اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

1405-06-22- حجت الاسلام رفیعی-شرح دعای بیستم صحیفه سجادیه ( دعای مکارم الاخلاق )

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین. سلام عرض می‌کنم محضر شما مخاطبان عزیز و ارجمند برنامه سمت خدا، آقایان، بانوان، شنوندگان و بینندگان جان. خیلی خوش آمدید به یکشنبه تازه در طلیعه ماه ربیع‌الثانی و امیدوارم فرصت داشته باشید ۴۰-۵۰ دقیقه برنامه همراهی بفرمایید.

معرفی برنامه

تقدیم می‌کنم سلام و ارادت خودم را به محضر آقا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم، ائمه طاهرین سلام الله علیهم اجمعین و درود می‌فرستیم به روان پاک همه شهدای عزیز از صدر اسلام تا این لحظه، تا همین شهدایی که ما این روزهای اخیر در جنایات آمریکای خونخوار تقدیم می‌کنیم برای راه اسلام و قرآن. و البته سلام و ارادت ویژه نثار می‌کنیم به روح قائد شهید امت، حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای قدس سره الشریف. و به قاعده دیروز عرض می‌کنم، آن‌هایی که در مشهد، آن‌هایی که عازم مشهدید، آن‌هایی که در حرم امام رضا هستید، بعد از زیارت آقا علی بن موسی الرضا مشرف می‌شوید برای زیارت قائد شهید امت در دارالذکر، من و رفقایم در برنامه سمت خدا را هم یاد بفرمایید. از جمله نایب‌الزیاره باشید برای حاج آقای رفیعی عزیز هم که اینجا هستند و این‌جوری خواستم حضور ایشون را اعلام بکنم و دعوت بکنم که همراه بفرمایید برای برنامه امروز. سلام علیکم آقای ارادتمند.

حجت الاسلام رفیعی: بسم الله الرحمن الرحیم. عرض سلام، ارادت، محبت خدمت جنابعالی، متشکرم، بینندگان عزیز، ملت غیور ایران، عرض ارادت به خانواده محترم شهدا، جانبازان و همچنین عزیزانی که این شب‌ها در خیابان هستند. فکر می‌کنم به ۲۰۰ شب دارد می‌رسد. بله. انشاالله خداوند از همه شون قبول کنه و شر دشمن را از سر این کشور کم کنه و انشاالله امنیت کشور ما در همه ابعاد سیاسی، اقتصادی و نظامی حفظ بشه. الهی آمین. قبل از آن که وارد بحث بشیم، حلول ماه ربیع‌الثانی را تبریک عرض می‌کنم، چون آغاز این ماه با میلاد امام عسکری علیه السلام همراه است، هشتم این ماه. همچنین این ایام، ایام به حسب آنی که مشهور هست، حضور حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها در شهر قم، آن حضور ۱۷ روزه‌ای که تاریخ ساخت، تمدن ساخت. بله، و به هر حال قم را با اینکه مطرح بود اما بین‌المللی کرد. و انشاالله همه مون مشمول شفاعت این بانوی بزرگوار واقع شویم. انشاالله که در زیارت‌نامه آن بانوی بزرگوار آمده: یا فاطمه لک عند الله شأن من الشأن. یه تأکیدی هم بکنم که بینندگان عزیزمون نماز اول ماه را فراموش نکنن، هنوز فرصت هست تا غروب. رکعت اول حمد و قل هو الله، رکعت دوم حمد و ۳۰ تا انا انزلنا بخوانند و از خدا بخواهند همه بلایا را دفع کنه، مخصوصاً این بلای صهیونیست‌ها و آمریکایی‌های جنایتکار. و صدقه هم بدن، صدقه هم بدن که انشاالله بلایا دفع بشه. حالا اتفاقاً بحث امروز ما هم در همین رابطه است.

ملایی: بسیار عالی. صلاح بدونید من آغاز می‌کنم و تقدیم، من استفاده کنم از فرمایش شما. پس عرض کنم خدمت بینندگان عزیزمون و شنوندگان عزیزمون که خوب فرمودند، بعد نماز صدقه هم بدیم. البته یه دعای هم داره بخونیم و این‌ها. شما می‌تونید اول ماه ربیع‌الثانی هم مثل ماه‌های دیگر در قربانی ماه برنامه سمت خدا مثل همیشه پرشور مشارکت بفرمایید. کانال نگاه کنید، صفحات ما را در فضای مجازی ببینید. این ایام هر روزی که زیرنویس بکنن برایتان، دوستان به زیرنویس‌ها توجه داشته باشید و به راحت‌ترین راه ممکن می‌تونید از طریق ارسال عدد ۱۴ به ۲۰۳۳، صدقاتتون، تبعاتتون را در قالب مشارکت در قربانی ماه برنامه سمت خدا نثار بکنید. خیلی ممنون و سپاسگزارم از همه شما عزیزان. خوب حاج آقا بریم سراغ دعای مکارم.

