اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

1405-07-02-حجت الاسلام عاملی- سیر و سلوک قرآنی

بسم الله الرحمن الرحیم. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. اللهم إني أسألك إيماناً ثابتاً في قلبي.

معرفی برنامه

 

شریعتی: خانم‌ها، آقایان، سلام، وقتتون بخیر. به سمت خدای امروز خیلی خیلی خوش آمدید. خوشحالیم که با همیم، در کنار همیم و إن‌شاءالله بهترین برکات نصیب زندگی‌هاتون و نصیب قلب دریایی‌تون بشه، إن‌شاءالله. حاج آقای عاملی، سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خیلی خوش آمدید.

حجت الاسلام عاملی: علیکم السلام و رحمة الله. محضر عزیزانم، هم‌وطنان عزیزم، جای‌جای ایران عزیزمان سلام و دعا دارم. توفیقات بزرگ خداوندی برای عزیزان مسئلت دارم. توفیقتان تا عبودیت، تهجد، مناجات، خلوت انس با خدای متعال، عالی‌ترین مراتب معرفت و عبودیت را خدا نصیب عزیزان بکند. مخصوصاً برای ذی‌الحقوق اصلی ما اولی‌النعمتان ما، نیروهای مسلح، آرزوی موفقیت کامل داریم و عزیزانی که در میادین مثل دیزل محکم از کشور دارند دفاع می‌کنند، مر را مأیوس می‌کنند و امنیت کشور تأمین می‌شه. من به این عزیزان از صمیم قلب خسته نباشید عرض می‌کنم. إن‌شاءالله که جزو حسنات جاریه بزرگ عزیزان باشند، إن‌شاءالله. و همه ما بتونیم در حساس‌ترین لحظه‌های سرنوشت ملت و کشور عین خودمون رو ادا بکنیم، إن‌شاءالله. الهی آمین. إن‌شاءالله که بهترین برکات، برکت این استقامت و صبوری نصیب مردم ایران بشه که الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکة ألا تخافوا ولا تحزنوا وأبشروا بالجنة التي کنتم توعدون.

شریعتی: بذارید از همین‌جا شروع بکنم منازل سیر و سلوک در قرآن کریم و آداب این سیر در بیان نورانی آن و مکتب حضرات اهل بیت علیهم صلوات الله.  موضوع کلی گفتگومون در پنجشنبه‌ها در هفته‌های اخیر با حاج آقای عاملی نکته‌های خوبی رو شنیدیم. ۲۱ مورد رو اجمالاً چون احصائ کردن به ۵ موردش رسیدیم که اخلاص بود، تبعیت بود، تقوا و مراقبه بود و صبر بود و بعد هم استقامت بود، سجده و سجده که نشانه و مهر خضوع و تواضع و اون انقیادی که ایشون اشاره کردند، این انعکاس رو شنیدیم و وعده دادیم که إن‌شاءالله این هفته هم اجمالاً به این فهرست بپردازیم و بعد دوباره إن‌شاءالله برمی‌گردیم و مورد به مورد به صورت تفصیلی به این نکات خواهیم پرداخت. دعوت می‌کنم که تا پایان برنامه امروز هم همراه ما باشید، هم مخاطبان شبکه سه، هم مخاطبان شبکه محترم افق و شنونده‌های خوب و نازنین رادیو معارف. خدمت شما هستیم و سراپا گوشیم و می‌شنویم و بهره‌مند می‌شیم.

حجت الاسلام عاملی: بسم الله الرحمن الرحیم. انسان در این عالم، در این دار دنیا، وظیفه‌اش این است که روز به روز حرکت بکند، حالات روحیش عوض بشود، ذائقه‌اش عوض بشود و با خدای خودش محرمیت پیدا بکند، روحش بزرگ بشود تا بتونه کنار سفره فاخر قرار بگیرد، سفره‌ای که مناسب شان خداست. همه انسان‌ها سفره دارند، بعضی سفره‌ها بینوا است، بعضی سفره‌ها خیلی بانواست. بعضیا به تعبیر شاعر دوست هندونه با خربزه است: گاو در بغداد آید ناگهان / بگذرد از این سران تا آن سران / زان همه عیش و خوشی‌ها و مزه / او نبیند غیر قشر خربزه.

بعضی‌ها هم آن‌چنان هستند که شب که می‌شه باید ساقیا امشب صدایم با صدایت نیست / یا که امشب مست مستم دار که سازت ساز نیست. مرحوم آقای قاضی می‌فرموده که لذتی که عارف در این دنیا داره، انسان عامی در آخرت نداره. حافظ می‌گه: من که امروزم بهشت نقد حاصل می‌شود / وعده فردای زاهد را چرا باور کنم. مرحوم سید رضی گفت تمام نمازهای منو دوباره بخونید، گفتن هیچ‌کس مثل تو نمی‌تونست نماز بخونه، اون‌قدر معنویت و حضور قلب، و گفت من در نماز چنان لذت می‌بردم می‌ترسم خدا بگه که تو برای لذتش نماز خوندی نه برای من. یعنی آن‌قدر که کیف می‌کرد حالش خوب بود. یعنی استغراق بشه در جمال و جلال حق، بالاترین لذت تفکره، تفکر در جمال حضرت حق. چون رفته رفته اینجا مال می‌گیره شما رو می‌بره، دو چیز انسان را می‌بره برنمی‌گرده: منزل الذی ذاق حلاوت محبتک فرام من که بدله فرام من که هیولا هول. یعنی برگشتن.

