اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

1405-05-14- حجت الاسلام خلج- خطبه متقین

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین. سلام عرض می‌کنم محضر شما خوبان، شما مخاطبان ارجمند، آقایان، بانوان، شنوندگان و بینندگان جان. شبکه ۳ سیما را اگر می‌بینید، شبکه ولایت یا شبکه محترم افق را تماشا می‌کنید و رفقای عزیزم، دوستان وفادارم پای رادیو معارف، اگر شامگاه شنبه ساعت ده و نیم تقریباً ده و نیم شب برنامه را می‌شنوید

معرفی برنامه

امروز یکی از بزرگترین روزها در تاریخ اسلام است، در تاریخ ایران اسلامی هم هست. نسبت عجیبی پیدا می‌کند امروز با ایران و ایرانی، با قم و با ساوه و با مدینه و با آقا جانم امام رضا علیه السلام. مرحبا به خداوندی که کسی مثل موسی بن جعفر علیهم السلام را به ما هدیه داد تا از نسل امام کاظم علیه السلام یک امام رضا جان سلام الله علیه در مشهد داشته باشیم و خواهر بزرگوارشان را در قم زیر سایه امن این همسایه بزرگوار باشیم، حضرت معصومه علیها السلام که معروف به کریمه اهل بیت، حضرت فاطمه معصومه علیها السلام که نه فقط قمی‌ها که همه ایرانی‌ها که همه دوستداران اهل بیت علیهم السلام سر سفره با کرامتش نشستند. و البته آنهایی که من گفتم، خوشبخت قوم و طایفه ما مردم قمیم. خوش به حال شماها که قمی هستید، خوش به حال شماها که الان در قم دارید تماشا می‌کنید، خوش به سعادت شما که این روز را انتخاب کردید برای بودن در قم و در سایه امن حضرت معصومه سلام الله علیها که دختر امام، خواهر امام، عمه امام است. زیارت‌نامه‌شان این‌طور است: «عمه السادات»، «سلام علیه روح عبادات»، «سلام علیه کوثر نوری» به کویر قمی آب حیات داد. دل این مردمی، مردم ایران و همه دوستداران پیامبر خدا و فرزندانشان. خب، خیلی خوشحالیم، تبریک هم می‌گویم خدمتتان و تمنا می‌کنم اگر فرصت یک سفر از ساوه، اراک، کاشان، تهران، همدان این دور و برها که می‌شود آمد و رفت دارید، خدا وکیلی کم‌کار نگذاریم. امروز یک سلام بدهیم، یک عرض ادب کنیم، یک تبریکی به حضرت صاحب الزمان بگوییم، آره یک جمکران هم برویم و دوباره برگردیم.

خیلی خوش آمدید به این هفته، به این شنبه و به حضور حاج آقای خلج عزیز و بزرگوار. تصویرشان را هم دارید نگاه می‌کنید. آقا سلام علیکم و رحمت الله، به شما هم تبریک می‌گویم.

حجت الاسلام خلج: علیکم السلام و رحمت الله و برکاته. بنده هم خدمت شما و همه بینندگان عزیز برنامه سمت خدا عرض ادب و سلام دارم و ورود حضرت کریمه فاطمه معصومه علیها السلام را به شهر قم تبریک عرض می‌کنم و در محضر شما هستیم. انشالله.

ملایی: خواهش می‌کنم. ما از مسیر بیان شما در محضر انشالله می‌خواهیم بزرگواران ائمه طاهرین علیهم السلام باشیم و محضر امیرالمومنین. قبلش یک نکته‌ای را با هم اگر اجازه بدهید من مطرح کنم، اگر نکته‌ای شما داشتید اصلاح بفرمایید. از اختصاصات قم، همین قمی که الان درباره بانوی بزرگوار ایران و قم حرف زدیم، خاستگاه فقه و اصول و حوزه و اجتهاد و فقاهت است و خاستگاه انقلاب اسلامی ایران است. چه اینکه خیابان انقلاب، خیابان چهارمردان و آن داستان‌ها. این شب‌ها قم، اجتماعاتش هم به نظرم به برکت حضرت معصوم یک رونق عجیب و غریبی دارد. حضرت عالی چون در قم مشرفید، می‌توانید گواهی بدهید خیابان‌هایی که رد می‌شوید، میدان‌هایی که شب‌ها می‌گذرید، حال و اوضاعش، شرایطش، احوالاتش. من یکی که مردم قم را، آقایان را دست می‌بوسم و بانوان را ادای احترام می‌کنم به این رشادت و مقاومت، به این حضور و به این صلابتی که شما در میدان حضور دارید. چون هستیم ما مثل خودتان، شما نظرتان چیست؟

حجت الاسلام خلج: بله، خدمت شما عرض بکنم که باید قدردانی کرد، باید تشکر کرد. واقعاً اولاً از همه مردم عزیزمان که صد و خورده‌ای، نزدیک دیگر تقریباً ۲۰۰ روز و شب دارد می‌شود که پای دین و انقلاب و اسلام ایستادند. خیلی‌ها از آن روزهای اول و شب‌های اول در میادین بودند. ما برخی را می‌بینیم، خب این‌ور آن‌ور می‌رویم، حاج آقا من از همان شب اول بودم. ماشالله به همت با ویلچر آمده، یکی با واکر آمده. خیلی آدم این‌ها را می‌بیند. یا مثلاً من خیلی دیدم مثلاً بانوانی بودند که نوزاد در واقع گرفته، سخت است، آدم گفتنش راحت است، حالا ما شاید راحت داریم می‌گوییم. نه یک شب، دو شب. انشالله که این کار هم ادامه پیدا بکند و دلگرمی همه نیروهای مسلح ما، دلگرمی همه مسئولین، همین مردم هستند. پشتوانه نظام مردم هستند. اگر مردم پای دین و انقلاب و نظام بایستند، قطعاً برکات الهی و فتوحات الهی نازل خواهد شد. خود خدای متعال در قرآن می‌فرماید: «ولا تحزنوا»، می‌فرماید سست نشید. ممکن است یک مدت فرسایشی بشود، طول بکشد. می‌فرماید: «ولا تهنوا» سست نشید، پای کار بایستید. «ولا تحزنوا» ناراحت نشید، بالاخره آسیب‌هایی دارد اگر انسان بخواهد به قله‌ها برسد. می‌فرماید: «ولا تهنوا ولا تحزنوا و انتم الاعلون» شما برتر هستید، برتری با شماست. البته به یک شرط: «ان کنتم مومنین». انشالله که مردم عزیزمان انشالله خدا خیرشان بدهد، انشالله ادامه بدهند، انشالله تا پیروزی نهایی باشد و امداد الهی و فتوحات الهی و خلاصه لطف الهی شامل حال جمهوری اسلامی ایران و مردم عزیزمان بشود. الهی آمین، الهی آمین.