حجت الاسلام رفیعی: بله، دو فراز از دعا را امروز خدمتتان عرض می‌کنم. فراز اول که بسیار کوتاه است و امام به اختصار بیان کردن، این است: وَادْرَأْ عَنِّي بِلُطْفِكَ. خدایا دور کن از من به لطف خودت. نفرموده شیعه‌ها، نفرموده و در، یعنی دفع کن عنی، از من، به لطفک. خب معلومه وقتی امام می‌گه به خدا از من دور کن، منظورش رزق و روزی و نعمت که نیستش که. لذا شارحین این دعا نوشتن منظور اینه: خدایا بلایا را از من دور کن با لطف خودت. چون یکی از صفات خدا اینه که لطیفه یا لطیف، تو دعا داریم لطف الهی شامل ما بشه و خدا بلایا را از ما دور کنه.

من یه توضیح بدم، بلایا و شرور. ببینید در عالم هستی یک بلایایی وجود داره. برخی از این بلایا طبیعی است، مثل سیل و زلزله و اتفاقاتی که می‌افته، طوفان و صاعقه. بعضی از این بلایا بلایای غیرطبیعی است اما توسط ممکنه ستمگران یا افراد مختلفی یا پیشرفت تکنولوژی. خب ما سابق که این‌قدر تصادف نداشتیم که این‌قدر موتور نبود، این‌قدر ماشین نبود. الان به خاطر این که خیلی از مسافرت‌ها با وسایل نقلیه انجام می‌شه، خب ممکنه یه هواپیمایی سقوط کنه، یه ماشین تصادف کنه. یا بلایایی که مثل جنگ پیش می‌آد، می‌زنن، داغون می‌کنن، بمب می‌ذارن، ترور می‌کنند. پس در عالم هستی بلایایی وجود دارد، طبیعی و غیرطبیعی. الانم نمی‌خوایم ما آن بلایا را ریشه‌یابی کنیم، چون بعضی از بلایا طبیعیه، بعضی از بلایا در اثر گناهه مثل فرعون و نمرود و اینا که بلا شاملشون شد و عذاب بود، بعضی از این بلایا کوتاهی‌های ماست. کسی کوتاهی می‌کنه، توی تصادفی خوابش می‌بره، اتفاق می‌افته.

من بد نیست این آیه را بخونم، سوره انعام آیه ۶۵، آیه خیلی قابل توجهی است. سه مورد را خدا فرموده، می‌فرماید که بدونید که این سه تا می‌تونه شامل شماها بشه: هو القادر خدا قدرت داره علی ان یبعث علیکم عذاباً من فوقکم یه، و عذاب‌هایی را از بالای سر روی سر شما فرار کنیم. مثل باران زیاد بیاد، سیل ایجاد بشه، یه منطقه را، اخیراً در نپال بود، کلی آدم از بین رفتن. بله، من فوقکم دو جور معنا کردن: یکی معناش همین عذاب، بلاهای طبیعی است، صاعقه بزنه، سنگ از آسمان بیفته، مثل قوم لوط که سنگ آمد از بین برده شد، یا لشکر ابرهه که مثلاً آن دانه‌ها آمد از بین بردش. بعضی از روایات ما من فوقکم را معنا کردند کسی که تسلط بر شما پیدا کنه، مثلاً یک نمرودی، بخت‌النصری. همین الان در زمان خود ما این صهیونیست‌های ملعون در لبنان چقدر جنایت می‌کنن، در غزه. پس ممکنه، نمی‌خواد بگه خدا این کار را می‌کنه‌ها، می‌خواد بفرماید چون می‌دونید هر کاری تو این عالم واقع بشه بدون اذن خدا که نمی‌شه. قطعاً، ببخشید این‌طور عرض می‌کنم، اونی هم که شراب می‌خوره، اگر خدا این بهش نداد که نمی‌تونست بخوره، منتها چرا عذابش می‌کنن؟ چون خدا بهش گفته از این اختیاره استفاده، نه نکن، نخور این شراب را. مثل اینکه ماشینی که شما می‌رید می‌خرید، کارخونه به شما می‌گه این ماشین هم می‌تونه تصادف کنه، هم می‌تونه نون دربیاره برای شما، هم می‌تونه قاتلت باشه، هم می‌تونه قاطلت باشه. شما اگر ماشین را جوری استفاده کردی که قاتلت شد، تصادفی اتفاق افتاد، خانواده‌ت نمی‌تونن بیان یقه شرکت را بگیرن بگن تو این ماشین را ساختی. می‌گه من ساختم، جوری هم ساختم که هم بشه باهاش تند بره تصادف کنه، بتونه درست بره، هم نون دربیاره و هم خلاصه نون‌بری کنه. ولی خب ایشون خودش رفته این کار را کرده. پس معنای این آیه این نیست که خدا می‌خواد بگه من عذاب می‌فرستم برای شما بدون دلیل، نه. داره می‌شمره، می‌گه ببینید سه نوع عذاب داریم ما: یک، هو القادر علی ان علیکم عذاباً من فوقکم یه عذاب از بالا سر داریم. حالا این بالا سر منظور آن حاکمای ستمگرند یا بارانی که میاد یا سیلی که میاد. ۲، او من تحت ارجلکم ممکنه این عذاب از زیر، منظور شاید زلزله باشه، رانش. الان رانش زمین قدیمم بوده، الانم هست دیگر، زمین یه وقت رانش می‌کنه، عده‌ای رو، سونامی اتفاق می‌افته. یا نه من تحت ارجلکم تو روایت داره، ممکنه نیروهای زیرمجموعه شما، شما را اذیت کنه. آها اینم هست دیگر. یعنی آن من فوقکم می‌شه سلطان ستمگر، من تحت اولاد شما مثل پسر نوح، مثلاً. پس این یه قید. او یلبسکم شیعاً ممکنه یک نوع عذاب دیگه هم شامل شما بشه و آن اختلاف و درگیری و خلاصه بینتون تضاد ایجاد بشه. خب حالا امام سجاد به خدا: خدایا همه اینا را از من دور کن، من فوقکم، من تحت ارجلکم، یلبسکم شیعاً، یعنی اختلاف. یک بلاست به جان ما نیفته، درگیری یک بلاست، قطع رحم یک بلاست، اختلاف، قهر بین زن و شوهر و پدر و فرزند. خدایا همه اینا را از ما دور کن. دیدید چقدر قشنگه! دعا نگفته امام چیه‌ها، بله. نیامده دور کن از ما به لطف خودت چیو دور کن، شر بلا. مسلم امام از خدا نمی‌خواهد دور کند از او چیزی را که خیره، آن که اشتباهه. ۱۰۰.

