ملایی: خانمها و آقایان، شنوندگان و بینندگان جان، مخاطبان عزیز برنامه سمت خدا، سلام علیکم، خیلی خوش اومدید به برنامه امروز، یکشنبهمون، و خدا رو شکر میکنم که دوباره تا امروز رو ببینیم و اینجا روبروی شما مردم، در محضر شما خوبان باشم و إنشاءالله خدا عاقبت همهمونو بخیر کنه، به حق امیرالمؤمنین و به حق حضرت زهرا سلام الله علیهما. فردا اول ماه جمادیالاول هست و امروز آخرین روز ربیعالثانی و خوب، مسئله و در واقع پویش قربانی اول ماه برنامه دیگه از یکی دو روز پیش رسماً آغاز شده و شما عزیزان بیننده و شنوندگان خوب رادیو معارف که شامگاه صدای برنامه رو گوش میکنید میتونید مشارکت بفرمایید تو کاری که برکاتش در سراسر ایران اسلامی منتشر میشه و میرسه، قربانی به دست کسانی که خدای متعال برای اونها در اموال ما حقی قرار داده. راههای ارتباط رو حتماً مرور میکنید، میدونم، به صفحات مراجعه میکنید، به کانال مراجعه میفرمایید، روزایی که زیرنویس میشه زیرنویسها رو میبینید، شماره کارت رو. و البته یه راه هم هست که همین الان میتونید امتحانش کنید: ضمن دنبال کردن برنامه، عدد ۱۴ رو بفرستید به ۲۰ هزار ۳۰۳، یعنی ۲۰، ۳ تا صفر دیگه و ادامش مشارکت کنید در قربانی اول ماه برنامه سمت خدا، ۲۰۰۰۰ ۳۰۳. خیلی ممنون و متشکرم ازتون. حاج آقای رفیعی هم اینجا هستند مثل یکشنبههای دیگر و از شهر نورانی و مقدس قم محضر شما خوبان رسیدهایم. بسم الله، آقا سلام عرض میکنم حضورتون، خیلی خیلی خوشحالم که محضر شما هستیم.
حجت الاسلام رفیعی: بسم الله الرحمن الرحیم. عرض سلام و ارادت محضر جنابعالی، علیکم، بینندگان عزیز. ماه جمادیالاول هم رسید، آغازش با میلاد زینب کبری سلام الله علیها، پنجم ماه، پیشاپیش تبریک میگیم، روز پرستار رو تبریک میگیم و طبیعتاً ایام فاطمیه هم در این ماه واقع شده، إنشاءالله تکریم خواهد شد. قبل از ورود بحث، یه کمکی هم به بحث شما بکنم راجع به قربانی. میدونید که خدا به پیغمبرش وقتی مکه رو فتح کرد، به عنوان شکر میفرماید: فصل لربک وانحر. نحر شتر کشتنه، نحره ذبح نیست برای بقیه حیوانات. بله، برای ذبح برای بقیه حیوان، برای گوسفند و گاو و اینها به کار میره. یه عزیزی مشهد بود میگفت بدن آقا رو که آوردن مشهد، میگفت من خیلی نگران شدم از این جمعیت، بالاخره یه یه ازدحام ممکنه حادثه بیافرینه و میگفت من یک شتر نحر کردم برای اینکه این تشییع جنازه و این حادثه بدون اتفاق در واقع تمام بشه. این میرسوند که باورهای مردم در این زمینه قویست. و هم نکته این هستش که عزیزان بیننده گاهی هم از ما میپرسن میگن آقا مثلاً فرض کنید برای هدیه به امواتمون یا روح رهبر شهیدمون یا سلامتی رهبرمون یا هر عنوانی، آقا برای حالا من تو بحث امروزم اتفاقاً یه تیکهای دارم که به این قربانی میخوره عرض خواهم کرد. لذا اونایی که توان دارند، تنها اونایی که توان ندارن مشارکت، بسیار کار باارزشیست و من اطلاع دارم که این قربانیها وقتی به دست افراد میرسه چقدر سرور در دلها ایجاد میکنه و این سرور تو روایات داریم روز قیامت وقتی مؤمن وارد محشر میشه میگه لا تفضح، لا تحزن، أنا السرور الذی، اون سروری هم که تو دلها ایجاد کردی و تو رو میبرم تا اونجایی که باید بری. بله، بسیار عالی.
ملایی: خیلی ممنونم از راهنماییتون، کمکتون به این موضوع و امیدوارم که شما مخاطبان توصیه امثال حاج آقای رفیعی رو همیشه عمل کردید، این ماه هم یه غوغایی به پا بشه، إنشاءالله به امید خدا. حرف دقیقی هم بود، شروع جمادیالاولا به نام حضرت زینب کبری علیه السلام، به نوعی، و إنشاءالله بیاید معامله کنیم با عقیله بنیهاشم زینب کبری علیهم السلام. خب حاج آقای رفیعی، تا هفته قبل حضرت عالی دعای مکارم الاخلاق رو میفرمودید و وعده فرمودید که از امروز سیره اهل بیت رو.
