خانمها، آقایان، سلام، وقتتان بخیر. عزاداریها قبول باشد انشاالله. به سمت خدای امروز خیلی خیلی خوش آمدید. انشالله آخر هفته خوبی داشته باشید. به مردم مقاوم، رشید و سروقامت ایران اسلامی سلام میکنم. به رزمندگان عزیز و غیورمان در جای جای میهن اسلامی که در خط مقدمند، با دل و جان سلام میکنم. خدا قوت بهشان میگویم و امیدوارم خداوند هم به ذهن و فکرشان و هم به دستان و بازوانشان توان بدهد برای عزت و اعتلای کشور اسلامیمان که کشور امام حسین است.
محضر حاج آقای عاملی هم سلام میکنم و خوشامد عرض میکنم. آقا سلام علیکم.
حجت الاسلام عاملی: وعلیکم السلام و رحمت الله. خسته نباشید عرض میکنم محضر حضرت عالی و همکاران محترمتان و عزیزانم در جای جای ایران عزیز ما. توفیق طاعت و عبادت، تهجد، مناجات، خلوت، انس با خدا را برای عزیزانم محترم قبولی عزاداریها، مخصوصاً در این موسم. کسانی که نتوانستند مشرف بشوند به عتبات، دلشان شکسته است. خدا هم فرموده: من در دلهای شکستهام. «انا عند المنکسرة قلوبهم» و المکسورة قلوبهم... انشاالله که با دلهای شکسته دعا بکنند برای پیروزی نهایی رزمندگان اسلام. شبیه عزیزانانی که در سنگرهای جهاد مقدس هستند میکنیم، عرض ادب میکنیم، آرزو میکنیم که در خدمتشان باشیم. و مخصوصاً جنوبیهای عزیز که در سنگر مقدم هستند، از حقوق همه ملت ما هستند و مثل گذشته درخشانی که داشتند، سابقههای بزرگ مبارزاتی که داشتند، ما یقین داریم که مثل بنیان مرصوص در برابر دشمن هستند و دشمن، خدا را شکر که در برابر آنها مستأصل است.
باز من یک دعایی را در حق رزمندگان میخوانم برای پیروزی عزیزان، دعای بسیار محترمی است. خیلی خوب: باعِدْ بَيْنى وَبيْنَ اَعْدآئى كَما باعَدْتَ بَيْنَ اَعْدآئى، اِخْتَطِفْ اَبْصارَهُمْ » رحمت... یک دعایایی است برای نابودی دشمن و به خدای متعال عرض میکنیم: ای عزیز مقتدر، ای عزیز مقتدر. الهی آمین. انشالله انشالله. امیدوارم به زودی شاهد نابودی همه دشمنان ایران باشیم. خداوند شر دشمنانمان را انشالله به خودشان برگرداند به حق این دلهای شکسته، دلهای داغدار، به حق سیدالشهدا که آقای ماست.
شریعتی: و این روزها خیلیها در سفر اربعین هستند. سفری که از اربعین سال بعد، حاج آقای عاملی خیلی وقتها سفر اربعین که تمام میشود، ساک سفر را که میبندیم برای برگشتن به ایران و دیارمان، از همان روز دلتنگ اربعین میشویم. لحظهشماری میکنیم برای اربعین سال بعد، روزها را میشماریم و خیلیها با پای پیاده خودشان را میرسانند. امیدوارم امسال هم زیارت اربعین نصیب همه بشود. خیلیها میگویند امسال ما نمیتوانیم برویم. میگویم خدا را چه دیدی؟ خیلی وقتها اتفاق افتاده که آن لحظه آخر یکهو با یک تلفن، با یک اتفاق میبینی که داری ساکت میبندی و عازم شدی و راهی. خیلیها هم هستند که توان و استطاعت ندارند، مشکل دارند، در حسرت زیارت کربلا میسوزند و میسازند. شما میتوانید همراه بشوید و کمک بکنیدشان، مثل سالهای قبل، مخصوصاً زائر اولیها. بالاخره سفر اربعین نسبت به فصول دیگر سال، سفر ارزانتری است برای زیارت کربلا. لذا ما تعداد بیشتری را میتوانیم اعزام بکنیم به زیارت اربعین. شما هم سهم داشته باشید، نقش داشته باشید. به زیرنویسها میتوانید دقت بکنید، به کانال ما میتوانید مراجعه بکنید، یا عدد ۴۰ را به ۲۰ هزار ۳۰۳ که پیامک بکنید، نحوه مشارکت برای شما ارسال میشود. خدا انشالله از همگی به بهترین وجه و بهترین شکل قبول بکند.
ما هفته گذشته یک بحثی را آغاز کردیم با حاج آقای عاملی در خصوص امام حسین که کشتی نجات است و بحثهای خیلی خوبی را هم شنیدیم. اگر به هر دلیلی موفق نشدید، میتوانید به سایت مراجعه بکنید یا به تلویزیون، و بحث هفته گذشته حاج آقای عاملی را ببینید و بشنوید و بهرهمند بشوید. ادامه فرمایشاتشان را انشالله در این جلسه خواهیم شنید و بهرهمند خواهید شد.
