اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

1400-11-24-حجت الاسلام شریفیان- آشنایی با برخی از مفاهیم بنیادی قرآن کریم ( اخوت ایمانی )

حجت الاسلام شریفیان: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آل طاهرین، و لعن اعدائهم اجمعین. اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی كُلِّ سَاعَةٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلاخب عرض کنم خدمت حاج آقای شریعتی عزیز بینندگان محترم بحثی که جلسه‌ی قبل شروع کردیم اگر خاطر بزرگواران باشد. آقای شریعتی: راجع به مفهوم اخوت بود در قرآن کریم. حجت الاسلام شریفیان: در باب مسئله‌ی اخوت بود منتهی قبل از اینکه این بحث را بخواهیم ادامه بدهیم می‌خواهم یکی دو نکته عرض کنم بعد برویم سراغ بحث خودمان. آقای شریعتی: ان‌شاءالله.

حجت الاسلام شریفیان: اول اینکه خب دیروز میلاد وجود مقدس امام جواد بود سلام الله علیه و دلم می خواست یک روایت از حضرت بخوانم در باب شخصیت حضرت بخوانم. خب می دانید ما امامت امام جواد علیه السلام شیعه با یک امر خاصی مواجه شد در امامت حضرت که با امامت یک به تعبیر قرآن و روایات سبیع ما 8، 9 ساله با یک فرزند 8، 9 ساله از امام رضا علیه السلام مواجه شد.
آقای شریعتی: یعنی یک جور امتحان سخت.
حجت الاسلام شریفیان: بله. یک امتحان سنگینی بود که جریان تشیع بعد از بلوغ های خودش در فرآیند تاریخی رسیده به یک مرحله ای که حالا با یک چیز دیگری مواجه شده است که این یک امتحان، امتحان سنگینی بود. و حتی در بین اصحاب هم یک جاهایی می بینید یک تزلزل هایی هست که دارند فکر می کنند در مورد این مسئله، در بعضی از نقل ها هست که حتی بعد از رحلت شهادت امام رضا علیه السلام و امامت امام جواد جلسه ای از اصحاب بود و بحث می کردند و حرف می زدند کسی بلند شد گفت حالا تا وقتی که ایشان بخواهد بالغ بشود ایشان که امام هست ولی ما باید مثلاً انگار ما باید یک کاری کنیم، یک دستی بدهیم یک کسی دیگر از آن طرف با او برخورد کرد و گفت چی داری می گویی امام، امام است، امام صبی و بالغ ندارد، امام حقیقت امامت به او منتقل شده است و شبیه به این.
این نشان می دهد که حتی به این اصحاب هم دارد آرام آرام این حقیقت جا می افتد که همه ی آن بزرگی که ما در امام باقر و امام صادق و امام کاظم و حتی امام رضا آمدیم این می تواند در غالب یک صبی کما اینکه حالا می خوانم روایت را. به جناب داوود عرض می کنم به جناب یحیی در صِبابت حکم داده شد، مقام داده شد، به جناب عیسی در مهد به ایشان نبوت داده شده است و شبیه به این تعابیر. که خب این مسئله، مسئله ی مهمی است من هم خیلی الان از این جهت نمی خواهم این بحث را طول بدهم ولی خب بحث یک بحث مهمی است این روایت را می خوانم خدمت عزیزان. این روایت خیلی لطیف است، این روایت در کافی شریف هست نقل می کند به سند صحیح یا سند موثق حالا به تعبیر بعضی از آقایون از علی بن اَسباط که از اصحاب امام کاظم و امام رضا بوده است و امام جواد را هم درک کرده است.
می گوید رَأَيتُ أبا جَعفَرٍ، می گوید من امام جواد را دیدم تو بعضی از نقل ها هست که 5، 6 سالش بود حضرت و هنوز امامت به ایشان منتقل نشده بود قبل از شهادت امام رضا.
وَ قَدْ خَرَجَ عَلَيَّ، می گوید امام جواد آمدند وارد مثلاً اتاقی شدند بر من وارد شدند، فَأَخَذْتُ اَلنَّظَرَ إِلَيْهِ می گوید من شروع کردم دقت کردن به ایشان. خب امام رضا معرفی کرده بودند حضرت را معرفی کرده بودند به ایشان و ایشان می دانست که ایشان در مقام امامت قرار می گیرد. می گوید شروع کردم دقت کردن که یک وصف چیزی برای شیعیان حضرت ببرم و بگويم که من اگر امام را دیدم چه نشانه هایی در او بود.  «فَأَخَذْتُ اَلنَّظَرَ إِلَيْهِ وَ جَعَلْتُ أَنْظُرُ إِلَى رَأْسِهِ وَ رِجْلَيْهِ» می گوید به مثلاً سر حضرت نگاه می کردم، به پای حضرت نگاه می کردم خب این درکش همین مقداری که حالا با این مثلاً بچه طرف شده حالا به تعبیر غیر دقیق مثلاً چه وصفی آدم باید از قیافه ی او باید حرف بزنم مثلاً. می گوید همینطور داشتم به سر و پای حضرت نگاه می کردم أَصِفَ قَامَتَهُ لِأَصْحَابِنَا که قامت حضرت را برای اصحابم توضیح بدهم بعد از اینکه برگشتم.  «فَبَيْنَا أَنَا كَذَلِكَ حَتَّى قَعَدَ» می گوید من همینجور که مشغول نگاه کردن به ایشان بودم تو بعضی از تعابیر هست که فَاَهدَت النَظَر یعنی با دقت خیره شده بودم به حضرت. می گوید حضرت نشستند فَقَالَ يَا عَلِيُّ اسمش علی بود علی ابن اَسباط حضرت فرمودند یا علی «إِنَّ اَللَّهَ اِحْتَجَّ فِي اَلْإِمَامَةِ بِمِثْلِ مَا اِحْتَجَّ بِهِ فِي اَلنُّبُوَّةِ» خداوند متعال همانطور که در نبوت احتجاج کرده است همانطور در امامت هم با شما احتجاج می کند. چطور در انبیا کسانی بودند که در دوره ی سوابط آن ها به مقام حجیت رسیدند، به مقام حجت اللهی رسیدند در مورد امام هم همینطور است. بعد حضرت این آیه را خواندند و آتَيْناهُ اَلْحُكْمَ صَبِيًّا ما وقتی به جناب یحیی فرزند حضرت زکریا مقام حکم دادیم آتَيْناهُ اَلْحُكْمَ مقام حکومت داشت و حکم می کرد در بعضی تعابیر قضاوت داشت و آتَيْناهُ اَلْحُكْمَ صَبِيًّا، صبی بود و مقام حکم داشت این تصریح قرآن است.