ملایی: خیلی متشکرم از شما. هم در نزدیکی محلی که حضرتعالی سکونت دارید، هم در نزدیکی جایی که من هستم. خودمان رفتیم این شب‌ها بودیم، حالا یا برای اجرا یا برای اینکه برویم بایستیم، ما مثل بقیه فرقی نمی‌کنیم. همه با هم یک پرچمی دستمان باشد. در بلوار شهید صدوقی رحمت الله علیه قم، یک جایی برنامه شبانه‌ای بود، من رفتم، یک آقایی یک نفر را نشان من داد، گفت این حاج خانم را می‌بینی؟ گفتم خب. گفت روی آن صندلی است نشسته، غریب ۸۰ سالش بود. گفت ایشان از شب اول بوده تا همین الان، یک شب ازش فوت نشده و همچنان دارد می‌آید. ازش پرسیده بودند به حالا می‌خواستم ببینم نظرش چیست، برگشته بود با همان لهجه شیرین قمی گفته بود: تا وقتی که آقا بگویند، ما هستیم. تا آقامان بگوید، ما هستیم. خدا انشالله خیرشان بدهد و همه عزیزانی که حالا در هر اقصی نقاط ایران این شب‌ها را آمدند و خواهند آمد، انشالله خدای متعال اجر مضاعف بهشان بدهد. الهی آمین.

ملایی: خب، ما متشکریم اولاً به خاطر این مقدمه، نکاتی از شما یاد می‌گیریم در هر فصل از برنامه.

حجت الاسلام خلج: بله، بسم الله الرحمن الرحیم. بحثمان درباره خطبه متقین هست و این جلسه می‌خواهیم به دومین ویژگی برسیم که حضرت می‌فرمایند: «و ملبسهم الاقتصاد». درباره لباس متقین حضرت می‌خواهند صحبت بکنند که این‌ها سبک زندگی‌شان در پوشیدن لباس چگونه است. من اول یک نکته عرض بکنم که این ترجمه خیلی ظاهری مشخص بشود. یعنی لباس، مصدر میمی، «لباس الاقتصاد» از ماده «قصد» می‌آید به معنای حد وسط، به معنای میانه. یک ترجمه تحت‌اللفظی بخواهیم بکنیم: «و ملبسهم الاقتصاد» یعنی لباس متقین یک لباس میانه‌است، یک لباسی می‌پوشند که حد وسط است. این ترجمه تحت‌اللفظی. اما قبل از اینکه بخواهم وارد بحث بشوم و معانی و تفاسیری که از این عبارت هست که دو تا تفسیر برای این هست که لباس میانه یعنی چی، باید عرض بکنم که قرآن مجید لباس را در برخی موارد به کار برده‌اند.

خدای متعال شب را به عنوان لباس معرفی می‌کنند، می‌فرمایند: «جعل لکم اللیل لباساً». خیلی عجیبه، این‌ها را عرض می‌کنم تا ثمره‌اش را عرض بکنم که چیست. دوم درباره همسران، همسران را برای هم خدای متعال لباس در قرآن معرفی می‌کند، می‌فرماید: «هن لباس لکم و انتم لباس» لباس، آقایان برای بانوانشان حکم لباس را دارند، بانوان هم برای آقایان حکم لباس شده. سوم خود تقوا هست که می‌فرماید: «و لباس التقوی ذالک خیر». خیر، وقتی خدای متعال در سوره اعراف آیه ۱۲۶ است، وقتی خود حکمت لباس را می‌خواند، لباس که ظاهر را بیان می‌کنم، بعد فوایدش را می‌فهمم، بعد آخر سر می‌فهمد: «و لباس التقوی ذلک خیر» لباس تقوا بهتر است برای شما، بیشتر به کار شما می‌آید. هم شب هست، هم همسر هست، هم تقوا هست. قبل از اینکه خود عبارت را بخواهیم شرح بدهیم، معانی‌اش را عرض بکنم که عرض کردم دو تا معنا دارد. «مالبسهم الاقتصاد» من می‌خواهم چند تا ویژگی برای لباس عرض بکنم، اول ۱۰ تا ۱۱ تا که هم برای همسران، هم برای شب، هم برای تقواست، هم لباس ظاهری که ما داریم، این‌ها را عرض بکنم. بعد برویم حالا لباس اقتصاد، میانه یعنی چی.

لباس یک سری ویژگی‌ها دارد که خدای متعال ببینید همسران را می‌گوید شما لباس هم‌اید از یک طرف، هم خب لباس هم پوشیدیم دیگر، و تقوا هم این‌طور. لباس اولین ویژگی این است که لباس باید در طرحش، در رنگش، در جنسش مناسب انسان باشد. انسانی که شخصیت مثلاً میانسال دارد، لباسی که بچه‌ها می‌پوشند، رنگ‌هایی که آنها انتخاب می‌کنند، ما انتخاب نمی‌کنیم. طرحش، جنسش، رنگش مهم است. لذا انسان در لباس ظاهر باید حواسش به این‌ها باشد. در ازدواج هم همین‌طور است، اگر قرار است همسر برای همسر لباس باشد، باید یک لباس خوب تهیه بکنیم، همسری باشد که کفر انسان باشد، رنگش به ما بخورد، جنسش به ما بخورد، ببینید این ویژگی‌هاست دیگر. اگر لباس ظاهری ویژگی دارد که در طرحش، در جنسش، در رنگش باید مناسب باشد، همسرم باید کفر انسان باشد، مناسبت فکری می‌خواهد، فرهنگی می‌خواهد، شخصیتی می‌خواهد. این یک ویژگی.

