اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

1405-06-02-حجت الاسلام پناهیان-مدیریت ذهن در سیره نبوی

بسم الله الرحمن الرحیم و بهی نستعین انه خیر ناصر و معین، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. آقایان، بانوان، بینندگان و شنوندگان جان، سلام بر شما، خیلی خوش آمدید به این دوشنبه و برنامه سمت خدا. اگه دارید زنده از شبکه سه سیما الان تماشا می‌کنید، شبکه محترم افق یا شبکه ولایت، و اگه صدای برنامه رو شامگاه دوشنبه از رادیو معارف حوالی ساعت ۲۲ و ۳۰ دقیقه گوش می‌کنید.

معرفی برنامه

ملایی: روزها و شب‌های بسیار بسیار خجسته و مبارک و بزرگی رو داریم سپری می‌کنیم، چه اینکه دیروز سالروز ازدواج پیامبر خدا و حضرت خدیجه کبری علیها سلام و علیه الصلاة و السلام بود، و هفته آینده دیگه این روزها ما ولادت با رسول خدا صلی الله علیه و آله و امام صادق رو پشت سر گذاشتیم. چون یکشنبه هفته آینده سالروز ولادت اون حضرت است، البته از فردا هفته وحدت شروع میشه چون به قول علمای اهل سنت در بعضی گزارش‌ها فردا سالروز ولادت اون حضرت ثبت شده. به همتون، هر جای ایران که هستید شمال و جنوب و شرق و غرب، در دین مبین اسلام هستید، تبریک و تهنیت عرض میکنم.

اول برنامه قبل از اینکه وارد بشیم به بحث، خوبه که توجه دارید به همه اتفاقاتی که تو برنامه ما میفته. ممنونم از واکنش هاتون، پیام‌هاتون، تلفن‌هاتون، پیامک‌هاتون، مخصوصاً اینکه ما موضوع ۱۰ هزار قربانی رو این روزها سپری می‌کنیم و داریم پیگیری میکنیم به نیت سلامتی آقا جانم امام زمان سلام الله و صلوات علیه، به نیت سلامتی امت امام زمان و نایبشون رهبر عزیز و فرزانه مون. شما مگه دارید مشارکت می‌کنید از طریق این زیرنویس‌هایی که داره الان میشه، من دارم می‌بینم یا کانالو نگاه می‌کنید اطلاعات به دست میارید. خدا خیرتون بده. حتی اگر از مسیر برنامه ما قربانی نمی‌کنید، خودتون تو محل و مسجد و شهرتون انجام میدید، گزارش عددی تعداد قربانی رو به ما بگید تا بتونیم روزهای آینده یه جمع بندی هم بکنیم. من فکر می‌کنم ۱۰۰۰۰ رو رد کرده باشیم یا اقلاً خیلی باهاش فاصله دیگه نداشته باشیم. به هر حال خدا خیر دنیا و آخرت به همه شما عنایت کنه انشاالله.

آقای پناهیان عزیز و چهره ماهشون، حالا بریم برای آغاز بحث. سلام عرض میکنم حضور شما، به شما هم تبریک میگم حاج آقا این روزا و شب خیلی خوب رو.

حجت الاسلام پناهیان: سلام عرض می‌کنم خدمت شما و بینندگان. تبریک میگم میلاد با سعادت اشرف کائنات حضرت رسول الله الاعظم که مفتخریم در زمان دین ایشون به دنیا آمدیم. اگر قبل از ایشون به دنیا آمده بودیم، باید طبق تعلیمات انبیا گذشته می‌نشستیم گریه می‌کردیم خدایا آخرین پیامبر رو برسان. و داریم متون قدیمی از انبیا الهی که مناجات می‌کنند با آخرین پیامبر، که حضرت داوود و دیگر بزرگان از انبیا الهی که خدایا آن آخرین پیامبر، آن عقل کل، آن کسی که ما از نورش این معارف را می‌آموزیم، دریافت می‌کنیم، او را به ما برسان. و در واقع انتظار در ادیان گذشته انتظار آخرین پیامبر بوده. بله، چون خب اون‌ها به آخرین پیامبر نمی‌رسیدند دیگه، فرق بین آخرین پیامبر با وصی آخرین او که امام زمان ارواحنا له الفدا باشه رو زیاد در نظر گرفتن. دیگه می‌دونستن که آخرین پیامبر بیاد، در اثر زحمات او عالم گلستان خواهد شد و تعهد می‌گرفت خداوند متعال از همه انبیای گذشته. واقعاً جای تبریک داره به خودمون، به حضرت رسول، به حضرت ولی عصر ارواحنا له الفدا که «یفرحون به فرحنا». واقعاً قلب امام زمان از این میلاد چقدر شاده، او می‌فهمه معنای این حقیقت نورانی و تولد این نور با عظمت رو، انشالله به ما هم بفهمونن.

