اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

1405-07-14- حجت الاسلام میرهاشم- خانواده قرآنی

بسم الله الرحمن الرحیم. با هرچه عشق نام تو را می‌توان نوشت، با هرچه رود راه تو را می‌توان سرود، بیم از حصار نیست که هر قفل کهنه را با دست‌های روشن تو می‌توان گشود.

معرفی برنامه

ملایی: خانم‌ها، آقایان، مخاطبان جان، اهالی خوب سمت، سلام، وقتتون بخیر. به امروز سمت خدا خیلی خیلی خوش آمدید. به همه شنوندگان عزیز رادیو محترم معارف، مخاطبان شبکه محترم افق که تکرار برنامه را می‌بینند هم با دل و جان سلام می‌کنم و خوشحالیم که با همیم و همراه هم و إن‌شاءالله به برکت این همدلی و همراهی بهترین برکات نصیب مردم عزیز و شریف و سروقامت ایران اسلامی بشه، إن‌شاءالله. حاج آقای هاشمی، سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خیلی خوش آمدید.

حجت الاسلام میرهاشم: سلام علیکم و رحمة الله. خیلی متشکر و ممنون، سلام و عرض ادب خدمت همه بینندگان عزیز. إن‌شاءالله خدا همه رو، خانواده‌ها رو خدا توفیق موفقیت، توفیق پیروزی، توفیق برکت، توفیق بهترین، إن‌شاءالله پیروزی‌ها و موفقیت‌ها رو إن‌شاءالله عطا بکنه، إن‌شاءالله. حال شریف مبارک، الحمدلله. خیلی خوشحالیم با سه‌شنبه‌هایی که داریم راجع به خانواده قرآنی صحبت می‌کنیم. یک خانواده تراز از نگاه قرآن کریم باید چه ویژگی‌هایی داشته باشه، نکته‌های خوبی رو هم اتفاقاً در جلسات گذشته شنیدیم. اگر موفق نشدید ببینید تلوبیون مراجعه بکنید، هم به سایت ما می‌تونید مراجعه بکنید و هم برش‌هایی از برنامه رو دوستان زحمت می‌کشند در کانال‌های ما در فضای مجازی بارگذاری می‌کنند. دعوت می‌کنم که همراه باشید همواره و همیشه که إن‌شاءالله بتونیم روی آرامش را در زندگی ببینیم.

آرامش گمشده همه آدم‌هاست، مخصوصاً توی مقاطع مختلفی از دوران‌ها و زمان‌ها که دچار تلاطم می‌شیم، گردنه‌های پر پیچ‌وخمی را باید پشت سر بگذاریم. چگونه می‌شود به این آرامش دست یافت؟ بله، علاوه به ذکر الله تطمئن القلوب، اما اینها مهارت می‌خواد. امروز موضوع گفتگومون با حاج آقای میر هاشم عزیز پیرامون آرامش خواهد بود در زندگی و ببینیم توصیه قرآن و نگاه اهل بیت علیهم صلوات الله چه خواهد بود. تو همین شروع برنامه بگیم برای وجود مبارک مادر امام زمان یک صلواتی: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. که خودش منشأ برکته، خودش منشأ امید و آرامش، خودش مقدمه و مقدمه‌ای می‌شه که حال و هوای آدم را عوض بکنه و یه نگاه جدید ایجاد بکنه. این توجه به آقا امام زمان، عرض ادب به او و توجه ساحت مقدس ایشون. تو جلسات گذشته مهارت‌ها و نکات و قوانینی که تو خانواده اگر رعایت بشه به مقداری که بتونیم رعایت بکنیم، این منشأ آسایش و آرامش و برکات در داخل خانه می‌شه.

حجت الاسلام میرهاشم: این جلسه اجازه بفرمایید می‌خوایم بحثو من روح الله رو اشاره کنیم، امید، امیدآفرینی. آقا نجم‌الدین عزیز، تو هر خانواده‌ای این تلاطم وجود داره. یه موقع مشکلات شدید اقتصادی پیش میاد، تورم شدید، سیستم همه داخل خونه به هم ریخته می‌شه، فکر و خیال ایجاد می‌کنه، پدر خانواده یه جور به هم می‌ریزه، مادر یه جور به هم می‌ریزه، دختر یه جور به هم می‌ریزه، پسر یه جور به هم می‌ریزه، هر کدومشون به هم ریخته و خیلی این مشکلات. ولی وقتی مشکلات اقتصادیه، وقت مشکلات خانوادگیه، یه وقت از دست دادن عزیزیه، هر تو داخل خانواده‌ها بالاخره یه سری سختی هایی به وجود میاد. اینجا نقش مهمی که یکی از افراد یا بعضی از افراد خانواده می‌تونن ایفا بکنن برای اینکه خانواده رو نجات بدن و إن‌شاءالله بالاتر از نجات دادن برسونن به یک اوج تعالیشون تو وسط این مشکلات. اینهایی که این مشکلاتی که معمولاً می‌گن اینها یه سختی‌هایی داره ولی خطرناک نیست، خطرناک اونجایی هستش که داخل خانواده هیچ‌کس نیست امید بده. اینجا هستش که اون خانواده نابود می‌شه. بزرگ‌ترین خطر ناامیدی. بله، اگه شما می‌خواید یک کشور رو نابود بکنید، دشمن اگه بخواد یه کشوری رو نابود بکنه، آرامش اون کشور رو به هم بریزه، امید رو باید ازشون بگیره. امید رو اگر گرفت از داخل اونجا اونا هرچی داشته باشن هم بدبختن. اما اگر کسی در اونجا پیدا بشه، اون خداوند در واقع یه رسالتی بهش بده، یه مسئولیتی بهش بده، یه توفیقی شخص پیدا بکنه که این شروع کنه تو خانواده، تو محله، تو روستا، تو شهرش، تو کشورش ایجاد امید بکنه. فرمود این نقطه شروع برکات زیادی است. این ۵ سال، ۱۰ سال این کارو انجام بده، قشنگ معلوم می‌شه موفقیت‌ها و رشدها. بزرگ‌ترین بیماری‌ها و بدترین سرطان ناعلاج تزریق ناامیدیه، تزریق یأسه، اینکه همه با همدیگه هفت‌زبون بشن بگن آقا هیچ راه دیگه وجود نداره، کار تمومه. تو اقتصاد که می‌شه میگه دیگه کار تمومه، تو دیانت که می‌شه کار تمومه، تو عفاف و حیا که بشه بگه کار تموم. این ناامیدی نابود می‌کنه.

