امروز را ویژه و خاص تبریک عرض میکنیم محضر آقا جان امام زمان سلام الله و صلوات علیه، ولادت با سعادت پدر گرانقدرشان هست. و بعد محضر شما عزیزان همراه با برنامه. انشاالله که کامتان شیرین باشد در سایه نگاه مهربان امام یازدهم، امام حسن عسکری سلام الله و صلوات علیه. انشاالله که از دستان با برکت و با کفایت این امام با کرم و بزرگوار امروز عیدی بگیرید و یکی از بهترین روزهای زندگیتان تا این لحظه بوده باشد. در ادامه هم ساعات قشنگی در امروز منتظر شما و عزیزانتان باشد انشاالله.
اول برنامه، چون قبل از برنامه سمت خدا یک خرده حالوهوای خلاصه ما ورزشی هم شد، یک آرزوی موفقیتی بکنم برای همه نمایندههای شایسته ایران در بازیهای آسیایی ناگویا ژاپن. خوب قبل از برنامه هم دیدید که ایران توی رشته بسکتبال مدال برنز این بازیها را هم گرفت الحمدلله، تبریک میگویم بهتان. و دعا کنیم برایشان. توی این شرایط و این روزها اهمیت موفقیت ایران و ایرانی تو هر زمینهای چندین و چند برابر موفقیتها در زمانهای دیگر است. امروز اگر پرچم ایران تو بازیهای آسیایی بالا برود، این پرچم دیگر یکم متفاوت است با مثلاً یک هشتونه ماه پیش، خیلی قصه فرق میکند. دعا کنیم برای جوانهایمان که هر کدام که این پرچم را به اهتزاز درمیآورند، مثل من و شماست که تو خیابان شبها پرچم را بالا نگه میداریم. خیلی ممنون از حضورتان. حاج آقای رفیعی اینجا هستند و میدانم که شما مشتاق و منتظرید. بیشتر از این دیگر سخن زیاده نکنم. بفرمایید آقا سلام عرض میکنم محضر شما، تبریک میگویم حاج آقای رفیعی، خیلی خیلی خوشحالم از اینکه...
حجت الاسلام رفیعی: بسم الله الرحمن الرحیم. عرض سلام خدمت جنابعالی، بینندگان عزیز. عرض تبریک به پیشگاه با عظمت قطب عالم امکان، حجت بن الحسن ارواحنا فدا، به مناسبت میلاد با سعادت پدر بزرگوارشان امام عسکری علیه السلام. که به قول شیخ حر عاملی در یکی از اشعارش میگوید که مولد و تولد امام عسکری در ربیعالثانی است، منتها بین چهارم، هشتم و دهم در واقع متردد است و هر سه قول را نقل میکند: چهارم، وقیل رابع، میگه گفتن چهارم و گفتن هشتم و دهم. منتها میگه هشتم شایعتر او، یعنی شهرتش بیشتر است که امروز باشد. من هم ترجیح میدهم که با توجه به غربت امام حسن... یک وقتی رهبر شهیدمان روحش شاد باشد فرمودند امام حسن عسکری غریب مقتدر و عزیز. غریب، غریب بود و ما مقتدر و عزتمند، عزتمند. این به هر حال شخصیت بزرگوار کم به برنامه بهشان پرداخته میشود، هم تو مسئله شهادتشان هم ولادتشان. انشاالله اگر برنامه مجال بدهد بپردازیم به شخصیت ایشان و جایگاههایی که دارند.
ملایی: بسیار هم عالی، خیلی هم خوب.اما قبل از اینکه شروع بکنید، این کلیپ قشنگ و تازهای که زحمت کشیدند رفقای خوبم در صدا و سیمای مرکز قم، معاونت سیما، رفقای نازنینی که حالا اسم نمیبرم، مردم دعایشان میکنم، تقدیم به شما بینندههای گرامی. تقدیم با شما حاج آقای رفیعی. انشاالله که یک روزی تو صحن و سرای باصفای امام عسکری شما منبری، خطابهای، سخنی داشته باشید، آنجا محضر انشاالله شما باشید.
حجت الاسلام رفیعی: امام عسکری علیه السلام چند تا تفاوت دارد با سایر ائمه، یعنی تفاوت از نظر زمان و مکان و زندگیاش. و الا ائمه که همه نور واحدند. اولین تفاوت این است که ایشان کوتاهترین امامت را دارد. هیچ امامی اینقدر امامتش کوتاه نیست، نبوده. دیگر کمترین امامت مال امام حسن و امام حسین است، ۱۰ ساله. اما ایشان شش سال، ۲۸ سال هم میدانید که عمرشان کلاً نبوده.
تفاوت دوم این است که سایر ائمه در مدینه بودند، بخشی از عمرشان هم ممکنه مثل امام رضا دو سه سال ایران بودند یا امام کاظم بغداد زندان بودند، اما امام عسکری تقریباً همه عمرشان سامرا بودند. چون پدر بزرگوارشان وقتی آمدند سامرا، امام هادی چهار تا پسر دارند: یکیشان سید محمد که در بلد، عراق دفن است، خیلی هم مجرب، مردم میروند زیارتش. ایشان خب بزرگتر از امام عسکری. یکی سید حسین، برادر دیگرشان است. جعفر هم هست که خب معروف است، ایشان فرزند امام هادی، چهرهای به هر حال جنجالی است. منم الان نمیخواهم وارد بحث راجع به ایشان بشم. بله، و امام عسکری که دو سال داشتند وقتی آمدند به سامرا، طبیعتاً تمام عمر در حالت تبعید و در یک شهر کنترلشدهای بودند.