حجت الاسلام رفیعی: دعای مکارم الاخلاق خوب طولانی بحث شد، مفصل بحث شد. من دیگه برداشتم این بود که فرازهای آخر این دعا هم مطالب اخلاقی که داره، در ضمن قسمتهای قبل چون بیان شده بود. پیشنهاد بعضی از دوستان هم بود سیره رو مطرح کنم، منتها خیلی فکر کردم یکی دو روز روی سیره، دیدم قبل از سیره امامان علیهم السلام و اهل سیره پیامبر، یه چند جلسهای بهش پرداخته بشه. میدونید که رسول خدا شخصیت اول جهان خلقته و موجودی از او بالاتر نیست و شخصیتی مثل امیرالمؤمنین علیه السلام میفرماید من عبدی از عبید او هستم، عبدی از عبید او هستم. و همه ائمه ما میدونید خودشون رو مدیون سنت پیامبر میدونستند و میگفتن ما میخوایم سیره پیامبر پیاده بشه. به عبارت دیگر سیره اهل بیت جدای از سیره پیامبر اکرم نیست. با این نگاه من اگر اجازه بفرمایید، یه چند جلسه وارد این بحث میشم.
خدا رحمت کنه مرحوم آقای ریشهری رو، آیتالله ریشهری کتابی دارند سیره پیامبر، هفت جلده. حالا شاید عزیزان بگن آقا ما که هفت جلد کتاب سختمونه پیدا کنیم بخوانیم، هم قابل دسترسی تو فضای مجازیه. همین که دارالحدیث که ایشون تاسیس کرده بود، این هفت جلد تو یه جلد خلاصه کردند، یعنی یک تک جلد است به نام سیره پیامبر اعظم، خلاصه هفتجلدی، خیلی کامله، خیلی کامل. مرحوم شیخ عباس قمی هم میدونید که راجع به پیامبر جلد کتابی دارند، عربیش اینه، یعنی اسم عربیشه، منظورم کهل البصر، یعنی سرمه چشم در سیره پیامبر. منتها این کتاب هم به زبان روانتری تو بازار آمده با همین عنوان سیرت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم. با این نگاه، البته کتاب راجع به پیامبر خیلیه، میدونید اصلاً اولین کتابهای تاریخی که نوشتن سیره بوده: سیره ابنهشام، سیره حلبی. من اجازه میخوام یه بحث مقدماتی امروز داشته باشم، بینندگان عزیز. سیره یعنی سبک زندگی. بله، یعنی کارشناسی مطالبی میفرمایید، یه وقت یه جوری زندگی میکنید، اون زندگی شما میشود سیره و روش زندگی. خب حالا ممکنه کسی بگه آقا قرن پونزدهم، نمیدونم قرن چندم میلادی، سال ۲۰۰۰ و فلان، حالا دیگه شما میخواید برگردید به ۱۴ قرن پیش، پیغمبر چهجور زندگی میکرده؟ خب معلومه آب لولهکشی نبوده، ماشین لباسشویی نبوده، این امکانات نبوده، فضای مجازی، هوش مصنوعی نبوده. خب میگن بعضیا این روزها که آقا دیگه برگشت به گذشته، این قدیمی شده، امروز باید در حال زیست، یعنی چی؟ شما سیره پیامبر یا اهل بیت اصلاً بخواید مطرح کنید، این سؤال مهمی هم هست.
بله عزیزان بیننده، سیره، سبک، روش در زندگی پیامبر، حالا داریم بحث میکنیم که هفت هشت تا شاخه هم داره سیره: سیره خانوادگی ایشون، سیره اقتصادی ایشون، سیره سیاسی ایشون، سیره اجتماعی، یعنی سبک زندگی. بله، دو قسمه. سوال میکنند آقا سیره رو میشه الان بهش مراجعه کرد به آینده، گذشته، یا اینکه قرآن فرمود لقد کان لکم فی رسول الله أسوة حسنة، این به درد همون مردم اصحاب پیغمبر میخورده دیگه، نگاه کنن پیغمبر چی میپوشید، چی میخورد، کی میخوابید، بابا الان دیگه سبکها عوض شده.
عرض میکنیم عزیزان بیننده، سیره دو قسم است: سیره ثابت و سیره متغیر. ما تو اون بخش سیره ثابت میگیم باید از پیامبر الگو گرفت. سیره متغیر چیه؟ پیامبر سبک لباس پوشیدنش چگونه بوده، ممکنه امروز این سبک تغییر کرده باشه. روایت هم داریم لباس هر دورانی مال همون دورانه. امیر کت شلواری ۱۰۰ سال پیش معمول نبوده، الان معمول شده، مسئولین میپوشند. لذا سیره پیامبر اکرم سیره متغیر. عرض میکنم فرض کنید این بوده است که اتاق ایشون یه اتاق کاهگلی سادهای بود، اصلاً الان شهرداری اجازه شما اتاق کاگلی بسازی مجوز به شما میده؟ نمیده، باید کلی مهندس و تشکیلات و... سیره پیامبر اکرم مثلاً فرض کنید که فرمود من این است که بر مرکب بدون پوشش سوار میشم. خب مرکب اون زمان الاغ بوده، اسبم بوده، خب اونایی که مثلاً اسبسوار بودن کلاسشون بالاتر بوده یه خورده. پیامبر فرمود که نه، من بر مرکب حمارم سوار میشم، گاهی هم این پشتی روش نیست، پالان روش نیست، یعنی پا اذیت میشه دیگه. خب حالا الان ما بیایم تو خیابون تهران، قم، همچین کاری بکنیم، اصلاً جلومون رو میگیره پلیس. تغییر کرده، دقت میفرمایید؟ یا فرض میکنید در خصوص حمام، در خصوص آبی که با مشک میآوردن، الان که مشک، کتابخونه آب نمیاد. لذا بدانید سیره و سبک زندگی متغیر، یعنی اون الگو و مدلی که اون زمان بوده، نه اون زمان. حضرتعالی متولد پس از انقلاب لابد، ولی ما پس قبل از انقلاب متولد شدیم. قبل از انقلاب من امید دادم که کوچیک بودید، بالاخره، بله. ولی یادتون میاد خونههای امروزی با خونههای ۵۷ یکیه؟ خیلی فرق میکنه. اصلاً یه تلویزیون کوچیک داشتیم، یه شبکهای داشت، یه فرشی داشتیم. ما یادمه خدا رحمت کنه گذشتگان همه رو. حالا مردم بعضی از ما یادشون رفته، وقتی هم میگی ناراحتم میشن، میگن آقا این حرفا چیه میزنید، باشه، ولی بدانید من یادمه ما یک اتاق، یعنی تو خونه پدربزرگمون چند تا اتاق بود، یکیشم مال ما بود. هر سال اول زمستان که میشد والده ما شروع میکرد، حالا با سریشی بود، با چسبی بود، با کاغذ، این درزهای در رو میگرفتن که سرما وارد نشه. خب الان اینطوره. لباسهای بچهها، من دقیقاً آقای ملای یادمه توی کلاس شما نگاه میکردید ۱۰، ۱۵ تا وصلهای میدیدید، یعنی کت پدربزرگشو کوتاه کرده، یه وصله. اما الان اینطور نیست. پس بدانید اون سبک زندگی متغیر ایناست: لباس، خانه، پوششهایی که بوده و پوششهای، منظورم نوع لباس.