خیلی آیه ی عجیبیه. ادامه ش می‌فرماید: إنه لا ییأس من روح الله إلا القوم الکافرون. اصلاً چیزی به اسم بن‌بست وجود نداره برای اهل ایمان، برای اهل ایمان. به خاطر این دشمن اگر بخواد داخل کشور نابود بکنه، کشور رو، امید رو بخواد بگیره، اول باید سست بکنه این جریان کفر رو، باید تقویت کنه جریان آتئیست‌ها رو، باید تقویت کنه جریان این فرقه‌های عجیب‌وغریب که همش ایجاد شبهه و شک تو دین و ایمان می‌کند، اینا رو باید ایجاد کنه. با اینها امید رو می‌گیره. امید رو که گرفت، اون جامعه روز خوش نداره، راه به هم. جالبه پیشگو و غیب‌گو و پیش‌بینی هم هرچی می‌شه همش فالو بده. بله متأسفانه همشون اونجا رو می‌خواد، اون اونجا رو، یعنی اصلاً هیچ روزنه امیدی نمی‌خواد ایجاد. و بعد اون وقت محیط پیرامونت رو همیشه تاریک می‌بینی.

حجت الاسلام میرهاشم: شما آقا نجم‌الدین، از همین جا تو بحث ورود پیدا بکنم. یکی از خانواده‌هایی که بسیار واقعاً تاریک شد، اون خانواده، خانواده یعقوبه. اتفاق خیلی بدی براشون افتاد. وجود مبارک حضرت پدری که بسیار با محبته، همه بچه‌هاشم دوست داره، همه رو دوست داره، فرقیم بینشون نمی‌خواد بزاره. اما تو بین بچه‌ها یکی از بچه‌ها یه استعداد خاصی داره، این بچه‌ها شروع می‌کنن حسادت کردن. خود این یه فشار به حضرت یعقوب، آره دیگه، پدر مادرا غصه می‌خورن. بابا میگن نه تو اونو بیشتر داری تحویل می‌گیری، میگی بابا خب این یه ذره سنش کمتره، یه استعدادی هم داره، من دارم تشویقش می‌کنم. نه، این خود، بعد یواش‌یواش این تاریکی به یه جایی می‌رسه که بچه‌ای که پاره تن حضرت یعقوبه، چند تاشون بچه بزرگ میاد، این بچه کوچک حضرت یوسف رو می‌برن تا حد قتل، بعد دروغگو می‌شن، بعد اینا حسادت‌ها، دروغ‌ها، جنایت. محبت‌ترین پدر، عاطفی‌ترین پدر مثل حضرت یعقوب تو داخل خونه این اتفاق افتاده. همسرش را هم از دست داده، بچه‌هام اینجور با هم به جون همدیگه افتادن، بعد حسادتم در این حد. از یه طرفم نوید داده شده بود که حضرت یوسف چه بسا ایشون است که قله‌ها رو فتح می‌کنه. همه ظواهر به هم ریخته اصلاً. بعدشم نگاه می‌کنید توی این زندگی، بعد از یه مدت هم قحطی کنعان اومده، تورم، مشکل اقتصادی، بحث قحطی تمام عیار. چشمان گریان حضرت یعقوب، فراق نسبت به حضرت یوسف، یه چیز عجیب‌وغریبی. این وسط اتفاق افتاده، یعنی چقدر روح بزرگی باید داشته باشه که بتونه این بار رو بکشی. بعد اینجا نگاه بکنید، وجود مبارک حضرت یعقوب با همه این سختی‌ها که در فشار در درونش هست، که و بیضت عیناه من الحزن، نه من البکاء، یعنی انقدر سیستم درون به هم ریخته به خاطر اشک، چشم نابینا نشد، به خاطر اون غصه. احسنت. همین یه بحثی هستش که یه موقع یه فشار عصبی یا روانی یا غم و غصه، یه دفعه یه جای بدن رو آدم رو از یه جایی می‌زنه بیرون. اینجا گریه هم زیاد کرد، جز بکائون عالم بود، ولی این چشمه به خاطر این حزن از بین رفته، اینقدر حزن شدیده

ولی همین بزرگوار یه دفعه داخل خانواده به میدان میاد. همین کسی که بیشتر از همه زجر کشیده به میدان میاد. خدا مدد کنه پدرها الگو بگیرند، مادرها الگو بگیرند. گاهی اوقات تو خانواده بچه آدم میاد امید می‌ده، چقدر خوبه، خدا نعم حضور بچه‌ها، کلاً امیدآفرین. پسر، چرا انقدر ناامیدی؟ خواهر، چرا اینقدر ناامیدی؟ برادر، چرا انقدر ناامیدی؟ گاهی اوقات دختر میاد امید می‌ده، اینا نعمت‌های خدا هستند، اینها اون توفیقات و روح و جان و رحمت و فرجی است که یه دفعه تو خانواده پیدا می‌شه. فرمود روزنه امید که پیدا شد، آماده باشید، إن‌شاءالله موفقیت پیدا بشه، اون فرج و گشایش پیدا بشه. وجود مبارک حضرت یعقوب رو ببینید، تو اینجا تو تمام این قضایا بحث حضرت یوسف می‌شه می‌فرماید فتحسسوا، برید اونجاها بررسی کنید، إن‌شاءالله از یوسف رو پیدا می‌کنیم. بقیه هم اصلا می‌گن آقا چی داری می‌گی، به قول معروف کامنت ها شروع می‌شه، آقا به یعقوب پیامبر می‌گه آقا چی دارید شما می‌گید؟ یوسف اصلاً فرضشو نکن، رفتیم مرحله بعدی. این بعضیا همش خدا نیاره. اینجا قرآن کریم میاد به عنوان الگو تو بدترین غمخانه حضرت یعقوبی یاد می‌ده: یوسف گمگشته غم مخور / کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور. این نمی‌مونه، پایان شب سیاه. قرآن اینجا به میدون میاد، به میدون میاد و الگو رو یاد می‌ده که وجود مبارک حضرت یعقوب، بحث حضرت یوسف، اونم می‌گه امید داشته باشید.