مطلب سوم که بسیار مهم است، ایشان پدر امامی است که قرار است یک نوع جدیدی از امامت را آغاز کند و آن امام در پرده و در غیبت است، تا به حال که سابقه نداشته. ۱۱ امام ۲۵۰ سال بین مردم بودند. در واقع امام عسکری آخرین حلقه انسان ۲۵۰ ساله است. به تعبیر رهبر شهید، انسان... یعنی اگر ما ۱۱ اماممان از امیرالمومنین تا امام عسکری ۲۵۰ سال تقریباً حالا امامت داشتند، این امام بزرگواری که امام زمان تو خونش متولد میشود، ایشان است. بقیه خبر دادند اما در زمانشان این اتفاق نیفتاده.
نکته چهارم آن است که امام عسکری علیه السلام آخرین امام حاضر در جامعه است، یعنی امام بعدی دیگر حاضر نیست، یعنی غایب. مردم، لذا باید زمینه آن غیبت را هم فراهم کند که مردم بدانند که این هم یک نوعی از اداره جامعه است.
نکته پنجم آن است که در زمان امام عسکری علیه السلام شیعه گسترش پیدا کرده، فرق میکند با زمان امیرالمؤمنین. یعنی شما بروید در نیشابور فضل بن شاذان را دارید، اهواز علی بن مهزیار که از اصحاب امام جواد دارید، قم احمد بن اسحاق اشعری را دارید و همینطور تو شهرهای مختلف، کوفه، به هر حال جاهای دیگر. شیعه گسترش پیدا کرده و طبیعتاً فرقههای انحرافی هم پیدا شده، فرقههایی که در واقع تخلف دارند از آن شیعه به معنای واقعیاش، مثل مثلاً واقفیها.
و نکته دیگر و تفاوت دیگری که زندگی ایشان دارد با بقیه، اینکه ایشان امکان حضور در بین مردم را هم به طور آزاد ندارد، تحت نظر، تحت کنترل رفتوآمدهایش.
خب با توجه به این شش نکته من چند محور را تو زندگی امام حسن مورد بحث قرار... محور اول، بینندگان عزیز دقت بفرمایید: زمینهسازی برای آقازادهشان است. اولاً باید ایشان را حفظ کند، ترور نشود. بله، ثانیاً باید یک جوری حفظ کند که منکر نشوند، یک عدهای نگن فردا این بچه به دنیا... امام عسکری که بچه نداشت، ما که ندیدیم، نتوانند اثبات کنن، کما اینکه الان بعضیها میگن. از آن طرف هم جانش حفظ بشه، هم مردم بدونن که این بچه وجود دارد. بله بله، زمینه در واقع غیبتش را برای مردم فراهم کند، دیگر منتظر نباشن مثل امام عسکری یا امام هادی و امام جواد، امامی که شهید میشه امام بعدی بیاد قشنگ بشینه بر کرسی امامت و مردمم خدمتش برسن. و نه، خب با توجه به این نکته ملاحظه میفرمایید که ایشان پنج سال از جان امام زمان محافظت کردند. ایشان را به یک افراد خاصی نشان دادند. مثلاً عثمان بن سعید که وکیل امام عسکری است، بعداً هم وکیل امام زمان شده، الان هم قبرش تو بغداد است. حالا توصیه میکنم دوستانی که عراق میرن برن سر قبر این چهار تا نایب خاص.
یک جلسه رفتیم خدمت آقا، ۴۰ نفر بودیم، آقا وقتی آمد دیدیم یک بچهای تو بغلشه مثل ماه میدرخشه، شبیهترین مردم به پدرشه. فرمود هو الامام بعدی، ایشان امام بعد از منه، خلیفة الله علیکم، جانشین منه، خلیفه علیکم. و خلاصه مثلاً احمد بن اسحاق که از قم میرفت، الان هم قبرش تو کرمانشاه... ایشان بله سرپل ذهاب، وکیل امام بوده. ایشان بله بله، ایشان همونه که مسجد امام حسن... بعداً هم به اصطلاح در زمان امام عسکری هم از دنیا رفت. ایشانم میگه من امام را دیدم.
جالبه یک داستانی عرض کنم: جالبه یک آقایی است به نام کامل، کامل. این از غوات بوده. غوات یعنی چی؟ یعنی از کسایی که راجع به ائمه غلو میکنند. اگر کسی گفت ائمه خدا هستند، غلو. گفت پیغمبرن؟ این غلو. اگر گفت ائمه بدون خدا کار انجام میدن، بدون اذن خدا، این غلو است. حضرت عیسی مرده هم زنده میکرد اما میگفت به اذن الله. این از آن کسایی بود که عقیدهاش این بود، میگفت که امامان ما کار بهشون تفویض شده، دیگر شما نگو یا وجیه عندالله مستقیماً بگو آقا امام صادق خودت غیر از خدا، منهای خدا، در عرض خدا، العیاذ بالله، این کار را انجام بده، مثلاً برای ما. خب ایشان میگوید که من تردید کردم راجع به عقایدم، درست است یا نه. پاشدم رفتم سامرا خدمت امام عسکری که بپرسم. رفتم، آقا نبود، نشستم ایوان منزل آقا، که همینجا که الان قبر آقاست، منزلش بوده دیگر. آقا تشریف بیارن، من سؤالم رو بپرسم. یک وقت دیدم که یک پردهای رفت کنار، یک آقازاده چهارساله نشسته، خیلی با ادب، نورانی، خیلی چهره زیبا. نگاهش افتاد به من، فرمود والله دروغ میگن اونایی که این حرفا رو میزنن. حالا میگه من چیزی نگفته بودمها. عجب! و ما تشاءون الا أن یشاء الله آیه قرآن خوند. هیچ کسی را اراده نمیکنه مگر اراده... بعد فرمود قلوبنا أوعیة مشیئة الله، قلب ما ظرف مشیت الهی است. یعنی خدا نخواد پیغمبر هم کاری نمیتونه بکنه، همه چیز به اذن خداست دیگر. گفتم عجب، این بچه کیه؟ چهار سال سن، نیت جواب سؤال منو داد. تو همین حالوهوا امام عسکری آمد. گفتم آقا سلام علیکم. علیکم السلام. سؤالی اومدم. آقا فرمودند مگه جوابت رو نداد پسرم؟ پسر آقازاده شماست؟ بله، هو الامام من بعدی. اینا یک کار امام.
