل عظیم او این است که نماز شب را آنقدر دوست داشته است که واجب کرده است. و نماز شب پبغمبر را هیچ یک از ما نمی توانیم بخوانیم. دو رکعت آن را می خواند، می خوابید، چشم او گرم می شد دوباره بلند می شد. آن وقت از آیه «وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى‏ أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُودا» معلوم می شود که مقامات بزرگ نماز شب است. و در مورد حضرت ابراهیم هم آمده است که برای ابراهیم به خاطر دو چیز مدال خولت گرفت. مدال خولت خدا گفت: «وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهيمَ خَليلا» یکی اطعام و طعام. یکه خوار نبود. خدا خیلی خوشش می آید که یکه-خوار نباشی. پیغمبر ما فرمود: بهترین سفره، سفره ای است که دست زیادی به آن برود. در خلوت شب، اسرار خودش را به صاحب اسرار عرضه بکند. نفس ناطقه به درجه ای برسد که روح راحتش در خرد و خوراک... رسی به دوست که بی خواب و خور شوی، خواب و خرت تو را ز مرتبه عشق دور ساخت، آنگه رسی به دوست که بی خواب و خور شوی. نماز شب از جسم برداشتن و روی روح گذاشتن است. «خُذُوا مِنْ أَجْسَادِكُمْ فَجُودُوا بِهَا عَلَى أَنْفُسِكُم»
شریعتی: از جسم خودت کم کنی به آن اضافه کنی.
حجت الاسلام عاملی: این در علم اخلاق غوغا می کند. اول از روزه صحبت می کند، اول از نماز شب صحبت می کند. امیرالمؤمنین در نهج البلاغه. بعد می گوید روزه گرفتن، نماز شب خواندن، «خُذُوا مِنْ أَجْسَادِكُمْ فَجُودُوا بِهَا عَلَى أَنْفُسِكُم» اگر می خواهی قدرت و روحیه ای پیدا کنی، از یک ستون بردارید روی روح خودتان بگذارید. «وَ لَا تَبْخَلُوا بِهَا عَنْهَا» وقتی قدرت روحی پیدا شد زمینه افاضه پیدا می شود. آخرین حرفم این باشد که مرحوم علامه می گوید من وقتی به نجف مشرف شدم، مرحوم آقای قاضی بزرگ، توصیه ای که ایشان به من کرد، گفت اگر خیر دنیا را می خواهی نماز شب، اگر خیر آخرت می خواهم نماز شب. خدا می توانست بگوید که چی چی می دهم. دست خدا که آسان است. می گوید بهترین مقام را می دهم. بهشت اینطوری می دهم، قصر را اینطوری می دهم. نگفت. عمداً گفت که صلاة علی النفس ما اخفی لهم. کلمه اخفی، کلمه خفاء، کلمه فلا تعلم نفس، همه اینها در قرآن مخصوص نماز شب است. ان شاءالله که از دست ندهیم و اگر از دست دادیم حتماً قضای آن را به جا بیاوریم.
شریعتی: ان شاءالله.
 صفحه 154، آیات 31 تا 37 سوره مبارکه اعراف.
