آقایان و بانوان، شنوندگان و بینندگان جان، شمایی که شبکه سه سیما رو میبینید، ممکنه پخش دوباره برنامه را از شبکه افق یا ولایت تماشا کنید، شما شنوندگان محترم رادیو معارف، خیلی خوش اومدید به یه هفته تازه در آغازین روزهای مهر ماه سال جدید تحصیلی و خوب مسیرمون رو با شما انشاءالله آغاز میکنیم و امیدواریم خدا بهترینها رو نصیب ما بکنه. تا همین چند دقیقه پیش هم مهمون همکارانم در گروه ورزش مسابقات سرگرمی بودید، برای همه ورزشکارای عزیزمون در مسابقات آسیایی یا بازیهای بهتره بگم آسیایی ژاپن آرزوی موفقیت میکنیم، پرچم جمهوری اسلامی ایران رو بالا ببرند، هر روز و هر روز بالاتر. جونم براتون بگه که تو هفته دفاع مقدس هستیم، یه سلام و درود ویژه محضر همه شهدای گرانقدر، ادای احترام و ادب محضر شما خانوادههای شهدا، جانبازان، آزادگان، ایثارگران و هر کسی که برای سربلندی ایران عزیز توی این سالهای طلایی ۸ سال دفاع مقدس جان خودش کف دست گرفت و همچنان هم سیر عاشقی ادامه داره. عرض میکنم باز هم که مرحوم قیصر امین پور یه شعری داره خیلی عجیب، این شعر به امسال آغاز سال تحصیلی جدید دوباره مرتبط و متصل میشه. او قیصر امین پور این شعر رو برای دانشآموزانی که توی سالهای دفاع مقدس شهید شدند سرود، اما شعرش الانم تازه است برای دانشآموزایی که تو دفاع مقدس این یک سال اخیر هم به شهادت رسیدن، چند صد دانشآموز. بخونم براتون شعر رو، جالب میتونه باشه و دوست دارم به اسمایی که استخدام کرده مرحوم قیصر برای دانشآموزا دقت کنید: باز هم اول مهر آمده بود و معلم آرام اسمها را میخواند. خیلیا امروز حضور و غیاب کردن، معلما دیگه اسما رو خوندن، بچهها دست گرفتن بالا با شوق حاضر. باز هم مهر آمده بود و معلم آرام اسمها را میخواند. اصغر پورحسین پاسخ آمد حاضر، قاسم هاشمیان پاسخ آمد حاضر، اکبر لیلازاد پاسخش را کسی از جمع نداد. باز هم بار دیگر هم خواند: اکبر لیلازاد، پاسخش را کسی از جمع نداد. همه ساکت بودیم، جای او اینجا بود، اینک اما تنها یک سبد لاله سرخ در کنار ما بود. لحظهای بعد معلم سبد گل را دید، شانههایش لرزید، همه ساکت بودیم، ناگهان در دل خود زمزمهای حس کردیم، گل فریاد شکفت، همه فریاد زدیم: حاضر، ما همه اکبر لیلا آزادی. آره، تقدیم کنیم ثواب برنامه سمت خدای امروز، دیدن و شنیدنا و گفتنا رو به همه شهدای عزیزمون، مخصوصاً شهدای دانشآموز، عَلَیالْخُصُوص اونایی که اسمشون خیلی آسمانی شد و بلند شد مثل روحشون، ۱۶۸ دانشآموز دختر و پسر شهیده مدرسه میلاد. خیلی خوشحالم از اینکه توی کشوری هم که همین دانشآموزایی که الان سر کلاس حضور دارند میشن سربازهای آینده این مملکت. راستی گفتیم سرباز، تبریک ویژه هم باید بگیم، ما هممون سرباز وطنیم: یه طلبه روحانی، یه دانشجو و استاد دانشگاه، یه کارمند، یه مکانیک، یه نونوا، یه کشاورز، یه مجری، یه تهیهکننده، یه کارشناس، همه تا رئیسجمهور، تا همه آدمهای این مملکت سرباز این وطنیم. ولی بذارید امروز سرباز به کار ببریم برای کسایی که امروز تو تقویم جمهوری اسلامی ایران سرباز مختص اونا به کار رفته، کسایی که لباس مقدس سربازی به تن دارند، تو نیروهای نظامی و انتظامی خدمت میکنند. سربازا روزتونم مبارک باشه. ببخشید خیلی مقدمه طولانی شد. سلام عَلَیْکُمْ حاج آقای خلج عزیز، ممنونم که حوصله کردید و عرایض من رو شما هم شنیدید.
حجت الاسلام خلج: عَلَیْکُمُ السَّلَامُ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکَاتُهُ بنده هم خدمت شما و همه بینندگان عزیز عرض ادب و سلام دارم و عَلَیْکُمُ السَّلَامُ. این هفته دفاع مقدس و من تسلیت عرض میکنم، من و تبریک عرض کردم، شهدا که رفتن و جای تبریک هم داره که از کشور مقدس عزیزمون ایران کسانی میتونن به درجاتی برسند که خدا توفیق شهادت رو به اونها داده. در روایت داریم شخصی پیغمبر دیدن، شخصی داره دعا میکنه، عرضه داشت که خدایا من از تو میخوام خَیْرَ مَا تُوسِّلَ، بهترین چیزی که تا حالا از تو سوال پرسیده شده و بهترین چیزی که تو تا حالا اعطا کردی. حضرت فرمودند که اگر دعای این شخص مستجاب بشه خدا توفیق شهادت رو بهش خواهد داد. انشاءالله خدای متعال کاری بکنه که مرگ هممون انشاءالله مرگ شهادت باشه.
ملایی: خیلی متشکرم از حضورتون حاج آقای خلج، خوشحالیم دوباره هفته سمت خدا با شما شروع میشه و از مسیر کلام شما در محضر امیرالمؤمنین هستیم. بِسْمِ اللهِ.