اما ما یه سبک زندگی و یک سیره ثابتی داریم، ۱۴ قرن پیش بوده، الانم هست، ۱۰ قرن دیگه هم بیاد هست. و اون فرق مثل چی؟ فرض میکنیم پیامبر نظافت، نمیشه گفت این عوض شده دیگه، الان اصل کثیف بودنه؟ نه، همیشه این هست. اینی که رسول خدا میفرماید مثلاً فرض کنید که در حوله و مسواک و شانه اشتراک نیست، اصل، یعنی سیره شخصی فردی. اصل صداقت، امروز عوض شده باید دروغ گفت؟ نه. اصل احترام به بزرگتر، اینا که دیگه زبان مکان نمیبره. اصل اعتدال، اصل حرمت. لذا بدانید سبک زندگی که ما میگیم و لقد کان لکم فی رسول الله أسوة حسنة، اصول ثابت لایتغیرست، که عصر حجر باشه یا عصر هستهای، عصر مرکب حیوان باشه یا عصر آخرین ماشین، عصر فضا باشه، عصر هوش مصنوعی باشه، اینا تغییر. این نکته اول.
نکته دوم که من عرض کردم، شما فرمودید سیره اهل بیت، ببینید من شواهدی میارم که اهل بیتم سیرهشون سیره رسول خدا و پیامبر بود. امام سجاد راجع به امیرالمؤمنین فرمود سار والله فیهم بسیرة رسول الله یوم الفتح. حضرت امیر تو جنگ جمل با اینایی که جمل را آفریده بودن، با اینکه باهاشون جنگید، کشته هم دادن، شهیدم دادن، حضرت هم ناراحت بود از این جنگ، اما بعد از جنگ جمل با اینا برخورد نکرد. بله، اینا رو فرستاد مدینه، حتی نماز خوانده شد بر بدنهاشون، اسیر ازشون نگرفت، مسلمان بودن دیگه، حالا این جنگ پیش آمده بود، جنگ هم اشتباه بود. حتی با اونایی که این جنگو ایجاد کرده بودن، حضرت برخورد فیزیکی نکرد. بعضیا اعتراض کردن، خب حالا پدر اینا رو در میوردی؟ امام سجاد فرمود جدم امیرالمؤمنین سار والله بسیرة رسول الله یوم الفتح. این روش پیغمبر بود تو فتح مکه، فرمود انتم الطلقاء. ببین این یه مورد. نمونه دوم امام مجتبی علیه السلام به معاویه فرمود، فرمود میدونی کی خلیفه پیغمبره؟ خلیفه، جانشین پیغمبر، کسیه که إن خلیفة من سار بسیرة رسول الله، اونی که روش پیغمبر رو بره. و جملهای که شما بلدید، همه بلدن، معروف امام حسین از مدینه که اومد بیرون به برادرش محمد حنفیه وصیتنامهای نوشت: أرید بالمعروف و أنهی عن المنکر و أسیر بسیرة جدی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و سیرة علی بن ابیطالب. این نکته اول.نکته این هستش که ما در بحث سیره که إنشاءالله بهش خواهیم پرداخت، بحث شیرینی هم هست، عزیزان بیننده دو هدف رو دنبال میکنیم:
۱. شناخت پیامبر، بشناسیم. ۲. الگو گرفتن از پیامبر. قبل از آنی که من وارد این بحث بشم، اجازه میخوام اینو عرض کنم که سیره پیامبر ما از سیره انبیا جدا نیست، یعنی همین اصول ثابتی که گفتم حضرت موسی علیه السلام هم همینه. پس میتونیم بگیم سیره پیامبران. بله بله، به همین جهت ما سلسله روایاتی داریم، عزیزان بیننده، که چیزایی رو مطرح میکنه میگه این سیره انبیاست، سنن هم همون به معنای سیره میگیریم ما، البته سنت به معنای مستحبم داریم، اما اینجا که رسول خدا فرمود علیکم بسنتی، یعنی همون سیرتی، سیره من. اگر فرمایید من یه ۱۰ مورد از این سنن انبیا رو، جالبه دیگه، حالا مثلاً پیغمبرا چه ویژگیهایی داشتند، رو برای شما بینندگان عزیز عرض کنم، استفاده میکنیم. بله، البته خیلی بیشترهها. من تبرکا شروع میکنم:
۱. من سنن الأنبیاء، من سنن المرسلین: الحیاء. این روایتشو بذارید بعداً، بله. یکی از سنتهای انبیا حیاست. پس حیا مخصوص پیغمبر ما نیست، حضرت آدم ابوالبشر هم داشته. عرض میکنم که از بهشت که بیرون آمد معلومه دیگه، نقل شده، عرض میکنم فوراً پوشش برای خودش قرار داد. حضرت ابراهیم علیه السلام، حضرت موسی، اون زمان مثل الان حمام که نبوده که برای اینکه بدنشو که حالا مردم تو خونههاشون شستشو میکردن یا تو کوچه مثلاً، ایشون راه طولانی را میرفت کنار دریا یا رودخونه، کسی نباشه، نگاه میکرد هیچکس نیست، لباسشو در میورد خودشو میشست. یعنی حیا. دختر شعیب دیگه تمشی علی استحیاء. پس از ویژگیهای انبیا، بینندگان عزیز، این ده ویژگی که من امروز عرض میکنم، بعضیاشم آسونهها، اینا اگر داشتید، گفت که هم ویژگی رسول خدا رو دارید هم انبیای گذشته.