اولی مطالعه قاب تصویر حضرت احدیت که هم در قرآن قابل تصویر داره هم در تکوین. یکم باب تصویر ابدیت که خدای متعال در قرآن یه قاب تصویر با جزئیات کامل تصویر کرده از ابدیت، این واقعاً حیرت‌آور است، حیرت‌آور است. اینم تسخیر می‌کنه اوقات انسان را تمامه. حالا ما گفتیم که وظیفه اینجا که سیر است، حرکت است به طرف عنایات خاص حضرت حق، که انسان قابلیت پیدا کنه که ورود بکنه به بالاترین محفل انس، این باید منازلی رو طی بکنه. طی این منازل یه اقداماتی لازم داره که اون اعمال رو خدای متعال به صورت ظریف در قرآن متعرض شده است. یکی از شیرین‌ترین مباحث قرآن همین است. یک اسراری که مربوط به سیر و سلوک است در قرآن، یعنی قواعد سیر و سلوک از قرآن، اسرارش از قرآن، آداب از قرآن. یعنی مفهوم یه جوری میاره که شما می‌فهمید که سر بزرگ اینجا نهفته است. مثلاً إنما أعظکم بواحدة أن تقوموا لله، اخلاص. می‌گه یه چیزی بیشتر نمی‌گم به شما، یعنی کل دین رو خلاصه کرد در اخلاص، یعنی تعبیر در اخلاص جوریست که می‌شه به جای کل سفارشات خدا همین گذاشت. این اولی بود.

دوم، تبعیت از انسان کامل مطرح می‌کنه: قل إن کنتم تحبون الله فاتبعونی. تقوا رو که نگاه می‌کنیم معلوم می‌شه اسراری اونجا هست. به اولین و آخرین سفارش کرده و گفته که إن المتقین فی مقام أمین. ما هم دنبال مقام أمین هستیم. انسان دنبال مقام امن است، در این عالم امنم، اونجاست. قل أی الفریقین أحق بالأمن. خدا دو تا مثال می‌زنه: کسی که مؤمن و موحد است که می‌گه این عالم صاحبی داره، مدیری داره، مدبره، تمام ذرات من مشکوره، مورد تشکره، آیا این امنیت داره؟ یا کسی که می‌گه دنیا توسط یه روح دیوانه اداره می‌شه؟ قل أی الفریقین أحق بالأمن، الذین آمنوا ولم یلبسوا إیمانهم بظلم أولئک لهم الأمن. خدا می‌گه امنیت مال ایناست که این عالم مبدئی داره، صاحبی داره، حساب کتاب داره.

  این چهارمی هم سجده که در آخر سوره علق، سجده و قرب را کنار هم گذاشتی، یعنی دنبال قربی باید بری سجده بکنی. سجده یعنی رکوع، سجده، خضوع در برابر علم کائنات، جمال کائنات، عظمت کائنات و عظمت خالق کائنات. نماز یعنی حضور. نمی‌خواید در برابر این تدبیر خضوع کنی، در برابر علم. اگر کسی خصوصی نکنه خیلی بی‌ادبه. می‌رسیم به پنجمی که استقامت بود که اونم مفصل توضیح دادیم، آیه‌شو من استقاموا علی طریقتنا. ششم عزلته. جایی که می‌بینی جامعه آلودگی داره و ضرورتی نداره که قاطی این آلودگی بشی. اگر به خاطر اینکه یک نفس لطیفی داشته باشیم، نفس پاکی داشته باشی، یه مدتی عزلت داشته باشی، عزلت برای تفکر، عزلت برای اینکه از آلودگی‌ها نفس حفظ بشه، این تأثیر داره در سلوک، تأثیر داره. پس برای چی می‌گن دین ما دین عزلت نیست، دین گوشه‌نشینی نیست؟ معنیش این است که ما والله نبی إلا متکلماً، هر پیغمبری خدا فرستاده متکلم بوده، لال نبوده. از ساکت ان الحق شیطان الأخرس، اونجایی که باید کسی حرف حق بزنه نزنه، ساکت باشه، شیطان اخرسه. این جاییست که شما باید صحبت کنید، اونجاست که شما باید وظیفه اجتماعی.

