اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

1400-07-15-حجت الاسلام والمسلمین عاملی- اقتدا به حضرت امام رضا علیه السلام

شریعتی: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ». مریض آمده اما شفا نمی‌خواهد قسم به جان شما جز شما نمی‌خواهد برای پیش تو بودن بهانه‌ای کافی‌ست بهشت لطف کریمان بها نمی‌خواهد دلیل ناله‌ی من یک نگاه محبوب است وگرنه درد غلامان دوا نمی‌خواهد فقیر آمدم و دلشکسته پرسیدم: مگر که شاه خراسان گدا نمی‌خواهد؟ سلام به خورشید هشتم، سلام به صاحب عزا حضرت جواد الائمه، سلام به این گنبد طلایی، سلام به این صحن و سرا، سلام به قلب تپنده‌ی ایران اسلامی، سلام به مشهد مقدس، سلام به این پرچمی که وقتی تکان می‌خورد دل و قلبت را راهی این دیار می‌کند، راهی این صحن و سرا که می‌کند، و سلام به شما که با دلتان زائر حضرت هستید. با عشق، با احترام، از مشهد، صحن انقلاب، به تک تک عزیزانمان، خانم‌ها و آقایان، مخاطبان جان، با دل و جان سلام می‌کنیم. جای همه شما این جا خالی است.

خیلی دوست داشتیم که شما هم این جا می بودید، یکی از این خیل عظیم جمعیت. به حق حضرت رضا ان شاءالله به زودی زیارت مشهد مقدس نصیب شما بشود. همه مخاطبان خوب شبکه محترم افق که تکرار این برنامه را می بینند، به همه ی مخاطبان خوب شبکه سراسری رادیو معارف هم سلام می کنم. برنامه امروز را با احترام تقدیم نگاه دریایی  شما می کنیم. امروز بنا بود از رواق امام خمینی حرم مطهر رضوی به شما سلام کنیم منتها نشد، بنا به دلایلی که حالا دلایلش هم مفصل است. سلام ما را از این جا پذیرا باشید. با احترام و با افتخار در سالروز شهادت امام رئوف ما امام رضا علیه السلام همراه شما هستیم و به رسم پنجشنبه ها در محضر و معیت حاج آقای عاملی عزیزمان که از طرف شما و از طرف خودم به ایشان تسلیت می گویم و سلام عرض می کنم.
حجت الاسلام عاملی: و علیکم السلام و رحمه الله. محضر عزیزان خودم در جای جای  میهن اسلامی عرض ادب و احترام دارم. با فخر و شرف از طرف عزیزان عرض سلام و دعا و توسل دارم محضر علی بن موسی الرضا، و نیابت زیارت عزیزان را دارم. اگر یک بزرگی محتاج شود انسان و سراغش برود با چند نفر واسطه پشت دَر برود دَر باز می شود. من گاهی با خودم عرض می کنم این همه جمعیت پشت در آمدند قطعاً در باز می شود، عنایات علی بن موسی الرضا، پذیرایی خاص حضرت را برای همه ی عزیزانم مسالت دارم. این روزها بزرگ ترین شرایع دین در حرم رضوی جمعیتی که تا چشم کار می کند جمعیت است، احیای شرایع دینی است. ان شاءالله خدای متعال ما را جزو محرمان این بارگاه قدسی قرار دهد.
شریعتی: ان شاءالله. خیلی ها با سبک و سیاق کربلا به مشهد آمدند حاج آقای عاملی. دیروز که من می آمدم دیدم خیلی ها  کوله بر پشت کفش شان را دست گرفته بودند از باب علیک وارد حرم می شدند، موکب هایی که سر راه بود. خلاصه مردم عزیزمان خیلی صحنه های دیدنی را رقم زدند. ان شاءالله که همه ما سر سفره امام رضا متنعم شویم. امروز برای اما چه به ارمغان آوردید و بنا است چه نکاتی را بشنویم.
حجت الاسلام عاملی: من چند کلمه محضر عزیزان خودم در خصوص زائر و آداب زیارت صحبت می کنم، بعد مطالبی را در خصوص سیره علی بن موسی الرضا  دارم. ما که این جا آمدم، زائر با آمدن به حرم فاصله مکانی را برمی دارد. فاصله مکانی برداشته شده و به محضر حضرت رسیدیم ولی آن چیزی که بسیار مهم است فاصله اخلاقی برداشته شود. اگر فاصله اخلاقی برداشته شود آن ها سراغ ما می آیند. این بسیار بسیار مهم است. لذا وقتی که فاصله اخلاقی برداشته شد انسان هر کجا باشد زائر است، خودشان سراغ ما می آیند. در روایت است که امام زمان «یَتَعُ وُسِطَتُ» می آید روی فرش های شما می نشیند، «یُسَّلِمُ عَلَیکُم» و آن گونه با ما صحبت کردند که وقتی که عزیزی که اهل ایمان بوده، فاصله اخلاقی را از بین برده است، طهارت نفس پیدا کرده است، از دنیا می رود، «وَجَدَ جَماعَتَ هُناک» می بیند که پنج تن آل عبا به استقبالش آمدند. قبل از این که وارد منزل ابدی شود آن ها آن جا نشسته اند، آن ها سراغ انسان می آیند.
شریعتی: آن جا این ها پذیرایی می کنند.
حجت الاسلام عاملی: حضرت آیت الله میانجی می فرمود ما پنجاه روایت داریم که حضرات معصومین فرمودند ما به استقبال شما می آییم.