حجت الاسلام میرهاشم: همین دیروز من بعد تدریس اومدم، یه عزیزی اومد، یکی از عزیزانی که سر کلاس تدریس میاد، متأهل: حاج آقا ما مدت‌هاست بچه‌دار نشد. گفتم ناامید نشو. و حاج آقا آخه. گفتم اول اون پزشک رو ببین چی می‌فرماید. اگه کارشناس تغذیه‌ای هست شما و خانمتون به کارشناس تغذیه مراجعه کنید، به پزشک، به اصطلاح پزشک معالج مراجعه بکنید، حالا این پزشک یه پزشک دیگه‌ای رو مراجعه بکنید. انس با قرآن، یه سه ماه هم سوره مبارکه یاسین هدیه به ۱۴ معصوم بکنید، إن‌شاءالله حل می‌شه. گفتم خدا رحم رحمت کنه حاج آقا حق‌شناسو، چقدر من کسا رو دیدم که اینا مشکل همین بحث نازایی رو داشتن، حاج آقا با چند تا نکات ساده اینا دیدیم که الحمدلله مدد شد. طبق ظواهر نظر پزشک رو ببینید، یعنی همراه پزشکی و طبق امروز را برید. حالا دستورالعمل پیچیده هم نمی‌فرمود آقا ۴۰ روز زیارت عاشورا فرمودید که سوره مبارکه یاسین رو چند ماه بخونیم، هدیه به اهل بیت، هدیه به مادر امام زمان، هدیه به امام زمان، هدیه به ۱۴ معصوم.

حجت الاسلام میرهاشم: وجود مبارک حضرت یعقوب یاد دادن تو بدترین ناامیدی‌ها. فرمودید که از حضرت یوسف، قحطی پیدا شد توی کنعان دیگه، بحث تورم و یه غذای ساده رو از جای دیگه با چی گرونی باید به دست می‌آوردند یا اصلا نمی‌شد، وجود نداشت. اینجا فرمود حرکت بکنید، از تو حرکت، از خداوند، از خدا برکت. اصلاً زاویه دید رو خیلی باید تو اینجا عوض کردین عزیز. یه مجموعه‌ای هست رفقا دارن، هم رفقای دانشجو، هم رفقای طلبه، با همدیگه مجموعه زوار الزهرا در تهران و قم. یه موقع خدمت شما مفصلشدرو عرض کرده بودم. یه کارهای خیلی قشنگی انجام می‌دن. یه کسی اومد از من سوال کردش که حاج آقا چطور اینجا این بچه‌ها، دانش‌آموزایی که میان اینا موفق می‌شن، بعضاً هر سال رتبه‌های برتر المپیادی، بعضاً رتبه‌های خوب کنکور، بعضاً رتبه‌های چه جوری می‌شه؟ یا همین عزیزانی که تو این ایام برتر کنکور، بعضیا چه جوری می‌شه؟

گفتم خیلی ساده است: مهارت امیدآفرینی. آقا به مربی که با اینا ارتباط داره می‌گیم ایجاد امید بکن، تو موفق می‌شی، موفق می‌شی، خدا کمکت می‌کنه، تنها نیستی، بن‌بست نیست. گفتم امید که می‌دی، شما بشین کنار، حالا رشدش رو ببین، واقعاً برکتش رو ببین، واقعاً همینطوره. حالا اگر قرار باشه بابا بیاد بگه وای چه وضعیه، خب بابا این بچه خودش خبر داره چه وضعیه. مامانم بیاد بگه که دیگه هیچ جا هیچ کاری نمی‌شه کرد، خواهر و برادرم میان می‌گن آقا تو هر وزارت‌خونه‌ای، تو هر سازمانی چه خبره، و شما هم که الان می‌رسید داخل خونه بابا و مامان، همه هم همین رو هی تقویت بکنه. خب اینجا دیگه شرایط جنگی کشورمون. آقای شهید ما در آخرین سخنرانی‌هاشون فرمودند و این دعا رو کردن: خداوند احساس نصرت و پیروزی را در دل‌های شما... چقدر امید آفرید، احساس مهمه، خیلی مهمه. حالا جالبه نفر برتر، یکی از نفرات برتر کنکور، من مطالعه می‌کردم همین چند روز پیش، فرموده بود که مثلاً تو درس و اینها خسته می‌شدیم، یه چیزی می‌شد، یکی مثلاً می‌گفت حالا موسیقی گوش بدیم، یکی می‌گفت من سخنان رهبر شهید رو گوش می‌دم، خیلی صحبت‌های ایشون رو می‌آفرین. آفرین آفرین بود، خدا به حق حضرت زهرا، به حق حضرت زهرا طول عمر، عزت، برکت به وجود مبارک رهبر عزیزمون، إن‌شاءالله، إن‌شاءالله. پیام‌ها اسم آقا امام زمان، بله سرور ما، سرور ما. بعد نگاهش آقا شما چقدر امیدآفرینی. ببینید یه پدر اگر قرار باشه تو مصیبت‌ها کم بیاره، کم بیاره همه می‌شکنن. ولی خدا حفظ بکنه رهبر عظیم‌الشأن، خدایا حاجات ایشون رو مدد ایشونو، ملت ایران، ملت ایران عزیز، به برکت وجود مبارک رهبر عزیزمون، این ملت عزیز رو پیروزی نصیب بفرما، شکست دشمنانشون رو إن‌شاءالله، ذلت و خواری و رسوایش. چقدر زیبا رهبر عزیزمون تو تمام پیام‌ها می‌بینید.

