اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

1405-05-06-حجت الاسلام میرهاشم-خانواده قرآنی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ وَ بِهِ نَسْتَعِینُ، إِنَّهُ خَیْرُ نَاصِرٍ وَ مُعِینٍ. «که علی شد امام اهل یقین...» سلام می‌کنم به روح بلند و آسمانی و ملکوتی سیدالشهدا که حالا خیلیا بار سفر رو بستند برای زیارتش. گفتن از نشانه‌های مومن یکیش زیارت اربعینه و خوش به حال اون‌هایی که در تدارک سفرن و البته خوش به حال جا مانده‌ها که باز هم جا ماندگی از اربعین به تعبیر حاج آقای عابدینی عزیزمون فرمودند این حسرت خودش راهگشاست و شما رو به زیارت او نائل می‌کنه.

معرفی برنامه

إن‌شاءالله که زیارت سیدالشهدا مشرف شدید در اربعین، تو مشایه، تو طریق نجف به کربلا حتماً یاد همه جا مانده‌ها باشید و براشون دعا بکنید و سلام‌رسان اهالی خوب سمت خدا محضر سیدالشهدا و حضرت قمرالعشیره ابوالفضل العباس باشید.

خوشحالیم که امروزم با همیم، در کنار همیم و با احترام و با عشق در محضر و در معیت حاج آقای میرهاشم عزیزمون. آقا سلام علیکم و رَحْمَةُ اللَّهِ، خیلی خیلی خوش آمدید.

حجت الاسلام میرهاشم:
سلام علیکم، عرض ادب و احترام محضر حضرت عالی و سلام و عرض ادب خدمت همه بینندگان عزیز. إن‌شاءالله خداوند همه ما و خانواده ما رو در مسیر این انسان‌های کامل، در مسیر راه کربلا، در مسیر راه اباعبدالله، در مسیر اقتدا به این بزرگان عالم، قمر بنی‌هاشم، علی‌اکبرها، حضرت قاسم‌ها، در این مسیر همه خانواده‌های ما رو در این مسیر متعالی إن‌شاءالله قرار بده و خادم این راه باشیم إن‌شاءالله، الهی آمین.

شریعتی:
إن‌شاءالله حالتون چطوره؟

حجت الاسلام میرهاشم:
الحمدلله، الحمدلله. خیلی وقتها واژه «جا مانده» توی مثلاً خیلی از عباداتمون، خیلی از کارهای خیرمون به کار نمی‌بریم، ولی تو اربعین این جاماندگی خودش یک فصل جدیدیه. حالا یک وقتایی جامانده‌های اربعین تو شهرهای مختلف دور هم جمع می‌شن، با حسرت اشک می‌ریزند و از دور عرض ارادت می‌کنند. إن‌شاءالله این عرض ارادت‌ها رو خداوند متعال و سیدالشهدا به بهترین وجه بخرد. و اساساً زیارت اربعین زیارت دلچسبیه و ما رو یاد یک صحابی جلیل‌القدر می‌ندازه، جناب جابر بن عبدالله انصاری که زائر قبر مطهر سیدالشهدا شد با جناب عطیه. و در ذیل بحث خانواده قرآنی با حسن‌سلیقه جناب حاج آقای میرهاشم إن‌شاءالله به این شخصیت بزرگ و ارزشمند خواهیم پرداخت.

شریعتی:
إن‌شاءالله شروع بحثمون طبق رسمی که یاد دادن اساتید به ما – خدا رحمت کنه روز اول طلبگی حاج آقا مجتهدی به من یاد دادن – خدا توفیق داده، صلوات برای حضرت نرجس خاتون... من فراموش نمی‌کنم هیچ موقع.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ.

حجت الاسلام میرهاشم:
إن‌شاءالله هر موقع هر کسی سامرا هم مشرف شد، تشکر از آقا امام هادی و امام عسکری و حضرت نرجس خاتون اونجا فراموش نشه که به برکت اینها این راه باقی ماند. راه کربلا به برکت این بزرگواران به ما یاد داده شد. علامت مومن زیارت اربعین، امام عصر به ما یاد دادند. بنابراین سامرا هیچ موقع یادمون نره با یک عشقی. إن‌شاءالله هر کسی توانشو داره، توفیقشو داره، امکانش وجود داره إن‌شاءالله توفیق داده بشه اونجا تشکر از امام هادی و امام عسکری و حضرت نرجس خاتون نباید فراموش بشه و وجود مبارک آقا امام زمان.

خدا رحمت کنه حاج آقا مجتهدی از همون روز اول طلبگی به ما یاد داد. حاج آقا حق‌شناس من چند سال بعدش خدمت حاج آقا رسیدم دیدم که این به یمنه... رزق الورا رو ایشون توجه داره که به برکت آقا امام زمان اشک چشم‌ها، صفای دل‌ها، توفیقات، توفیق هر کار خیری به برکت توسل به آقا امام زمان، حتی به برکت ایشون و نفس ایشون است که ما توفیق زیارت ابا عبدالله و عرض ادب به ابا عبدالله. لذا تو همین شروع جلسه توجه به آقا امام زمان داشته باشیم و هدیه‌ای به ایشون و همه شهدای کربلا: یک صلوات بر محمد و آل محمد.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ.

حالا الان یک دفعه به دلم اومد که امام شهیدمون هم یاد بکنیم و همه شهدای عزیزمون رو که خیلی مدیونشون هستیم، برای اونها هم و همه اون عزیزان و همه اموات مومنین و مؤمنات هم یک صلواتی مرحمت بفرمایید.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ.

إن‌شاءالله همشون سر سفره پر خیر و برکت سیدالشهدا متنعم باش و غرق در نور و رحمت و نعمت. إن‌شاءالله برای ما هم دعا بکند، الهی آمین.