من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم
لطف ها می کنی ای خاک درت تاج سرم

یک عزیزی محضر امام صادق رسید حضرت فرمودند که روز قیامت فقط آن کسی که شما آن اعتقاد را دارید از شما می پذیرند، از انسان ها می پذیرند. وقتی که روح انسان به این جا رسید اشاره کرد به حلقوم می بیند آن چه را که قرة العین او است. آقا جان چه می بیند، حضرت نگفت. باز هم گفت چه می بیند، حضرت نگفت. باز هم زیاد پرسید، حضرت نگفت. آخر سر گریه کرد. حضرت دلش به حال او سوخت گفت: «یَروهُما» دو نفر را می بیند. گفت آقاجان «هُما» چه کسانی هستند. گفت آقا رسول الله و امیرالمومنین. گفت آقاجان آیا حرفی هم می زنند؟ گفت رسول خدا بالاترش می نشیند، امیرالمومنین پایین پا. آقا رسول الله سرش را جلو می آورد می گوید من هستم رسول خدا و منم بهتر برای تو از دنیا و آن چه ترک کردی و آمدی. بعد بلند می شود امیرالمومنین بالاسر میت می آید. می گوید: «اَنَا عَلی بنُ اَبی طالِب، الَّذي کُنتَ تُحِبُّهُ» من هستم علی که این همه علی را دوست داشتی. «اما لَاَنفَعَنَّک» قسم به خدا امروز خدمت خوبی به تو خواهم کرد. روایات مفصلی است که آن ها سراغ ما می آیند. تعبیراتی که حضرت گفتند. اصلاً خود شیخ مرتضی حائری که خیلی به علی بن موسی الرضا علاقه داشت آن قدر به زیارت حضرت می آمد، یک بار گفت که این بار خودم به سراغ تو می آیم. حضرات معصومین رغبتی که به شیعیان شان دارند، شیعیانی که عنوان شیعه را حفظ کردند، «وَ شیعَتُکَ مِن النُّور». شیعه بر منبر است اما بر منبری از نور است. چقدر باید اعتقادات ما نورانیت داشته باشد، چقدر باید اخلاق ما نورانیت داشته باشد، تا «عَلی مِن نُور» ما محشور شویم.  در این خصوص حضرات معصومی تعبیراتی دارند که من می خواهم خدمت شما عرض کنم حضرت موسی بن جعفر فرمود: «إنَّي وَ مَن یَجري مَجرَايَ مَنَ الأَئِمَةِ لَا بُدَّ لَنَا مِن حُضُورِ جَنَائِزُکُم فِي أيِّ بَلَدُ کُنتُم» من و سایر ائمه هر کجا شما می خواهید دنیایتان را عوض کنید، دنیا تمام شود و به آخرت بروید، ما باید آن جا باشیم. خیلی تعبیر بزرگی است. مرحوم شهید عباس تربتی خدا رحمتشان کند، آخر سر که در کما بود و یک هفته به هوش آمد آقازاده اش آقای راشد می فرمایند که چشم هایش را باز کرد 14 بار گفت «شَرَفتُم، شَرَفتُم، شَرَفتُم». دفعه چهاردهم خیلی گریه کرد. گفت خانم خیلی برایت روضه خوانده بودم، انتظارم همین بود که تو هم بیایی. دیدم که با حضرت زینب سلام الله علیها صحبت می کنند. آن ها سراغ ما می آیند. آقای مرعشی نجفی که مشهور است تشرفش به محضر امام حسین، می گوید پدرم. یعنی  از درس محروم شده است، رفته توسل کرده است به امام حسین، کلیددار وارد حرم کرده است، در را بسته است، شب در حرم بماند به امام حسین توسل کند می بیند بزرگان مراجع نشسته اند پشت رحل ها دارند قرآن می خوانند، پدرش را دیده است، پدرش سوال کرده که چرا آمده ای ایشان هم قضیه را گفته است، گفته زود برو با امام صحبت کن که می خواهد به یکی از کاروانسراها برود چون آن جا مریض است. گاهی مریض داریم، حضرات معصومین سراغ ما می آیند. این قصه ها را بگویم یکی دو تا نیست. زیارت آدابی دارد. اگر این آداب  رعایت شود، فاصله اخلاقی برداشته شود، سنخیتی با فکر آن ها، سنخیتی با مرام آن ها، سنخیتی با سلوک آن ها، داشته باشیم آن ها صد درصد سراغ ما می آیند. کسی به امیرالمومنین گفت آقا جان شما ساقی کوثر در آخرت هستید، فرمود من در دنیا هم ساقی کوثر هستم. یک جمله برای عزیزان خودم بگویم. امیرالمومنین در آخرین لحظه این آیه را خواندند: «إنَّ الله مَعَ  الَّذینَ اتَّقَوا وَ الَّذینَ هُم مُحسِنونَ». پیام بسیار بزرگی دارد. یعنی اگر می خواهید به محضر من برسید راهش این است «إنَّ الله مَعَ  الَّذینَ اتَّقَوا وَ الَّذینَ هُم مُحسِنونَ» آن هایی که تقوا دارند، آن هایی که اهل احسان هستند، می توانند به محضر من برسند. اگر فاصله برداشته نشود راه نمی دهند. می گوید از من دور باشد. به ابوحریره گفت یک روز بیا یک روز نیا. یک کسی کنار کعبه می گفت ای خدا، ای خدا، ای خدا. آقا رسول الله گفت چه شده، گفت گناهی دارم که خدا من را نمی بخشد. گفت گناهت چیست؟ گفت من پول دارم ولی بخیل هستم، فقیر را که از دور می بینم آتش به جانم می افتد. حضرت فرمود دور شو، از من دور شو. می ترسم در آتش تو بسوزم. اما حضرت زهرا به سلمان می گوید «جَفاکَ سَلمان» به من سلام کردی، چرا به خانه ما نمی آیی.