حاج آقا نجم‌الدین، چقدر زیبا امیدآفرینی می‌کنه، این خیلی مهمه. تو داخل خانواده اگه قرار باشه تو مصیبت‌ها و اینها اینم شروع بکنه همین‌طور بگه، به بعضی موقع طرف می‌ترسه می‌گه من تو خونه بگم می‌گن تو چقدر ساده‌ای، نه، خدا رو یه لحظه در نظر بگیرید، بعدم بگید آقا این مشکلاتو می‌دونیم ولی بدتر از اینها تو حدیث داریم: إن من أکبر الکبائر علی، بزرگ‌ترین گناه کبیره، امام صادق فرمود یأسه از یزد بدتر، القنوت با تای دسته‌دار. یعنی چی؟ یه موقع یزد من تو درون خودم دارم، بدتر از این گناه کبیره این است که اینو ابرازش بکنیم، این قنتهای دسته‌دار. بله، قنته آقا معناشه نه بدتر از یسه، این که یستو ابراز کنی، بقیه را هم گرفتار بکنی: لا تقنطوا، احس ماشاالله، ناامید نشه. فرمود بزرگ‌ترین گناه کبیره این است که این یاس درونی‌یت رو بیای بیرون به بقیه هم بدی، کاری که متأسفانه تو فضا مجازی داره می‌شه، کارو به جایی می‌رسونن شما جرأت نمی‌کنی از این حرفا بزنی. یعنی آقا نجم‌الدین اگه یه جا اومد امید بده، همه بهش حمله می‌کنن تو خبر مگه نداری، بابا چرا، ایشونم تا همین همین جا داره زندگی می‌کنه، ایشونم زن و بچه داره، ایشونم بالاخره مشکلات اقتصادی، مشکلات. نوع نگاه و نگرش خیلی مهمه، طوری درست می‌کنن هیچ کسی جرات نکنه، بعد تو غیب‌گویی‌ها و پیشگویی‌ها و آینده‌پژوهی‌ها هرکی بدتر بگه انگار بیشتر می‌پسندد. این خیلی نگاه خطرناکیه.

حجت الاسلام میرهاشم: وجود مبارک حضرت یعقوب رو ببینید، پدر تو خانواده چیکار می‌کنه؟ امیدآفرینی. کلبه احزان یه دفعه می‌شه یوسف پیامبر، برادرا توبه می‌کنن، حالا یکیشون دیگه جنسش خرابه و یهودیها و جریان انحرافی، بعضی از جریان همیشه در طول تاریخ اون دیگه کاریش نمی‌شه کرد، خودش خواسته. بارانی که در لطافت طبعش خلاف نیست / در باغ لاله روید و در بیابان خس. عرض کردم ولی نوعاً کسی که الگو می‌گیرد حضرت یعقوب رو، نوعاً کسی که الگو می‌گیرد الگوهای خوبان در قرآن، چیزی که الگو می‌گیره از علمای ربانی و انسان‌های موفق، الهام گرفته از همین قصه‌های قرآن و تاریخه دیگه. من خاطرم هست آقای شهیدمون مکرر می‌فرمودند که پشت سر فرعونیان جلو دریا اینا گفتن إنا لمدرکون، کار تمام شد، کلا، إن معی ربی سیهدین، خدا با ماست. چقدر این ها امیدآفرینند، یعنی اینا اومدن گفتن که دیگه تموم شد، تموم شد، دیگه نابود شدیم، اینا الان میان همه ما را از بین می‌برند،حضرت موسی میگه إن معی ربی سیهدین و میاد تو میدون. بعدم إن‌شاءالله به آرزوهاتون می‌رسید. حالا یکی آرزوش شهادته می‌رسه بهش، یکی آرزوش سعادت، خدا کمک می‌کنه.

بله، اینجا این الگوی قرآنی میاد به میدون برای خطرناک‌ترین بیماری، خطرناک‌ترین بیماری ناامیدیه. یه طوری شده یه گوشه کره زمین تو بعضی از خانواده‌ها، اونور کره زمین یه بیماری اومده می‌گه دوباره آقا کرونا فراگیر شدا، فلان بیماری، اصلا هنوز نیومده هزار برابر طرف داره دق می‌کنه. حالا تو دوره کرونا یکی از این آقایون اطبائ که خیلی هم مریض بود و خیلی جدی توی این حوزه کار کرده بود، می‌گفت آقای شریعتی، اگر بیمارای ما اونایی که کرونا گرفته بودن تو اون بقوه روزی چند، چند صد نفر و چند هزار نفر از دنیا می‌رفتن، روی همشون شاید یادشون بکنیم، اگر اینا امید داشته باشن از پس بیماری برمیان، اگر خودشونو ببازند کار سخت می‌شه، کار سخت. یه من اون موقع می‌گفتم ای کاش، ای کاش همه مردم فقیه رو قبول داشتم، یه تعبیر قشنگی، رهبر عزیز، رهبر شهیدمون اون موقع، ببینید از قبل دشمن هماهنگ می‌کنه اینها، ولی فقیه رو قبول نداشته باشن، خدا رو قبول نداشته باشن، ائمه رو قبول نداشته باشن، حاج آقا مجتهدی، حاج حق‌شناس، آقای بهجت‌ها رو قبول نداشته باشن که سر موعد امید ایجاد نشه. اون موقع رهبر شهید یه تعبیر قشنگ فرمود، خب ایشون مسلط بود تو تاریخ و شواهد و با پزشکا هم که بهترین پزشکان. یک کلمه خیلی زیبا، خیلی کوتاه فرمود: این نیز بگذرد، این نیز بگذرد، این کرونا. اون موقع من یادمه تو خونه مون گفتن این کرونا یعنی همه می‌میریم، یه دفعه رهبر شهید اون موقع فرمایش فرمودند این نیست بگذرد، این کرونا هم می‌گذره، بالاخره. برش جنگ ۱۲ روزه هم آقای شهیدمون فرمودند که آقا به کارتون برسید، بیاید بیرون، زندگی جریان داشته باشه، و باز دوباره ورق برگشت. من دهه ۷۰ بود، منزل خدا حفظ کنه حاج آقا جاودان عزیز و شفای کامل ایجاد بکنه، منزل ایشون رو می‌رفتیم، اسرار آیات ملاصدرا یه بحثی بود خدمت ایشون، توفیق بود. حاج آقا یه چیزی فرمود من از این خیلی استفاده کردم تو جاهای مختلف، بعد این امیدآفرینی عجیبی ایجاد کرد. حاج آقا جاودان فرموده بود از یه کسایی مثلاً برای شاید ۷۰ ساله، مثلاً ایشون مثلاً ۴۰ سال پیش، من شنیدم اون موقع می‌گفت که الان مثلاً می‌شه ۷۰ سال، ایشون می‌فرما مثلاً حدود شاید ۴۰ سال پیش یه جایی توی جلسه‌ای مثلاً آقا مردم همه بی‌دین شدن، دیگه دینی باقی نموند، دیگه حجاب رفت، حیا رفت، عفاف رفت. بعد یه چند تا جلسه سه چهار نفره دور هم گرفته بودند و تو اون جلسه مثلاً با همدیگه صلوات می‌فرستادن و تلاش کردن و برنامه‌ریزی می‌کردن برای رفع مشکلات و دیندار شدن مردم. اونجا چند نفر بیشتر نبودن، سه چهار نفر، این قضیه مثلاً خیلی سال‌ها قبل از انقلاب. بعد به هم گفته بودن این نیز بگذرد. بعد یه دفعه شما می‌بینید که کارهای بزرگ، شهدا، انقلاب، این نیز بگذرد. من از اون موقع تو ذهنم مونده بود علمای ربانی. یه قصه‌ای رو من تو همین سحرهای ماه مبارک رمضان خوندم و توی همون مقطع یه شبی نقل کردم. رفته یکی از علمای بزرگ، احوالش پرسیده بود، گفت حالت چطوره؟ گفت آقا خیلی سخت می‌گذره، گفت الحمدلله. گفت آقا میگم سخت می‌گذره شما میگی الحمدلله؟ بعد آقا فرموده بودند که خودت که میگی سخت می‌گذره ها، احسنت، می‌گذره. تو حدیث داریم آقا نجم‌الدین، موقعی که به سختی که رسید، حدیث این می‌گذره، اون موقع موقع فرج و گشایشه. آفرین، یعنی اینکه فرمودید خودش یه حدیثه. ای کاش انس ما با آیات و روایات بیشتر می‌شد.

