اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

88-12-17-حجت الاسلام والمسلمين مهندسي-نماز

88-12-17
سوال – من 36 سال دارم و تا بحال نماز نخوانده ام و چون در مسجد نماز بلد نبودم، باعث خنده و تمسخر نمازگزاران شد و اين باعث شد که من ديگر به مسجد نروم. مگر خدا نگفته هر موقع به طرف من بيايي، من تو را قبول مي کنم، پس چرا نمازگزاران اين طوري رفتار کردند و من را رنجاندند؟
پاسخ - قبلا به اين مطلب اشاره شد که کسي اشتباهي و خلافي داشته برگشته و توبه کرده، وظيفه ي ديگران چيست؟ اگر کسي در محيط کارگري کار کرده و خاک همه ي بدن او را گرفته باشد، با اين شرايط نمي تواند در فضا به راحتي بنشيند ولي حمام مي رود و تميز ميشود. آيا بايد نگاه به قيافه ي قبل از حمام رفتن او کرد يا به الان که تميز شده و لباس تميز پوشيده؟ گناه هم همنيطور است. انسان گناهکار آلوده است. حالا وقتي رفت و توبه کرد، از فضاي گناه بيرون آمده است و ديگر نبايد آن نگاه قبلي را به او بکنيم. چرا بايد به گناهکاري که توبه کرده با سوء ظن نگاه کرد؟ مراقبت جمعي غير از سوءظن است. جواني است خلاف کرده، خطايي داشته، الان برگشته، اينکه پدر و مادر، مربي بايد از اومراقبت کنند و هوايش را داشته باشند، درست است ولي اين غير از سوءظن و بدبيني است. همه ي ما بايد هواي همديگر را داشته باشيم. همه ي ما بايد مواظب همديگر باشم. پيامبران نسبت به گناهکاران هم، نگاه با مهر و محبتي داشتند. اگر پيامبر نسبت به ما مهرباني و عطوفت نداشت، چرا براي هدايت ما خودش را از پا درآورد؟ خدا مي فرمايد: پيامبر من به تو مسئوليت دادم که بروي و مردم را هدايت کني ولي تو داري خودت را از پا در مي آوري. يعني آنچنان پيامبر سرعت گرفته در هدايت مردم و براي مردم مي سوزد که خدا اينطوري مي گويد. پس ما بايد آنها را تحويل بگيريم. اين جوان نماز بلد نيست. بايد کم کم به او ياد بدهيمA  و او را تشويق کنيم و با او دوست بشويم. پيرمردي وضوي اشتباه ميگرفت. امام حسن (ع) و امام حسين (ع) در سنين کودکي بودند. پيش اين پيرمرد آمدند و گفتند ما وضو مي گيريم ببين کداميک از ما وضوي درست را ميگيريم. آنها يک وضوي خيلي قشنگ گرفتندA  و پيرمرد به اشتباه خودش پي برد. چه شيوه ي قشنگي. يک بچه، يک پير مرد را راهنمايي مي کند با اين شيوه ي جالب. تمام مشرکين صدر اسلام که مسلمان شدند مگر نماز شب بلد بودند؟ پيامبر با مهر و محبت و کم کم به آنها ياد دادند. بنابر اين پدر و مادر و جامعه مسئول هستند که مردم را تحويل بگيرند. طرف يک عمر خلاف مي کرده و حالا وارد مسجد شده است، مسجدي ها نبايد به او نگاه بد کنند. جواني مدتي به خلاف مشهور بوده ولي الان برگشته، همه با آغوش باز او را قبول کنند، جامعه و خانواده او را بپذيرد، بيشتر از او مراقبت کند ولي نسبت به او بدبين نباشند. کنارش بنشينند و به او تبريک بگويند که برگشته و با مهرباني و عطوفت با او برخورد کنند. با او رفيق شوند. حالا اگر مدتي خلاف مي کرده و حالا وارد جامعه شده است، نبايد به او کار بدهند؟ نبايد به او زن بدهند؟ نبايد او را تحويل بگيرند؟ ما متاسفانه از آن نگاه اسلامي به دور هستيم. و اسلام را در چند حرکت ظاهري پذيرفته ايم و آن اخلاقيات بسيار زيبا و قشنگ اسلامي را از خودمان دور کرده ايم، آن لطافت ها و نرمي ها ناديده گرفتن ها و بزرگ منشي ها. پدر و مادر ها و جامعه با نگاهي بزرگ منشانه به گناهکاراني که برگشته اند و توبه کرده اند و حتي گناهکاران را در گناهشان قبول نکنند اما در شخصيت و هويت انساني آنها را بپذيرد. بگويد دخترم پسرم خيلي دوستت دارم ولي اين روش تو را قبول ندارم و حسابت را جدا ميکنم. تفکيک کنند تا جوانان ما بفهمند که پدر و مادر و جامعه با رفتارما بد هستند نه با خود ما.