شریعتی: یعنی یک کاری کنیم که حضرات مشتاق دین ما باشند.
حجت الاسلام عاملی: چه تعبیر خوبی است. فرمودند ما جان خودمان را به شیعه می دهیم. چگونه باید زندگی کنیم که امام صادق می گوید جانم را به شیعه می دهم. سلوک اجتماعی را نگاه کنید، رفتارهای اجتماعی را نگاه کنیم، سیره امام رضا را نگاه کنیم که الان چند موردش را می گویم. شب امام صادق به فقرا جنس می برد، یک لواش زمین افتاد. راوی می گوید برداشتم گفت این را به اهل سنت می برید یا به شیعیان، فرمود ما این ها را برای اهل سنت می بریم. گفتم آقا به شیعه ها چه می دهید، گفت به شیعه ها جان خودمان را می دهیم. اگر فاصله اخلاقی برداشته نشود کسی بیاید زیارت، به زیارت هم نیامده است. زیارت یعنی سینه به سینه اتصال با معصوم داشته باشد. معصوم مجالست نمی کند.  
شریعتی: ولی اگر سنخیت داشتی حتی اگر  دور هم باشی زائر هستی.
حجت الاسلام عاملی:
گر در یمنی چو با منی پیش منی
ور پیش منی ور پیش منی و بی منی رد یمنی
من با تو چنانم ای نگار یمنی
خود در غلطم که من توام یا تو منی
راوی می گوید محضر حضرت رفتم، سرش پایین بود به ما نگاه نمی کرد. گفتم آقا چه اشتباهی کردم، سرش را بلند کرد گفت خدا نگاه نمی کند به کسی که در خلوت با اجنبی ها شوخی کند. من در درس قرآن در کوفه  با یک خانم اجنبی شوخی کرده بودم. من یک جمله بگویم بعد از امام رضا سخن بگویم. حضرات معصومین از ما، از زائر، دو چیز می خواهند: طهارت، معرفت. این دو باشد ما همیشه در محضر معصوم هستیم. گناه همه جا را پر کرده است. آقای دولابی می گفت امام حسین همه جا را پر کرده است. «اللّهُمَّ إنِّی أسألُکَ بِرَحمَتِکَ الَّتِی وَسِعَت کُلِّ شِیءِ» اسامی خدا همه جا را پر کرده است. فرمودند: «نَحنُ الاُسماءُ الحُسنی». خودشان هم شروع می کنند. اگر طهارت باشد خودشان برنامه را شروع می کنند. «وَ لَو عَلِمَ اللهُ فِیهِم خَیرَاً لَأسمَعَهُم» خدا فرمود من اگر بدانم کسی استعداد دارد او را می گیرم رهایش نمی کنم. خدا در قرآن شروع کرده است «یُحِبُهُم وَ یُحِبّونَ». اول خدا شروع کرده است. «وَاتَّخَذَا اللهُ اِبراهیمَ خَلیلاً» اول خدا شروع کرده است. «وَ کَلَّمَ اللهُ مُوسي تَکلیما» اول خدا شروع کرده است. «وَاصْطَنَعْتُكَ لِنَفسي» اول خدا شروع کرده است. «و واعدنا موسی» اول خدا شروع کرده است. قرآن پر از «إنَّ الله اشْتَری» است معامله را چه کسی شروع می کند؟ مشتری. محضر آقای حسن زاده آملی رفتم. این روزها منسوب به ایشان است. گفتم  حضرت آقا یک دستور العمل نابی به من بده که تا آخر عمر روی آن کار کنم. فرمود از اهم امور همت به طهارت است در همه ی امور، بعد از آن نفس کشیدن. بعد فرمود
پاسبان حرم دل شده ام  شب همه شب
تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم
عزیزان من یک نکته را توجه کنند. زیارت، توسل، دعا، همه ی این ها مقتضی است، اقتضا دارد که در باز شود. علت تامه نیست. مقتضی زمانی کارش را انجام می دهد که مانعی در کار نباشد. اگر مانعی باشد در باز نمی شود. حق الناس اگر ذمه ما باشد در نماز جلوی خدا بایستیم در روایت است که هر چقدر نماز می خوانیم به ما لعنت نازل می شود چون حق الناس داریم.
شریعتی: شستشویی کن و آن گه  به خرابات خرام.