حجت الاسلام عاملی: بسم الله الرحمن الرحیم. تعبیر رسول خدا حساب شده است، مثل تعبیر ما نیست. کلمات جامعه، یک عالم مطلب را میرسانند. و لذا فرمود: خدا رحمت کند کسی که حرف من را بگیرد برساند به کسی که از او بهتر است. «نضر الله امرأً سمع مقالتی» حرف من را بشنود و برساند به کسی که بهتر از او میتواند درک بکند. از آن تعبیرات، یکی «سفینه» است نسبت به سیدالشهدا: «سفینة النجات». بله، این اولاً پیشگویی است. «مصباح الهدی» در ظلمات. ذهن امت در تاریکی فرو میرود. الان انواع تاریکیها را شما تصویر کنید. دجال، مسیح دجال که در تعبیر رسیده است که خوب و بد را جابجا میکند، هدایت و ضلالت را جابجا میکند، حق و باطل را جابجا میکند و فریب میدهد. فریب دادن دجال به معنی اینکه شما چیزی را که نجس است، خوب جلوه بدهید، به خورد مردم بدهید. اینها همه دج است. مصباح الهداست در آن تاریکی. اگر امت روشنایی میخواهد که خودش را نجات بدهد، ایمانش را نجات بدهد، ابدیتش را نجات بدهد، فرزندانش را نجات بدهد، برود سراغ فرزندم سیدالشهدا. و «سفینة النجات» است، یعنی نجات به مخاطره میافتد. کسی بتواند سالم از دنیا خارج بشود. در روایت هست اگر کسی سالم از دنیا خارج بشود، ملائکه تعجب میکنند. عجیبه، چطور شد که این سالم خارج شد؟ با یک دروغ، یک آدم ثروت با یک امضای جعلی، یا یک عالم ثروت با یک جعل سند، با یک رابطه، با یک دیدن صاحبمنصبی و مالهای حرام... الحرام یتی سیل و الهلال یتی... کثرت در روایت است که حلال قطرهقطره میآید، مال حرام... و در روایت است که «الحلال قوت الانبیا» حلال که انبیا است، یعنی میخواهد اگر مثل انبیا رابطه آسمانی با خدا داشته باشید، جمال و جلال خدا را شما ملاحظه کنید، مشاهده کنید، لذت ببرید، به آن تماشاگه راز برسید، راهش این است که حلال بخورید. در این خصوص حضرت فرمود که «سفینة النجاه» است حسین. امام، فرزندم حسین میشود با این سفینه شما را از این گرداب، از این تلاطم، نه آب طلا... هزاران فساد شما را عبور بدهد.
به تعبیر اما آقای دولابی، شما را ببرد از فرش به عرش. آن وقت گفتیم که خب همه سفینهاند، که عبارت است از «الفلک الجاری» چطور شد که سیدالشهدا را تصریح کرد؟ چه سفینهای است؟ چون مأموریت سیدالشهدا یک مأموریت استثنایی است. همه ائمه مأموریت دارند، درجاتشان بر اساس همین مأموریتهاست و مأموریت سیدالشهدا این است که اگر امت مبتلا شد به زمامدار خودسر، زمامدار مستبد، یک عصر اهریمنی که دیگر نه دین میماند، نه رسالت میماند، نه آیه میماند، نه قرآن میماند، هدف خلقت خراب میشود. هدف خلقت خراب بشود، ویرانی دنیا... یعنی عالم به هم میریزد. چون این عالم هدفش اگر عقلانیتش از بین برود، دیگر جایی نمیماند که محملی نمیماند که خدا حفظش کند. اینها را گفتیم که این مأموریت، مأموریت بسیار خطیری است. و در این خصوص سیدالشهدا آستین بالا زد، از امتحان موفق بیرون آمد و یک درس تاریخی داد به بشریت که دست در طاغوت و قدرت اهریمنی نگذارید، در برابر ساکت ننشینید، آن وقت در برابر منقاد نشوید. آن بگوید «انا ربکم الاعلی» دیگر هیچی نمیماند از دین، چیزی نمیماند. این خیلی خطرناک بود. هر کسی نمیتواند مأموریت را انجام بدهد. و لذا اصحاب هی به امام حسین میگفتند: کار را نکن، این کار را نکن. عبدالله ابن عباس گفت: حسین، این کار را نکن. اگر میتوانستم کارت فایدهای دارد، با تو میآمدم. امام حسین اعتنا نکرد. اول کسی که گفت: وای حسین، وا حسین، همین عبدالله بن عباس بود که از امام حسین، که از مدینه خارج میشد، از جلسهای که با ایشان داشت. عبدالله ابن عمر، عمر تبرک کرد بدن امام حسین را. گفت: از پیامبر شنیدم کسی تماس داشته باشد با بدن تو، آتش جهنم با او تماس پیدا نمیکند. بعد حضرت رها کرد جلوی شمشیرها. این هم میگفت: نرو، یزید چند روز عمر میکند، از دنیا میرود، تو هم میروی مینشینی آسایشی میکنی، ارزش ندارد بیایی این همه بچههایت را پشت سر بدهی، حیف این بدن نیست که بشود زیر سم اسبها... و بله، هستند دیگر، فقط عبدالله عمر نیست. آن وقت امام حسین چه گفت؟ ماشاالله، باز هم ماشاالله، باز هم ماشاالله! گفت دیگر بالاتر از این تعبیر نمیشود، آفرین! حرف؟! طلبی دعوت میکند که دین من پایمال بشود، شرف من پایمال بشود، من را بین مرگ و ذلت مخیر میکنند. زندگی برای اینکه ذلیل باشم، موت عزیز، او شریف... تعبیرست از یکی از شعرای خیلی قدیمی عرب میگوید: «موت فی عزة خیر من حیاة فی ذلة». حالا سیدالشهدا خودشان تعبیر کردند. درباره اتفاق افتاده قدرت اهریمنی، قدرت شیطانی... این تعبیر از همه مهم است: اینها در طاعت شیطانند که معنیش میدانی چیست؟ معنیش این است که همه مشرکاند، چون خدا میگوید که شیاطین اولیایند. اگر اطاعت از شیاطین داشته باشید، مشرکید. شیطان بزرگ آمریکا، شیطانی دیده شده. ۸۰ هزار نفر را کشته است، بچههای میناب را کشته است.