یه جایی هست که تو یه کاری ازت برمیاد. بله، خب الان کسی بدونه که ضرورت داشته باشه، مثلاً عرض می‌کنم محیطی که محیط آلوده است، چشمانش گناه می‌کند، روحش خراب می‌شود: ولا تمدن عینیک عنهم ترید زینة الحیاة الدنیا. خدا می‌گه چشمتو مدیریت کن، اما نه بر مبنای زینت دنیا. چقدر عالیست. الان چشمتو مدیریت می‌کنی، به این نگاه کن، به این نگاه کن، اون وقت فلانی به من نگاه کنه، فلانی به من نگاه بکنه، خودتو در چشم دیگران جستجو می‌کنی. خدا می‌گه بر مبنای زینت مدیریت نکن. حالا ولا تمدن عینیک عنهم از فقرا چشمتو برنگردان ترید زینة الحیاة الدنیا، ولا تمدن عینیک که ما متعنا بهم من أزواج زهرة الحیاة الدنیا، به اموال اهل دنیا نگاه نکن. فلا تعجبک أموالهم ولا أولادهم، طریق سیاه بهم. چند قوه حلاوت ایمانکم، اینجوری به این شبیهه مضمون. فلا تعجبک أموالهم ولا أولادهم، سیصبحون، یذهبو یتذبو به حلاوت ایمان. به اموالشون نگاه کنی، به زرق‌وبرق لباسشو نگاه بکنی، این حلاوت ایمان از شما می‌گیره. یعنی دنیاشون دل شما رو نبره. بله، الان پس الان ببینید حساب کنید که کسی یک وظیفه اجتماعی نداره، الان بیاد بازار کاراشو انجام داده، وظیفه اجتماعی انجام داده، می‌شه الان یک کتابی بخونه، می‌شه یه صله رحمی بکنه. آها، یعنی اگر ضرورتی نیست، بشین الان بیاد پرسه بزنه در خیابون با این آلودگی‌هایی که شما این دلت رو کدر می‌کنه، یعنی هر صحنه که شما می‌بینید اثر روحی داره، حرفنه. و لذا امام صادق: ولا تکون لفاتاً فإن أکثر ترک مراسلة الشیطان لفات. یعنی کثیر الالتفات، نگاه کن به اون، نگاه کن، مشغولی، دیگه ارتباط نباشه، چرا؟ چون أکثر مراس الشیطان و مفکرة محل کینه شیطان، کمین شیطان و محل تجارت شیطان است. گاهی با یک نگاه رفت نذرتون فأصابت فلقاً. شاعر معاصر عرب اگه اشتباه نکنم شوقی اینو می‌گه، می‌گه نظرة فابتسامة فسلام فکلام فلقاء، تا دنباله. یعنی گاهی یه صحنه‌ای تمام شده ولی در قلب شما تمام نشده، اثرشو گذاشته. یه اینترنت سایت مستهجنی وارد شده، بسته، اما تو می‌گی بسته است، این در قلب شما، ذهن شما هک شد، کارشو انجام می‌ده. با اینها نمی‌شه انسان به طرف خدا بره، این‌ها اثر روحی داره. انقباض، انبساط باید بر اساس حب الهی باشه.

اگر شما به خاطر لذات نفسانی انبساط پیدا بکنید، یا یه لذت حرامی از رفته انقباض پیدا کنه، پس حلت در جایی که احتیاج هست که شما یه خلوتی بکنید، بدون اینکه ترک غذا اجتماعی بکنی، در خودت غور بکنی، در خودت فکر بکنی، تفکر بکنی، در اولت، در آخرت، در نفست، در وظیفه، درباره خدا، درباره حسن عاقبتت. خیلی موضوعات برای تفکر است که بعداً بحث می‌کنیم. این قرآن، آیه داره: مکاناً شرقیاً، چون انتفضت، فتم صل. الله بشر تمسل. از کجا شروع شد؟ خدا رحمت کنه آقای جوادی حسن‌زاده، ایشون این آیه را داشت می‌گفت که نتیجه این عزلت مریم بود، مکان شرقی، جایی که خلوت خلوتی پیدا کرد با خدایش، خلوت کرد. قدیم که مثلاً چله می‌گرفتن، جای خلوتی، یا بعضی از روستاها الان هم از اتاقک درست می‌کردن که به اندازه یه نفر که بتونن اونجا حواسشون جمع باشه، یه تفکر، یه تأمل، یه تعمق. تخت فولاد اصفهان من دیدم یه اتاقک‌های هست، یه کنج دنج، می‌گن مثلاً اینجا فلانی چله می‌گرفت. الان واقعه شیخ صفی ما اتاقک‌های زیادی داره، عرفا همشون می‌اومدن اونجا چله می‌گرفتن. علویان دنیا که میان اردبیل ما به خاطر بوقه شیخ صفی، حتی خاکشو تبرک می‌برند، اونا هم بهش می‌گن حجره‌های شاه اسماعیل کجاست، حجره‌های شاه اسماعیل کجاست. و من در کلیساها هم دیدم، کلیساهایی که در کنار رود ارس جلفا، اونجا هم من دیدم یه اتاقک‌های کوچکی درست کرده بودن برای اینکه به اصطلاح رهبانیت و عزلت رو که اونجا داشته باشن. نتیجه اینکه شما از آلودگی‌ها منقطع بشید، در خودتون غر کنید، همچنان که پیغمبر ما در غار حرا این کارو می‌کرد، اون که وحی نازل شد. بله، حضرت مریم که این کارو کرده، فاطمه صلی الله علیها تمسل پیدا شد، اگه می‌خوای به تمسل برسی که جبرئیل متمثل شد در برابرش، این نشون می‌ده که گاه‌گاهی احتیاج است که انسان یه خلوتی بکنه، یه تفکری. هی بگه شعری: لیت شعری ای کاش مسیری، این خیلی ارزش داره.

