ملایی: سلام عرض میکنم خدمت شما مخاطبان عزیز و ارجمند برنامه سمت خدا، هموطنان گرامی، آقایان، بانوان، بینندگان محترمی که الان دارید از طریق شبکه سه سیما برنامه رو تماشا میکنید، شمایی که ممکن است شبکه افق یا شبکه ولایت برنامه رو ببینید و شنوندگان محترم، دوستان نازنینم پای رادیو معارف. خوب، برنامه رو خوبه امروز تقدیم کنیم به ساحت مقدس همه شهدای فراجا، شهدای عزیز نیروی انتظامی، کسایی که همین امروز توی حمله تروریستی توی یه گوشهای از این مملکت در سیستان و بلوچستان دو تا شهید را حداقل توی خبرا من دیدم که ساعتی پیش تقدیم کردن برای امنیت این مملکت، لب مرزهای خاکی و آبی و هوایی کشورمون، توی شهر و روستامون، تو محلمون. این امنیتی که ما الان داریم به خاطر جانفشانی همین شهدای عزیزه. به همه نیروهای خدوم، کارکنان عزیز فراجا هم تبریک میگم روز نیروی انتظامی رو و امیدوارم که سلامت تندرست باشید، عاقبتتون بخیر باشه و خدا هوادار شما باشه که هوادار امنیت این آب و خاک هستید. بفرمایید. دوشنبه که شد خدمت حاج آقای پناهیان هستیم، البته دیروز یه احتمالی هم دادیم که ممکنه خدمت حاج آقا نرسیم به خاطر تغییر برنامهای که دارند و یه سفری که در پیشه، اما خب رسیدن به برنامه ما هم خوشحال هستیم. بفرمایید.
حجت الاسلام پناهیان: سلام عرض میکنم حاج آقا، سلام علیکم، خدمت بینندگان خوب سلام عرض میکنم. خیلی خوبه که شما از فراجا، از نیروهایی که امنیت کشور را تأمین میکنند یاد کردید و خیلی بده که ما کمتر توجه داریم به مسائل مربوط به امنیت کشور و زحمتهای که کشیده میشه. من همینجا تقاضا میکنم صدا و سیما برنامههای خودش رو یه بهانههای مختلف برای اون زحمات سنگینی که داره کشیده میشه برای امنیت کشور بیشتر اختصاص بده، چون ما مردم انقدر سرگرم زندگی خودمون هستیم، به ویژه جوونها، بالاخره درس و بازی و مشغلههای مختلف، یه جوری تصور میکنیم که انگار این امنیت هست و کسی هم براش زحمت نمیکشه و موضوع مهمی هم نیست. درسته برخی از مسائل و فعالیتهای برای تأمین امنیت خودش امنیتیه، ولی خیلی از قسمتهاش هم زحمتهایی که کشیده میشه، به ویژه تو مرزها، در فعالیتهای تکنولوژیکی که تو این زمینه دارن انجام میدن، مسئولین مربوطه اونا رو میشه منعکس کرد. صداوسیما یه بخشی از مسئولیتش سرگرم کردن مردمه و این خیلی مهمه و میشه قصههاش رو ببره توی اون نقطهها قرار بده: چه روزهایی از خانواده دورند، چه خانوادههایی در معرض خطر قرار میگیرند. و ما اگر کلمه ایمان رو به عنوان یه مفهوم اصلی در دینمون داریم تلقی میکنیم باید مفهوم امنیت رو هم اصلی بدانیم در زندگی انسان، چون انسان احساس امنیت الکی بکنه دچار غرور و طغیان میشه. یاد این شهدا رو من هم گرامی میدارم با یه سخنرانی البته مفصلی که کردم،
ملایی: ولی واقعش اینه که ما خیلی مدیون کسانی هستیم که برای تأمین امنیت ما تلاش میکنند و جان میدن. بله، به همین دلیله که خداوند متعال یک شهید رو به اعلا درجات میرسونه که بعضی وقتا از عرفا و مثلاً آدمهای خیلی خوبم جلو میزنن. چرا؟ چون این ها به امنیت دارن میپردازند. کسی که میره برای تأمین امنیت در مرزها، از اون لحظهای که پاشو از خونه بیرون میگذاره رو بال ملائک داره حرکت میکنه. ما هر رزمندهای رو، هر نیروی تأمینکننده امنیت رو هرجا میشناسیم باید زنگ بهش بزنیم، تو گرفتاریهامون التماس دعا بهش بگیم، و وقتی به شهادت میرسن که خیلی واقعاً باید شلوغش کنیم در یادآوری در واقع عظمت کارشون و در بیان خاطرات و زیباییهای زندگیشون. بالاخره این پرداختن به شهدا مسئله خیلی پر ازرشیه که دیدیم رهبر شهید ما هم چه آرزومند بود مثل اینا شهید بشه و آرزومند بود که در عداد این شهدای تأمینکننده امنیت کشور، حالا بسیج، سپاه، ارتش، فراجا، هر کدوم محسوب بشن و آخر به آرزوشون رسیدن. من تو فرصتی که حضرتعالی میفرمودید سریع اسم این دو تا شهید رو برای اینکه به توصیه شما عمل کنیم که باید یاد کنیم، رسانه ملی باید حواسش به این قصه باشه، دو تا شهید که همین امروز یعنی دیگه آخرین شهدایین که فراجا تقدیم کرده برای امنیت. جالبه که در نقطه در بمپور در سیستان و بلوچستان اشرار و گروهکها حالا یه کار تروریستی انجام دادن، دو تا شهیدی که اونجا شهید شدن، حاج آقا برای ساری و آمل، یعنی مازندرانیاند، از اینجا میرن اون خطه برای تأمین امنیت: شهید قاسمی و شهید دستگشاده. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
خب عرض کنم حضورتون که شما مستحضرید که همچنان بحثمون مدیریت ذهن هست با حاج آقای پناهیان و تا جلسه پیشین عملیات روانی دشمن برای مدیریت ذهن جامعه رو برامون داشتن میفرمودند حاج آقا و همچنان همین بحث رو میخوایم ادامه بدیم. سفری هم داشتن حاج آقای پناهیان اخیراً به کشور لبنان که نمیدونم حالا زحمت بدیم مثلاً یه جایی یه گزارشی از اون سفر برای علاقمندان خودتون رو به برنامه سمت خدا ممنون میشم در خدمتم.