بعد حضرت این آیه را می خوانند وَ لَمّا بَلَغَ أَشُدَّهُ اما در باب جناب یوسف قرآن فرموده است که وقتی که به بلوغ اشد رسید ما به او آن مقام را دادیم، آتَيْناهُ اَلْحُكْمَ شبیه به این تعابیر هست در سوره ی مبارکه ی یوسف است. که حضرت اینجا ادامه آیه نیست، آیه ی سوم حضرت می خوانند وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً در سوره ی مبارکه احقاف حضرت فرمودند و عده ای از انبیا به چهل سالگی رسیدند بعد نبی شدند بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً، حضرت فرمودند  فَقَدْ يَجُوزُ أَنْ يُؤْتَى اَلْحِكْمَةَ وَ هُوَ صَبِيٌّ  پس خدا می تواند حکمت خودش را به کسی بدهد در حالتی که صبی هست.  «وَ يَجُوزُ أَنْ يُؤْتَاهَا وَ هُوَ اِبْنُ أَرْبَعِينَ سَنَةً» ممکن هم هست این مقام را به کسی بدهد که در 40 سالگی باشد. حضرت دارند می گویند حالا تعبیر من این است به چی خیره شدی؟ چی را داری می بینی؟ آنی که در من است در سر و پای من نیست آنی که در من است همان حقیقتی است که در دوره ی صبابَت به مثل جناب یحیی داده شده است، به مثل جناب عیسی داده شده است آن را دنبال کن می خواهی بروی برای شیعیان خودت خبری ببری از امام برو این را بگو که امامی بود در سن 6، 7 سالگی جلوی من نشست این آیات را بر من خواند. از حجیت مقام امامت خودش به آیات قرآن کریم استفاده کرد. حضرت دارند سوغاتی این را برای آن شیعیان دارند درست می کنند که برو این را بگو. خیلی این بحث، بحثی لطیفی است که امام در این دوره چطور احتجاج می کند و چطور آرام آرام جامعه ی تشیع دارد آماده ی این حقیقت می شود. حالا این بحث یک بحث مفصلی است ان شاءالله باشد شاید یک موقعی در باب سیر حقیقت تشیع،
آقای شریعتی : یک مأموریت امام جواد داشتند که زمینه را مهیا بکنند برای عصر غیبت و امامت حضرت بقیة الله.
حجت الاسلام شریفیان: بله، بعدش هم ما با امامت امام هادی طرف هستیم که امامت امام 6 ساله است یعنی این پدیده دیگر پدیده ای می شود در شیعه که کاملاً شناخته شده دیگر ذره ای کسی شک نمی کند و می دانید دیگر ما بعد از امام رضا ما فرقه نداریم در شیعه با اینکه این اطلاعات، اطلاعات سنگینی بوده است.
آقای شریعتی: دیگر قبول کردند تا تهش آمدند.
حجت الاسلام شریفیان: ولی دیگر کسی تا امام رضا آمده است دیگر شیعه ی اثنی عشری است ما نداریم همچین چیزی این خیلی حرف مهمی است که اهل بیت چطور این جریان را سیر دادند رسیده است به یک حقیقتی که اینجور تشیع نسبت به امام خودش درک داشته باشد که آن حقیقتی که منتقل می شود در غالب جسم یک صبی ممکن است باشد. حالا این نکته ای باشد که ان شاءالله به برکت این روایت نورانی همه ی ما ذیل عنایت امام جواد ان شاءالله در این ایام باشیم، همه ی ما اهل توسل به حضرت و این ایام.
آقای شریعتی: ان شاءالله، این دست های خالی مان را پر کنند.
حجت الاسلام شریفیان: دیدم حاج آقای حسینی دیروز کارشناس بزرگوار ما که من خودم خیلی ارادت دارم و استفاده می کنم از بیانات ایشان این نکته را تذکر دادم که ما نسبت به این ایام و شناخت این ایام و انس ما با حضرات معصومین در این ایام ما وظیفه داریم از این غفلت نکنیم این بحث، بحث مهمی است.
خب حالا این نکته ی اول، نکته ی دومی که خدمت بزرگواران می خواهم عرض کنم این است که ما در جلسه ی قبل یک نکته ای را اشاره کردیم دلم می خواست این بحث تکمیل بشود شاید ناقص ماند. آن هم این بود که ایام ماه رجب استغفار نزدیک شده است بهتون. استغفار را اگر ساده معنا کنیم دور و نزدیک ندارد، استغفار استغفار است دیگر ولی واقعاً در ماه رجب استغفار نزدیک می شود و آن چیزی که خداوند متعال برای طهارت به ما می دهد چیزی غیر از ایام دیگر است ما از این فرصت ها باید بهره مند بشویم.
خب این مسئله، مسئله ی استغفار در روایات ما خیلی مفصل است آقای شریعتی من یک موقعی شاید روایات آن را جمع می کردم و کنار هم خب بزرگواران هم کار کردند روی این مسئله ولی تجمیع روایات این، دسته بندی این و نکاتی که در باب استغفار و توبه هست یک بحث بسیار مشفعی است، یک بحث بسیار مفصلی است که شاخه ها و فروعات جدی دارد این بحث. آن نکته ای که می خواهم خدمت بزرگواران عرض کنم دوتا نکته هست من این را فقط اشاره می کنم. یکی اینکه من جلسه ی قبل یک روایت خواندم که یک کسی لقلقه زبانش استغفار بود. و امیرالمؤمنین توبیخش کردند. نکته ی اولم این است آیا اینکه انسان بر زبانش ذکر و ورد استغفار باشد بد است یا نه؟ حتماً خوب است اگر ما طوری این بحث را ارائه کردیم که خیال کردند بینندگان عزیز یا کسانی که این بحث را می شنوند که مثلاً خیلی این ها مهم نیست ذکر گفتن خیلی مهم نیست این غلط است حتماً ذکر استغفار مهم است.
بگذارید یک روایت برایتان بخوانم این روایت اسماعیل بن سَعد در صَعوب الاعمال، اسماعیل نقل می کند از امام جواد علیه السلام إلى أبي جعفر عليه السلام می گوید نامه نوشتم به امام جواد، عَلِّمْنِي شَيْئاً إِذَا أَنَا قُلْتُهُ كُنْتُ مَعَكُمْ فِي اَلدُّنْيَا وَ اَلْآخِرَةِ، ذکر می خواسته است. بزرگوارانی که گاهی اوقات مراجعه می کنید و ذکر می خواهید حضرت می گوید سؤال می کند، می گوید آقا یک ذکری به من یاد بدهید دلم می خواهد با شما باشم در دنیا و آخرت این ذکر اتصال من باشد با شما خیلی حرف مهمی است.