دومین ویژگی لباس این است که مایه زینت و آرامش انسان است. لباس آدم می‌پوشد، زیبا. این‌ها مثلاً دم آینه می‌ایستیم، مثلاً به قول امروزی‌ها ست می‌کنند، این رنگش با این می‌آید یا نمی‌آید. یکی از ویژگی‌ها برای زینت است. لباس خدا خلق کرده برای ما برای زینت. بله، همسران هم برای هم زینت هستند. نباید این کار را بکنیم که مثلاً خانمی برای شوهرش مثلاً مایه... سومین نکته این است درباره لباس که لباس عیوب انسان را می‌پوشاند. آقای ملایی عزیز، الان بنده مثلاً در بدنم یک عارضه‌ای باشد، لباس مناسب آن‌که عیب‌ها را بپوشاند. در زندگی زناشویی هم همین‌طور است، همسران باید عیب‌های هم را بپوشانند، باید مایه زینت بشوند، باید نارسایی‌های یکدیگر را بپوشانند.

ویژگی بعدی لباس این است که لباس مناسب انسان از سرما و گرما حفظ می‌کند. این ویژگی الان ما الان در این فصل لباسی که در چله زمستان می‌پوشیم که نمی‌پوشیم، که مناسب این فصل نیست، یا لباسی که الان می‌پوشیم در چله زمستان آن موقع مناسب نیست. زندگی هم همین‌طور است، ببینید کانون گرم خانواده هم سرما و گرما دارد، پستی و بلندی دارد. یک روز آدم ثروت دارد، یک روز ندارد. یک روز بیماری، یک روز صحت است. یک روز آدم حالش خوش است، یک روز بیرون سرکار خسته بوده. ببینید همسران باید همدیگر را بپوشانند، باید در سرما و گرماهای زندگی انسان را حفظ بکنند.

ویژگی بعدی لباس این است که باید لباسی بپوشیم مایه رسوایی ما نشود. برخی‌ها یک لباس‌هایی می‌پوشند که مایه رسوایی‌شان می‌شود. ازدواج هم همین‌طور است، برخی‌ها با کسانی ازدواج می‌کنند که آخر سر مایه رسوایی‌شان می‌شود، سرافکنده می‌شوند. این هم باید حواس انسان باشد.

ویژگی بعدی این است که انسان لباسش را طوری کند که آلوده نشود، پاکیزه باشد. ما همگی حواسمان به دیوار مالیده نشود، این‌جا رنگ‌ها تا یک لک می‌شود می‌گوییم بگذار سریع. بله، زندگی خانوادگی هم همین‌طور است. من چون ویژه لباس است، حیفم آمد چون برای خانواده‌هاست دارم عرض می‌کنم، به خاطر این بیشتر این لباس را دارم عرض می‌کنم برای خانواده‌های عزیزمان که در زندگی هم باید زن و شوهر حواسشان باشد همسران آلوده نشوند. آلوده‌ای به گناه. مرد خانه باید حواسش باشد پسرش، دخترش، همسرش چه فیلمی می‌بیند، کجا شرکت می‌کند، آلوده‌ای به گناه نشود. همان‌طور که ما لباسمان را مراقبت می‌کنیم، خانم خانه هم همین‌طور باید مراقب همسرش باشد، مراقب فرزندانش باشد. یک فرمایشی افتاد.

ملایی: بفرمایید.

حجت الاسلام خلج: عرض کردم دیگر، گفتم که هم شب، هم زن و شوهر، هم خود تقوا لباس است، لباس ظاهری که ما داریم: «قوا انفسکم و اهلیکم ناراً» هم خودت را پاک نگهدار، هم زن و بچه‌ات را.

ویژگی بعدی لباس، یکی از نعمت‌های بزرگ خداست. حالا آیه را عرض می‌کنم در سوره اعراف آیه ۲۶، خدای متعال می‌فرماید: «یا بنی آدم قد انزلنا علیکم لباساً یواری سوئاتکم» این لباس ظاهری که بحث می‌کنیم. بله، خدای متعال می‌فرماید ای بنی آدم ما برای شما لباس نازل کردیم، لباسی که «یواری سوئاتکم»، یکی از ویژگی‌های لباس این است که بدی‌ها را می‌پوشاند، عیوب انسان را می‌پوشاند، عورت انسان را می‌پوشاند، جایی که نباید دیده بشود، آنها را می‌پوشاند. «و ریشاً» ریش یعنی زینت، به بال پرندگان هم ریش می‌گویند چون باعث زینتشان می‌شود. طاووس را شما در نظر بگیرید. می‌فرماید لباس باعث زینت شماست. بعد می‌فرماید: «و لباس التقوی ذالک خیر». بعد می‌فرماید: «ذالک من آیات الله لعلهم یذکرون». آقا یک لباس معمولی آیت و نشانه خداست. بله، اشرف مخلوقات انسان است، لذا خدای متعال می‌خواهد بگوید تو همین لباس ظاهرت را نگاه کن، از خاک من یک کاری می‌کنم، پنبه بروید و این حیوانات وقتی علف‌ها را می‌خورند، گیاهان را می‌خورند، این پشم حیوانات می‌شود برای شما غذا، می‌شود برای شما لباس، لباس می‌شود پوشاک. از آب دهان یک کرم ابریشم شما می‌توانید پارچه حریر و... خلاصه استفاده بکنید. می‌فرماید: «ذالک من آیات الله» حواسمان باشد و خدا این قدر به انسان داده که بتواند از این‌ها استفاده کند برای خودش، مایه زینت خودش باشد، برای حفظ خودش باشد، استفاده بکند.

یک نکته آخر بگویم که دیگر وارد بحث بشویم که خود عبارت را عرض بکنم. لباس نباید مایه شهرت باشد. برخی لباس‌هایی می‌پوشند که مشهور بشوند. برخی فقها حکم به حرمت داده‌اند من یک لباس بپوشم انگشت‌نما بشوم. فرقی هم نمی‌کند، می‌خواهد در حد اعلا باشد یا نه. بعضی وقت‌ها می‌روند برخی ضعیف‌ترین لباس‌ها را می‌پوشند، معروف می‌شوند به تقوا، آقای آدم خیلی آدم خوبی است. هر کاری که بکنیم که مشهور بشویم، یعنی قدم به سمت شهرت برداشتن، خلاف است و نباید اصلاً سمتش برود. پس لباس برای شهرت نباید باشد. یک وقت اشتباه نشود.