ببین جناب آقای ملایی، این شبیه همون کلامی است که شفاف‌تر تو دعای نماز عید فطر می‌گیم: اللهم انی اعوذ بک من مستعاذ منه عبادک الصالحون، هر چیزی که بنده‌های صالح از تو به خدا پناه بردند. این همونه که می‌گیم قل اعوذ برب الفلق، من شر ما خلق، الناس، اله الناس، چی تا اونجا که من شر وسواس. پس وسوسه بلای درونی است. اگر یک کسی مبتلا به وسوسه شد، حالا این وسوسه ممکنه وسوسه فکری باشه. بله، داریم آدمایی که همش فکرش مشغوله، حالا مثلاً بچه‌شو زنش نداده، می‌گه نکنه با زنش دعواش بشه. بابا تو هنوز زنش ندادی، گریه چیو می‌کنی؟ نکنه بچه که به دنیا میاد، نکنه این مسافر تصادف منجر بشه. اینا خیلی بده. این وسوسه فکری است. بعضی اوقات خدای ناکرده این وسوسه فکری به توحید و اعتقاداتم، عدل خدا شک می‌کنن، تو معاد شک می‌کنند. بله. تو روایات داریم اگر کسی دچار وسوسه فکری است، این آیه را زیاد بخونه: هو الله الذی هو الاول والآخر والظاهر و باطن، سوره حدید آیه ۲. عزیزانی که مبتلا به وسوسه فکری، وسوسه فکری چیه؟ یعنی ببینید غیر از تفکره. حضرت عالی الان برنامه‌ریزی می‌کنی برای پسرتون، مثلاً همسر براش بگیری، خانه. این اشکال نداره. اما بی‌دلیل، نکنه این بچه مریض بشه، نه این نکنمای که ۹۰ درصدشم اتفاق نمی‌افته، نمی‌افتاد، اینا وسواس فکری است.