حجت الاسلام عاملی: تا نگردد ز تو این دیر خراب آلوده. گاهی معصوم یک ماه یک کسی را راه نداده است. در را باز نکرده است. دستش را روی سینه کنیز گذاشت گفت امام خانه است، حضرت از داخل داد زد بی مادر شوی به خانه بیا. «لا اُمَّ لَک» بیا خانه. این چه کاری بود که دست به نامحرم زدی. گفت می خواستم شما را امتحان کنم که آیا شما بلدید. گفت این دیوارها بین شما و ما اگر حائل باشد چه فرقی بین ما و شما است. یک جمله هم بگویم خیلی کمرشکن است. به امیرالمومنین گفت آقا «واللهِ إنِّي اُحِبُک». حضرت فرمود: «وَ اللهِ إنِّي اُغبِضُک». گفت قسم به خدا تو را دوست دارم، گفت قسم به خدا دوستت ندارم. چرا؟ چون زبانش یک چیز می گفت دلش یک چیز دیگر می گفت. سر معصوم کلاه نمی رود. رفتارها اگر رفتارهای مناسب با تفکر معصوم، با تفکر قرآن نباشد. یک روایتی هم بخوانم باز خیلی خطرناک است. کسی که از دنیا رفته اما آلوده است. می گویند: «مَن رَبُّک» خدایت کیست، می گوید خدا. خدا از بالا می گوید: «کَذِبَ» دروغ گفت. جهنم همین است. رب یعنی کسی که تربیت ما را به عهده گرفته است. حالا من از حضرات معصومین چند کلمه عرض کنم. ائمه اطهار چند  لقب دارند، لقب هایی که همه پر مفهوم است. اول این که خازن؛ امام رضا خازن است. «یا خازِنَ الکِتابِ المَسطُورِ». تمام وحی از آدم تا خاتم در قلب این ها است. از جمله القاب آن ها میزان است. میزان یعنی ترازو، یعنی کار خودمان را باید با امام رضا تنظیم کنیم. «السَّلامُ عَلَیک یا میزانَ الاَعمال». الان نماز صبح شما، نماز ظهر شما، با امام رضا وزن کردند. خدا سه چیز فرستاده است: خدا، پیغمبر و میزان. یکی هم الگو؛ آن ها الگوهای جاودانه هستند. امیرالمومنین فرمود هر مأمومی باید امامی داشته باشد تا از  نور امام بگیرد. ما از نور امام رضا چه گرفته ایم. کسی که امام رضا را ندارد، کسی که امام رضا را دارد، باید یک فرقی باشد یا نه. چقدر سیره امام رضا را آشنا هستیم. من از علم امام رضا، سیره امام رضا، چند کلمه سریعاً عرض کنم.
شریعتی: بفرمایید.
حجت الاسلام عاملی: حضرت آقای شریعتی، حضرت علی بن موسی الرضا و امیرالمومنین یک نقطه اشتراک دارند. در امیرالمومنین هم آمده است «حِکمَتاً وَ عِلما»، در امام رضا هم آمده است «حِکمَتاً وَ عِلما».از این حکمت چه گرفتیم؟
شریعتی: سهم ما چقدر بوده است.
حجت الاسلام عاملی: این هایی که الان این همه گریه می کنند، عزادار هستند، به نظر شما کدام یک بیشتر به امام رضا نزدیک است؟ آن کسی که فاصله اخلاقی را برداشته است. این همه اشک ریخته می شود که چقدر مبارک است. کدام اشک مقبول است؟ «وَ عَبرَةَ مَن بَکَی مِن خَوفِکَ مَرحُومَةً». هر روز این جا زیارت امین الله را می خوانند. «وَ عَبرَةَ مَن بَکَی مِن خَوفِکَ مَرحُومَةً» خدایا آن اشک چشمی که از خوف تو ابر است به آن دلت می سوزد، رحم می کنی. «وَ عَبرَةَ» یعنی شما را بردارد و عبور دهد و برود.
شریعتی: «أَنا قَتیلُ العَبَرات».
حجت الاسلام عاملی: امام حسن هم این گونه است. یعنی این جا آمدید متولد شوید، برگشتید دیگر همه چیز حساب شده است. چند کلمه از حکمت امام رضا عرض کنم. خیلی سنگین است. 1) «إنَّ شَرَّ النّاس مَن مَنَعَ رَفدَه وَ اَکَلَ وَحدَهُ وَ جِلدُ عَبدِه» کسی که یکه خوار باشد. امام فرموده است. امروز تصمیم بگیریم یکه خوار نباشیم. 2) از استطاعت مان خارج نشویم. امروز تصمیم بگیریم از استطاعت خارج نشویم، مرام امام رضا همین است. «وَعَدَ اللهِ العَظیم» بسیار بالاتر از بوسیدن در مبارک امام رضا است وقتی به این حرف ها عمل کنیم. از استطاعت مان خارج نشویم. تابستان روی حصیر می نشست چون استطاعت داشت، زمستان روی پلاس می شست چون  استطاعت امور داشت. رسول خدا فرمود: «تَبصَروا وَ لا تَسمَعوا قُلوبُکُم» از استطاعت خارج نشوید تا دل ها به هم نزدیک شود. فرمود دایره ای بنشینید تا پستی بلندی کاذب دیده نشود. کسی وارد می شد پیغمبر را نمی شناخت، خراب می شد. گفتند بگذارید تخت درست کنیم فرمود: «إنِّی اَکرِهُ اَنِ المُلوک» من نمی خواهم مثل شاهان عمل کنم، «کانَ مِن تین» یک سکوی گلی برایش درست کردند. در  مرکب هم از استطاعت امور خارج نشد. الاغ سوار می شد کسی را هم ردیفش می کرد، در منزل هم از استطاعت امور خارج نشد. خانه ها را خراب کردند یک ضجه ای بلند شد از مدینه که وقتی دیدند که آقا رسول الله چقدر استطاعت داشته است. در دادن امتیاز به فرزند از استطاعت امور خارج نشد. حضرت زهرا آمد، امیرالمومنین گفت برو کنیز بگیرد. گفت زهراجان آیا همه کنیز دارند، ندارند. به تو کنیز نمی دهم، به جایش حضرت زهرا را می دهم.
شریعتی: این قدر حواسشان به همه بود.