برای منم جالب بود شما وقتی که از قربانی حرف میزدید، من نگاه می‌کردم به اون دل‌های باصفایی که مثلاً گوش میدن با یه انگیزه پاکی بلند میشن یه اقدام می‌کنن. حالا می‌تونن یه قربانی، نمی‌تونن کمک بکنن به جایی که قربانی یا کمک می‌کنن به برنامه شما. واقعاً نگاهشون کنید چقدر قلب اقدام می‌کنند برای قربانی دادن برای سلامتی امام زمان ارواحنا له الفدا، برای سلامتی رهبرشون، برای سلامتی رزمندگان. خیلی فوق العاده است و چیزی هم جای قربانی رو نمی‌گیره. اینا که ما میگیم حرف در مقابل اون عمل است. البته اعمال شایسته دیگری هم وجود داره، ولی قربانی جایگاهی داره واقعاً. انشالله به اهلش برسه با همت شما و دوستان و با همت خود مومنین که در واقع خیلی از صدقاتشون رو تبدیل کنن به نذورات. آها یعنی به جای اینکه صدقه بدن، نذر میکنم بشه قربانی برای این نیت. قربانی اون وقت یه غیر فقرا هم می‌تونن بهره ببرند. بله، فقط هم فقرا نیستن، گاهی از اوقات دل خیلیا که ممکنه خودشون دارا باشن با یه غذایی با یه قربانی تکون میخوره، اثر خودشو خواهد داشت انشالله.

ملایی: انشالله خیلی متشکرم. توی دعای دوم صحیفه سجادیه دیروز ما به مروری تو برنامه داشتیم، شکر خدا رو به جا میاره امام زین العابدین علیه السلام که ما در دین رسول اللهیم، پیامبر خاتم از ماست و ما در دین او هستیم. فرمایش حضرت عالی خیلی جای شکر داره، یعنی نمیدونم چه جوری باید شاکر این نعمت باشیم. ماها به هر حال اینو باید یاد بگیریم. ما خودمون باید یاد بگیریم. به هر حال استاد تعارف که نداریم که بریم سراغ قصه مدیریت ذهن در همین زمان رسول الله، در عصر رسول الله یا در ظل رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم.

حجت الاسلام پناهیان: بله بسم الله الرحمن الرحیم. اونهایی که مخالفتشون با پیغمبر اکرم خیلی موثر واقع شد، سوادای زمان پیغمبر بودند. باسوادها اومدن جلو پیغمبر ایستادند به دلیل عجبی که داشتند از دانایی که دارند، به شگفتی آمده بودند و به خود بسندگی رسیده بودند در معرفت و در ایمانشون به صورت‌های مختلفی. جلسات قبل اینو بحث کردیم. پیامبر اکرم وقتی اینا رو می‌بینه مقابل خودش، طبیعتاً باید با این باسوادهای نیم بند، این کسانی که عقل دارند، هوش دارند ولی از یه جایی به بعد متوقف شدند و نتونستن ذهن خودشون رو مدیریت بکنن، اون دانایی اومده سوار شده بر ذهنشون، ذهنشون از کار افتاده، انباردار شدن، تولید کننده محصول جدید دیگه نیستش. ذهنشون گاهی یکی دانایی رو می‌گیره میگه خب حالا من ببینم با این چی بسازم. بعضی‌ها دانایی رو دریافت می‌کنند، دیگه متوقف میشن. حتی بعضی‌ها عقل دارند، عقل قدرت فراوری، قدرت تفکر رو افزایش میده، قدرت پالایش و پردازش دانایی‌ها رو افزایش می‌ده، بعد از اینکه عقل دارند اینقدر به شگفتی میان، عقلشون هم از کار میفته. جالبه ها! بله، عقلا، آدمای باهوش و آدمای باسواد در معرض آسیب خودپسندگی و توقف هستند.

حالا تو روانشناسی من اول مطالبی رو در این زمینه بگم یا توی آیات قرآن؟ به نظرم اگه اگه پیشنهاد من جسارت، ولی تو روانشناسی اول، آخر، ولی پیشنهاد شما رو قبول می‌کنم. بالاخره شما کارشناس مجری هستید به نمایندگی از ۷۰ میلیون.

ملایی: درسته، خیلی عذرخواهی می‌کنم. صدای ما هم یه کمی مشکل داره.

حجت الاسلام پناهیان: ببینید، در روانشناسی یه بحثی دارند به نام بسنده کردن به داشته‌های حداقلی. در این زمینه سایمون حرف‌های رو میزنه خیلی جالبه و دیگران. ببخشید که من صریحاً دارم از دانش روانشناسی استفاده می‌کنم، تو خیلی از مباحثمون این حرفا هست ولی زیاد ازش استفاده نمی‌کنیم. این دفعه چون اهل اندیشه خیلی درگیر این بحث هستند، لذا خوبه با آره این علوم تجربی هم. انسان لزوماً دنبال بهترین وضعیت ممکن نیست، که دنبال وضعیتی می‌گردد که به اندازه کافی خوب باشد. جمله سنگینه: انسان لزوماً دنبال بهترین وضعیت نیست، همین که به یه حدی از تعریف مثبت از خودش برسه، متوقف میشه. متوقف که شد، بوی تحجر از او استشمام میشه، داستان شروع میشه. این یک انگیزه روانی‌ست، این یک احساس عادیست تو همه انسان ها. مغز انسان اینجوری کار می‌کنه، شما باید زحمت بکشید از این عبور کنید. مثلاً ها، ذهن انسان عادت داره هر چیزی رو که داره تبدیل کنه به هنجار، بعد بشینه کنارش از این هنجار دفاع کنه، به جای پویایی. برای پویایی انسان باید انرژی خرج کنه، انرژی تخریب اون چیزایی که گذشته داشته باید اصلاح بشه، اضافه کردن. بعد انسان طبیعتاً دوست نداره انرژی صرف بکنه، راحت طلبی. اون کمال گرایی انسان موجب میشه انسان خودش را کامل بپندارد. بله، نه زحمت بکشد کامل بشود، مسئله است. این درسته بله، مگه ما چه بهش میگن. یکی از مهمترین مفاهیمی که تو روانشناسی مثبتگرا هست، سازگاری لذت جویانه است. سازگار میشه با همینی که داره، بچه میکنه از همینی که داره لذت ببره. بذارید از یه عباراتشونو بخونم: انسان بعد از رسیدن به یک دستاورد ابتدا احساس رضایت زیادی می‌کند، اما به تدریج آن دستاورد برایش عادی می‌شود. اون وقتی که احساس رضایت زیاد می‌کنه ازش، اون وقت وقت توقفشه.