خیلی از این جملات، جملات حکیمانه‌ایست که کوتاه هم هست ولی زندگی ها رو دگرگون می‌کنه. ببینید بعد العسر یسرا، می‌گه عسر شد، عسر حج شد، بدون یسرا، می‌گذرد. خیلی عجیبه تو آیات و روایات: مع العسر یسرا. تو خود سختی هم فرصت‌ها رو پیدا بکن، تو خود سختی هم خدای آسونیایی قرار داده، فقط فرمود من أعطی واتقی وصدق بالحسنی فسن یسره للیسرا. اگر می‌خوای به آسونی برسی تقوا پیشه کن، ظلم نکن، حق الله، حق الناس و پایمال نکن. اینو یه ذره یه مدت دقت کن: ۱. ۲. ببخش به دیگری، اعطا کن، عطا بکن. و سوم تصدیق بکن، به قول امروزی حالا یه ذره می‌شه انرژی مثبت. اون وقت ببین یواش‌یواش آسون می‌شه، کار خوب کردن و آسون می‌شه خیلی از گره‌هایی که تحمل سختی‌ها، خیلی چیزها. حتی اعطا کن، صدقه، بالحسنی تصدیق بکن، این جریان، این جریانی که تو مسیر نیکی‌ها قدم برداری، بدون اتفاقی که برات میفته، فسن یسره للیسرا، خیلی آسون خدا، خدا به میدون میاد، کمک می‌کنه و آسونش می‌کنه.

حجت الاسلام میرهاشم: حالا از همین‌جا من یه نکته قبل از اینکه قانون، این چند تا قانون با توجه به فرصت، قانون امیدآفرینی رو بگم. اینم بگم که خدا نیاره اگر این بیماری خطرناک تو جامعه رواج پیدا کنه، بدترین بیماری و سرطانه، اونم این ناامیدی. آقا رسول اکرم فرمود، یه صلوات برای آقا رسول اکرم: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. فرمود لول العمل، اگر این امید نباشد، ما ارض، هیچ مادری دیگه بچش رو شیر نمی‌ده، یعنی نسل نابود می‌شه. اصلاً بچه کسی دیگه دنبال بعد تولد بچه نیست. اگر امید رو گرفتید، آماده باشید بدبختی تو اون جامعه، یه ۲۰ سال، ۳۰ سال بعد فقط یه مشت پیرمرد و پیرزن دارید که هیچ کاری نمی‌تونن بکنن، آرزو به دلن که صدای بچه به گوششون برسه، آرزو به دلن که یه کسی بیاد مشکلاتشونو حل بکنه، بیمه‌ها ورشکسته، مشکلات. فرمود اگر تو داخل جامعه‌ای امید رو ازشون گرفتید، آقا رسول اکرم فرمود، مهربون‌ترین کس مادر نسبت به بچه، بچه‌ای که متولد شده رو بهش دیگه شیر نمی‌ده، تو اون جامعه نسل نابود می‌شه، تو اون جامعه وحشتناک می‌شه، کسی به کسی رحم نمی‌کنه. اگه امید رو بگیرید دیگه صبح، صبح بلند می‌شی، پنج شش صبح یکی می‌دوه سرویس سوار شه، این همش از بین می‌ره. معلمه دیگه امید نداره، سر کلاس تا می‌ره با اخم همه بچه‌ها رو نابود می‌کنه. بچه‌هام که امید نداشته باشن کف خیابون و اغتشاش. امید رو بگیرید، پزشک دیگه امید نداره، هیچ بیماری رو بتونه درمان بکنه. امید رو بگیرید، خیلی آقا رسول اکرم فرمود،  هیچ کشاورزی، هیچ درختی دیگه نمی‌کاره، هیچ به اصطلاح دانه‌ای نمی‌کاره، به طور به چه امیدی باید این کارو انجام بده، احسنت. امید را اگر بگیرید...