حجت الاسلام پناهیان: بله، بسم الله الرحمن الرحیم. یکی از ارکان بحث مدیریت ذهن اینه که اجازه ندیم دیگران ذهن ما رو مدیریت کنند. بله، این رکن اساسیست. رکن دیگرش این است که ما خودمون بتونیم صحیح ذهن خودمونو مدیریت کنیم، نگذاریم و به هرجا برود. البته وسایل به هرجا رفتن ذهن ما امروز زیادتر شده، صفحات مجازی و شبکهها. و رکن دیگرش این است که مدیریت ذهن خودمون رو به خدا بسپاریم، به نداهای غیبی که الهام میشه به قلبمون و به هدایت خدا بسپاریم مدیریت ذهن خودمون رو، که یکیش مثلاً قرائت قرآن هست و قرار گرفتن تو برنامههای ذکر که برامون تعیین کردن. شاید این سه رکن، سه رکن اساسی باشه: مدیریت ذهن خودمونو به کسی ندیم، مدیریت ذهن خودمون رو به خدا و دوستان خدا بدیم.
بله، مدیریت ذهن خودمون رو بتونیم خودمون به عهده بگیریم. همیشه هم خدا و اولیا خدا نمیان برای ما، ما باید خودمون با تفکر و برنامهریزی یه فکری برای ذهن خودمون داشته باشیم که مدیریتش کنیم. این سه رکن اساسیه. بعد ما داریم میگیم مدیریت ذهن خودمون رو به کسی ندیم، چه برسه به دشمن، چه برسه به اون کسانی که دوست دارن ذهن ما رو واقعاً تخریب کنن، هم تضعیف کنن قدرت فکر ما رو، هم اگه ما فکر کردیم میخوان مسیر تفکر ما رو تخریب کنن، و هم در واقع بیان اساساً فکر برای ما بسازند و دستگاه فکری ما رو به صورتی تنظیم بکنن که نتایجی که خودشون میخوان به دست بیارن. بله، حالا من نمیخوام به بحث، به بحث در واقع مدیریت ذهن که اخیراً باب شده، علوم شناختی وارد بشن. علوم شناختی میاد میگه چه غذاهایی این آدمها بخورند که بتونیم رو فکرشون تأثیر، چه رنگهایی رو تو محیط کار ببینند که بتونیم رو ذهنشون تأثیر بگذاریم، چه آهنگهایی رو بشنوند، یعنی به صورت غیر مستقیم اونها رو در موقعیتی قرار بدن، حتی چه تغییرات ژنتیک ایجاد کنند در افراد که بتونن ذهنشون رو کنترل کنن. علوم شناختی در این زمینه خیلی پیشرفت کرده.
امام شهید ما دو بار فکر میکنم جلسه گذاشتن با نخبگان حوزه علوم شناختی، یعنی موضوع خیلی اهمیت داره. و تازه علوم شناختی وقتی که حسابی پیشرفت بکنه ما میفهمیم چرا باید قبل از نماز وضو بگیریم، چرا خوب وضو با آب سرد باشه، چرا مسح سراپا باید انجام بدیم. اینا رو تازه اون موقع خواهیم فهمید. بذارید علوم شناختی پیشرفت بکنه، اونقت خیلی از اسرار رو درک که چرا احکام اسلامی اینجوری تنظیم شده، مثلاً آقا دائمالوضو باشید. خب توی علوم شناختی پس بحث زیاده و الان دشمنان ما خیلی کارشون پیشرفت کرده، یعنی در اداره ذهن ما دیگه مستقیم نمیان با ما حرف بزنن، خیلی از اوقات میان یه کاری میکنن که ما کاری که اونا دوست دارن انجام بدیم. و در این زمینه دانش خیلی پیشرفت کرده و متأسفانه اصلش هم دست صهیونیستست. خب پس ما یکی از ارکان مدیریت ذهن رو این میدونیم که نذاریم دیگران ذهن ما رو مدیریت کنن، به ویژه دشمنانمون.