حجت الاسلام خلج: بله بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ. در این جلسه به عبارت دیگری از فرازهای شریف خطبه متقین خواهیم رسید که حضرت میفرمایند: وَقَفُوا أَسْمَاعَهُمْ عَلَى الْعِلْمِ النَّافِعِ لَهُمْ که درباره گوشهای اهل تقواست که أَسْمَاعَهُمْ وقف کردن گوشهای خودشان را و قوه شنوایی خودشون رو بر علمی که برای اونا نافع است. قبل از اینکه خب این عبارت رو شرح بدیم و به بستش بپردازیم، خب باز ما یه چند تا نکته درباره لغات این عبارت عرض بکنیم. اول ماده وقف است، وقف در مقابل جلوس یعنی وقتی جلوس نشستن، وقف یعنی ایستادن، که در قرآن هم میخونیم وَقَفَ، بعد یا به معنای حبس که میفرماید وَقَفَ الْأَرْضَ عَلَى الْمَسَاکِینِ، میگه این زمینو مثلاً وقف بر مساکین کرد، یعنی حبس بر مساکین کرد، یعنی تمام فوایدش برسه مثلاً به مساکین. لذا میشه ماده همین پلاک ما، باب وقف هم داریم که حالا خیلی خوبم است، آدم انسان بتونه یکی از کارهایی که انجام میده وقف بکنه و خدا انشاءالله حفظ بکنه. حضرت آیتاللهالعظمی جوادی آملی، ایشون مثلاً خانه و خیلی مثلاً امور امورات زندگیشونو وقف کردن، خیلی عجیب. این سنتیه که حالا خیلی جاها خلاصه برچیده شده، یکی از امور دینی ماست، وقف. انسان وقف داشته باشه، برخی چیزا رو که ثواب به خودش برسه، خیرات مبرات بیاد. خب پس به معنای ایستادن یا به معنای حبس شدن هست، این یعنی چی. حالا یه معنا دیگه هم عرض بکنم. علم که خب مشخصه، یعنی به معنی آگاهی در مقابل جهل، و نافع هم یعنی اون چیزی که به انسان سود میرسانه، نتیجه داره، بیبر نیست، بیمیوه نیست، به این میگن نافع.
حالا ترجمه کنیم عبارت رو: حضرت میفرماید وَقَفُوا أَسْمَاعَهُمْ عَلَى الْعِلْمِ النَّافِعِ لَهُمْ، متقین اینطوری هستند که گوشهای خودشون رو برای شنیدن مطالب نافع و نتیجهدار وقف میکنند یا منحصر میکنند، گوشهای خودشونو فقط اون مطالبی که براشون نفع داره رو بشنوند، با بقیه امور کاری ندارند. یا مثلاً ما خودمونم مثلاً میگیم فلانی خودش رو وقف این کار کرده، یعنی گوشهاشون وقف شنیدن علم نافعه.این ترجمه تحتاللفظی عبارت.
اما قبل از اینکه بخواهیم خب اینها رو ما مطلب رو خوب متوجه بشیم که چطور گوشهاشون رو اینا متوجه مطالب علم نافع میکنند و چه فوائدی داره، چه مضراتی داره، باید نکاتی رو من درباره علم عرض بکنم. در این جلسه میخوام خیلی بیشتر درباره علم صحبت کنم، چون یکی از حالا در آینده انشاءالله عمری باقی باشه، یکی از ویژگیهای اهل تقوا عالِماً، حالا ما اینجا مطلب رو عرض میکنیم که اونجا رسیدیم دیگه، خلاصه دیگه اونجا معطل زیاد نشه. لذا اینجا علم نافع هست، اونجا مطلق علم هست، لذا بیشتر من بحثم رو روی علم میبرم. برای فهم مطلب باید چند تا نکاتی درباره خود علم عرض بکنم. نکته اول این هستش که همونطور که بدن احتیاج به غذا داره، غذا میخواد، روح انسان هم غذا میخواد. اگر خدای نکرده مثلاً کودکی باشه تغذیه سالمی نداشته باشه، ویتامین، پروتئین، کربوهیدرات و امثالذالک، خب بدن آسیب میبینه، رشد آنچنانی نمیکنه، یا مثلاً میگن آقا این بنده خدا مثلاً غذا بهش رسیده ولی موادی که بهش رسیده خلاصه اینو نتونسته خلاصه بپرورانه. روح انسان هم غذا میخواد، بله. و همونطور که کودکی اگر سوءتغذیه داشته باشه یا بدتغذیه باشه، هم جفتش، هم تغذیه، هم تغذیه بد ناسالم، بدن آسیب میبینه، روح انسان هم همینطوری هست. اگر خدای نکرده تغذیه ناسالم داشته باشه یا تغذیه بدی داشته باشه، روح انسان آسیب میبینه. علم غذای روح انسانه، یعنی این قوه ملکوتی ما، این جنبه معنوی ما احتیاج به غذا داره و اون غذا هم علم هست.
جناب مولوی هم در مثنوی داره: آدمی فربه شود از راه گوش، فربه یعنی آدم اینجا به معنی پر شدن، پر شدن، بله، به معنای چاقی، اون کسی که بدنش روح آمده باشه، گوشت داشته باشه، استخوان شاداب باشه، آب زیر پوستش باشه، به این میگن فربه. میفرماید: آدمی فربه شود از راه گوش، جانور فربه شود از حلق و نوشمنظور از جانور هم حیوان نیست، یعنی میخواد بگه این جنبه طبیعی از راه خوب نوشیدن و خوردن و آشامیدن فربه میشه و رشد میکنه، روح انسانم از راه گوش، یعنی خیلی مهمه.
