اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

1405-06-12-حجت الاسلام عاملی-نکاتی از سیره نبوی

بسم الله الرحمن الرحیم به حسن خلق و وفا کسب یار ما نرسد. خدا را شکر که پیغمبری به نازنینی محمد مصطفی داریم. پس اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

معرفی برنامه

 

خانم‌ها، آقایان، سلام، وقت‌تان بخیر. خیلی خوشحالیم که امروز هم با همیم، در کنار همیم. بهترین برکات را برای همه شما از قادر متعال مسئلت کنم و همه مخاطبانمان، چه مخاطبان قدیمی و صمیمی شبکه سه، چه مخاطبان شبکه محترم افق، رادیو محترم معارف، با دل و جان سلام می‌کنم و این همراهی و همدلی برای ما واقعاً مغتنم است. دارم که ما و همه دوستانمان را که دارند عاشقانه و صادقانه زحمت می‌کشند، از دعای خیر خودتان بی‌بهره و بی‌نصیب نگذارید.

به رسم پنجشنبه‌ها با احترام در محضر و در معیت حاج آقای عاملی عزیز هستیم. آقا سلام علیکم و رحمة الله، خیلی خیلی خوش آمدید.

حجت الاسلام عاملی: وعلیکم السلام و رحمت الله. تشکر دارم. عزیزانی که پای تلویزیون نشستند، سلام و دعا دارم. بهترین‌ها را از خدای متعال مسئلت دارم: توفیق طاعت، عبودیت، انس با خدای متعال، اولاد صالحه، حسن عاقبت، عاقبت‌بخیری، عنایات خاصه خداوندی نصیب عزیزان بشود. سهم خوبی از اخلاق آسمانی حضرت ختمی مرتبت داشته باشیم و خدای متعال حضرت ختمی مرتبت را برای ما شافع مشفق قرار بدهد. الهی آمین.

جزو آنهایی نباشیم که در روایت است روز قیامت این‌ور می‌روند، آن‌ور می‌روند، سرگردان. ملائکه می‌گویند: مگر شما پیغمبر نداشتید؟ می‌گویند: چرا. می‌گویند: خب صدایش بزنید. می‌گویند: ما اسمش را فراموش کردیم. یعنی کلمات طیبه است، اسامی معصومین این‌ها همیشه یاد آدم نمی‌ماند. در دنیا اجازه داده شده بگوییم یا الله، یا رسول الله، یا محمد. در آخرت این‌طور نیست. شیخ جعفر شوشتری اینجا که می‌رسد، می‌گوید: خدایا هرچه بلایی سرم بیاید، این بلا سرم نیاید که من در آن روز حساس اسم مبارک حضرت ختمی مرتبت را فراموش کنند. انشالله که امت، امت مرحوم است، عنایت خاصه‌ای که حضرت ختمی مرتبت دارد به امت که یک طرف می‌گوید «امتی امتی»، از آن طرف هم خدا می‌گوید «رحمتی رحمتی». آنقدر ناراحت بود که گفت یا خدا... گفت یا رسول الله، اینقدر ناراحتی؟ خب بیا حساب امت را دادم دست خودت که دیگر راحت باشی. گفت: خدایا نه، تو از من ارحمی نسبت به بندگانت، دست خودت باشد، اما با امت من با ملاطفت معامله بکنی. گفت: حالا که به من حواله دادی، کاری می‌کنم که پشیمان نشوی. انشالله که ما هم جزو آنهایی باشیم که به آنها عنایت می‌شود. انشاالله قدر می‌دانیم که راضی بشی و به تعبیر بزرگان و علما، مقام شفاعت نبی مکرم اسلام که تمنا می‌کنم و آرزو می‌کنم انشالله ما هم مشمول شفاعت و دستگیری او بشیم.

بحث هفته گذشته ما یک سری تفضلات و عنایات ویژه خدا به پیغمبر عظیم‌الشأنمان بود در باب سیره پیغمبر که بحثی است که یادگاری از مشهد الرضا داریم و از آن روز وارد این مبحث شدیم. حاج آقای عاملی عزیزمان لطف کردند به بحث الناس رسیده بودیم در تقریباً دو هفته گذشته و طلب شما بود و طلب ما که حاج آقای عاملی انشالله این طلب را خواهند پرداخت و انشالله امروز بهره‌مند خواهیم شد.

حجت الاسلام عاملی: بسم الله الرحمن الرحیم. عرض شد خدمت عزیزان که پیغمبر ما مکتب تربیتی دارد، ارکانی دارد. این مکتب تربیتی که در مدارس ما، دانشگاه‌های ما باید از این سبک استفاده بشود. پیغمبر ما خودش با این روش وارد جزیرة العرب شد. می‌دانید که شورش‌ترین نقطه بود، جایی بود که حکومت نداشت آنجا. یعنی هر کس می‌آمد، نمی‌توانست بماند. این‌ها یک چیزی بهش می‌دادند. رومیان وقتی آمدند، یونانیان فتح کردند جزیرة العرب را، یک چیزی بهش دادند گفتند برو اینجا نمان، می‌بینی که اینجا جای زندگی نیست، ما اینجا هستیم. یعنی حتی در مهمانی می‌خواست وارد بشود، در اگر کوتاه بود، آنجا وارد نمی‌شد می‌ایستاد، صاحب‌خانه باید می‌آمد خراب می‌کرد تا سرش را ذره‌ای تعظیم کند. این‌ها این‌طور بودند و لذا تا اهل طائف هم آخر سر که دیدند همه جا مسلمان شدند، آمدند به پیغمبر. خودشان پیامبر نتوانست آنجا را تسخیر کند، خودشان آمدند گفتند: حالا ما همه مسلمان شدیم، ما مسلمان می‌شیم اما نماز نه. شما در برابر کسی خم نشدیم، «ان علی ادبارنا فی السجود» ما خم بشیم در برابر نماز؟ مگر در برابر کسی خم شدیم؟ ما که پیغمبر ما فرمود: «لا خیر فی دین الله صلاة» این است که نماز ندارد، ارتباط با خدا ندارد، ارتباط با آسمان ندارد، ارتباط با ذات لایتناها ندارد، به چه درد می‌خورد؟ این‌ها این‌طور بودند. نقطه، شور. یک کشاورز هم کشاورزی‌اش آنجا باید بشود. پیغمبر ما کاری کرد که می‌گفت: امشب شب رکوع است، تمام در رکوع می‌ماند. یکی می‌گفت: امشب شب سجود است، تمام در سجده می‌ماند. در یکی از جنگ‌ها خواستند که چادرها را بردارند برگردند، دیدند که بالای چادر یک کبوتری لانه کرده، جوجه درآورده. گفتند این را خراب کنیم یا نه؟ فرمانده گفت: نه، حق نداری، تا این جوجه‌ها پرواز نکردند، ما خانه یک پرنده را بریزیم خراب کنیم. تا اینقدر ملکه حساسیت در این‌ها درست کرد پیغمبر ما. و در جنگ‌ها هم می‌دانید که سه چهار نفر که در حال احتضار بودند، تشنه بودند، آب آوردند، یکی گفت: بغلی من تشنه‌تر از من است. آن هم گفت: این بغلی تشنه‌تر از من است. همین‌طور به همدیگر حواله دادند، آخر سر دیدند همه از تشنگی شهید شدند. یعنی روحیه ایثار، از خودگذشتن، این‌ها همه محصول تربیت پیغمبر ما بود.