الان همین عزیزانی که اینجا تشریف دارند دارن زحمت می‌کشن، امید رو بگیری هیچ کسی اینجا نمیاد فیلمبردار بشه، عوامل بشه، برنامه. امید خیلی عجیبه، هیچ امدادگری دیگه امداد، هیچ خیریه‌ای دیگه زده نمی‌شه، هیچ کسی به داد هیچ‌کس نمی‌رسه. خطرناک‌ترین بیماری. آقا رسول اکرم داره یاد می‌ده، اولاً بدونید راهکار اینه، اولاً بدونید این بیماری رو بشناسید، خطرناک‌ترین چیز این ناامیدیه و این ناامیدی دشمن اگر بتونه این نابودی رو ایجاد بکنه، می‌رسه به یلک الحرف و النسل. دشمن اگه بتونه تو فضا مجازی، تو فضا حقیقی بر شما مسلط بشه، یه ناامیدی ایجاد می‌کنه، با اون ناامیدی تولید شما از بین می‌ره، کشاورزی‌تون از بین می‌ره، نسلتون از بین می‌ره. اگه بتونه فریب شما رو بده و بر شما مسلط بشه، شما پا صحبتش بنشینید، امید را از شما می‌گیره. خیلی هم دارن تلاش می‌کننا که این امید را از جوان‌های ما از جامعه آینده رو تاریک نشون بدن. او رفقا می‌گفتن حاج آقا زوار و زهرا چه جوری می‌شه این بچه‌ها؟ گفتیم هیچی، از حاج آقا مجتهدی یاد گرفتیم. حاج آقا اینقدر با حرارت صحبت می‌کرد، تلاش بکن موفق می‌شی. حاج آقا حق‌شناس رضوان الله تعالی، من دیده بودم دانش‌آموز میومد می‌گفت شما استعداد داری، دکترای حقوق بگیری، شما پروفسور می‌شی، شما تو پزشکی. بعد حاج آقا پیگیری می‌کرد، یه موقع ۳۰ سال شخص رو پیگیری می‌کردن که به جایی برسونتش. اون دکتر موفق، اون پروفسور موفق. ببینید یه عالم شیعه، یک مجتهد مسلم، وقتی باهاش ارتباط داری، کسی که الگوگیری از قرآن و اهل بیت گرفته. مثل حاج حق‌شناس، من می‌دیدم مثلاً یه عزیزی پیک موتوری بود اومد بالا، حاج آقا گفت خب داداش، اون کاراتو داری انجام می‌دی دیگه، بله، بعد فرمودش که بیا یه صفحه قرآنت رو هم پهلو من درست رو بگیر برو. چقدر خودش رو وقف کرد، پیک موتوری، یه چیزی رو براشون بیا بیا. الان هست اون عزیز، احتمال داره برنامه ببینه که بعدا گفتش که اینقدر حاج آقا به من امید داد، پرکار باش

الان چند وقت پیش به من گفتش که حاج آقا خدا توفیق داد یه مجموعه‌ای هست و یه کارگاهی زدیم و نفر اونجا زیر دست، الحمدلله وضعمون خوب شده. می‌گفت حاج آقا سال‌ها پیگیری می‌کرد، داداش امید، پول حاج آقا پول نبود که پول اینا بده، ولی بالاتر از اینها رو می‌داد، موتور محرک، فعال، باریکلا. می‌خوام موتور محرک زندگی رو بیان بکنم. ببینید خدا مدد کنه تو زندگیمون یکی پیدا بشه إن‌شاءالله که شما باشید، شما باشید، ماها باشیم، این نعمت خدا به ما بده. خدا رحمت کنه آقای صفایی حائری رو، ایشون فرمود اگر امید باشه، یه دونه هم به امید سبز شدن و جوانه زدن، دل سنگ‌ها رو می‌شکافه و لایه آسفالت رو می‌شکافه و سبز می‌شه. سوره مبارکه فتح، آخرین آیه است، اینکه اشاره فرمودید رهبر شهیدمون سوره فتح رو زیاد بخونید، آخرین آیه، دو تا آیه آخر داره، یکی مونده به آخر آقا امام زمان رو می‌گه: هو الذی أرسل رسوله بالحق. یه دونه دیگه، آخرین آیه، اونجا می‌فرماید که اینها شبیه بهترین کشاورزان می‌ماند که دونه‌ای رو قرار می‌دن، اینقدر این ثمرات و برکات می‌کنه که همه همه جهان اصلا عجیبه که اینا چه تربیت نیرویی کردن، میدان دارند، بله همه شگفت‌زده می‌شن، آقا اینا چه امیدی دارن و چه کارهایی با برگه و چه نیروهایی پرورش پیدا کرد، اینا فکر کردن مثلاً یه حاج قاسمی بود شهید شد رفت، یه سردار حاجزاده بود شهید شد و رفت. نه، شما الان ماشاالله سردار سید مجید رو دارید، تو هر جایی همچنان هستن و امیدآفرینی می‌کنن. إن‌شاءالله تو همین بحثای اقتصادی، من هم دیروز یه جلسه بود با بعضی از دانشجوها و طلبه‌ها، هم توی بعضی جاهای دیگه گفتم به خدا به شما جوونا کار رو بدن، همین بن‌بست اقتصادی رو هم می‌تونید حل بکنید، کار داده بشه، واگذار بشه، پرتلاش به میدان بیاید.