لذا ما در قرآن مجید داریم که فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسَانُ إِلَى طَعَامِهِ که انسان باید به غذای ظاهرش نگاه کنه، چی میخوره، تغذیه نباشه، سوءتغذیه نداشته باشه. حضرت فرمودند که امام باقر سلام، منظور علمه، ببین علم از کی میگیریم. پس این یک نکته: غذای مادی داریم، غذای معنوی، علم غذای معنوی است برای رشد روح. دومین نکته که باید عرض بکنم، یه عبارت خیلی معروف هست که قطعاً عزیزان هم خیلی شنیدن، میگن انْظُرْ إِلَى مَا قَالَ وَلَا تَنْظُرْ إِلَى مَنْ قَالَ، یعنی نگاه کن چی میگه، نگاه نکن کی میگه، کی میگهش مهم نیست، چی میگه مهمه، حرف حساب زدن بگیرید. و مثلاً عبارتم اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَلَوْ بِالصِّینِ، چینم شده، برید بگیرید. ما میخوایم عرض بکنیم اینطوری نیست، این حرف غلطه. هم انْظُرْ إِلَى مَا قَالَ هم انْظُرْ إِلَى مَنْ قَالَ، هم ببین کی میگه، هم ببین چی میگه، اینا جفتش اثر داره. اگه غذای روحه، هم باید چی میگه، هم کی میگه، این مهمه.
چرا دارم عرض میکنم؟ در همین ذیل آیه شریفه فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسَانُ إِلَى طَعَامِهِ، آیه ۲۴، مرحوم ملا فیض کاشانی در کتاب صافی، تفسیر صافی، اونجا دارن روایتی از امام باقر نقل میکنن که فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسَانُ إِلَى طَعَامِهِ، حضرت فرمودند: الْعِلْمَ الَّذِی یَأْخُذُهُ مِمَّنْ یَأْخُذُهُ، علمی رو که مییابد ببین از کی میگیرد، اون کیشم مهمه. امام کاظم عَلَیْهِ السَّلَامُ فرمودند که پای صحبت هرکسی بشینی مثل او میشی، اگر از خدا بگه تو بنده خدا میشی، اگر از شیطان بگه تو هست. پس انسان غذای روحش علمه، این یک.
دوم این مهمه: از کی میگیریم و چه چیزی را میگیریم. ما خیلی ساده انْظُرْ إِلَى مَنْ قَالَ و انْظُرْ إِلَى مَا قَالَ. خب این نکته اینجا عرض بکنم، الان میبینیم ما این رسانههای بیگانه شاید نزدیک ۲۵۰ تا باشه، اینها به زبان فارسی خب برای کشور ما، مردم ایران ما دارن برنامه تهیه میکنن. رسانه پول میخواد، باید پول خرج بکنه، برنامه، اینا ورودی ندارن، که یعنی خرج میکنن برای ما، چرا؟ ما رو خیلی دوست میدارن؟ مثلاً آمریکا، انگلیس؟ خب چرا به زبان آلمانی کانال ندارن، شبکه ندارن؟ خیلی مهمه. اینا باید بدونیم ما ورودی هرچی باشه خروجی هم مثل اون خواهد شد. الان حالا علم تا میگیم منظور کتاب گوشت که داره میشنوه، هم انْظُرْ إِلَى مَا قَالَ هم انْظُرْ إِلَى مَنْ قَالَ. لذا خیلیا بودن پایین شبکهها میشینن، حرفای اینا رو گوش میدن، بعد ضد نظام میشه، ضد اسلام میشه، ضد دیانت میشه، بعد نگاه میکنی پدرش خوب، مادرش خوب، متدین، خودشم اصلاً خوب، ولی اثر میزاره، چون غذای روحه. ورودی باید انسان حواسش باشه، حکیم میگیرد و چه چیزی را میگیرد. که رهبری معظم فکر میکنم در پیام اولشون یا دومشون فرمودند که چشم و گوش پنجره قلبن. لذا به این اصلاً سمت این شبکههای مثلاً خارجی معاند نریم، یا حداقل اگه مجبوریم با سوءظن تمام سمت اینا بریم. واقعاً فکر میکنم اگر کسی دو سه دقیقه فکر کنه، پنج دقیقه، بگه چرا اینا دارن برای ما برنامه میسازند، ۲۵۰ تا یعنی شبکه بر ضد ایران، خب برای کشورهای دیگه بسازن. قسم حضرت عباس خوردن، خوبی ما رو میخوان؟ قطعاً نه. پس این نکته دوم: ببینیم چی میگن و کی هستند، کی هستند که میان، این پس خیلی مهمه.
نکته سوم که باید عرض بکنم: طلب علم هم واجبه برای همه. یکی بگه آقا من نمیخوام، نه، روایت خیلی معروفه دیگه: طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِیضَةٌ عَلَى کُلِّ مُسْلِمٍ و اون روایتی که پیغمبر فرمودند همه مردم میدانیم، اما کدوم علمه؟ حضرت فرمود عِلْمُ التَّقْوَى وَ الْیَقِینِ، همین خطبه متقین که ما داریم بحث میکنیم، باید بریم دنبال علم تقوا، بدونیم متقین چطوری هستن، گوششون، چشمشون، نشستنشون، برخاستنشون، شبشون، روزشون، تعاملات فرهنگیشون، ببینید تعاملات سیاسیشون، اجتماعیشون. طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِیضَةٌ عَلَى کُلِّ مُسْلِمٍ و مسلم این منظور علم تقوا و یقینه، چون بهترین زاد و توشه هم تقواست دیگه، نه، خیر، ذَاتُ التَّقْوَى. اینم نکته بعدی در بحث علم. ما بحث دیگه نداریم بگیم بسه دیگه کفایت میکنه، نداره دیگه. اشرف مخلوقات پیغمبره، در سوره طاها آیه ۱۱۴ میفرماید رَبِّ زِدْنِی عِلْمًا، خدایا علم منو زیاد کن. اینجا باید طلب بکنیم، این دستوره فقط برای پیغمبر، یعنی انسان باید بگه هرچی گره بگه بیشتر، هرچی گره بگه بیشتر، رب به ضد نیست، عِلْمًا، خدایا علم من رو بیشتر کن، چون غذای روح منه، بعد من ابدیت در پیش دارم، یعنی هستم که هستم که هستم که هستم. خب هرچقدر این بیشتر باشه بهتر دیگه. در روایت هم داریم که دو نفر هیچ وقت سیر نمیشن، دو تا حریص هستن که هیچ وقت اینا سیرمونی ندارند. حالا به قول خیلی راحت بخوایم عرض بکنیم.