ملایی: اگر درست می‌فهمم بفرمایید که درست می‌فهمم، اگر نه اصلاح بفرمایید که آقا این منظور فقط آن نیست. لباس سطح پایین و خفیف و نامناسب می‌پوشد، می‌تواند یک لباس خیلی فاخری باشد و شامل این قضیه هم بشود.

حجت الاسلام خلج: لباس شهرت دیگر، هر لباسی که بپوشد شما مشهور بشوید، چه می‌خواهد در حد عالی باشد، چه در حد پایین. لباس برای شهرت نباید باشد. لباس نباید لباس تحریک‌کننده شهوات باشد، این‌ها آداب اسلامی ماست. لباس نباید برای توسعه فساد باشد. لباس نباید برای تجمل‌پرستی‌ها باشد، نباید برای خودنمایی، برای تکبر، برای اسراف باشد. اصل لباس... من سعی کردم حالا ده یازده تا اموری را که در روایات آمده و آیات آمده درباره خود لباس، بله که باید چطور باشد. حالا در ضمنش من دیدم حیف است برای همسرانم آوردم که این ویژگی‌ها باید داشته باشد. این مطلب درباره لباس.

اما برویم درباره خود اصل مبحث که حضرت می‌فرمایند: «و ملبسهم الاقتصاد» لباس متقین یک لباس میانه‌است. دو تا تفسیر دارد. آقای ملایی عزیز، اولین تفسیرش یک تفسیر خاص است، دومین تفسیر تفسیر عام است. تفسیر خاص یعنی که همین لباس ظاهر، یعنی عبارت دارد همین را می‌فرماید: لباس ظاهری متقین یک لباس میانه است، نه لباس به قول گفتنی گران‌قیمتی می‌پوشند که مثلاً مطرفین می‌پوشند، مثلاً چند صد میلیونی بخواهد باشد، الان داریم برخی... بله، نه از آن طرف آنقدر لباس سطح پایین می‌پوشند که مثلاً باعث شرمساری‌شان بشود، این‌طور نیستند. یک لباس میانه می‌پوشند، این‌ها لباس ظاهری‌شان این است. خدا غریق رحمت کند من حضرت آیت الله مجتهدی تهرانی را، ما خدمتشان که درس می‌خواندیم، مثلاً گاهی اوقات با حاج آقا یک عبایی هدیه می‌دادند، حالا عبای گران‌قیمت بود، می‌گفتند هوای خاچه... من دیده بودم حاج آقا نمی‌پوشید، همین هدیه را هدیه می‌داد به کسی دیگر. خب ما برویم کسانی که قدم طی کردند، نه. لباس آدم باید لباس برای زیبا پوشیدن باشد، ولی لباس گران‌قیمت خیلی خاص ایشان نمی‌پوشید. کسی هم اگر بهش می‌داد، هدیه می‌داد. خدا رحمت کند از آیت الله حق شناس، حضرت آیت الله عظمی بهجت، حضرت آیت الله ناصری رحمت الله علیهم اجمعین، لباسشان میانه بود، یک لباس میانه. افرادی که نام بردم، همه جز کسانی هستند که در درجه عالی تقوا بودند، لباسشان لباس میانه بود، تمیز، زیبا، شکیل، ولی نه آنقدر گران‌قیمت که در شأن نباشد. بله، این معنای اول است: «ملبسهم الاقتصاد» یعنی لباسشان میانه است.

حالا یک نکته‌ای باید اینجا عرض بکنیم، این هم نشود خدای نکرده اگر ما یک کسی را دیدیم مثلاً یک لباس گران‌قیمت پوشیده بود، بگوییم این بی‌تقواست، چون حضرت می‌فرماید متقین کسانی هستند که لباسشان میانه است. «الاقتصاد» این نیست، این‌طور نباید کسی قضاوت کند. نفس خیلی چموش است، چموشی می‌کند. این عبارت را می‌خوانیم: «و ملبسهم الاقتصاد»، حالا مثلاً یک جا رفتیم فامیل یا محل کار یک کسی مثلاً یک لباس گران‌قیمت پوشیده است، بگوییم این از تقوا بیرون است. نه، این‌طور نیست. ببینید هر کسی یک جایگاهی دارد، یک شخصیتی دارد. خب هیچ ایرادی ندارد. ما می‌خواهیم بگوییم... به یکی گفتند آقا جلو نیا از پشت بام می‌افتی، آنقدر عقب عقب رفت از آنور افتاد. افراط و تفریط نباید باشد. هر کسی بالاخره در زندگی‌اش یک دست، دو دست لباس مثلاً به قول امروزی‌ها می‌گویند لباس مثلاً برای اعیاد، برای جشن‌ها می‌خواهد شرکت کند، یک لباس خاصی گران می‌خرد، اشکال ندارد. این را خلاصه می‌گویم، نفس نیاید. به قول معروف می‌گفت: هر کسی یک دست لباس پلوخوری دارد. بله، من هم می‌خواستم لفظ... حالا دیگر من جسارت کردم. گفتم نه، خواهش می‌کنم، همین است. بله، یک ایرادی ندارد آدم یک دست، دو دست، اما این نباشد حالا کسی برود یک دست لباس گران پوشیده است، بگوییم آقا ایشان از زیر تقوا خارج است. چون نفس چموش است، این را عرض می‌کنم، قضاوت می‌آید قضاوت می‌کند. تو این را یاد گرفته‌ای. بله، امیرالمومنین فرمودند: «ملبسهم الاقتصاد» این لباسش میانه نیست یا خیلی سطح پایین است، می‌گوید این بی‌تقواست، آن خیلی بالاست. این‌جور قضاوت‌ها را نداشته باشیم. قطعاً هر کسی هر شخصیتی در جایگاه اجتماعی که دارد و کاری که دارد انجام می‌دهد، قطعاً خب یک لباس مناسب برای آنجا است، حالا ممکن است قیمت یک مقدار بالا باشد، این‌ها ایراد ندارد. این یک نکته.

