نایبالزیاره و دعاگوی تکتک شما هستیم. یک غزلی را از رهبر شهید انتخاب کردم خطاب به حضرت ابوالحسن علی بن موسی الرضا، آقای شهید ایران که حالا در جوار امام رضا آرام گرفته.
فارغ مرا ز رهگذر صبح و شام کن، کار مرا به گردش چشمی تمام کن. بگشای صفحهای دگر از دفتر جمال، بیتی فزون بر این غزل ناتمام کن. ای یادگاری ساقی کوثر، اباالحسن، گاهی نظر به جانب این تشنهکام کن. ای حکمران کشور دل، با کرشمهای زیر و زبر، قرار دل خاص و عام کن. آقا بنمای ره به ملک رضا، جان خسته را، مرغ رمیده را به شکر خنده رام کن. اینک هزار دست تمنا گشودهایم، دست کرم گشاده به رسم کرام کن. دارالشفای آتش و آب است این سرای، سوز دل مرا به میالتئام کن. شیانه جدا ماندهام، امین غربت بس است، رو سوی آن کوی و بام کن. دانم که مستمند و تهیدست و بیکسی، از بارگاه فیض رضا توشه وام کن. و آنجا که آمد و شد و آنجا که شده خیلی ملائکه است، کنجی گزین و تا به قیامت قیام کن.
یاد و خاطره رهبر شهیدمان را گرامی میداریم. ایران، امام رضا، خونخواه و جانفدا، این شعاری است که امسال در صحن مطهر رضوی شاهدش هستیم، به یاد رهبر شهیدمان، به یاد فرماندهان رشیدمان، به یاد مردم عزیز و نازنینی که به فیض عظیم شهادت نائل شدند و به نیابت از تکتک شما رو به سوی این صحن و سرا سلام میکنم به حضرت رضا و عرض میکنم که اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی...
با عشق، با احترام، به رسم پنجشنبهها در محضر و در معیت حاج آقای عاملی عزیزمان هستیم. از طرف شما و از طرف خودم خدمت ایشان سلام عرض میکنم و خوش آمدید.
حجت الاسلام عاملی: علیکم السلام و رحمت الله. توفیق بزرگی است از این فضای معنوی، فضای آسمانی محضر عزیزان عرض ادب و سلام داشته باشیم. از طرف عزیزان، سلام قلبی به ساحت منیع امام رضا داشته باشیم. نایبالزیاره عزیزان، آخر سفر، بعد دو ماه عزاداری. انشاالله ما یک جملهای داریم که شفا آخر کاسه است. انشالله عنایت خاصی بشود برای همه عزیزانی که دو ماه عرض ادب و عرض ارادت به ساحت اهل بیت داشتند. دعایم این است که انشالله مواظبت بکنند این ثروت عظیم، این عنایت بزرگ، بدخرجی نشود، ولخرجی نشود. به ساحت منیع حضرت علی ابن موسی الرضا عرض ادب میکنیم و برای روح تمام شهدای خودمان، مخصوصاً رهبر شهیدمان، عنایات خاصه حضرت حق را با وساطت علی بن موسی الرضا مسئلت داریم. سلامت باشید، انشاالله خدا خیرتان بدهد.
شریعتی:خیلی خوشحالیم که با همین آفتاب اینجا، خیلی داغ است. من عذرخواهی میکنم، ولی به عشق مردم عزیزمان و به عشق حضرت رضا علیه الصلاة و السلام برنامه امروز را از اینجا تقدیم نگاه شما میکنیم که قابهای زیباتری را دوستانمان برای وصل دلهای شما و گره خوردن نگاه شما به صحن و سرای حضرت رضا تقدیمتان بکنند. انشالله این اندک را از ما بپذیرند. آقا، خدمت شما هستیم و بحث شما را خواهیم شنید.