امیرمؤمنان از پیغمبر میفرماید مَنْهُومَانِ لَا یَشْبَعَانِ، دو نفر هستند که هیچ وقت سیر نمیشن: طَالِبُ الدُّنْیَا وَ طَالِبُ الْعِلْمِ. پس بخواهیم که هی بیشتر بشه، بیشتر بشه، آگاهیم بیشتر شه. نکته چهارم که میخوام عرض بکنم خیلی اهمیت داره، خواهش میکنم که بینندگان عزیز هم این نکته رو خیلی توجه بکنند: علم و عمل انسانسازند. اگر قراره انسانی ساخته بشه، انسانی الهی بشه، علم و عمل انسان را میسازد. علم همونطور که گفتیم غذای روحه، روح انسان رو تأمین میکنه. عمل همونطور که در جلسات گذشته دو مرتبه عرض کردم، عمل باعث ملکه میشه، ملکه باعث صور میشه. انسان بدن میخواد، در این عالم مادی یه بدنی داره، اینطوری عالم برزخ بهش میگن بدن مثالی. آدم مثلاً خواب میبینه، میگه پدرم رو دیدم لباس پوشیده بود، مثلاً. اینطوری علم و عمل انسانسازن. علم مربوط به روح ماست و عمل جنبه اون بدن، روح قالب روح رو داره، صورت، بله صورتشو. این شعر هم خیلی معروفه. لذا باید حواسمون باشه چه علمی. حاج آقا الان داریم نکاتی درباره علم میگه، برسی تا اینا رو نگم اون عبارت فهم نمیشه درست. خب که ببینیم چرا اینا گوشاشون رو متوقف، وقف، منحصر در علم نافع میکنن، دنبال چیز دیگه نمیرن. یه علتی باید داشته باشه که عرض میکنم: علم و عمل انسان سازند. میخوام یه گلگی هم بکنم. این شعری که میخوام بخونم ولی یک بیتش رو متأسفانه میخونن: ای برادر تو همان اندیشهای، مابقی خود استخوان و ریشه. ریشه میخواد بگه حقیقت تو علمه، دنبال علم باش، دنبال آگاهی باش. این مطلب درسته، واقعاً هم همینه، ولی بیت دومش مهمه، چی بخونیم؟ حالا حقیقت من علمه، میگه: گر گل است اندیشه تو، گلشنی، ور بود خاری، تو هیزم گلخنی. خب حقیقت انسان علمه، اما چه علمی؟ میگه اگه اندیشه تو گل باشه تو گلشنی، تو میشی گلزار، ور بود خاری تو هیزم گلخنی، هیزم. به این هیزمایی که تو این حمامهای قدیم میریختن، به قول معروف، بله بله، گلخن، گلخنم همون آتشکده. خب اگر شما مطالب بعضیا، من دیدم مثلاً کتابهایی میخونن، این کتاب ضرر داره برات، میگه نه حاج آقا، علم تو ماشینم، من صوت گوش میدم. میگم آقا این رمانی که داره گوش، چه فایده داره غیر از اینکه جز شهوت تو بربیانگیزه، اشتیاقت رو به دنیا بیشتر کنه؟ یه چیز خیالیه، یه چیزی گوش بدی، چون اونی که گوش میدی میشه حقیقت خودت. گر بود اندیشه تو گل تو گلشنی، در خواری تو هیزم گلخنی. پس نگاه کنید علم و عمل انسانسازن، پس آدم هر چیزی نباید بره یاد بگیره. دفتر دوم، بله، بزرگداشت مرد بزرگ.
نکته پنجم درباره علم اینه که خب ما علوم مختلف داریم: ریاضی، فیزیک، مثلاً شیمی، علم فقه، علم اصول، علم مثلاً فلسفه. خب اینا ارزش علم به چیه؟ ارزش هر علمی به اندازه معلوم شه، علم چقدر میارزه، به این معلوم چیه. علوم طبیعی مثل ریاضی، فیزیک، مثلاً هندسه، جبر، موسیقی که اینا زیرمجموعه علم ریاضی هستند دیگه، علم هیئت، منظورم سینهزنی نیست، این هیئتی که این کرات و اینا خب ستارگان با هم قرار، علم هیئت، آسمانها و بله، احسنت. خب ارزش هر علمی به اندازه معلومشه. اینا علوم طبیعیان، علوم مادیان، ارزشم، ارزشم مادهای که داریم زندگی میکنیم. علم توحید درباره خدای متعال. اگر کسی دنبال علم توحید بره، ارزش اون علم به اندازه معلوم میشه، معلوم کیه؟ خدا. لذا بالاترین علم علم توحیده. لذا پیغمبر که عرض کردیم رَبِّ زِدْنِی عِلْمًا، میگه خدایا به من علم بیشتر بده. در سوره محمد صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ آیه ۱۹ میفرماید فَاعْلَمْ، مگه نمیگه علمت رو زیاد کنم؟ فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا اللهُ.