ملایی: بله، این آیا در قرآن آمده یا نه؟ اول قرآن، آیه قرآن من بخونم.
حجت الاسلام پناهیان: آره، من انقدر یادم هست و خلاصه برنامه که بچهها توی کانال گذاشتن رو یکی از سرفصلهای مهم این بود: بیشترین اشاره قرآن به ذهن، درباره مدیریت ذهن، به خصوص در حوزه اجتماع و جامعه و تأکیداتی که قرآن داره که آقا جامعه رو مدیریت ذهنشو به هر کسی نسپارید. اینو از جلسه قبل.
ملایی: بله بله.
حجت الاسلام پناهیان: واقعش این است که ما چون هر کدوممون از جامعه خیلی تأثیر میپذیریم. الان ببینید توی این صفحات مجازی میرید زود به شما میگن که چقدر این لایک خورده، چقدر ویو خورده. با یه سایتی داشتیم با این بمبارانهایی که انجام شد دانشگاه شریف و اینا، اون ظاهراً مخزن صفحات ما پرید، عجب. بعد رفقا تو تنظیم این جا میگفتن که ما میخوایم یه بخشی رو بزنیم، کدام بحث بیشترین بیننده رو داشته. مثلاً از شما به بنده میگفتن حالا فعالیت مختصری که هست، گفتم نزنید اینو، چرا میزنید، چرا میخواید رو افکار مخاطب تأثیر بگذارید؟ اینا روشهاییه که ما نمیپسندیم. چرا باید هر کسی بره ببینه دیگران؟ بله، یه گوشهای بگذارید، با چند تا تلاش سعی کنه بهش برسه، اگر آمارشو خواست، و الا نیاز خودتو برو نگاه کن. القا نکن که این رو بیشتر دیدم، دیدم، پس تو هم باید بری ببینی این رو، چون دیدن، ببینید مبنای صفحاتی مثل اینستاگرام در اون صفحه عمومیش اینه که اینا بیشتر ویو خورده، مثلاً اینا بیشتر دیده شده. اصلاً آدمی که شخصیت خودش رو براش احترام قائله میاد بیرون از این فضا میگه که تو داری منو القا میکنی، بهم یه چیزایی رو، مگه من تابع اکثریت باید باشم؟
امام صادق علیه السلام فرمودند که امعه نباشید گفتن ام مع یعنی چی؟ یعنی ام یه کلمه سختیه که ما که فارسیزبونیم برامون سخته، اون زمان هم براشون سخت بود، با اینکه زبانشون عربی بود، بفهمن. فرمود دنباله رو مردم نباشید، به نیاز خودت نگاه کن، تو همه زمینهها. خب حالا ببینید اینکه دیگران ما رو خیلی رومون تأثیر میگذارند این یه اصله. به همین دلیل افکار عمومی جامعه تحت تأثیر دشمن وقتی قرار میگیره در واقع تک تک ما مورد اصابت قرار میگیریم.
حجت الاسلام پناهیان: خب حالا این بحث رو من میخوام ببینم تو قرآن ما یک آیهای داریم که تقدیم بکنیم یا نه. یه پرانتز هم باز کنم: یک در واقع دونده میگن چی میگن؟ فارسی رو بخوایم پاس بداریم، ما میتونیم این بحث مدیریت ذهن رو بگیم مدیریت ذهن در قرآن، چون خیلی از آیات قرآن داریم استفاده میکنیم در این یک سال و شما لااقل شاهد هستید دیگه و بنده اصرار دارم که از آیات قرآن بهره ببریم، روایات هم در این باب زیاد هست، فرصت نمیشه. همین که ما در آیات قرآن میبینیم این مسائل بهش پرداخته شده، این جای ۱۰۰۰ تا سخنرانی و مطلب در باب اهمیت موضوع را خواهد گرفت. بله، در قرآن اومده، قرآنی که به خیلی از جزئیات غیر ضروری و بلکه ضروری نمیپردازد، ولی به این موضوع چقدر پرداخته، این نشون میده بله اهمیت ماجرا رو، لذا ساده نگیرن دوستان که ما هی آیه قرآن میخونیم، نه، این جای بیان فراوان در باب اهمیت رو باید پر بکنه و باید به اینکه قرآن به یه موضوعی پرداخته اهمیت بدیم. طبیعتاً بینندگان فرهیخته ما اینجور هستن.