عمیر را فرستاد به مدینه، رفت قرآن فقط خواند، با قرآن مدینه فتح شد. بلاذری می‌نویسد: «فتحة المدینه بالقرآن»، با قرآن‌اش هم اجازه تسخیر می‌کرد. کلام، کلام خداست. یک کاخی درست کرده، الان خدای کائنات درست کرده مثل کاخ می‌ماند. از شما سوال می‌کنم کسی که این کاخ به این بزرگی را درست بکند، اگر بخواهد با کلمات پاک درست کند، چه می‌شود؟ می‌شود قرآن. یعنی خیلی سخت گرفتیم ما قرآن را. داخلش که می‌شوی، می‌گویی می‌بینی بطن‌اش، بطن‌اش بطن دارد، بطن‌اش بطن دارد، خون دارد، خون‌اش تکون دارد، یک عالمی، یک غوغایی خدا راه انداخته از در قرآن ظاهر شما نگاه کردید. پیغمبر ما در همچین شرایطی شروع کرد آن مکتب تربیتی را. با آن مکتب تربیتی که ارکانش را شمردیم، شروع کرد کارش را ادامه دادند. و لذا برای ماست که این تربیت آسمانی صوفیاتش چیست، سیره پیغمبر که چگونه بوده، اصلاً حساسیت پیغمبر چه سوژه‌هایی را پیغمبر حساس بود، اصلاً خود قرآن چه سوژه‌هایی را حساس است. دین ما اگر می‌خواهد این را ببینید، ببینید چه سوژه‌هایی را حساس است. پیغمبر ما برای فقر حساس بود، می‌گفت: «الفقر فخر» آنقدر حساس بود به مسئله فقر، آنقدر زود به مسئله عدل، آنقدر حساس بود به مسئله تبعیض، آنقدر حساس بود به مسئله ازدواج که جامعه از استطاعت عمومی خارج نشود، آنقدر حساس بود به اینکه مدیریت‌ها به چه کسی سپرده شود که غیر اهل اگر کار دست کسانی بیفتد که اهلش نیستند، منتظر قیامت باش، قیامت شما برپا می‌شود. خیلی عجیب است. این حساسیت‌ها را که شما جمع بکنید، می‌بینید که واقعاً زیبایی یک دین در همین سوژه‌هاست. از این سوژه‌ها هم طایفی نیست، قبیله‌ای نیست، این برای بشریت است، گمشده بشریت است. کرامت بشر نباید بشکند، اگر مسلمان نیست، انسان است. وقتی که امیرالمومنین رد می‌شدند، دیدند یک گدایی آنجا نشسته، گفت: در حکومت من چرا گدا وجود دارد اینجا؟ گفتند: یا امیرالمومنین، مسلمانان بهش رسیدگی نمی‌کنند چون مسیحی است. گفت: مسیحی است، وقتی بدنش یک طراوتی داشت، کار ازش کشیدید، حالا که پیرمرد شده، رهایش کردید؟ در حکومت من... اولین کسی که صندوق تأمین اجتماعی درست کرد، امیرالمؤمنین بود. گفت از بیت‌المال باید بهش حقوق بدهید، نباید این‌طور باشد. امام صادق رد می‌شد، دید کسی افتاده زیر درخت، گفت بهش برسید. گفتند مسیحی است. گفت: «لو کان مسلماً» اگر مسلمان بود که... تا نمکمان را با این تقسیم می‌کرد؟ تقسیم کنید، بروید بهش برسید، آب بهش بدهید. کل حرا اجر هر کسی که آتش گرفته، اگر بهش آب برسانی، مسلمان هم نباشد، اجر دارد. این‌طور بوده است نگاه. یعنی از عصر جاهلیت قصه، قصه ۱۴۰۰ سال پیش است که امروز تازه دارند این‌ها را مدون می‌کنند به عنوان قوانین حقوق بشر دارند می‌دهند. ۱۴۰۰ سال از جهت این دموکراسی، این‌ها که می‌گویند حقوق بشر و این‌جور چیزها، ۱۴۰۰ سال قبل پیغمبر ما منشور زندگی مسالمت‌آمیز در مدینه با یهودیان نوشته. هر کس نگاه بکند، می‌گوید که این‌ها یهودیان نوشتهاند، یعنی ۱۹ به نفع آنها نوشته که با آنها زندگی داشته باشد. بعداً آن‌ها خیانت کردند که پیغمبر معامله دیگری با آنها نکرد.