دوم: صلاة اللیل، سنت الأنبیاء. نماز پیغمبر ما نیست، حالا ممکنه شیوهاش فرق میکرده، ولی از سنتهای انبیاست. آسوناشم بگیم، یه خورده: الطیب، من أخلاق الأنبیاء. عطر یا عتر، از اخلاق انبیا، خوشبوی، خوش. احسنتم. بوی خوش اگر گلاب کاشان شما گیر بیاد که دیگه خیلی خوبه. آقا گیر میاد، اصلش البته پیش کوچیکی هم یه وقتی از گل محمدی، بعضی از کسایی که گلاب استحصال میکنند تو کاشان ما عطر گل محمدی. بسیار تمام تلاشم میکنم که به هفته آینده پیدا میکنه. خب این از اخلاق انبیاست. بله، ببینید اینا چیزای جالبیه برای برادران عزیز، خواهران گرامی، بینندگان عزیز، اینایی که داریم میگیم، حالا امروز و قرن هستهای و هوش مصنوعی، اما اینا مثلاً از حضرت آدم چند هزار سال پیش.
چهارم: شستن دست قبل از غذا و بعد از غذا. از وضو قبل از طعام، بعد و بعدش، حالا برای همون شستشوئه. بله، دارد ما ینفع الفقر، فقر رو از بین میبره. و من سنن المرسلین.
پنجم: سنن المرسلین: السواک. مسواک زدن سبک زندگی انبیا بود.
ششم: بله، إن من سنن المرسلین الإطعام عند التزویج. از سنن مرسلین بوده که وقتی دختر شوهر میدادن، پسر زن میدادن، چیکار میکردن؟ غذا میدادن، اطعام میدادن. چقدر خوب بود قدیما تو منازل میگرفتن شام میدادن، میگفت شام. خیلی جالب بود، حالا دیگه الان بعضیا دیگه چون هزینهها سنگین شده یه مقدار اینو کمش کردن.
هفتم: فرمودند که یکی دیگر از ویژگیهای انبیا این است که إنا معاشر الأنبیاء أمرنا بمداراة الناس. ما انبیا هممون مأمور شدیم با مردم مدارا کنیم، خشن برخورد نکنیم، جدال نکنیم، درگیر نشیم. اینا چیزای کاربردیها، بله، اینا همش و اختصاصی هم به ۱۵ قرن پیش نداره. نه. بله.
ویژگی دیگر، فرمود که لم یبعث نبیاً یا ما بعث الله النبیا، خدا هیچ پیغمبری نفرستاد الا به صدق الحدیث و أداء الأمانة الی البر والفجر. یکی اینکه صداقت و یکی امانتداری. حالا میشه گفت این سنت تغییر کرده؟ بگیم آقا الان میشه به امانت خیانت کرد؟ ابداً. اینا نکات مهمیست. عرض میکنم که نهم، فرمودند که من أخلاق الأنبیاء حب النساء. یکی از ویژگیهای انبیا محبت به همسره. معلومه که حب النساء، همسر، زن، حرام که نیست که انبیای الهی، حالا نساء ممکنه دخترشون باشه، محارمشون باشه، همسرشون باشه. و ویژگی دیگر، فرمود از ویژگیهای انبیا از سخا، از سخاوت و دست و دل بازیست. ملاحظه فرمودید بینندگان عزیز، بحث ما سیره پیامبر فعلاً، اما هیچ تفکیکی بین سیره پیامبر و سیره انبیا و سیره اهل بیت نیست.
امروز نیاز جامعه ما سبکشناسی است. امروز نیاز جوانان ماست ببینن رسول خدا و جوونا چطور برخورد میکردن با همسر، چطور، خیلی بحث جالبی است، شیرینه. رهبر انقلاب در اون سخنرانی کلیدیشون ۲۸ تا سوال راجع به سبک زندگی مطرح کرد. آیا معماری ما معماری اسلامیست؟ آیا صله رحمهای ما، دیدید که هست، بینندگان توی موجوده، بله، جستجو کنن همین الان تو فضاتون میتونید بذارید. سؤالات کلیدی رهبری، سابقه نداشت آقای اینطوری صحبت کنن، یعنی تحلیلی همیشه صحبت، اما اون روز مخاطب قرار دادن مردم همه دنیا رو و [متن قابل تشخیص نیست]. بحث مفصلی است، شاید نشه یه جلسه تمامش کنیم.