حتی من دیدم تو بعضی از نقلها که مدتی هم ایشان را فرستاد مکه با مادرش نرگس خاتون که آنجا جانشون حفظ بشه. و بعد هم خب تمهیداتی اندیشید. همون جملهای که موقع جان دادن امام عسکری فرمود: برید به فرزندم بگید بیاد آب به من بده. و وقتی آمد آقا فرمودند یا سید أهل بیته، آقای اهل بیت، من قدری آب یا شربت به من بنوش، که حضرت این آب را در اختیار پدر قرار دادند و بعد هم آن نمازی که خواندند، که دیگر از همانجا غیبت هم... چی شد؟ آغاز شد، غیبت صغرا. این یک کار امام عسکری علیه السلام.
نکته دوم در زندگی امام عسکری که خود همین... من یادمه یک وقتی محضر رهبر شهیدمان، من شهادت امام عسکری منبر رفتم، بعد از منبر من روی این موضوع صحبت کردم، روی وکالت. آقای مرتبه گفتن که بله، وکالت از زمان امام کاظم بوده. از زمان امام کاظم ائمه ما دسترسی بهشون سخت شد. رهبر جامعه همیشه نمیتونه بین جامعه باشه. حالا این روزها مردم اینو خوب درک میکنن که من چی میگم. یک وقت شرایط خطر، ترور، اصلاً زندان میکنن، مثلاً حضرت امام بله چند سال در نجف بودن، تبعید میشه، تبعید، زندان، ترکیه بودن. آقا فرمودند که از زمان امام کاظم علیه السلام عمدتاً امامان ما شروع کردن به قرار دادن وکیل تو شهرهای مختلف. وکلا را بهشون اختیار دادند و مردم از این طریق با امام در ارتباط بودند. بعد آقا فرمودند در زمان امام عسکری به اوجش رسید، چون امام عسکری دیگر واقعاً ارتباط با ایشان ممکن نبود، چون سامراست، تحت نظر است. یک وقتی یک کسی مثلاً میرفت دیدن آقا، یک بار عدهای رفته بودن، پیام من سلام نکنید، به من سلام نکنید. آقا مدتی هم زندان بوده. من زندان رفتم دیدم توی سامرا. حالا این وکلا البته از زمان امام کاظم بودن.
همینجا ببین بینندگان عزیز عرض کنم، ببینید غیر از معصوم هر کسی احتمال خطا درش هست. اینی که شما میبینید یک وقتی مثلاً حالا یک آقایی تو نظام مسئولیت داره، اصلاً سجده هم به پیشانیشه، اختلاس میکنه، میره اونور آب، مسئول جمهوری اسلامی. بله، معصوم نه. میخوام عرض کنم در میان وکلای امامان ما از این آدمها هم پیدا شدند، منحرف بودند، کم بودندها. مثلاً یکی از وکلای امام کاظم علیه السلام علی بن ابی حمزه بطائنی است که مال امام را اصلاً بالا کشید. بله، اختلاس کرد، اصلاً گفت امام رضا امام نیست. بودند ولی کم بودند. یاد کنم از چندتاشان: ابراهیم بن هاشم قمی، چقدر روایت داره، شاید چند هزار روایت کافی مال ایشان. پسرش علی بن ابراهیم قمی، ابن بابویه، بله، قمی... نه، آن که شهرری، پسر. آن زمان امام عسکری نبوده. فضل بن شاذان نیشابوری، من سر قبرش رفتم. احمد بن اسحاق اشعری که در سال ۸۴ یک همایشی هم تو کرمانشاه برایش گرفتن، قبر داره، اصلاً تو سرپل ذهاب. ابراهیم بن عبدالله... اینا وکلای خاص امام بودند و امام نامههاشون به این وکلا تو تاریخ هست. بد نیست دوستان یک وقتی ملاحظه...