وسواس فکریست، این یه وسوسه. وسوسه دوم وسوسه رفتاری است. کسایی که تو رفتارشون، حالا ممکنه این رفتار به یه در بستن خونه باشه، درو می‌بنده سه مرتبه برمی‌گرده این درو نگاه می‌کنه. خب بابا برو، این راه هیچ راهی ندارد جز بی‌توجهی، جز عدم التفات. ببین وقتی انسان عاقله می‌دانه ریشه این وسواس شیطانه: من شر وسواس خناس، الذی یوسوس فی صدور، ببین می‌گه بابا این قرآنه عزیز من، خدا داره با شما حرف می‌زنه، می‌گه این کار خلاصه در صدر شما هم می‌اندازه، در سینه شما هم می‌اندازه. لذا وسواس‌های فکری و وسواس‌های رفتاری، حالا وسواس رفتاری ممکنه من دارم، مثلاً توی فضای مجازی یه پیام می‌ده طرف، خب می‌گیم انشاالله خدمتتون عرض می‌کنم، ۱۵ بار دیگه پیام می‌ده، ۱۰ بار دیگه. بابا صبر کن، تو نوشتی، این کار می‌شه یا نمی‌شه، این سؤال، می‌گه شاید نرسیده اولیه، شاید ایتاتون قطع بوده، شاید براتون، آقا این‌ها همه وسوسه رفتاری است که ممکنه توی مسائل عادی، تو حتی مسائل کاری خودشونو نشون بده. و گاهی هم خب شیطان آن‌قدر قوی است که این وسوسه رفتاری را، می‌خوام بلا را توضیح بدم، این یه نوع بلاست، بحثم روی این موضوع نیست، وسوسه رفتاری را در افراد مذهبی میاره تو حوزه عبادات و در واقع مسائل شرعی و دینی. می‌بینی مثلاً توی انفاق، توی صدقه، توی مثلاً نماز، طهارت و نجاست، یه غسل. من حالا خود شفاف عرض کنم، یه وقتی در مکه مکرمه مشرف بودیم، یه سال عمره بودیم، یه روز من تو هتل دیدم که یه خانمی، خب خانوما لباس، لباس سفید، چادر سفید، بدون اینکه احرام باشه، این حوله است اما خانوما می‌گن خب شاید اینا از احرام دراومده. و حالا من دیدم یه آقایی نشسته، سرشو این‌طوری گرفته، جوان ۲۴-۲۵ ساله، خانمش، فهمیدم با هم قهرن، یه جوری با هم اختلاف زن و شوهری، که بعد از هدیه ازدواجشون چی بوده؟ سفر عمره. دیدم خانم، سلام علیکم، زائر نجاتم بده، گفتم چیه؟ دعواتون شده؟ گفت نه، سه روزه. الان می‌گذرم، این خانم محرمه، عمره، می‌دونید که همه احرامش دو سه ساعته. بله، هفت دور می‌چرخه. و بله، یه زائری داشتیم، گفت آن‌قدر من حاج آقا از شما خوشم اومد، روحانی، گفتم چیه؟ گفت سال اولی که ما می‌خواستیم بریم عمره، شما ما را جمع، قداست مکه جای خودشه‌ها، مسجدالحرام، نگاه به کعبه، اما شما اگه یه ماشین بذارن، ۷ دورش بچرخ، استرس داری. گفت نه، اینم همونه، یه سری سنگ چیدن، ۷ دور دورش بچرخ، بیا کنار، با وضو. بله، قداستش جای خودش، در جایگاه یک مناسک و یک اعمال، راحت کردی. حاج آقای حاج جناب آقای ملایی، من هر موقع روحانی کاروان بودم، هیچ‌گاه تو منا، تو عرفات، تو، اصلاً برای زائرم هیچ وقت کار مشکل، خدا آسان کرده، من مسئول پیش خدا مسئولم سختش کنم؟ آقایون که مسئله شرعی هم می‌گن، حواسشون جمع باشه، مردم به زحمت نندازن، یرید الله بکم گفتم حالا مشکل چیه؟ عذرخواهی می‌کنم، من شفاف، گفت هیچی، ایشون زن جوان، ۲-۳-۴ ساله، می‌گفت، می‌گه من حفظ وضو در طواف نمی‌تونم داشته باشم. آها، این معلومه، شیطانه. این شفاف، یه پیرمرد ۸۰ ساله است، مبتلا به بیماری مثلاً فرض کنید جسمیه، خب آدم می‌گه این ممکنه مثلاً فرض کنید که پروستات داره، اما یه زن جوان ۲۳-۲۴ ساله، آخه این معلومه شیطان. هیچی، خلاصه گفتم آقا پاشو بریم، چرا زودتر نگفتی؟ آمدیم مسجدالحرام یه گوشه‌ای وایسادیم و بالاخره این الان انجام داد و با چی انجام شد؟ با تلقینای من. برو دنبالش راه افتادم، خدا می‌دونه یعنی دنبالش راه افتادن، بریم، ولی منم دارم از طواف می‌کنم. خلاصه این وسوسه است.

ببینید بزرگ‌ترین نکته، مهم‌ترین نکته‌ای که عرض می‌کنم همین: شر الوسواس الخناس، بدونید کار شیطانه، الذی یوسوس فی صدور الناس. اگر براتون اتفاق افتاد، بگید همین سوره را بخونید، کار را ادامه بدید، خدا حفظ. آیت‌الله العظمی مظاهری را می‌فرمودند، مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی یه وقتی دچار وسوسه شده بودن توی وقت، می‌گفتن مثلاً هنوز ظهر نشده، حالا اذان گفتن، می‌گفتن مثلاً ثبت می‌کردن، می‌گفتن استادی داشتن، حالا یادم نیست اسم استادم، گفتن فرمودند: «سید حسین، از این به بعد نمازتو می‌خونی، می‌گی چهار رکعت نماز ظهر خارج از وقت می‌خونم، گردن استادم، غربتاً الی الله». دو سه روز خوب شد، تمام شد. و منم به این عزیزانی که دچار این قصه هستن می‌گم: من گردن من، گردن من، بگید وضووم درسته، بگید روزه هم داره، لاابالی‌گری بده‌ها، اما اینی که یکی از بلاها این وسوسه است. یکی از بلاها همین سیل و زلزله و ایناست، یکی از بلاها بلاهایی است که جنگ و اینا. خدایا و ادرأ عنی بلطفک، خیلی دعای قشنگی است. یعنی اینی که متعلقشو نیاورده. من یه وقت می‌گم آقای مولایی به شما مثلاً یه میلیون می‌دم، خب این معلومه. یه وقت می‌گم نه، بعد برنامه یه جایزه به شما می‌دم، این دیگه می‌تونه هر چیزی باشه، از خونه بگیره تا ماشین، تا سکه. که البته مثال زدم، یه وقت شما یه لحظه من جدی گرفتم. نه نه، شما جدی. خدا رحمت کنه آقای فلسفی را، مرحوم آیت، واقعاً خبره بود توی تبیین مطالب. یه مثال قشنگی می‌زد این و ادرأ عنی بلطفک، یه مثال قشنگی می‌زنه. می‌گفت که نوشته اینو ایشون می‌گفت: فرض کنیم که شما یه میدانی هستید، کاسبی، خب، بله، از خانه آمدی بیرون، ۲۰ دقیقه دیگه هم می‌خوای توی میدان باشی چون بار می‌رسه برات باید تحویل بگیری. و حالا اومدی از خانه بیرون، ۱۰ دقیقه‌اش گذشت، ۱۰ دقیقه فرصت میدون. آقا یه آدمی جلو شما را می‌گیره تو خیابون، حالا شمام دیرت شده، هی می‌خوای بری، خلاصه سؤال داره، احوال‌پرسی داره، فلان، اون ۱۰ دقیقه می‌گذره، دیر می‌شه. دقیقاً سر همون ساعت یه مرتبه یه سیلی میاد توی میدان، عده‌ای از بین میرن، میرن شام. ای خدا، دستت خدا، پدر اینو بیامرزه، که می‌فرمود این‌طوری خدا با لطف خودش عذاب را از شما دور دور می‌کنه. ببینید من نمی‌خوام الان تحلیل کنم انواع عذاب‌ها را‌ها، ولی گاهی اتفاق افتاده آدمایی که مثلاً پلیس نگهش داشته، یا فرض کنید با این ماشین همه رفتن، دیر رسیده. حالا چرا دیر رسیده؟ یه ترافیکی ایجاد شده. بعد اون ماشین تصادف کرده، هواپیما سقوط کرده. این میاد می‌گه پدر اون پلیسو بیامرزه. گاهی از اوقات این‌طوره. و ادرأ عنی بلطفک. حالا این لطف خدا چه جور شامل می‌شه؟ ممکنه کسی سر راه شما قرار بگیره، ممکنه عرض می‌کنم یه عالمی بیاد شما را نصیحت کنه، آن بلای وسوسه را کنار بگذارید. ممکنه با یه رفیق خوب همراه بشی. این بخش اول دعای امام سجاد.