ببینید الان سه آیه قرآن رو من مرور کنم. در سوره سبائ میفرماید که قال الذین کفرو، حالا از یک کمی جلوتر: ولو تری إذ الظالمون موقوفون عند ربهم، وقتی که ظالمان نزد پروردگار در صحرای محشر متوقف میشن، خب خدا میخواد حساب ظالمان را برسد. این ظالمان شامل دو گروه اند: مستکبران و مستضعفان. ظالمان شامل دو گروه، جالبه: یرجع بعضهم إلی بعض القول، یرجع بعضهم إلی بعض القول، اینا برمیگرد با هم حرف میزنن: یقول الذین استضعفوا للذین استکبروا لولا أنتم لکنا مؤمنین، اگه شما نبودید ما مؤمن بودیم. بعد چیه؟ قال الذین استکبروا للذین استضعفوا أنا نحن صددناکم عن الهدی بعد إذ جاءکم بل کنتم مجرمین. مستکبرین حالا دارن میرن جفتشون جهنم، به مستکبرین به مستضعفین میگن ما شما را مانع شدیم، شما خودتون وضعتون خراب بوده، مجرم بودید که مثلاً تحت تأثیر ما قرار گرفتید. و قال الذین استضعفوا للذین استکبروا، ببین با چه جزئیاتی خدا داره نقل میکنه گفتگوی بین دو گروهی که فعلاً تو دسته کافرینن، ظالمانه، ظالمین. حالا کافر هم نه ها، ظالم یعنی اینم ظالم. حالا مستضعف چرا مستضعف؟ خیلیا فکر میکنن مستضعف به خودش ظلم کرده، نه، شما فقط به خودت ظلم نکردی، به بقیه مستضعفین عالم هم که اهل جبهه حق بودن ظلم کردن. اگه تو نبودی مستکبر قدرت پیدا نمیکرد. تمام مسئولین منطقه که دارن کمک به استکبار جهانی میکنند در این جنگ که به ایران تحمیل میشه، همشون اگرچه ممکنه بگن ما ضعیفیم چارهای نداریم جز تبعیت، جاشون هم سطح روسای خبیث استکبار جهانی در جهنم دارن کمک میکنن به است.
بله این، بله این به تعبیر قرآن، ما حرف ما نیست. خب ولی حالا ادامه رو ببینید: و قال الذین استضعفوا للذین استکبروا، مستضعفین به مستکبرین میگن بل مکر اللیل والنهار إذ تأمروننا أن نکفر بالله، شما روز و شب میکردید که ما کافر بشیم. پس ما داریم این رو در قرآن که روز قیامت در آستانه جهنم مستضعف جهنمی برمیگرده به مستکبر جهنمی میگه چی تقصیر شما، شبانه روز بمباران فکری میکردید ما رو. پس تهاجم فکری، فرهنگی، اطلاعرسانی و انواع تأثیرگذاریها بر ذهن مستضعفین در قرآن تصریح شده.
در اینجا به عنوان یه نمونه دارم عرض میکنم که اونا دارن این کار رو میکنن، پس ما باید آماده باشیم، شب و روز یه عدهای میخوان ما کافر بشیم، اینو بدونیم، حداقل بدونیم یه آمادگی پیدا میکنیم. بچه داره میره بیرون، مادرش، پدرش میگن ببین ممکنه بعضی ها بخوان تو رو فریب بدن، نا، یه جنسای بنجلی رو بهت نند، اگه خیلی اصرار کرد یه دقتی بکن. اونم تو بازار میخواد بره خریدی بکنه، یه دفعه یکی میاد خیلی بهش اصرار میکنه، سن و سالش مثلاً میبینه کمه، این یاد حرف بابا و مامانش میفته میگه کسی خیلی بهت اصرار کرد حواست باشه گولش رو نخور. خب اینجا خداوند متعال داره این بیان رو برای ما داره: أنداداً، کافر بشیم به خدا و قرار بدیم برای خدا شرکایی. ببینید یا کافر بشیم خدا را در نظر نگیریم، یا اگه نتونستن عقیده به خدا رو از دل ما بردارن، مستکبرین چیکار میکنن؟ برای ما شریک میگذارن برای خدا، یعنی ببین باشه خداپرست هستی، اینا رو هم در نظر بگیر، قدرتها بالاخره کدخدا ببین چیه. دقت فرمودید بعضیا در کسوت روحانی میومدن از خدا، چون یه روحانی که باید از خدا صحبت کنه دیگه، بعد میگفتن خب ولی کدخدا را هم باید در نظر بگیریم، این میشه نجعل له أنداداً. داریم یه کاری میکنیم من شریک برای خداوند متعال قائل بشم. پس در قرآن این تصریح شده که مستکبران کار میکنند رو ذهن افکار عمومی و جامعه.