ببینید رَبِّ زِدْنِی عِلْمًا یعنی خدای من موحد بکن، علم توحید رو به من بده بیشتر. پس ارزش هر علمی هم به اندازه معلوم هست. بریم نکته ششم درباره علم. علم یه تقسیمی داره به علم نافع و علم غیرنافع که أَسْمَاعَهُمْ عَلَى الْعِلْمِ، من اول میرم سراغ علم نافع. علم نافع آقای ملایی عزیزم یک دایره گستردهای داره. حالا من الان عرض کردم بالاترین علم به علم توحید، خداشناسیه. به درد نمیخوره طرف ریاضی فیزیک، اینا چرا؟ من خواستم بگم ارزش هر علم به اندازه معلوم بشه، اونا هم ارزش دارن، ولی باارزشترین علم علم توحیده. علم نافع چیه؟ دایره گستردهای داره، علمی که هم به درد خود فرد بخوره، هم به درد جامعه انسانی بخوره، عَلَیالْخُصُوص جامعه اسلامی. بله، هر علمی میخواد باشه، میخواد علم توحید باشه، علم معاد باشه، علم اخلاق باشه، ها، تدبیر خانه باشه، تدبیر جامعه باشه، بهش میگن سیاست. الان سیاست یعنی پدرسوختهبازی، ولی لفظ سیاست یعنی اداره کردن. ها، ما حکمت عملی رو سیاست مدون، یعنی باید حکیم بتونه اداره بکنه جامعه، سیاست منزل. انسان میخواد یه خونه رو اداره بکنه، پدری، مادری باید سیاست داشته باشه بتونه اداره بکنه، یا سیاست نفس که بهش میگن اخلاق، که اهل بیت عباد. الان به معنای پدرسوختگی و دلقکبازی و کارهای کشتار جمعی و امثالذالک استفاده میشه و اینا. سیاست یعنی باید اداره کردن. هر چیزی که به درد خود فرد، به درد جامعه اسلامی و انسانیت میخوره، بهش میگن علم نافع. پزشکی خیلی خوبه، کشاورزی، علم کشاورزی خیلی خوبه، چون علم نافع. الان خب شاید برخی عزیزان خاطرشون باشه، خیلیا نه، ما یه زمانی تو همین کشور اسلامی ایران خودمون پزشک نداشتیم، غالباً پزشکا هندی بودن، تازه پزشک هم نبودن، فوقلیسانس و لیسانس بودن، اینجا پزشکی میکردن. خب الان نگاه کنید علم نافعه دیگه، دختر و پسر این مملکت عزیز درس خوندن، تلاش کرده، خلاصه به قول ما میگن دود چراغ کشیده، بیخوابی کشیده، الان تو کشور خودمون از خیلی کشورهای دنیا میان اینجا برای امور پزشکیشون، برای کبد میان، برای کلیه میان، برای قلب میان. خب خیلی پیشرفت. یا الان مثلاً علم نافع نگاه کنید، خب علم فیزیک، مثلاً علوم هستهای، خب الان این موشکهایی که ساخته میشه، ببین عزیزانی که خدا رحمت کنه، تهران مقدمها رو، آقای حاجیزادهها رو و هر کسایی که ما نمیشناسیم، قدمی برداشتن، این علم نافعه به درد جامعه اسلامی میخوره. خب اگر اینا نبود حالا میتونستیم از کشور دفاع بکنیم؟ ببینید علم. پس علم نافع به درد فرد و جامعه بشری بخوره، این بهش میگن علم نافع.
اما در مقابلش، یا بخوام سادهتر بگم، علمی که به درد دنیا و آخرت انسان بخوره. تا ما میگیم علم نافع، دنبال مثلاً میگن حاج آقا مثلاً درس اخلاق بشنویم، مثلاً احکام گوش بدیم، نه، اونا هم خوبه، کشاورزی خوبه، فیزیک خوبه، ریاضی خوبه، صنعت خوبه، کشوری که دستش تو جیب خودش باشه، ها، دانشمند خودش تربیت بکنه، خودش تولید داشته باشه. علم نافع یعنی نفعش به دنیا و آخرت خودم و دیگران بله برسد. خلاصه بکنیم، میگیم دنیا و آخرت را نتیجه بدهد، سود داشت، علم نافع. در مقابلش علم غیرنافع. اینم باز خیلی دقت، یعنی چی؟ یعنی علومی که ندونستن اونها به ما ضرری نمیزنه، یا اگر اونها را بدانیم به ما سودی، نفعی نمیرساند. به اینم میگن علم غیرنافع. ندونم به من ضرر نمیزنه، بدونم هم به من چیزی اضافه نمیشه، چیزی اضافه نمیکنه. این شد دو قسم. علم غیرنافع شد دو تا: ندونم ضرر نمیزنه، بدانم سودی نمیرسونه. یه شق سوم هم داره که من بیشتر با این کار دارم، این خیلی مهمه: علم غیرنافع اینه که اگر خدای نکرده أَعُوذُ بِاللهِ مِنْ شُرُورِ أَنْفُسِنَا وَ سَیِّئَاتِ أَعْمَالِنَا، اگر کسی علم نافع پیدا کرد، خب به علم نافعش عمل نکرد، اینم میشه علم غیرنافع، بدتر از اون دوتاست. یه وقت من چیزی رو نمیدونم که بهم ضرر نمیزنه، یه وقت میدانم ولی سودی نداره، یه وقت علم نافع دارم ولی بهش عمل نمیکنم. لذا چندان که بیشتر خوانی، چون عمل در تو نیست نادانی. حالا عزیزان همین نماز عصر رو تازه خوندن دیگه، بله، در تعقیب نماز عصر داره که اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ عِلْمٍ لَا یَنْفَعُ و در روایت داره کَانَ یَدْعُو النَّبِیُّ، کَانَ یَدْعُوا، یعنی پیوسته پیغمبر بعد از نمازها این دعا رو میکردن: خدایا از علمی که به انسان نفع نمیده، یعنی یا چیزی رو نمیدونم ضرر نداره ندونستنش، یا بدونم سودی نداره، یا نه انسان علم نافعه داره ولی عمل نمیکنه. خب اینم یه غیرنافع، دیگه چه فایده داره؟ من آب داشته باشم ولی تشنه جون بدم، یعنی آب بهش نفعی نرسون، نتیجهای بهش نرسوند. لذا باید تو دعاها داشته باشیم که حتماً که أَعُوذُ بِکَ مِنْ عِلْمٍ لَا یَنْفَعُ.
