اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

89-01-30-حجت الاسلام والمسلمين مهندسي- رفع آثار گناه


سوال – رابطه ي پيامبر با گناهکاران و برخوردش با آنها چگونه بود؟
پاسخ - جمله ي معروفي در باب رسول اکرم است: پيامبر در جايگاه طبابت براي امت قرار گرفته است. پزشک با مريض چه برخوردي دارد؟ اولا در مقام نجات مريض است. ثانيا نگاهش به مرض و مريض کاملا متفاوت است. به مرض نگاه خشن دارد ولي به مريض نگاهي با رأفت و مهرباني دارد. ثالثا اينکه به مريض انرژي مي دهد و او را نااميد نميکند. مي گويداين بيماري چيزي نيست و تو از آن رد مي شوي در عين اينکه تذکر شديد مي دهد که مرض را جدي بگير. با مرض شوخي نکن. پيامبر برخوردش اينجوري بود. در صدد نجات امت و گناهکاران بود. مردم را اميدوار مي کرد. غير از اينکه خودش رحت للعالمين بود، از طرف خداوند برايشان پيام مي آورد که هر چه گناه کرديد نااميد نشويد. خط قرمزي که بريا آنها تعيين مي کرد اين بود که تا آنجايي که جلو رفته ايد ولي سعي کنيد وارد اين خط نااميدي نشويد. و بزرگترين گناهان کبيره را ياس از رحمت خدا دانست. فرمود که اگر گناهانتان به اندازه ستارگان آسمان باشد، به اندازه ي برگ درختان باشد اما به رحمت پروردگار اميدوار باشيد. توبه کنيد و برگرديد. و اينکه ايشان رحمت للعالمين هستند، جلوه ي رحمت خداست و رحمت واسعه يا که همه را در بر گرفته و پيامبر هم جلوه اي از آن است. با گناهکار هميشه اميدوارانه صحبت مي کرد. به گناه با خشم نگاه مي کرد ولي با گناهکار مهربان بود. در برخوردهاي موردي که مثلا فردي ميگفت: من فلان گناه را انجام داده ام و حضرت مي فرمود که شايد اشتباه ميکني واين طور نبوده است. مي خواهد او را به مرز اعتراف پيش خلق نبرد. و اگر گناهي بود که به آن حد جاري ميشد سعي ميکرد که آن گناه ثابت نشود و م يگفت: برو پيش خودت و خدا اعتراف کن و توبه کن و پيش من اين قدراعتراف نکن. و مي فرمود: با شرکت کردن در نماز جماعت مي توانيد گناهتان را جبران کنيد. البته بايد توجه داشت که حق الناس با شرکت در نماز جماعت جبران نمي شود. آن در فضاي خاص خودش است. اگر حقي از مردم ضايع کرده ايم بايد به آنها بدهيم و اگر قابل دسترسي نيست رد مظالم بدهيم. سيره ي پيامبر اين طوري نبود که بخواهد مچ بگيرد و در مقام اين نبود که افراد را وادار به اعتراف به گناه بکند حتي گناهاني که باعث حد ميشد، در مقام اثبات آنها نبود. مي فرمود که در مسائل حدي اگر بين خود و خدا توبه مي کردي، بهتر بود تا به من اعتراف کردي. شيوه ي پيامبر بگونه اي بود که دست گناهکار را بگيرد، به او اميدو انرژي بدهد در عين اينکه تذکر جدي به مرض گناه داشت.
سوال – ممکن است گناهي بکنيم و بعد توبه کنيم ولي چکار کنيم که اين نقطه هاي سياه را از دلمان پاک کنيم؟ (اشاره به حديث پيامبر است که مي فرمايد: با هر گناه يک نقطه سياه بر لوح دل ما که سفيد است مي نشيند و آنرا سياه مي کند.)