حالا میریم سراغ قرآن، ببینیم قرآن چقدر زیبا، چقدر عمیق ۱۴۰۰ سال پیش قبل از اینکه روانشناسا اینا رو به دست بیارن. خوب مثلاً بازم از عبارت های خود بسندگی، وقتی کسی داشته باشه تبدیل به هویتش میشه و این هویتشو سعی می‌کنه ازش دفاع کنه. مخصوصاً اگه کسی یه انتقاد، یه حمله بهش بکنه، دو برابر دفاع میکنه، میگه عه تازه من خودم اینقدر عمیق ندیدم، وقتی عمیق می‌آم خیلی بهتر از اونی هستم که تصور می‌کردم. آره، بهش حمله کنی بدتر گارد میگیره، بدتر دچار عجب میشه و بدتر متوقف میشه. خیلی جالبه.

داشتم به این فکر می‌کردم اگه بگردیم، اگه یه وقت دنبال نمونه می‌گردید، ما مثلاً توی موفقیت‌های تحصیلی و علمی، تو موفقیت‌های ورزشی، بعد همین می‌بینید تو سطح ملی یه چالش میشه برامون یهویی. یعنی مثلاً تیم ملی فلان رشته ورزشیمون رو یا تحصیلات بچه‌ام رو وقتی نگاه می‌کنم، به یه سطحی میرسه دیگه انگار که دیگه بیشتر از این نمیخواد تلاش کنه. باز هم من از این عبارت احسنت استفاده کنم: موفقیت کوچک می‌تواند کفایت ادراک شده ایجاد کند. اگر دانشجوهای ما می‌تونستن بگن اونی که من مطالعه کردم قبل از کنکور، اون زحمت علمی اونو فراموش کن، از الان به بعد ۱۰ برابر کار می‌کنن. دقیقاً برعکسه. بعد از کنکور یه افت انرژی و انگیزه برای درس خوندن پیش میاد، حالا دیگه باید معلم التماس کنه. بله، قبلاً چقدر پول می‌داد کمک بگیره از این معلم‌های جنبی و فرعی و درس‌های اضافی تا کنکور، چقدر هزینه می‌کرد، الان معلم مجانی حتی باسوادتر استاد تمام بالا سرش میاد سر کلاس، حال نداره گوش کنه، میندازه عقب. اینا همه وجوه مختلف تحجر ها. بله توقف. توقف، این دفعه به جای تحجر می‌خوایم اسمشو بگذاریم توقف. درسته.

در مسائل معنوی، شیطان اگه نتونه کسی رو باز بداره از عبادت، میگه خب عیبی نداره عبادت کن، عبادتتو برات خراب می‌کنم. عبادتش چجوری خراب می‌کنه؟ شیطان احساس کفایت بکنه از عبادتش. اصلاً تو چشماش میشه دید. یه امام جماعت اگه حرفه‌ای باشه، حرفه ای باشه در چهره شناسی، راحت میتونه به نگاه کرد بگه مردم عزیز ما الان دچار خودپسندگی شدیم. خودبسندگی علامت‌هاش اینه، ببینید همه‌مون داریم آره دیگه. یه احساس رضایتی میادا از عبادت برای انسان، خود اون ممکنه موجب توقف بشه. اصطلاحاً بهش میگن عجب. درسته بله. بعد بیام حالا عبارت های زیادی اینجا دارم. انسان تمایل داره، حالا اینجوری قبلشو بگم، مغز برای حفظ انرژی به وضعیت آشنا تمایل داره، میگه این این چیزی که تجربه کردم، این چیزی که دارم، انرژی حفظ کنم، نرم سراغ تخریب این تکامل، این تغییر، این بهبود، این همینو نگه دار، همینو نگه دارم. بعد بر این اساس انسان تمایل داره وضع موجود رو حفظ کنه. به این پدیده میگن «گیری وضعیت موجود» سوگیری یعنی چی؟ میگن ذهن تو با سوگیری درباره مسائل فکر می‌کنه، سوگیری یعنی یه جهتی رو فکرت هست، فکرت آزاد نیست. ضرب المثل عادیش مرغ همسایه غازه، یه سوگیری داریم هرچی ما خودمون داریم قبول نیست، هرکی هرچی دیگران دارن خیلی بهتره. این سوگیری رو همه ذهن ها دچارش میشن. اینجا اکتفا کردن پدید میاد. یه کمی کسی که اکتفا می‌کنه رو بهش حمله کنید، ازش بخوای تغییر ایجاد بکنه، اینقدر باید احتیاط کرد. به اینا نباید حمله کرد. یه دفعه شما دفاع کردن، چهار تا بوتون آرمه هم کنارش میچینه. حالا قبلش بوتون آرمه نبود، توقف بود فقط راه نمی‌رفت، بعدش که حمله می‌کنی شمشیر هم میکشه، میگه حالا که اینجوری شد میرم هزار تا دلیل دیگه می‌تراشم برای دفاع از این وضع موجود، بجنگ تا بجنگیم.