حجت الاسلام عاملی: بسم الله الرحمن الرحیم. بحث من در اخلاقیات حضرت علی بن موسی الرضا، سیره اخلاقی حضرت است. مقدمتاً عرض بکنم که ذوات مقدس معصومین، بزرگترین تکریم خدا برای بشریتاند. ما باید از این تکریم سهم کرامت ببریم. آن شیعه نزد آنها رتبه دارد که بتواند استفاده بکند از نور آنها، از معنویت آنها، از علم آنها. آنها برای سرگرمی نیستند، برای تخلیه هیجان نیستند، برای ۱۰ روز محرم نیستند، برای دو ماه محرم و صفر نیستند. امیرالمومنین فرمود: کسی باید امامی داشته باشد، جوان اقتدا بکند و از نورش استزاده کند. حالا ما باید از خودمان سوال بکنیم که چه نوری را از علی بن موسی الرضا گرفتیم؟ امام باقر به ابوخالد گفت: «ان الائمة هم الذین برون قلوب المومنین» نوری که در قلب مؤمنین حاصل میشود، واسطه فیضش حضرات معصومین است. به خلق قضیه، هر حکمی را که خدا انجام میدهد، با واسطه آنهاست. امیرالمومنین هم در قلعه خیبر که برداشتند، گفتند به نفس به نور ربها، این قدرت منبع قدرتاش استزاده از نور خدا بود. بنابراین ما در چنین شرایطی که الان در حرم حضرت علی بن موسی الرضا قرار گرفتیم، جناب آقای شریعتی، ما که آمدیم برای زیارت، فاصله مکانی را برداشتیم، اما مهم فاصله اخلاقی است. فاصله مکانی را بردارید، شما به محضر حضرت رسیدید، فاصله اخلاقی را بردارید. آنها میآیند سراغ شما، همچنان که امیرالمومنین گفتند شما ساقی کوثرید. حضرت فرمود: من در دنیا هم ساقی کوثرم. ما باید الان از خودمان سوال بکنیم که چه کاری کرده علی بن موسی الرضا؟ وقتی اسمش محضر پیغمبر برده میشود، میگوید: بگو سه بار، میگوید بگو «صلی الله علیه»، بگو «صلی الله علیک»، بگو «صلی الله علیه». میدانید که اینها بر اساسی است که اینها داشتند. اصلاً این که امام صادق فرمود: هر کس حفده من، امام صادق را در توس زیارت بکند، میدانید که زیارت امام رضا از همه ائمه بالاتر است، ثوابش طاها... سوال کردید علتش چیست؟ چه کار کرده علی بن موسی الرضا؟ میدانید که این روایات بر فضیلتی که ذکر کردند برای اینها، بر اساس نقش چیست که در خلوص دین، در اخلاص دین، در خالص نگه داشتن دین، این را انجام دادند. چه کار کرده علی بن موسی الرضا؟ حیف است کسی بیاید زیارت علی بن موسی الرضا و نداند علتش چیست که امام صادق فرمود: زیارت خودم دستش است، خودم وارد بهشت میکنم. و امام کاظم فرمود: زیارت رضا مثل زیارت خداست در عرش. بله، ما الان در عرش خدا را زیارت میکنیم، همه جا عرش است. درباره سیدالشهدا آمده: «کانک من زار الله فی عرشه» اما معلوم میشود که تجلی مخصوص... امام صادق فرمود: هر کسی که زیارت کند، مثل کسی است که واقعاً ثواب ۷۰ شهید در رکاب پیغمبر را دارد. چه کار کرده علی بن موسی الرضا؟ ثواب حضور در بدر و احد را دارد. چه خبر است؟ اینجا حضرت موسی بن جعفر فرمودند: زواره قبور ما همه در پای عرش جمع میشوند، ولی زوار علی بن موسی الرضا یک جایگاه خاصی دارند. باز این سوال میشود که چه کار کرده است حضرت علی بن موسی الرضا؟ ما این را احتیاج داریم. حضرت فرمود: درجه زیارتکنندگان فرزندم علی از همه بالاتر و عطایشان از همه بیشتر است، در حالی که آن زمان هنوز علی بن موسی الرضا شهید نشده بودند. حالا ما در این خصوص میخواهیم که درباره اخلاقیات حضرت صحبت بکنیم، سهمی از اخلاق آنها داشته باشیم، سهمی از فکر آنها داشته باشیم، سهمی از مرام آنها داشته باشیم. با چه اصولی زندگی کردند؟ برای دیدن گنبد که نیامدیم، چه گنبدها، چه گلدستهها؟ ما آمدیم بوی علی بن موسی الرضا را بگیریم. اصلاً چرا شهید شد؟ چرا نگفت کافی بود؟ بله، اگر میگفت، کسی با او کار نداشت. همه معصومین هم اینطورند. سیدالشهدا اگر میگفت، مشکل حل بود. آن وقت آنها هم... عزیزان را که میآیند سراغشان، بر اساس سنخیتی که داشتند، بر اساس فاصله اخلاقی نزدیک کردند یا دور کردند. سلمان چرا نمیآید خانه ما؟ اما پیغمبر به ابوهریره میگوید: یک روز بیا، یک روز نیا، بگذار محبتت برای من بیشتر بشود. یعنی حساب خاصی که برای اسبابباز کردن بر اساس معرفت بوده است. چقدر به حضرت نزدیک میشوی، چقدر با فکرش آشنایی؟ بله، چقدر معرفت داری، چقدر اقتدا کردی؟ اینجا همان عارفانه... اول حق معصوم: اینها دو تا حق دارند. یک حق عمومی دارند، واسطه فیضند: «بهم فتح الله» فرازهای زیارت جامعه. حق خاصی هم دارند: ابتلای خاصی که داشتند. این بزرگوار مبتلا بود به عفریت مستکبر، خیلی آدم شیطانی بود. یک جوری میخواست از علی بن موسی الرضا مشروعیت خودش را بگیرد. امام حجت بود، اگر مشروعیت میداد، در طول تاریخ دین خدشهدار میشد. گفت جان نمیدهم، اما نمیگذارم دین از چرخ بیفتد.