شریعتی: گفت گه‌گاه تنفسی به اوقات بده / رنگی به همین آینه مات بده / می‌دانم سرت شلوغ است اما گاهی به خودت وقت ملاقات بده. عالیست.

حجت الاسلام عاملی: بدون اینکه دوباره تکرار می‌کنم، کسی اگه وظایف واجب خودش اونا سر جاش. ما یکی از رفقا ۱۰ سال رفت گمنام زندگی کرد، وارد جمعیت شد اما گمنام. چون جایگاه بسیار بزرگی در حکومت داشت، در نظامیه بغداد داشت، ترک کرد، ۱۰ سال عزلت. بعد عزلت کتابی نوشته، به جای شعری آورده می‌گه: فکان ما کان من مالخری ولا تسل، اونی که باید می‌شد شد اما دیگه نمی‌تونم بگم چی شد، فکان ماکان ممالست. از کره هفتم که انسان را چابک می‌کنه در سیر و سلوک عبارت است از رسیدگی به فقرا و غذای حاجت مؤمن. اینم آیه داره، آیه. این خیلی تأثیر داره، این خیلی تأثیر. کار مردم رو راه انداخته، گره باز کرد، حضرت فرمود که کسی دنبال حاجت یا گرفتاری بیفته، مشکلش حل کنه، بهتر از این است که یک ماه بیاد در مسجد من اعتکاف بکنه. اینجوریست، اعتکاف اونم در مسجد پیغمبر، چقدر پول خرج کنه خودشو برسونه مدینه. آیه داره، اینم إن الله یأخذ الصدقات. امام صادق که صدقه می‌داد، دست خودشو می‌بوسید، می‌گفتن چرا دستت ببوسه می‌زنی؟ می‌گفت إن الله، این دست، دستم به دست خدا خورده است و این دست دیگه بوسیدنی شده. أموالهم صدقة تطهرهم بها. ما چه می‌خواهیم در سیر و سلوک؟ طهارت. من أموالهم صدقة تطهرهم بها، یعنی اونی که پول گرفته به فقرا رسونده باید تشکر کنه از اون، باید تشکر کنه که تو را تعطیل کرد.

این باز نشون می‌ده که این در این عالم حالات روحی انسان، در واردات انسان، این تأثیر خیلی خاصی داره. شما حساب کنید کسی از ایتام رسیدگی، رسیدگی کنه، ۴۰، ۵۰ کافره، ۴۰، ۵۰ ایتام است، می‌دونید چقدر موفقیت داره در ریزش رحمت خدا، در عنایات خدا. اصلاً بعضی از عرفاها می‌آورد خونه، خانمش می‌گفت همش خرابه اینا رو میاری؟ می‌گفته که اون میوه‌فروش با ولع این خراب‌ها را به من می‌ده که بتونی از خلاص بشه، منم می‌دونم چون مستحقه، منم هیچی نمی‌گم، خودم عمداًم خراب‌ها رو برمی‌دارم عزتش هم حفظ بشه. آفرین. این ریزه‌کاری‌هاست که انسان را جلو می‌بره و این ریزه انسانو می‌سازه. بله بله. اون وقت داریم حتی لن تنالوا البر حتی تنفقوا ما تحبون، یعنی به مقام ابرار نمی‌تونید برسید مگر اینکه انفاق بکنه از چیزی که دوستش داری، نه اگه چیز دیگه مونده کهنه است و احتیاج بهش نداری. این آیه از اون آیات بسیار مهم است که برای رسیدن به مقام ابرار خدا راه نشون می‌ده. می‌گفت بین چهار تا پسرم اصغر یه چیز دیگه بود، خیلی بهم کمک می‌کرد، نون می‌پخت، تو غذا پختن به من کمک می‌کرد، لباسام رو می‌شست، رفت و شهید شد. گفتم خب حاج خانوم چرا تو این چهار تا اصغرو دادی؟ اون که از همه بهتر بود. گفت شنیدم لن تنالوا البر. الله اکبر. اونی که بیشتر دوست داری باید بدی. الله اکبر. همینطور هست، یعنی خدا اراده نگاه می‌کنه با اراده شما صدق ثابت می‌کنه. خدا مشتری صدق است: من المؤمنین رجال صدقوا. یعنی اگه می‌خواید به مقام شهادت برسی اول صدقتو باید ثابت کنی، صدقت ثابت بکنی، انتخاب می‌کنه. با زرنگی نمی‌شه. لیستین در روز قیامت هم می‌گه تو گفتی لبیک، آیا صادق بودی؟ امام صاحب وقتی می‌خواست بگه لبیک، لام لبیک می‌لرزید، گفتن آقا چرا اینجوری می‌شه حالتون؟ گفت می‌ترسم خدا بگه لاله من بگم لبیک اللهم لبیک، خدا بگه لا لبیک ولا سعدیک. یا ارادت به امام حسین نشون دادی صادق بودیم؟ دست امام حسین زندگی کردی؟ سبک زندگیت، تربیت بچه‌هایت اونجوری بود که امام در سیره‌ش هست؟ من جا وصدقه اینا همه آیات قرآن است راجع به سد که انسان صدقشو ثابت کنه. که امام حسین هم در اشهد انک زیارت امام حسین می‌خونی اشهد انک صادق صدیق فی ما دعاک الیه. امام حسین صادق صدیق بود دیگه، صیغه مبالغه است، یعنی روی صدق معامله نکن. تمام. اینجا هشتمی رو می‌رسیم. هشتمی عبودیت و زیر پا گذاشتن. که حضرت فرمود اگر کسی حاجت مؤمن بکنه، حضرت فرمود می‌دونی یه طواف چقدر ثواب داره، یه ثواب عظیمی، گفت بعد فرمود قضای حاجت مؤمن خیر من طواف و طواف و طواف و طواف حتی ۱۰ طواف. الان ببینید این مقدمات سلوک داریم بحث می‌کنیم، چقدر جامعیت داره. در عین اینکه عزلت داره، اما اینم داره کنارش که فعالیت اجتماعی داشته باشه، بی‌خیال نباشه برای وضع فقرا، در سفره که باز می‌کنه، یکه‌خوار نباشه. بهترین سفره اونست که دست زیاد به اون سفره بره.