این هم کار دوم امام عسکری علیه السلام. نقش سوم، برای حفظ در واقع آن کیان اسلام در مقابل ستمگران. میدانید حالا من یادم رفت اینو بگم که در زمان امام عسکری خلفای بنی عباس اقتدار قبل را دیگر نداشتند. یعنی معتمد و معتز و مهتدی و اینها مثل هارون الرشید و مأمون نبودن، ضعیف شده بودند. خب در چنین دورانی نقش سوم امام که باز این امروز تو جامعه برای مردم ما جا میافته. من چی عرض میکنم؟ ارتباط از طریق نامه است. یعنی مکاتبات امام علیه السلام. امام نامه مینوشتن، نامهها را هم قبلاً خطش را نشان میدادن به بعضیها، میگفتن ببینید، خط گاهی درشت مینویسم، گاهی ریز مینویسم. بعد جالبه که نامهها را امام گاهی مخفیانه میفرستادن. مثلاً یک وقتی یک چوب دادن به یک کسی، چوب عصا، این را بده به فلانی. نمیدونست این چیه، توش نامه بود. توش نامه بود. این با یکی دعواش شد، چوب زد زمین، وقتی شکست نامهها ریخت بیرون، متوجه شد. یا مثلاً عثمان بن سعید توی ظرفهای روغن دوجداره درست میکرد، زیرش نامه میذاشت، روش روغن میریخت، منتها روغن به نامه نمیخورد، چرا؟ چون فضای خالی شیار داشت. این آقایان... منتقل میکردن و بودند آدمهایی که بتونن خدمت ایشان برسن.
من یک آماری عرض کنم اینجا بد نیست که از امام عسکری علیه السلام ۱۳۸ نامه در منابع ما ذکر شده. حالا من یادداشت کردم کتابی است به نام مکاتیب الرسول از حضرت آیت الله احمدی میانجی. خیلی مرد بزرگی بود، ایشان خیلی آقا بود، به تمام معنا متدین بود، من خیلی خدمتش رسیده بودم. و در واقع ایشان ۵۰ سال عمرشو گذاشت این نامههای ائمه رو جمعآوری کنه و نامههای پیامبر در آن. آنجا ۱۳۸ نامه برای امام عسکری ذکر میکنه. آمار بالایی است، اینهایی که مانده. بله، اینی که مانده که در تعدادی از این نامهها اعتقادی، تعدادی از این نامهها اخلاقی، تعدادی از این نامهها موعظه است، تعدادی از این نامهها درخواست. حالا من یکی دو نمونه عرض کنم بد نیست. مثلاً در یک نقلی دارد که یک آقایی به نام عمر بن... عرض میکنم ابی مسلم، نامه نوشت به امام عسکری که آقا همسایه ظالمی دارم، ظاهراً حکومتی بوده، طرف ما را اذیت میکنه، فلانه. آقا نوشتن أبشر بالفرجه، سریعاً بشارت بهت میدم که زود فرج حاصل میشه و أنت مالک داره، تو صاحبخانهشم میشی. یعنی خونهشم به خونه تو... فمات بعد شهر، یک ماه بعد مرد، خونهاش را گذاشتن به معرض فروش، اشتراک... من خریدم، هر دوش؟ آره.
حالا یک نمونه دیگه هم بگم باز بد نیست: یک آقایی به نام محمد بن دریا... یا دریا، حالا من الان ضبطش یادم نیست. بله، میگه کتبت إلی أبی محمد، من یک نامه نوشتم به امام عسکری، ابی محمد یعنی ایشان دیگر. اسأل عن المشکاة، میخواستم ببینم این کلمه مشکات تو قرآن یعنی چی؟ الله نور السماوات و الأرض مثل نوره کمشکاة. و دوم خانم من باردار بود، میخواستم آقا دعا کنه این بچه، بچه مثلاً اهل خوب و سالمی باشه و أن یدعو الله لزوجتی و کانت حاملاً، یعنی دعا کنه برای زنم که بارداره. آقا نوشتن المشکاة قلب محمد صلی الله علیه و آله و سلم، اللهم صل علی محمد، رسول خداست که نور خدا در اونجا متجلی، الله نور السماوات و الأرض. بعد نوشتن که انشالله خدا بهت صبر بده و یک فرزند خوب دیگهای نصیبت کنه. یعنی این فرزند... این فرزند فوت کرد. عجب! بله، حالا موقع به دنیا اومدن یا... این میگه من خیلی نامه که اومد رفتم تو فکر، من که از آقا خواسته بودم دعا کنه، عظم الله أجرک و خلف علیک. حالا امام دیگر خیلی جالبه. کاش وقت میشد من مثلاً همه این نامهها رو مطرح میکردم.
یکی دیگه ش رو هم بگم بد نیست: سهل بن زیاد میگه که من یک سؤال اعتقادی پرسیدم از امام. خب گفتم آقا توحید یعنی چی؟ هی میگن توحید، الان از اصول دین میگیم توحید اولیش، توحیده. بله، گفتم آقا اختلاف توحید، اختلاف پیدا ما در توحید. آقا فرمودند که توحید یعنی این: الله واحد أحد، خدا یکیه، ذات خدا لم یلد و لم یولد، همون قل هو الله أحد و لم یکن له کفواً أحد، نظیر نداره، هیچی. بعد فرمودند خالق و لیس بمخلوق، خلق میکنه ولی مخلوق نیست، نیست. هی نپرسید خدا ما را آفریده کی؟ خدا این غذا شوره به خاطر نمک. نمک برای چی شوره؟ دیگه نمک شوره دیگه، شوری نمک دیگه چیه؟ ذاتیه، از خودشه. یخلق ما یشاء من الأجسام و غیر ذلک و لیس بجسم، جسم خلق میکنه ولی خودش جسم نیست، نیست. خیلی قشنگه، این باید توضیح داده بشه. بله، یصور ما یشاء، تصویرسازی میکنه اما خودش صورت نیست. خب این کار دوم.