یا وقتی که والی می‌فرستد به یمن، می‌گوید: « لا تُرْغِمُوا قَفاهُ وَ لا تَكْهَنُوا» » تو حق نداری به اسقفی بگویی که باید مسلمان بشوی، این‌طور نیست. یا کاهنی بگویی باید از کاهنیت‌اش برگردد. آن زمان واقعاً تعجب‌آور است، عجیب است. بله، واقعاً. و یک اصولی را برای تمدن که پیغمبر پایه‌گذاری کرد، یک ارکانی دارد، آنها باید جداگانه بحث بشود. یکی‌اش این است که خانواده واحد جهانی تشکیل داد و نمی‌گوید مسلمان، الخلق، الخلق، کل خلق همه نونهال باغ خدایند. هیچ از این باغ... از اشعار اشتباه نکنم، آقای حسن‌زاده از این باب... نشکن نهال‌ها را. نشکند، فرمود: انسان خون خداست، خون در این تمدن خون ارزش دارد. می‌گوید که اگر کسی بی‌گناه کشته بشود در مدینه، کسی بی‌گناه کشته شد پیدا نمی‌شد قاتل. پیغمبر رفت منبر، گفت اگر کسی گناه کشته بشود، کل اهل زمین در خون‌اش شریک بشوند، کل اهل آسمان در خون‌اش شریک باشند. خدا به خاطر یک نفر، کل اهل زمین، کل اهل شما را... به خدا و پیغمبر، به قول عرب‌ها «انشدکم بالله» جای سراغ دارید این‌طور به خون انسان نگاه کند. تا الان می‌دانید که حدود اگر اشتباه نکنم ۴۰ میلیون را کشته از آمریکا در جنگ‌های گذشته، در افغانستان، در عراق، در لبنان، در یمن، چقدر جمعیت را کشتند. این‌ها پناه می‌بریم برای نگاه. این نگاه الان بشر الان احتیاج دارد، معلوم است که این دنیا را تصرف می‌کند. و «من احیانا فکأنما احیا الناس جمیعا»، هر کسی را بکشد، مثل اینکه همه را کشته است. کی این‌طور نگاه دارد؟ راجع به قتل و کشته شدن یک نفر داریم صحبت می‌کنیم. یک رکن تمدن پیغمبر این است که انسان‌ها کرامت دارند ولو مسلمان نیستند. چرا؟ چون یا مثل تو مسلمان است، او نظیر تو در خلقت است، یا مثل تو... چی؟ تو هم انسانی، او هم انسان است. تو هم احساس داری، او هم احساس دارد. تو هم آرزو داری، او هم آرزو دارد. او هم آینده می‌خواهد، تو هم آینده می‌خواهی. او هم می‌خواهد زندگی کند، تو هم. ببین چه نگاهی است. یک کرامت. دو: حالا بحث خارج شدیم. دو: خون، خون، خون، خون همچین ارزشی دارد. انسان‌ها ارزش دارند.

پیغمبر فرمود به لشکر خودش: خیال نکنید که فرزند چند نفر را در جنگ اسیر گرفتید آوردید پیش من، خوشحال می‌شوم باریک‌الله. از این‌ها خوشحال نمی‌شوم. اسیر بگیرید چند نفر که مسلمان بشوند، حق بپذیرند، ایمان به هدایت بشوند، این خوشحالی من است. و جنگ‌های پیغمبر برای کشورگشایی نبوده است. پیغمبر ما چون از مکه بیرون کردند، جنگ کرد. چون دشمن شناس بود، جنگ کرد. وقتی وارد مکه شد، مکه را فتح کرد، گفت شمشیر دیگر بگذارید زمین، «لا تقاتلا الا من ق» چرا؟ چون گفتم من دیگر باز شد، تیزی برهان من بالاتر از تیزی شمشیر من است. این پیغمبر... داعش این را گرفته، می‌گوید خدا گفته آن کافر نزدیک‌تر است، هرکس اول به آن حمله کنید. نزدیک‌ترین کافر، شیعه است. اسرائیل را رها کن، مهدی می‌آید می‌ایستد جنگ کند، عین حرف‌هایشان. یالا، بکشید. می‌دانید چقدر شیعه را کشتند، قتل‌عام کردند، چقدر شیعه‌ها را؟ یا جناب شهرستانی در طول تاریخ خون شیعه از شمشیرها ریخته شد. برای خودشان خطر استراتژیک تعریف کردند، شیعه را گفتند این اسلام خطری است. این الان شما حساب کنید، یک عالم سلفی اگر یک فتوا داده برای ضد آمریکا اگر پیدا کرد، محال است یک فتوا بکنی. وهابی علیه آمریکا فتوا دادند، علیه بشار اسد فتوا دادند، علیه حماس فتوا دادند. آن روزی که شوروی وارد افغانستان شده بود، گفتند جهاد واجب است، جهاد واجب است. یکی‌شان داد می‌زد می‌گفت: به‌الله در خواب خالد بن ولید را دیدم، گفت در افغانستان جنگ می‌کرد، گفت بیایید افغانستان. آن دیگری می‌گفت: به‌الله در خواب عبیده جراح را دیدم در خواب به من گفت که الان در افغانستان می‌جنگم، همه آنجا حاضر بشوید. وقتی که افغانستان افتاد دست آمریکا، یک فتوا؟! توهین هم شده است، دیگر آن خواب‌هایی که می‌دیدید از عبیده جراح کجا؟! ای خدا، این طلعب به دین، این هرج‌ومرج در دین. الان ما چقدر با افتخار می‌گوییم و به «موالاتکم علم الله»، عالم دین برای آنها ابزار در این‌طور جاها این‌طور است. الان پایگاه آمریکا را ما زدیم، خب از آنجا بچه‌های ما را زدند. تو اگر جرات داری که می‌خواهیم فتوا بدهی دین خالص، دین ناب را بیان بکنی «بسم الله علیه آمریکا» فتوا بده که چرا آمده کشورهای... یک کشور کافر از آن سر دنیا پا شده آمده اینجا سفره را شما پهن کردید. یک کشور مسلمان که به یک کشور مسلمان دیگر حمله بکنند، مگر داریم چنین چیزی؟