ابوجهل یه آدمی بود که باهوش بود، به خاطر عقلش کلمات حکمت آمیز که میگفت، یه دفعه یه چیزی می‌گفت همه کیف می‌کردن، کلمات حکمت آمیز دل آدمو شاد میکنه. حالا من چند تا خاطره از ابوجهل بگم همه علاقمند بشیم به شخصیت ابوجهل، ولی متوقف شد، به خود بسندگی رسید. البته علاقمند بگیم نه اینکه دوسش بداریم، علاقه‌مند به اینکه ببینیم کیه اینا. آره، به خوبیاش علاقه‌مند نشیم. مثلاً بهش گفتن که ایشون سن کمتر از ۴۰ سال داشت، ولی جزو شورای مکه شد به خاطر عقلش، بخاطر عقلش، به‌خاطر حکمتش. درسته، ابوجهل نبود، ابوالحکم بود، حکمت بود، بهش می‌گفتن. بعد رسول خدا فرمود این ابوجهله. مثلاً بهش گفتن که یتیم عبدالله ادعای گفت، عجب گفتم تو قبول می‌کنی که راست میگه؟ اون دروغ نمیگه، اون اگه گفته حتماً پیغمبره. چه آدم فهمیده‌ای! تایید کنید آقا نترسید، فهمیده بودنشو تایید، حرف درستی زده دیگه. بله بیخود حرف نمیزنه. گفتم پس قبول می‌کنی؟ گفت زورم میاد، اینش بد بود. فهمید و فهمید راست‌گویی پیامبر رو هم تایید کرد. در اوج مبارزه‌ای که با پیامبر داشت، یه بار از کنار پیامبر رد می‌شد، نگاهش کرد، بعد پیامبر رو بغل گرفت، بوسید، مصافحه کرد به قول ما. بعد بهش گفتن چرا این کارو کردی؟ گفت از بس این شخصیت دوست داشتنیه. گفتن ایمان میاره؟ گفت نه، اون که ایمان نمیاره، زورم میاد. اصلاً هیچ افتخاری دیگه برای قبیله. اینجا توقفشه. ببین این آدمیه که انقدر شعور داره، انقدر فکر داره، انقدر فهم داره که این شخصیت بی‌نظیره، دوست داشتنیه، ولی متوقف میشه. چقدر شبیه بعضی از ما به این رفتاره. و بعد شما حالا از یه همچین آدمی حرف بشنوید، خیلی تحت تاثیر قرار میده بقیه رو. اصلاً روانشناس قد داره بندی بود، قدار بند یعنی در روانشناسی ید طولایی داشت. اینجور آدم‌ها کل جامعه رو تسخیر می‌کنن. یه خوبی داشته باشه دیگه با اون خوبی باید وسط. بعد چیکار میکنه؟ کنترل بکنه، بگیره. بله، مدیریت ذهن جامعه رو به عهده می‌گیره. اولین جنگ رو ایشون راه انداخت دیگه. اومد تو جنگ بدر، یه نفر به نام فکر کنم ابوالبختری بود اومد آقا با این نجنگید، یا راست میگه رسول خداست که ابوجهل اصلاً قبول داشت رسول خداست، یا دروغ میگه. چه حرف حکیمانه‌ای زد این آدم. گفت اگر ایشون رسول خدا باشه، خب چرا بجنگیم؟ کم کم بهش ایمان میاریم، بهمون ثابت میشه. اگر رسول خدا نیست، کم کم مفتضح میشه، ادعای دروغ باقی نمی‌مونه. حرف قشنگی زد. بله، این آدم خود این آدم شخصیتی داشت که اتفاقاً یکی دوبار پیغمبر رو تو مخمسه دیده بود، کمکش هم کرد، گفت ایشون باید کمک کرد. الانم داشت جلوی جنگو می‌گرفت. درسته آقا موفق شد یا نه جلوی جنگو بگیره؟ ایشون یه کسی بود میگفت من شراب نمی‌خورم، بت نمی‌پرستم، زنا نمی‌کنم، بلکه اون آخرین پیامبری که میخواد انتخاب بشه از جانب خدا من باشم. بابا آدم حسابی. اومد جلوی ابوجهلم گرفت. ابوجهل چی گفت؟ گفت تو دنبال موقعیت خودت هستی، نمیای همراه با ما بشی؟ یه کمی هم می‌ترسی، این چیزا رو بهونه نکن. گفت نه من نمی‌ترسم. نمی‌ترسی؟ بیا بجنگ، بیا پیش ما. عملیات رو ذهنش انجام دادی، بدبخت اومد رفت جلو که نشون بده شجاعت داره، مرد توی جنگ کشته شد. یعنی اون بعد رسول خدا متاسف شد از کشته شدن. رسول خدا با چه آدمایی فهمیده‌ای طرف بود. ببخشید اینجوری میگما، یه عده‌ای حتماً از این حرف انتقاد می‌کنن، ولی ما اگه نبینیم وجوه مثبت آدمایی که مقابل پیغمبر ایستادن رو، ارزش پیغمبر رو آوردیم پایین، سختی و ارزش کار رسول خدا رو اونقت. بله آخه چی شد که مقابل رسول الله الاعظم ایستادند؟ کی باورش میاد؟ مگه کور بودن؟ نمی‌دیدن عظمت این شخصیتو؟ آقا اونایی هم که مقابل ایستاده بودن، اونا هم یه چیزایی داشتن، ولی توقف، تا یه حدی تکامل پیدا نکرده، یه جور تحجر. اصلاً مشکل همینه، مشکل همینه، ذهن انسان رو متوقف می‌کنه بعد از داشتن یه مقدار دارایی. درسته.