پس یک زمینهسازی برای ظهور حضرت حجت و غیبت ایشان. و حتی تو روایت امام عسکری هم هست که غیبت طول میکشه، ایشان مثل حضرت خضره، چون خضر هم هنوز زندهست دیگر، خضر قبل از پیغمبر ما بوده. نکته دوم شبکه وکالت. نکته سوم هم بحث همین نامهها و مکاتبات. نکته چهارمی که در زندگی امام عسکری است... خب ببینید ایشان آخرین امام است دیگر. بله، شما مثلاً فکر کنید که مثلاً حالا تشبیه نمیخواهم بکنم، یک حلقهای رو فکر کنید، آخرین حلقه. بقیه حلقهها رسیده به آخرین امام حاضر در جامعه. منظور ما بله، امام آخرین، امام زمانه، آخرین امامی که در بین مردم حضور دارد، از آن انسان ۲۵۰ ساله، حلقه آخر. آره، حلقه آخر از امام امیرالمومنین شروع شده... امام رضا علیه السلام که اومده که هنوز امام هادی نیست، امام حسین که آمدن امام صادق نیست، اما ایشان دیگر دورانی آمده که مردم این سیر رفتن بالا، رسیدن به آن امامی که آخرین حلقه انسان ۲۵۰ ساله است.
خب حالا ایشان این امامها را میخواهد معرفی کنه. من میخوام این مقدمه قرار بدم برای این صلوات ۱۴ معصوم، بهبه، که بسیار زیباست. آن شخص میگه در سال ۲۵۵، پنج سال به پایان عمر امام عسکری است، یعنی تازه به امامت رسیده، چون ۲۶۰ سال تولد امام زمان ارواحنا فدا هست. میگه رفتم خدمت آقا و گفتم آقا میشه اهل بیتو معرفی کنید به ما؟ شروع کردن دیگر: اللهم صل علی علی بن ابیطالب، همین که شمام گاهی پخش میکنید، بله، مفاتیح هم هست. خلاصه صلوات بر امام صادق، امام باقر، امام کاظم تا رسیدن به امام هادی و پدرشان تمام شد. آقا توقف کرد. گفتم آقا خودتون فرمود... اگر نبود تعریف از خود که نباید کرد، که خدا دستور داده بالاخره اماما باید معرفی بشن. من نمیگفتم. بعد آقا برای خودشان و برای حضرت حجت هم فرمودن. اینا مرحوم شیخ طوسی... میدونید که بینندگان عزیز ما در دعا مدیون دو تا شخصیتیم که من میگم یکی پدر دعاست، یکی مادر دعا، یکی شیخ طوسی است، یکی هم سید بن طاووس. شیخ طوسی کتابی دارد به نام مصباح. بله، در این المصباحش که مرحوم شیخ عباس قمی هم تو مفاتیح از اونجا نقل کرده. بعد شیخ طوسی هم بالاخره شخصیت ویژهای است دیگر، تو فقه، تو اصول، تو حدیث، تو رجال. ایشان هزار سال پیش تقریباً بوده. این صلوات رو اونجا ذکر کرده. یعنی امام عسکری علیه السلام در واقع دارند آن لب و آن چکیده ویژگی امامان را بیان میکنن، تبیین میکنن.
یکی از عزیزانمون کتابی دارند به نام خورشید سامرا. حالا معرفی کنید بد نیست، این کتاب مال جناب آقای طبسی است، کتاب بسیار خوبی است، از آیت الله نجم الدین طبسی، اخویشان شک دارم ولی فامیل یادمه، خورشید سامرا کتاب خوبی است درباره امام عسکری علیه. این هم مطلب بعدی. چهارم... درباره نکته پنجم در زندگی امام عسکری، فرصت... بله، در زندگی امام عسکری علیه السلام که حالا این دیگر خودش یک فصل بسیار گستردهای است. اینی که امام عسکری به عنوان آخرین حلقه ۱۱ امام حاضر در جامعه... که دیگر وقتی ایشان بره، دیگر آن دسترسی تمامه، طرف خدمت امام زمان به این سادگی نمیره، نمیتونه برسه. اگر تو اون ۶۹ سال تونسته برسه، دیگر الان که دوران غیبته که خود آقا فرمود هرکی ادعا کرد تکذیب کنید. یعنی نه اینکه امکان ملاقات امام زمان نیست، ولی دفتر و دستک کسی باز نکنه. خب حالا امام به عنوان آن در واقع تکمیل حلقه ۱۱ امام، کار پنجمشان بیان وظایف شیعه است.
حالا شیعه کیه؟ اگر شما روایات را ملاحظه بفرمایید که تعدادش هم کم نیست، من بعضیاشو اشاره کنم خدمت شما. شیعتنا، امام عسکری فرمود: هم الذین یؤثرون إخوانهم علی أنفسهم، شیعیان ما، شیعههای امیرالمؤمنین، کساییان که دیگرانو برای خودشون ترجیح میدن. خودش گرسنه میخوابه، دیگری سیر باشه، مثل امیرالمومنین که نانشو به یتیم و مسکین و اسیر داد، اهل ایثارن. احسنتم. و لو کان بهم خصاصة، ولو خودشونم نیاز دارند. دو: هم الذین لا یراهم الله حیث لا یحب. شیعههای ما رو اونجاهایی که خدا گفته نه، پیداشون نمیکنی. امکان نداره شما شیعه رو سر سفره شراب پیدا کنید چون خدا گفته نه. نه، نمیتونی شیعه رو سر سفره غیبت پیدا کنی چون خدا گفته. خیلی قشنگه این حرف. و شیعههای ما رو میبینی اونجاهایی که خدا گفته باید باشه، تو بایدها هستند، تو نبایدها نیستند.