یک جمله جالبی بگویم: پیغمبر ما ۲۴ سالش بود، از کوچه رد می‌شد، دید همه جمع شدند یک خانه، خانه جدان. خانه جدان؟ پیغمبر ما خب که... چقدر اینجا گفتند که اینجا جمع شدند که پیمان ببندند اگر به یک مشرکی حمله شد، مظلوم شد ازش دفاع بکنند. پیغمبر وارد خانه شد، گفت: اسم من را هم بنویسید، من هم می‌خواهم از مشرک مظلوم دفاع بکنم. مشرک مظلوم! پیغمبر شما از مشرک مظلوم دفاع کرد. در این جنگ که ما مظلوم بودیم، آمریکا به ما حمله کرد، رهبر ما را ترور کرد، بچه‌های ما را ترور کرد و آنها شروع کردند. شما کشورهای اسلامی، حکامتان و علمایتان، چرا تماشا کردید؟ مگر اقتدا به پیغمبر ندارید؟ کجا بودی؟ چرا علیه آمریکا فتوا ندادی؟ رابطه اسلامی را نمی‌گویم، آن خودش ابزار دست آمریکاست، سازمان دیانت نمی‌گویم، آنها سرِ رأسش کسانی هستند که نمی‌گذارند. شما کجا بودید، چرا فتوای جهاد ندادید که پیغمبر شماست؟ شما فردا می‌خواهید با پیغمبر روبرو شوید.

پیغمبر ما فرمود: أنا أوّلُ وافِدٍ علَى العَزیزِ الجَبّارِ یومَ القیامَةِ اول کسی که به محشر وارد می‌شود منم. پشت سر من قرآن، پشت سر آنها عترت، و پشت سر آن امت. و من از امتم سوال می‌کنم، از قرآن سوال می‌کنم، از عترت سوال می‌کنم. قرآن گفته بود: «لاتَرکَنُوا إِلَی‌ الَّذِین‌َ ظَلَمُو » یعنی میل، اگر میل به کفار داشته باشی، آنجا رو می‌برم شما را که کفار آنجا میل... نه اینکه همکاری بکند، یعنی گرایشی. نه اینکه کشورت را در اختیار... یک نماینده اردن قبل از جنگ آمد گفت به دولت اعتراض دارم، چرا آمریکا در کشور ما آمده پایگاه درست کرده؟ نخست‌وزیرش آمد گفت خفه شو. خجالت کشید در کشور ما پایگاه آمریکا هست. باید جنگ شروع شد، هی دونه‌دونه ایران پایگاه‌ها را می‌زد. اگر آن آرزوی مرگ می‌کرد آن نخست‌وزیر که چقدر چقدر دروغ گفته بود، ملت خودش اصلاً کل اردن در اختیار آلمان قرار گرفته بود، پیشرفته‌ترین تجهیزات را گذاشته بود که موشک‌های ایران جلویش را بگیرد که اسرائیل موشک نخورد. این شد سیستم سیاسی اسلامی نمی‌گوید، قرآنی نمی‌گوید. حالا تعطیل کردن این‌ها، تنها کسانی که آمدند از هم تعطیل کردن هم خیلی جاها تحریف کردند. دو نفر توانستند از اسلام ناب محمدی دفاع بکنند: یکی حضرت امام راحل بودند، اسلام ناب و ناب. یکی هم حضرت آقا بودند که واقعاً از آبروی اسلام دفاع کردند، از آبروی مسلمان‌ها دفاع کردند، از آبروی اهل بیت دفاع کردند، از موالیان اهل بیت واقعاً دفاع کردند، آبروی ما را حفظ کردند. اگر دست از آمریکا می‌گذاشت، یعنی چه؟ دیگر همه چیز تمام شده بود، از خارج شدیم.