حضرت علی ابن موسی الرضا تا خادمین نمیومدن غذا نمی‌خورد و از اون غذایی که خودش می‌خورد اونها رو کنار سفره می‌نشون. خب این یک مقام خاصیست که پیغمبر ما هم همینطور بود، تنها نمی‌خورد. امیرالمؤمنین گفت کسی رو برو پیدا کن بیاد. حضرت ابراهیم هم همینطور تناقض نمی‌کرد، خودش بلند می‌شد می‌گشت کسی رو پیدا می‌کرد تا کنار سفره بشینه. اینها رهبران آسمانی نیستند؟ امیرالمؤمنین گریه کرد، گفتن چرا گریه می‌کنی؟ گفت ۱۰ روز است برای من مهمان نیومده. شدم یک خار عجی. حالا هشتم او عبودیت، یعنی زیر پا گذاشتن منیت. اینم آیه داره: سبحان الذی أسری بعبده. این یه قاعده است، یعنی اگر اسرا می‌خوای، نمونه اس را می‌خواهی، راهش عبودیته: سبحان الذی أسری بعبده. علما می‌گن تعلیق الحکم علی الوصف مشعر بالعلیة. هر وقت حکمی رو به یه وصفی بار کردن، اون وصف علت حکم است. من می‌گم که به سید اکرام کن، یعنی چون سیده، بگم به یتیم رسیدگی کن، چون یعنی یتیمه. الان می‌گه عصا به عبده، هیچ، یعنی چون عبده. یعنی اگر تو هم عبد بودی تو رو سیرت می‌دن. ما حالا مراتب داره دیگه. بله، یعنی همه چیز خودش رو بالاخره واگذار می‌کنه به مولای خودش، از خودش اختیار نداره. یعنی پیغمبر ما چون عبد بود به معراج رفت. الصلاة معراج المؤمن. اگه می‌خوای عروجی داشته باشی راهش این است، یعنی برنامه‌ریزی بکنی یک عبد از خودش که اختیار نداره، فقط اراده مولایش رو اجرا، هیچ وقت منیت نداره، عبد در برابر مولا منیت نداره. جاهایی که تشخص، دنبال تشخص، دنبال تعینه، این‌ها را هر چقدر که گذاشتی کنار، راه باز می‌شه، به همون اندازه عبدی. بله. نهمی عبارت است از، خیلی مهمه، اینم از قرآن استفاده می‌شه، اگر اون، اینو باید یک ماه هر روز کنیم، یکی رو عجیب چیه؟ اونم این است که اگر یه وقتی یه جایی دیدی از حقت بگذری، اصلاح امور درست می‌شه، این کارو بکن. هیچ چیز شاید مثل این تو را در سیر در سلوکت موفق نکنه. یعنی از کجا می‌گی؟