حالا ما اخلاقیات علی بن موسی الرضا را... چند تایش را از باب ارادت به محضر حضرت، از باب توسل به حضرت علی بن موسی الرضا، بالاترین توسل این است که شما توسل بکنید با فکر آنها، با اخلاق آنها، با مرام آنها. بسم الله، هر که دارد از مرا یک خار نبود. میفرمود: شر الناس کسی است که پوشش تنها بخورد. ای جانم، هیچ وقت کنار سفرهای که حق فقرا جدا نشده، اول حق فقرا جدا کنید، بعد من بیایم کنار سفره بشینم. ای جانم، پیغمبر ما هم همینطور بود. علی جان، کسی را پیدا کن، من نمیخواهم تنهایی کنار سفره بشینم. حضرت ابراهیم هم همینطور بود، راه میرفت تا کسی پیدا بکند بیاورد. این یک علی بن موسی الرضاست. بسم الله، بهتر سفره... میفرمودند: سفرهای که دست زیادی به سفره برود، امیرالمومنین گریه کرد. گفتند: چرا گریه میکنی؟ گفت: ده روز است که به من لیوان نیامده، ده روز است که من یکهخار شدم. سیدالشهدا را که میخواستند دفن بکنند، زخم کهنه داشت. بنی اسد سوال کردند از امام سجاد: این زخمی چیست؟ گفت: شبها انبان میبرد در چاه، خودش سراغ فقرا میرفت. میتوانست که با اسب برود تا انبان زخم درست نکند، اما سر و صدا بشود، ریا بشود. این حرفها نبودند. خودشان را وقف کردن برای انسانها، درد انسانها را درد خودشان دانستند، جان خودشان را برای شیعه دادند. چقدر رابطه که هنوز هم که هنوز است، بعد ۱۴ قرن ببینی آقا چه سفرهای پهن کرده. معنویت اینجا فوران میکند. کسی که میآید اینجا، یک صیانتی پیدا میکند، یک کفه نفسی پیدا میکند. چون بنده خداست. میگویند: من توجه من به امام رضا به خاطر این است که بنده خالص خداست.
وصف دوم: علی بن موسی الرضا دروغ نگفت. حکومت دستش بگیرد، میدانید که وزیر کشته شد؟ وزیر مأمون خیلی جایگاه داشت، همه جمع شدند مأمور را بکشند با سلاح، با شمشیر، با بیل، با کلنگ، با طبق، خانه محاصره شد، یک ذره فاصله دارد با مرگ. پشت بام رفت، امام رضا رساند نکشتم. اگر حضرت یک دروغ میگفت، حکومت دستش میگرفت، امام بعدی شهید نمیشدند، ای بسا امام زمانمان غایب نمیشد. چه هزینهای پرداخت کرد؟ چه دروغی نگفت و ذرهای تنزل نکرد از آن سو، تنازل نکردند. بسم الله، در زندگی ما، در تجارت ما، در سیاست ما، در تربیت ما، در بازار ما، ما چقدر از این جهت سنخیت داریم با امام؟ این هم یکی از درسهای بزرگ علی بن موسی الرضا.
یک ثروتی خدا به علی بن موسی الرضا داده بود، آنقدر نگران بود که نکند من حقش را ادا نکنم، نکند حقش را ادا نکنم. این از جاهای عجیب علی بن موسی الرضاست. مصداق این ماجرا: خودش میگفت: من نگرانم. گفتند: نگرانی از چیست؟ گفت: خداوند به من نعمتهایی داده است که دائماً نگران آن هستم تا حقوقی را که خداوند نسبت به آنها بر من واجب کرده است، پرداخت کنم. سوال کردم با این مقام بزرگی که دارید، به خاطر تأخیر زکات میترسید؟ فرمود: میترسم. امام میگوید: میترسم زکات حق فقراست. در آخرالزمان روایت است که فقرا، توشه فقرا را میدزدند. امام واهمه دارد که سریعاً حق فقرا را من پرداخت بکنم. بزرگترین خطری که برای متمولین هست، این است که حق فقرا را حذف میکنند. در این باب هم پیغمبر فرمود: «امتی المال» بیشتر امت من با مال به جهنم میروند، که همش جمع کنی، همش برای خودت بخواهی، حق فقرا را ادا نکند. علی بن موسی الرضا سه حکم بسیار سخت را اجرا کرد، واقعاً سخت است. اولی: از استطاعت عمومی خارج نشد. یک پلاس زیر پاش بود زمستان، یک حصیر پارس بود تابستان. از استطاعت عمومی خارج نشد. هزار محرومیت لازم دارد، این اراده میخواهد، این قدرت روحی میخواهد. امام جدا نشد از عموم. پیغمبر ما فرمود: فرمانده در حد مساوی ظاهر بشید با مردم، دلها به هم نزدیک بشود. میرود آسمان، بهش ملائکه میگویند: کجا میخواهی بروی؟ یعنی حقوق فقرا را اگر ادا نکنی، سراغ اینجور چیزها بروی، میشود وبال. این خوشبختی نیست. بزرگترین سعادت این است که شما بتوانید از یک دل گرفته، از دل گرفتار، از کسی که به بنبست رسیده، هیچ نوری نمیبیند، آشفته...