اما معنای دوم درباره اقتصاد، به این می‌گویند معنای عام که شامل اولی هم می‌شود. منظور حضرت لباس ظاهری نیست، می‌فرماید: «ملبسهم الاقتصاد» میانه‌روی شده لباس متقین. در لباسشان، در خورد و خوراکشان، در راه رفتنشان. ببینید به این می‌گویند معنای عام. پس «ملبسهم الاقتصاد» یک معنا همین لباس ظاهری است، معنای دوم این است که نه، میان‌روی لباس ادب پوشیده است، نه فقط اینکه مودب حرف می‌زند، مودب راه می‌رود، مودب صحبت می‌کند، مودب نگاه می‌کند، مودب غذا می‌خورد. ببینید، «ملبسهم الاقتصاد» یعنی آقا میانه‌روی شده لباس متقین، در واقع کنایه از اینکه مشی و مرامش در زندگی میانه‌روی است. بله، زندگی‌شان نه آنقدر بالاست که مثل مطرفین و امثال‌ذالک باشند، نه آنقدر پایین است که باعث شرمندگی و آبروریزی‌شان بشود. یا به تعبیر دیگر، به بیان دیگر بخواهم عرض بکنم «ملبسهم الاقتصاد» این است که متقین لباس میانه‌روی را در تن کرده‌اند. در تمام امور، این است که متقی یک‌بعدی نمی‌شود، تک‌بعدی نمی‌شود. بعضی فقط به عالم ماده و طبیعت چسبیدند، برخی فقط می‌گویند معنویت، دنیا را ول کن، غذا نمی‌خواهد، خانه آنچنان نمی‌خواهد، رنگش مهم نیست. یا برخی فقط به کارهای مادی... قابل تشخیص نیست، اعتدال را رعایت نمی‌کرد. می‌گفت آقا غذا می‌خورد مفصل... خیلی گفتند آقا ایشان تا مخرج میم می‌خورد، یعنی خلاصه در دهانش مثلاً برنج مانده بود. گفتند آقا روایت حضرت فرمودند: یک قسمت آب، یک قسمت هوا، یک قسمت غذا. دو سه تا... حاج آقا ما می‌خوریم تا مخرج میم، آب هم می‌خوریم، می‌رود لای آن، برنج خودش را پیدا می‌کند. بله، هوا هم آمد، آمد، نیامد، نیامد. اعتدال در خوردن که باعث سلامت جسم و روح ماست. مؤمن این‌طور است، متقین این‌طور هستند.

یک روزی مأمون عباسی یک طبیبی داشت، نصرانی بود، خیلی حاذق هم بود. به علی بن حسین بن واقف گفت که تو قرآن شما خلاصه از علم طب چیزی نیست. ما می‌دانیم علم دو جور است: علم الابدان، علم الادیان. و این جناب علی بن حسین بن باقر گفت: خدای متعال تمام طب را در این آیه جمع کرده: «کلوا و اشربوا» «و لا تسرفوا». سوره مبارکه اعراف، اسراف نکنید. خوردن ندارند نه، برخی آنقدر کم غذا می‌خورند که نمی‌توانند به کارهای روزمره‌شان برسند. بعد این روایت از پیغمبر است که فرمودند: «المعدة بیت الداء» خواهش می‌کنم بینندگان عزیز خیلی خوب دقت کنند. حضرت فرمودند که معده خانه بیماری‌هاست، اکثر بیماری‌های انسان از معده است. «و الحمیة رأس کل دواء» پرهیز سرآمد همه داروهاست. بعد حضرت فرمودند که این طبیب برگشت و گفت: ما ترک کتابکم و لا نبییکم لجالینوس طباً، فرمود قرآن شما، پیغمبر شما دیگر طبی چیزی برای جالینوس نگذاشته، همه در همین آیه است. پس اعتدال در خوردن و آشامیدن، بله. اعتدال در انفاق، این‌که می‌گویی «ملبسهم الاقتصاد» یعنی معیشت این‌ها، زندگی متقین میانه است. آقا می‌خواهد انفاق کند، ببینید در غذا خوردنش اندازه است، در امور طبیعی‌اش حالا می‌خواهد کار نیک بکند، در انفاقش هم اندازه است. بعضی آنقدر به این و آن می‌دهند که بعد زن و بچه خودش گرسنه است، ندارند. این‌طور غلط است. خدای متعال می‌فرماید در سوره اسرا به پیغمبر خودمان: «و لا تجعل یدک مغلولة» می‌گوید دستت را به گردنت نبند که خلاصه برخی خسیس‌اند، پس نمی‌دهند، این‌طور سفت سفت. «و لا تبسطها کل البسط» این‌طور هم نباشد هر که آمد خلاصه کمک بکنی، بعد خودت گرفتار بشوی. ببینید نه دستت را به گردنت بگذار، به قول به تعبیر اینکه مثلاً خسیس است، اصلاً کمک نکند، نه اینکه خلاصه هر که آمد بخواهی بدهی، «فتقعد ملوماً محسوراً» هر دو تا ضرر دارد. ببینید «ملبسهم الاقتصاد» منظور لباس ظاهری نیست، میانه‌روی است. آن معنای اول را عرض کردم که منظور لباس باشد، معنای دوم شامل لباس هم می‌شود، یعنی در همه امورشان، در غذا خوردن این‌طور، در انفاق، در امور عبادی. آقا من باید روزی ۵ جزء قرآن بخوانم، ۱۰ جزء قرآن بخوانم؟ عرض کرده بودم مثلاً جناب نفیسه خاتون، حالا انشالله می‌رسیم وقتی به آیات برسیم، ویژگی متقین آنجا عرض خواهم کرد انشالله. جناب نفیسه خاتون مثلاً ۶۰۰۰ بار قرآن را ختم کرده بود. حالا من یک جا روی منبر گفته بودم، حالا یک بنده‌خدایی شروع کرد مثلاً روزی ۲۰ جزء بخواند، سه روز خوانده بود. دیگر در اعمال عبادی هم اندازه دارد. آقا من نماز یک اندازه‌ای دارد، تلاوت قرآن یک اندازه‌ای دارد، باید حالم را در نظر بگیرم. میانه‌روی در عبادات مهم است، روزه اندازه‌ای دارد. حالا من نمی‌خواهم نام ببرم، یکی از بزرگان بود، ایشان خب مجبور بود هر چند ساعت یک بار مثلاً یک چیزی میل بکنند، آنقدر که ایشان روزه گرفته بود، خب معده آسیب دیده بود، خیلی روزه‌های شدید زیاد... عرض می‌کنم عبادات هم باید «ملبسهم الاقتصاد» داشته باشد.