اینم آیه داره: فمن عفا وأصلح فأجره علی الله. خدا می‌گه خودم مزدت رو می‌دم، یعنی این در جذب رحمت خدا، عنایت خدا استثنایی است. یعنی یه جاهایی تو زندگیمون راه‌بندان می‌شه، راه‌بندان به خاطر همین چیزاست، دیگه بهش توجه نمی‌کنه، یه جای دیگه رو درست می‌کنی راه باز می‌شه. یعنی اگر در خانواده که رهبر شهید امام، خونواده سلول جامعه است، اگر زن و شوهر به این عمل بکنن، اصلاً امکان نداره صحبت طلاق پیش بیاد، شه می‌گذره. اون‌قدر لذت داره با خدا معامله بکنه. طرفت هر چی‌قدر علیهت هم صحبت بکنه تو حرف نمی‌زنی، برهان داری حرف نمی‌زنی، چرا می‌گی برهانو بگم این اهل برهان نیست بدتر می‌شه اوضاع، نه می‌خوام اوضاع بدتر بشه چون خدا راضی نیست فضای سالم تربیتی خانواده به هم ریزه. این اراده می‌خواد و این اراده است که در آخرت می‌شه. باز از اون مطالبی است که خدای متعال در قرآن ببینید چقدر با ظرافت مطرح کرده که اگر می‌خواهید قوی بشی در سیر و سلوک، ببین این‌هاست. پس اینجا شد نهم، عفو و اصلاح ذات. از حقش بگذره، خودش رو بشکنه.  یه آقایی چند وقت قبل من رفتم اصفهان، پیرمرد صاحب‌دلی که از پیرغلامای امام حسین بود که صداش جوهر نداشت، به زحمت راه می‌رفت، به زحمت حرف می‌زد، باید گوشم رو دم دهانش می‌گرفتم ببینم چی می‌گه. موقع اومدن گفتم که یه توصیه‌ای، یه سفارشی، تو این سال‌ها شما در خونه امام حسین بودید. آهسته در گوشم گفت با هیچ‌کس جدل و بحث نکن. یعنی مهران مه تمام می‌شه. منتها یه نکته‌ای هست اینجا، تو وقتی که به یه کسی می‌گی حق با توئه، اون بر باطلش ممکنه بیشتر پافشاری بکنه. مورد به مورد فرق می‌کنه، در قضایای شخصی اینطور نیست. در زندگی مشترک خانم به آقا بگه تخت حرف نزن، چی می‌شه؟ آقا به خانم بگه. یه من بحثی دارم، فرد عارف عامی خیلی بحث شیرینیست. یه وقتی اگر فرصت شد إن‌شاءالله. یکی از عرفای شهر ما خوب خیلی خیلی محذب بود، من قبضش رو می‌خوردم. ایشون پسرش رو در مدرسه پسر دیگه کتک زده بود. خب چی بشه؟ مردم انسان عامه چی می‌شه؟ بلند می‌شه می‌ره خونه که پسر تو پسر منو زده. آره، ایشون یه بسته شیرینی خریده بود، رفته بود منزل اون کسی که پسرش زده بود، با جعبه شیرینی، با اون زده است ها، این بچه این مظلوم شده، بله، با جعبه شیرینی رفته بود گفته بود که اینو آوردم که دو تا بچه رابطه شون مثلاً خب با هم آشتی کنن. الان ایشون از دنیا رفته ولی اون طرف اون‌قدر عاشقش بود، الانم هرجا می‌شینه ذکر می‌کنه با یه جمع شیرین، عارف اینجوریه، معارف اینجوریست.

زمان شاه با خودش وقتی با اتوبوس می‌رفت مسافرت، یه جعبه شیرینی با خودش برمی‌داشت. نوعاً صدای موسیقی رو بعضی از راننده‌ها می‌گذاشتند، اونم مثلاً راننده، خواننده زن. ایشون بلند می‌شد می‌رفت با اون جعبه شیرینی پذیرایی می‌کرد از اون بزرگوار می‌گفت که ما اینجا مهمان شما هستیم، پذیرایی شما باشه که صدا رو مثلاً خاموشش کنید. اون‌قدر خوششون میومد راننده که می‌خواست بره قهوه‌خونه حتماً با خودش باید می‌برد، با هم باید غذا بخوریم. یعنی زبان یه چیز سنگینی نیست که چرا ما مضایقه می‌کنیم، چون منمون بزرگ شده، اصلاً تو نمی‌تونیم پا بذاریم بهش، اون خیلی مهم بود. اون نهمی گفتم که بله، خیلی خیلی. دهمی استغفار، یعنی دامنتو تکون بدی بگی خدایا برگشت، دیگه این استثناییست، اثرش یعنی ساعت‌ها برای استغفار. قبلاً هم شروع کردن ناقص موند، ادامه می‌دیم. اینم قوی‌ترین عامل است در تقویت سیر سلوک. این آیه هم داره، خدا اول دستور استغفار می‌ده بعد می‌گه قوت الی قوتکم، قوت مطلقه، دیگه من قوت شما رو زیاد می‌کنم. ببین چقدر ظریف نشون داده به ما، اشاره کرده که در سیر در سلوک اگه می‌خوای چابک کشید، قوی بشی، استغفار کن. پیغمبر ما ۷۰ بار هر روز استغفار می‌کرد. و اگر برکت هم می‌خوای استغفار است، استغفار یعنی دافع بلاست. دو چیز همه در استقبال عظمتش همین بس که خدا استغفار را در ردیف پیغمبر ذکر کرده: وما کان الله لیعذبهم وأنت فیهم وما کان الله معذبهم وهم یستغفرون. در پیغمبر فعل آورده چون پیغمبر همیشه نیست، در استغفار جمله اسمیه آورده استمرار داره. بله، حضرت نوح هم همینه: فقلت استغفروا ربکم إنه کان غفاراً یرسل السماء علیکم مدراراً ویمددکم بأموال وبنین ویجعل لکم جنات ویجعل لکم أنهاراً. ما لکم لا ترجون لله وقاراً. چرا احترام خدا را ندارید؟ می‌گه یرسل السماء علیکم مدراراً. اگه استغفار کنید کل آسمان را برای شما بارون می‌کنه. این آسمان قلبت، اگه می‌خوای تمام باران رحمت بشه راهش استغفاره. اینم یه رمزی از رموز سید هست در قرآن.