دوم: با دیگران مواسات کرد. «وارزقنی مواسات من رزقک» آنقدر سخت است، اصلاً روایت داریم سختترین حکم خدا. یعنی طرف را نگاه کنید، اسوه قرار بدهید، او را برای خودت بگو. او اینطور زندگی میکند، من هم همینطور زندگی میکنم. زخم نزنم به دلش. بیایم یک تشکیلات، تشریحات خاصی درست بکنم چون حسرتش را داشته باشد. در همان روایت، خیلی کار سختی است. یعنی باید اعتراف کنیم که کار ما نیست. اگر یک روزی اینطور بشود، ظهور اتفاق میافتد. بله بله، و آن زمان دیگر برای زکات فقیر پیدا نمیشود، هر چه میگردند یک فقیری نیست برای زکات. این هم دوم، علی بن موسی الرضا انجام داد: مواسات کرد. یعنی آن کسانی که در اطرافش بودند، همه آنها را نگاه میکرد، هیچ وقت با خودش بالاتر نگرفت. کنار بردگان نشست، منیت را کشت، اثری از تشخص، اثری از تعیین که خانه همینطور باشد، عزایم اینطور باشد، عروسیام اینطور باشد، مسافرتم اینطور باشد، لباسم اینطور باشد. این هنر نیست، هنر این است که هوای دیگران را داشته باشید، آن میشود نشان بلوغ.
سومی: آنقدر سخت است که غیر از امامان کی میتواند انجام بدهد؟ آن هم این است که حضرت فرمود: خدا واجب کرده بر ائمه عدل، «ان یقدروا انفسهم به ضعف الناس» حاکم عادل به ضعف مردم نگاه کند و خودش را به آن تنظیم بکند. چه کسی میتواند این را انجام بدهد؟ امیرالمومنین نرفت کاخی که کوفیان درست کرده بودند، گفت: خانه من بالاتر از ارتفاع خانه فقرا باشد، لباس بالاتر از لباس آنها باشد. آنقدر محرومیت کشید. در این خصوص، علی بن موسی الرضا به این عملکرد، خودش را با پایینترین فرد جامعه تطبیق کرد. اینجا یاد خیر بکنیم بساطی که رهبر شهید ما داشت، آن سادگی که رهبر شهید ما داشت، رحمت الله. من گاهی کنار نگاه میکردم، ای خدا، انسان چقدر میشود بزرگ بشود؟ این لباسی است که پوشیده، پیراهنی که آستینش... عکسش را دیدید که چطور بوده است؟ و یک منزل ساده. و دیگر بخواهم از مساجد آقا صحبت کنم، خیلی مفصل است.
یک بسته دیگری از علی بن موسی الرضا بگویم، این خیلی مهم است برای روزگار ما. امام، امام عاطفه است، امام علم است، امام رئوف است، امام شجاعت است. در هر چیزی امام است، اما امام میدانی که نفریناش هم درد دارد؟ امام رئوف نفرین کند، خیلی درد دارد. امام رضا نفرین کرده، نفرین کرده، نفرین کرده کسانی را که در داخل امت ایجاد اختلاف بکنند، انسجام را به هم بریزند، صفوف وحدت را به هم بریزند. عین عبارتاش را بخوانم. حضرت فرمود به عبدالعظیم حسنی: «ان من» بگو «لا یشغلو انفسهم به تفریق بعضهم بعضاً» بگو همدیگر را خراب نکنید، مرزبندی نکنید، همدیگر را از هم جدا نکنید، انسجام را به هم نریزید. دنبالش ببینید، قسم خوردم: «انه من فعل ذلک» هرکس این کار را بکند، من اولیایی... یک ولی از اولیای ما را ناراحت بکند. الان کسی اختلاف بکند، یک ولی ناراحت نمیشود، کل جامعه ناراحت میشود. ما این همه خون دادیم، ما این همه هزینه پرداخت کردیم، در برابر دشمن ضعف نشان بدهیم؟ و این توصیههای پایانی رهبر شهید مؤکد بله که باید حواستان جمع باشد و حضرت رهبر عزیزمان هم چقدر تأکید کرد. رهبر عزیز ما سید مجتبی گفت: مؤکداً نباید دور اختلاف برویم. واقعاً کسانی که با اختلاف، دشمن امیدوار میکنند، برای کشور ما فردا اتفاقی بیفتد، مسئول همه آنها هستند. چه ضعفی نشان دادن، تفرقه را نشان دادن. ببینید چه گفته: هرکس این کار را بکند، آن زمان که گفته است، حاکم طاغوت بوده است، حکومت طاغوت بوده. نباید موالیان ما بین خودشان اختلاف درست کنند. راوی میگوید که یک آقا با دامادش اختلاف کرده بود سر ۳۰۰ دینار، اینها را برده بودند خانه دعوا میکردند. گفتند ۳۰۰ دینار، ۳۰۰ دینار گذاشتند یا ۳۰۰ درهم، جلویشان آشتی دادند. بعد گفتند: میدانید پول کی به من دادهاند؟ این پول را امام صادق به من داده، گفته: هر وقت دیدی شیعیان من سر مالی اختلاف کردند، پرداخت کن. ای جانم، نگذار احاد متفرق بشوند. اینقدر برایشان همدلی مهم بود، چون میدانند که ۱۰۰ هزار نباشد قوت، چون به همتافتی اسفندیارش... خیلی جالب است. دنبالش الان است: هر کسی این کار را بکند، موجب ناراحتی اولیای ما بشود، «دعاتون الله» از خدا خواستم لی «یعذبه» و آن عذاب بکند در دنیا اشد العذاب. امام رضا اشد عذاب خواستم برای کسی که ایجاد اختلاف بکند. بعد از ما همه کافرند دیگر. خدا چه گفته: «و لا تکون من المشرکین من الذین فرقوا دینهم» آنهایی که تفرقه درست میکنند. پریروز من در حرم صحبت میکردم، گفتم: یا رسول الله، شکایت میکنیم به تو. دینی آوردی، دین اقرا. اینها دین را تبدیل به دین ازبح کردهاند. ابن تیمیه در کتابهایش هزار بار گفته: «یستطاب القاتل» هرکس فلان کار کرد، بگو توبه کن، توبه نکرد سرش را ببر. هزار بار گفته سرش را ببر. توحید ما توحید قصور... یا رسول... حمله خیلی از مکتب اهل بیت دور افتادیم. حاج آقا شما بگویید از قرآن: خدا هر پیغمبری را فرستاد، گفت: «عن اقیموا الدین» حق ندارید محضر پیغمبر... شروع شد. حضرت جاهلیت در برابر من... من در محضرتان هستم، دعوا میکردند. خدا میگوید: «و کنتم علی شفا حفرة من النار» لب جهنم بودید، الان بیایید این اختلافی که امت الان دارد، باعث شده که آمریکا بر تمام مقدرات امت مسلط بشود. «و کان فی الاخرة من الخاسرین» در آخرت هم این هیچ سهمی ندارد و هیچ ربطی به ما ندارد. ۲۰۰ روایت داریم، حدود ۲۰۰ روایت حضرت فرمود: هرکس فلان کار انجام بدهد، «لیس من ولایتنا» هیچ نقطه اشتراکی با ما ندارد، ذرهای از ولایت ندارد. مطلبی بود از علی بن موسی الرضا.
حالا یک چیزی هم بگویم، آقای شریعتی، حالا شما اینجا بالاخره نشستید، اینقدر زیر آفتاب، آفتاب داغ، بالاخره چه بگویم؟ جوش آوردم. ما از گرما... ذهن من این است که عالم صدای علی بن الحسین... چه بگویم؟ چه بگویم؟ اینجا خودمان را بالاخره... ای خدا، ای خدا، عرضم خدمت شما. یک دختربچه وارد منزل شد، مدرسه امام رضا نوازشش کردم، بغلش کردند. به امام رضا که رسید، حضرت گفت: سنش چقدر است؟ از سنش پرسید. وقتی دید که سن بلوغ است، نوازش کرد، ملاطفت کرد، ولی حریم نگه داشت. تو که حریم بشکنی، میشود بگویی من اقتدا کردم به علی بن موسی الرضا؟ سیدالشهدا در گودال قتلگاه گفت: خواهر، «ارجعی الی الفسطاط» نباید نامحرم تو را ببیند. آنجا که افتاده بود، خودش را کشید به طرف خیمهگاه، افتاد به گودال، نتوانست از گودال بیاید بیرون، گریه کرد. چرا رفت آن طرف؟ متوجه شد که حرم در برابر نامحرم است. این علی بن موسی الرضا، این هم اخلاق حضرت. الله اکبر!
امام سجاد، سهل ساعدی را خواست، گفت: پول داری پیشت؟ پول هست؟ گفت: بله. گفت: این نیزهبانها که سرها را با ما همراه میآورند، مردم برای تماشای سرهای بریده که میآیند، چشمشان میافتد به حرم. پول بده به نیزهبانها که ببرند جای دیگر سرها را، سرها با ما همراه نباشند. یک جمله گفت: آیا کسی هست الان این جمله را بگوید؟ گفت: «لقد خزینا من کثرة نظر الینا» سعد، خار شدیم، آنقدر چشم نامحرم افتاد به حرم. الان کسی بگوید «خزینا من نظر الینا»؟ ان امرنا صعب مستضع... خدا هم میگوید: اگر میخواهی به محبت من برسی، اول با ذوات مقدسه تبعیت کن: «قل ان کنتم تحبون الله»... حضرت زینب داد زد سر یزید: نه، صورت حرم را باز کردی، صورتش را نگاه میکنند. این مال فقط حرم بود یا یک قاعده کلی بود؟ یعنی فکر آنها، اساس فکر آنها... خوب، الان علی بن موسی الرضا، محضرشان بخواهم من روضه بخوانم، چه بگویم؟ همین روضه را باید بخوانم. امام رضا گریه کردم، چشم من زخمی شده در عزای جدم، زخمی شده. شما تا حالا دیدید کسی زخمی بشود، میگوید همه ما چشممان زخمی است. «ان یوم الحسین» روز حسین چشم ما را زخمی کرد. عزیز ما را ذلیل کرد. من گفتم آقا جان، کدام عزیز؟ معلوم میشود این عزیز خیلی عزیز بوده، خیلی جایگاه داشته، خیلی حرمت داشته. عقیله بنیهاشم خیلی مقام داشته، اسمش را خود خدا گذاشته است، شأن پوچین کوچکی ندارد. چند جا رخش را باز کرده، از اخبار غیبی، از اسفار خبر داده است. آن وقت آیا گریه کرد؟ گفت: عمش! من اگر از حضرت زینب میخواهم روضه بخوانم، از گریههایش بخوانم که کجاها گریه کرد، کجاها بیهوش شد، آن روز عاشورا بخوانم، کجاها التماس کرد. التماسش را بکنم. اولین التماسش این بود که به عمر سعد گفت: بگو لباسهایی که از ما گرفتند... چقدر سخت است برای ما. ای خدا، بمیریم! راوی میگوید: عمر سعد گریه کرد، گفت: لباس را برگرداند، هیچکس برنگرداند. دومین التماسش این بود که عمر سعد گفت: بزن یازدهم، بگذار من عزیزانم را دفن بکنم. سخته برای من همینطور رها کنم بروم. شما میگویید خارجی است که دفن نمیکند؟ برادرم خارجی نیست، اما این هم نگذاشتند. الله اکبر! آمدند گفتند: هرکس هرکس را کشته، سرش را جدا کند تا جایزه را بگیرد. امام حسین همه را جمع کرده بود در یک خیمه، میگفتند حمله، همه حمله آوردند به خیمه. یا امام رضا، میخواهیم با در خدمت شما برویم آنجا. یک خیمه، جنازه شهدا، یک نفر پاسبان. حضرت زینب هجوم آوردند، سرها را جدا کنند. حالا متوجه شدم بینندگان که چرا حضرت علیاصغر... سیدالشهدا دفن کرد، چه شد؟ آنجا امام زمان باید روزش را بخواند. آمدند کوفه، التماس کرد: من را وارد کوفه نکنید. من پنج سال، حدود پنج سال من اینجا بودم، عزیز بودم، تفسیر گفتم، اما اعتنا نکردند. مجبور شدند سرش را بگذارند پایین. امیرالمومنین میگفت: دخترم، انگار میبینم وارد شدی اینجا، «من الله و خاشعین» چنان ذلیل شدی، چنان... سر تا... آمدند به شام وارد بشوند، گفت: من از باب الساعه وارد نکنید. جمعیت جمع شدند، من رو نگاه نکنند، چشم نگیرند. شمر گفت: از همان جا وارد میکنم. تمام بکنم؟ گفت: من پلههای مسجد جامع نگذرید. اسرای خارجی را اینجا میگذاشتند، مردم میآمدند برای تماشا. یک پیرزن عشایر به من گفت: وقتی من میخواهم قسم بخورم، میگویم «ای الله» یعنی دستش را گذاشت، قسم میدادند به آن لحظه که زینب دستش را بر سینهاش گذاشت، گفت: ای خدا، چه کار کنم؟ یک وقتی یک چیزی گفتند، گفتند: ای عالم، تو که پناه عالمی، چشات را وا کن ببین چقدر من متحیرم. آن وقت آنجا هم گوش ندادند. آقای میانجی یکیش را گفت، گفت که حضرت رقیه که بالاخره در خواب پدر دید، گریه میکرد، آرام نمیگرفت. به یزید گفتند، یزید گفت: سر پدر را ببرید ببیند. آی نجی... میگفت سر خط در خرابه را گرفت. حضرت زینب نمیگذارد طفل سر پدر بیاورد. فرمود که آنجا مضروب شد. حضرت زینب سلام الله علیها آن همه که مظلوم شده بود، ای خدا، ای خدا، اینجا همه به انسانها کرد. آخرین التماسش به انسانها نبود. آمد گودال قتلگاه، عطش حسین، لبهایش زخمی، الله اکبر، زبانش زخمی، جگر سهعضوی بود، آفتاب داغ، زبانش را گاز میگیرد شاید آبی پیدا بشود. آنجا دیگر به هیچکس التماس نکرد، صورتش را گرفت آسمان، با آفتاب صحبت کرد، التماس کرد: «آی جون، آی جون» یعنی آفتاب، «آزاد» یعنی کم کن، آزاد حرارت. ..فقط باید زیر آفتاب نشسته باشی در این گرما که بفهمی زینب چه گفته.