و اما بخش دوم، این دو بخش ظاهراً به هم مربوط نیست اما مطالب مهمی داره. دعای دوم امام سجاد اینه: وَاغْذُنِي بِنِعْمَتِكَ، خدایا با نعمت‌های خودت به من غذا برسون، منو سیر کن. خب برادران و خواهران عزیز، می‌دونید طعام و غذا خیلی مهمه: فلینظر الانسان الی طعامه. طعامه، خدای تبارک و تعالی به لطف و عنایتش برای همه بشر هم غذا و رزق در نظر گرفته: ما من دابة فی الارض الا علی الله رزقها. این رزق به گونه‌ای است که اگر کسی ناتوان باشه، با توجه به ناتوانیش براش رزق در نظر گرفته. مثال می‌زنم، بچه‌ای که به دنیا میاد که نمی‌تونه دنبال رزق بره، این رزق را در سینه مادر قرار داده و این توان مکیدن را به بچه داده. امام حسین تو دعای عرفه می‌گه: می‌گه طفل بودم، تو غذای من را در سینه مادر، لبن و شیر، اونم از میان چی؟ از میان این بدنی که همه رقم چیزی توش هست، قرار دادیم. حضرت عالی نمی‌دونم تو خونه پرنده داشتید یا نه، یه وقتی داشت، آره. نه، مثلاً میان بعضیاشون ما داریم توی خونه، بله، یا کریم‌ها میان، اینا که همیشه هست، هست، آره. عقلشون می‌رسه یا نه؟ آدم مثلاً بعد نماز صبح ۴-۵-۶ اینا که می‌خوابه، اون موقع شروع می‌کنن صدا کردن، نمی‌ذارن آدم بخوابه. عرض می‌کنم که من دقت کردم، ببین این غذا را میاد بلع می‌کنه، بعد دهان، این منقارشو می‌ذاره تو منقار فرزندش. اینا چیکار می‌کنه؟ خدای تبارک و تعالی این رزق را برای این قرار داده. پس خدای تبارک و تعالی یه پرنده نابینایی، حالا چشمش توی حادثه‌ای این‌طور شده بود یا مادرزادم ممکنه بعضی پرنده‌ها کور متولد میشن، داشت چهچه می‌زد، پیغمبرم داشت رد می‌شد. پیغمبر زبان پرندگانو می‌دونه، سلیمانم می‌دانست، انبیای الهی هر چی دارن پیغمبر ما داره، آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری، یکجا داری، ائمه ما هم می‌دونستیم. پرنده نابینا داشت می‌خواند، پیغمبر ایستاد، گفت فرمود می‌دونید چی می‌گه؟ گفتن نه، ما از کجا زبون پرنده، شما بلدی؟ فرمود داره می‌گه: الهی خلقتنی اعمی، خدایا تو منو کور آفریدی، فارزقنی، من که نمی‌تونم دنبال روزی برم، روزی برم، دونه پیدا کنم. ببین می‌گه همین‌طور که داشت می‌خوند، یک ملخی آمد رد بشه، یهو از جلو دهان، دیدید گاهی اوقات پرنده‌ها مگس و اینا روزه است، میان از جلو دهان آدم رد میشن. این ملخ آمد از جلوی این رد بشه، این گرفتش. خب گرفتش و قشنگ شروع کرد به خوردن و شروع کرد خواندن. حضرت فرمود می‌دونید چی می‌گه؟ گفتن ما اولشم نمی‌دونستیم، شما معنا کردید. فرمود می‌گه الحمدلله الذی شکر خدایی که لم ین ثانی، من نابینارم فراموش. من پرنده. اما ببینید پس داره من، حالا یادم نیست الان منبعش، ولی در نقل دیدم که وقتی عزرائیل آمد جان حضرت ابراهیم را بگیره، ابراهیم یه قدری خب نگران شد، زن داشت، بچه داشت، لابد نوه داشت، خب، آره. خدا فرمود اون سنگو بزن کنار. زد کنار، دید یه کرمی داره، یه جلبکی رو، یه برگی رو داره. فرمود ابراهیم، ما اینو فراموش نکردیم، زیر این سنگ، تو را فراموش می‌کنیم؟ تو غصه نخور، رفتی، رزقت با ماست.