من یه داستانی عرض بکنم درباره این علم غیرنافع که شد سه قسم. روزی نبی مکرم وارد مسجد شدند، خب اون زمان قدیم مسجد یه جایگاه خیلی خاصی داشت، شورا بود، مشورت بود، جنگشون اونجا تصمیم میگرفتن، خیلی، بالاخره فقط برای نماز خوندن مأمورین نبود. دیدن که مردم دور یه شخصی جمع شدن، قَدْ عَطَفُوا به رجل، مثلاً دورش انگار دارن طواف میکنن، مثل کعبهای چیزی. فَقَالَ مَا هَذَا، کیه؟ این حضرت فرمودند که وَمِلْ عَالِمٌ، عالم به کی میگه؟ شما کسی که خیلی علم داره. گفتن یَا رَسُولَ اللهِ أَعْلَمُ النَّاسِ بِأَنْسَابِ الْعَرَبِ، انساب عربو میدونه، کیه کیه، علم نصب، بله وَ وَقَائِعِهَا، داستانهای وقایع مثلاً تاریخی عرب رو میدونه، أَیَّامِ الْجَاهِلِیَّةِ، أَشْعَارِ الْعَرَبِیَّةِ، همه اینا رو بلده، عالم، دورش جمع شدن. حضرت فرمودند که فَقَالَ النَّبِیُّ، عباراتی که عرض میکنم برای غیر علم نافع، ما از خودمون حرف بلد نیستیم بزنیم، یا روایت یا آیه است. حضرت فرمودند ذَاکَ عِلْمٌ لَا یَضُرُّ مَنْ جَهِلَهُ، این یه علمیه که کسی ندونتش بهش ضرری بهش نمیزنه وَ لَا یَنْفَعُ مَنْ عَلِمَهُ، کسی هم اینو بدونه حالا نفع خاصی براش، حالا تو همه رو بدونی. ثُمَّ مَاذَا، بعدش چی؟ دونستن و ندونستنش خیلی فرق نمیکنه. بله ثُمَّ قَالَ النَّبِیُّ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ إِنَّمَا الْعِلْمُ ثَلَاثٌ، علم سه تا چیز بیشتر نیست: آیَةٌ مُحْکَمَةٌ، یعنی علم عقاید، اعتقاداتم، توحید، نبوت، عدل، امامت، خداشناسی. أَوْ فَرِیضَةٌ عَادِلَةٌ، علم اخلاق، خودمو بسازم، زن و بچهمو بسازم، جامعه رو بسازم. سوم أَوْ سُنَّةٌ قَائِمَةٌ که علم احکامه، علم فقهه، معاملات هم چهجوری باشه، ربا نشه، مضاربه چطور باشه، نمیدونم خدمت شما عرض بکنم که رهنم چطور باشه، اجاره هم چطور باشه، کاسبیام و اینا بلد باشن انجام بده.
بله حضرت می فرماید: وَ مَا خَلَاهُنَّ فَضْلٌ، هرچی غیر این سه تاست یه فضلیه، ولی علم بهش نمیگن، تا یه جایی به دردت میخوره، تا یه جایی همراهت میاد. خب این عبارت تا اینجا ما شش تا ویژگی برای علم درباره علم عرض کردیم که چطور بود، از غذای روح و چطور، تا اینجا. از اینجا حالا بریم سراغ شاخصهای علم نافع. وَقَفُوا أَسْمَاعَهُمْ عَلَى الْعِلْمِ النَّافِعِ لَهُمْ، اینا خودشونو، گوشاشونو وقف علم نافعه کردن. با این شش تا ویژگی عرض کردم که علم چه کاری با انسان میکنه: علم و عمل انسان سازند، غذای روحه، باید ببینیم از کی میگیریم و چی، کی میگوید، چه میگوید، خدمت شما، باید بگیم خدایا بیشترش کن، زیاد بده، واجب هست طلب، با تمام اینها شاخص داره علم نافع. من میخوام یه ۱۰، ۱۱ تا شاخصهاشو عرض بکنم، بعد بریم حالا سر خود عبارت، یعنی بدونیم مثلاً وقتی میگیم خدایا به من علم نافع بده چیو داریم میخوایم. بله بله، شاخصها و معیار علم نافع. اول: اخلاص و نیت الهی. یعنی شما دنبال هر علمی بری، علم توحید هم بری، برای خدا نری، علم نافع نیست. غریق رحمت کنه مرحوم بوعلی سینا کتاب داره به نام اشارات، حالا جناب خواجه نصیرم شرح داده، تو نمط نهمش که مَقَامَاتُ الْعَارِفِینَ، میفرماید مَنْ قَالَ بله مَنْ عَاصَرَ الْعِرْفَانَ بِالْعِرْفَانِ فقط، اگر درست خونده باشم، اینها خیلی سال تدریس کردم، خیلی سال گذشته شاید ۱۵ سال باشه، اگر کسی علم عرفانم بخونه، خداشناسی هم بخونه، برای خود عرفان فقط، این مُشْرِکٌ، یعنی ممکنه انسان علم توحید بخونه ولی برای خدا نخونه. پس اولین شاخص چیه؟ برای خدا بخوانیم. که در روایت داره مَنْ تَعَلَّمَ الْعِلْمَ لِلَّهِ، کسی دنبال علم بره برای خدا، وَ عَمِلَ لِلَّهِ، عملم بکنه برای خدا، وَ عَلَّمَ لِلَّهِ، تعلیمم بده برای خدا، دُعِیَ فِی مَلَکُوتِ السَّمَاوَاتِ عَظِیمًا، در ملکوت آسمان و زمین به او میگن عظیم.