حضرت فرمودند  فَكَتَبَ بِخَطٍّ أَعْرِفُهُ، می گوید حضرت با خط مبارک نوشتند و من هم خط حضرت را می شناختم، أَكْثِرْ مِنْ تِلاَوَةِ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ زیاد سوره ی قدر را بخوانید، سوره ی قدر ذکر است، قرآن خودش حقیقت ذکر است و سوره ی قدر یکی از مهمترین سوره ها در مورد ولایت امام است، نزول قرآن و شب صاحب قرآن. سوره ی انا انزلناه را بسیار بخوانید که در روایت می دانید دیگر مکرر ما داریم که وعده ی غفران دادند، وعده ی رحمت دادند، در نمازها مکرر داریم. دوتا سوره هست مکرر گفتند بخوانید سوره ی توحید سوره ی انا انزلناه، سوره ی قدر این دوتا را حتماً بزرگواران به آن ملتزم باشند.
و دوم حضرت فرمودند این یک ذکر، ذکر دوم وَ رَطِّبْ شَفَتَيْكَ بِالاِسْتِغْفَارِ، روی لبت همیشه رطوبت استغفار باشد یعنی همیشه لبت بجنبد به استغفار. ما اگر گفتیم لقلقه زبان این نیست این را نمی خواستیم بگوییم ما حتماً باید مستمراً ذکر استغفار را داشته باشیم و حقیقیت ندامت و طلب غفران الهی در انسان باشد. آنی که بد است آقای شریعتی این است که انسان حقیقت پشیمانی و ندامت در او نباشد زبانش بجنبد این بد است. باطن توبه و استغفار یک کلمه است ندامت، پشیمانی. من قبول کنم اشتباه کردم همین است ها اصلاً گفتن و ذکر و این ها نمی خواهد ما در روایاتمان مکرر داریم که حضرات فرمودند میدانی خدا کی تو را می بخشد؟ قبل از اینکه شروع کنی به استغفرالله گفتن ولی در دلت ندامت آمده است کفی بتوبة ندامتاً، ندامت حقیقت توبه است من همین که قبول بکنم بد کردم به قول قدیمی ها می گفتند این را قبول کنید که من اشتباه کردم تا این اتفاق نیفتد خدا دست انسان را نمی گیرد توبه این است. البته اینکه خدا دست انسان را می گیرد بعد خدا یک رزقی به شما می دهد که بتوانید خودتان را با آن بشویید و تطهیر کنید، بزرگ بشوید، اگر نقصی به وجودتان هست برطرف بشود
آقای شریعتی: حاج آقا مثلاً یک کسی اشتباه می کند و مدام هم می گوید معذرت می خواهم ولی هیچ آثاری از این پشیمانی و ندامت در چهره ی او حتی در ادبیات او نیست.
حجت الاسلام شریفیان: من گاهی مثال می زنم می گویم یک کسی می رود دکتر قبول دارد اشتباه کردم من وقتی مراجعه می کنم همانجاست که من به دکتر پیوند می خورم او می تواند یک کاری برای من بکند اینکه من قبول ندارم مشکلی دارم، من به طبیب مراجعه می کنم؟ نه نمی کنم قبول ندارم اصلاً، این یکی از بحث های جدی ما هست ما تو فضای نظام خانواده مان، روابطمان حالا بعداً در اصل اخوت این را می گوییم. ما خیلی اوقات آفت هایی که داریم قبول نداریم این رابطه غلط است و درستش هم نمی کنیم. ما بعضی ها را داریم دچار یک آفتی هستند، آسیبی هستند در نظام خانواده خودشان، در ارتباطشان با همسرشان، با بچه اش، خودش رنج می کشد از این، این خیلی فرق می کند با آن کسی که اصلاً قبول ندارد من اشتباه می کنم. می گوید من این کاری که می کنم درست است، نقطه اتصال من به آن کسی که دست من را بگیرد این است که قبول کنم اشتباه کردم و تو دست من را بگیر و توبه. اینکه روایات ما می گوید برای توبه ندامت کافی است این شوخی نکردند حقیقتاً باطن توبه همین است البته وقتی شما می روید پیش طبیب خب دستتان را می گیرد می گوید خب این کار را انجام بده دیگه. و وقتی انسان حاضر نیست تن بدهد به آن مسیر طبیب پس معلوم است تو واقعاً پشیمان نیستی، تو هنوز می خواهی مسیر خودت را بروی. در روایت داریم بسیاری از خطاهای ما توبه می کنیم، استغفار می کنیم ولی تطهیر آثار آن با نمازتان است.
حضرت فرمودند چطور است حال آن کسی که یک حوض بزرگ از مطهری در خانه اش دارد 5 بار در روز خودش را در آن بشوید، آیا چرکی بر او می ماند؟ اصحاب گفتند نه، این روایت مکرر از رسول خدا گفتند. حضرت گفت نماز هم می خواند، نمازی که در خانه ی شما 5 بار در روز خودتان را در آن استحمام می کنید و هیچ چرکی بر انسان نخواهد ماند. انسان اگر خطا کرد توبه می کند ولی آثار آن با نماز برطرف می شود. گاهی اوقات من با انَ الحسنات یذهبنَ السیئات با حسنات آثارش را برطرف نمی کنم گاهی اوقات خدا یک بلایی به انسان می دهد. در روایت دارد یک خاری نمی رود به پای شما، آن سیئه را می برد. استغفار کردی اگر استغفار نکنی آثار ندارد، خار در پای انسان می رود ولی من قبول ندارم من اشتباه کردم هیچ اتفاقی برای انسان نمی افتد. یک آثار دیگری دارد که ربطی به طهارت انسان ندارد.
مؤمن بلا دارد کافر هم بلا دارد.
آقای شریعتی: یعنی در یک کلام می توانیم بگوییم این استغفار باید از قلب به زبان برسد.
حجت الاسلام شریفیان: بله، و این از آن طرف هم هست انسان باید حواسش باشد که به تعبیر بزرگان زبان انسان که حرکت می کند قلب را متفتن می کند. من خیلی اوقات حرفی که می خواهم به شما بزنم ارتباط قلبی ما از دریچه ی زبان ما هست من شروع می کنم استغفار که می کنم همه ی وجود من شروع می کند آرام آرام به زمزمه در می آید اینطوری است دیگه. وگرنه نماز خدا می گفت هیچی لازم نیست بگویید بایستید قلبتون متوجه خدا بشود اینطوری نیست زبان باید کار کند، ذکر بگوید این مهم است ولی باطن آن استغفار نیز حتی آقای شریعتی روایت، روایت خیلی لطیفی است حضرت فرمودند انسان همین مقدار که پشیمان شد قبل از اینکه زبان بجنباند خدا او را بخشیده است. در بعضی از روایات دارد پشیمانی به این تعبیر قبول کند که این خطا بود. همین که قبول داری این خطاست خودش توبه است من وقتی قبول دارم خطا است یعنی خدایی است، دستوری هست، من هم ملزم به گوش دادن هستم و تخطی کردم قبول دارم اشتباه کردم خیلی حرف مهمی است.