رهبر با عظمتی که میلیونها انسان از او مرجعیت دینی داشتند، تقلید میکردند. یعنی این همه جمعیت که آمدند برای تشییع جنازه، معنایش این است که عواطف اینها، قلب اینها را مجروح کردهای. یعنی باید خجالت بکشد از اینکه ببیند که چه جنایت بزرگی مرتکب شده است، نه اینکه بیاید مسخره بکند بگوید که این اشک، اشک تمساح است! اشک چیست؟ این نهایت طغیان است. و امیرالمومنین فرمود: طاغوتها وقتی به اوج طغیان برسند، سرنگون میشوند. در نهجالبلاغه است در این خصوص که گفت این مشرکان... معنایش خیلی تمام است. حضرت زینب سلام الله علیها میرود بالای تل در عاشورا میگوید: «هل من موحد فیکم» آیا یک موحدی اینجا نیست؟ این هم از حضرت زینب سلام الله خیلی عجیب است. یعنی آنهایی که آنجا جمع شدند، آنها موحد نباشند، چه میشود؟ میشود شرک. یعنی شرک دوباره باید معنا بکنیم. خدا بارها به تعریف شرک در قرآن وارد شده است: «و ربک یخلق ما یشاء» سبحانه و تعالی. انتخاب بکنم، تو یک چیز دیگر انتخاب بکنی. چرا سفره فقرا را دزدیدی؟ وقتی که زکات ندادی، فقرا... در روایت است که در آخرالزمان اغنیا، فقرا را... اغنیا سفره فقرا را میدزدند. چرا احتکار کردید؟ چرا از اضطرار مردم سوءاستفاده کردید؟ این آیه شامل... به سفینه سوار بشی. پیغمبر ما وارد مسجد شد، گفت: فلانی، فلانی، فلانی، پاشید بروید بیرون از مسجد، از محضر خودش بیرون کرد. یعنی در آخرت هم در مصدر پیغمبر نیستیم. گفتند: یا رسول الله، تو که این همه اخلاق خاصی داری، چرا اینها را جلوی مردم بیرونشان کردی؟ گفت: اینها زکات نمیدهند. زکات، زکات کارش ۸ قیراط است. اگر من هستم یک قیراط، ۸ جو است... «من منع الزکاة» یعنی ۸ جو، حق فقرا را اگر تصرف بکنی، حالت... خدا اجازه نمیدهد در امت مرحوم از دنیا برویم، یک امت دیگر را باید انتخاب کنیم. عجیبه، واقعاً! روز قیامت هم یکی از یکی آمد پریشان. ملائکه میگویند: شما مگر پیغمبر نداشتید؟ فراموش کردیم، پیغمبر، اسمش را فراموش! آره، پیغمبر ما میگوید که کاری میکند خدا که اسم من فراموششان بشود. شیخ جعفر شوشتری اینجا که میرسد در «قواعد المشاهد» میگوید: خدایا هر معاملهای با ما کردی، این معامله را دیگر نکنی که اسامی مقدس ذوات مقدسه معصومین از یادمان برود، که ما را فراموش بکنی.
روایت علما که اشد آیات قرآن کدام است؟ اگر بخواهیم شدیدترین آیه قرآن انتخاب کنیم، چیست؟ مثلاً بعضیها میگویند این آیه از فضولیم که واقعاً وحشتناک است، لرزه به اندام آدم میاندازد. بله، میگوید: نه، این نیست. بالاترین، شدیدترین آیه است که پناه بر خدا: «ما نَنسَکُمْ» یعنی ما شما را فراموش میکنیم! یعنی روز قیامت که انبیا... پیغمبر، حضرت ابراهیم میگوید: «اللهم لا ارید الا نفسی» غیر از خدا هیچی نمیخواهم، الان منو نجات بده. در آن روزگار، در آن لحظه، خدا فراموش... ما شما را فراموش! یعنی تمام امیدت به رحمت و نگاه خداست، آن هم از دست برود. فقط هم اوست. آن وقت خدا میگوید: «انا نَسِیناکُمْ» من هیچی را فراموش نمیکنم، خدا میگوید هر کاری کردی در دفتر من سرد است. آنجا چطور میشود نگاه کنی؟ یعنی حکم فراموش شده را به تو بار میکند. شما استاد ما مثال میزد، میگفت: که میروی در خانه، بین راهی میشینی، بعد راه میافتی، میروی، یادت میماند که تسبیح هم جا مانده، میگوید ولش کن برویم. این میشود حکم فراموش شده بار کردن. یعنی دیگر خیلی بده، خیلی خطرناک، خیلی بده. پناه میبرم به خدا.
