اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

مشاهده محتوا

88-06-02-خانم رحماندوست-تربيت فرزندان

برنامه سمت خدا

-خانم رحماندوست

-تربيت فرزندان

88-06-02
سوال– عوامل موثر در تربيت فرزندان به شکل ديني چيست ؟
پاسخ - من آن جلسه خدمت عزيزان بيننده عرض کردم که در شکل گيري يک انسان هنگامي که متولد ميشود و وقتي که ما ميگوييم: چرا اين بچه اين جوري است و يا اين جوري نيست بلافاصله ميگوييم: شايد ژن او يا ارثي که گرفته يا تربيت اوست، توضيح داديم که يک انسان از دو قسمت شکل گرفته يکي آن وراثت يا ژني است که خود هيچ دخالتي در آن ندارد، و يکي هم زمينه هاي تربيتي که جامعه يا پدر و مادر به او ميدهد، اين قسمتي را که شما مطرح ميکنيد اگر ما بيرون از دوران جنيني و در واقع رشد فرزند در رحم مادر در نظر بگيريم، بحث برميگردد به تربيتي که خانواده در اختيار او ميگذارد، اما همانطور که شما گفتيد اگر قرار باشد که ريز شويم شايد اگر ما بخواهيم در بحث معنوي و اعتقادات وارد شويم، بايد به اين نکته اشاره کنيم که حتي به ما سفارش شده ماهها قبل از اينکه تصميم بگيريد فرزندي را متولد کنيد يا نسلي را از خود به يادگار بگذاريد، بايد يک سري برنامه هايي که باعث ساختن هم زن و هم شوهر ميشود انجام دهيم يعني زمينه و محل رشد انساني که ميخواهد در آينده شکل گيري کند بايد با پاکي و صفاي معنوي لازم باشد. به همين دليل گاهي اوقات ميگويند: تا چهارماه و گاهي اوقات ميگويند: شش ماه اما حداقل تا چهل روز را بيشتر اشاره ميکنند و ميگويند: تا چهل روز قبل از انعقاد نطفه پدر و مادر اين کارها را انجام دهند، سعي کنند روزه باشند، خيلي از دوستان و بزرگواراني که فرزندان خوبي دارند، با هم صحبت که ميکرديم، ميگفتند: از ده روز قبل از ماه مبارک رمضان، بعد هم خود ماه مبارک رمضان روزه بوده اند، يعني همان شيوه اي که پيامبر اکرم انجام دادند که امروز هم که روز وفات حضرت خديجه همسر ايشان است يادي از اين بانو بکنيم. اين بزرگوار هم چهل روز را روزه گرفتند و بعد بر فاطمه باردار شدند، اين شيوه را خانواده هاي ديني با خود همراه ميکنند. اين يک نکته است بعد هم خوب وقتي کهA  اين جنين که يک موجودي است که فعلا در اختيار من مادر است و با اين حسي که دارم ميخواهم او را پرورش بدهم اينجا ديگر به من مادر بر ميگردد، چه کارهايي را در اين ايام نه ماهه داشته باشم.