شریعتی:آقا، خیلی ممنون و متشکرم از شما. میدانم خیلیهایتان حاجت دارید، خیلیهایتان مریض دارید، بعضیهایتان مریضید در بیمارستانها، بعضیها بچههایشان مریضند. میگفت آقای شریعتی، میدانی بدتر از این مریضیهایی که مردم اسمهایشان را میدانند چیست؟ مثلاً بدتر از سرطان میدانی چیست؟ اینکه بچهات سرطان داشته باشد! خیلی از پدر و مادرها با دلهای شکسته نشستند اینجا و این پنجره فولاد را میبینند، ضریح مطهر امام رضا را میبینند، لطف و رأفت حضرت رضا را میبینند. و بعد روضه حاج آقای عاملی... خیلیها بدهی دارند، خیلیها زندانی دارند، خیلیها گرفتاری دارند. میخواهم حاج آقای عاملی دعا بکنند و انشالله شما هم با دلهای شکستهتان آمین بگویید و انشاالله حاجتروا بشوید. اینجا «مساکن برکة الله» تمام ائمه حرمشان میگویند «مساکن برکة الله»، محل نزول برکت است، یعنی محل استجابت دعاهاست. اولاً برای تمام گرفتارها، علی بن موسی الرضا را واسطه قرار میدهیم، مهمانیم دیگر. اینجا مهمان است که حرمتش نگه داشته باشد. به مهمان نمیگویند. از علی بن موسی الرضا میخواهم واسطه فیض بشود، کشور ما عزتش حفظ بشود، در اسرع وقت این جنگ به نفع ایران عزیز ما کتابت شده، انشالله به اتمام برسد. انشاالله رهبر شهید ما با اجداد دانش مشهور بشود و تمام گرفتارها، بیمارها، مشکلات جوانان ما همه حل بشود. اما یک جمله بگویم: در اینجور جاها، آقای شریعتی، حاجتهای بسیار بزرگ... یک حاجتهایی در دعاها آمده که ما آن را بعید میدانیم، اگر در دعا نیامده بود میگفتیم مگر میشود؟ آنها را معصوم در دعا آوردهاند، یعنی میشود آن دعاها را بخواهید از خدا. دو تایشان را بخوانند، ولی همه: «اللهم کلنی من ذکری الی ذکرک» به به، فلانی و بین ملکوت باب... «للّه» حتی تو بیمروهای... «بین ضیاء عش» یعنی خدایا من تو را یاد میکنم، ولی تو من را یاد کن. تمام حجابها را بزن کنار، من را ببر در برابر ضیاء عرش خودت قرار بدهی که از این خاک جدا بشوی، سفره فاخری پیدا بکنی، نمرده از این دنیا بمیری، از فرش به عرش برسی. یک دومی هم همین جمله مشهور که «الهی حبلی کمال قلوبنا حتی نور ارواحنا معلقاً به عز قدسک» روح ما را بگیر ببر به قدس خودت. ای خدا، ما اهلش نیستیم، ولی تو صاحب فضلی، اصلاً میدهیم. به کرمت قسم میدهیم، به حرمت علی بن موسی الرضا، این دعاها را در حق همه مستجاب بگردان. الهی آمین.
شریعتی:انشاالله حاج آقای عاملی، خیلی ممنونم. خدا انشالله خیرتان بدهد و من هم دعا میکنم که «اللهم اغنی بحلالک عن حرامک و بطاعتک عن معصیتک و بفضلك عمن سواک». در جوار مذجع نورانی و ملکوتی و قدسی حضرت رضا علیه الصلاة و السلام، دعاگوی تکتک شما هستیم. آیات را بشنویم، بعد از تلاوت آیات، انشالله حاج امیر آقای عارف به جمع ما خواهند پیوست و دقایقی عرض توسل خواهیم داشت محضر حضرت رضا علیه الصلاة و السلام. باز میگردیم با احترام، همراه شما و در کنار شما. بفرمایید، خواهش میکنم. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
چقدر خوب است ثواب تلاوت این آیات را هدیه بکنیم به روح بلند و آسمانی و ملکوتی امام رئوف حضرت رضا و با برکات بهرهمند بشیم. خوش به حالم که اهل ایرانم، خادم بارگاه سلطانم. از مکانهای دیدنی جهان بیشتر عاشق خراسانم. راه و رسم گدا شدن بلدم، حاجتم گاه مستجابتر است. دم باب الجواد فهمیدم پدر سخت عاشق پسر است. الهی به حق جوادالائمه، به حق حضرت رضا، رزق و روزیتان باشد زیارت مشهد مقدس. سلامرسان شما هستیم، دعاگوی شما هستیم.
برای مشارکت در قربانی ماه ربیعالاول به عشق پیغمبر عظیمالشأنمان همگی دعوتید. کافی است به زیرنویسها دقت بکنید یا به کانال ما مراجعه بکنید، دوستان انشالله راهنماییتان خواهند کرد، یا عدد ۱۴ را به 20000303 پیامک بکنید.
سلام، خیلی خوشحالیم که امروز در روز شهادت امام رضا در کنار شما هستیم. بسم الله الرحمن الرحیم. عظم الله اجورنا و اجورکم بمصابنا و مولانا علی بن موسی الرضا سلام الله علیه. عرض سلام و ادب و احترام دارم. دستمریزاد، خدا قوت، خدا قوت واقعی، سلامت از سرداران جبهه عزیز و رسانه دوران پرتلاطم دفاع مقدس، رمضان و بعد از شهادت آقا، و به همه دستاندرکاران عزیزمان در سیمای جمهوری اسلامی ایران. و عرض سلام و ادب دارم به ولی نعمتان خودم در ایران عزیز، نایبالزیاره. خدا انشالله حفظتان بکند. آقای عارف، در این فاصله خوب، ایشان خیلی الحمدالله خدا بهشان توفیق داده، هم سحرهای ماه مبارک رمضان، مناسبتهای مختلف. الان میگفتند آقای شریعتی همین جا ۵ درجه زیر صفر، ۱۰ درجه زیر صفر نشستند و جامعه کبیر خواندم و حالا شاید ۴۰ درجه بالای صفر مقابل دیدگان شما هستیم و من میدانم دلهایتان اینجاست. اگر موافق باشید از حاج امیر آقای عارف بخواهیم یک سلام به نیابت از طرف تکتک شما، شما هم همنوا بشوید به حضرت رضا علیه الصلاة و السلام و بعد هم ذکر مصیبت.