حجت الاسلام عاملی: از استطاعت امور خارج نشد.  حضرت جهیزیه حضرت زهرا را نگاه کرد گریه کرد. کنیز خزائن الارض دستش بود، از استطاعت امور خارج نشد، مرکب ریاحی سوار نشد. اگر ما فرزند پیغمبر هستیم که فرمود: انا و علی ابوا هذه الامة
این را «سر به هوا!» گفته...  » سیره حضرت علی بن موسی الرضا دانه دانه عرض می کنم. هر چه داشت در روز عرفه همه را داد. وزیر گفت: «إنَّ هَذه هُوَ الخسارَت». گفت این گونه نگو، «إنَّ هَذا هُوَ المَغنَم». گفت این خسارت محض است که هر چه داشتی دادی، گفت عین غنیمت بود چرا می ترسید. کسی پول داشته باشد، یک کسی که گرسنه باشد. مسئولیت آن گرسنه در شهر با آدم های متمول است. پیغمبر ما فرمود فتنه امت من فتنه مال است. «وَ فِی اَموالِهِم حَقُّ مَعلوم لِلسائِل وَ المَحروم». این حرف آن قدر خطیر است که مردم بدانند مسئولیت شخصی که بچه اش مریض است، نمی تواند به معالجه ببرد، بر عهده کسانی است که متمول هستند. سه بار امام حسن مجتبی کل ثروتش را با خدا تقسیم کرد. بگذارید یک جمله بگویم محشر است.
شریعتی: بفرمایید.
حجت الاسلام عاملی: مهر قبولی اعمال چیست؟  نماز می خوانیم، روزه می گیریم، زیارت می آییم، حج می رویم. به نظر شما مهر قبولی اعمال چیست؟ خیلی حرف است. حضرت موسی ابن جعفر فرمود زمانی که دفتر اعمال شما را باز کردند، زمانی مهر می زنند که قبول شد، «إنَّ خَواتیمَ اَعمالُکُم». «خَواتیم» ینی مهر بزنند که قبول شد. «قَضاءُ حَوائِجِ إخوانِکُم» کسی که گرفتار است، غم و غصه دارد، به بن بست رسیده است، مایوس است، در هفت آسمان یک ستاره ندارد، آبرویش در خطر است، شأن اش شکسته شده است، یک قضای حاجتی داشته باشی اگر این در دفتر اعمالت نباشد مهر قبولی نمی خورد. این مسئله آن قدر سنگین است که حضرات معصومین این را گفتند. بگذارید من از امام رضا چند کلمه هم بگویم بعد خدمت شما هستیم.
شریعتی: بفرمایید.
حجت الاسلام عاملی: یک دخترکی را آوردند. این دخترک دختر مودب، مبارک، خوب، بود. قریب به سن بلوغ بود. وقتی به امام رضا رسید همه می بوسیدند نوازش می کردند، حضرت خیلی حرمت به این طفل کرد اما از صورتش نبوسید. رعایت حریم کرد. حریم رعایت شود، «وَ فِسادٌ عَظیم». زیارت علی بن موسی الرضا آمدی، زیارت را خواندی.
شریعتی: حیا.
حجت الاسلام عاملی: حریم نگاه را رعایت کردی. حریم چهار رکن دارد. ان شاءالله یک روزی بحث می کنیم. هر رکنی شکسته شود یک لشکری از گناهان پشت سرش است. یکی هم از امام رضا عرض کنم. آن هم این است. نشسته بود، یک کسی وارد شد گفت آقاجان، شیعه شما شراب خورده بود و مست شده بود. حضرت خیس عرق شد، «تَعریقُ وَجهِ اَبوالحَسَن». آیا خوب است حضرت عرق شرم داشته باشد، ما به همواره بگوییم رضا، رضا، رضا. اگر شراب نباشد در عروسی این گونه می گویند، می گویند درویش تویی. توی یعنی عروسی، درویش تویی یعنی عروسی درویشانه. عزیزان من همه توجه کنند. دو طایفه است، یکی به جهنم می رود به خاطر «لَعَلی یُقال»، یکی هم به جهنم می گوید «لِیُقال». کسی که خدایی ناکرده در جبهه جنگ می کند می خواهد شجاعت خود را نشان دهد «شُجاعٌ» به جهنم می رود. ریا شد. یکی هم «لَعَلی یُقال» مبادا چنین بگویند، مبادا چنان بگوید. روزگار این گونه آمده است. این ها هم به خاطر «لِیُقال» به جهنم می روند.  و آخرین حرفم از علی بن موسی الرضا این جمله باشد که محشر است. فرمود: «ما یُعلَمُ ما هُناک إلَّا بِما هاهُنا». امروز همین را بگیریم به آقا عرض ادب کنیم. حضرت فرمود آن چیزی که در پشت پرده است در آخرت، فهمیده نمی شود مگر با آن چه که در این دنیا است. این جا دل شکستی، آن جا باید بشکنی. اسم  جهنم را حطمه گذاشتند. اصلاً حطم سیره مبالغه است. مبالغه در مبالغه؛ یعنی جهنم خیلی ها را خیلی می شکند. چرا؟ چون مردم را شکستی، از استطاعت امور خارج شدی، چشم و هم چشمی درست کردی، باعث شدی که طرف بشکنند، غیبتش را کردی، تهمت زدی، شکست. تو باید بشکنی. بعضی ها یک ظلمی می کنند، مثل یک دیگ در بسته می سوزد حرفش به جایی نمی رسد. قرآن می گوید این را داخل می کنیم در دیگ در بسته، «فِي عَمَدِ مُمَدَّدَة» که ناله اش به جایی نرسد. آقاجان من تمام حرف هایم این بود که به عزیزان خودم بگویم امام رضا چرا شهید شد. یک تنازل می کرد، چه می شد. یک بله می گفت، چرا بله نگفت. چرا حاکمیت جور را تایید نکرد.