حاج آقا حق‌شناس، آقا نجم‌الدین، این پیک موتوری میومد، حاج آقا امید می‌داد، این سال‌ها که حاج آقا بود همینطور شروع می‌کرد، پرکارتر، پ درست کن. اون دانش‌آموزا میومد، دانشجو شد و الان یکی از بهترین پزشکای خاورمیانه است، شاید راضی نباشه اسمشون رو ببرند، بعضی از تولیدهای پزشکی رو این بزرگوار انجام دادن. این از سن کم پهلو حق‌شناس می‌رفت، بعدا می‌فرمود یه موقع خدمت حاج آقا میومدم و اینها تو عالم رویا به من گفتن حدیث امروز حاج آقا رو نوشتی، گفتم نه، گرفتاری بودم یادم رفتش. یه موقع حدیثای حاج آقا رو می‌نشتن، الان یکی از فکر می‌کنم که پروفسور هم شدن، یکی از بهترین دکترهای موفق کشور ما. پیک موتوری میومد یا یه کسی میومد پهلوی ایشون، حاج آقا می‌گفت داداش این طلبه موفقی می‌شه، یکی می‌فرمود دکترای حقوق موفقی می‌شه، یک موقع طلبه موفقی، بعد پیگیری می‌کرد، هفت سال بعد گفت داداش اون رسال مک خوب خوندی یا نه، بحث شیخ انصاری بحث مهمیه ها. یعنی این عالم ربانی متناسب با اون دانشجوی طلبه است، کاسبه متناسب با او شروع می‌کرد، امیدآفرینی کردن، کاسبه می‌شد بهترین کاسب، حتی اونایی که الگو می‌گرفتن ها

شریعتی: باران که در لطافت طبعش خلاف نیست / در باغ لاله روید و در بیابان خس. عرض کردم ولی اونایی که اهلش بودن گوش می‌دادن، الگوگیری می‌کردن، کاسب بود می‌دید موفق داره می‌شه، دانشجو بود می‌دید موفق داره می‌شه، طلبه بود می‌بینید که تو اون وادی خودش موفق می‌شه.

حجت الاسلام میرهاشم: می‌خوام عرض کنم که این آثار بد ناامیدی و برکات، به عنوان بهترین موتور محرک زندگی و خانواده، بحث امید. تو بحث امید چیکار بکنیم، یه قانون رو عرض بکنم، مقداری قانون. قانون این است که آقا رسول اکرم فرمود اهل تطیر نباشید، سیره پیغمبر فال بد نزنید. قانون فال نیک زدن. شخصیت کارتونی زمان بچگی من می‌دونم که ما موفق زیاد مثال می‌زنم من می‌دونم آیه است که ما موفق نمی‌شیم، یه حدیثی از امام صادق هم اینجا عرض بکنم، خیلی عجیبه.

فرمود اگر یه بلایی چیزی داره میاد تایره، فال بد زدی، این بلایی با شدت سرت میاد، اگر نه یه ذره ساده‌اش گرفتی، گفتی بالاخره بلایی داره میاد، اونم ساده می‌شه. اما اگر برگشتی گفتی خدا بزرگه، خدا کمک می‌کنه، این بلایی اصلا برعکس می‌شه برات، یه دفعه از دل او پرکاری پرتلاشی، مدد از دل او یه انسان وارسته. خیلی حدیث قشنگیه، فرمود فال، این این حدیث برای آقا امام صادقه در همون سیره نبوی رو یاد می‌ده. متأسفانه ما هنوز بلا نیومده می‌گیم امروز میاد، فردا میاد، پس فردا میاد، بدبخت شدیم، تموم شد و رفت، تمام زندگی تحت شعا. فرمود توکل بر خدا کن، پرتلاش باش، بسیار بزن به خط، خدا کمکت می‌کنه، نگاه به خدا عالی باشه. بعد فرمود اون بلایی که می‌خواد بیاد، جدی بگیری بلای جدی می‌شه، وای چه عروسی گیر اومد، وای چه دومادی گیر آمد، وای چه بچه گیرم اومد، وای چه بلایی می‌خواد بیاد، وای اینجور. فرمود اگه خیلی سخت بگیری بدترین بلاها می‌شه، آسون بگیری خدا آسون می‌کنه، حتی تا یه مرحله اگر پرتلاش باشی، شما وظیفه رو انجام بدی، احسانت رو بکنی، تلاشتو بکنی، کارتو انجام بدی، وظیفه انجام بدی، مشورتت رو بگیری، توکل بر آقا امام رضا. اینجا اون از آقا رسول اکرم و سیرشون، این از وجود مبارک امام صادق عرض کردم، از آقا امام رضا هم عرض بکنم، فرمود آقا امام رضا فرمود خدا نزد زن و گمان عبد مومنش، إن خیراً. اگه فال نیک بزنی، خدا یه جوری کمکت می‌کنه، بگید نه اینقدر بدم نیست، یه قضیه‌ای داره، خدا کمک، إن خیرا. اما این شر اگر راه به راه بخوای بگی همه دخترای من بدن، همه پسرای من بدن، پدر و مادر من بده، همه مردن، همه ادارات سازمان هرجا بری بد می‌بینی، خیلی این روایت یه دونه هم از مولا بگم.