سوال- من و همسرم حدود يک سال آينده قصد بچه دار شدن داريم در اين فاصله چه کاري بايد بکنيم و براي داشتن فرزند مذهبي در زمان بارداري چه بايد کرد؟
پاسخ - خوشبختانه مسائلي را که ما ميخواهيم باز کنيم نمي شود همانجا ابتدا به ساکن شروع کنيم بايد به گذشته هم برگرديم،A  خانمي که اين سوال را ميکند که ما تصميم داريم در آينده، يعني نوع انتخاب اين زن و شوهر بايک اصول و ساختار بوده با يک اهدافي که براي هر دو مشخص و معين است اين خانواده شکل گرفته و تصميم گرفته شده است بخاطر همين است که خيلي سفارش ميکنند در انتخاب همسر دقت کنيد، خيلي ها را الآن داريمA A A A A A A A  مي بينيم که البته نمي خواهم به آمار اشاره کنم. اما مراحل نامزدي ها چند درصدشان بهم خورده اند. چندين درصد عقد ها که خيلي هم زياد است متأسفانه به طلاق ميرسد، يا مثلا پنج سال اول زندگي آمار طلاق بيشتر است. اينها خبر از اين نکته به ما ميدهد که ما اگر درست انتخاب کنيم اين آفتها وارد زندگي ما نميشود. پس قبل از اشاره به اين مسئله بايد بدانيم شيوه هاي درست همسر چيست ؟ چگونه بايد انتخاب کنيم تا يک روزي مثل امروز افرادي بيايند مثل ايشان سوال کنند ما انتخاب کرديم، درست هم انتخاب کرديم، حالا ميخواهيم در ماههاي آينده فکر بچه دار شدن باشيم. چه کارهايي بايد انجام دهيم که اين زمينه، بستره و محل رشد آنگونه بشود که يک انسان سالمي را من بايد از آن انتظار داشته باشم، الان من اتفاقا بخاطر اينکه فکر ميکردم شايد هم سوال شود، مجموعه اي را آماده کرده بودم که قبل از بارداري چه سيري را طي کنيم ؟ چون خانواده ديني و معنوي را ميگوييم ميتوانيم اينها را به راحتي بگوييم، با کدامين آيات و روايات آشنا باشيم، چه شيوه و سيره اي را براي خود انتخاب کنيم از چه کارهايي پرهيز کنيم ؟ و به چه کارهايي خود را سوق دهيم ؟ حتي از چه غذاهايي استفاده کنيم ؟ و... اين مجموعه سالها است که در اختيار من است و هرکه بخواهد در اختيار او خواهم گذاشت، اما يک سري از برنامه ها به اين شکل است که مثلا از ماه اول شما ناشتا اين سوره را بر اين تعداد خرما ميخواني و ارتباط معنوي برقرار ميکني ف يکماه تو اينگونه پر ميشود، ماه دوم به اينگونه و ماه سوم اينگونه و کنار آن رفتارها و برنامه هايي که مختص هر روز و در واقع هر ماه است، يا يک سري برنامه هاي جمعي که در طول اين نه ماه بايد انجام شود، مثلا چهل انار يا چهل بادامA  را که سوره انعام به آن خوانده شده است در طول اين مدت استفاده کنيد، اينها شايد در جنبه ظاهري براي خيلي ها جا نيفتد، اما اولين مسئله اي که در اين دستورات است، A  آن حس و ارتباط و نياز فرد است به آن چيزي که انتقال ميدهد که امروزه در جامعه ما فراوان ديده شده است که فلان جا يا فلان کلاس ميرويم انرژي مثبت بگيريم يا فلاني داراي انرژي مثبت است، حالا در واقع من خودم دارم آن انرژي مثبت را به آن بادام انتقال ميدهم با سوره انعامي که ميخوانم و با آن حس معنوي آنرا ميخورم به اين اميد که اثر گذار حس معنوي در فرزند من باشد، اينها همه از نظر رواني به خود فرد برميگردد و تا ما اين ذهنيت و آمادگي را نداشته باشيم اين مسائل تأثير پذير نيست،
سوال- اينگونه که شما ميفرماييد همه مسئوليت گردن مادر است آيا دستوراتي براي پدر هم وجود دارد ؟
پاسخ - اتفاقا ميخواستم به اين نکته هم اشاره کنم. اولين چيزي که ما نمي توانيم از آن بگذريم اين است که زن و شوهر قرار است فرزند دار بشوند و هر دو در کنار هم قرار است اين آرامش رواني را به فرزند انتقال بدهند، خانمي که اين کارها را ميکند يک - با نوع روزي که مرد در اختيار او قرار داده است دو- نوع ارتباط عاطفي که مرد با زن يا زن با مرد ميتواند داشته باشد، بستگي دارد. مادري که ميداند الان بر بال ملائک سوار است. آقا اگر احساس کند که خدمت گزاري براي اوست و زن از اين مسئله سوء استفاده نکند و در اين مسير تواضع بيشتري