در کسب و کار هم اقتصاد می‌خواهد، میانه‌روی. آقا من چند ساعت باید کار بکنم؟ حالا بله، وضع معیشت باید انشالله درست بشود، انشالله به فضل الهی، حالا این تحریم‌ها برداشته بشود، انشالله دولت و ملت با هم همدست بشوند، انشالله شیعیان امیرالمومنین انشالله بیایند زندگی راحتی داشته باشند. ولی خب کار هم یک اندازه‌ای دارد. آدم مثلاً برخی را می‌بینی وضعش خوب است، خب ۱۲ شب، ۱۱ شب مثلاً یک کار دیگر... می‌گویم آقا تو که نیاز نداری. یک وقتی که نیاز دارد، مجبور است بعد از ظهر مثلاً یک کار دیگر انجام بدهد، خب تو باید میانه باشی. در کسب و کارت اقتصاد می‌خواهد، در وقت قرآن خواندن دیگر نداری، وقت نداری با بچه‌ات صحبت بکنی، وقت نداری حال همسرت را بپرسی، آن ساعتی که می‌آیی خانه، شامت را می‌خوری، بیهوش می‌شوی. ببینید می‌فرماید متقین این‌طورند، در کسب و کارشان هم اعتدال رعایت می‌کنند. بله.

یک مورد دیگر باز عرض بکنم درباره اعتدال. اعتدال این خیلی مهم است، خواهش می‌کنم بینندگان عزیز خیلی توجه بکنند. توجه به اسباب ظاهری و باطنی، اعتدال در توجه به اسباب ظاهری و باطنی یعنی چی؟ الان عرض می‌کنم. ببینید برخی هستند علم‌گرا، علم را می‌زنند کنار، تقوا را می‌گذارند کنار، معنویت را می‌گذارند کنار، می‌گویند صدقه کی گفته عمر آدم را زیاد می‌کند، روزی را زیاد می‌کند؟ کی برگشت؟ گفت توکل، دعا، توسل به حضرات معصوم، به خدای متعال در روزی انسان تأثیر دارد؟ ها، با خودت کار کنی فقط، توجه به امور مادی دارد، به اسباب ظاهری دارد. خودم باید تلاش کنم، اقتصاد... خودم دعا کاری نمی‌کند، توسل کاری نمی‌کند، توکل کاری نمی‌کند، صله رحم زیاد نمی‌کند. برخی هم از آنور برعکسند، می‌گویند آقا دعا کن بین‌الطلوعین، توسل، توکل، ولی کار نمی‌کند. تو هم باید میانه‌روی باشد. چرا دارم عرض می‌کنم؟ از آیات شریفه سوره یوسف آیه ۶۷، حضرت یعقوب نبی وقتی می‌خواهد فرزندانش را برای بار چندم که دوم، که می‌خواهد برود، می‌گوید: حواستان باشد، اگر یک در وارد نشوید: «یا بنی لا تدخلوا من باب واحد» از یک در وارد نشوید، شما را نبینند، ۱۱ تا برادر با هم. ببینید این اسباب ظاهری است. بله، از آنور هم می‌فرماید: «فلیتوکل المتوکلون» به خدای متعال هم توکل کنید. یعنی می‌خواهد بگوید هم کار انجام بدهید، از این راه بروید که شما را نبینند، برادرید با هم، از یک در وارد بشوید، ببینید. هم از آن طرف می‌فرماید که حواستان به خدای متعال هم باشد. «ملبسهم الاقتصاد» یعنی آقا هم بگویم کار دست خداست، هم من باید کارم را انجام بدهم، وظیفه را بله، انجام بدهم. این دومین معنا.

خلاصه این دو تا معنایی که عرض کردیم: معنای اول فقط لباس بود، لباسشان میانه است، نه گران‌قیمت، نه خیلی داغون. بله، معنای دوم یعنی مرامشان میانه‌روی است. خلاصه این دو تا این است که «خیّر الامور اوسطها» که امام کاظم علیه السلام ـ روحی فداه، ما چون روز ورود حضرت معصوم سعی کردیم روایاتی انتخاب بکنیم که تناسبی هم داشته باشند ـ حضرت فرمودند که بهترین کارها حد وسط است. در همه امور انسان این کار را انجام بدهد. این نکته‌ای که باید عرض می‌کردیم.

حالا چند تا نکته خیلی مهم عرض بکنم. این نکته خیلی مهم است. پس ما دو تا تفسیر را عرض کردیم برای اقتصاد، خلاصه‌اش هم شد «خیّر الامور اوسطها». اینجا از بزنگاه‌های روایات ماست، این روایت خیلی عزیزان شنیدند. امام کاظم بله. متقین این‌طور نیست که در همه کارهایشان «خیّر الامور اوسطها» باشد. همیشه نباید این‌طور باشد. در برخی چیزها «خیّر الامور اوسطها» نیست. در فضائل انسانی، در معرفت، خودشناسی، خداشناسی، در علم، در تقوا، «خیّر الامور اوسطها» نیست. اصل حاکم در اینجا «خیّر الامور اعلاها»، «اولاها»، «اکثرها»، «اوفرها» است، هرچه بیشتر، بالاتر، بهتر. من چند نمونه‌اش را عرض بکنم که این‌ها را از خودم عرض نمی‌کنم.

درباره معرفت رب، معرفت نفس. من باید خدا را چقدر بشناسم؟ «خیّر الامور اوسطها»؟ نه، هرچه بیشتر بهتر. در روایت دارد پیغمبر فرمودند: «اعرفکم به ربه اعرفکم به نفسه» برعکسش هم داریم: «اعرفکم به نفسه اعرفکم به ربه» هر کس خودش را بیشتر شناخت، خدای متعال را بیشتر می‌شناسد. اینجا هرچه بالاتر بهتر است، اینجا «خیّر الامور اوسطها» نداریم.

نکته بعدی درباره خود تقواست. آقا من باید چقدر تقوا داشته باشم؟ «خیّر الامور اوسطها»؟ حد وسط؟ می‌گوید نه. حاج آقا ما نه خیلی می‌خواهیم مثل خورشید زیاد نزدیک بشوی، می‌سوزی، زیاد هم دور بشوی، وسط. قرآن می‌فرماید: «ان اکرمکم عند الله اتقاکم». اینجا «ملبسهم الاقتصاد» این‌ها را شامل نمی‌شود. پس شد هم معرفت نفس، بله، معرفت رب و تقوا، اینجا «خیّر الامور اوسطها» نیست.