حجت الاسلام پناهیان: یه توضیحی من بدم از زمان امام زمان ارواحنا له الفدا، زمان امام زمان ارواحنا له الفدا، زمان حکومت او. آیا خداوند متعال سنتهای خودش را تغییر میده و اخلاقشون تغییر میکنه؟ اخلاق خدا تغییر میکنه؟ شاید تعبیر عامیانهتریه، روش خدا در برخورد تغییر میکنه؟ تا کسی کافر بشه او رو با یه گلوله از آسمون میزنن، نابودش میکنن، آیا اینه؟ چی میشه زمان امام زمان فدا همه جا گل و بلبل میشه، زمین پر از عدالت میشه؟ واقعاً به این فکر کردیم یا نه؟ مثلاً دم در ورودی محیطهای مختلف از این ایکسریلها مثلاً میگذارن هرکی منافق باشه بوق میزنه، هرکی کافر باشه بوق میزنه؟ اینجوریه؟ حضرت ولیعصر ارواحنا فدای شبکه جاسوسی خیلی قوی دارند تو همه مردم و اینا با یه دستگاههای که عدم ایمان رو اینجوریه از نیروی غیبیشون مثلاً استفاده میکنن، خاطرات چی میشن تو اون زمان دم بریده میشن؟ خیلی سادشو عرض بکنم، اون اولیش من میدونم که فلن تجد لسنة الله تبدیلاً، اگر سنت خدا تغییر نمیکنه، این خدا همین خداست با همین روشها. پس خدا نمیاد با معجزه منافقین و کافرین رو یا از بین ببره یا لو بده. خوب پس چی میشه اون زمان؟ زمان آسایش و آرامش بشره؟ شاید جوابش این باشه که مثلاً عقول مردم چون بزرگ میشه. تنها راهش اینه، اینه جواب درستیه و کمتر اینو تو کتابها بهش پرداختن، فقط میگن خیلی خوب میشه اون زمان. خب خیلی خوب میشه یعنی چهجوری میشه؟ خب دقت فرمودید مردم اینقدر بصیرتشون و فهمشون و عقلشون میره بالا، عملیات روانی رو ذهن خودشون رو زود میفهمن، میفهمن شستشون خبردار میشه. مثلاً طرف میاد میگه آقا باید به قانون احترام بگذاریم، میگم ببین این داره از اخلاق در میره، دیدی لحنش رو، چون منافق و کافر فرقی نمیکنه، اینا همه با حرفای خوب میان سر مردم رو میبرن. یا طرف میاد میگه که آقا باید به اخلاق احترام بگذاریم، مردم میگن نگاه کن میخواد از قانون در بره.
می فرماید: ظهر في فلتات لسانه ، از سبک حرف زدن، نه از معنای حرفها میفهمند که آقا این پالونش کجه. ما باید به این نقطه برسیم، نه به نقطه خفه شدن یا خفه کردن منافقین و کفار مستکبرین از جانب خداوند متعال. به این نقطه که مردم دیگه نگاه نمیکنند. من شنیدم الان تو آمارهای اخیر میگن جوونای اروپا دیگه به بسیاری از پارتیهایی که تو فرهنگ اونها اجبار شده بود، به اعتقاد من و ظاهراً اونا خودشون دوست داشتن برن، دیگه دارن تمایل نشون نمیدن، میفهمن سر کارن. یکشنبهها اینا رو میفرستم اینجا، در طول هفته هر جنایتی دلشون میخواد بکنه، راه اینه و این خیلی مهمه.
ملایی: پس این هوشیاری که ما الان داریم، این هوشیاری تصادفی نیست که سر راه ما قرار گرفته، به اضطرار، حالا که دیگه دشمن هست، ما باید این هوشیاری رو داشته باشیم تا آخر.
حجت الاسلام پناهیان:همینه، ما اصلاً آفریده شدیم برای این هوشیاری و برای اینکه انسان کرامت خودش رو بازیابه. من یه راه خیلی ساده مطرح کنم، ولی ممکنه شعاری تلقی بشه: خب قرآن زیاد بخونید، ببین قرآن چقدر با احترام با شما صحبت میکنه، اشک آدم رو در میاره. قرآن به خدا قسم نام علی بن ابیطالب نمیبره، نام حضرت زهرا رو نمیبره، نام ۱۲ امام معصوم ما رو نمیبره، خیلی از قصههای پیغمبر خود ما رو نمیگه. اوهوم، خیلی طرف اومده میگه ولایت فقیه کجای قرآن نوشته، میگم بنده خدا من انتظارشم ۱۰ تا از سورههای قرآن لااقل در مورد امام زمان علیه ارواحنا له الفدا باشه، اسم صریح امام معصوم و نازنین ما که طاووس اهل بهشته، همه انبیا به او وعده دادن، نیاورده، تو دنبال ولایت فقیه داری میگردی تو قرآن؟ سبک قرآن رو حواست نیست چه جوریه.
شما وقتی که با قرآن برخورد، برای شما احترام قائل، برای فکره خودش میفهمه، خودش متوجه میشه، راز تدبر همینه. بله واقعاً ما باید فرمود قرآن نازل شده به ایاک اعنی و اسمعی یا جاره، به در میگم دیوار تو گوش بده، با اشاره حرفشو میزنه. بعد ائمه هدی علیهم السلام میفرمایند شیعه اگه میخواد مشکلات خودشو حل کنه بره داستانهای انبیا رو بخونه، به ویژه قصههای بنیاسرائیل رو و هرچه در اونجا بوده ازش فاصله بگیره. خب آقا جون یه کمی مستقیمتر به ما بگو، یا اشیا آل محمد صلی الله علیه و سلم بیاد، ای شیعیان اهل بیت بیایید این کار را بکنید، مراقبت از این، نه. اصلا قرآن اینقدر اینجوری با بزرگواری، حتی اولیا خودم در کلماتشون همینطور هستند که نمیان مثلاً. اینجا نگاه کنید، یه چیز جالب من به شما بگم. خب اینجا نوشته دیگه: بل مکر اللیل والنهار، شما شبانه روز ما رو فریب میدادید. در مقابلش پیغمبر اکرم یه قصه ازشون بگم صلی الله علیه و آله و سلم. واقعاً چقدر خوشبخت بودند اونهایی که سیره پیغمبر اکرم از نزدیک دیدند، یعنی آدم حسرت میخوره و هرکی بخوره و هرکی آتیش بگیره و دلش بسوزه مقربتر خواهد شد روز قیامت به پیغمبر اکرم و حقشونه اونایی که پیغمبر رو دیدن آدم نشدن برن سر جهنم، واقعاً آدم دلسوزی نداره برای اونا.