سوال – با اينکه اهل نماز هستم و از گناه دوري ميکنم ولي مدام فکر ميکنم که به جهنم مي رومA  و خودم را در آتش جهنم تصور مي کنم. من را راهنمايي بفرماييد.
پاسخ - ريشه ي اين تصور چيست؟ چرا به خدا نگاه تلخ داريم؟ خدايي که اين همه در رحمت را باز کرده و سفارش کرده که اي بنده هاي من از من نترسيد و من جاي ترس ندارم. رفتار ناشايست خودتان ترس دارد. چشم انداز ما خودمان نباشيم. اگر چشم انداز ما خودمان باشيم، بايد بترسيم ولي اگر چشم انداز ما لطف خدا باشد. الهي چون در خود نگرم ا زجمله خاکساران و خاک بر سر و چون در تو نگرم از جمله ي تاجدارانم و تاج بر سر. امام حسين (ع) در دعاي عرفه دارد: خدايا من چگونه احساس خواري و تنگدستي نکنم در حاليکه در تنگدستي متمرکز هستم، چگونه احساس بزرگواري نداشته باشم که منسوب به تو و عبد تو هستم. اينکه ايشان فکر مي کنند به جهنم مي روند ممکن است از القائات شيطاني باشد. اين ترفند شيطان است که ميخواهد از خدا دورش کند. مي خواهد به اين مسائل کم کم بي ميلش بکند. اين عزيز عباداتش را محکم انجام بدهد و بداند که به فضل الهي وارد بهشت مي شود. فردي پيش امام صادق (ع ) رفت و گفت: شما دعا کنيد که خدا ما را وارد بهشت کند. امام فرمود: ولايت ما را قبول داري و محبت به ما را داري؟ گفت: بله. آيا قبول داري که کساني که به مسند قدرت نشسته اند حق ما را گرفته اند؟ گفت: بله. فرمود: تو در بهشت هستي و دعا کن که از بهشت بيرونت نکنند. خوب فکر کنيد که اين سوالها را از ما بکنند و مي بيني که ما هم در بهشت هستيمA  و مواظب باشيم که ما را از بهشت بيرون نکنند نه اينکه در جهنم هستيم و چکار کنيمA  که بيرون بياييم.
سوال – من هروقت همسرم را براي نماز صبح بيدار ميکنم، دعوا ميشود و ميگويد: اگر من زودتر از نه صبح بيدار بشوم سردرد مي گيرم. من بايد چکار کنم؟ من نمي خواهم او در آتش جهنم بسوزد.
پاسخ - در اين سوالات يک احساس خيلي قشنگ است و يک عمل ناپسند هم هست. احساسش اين است که اين خانم يا آقا چقدر عاشق همسرش است که مي گويد دوست ندارد که همسرش در آتش جهنم بسوزد. که اين زيبا وقشنگ است و يک کار ناپسند است و آن بيدار کردن براي نماز است. اگر کسي بيدار شد مکلف است که نماز صبح بخواند ولي اگر بيدار نشد فعلا تکليفي ندارد و وقتي خارج از وقت بيدار شد تکليف قضايي بر گردنش است. ادا را مکلف نبوده چون خواب بوده. فرض اين است که آقا يا خانم نمازخوان است و خوابش برده است. تو مکلف هستي که بلند بشويي و نماز بخواني و حتي واجب نيست که ساعت بگذاري. اما تصميم را بگيرد که من انشاءالله در اين ساعت بيدار مي شوم و نمازم را مي خوانم. خوب اگر بيدار شد که نماز ادا مي خواند و اگر خوابش برد نماز قضا مي خواند. شما از کجا مي داني که همسرتان جهنمي است؟ از نظر فقهي بدانيد که اگر شخصي بگويد من راضي نيستم براي نماز بيدارم کني و شما اين کار را کردي، حرام است. پس اگر اين آقا گفت: بيدارم کن، خوب بيدارش کن و اگر نگفت که هيچي. اگر بدانيم که واقعا اگر بيدار شود سردرد مي گيرد، بعهده ي خودش بگذاريم. اومتعهد و مسلمان است. قبول کنيم که او هم خدا را دوست دارد و پايبند است. قبول کنيم که او هم مي خواهد نماز به موقع بخواند. ولي مي گويد سر درد مي گيرم. بگذاريد به تکليفش عمل کند. با نرمش ومحبت و با برخوردهاي زيبا، قشنگ وA A A A  روش هاي عاطفي را دنبال بکنيد و تلاش شخص هم براي بيدار شدن بيشتر ميشود. خدا مي گويد: اگر خوابت برد از نظر من مشکلي ندارد. بلند شدي بخوان. اين رفتارهاي خشن ما درست نيست. پيامبر با سخنراني مردم را مسلمان نکرد با اخلاقش مردم را مسلمان کرد. ماA  مي خواهيم با رفتارهاي ظاهري و خشن مردم را به دين دعوت کنيم. مثلا خانمي با حجاب است، يک بدحجاب را در مجلس مي بيند با نوع نگاه هاي خنجرآلود زخم آلودش مي خواهد به او بفهماند که حجاب تو بد است. چرا بلد نيستيد؟ به او لبخند بزنيد، با او صحبت کنيد، با اودوست بشويد و لازم نيست در جلسه ي اول در باره ي حجاب با او صحبت بکنيد. مهرباني کنيد تا او بفهمد که با حجاب ها چقدر زيبايي دارند و مجذوب زيبايي هاي شما بشود.
سوال – فردي به دلايلي خود کشي کرده است. آيا اطرافيان مي توانند براي او طلب مغفرت کنند؟
پاسخ - بله چرا نمي توانند؟ حالا او تحت تاثير فشارهايي قرار گرفته و خلافي را مرتکب شده است. مگر باب رحمت خدا بسته است؟ چرا از خدا طلب رحمت نکنيم؟ يکي از دعاهاي ماه مبارک رمضان اين است که اللهم ادخل علي اهل القبور السرور. خدا همه ي شادي ها را به عالم مرده ها برسان. نمي گويد قبور مومنين. اين چه عيبي دارد که انسان با اين ديد باز به همه دعا کند؟ بخصوص که اين طرف مسلمان بوده و حالا به دلايلي خلافي مرتکب شده است. اگر او عمل بد انجام داد معنايش اين نيست که ما طلب مغفرت نکنيم. طلب مغفرت بکنيم. خيرات و مبرات براي او بدهيم، سر قبرش برويم و برايش فاتحه بخوانيم. همه ي اين کارها را بکنيد باب رحمت الهي باز است. ابوعلي سينا در اشاراتش مي گويد: رحمت خدا را وسيع بگيريد. آقاي حسن زاده ي آمليA A A A  مي فرمودند: با استاد مرحوم الهي قمشه اي به عيادتA  آقاي شيخ محمد آملي فيلسوف بزرگي که در تهران بودند رفتيم. در کنار بستر نشسته بوديم و مي خواستيم دعا کنيم. گفتيم: خدا به شما شفا عنايت کند. آن پيرمرد نوراني و فيلسوف در بستر فرمود: به همه ي مريض ها شفا عنايت کند، به همه مسلمانان شفا عنايت کند، به همه يA A A A  مريض هاي بشريت شفا عنايت کند و اين پير مرد براي همه ي دردمندهاي روي زمين شفا خواست حتي حيوانات بري و بحري را. چرا مي گوييد به من شفا عنايت کند به همه شفا عنايت کند. رحمت خدا را وسيع بگيريد چرا محدودش کردي؟ بنابر اين در حق همديگر دعا کنيم در حق گناهکار و غير گناهکار دعا کنيم. رحمت خدا واسع است، ما آن را تنگ نکنيم.
سوال – بيماري من اين است که آنچنان که بايد و شايد به پدر و مادرم احترام نمي گذارم و بارها تصميم گرفته ام خودم را عوض کنم ولي نشد، ميخواهم همان کاري را بکنم که خدا ميخواهد.