اون مبانی و اصول حاکم بر سیره. میدونی چی میخوام عرض کنم؟ سادهتر بگم. یه وقت شما میخواید برید دبیرستان، دانشگاهی. شما در رشته کارشناسی دانشگاه تهران مثلاً رشته حقوق قبول شده. خب ۱۳۲ واحده، واحداشم ایناست، استاداشم ایناست، هشت ترمه. آیا نامه داره یا نداره؟ اینا اون در واقع اصول محتواست، نه محتوای اون دانشگاهست. خب آقا دیگری در همون دانشگاه تهران پرستاری قبول شده، میگن واحدهای شما اینه، استادای شما دیگهری. پزشکی قبول شده. اما میگن همه کسانی که شما دانشگاه تهران قبول شدید، یه اصولی بر این دانشگاه حاکمه، حاکمه، اونا رو باید همه رعایت. اون دیگه کار نداره شما دانشکده حقوقی یا الهیات یا پزشکی هستی. البته پزشکی دانشگاه تهران نداره، حواسم نبود، چون نه، علوم پزشکی جداست، آخه. بله بله. آقا شما میخوای حوزه علمیه بیای تحصیل کنی، فقه این درساشه، مکاسب، میخوای شما توی کلام تحقیق کنی، این کتاباش. اما حوزه اصول حاکمی داره. لذا به شما میگن در این دانشگاه یکی از اصول حاکمش مثلاً فرض کنید که نظمه. بله، یکی از اصول حاصلش حضور سر کلاس، یکی از حضور. به اصطلاح اصول حاکم بر این دانشگاه، دانشگاه این است که اینجا محل درگیری نیست، نیست.
من اسم این بحث رو میذارم اصول حاکم بر سیره پیامبر و خیلی هم جالبه، شاید بیش از به خوبی ۴۰، ۵۰ تا اصل باشه اگر بخوایم بهش بپردازیم، مفصل نمیتونیم وارد سیره بشیم، ولی لازمه. یک کتابیست بازار من این کتابو دیدم، هم سه جلد چاپ شده هم تو یک جلد خلاصه شده، خلاصه شده به نام سیره نبوی، منطق عملی، اسمش اینه. این کتاب مال برادر عزیزمون جناب آقای دلشاد هست، مصطفی دلشاد، که از دوستان ماست، تو نهجالبلاغه هم خوب کار کردن. باور کنید من ایشون چند ساله ندیدم. اینو برای چی میگم؟
برای اینکه من وقتی اسم کتابی رو میارم، اصلاً ممکنه نویسندهش رو نشناسم یا ارتباطی هم باهاش نداشته باشم. چند سال قبل پدرم میگفت یه چیزی در خانه ما رو زد و گفتش که این کتابو بدید به حاج آقا و ازشون تشکر کنید. پدرم میگفت گفتم که شما کی هستید؟ گفت من فلانیام. گفتم حالا چرا اینو دادم به حاج آقا تشکر کنم؟ گفته بود ایشون امروز مثل کتاب منو در برنامه بردن، برد، بدون اینکه اصلاً منو بشناسه یا دیده، من اون کتابو خونده، کتاب خوبی بود، معرفی کردم. شما اثر را معرفی، من مؤلف رو نمیشناسم، خیلی از اوقات. اما حالا ایشونو میشناسم. این کتاب در یک جلدم چاپ شده و تمام این اصول در اونجا به صورت اصلهای مدیریتی فردی یکییکی آمده. خوب، یه بار دیگه بفرمایید تو فضای مجازی. بله، عرض میکنم که عزیزان بیننده، اصولی که پیغمبر گرامی اسلام و ائمه و انبیا بهش پایبند بودن، یعنی این اصول قابل تغییر نیست، نیست. اصلهای لایتغیره مثل دو ضربدر دو چهار میمونه، این، ۵ مثل اصل جاذبه است. بله، این حذف نمیشه.
یکی از اون اصول که حاکم بر زندگی پیامبر بود، اصل رعایت مرزها و حدود الهیست. هر کاری تو زندگیمون میکنیم، مرز خدا رو نشکنیم: و من یتعد حدود الله فأولئک هم الظالمون. هر که حد خدا رو شکست، این ظالمه. ببینید مثالهاشم خیلی ها، من ساده میگم، حالا به ذهنم اومد. مثلاً فرض کنید یه کسی که از دنیا میره، عده خانمش چقدر؟ چهار ماه و ده روز. یکی بگه این مال قدیم بوده، ما دیگه اینو رعایت نمیکنیم. نه، این حده، باید رعایت بشه. دقت میکنید؟ بله. یا فرض میکنید شما در ارتباط دختر و پسر، حد الهی اینه که نکاح جاری بشه، خطبه. کسی که آقا این مال قدیم بود، دیگه الان دیگه این روابط نیازی نیست. نه، خطبه عقد، إنکحت، عامل یا فارسی معادلش حلیتت شما به این خانمه، تا ۵ دقیقه پیش نه خودت، نه محرم شدی. بر اساس اون، تو همه مسائل فرق نمیکنه. حدود الهی. ببینید عزیزان بیننده، در سوره توبه، آیه آخرای سوره توبه، آیه ۱۱۲ است. وقتی ۹ ویژگی رزمندگان اسلام رو میشمره: التائبون، العابدون، الحامدون، السائحون، الراکعون، الساجدون، الآمرون بالمعروف والناهون عن المنکر، چی آخر؟ چی؟ والحافظون لحدود الله. حفظ حدود الهی. لذا من دو تا نکته اینجا بگم که بسیار مهمه: یک، مرز خدا رو نشکنیم، تعدی نکنیم. دو، از خودمونم مرز تو دین اختراع نکنیم. مهمه. بله، خوارج مرز اختراع کردن خودشون، هر کسی یک گناه کبیره بکنه کافره، این درست نیست.