شریعتی:
یک فرمایشی هم داشتی: جاماندگان گفت در راه ما شکسته‌دلی می‌خرند و بس، بازار خودفروشی از آن راه دیگر است. فرمود خدا کجاست؟ فرمود در دل شکسته. دلا، خیلی موقع‌ها این شکسته‌دلی ارزشش بسیار بالاتر از این است که شخص دلش حاضر نباشد، ظاهراً قدمی برمی‌داره ولی باطناً هیچ حضوری نداره. ولی این شکسته‌دل تمام وجودش خلاصه حضور است و همه وجودش و قلبش همراه هستش. گفت: «گرچه دوریم به یاد تو سخن می‌گوییم، بعد منزل نبود در سفر در سفر روحانی...»

بحث ما که توفیق پیدا کردیم سه‌شنبه‌ها خانواده قرآنی رو بیان می‌کنیم، به ذهن ما رسید که متناسب با بحث خانواده قرآنی ما و متناسب با بحث زیارت اربعین، بحث جناب جابر بن عبدالله انصاری رو بیان بکنیم، سلام الله علیه. و پدر این بزرگوار برخی از آیات قرآن شأن و نزولش به مناسبت پدر ایشون و برخی از شهداست و بعضی از آیات قرآن هم به واسطه سوالی که جناب جابر بن عبدالله انصاری از آقا رسول اکرم کردند و در جواب او آیه قرآن نازل شده. من برخی از اون رو اشاره می‌کنم.

محور در دو محور: محور اول پدر جناب جابر بن عبدالله و محور دوم درباره خود جناب جابر و ویژگی‌های ایشون.

اما محور اول: قبل از اینکه وارد بحث بشیم، باز هم یادآوری کنیم: «رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَ ذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَ اجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا» این دعایی بوده که بسیار امیرالمومنین علی بن ابیطالب قرائت می‌کردند و ما هم إن‌شاءالله تو زندگی خیلی این دعا رو داشته باشیم که خدایا به ما همسر و ذریه‌ای و نسلی که نور چشم باشد، الهی آمین.

بعد دعای مولا از این آیه عبادالرحمان نمی‌فرماید که مثلاً جزء متقین قرار بگیریم، نه: «وَ اجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا» نه «مِنَ الْمُتَّقِینَ» باشند، فقط با تقوا باشند. بالاتر: امام امام باشند، علمدار این راه باشن، یا حالا بگیم جریان‌ساز در این مسیر. مصداق اتم و کاملش که علی و امام هستند.

دعای زیاد مولا و اهمیت بحث خانواده: «قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَارًا» خودتان را حفظ کنید، «قُوا»... انفسکم خودتان را و اهلیکم خانواده رو. گویا اینکه شخص رو خودش کار بکنه خیلی اثر داره، بعداً اینکه رو خانواده اثر بذاره. من چه خانواده نماز خون بشن؟ گفتیم شما آدم با محبتی باش و نماز رو مقید داشت، اثر داره، این بالاخره دیر و زود داره. سوخت و سوز نداره. گفت حاج آقا هرچی به خانمم می‌گم نماز بخون، گوش نمی‌کنه. گفت با زبان خوش... گفت گفتم... گفت این‌جوری هدیه... گفت گفتم... گفت حرفش چیه؟ گفت می‌گه خب تو بخون، منم می‌خونم. خودمون یک وقتایی کاهلی می‌کنیم در نماز یا جدی نمی‌گیریم، انتظار داریم بچه‌هامون...

من واقعاً این فرمایشی کردین، پهلو شیخ بهایی گفتن یک کسی اینو گفت، ولی واقعاً برای خود من پیش اومد. یک کسی یک کاسبی جایی کاسبی بود، این اومده بود خیلی از دست خانمش ناراحت بود. خب بعد خیلی بعد گفتم که خب حالا چرا مشکل چیه؟ حاج آقا نماز شب نمی‌خونه، هی اون نماز... و گفتم آقا خب برای چی؟ می‌گفت بچه تو شکمشه، این باید نماز شب بخونه بچه بعد. گفتم خودت نماز شب نمی‌خونی؟ گفت من برای چی بخونم؟ جدی اینو گفته بود. شوخی می‌کردیم گفتیم خلاصه اینجا یک رندی لازمه، خلاصه شما رو ادب کنه، یک چیزی باید بگه، باید درخورش باید بگه بعد... یعنی بعضیا واقعاً این‌ها خیلی نادانی عجیبی و حماقت عجیبی تو این چیزا دارم...

کونوا دعاه الناس بغیر السنتکم... خودتون با اخلاق و رفتار درستتون فقط حرف نباشه، فقط حرف نباشه. خیلی مهمه شخص خودش تربیت شده باشه، معذب باشه. یا همین تو این چند روز بارها پیش اومد، نمونه‌شم همین دیشب بازم جایی بودم پیش اومد الا و بالله این پسرم باید تو فلان رشته بره. گفتم آقا چرا اذیت می‌کنی؟ شما مشاور بفرست، افراد مختلف، مربی نصیحتش بکنه. حالا این این رشته رو دوست داره، علاقه داره، اصرار رو اصرار... خب این لجبازی ایجاد می‌کنه، نفرت ایجاد می‌کنه. فرمود اول خودت تربیت بشو، تو تربیت خودت توجه بکن، اون وقت یواش یواش اثرات و برکات خودش رو می‌ذاره.

تو تربیت خانواده: «قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ». یکی از خانواده‌های بسیار مبارک همین خانواده جناب جابر بن عبدالله: پدر بسیار بزرگوار، مادر بسیار بزرگوار، خانواده خوب، بچه نسل پربرکت، پرنور، نسل باور کرد.