اشاره قرآنی: بسم الله الرحمن الرحیم. خدای متعال فرموده است: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زينَةَ اللَّهِ الَّتي‏ أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ» چه کسی گفته که خدا حرام کرده است زینت را، تمیزی را، شیک پوشیدن را، استفاده از نعمت های خدا را. یکی از آیه های بسیار مهمی است که زیبایی چهره اسلام را نشان می دهد. این آیه به مسلمان ها اصلاً اجازه نمی دهد که شلخته زندگی کنند. اصلاً اجازه نمی دهد که مسلمان تفاخر کند. تفاقر یعنی اظهار فقر. فرموده است من تفاقر افتقر. اگر کسی اظهار فقر بکند، فقیر هم نباشد فقیر می شود. بلکه دستور است و تجمل فی فاقة. اگر به فقر هم افتادی، با زور و فشار هم که شده خودت را شیک نشان بده. اصلاً کسی متوجه نشود که اوضاع مالی تو خراب است. یک کسی رفته بود محضر آقای آ سید احمد آقای زنجانی، گفته بود که من گدا نیستم ولی درآمدم کفاف زندگی ام را نمی کند. آقا فرموده بود: گدایی حقیقت شرعیه ندارد. گدایی همین است. روایت هست که ده دست لباس داشته باشی اسراف نیست. زهد را برای ما درست معنا نکرده اند. زهد ترک مطلق نیست. ترک مطلق دیوانگی است. الآن یک کسی تازه وارد از آمریکا آمده است می خواهد مسلمان شود. بگویی ماشین خوب نداشته باشی، خانه خوب نداشته باشی، آن وقت خورد و خوارک خوب نداشته باشی، زهد بکنی. می گوید خدا خیرت بدهد. این دین برای خودت خوب است. زهد ترک ترک دنیا برای اهداف برتر است. یعنی می توانی ماشین ده میلیاردی سوار شوی، یک میلیاردی را سوار می-شوی، با نه میلیارد کسانی را که گرفتار هستند، آبروی آنها در خطر است، او را شما نجات می-دهید. این را همه می پذیرند. این عقلانیت است. در دوره حمله مغول در ایران یک فکری غالب شده بود، زهد را غلط معنا کرده بود. همین غلط معنا کردن باعث شد که مردم از برابر مغول فرار کنند و از یک طرف وارد شد و از یک طرف کشور خارج شد، همه فرار کردند. من می-ترسم بگویم چند هزار ناموس های ما را با خودشان بردند. چرا؟ چون زهد را غلط معنا کردند. گفتند که جنگ می کنیم این دنیا است. در حالی که اینطور نبود. مسلمان باید شیک باشد. پیغمبر ما به سرش روغن می زد و می گفت بهترین روغن، روغن بنفشه است. از همه چیز بیشتر عطر را دوست داشت. موهایش شانه می زد تا نرمه گوش می رسید و می فرمود اگر کسی خوابیده، کسی بیاید موی سر او را بزند، باید دیه اش را پرداخت کند. حضرت فرمود: موی سر تو گردن تو حق دارد. یا آن را بزن یا آن را خوب نگه دار. پیغمبر ما موی سرش را خط می گذاشت. و حتی یک روایت عجیبی هست که اگر کسی سرش را شانه نزد، خط نگذارد، با شمشیر جهنم برای او خط می گذارند. یعنی تأکید را خواسته اند برسانند. یعنی انقدر باید شیک باشی. پیغمبر آنقدر خودش را برای اصحاب آرایش می کرد وقتی می خواست از خانه بیرون برود. آنقدر خودش را آرایش می کرد، خانم ها اعتراض می کردند. گفتند یا رسول الله چقدر به خودت می-رسی؟ گفت خدا دوست دارد کسی که می خواهد پیش اصحاب خودش برود آراسته باشد. حضرت امام هم می دانید که به حضرت امام مجتهد شیک پوش می گفتند. به زن ها می گفت شما باید زیورآلات داشته باشید. رسول خدا لعنت فرستاده است به مردی که خودش را شبیه زن بکند یا زنی که خودش را شبیه مرد بکند. یک نویسنده عرب می گوید وقتی خواستی حقیقت مردم را بفهمی، به طول او، به عرض او، به قیافه اش نگاه نکن. فقد انظر الی غیرتی. به غیرت او نگاه کن. یک جمله بگویم تمام. این انقدر در نهج البلاغه عجیب است. حضرت فرمود: «أَنَّ الْمُتَّقِينَ ذَهَبُوا بِعَاجِلِ الدُّنْيَا وَ آجِلِ الْآخِرَة َ أَكَلُوهَا بِأَفْضَلِ مَا أُكِلَت و سَكَنُوا الدُّنْيَا بِأَفْضَلِ مَا سُكِنَت أَخَذُوا مِنْهَا مَا أَخَذَهُ الْجَبَابِرَةُ الْمُتَكَبِّرُون‏‏» متقی کسی است که هم دنیا را دارد و هم آخرت را دارد. بهترین لباس را دارد، بهترین مسکن را دارد. حتی آنها که دارند این هم دارد فقط یک چیز است، آن هم این است که به همه اینها به عنوان توشه ابدیت نگاه کرده است، با زاد مبلغ از دنیا رفته است.
شریعتی: خیلی از شما ممنون و متشکر هستم.