عثمان بن مظعون از اصحاب پیغمبره، خیلی هم پیامبر دوستش داشت. عثمان بن مظعون قبل از رسول خدا از دنیا رفته و ایشون کسیه که به پیامبر علاقه داشت، قبل از پیامبر از دنیا رفته، تو بقیع دفن شده. پسری داشت از دنیا رفت، ترک زندگی کرد، ترک زن و بچه و رفت تو خونه ش یه مصلایی برای خودش درست کرد و گفت تا بمیرم عبادت میکنم. دیگه همسرش، من رو پیغمبر سفارش کرد. رسول خدا با غضب، کفششم دستش گرفته بود دیگه، اینقدر عصبانی بود که حضرت با عصبانیت آمدن، فرمودند که این چه فیلمیه بازی میکنی؟ چرا برای خودت مرز تو اسلام ایجاد میکنی؟ خدا رحمتش کنه، منم پسرم از دنیا رفت، حالا تو زندگیت رو تعطیل؟ میگه آقا من ۴۰ سالشه، ۵۰ سالشه، همسر از دست داده، دیگه من ازدواج... من چند روز قبل یه آقایی دیدم خیلی پژمرده شده، میشناختمش، ایشون کاسب میوهفروش بهتر از این بود، میگفت سه ساله خانمم از دنیا رفته، با بچهها تو خونه. گفتم خب ازدواج کن.
خب اگه حاج آقا این بیوفاییه، گفتم مگه شما بد کردی؟ بزنه؟ گفت نه. گفتم مگه امیرالمؤمنین، مگه اهل بیت یک مرزی درست میکنه که این خانم جوان، آقای جوان یا میانسال فرق نمیکنه، تا آخر عمرش باید از یک در واقع زمینهای محروم بمونه؟ خواستگاری داره، زمینهای داره، خودش، بچههاست، فکر میکنن یه جرمی برای ارتکاب میشه. آقا این نیست. ببینید شما یه مثال دیگه میزنم: ۱۰ نفر از جوونای مدینه، آدمای خوب، به نام، نشستن با هم فکر کردن چه کنیم گناه نکنیم؟ شما رو به خدا بعضی اوقات از این برنامهریزیها که میکنید با یه عالمی هم مشورت کنید. آره، مشورت کنید. بله. خدا حفظ کنه یه آقایی که تو همین صدا و سیمای شما بود، یه وقتی یه کار تهیهکننده، یه کاری انجام داده بود، ولی خب ایشون نپسندیده بود، بعد به ایشون زنگ زد، من اونجا بودم، گفت یه کمی هم از بیعقلی ما استفاده کنید، از ما بپرسید. گاهی آدم یه مشورت بکنه. خب آقا چه کنیم؟
یکیشون گفت میدونی عامل گناه چیه؟ ازدواج. اگه آدم زن بگیره، خب باید بره نون تهیه کنه، آب تهیه کنه، کم میاره باید دروغ بگه. اگه زن نگیریم، خودمونیم و خودمون، این گناه نمیکنیم. این خوبه، این خوبه. شما گفت عامل گناه ارتباط با مردمه. ما وقتی حرف میزنیم غیبت میکنیم، تو اتاق دربسته غیبت میکنیم، کسی نیست. دوتا. عامل سوم، عامل سوم غذای خوبه. آدم شکمش که سیر میشه جفنگ میگه. دیدی غالباً بعد سفرهها طرحها شروع میشه، اینجا رو خراب کنیم، اونجا رو بسازیم، اینجا رو بزرگ کنیم، یادشون میره. گفتن اینم خوبه. پس غذای خوب نمیخوریم. تصمیم تصویب، رفتن توی خونه درباره خودشون بستن، گفتن نه ازدواج میکنیم، نه با مردم ارتباط میگیریم. پیغمبر خدا اینقدر ناراحت شد که هنوز موقع نماز نبود، فرمود به همه مردم بگید بیان مسجد. نه به این ۱۰ تا، چون ممکنه این فکر منتشر بشه. احسنتم، منتشر بشه. همه که جمع شدن، فرمود: «من که پیغمبر شمام، زن دارم، النکاح سنتی»، این معروفه دیگه. بله، إن النکاح من سنتی، برای صحیحش اینه، من رغب عن سنتی... من که پیغمبر غذا خوب میخورم، آقا کتف گوسفند که حالا الان گرانم هست، بالاخره ممکنه بعضیا گیرشون نیاد. پیغمبر گوسفند داشتن، خودشون قربانی میکردن، میفرمود من کتفشو دوست دارم، از این بخش استفاده، گاهی بله، گاهی هم نون خالی میخورم، اما گاهی هم کباب میخورم. و من که باهاش پیغمبر شما هستم، با مردم ارتباط دارم. ببین در خونم بازه. اوزونم اوزون، یعنی گوش، بله، یالا، نذاشت.