حالا عیبی نداره بینندگان عزیز بدونن قبل از برنامه توفیق بود صحبت وعده‌ای با آقا نجم‌الدین و در مورد بحث امروز یک دفعه ایشون گفتش فرمودند که حاج آقا نسل فرمودید، من عرض... فرمودند که نه از نسل جابر شیخ انصاری. گفتم بله. عزیزان جنوب کشور ما مقاومت، ایستادگی، این‌ها پیوسته خادم مکتب اهل بیت، زبانزد امروز. هم ما خیلی ممنون و مدیون این عزیزان جنوب کشور هستیم. همیشه این‌ها کمک‌رسان پای ارزش‌ها، مقاومت. جناب شیخ انصاری هم از همین عزیزان دزفول عزیز و قهرمان هستند و چه مقاومت و ایستادگی حوزه‌های شیعه ما که منشأ احیا تفکر مکتب اهل بیت هستند. سر سفره شیخ انصاری... شیخ انصاری این رسائل و مکاسب شیخ انصاری غوغا به پا کرد. که بعضی از بزرگواران به نقل از آیت‌الله عظمی خویی... یک عزیزی رو من دیده بودم مقاله‌ش رو شاگردان آیت‌الله عظمی فرموده بود که او و به نقل بعضی از بزرگان دیگه: هر آنچه که تو این مباحث جدید تو اون رشته مرتبط با بحث فقه و اصول داریم بیان می‌کنیم، این همون حرف‌های شیخ انصاری‌ست که با هندسه خودمان در این بیان می‌کنیم. سر سفره شیخ انصاری رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَیْهِ بزرگ و با عظمت یاد می‌کنه.

من حوزه حاج آقا مجتهدی بودم. نسل می‌خوام عرض کنم: نسل جابر بن عبدالله انصاری می‌رسه شیخ مرتضی انصاری از این نسل. روزای اول خدمت حاج آقا مجتهدی رسیدم، حاج آقا می‌فرمود: شیخ انصاری خاتم الفقهاء و المجتهدین. بعد اونجا من یک سوال برام پیش اومد که آقا چرا راه اجتهاد رو می‌بندید؟ آها... خاتم... چرا اشتها؟ بعد حاج آقا می‌دونستم یک حکمتی داره، دوست داشتم از حاج آقا یاد بگیرم که چرا خاتم الفقهاء و المجتهدین؟ یک موقع می‌گیم خاتم به معنای مثلاً نگین خاتم، یعنی تمام... ختم فقهای و مجتهدین. بعداً فهمیدم این تعبیر «خاتم الفقهاء و المجتهدین» برای شیخ انصاری کنایه از عظمت علمی او و قدرت او و اینکه معمول مراجع بعد با واسطه یا بی‌واسطه سر سفره درس ایشون نشستند. رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَیْهِ.

این خانواده باعظمت، پدر جناب از نسل جابر بن عبدالله انصاری هستند. و جناب جابر پدرشون جناب عبدالله بن عمرو. عرض کردیم این جلسه ما دو محور: یکی پدر جناب جابر رو بیان بکنیم ویژگی‌هاش و بعد جناب جابر.

جناب عبدالله ابن عمرو انصاری: «السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ» اینا جز انصار بودن، در واقع جز اولین کسانی بودند که اومدن برای یاری دین واقعی و دیانت و ارزش‌ها. این خیلی مهمه که «السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ» تو جایی که آقا رسول اکرم غریب بودن، اینها به داد می‌رسیدن. بیعت عقبه دوم که حالا یک توضیح مختصری عرض می‌کنم: اولین کسانی که اومدن تو سرزمین منا با آقا رسول اکرم بیعت کردن، کم‌سن‌وسال‌ترینشون جناب همین جابر است. و اون بزرگی که این جماعت رو جمع کرده، یکی از اون بزرگان جناب همین عبدالله بن عمر انصاری پدر جابر هستش که اونجا اومدن کنار آقا رسول اکرم پیمان بستند با حضرت. بودند در فضیلتشون تو آیات و روایات آمده مفصل اینها و اونجا مقاومت، ایستادگی کردن. این خیلی مهمه که آدم حواسش جمع باشه تو راه بحث دفاع از دین و ارزش‌ها خلاصه غریب نماند.

این راه الان یک دفعه یادم افتاد، خدا رحمت کنه حاج آقا مجتهدی رو، خدا رحمت فرمود: یک موقع تو یک دهاتی، مسجدی، روستای شهری رفتی برای تبلیغ سال‌های اول که کمتر تجربه بودید، نگران نباشید یک پیرمردی، یک کسی، یک بزرگی اونجا هست، آدم با محبتیه، کمکتون می‌کنه، نگران نباشید. راست می‌گفت، بله، راست می‌گفت، درسته. بله یک موقع مثلاً شخص کم‌تجربه‌ست می‌ره اونجا، اون پدر اون سن بالایی میاد می‌شه: «آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد.» و خیلی هم ما لازم داریم.

الان من همینجا عرض کنم: یک موقع تو مسجا گاهی اوقات شخص می‌بینه که یک موقع مثلاً سن بالا یک کسی مراعات نمی‌کنه. بابا این امام جماعتی که اومده، هواشو داشته باش، بالاخره با یک سختی این داره میاد و می‌ره. یک دفعه همش اشکال می‌کنن، یا این کسی که مؤذنه، اذان داره می‌گه، تکبیر داره می‌گه. شما «آفرین بر نظر پاک خطاپوشش» کمکش بکنید. میاد اونجا می‌گه نه الا و بالله من باید اینجا امر به معروف و نهی از منکر بکنم. یک موقع تو مسجد چند تا نوجوون و جوون اومده، این شروع می‌کنه تذکر بی‌جا. حالا یا تو قسمت خانوما یا تو قسمت آقایون. تو اون اشکالی نداره امر به معروف کن، ولی راه داره، راه داره، راه داره.