بینندگان عزیز، عزیزانی که امروز بعضیاتون ازدواج داشتید، عقد داشتید، مراسم داشتید، روز تولد... روز شادی امام زمانه عزیزان. این جمله میدونید یعنی چی؟ امام عسکری میگه شاخص شیعه اینه: هر کجا ما گفتیم و خدا فرموده، ما هم از خدا میگیم دیگر نه، شماها رو پیدا نمیکنن. هر کجا ما گفتیم باید، شماها رو پیدا میکنید. یعنی شیعه امیرالمؤمنین کجاها خدا گفته نه؟ خدا فرموده مواظب باشید لباستون محرک، بیحجاب نباشید، پس شیعه ما حجاب داره. شیعه ما اهل زکاته، شیعه ما اهل نمازه، شیعه ما... این خیلی نکته مهمیه. یک وقتی امام عسکری توی روایتی فرمود اگر کسی میگه ما رو میخواد و این کارارم رعایت نمیکنه، نگه من شیعهام، بگه محبم، بگه محبم. طرف پرسیده آقا فرق شیعه و محب چیه؟ اوهوم. فرمود شیعه جمیع أوامرنا رو اطاعت میکنه، اما محب ممکنه اطاعت... اصلاً مهم، ممکنه مسلمان نباشه ولی ما رو دوست داره. مگه حضرت علی رو دوست نداره؟ بله، محبه دیگه.
این نکته بسیار مهمیست بینندگان عزیز. ببینید چی فرمود امام عسکری در وظایف شما. فرمود وقتی شما این کارا رو انجام بدید ما خوشحال میشیم، ما لذت میبریم. وقتی میگن این شیعه امام عسکریه، زینت مایید. حالا من بگم اینا رو، بله، فإن الجل منکم إذا ورع فی دینه، داشته باشید، گناهو بذارید کنار. من ترجمهشو بگم چون وقت کمه: راستگویی، امانتداری، خوشاخلاقی، خلق خوش، فیسرنی ذلک. چقدر مهمه! خیلی خوبه. شما نمیخوای امام عسکری رو خوشحال کنی؟ عزیز من، برادر، خواهر، جوان، دانشآموزایی که دارید آماده میشید برای اول مهر، عزیزانی که هفته دفاع مقدس هم در پیش دارید، بینندههای عزیز، شنوندگان گرامی، نمیخواید امام زمانو خوشحال کنید؟ نمیخواید امام عسکری رو خوشحال کنید؟ امام عسکری با چی خوشحال میشه؟ با این دسته گل. بله، این خوبه، ظاهر کار. فرمود من خوشحال میشم وقتی شیعههام دروغ نگن، امانتدار باشن، خوشاخلاق باشن، شیعههای ما ایثار کنند.
بعد این جالبه فرمود نسبت به فرقههای غیر شیعه، این خیلی مهمه. فرمود احترام کنند، چون امام عسکری الان هم سامرا اینطوره، شما سامرا الان شیعه نداره، خیلی شاید اصلاً نداره. زمان امام عسکری هم در سامرا فرقههای غیر شیعه زیاد بودند. فرمود شما در جمعیتهای آنها برید نماز بخونید. این همون وحدتیه که امام رهبر کبیر انقلاب تاکید میکرد: در تشییع جنازهها شرکت کنید، به بیماران سر بزنید، حقوق اینها را رعایت کنید. آقا امام عسکری به عنوان آخرین حلقه امام ۱۱ امام و انسان ۲۵۰ ساله میگه این منو خوشحال میکنه که شیعه ما به گونهای عمل کنه که فرقههای غیر شیعهم مراعات کنه. اون وقت این درسته ما بعضیامون به هم بریزیم، ایجاد اختلاف کنیم، تنش ایجاد کنیم؟ نه.
و نکته پایانی که اشاره میکنم، وقتم داره تمام میشه. این نکته بسیار مهمه و این نکته از امامان مختلف ما بوده، مخصوصاً امام عسکری و خود امام زمانم تاکید داره، اینکه خب حالا دوران غیبته، الان غیبت کبرا، امامانم که یازده امام که شهید شدن، امام زمان هم در اختیار، در دسترس ما نیستند. اون نکته ششم فکر میکنم بشه، بله. امام عسکری مردم رو و ائمه مردم رو ارجاع به علما دادند، به فقیه دادن. فرمودند شما برید سراغ فقها و علما. اگه خمس به ما میدادید، حالا ما بین شما نیستیم، خمس فقیه بدید. بله، اگر مسئله داشتید... ببینید همون زمان خودشونم میگفتنها. مثلاً آن طرف از ری آمده پیش امام هادی، آقا میگه کجا اومدی؟ میگه از ری. میگه برای چی آمدی؟ حضرت عبدالعظیم، برو حضرت. یعنی دارن ارجاع میدن. اینا یاد میده به ما که ما همون چیزی که حضرت امام بحث ولایت فقیه رو مطرح کردن، فقه، حاکمیت فقیه، غیر از حاکمیت شخصها. یعنی شما امام اگر بر ما ولایت دارند، ولایت فقیه میگیم، این ولایت فقهه، یعنی ولایت قرآن. میگه آقا من برای شما دین را دارم. میگم کما اینکه تو بیمارستان ولایت پزشک، تو بیمارستان ولایت شخصش که نیست، ولایت تخصصشه، رشته مدیریتشه. من سعی کردم خیلی خلاصه این چند نکته رو عرض کنم. خیلی مهمه و خیلی دوست داشتیم که اینقدر موثق میبود که به قول شما در مورد برخی از اولیا و ائمه سلام الله علیهم اجمعین یه ذره حالا کمتر مجال میشه یا کمتر کاری... الان فرصت خوبی بود. خیلی هم متشکرم ازتون آقای رفیعی.