یک مدیر کاروان میگوید که یکی از عشایر که با من بود، خیلی دیدم باحال است. کنارش بودم که ببینم چطور با میرفتیم زیارت سیدالشهدا، چه کار میکند. این خیلی چیزهای خوبی ازش دیدم. به فرات که رسیدیم، اتوبوس کردی... گفت: دیدم با امام حسین صحبت میکند، میگفت: یا حسین، میکردم فرات یک باریکه کوچک، این رودخانه به این بزرگی، این همه آب، آبش را به تو ندادند. رسید که میخواست وارد بشود به حرم، گفت: یا اباعبدالله، من خیلی پولدار نیستم، پولهایم را جمع کردم، جمع کردم، تو را جستجو کردم، جستجو کردم، آخر پیدایت کردم. تو هم در آن روز قیامت، مال جستجو کن، بگرد، من را پیدا کن، من را فراموش نکن. چقدر عالی میشود که خبر برسد که پیغمبر پشت سرت دنبالات است. پیغمبر ما میفرمود که من میافتم به شهر یکی دو... در هر چالهای هم باشد، پیدایش میکنم. ای جانم، دستشان را میگیرم، میبرم با خودم. انشاالله. گفتند: یا رسول الله، نشانی هم دارد؟ گفت: نشانیاش این هدیه باشد. برای اربعین، نشانیاش این است که پیشانیاش نوشته: «هاذا زائر قبر الحسین» اللهم... زیارت حالا... در این خصوص در مسئله سفینه داریم. ما الان بحث میکنیم، صاحب سفینه طبیعیست که چه میگوید؟ صدا میزند، مسافر جمع میکند، دیگر میگوید: «ارکب معنا»، ارکب معنا... تعبیر حضرت نوح است که پسرش گفته... به همه میگفت که سوار نشدند. در طول تاریخ سیدالشهدا میگوید: معنا... چون سیدالشهدا از قرآن جدا نمیشود، «لن یفترقا» ندای قرآن است که «ارکب معنا». سیدالشهدا هم در هر دوره میگوید... آنجا حالا حضرت فرموده که « فانَّ من لَحِقَ بی منکم اُسْتُشْهِد و مَن تَخلَّف لم یَبْلُغ الفتحَ و السلام » همینطور است. یعنی ندای فتح و ظفر، و آن هم در محاصره، بیایید ملحق شوید. بله، آن هم در محاصره، یعنی محاصره مأیوسکننده نباشد.
این سفینه، یک کتابی نوشتهاند وهابیها، اسمش را گذاشتهاند... اسم کتاب چیست؟ موضوعش موضوعش این است که سفینه یعنی توحید. عجیبه! آن وقت گفتند که بالاخره سوار سفینه توحید میشویم. از این مثل و اهل بیتی کم، مثل سفینة نوح، تکلیفش چه میشود؟ آره، قبول ندارند. هر چیزی که بوی بوی تقویت مذهب اهل بیت ازش بشنوند، میگذارندش کنار. کارشان تخریب است، الفبای کارشان این است که از خراب بکنند. عجیبه! مثلاً انگشتر دست پیغمبر سنت بود، آنها این کار را نمیکنند. وگرنه شعار شیعه است. دست چپ پیغمبر، عمامه سرش میگذاشت، روسری نمیگذاشت. که حتی به عمامهها اسم میگذاشت. به عمامه امیرالمومنین گفته بود اسمش را سحاب، ابر، علی در ابر آمد... میگفت این شوخی میکرد، میگویند. اما این شعارش... علمای روسری میگذاریم به غیر پیغمبر. میشود صلوات بفرستیم یا نه؟ اگر صلوات بفرستیم از قرآن معلوم میشود، میشود فرستاد: «الا انهم علیهم صلوات من ربهم» «حزن اموال بها» «فضل علیهم من صلاتک سکناً لهم» یعنی الان که شما یک صلوات بفرستید، پیغمبر ۱۰ صلوات به شما بفرستد. این صلوات آرامش میآورد، «ان صلاتک سکن لهم». آنها میگویند که از قرآن... محسن افشاری در «ان الله و ملائکته یصلون علی النبی» در آنجا ذیلش آورده است، میشود صلوات فرستاد. بله، چون شعار شیعه است، نمیفرستند. قبر مسلم باشد یا مسطح باشد. راوی میگوید که من از زوجه پیامبر، عایشه خواستم در را باز کنی نگاه کنم، نگاه کردم دیدم مسطح است. خودشان بگویند قبل پیغمبر مسطح بود، ولی چون شعار شیعه است، نقل میکند. مسلم مثل سلام و شتر یعنی برجسته. اگر الان بخواهم دونهدونه بشمارم، باز اینها هست. یعنی سنت قطعی پیغمبر ما. حالا با آنها کار نداریم. ما این را گفتهایم که سفینه، سفینه توحید است.