پاسخ - احساس قشنگ اين جوان برجسته کردن احترام به پدر و مادر است. در ذات و وجود اين جوان اين است که من بايد به پدر و مادرم عشق بورزم، احترام بگذارم. اين احساس، خيلي زيباست. پدرها و مادرهايي که جوان داريد، سعي کنيد اين ارتباط هاي قشنگ را رها نکنيد. جوانان چقدر زيبا هستند. مي گويد: از اينکارم بدم مي آيد، نه اينکه اين کار را انتخاب کرده ام و دارم انجام مي دهم. اين جوان به احساسش خوب نگاه بکند و ببيند که چه احساس قشنگي دارد. يک مقداري اين جوان بايد عقب نشيني کند و يک مقدار هم پدر و مادرها. پدر و مادرهاA  از اين جهت که برخي از فشارهاي بي مورد و توقعات بيجا و تکليف هاي سنگين که روي دوش بچه ها مي گذاريد را برداريد. درکشان کنيد. اين ها در حدي نيستند که بارهاي سنگين را قبول کنند. حالا اگر کسي جايي کوتاهي کرد، بلافاصله نگوييم که به من بي ادبي کردي، به من توهين کردي. يک مدل خيلي کلاس بالاي آن اين است که زانو زده و در محضر پدر و مادر دست بوسي ميکند. يک وقتي با پدر و مادرش براحتي صحبت ميکند. اتفاقا اين خوب است که بچه اين قدر راحت با پدر و مادرش صحبت ميکند. يک مقدار هم شما پا ي حساب بچگي اش بگذاريد خيلي فشار نياوريد. يک عقب نشيني هم جوان بايد بکند. بايد از غرورش فاصله بگيرد. وقتي به پدرت احترام مي گذاري فکر نکن که يک جورهايي داري کم ميآوري. اين القاء شيطاني است. به پدرت سلام کن و خسته نباشيد بگو و دستش را ببوس. شيطان مي خواهد کار را سخت نشان بدهد. چند بار اين کار را انجام بده و آنرا بشکن. يک کوه بود اما بادکنک بود و يک سوزن به آن زدي و خوابيد. غرور هاي غلط را از بين ببريم. هر دو رعايت همديگر را بکنند و حرکتهاي قشنگ انجام بدهند.
سوال – من مانتويي هستم ولي حجاب را رعايت مي کنم ولي خانواده ام همه چيز به من مي گويند، مگر مسلماني فقط به چادر است؟ نگوييد چادر حجاب برتر است.
پاسخ - من به خانواده ي اين خانم مي گويم که آنچه که اسلام ميخواهد، حجاب است. اسلام حجاب ميخواهد. حجاب يعني اينکه غير از صورت و مچ دست پوشيده باشد. دوم اينکه مانتو و شلواري که مي پوشد اين قدر تنگ نباشد که اندام بدن در آن پيدا باشد مدل معمولي باشد و جذاب نباشد و رنگ ها يآن هم جذاب نباشد. گاهي بدن پيدا نيست ولي جلب توجه ميکند و مصداق بي حجابي است. اين خانم لباس هاي معمولي مي پوشد، پدر مادر ها به ايده آل ها نگاه ميکنند، درست است ما بايد به ايده آل ها نگاه بکنيم و کم کم بچه هاي مان را به آن سمت بکشيم. اين دختر خانمي که مي گويد: نگوييد چادر حجاب برتر است، اگر در دلش برويد مي بينيد که پر از طهارت و پاکي است و عشق به برترين هاست، عشق به انتخاب بالاترهاست. فطرت انسان ها از هر چيزي بالاترين آن را مي خواهد. اين دختر خانم بايد نگاه غضب آلودش را بردارد، دخترم از اين عصبانيت بيرون بيا و پدر و مادرها فشارها را بردارند. خود ايشان هم قبول دارند که حجاب برتر است. وقتي منطقي با آنها برخورد ميکنيم وعاطفي برخورد ميکنيم اين جوانان به سرعت بر ميگردند و متوجه مي شوند که آن که به آنها فشار مي آورد چادر نبود، حجاب نبود، آن نوع نگاهي بود که به قضيه داشتند. آن نوع نگاه اصلاح شد. من موارد متعددي در مشاوره ها داشته ام که وقتي که برگشته اند، گفتند که آن ناآگاهي بود که آن جور ما را اذيت ميکرد نه چادر، روسري و حجاب. ولي الان که انتخاب کرده ايم با چه عزتي چه افتخاري. خانمي مي گفت: من با اين حجاب به ايتاليا رفتم و مي ديدم که ديگران با چه افتخاري به چادر من نگاه ميکردند.