ملایی: بله، دو آیه قرآن بخونم.

حجت الاسلام پناهیان: خب حالا من طبق پیشنهاد شما یکی هم روانشناسی، یکی هم این تاریخ. خیلی متشکرم.

ملایی: خب ممنونم، بریم قرآن بخونیم.

حجت الاسلام پناهیان: بفرمایید، چقدر خوب میشه. قرآن کریم در این باره ها صریح صحبت کرده باشه. آرزو کنیم ای کاش در مورد این نکات قرآن صریح صحبت کرده باشه، ما خودمونو نکشیم که بخوایم این حرفا رو از در بیاریم. البته اگر قرآن در این باره‌ها صریح صحبت نکرده باشه، معلوم میشه این حرف‌های ما زیاد مهم نیست، پس خیالمون راحته دیگه. حالا ببینیم صحبت کرده یا نه دیگه. اگه دیدید من یه آیه‌ای بود که در مدیریت ذهن، در اون توقفی که در ذهن پدید میاد، قرآن روانشناسی نکرده بود، دقیق صریح در این زمینه با ما حرف نزده بود، این حرفای ما که امروز زدیم مهم نیست. خیلی خوب درسته باشه. ولی اگر صریحاً اومد این توقف رو در مدیریت ذهن به خاطر داشته های علمی و عقلی ذکر کرد، معلوم میشه که این حرف مهمه. می‌فرماید: «فلما جائتهم رسلهم بالبینات» وقتی که پیامبران با دلایل آشکار آمدن سراغ این مردم، کیا؟ باسوادا. حالا معلوم میشه که در مورد باسواداست. «فرحوا بما عندهم من العلم» اینا خیلی خوشحال بودن از اون دارایی‌های علمی که دارند، متوقف شدن. «واقع بهم ما کانوا به یستضئون» بقیه چیزها رو دیگه بینات رو حساب نکردن و مسخره می‌کردند. چی شد آقا «فرحوا بما جاء بما عندهم من العلم»، خوشحال شدند که یه چیزایی به شگفتی دچار شدن، به خود بسته‌اند. بله، بلکه خیلی خوشحال شدن از اینکه اینا رو دارن. میگه علمشون باعث شده. مردم بیایند به خاطر سواد و علم و عقل و فهممون خوشحال نشیم، خوشحال نشیم. خوشحالی گاهی ما رو متوقف می‌کنه. خوشحال نشیم به این معناها، نه ناراحت بشیم. آره، به این معنا که حجاب نشه دیگه، حجاب نشه، میشه ولی میشه، میشه خیلی سخته نشه. پس این موضوع صریحا فرمود دیگه. بله «عندهم من العلم» اینا یعنی اثر روانی دارایی علمیشون در مدیریت ذهنیشون کار رو به کجا رسونده. حالا اینو نگاه کنید اینها چیکار کردن؟ اینها تمسخر می‌کردن، نفهمی رو، جهالت رو، چون بینات آمده بود، علم داشتند، بی‌سوادها رو تمسخر می‌کردن، خودشون مسخره شدن، خودشون هاق بهم. اینا نفهمی رو چون آدمای فهمیده بودن، نفهمی رو مسخره می‌کردن، خودشون شدن نفهمای مسخره تاریخ. الان ابوالبختری و ابوجهل رو مسخره نکردیم، مسخره به معنای بد اخلاقی نه ها. بله تأسف خوردیم براشون.

بله، این بحث از مدیریت ذهن که خارج نشدیم. نه دیگه اصلا دقیقا تو راستای درسته، مسئله این ذهنش بسته شده، بیاناتت قبول نمیکنه به خاطر چی؟ اتفاقا به خاطر دارایی‌های ذهنی. یک بخش دیگری از قرآن را هم بخونیم در سوره غافر آیه ۸۴، ما الان به محضر قرآن رسیدیم. در سوره بقره هم آیه ۷۲ و ۷۳، به ویژه اون نکته‌ای که ما داریم در ۷۳ و ۷۴ هست. اصلاً ۷۲ رو نمی‌خونم از نیم آیه ۷۳ می‌خونم: می‌فرماید «کذالک یحی الله الموتیکم» آیات «لعلکم تعقلون». یه داستانی رو میفرماید که حالا داستانش مفصله. میفرماید خدا اینجوری مرده رو زنده میکنه و خدا آیات خودش به شما نشون داد. آیه قوم بنی اسرائیل، آیاتشو به شما نشون داد برای چی؟ آیات نشون داد مگه کیف کنی؟ نه، برای اینکه تعقل کنی. بله، برای اینکه غرور پیدا کنی نه، برای اینکه تواضع پیدا کنی. «لعلکم تعقلون» «ثم قست قلوبکم من بعد ذلک» بعد از اینکه آیه‌های قرآن دیدی، تازه قساوت قلب پیدا کردید. اینجا دیگه خدا هم از کلمه تحجر استفاده میکنه. چه جوری از کلمه تحجر؟ «نهصد قلوبکم» یه تعبیر «فهی الحجاره او اشد قصوه» تجارت تحجر از همین میاد دیگه. بله، آیات بهشون نشون دادم تعقل کنند، دچار تحجر شدن. اینم هدیه ویژه سرآشپز برای بالاخره بحث امروز. ما پس دانستن‌ها اینجا موجب توقف.