میگوید: بسم الله، توحید را تعریفش... توحید را چطور؟ توحیدشان میشود توحید قبور! جناب سید قطب، توحید اسلام، توحید قصور... نه توحید یعنی حمله کن و من وحده... قبل عکم... توحید باید از اینها گرفت. توحیدی که توجیه میکند جور حاکم، جور حکام را. میگوید شراب بخورد، زنا هم بکند، لباسش... انجام بده، اطاعت واجب است ولو بر شاشه تلویزیون یعنی شیشه تلویزیون! در فتوا کلمه آورده است. آن وقت این توحید شد سبحان الله! دیگر چیزی ماند؟ هر شیون... یک کسی خودش را انداخت پای معصوم بوسید، حضرت فرمود: چرا این کار را کردی؟ هر وقت که شیون... شیون دیگر چیزی ماند؟ آن وقت شما این قرار است که خلیفه و جانشین پیغمبر خدا بشود. بله، یک فلسطینی میگفت: از همه چیز سختتر برای ما این کلمه است. نتانیاهو شد در سازمان ملل، عرب آنجا چه کار دارند میکنند در غزه؟ اینها توحید شما در خلافت بکند، بیاید توجیه بکنی، بگویی بله یک امر حتماً یک مصلحتی میداند رفته،... جز توحید شما سبحان الله! شما الان مشرع کردید، آمده شراب را گفته حلال. مفتی هم گفته که در هر منطقهای که ولی امر گفته شراب حلال است، ما میگوییم حلال. حراره مناطق بعدی را نگاه میکنیم که ببینیم چی میگوید. مشرع درست کرده؟ پیغمبر درست کردی پس چی میشود؟ میشود توحید؟! نمیخواهم به مصالح فقیه وارد بشوم. قول صحابی، اگر رأی باشد... یا رأی قول صحابی حجت، مصدر تشریع. در نظر عزیزان، این قول یا رأیاش، اگر قول پیغمبر است دارد نقل میکند، شد راوی، خیلی خوب است، راوی است دیگر. بله، اما شما میگویید رأیش حجت است. شوکانی، صاحب «نیل الاعتار»، میگوید: این چه حرفی است؟ ما گفتیم اگر رأی صحابی حجت باشد، نه قولش شد پیغمبر، پس ما به تعداد صحابه پیغمبر داریم. این توحید... آره دیگر، توحید اول سنگ روی سنگ بر نمیشود که توحید اول باید تعریف بشود. آن وقت دایرهاش مشخص بشود تا سفینه مشخص بشود. و لذا حضرت زینب سلام الله علیها گفت: «هل من واحد فیکم» وقتی که کار موحد بینتان نیست، نیست. توحید اقتضا دارد که توحید را قبول داشته باشی، یعنی حاکمیت دست خداست. خدا محکم، حکم دستش گرفته. دو چیز دست خداست: یک حاکمیت دست خداست، میگوید من باید تعیین بکنم. قانونگذاری، من باید چون قانونگذاری تصرف در زندگی انسانهاست. این چه قانونگذاریست درست کردی که کل کشورهای عضو سازمان ملل با یک ناتو شدن، باد هوا و فتاوایی که داده شده است در خصوص شخصیت زن، که نمیشود اینجا ذکرش کرد! خانم، اینها کرامت زن شکسته میشود. قانون خدا محکم نگه داشته است که قانون باید قانون خدا باشد و ذلت... خدا میگوید: من هر چیزی را به مؤمن واگذار کردم، اما واگذار نکردم دلیل بشود: «
إِنَّ اَللَّهَ فَوَّضَ إِلَى اَلْمُؤْمِنِ أَمْرَهُ كُلَّهُ وَ لَمْ يُفَوِّضْ إِلَيْهِ أَنْ يَكُونَ ذَلِيلا
». کدام یک؟ من راضی نیستم که یک مسلمان ذلیل بشود. پیغمبر نفرین کرد: «ارحم الله امرأً لا یغار من المسلمین» خدا بینی مسلمانی را به خاک مالد که غیرت ندارد. ولی غیرت الان اینطور... دارند از کشورهای اسلامی باج میگیرند، ذلیلشان میکنند. برای فرماندار بگذارند... خب به اصطلاح آنجا به نفع آنها عمل میکند. یا حاکم، حاکمانی که درست کردند برای نتانیاهو فصل قرمز پهن بکنیم. حالا درد اینها... بله بله، آدم نمیداند این درد را به کجا ببرد. بله، یعنی میخواهم بگویم که این سفینه که میگوید سفینه توحید است، در توحید این همه اختراع شده است. توحید واقعی را الان ما تعریف بکنیم. بعد معلوم میشود که موحد اصلی همین حضرات معصومیناند و اگر کسی دنبال توحید است، باید برود سراغ... هر کس به این سفینه وارد نشود، آهنگ شریعتی... به یکی از دو چیز سوار شده است: یا به هوا و هوس سوار شده است. دلم میخواهد، خوشم میآید، دوست دارم، اینطور راحتم، کلاسم اینطور میرود بالا. خیلی خطرناک، موجب هفت اعمال میشود. یک حکم برداشت، خوشم نمیآید. خدا میگوید اگر اشتباه نکنم... محمده ما انزل الله... باعث هفت اعمال میشود. یا یعنی عقلانیت در کار سیدالشهدا موج میزند. رگهای عقلانیت در کربلا را باید بحث بکنند. انفجار احساسات نیست که هنر... نامه نوشتن کوفیان، سلیمان خزایی گفت: از سر احساسات ننویسید، دعوتش نکنید به شهر خودتان. اثر احساسات باشد، پوشش خالی میکند که اینطور شد. سیدالشهدا کارش احساسات نبود، عقلانیت بود که این موجی از آثار و برکات درست کرده. مقام معظم رهبری یک جمله دارد، با آب به طلا باید نوشته شود، میگوید: آخرین برکت نهضت سیدالشهدا انقلاب ماست. محصول عاشورا بود. الان عاشوراییان در معرکه هستند، آنهایی که میگویند نه، ابنا الحسین آمریکا را زمینگیر کردند.