مطلب بعدی درباره ایمان است. آقا چرا باید ایمان بیاورم؟ «اوسطها»؟ نخیر. خدای متعال: «یا ایها الذین آمنوا آمنوا» ای اهل ایمان، باز هم ایمان بیاورید، بروید درجه بالاتر. ببینید در ایمان نباید کم بیاورید، هرچه بالاتر بهتر.

مطلب درباره محبت است. چقدر خدا را دوست بداریم، امام زمان را چقدر دوست بداریم، حد ندارد. امام حسین را چقدر دوست بداریم، حضرت فاطمه معصومه را چقدر دوست بداریم. قرآن می‌فرماید: «والذین آمنوا اشد حباً لله» محبتشان به خدا شدید است. یعنی هرچه بیشتر بهتر، اینجا «خیّر الامور اوسطها» نیست. «ملبسهم الاقتصاد» این‌ها را شامل نمی‌شود.

فرصت داریم چند تا دیگر عرض بکنم. بله، مطلب درباره قرب به خداست. من چقدر باید به خدا نزدیک بشوم؟ «اوسطها» می‌گوید آقا مثلاً «الصلاة قربان کل تقی» نماز وسیله تقرب هر انسان متقی است. به عنوان نماز به خدا نزدیک می‌شویم، با قربانی کردن که حالا این هفته‌ها ما محضر شما هستیم که گوشزد می‌فرمایید به بینندگان عزیز که الحمدالله شرکت هم کردند و الحمدلله بله، الحمدالله. قربانی وسیله تقرب به خدای متعال است. خب چقدر؟ آیا باید حد میانه‌رو را آدم اینجا رعایت بکند؟ در تقرب نخیر، هرچه بالاتر، بیشتر. خدای متعال در سوره نجم آیه ۸-۹ درباره قرب پیغمبر می‌فرماید: «ثم دنا فتدلی فکان قاب قوسین او ادنی» هرچه بیشتر بهتر. اینجا «خیّر الامور اعلاها»، «اکثرها»، «اوفرها» است، اینجا «ملبسهم الاقتصاد» این‌ها را شامل نمی‌شود.

مطلب بعدی عدالت. آقا من چقدر باید عدالت داشته باشم؟ اصلاً انسان باید عادل باشد یا نباشد؟ عادل که فقط برای انسان قاضی نیست، پیش‌نماز که فقط نباید عادل باشد. همه اقشار مردم عزیزمان، هر کس در هر صنفی هست، بله، طرف مثلاً بقالی دارد، یکی کارمند دارد، یکی کارخانه‌دار، یکی کارگر. همه ما در هر قشری هستیم، باید این وظیفه‌مان این است که عدالت رعایت بکنیم، باید عادل باشیم. خب حد وسط دارد؟ عدالت نخیر، بالاترینش. اینجا بالاترینش... یک شخصی آمد پیش خدمت امام صادق، عمر بن حنظله، گفت آقا دو نفر از ما درگیر شدیم با هم در یک داستانی، پیش کی برویم؟ پیش چه حاکمی برویم؟ حضرت فرمود: پیش طاغوت نروید که ما را قبول ندارند. نروید پیش کسانی بروید که روایت ما را می‌شناسند، فقیه هستند. و ایشان سوال پرسید: اگر آقا این‌ها با هم جفت‌شان یک اندازه بودند، باید چه کار بکنیم؟ در یک سطحی بودند. حضرت فرمودند که: «فان الحکم ما حکم به اعدلهما» ببینید کدامشان عادل‌تر است. ببینید، پس در این امور، این هفت هشت تایی که عرض کردم، حالا عدالت بود، قرب الهی بود، محبت بود، ایمان بود، تقوا بود، معرفت نفس، معرفت رب. من این‌ها را جمع کردم به امور معنوی و فضایل نفسانی. در این‌جور امور، «خیّر الامور اوسطها» نیست، «خیّر الامور اعلاها»، «اوفرها»، «اتقاها»، «اکثرها». انشالله.

ملایی: بسیار عالی، خیلی متشکرم. هفته قبل اولین صفت از صفات متقین را شرح فرمودید حضرت عالی از خطبه متقین که «منطقهم الصواب». بله، امروز « وَ مَلْبَسُهُمُ الِاقْتِصَاد »... ولی من مطمئنم که هر کدام از این جلساتی که تا اینجا شرح دادم، حاج آقا هر کدامش خودش ده‌ها جلسه می‌تواند باشد و بیشتر در موردش حرف زد. حالا دیگر بقیه‌اش را ارجاع بدیم به خود بیننده و شنونده‌ها که بروند بیشتر مطالعه کنند. زیادی دارد و من به خاطرش از شما متشکرم. سلامت باشید. ما وظیفه‌مان را در محضر شما باشیم. بینندگان عزیز، لطف شماست.

یک نکته‌ای را مرور کنیم و بعد ادامه بدهیم کار را. خدای متعال وقتی یک فرصتی ایجاد می‌کند برای برخی از کسانی که مثل ما یک برنامه‌ای را دارند، یا مثل برخی از ما که یک شبکه تلویزیونی را داریم، یا یک سازمان رسانه‌ای مثل سازمان صدا و سیما، یکی از الطاف خدا این است که این رسانه ملی، شبکه سه سیما از جمله برنامه سمت خدا، می‌تواند اطلاع‌رسانی کند درباره یک کار پرنور. چون خود خدا که قرآن بخوانید تا قلبتان، تا خون‌تان روشن شود. رسول خدا مکرر فرمود، مگر نداریم؟ «نوروا بیوتکم بتلاوة القرآن» این محفل‌ستان یکی از چیزهایی است که الحمدلله رب العالمین ما هم از مسیر این برنامه سر سفره با برکتش نشستیم. صدها هزار کودک و نوجوان عضو پویش محفل‌ستان شده‌اید تا حالا برای حفظ جزء ۳۰ قرآن کریم. اگر احیاناً این چند وقت با ما نبودید یا تا حالا جدی بهش نگاه نکردید، امروز امتحان کنید. رفقای خوب من، اگر زیرنویس کنند که عدد چی را به کجا باید ارسال کنیم، که خیلی عالی می‌شود. حالا من نگاهم به نمایشگر خواهد بود، اتفاقاً چون قبلاً اعلام می‌کردم، الان تردید دارم اشتباه بگویم، الان نمی‌گویم. ولی بعداً برایتان خواهم گفت. بعد از قرآن اگر زیرنویس نشد، به هر حال عضو محفل‌ستان بشید تا بچه‌هایمان حافظ جزء ۳۰ قرآن کریم بشوند. لذت قشنگی دارد. من یک وقتی نشستم بالا سر بنده‌زاده پسر خودم، دیدم در کنار حفظ قرآن بازی‌های مختلف دارد، سرگرمی‌ها، تفریحات قرآنی، معنوی. خیلی جالب است. حتماً بچه‌هایتان را دعوت کنید به محفل‌ستان.