آقا رسول الله حق الناس بود. بله، آقا رسول الله یک بالاخره سیستم تربیتی راه انداخت. یکی از حساسیت‌هایی که داشتند، می‌گفتند حساسیت‌اش به ظلم است، حق‌الناس. خدا حدیث قدسی می‌گوید: «انی حرمت ظلم علی نفسی فلا تظلموا» من ظلم را برای خودم حرام کردم، شما هم به همدیگر ظلم نکنید. اما پیغمبر ما آنقدر حساسیت نشان داد به حق الناس که عقل متحیر است. و الان هم در هر جامعه، از جمله در جامعه ما حق الناس ضایع می‌شود، این بحث باید خیلی باز بشود. با صف هم ۲۰ درصد تاثیر دارد. نیروی انتظامی الان این همه پرونده در دادگاه یک طرفش باطل است یا نه، چطور جرات کرده برای خودش که آمده پرونده درست کرده، طرف را گرفتار کرده، نظام را گرفته، دولت را گرفتار کرده، هزینه درست کرده؟ هزینه ایجاد کرده. بله، آبروی نظام است. در این خصوص سیره که پیغمبر ما دارد، حساسیتی که قرآن دارد: «فلا تبخسوا الناس اشیاءهم» وسیع‌ترین آیه در حقوق همین آیه است. وسیع‌ترین آیه در حق، شی می‌داند که خدا هم شی است، اما «لکل شیء» در هیچ عرصه‌ای نباید حق مردم ضایع بشود. داخل خانه است، بچه حق دارد، همسر حق دارد، شوهر حق دارد، دشمن هم حق دارد. حق العداوة! امام سجاد رساله حقوق نوشته، یکی‌اش حق العداوة است، دشمن حق دارد که با دشمن با چه معامله‌ای باید کرد. در جنگ صفین فحش می‌گفتند به لشکر معاویه، سربازان امیرالمومنین فوراً جلویش را گرفت. گفت: «صبابین» من نمی‌خواهم شما صباب باشید. فحش ندهید به کیف معاویه، به اصحاب معاویه فقط عیب آنها را بگویید، خطاهای آنها را بگویید. آخرش عجیب است، گفت: آخرش دست‌هایتان را بگیرید بالا بگویید: «خدایاخون ما را حفظ کن، خون آنها را حفظ کن». کسی که در طول تاریخ دعا کرده خون دشمنش حفظ بشود، ای خدا، ای خدا، چه قلبی داشته، چه نگاهی داشته به بشریت! برای این‌ها، برای علی، دغدغه هدایت بود. یعنی اگر جنگی هم شکل می‌گرفت، برای هدایت بود. همین‌طور است. هر پیغمبری را نگاه کنی، خیلی از پیغمبران امت‌شان همه را هلاک کردند. مثلاً حضرت موسی آن طرف مقابل همه را غرق کرد، حضرت نوح همه را غرق کرد، صالح همه را با صیحه از بین برد، لوط اصلاً شهر را زیر و رو کرد. تنها پیغمبری که امتش را غرق نکرد، نه کشت، از بین نبرد، با اینکه بیشتر از همه اذیت شد، بله خیلی. بعد می‌گوید پیغمبر ماست، جلوی خدا... استغفرالله ریختن، گفت: «الله یعلمون» خدایا این‌ها نمی‌دانند، جاهلند، مبادا این‌ها را از بین ببریم. آنقدر که خدا خودش فرمود داری خودت را می‌کشی برای این‌ها. بله، آنقدر «فلا تحزن لعلک باخع النفسک» با نفس مفصل آن نسبت به کفار. آن وقت وقتی که سر مبارکش شکست، دندانش شکست، دریا... اصلاً نفرین کند، اگر یک نفرین می‌کرد تمام عالم به هم می‌ریخت. گفت: « اِنّى لَمْ اُبْعَثْ لَعّانا وَ اِنّما بُعِثْتُ رَحْمَةً » خداوند من را نفرستاده لعنت کنم. اسم پیغمبر... که قبلاً همه را بریزیم جهنم. شیطان آمد از حضرت نوح تشکر کرد، گفت من را راحت کردی، همه را ریخت در جهنم. پیغمبر «ولکن» من «داعی» هستم به خوبی‌ها و رحمت هستم از طرف خدا. به رحمت... کسی رحمت للعالمین باشد که نمی‌آید این‌ها را از بین ببرد. پیغمبر نفرین نکرد، گفت: «اللهم قومی فانهم لا یعلمون». تنها پیغمبری که امت خودش را هلاک نکرده، حضرت ابراهیم است. و لذا خدا به پیغمبر گفت: زده تا ابراهیم... این پیغمبر در آیه خدا می‌گوید که مسیر ابراهیم برو.