دوم این است که بالاخره سوار بشوند برای جهالت، یا سوار میشوند غرق میشوند در هوا و هوس، توقف در مجتهیات و یکهو چشمش جای دیگر باز میکند. «مِّمَّا خَطِيٓـَٰٔتِهِمۡ أُغۡرِقُواْ فَأُدۡخِلُواْ نَارࣰا» آیه خیلی جالب است درباره حضرت نوح: طاهایی که کردند، قطع شدند از داخل آب، وارد آتش جهنم شدند. یعنی هیچ فاصله بین اینها، بین حضرت بین شما و بین بهشت و جهنم هیچ فاصله نیست. فاصله فقط این است که «المتعلبه» مرگ نازل بشود، چشمش را در عالم دیگر باز میکند. حضرت فرمود: شب که میخواهید بخوابید، ذکر بگویید، چون صبح نمیدانید که کجا مبعوث میشوید. یعنی فاصلهاش یک پلک است. بله، احسنتم. تعبیر جالبی فرمودید: چشم بستی، یا تو بهشتی یا تو جهنمی. بله. و دومی هم عبارت است از جهالت. خود سیدالشهدا هم شهید جهالت شد؟ «فَسَلِمَ» ... و حیرت... پسر نوح هم سوار نشد، از آنها شد. گفت: من خودم راه بلدم، من من میدانم چه کار بکنم. حضرت نوح گفت: من، من نگو، اینجا جای من من گفتن نیست، بیا سوار شو. گفت: من خوب میدانم که چه کار بکنم.
من امروز به عزیزانم یک بحثی را تقدیم بکنم، هدیه باشد. سه کلمه در قرآن هست، این سه کلمه انسان را بدبخت دنیا و آخرت میکند. یکی «انه»، یکی «لی»، یکی «...» سه تا بشر بدبخت کرده. یعنی سه تا بشر زمانی بالغ شده که هر سه تا را بگذارد کنار. این سه تا نشان «طغیانه» است. نشان غرق شدن است، نشان سوق و غرب است، نشان طغیان است. یکی «انه»: من، منم. اولین «انا» را خدا کجا گفته؟ به شیطان گفت: «ما منعک الاتسجدوا» چرا سجده نکردی؟ تمام کسانی که نماز نمیخوانند، خدا این را خواهد گفت. «ما منعک» کمتر شده؟ من تو را دعوت کردم در برابر جمال من، جلال من، علم من، تدبیر من، تقدیرات من، وضو بکنید... در برابر علم کردن که... چیز فطریه، چه اقتداری، چه قدرتی! بهترین راه برای سلوک، تفکر است، آن هم در قدرت خدا. یعنی هر چقدر که فکر میکنی میروی جلو، متحیر میمانی که خدایا این انتهای قدرت کجاست؟ من با چه قدرتی مواجهام؟ آنجاست که مست میشوی. یعنی ناخودآگاه کرنش میکنیم. احسنتم، بهترین سجده همین است. بهترین سجده، بهترین... کسی که بیاختیار وقتی عظمت کسی را میبینی، بیاختیار خضوع میکنی. آنها را که دستهایشان را بریدند، برابر کمال یوسف، با اختیار نبود که عشق عقلشان را تعطیل کرد. «اندر جمال یوسف گر دستها بریدند، دستی به جان ما بر، بنگر چاه بریدن» ... یک گفت که من شدم! این «انا» بدبختشان کرد. پیغمبر هم که درصدش را زد، گفت: کسی گفت «انه»، گفت من... «ان من یقول انا جبار» تا اینجا کلی گویی است. یک وقتی مفصل بحث میکنم. منیت خودش را نشان میدهد: عروسی من باید فرق بکند، لباس من باید فرق بکند، آرایش من باید فرق بکند. یک وقت راجع به تشخص صحبت کردی، اینها همه مظاهر معنوی است. گفت: معشوق رفت، در معشوقه را زد، گفت: کیه؟ گفت: منم. گفت: برو، به درد من نمیخوری، منی وجود ندارد اینجا. خدای متعال پیغمبرش همین را میگفتند. خدای متعال وحی فرستاده: بعضی از انبیا... «نفسک و تعالی» یک قدم بر خویشتن نه، وان دگر در کوی دوستی. مال من، مال من، مال من، مال من! این انسان را هلاک میکند. فرعون اینطور شد: الیس لی ملک مصر وهـذه الانهـر تجری من تحتی.. » «لی» یعنی حق ندارد به خودت نسبت بدهی. «یرون المال» مال الله، مال خداست، مال تو نیست که در یک لحظه میبینی از دستت رفت. یرون... خدا میگوید: «و تنوم من مال الله الذی آتاکم» بدهید به فقرا از آن مالی که خدا... یعنی قیچی را برمیداری، تمام نسبتها را قطع میکنی. این میشود توحید. نشانی دادن اهل خرابات که از توحید است. جمال من اغوایش کرد، پول من اغوایش کرد، ماشین من اغوایش کرد، عروسی من یک جوری به رخ مردم بکشد. آداب و رسوم غلط از همین جا پیدا میشود. آداب و رسومی که کمرش را شکسته است، جلوی ازدواج گرفته است، جلوی یک زندگی سالم را گرفته است. شدیم «لایموت ولا یحیی» شدیم «یجترئ ولا یتادب»... حالا درستش کن. همان منیتهاست که این آدم را تزریق میکند که باید همه... تا به آن انقطاع نرسید.