داشته باشد، در واقع ميتوان گفت: اينها يک تعامل است، و درواقع يک گره به هم پيوسته براي رشد و تعالي فرزند است. شايد ميتوان گفت: ريشه همه اين امنيت رواني و آرامش را مرد بايد به زن بدهد و اگر اين حس را زن دريافت نکند، شايد نيمه کاره رها کند، اينها مسائلي است که بايد هم از طرف زن و هم از طرف مرد رعايت شود، تا اين دوره سپري شود و سپري شدن اين دوره مصادف با ورود يک فرزند يا کودکي است که در واقع نه ماه از عمرش ميگذرد اما آغازين روز زندگي خود را در اين دنيا شروع ميکند. خوب حتما شنيديد که بعضي ها گفته اند که با علم هم ثابت شده بچه هنگام ورود که گريه ميکند، نشانه حيات اوست. از نظر روانشناسي گفته اند: ببينيد اين گريه ها به شيوه هاي مختلف است. بعضي ها واقعا اعتراض است، بعضي ها آرامش است، بعضي ها حيات است، حالا اين خيلي به بحث ما برنمي گردد ولي او ميگويد: کجا من را آورده ايد يک جاي آرام و راحتي داشتمA  از خيلي مسائل به دور بودم، يعني در واقع همه سپر بلاي من در اين دوره مادرم بود، هرچند علم ثابت کرده است اگر مادر غمگين باشد و گريه کند کودک غمگين است، و اگر خوشحال باشد کودک خوشحال است، اخيرا من شاهد فيلمي در يکي از اين شبکه ها بودم که نشان ميداد بچه با خنده مادر ميخندد، نه با صدا يا حس بلکه از آن فرکانس هايي که از او تحويل ميگرفتند مشخص ميشد يا حتي غمگين بودن مادر، خود ما هم ميدانيم اگر مادر باردار يک باره وحشتي به او عارض شود، خيلي سريع بچه در يک قسمتي از بدن مادر پناه ميگيرد، اينها يک چيزهايي است که در کنار آن علم است بعنوان علم فيزيک دوران يک جنين در رحم مادر، علم روان شناسي از نظر علم آرامش رواني ورشد رواني کودک و مادر، اينها همه تأييد شده است، در حاليکه اگر ما خيلي منصفانه بخواهيم به اين موضوع بينديشيم و بگوييم قبل از اينکه به همه اينها بپردازيم، دين ما اينها را گفته است، همه اينها را ما در آيات و بخصوص در رواياتمان در ابعاد مختلف داريم، هرکسي خواسته از آن بهره برداري کرده و هرکه نخواسته غافل شده است، خيلي از جاها ما غافل هستيم از آن چيزهايي که بايد انجام دهيم، اما چون بحث ديني است بايد بگوييم با اين فرامين دين خود بايد آشتي کنيم، نميخواهم اين کلمه را بگويم ولي ما بعضي وقتها قهر هستيم، يعني مي بينيم و از کنار آن رد ميشويم و گاهي هم اصلا نمي بينيم، اما اگر يک ديده عميق به اين مسائل داشته باشيم ببينيم چقدر خوب ميشود اين دوران را سپري کرد و بعد هم که کودک وارد اين زندگي شد، بايد اصولي را انجام دهيم تا فرزندان خوبي انشاءاله تربيت کنيم.
سوال- فرزند من يک ماه ديگر به دنيا مي آيد و من در طي اين مدت از رسيدگي معنوي به فرزند خود غافل بوده ام آيا در طي اين مدت باقيمانده ميتوان جبران کرد و چه کاريA  ميتوان کرد؟
پاسخ - جواب ايشان را با يک آيه قرآن ميدهم که هيچوقت از رحمت الهي نا اميد نشويد، رحمتA  و اميد به معني واقعي ما را کمک مي کند که هر لحظه که احساس کرديم غافل شديم از همان جا شروع کنيم. درست است شايد تأثيراتي که شخصي که نه ماه اين کارها را انجام داده با شخصي که يک ماه انجام داده يکسان نباشد ولي به هر حال هر وقت احساس مي کنيم که بايد اين وظيفه را انجام دهيم شروع کنيم، ولي يک جور هم شروع نکنيم که شتابان برويم، رهرو آن نيست گهي تند و گهي خسته رود، آرام آرام شروع کنيم ولي اين بدان معني نيست که مراحل بعدي را در نظر نگيريم. به هرحال اين فرزند متولد ميشود، آن لحظه اي که متولد ميشود حالتهاي روحاني خود را داشته باشيم، حالا اذان و اقامه که در روال است، من مادر شهيد بزرگواري را داشتم که من در يک مکان سردسيري فرزندم متولد شد. اما چون اعتقاد داشتم با وضو بايد شيرم را در دهانش بگذارم گاهي ميرفتم يخ حوض را مي شکستم و وضو ميگرفتم، و هنگامي که مي آمدم تا سينه ام را دهان بچه بگذارم دستانم جان نداشت، بعدا به من گفتند: اين کار تو درست نيست.