در هر صورت، بخواهم بگویم که برنامه ریخت که انسان‌ها به همدیگر تعدی نکنند. بسم الله شروع می‌کند. حق الناس را در اول خدا شروع کرده: «ان ربک لبالمرصاد» روایت ببینید، مرصاد حق‌الناس. خدا می‌گوید من در کمین‌اش هستم، ببینم با خانواده‌ات چطور معامله می‌کنی. یک کلمه در خانه بزنی... خانه مرکز عفت است، مرکز پایه‌ریزی نسل سالم است، خانه خوابگاه نیست. حساس این نقطه در زندگی ما خانواده است. آنجا است که شکل می‌گیرد هویت فرزندان شما. هر کلمه باید حساب شده باشد. من اگر چیز امکانات دستم باشد، جای بلندی می‌روم داد می‌زنم می‌گویم: پدر و مادرها تا ۲۱ سالگی را مواظب باشید، دست‌تان نرود، از دست‌تان نرود. افلاطون می‌گوید: من اگر امکانات داشته باشم جای بلندی می‌روم داد می‌زنم به انسان‌ها، می‌گویم برای چی پول جمع می‌کنید؟ برای فرزندانتان. پس مواظب تربیت فرزندانتان باشید. من اگر باشم این‌طور می‌گویم. این ۲۱ سال که بگذرد، دیگر پسر و دختر برمی‌گردد حرف بزنیم، می‌آید حرف می‌زند. آن وقت دیگر افکار و اندیشه آتئیست پیدا کرده، می‌گوید تو شما را محدود بکنید. پزشک خانم، مادر پزشک، پدر پزشک، در رفتن گریه می‌کنند، می‌گویند به ما راه نشان بده، آسی شده، سر به هوا شده، پیش حرمت احترامی دیگر نیست، ما برای این‌ها زندگی می‌کردیم، چرا این‌طور شدند؟ پیغمبر ما خیلی دعا کرده: «الهی اعوذ بک من ولد یکون علیه رب و من زوجة تشیبونی قبل عوالم» خدایا به تو پناه می‌برم از فرزندی که به من خدایی بکند، از همسری که قبل از اینکه پیر بشوم... یعنی چی؟ منو پیرم کند. آن وقت اول انک ربک با خدا طرفیم. خدا سر همین گاه... خدا می‌گوید اگر حقی از این‌ها ضایع بشود. پیغمبر ما یک روایتی می‌خوانم، آقای شریعتی سخت‌ترین روایت، سخت‌ترین روایت در حق الناس این روایت است. یعنی کسی خون گریه کند بر... فیض کاشانی به یک روایتی می‌رسد که گناه یا سیر اهل گناه انسان را زیر و رو می‌کند. آنجا می‌گوید که باید خون گریست. به این هم از آن روایت‌هاست که پیغمبر ما آمدند: هر کس بیاید حق مسلمانی را ضایع بکند، ممکن است در اداره باشد، ممکن است که در خانه باشد، ممکن است که در بازار باشد. معامله شده، قطعی، چرا دبه کردی؟ چرا آمدی با کنز اموال، سرمایه‌ای زندگی انسان‌ها را به هم ریختی؟ این‌ها همه شامل هستید. شما من حقم به این مصلح... یک مسلمانی می‌گوید: اگر کاری بکند که یک امت گرفتار بشود، آن چی می‌شود؟ می‌دانی خدا دو تا کتاب دارد، یک کتاب شخصی به همه می‌دهد: «اقراوو کتاب نفسکم» و «تری کل امه»... جا کل امت کتاب‌ها. یک جا می‌گوید نه، کم می‌کند. خدا که زانوها می‌لرزد، در قیامت همه به زانو می‌افتند، زمین کتاب امت‌ها آورده می‌شود. یعنی ما به عنوان امت یک وظیفه داریم. الان ملت مصر به عنوان امت یک وظیفه دارد، ملت عراق به عنوان امت یک وظیفه دارد، ملت عربستان به عنوان یک امت وظیفه دارد که از هویت جمعی خودش استفاده کند در برابر این ظلم و خونریزی که ۷۰ سال، ۸۰ سال است که در فلسطین دارند خون می‌ریزند. الان هم محاصره‌شان تمام نمی‌شود، حرام نیست؟ هر روز تلویزیون را باز می‌کنیم می‌بیند ۲۰ نفر، ۳۰ نفر... به تعبیر حضرت سهمیه درست کرده‌اند که هر روز باید یک کسی را بکشند. آن هم کتاب. حالا اینجا می‌گوید: امر مسلم، پیر مسلمان، یک نفر، یک نفر فقط، «اوجب الله له النار» خدا جهنم را بهش واجب می‌کند. تعبیر «اوجبه» و «حرم علیه الجنة» امکان ندارد این بهشتم حرام. «فقال له رجلا» ای خدا، ای خدا، ای خدا، ای خدا، چی داریم می‌خوانیم! «فقال له رجلا» یک مردی بلند شد، خیلی آدم تیزهوشی بوده، گفت: وَ إِنْ كَانَ شَيْئاً يَسِيراً  یا رسول الله، اگر چیز کوچکی بدزدد، یک حق کوچکی ضایع بکند، باز هم این حدیث شاملش هست؟ یا رسول الله، عجب جوابی گفت. قال: «و ان کان من اراک» ولو شاخه از اراک باشد. «شجره اراک» همانی است که دندان‌هایشان عرب‌ها مسواک می‌زنند، شفاف می‌شود. می‌گویند شجره اراک، قضیه و شاخه است. ولو یک شاخه را بدزدد یا تصرف بکند از مال مردم، این حدیث شاملش می‌شود. حالا خیلی کار سخت می‌شود، خیلی کار سخت. شما حساب کنید از چند نفر نجات پیدا می‌کند. حضرت عیسی مرده را زنده می‌کنیم، مرده‌ای را که ما می‌گوییم زنده کن باشد. یک قبری را آوردند که آب آمده خراب شده، فلان گفته این را بیدار زندش کن ببینیم چیست. چون نفس‌اش در محاذات حضرت حق قرار گرفته بود، استزاعه کرده بود از ذات لایتناها پیدا کرده بود، گفت: الله. خاک همه رفت، رفت. یک کسی آمد بهش نگاه می‌کنند، حضرت یوسف گفت تو کیستی؟ گفت: «یا نبی الله کنت حمَالاً فی الدنیا» در دنیا عمال بودم، «رجل هیزم» برای کسی حمل می‌کردم، «فكثرت من خلال» یک چوبی شکستم... از روزی که مرده، حسابش را... یعنی کسی واقعاً با تمام وجودش به این‌ها باور داشته باشد. حالا تو با این‌ها... مثلاً یک قصه‌ای است و آن هم که تو با یک نفر طرف هستی، یعنی حق یک نفر را ضایع کردی. و آن‌هایی که با بیت‌المال طرفند... آقا عجب گفتید، عجب می‌دانید که من در آن کتاب نه بخشش، نه جبران مصیبت و خسران... یک چیزی آوردم مدیونیت عمومی. بله، آن خیلی... یعنی الان شما یک ملت را مدیون شدی. در مال، در عدالت تصرف کردی، در بیت‌المال تصرف کردی، یا یک قانونی وضع کردی که همه درگیرش می‌شوند، به حق آنها ضایع می‌شود. بله بله. آن وقت بیت‌المال هم... بگوییم کسی خیال می‌کند مثلاً برود پشت منزلی را با کلنگ سوراخ می‌کند، نه، این همه منابع طبیعی را تصرف کردند. مال من آب طبیعی نیست، مال دهیار نیست، مال بخش... رفتی با آن تبانی کردی، توافق کردی، همه مال بیت‌المال. ۹۰ میلیون جمعیت است، چطور شد که بالای قله، بالای کوه را مستثنیات، مستثنیات، مستثنیات، مستثنیات یعنی چه؟ همه جور کردید مستثنی؟ منابع طبیعی، منابع طبیعی. دو تا دولت آوردند پای کار، دو تا دولت را وقتی منابع طبیعی را دیدند در گردن حیران که این‌طور تصرف می‌شود، دو تا دولت واقعاً دوتا... از رئیس‌جمهور با من همکاری کرد، آفرین، آفرین. کلاً دستگاه قضا در اختیار من گذاشتند که جلوی این‌ها گرفته بشود، اما اما... چه بگویم؟ پایین با من همکاری نکرد. گفتم من خدمت کردم برای شما، من کل دولت را آوردم پای کار، خب الان توانستی کار؟ « «فمن یجادل اللَّه عنهم یوم القیمة »خدا می‌گوید روز قیامت همه از خود دفاع می‌کنند، حتی انبیا. الان آمد حضرت ابراهیم «یجادلنا فی قوم ابراهیم» درباره با ما مجادله می‌کرد که این‌ها را نکشت. روز قیامت خدا می‌گوید منافقین را بگو: «فمن یجادل اللَّه عنهم یوم القیمة ؟ روز قیامت کی از شما دفاع می‌کند؟ الان آمدید مثلاً فلان واسطه کردید، فلان کردید، روز قیامت که چه کسی جواب می‌دهد؟ نه، اصلاً چند روز هم جولان دادی، بالاخره... چی؟ بله. آن وقت الان می‌گوید: وَ إِنْ كَانَ غُصْناً مِنْ أَرَاكٍ»