بگذارید یک روایت بخوانم برایتان این هم حالا جمع بندی این بحث باشد. این روایت خیلی روایت مهم و معروفی است.
مرحوم کلینی در کافی شریف نقل می کند از محمد بن مسلم، نقل می کند از امام باقر علیه السلام. حضرت فرمودند یا محمد بن مسلم ذُنوبُ المُومِنِ، مؤمن خطا دارد ممکن است خطا کند، إذا تابَ مِنها مَغفورَةٌ توبه بکند خدا بر او می بخشد. فَلیعمَلِ المُومِنُ لِما یستَأنِفُ بَعدَ التَّوبَةِ وَالمَغفِرَةِ مراقب ادامه تان باشيد اینکه خطا کردید ادامه را مراقب باش دیگر برنگرد. بعد حضرت فرمودند که قُلتُ، محمد بن مسلم سؤال می کند فقیه است دیگر، فَإِن عادَ بَعدَ التَّوبَةِ وَالاِستِغفارِ مِنَ الذُّنُوبِ آدم توبه می کند شما فرمودید مراقب ادامه باش اگر دوباره برگشت گناه کرد. فَإِن عادَ بَعدَ التَّوبَةِ وَالاِستِغفارِ مِنَ الذُّنُوبِ وعادَ فِی التَّوبَةِ دوباره استغفار کرد این لقلقه زبان است؟
حضرت فرمودند یا محمد بن مسلم أتَرَی العَبدَ المُومِنَ یندَمُ عَلی ذَنبِهِ اینطوری می بینی که عبد مؤمن پشیمان می شود ولو دوباره گناه انجام داده است، ویستَغفِرُ مِنهُ ویتوبُ ثُمَّ لا یقبَلُ اللّهُ تَوبَتَهُ خیال می کنید دفعه دوم توبه کرده است ولی دوباره پشیمان شده است خیال میکنی خدا نوبه ی او را قبول نمی کند؟
قُلتُ دوباره سوال می کند فَإِنَّهُ فَعَلَ ذلِک مِراراً بارها تکرار می شود این، از یک سوراخ چندین بار گزیده می شود.
آقای شریعتی: مدام توبه می شکند.
حجت الاسلام شریفیان: توبه می کند ولی هوای نفس است واقعاً هم پشیمان بود وقتی توبه کرد ولی هوای نفس غلبنی هوایی اعانی علیه شقوتی.
اگر این اتفاق دوباره تکرار شد چی؟ یذنِبُ ثُمَّ یتوبُ ویستَغفِرُ اللّهَ حضرت فرمودند، کلَّما هر وقت ضابطه این است کلَّما عادَ المُومِنُ بِالاِستِغفارِ وَالتَّوبَةِ اگر برگردد به وادی استغفار عادَ اللّهُ عَلَیهِ خدا به او برمی گردد. بعد حضرت فرمودند وإنَّ اللّهَ غَفورٌ رَحیمٌ یقبَلُ التَّوبَةِ، غفور رحیم یعنی این. بعد حضرت این را خواندند ویعفو عَنِ السَّیئاتِ محمد بن مسلم فَإِیاک أن تُقَنِّطَ المُومِنینَ مِن رَحمَةِ اللّهِ مراقب باش مؤمنین را از رحمت خدا مأیوس نکنی.
ما هر شکلی از بحث استغفار و توبه را مطرح کنیم، از گناه، معصیت، ریشه های گناه، انسان چطوری باید استغفار کند همه ی این در یک پازل است دیگر یک جورچین است به قول اصطلاح فارسی. این منظومه اگر یک طوری باشد که از داخل آن ناامیدی نسبت به رحمت خدا در بیاید پازل غلطی چیدی، این طرح یک طرح غلطی است، اشتباه است. هر طوری بحث ارائه بشود خطاست حتماً انسان باید امیدوار باشد اگر برگردی خدا دستت را می گیرد ولی این به معنی يک نکته هم بگویم این به معنی تجَری در گناه نیست که من خیالم راحت هر کاری بکنم توبه می کنم اینطوری نیست.
انسان اگر رفت در وادی معاصی آرام آرام دیگر گناه در ساحت ظاهری بدن نیست، آرام آرام گناه به باطن وجود انسان سرایت می کند.
آقای شریعتی: کم کم هم دیگه ذائقه عوض می شود.
حجت الاسلام شریفیان: اصلاً ندامت آرام آرام می رود و انسان به یک سمتی که خطا که می کند دیگر پشیمان نیست شروع می کند به یک کار دیگری، توجیه می کند، شک می کند اصلاً می گوید کی گفته این حرفها را، از کجا این حرفها آمده است. یعنی آدم آرام آرام می رود به یک وادی می افتد که دیگر پشیمان نیست و می گوید اصلاً من حق دارم این کار را بکنم.
آقای شریعتی: دیگر این دل، دل نیست، دیگر آن حساسیت سابق را ندارد.
حجت الاسلام شریفیان: به تعبیر حالا من یک مثالی گاهی می زنم می گویم استغفار و توبه آن جایی است که انسان ظاهر بدنش متنجس می شود. ببینید ما بین نجس و متنجس فرق است، خون نجس است ولی لباس من اگر با خون برخورد کرد می شود متنجس لباس من که نجس نیست که من می شویم پاک می شود. آن ارتباطش با نجس است که بد است ولی خود آن نجس را چیکار باید بکنیم؟ هیچی، کاریش نمی شود کرد آن خودش نجس العین است به تعبیر عامه.
آقای شریعتی: این را می شود تطهیر کرد.
حجت الاسلام شریفیان: توبه مال آن چیزی است که اصل وجود انسان طاهر است یک جایی مواجهه با چیز نجس انسان می کند.
آقای شریعتی: آن را باید پاک کنیم.
حجت الاسلام شریفیان: آن پاک می شود، آن قابل پاک شدن است. اما اگر انسان آنقدر با نجاسات ارتباط برقرار کند که آن نجس یک جور در انسان سرایت می کند وجود من را استحاله می کند. آرام آرام نجاست آن نه برخورد بکند به درون انسان، خود انسان می شود نجس.
آقای شریعتی: خدا نیاورد برای هیچ کسی.
حجت الاسلام شریفیان: و از آن طرفش نجس ممکن است پاک بشود کی؟ در فقه به آن می گویند استحاله. مثلاً سگی که نجس العین است می افتد دریاچه نمک بعد از آن نمک است دیگه سگ نیست اصلاً یک چیز دیگر است.