آره، خدا نکنه یه مدیر مملکتی دچار تحجر بشه. تجربه، تجربه مملکت داری، یه عمری نماینده مجلس بوده، یه عمری تو احزاب بازی سیاسی کرده. خدا شاهده بعضیا متاسفانه صحبت می‌کنند تکبر علمی، عجب علمی، تجربه اجب، فهمیدن یه چیزایی می‌باره ازشون و این علم غیب هم نمی‌خوادا. من پیشنهاد می‌کنم اصلاً خیلیا برن روی این موضوع کار کنن. بیشترین تعداد عصب‌های حسی حرکتی ما کجای بدن ماست؟ حرکتی، پوستو تکون بده. مثلاً ببین ما یه عصب حرکتی داریم، یه انگشت، ما رو عصب حسی جداست، عصب حرکتی جداست. بیشترین سرشاخه‌های عصب حرکتی برای کجاست؟ چهره ما و دور چشم ما، صورت. یعنی صورت و به ویژه چون شما مثلاً احساساتتون تغییر میکنه، این هاله گوشتون زیاد تغییر نمیکنه شاید یکمی رنگش اونم مال خونه مال اینجا نیست. پوست دستتونم زیاد تغییر نمیکنه، ناراحت باشی یا نباشی، این پوست دست تکون زیادی نمی‌خوره، ولی دور چشم هزار تا حالتو نشون میده. درسته بله. احساس تکبر دور چشم دیده میشه، تحجر دور چشم دیده میشه. به خدا میشه، میشه دید. مهارت کسی داشته باشه زیادم میگم، یعنی علم غیب و غیب و اینا نمی‌خواد. دیدید بعضیا در مورد زبان بدن صحبت میکن، زبان چشم قویترین زبان بدنه، انواع حالاتو نشون میده. یعنی دیدید بعضیا به حقیقت که می‌رسن، حق حق رو، حرف حق رو از این تمسخر کردن، دور چشم آدم دیده می‌شه. دیدید دیگه واکنش، آره واکنشی که نشون میده. آره تو چه جوری؟ بابا حق رو جستجوگر باش، آنچه که میدانی احتمال تغییر و تکاملش رو بده، نمیگم تخریبش بکن، شاید الان کامل شد. خدا شاهد من دیدم بارها امام شهید ما خیلی باسواد بود، خیلی اهل مطالعه بود، ما نداریم مثل او اهل مطالعه واقعاً. واقعاً واقعاً نداریم. بعد موقعی که یه کسی میومد گزارشی میداد، نظری پیدا کرده بود، همه هم که آرا و ایده هاشونو دوست داشتم به آقا ارائه بدن، همه اطرافیان آقا این رو فکر کنم بتونن اذعان کنن. آقای شهید ما چی؟ هرکی میومد ایده جدید، یه جوری گوش می‌کرد انگار که آماده است برای یاد گرفتن جدید. الله اکبر از تواضع علمی ایشون، یعنی دورترین انسان در تاریخ معاصر از تحجر. امام شهید ما بود، اساساً سیره علما. هفته پیش من این جمله شما تقریباً یه هفته است زنگ میزنه تو گوشم که و تو ذهنم که علما برای اینکه یه نکته علمی رو دیگه شسته رفته و آماده تحویل بدن به مخاطبشون، شادترین و نادرترین و بی اعتبارترین نظریات رو حتی میارن نقد میکن و بعد حالا یه رئیس صادر می‌کنن. بله، اینجا می‌فرماید که «یریکم آیات» «لعلکم تعقلون» « ثمّ قست قلوبكم من بعد ذلك فهي كالحجارة أو أشدّ قسوةً﴾ »

اونوقت قسی القلب‌ترین قم شدن یهودیا. اون وقت یهودیا بیشترین اسناد دینی دستشونه. قرآن می‌فرماید اینا تو کتاب‌هاشون هست که شما پیغمبری. بله، رفتن کتاب‌های خودشونو تغییر دادن، گفتن نه، مثلاً علامت آخرین پیامبر یه ویژگی هم هست، مثلاً کجای صورتش چیه، برای اینکه مردم تشخیص ندن اون مصداقو. خیلی بحث عجیبیه. ما حالا بازم هفته بعد می‌خوایم از اتفاق‌های دشمنان رقم می‌زدند در مدیریت ذهن جامعه مقابل پیغمبر اکرم یک صحبت کنیم، یک دست دشمنو بخونیم. این ترفندهایی که دشمنان ما الان دارن میزنن شاگرد اون استادا هم نمیشن، استادایی که زمان پیغمبر اکرم در مدیریت ذهن. فردای تولد حضرت رسول انشالله انشالله خدا عمر صحبت خواهیم کرد، ولی شما یادمون بندازید از این موضوع خارج نشیم. دشمنان چه عملیات روانی به معنای تاثیرگذاری روی افکار عمومی مقابل پیغمبر انجام میدن، چند تا قصه‌های تاریخیشو با همدیگه مرور بکنیم.