حجت الاسلام رفیعی: این میشه، لذا برادران عزیز، خواهران گرامی، نه مرز بشکنید، نه مرز بسازید. بسازید؟ بعضیا میگن خط قرمز من، مثلاً نه، این خط قرمز تولید نکنید، تولید نکنید. خط قرمز احسنتم، خط قرمزهای دین رو رعایت کنید، خط قرمز از خودتون نسازید. من یه مثال ساده بزنم. بفرمایید. آقا دین گفته شما اگر میخواید... نه دیگه اون مال قدیم بوده، دستا کثیف بوده، میگفتن وضو بگیر، حالا که من حمام اومدم بیرون، دستم تمیزه، وضو بگیرم؟ نه آقا، مرز دین رو نشکن. إذا قمتم إلی الصلاة قرآن میگه: فاغسلوا وجوهکم، وضو بگیرید. آقا مثلاً فرض کن الان بعضیا این حرفا رو میزنن. یه آقایی نوشته بود که این نمازهای مغرب رو میشه آهسته خوند. گفتم برای چی؟ گفت قدیم تاریک بوده، میخواسته به هم نخورن، مردم میگفته بلند بخوانید که بفهمن که اینجا... اولاً کی گفته تاریک بوده؟ اون موقع هم یه چیزایی بوده روشن میکردن. بله، اما ظهر رو گفتن آهسته بخونید، تو همه همدیگه رو میبینن، اینا خطرناکه، اینطور تحلیل رو دین گذاشتن. آقا مسافرتهای قدیم با اسب و شتر بوده، طول میکشیده، حالا با هواپیماست الان تهران یک ساعت بعد مشهد، نماز شکسته بخونید؟ دیدید میگن بعضی آره؟ شما رو به خدا از این اجتهادا نکنید. این مال مرز، رعایت مرز خدا: وضو، نماز، غسل. اما از اون طرف چرا به خودت مرز ایجاد میکنی؟ ۵ بار میگه تکرار بکنه وضو، غسل، تکرار میکنه، اونایی که گاهی دچار وسواس میشن. این اینا بدونن دارن مرز ایجاد میکنن در مقابل مرز خدا. خدا کل شیء لک طاهر، همه جا پاکه مگر ۱۰۰ یقین کنی نجس است. آقا ۹۰ درصد مطمئنم، این ۹۰٪ هم فایده نداره. جالبه از جاهایی که ۱۰۰ میخواد، اینجاست. پس چرا شما تمام زندگی رو آب میکشید، تمام هتل رو نجس میدانی؟ اینا دیگه چیه؟ مرزتراشیه توی طهارت و نجاست، توی احکام، توی همه مسائل دینی. این دو کلمه رو رعایت کنیم: خط قرمز خدا نشکنیم، خودمونم خط قرمز درست نکنیم. خوارج خط قرمز درست کردن، در زمان خود ما همه رو مشرک و کافر میدونن، قتل مردم رو لازم میدونن، جنایت میکنن. خب اینا کی گفته؟ خدا و پیغمبر این حرفو نزده.
ملایی: نمیدونم فرصت هست یا اینکه میتونیم بعد از قرائت... بسیار ما در خدمت.
حجت الاسلام رفیعی:آره، خیلی ممنونم ازتون، خیلی هم بحث جذابیه، مطمئنم واکنش مخاطبان عزیز رو هم خواهد داد. شما میتونید دیدگاهتون رو در مورد بحث سیره به صورت کلی و بعد سیره پیامبر خدا که از امروز آغاز کردن به20000303بفرمایید.
ملایی: و اما محضر قرآن مشرف خواهیم شد. ما سوره نور رو از دیروز تلاوتش رو شروع کردیم. تو برنامه امروز، صفحه ۳۵۱، آیات ۱۱ تا ۲۰ سوره مبارکه نور تلاوت خواهد شد. مثل دیروز اگر شما موافق باشید، این صفحه و هرچی بعد از این امروز قرآن تلاوت خواهیم کرد رو تقدیم کنیم به شهدای عزیز و گرانقدرمون، به ویژه شهدای مظلوم امنیت، علیالخصوص شهدای فراجا. و من باز دوست دارم امروز اسم ببرم از شهدای عزیزی که این چند روزه فراجا تقدیم کرده. همین قوم مقدس سردار رزمندهای رو تقدیم کرد، شهرهای دیگر مازندران دو تا شهید داشت، معاون فرهنگی اجتماعی خود فراجای سیستان و بلوچستان، خانم دکتر افتخاری که به هر حال خیلی هم مظلومانه به شهادت رسید. تقدیم او کنیم، یه صلوات هم با هم بفرستیم. برگردیم ببینیم چقدر وقت میمونه بحث حاج آقای رفیعی رو دنبال بکنیم.
صفحه351 قرآن کریم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
ملایی: در ادامه عرض قبل قرائت قرآن، خوبه که ویژه هم یاد بکنم، امروز در شهر مقدس قم، سربازی از سربازان وطن، یکی از کارکنان خدمتگزار فراجا، شهید عباس آقایی، تشییع شد که در سیستان و بلوچستان مأمور به خدمت بود و بعد از سالها خدمت در قم و جای دیگه، اونجا به شهادت رسید و ثوابی برسه بهش از برنامه امروز ما، إنشاءالله.
حجت الاسلام رفیعی:حاج آقای رفیعی، سه دقیقه زمان داریم.