مولا می‌فرمود اعظم البلا، می‌دونی چیه؟ بدترین مصیبت و بلا می‌دونید چیه؟ سر شما خدای نکرده بیا انقطاع الرجا، اینکه امید نداشته باشی، اینکه خدا نمیاد ورقو برگردونه، به اینکه جهان را صاحبی باشد، خداناب می‌تونه چیزا رو عوض بکنه، اصلا امید به هیچ‌کس و هیچ چیزی نداشته باشی، فرمود این بدترین بلایی است که سر یه کسی میاد. یه قانون دیگه هم عرض بکنم، با کسی تو به قول معروف آفت‌شناسی، همنشین با کسی که همش آیه یاس می‌خونه، همنشین نباشه، نابودت می‌کنه، زندگیتو به هم می‌ریزه و شما هم بدتر از اون. بله میاد می‌گه یه همچین کسی گیرت اومده، آقا البته آدم ساده نباید باشه ها، ساده نباید باشه، کلاه نباید کسی سرش بذاره، ولی تو خانواده‌ش هم ایجاد ناامیدی نباید بکنه. بله باید بلد، آقا زرنگ باش، مشاوره داشته باش، کسی کلاه سرت نره، ولی ناامیدم نباش. این قانون، این همنشین بد با بعضی از این رفقا که می‌شینی، اینایی که هی آیهس می‌خونن، به جای اینکه حالت خوب بشه، از این همنشینی دیدارتون قرارتون که تموم می‌شه، چقدر حالت بد شده. از یه اندیشمند آمریکایی که یکی از موفق‌ترین افراد آمریکاییست، به یه دلیلی اسمشو نمی‌برم، خب چقدر مایع تأسفه، خودش فقیر بوده، بدبخت بوده، بعد با چه با فرمول امیدآفرینی خودش اومده بالا و موفق‌ترین افراد آمریکا شده، باریکلا. بعد همینا از تو آمریکا به جوونه‌های ما تزریق ناامیدی می‌کنن. خودش می‌گه این شخص اندیشمند آمریکاییه می‌گه ببینید منی که می‌بینید این همه موفقم و پولدار هستم و این همه وضعم خوب شده و چه و چه، همه اینها می‌گه من اوج فقر و فلاکت، فلاکت و بدبختی و بدترین خانواده، تو خانواده هم به هم ریخته. بعد این اندیشمند آمریکایی می‌گه می‌گه چیزی که من رو نجات داد این بود که مادرم، مادرم فلاکت ما رو می‌دید، بدبختی ما رو می‌گرفتاری ما رو، از هم به هم ریختگی خانوادگی ما را می‌دید، هی به من می‌گفت پسرم تو تلاش بکن، خدا را دوست داشته باش، خیلی عجیبه، تلاش کن، خدا دوست داشته باشه، خدا رو دوست داشته باش، اطاعت او کن، ظلم نکن، اطاعت خدا رو کن، ظلم نکن، خدا را اصلاح می‌کنه. می‌گه همین، همین کار و حرف‌های مادرم و این اعتقاد مادرم باعث شد که موفق‌ترین شخص تو آمریکا شده. این آدم بعد اون وقت از آمریکا و غرب به جوون‌های ما دارن، اگه شد راجع بهش صحبت بکنیم خدمتتون.

  ما توی این زمانه، توی این دوران، حالا جدای از تهاجم فرهنگی و ناتوی فرهنگی و شبیه‌خون فرهنگی و این تعابیری که رهبر شهیدمون استفاده می‌کردند در حوزه فرهنگ، تو این سال‌ها و مخصوصاً تو این ایام تحت پیچیده‌ترین عملیات روانی و شناختی و جنگ رسانه‌ای دشمن قرار داریم که ناامیدی تزریق بکنم، بگیم دیگه کار تموم شد. و من به نظرم اگر حواسمون باشه که توی هر آن، توی هر لحظه، تو فضای مجازی، تو فضای حقیقی، در مواجهه با دیگران تحت یک عملیات روانی و رسانه‌ای پیچیده قرار داریم، نحوه تعامل مواجه‌مون عوض می‌شه. إن الذین آمنوا، او اندیشمند آمریکایی نشده، عرض بکنم خودش می‌گه می‌گه افسردگی گرفتم که دکترا گفتن شش ماه بیشتر زنده نمی‌مونه، ولی می‌گه مادرم، ببینید یه نفر تو خونه، بله، پدر، مادر، پسر، دختر، خواهر، برادر، مادر یه بزرگی، خدا این بیاد امیدآفرینی بکنه، ببینید چقدر موفقیت ایجاد. إن الذین آمنوا، یکی ذهنمون، یکی قلبمون، یکی تو رفتارمون، إن الذین آمنوا رحمت، ببینید اون رحمت، اون جانی که به جان آدمیده می‌شود، اون امیدآفرینی برای کسانیست که جریان ایمان را تقویت کنه. یه فکر جدی باید برای این قسمت، برای کسانی که هاجرو، هاجرو یکی از معنای خیلی ساده‌ش این هستش که محیط ت رو عوض بکن، اون محیطی که تو فضا مجازیه عوضش بکن، تو یه محیطی برو برای ایجاد امیدآفرینی بکنه، منتها در سایه خدا، در سایه معنویت.

انسان اصلا وجودش اتصال به بی‌نهایت داره، اتصال به خدا داره، فطرتش خداجو و خداشناسی. عوض کردن بعد با افرادی که اینها هم اهل این وادی هستند و جاهدو، اینایی که اهل زندگی جهادی هستند، اینهایی که به اهل تلاش هستن، اینا رو ببینید، آدمای موفق، آدمای کارآفرین، آدمای امیدآفرین، آدمای جه، کسایی که مثل خیلی از این شهدای ما کارهای بزرگی کردند. خود آدم با اینا که محشور بشه، یواش‌یواش در دلش امید ایجاد می‌شه و به دیگران هم ایجاد امید، ایجاد امید، موفقیت‌هایی می‌شه، خصوصاً برای نوجوان‌ها و جوان‌های ما، إن‌شاءالله.

ملایی: آقا خیلی ممنون، متشکرم، وقت کم آوردیم، ولی حالا إن‌شاءالله اگر نکته‌ای باقی مونده باشه در مقدمه بحث هفته آینده از حاج آقای میر هاشم حسینی تقاضا می‌کنم که إن‌شاءالله بفرمایند. خدا إن‌شاءالله به همتون سلامتی بده، إن‌شاءالله سرشار از امید و نشاط باشیم علیرغم همه سختی‌ها و پیچیدگی‌ها و مشکلات و إن‌شاءالله خواهیم رفت و خواهیم رسید، گفت آب هست خاک هست، إن‌شاءالله جوانه خواهیم زد. یه یادی بکنم از همه رفتگان و از همه درگذشتگان، قبل از اینکه تلاوت آیات رو و در محضر قرآن کریم باشیم که عزیزان سوره مومنین را تلاوت خواهند کرد. یکی از همکاران خوب و نازنین برنامه سمت خدا، جناب آقای کلانتری عزیز، بابک نازنین، که از تصویربردارهای خوب سازمان بودن، امروز مراسم خاکسپاریشون بود، روحشون شاد باشه إن‌شاءالله، ناباورانه از میان ما رفتن. به خانواده محترمشون برنامه سمت خدا تسلیت می‌گه و امیدوارم ثواب و حظ و بهره‌ای از تلاوت آیات هم به روح بلند بابک جان کلانتری إن‌شاءالله برسه. آیات رو بشنوید تا فردا و تا سلامی دوباره. متشکرم از شما.

ارسال دیدگاه


ارسال

جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید

دیدگاه ها