یه وقت اگر یه کسی دچار این خود بسندگی بشه دچار عجم خواهد شد، خودپسندگی فقط مال علم نیست، مال ایمانم هست. این عبارت در واقع در واقع آقای شاهآبادی استاد عرفان حضرت امام، شاگردش یه انقلاب اینجوری راه انداخت تاریخ و تغییر داد، فرمایش ایشونه. استاد امام که امام می‌فرمود «روحی له الفدا» دائماً می‌فرمود جان من به فدای او باد. در این موقع مشاهده می‌شود که جمعی از متدینین در محافل و مجالس اظهار دردمندی و تأسف بر اسلام می‌نمایند، یعنی جامعه اسلامی، ولی غافل از اینکه باید درد را معالجه نمود و مذاکره مرض و تعداد آن معالجه درد نخواهد بود. بعد می‌فرماید چون راه معالجه اینه که آدم مرض رو خوب بفهمه، پس اگر نظر عمیقانه بفرمایید می‌یابی که اسباب ممرضه چند چیز است، اسباب مرض جامع بیماری جامعه اسلامی. اول اولین مشکل جامعه اسلامی رو استاد عرفان حضرت امام خب چی می‌فرماید؟ تهجد می‌فرماید غرور مسلمین به حقانیت خود. عجب، مخصوصاً ما شیعیان و اینا مواظب باش دچار این غرور نشید. بعد آثارشو بیان می‌کنه جالبه. حالا شما هم دیگه در محضر قرآن قرار گرفتیم، باید بریم محضر قرآن. مهمترین اثرش رو چی می‌دونن ایشون؟ مهمترین اثر این غرور به حقانیت، بله بگم تعجب نکنیدا نه، قول بدید تعجب نمی‌کنین انشالله، غیر سیاسی شدن دین. نمیشه تعجب نکرد واقعا عجیبن. آقای شهابادی کتاب شزرات المعارف بخونن، البته به این عبارت نمی‌فرماید بله، ولی عبارتشون جور دیگه است. میگه دیگه به فکر گسترش اسلام نیستی. عجب که در واقع میری تو مبارزه میگی من بر حقم، دیگه به من چه به بقیه. ببینید بله، یه به من چه به بقیه میاد. آقای شاهآبادی مفهوم عارف بی‌نظیر. یه بار دیگه همین چند لحظه قبل تا الانو مرور کنیم، بریم قرآن، یک قرآن خوندنه کمکمون کنه. مرحوم شهابادی استاد عرفان و اخلاق حضرت امام می‌فرماید اولین مشکل غرور مسلمین به حقانیت خوده، بعد میاد مصادیقشو جزو اعتقادات ما به اهل بیت ذکر میکنه و ما چون مغرور شدیم وظایف اجتماعی سیاسی جهانی خودمونو ترک می‌کنیم. یه چند سال باید اینو تدریس کرد. بله، کتابش حضرات المعارف از مرحوم شاه آبادی، عبارت‌های فارسیشون یه کمی فارسی سلیس امروز.

ملایی: خیلی متشکرم. من قول دادم که تعجب نکنم از این فرمایش مرحوم شاه آبادی، ولی واقعا نمیشد تعجب نکرد. این معادله یعنی صغرا و کبری که میچینن ایشون و نتیجه‌ای که حاصل میشه. مرحوم شهابادی حالا بیان روان پناهیان هم بی تاثیر نیست دیگه تو این قصه.

حجت الاسلام پناهیان: آقا بازم متشکرم، بزرگوارید.

ملایی: شما بیننده سمت خدای امروز دوشنبه هستید در حالی که در محضر صفحه303 قرآن کریم هستیم و همچنان آیات سوره مبارکه کهف آیات هشتاد و چهارم تا هفتم این سوره مبارکه. صلواتی خواهیم فرستاد، زمزمه می‌کنیم یا همراهی می‌فرمایید و برمی‌گردیم انشالله ببینیم چقدر زمان می‌مونه برامون که در محضر حاج آقا باشیم. همچنان صلوات و ثواب آیات قرآن رو تقدیم می‌کنیم محضر رسول مکرم اسلام حضرت ختمی مرتبت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله و سلم. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

صفحه303 قرآن کریم

بینندگان عزیز عدد هشت رو بفرستید به این سرشماری که عرض می‌کنم ۳۰۰۰ ۱۵، ۱۵ یعنی سه سه تا صفر ۱۵. عدد هشت رو بفرستین ببینید چه اتفاقی میفته. اگر کامل کردین مسیر رو، اونقت این توضیحی که من عرض میکنم دیگه میشه توضیح واضحات. توی کانال برنامه ما صوت صحبت های کارشناسان، احادیث، روایات، مستندات و همه جزئیات مربوط به اتفاقات برنامه بارگذاری میشه، از جمله توضیحات دوستان من و کارشناسان برنامه در مورد رد مظالمی که تو ماه ربیع الاول برنامه ما وظیفه خودش می‌دونه که تو این زمینه کمک کنه و توضیح بده، هم شخصی هم دولتی. برید اونجا و مراجعه بکنید و جزئیات رو دریافت کنید. من می‌خوام وقت ذخیره بشه دیگه بیشتر توضیح نمیدم. حاج آقای پناهیان در محضر قرآن چون هستیم، احتمالا یه آیه دیگه برسیم.