ملایی: بله، حالا به مناسبت شما اشاره کردید کلمه حد که گفتیم رعایت حدود الهی به معنای مرزه دیگه، بله، حدود یعنی مرزها. همینجا دعا میکنیم برای مرزبانهامون که مرزهای کشورمون هم حفظ میکنن. بسیار عالی.
حجت الاسلام رفیعی:همونطور که اشاره کردم عزیزان بیننده، در روایت هم داریم که ما من شیء إلا و له حد، هر چیزی حد داره. الان برنامه شما حد نداره؟ یه جایی تموم میشه دیگه. قوانین کشورم این طوره، تحصیلم این طوره، به هر حال. حالا که اینطوره، دینم برای خودش تو همه امور یه حدی داره. لذا میگه شما رسول خدا به هیچ وجه اجازه شکسته شدن حدود الهی رو نمیداد. حد شخصی خودش چرا؟ یکی خاکستر میره، یکی توهین میکرد، مجنون میگفت، تحمل میکرد. امیرالمؤمنین علیه السلام در مورد حدود الهی خیلی محکم بود. خودش نه، خودش نان پخته، با همشون حضرت زهرا پختن، موقع افطار میدن به مسکین و یتیم و اسیر، با آب افطار میکنن. اما همین علی که اینطور انفاق میکنه، اگه کسی میخواست بیتالمال رو دست بزنه، محکم، برادرش عقیلم که باشه، میگه نمیشه، آهن گداخته میارن نزدیکش و میگه ببین من این... این میشه رعایت حدود الهی.
لذا حدود الهی یعنی مرزهایی که خدا برای امور تعیین کرده. حالا تو احکام هست، تو اعتقادات هست. فرض میکنیم مثلاً ما توی اعتقادات، ما اهل بیت ما این هستند، تعریف میکنیم: معدن رحمتن، معدن خیرن. تو زیارت جامعه: کلامکم نور، أمرکم تقوا. خب شما بیا بالا، بیا بالا. اما اگر قرار شد که یه مرتبه کسی بگه اینا خدای نکرده العیاذ بالله خدا هستن، دیگه نه، نه، دیگه این جایز نیست. کما اینکه طرف پیش امام رضا گفت علی خالقنا، آقا ناراحت شد، فرمود نه، علی بشر. یعنی حتی تو مسائل اعتقادی هم ببینید ما حدود رو باید رعایت کنیم. حد الهی اینه که ما طرفدار خائن نباشیم. حد الهی ما ظلم به کسی نکنیم. حد الهی این هستش که تو انفاق، تو همه مسائل در واقع آقا برای مال شما خدا یه حدی قرار داده، گفته مثلاً خمسه. نه آقا من دیگه تصمیم گرفتم مثلاً یه دهم بدم، این شکستن حدود. صله رحم، رفت و آمد، مهمانی، پذیرایی، همه آزاد، خوب تاکیدم شده، ثواب هم داره، عبادته، اما یه حدی داره، باید به اختلاط محرم و نامحرم کشیده نشه.
پس تکرار میکنم: حدود الهی و مرزهای الهی رو که روشنم هست تو قرآن نشکنیم، خودمونم مرز اضافه نکنیم. در روایت داریم تکلف به خرج ندید، خودتونو به زحمت نیندازید برای ایجاد مرزهای جدیدی که در دین ریشه نداره، نداره. به همین جهت هم دیدید که تعابیری که ما داریم میگه در دین حج نیست، یسره. این تعابیری که داریم در واقع همین رو میخواد برسونه. إنشاءالله موفق باشید.
ملایی: خیلی ممنونم. فرمودید دعا برای مرزداران و إنشاءالله آمینش vو گفتیم و گفتن یه چند تا هم دعا بکنید در حال این روزها هم معیشت مردم، هم نیروهای مسلحمون، هم همه چیزی که وجود داره، به برکت آمین، إنشاءالله گرهها باز بشه. اولاً اصل دعای ما برای ظهوره: اللهم عجل لولیک الفرج والعافیة والنصر واجعلنا من أنصاره وأنصاره و المستشهدین بین یدیه. در مرحله دوم، یکی از بزرگترین نعمتها امنیته و بعدم سلامت. خدایا امنیت کشور ما رو حفظ کن، مردم ما رو هم سالم قرار بده، بیمارانمون رو لباس عافیت بپوش، آمین. و همچنین رهبر عزیزمون محافظت بفرما. خدایا این دشمننا ما رو تهدید میکنند، ما هم از تهدید نمیترسیم، چون از قدیم بوده، فرعون داشته، نمرود داشته، ولی خب ممکنه بعضیا اذیت بشن، به هم بریزن تو معیشت مردم، تو زندگی مردم. خدایا اونطور که قول دادی از تو میخواهیم، به آبروی پیامبری که امروز نامش زیاد برده شد و اهل بیت، این دشمنان را به هم مشغول بگردان، آمین.
اللهم اشغل الظالمین بالظالمین و ما رو سالم و قانون و پیروزه در این جبهه قرار بده، إنشاءالله. خیلی ممنونم، خیلی ممنونم از شما. آقایان و بانوان، از همکاران عزیزم در سیمای نور، صدا و سیمای مرکز قم، دوست دارم در نودال و پخش و همه مسیرها سپاسگزاری میکنم. عاقبت هممون إنشاءالله ختم بخیر بشه و برکت نگاه مهربان امیرالمؤمنین و حضرت زهرا که یکشنبههای ما به نام اونهاست. اگه عمر داشتیم و سعادت بود، خدا یاری کرد، فردا با حاج آقای پناهیان خدمت خواهیم رسید. عجالتاً امروز خدانگهدار.