رسول خدا چند شب سخنرانی نمیکردن دیگه، گفتن یا رسول الله سخنرانی نمیکنی بعد از نمازها مثلاً میایستادن برای مردم صحبت میکردن یا مینشستن بر کرسی، حضرت فرمودند: میترسم ملول بشید، ملالآور بشه براتون زیاد حرف بزنن. بابا یا رسول الله، چقدر شما برای ما احترام قائلی، چقدر شما ما رو رعایت میکنید. ببینید اینجا میفرماید مکر اللیل والنهار، شب و روز شما ما رو بمبارون میکردید، از اونور رسول خدا چند شب صحبت میکنه، چند شب صحبت نمیکنه، نه میترسم ملالآور بشه براتون، یعنی بزرگ شد خودتون، یعنی بفهمید خودتون، یعنی رعایت. او به هر قیمتی میخواد میخواد ایشون رو فریب بده، اینجا نه میخواد، یعنی یک مناعت طبعی درش هست.
حجت الاسلام پناهیان: من در مورد موضوع ولایت یه بحثی رو مطرح کنم در کتاب شریف تحف العقول. بله، حالا داستان هم داره این روایت عرض خواهم کرد. یک روایتی هست از امام صادق علیه السلام، دو مرتبه در این روایت حضرت به تفصیل هم توضیح میدن این عبارات رو دارن: کفوا عن الناس، دست بردارید از مردم. برای چی؟ نگو این پدرمه، این برادرمه، این دوستمه، دلم میسوزه من میخوام او رو به ولایت دعوت کنم، ولایت رو براش توضیح بدم. بعد میفرماید ولایت تناسبش با دلها مثل تناسب کبوتر جلد به لا نه اش هست. اگه این کبوتر جلد این لانه باشه، هرجا بندازیش دور میزنه میاد تو لونه خودش. اگر این کبوتر جلد این لانه نباشه، به زورم بگذارش پر میزنه میره. کفوا عن الناس، ول کنید دیگران رو، داره نهی میکنه از اینکه شما بخواید تبلیغات کنی برای امر ولایت. البته این نهی معلومه از عبارت که مطلق نیست، تعلیم، تبلیغ در جای خودش در حد و اندازههای خودش لازمه، ولی ببینید رویکرد ما اینجوریه، یه نهی هم بالاش هست که زیاد اصرار نکن. این رو بگذارید در مقابل مکر اللیل والنهار، یکسره میخوان به هر قیمتی شده فریب بدن و مستضعفین بدبخت جهنمی. آیه مستضعفین، دلیل آیه جهنمی هم میخوام مستضعفین رو بگم هم قید بگذارم، چون مستضعفین خوبم داریم قاطی نشه. به مستکبرین میگن که شما ما رو شب و روز گمراه کردید.
این تفاوتها رو ببینن مردم، ما نمیتونیم، ما ممنوعیم از اینکه زیاد تبلیغات بکنیم. جبهه حق رو باید خودت بری بگردی، جبهه حق رو پیدا کنی. یه زمانی ما هیئت داشتیم تو قم و تهران، بعد به اصطلاح تبلیغات نمیکردیم برای انتقال هیئت سیار بود. خب زمان جبهه میگفتیم که نه، تبلیغات عمومی خوب نیست. واقعا ما چه فکرایی داشتیم، تبلیغات عمومی خوب نیست، هر کسی میاد فقط هر کسی سینهبهسینه به اون یکی بگه. یه کاغذایی میدادیم میگفتیم مال هفته بعد. واقعا یه گرفتاری داشتن مردم، بعد از یه مدتی که دیگه خیلی فشار افکار عمومی زیاد شده بود، آقا آدرس بدید لااقل، ما گفتیم آدرسو میدیم ۱۱۸ توی قم، ۱۱۸ زنگ میزدن مردم، هیئت فلان این هفته کجاست؟ عجب یه همچین حالتی. میگفتیم بزار یه زحمت بیفته، یه دنبالی بکنه، بالاخره پیدا کنه. واقعاً این روش تربیتی درسته؟ عرضه زیاد درست نیست. ما که حرفمون حرف حقه، باید طرف شایستگی لازم داشته باشه، باید طرف او چقدر خدا ناز داره بماند. خب این عملیات مستضعفین، مستکبرین.