مداح: بسم الله الرحمن الرحیم. بیمارها، دارالشفا را اینجا تمام دردها را میشناسم. اینجا غریب و آشنا فرقی ندارد، اینجا غریب و آشنا را میشناسد. هر کس آمد اینجا درماندهها، باب الرضا را میشناسند. در این حرم حتی خدا نشناختهها هم گاهی میآیند خدا را میشناسند. این مال آنهایی است که زیاد مشهد مشرف میشوند. ما چند سالی است که مشهد میآییم، دیگر تمام شهر ما را میشناسند. آقا این برای خودمه، ساده بگویم، گنبدت را دوست دارم. بیچیزها تنها طلا را میشناسم. این حرف دل خودمه. چه احتیاج است که احتیاجم را بگویم؟ چرا اهل کرم فقر گدا را میشناسند؟ شاید این یک بیت، حرف دل خیلیهاست. هرکس که رفته کربلا از این حرم رفت، با نام مشهد، کربلا آفرین میشناسم.
امام رضا بخوانم، هر کس تا حالا اشکی جاری نشده از چشمانش، بسم الله پیش امام رضا میخوانم. با لباس نوکری، نایبالزیاره همگی. هر پدری دوست دارد لحظه آخر چشمش را باز کند ببیند سرش را پای بچههایش گذاشته و دورش هستند. از مدینه این اتفاق برای امام رضا افتاد. یک مهمان دارم در حجره، در را ببند، هوا سرد. گفت: دیدم یک صدایی غیر صدای امام رضا میآمد. تا نگاه کردم دیدم آقازادهای دستار را دور گردن آقا حلقه زده. آمدم بیرون. تعابیر مال من: عباس، برو برای بابام کفن آماده کن. عرضم تمام. یا امام رضا، کاش این اتفاق در کربلا هم میافتاد. فدات بشوم، چرا میگویم کربلا؟ چون شما فرمودید: «ان کنت باکی لشی ابک اللحسین» اصلاً روضه را شما بخوانید. فرمود: پسر، شبی جد غریبم کفن نداشت. یوسف به قعر چاه ولی پیراهن نداشت. یا امام رضا، چشمات را باز کردی، دیدی جوانت کنار توست. امام رضا یک نگاهی کرد، تا نگاه کرد دید احساس سنگینی روی سینهاش است. چشمش را باز کرد و شمر و جالسون... نفس خواهرش گرفت. من حیا کردم اسم مادر را بیاورم. با این نوا مجلس روضه را تمام کنم. خاک بر سرم، سر را برید و جلوی خواهرش. «رحم الله» «من نادی یا حسین».
شریعتی:چقدر خوب است که محضر امام رضا رخت عزا را در میآوریم. اول گفتم شال عزا، لباس خادمین، لباس عزای جد غریبشان را محضر آقا امانت بگذاریم. خدایا این محرم و صفر، این عزاداریها، این روضهها انشالله آخرین روضه و آخرین محرم و صفر عمرمان نباشد، که به رسم دعای ماه مبارک رمضان، اگر آخرین ماه محرم و صفر عمرمان بود، انشالله مرحوم باشیم و مورد رحمت تو قرار گرفته باشیم، نه محروم. و امیدوارم به حق حضرت رضا علیه الصلاة و السلام بهترین برکات نصیب شما مردم عزیز و نازنین، قاسم، مخاطبان خوب سمت خدا بشود. چه مخاطبان شبکه سه، مخاطبان شبکه محترم افق، شنوندگان رادیو معارف، همگی را یاد میکنیم. از لطف و همراهی همگی ممنونم و متشکرم. از حاج آقای عارف هم خیلی ممنونم، امیر آقای عزیز، خوشحالم که امروز هم توفیق داشتم در کنار شما باشم، درجه یک دوستداشتنی. خدا انشالله حفظتان بکند.
شریعتی:تا سلامی دوباره و دیداری دوباره، به اتفاق حاج آقای عارف و همه بر بچههای نازنینی که اینجا پشت صحنه زحمت کشیدند و تلاشهایشان این شد که ما به صورت زنده و مستقیم از مشهد محضر شما برسیم، از خدمتتان خداحافظی میکنم. به امید دیدار و سلامی دوباره. در پناه خدا باشید و در آغوش پر مهر امام رئوف علی بن موسی الرضا. آقا ممنون و متشکرم از شما.