این خیلی روایت شیرینیه از امام صادق. پس اولین معیار اخلاص و نیت، یعنی علم خداشناسی هم میخوای بخونی باید چی باشه؟ این یک. دوم: علم باید همراه با عمل باشه. اگر علمی همراه با عمل نباشه، میگن حجاب اکبر میشه. اینکه خدا رحمت کنه امام راحل داره الْعِلْمُ هُوَ الْحِجَابُ الْأَکْبَرُ، واقعاً همینطوریه. علم خود علم که باید به نور بده، میشه حجاب اکبر، علم داشته باشی ولی عمل نباشه. باید سعی بکنیم فاصله بین علم و یقین با عمل کم کنیم. لذا پیش حضرت آیتاللهالعظمی بهجت میآمدن، زیاد سؤال میپرسیدن، این جمله خیلی معروفه، میگفتن آقا دستور، ایشون میفرمود که به یقینیاتتون عمل کنید. میدونی غیبت حرامه، میدونی نگاه باید حرامه، نکن. میدونیم مثلاً این مال حرام ایراد داره تو زندگی، خب دنبالش نرو. بعد ایشون میفرماید اگر کسی عمل بکنه به دانستههاش، عَلَّمَهُ اللهُ عِلْمَ مَا لَا یَعْلَمُ، دانستهها عمل خواهد گفت. یه دونه دیگه بگم یا باید صبر کنیم. ویژگی بعدی: عقلانی بودنه. عقلانی بودنه، علم نافع علمیه که عقلانیت توش هست، یعنی شاخص علم نافع اینه که باید عقلانی باشه، مطابق با معیارها و سلیقه عقلای عالم باشه. چیکار میکنن اونا؟ چهجوری زندگی میکنن؟ ما هم باید علم نافع با در راستای اوناست. از این میتونم تشخیص بدم که علم نافعه هست یا نیست. بله، حالا انشاءالله عرض خواهم کرد. خیلی متشکرم، خواهش تا اینجای کار حاج آقای خلج عزیز، دوستان ما مطالب را دستهبندیش میکنن انشاءالله و حالا شکلی که حضرت عالی دارید میفرمایید، یعنی مثلاً مقدماتش، معنی لغوی، بعد معنی اصطلاحی، اگه معنی خاص و عام داره، دستهبندی تا میرسیم به اصل مطلب. خدا انشاءالله خیرتون بده، سلامت باشید، خیلی متشکرم.
ملایی: عرض میکنم خدمت شما میزان همراه با برنامه سمت خدا که قرآن رو میخوایم تلاوت بکنیم، در محضر مصحف شریف باشیم، صفحه ۳۳۶ آیات ۳۱ تا سی و هشتم سوره مبارکه حج تلاوت خواهد شد. اگه میشنویم، اگه از رو میخونیم همراهی میکنیم، هرجا که هستیم ثوابش رو پیشکش کنیم به محضر همه کسانی که این روزها و شبها سربازی نظامو میکنن، همچنان با مشت گره کرده و پرچم در دست در خیابانها و میدانها. حکایت عجیبی، حرف کمی نیست، خیلی این حرف بزرگه. خب رئیسجمهور ما در مجمع عمومی سازمان ملل هم اشاره کردن، بیش از چند ماه دیگه، بیش از ۲۰۰ شبه، مردم کف خیابان روز و شب، شب خیابانش روشن میشه، روز هم همینطور. انشاءالله ثوابش تقدیم بشه در واقع به خود شماهایی که میدان رو و خیابان رو محک نگه داشتهاید، با یه صلوات: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ.
صفحه336 قرآن کریم
ملایی: عرض کنم خدمت شما دوستان عزیز که خب روال بازتاب برنامه سمت خدا در فضای مجازیمون، یعنی تو کانادا و اینها، حتی باهاش آشنا هستید که اینجوریه که امروز که برنامه برگزار، هر روزی تو طول هفته، بسته صوتیش یا صدای برنامه اندکی بعد از پایان یافتن برنامه تو کانال گذاشته میشه، یعنی فایل صوتی رو میگذاریم، فردا مثلاً برای امروز رو ویدئوشو میذاریم، و منتخب قطعات ویدیویی که تیکهتیکههایی از برنامه است که انتخاب میکنند رفقا و تو کانال بارگذاری میکنند. بعد ممکنه کسی باشه که بگه آقا من نه وقت شنیدنشو دارم، نه مثلاً امکانشو یا شرایطشون ندارم بشنوم و ببینم، و میخوام خیلی هم سریع بدونم آقا خلج هفته پیش که اومدن بحثشون تواضع بود، تو سه خط چهار خط یه نفر بگه که چی فرمودن، یادمون بیاد. سرخ خط مطالب، بچههای عزیز و بزرگوار ما در فضای مجازی زحمت میکشن، اینفوگرافی تهیه میکنن که دستهبندی مطالب رو در قالب یه تصویری که شما میتونی چند لحظه دیگه ببینید به شما ارائه میکنن. اون تصویرو ببینید، میشه یه خلاصهای از برنامه مثلاً هفته گذشته که امروز میبینید و آماده میشید برای دریافت بحث امروز. همینه که الان دارید نگاه میکنید، خطبه متقین. دستهبندیها رو نگاه کنید، اون کادرهای سبز توضیح داده که چیه، دستهبندی مطلب چیه، مثلاً معنی خاص، معنی عامه، یا فرض بفرمایید معنی اصطلاحیه، و بعد حالا تعریف اون کلمه، و بعد دیگه آرامآرام میرید سراغ اصل مطلب و اصل خطبه یا اون عبارتی که دارن از خطبه متقین توضیح میفرمایند. همین تصویر اینفوگرافی رو توی کانال برنامه نگاه کنید، دوستان زحمت بکشید عضویت در کانالم، شما برای اینکه من عرایضم طولانی نشه، خدمت حاج آقا باشیم، زیرنویس کنید چهجوری عضو کانال بشن، اونایی که دوست دارن احیاناً عضو بشن، حوصله کنید براتون زیرنویس میشه، طلبتون باشه، نکردن من براتون میگم. خب حاج آقای خلج عزیز، ما با شما هستیم.