حجت الاسلام پناهیان: بله، یک نمونه دیگه از کسانی که مقابل پیغمبر می ایستادند. خب آدم باسواد باید این دین رو بپذیره، ولی متاسفانه توقف میاره. یه مقدار سواد، یه مقدار ایمان، توقف میاره. «یعلمونظرا من الحیات الدنیا وهم عن الاخرت هم غافلون» «اولم یتفکر فی انفسهم» ببینید میفرماید اینا یه ظاهری از حیات دنیا رو می‌دونن. بله، باطنی از حیات دنیا رو توجه ندارند. درسته بله، باطن دنیا رو چه جوری باید می‌فهمیدند؟ هم از آخرت غفلت می‌کنند. ببینید «وهم عن الاخره هم غافلون» وقتی فلت داره ازش صحبت میشه، بحث مدیریت ذهنه. یعنی نه اینکه تو اطلاعات نداری، از اونجا غفلت می‌کنی، مدیریت نمی‌کنی که ببین اینا رو فهمیدی، اینم باید بیاری تو محاسباتت. بله، دستگاه محاسباتیشون خراب میشه. غفلت مال دستگاه محاسباتیه. بعد خدا می‌فرماید «او لم یتفکروا فی انفسهم» اینها در جان خودشون تفکر نمی‌کنند، یعنی ظرفیت و توان تفکر رو دارن. دارن «ما خلق الله السماوات و الارض و ما بینهما الا بالحق و اجل مسمی» و الی آخر. ببینید چرا ما میگیم اینو مدیریت ذهنه؟ بحث مدیریت ذهنه، مدیریت ذهن برنامه تفکر به شما میده. فرق بین انقلابی با غیر انقلابی چیه؟ اینا دستگاه محاسباتیشون با همدیگه متفاوته. یعنی امام شهید ما یه بار فرمود دشمن سعی داره دستگاه محاسباتی مسئولین ما رو خراب کنه. البته دشمن اگر میخواد این کار رو بکنه، گاهی با تبلیغات مستقیمش از راه دوره و این فضای افکار عمومی که ایجاد می‌کنه، گاهی از اوقات از طریق کارشناس‌هاست. کارشناس‌های تو بدنه یک نظام و یک حاکمیت می‌تونن با احترام به همه کارشناسان محترم، اون حاکمیت بخوابونن. کارشناسی که یا خودش ایراد محاسباتی داره، یا جاسوسه. که من یه روزی مثلاً آرزو دارم از بین مثلاً شاید ۱۰۰ هزار تا کارشناس داشته باشیم یا ۱۰ هزار تا، هزار تا کارشناس جاسوس گرفته بشه تو این کشور، چون دشمن اگه بخواد کار کنه از طریق اینا کار می‌کنه که القا می‌کنن. من خودم شنیدم از استاد دانشگاهی که الان استاد دانشگاه، از هر کسی از نیروهای امنیتی اطلاعاتی خاص بیاد، من بهش آدرسشو بدم. استاد دانشگاهی ایشون خودش بنده رو صدا زد که خواست با من صحبت کنه، فکر کرد من خیلی دسترسی دارم مثلاً در حالی که اینجوری نیست. گفت من ایشون این استاد دانشگاه بازنشسته سازمان ملللهله، اول انقلاب رفت حقوق خوند و تو سازمان ملل استخدام شد. ایشون من یه مدتی چند شاید بیشتر از ۱۰ سال تو ژنو بودم سازمان ملل، بعد پرسیدم از رئیس اونجا، رئیس سازمان ملل در بخش ژنو که اروپا و آمریکا با ایران که کنار نخواهند آمد چیکار می‌خوان بکنن؟ گفت ایشون منو یه روز کنار کشید، گفت من اینو جوابشو بعداً بهت میدم. بعد که داشتیم قدم می‌زدیم، گفت اون سؤالتو جواب بدم، اینها از طریق فرزندان مسئولان ذهن مسئولان رو نسبت به اون جهت‌گیری‌های انقلابی‌شون تخریب می‌کنن، انقلاب از بین می‌برند. یه جورایی همون برگردان فارسی پروژه نفوذ. شما نفوذ داشتن، قشنگ میاد نفوذش چه‌جوری؟ نفوذ کارشناسانه، نه نفوذ خیلی هم موثر. آره باشه. لذا همه مدیران من خواهش می‌کنم به تمام کارهای کارشناسی که میاد سمتشون، یک پیوسته امنیتی بزنن، یک ملاحظه امنیتی بزنن. اینو کی گفت، چرا گفت، و بعد و سابقه اون فرد چیه. یک شخصیتاً آیا دستگاه محاسباتی درستی داره؟ دو از نظر امنیتی وصل هست یا نیستن. البته کارشناسان محترم ما دیگه بیشتر از این نمی‌تونیم احترام بذاریم. به مسئولین نظام و اینا بالاخره این احتیاط‌ها رو باید بکنن که دستگاه محاسباتیشون خراب نشه، دچار خطا نشه.

ملایی: خب، آغاز هفته دولت، این یه پیشنهاده و منصفانه‌ش اینه که بگیم یه هدیه است. آقا بالاخره ماها همه در معرضیم و تو این شرایط خاص احترام میگذاریم به همه تلاش های هر کس که برای سربلندی ایران عزیز تلاش میکنه، ولی بالاخره دست به عصا بودن و ملاحظه‌کاری و اون چیزی که حاج آقا علمی و درستشو میگن، حالا من یه خورده خودمونی‌ترشو میگم، این ذات لازم برای هر کاریه.

حاج آقای پناهیان زنده باشید. آقایان و بانوان از شما هم متشکرم، از رفقای خوبم، همکارای عزیزم در اینجا اتاق نودال و پخش و همه ممنونم. عید رو به همه تبریک میگم این ایام رو و با اجازه شما بریم محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم. عمری داشتم و سعادت بود شنبه آینده دوباره من خدمت می‌رسم.

ارسال دیدگاه


ارسال

جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید

دیدگاه ها