پس یه بار دیگه توضیح بدم: خدای تبارک و تعالی رزق را برای همه قرار داده، به همه انسان‌ها و موجودات هم توان پیدا کردنش را داده، داده. از آن بچه‌ای که شیر مادر می‌مکه، از آن پرنده‌ای که اون‌طور از خدا روزی می‌گیره. برای انسان و بشر راهش را کار و تلاش قرار داده، می‌گه برید دنبالش، تلاش کنید، روزی را پیدا کنید. اما این دعای امام سجاد معناش چیه؟ خدایا به من غذا بده، به نعمتت. یه معناش اینه، یعنی راه به دست آوردن روزی را برای من هموار کن، سخت نبود. یه معناشم اینه، اینه که امام به خدا عرض می‌کنه به من غذا بده. بعضی از اوقات غذا هست، آدم نمی‌تونه بخوره، به بیماری داره، یه سختی داره، راه گلو گرفته می‌شه، ها بله، اتفاقی می‌افته، انسان نمی‌تونه در واقع، اون خدایا به من غذا هم غذا بده و هم بتونم بخورم، بتونم بخورم، هم داشته باشم هم بتوانم این غذا را، چون داشتیم، فراوان داشتیم، کسانی که در واقع همه چیزها براشون فراهم بوده اما توان استفاده را ازش نداشتن.

خب یه نکته‌ای من اینجا عرض کنم، نکته خوبی است، من یادداشت کردم. من آنی که یادمه حالا در قرآن کریم ۲۰ تا کلوا داریم، کلوا یعنی چی؟ بخورید، بخورید. بله، منتها هر کدوم از این کلواها یه پیامی هم بعدش خدا گذاشته. من اگه اجازه بفرمایید ۱۰ تاشو لااقل بگم، استفاده از این مواردی که از پس بخورید بخورید. یه بنده خدایی یه آیه را با آیه دیگه خلط کرده بود، یعنی یه آیه را از یه جا برداشته بود با یه قسمت از یه آیه دیگه‌ای. ما داریم اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ، هر چقدر می‌توانید تقوا داشته باشید. اما داریم فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ، این ما استطعتم آنجا را گذاشته، کلوا مااستطعتم، هرچی می‌تونید بخورید. بابا این می‌خورم تا سیر بشم. اون یکی دیگه گفت نه، من می‌خورم تا خسته بشم، تا خسته خوردن. ۲۰ تا فعل داره تو قرآن، ۲۰ بار. پس خدای تبارک و تعالی راضی به گرسنگی بندگانش نیست. اصلاً عزیزان بیننده، یکی از نعمت‌هایی که خدا تأکید کرده و به بندگان می‌گیم رفع گرسنگی: اطعمهم من جوع، آمنهم من خوف. امنیت کشور و تأمین اقتصاد و غذا، دو مسئله اصلی است. بله، و الا خدا تو قرآن اینو تأکید نمی‌کرد، مال قریشه دیگر. بله، می‌فرماید این‌ها رحلت الشتاء والصیف داشتن و بعد می‌گه کدوم خدا، اون خدایی که اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف. خب پس گرسنگی یک ضعف، گرسنگی یک در واقع آسیب جامعه، نباید گرسنه باشه، باید اقتصادی تأمین باشه. منتها آیا با هر روشی؟ با هر شیوه‌ای؟ امیرالمومنین علیه السلام سوار بر قاطر آمدن مسجد، دیدن یه آقایی ایستاده، فرمودند که این حیوان را برای من نگه دار، من یه پولی بهت می‌دم، من برم نماز. به قول امروزیا پارکینگ، حق پارکینگ. آقا رفتند نماز و برگشتن، دو درهم دادن به قنبر، فرمودند برو بده به این آقا قاطر را ازش بگیر. آمد گفت آقا کسی اینجا نیست، کسی نیست، دزدیده رفته. آقا عجب! ظاهراً این‌طور نبود، حالا من عرض می‌کنم که حالا برو بگرد ببین. قنبری یه کمی گشت، قاطر را پیدا کرد، دید تو کوچه‌های کوفه است، اما افسارشو نیست. فهمید این دزده بازار یه افسار بخر برای قاطر. قنبرم رفت و یه افساری خرید، دو درهم، آمد. ببینید ظاهراً همون افساری هم بود که این آقا رفته بود فروخته بود، عجب! دو درهم فروخته بود. آقا فرمودند ببین چه‌جور بعضیا رزق و بر خودشون حرام می‌کنن. خب منمو بهش می‌دادم، حلال حلال. اما الان دو درهم گیرش اومد، حرام.