کافر توبه ندارد کافر استحاله باید بشود، باید بشود مؤمن. بعد که مؤمن شد خطا ممکن است داشته باشد بله این خیلی فرق هست ها، ذات انسان و فروعات انسان بین ایمان و عمل صالح فرق است. قرآن نگفته کار خوب کنید می روید بهشت می گوید ایمان باید داشته باشید عمل صالح انجام بدهید. این دوتا را باهم نباید قاطی کنید خیلی این بحث مهم است ثمرات بسیار مهمی هم دارد. انسان اگر مؤمن نبود هر کاری بکند هیچ فایده ای ندارد، اما از آن طرف اگر مؤمن بود حالا آثار دارد حالا عمل او عمل است، عمل صالحش شاخ و برگ توحید است، اگر خطا کند توبه می کند برای همین است در روایت گفته است مؤمن اگر گناه هم بکند وسط گناه نمی تواند خیلی خوشحال باشد چون اصل وجود او پاک است. درون وجود انسان وسط معرکه ی گناه یک چیزی بالاتر از،
آقای شریعتی: با کراهت یک کاری را انجام می دهد.
حجت الاسلام شریفیان: اصلاً قلب انسان دارد بالا و پایین می پرد قلب آدم ما چیکار داریم می کنیم؟ عرضم این بود خلاصه توبه و استغفار با این تصویر، تصویر درستی است ولی آن نکته باز سر جایش است در ماه رجب همه ی این اتفاقات طهارت انسان، برگشت انسان، نزدیک شده است به شما.
آقای شریعتی: یعنی ساده تر است.
حجت الاسلام شریفیان: خیلی فرآیند آن اتفاقی است دارد می افتد، رزقی که خدا در این ایام، خدا باید یک رزقی بدهد که انسان پاک بشود خدا رزق دیگری دارد می فرستد اینجا. سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطلَعِ ٱلفَجرِ، لیلة القدر یک استغفاری رخ می دهد که هیچ وقت دیگر نیست الا عرفه این ها دریچه های استغفار ما هست دیگر.
خب حالا این بحث باشد ان شاءالله اگر یک موقعی فرصت بود بحث استغفار و توبه آقای شریعتی از آن بحث هایی است که بسیار لطیف، فوق العاده، جذاب است.
آقای شریعتی: که ما چند جلسه ای است در ذیل دعای 31 صحیفه سجادیه حاج آقای فرحزاد دارند مفصل به آن می پردازند و تمام شده است هفته گذشته دوستان می توانند به سایت ما و کانال ما مراجعه بکنند و مباحث را هم ببینند ان شاءالله که تمام لحظات زندگی ما منور به نور الهی باشد، مزین به دعا باشد و استغفار. خدا خیرتون بدهد ان شاءالله.
حجت الاسلام شریفیان: خواهش می کنم.
آقای شریعتی: این بخشی از دغدغه های مخاطبان ما بود که در پیام های هفته گذشته بود و حاج آقا با عنایت به آن پیام ها در واقع این مقدمه را مطرح کردند ان شاءالله مؤثر و مفید واقع بشود.
وارد بحثمان بشویم.
حجت الاسلام شریفیان: بله، بسم الله الرحمن الرحیم
بحثمان آقای شریعتی چی بود؟ اخوت. آیه ی کلیدی آن سوره ی حجرات «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ وَ اتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ» چهار تا نکته هست آرام آرام این چهار نکته را توضیح خواهیم داد.
نکته ی اول این است که مؤمنین باهم برادر می شوند این روابط ما هست. من جلسه ی قبلی یک مقدار مقدمه گفتم در باب اینکه چرا این بحث را ما باید مطرح کنیم؟ چقدر اهمیت مگر دارد؟ این بحث، از بحث های جدی معارف است من دیگر مفصل جلسه ی قبل چون توضیح دادم ورود نمی کنم. جلسه ی قبلی بیشتر ضرورت این بحث بود چرا این بحث اینقدر مهم است.
خب نکته ی اولی که در این بحث باید به آن توجه کنیم این است که این اخوت از چی متولد می شود؟ این آیه توضیح داده است ایمان. ایمان است که ما را باهم برادر می کند.
آقای شریعتی: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ.
حجت الاسلام شریفیان: وصل به علیت است یعنی همین، یعنی وقتی که از ایمان حرف زدی یعنی همین ایمان ایجاد اخوت می کند در روایت هم همین را می گوید. می گوید آن چیزی که انسان را برادر می کند ایمان شماست، ایمان شما به خدا و اولیا الهی است. حالا می خواهم این را یک مقداری توضیح بدهم.
برای اینکه این بحث خوب یک مقداری جا بیفتد، این بحث می دانم یک مقدار بحث دقیقی است من هم روایاتی که دارم می خوانم شاید کمتر بزرگواران شنیده باشند همچین روایاتی را.
روایات ما در باب ایمان و حقیقت ایمان مفصل است اما ما یک روایاتی داریم که وقتی ایمان را می خواهد توضیح بدهد روابط اخوت را هم با آن توضیح داده است هم ایمان را توضیح داده است هم برادری شما را توضیح داده است. این را توضیح داده است که ایمان چیست، چه حقیقتی است و وقتی که این ایمان در وجود انسان محقق می شود یک روابط ایجاد می کند به آن می گوییم اخوت. من چند تا روایت بخوانم ذیل این بحثم را توضیح می دهم روایت اول، این روایت روایتی است که کافی شریف نقل می کند از وجود مقدس امام باقر روای ابوحمزه ثمالی رحمة الله علیه شخصیتی بسیار فوق العاده و بزرگ. محمد بن فضیل نقل می کند از ابوحمزه.
امام باقر علیه السلام حضرت فرمودند اَلْمُؤْمِنُ أَخُو اَلْمُؤْمِنِ، مؤمن برادر مؤمن است تا اینجا، اما اَلْمُؤْمِنُ أَخُو اَلْمُؤْمِنِ لأبيهِ واُمِّهِ از پدر و مادر باهم مشترک هستید از اینجا وارد یک بحثی دارد می شود که این برادری همینطور برادری اعتباری نیست که حالا می گوییم برادری یعنی باهم دوست باشید.
آقای شریعتی: تشریفاتی باشد و تعارف باشد.