شریعتی: خیلی ممنونم، ۱۱ تا دیگه مونده. خیلی خوب، تازه این اول راهه و خوش به حال همه اون‌هایی که آستینا رو بالا زدن، کفش‌هاشون رو و بندش رو محکم کردن برای رسیدن به خدای متعال، إن‌شاءالله حرکت می‌کنیم می‌رسیم. و یه نکته‌ای رو در جلسات گذشته حاج آقای عاملی اشاره کردند که هر قدمی که برمی‌داری خداوند دست تو رو خواهد گرفت، اگر یک قدم برداری خدا ۱۰ قدم به سمت تو میاد و اگر ۱۰ قدم برداری خدا ده‌ها قدم به سمت تو خواهد آمد که والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. إن‌شاءالله که راهتون روشن و منور باشه به نور قرآن و مکتب متعالی اهل بیت. ماه محرم آغاز شد، إن‌شاءالله پربرکت باشه. این سال تحصیلی جدید را هم به همه دانش‌آموزان عزیز که سال‌هاست در کنار ما هستند، حالا دیگه خیلی هاشون دانشجو شدن ماشاالله.اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

الهی حال دلتون خوب باشه.20000303 شماره پیامک ماست، می‌تونید پیام‌هاتون رو برای ما ارسال بکنید. پیام‌های پر مهر شما خستگی را از تنمون بیرون می‌کنه و این لطف و محبت شما به ما می‌رسه. امیدوارم که حال دلتون همیشه خوب باشه، زندگی‌هاتون سرشار از خیر و برکت و صحت و سلامت و عافیت باشه. خب نکته پایانی غالباً و حسن ختام برنامه ما اشاره قرآنی است که حاج آقای عاملی خواهند فرمود و إن‌شاءالله نورانی سوره حج رو با هم مرور می‌کنیم و نکته‌اش رو خواهیم شنید. بفرمایید. بسم الله الرحمن الرحیم. سوره حج، آیه ۱۹، ۲۰، ۲۱، ۲۲. خدای متعال اینجا یک نزاع تاریخی که از اول دنیا در دنیا درست شده اونو مطرح می‌کنه. یک عده ابناء بشر در دنیا این عظمت کائنات که دیدند، آیات الهی که دیدن، منتقل شدند به اینکه هر کسی تشکیلات درست کرده، کل قدرتش، کل علمش، کل تدبیرش، کل جمالش، و نمی‌شه که این همه تدبیر داشته باشه ما رو بدون مقصد خلق بکنه، پس عالم یه هدفی داره، یه مقصدی داره، خدای متعال ما را به یک مقصد بزرگی خلق کرده، برای خودش بازیچه درست نکرده. یکی دیگه این اعتقادو پیدا تو دنیا خودش خودش اداره می‌کنه و خودش خودشه خلق کرده، گاهی می‌گن فرایند طبیعی، گاهی می‌گن بیگ بنگ، چه چیزایی. اینا از اول با هم نزاع دارند، این اون رو بالاخره تخطئه می‌کنه، می‌گه فکرت درست نیست، اونم اینه تخته می‌کنه.