بینندگان عزیز، خواهش می‌کنم این تقاضای منو عنایت بفرمایید، سعی کنید رزقتون حلال باشه. من الان آیاتشو براتون می‌خونم. رزق حلال باعث نسل صالح می‌شه، رزق حلال باعث برکت توی زندگی می‌شه. مخصوصاً من همه عزیزانی که الان بیننده ما هستند، مذهبان، متدینن، عزیزان همه مردم ما این‌طورند، تأکید می‌کنم حق‌الناس تو مالتون نباشه، حق‌الامام، حق‌الرسول، حق‌الله نباشه. من امروز روایات خمس رو نگاه می‌کردم، چون من می‌شناسم آدمای خوبی که سفر حج میرن، سفر عمره میرن، کربلا مشرفن اما خمس نمیدن. ای بابا، من به شما عرض می‌کنم، منکر خمس، منکر ضروری فقهه، سال‌ها را نگاه کنید، تو عروه را نگاه کنید، اگر کسی بگه من قبول ندارم این خمس را، این انکار ضروری دین و این یه نوع کفر محسوب می‌شه. اگر بگه قبول دارم و نمی‌دم، گناه کبیره است. و در بعضی از نقل‌ها دارد کسی با عین خمس نداده، مالی تهیه کنه، مالکش نمی‌شه، چرا؟ چون خمس سهم پیامبر و خدا و ائمه معصومین علیه السلام است. یه بخشیش، آیه‌شم ۴۱ سوره انفال، آیه قرآن: واعلموا انما غنمتم من شیء. حضرت آیت‌الله العظمی سبحانی یه کتابی دارند فارسی به نام «خمس»، خیلی هم طولانی نیست، ۴۰-۵۰ صفحه است. من خواهش می‌کنم بینندگان عزیز اینو بخوانید. و عزیزانی که به الحمدلله موفقید در صدقه، در انفاق، در حج، اهل نمازید، خمستونو بدید. من روایت دیدم، الله اکبر، عجب روایتی است، نوشتنش ولی دیگر چون وقت نیست ترجمشو عرض می‌کنم. روایت دیدم که امام صادق کسی ازش سؤال کرد آقا بدترین نوع مثلاً اینی که آدم مال مردمو بخوره چیه؟ خب آب مال یتیم. بعد آقا فرمود: و نحن التیم، ما یتیمیم. یعنی چی؟ یعنی سهم خمس ما را ندید. امام.

بله، اصلاً در طول زندگی ۲۵۰ ساله امامان ما، اون چیزی که امام دین را باهاش اداره می‌کرده همین خمس بوده. الانم مراجع عالی‌مقام این‌طورن. لذا همه عزیزانی که صدای منو می‌شنوید، اگر سال خمسی ندارید، مراجعه کنید به دفتر مرجع تقلیدتون و سال خمسی برای خودتون قرار بدید. بنده از ۱۵ سالگی، اول رمضان سال خمسی دارم، تا همین الان که خدمت شما هستم، از خود ۱۵، از اولین سال تکلیفم. ممکنه عزیزان بگن آقا ما چیزی نداریم، زندگیمونم تأمین نمی‌شه، باشه، برای خودتون سال خمسی قرار بدید، ممکنه در طی ۱۰ سال بدهکارم نشید، انشاالله آن‌قدر داشته باشید که علاوه بر مؤونه و خونه و ماشین و زندگی، اضافه هم بیارید، خمس هم بدید. اما گاهی از اوقات ممکنه من همین امشب مثلاً شب اول سال خمسیمه، می‌بینم همه مالم استفاده شده، یعنی خونه نیاز داشتم، اجاره باید بدم، ماشین می‌خوام، همه را استفاده کردم. چون چیزی که انسان استفاده، اما دو کیلو برنج تو خونم امشب، این ظاهراً الان نیاز ندارم، می‌تونم در آینده همون دو کیلو را خاموششو بدیم. مواظب باشید خمس جزو احکام، جزء فروع دین و اگر کسی این سهم امام و سادات و چیزی که تو آیه ۴۱ سوره انفال دیگر ۶ قسمت کرده: لله، لرسول، ذی‌القربی، یتامی، مساکین، ابن سبیل. تمام فقها هم نوشتن که اگر کسی خمس پرداخت نکنه مدیونه و این مالش دچار شبهه می‌شه.

ملایی: خب من می‌رسم آن کلواها را بگم یا صبر کنم بریم بیایم؟ ببینیم چقدر زمان می‌مونه. اگه اشکال نداشته باشه، ببین چقدر زمان برامون باقی می‌مونه. ما چون امروز یه خورده محدودیت چیز هم داریم، نه زمانمون کم باشه‌ها، ولی نمی‌خوایم از زمان خودمون بزنیم بیرون. با اجازه شما، البته عرض کنم خدمتتون که دو تا مطلب و برمی‌گردیم دوباره خدمت حاج آقای رفیعی. مطلب اول اینکه خب چون بحث بر سر دعاست، حاج آقای رفیعی توضیح و شرح دعای مکارم الاخلاق آغاز امام زین‌العابدین سلام الله علیه را دارم برامون می‌فرمایند. دعا می‌کنیم، امید به اجابت هم باید داشته باشیم و روش‌های زندگیمون باید، روش زندگیمون جوری باشه که دعاهامون به اجابت هم برسه. یه کتابی را می‌خوام معرفی کنم، دوستانم روی جلد کتاب را بهتون نشون می‌دم، یه تصویر بسته ازش، تا انشاالله بریم محضر قرآن برگردیم، فکر کنید به این کتاب. کتاب عنوانش هست «دعا و اسرار اجابت» که یه گزیده‌ای از مباحث حاج آقای فرحزاد عزیز هست که نمی‌دونم حاج آقا اگر الان دارید می‌بینید برنامه را، ارادت داریم، سلام هم عرض می‌کنم خدمتتون حاج آقای فرحزاد عزیز. یه در واقع گلچینی است از مباحث حاج آقای فرحزاد در برنامه سمت خدایی که سال‌های سال از حضور گرم ایشون الحمدلله بهره‌مند بودیم، انشاالله که بتونیم در آینده هم استفاده کنیم. «دعا و اسرار اجابت» اثر حاج آقای فرحزاد عزیز و گرانقدر. اگه دوست دارید که این کتاب را تهیه بفرمایید، عبارت کتاب را به ۲۰ هزار ۳۰۳ پیامک بفرمایید، رفقای من راهنماییتون می‌کنن. به قول حاج آقای رفیعی الان در مورد کدوم کتاب بود فرمودید؟ سبحانی، کتاب کم‌حجمی هم هست، نه اینکه حالا این حتماً یه حسن باشه، نه، ولی برای اونایی که کم‌حوصله هم هستید، کتاب خیلی، کتاب خلاصه، کمی سریع می‌تونیم بخونیمش.