حجت الاسلام شریفیان: بله، اینطوری نیست از پدر و مادر باهم یکی هستید. لِأَنَّ اَللَّهَ چرا؟  «لِأَنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ اَلْمُؤْمِنِينَ مِنْ طِينَةِ اَلْجِنَانِ» این یک،  «وَ أَجْرَى فِي صُوَرِهِمْ مِنْ رِيحِ اَلْجَنَّةِ» از گِل بهشت هستید یک، و از روح بهشتی در شما دمیده شده است. مؤمنین اینطوری هستند نه اینکه همه همینطور هستند. وقتی انسان مؤمن می شود یک اتفاقی دارد برای انسان می افتد، گِل وجود انسان و روحی که در انسان دمیده می شود. من اینجا نمی خواهم وارد بحث روح بشوم بحث روح در روایت ما مفصل است ولی بدانید در روایات ما مکرر این وارد شده است که مؤمن وقتی مؤمن می شود حقیقتاً خدا یک چیزی در قلب او دارد قرار می دهد. مؤمن شدن یک چیزی نیست که من مثلاً نشستم فکر کردم با خودم این ها نیست بله فرآیند قوای فکری انسان، عقل انسان درگیر است ولی یک چیزی از عالم بیرون که حالا توضیح می دهیم وارد قلب شما دارد می شود و این غیر از اسلام است. اسلام غیر از ایمان است در همین سوره ی حجرات همین را توضیح داده است گفته  «قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا» اعرابی ها که تازه وارد به اسلام شده بودند و بعضی های آن ها هم بوی نفاق می دادند. اعرابی ها یعنی آن کسانی که حاضر نبودند مهاجرت کنند بیایند در مدینه، تو بیابان ها زندگی می کردند که فشارهای مدینه به آن ها نخورد. اعرابی گری نشانه فرار از فشارهای امت اسلام است فشار در مدینه بود مهاجرین و کسانی که اهل مدینه بودند و کسانی که مهاجرت کرده بودند.
آقای شریعتی: نخواستند زیر بار بروند.
حجت الاسلام شریفیان: بله، بَادُونَ فِي الْأَعْرَابِ سوره ی احزاب حالا من کد می دهم دوستان نگاه کنند در سوره ی احزاب می گوید وقتی که دشمنان آمدند شهر را محاصره کردند جنگ خندق یا احزاب قرآن می گوید شماها محاصره شده بودید وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ قلب هایتان آمده بود تو حنجره هایتان. می گوید اینجا بود که عده ای که در شهر بودند ولی منافق بودند آرزویشان این بود که یَوَدون َ بادونَ فی الاعراب شبیه به این تعبیر است، آرزویشان بود که کاش ما در بیابان ها زندگی می کردیم آمدیم در این مدینه گرفتار شدیم و حالا هم که محاصره شدیم همین مانده محاصره شکسته بشود و کارمان تمام شود. اعرابی ها یک همچین، می گوید اعرابی ها آمدند گفتند قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا ما ایمان آوردیم، قرآن می گوید قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا ایمان که اینطوری نیست که هنوز مانده است. وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ ایمان هنوز وارد قلب شما نشده است این نشان می دهد بین اسلام و ایمان یک فرقی هست. کدام ساحت انسان در ایمان درگیر می شود؟ قلب انسان. این را یادتان باشد آقای شریعتی و بينندگان محترم ما بعدا با این کار داریم. روایات ما می گوید ایمان محبت است، تعلق است،
امر قلبی است، قلبت درگیر بشود با یک چیزی. غیر از امر ذهنی است. من گاهی اوقات از جهت ذهنی یک چیزی را قبول می کنم می گویم خدایی هست و رسولی هست، شهادتین می گویم این مسلمان است، احکام اسلام هم بر او جاری است ولی تا وقتی که قلب او متعلق به این حقیقت نشود شهادتین گفتی ولی شهادتین این نور هدایت الهی تا تو قلبت نیاید تو مؤمن نیستی. مؤمن به این می گویند تعلق پیدا کرده است من بهتر از این واژه پیدا نمی کنم محبت و تعلق. تعلق که پیدا می کنی قلبت دیگر درگیر شده است حَبَّبَ در همین سوره ی حجرات مدام کد میدهم برای اینکه بدانید این بحث یک نظام مفاهیمی دارد که در سوره ی حجرات پیدا می کنید. قرآن فرموده است  «وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ» ایمان از جنس محبت است شما ایمان را دوست دارید.
آقای شریعتی: باید دلت درگیر شود.
حجت الاسلام شریفیان: دلت درگیر می شود ولی دلت درگیر یک چیزی می شود حالا این را آرام آرام توضیح می دهم.
پس ایمان یک همچین چیزی است حالا باز به یک تعبیر دیگر می خواهم عرض کنم که این بحث یک مقداری جا بیفتد آقای شریعتی. ببینید هدایت خداوند متعال از دستگاه نور جاری می شود اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ خدا وقتی می خواهد هدایت بکند نور خلق کرده است. حضرت فرمودند امام رضا فرمودند من فی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ خداوند متعال اگر نور است یعنی خدا عالم را هدایت می کند رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى، خلق کرده است باید هدایت بکند، هدایت از چه طریقی است؟ یک نوری را می فرستد که این نور مخلوق است، نور الله مخلوق خداست.
تکلّم بکلمة فصارت نوراً که در روايت ما آمده است من ديگر وارد این بحث ها نمی خواهم بشوم. یک نوری را خلق می کند این نور حقیقت هدایت است در عالم. این نور وقتی که به وجود انسان می خورد اگر انسان اجازه بدهد که وارد ساحت قلبی او بشود انسان به او می گویند مؤمن. اگر این نور را قبول کردم که با این نور حرکت بکنم می شود مسلم قلبم درگیر این نور نشده است هنوز نورانی به این نور نشدم. اگر این نور در ساحت قلبی انسان که آن کُنح وجود انسان است، وارد شد می شود مؤمن.
آقای شریعتی: و این محبت تو را می کشاند، تو را می رساند.
حجت الاسلام شریفیان: بله، حالا دیگر این ها بحث های بسیار مهمی است که حالا بعد بحث می کنیم که چرا من به سمت برادر ایمانی خودم کشیده می شوم؟ چون ایمان از جنس کشش است، از جنس تعلق است. من را می کشاند به سمت خودش و من را به دنبال کسانی که به همان حقیقت متصل هستند من را دنبال آن ها می کشاند. چطور من اگر محبت به پدر و مادرم داشته باشم نسبت به برادر خودم هم کشیده می شوم، به یک چیزی متصل شدم که این برادرمم به همان متصل شده است.
آقای شریعتی: همین جاذبه ها آدم می تواند وجود انسان را و شخصیت خودش را تعریف بکند که به چی جذب می شویم.