نبايد اينقدر به خود فشار بياوري، گاهي به جايي رسيدم که بچه برايم توان نمي گذاشت. بلافاصله تيمم ميکردم، منظورمن از اين مثال چه بود؟A  اين باور را داشته باشيم که بايد معنويت و قداست را هنگام شير دادن داشته باشيم، حالا هر کسي به تناسب خود الان که امکانات خيلي راحت فراهم ميشود، ولي اين باور ديني است که برما غالب و چيره ميشود هنگام شير دادن به فرزند، باز من مادري را ديدم که شير خشک به بچه اش ميداد اما قبل از آماده کردن شير وضو ميگرفت، بعد بچه را کنار خود مي آورد، رو به قبلهA  مي نشست و شيردادن به بچه، با همان الفاظ و اذکار زيبا حالا يا زيارت عاشورا يا آيات قرآن همراه بود، ببينيد ما اگر بخواهيم اين حس معنوي را به فرزند انتقال دهيم، هيچ بهانه اي نبايد داشته باشيم و هيچ چيز نبايد مانع ما باشد هر مقدار و به هر شکل، از اين خانمي که يک ماه از دوران بارداري فرزندش مانده و ديگران که اصلا گذشته هرآن ميتوانيد شروع کنيد. بازهم يادمان باشد نميخواهيم بگوييم که همه آنهايي که خوب تر و زودتر شروع کرده اند با شما يکسان ميشوند اما بايد بدانيم هرگز از اين فرصتي که از دست داده ايم، نبايد نااميد شويم که ديگرنمي توانيم جلو برويم، شروع کنيم، بسم اله الرحمن الرحيم از اين ماه مبارک هم استفاده کنيم و سعي کنيم با اين حالات معنوي که انشاءاله شامل حال ما ميشود که بتوانيم در رشد فرزندانمان بهره برداريA  کنيم. نقش پدر در اين ارتباط هم مهم است. همانطور که من در دوران بارداري به نقش پدر پرداختم، اگر منصفانه به آن بپردازيم شايد يکي از سختي هاي يک همسر يعني پدر اين باشد که در خيلي از جاها نمي تواند خانم را ياري کند، در سختي هايش، در دردهايش، در شب نخوابيدن هايش، بخصوص در ماه هاي آخر مادر خيلي دوران سختي را سپري مي کند ولي هيچوقت شوهرش نمي تواند او را کمک کند، حالا حتما بايد سختي ها را خانم تحميل کند و شوهرش فقط در کنارش بي تفاوت باشد ؟ نه دلگرمي هايي که او ميتواند داشته باشد کلامهاي زيبايي که ميتواند داشته باشد، احساسات و عواطفي که ميتواند داشته باشد، چون ما هميشه ميگوييم خانم ها از طريق گوش و شنيدن ميتوانند آن احساس همدردي را تحويل بگيرند و در واقع دردهايشان تسکين بيابد، اما وقتي فرزند متولد ميشود ديگر بچه حضور دارد. زن در کنار بچه است و بچه هم در کنار مادراست. هم در کنار پدر، در يک جمله هم پدر و هم مادر از حضور فرزند شاد هستند، خوب خيلي زود آن شلوغي هاي روزهاي اول تمام ميشود و اين بچه در کنار پدر و مادر است، بازهم بماند در طول يکسال اگر بخواهيم رتبه بندي کنيم هرچه ماه بچه کمتر باشد، وقت و فرصت بيشتر و تلاش فيزيکي پدر و مادر را مي طلبد، اما همچنان که بزرگ و بزرگتر ميشود و يک سري از کارهايش را خودش انجام ميدهد، مثلا شما ببينيد نوزادي که ميخواهد شير بخورد حتما شيشه اش بايد با دست بزرگتري در دهان او قرار گيرد. خود بچه نمي تواند اين کار را انجام دهد اما يک مقدار که بزرگتر شد مثلا هفت يا هشت ماهه، ديگر شيشه را خودش نگاه ميدارد اين خود باري را از دوش مادر کم ميکند، با اين توصيفي که عرض کردم ببينيم نقش پدر چگونه ميتواند باشد. از همين بدو ورود فرزند اين کارها در بين پدر و مادر اگر به اين شکل جلو برود، در دوران کودکي و نوجواني شايدA  آن پدر و مادر احساس آرامش کنند، چه کارهايي است؟ يک – هماهنگ بودن خانواده اولين پله در راه درست تربيت کردن است اگر حس پدر و مادر باهم هماهنگ نباشد و دچار تفرقهA  باشد، اولين چيزي که اتفاق مي افتد عدم تفاهم و تنش بين خود پدر و مادراست و بعد هم انتقال به کودک مثلا اين را اين مقدار بدهيم، نه اين را اين مقدار بدهيم، الان اين جوري بکنيم نه الان اينجوري نکنيم، الان اورا بخوابانيم نه الان وقت خوابيدنش نيست، اينها همه باعث ميشود در مرحله اول يک تنش بين خود پدر و مادر اتفاق بيفتد. ديگر اصلا بچه فراموش شد، اگر اينها ادامه پيداکند درست چيزي که قرار بود بچه باعث الفت و مهرباني ولذت زندگي باشد، باعث پلي ميشود براي تخريب پدر و مادر، و يا در واقع وسيله اي براي بهم زدن خانواده، چرا من اين کارها که گفتم در مورد پسر يا حالا دخترم بکني انجام ندادي ؟ مادر ميگويد: چرا گفتم اين را براي بچه بگير چرا همکاري نميکني ؟ اين چراها در آن نهاد نا خودآگاه ضمير هر انساني مي ماند بعدا اين بچه پنج ساله يا پانزده ساله ميشود، يک کار اشتباهي که مي کند مادر ميگويد: ديدي آن را بهت گفتم اين کار را بکن نکردي، من ميخواهم جلوي اين قضيه را بگيرم. ميخواهم بگويم اين جوري شروع کنيد که به اينجا نرسيد، پدر و مادر بزرگواري مثل شما که به لطف خداوند فرزندي درکنارتان قرار داده شده، اولين کاري که مي کنيد بايد بشينيد و باهم حرف بزنيد که چگونه بايد باشد که در کارها و مسائل تربيتي بتوانيد هماهنگ عمل کنيد، اگر ما بخواهيم با هم هماهنگ عمل کنيم چه راهکارهايي را بايد داشته باشيم ؟ حالا من اين را نميگويم که مادري که زايمان کرده و به تبع فشارها و سختي هاي بچه روي دوش اوست بگويد که حالا بايد تقسيم کنيم. مادر حتي اگر شاغل رسمي هم باشد در چهارماه اول بايد مرخصي داشته باشد و اين مادر است که ميتواند ساعتها را جابجا کند و آن وقت که بايد بخوابد نخوابد و آن وقت که بايد نخوابد، بخوابد، ولي پدر بايد به کار و وظيفه خارج از خانه بپردازد. ما اينجا نبايد بگوييم که اين تقسيم بايد اتفاق بيفتد، همه اين کارها براي شروع زندگي در آن چهارماه اول که بعدا هم که کارها در روال خود مي افتد حالا اگر شغلي است مادر بايد به کار خود ادامه دهد يا هر برنامه اي است، ما اگر اين چهارماه اولي که مادر آرامش بيشتري مي طلبد، اينجا آماري را بدهم که بين سي تا سي و پنج درصد خانمها بعد از زايمان دچار افسردگي ميشوند، و اين ديگر چيزي نيست که بخواهيم پنهان کنيم و خيلي ها متأسفانه به اين مسئله بي توجه بوده اند، اين سير را نتوانسته اند درست طي کنند و به خطرات بعدي برخورد شده است. من ميخواهم