و اما صفحه ۳۲۳ قرآن کریم را انشاالله تلاوت خواهیم کرد، سوره مبارکه انبیا، آیات یازدهم تا بیست و چهارم این سوره مبارکه. ثوابش هم تقدیم می‌کنیم به مردم عزیز و شریف و نجیب ایران، مردمی که این شب‌ها در خیابان حضور دارید.اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

صفحه323 قرآن کریم

ملایی: خیلی سریع بریم خدمت اقای رفیعی. اون موارد امر به خوردن در قرآن کریم، کلوا، اونا را یه تعدادش حداقل...

حجت الاسلام رفیعی: بله، چون فرصت کمه اشاره می‌کنم. کلوا من طیبات ما رزقناکم، چیزهای پاکیزه بخورید. بله، چیز خبیث باشه، نجس باشه، کثیف باشه، شده در دین نجسم نیست اما گفته پاکیزگی نداره. کلوا و اشربوا من رزق الله ولا تعثوا فی الأرض مفسدین، بخورید بیاشامید، طغیان نکنید. وقتی خوردی، تو سر مردم نزنید، شکمتون سیر شد، ظلم نکنید. باز فرمود کلوا من ما فی الأرض حلالاً طیباً، این طیب همیشه روش تأکیده، مال حلال بخورید. و بعد می‌فرماید که شیطان، روزی خدا را نخورید و دنبال شیطان برید، این خیلی بده، شیطان که به شما روزی نداده، خدا داده. بله، مثل اینا که می‌رن، حالا نمی‌خوام بگم این درسته‌ها، شام این آقا را می‌خوره، به یکی دیگه رأی می‌ده، لااقل شامش رو نخور. بله. عرض می‌کنم که کلوا من طیبات ما رزقناکم و اشکروا لله، بخورید و شکر هم به جا بیارید، بیاورید. پس اینم یک، بخورید، گناهم نکنید. اونی که معروفه ولا تسرفوا، بخورید، اسراف نکنید. کلوا و ارعوا انعامکم، بخورید، به حیوانات هم بخورانید، انعامتون را، مثلاً گاو، گوسفند، شتر، این‌طور نباشه که اونا اذیت بشن، گرسنه بمانند، آب بخوری و اون مثلاً تشنه بمانه. اینا مواردی است که قرآن اشاره می‌کنه. و باز مورد دیگر قرآن کریم می‌فرماید که کلوا من ثمره إذا أثمر و آتوا حقه یوم حصاده، خودتون بخورید اما به فقرا هم بدید، به دیگران هم بدید. بله. خیلی خوب، خیلی ممنونم آقای رفیعی، خدا سلامتی به شما بده، خدا خیلی متشکرم.

دو تا نکته و خداحافظی: اولاً بعد از برنامه سمت خدا تیم ملی والیبال مردان جمهوری اسلامی ایران در فینال قهرمانی آسیا یه دیدار خیلی مهمی را داره، البته حریف، حریف مدعی باشه، برای دوستانم در رشته والیبال که میان، حسم آقای کاویانی، حالا هر کس هست، هر بزرگواری تشریف میارن، توضیح می‌دم براتون، دعا کنیم برای موفقیتشون، سربلندی ایران عزیزمون و مسابقه خیلی مهمه. نکته بعدی هم اینکه ما این شب‌ها به اتفاق کارشناسان ارجمند برنامه سمت خدا در تجمعات مردمی حضور پیدا می‌کنیم. چند روز پیش با حاج آقای رفیعی بودیم که دیروز انتهای برنامه تصویرش را تماشا کردید، رفیعی عزیز توی قم که دو جا را سر زدیم، با آقای خلج سعی کردیم در بین مردم باشیم، با سروران دیگر. بعد رفع زحمت بنده، شما می‌تونید یه خلاصه‌ای از حضور در تجمعات ببینید، به اتفاق حجت‌الاسلام والمسلمین حاج آقای خلج. در پناه حضرت حق باشید، پرچم ایران بالای بالا بود، ایران حسین تا ابد، انشاالله پیروز است. خداحافظ.

 

ارسال دیدگاه


ارسال

جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید

دیدگاه ها