یک جمله بگویم تمام کنم و آن این است که خون شهید نمی‌تواند پاک کند حق الناس را. حق الناس. پیغمبر به بنی نجار گفت: به خاطر هفت درهم، جلوی شهید شما را گرفتند، غیر شهیدتان را آزاد کنید. به خاطر هفت درهم! هر گناهی تصور بکنی، همه را شهید شدن تطهیر می‌کند، با صاحبش صحبت بکنی که حل بشود. آنجا چطور الان می‌خواهد برای خودش حل کند؟ یعنی آنقدر پیغمبر ما... اگر کسی دین داشت، پرداخت نکرده بود، نماز نمی‌خواند، میت را آوردند گفتند یا رسول الله نماز بخوان، فرمود: این را اول ادا دارد. امیرالمؤمنین آمد گفت: یا رسول الله، من ضامن شدم. چون ضامن شد، آقا رسول الله آمد قبول کرد. کسی از دنیا می‌رود، اول می‌گویند: دینش را بگذارید کنار. بله بله، بدهی. اگر دینی دارد... در جنگ‌ها یک کسی آنقدر تعریف کردند شهید شد، شهید شد، شهید شد، حضرت فرمود: الان یک لباس از آتش برایش پوشاندند. چرا؟ الان جنگ می‌کرد، گفت: قبل از تقسیم غنائم از غنائم برداشته بود. قبل از تقسیم نمی‌شود از غنائم دست زد، چون کل امت در آن سهم دارد، امت هنوز تصرف نکرده، حاکم تقسیم نکرده، می‌توانی دست بزنی؟ گفت یک لباس از آتش برایش بریدند. یک مردی آمد، چرا رنگش پریده؟ گفت: یا رسول الله، من هم یک بند کفشی از آن برداشته بودم. چه می‌شود؟ یعنی شب... یک تیر آمد آن را... آقا را که در چند کشته شده بود، به آن گفتم خوش به حالش که شهید شد. گفت: نخیر، الان برایش لباس آتش بریدند. آن آقا هستم، من هم بند کفش برداشتم، چه کار کنم؟

گفت: برای تو هم بندهایی از آتش آماده کردند تا وارد آتش بشوی. که آن هم آزمونش سر جایش گذاشت. یعنی قضیه حق‌الناس در دین ما جوری است که سیدالشهدا در آخرین لحظه وقتی خواست سفارش کند به حضرت... « وَ ثَبَتَتْ رِجْلاَهُ بِطُمَأْنِينَةِ بَدَنِهِ فِي قَرَارِ اَلْأَمْنِ وَ اَلرَّاحَةِ بِمَا اِسْتَعْمَلَ قَلْبَهُ وَ أَرْضَى رَبَّهُ.» مبادا کسی ظلم بکنی که غیر از خدا پناهی ندارد. این خانم آینده می‌خواهد، این دختر خانم چرا به این سادگی طلاقش دادیم؟ چرا تو را سراغ طلاق رفتی؟ یک عمر بالاخره زندگی‌اش را سر گذاشتی. این‌ها... یک کلمه بگویم آقای شریعت تمام کنم، زیاد استفاده می‌کنیم می‌گویند عرش خدا را تکون می‌دهد. عرش یعنی کل این کائنات. کائنات یک طبقی نیست، یک طبقه این‌طور بگیرند تکون بدهند، معنایش این است که کل ذرات این عالم شهامت این کار را می‌فهمد. دیگر بالاتر از این و متأثر، تکان خوردن. قضیه معنایش این است. یعنی عجب جمله‌ای گفته پیغمبر ما، این از آن کلمات جامع است که می‌گویم می‌توانم جمله‌یارم حرف بزنم.

شریعتی: انشاالله ما برای رفتن به سمت خدا باید سبک‌بال باشیم و سبک‌بار. این حقوقی که به گردن ماست، از جمله حق الناس، رفتن ما به سمت خدا را دشوار می‌کند. سال‌ها قبل قرار گذاشتیم با اهالی خوب به سمت خدا که به هم کمک بکنیم بارمان سبک بشود، سبک‌بال حرکت بکنیم. بعضی‌ها حقی به گردنشان بود که صاحبان حق را می‌شناختند و همراه شدند و این حقوق را پرداخت کردند. بعضی‌ها اما صاحبان حق را نمی‌شناختند. اگر به بیت‌المال بدهکاریم، باید حساب دیون دولتی هست. دوستان یادآوری می‌کنند، زیرنویس می‌کنند، به کانال ما می‌توانید مراجعه بکنید. اما اگر صاحبان حق را نمی‌شناسیم یا از دنیا رفتند و به ولیشان دسترسی نداریم، یا به هر دلیلی پرداخت این دین وجود ندارد، شما می‌توانید در طرح رد مظالم برنامه سمت خدا در ماه ربیع‌الاول، کل سال می‌توانید پرداخت بکنید. اما چون نیاز به اجازه از مراجع معظم تقلید دارد، ما در این ماه کار شما را آسان کردیم تا سقف ۲ میلیون تومان از طرف آن صاحب حق که نمی‌شناسید و دسترسی بهش ندارید، از ۱۰۰ هزار تومان تا ۲ میلیون تومان. اگر بیشتر از دو میلیون تومان بود، باز نیاز به اجازه مجزایی دارد که خودتان باید زحمت بکشید. اما تا سقف دو میلیون تومان شما می‌توانید این حق را از طرف او، صاحب حق، به یک فقیری که باز خودتان می‌شناسید، پرداخت بکنید. اتفاق بسیار مبارکی است که در ماه ربیع‌الاول سال‌هاست قرار است اهالی خوب... سمت خداست. آیات قرآن را بشنویم. بعد از تلاوت آیات، انشالله با احترام همراه شما هستیم در لحظات و دقایق پایانی. بفرمایید، خواهش می‌کنم.