برویم محضر قرآن کریم، صفحه ۳۱۵، سوره مبارکه طاها، آیات پنجاه و دوم تا شصت و چهارم تلاوت می‌شود. ثوابش هم باشد برای کی باشد؟ برای حضرت معصومه سلام الله و صلواته علیها. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

صفحه315 قرآن کریم

قرآن‌هایی که دوستان من آماده تلاوت هر صفحه تقدیم شما می‌شود، نوعاً تلاوت‌هایی است که در حرم حضرت معصومه علیها السلام انجام شده و خود همین مسیر، مسیر تشرف است. مسیر این است که از قرآن برسیم محضر حضرت معصومه علیها السلام و از محضر حضرت معصومه سلام الله علیها به قرآن منتقل بشیم. انشاالله.

خیلی متشکر از توجه‌تان و خیلی خیلی دوباره امروز مبارک باشد به همه شما عزیزان، مخصوصاً قمی‌ها و مجاورین در قم. رد مظالم را یادآوری کنم و خدمت حاج آقای خلج باشیم چون یک کمی وقت داریم. کانال را اگر بهش مراجعه کنید، دوستان عزیز، ماه ربیع‌الاول همچنان ادامه دارد تا امروز بیست و سوم این ماه است. رد مظالم را جزئیاتش را در کانال پیگیری کنید که اینجا من یک خورده وقت نگیرم و پرحرفی نکنم. مراجعه کنید به کانال ما و آنجا جزئیات را نگاه بکنید. بفرمایید حاج آقا.

حجت الاسلام خلج: بله، یک نکته‌ای می‌خواهم از آیه شصت و چهارم عرض بکنم که بحث روز امروز است. سوره طاها، آخرین آیه‌ای که تلاوت شد، آیه ۶۴. خدای متعال می‌فرماید که وقتی فرعون و فرعونیان گفتند که حضرت موسی و هارون ساحر هستند، یک وعده‌ای گذاشتند جمع می‌شوند در یک موعدی. حضرت موسی فرمودند که شما هر چه نیرو دارید، هر چه نقشه دارید، همه را با هم جمع کنید و همه بروید صف بشوید. این را فرعون گفت. بعد گفت: «و قد افلح الیوم من استعلی». این خیلی حرف عجیبی است. بعضی‌ها شعارشان این است، می‌گویند آقا هر کسی استعلا دارد، او پیروز است. فرعون فکر‌اش این بود: «قد افلح الیوم من استعلی» هر کسی علو دارد، برتری دارد، قدرت دارد، ثروت دارد، پیروزی با اوست. اما از این‌ور خدای متعال در قرآن می‌فرماید: «افلح المومنون» آن کسانی که اهل ایمان هستند، اهل تقوا هستند، پیروزی با آنهاست. الان هم کشورهایی که دم از استکبار می‌زنند و تکبر دارند، آمریکای ملعون، یهودیان خبیث، این‌هایی که این‌ها مال همین‌اند، می‌گویند هواپیما داریم، ناو داریم، چه داریم، امور پیشرفته داریم. این فکر همان فکر فرعونی است که فرعون هم این‌طور می‌گفت: «قد افلح الیوم من استعلی» آنها فکر می‌کنند پیروزی با آنهاست، چون عده و عده دارند، چیزهای ظاهری دارند. اما آن‌ور نمی‌دانند که فلاحت با تقواست، با ایمان است. ما دیدیم چه شد، حضرت موسی با یک عصا بود، با تمام عده و عده‌شان فرعونیان در رود نیل غرق شدند. بله، قرآن می‌فرماید: «فلما تراءى الجمعان» وقتی دیگر دو تا گروه به هم نزدیک شدند، یعنی قوم موسی آخرین نفر که پایش را از زمین گذاشت بیرون، حضرت موسی آخرین نفر از سپاه فرعون وارد آب شد و خلاصه این رود بسته شد، جمعاً نابود شدند. انشالله خواهیم دید، انشالله به زودی به فضل الهی، به برکت قرآن، آن‌هایی که فلاحت را در ایمان و تقوا و معنویت می‌دانند، پیروزی با آنهاست، نه «قد افلح الیوم من استعلی». انشالله این را هم خواهیم دید، حالا عن قریب اتفاق خواهد افتاد. سپاسگزارم.

ملایی: سپاسگزارم از شما آقایان و بانوان. فقط یک نکته در مورد امروز و قم: اگر مشرف شدید قم تا حالا تجربه‌اش نکردید، بیایید. رسیدید از خیابان انقلاب اسلامی به ابتدای ۴۵ متری عمار یاسر رحمت الله علیه، کوچه اول دست راست، یک جایی به اسم بیت النور. جایی که حضرت معصومه سلام الله علیها چند روزی که در قم بودند، آنجا عبادت کردند. محل عبادت حضرت، الان هم جایی برای خودش دارد و جایگاهی دارد. آنجا رفتید، من و حاج آقای خلج و دوستان پشت دوربین، اتاق فرمان، همه را دعا کنید.

در پناه خدای بزرگی باشید که نعمتی مثل حضرت معصومه علیها السلام را به ما هدیه داد. از مسیر حضرت معصومه برسیم محضر رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم. اینجا الان زائر او باشیم و سلام به محضر پیامبر خدا بدهیم. تا سلامی دوباره، خدانگهدار.

ارسال دیدگاه


ارسال

جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید

دیدگاه ها