پاسخ - کساني که کليه درد دارند مي دانند که بر اثر بدغدايي و بدخوراکي که شخص کرده، املاح زيادي وارد کليه اش مي شود، اين املاح شناور است، اگر مايعات زياد بخورد اين ها دفع ميشود. اما اگر به اين نکته توجه نکند اين ها کم کم ته نشين مي شوند و تبديل به سنگ کليه مي شود و ناراحتي هاي بعدي برايش بوجود مي آيد. وقتي انسان گناه انجام ميدهد در قلب انسان چنين حالتي را ايجاد مي کند. اول يک فضاي شناوري از آلودگي ها در دل بوجود م يآورد، تيرگيها و تاريکي هايي که ثبات پيدا نکرده است و در دل انسان اين آلودگي ها شناور است.AA  لذا دستور اين است که گناه نکنيد اگر گناه کرديد بلافاصله توبه کنيد برگرديد تا گناه تثبيت نشود يعني آثار گناه در دل تان سنگ نشود. قرآن مي فرمايد: بعضي ها قلبشان از سنگ بدتر است. بجاي سنگ کليه سنگ قلب گرفته اند. قلبشان سنگ شده است زيرا آن آثار آلودگي گناه نشسته و قلب را سفت کرده و به آن قساوت قلب مي گويند. براي پاک کردنش مرحله ي اول توبه است. زود توبه کند و برگردد وآن تنفري که پيدا مي کند، آن آثار را پس مي زند. نمي گذارد آن آثار تثبيت بشود برخلاف آن کساني که گناه را مرتکب شده و خيلي هم لذت مي برد و باز هم انجام مي دهد، اين فضاي دل را آماده ميکند براي تثبيت آن آلودگي هاي شناوري که در دلش توسط گناه بوجود آمد تا آنها تثبيت بشود و کم کم به آن قساوت برسد. پس قدم اول توبه است و توبه پس زدن آثاري است که قرار است در دلش شناور باشد و آنها را از بين مي برد. اگر قساوت قلب را بدست آورد، شايد ديگر توفيق توبه را بدست نياورد. داريم که بايد بلافاصله توبه کنيد. مرحله ي بعدي استغفار است. توبه يک نوع برگشت است ولي استغفار تقاضاي از خداوند براي اينکه اين را پوشش بدهد. غفر به معناي ستر است. پوشيدن است. يعني خدايا ما خلافي کرديم تو آنرا پوشش بده. توبه يعني بازگشت از آن حالت و پشيمان مي شوي و از آن گناه بدش مي آيد و الان هم انجام نمي دهد و تصميم بازگشت هم ندارد، اين توبه است. خدايا تو غفار هستي و اين گناه ما را بپوشان. در روايت داريم که گناهان بيماري هستند و داروي آنها استغفار است و شفايش اين است که ديگر بر نگردد. اثر منفي که آن گناه ميگذاشت ديگر نمي گذارد زيرا برگشته و توبه کرده و طلب مغفرت کرده و ديگر مرتکب آن گناه نمي شود و اين نشانه ي شفا است. از مرض رها شد و شفا پيدا کرد. بعد انجام طاعات است. در قرآن داريم که کارهاي خوبي که انجام ميدهيد آلودگي ها را از بين مي برد. در روايت داريم رسول اکرم(ص)مي فرمايد که اول گناه نکنيد و اگر مرتکب گناه شديد، کار نيک انجام بدهيد تا آنرا محو کند. من چند تا از اين حسنات به معناي عامش را مي گويم. يکي از حسنات، خوف از خداوند است. حالتي نباشد که غرور و تکبر داشته باشيم. بالاخره خراب کرده ايم و بايد بترسيم. خدا خوف ندارد، ما بايد از آثار سوء رفتار خودمان بترسيم. ديگر از حسنات گريهاست. ناله کنيم. گريه مثل باران است. اشک وقتي روي دل مي ريزد آنرا باز ميکند. و زشتي هاي آنرا مي زدايد. هر گاه انسان توفيقي پيدا مي کند و در فضاي دعا و توجه اشکي را مي ريزد احسا آرامش مي کند و احساس سبکي ميکند. گاهي که اشک نمي آيد علت فيزيکي دارد. گاهي خسته است و خوابش مي آدي و يا گرسنه است و اگر هيچ کدام از اينها نيست به فضاي رفتاري خود نگاه کند و ببيند کجاي اخلاق و رفتارش اشتباه است. چيزي سر راه اين اشک را گرفته است. اين چشم آب دارد. شايد قطعي دارد. غذاي حرام خوردن باعث ميشود که ما اشک مان نيايد. انساني که دروغ مي گويد و تهمت مي زند و آبروي ديگري را مي برد، کجا اشکش مي آيد؟ گناه باعث قساوت قلب است و دل را نمي شکند. ولي وقتي در سايه ي بندگي خداوند دل نرم شد، با يک تلنگر مي شکند. اگر مي خواهي آدرس من را پيدا کني، آنجاست که دلها شکسته است. گريه فرصت قشنگي براي محو آثار گناه است. صدقات از جمله مواردي است که باعث محو گناهان ميشود. ذهنيت ما در مورد صدقه، ماديات است. در حاليکه در روايات داريم که جواب سلام قشنگ دادن صدقه است. شاد کردن دل مومن بهترين صدقه است. حاجت مردمرا برآورده کني صدقه است. ترافيک در سر راه مردم درست نکن اين صدقه است. هر چيزي که تصديق مي کند اين فرد مومن است صدقه است. هر کاري که اثبات کننده اين نوع نگاه مثبت به خود و ديگران و ارتباط با خداوند است، به اين صدقه م يگويند و صداقت شما را ثابت ميکند. صدقه فقط مادي نيست. اين ها ميتواند