خدا به این نظام وارد شده بگه هذان خصمان اختصموا، دو تا خصم اختصامون کردن درباره خدای خودشون که آیا خدایی هست یا نیست، در این باب نزاع کردن. خب طبیعیست که خدا وقتی به این نظام وارد بشه، ما اگه باشیم چیکار می‌کنیم؟ در این جایگاه برهان میاریم، استدلال میاریم برای اثبات توحید، برای اثبات وحدانیت، برای اثبات مبدأ. ولی عجیب است، این آیه بسیار عجیب، این کارو خدای متعال مستقیم می‌ره روی عقوبتی که برای ملحدین تهیه کرده است. خود قرآن از اول تا آخرش برهانه علم میاره، علم یرو تمام. خدای متعال تمام اون غوغایی که درست کرده از جهت علم و جمال و تدبیر، از اینا صحبت می‌کنه، از عظمت خلقت صحبت می‌کنه: إن فی خلق السماوات والأرض واختلاف اللیل والنهار... لآیات لقوم یعقلون. أأنتم أشد خلقاً أم السماء بناها، رفع سمکها فسواها، وأغطش لیلها وأخرج ضحاها. مفصل صحبت کردیم، اینجا اصلاً صحبت نمی‌کنیم. اینجا مستقیم می‌ره می‌گه فالذین کفروا، اونایی که کافر شدن، گفتن این دنیا صاحب نداره، همینطور خودشو اداره می‌کنه، قطعت لهم ثیاب من نار، برایسی از آتش تهیه شده، یصب من فوق رؤوسهم الحمیم، آب داغ از کله‌شون ریخته می‌شه، یصهر به ما فی بطونهم والجلود، هرچه هم آب احشا هست و پوست دست و اینا همه می‌سوزه، ولهم مقامع من حدید، و گیرهای از حدید آتش جهنم برای آماده شده. کلما أرادوا أن یخرجوا منها من غم أعیدوا فیها، هر وقت هم بخوان از این غم و غصه خارج بشن، دوباره برگردانده می‌شن و ذوقوا عذاب الحریق، گفته می‌شه عذاب حریق بچشید. علت اینکه این وارد شده، خدای متعال اینجوری می‌خواد برسد که این طرفی که این آفتاب داره انکار می‌کنه، کالشمس فی کبد السماء، اینو می‌خواد انکار بکنه، این اهل برهان نیست. بدترین سقوط جامعه وقتیست که هیچ اعتباری به تدبر، به عقل، به فکر، به استدلال باز نمی‌کنه. اگه استدلال خوشم میاد، دلم می‌خواد، یعنی اسیر هوا و هوسشه، این بدترین سقوط است.

انبیای گذشته، وقتی که حرفای خوب می‌زدند، می‌گفتند که اخرجوه من قریتکم إنه... مناسب بیرون کنید. اینا دنبال پاکی‌ان، یا طرف تبانی می‌کردن، صالح رو ترور بکنند، یا بعضی‌ها رو می‌اومدن رج می‌کرد. حضرت موسی گفتنی به خدای خودم، خدای شما پناه می‌برم که من سنگسار بکنید. یعنی برهان هیچی، هیچی. اگر خدای نکرده نظام تربیتی جوری پیش بره که طرف در برابر فکر، عقل، برهان، استدلال خاضع نشه، سقوط حتمیست. این جامعه قفل تمدن، بله، متأسفانه متأسفانه اندیشه لیبرالیسم. می‌گید لیبرالیسم، لیبرالیسم یعنی رهایی، حتی از قید فکر. پناه بر خدا. آقا خیلی ممنون و متشکرم از حضرت حاج آقای عاملی، سپاسگزارم. باید خداحافظی بکنیم. حالا که مهیاست دلتون، حالا که دلتون به لطافت آسمونه و به وسعت دریا، حاج آقا دعا بکنند و إن‌شاءالله آمین بگیم و خداحافظی بکنیم. یه دعایی است برای دفع ادا، برای اینکه شر دشمن بشه میشه خیلی دعا کرد. مثل اینکه می‌گه اللهم خذ أعداء و أعداک أخذ عزیز مقتدر، یا عزیز یا مقتدر. خیلی ساده، ای خدا، دشمنان ما با دشمنان خودتون رو محکم اخذ، عزیز مقتدر، عزیز مقتدر، چطورجوری بگیر، یا عزیز یا مقتدر. برگرفته از آیه از نام عزیز مقتدره.

اما یه دعای خوبی من آوردم درباره اعداء: اللهم باعد بینی و بین أعدائی به نور قدسک و جلال مجدک. خدایا بین من و بین دشمنان فاصله بنداز، همچنان که می‌خوام بین خود دشمنم تفرق و فاصله بندازیم. کاری کن که چشمشون اصلا منو نبینه، چشمشونو بدزده، ببندی به مجد که به نور قدسک و جلال مجدک، به نور قدسک و جلال. اون وقت دنبال حرف شیرینی زده گفته إنک اللهتی جلال مکرمت لمن ناجا، که رحمتک تو خیلی نعمت‌ها و هدایای بزرگی داری، یعنی به اون هدایای بزرگ شر این دشمنان رو از ما دفع کن. الهی آمین، إن‌شاءالله. خیلی ممنون، متشک. این دعاها رو دوستان در کانال ما قرار می‌دن. حالا بعضیا هی خودکار می‌گیرم بشینم بنویسن، کارو براتون راحت کردن. عزیزانمون به کانال ما می‌تونید مراجعه بکنید و إن‌شاءالله این دعاها و آیات احادیث و روایاتی که در برنامه خونده می‌شه اونجا بارگذاری شده برای شما. خیلی ممنونم از توجهتون، إن‌شاءالله که بهترین برکات نصیبتون بشه. باید خداحافظی بکنیم. آخر هفته خوبی رو برای همه شما آرزو می‌کنم. شنبه إن‌شاءالله جناب حاج آقای خلج و برادر عزیزم جناب آقای ملایی خدمتتون خواهند رسید و به شما سلام خواهند کرد. در پناه خداوند بزرگ و مهربان باشید و آخر دعوانا أن الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. متشکرم از شما.

ارسال دیدگاه


ارسال

جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید

دیدگاه ها