اصلاً اشتباه فهمیده امر به معروف و نهی از منکر رو. فرمود که اون امر منکر اصلاً ویژگی مؤمن امر به معروف نهی از منکرش با غیر مؤمن خیلی تفاوت داره، خیلی دلسوزیه باید توش باشه، مهربونی باشه، ادبیات خوب باشه. جالبه برای بچه‌های دوره سطح ۴ و دوره دکترا برای پژوهش حدود بیش از ۱۰ سال پیش عرض کردم: اهل بیت ما امر به معروف و نهی از منکرشون با بقیه تفاوت داره. بعد حدود ۴۰ تا باب مختلف آوردن به رفقا نشون دادن که این رو بعداً برای پایان استفاده کنم. گفتم نگاه کنید: اهل بیت هر جا بحث منکر شده، به جای اون آمریت و اون دعوا و اون خشونت و اینها، همه ش می‌فرمایند که اولش می‌گن با نصح، خیرخواهی، موعظه. بعد این عامریت رو بیان می‌کنه که جواب می‌گیره. شخص اون نسخ و خیرخواهی و نصیحت و حتی خود موعظه. خدا رحمت کنه حاج عهد شناس، این موعظه رو لازم و واجب می‌دونست. حاج آقا مجتهدی مقید بود باید حتماً این موعظه باشه. این موعظه اثر داره. صدا و سیما الان چند ساله حاج آقا مجتهدی رو پخش می‌کنه، چقدر جذابه. خود حاج آقا مجتهدی و حاج‌شناس خود این رو از مصادیق... از منکر می‌دونستن. تو احادیث ما هم این به دست میاد که شما وقتی خیرخواهی رو ثابت کردی، مقبولیتت ثابت شد، محبوبیتت ثابت شد، ثابت شد که دلسوزی برای جامعه، بیشتر از نصف راه و رفتی. بله، اونوقت اون نظم منکر... جواب میده. بله، یعنی یک جاهایی لازمه شما مشکل اقتصادی طرف، مشکل فکری طرف، مشکل فرهنگی طرف، اثبات دلسوزی‌ات رو نشان بدی، اون وقت هستش که اون بحث‌های دیگر اثر خود مطلوب خودش رو می‌ذاره و الا شخص از همون اول...

یک موقع تو مسجد هم می‌بینید همین‌طوره. شخص اومده، اون اول همش با همه دعوا می‌کنه، با امام جماعت دعوا می‌کنه، با مؤذن دعوا می‌کنه. خیلی از مسجدیا مدارا می‌کنند گاهی این‌جور افرادا. ولی بالاخره خدا رحمت کنه حاج آقا مجتهدی رو، می‌فرمود که تو هر جایی برید برای تبلیغ، اوایل که تجربه ندارید، یک کسایی هستن، اینا کمکتون می‌کنن، مددتون می‌رسونن.

جناب پدر جابر و خود جناب جابر که کم‌سن‌وسال‌ترینه تو سرزمین منا می‌آیند بیعت عقبه دوم با حضرت. و این پدر جناب جابر، عبدالله بن عمر انصاری، کسی می‌شود که وجود مبارک آقا رسول اکرم ایشون رو به عنوان ۱۲ نفر از نقبا قرار می‌دهد. جان‌فدای واقعی، آفرین! بعدها اداره مسلمین و مؤمنین هوای اونها رو داشتن، این بزرگواران بودند بزرگان یثرب. بعد تعبیری ما داریم درباره اینا: اینا شبیه حواریون حضرت عیسی هستند. این عظمت این پدر است که از جز از سابقون، از سابقون، مدد رسونده در زمانی که نیازه که یک مقدار اسلام و مسلمان‌ها و جریان مومنین و اسلام و پرچم جبهه حق داره به اصطلاح احساس می‌شه که ضعف پیدا می‌کنه، اینها به میدان آمدند.

بعداً خدا کمک می‌کند. ما هیچ موقع معجزه رو نباید فراموش بکنیم. تو سخت‌ترین شرایط نصرت الهی: «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ». خدا إن‌شاءالله حاج آقا جاودان عزیز رو هدایت إن‌شاءالله عاجل و کامل إن‌شاءالله عطا بفرما.

یک موقع ایشون دهه ۷۰ برای من تعریف می‌کردند. توفیق داشتیم منزل ایشون شاگردی می‌کردیم و درس می‌گرفتیم. اون موقع فرموده بودن از علامه عسکری رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَیْهِ... عسکری فرمود: یک سری مثلاً کارهایی را انجام دادیم. بعد گفتیم که بعد قضیه صدام پیش اومد و اذیت و آزارها و اینها، یک آن غصه هم این بود که «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ»... گفتم خدایا این چی شد؟ بعد اون موقع می‌گفت فرموده بودند که صدام که اخراج کرده بودند، هر کسی تو یک جایی آواره شدن و به هم ریخته بودن و اینها. اون موقع ایشون از عراق ظاهراً به یکی از کشورهای اروپایی تشریف آورد بودن. فرمودن اونجا تو جایی دیدم که یک سری از افراد مؤمن اومدن، بعد اینا گفتن ما شاگردان اون کلاس‌های شما و درس شما. یعنی شما نگاه می‌کنید تو جاهایی که گمانش رو هم نمی‌برید، این «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ» به یک جایی می‌رسی، می‌گی پس کو این نصرت؟...