شریعتی: یک وقتی شما گفتید راجع به آن سوالی که مامون از حضرت پرسید می توانست شهادت دروغ دهد و این را نگفت.
حجت الاسلام عاملی: اصلاً در مجلس ولایت عهدی گفت برو خطبه بخوان. یک کلمه از مامون تشکر نکرد، یک کلمه اسمش را نیاورد. گفت یاایها الناس ما حقی داریم گردن شما، شما حقی دارید گردن ما. شما حق ما را ادا کنید، ما حق شما را ادا کنیم. چرا این کار را کرد، چرا تایید نکرد، چرا یک بله نگفت. امام حسین چرا یک بله نگفت. حضرت موسی بن جعفر این همه پیشنهاد داد، چرا یک بله نگفت. این بله نگفتن آیا ماموریت شخصی است، یا جزو تکلیف است. ما باید در برابر حاکمیت  جور بله نگوییم. علت شهادت تمام ائمه فقط یک کلمه است، رهبریت ناصالح را تایید نکردند، تاکید بر رهبریت صالح کردند. عصاره کربلا هم همین است. امام حسین آمد رهبریت صالح را تعریف کند. « مَا الاِمامُ إِلاَّ الْعامِلُ بِالْکِتابِ، وَ الاْخِذُ بِالْقِسْطِ، وَ الدَّائِنُ بِالْحَقِّ، وَ الْحابِسُ نَفْسَهُ عَلى ذاتِ اللهِ ». وقتی امام رضا به این شهر وارد می شد مامون همه را دروازه جمع کرده بود. تا امام را دید گفت ایها الناس من فکر کردم که افضل از همه کیست دیدم  که علی بن موسی الرضا است، افضل از تمام علویون، افضل از تمام عباسیون. می خواهم شنل هدایت را به حضرت بدهم. تا شنل خلافت را خواست دربیاورد حضرت گفت دست نگه دار، اگر این را خدا به تو داده است چطور به من می دهی، اگر مال تو نیست چگونه این را پوشیدی. ببینید این حرف ها اگر نبود شهید نمی شد، مسموم نمی شد. هیچ امامی شهید نمی شد. شما را به خدا، شما را به پیغمبر، در روز شهادت معصومین این یک لحظه یک حسابی باز کنیم. این امام چرا شهید شد، چرا تصلب داشت روی مسئله امامت و ولایت. مرام شان این است، هویت شان این است، پیام شان این است، سفارشان هم این است. اگر ما در این مسیر بودیم محرم هستیم، اگر در این مسیر نبودیم نامحرم هستیم.
شریعتی: بسیار خوب. خیلی نکته های  خوبی را شنیدیم  حاج آقای عاملی و من امروز فهمیدم که معرفت به حق حضرات معصومی علیهم صلوات الله که زیاد شنیدیم «عارفاً بِحَقِّ»، یا در مورد حضرت معصومه «عارِفاً بِحَقِها»، این معرفت یکی بخشی برمی گردد به شناخت ما از سیره شان که خودمان را شبیه شان کنیم. یادم نمی رود در ایام ولادت حضرت رضا بود یا شاید هم شهادت حضرت، یک مناسبتی که ما مشهد مشرف بودیم حاج آقای حسینی قمی که ان شاءالله خداوند حفظشان بدارد، این جا یک درخواستی کردند از صاحب خانه ها، گفتند به خاطر امام رضا ملاحظه مستاجرها را بکنید. و چقدر پیام های خوب و بی نظیری ما در آن ایام داشتیم از صاحب خانه ها و مستاجرها که حال دل مان را خوب کردید. امروز هم با نکاتی که حاج آقای عاملی فرمودند به نظرم می توانیم یک قراری را با امام رضا علیه السلام بگذاریم با شعار این که امسال هم مزین در صحن و سرای حضرت و سراسر میهن پهناور اسلامی مان که همه خادم الرضا هستیم. حاج آقای مهندسی می فرمودند که دیروز هم در برنامه عرض کردم، یاد کنیم همه ی اموات را، این دیوارهای حرم را توسعه دهیم. تمام ایران حرم امام رضا شود و همه خادم شویم به عشق حضرت یک گره ای را باز کنیم.
حجت الاسلام عاملی: یک نکته بگویم.
شریعتی: بفرمایید.
حجت الاسلام عاملی: اگر علی بن موسی الرضا این جا تشریف بیاورد، از همه ما سوال کند که روایات می گوید که زیارت من ثوابش از ثواب زیارت همه امام ها بیشتر است. موسی بن جعفر فرمود که ما کنار عرش می نشینیم، زوار هم با ما می نشینند، رتبه زوار امام رضا از همه بالاتر است، هدایایی هم که خدا به زوار امام رضا می دهد بالاتر از هدایای زوار تمام ائمه است. اگر امام رضا از من و تو که شیعه هستیم بپرسد، نه شیعه، عاشق هستیم، بگوید چرا.
شریعتی: نشانه بده.
حجت الاسلام عاملی: الان به حیاط برویم سیل جمعیت می بینیم، غوغا است. بپرسیم چرا. اصلاً لذت زیارت امام رضا وقتی است که شما سر این را بفهمید. امام رضا چه کار کرده است. حضرت اباعبدالله آن کار را کرده است، امیرالمومنین شاهکار کرده است. چه شده است، چه نقشی داشته است در تقویت دین و در رسیدن اراده خدا که این ثواب را به ما دادند.