محو کننده گناهان باشد. محبت به خداوند متعال و پيامبران و اهل بيت از بهترين عوامل پاک کننده گناه است و ارادت به شيعيان هم گناهان را محو ميکند. اين فضاي محبت آميز و برخوردهاي مهرورزانه در جامعه ي ما بيايد باعث ميشود که اصلا گناه نکنيم. فضاي خشونت و تلخي کدورت باعث ميشود انسان غيبت بکند و تهمت بزند ولي وقتي شما سفره ي محبت را باز کني و همه را دوست داشته باشي باعث ميشود روابط گرم و صميمي بشود و باعث کم شدن گناهان و باعث از محو گناهان ميشود. و نمي گذارد که گناه کنيم. بخاطر دين مومني يکسال راه برويد. اما حالا همسايه از همسايه خبر ندارد. وقتي در فضاي جهنمي اختلافات رفتيد خيلي گناهان پيدا مي شود.AA 
سوال – در دوره اي از زندگي دچار گناهاني شده ام و بعد توبه کرده ام و الان ازدواج کرده ام و با اينکه ديگر سراغ آن گناه نرفته ام مي ترسم روز قيامت اين ها آشکار بشود و فرزند و همسرم از گذشته ي بد من مطلع بشوند، آيا راهي هست که کسي از اين گناهان در روز قيامت مطلع نشود؟AA 
پاسخ - تصور ما انسان ها اين است که خدا يک طرف آب ايستاده و ما يک طرف ديگر آب و او به ما اخطارهاي شديد مي دهد و ما از اين طرف التماس هايي مي کنيم و مي گويد حالا دور تو است بگذار به قيامت بيفتد چنين و چنان بشود، خير اين نيست. رحمت الهي اگر صد درجه داشته باشد تمام آنچه فضاي دنيا را گرفته يک درجه از رحمت الهي است. 99 درجه از رحمتش را براي روز قيامت گذاشته است. در روايت داريم که شما برگرديد، من به عزت و جلال خودم قسم، طوري گناهتان را پوشش مي دهم که حتي در نگاه فرشتگان مامور نوشتن آن هم محو ميکنم. در روايت داريم که پيامبر به خدا مي گويد: امت من گناهاني مرتکب شده اند، روز قيامت وقتي ميخواهي آنها را جلوي دشمنان و بيگانگان از دين محاکمه بکني، من خجالت مي کشم. و از خدا تقاضا مي کند که بگونه اي برخورد بشود که اين اتفاقات نيفتد. خدا فرمود: اي پيامبران من به جوري مسئله را بررسي مي کنم که هيچ کس جز خودشان متوجه نمي شوند. و اين در صورتي است که توبه نکرده باشند. و اگر توبه کرده باشد که يعني پاک. کسي که توبه ميکند مثل کسي است که گناه نکرده است يعني آنرا پاک کردم. يوم تبلي السرائر، فرض بر اين است که سرائر تبديل شده است، آلودگي بود، توبه کرد و آن را با خوبي ها پاک کرد. در سرائر اين انسان ديگر آلودگي نيست که نشان بدهد. گناهان به خوبي ها تبديل ميشود. يوم تبلي السرائر يعني آلودگيهايي که در دلتان است، روز قيامت آشکار ميشود. الان که در سرائر چيزي نيست. حضرت علي(ع) مي فرمايد که اگر ديديد کسي گناه کرد، غيبت گناهکار را نکنيد چون ممکن است در نامه ي اعمال شمايي که داريد غيبت مي کنيد، گناه تهمت بنويسند زيرا وقتي ديديد که گناه ميکند آن هنگام گناه کردن بود و زماني که غيبت او را مي کنيد ممکن است توبه کرده باشد و آن گناه پاک شده باشد. شما الان مي گوييد: ديدم که فلاني شراب خورد و يا غيبت کرد، وقتي پرونده اش را نگاه مي کنيد مي بينيد چنين چيزي نيست. چون توبه کرد و خدا آنرا پاک کرد. پس براي تو گناه تهمت نوشته ميشود. چه بسا ممکن است گناهکار را سرزنش بکنيد و آن گناه گريبان خودتان را هم بگيرد. در روايت داريم که اگر گناهکار را سرزنش کنيد نمي ميريد مگر اينکه خودتان مرتکب آن گناه بشويد. البته اين غير از امر به معروف و نهي از منکر است. در نهي از منکر نمي خواهد کسي را سرزنش کند بلکه ميخواهد بگويد: تو از اين آلودگيهايي که انجام ميدهي برتر هستي وارزش تو بالاتر است. اين سوال کننده ي عزيز مگر نمي گويد که توبه کرده است. خوب با اين همه وعده پاک ميشود و الان هم که ديگر مرتکب نميشوند، چرا ايشان لذت توبه اش را درک نميکند؟ چرا نمي گويد: خدايا با اينکه شرمنده ات هستم ولي الحمدلله توفيق توبه را به من دادي. چرا مزه ي ترک گناهش را نمي چشد؟ الان که ديگر گناه نمي کند؟ چرا در اين حس و حال نمي رود. البته گفتيم که ما بادي احساس سنگيني گناه را حس کنيم تا يادمان نرود که ما اين خلاف را مرتکب شده ايم. ولي دو تا مسئله دراينجا هست يکي لذت اينکه ديگر اين گناه را انجام نمي دهيم و ديگر اينکه مطمئن باشيم که خدا ستار العيوب است. در ادعيه داريم که خدايا ما را شرمنده نکن. شما يک انسان معمولي را در نظر بگيريد و يک گناه را انجام مي دهد و مي داند که خدا او را مي بخشد و مطمئن است. زيرا او اصل منبع مغفرت است. و ديگر اينکه مطمئن باشيم که خدا ما را مي بخشد.