حجت الاسلام شریفیان: بله، حالا می خوانیم روایت را می بینید اصلاً روایت همینطور توضیح داده است من از قصد می خواهم این بحث یک مقدار جا بیفتد علت آن این است که ما آثار روایات را می خوانیم نمی فهمیم. که چرا اینطوری است، نمی فهمیم چرا می گوید وقتی با مؤمن دست دادی با برادر مؤمن دست خدا وسط دست تو هست اصلاً یعنی چی؟ خب دست خدا مثلاً آمده بگوید سه تا باشیم معاذ الله، چی می خواهد بگوید خداوند متعال؟ یک توضیحی می خواهد چرا اگر من رابطه ام را با برادر مؤمنم قطع کنم رابطه ام را با خدا یک  جورایی قطع کردم چرا؟
آقای شریعتی: منشأ آن کجاست؟
حجت الاسلام شریفیان: منشأ کجاست، این روایت منشأ را دارد توضیح می دهد. می گوید شماها از یک جایی مشترک آمدید، گِل بهشتی روح ایمانی در روایت می گوید روح الایمان که اصلاً اصطلاح روایات است. روح الایمان به شما داده شده است ما ارواحی داریم در روایات داریم 5 تا روح وجود دارد یک روح المَدرج است که انسان با همان تکان می خورد، یک روح القوه است انسان با او حرکت می کند یک قوت های انسان به او بند است، یک روح الشهوه هست که کشش های انسان است، یک روح الایمان است که این در مؤمن فقط هست در کافر نیست، یک روح القدس است که فقط در انبیا است که یک ارتباطی بین این روح القدس که در انبیا است و این روح الایمان هست. همین جا آن می شود پدر من و من میشوم بچه ی او این روح به او داده شده است  «وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ» ما روح را به نبی اکرم دادیم که شده پیامبر. حقیقت روح به او داده شده است وقتی که من به نبی اکرم متصل میشوم یک چیزی از جنس آن روح به من منتقل می شود به آن می گویند روح الایمان منو متصل کرده است به آن. ببینید تعبیر،
آقای شریعتی: و اینجاست که ابوت شکل می گیرد.
حجت الاسلام شریفیان: بله، و أَجْرَى فِي صُوَرِهِمْ مِنْ رِيحِ اَلْجَنَّةِ از روح بهشتی به شما داده می شود
فَلِذَلِكَ هُمْ إِخْوَةٌ لِأَبٍ وَ أُمٍّ، طینت و گِل یک چیزی هم در او دمیده می شود این طینت مادر شما بود آن روحی که در شما دمیده شد آن پدر شما هست این یک روایت.
من می دانم این بحث ها بحث های جدی است ولی حیف است این بحث ها شنیده نشود آقای شریعتی، ما این بحث ها را عرفی نبايد تمام کنیم، روایات ما می خواسته که ما به آن دقت کنیم.
آقای شریعتی: خیلی وقت ها می شنویم ولی ریشه ی آن را نمی دانیم.
حجت الاسلام شریفیان: متوجه نمی شویم، ارتباط من با امیرالمؤمنین چیست؟ چرا سلمان می شود مِنّا؟ یعنی چی مِنّا؟ یک خانه ای هست، خانواده هست من واقعاً متعلق به آن خانواده می شوم و پسر نوح پیاده می شود از این خانواده. مگر جناب نوح دعا نکرد که رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ خدایا غفران خودت را در خانه ی من نازل کن. مگر پسر شما در آن خانه نیست آقای نوح؟ مگر می شود دعای پیغمبر مستجاب نشود؟ غفران می خواهد از خدا برای اهل بیت خودش، این بیت کدام خانه، همین خانه است؟ می گوید واقعاً یک خانه ای است که جناب نوح برای آن ها غفران می خواهد و وقتی پسرش دارد غرق می شود وقتی جناب نوح گفت خدایا شما وعده دادی که اهل من را نجات بدهی لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ این اصلاً متعلق به این خانه نیست، این مال این خانواده نیست. این آن حقیقتی که او را به شما متصل می کند در او نیست به تعبیر روایات ما روح الایمان در او نیست همین روح الایمان است که ما به آن می گوییم رحم حالا من روایات صله رحم را می خوانم ببینید همین را توضیح داده است می گوید صله رحم این است اصل رشته ی رحامت و رحمت الهی است، امام مَعدنُ رحمه است تو به این معدن رحمت که اتصال پیدا میکنی یک رشته ای از رحمت های خدا بین خودت و امام متصل می شود و برادر تو هم همین رشته را دارد، برای همین شماها به یک جا وصل هستید برای همین برادری.
این روایت در محاسن مرحوم برقی است به سند صحیح نقل می کند از سلیمان بن جعفر جعفری. از ابوالحسن رضا علیه السلام وجود مقدس امام رضا حضرت فرمودند قالَ لی یا سلیمان إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَ اَلْمُؤْمِنَ مِنْ نُورِ، مؤمن از نور خدا خلق شده است، نور خدا در وجود او هست این را کار داریم باهاش اگر رفتی زیارت برادر مؤمن خودت در روایت گفت خدا را زیارت کردی تعجب نکنید نور خدا آنجاست، خدا مؤمن را از نور خودش خلق کرده است، در او دمیده است و سبقهم فی رحمة یک رحمت بود باز می بینید یک رحمت بود یک نور در این طینت رحمانی یک نوری خدا دمید روح الایمان و اخذ میثاقهم لَنا و بعد هم یک میثاقی از این ها گرفته است. اَلْمُؤْمِنُ أَخُو اَلْمُؤْمِنِ لِأَبِيهِ وَ أُمِّهِ دوتا چیز دارید یک رحمت بود و یک نور بعد حضرت فرمودند أبوهُ النُّورُ و اُمُّهُ الرَّحمَةُ پدرشان نور بود و مادرشان رحمت. بعد حضرت فرمودند برای همین است که ما به شما می گوییم اتَقوا فراسة اَلْمُؤْمِنِ از فراست مؤمن نگران باشید مؤمن با نور الهی می بیند اتَقوا فراسة اَلْمُؤْمِنِ  ينظر بنور الله این نور امام هست که به امام متصل شده است و این نور در او جاری شده است گِل او گِل بهشتی است نور الهی هم در او جاری می شود و می شود مؤمن. ما تازه شدیم برادر از پدر و مادر از یک جا آمدیم.
روایت بعدی، این روایت خیلی روایت مهمی است من این را سریع بخوانم چون خیلی فرصت نداریم.
مرحوم کلینی به سند صحیح نقل می کند از جابر بن یزید جوفی می گوید تَقَبَّضتُ بَينَ يَدَي أبي جَعفَرٍ می گوید خدمت امام باقر نشسته بودم یک دفعه دلم گرفت همینطوری، فَقُلتُ : جُعِلت فِداكَ فدایت شوم رُبَّما حَزِنتُ مِن غَيرِ مُصيبَةٍ تُصيبُني من آقا گاهی اوقات غصه دار می شوم ولی مصیبتی به من نخورده است.