شریعتی: ما  با دعای خیر شما این جا هستیم. یک مقدار سخت است. همیشه نگاه مان این است که مشرف شدن به مشاهد مشرفه وقتی که  خیلی عظیمی از مردم نمی توانند، به هر دلیل محروم هستند، خیلی برای ما سخت است. اگر توفیقی است که امروز از جوار حرم مطهر رضوی به شما سلام کنیم قطعاً لطف حضرت بوده و دعای خیر شما و نهایت قدرشناسی است که نایب الزیاره و دعاگوی تک تک شما باشیم. برای شفای مرضا مخصوص دعا می کنیم، برای عاقبت بخیری تمام جوان ها، برای حل تمام مشکلات و گرفتاری های مردم عزیز مان، برای اموات و درگذشتان و همه ی پدرها، مادرها، برادرها، خواهرها، که جای خالی شان در بین ما احساس می شود. ان شاءالله همه شان همین الان مهمان سفره پربرکت علی بن موسی الرضا علیه السلام باشند. صفحه ی 316 قرآن کریم را با هم تلاوت کنیم. ثوابش را هدیه کنیم به روح بلند حضرت رضا. برمی گردیم در بخش دوم گفتگویمان بااحترام همراه شما هستیم و در کنار شما.
صفحه316قرآن کریم

شریعتی: جای شما خیلی خالی است در حرم حضرت رضا علیه السلام. فرمود: «مَن اَحَبَّ أن یَلقَی اللهَ ضاحِکاً مُستَبشِراً فَلیَتَوَلَّ عَلِیِّ ابنَ مُوسَی الرِّضا (ع)» آن هایی که دلشان می خواهد خدا را ضاحک و مستبشر ببینند باید امام رضا را دوست داشته باشند. ما دلمان سرشار از محبت آقا است. امروز به آقا عرض کردم:
ویرانه را گران نکند زرق و برق ها
باید مرا بکوبی و از نو بسازی
ان شاءالله همه مان زیر سایه امام رضا عاقبت بخیر شویم. من یاداوری کنم برای قربانی ماه ربیع الاول عزیزانمان مثل همیشه می توانند به کانال ما در سروش و ایتا، یا به سایت مان، یا به شبکه 800 پیام نما یا تلتکست مراجعه کنند. وقت در اختیار حاج آقای عاملی است و بنا است روضه بشنویم.
حجت الاسلام عاملی: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ». من می دانم که عزیزان هر کجا هستند دلشان خیلی گرفته است، منتظر روضه هستند. علی بن موسی الرضا  روضه اش را می خواهم بخوانم. خود حضرت می گویند آن قدر گریه کرده است چشمم زخمی شده است. «إنَّ یَومَ الحُسِین أقرَح جُفونَنا». شما چقدر باید گریه کنید تا چشم تان زخمی شود. دنبالش فرمود: «إنَّ یُوم الحُسینِ أقرَحَ جُفُوفَنا وَ أذّل عَزیزَنا» کربلا عزیز ما را ذلیل کرد. رفتم محضر آقای میانجی گفتم آقا عزیزی که می گوید کیست. آن قدر گریه کرد. گفت عمه اش زینب است. من روضه حضرت زینب را می خوانم برای این که برای مریض ها شفا بگیریم. زینب آن قدر مصیبت دارد. یک مصیبتش را روضه اش را می خوانم. روضه ی التماس. عزیزان من را از کلمه التماس مذمت نکنند. حضرت زینب سلام الله علیه چند جا التماس کرده است. یک التماسش وقتی بود که آمد در قتلگاه دید امام حسین آن گونه شمر روی سینه اش نشسته است سریع خودش را رساند. به شمر التماس نکرد. خودش را به عمرسعد رساند و التماس کرد. گفت: «أیُقتَل عَبدالله وَ انظُر». اما امام حسین نمی دانم چه دید، چشمم پر اشک شد، صورتش را برگرداند. خانم دستش از همه جا کوتاه شد. التماس دوم وحشتناک است. التماس کرد به عمر سعد، گفت بگو این لباس هایی را که از ما گرفتند برگردانند. یک زنی بیرون آمد ستون خیمه را برداشت یک جمله ای گفت که ای کاش نمی گفت، اگر گفته است ای کاش ما این را نمی خواندیم، ای کاش ما این را نمی شنیدیم. خیلی ببخشید، نمی توانم ترجمه کنم. گفت «یُصلَب رُسولِ الله». خود رسول خدا می دانید در کربلا بوده است. حضرت زینب وقتی می خواهد صحبت کند با پیغمبر صحبت می کند، «حُسِیِنٌ بِدِّماء» امام حسین وقتی می خواهد صحبت کند پیغمبر را مورد خطاب قرار می دهد «یاجَدّا، یارَسولَ الله». حالا این خانم این تعبیر را کرد. سومین جایی که التماس کرد دفن شهدا بود. دید که لشکر دارد حرکت می کند، جنازه برادر روی خاک، برادرها روی خاک، عزیزان روی خاک، نه نمازشان را خواندند، نه دفن کردند. آن طفل 3 ساله را فرستاد، حضرت سکینه را فرستاد، که «ما رَجالا» برای ما که نگذاشتید مردی بماند، «وَ لا أَری فِیکُمُ مُرُوَه» در شما مروت نمی بینم، اجازه دهید من بیایم حسینم را دفن کنم و نماز بخوانم اما این را هم اجازه ندادند. این هم یک التماس دیگر بود. یک التماس وحشتناکی است که امام حسین شهدا را می آورد در خیمه جمع می کرد. می گفت: «قَتلانا قَتلَ النَبییّن» خیمه خیمه ی شهدا بود، همه را آن جا جمع کرده بودند. ناگهان یک ندایی داده شد. هر کس هر کسی را کشته است سرش را به کوفه بیاورد تا جازه بگیرد. این دیگر آن قدر سنگین  است. چه شد؟ چه کار کردند؟ دیگر نمی شود خواند. خود امام زمان باید این روضه را بخواند. پنجمین التماس این بود که آن قدر التماس کرد که من را وارد کوفه نکنید. در کوفه من را می شناسند. کوفه خیلی سنگین بود. 5 سال آن جا تفسیر گفته بود. لذا سرش را پایین انداخت، آن قدر پایین انداخت که کسی نشناسد. عزیزان بیننده اگر می خواهید گریه کنید بر امیرالمومنین گریه کنید که تمام صحنه ها را می دید. یک روزی در کوفه به خانم زینب گفت دخترم انگار می بینم تو را اسیر کردند، به کوفه آوردند. زینب نگاه می کنم می بینم چرا سرت را پایین انداختی که کسی تو را نشناسد. آخر سر از آن بالا کسی گفت: «مِن اُساری انتُنَّ». خانم دیگر نتوانست خودش را حفظ کند. گفت: «اُسارا...». این هم یک التماس بود. اما یک التماس دیگر عرض می کنم. به شمر التماس نمی کرد. به شمر التماس کرد من را از باب الساعه به شام وارد نکن، آن جا جمعیت خیلی زیاد است.  کسی حرمت داشته باشد، جایگاه داشته باشد، شخصیت داشته باشد، جمعیت به تماشا آمدند و جشن گرفتند، گفت من را از این جا وارد نکنید، از در دیگر وارد کنید. اما آن ملعون از باب الساعه وارد کرد. سه ساعت تمام خانم در منظر نامحرم بود. در گودی قتلگاه تا امام حسین دید که حضرت زینب به آن جا آمده است گفت خواهر برگرد، به خیمه ها برگرد که تو را این جا نامحرم نبیند. آن جا چه حالی داشت. یک هفتمی را من عرض کنم. این را از حضرت آیت الله میانجی یاد گرفتم. آقای میانجی می فرمود سر مبارک را می خواستند وارد خرابه کنند خانم زینب جلوش را گرفت. گفت نمی گذارم سر را داخل خرابه ببرید، این بچه ها اگر ببینند من نمی توانم این ها را نگه دارم. خدا رحمت کند آقای میانجی را، می فرمود همچنان که حضرت زهرا مجروح شد، حضرت زینب سلام الله علیها. اجازه دهید آخرین التماس را عرض کنم. آخرین التماس دیگر به انسان ها التماس نکرد. آن زمانی بود که به قتلگاه رسید، دید حسین چنان تشنه است. «یَلوکُ بِلِسانه» زبانش را به دندان گرفته، آن جا دیگر به هیچ کس التماس نکرد، یک وقت  دیدند صورتش را بالا گرفت، خطاب به آفتاب. با آفتاب صحبت کرد. گفت آی گون آزاد حرارتی، یاندو قارداشیم. یعنی ای آفتاب حرارتت را کم کن، برادرم آتش گرفت می سوزد. «عَلَی لَعنَةُ الله علی القومِ الظالِمین». خدایا به عزت و جلالت قسم می دهیم با عنایات خاصه خودت با ما معامله بفرما، مریض ها و مرضای منظور شفای عاجل مرحمت بفرما. عنایات خاصه علی بن موسی الرضا را برای همه ی زائرین مکرم، برای همه ی عزیزانی که با ما همراه شدند، از طرف همه ی عزیزان من عرض می کنم «السَّلامُ عَلَیکَ یا اَبَالحَسَن یا عَلی بنِ مُوسی الرَضا». خدایا به همه عنایت بفرما، کسانی که زائر نیستند ثواب زائر مرحمت بفرما، اقتدار کشور اسلامی مضاعف بفرما، مقام معظم رهبری طول عمر پربرکت و با عزت مرحمت بفرما، عالی ترین مراتب عبودیت  و معرفت به ما مرحمت بفرما، توفیق طاعت عبودیت و تهجد و مناجات و خلوت  و انس با خودت را به ما مرحمت بفرما، خدایا صورتت را از ما برنگردان، موانع استجابت این دعاها را برطرف بفرما، تو را قسم می دهم به ناله ی تمام انبیا و اولیا در طول تاریخ در ظهور آقا امام زمان تعجیل مرحمت بفرما. به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
شریعتی: الهی آمین. خیلی از شما ممنون و متشکرم حاج آقای عاملی عزیز، خیلی ممنون از توجه و همراهی شما. از همه ی دوستان خوبمان در پخش هم صمیمانه ممنون و متشکرم، بچه هایی که دست به دست هم دادند که این ارتباط از حرم مطهر رضوی در سالروز شهادت حضرت تقدیم نگاه شما بشود. مخصوص برای شفای مرضا دعا می کنیم و ان شاءالله به زودی زود زیارت بهشت روی زمین نصیب فرد فرد شما بشود.
«اللهُمَّ عَلی بنِ مُوسیَ الرِضَا المُرتَضی».