ملایی: اتفاقاً امروز صدای یکی از بحثهای شما را از رادیو معارف گوش میکردم، این بحث نبود اما اشاره شد به اون حدیث کونوا لنا زیناً و لا تکونوا علینا شیناً. خلاصه اینا. من یک چیزی از خاطره از رهبر شهیدمون بگم. یک وقتی من خدمت ایشون رفتم برای امام عسکری، مفصل صحبت کرد، اومدم، خیلی تشکر کرد، باریکلا. خب حالا همیشه میگفتن طیب الله. تعجب کردم، گفتن میدونید چرا؟ چون ما اینجا روز شهادت امام عسکری سخنران دعوت کردیم راجع به امام حسین صحبت میکنه، بعد آمدن این مظلومیت امام حسن. و لذا یادمه اون آقایی که ما رو دعوت میکرد سخنرانی برای دهه فاطمیه، گفتیم غیر از امام هادی بگید، آقا ناراحت میشه. فقط رو همین موضوع. این نکته مهمیست، گاهی حاشیه نره آدم. بله بله. خیلی هم ممنونم حاج آقای رفیعی. ثوابش انشاالله برسه به امواتتون، برسه به کسایی که از خانواده آقای رفیعی رحمت خدا رفتن، یاد کرده باشید.
سیصد و سیامین صفحه قرآن کریم روبرومون هست، در محضرش هستیم، سوره مبارکه انبیا نود و یکم تا صد و یکم این سوره مبارکه. الان تلاوت خواهیم کرد، همراهی خواهیم کرد. من استفاده کنم چون شاگردی میکنیم خدمت حاج آقای رفیعی، فرق منم با شمایی که پای تلویزیون اینه: شما از طریق گیرنده میبینید، من فقط این سعادتو دارم که نزدیکترم، یعنی یک پا منبری مصیبت حضور و لذا یاد میگیرم. به نظرم یک کاری بکنیم، یک قراری بزاریم در مورد امام حسن عسکری علیه السلام. امروز هر کدوممون هر کاری که میتونیم در جشن میلاد امام حسن عسکری علیه السلام انجام بدیم، از همین الان گزارششم به ۲۰۳۰۳ بفرمایید به برنامه ما که امروز چه کردید. شیرینی میشه داد، چایی میشه داد، شربت میشه داد، میشه یکی خوشحال کرد، میشه عیادت مریض رفت، میشه نماز خوند، میشه صلوات فرستاد. انجام بدیم کاره رو بگیم به نیت امام حسن عسکری علیه السلام، تقدیم به امام زمان، روز ولادت پدرشون، به ۲۰ هزار و ۳۰۳ بفرستید. رفقا گزارش بدم که یک سیلی از کارهای قشنگ برای این امام همام انجام شده باشه. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
صفحه330 قران کریم
دو تا نکته خیلی سریع با اجازه حاج آقای رفیعی عرض بکنم، بریم ادامه بحث.
نکته اول اینکه توی کانال برنامه در پیامرسانهای ایرانی، مخصوصاً ایتا، که عدد ۸ را به ۳۰۰۰۱۵ بفرستید، عضو میشید. کل مطالب برنامه از جمله اون صلواتی که رفیعی فرمودند در صلوات ائمه علیهم السلام رو دوستانم اونجا لینکش رو گذاشتن، مراجعه بفرمایید. پایان برنامه اتفاقاً صلواتی عرض میکنیم، میفرستیم برای امام حسن عسکری علیه السلام.
نکته ۲: کتابی که استاد عزیز حاج آقای رفیعی فرمودند، عنوان کاملش اینه: با خورشید سامرا. جناب مصطفی، جناب حاج آقا محمدجواد طبسی مؤلف این کتابن. با خورشید سامرا، فضای مجازی نگاه میکنید احتمالاً جلدی ازش تهیه کنید. معرفی کتاب دیگه، هر کی خواست عبارت کتاب بفرسته برامون به ۲۰ هزار ۳۳۰۳. و یک چیز دیگه هم میخواستم بگم، اگه یادم اومد میگم، نمیدونم چی بود، سه تا بود. حاج آقا در خدمت شماییم، ببینیم... یادم... سوم من عرض میکنم.
حجت الاسلام رفیعی: یه حدیثی از امام عسکری بخوانیم که این حدیث یک نکته قابل تأملی هم داره، مخصوصاً چون در آستانه سال تحصیلی قرار داریم که انشاالله خدا بچههامونو به سلامت امسال سپری کنند و جای بچههای مینابم واقعاً خالیه، مخصوصاً مادراشون، اول مهر اینها اذیت میشن، خدا بهشون صبر بده انشاالله. عزیزان بیننده، بعضی از این بچههایی که دارن مدرسه میرن امسال ممکنه لوازم تحریری بخوان، کیفی بخوان، کفشی بخوان. نکنه کیف و کفش بچه شما تأمین باشه و تو همسایه شما کسی باشه که نداشته باشه. من به همین مناسبت این روایت رو میخونم.