حجت الاسلام خلج: بله، شاخصهای علم نافع رو داشتم عرض میکردم. یه شاخص دیگه و معیار: قلبی بودنه. بله که حضرت فرمودند پیغمبر الْعِلْمُ فِی الْقَلْبِ، اون علومی که مربوط به قلب انسانه، به روح انسان، فَذَٰلِکَ الْعِلْمُ النَّافِعُ، بقیه علمها حجت بر زبانی هستند. ویژگی بعدی: اگر علم غلبه بر هوای نفس کرد، علمم باعث شد که من بتونم پا رو خودم بذارم، هواهای نفسانی رو بگیرم، به این میگن علم نافع. در روایت داریم که حضرت فرمودند مَنْ غَلَبَ عِلْمُهُ هَوَاهُ فَذَٰلِکَ الْعِلْمُ النَّافِعُ، هر کس علمش باعث شد غلبه بر هوای نفس، بر خواستههای شیطانی بذاره، این علم علم نافعه. پس معیار چی شد؟ اگر علم من باعث شد که من خواهشهامو قیچی بکنم، کوتاه بکنم، محدود بکنم، در حیطه شرع باشه، این معلومه علم، علم نافعیه. ویژگی بعدی علم نافع اینه که حضرت فرمودند أَعُوذُ بِکَ مِنْ عِلْمٍ لَا یَنْفَعُ، فرمودند وَ هُوَ الْعِلْمُ الَّذِی لَا یُضَادُّ الْعَمَلَ بِالْإِخْلَاصِ، علم نافع اون علمیه که مقابل عمل با اخلاص نیست، علم غیرنافع نمیذاره انسان عمل با اخلاص انجام بده، خوردهشیشه توش میاد. پس علمی که باعث شد من عمل خالصانه انجام بدم، که علم خوبه، هر علمی، یا فیزیک، شیمی، من آقا میخوام برای کشورم، پول بهم میدن اونور، ولی حاضرم بیام اینجا. من دیدم چند روز پیش تلویزیون نشون میداده، پزشکی متخصص مونده بود برای درمان خون کودکان، سرطان خون، بله، خیلی خوشم آمد، گفتم ماشاءالله بهش، خودش وقت کرده بود، چقدر هم درمان کرده، تا حالا صد و خوردهای درمان داشته بود، موفق، بسیار عالی. یه مورد دیگه: علم نافع باید برای انسان تواضع بیاره، خوف از خدا بیاره، اجتهاد و تلاش در دین بیاره، خودم رو در خودم بشکونه، ظل نفسانی بیاره. چهار تا اینا رو با هم عرض کردم، روایتش اینه: امیرالمؤمنین فرمودند که پیغمبر مَنْ طَلَبَ الْعِلْمَ، اگر کسی دنبال علمی بره و علمش زیاد بشه ازْدَادَ بِهِ فِی نَفْسِهِ خَوْفًا، هرچی علم بیشتر شد خودشو خارتر ببینه، وَ لِلنَّاسِ تَوَاضُعًا، پیش مردم تواضع بکنه، فروتنی کنه، وَ لِلَّهِ خُشُوعًا، علمی که کاری بکنه تو از خدا خجالت بکشی، خوف از مقام خدا داشته باشی، وَ فِی الدِّینِ اجْتِهَادًا، تو دین تلاش بکنی، کوشش بکنی، وَ ذَٰلِکَ الَّذِی یَنْتَفِعُ بِالْعِلْمِ، این شخصیتی، کسی که از علمش نفع برده. این ویژگیها رو عرض بکنم وَقَفُوا أَسْمَاعَهُمْ عَلَى الْعِلْمِ النَّافِعِ لَهُمْ، خودشون گوشاشونو متوقف بر علم نافع کردن، یعنی اینکه ایستادهاند، علمی رو که به دردشون میخوره میگیرند، بهش عمل هم میکنن، چرا؟ چون حقیقتشون علمه، با علم انسان رشد میکنه. انشاءالله خدای متعال توفیق فهم علم نافع رو به همهمون عنایت بفرماید.
انشاءالله برنامهها، با کتاب خواندن، با یک کلیپ گوش دادن، انشاءالله یه سخنرانی، آدم هر روز میتونه انشاءالله هر روز، هی روز به روز، ثانیه به ثانیه خودش رو بسازه. سلامت، خیلی متشکرم و خیلی ممنونم از شما آقایان و بانوان بزرگوار، و تا سلامی دوباره که انشاءالله عمری باشه و سعادت فردا با حاج آقای رفیعی محضر شما برسیم، موقتاً از محضرتون خداحافظی میکنم. در پناه محمد و آل محمد صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ باشید و باشید، خدا قوت.