اجازه بدید من یک کمی تا دیر نشده از لبنان فرمودید بگم، یه حرفی از لبنان هی افتاده تو دلم. دیشب هم تو میدان ونک صحبت کردم، نشد فرصت نشد اینو بگم. لبنان و ایران در یک موضوع خیلی مشترکاند: مردم کیا تضمین که دیگه فریب دشمنو نمیخورن؟ ما داشتیم از چی صحبت میکردیم؟ از اینکه فریب دشمنی که صبح و شب داره کار میکنه رو مغز ما نخوریم. خب فریبشو نخوریم، حالا کیا تضمین میشه که فریبشون نخورن؟ این را هم از قرآن بیاریم، بگیم احتمالاً خیلی گروه محدودی باشن، حالا میگم دیگه کیان. این رو در قرآن کریم معرفی فرمودند و من یه قومشون رو در لبنان دیدم، یه قوم بزرگی هم در ایران داره دیده میشه و اقوام دیگری در کشورهای دیگه. تقریباً ساده است میشه اینو فهمید. خداوند متعال در قرآن میفرماید: والذین جاهدوا فینا لنهدینهم، هرکی در راه ما جهاد بکنه، بیاد تو عرصه مقاومت، اینا دیگه قاعدتاً غالباً نوعاً تضمین شده است کارشون. چرا؟ این مردمی که میان تو میدانها وقتی که افتادم تو ریل مقاومت، یه خوشفهمی فوقالعادهای پیدا میکند و دیگه نمیشه اینا رو فریب داد، دیگه اینا رو نمیشه سر کار گذاشت. من از مردم لبنان فرمودید چیزی بگم، خیلی هوشیارن، خیلی بیداری فوقالعادهای دارند. الان سید حسن نصرالله عزیز و با عظمت رو ندارن، سید هاشم صفیالدین عزیز و با عظمت رو ندارند، محدودیتهایی دارند در ارتباط با فرماندهی محترم حزبالله که خوب این محدودیتها طبیعیه. ما هم مردممون الان بهرهمند نیستند از رهبری داییانه و فراوان سخنرانیهای رهبر عزیز که ازش استفاده بکنن، ولی مردم چه جوری میان در اوج هوشیاری دارن حرکت میکنن؟ چون افتادن رو ریل مقاومت، کسی بیفته رو ریل مقاومت یه خوشفهمی فوقالعاده پیدا میکنه و مردم لبنان آدم اینجوری میبینه. مثلاً ما نیازی، من میرفتم توی محیطهای جوونها، خانواده شهدا، رزمندهها، محیطهای مختلف میدیدم، اینها درباره هیچ موضوعی تقریباً نیاز به توجیه شدن ندارن. مثل مردم، مردمی که در میدان هستند تو پیدا کردن، اصلا کسی میفته رو ریل مقاوم، من فرمونش نمیپیچه، در این مسیر راحت پیش خواهد رفت. انشاءالله ما اگر در مسیر مقاومت قرار بگیریم یه همچین حسی برامون پدید میاد.
کسانی که در مسیر مقاومتند، طعمههایی که دشمن میگذاره برای فریب خیلی راحت درک میکنن، کسانی که در مسیر مقاومت هستند بصیرتشون خیلی فراوان میشه، اینقدر راحت میخندن به دشمن. حالا در آیات قرآن هست که مثلاً تا میان اینا رو بترسونند، تضعیف کنن، اتفاقاً اینها ایمانشون زیاد میشه، برمیگردن میگن اینا رو خدا به ما وعده داده بود که دشمن بیاد به شما حمله میکنه، نوبت فداکاری ماست. پس این از علامت اینه که این علامت اینه که خدا به ما علاقه داره و لطف کرد. خانواده شهیدی شاید یکی دوتا از خانواده شهدا میگفتن که ما واقعا تشکر میکنیم از جمهوری اسلامی و یه کمی فکر کردم که برای چی داره تشکر میکنه از رهبر، برای چی تشکر میکنه؟ بعد میفرمودند که اگر جمهوری اسلامی نبود ما کی این راه رو پیدا میکردیم که بتونیم جوان در این راه بدیم؟ بابا شما یکی هستی، تشکر میکرد از جمهوری اسلامی به خاطر اینکه راه رو جمهوری اسلامی و شهدای جمهوری اسلامی و امام جمهوری اسلامی نشون داده که این شهید بده توفیق پیدا کرده در این راه شهید بده. میگفت اگه این جمهوری اسلامی نبود من آیا به این حد از فهم میرسیدم جوان در این راه بدم؟ عجب، ببینید چقدر هوشیاری فوقالعاده است. اینا نتیجه جهاده. اون وقت کسانی که از جهاد فرار میکنند یا یه کمی ترس از جهاد، فرار از جهاد تو دلشون میاد، اینا تحت تأثیر دشمن قرار میگیرند. دقت فرمودید، مخصوصاً مسئولین کشور رو اگر خواستن شورای نگهبان یاد جاهایی مثلاً ارزیابی کنن، آقایی هم از نظر فکری، از نظر شخصیتی، ببینید روحیه جهادی داره یا نه. اگه روحیه جهادی داره و نترسه، این تحت تأثیر دشمن قرار نخواهد گرفت. اگه دید نه، این ترس و واهمهای توش هست و آدم ضعیفیه، اینو نگذارند، این دستگاه فکریش شروع میکنه به تئوریزه کردن همون ترساندیشیهای نابجا و بعد هیچی معقول میدونه، اون مکر اللیل والنهار روش اثر خواهد گذاشت.