ملایی: حاج آقا پس یه چیزی بگم، ببخشید یادتون اومد؟ آره، میخواستم بگم اون کارای سومیش این بوده. اتفاقاً خدا خیر به شما بده، کارایی که ما امروز پیشنهاد داد برنامه که امروز به نیت امام حسن عسکری علیه السلام هرکس هر کاری میخواد انجام بده، یکیش همین باشه. آقا امروز به برنامه ما اعلام کنن به ۲۰۳۳: پنج تا بسته، ۱۰ تا بسته، ۱۰۰ تا بسته، نه، پنج تا دفتر، پنج تا لوازم تحریر تهیه کنن برای... عرض میکنم.
حجت الاسلام رفیعی: امام عسکری فرمودند: إن فی الجنة باباً یقال له المعروف. بهشت یک دری داره، بهش میگن باب المعروف. خب کی از این در وارد میشه؟ فرمود کسانی که اهل معروفن، یعنی به مردم خدمت میکنند، اهل کار نیکاند. کار نیک... جالبه راوی این حدیث ابو هاشم جعفریست. میگه من نشسته بودم، تو دلم گفتم خب ما که الحمدلله مردم کمک میکنیم، یعنی ما هستیم دیگه، این در بهشته مال ما هست. میگه من بخونم جالبه: فحمدت الله فی نفسی و فرحت، خوشحال شدم، گفتم که بما أتکلف من حوائج الناس، چون من خیلی توی رفع نیاز از مردم خودم رو به زحمت میانداختم و تلاش میکردم و تو دلم گفتم که خدا رو شکر. امام امروز یک مطلبی گفت فرمودند که شامل میشه، میگید که... و قال علیه السلام، نعم. حالا من چیزی هم نگفتم، فرمودند بله بله فدم علی ما أنت علیه، مواظب باش تعطیل نشه، ولی استمرار بهش ببخشید. بعد آقا فرمودند فإن أهل المعروف فی الدنیا أهل المعروف فی الآخرة، این کسایی که در دنیا اهل معروف و اهل نیکیان، روز قیامت هم اهل معروف و همون در معروفه. که فجعلك الله منهم یا أبا هاشم، خدا انشاالله تو هم از اونها قرار بده.
حجت الاسلام رفیعی: دیروز یک مراسمی بود مشهد، من توفیق پیدا کردم چند ساعتی رفتم و برگشتم، قبولش، زیارت، سلامت باشید. آبشار عاطفهها به نظرم بود اسمش، ما رفتیم سخنرانی کردیم. خب افراد زیادی بودن، مخصوصاً خانمهای زیادی یا جوانهای زیادی که اینا تو همین کارای خیر. اونجا گفتم، گفتم ببینید اصلاً گاهی خودتونو کوچیک کنید، اشکال نداره، برای اینکه کار یک کسی راه بیفته. بعد گفتم امام حسن مجتبی علیه السلام میاومدن بازار مدینه خرید، خیلی چانه میزدن: میشه دوتا؟ میشه سه تا؟ چانه میزنید، میفهمیدن. حالا بعد خرید میکردن، میدادن به فقرا، بعد میفرمودن این چانهزنی من برای خودم نیست، نیست، هرچی شما بیشتر تخفیف بدید فقیر بیشتر بهرهمند میشه. تعداد داشتیم که گاهی امامان ما از آبروی خودشون مایه گذاشتن، یعنی امام صادق که اصلاً حکومت بنی عباس نامشروع میدانه، با اونا در درگیری، در تضاد. طرف آمده، آقا دنبال اینا رفته پیش فرماندار: آقای فرماندار کار اینو راه بیندازه. لذا بار از دوش مردم بردارید. امام عسکری فرمود، میدونید حرف فرمود، دو چیزه که از اون بالاتر ما نداریم: یکی ایمان به خدا، یکی خدمت به مردم. الإیمان بالله و النفع للإخوان. اینو بذارید توی گروه: ایمان به خدا و خدمت. به دستتون میرسه، دستگیری کنید، بار از دوش دیگران بردارید.
گفت اسکندر وقتی فوت کرد گفت دست ما را از تابوت بذارید بیرون. گفتن چرا؟ گفت مردم دنیا ببینند فاتح ۳۶ کشور با دست خالی از دنیا رفت. تا زندهاید بدید، زنده که هستید میبینید، چراغ جلوئه، اما بعد از اینکه رفتید چراغ پشت سر. بار از دوش مردم بردارید. مخصوصاً تأکید میکنم دانشآموزا و بچههایی که این روزا میخوان برن مدرسه، نیان تو مدرسه خجالت بکشن، اون شرمندگیه انشاالله.
ملایی: خیلی ممنونم حاج آقای رفیعی عزیز، از شما خیلی ممنونم آقایون، خانمها. شما و حرکتو انجام میدیم دیگه. انشاالله امروز پرچمداری کار خیر به نیت امام حسن عسکری علیه السلام باید به دست سمت خدا باشه، ۲۰۳۰۳ هم برای انعکاس این حرکته. یا علی بگیم و شروع کنیم انشاالله. هر کاری که از دستمون امروز برمیاد برای این امام بزرگوار، از جمله همین نکته که حاج آقا فرمودند: خدمت به خلق، به ویژه در آستانه مدرسه برای دانشآموزای عزیز و نازنینمون. در پناه امام حسن عسکری سلام الله علیه باشید و باشیم تا فردا، اگه عمری باشه خدمت برسم. خداحافظ.