بله «هب لی کمال الانقطاع الیک» ببینید، آقای شریعتی، یک وقتی بحث میکنم. خدا همه جا را آینه کرده... به تشبیه بلاتشبیه، زلیخا که همه جا را آینه کرده بود، هر جا را که یوسف نگاه میکرد، بدن عریان زلیخا بود. خدا همه جا را آینه کرده، گفته که من را نگاه کن. یک قطره از آب هم آینه است، هر شبنمی در این ره صد موج آتشین است. درد را که معما... شر را بیان ندارد. به من نگاه کن! آینه از تمام ذرات عالم... قابل تصوی... قرآن را نگاه کنید که یک قاب تصویر، بالاتر از تکوین است. اما بشر میآید خودش یک آینه درست میکند، میگوید میخواهم فاطمه نگاه کند. بعد مدتی میبیند: عه، ذرهذره هر چه داد از من گرفت، دیر فهمیدم که گیتی رهزن است. دیگر نمیتواند خودش را نگاه بکند. یک عمری عادت کرده تبرج جاری بکند، همه نگاه بکنند. یکهو میبیند دیگر هیچکس نگاه نمیکند. آن وقت... آن وقت بیماری میگیرد، آن وقت دیگر میمیرد. و این عالم آمده که رخ او را نشان بدهد، جمال... هی میگوید من را ببین. گفت: چون نور که از شمس... چون نور که از شمس جدا هست و جدا نیست. عالم همه مرایا خداست و خدا نیست. در آینه بینید اگر صورت خود را، آن صورت آیینه شما هست و شما نیست. احسنتم. حالا شما حساب کنید که در آینه جمال خدا را ببیند. یعنی خدا «لقاء» میگوید، «لقاء» میگوید. «لقاء» این مجاز نیست، «لقاء» حقیقی است. اما نه حسی، نه حسی نیست. حقیقت یعنی چی؟ یعنی جمالی که خدای متعال یک جمالی درست در این عالم برای خودش که به آن جمال حقیقی برسی. خدا را دیدی؟ به امام، امیرالمومنین گفت: رب... خدایی که دیدم، من عبادت نمیکنم. عرضم خدمت...
سومی ماند، سومی را بگذاریم بعد از تلاوت یا بگذاریم هفته آینده باشد. بفرمایید.
شریعتی: «انه»، «لی»، «من» یعنی خودم. جناب قارون گفت: «انما اوتیته علی علم عندی» بعضی وقتها... اینها از کجا شروع کردیم؟ آن پسر نوح که میگفت سوار کشتی نشد، عنانیت گرفت، باعث شد که غرق بشود. او در آب غرق میشود، ولی کسی که در هزار و یک فساد... عقل خدا، انشالله از همه این منیتها و کبرها... انشالله خودش را ببینیم، از پس تمام این پردهها و جلوهها... کور باد چشمی که با تمام این آیات و آیهها که عالم قرآن مصور است و جهان و طبیعت، او را نبیند. انشالله ببینیمش و امیدوارم محو جمال او بشویم.
از حاج آقای عاملی خیلی ممنون متشکرم. نکتههای خوبی را شنیدیم مثل همیشه. از شما هم صمیمانه ممنونم. آیات را بشنوید، بعد از تلاوت آیات انشالله با احترام همراه شما هستیم و در کنار شما. بفرمایید، خواهش میکنم. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
قرآن کریم صفحه102
خیلی فرصت نداریم. از نگاه پرمهرتان خیلی خیلی ممنون متشکرم. نکتههای پایانی را بشنویم، هم اشاره قرآنی را حاج آقا بفرمایید و هم حسن ختام فرمایشات.