«مَتَى نَصْرُ اللَّهِ؟ أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِیبٌ»... من یک موقع آقا نجم‌الدین عزیز یک موقع عرض کرده بودم که این تشییع جنازه بزرگی که برای رهبر شهیدمون شد در تهران و عراق، اگر فرض بفرمایید که انگشتر رهبر شهیدمونو می‌فرستاند در کشورهای دیگه به عنوان نماد تشییع، اونوقت معلوم می‌شد این «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ» رو در کشورهای مختلف جهان، عظمتی که مردم عرض ادب می‌کردند، دیده می‌شد. در این خفقان رسانه‌ای، دیکتاتوری رسانه‌ای جهان، حمله و هجمه که بر علیه مردم عزیز ایران تو تمام رسانه‌های جهان وجود داره بر علیه رهبر شهیدمون، بر علیه رهبر عزیزمون، بر علیه جریان مقاومت بود، با این حال «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ» دیده می‌شد، معجزه دیده می‌شد. حتی من یک موقع گفتم حتی تو قلب آمریکا و اروپا هم اگر به صورت نمادین اونجا می‌ذاشتن تشییع برقرار بشه، معلوم می‌شد چه جمعیتی می‌آمدن و عرض ادب می‌کردن به این راه. بالاخره خدا کمک می‌کنه.

«جهان را صاحبی باشد، خدا نام...» به میدان میاد. ایشون اومد تو زمانی که علی‌الظاهر ضعف داره اسلام، ایشون از یثرب میان کمک می‌کنند و یار می‌شن و لبیک می‌گن به آقا رسول اکرم.

پدر جناب جابر تو مدینه هم تو جنگ‌های مختلف ایشون... ویژگی بعدی جناب عبدالله ابن عمرو، غیر از اون کمک به دین از سابقون سابقون بودن، بسیار انسان جهادی و ایثارگری هم بودند، بسیار آدم ایثارگر. یک دوستی دارند تو جنگ بدر اونجا به شهادت می‌رسند جناب مبشر. حالا جالبه ما مبشر... بشارت بشارت، بله اسم با مسمی. تو جنگ بدر که شهید می‌شن، قبل از جنگ احد پدر جناب جابر در عالم رویا می‌بینه که این مبشر رفیقش با هم دارن صحبت می‌کنند. بعد می‌گه فلانی عبدالله بن عمر انصاری، تو به زودی می‌آیی نزد من و ما با هم هستیم. بعد اون می‌گه که شما مگه در جنگ بدر از دنیا نرفتی؟ گفت بله ولی زنده‌ام من و اینجایی که هستیم بهشته و شما می‌آیید نزد من. اینو در خواب می‌بینه. زنده‌ایم و در بهشتیم و شما می‌آیید. اینو پدر جابر میاد نزد آقا رسول اکرم می‌گه آقا این خواب رو دیدم. حضرت تایید می‌کنه خواب رو. آقا این رویا رویای صادق است و شما به شهادت می‌رسی و در بهشت.

آیه: «وَ لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» این برای شهدای جنگ بدر و شهدای جنگ احد است، بله. از جناب حمزه سیدالشهدا که تو جنگ احد و بزرگان دیگه تو جنگ بدر مثل جناب مبشر تو جنگ بدر و مثل جناب عبدالله بن عمر انصاری که یار اونجا، یار امیرالمومنین علی بن ابیطالب، یار حمزه سیدالشهدا، یار آقا رسول اکرم و جبهه حق بودند، این «لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا» اونجا نازل می‌شه براشون هم جنگ بدر هم جنگ احد که یاد میده: اشتباه محاسباتی نکنیدا، یک کسی شهید شد، فکر نکنید اینا اموات هستند، مرده، بقیه مرده هستند. «بَلْ أَحْیَاءٌ» بلکه اینها زنده هستند. حالا هم بگیم احیا یعنی زنده، هم بگیم احیا یعنی احیاکننده هستند.

شما عظمت وجود مبارک آقا اباعبدالله الحسین و شهدای کربلا این است که بعد هزار و خورده‌ای سال، به بهانه ذکر وجود مبارک اباعبدالله یا زیارت اربعینی که اولین کس جناب جابر رفته، بهونه پیدا کردیم، درس زندگی داریم می‌گیریم. گفت: «بیابان هم که باشی حسین آبادت می‌کنم.» اللَّهُ أَکْبَرُ، اللَّهُ أَکْبَرُ!

خیلی حاج آقا اثر داره بحث آقا اباعبدالله الحسین. آقا امام... هر چیزی که مرتبط به آقا امام حسین می‌شه منشأ اثر و برکت و هدایت می‌شه. من یک موقع تو همین به اصطلاح محله‌های محل جنوب شهر تهران، یکی از محله‌هایی که دیگه خیلی می‌گفتن اونجا فساد و فسق و فجور و این‌ها، من به چشم خودم دیدم کسی که تو ۳۰۰ و خورده‌ای روز اصلاً نه بنده خدا بود، نه هیچی، هیچ‌کس نمی‌تونست کنترلش بکنه، همه معذب بودن ازشون. من از بچگی می‌دیدم این‌ها تو ایام محرم که می‌شد به اسم اینکه زیر علم قمر بنی‌هاشم نمادی از علمدار برن، اینا تو اون مدت دیگه مشروب نمی‌خوردند، تو اون مدت وضو می‌گرفتن. این به عمرش وضو نمی‌گرفت. یعنی یک نمادها، یک علمه، ببینید چقدر منشأ هدایت می‌شه. برخیشون هم توفیق توبه پیدا می‌کردن، بله. ولی تو اون ایام مردم می‌دیدن ناموس مردم از اینا در امانه و برخی توفیق توبه پیدا می‌کردند، برخی‌شونم انسان‌های بسیار وارسته‌ای. این حول محور اعلم... من اینو از بچگی خودم دیدم. یا مثلاً به عشق زنجیرزنی ما می‌اومدیم، بعد یواش یواش اومدیم تو وادی دیگه، بعد صحبت اباعبدالله، اهداف اباعبدالله... هر آنچه که مرتبط با وجود مقدس آقا امام حسین منشأ عبادت، منشأ هدایت است: «لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهْلَةِ» منشأ اثر و برکت می‌شه. امروزم اومدیم: احیا هستند، زنده هستند و احیا می‌کنند ما رو.