آقای شریعتی: بی دلیل آدم دلش می گیرد.
حجت الاسلام شریفیان: أو أمرٍ يَنزِلُ بي ، انگار یک چیزی بدون اینکه یک چیزی به من، حادثه ای به من بخورد، یک امری حادث بشود حَتّى يَعرِفَ ذلِكَ أهلي في وَجهي وصَديقي، اهل و عیالم هم می فهمند من ناراحت هستم یعنی اینقدر من ناراحت می شوم. این چیست داستان آن؟ حضرت فرمودند فَقالَ : نَعَم يا جابِرُ بله همینطور است، إنَّ اللّه َ عز و جل خَلَقَ المُؤمِنينَ خلقت شما مؤمنین، مِن طينَةِ الجِنانِ گِل بهشتی، وأجرى فيهِم مِن ريحِ روحِهِ یک نسیمی از آن روح که در نزد نبی اکرم است، از آن روح القدس. تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ، وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ که مکرر ما روایت داریم که سؤال می کردند حضرت گفت ملکی، حضرت فرمودند ملک نیست گفت پس چیست فرمودند اعظم از ملک است مگر نمی بینی قرآن گفته است تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ غیر از ملک است این.
آقای شریعتی: من اَمرِ رَبی.
حجت الاسلام شریفیان: این اصلاً حضرت فرمودند اشرف است، اعظم است، رئیس الملائکه هست. حضرت می گویند مِن ريحِ روحِهِ خیلی این تعبیر مهمی است.
از آن روح یک نسیمی در شما هست به این می گویند روح الایمان. حضرت فرمودند شما مؤمنین را خدا اینطوری خلق کرده است فَلِذلِكَ المُؤمِنُ أخُو المُؤمِنِ برادر شدید باهم أَبيهِ واُمِّهِ رحمت و نور، فَإِذا أصابَ روحا مِن تِلكَ الأَرواحِ وقتی برادر مؤمن تو یک جا غصه می خورد، غصه دار شده است  في بَلَدٍ مِنَ البُلدانِ در یک شهری از شهرها وقتی یک حزنی به او وارد می شود حَزِنَت هذِهِ این حزن به شما می آید أَنَّها مِنها چون از آنجا دارد می آید، شما به هم حقیقتاً متصل شده اید، یکی شدید.
دیدید گاهی اوقات واقعاً اینطور است، انسان اگر انس با مادرش داشته باشد واقعاً می بینیم مادر انسان غصه دار می شود انگار یک احوالاتی برای انسان رخ می دهد. هر چقدر هم این شدت علاقه بیشتر باشد این احوالات بیشتر می شود. حالا این بحث ببینید این شروع این بحث بود حالا من روایات را می خوانم که از این اتصالات دارد خبر می دهد اینکه چطور اتصالت با امامت چیست، اتصال آن برادرت با امام چیست، بعد چطوری شما به هم پیوند می خورید می شود صله رحم. بعد یک عده ای می خواهند رشته ی رحمت را قطع کنند وَ یقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یوصَلَ که در سوره ی مبارکه ی بقره و رعد آمده است که ان شاءالله عرض خواهم کرد.
آقای شریعتی: چه چشم اندازی را حاج آقا ترسیم کردند حالا حالاها کار داریم و تازه به الفبای آن رسیدیم بحث لطیف و عمیق و دقیقی است ان شاءالله دوستان دل بدهند و همراه بشویم با این مفاهیم ناب آشنا بشویم.
مشرف بشویم به ساحت نورانی قرآن کریم امروز آیات پایانی سوره ی مبارکه ی یاسین را به اتفاق تلاوت می کنیم صفحه ی 445 قرآن کریم و ان شاءالله برمی گردیم در بخش دوم گفتگو همراه شما هستیم و در کنار شما.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
آقای شریعتی: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
نکته های پایانی را بشنویم و ان شاءالله خداحافظی کنیم.
حجت الاسلام شریفیان: بسم الله الرحمن الرحیم
عرض کنم بحثی که خدمت عزیزان عرض کردم خلاصه این بود که در این روایات از یک شکل اتصال انسان به حقيقت قدسی و ملکوتی عالم دارد بحث می شود که مؤمن وقتی مومن می شود متصل به یک دستگاه دارد می شود. حقیقت نور الهی در وجود او فرود می آید که حالا من بعد روایتش را کم کم می خوانم و انسان را متصل می کند به دستگاه الهی، به حقيقت روح القدس، به این ها انسان یک اتصالی پیدا می کند، روح الایمان در وجود انسان می آید و این آرام آرام یک روابط ایجاد می کند.
در این روایتی که عرض کردم حضرت فرمودند که اگر می بینید گاهی اوقات یک غصه ای در قلب شما می آید بدانید گاهی اوقات این غصه ها منشأ آن اینجاست چون شماها متصل هستید و این غصه ها به هم سرایت پیدا می کند.
حالا یک نکته فقط می خواهم اشاره کمک کنم آن هم این است ما بزرگواران به مقداری که غصه ها و درک های ایمانی برای ما متولد می شود و در خودمان می بینیم بدانید که دارد ایمان بالاتری در ما رقم می خورد. من اگر احساس می کنم غصه های شیعیان امیرالمؤمنین و فرزندان حضرت غصه های من هست دارم آرام آرام تعلقم به دستگاه حضرت دارد بیشتر می شود.
آقای شریعتی: و من هم دارم بزرگتر می شوم.
حجت الاسلام شریفیان: بله، خوابم نمی برد چون یک عده ای از شیعیان حضرت خواب ندارند این حرف مهمی است حالا ان شاءالله اگر فرصت بود یک موقعی عرض خواهم کرد.
آقای شریعتی: ان شاءالله خیلی از شما ممنون و متشکرم دعا کنید و ان شاءالله خداحافظی کنیم.
حجت الاسلام شریفیان: خدایا به آبروی محمد و آل محمد ما را آشنا به معارف قرآن و اهل بیت بگردان.
آقای شریعتی: الهی آمین.
حجت الاسلام شریفیان: به آبروی حضرات معصومین روابط اخوت و ایمانی و درک از اتصال برادران ایمانی، دغدغه های درد های مؤمنین و شیعیان امیرالمؤمنین به همه ی ما عنایت بفرما.
آقای شریعتی: الهی آمین.
حجت الاسلام شریفیان: در خدمت شما هستم.
آقای شریعتی: خیلی از شما ممنون و متشکرم.
لنگر آسمان ستون زمین تو به جبرئیل داده ای پر و بال مستی ام را بیا دو چندان کن یا علی، یا محول الاحوال.
تا فردا و سلامی دوباره.