ملایی: دیشب حاج آقا در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها خب یه چایخانهای هست در هر صحنه چایخانهای هست، یه ساعتی رو من توفیق داشتم کنار عدهای از بر بچههای خوب کرمان و سیرجان باشم. یکی از همرزمان سردار سلیمانی هم توی جمع کسایی بود که چای میداد به مردم، حالا ذکر خیر شما شد و سلام رسوندن و اینا دیگه. حالا قبل برنامه یادم رفت بگم، ایشون یکی از همرزمان حاج قاسم نقل میکرد میگفت که خیلی حرفا رو با هم مرور کردیم. یکی از فرمایشات حاج قاسم سلیمانی رو ایشون اینجوری به من گفت، گفت حاج قاسم میگه که اونایی که اون خط نوری که امام خمینی رضوان الله علیه با خودش نشون و با خودش آورد از لحظه انقلاب اسلامی، اونایی که تو اون خط قرار گرفتن میرن تا آخر خط رو، اونایی که تو اون مسیر قرار گرفتن میرن دیگه، اون خط نور رو دنبال میکنند و به نتیجه میرسند و به قله هم میرسند و این خط نور چیزی غیر از مجاهده در راه حق نیست. این روزی دیشب ما بود.
با اجازهتون محضر قرآن مشرف میشیم، جای شما خالی یادتون کردیم. خیلی از کسایی که میاومدن حالا چای نوش جان کنن، چای خونه سلام رفقا، کارشناسان میرسوندن، ذکر میشد، سلام به همکارم آقای نجمالدین میرسوندن و خلاصه گفتم همکار عزیز اجازه بفرمایید که تأثر و تعلم خودم، تصویربرداران عزیزی که اینجا هستند، اتاق فرمان، دوستانم در شبکه سه سیما رو اعلام بکنم به خاطر درگذشت یکی از همکاران خدوممون، یکی از کسایی که بیشتر تو حوزه آقا بابک کلانتری رحمت الله علیه که جان به جانآفرین تسلیم کرد. به خانوادهاش تسلیت عرض میکنم، به فرزند خردسالش، به عزیزانش، به خودم و همکارانم تسلیت میگم. و تلاوت صفحه 345 قرآن کریم، سوره مبارکه مؤمنون رو آیات چهل و سوم تا ۵۹ تقدیم روح این همکار فقیدمون میکنیم. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
صفحه345 قرآن کریم
ملایی: با حاج آقای پناهیان باشیم برای زمان باقیمانده که خیلی هم البته طولانی نیست. من یک نکته شاید فرعی، ولی چون قرآن فرموده طبیعتاً اصلی میشه، از این آیه بخونم.
حجت الاسلام پناهیان: بله که میفرماید وقتی مستضعفین به مستکبرین میگن شما شب و روز ما رو فریب میدادید، خوب، أنداداً. بعد یه جملهای دارن، خدا میفرماید خداوند متعال وأثر ندامة لما رأوا العذاب، اینا به شدت پشیمان شدن ولی سعی میکنن این پشیمانی سنگین خودشونو پنهان کنن. ببینید خیلی بدبختیه که آدم دنیاشو از دست داده باشه، خودش مستکبر نیست، مستضعف زیر یوغ مستکبرینه. بله، بعد الانم همراه مستکبرین باید بره جهنم. چقدر پشیمانی سنگینیه! یعنی اونجا که دیگه همه همه چی افشا شده است، دیگه داره میره جهنم که عربده بکشه از عذاب، دیگه اوج بدبختیهاست دیگه، آدم چیزی برای قیافه گرفتن نداره. ولی ظاهراً این پشیمونی اینقدر سنگینه که میگه اونجا داره وقتی که عذاب میبینه قیافه میگیره میخواد بگه مثلاً پشیمون شد، پنهان کنه. اون شدت ظاهراً اشاره داره به شدت پشیمونی و واقعاً هم همینطوره. مستضعف بیاد به خاطر مستکبر، به خاطر دنیای یکی دیگه بره جهنم. بله، این خیلی بدبختی بزرگیه. مجبور باید هم اینجوری به قول یکی میگفت سرشو بندازه پایین و خجالت بکشه و پشیمونی خودش نیاره.
ملایی: آقا خیلی ممنونم و این حرفهای قشنگ متشکریم به خاطر بیان حرفهای زیبای خدای متعال در این بحث. به امید حضرت حق از فردا نجمالدین شریعتی خدمت شماست. عمری داشتم و سعادتم بود، دعا کنید برام که بتونم شنبه هفته آینده محضر شما خوبان برسم. الهی که همه به ویژه فراجای عزیز ما در پناه کریم اهل بیت امام حسن مجتبی سلام الله و صلوات علیه باشیم و باشند. خدانگهدار.