این جناب پدر جابر جزء شهدای جنگ احد است. بعد با جناب جابر... شخص جهادی، شجاعه. اونم با پدر... بازم میاد تو میدان نبرد. اینجا پدر می‌گه که فرزندم، من تو این جنگ به شهادت می‌رسم، صبح پهلوی خانواده بمان، تو نه تا خواهر داری. ماشاءالله بعضیا داره که هفت تا خواهر، بعضیا نه تا خواهر. جناب جابر داشت دیگه. این‌ها یک کسی داخل خانه باشه مراقبشون باشه.

رهبر شهیدمون اون شخص اومد گفت آقا مادرم اجازه نمی‌ده من برم مدافع حرم بشم. بعد معلوم شد که یک برادر به شهادت رسیده، آقا فرمودن منم جای او بودم اجازه...

جناب جابر درخواست می‌کنه، بابا اجازه نمی‌ده، می‌گه نه من می‌رم شهید می‌شم تو این جنگ احد، اون خوابم... حضرت رسول فرمود رویای صادق است و شما پهلوی خواهر بمان، پهلوی خواهرها، اونا رو بهشون رسیدگی بکن. و می‌رود و در اون جنگ به شهادت می‌رسه همین جناب. وجود مبارک پدر جابر.

«لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا»... حالا جالبه جابر هم که نه تا خواهر داره، به سختی هم زندگی رو می‌گذرونده. بعداً آقا رسول اکرم بهش ملاطفتی داره که بعداً بیان می‌کنیم. ولی همین جناب جابر باز هم از جهاد باز نمی‌مونه، باز هم احساس اون وظیفه و تکلیفی نسبت به مصلحت عمومی مردم کم نمی‌ذاره، ضعف به دشمن هرگز نشون نمی‌ده. با همه این سختی‌ها مثل خیلی از خانواده شهدای ما که ما مدیونشون و ممنونشون هستیم، چقدر پهلوان تقدیم جامعه ما کردن، جانباز عزیز ما، خانواده‌های اون‌ها پهلوانان و قهرمانان و جان و جوانان غیوری و بزرگانی که تحویل ما دادند. این نگاه کمک به مردم، به جامعه و مقابل دشمن ایستادگی کردن، این خیلی پیام بزرگی‌ست و پیام قدرت و پیام به اصطلاح خطری‌ست برای همه ظالمین که الحمدلله ملت عزیز ما که ما ملت امام حسینیم هستیم، همیشه این پیام رو... الحمدلله دشمن هم همیشه آسیب می‌بینه و ضربه می‌خوره و خدا هم کمک می‌کنه و مدد می‌کنه.

یک دونه دیگه هم از پدر جابر عرض بکنم، وارد خود جناب جابر بشم.

این جناب جابر یک به اصطلاح عمه‌ای دارند به نام هند. می‌گفت تو همین جنگ احد دو هند داریم: این کجا و آن یکی «آکِلَةُ الْأَکْبَادِ» جگرخوار، یکی این وجود مقدس و مبارک جناب هند. برادرش که همین پدر جابر باشه به شهادت می‌رسه تو جنگ احد، شوهرش به شهادت می‌رسه و فرزندش هم جناب خالد به شهادت می‌رسه. یعنی خواهر شهیده، همسر شهیده، مادر شهید. مادر شهید این شروع می‌کنه این سه تا رو روی شتر قرار دادن و به سمت یثرب، به سمت مدینه از احد دور کردن. این شتر نمی‌رفت. اینا گفتن که شاید شتر توان نداره. گفتن نه این شتر خیلی زورش زیاده، نه می‌تونه. آخرش از آقا رسول اکرم سوال کردن که ظاهراً حضرت فرموده بودند که اینها مثل اینکه دعا کردند که تو همون میدان جنگ در همونجا به شهادت برسند و بمانند که بدن‌ها رو برگردوندند و دفن کردن.

جناب جابر می‌فرماید چهل و خورده‌ای سال بعد جریان بنی‌امیه اومدن اونجا سیل‌بندی رو قرار دادن، قناتی بستن، یک سیل‌بندی بیفته که این بدن‌های شهدا... این هیچ اثری دیگه از این مقبره‌های احد باقی نمونده. که هیچ موقع نمی‌تونن این کارو انجام بدن. جناب جابر می‌فرماید ۴۶ سال بعد می‌گه اونجا رفتم، بدن پدر و دیگران که اونجا بودن، بدن‌ها به همون صورتی که روز اول تازه باقی مانده. یک نقلی هم اونجا داره که با اینکه بدن حمزه سیدالشهدا مصلح شده بوده، اونجا یک چیزی به پای جناب حمزه، بعد از چهل و خورده‌ای سال اونجا خون تازه جریان پیدا می‌کنه. و خلاصه اینا هر کاری بکنن این جریان و این به اصطلاح راه آسیب نمی‌بینه.