بگويم يک کاري بکنيم که همسر دچار افسردگي نشود، چون ما افسردگي اول بارداري داريم انتهاي بارداري داريم، بعد از زايمان هم داريم، اما چرا به اين بيشتر تأکيد مي کنيم، چون خيلي پدر ميتواند کمک کند، حتي ديگران هم ميتوانند کمک کنند تا اين فراز و فرود دوران اول شير دهي براي مادر به سلامت سپري شود. حالا ميخواهم بگويم اگر مادري نشسته و بچه اش به شدت گريه ميکند و گرسنه است اما مادر زودتر از او گريه ميکند و حاضر نيست هيچ چيزي بخورد اينها همه هشدارهاست که به پدر ميدهد. حالا ديگر حتي آن لذتي مادري را هم احساس نمي کند حتي از بچه به عنوان اينکه چرا آمده و حوصله مرا سربرده ياد ميکند، اينها به پدر هشدار ميدهد که مواظب باشد که مادر بچه و بچه سلامتشان در خطر است. من وقتي موضوعي را شروع ميکنم بعضي از عزيزان بيننده افسوس ميخورند و اين حس را دارند که چرا ما خوب شروع نکرديم لطفا اين حس را نداشته باشيد و براي بعدي شروع کنيد، خوب ببينيد بحث عبادت بخصوص در سالهاي اول زندگي يک کودک بايد بصورت عادت گونه اتفاق بيفتد، مثلا من يک کاري را مي کنم و کودک بعنوان اينکه مي بيند من ميکنم آن را انجام دهد اما ما يک مشکلي که داريم اگر قرار باشد که يواش يواش اين عادتها را به عبادت واقعي تبديل کنيم، يک سير خيلي درستي مي طلبد. اما بحث خواندن فرزندان به فرائض ديني، خوب همه ما ميدانيم که يکي از نکاتي که در يک سني براي کودکان خيلي مهم است اين است که خيلي تشويق بشوند، خوشحال بشوند، يک سري از چيزهاي نداشته شان بدست بيايد و يک سري از آرزوهايشان برآورده شود يعني ميخواهم بگويم تنها صرف باج دادن و دادن يک سري از امتيازات هم نميتواند، بلکه کنار آنها يک سري ارتباطات عاطفي خوبA  يک سري صبر و حوصله در اين مسير گذاشتن است، يک سري اطلاعات در ارتباط با رسش سني فرزندان، جنسيت آنهاست آيا آن بچه اي که دختر است با آن بچه اي که پسر است ميشود به يک شکل تشويق کرد؟ آيا سن بلوغ پسرها و دخترها در يک مقطعي است ؟ وقتي ما به اينها فکر کنيم چند نکته را لازم است بدانيم، يک پدر و مادر هاي گرامي حتما در ارتباط با اين مسائل با هم هماهنگ باشيد، ولش کن حالا عجله نکن ميخواند، نه حتما بايد اول وقت بخواند، تو بايد اين کار را نکني چون اين کار را کردي، ببينيد ما سريع و بلافاصله از قيامت و عذاب الهي ميگوييم ديگر حرف تو چه تأثيري دارد ؛ مادري به من مراجعه کرد و گفت فرزندم يک دروغي گفته. گفتم چرا دروغ گفتي، روزه ات باطل شد. يک لحظه بعد رفتم ديدم توي آشپزخانه نشسته غذا ميخورد. گفتم چرا اين کار را کردي ؟ گفت: تو خودت گفتي روزه ات باطل شد، ببينيد ما خيلي بايد حواسمان به اين نکات باشد. خود ما هم بايد دروغ نگوييم که روزه باطل شود، ببينيد ما يک شرط قبولي و يک شرط صحت داريم. خوب صحت اين است که بايد درست روزه بگيريم. ازاذان صبح تا اذان مغرب چيزي نخوريم. حالا امکان دارد در اين حين غيبت هم بکنيم، دروغ هم بگوييم و خداي ناکرده خطا کنيم، شرط صحت را انجام داديم حالا آيا مقبول درگاه خداوند شد يا نه آن به خودش بر ميگردد، اين ديگر به ما مربوط نيست، من اين زمينه را ايجاد کردم که قبول شود يا نشود. ولي او بايد اين نمره را بدهد، لذا ما به فرزندانمان لطفا نمره قبولي را ندهيم، ما فقط شرايط صحت را در عبادات را در هر کارشان براي آنها ايجاد کنيم، شايد نماز اول وقت که با ارتباط خوبي برگزار شود حتما قبول است، ولي شرايط صحت نماز يک وضو است و يکسري الفاظي که ما ميگوييم و سالم بايد ادا شود، به بچه ها نگوييم: چرا اينجوري خواندي ؟ اين غلط است. اول وقت چرا نخواندي اينجوري شد، اگر نمازش تمام شد و يک سوالي از ما کرد، نگوييم: اين چه نمازي بود تو خواندي ؟ تو همه حواست به اين بود، اينها يک مقداري بچه هاي ما را زده مي کند. پس اول هماهنگ عمل کنيم دوم شرايط صحت عبادت را براي آنها فراهم کنيم، سوم وقتي شرايط صحت را اجرا ميکنند خوب آنها را تشويق کنيم، ولي حواسمان باشد که نوعي تشويق کنيم که مستمر باشد تند و يکباره نباشد، اين ادامه داشته باشد، چهارم هر چند گاهي هم از اينها به شرطي که دوست داشته باشند. بعنوان افراد موفق و افرادي که نمره هايي را در دستگاه خداوند کسب کرده اند به ديگران بگوييم، اما نه اينکه همه جا مطرحشان کنيم خيلي خوششان نمي آيد، پنجم خودمان چگونه داريم عمل مي کنيم ؟ مني که اينجا نشسته ام و شما که آنجا نشسته ايد، مطمئن باشيم تا جمله اي که خودمان باور نداشته باشيم و به آن عمل نکنيم درقلب و رفتار بينندگان ما تأثير نمي گذارد، داريم خودمان را بازي مي دهيم. داريم در يک شکل فقط زمان را ميگذرانيم. لذا در مرحله اول اگر بايد دقايقي را من عمل کنم تا تأثير گذار باشم، پس حتما بايد پدر و مادر بزرگوار از نظر اعتقادي بايد به مطالب خود باور داشته باشند و بعد هم در اعمال خود اجرا کنند.

مطمئن باشيد همان انرژي مثبتي که پدر و مادر از عباداتي که باور دارند و در واقع بعنوان حالت نهادينه و بعنوان يک بنده اجرا مي کنند، اين خيلي کمک ميکند که فرزند هم ناظر باشد، ببيند هر چند گاهي بچه ها ميگويند: مگر قرار نيست ما براي خدا عبادت کنيم، ما يک جايي ميرويم خلوت که فقط خود خدا باشد، زود بعد منفي به اين قضيه ندهيم و نگوييم: نه تو ميروي آنجا پس نمي خواني يا من بايد ببينم تو ميخواني، يعني من به تو اعتماد ندارم، وقتي من اين بي اعتمادي را به او ميرسانم چرا بايد او به من اعتماد کند ؟ خوب اين زمينه قبلي داشته است، يعني در واقع حالاتي ايجاد شده که ديگر او نمي خواهد عبادت کند. فقط ميخواهد فرار کند. بازهم ميگويم بچه هاي ما مثل يک کفه پاک و تميز و صاف در اختيار ما قرارگرفته اند. ما چه کرديم که آنها اينجوري رفتار مي کنند ؟ يا نه من درست عمل کردم کجا توي اين جامعه به بچه من پاسخ نداده ؟ لذا من نميتوانم اينجا منکر اين شوم که جامعه نقش ندارد، حتما نقش دارد، حالاA  اين جامعه مدرسه است مهد کودک است محيط کار است و جوامع ديگر.