حجت الاسلام عاملی: بسم الله الرحمن الرحیم. آیه ۱۰۲ صفحه ۲۷۸. خدای متعال جای دیگر فرموده: هر پیغمبری فرستادیم، کنار شیاطین با «زخرف القول غروراً» با حرفهای قلمبهسلمبه که خیلی ظاهرشان زیبا بود، مؤمنین را اغوا میکردند. از این جهت خدای متعال یک هدف قرآن را تثبیت قلوب مؤمنین معرفی میکند که آیه همین را میگوید: «لیثبت الذین آمنوا». یک هدف قرآن، تثبیت قلب مؤمنین، بلکه تثبیت قلب پیغمبر است. چون آیه دیگر گفته: «لنثبت به فوادک» و جاک فی هذا الحق... و معجزه... و مؤمنین از این معلوم میشود که ما باید مطالب برهانی، اعتقادی، منظم، مرتب بشنویم. قرآن بهترین روزه است، بهترین عامل است، ولی تثبیت و آرامش و طمأنینه و یقین از چه طریقی؟ از طریق توحید. این عالم صاحبی دارد، مدیری دارد، مدبّری دارد. شما بیصاحب نیستید. اشیا سر خودشان نیستند، همه لشکر خدا هستند، سببیت دست خداست. خدا «یدبر الامور»، «و البر»... این بالاترین آرامش را برای انسان میآورد. و آن حرفهایی که تبلیغاتی که میشود، بمباران روحی روانی که مؤمنین میشوند، قرآن خنثی میکند. و لذا کسانی که تربیت شده قرآن هستند، بالاترین نترسی را دارند. حضرت امام فرمود: والله به عمرم نترسیدم. آن روزی که میبردند، آنها میترسیدند، من دلشان میدادم. حضرت آقا هم در یک جلسه خصوصی به ما فرمودند: یک چیزی از امام میخواستم، امام تعنی کردن... چند روز گفتم آقا میترسید؟ سه بار گفت: من اصلاً نمیترسم، من هیچ وقت نمیترسم، من هیچ وقت نمیترسم. خدا میگوید که اگر شما دنبال آرامش هستید، کتاب من تنها عنصر آرامش است: «قل ای الفریقین»... حق با «الذین آمنوا ولم یلبسوا ایمانهم»...
شریعتی: روزهای عزای اهل بیت است علیهم صلوات الله. ذوات مقدسه معصومین عزادارند. گلپایگانی در محضر معصومین است. امیر... از روایات معلوم میشود رسول خدا در کربلا حضور داشته و معلوم میشود که حضرت زهرا هم حضور داشته. از امام صادق پرسیدند که آن ندای آسمانی که گفت: حسین، علیاصغر را بده به ما، کسی هست که به او شیر بده؟ میگفتند: کی بوده؟ گفت: مادرم زهرا. حضرت زهرا در کربلا بوده. و از مقاتل معلوم میشود دو بارم روضه خوانده، روضه زیاد خوانده، ولی دو روضه حضرت زهرا برای ما نقل شده. یکی در گودال قتلگاه بود. راوی میگوید که آن ملعون که رفته بود دست مبارک را قطع بکند برای انگشتر... میگویند به امرت و ثلاث... سه نفر دیدم یک خانم هست، سه نفر هم نشستهاند، آن خانم روضه میگوید، سه نفر هم گریه میکنند. آنقدر جانسوز است اشعار حضرت زهرا: «یا حسین» ای نور چشم من، حسین من، دست راستت کجاست، دست چپت کجاست، «و من الذی ایتمنی بنا تک و البنینا» چرا روی خاک افتادی حسین؟ همیشه تو سینه یعنی پیغمبر بودی. به نظرم صدای «یتیم»... را شنیدی که «بناتک و البنین» چه کسی بچهها را یتیم گذاشته است؟ یک روضه هم خوانده است خیلی جاسوس... در تنور خولی آنجا هم نگاه کرد به بدن، سر مبارک سیدالشهدا را آورد، دید که دارالعماره بسته است، برد منزل... کجا نگه دارد؟ فردا ببرد جایزه بگیرد. تا روز قیامت کرد، برد تنور. حضرت زهرا سلام الله علیها نگاه کرد، گفت: «بنی ما عرفوک» مگر نشناختند که تو فرزند چه کسی بودی؟ «بنی ما عرفوک» به نظرم لبهای زخمی امام حسین را دید، گفت: «و من الماء منعوک» پسرم، چرا آب به تو ندادند؟ علی اللعنة، علی اللعنة الله!
شریعتی: خیلی ممنون و متشکرم. خیلی ممنونم از نگاه پرمهر شما. انشالله که قدر این محبت سیدالشهدا را بدانیم، قدر محبت حضرت صدیقه را بدانیم. سرمایه محبت زهراست. دین من، من دین خویش را به دو دنیا نمیدهم. گر مهر و ماه را به دو دستم دهد قضا، یک ذره از محبت زهرا نمیدهم. از حاج آقای عاملی ممنونم، از نگاه پرمهر شما ممنونم. حالا که فضا فضای روضه است و اشک، کوتاه بفرمایید و انشالله خداحافظی کنید.
این دعا را عزیزان فراموش نکنند: « فأعذنا من طردک وإبعادک» خدایا ما را از در رحمتت طرد نکن. الهی آمین. دور نکن. بهترین تعبیر از امام سجاد است که خدا میگویند: خدایا ما را پناه بده از طردت... کاری میکنیم که ما را طرد بکنی و از رحمت خودت دور بکنی. الهی آمین. خیلی ممنون و متشکرم. من هم دعا میکنم: «اللهم اجعلنی عندک وجیهاً بالحسین علیه السلام فی الدنیا والآخره»