اما محور دوم: درباره خود جابراست. خود جناب جابر کسی‌ست که پنج امام رو درک کرده، ماشاءالله خوش به حالش. و آقا خدمت آقا رسول اکرم بوده، بعد خدمت مولا امیرالمومنین امام اول، خدمت آقا امام حسن، امام حسین، امام سجاد و امام باقر. ۵ تا امام رو درک کرده، محضر ۷ تا معصوم هم رسیده: پیغمبر و حضرت صدیقه و امام علی و امام حسن و امام حسین. بعد خادمی هم کرده پیوسته در این ۸ تا معصوم. بعد کارهای ماندگارم کرده، مثلاً دیگه اشخاصی که جابر رو می‌شناختن تا امام باقر براشون شکی باقی نمونده بود، آها! کارهای ماندگار کرد، آفرین. کسایی که جابر رو می‌شناختن دیگه نسبت به حدیث غدیر شک نداشتن: «مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ» کسایی که جابر رو می‌شناختن دیگه حدیث منزلت رو شک نداشتن: «أَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَی إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِیَّ بَعْدِی» حضرت موسی، هارون، علی بن ابیطالب به رسول اکرم مثل موسی و هارون.

یک چیز جالب عرض بکنم إن‌شاءالله کربلا هم میریم: اسم فرمود یا علی، سه پسر شما نامش هم نام هارون است: فرزند هارون است شبر و شبی و مشور که به عربی می‌شود حسن و حسین و محسن. منتها دیگه دیگه شده حسن، حسین و محسن. اینا حسن و حسین و محسن هم‌نام سه پسر حضرت هارون. این از حدیث منزلت که نشانه‌هایی که راه گم نشه.

حدیث ثقلین: «إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ: کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی» کسایی که جابر بن عبدالله انصاری رو می‌شناسن، می‌شناسن به اینها: «أَنَا مَدِینَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِیٌّ بَابُهَا» یعنی تو سلسله همه این... حتی بزرگان اهل سنت تا ۵۴۰ حدیث از جناب جابر بیان می‌کنند. نسل مبارکی، نسل با برکت.

حدیث لوح و زیارت اربعین که یک اشاره‌ای به این دو حدیث هم عرض بکنم. حدیث لوح و زیارت اربعین به برکت ایشون. بعد ایشون حلقه... حالا در آخر یک اشاره به حدیث لوح و زیارت بکنه. یک حلقه درسی ایشون داره، جناب جابر شاگردانی داره، معلم دستی هستش. بعد همین‌طور «عَلِیٌّ خَیْرُ الْبَشَرِ» کسایی که جابر رو می‌شناسن می‌دونن از ایشون معروف شد که آقا رسول اکرم... من ابا... فقط... «عَلِیٌّ خَیْرُ الْبَشَرِ» برکت. بعداً تا می‌رسه به وجود مبارک آقا امام باقر که اونجا آقا امام باقر رو می‌بوسد. حالا بعضیا می‌گن سنشون ۹۰ و خورده‌ای سال شده و اونجا عرض سلام پیغمبر رو به امام باقر می‌رساند. بعد می‌فرماید آقا رسول اکرم فرمودید که تو شکافنده علوم هستی.

حضرت باقر – که این فکر می‌کنم خانم رزینا لالانی متخصص امام باقر، پژوهشگر برتر نسبت به آقا امام باقر، یکی از پژوهشگران برتر او دارد بیان می‌کند – اندیشمندترین، عالم‌ترین، دانشمندترین شخص زمان خودش همین وجود مبارک آقا امام باقر شیعیان هستش در زمان خودش. که سلام رسول اکرم رو به امام باقر می‌رساند و بعد از دنیا می‌ره. وجود مبارکی که برکات داره.

من صحبت و جمع‌وجور بکنم، یک حدیث لوح و یک زیارت اربعین هم یادگاری از وجود مبارک جناب جابر عرض کنم. حدیث لوح رو خواهش می‌کنم بینندگان عزیز ببینن خیلی جالبه. آقا امام صادق فرمود: پدرم امام باقر فرمودند که از جابر گفتم این حدیث لوح رو شما بیان بکن از مادرم فاطمه زهرا که قضیه‌اش چی بود. بعد جناب جابر شروع می‌کنه بیان کردن که من خدمت حضرت زهرای مرضیه رسیدم برای تبریک به مناسبت تولد آقا حسین بن علی بن ابیطالب. می‌گه وقتی خدمت حضرت زهرا رسیدم، این رو برای آقا امام باقر بیان می‌کنه. می‌گه وقتی خدمت حضرت رسیدم تبریک گفتن بر ایشون، خبر از لوحی داد که خدا به رسول اکرم داده و فرمودید که وقتی حسین بن علی به دنیا آمد، همونجا از طرف ملائکه شروع کردن روضه اباعبدالله الحسین رو بیان کردن و شهادت ایشون که «قُتِلَ الْحُسَیْنُ بِکَرْبَلَا، قُتِلَ الْعَطْشَانُ بِنَیْنَوَى» شروع کردن روضه رو بیان کردن. اونجا حضرت زهرا بی‌قرار شدن، شروع کردن گریه کردن. فرمود اونجا خداوند حدیث لوح را به آقا رسول اکرم داد، آقا رسول اکرم حدیث لوح را به عنوان بشارت به من داد که اونجا حضرت زهرا آرام شدند، قدری آرام شدند. اون حدیث هم این است که یا رسول الله، بعد تو اوصیایی می‌آیند: «الْهَادِی»... «عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ الْمُتَّقِی»... «الْمُتَّقِی»... «حَسَنٌ» به‌به، «النَّاصِرُ الْحُسَیْنُ»... «الْمَنْصُورُ»... «عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ» که کربلا ماندگار شد. «الشَّافِعُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ النَّافِعُ» کسی که نفع بسیار می‌رساند. «جَعْفَرٌ الْأَمِینُ»... «مُوسَی الرَّضَا»... «عَلِیُّ بْنُ مُوسَی الرِّضَا»... «الْفَعَّالُ»... «مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ»... «الْمُعْتَمِنُ»... «عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ»... «الْعَالِمُ»... «حَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ»... و «مَنْ یُصَلِّی خَلْفَهُ عِیسَی الْمَهْدِیُّ» به‌به! کسی که به او اقتدا می‌کنه مأمون... عیسی بن مریم است و به امام همش اقتدا می‌کنه. حضرت عیسی به او اقتدا می‌کنه، حضرت مهدی است. یعنی وقتی حضرت صدیقه بعد از اینکه خبر شهادت رو دادن متاثر شدند، این بشارت آمد که مهدی از نسل این حسین، از نسل حسین بن علی. اینجا آرام شدن حضرت زهرای مرضیه با این بشارت. و این رو کل حدیث لوح رو برای جابر اونجا شروع...