قرآن کریم صفحه

اللهم صل علی محمد و آل محمد. «رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقه قولی». چه دعای قشنگی! آیه‌های ناب از سوره مبارکه طاها.

و حالا اشاره قرآنی این سفر، حاج آقای عاملی بفرمایند که حسن ختام جلسه و برنامه امروز باشد.

حجت الاسلام عاملی: بسم الله الرحمن الرحیم. سوره طاها، آیه ۲۴: «اذهب الی فرعون انه طغی». یک سوالی در قرآن هست که چرا خدا بیشتر از همه پیغمبران از حضرت موسی صحبت کرده؟ از تولدش، از خواهرش، از مادرش، از «و کلم الله موسی تکلیما»، و ال نجی، یا از عصایش صحبت می‌کند، از تست آیات، بیاناتش صحبت می‌کند، از زمانه و دورانش صحبت می‌کند، از قتل... از پیغمبر شدنش، از مدین و ازدواج... پیغمبر خدا... می‌گوید فرستادیم الی قومی، اما این را نمی‌گوید فرستادیم قمی بلا. فرعون باید حمله کند به کاخ طاغوت تا خدا برسد. در طول تاریخ وقتی که امت‌ها مبتلا شدند به حاکم مستبد، به زمامدار خودسر، اقتدا کنند به حضرت موسی و خدای متعال این را تکرار کرده به خاطر این قضیه است. حضرت موسی هم رفت، به موسی هم گفت برو بهش بگو تو حق نداری انسان‌ها را تولیت بکنی. « أَنْ أَرْسِلْ مَعَنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ» و گفت که پچرا این‌ها را برده کردی؟ بنی اسرائیل یعنی برده کردی این‌ها را. حق نداری این‌ها را برده بکنی، این‌ها را عذاب بکنی.

امام حسین هم همین را می‌گفت، امیرالمومنین هم همین را می‌گفت، این‌ها همه شهید شدند. حضرت امام رضا هم شهید شد، همین را می‌گفت. حضرت موسی بن جعفر هم همین را می‌گفت. یعنی شأن خدا خیلی بالاتر از این است که امت را خلق کند بسپارد به هیتلر و به ترامپ و به بورس و صدام و به این‌جور جنایتکارانی که هیچ حرمتی برای بشریت قائل نیستند. و تمام بدبختی‌های امت در تاریخ همین بوده است. یک آقایی از مصر، یک بحثی دارد، می‌گوید: من مطالعه یکی از علمای آنجا هستم، مطالعه کردم دیدم تمام بدبختی امت ما از ولایت الصفیه است و چاره‌اش ولایت الفقیه است.

شریعتی: بسیار عالی آقا، خیلی ممنون و متشکرم. خدا انشالله حفظتان کند. دعا بفرمایید و انشالله از محضر شما و دوستان مرخص بشیم.

عزیزانم دقت کنند، یک وقت سیل می‌کنید، سلوک می‌کنید، زحمت می‌کشید به جایی نمی‌رسید. از خدای متعال یک عنایت ویژه می‌خواهید که خدایا یک کار، یک فرجی، یک دری برای من باز بکن. من اینقدر زحمت کشیدم، تلاش کردم. یک دعایی است من یادتان می‌دهم، هر چقدر می‌توانید این دعا را زیاد بکنید. حضرت موسی رسید به دریا، پشت سرش هم که فرعون بود، مرگش دیگر، عنایت اگر نمی‌شد حتمی بود. یک دعایی کرد آنجا، از آن وقت مثل از آن بمب است، خلاص شد. اگر از جهت روحی در بن‌بست هستید، کار خلاص بشید، این را خیلی مداومت بکنید: «الحمدلله و لک الشکر». گفت خدایا الحمدلله، اللهم لک الحمد. این‌طور: اللهم لک الحمد و الیک المشتکی به تو شکایت می‌برم. شما هم از نفس خودتان شکایت ببرید به خدا. اللهم لک الحمد و الیک المشتکی، ربک المستغاث استغاثه من به تو، انت المستعان تو را من دارم که ازش کمک بگیرم، و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم. دعای کوتاهی است ولی بهترین دعا، مناسب با حال کسانی است که زحمت می‌کشند اما در باز نمی‌شود، می‌خواهند یک جوری عنایت خاص بیاید که در برای شما باز کند، همچنان که برای موسی در خاص باز شد آنجا که با این دعا باز شود. انشاالله.

شریعتی: آقا خیلی ممنون متشکرم. امروز تقویم که ورق می‌زدم، دیدم نوشته سالروز شهادت رئیس‌علی دلواری. به به، به ماشاالله. می‌خواهم به همین مناسبت هم یاد کنم از شهید علیرضا تنگسیری که اگر خاطرتان باشد، وقتی با هم رفتیم خدمت ایشان و چقدر خوش گذشت، این معاشرت و همنشینی، و چقدر انسان بزرگی بود و چقدر ماها به ایشان مدیونیم. و به همین مناسبت باز هم سلام بکنم به همه دریادلان، رزمندگان عزیز و نازنین که حافظ آب و خاک این دیار و این کشورند. من هم توفیق داشتم، ببخشید من... یادداشتی داشتم، فقط همین است بگویم، خیلی به من اثر کرد، خیلی گریه کردم. فقط همین را می‌خواهم بگویم که از جهت نظامی، از جهت شجاعت، از جهت درایت... آقای شریعت، یک یل بود. بله بله. خدا انشالله بر درجاتش بیفزاید و امیدوارم که فرزندان این سرزمین ادامه‌دهنده راه تنگسیری‌ها و رئیس‌علی دلواری‌ها باشند.

در پناه خداوند بزرگ و مهربان باشید تا سلامی دوباره و دیداری دوباره. همگی را به خدا می‌سپارم. متشکرم از شما


ارسال دیدگاه


ارسال

جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید

دیدگاه ها