شریعتی:
خیلی خوب، خیلی ممنون. نمی‌دونم فرصتی داریم کوتاه این زیارت بعد از قرآن بگیم که حسن ختام باشد.

حجت الاسلام میرهاشم:
خدا هستم در خدمت شما. یک غزلی سید حمیدرضا برقعی داره، یک بیتش اینه که: «زنده ماندم که سلامی به سلامی برسد، از محمد به محمد که میسر هم شد.» یعنی از حضرت رسول اکرم به امام باقر. و این وصف جناب جابر بن عبدالله انصاری که یک هفته مونده به اربعین در ذیل بحث خانواده قرآنی حاج آقای میرهاشم عزیزمون راجع به ایشون صحبت کردن.

شریعتی:
حالا در این مجال و فرصتی که بود، از شما خیلی ممنون متشکرم. هنوز هم فرصت هست برای مشارکت در اعزام زائر اولی‌های زیارت سیدالشهدا به اربعین. هر سال نوجوانای زیادی ثبت نام می‌کنند، من رفتم بهشون سر زدم، چقدر ذوق می‌کنند وقتی عازم کربلا می‌شن. و کمک هزینه‌اش بعضاً خیلی پیدا می‌شه، می‌پردازه و میاد و زیارت می‌کنه. چقدر برای خودش برکت داره، چقدر برای خانواده‌هایی که همراه می‌شن خیر و برکت هست. خیلی‌ها به هر دلیل نمی‌تونن برن: یک مادر سوال خورده، یک مادر بیماری، یک مادری بچه کوچیک داره، نمی‌دونم یک آقای سرکار باید بره نمی‌تونه مرخصی بگیره. به هر دلیلی اگر کسی نتونست زائر کربلا بشه، شرایط اجازه نداد، می‌تونه بانی یک نفر یا چند نفر رو عازم کربلا بکنه و در ثواب زیارت اونها هم سهیم و شریک باشه. شما هم دعوتید إن‌شاءالله که زائران عزیز ما که مشرف می‌شن، نایب‌الزیاره تک تک شما باشند. عدد 40 به 20000303می‌تونید پیامک بکنید و زیرنویس‌هایی که دوستان مکرر هک کردند و إن‌شاءالله می‌تونید به کانال هم مراجعه بکنید.

آیات سوره مبارکه نحل رو بشنوید. باز می‌گردیم در لحظات دقایق پایانی با احترام همراه شما هستیم و در کنار شما. بفرمایید خواهش می‌کنم.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ.

شریعتی:
خیلی خوشحالیم که با همیم و در کنار هم، چه مخاطبان قدیمی و صمیمی شبکه سه که سال‌هاست در کنار همین لحظات رو تجربه می‌کنیم و سپری می‌کنیم، چه مخاطبان شبکه محترم افق و چه شنوندگان خوب رادیو معارف. سلام گرم من به همه همکارانم رو پذیرا باشید.

لحظات دقایق پایانی، حسن ختام فرمایشات جناب میرهاشم را خواهیم شنید إن‌شاءالله. خلاصه بحث این جلسه که توفیق شد عرض ادب کردیم. حرف زیاده... به نظرم درسته راجع به شخصیت...

حجت الاسلام میرهاشم:
یکی محور درباره پدر ایشون که این جناب عبدالله بن عمرو انصاری چند ویژگی رو بیان کردیم که ببینید چقدر پدر و مادر اثر توی تربیت. و قسمت دوم درباره محور دوم درباره جناب جابر صحبت کردیم: جهادی بودن ایشون، عالم بودن ایشون، ایثارگر بودن ایشون، هوای خانواده رو داشتن. این نه خواهری که داشتن به برکت ایشون سر خونه زندگی خودشون رفتن. و ویژگی‌های ناب این ویژگی‌های ناب باعث شد که تو زندگیشون منشأ اثرات ماندگار هم بشه، چهره ماندگار هم بشه. که اون چند تا حدیث رو عرض کردیم به برکت یکی از کسایی که باعث ماندگاری اون احادیث شد وجود مبارک ایشون. حدیث لوح رو هم اشاره کردیم که گریه حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها موقع ولادت امام حسین یک تسکینی، مقداری تسکین که پیدا کرد به برکت حدیث لوح بود. که این جریان حدیث لوح رو حضرت زهرا برای جناب جابر بیان کرد، جابر برای امام باقر علیه الصلاة و السلام.

و یکی هم به مناسبت این ایام زیارت اربعین رو اشاره کنه. البته اینکه زیارت اربعین علامت مؤمن، امام عسکری یاد دادن، ولی اولین کسی که تو اربعین مشرف شدن به زیارت آقا امام حسین، جناب جابر بن عبدالله انصاری‌ست که حرکت کردن از راه دور. این توفیق هم به نام ایشان ثبت شد. خدا إن‌شاءالله به برکت این قضایایی که نقل می‌کنیم و عزیزانم می‌شنوند، إن‌شاءالله در نسل همه ما خادم امام حسین خدا قرار بده و سعادتمند در دنیا و آخرت.

جناب جابر با عطیه می‌آید از راه دور، نابینا هم شده. جناب جابر می‌رسه به صحرای نینوا و کربلا، نهر فرات غسلی می‌کنند و لباس تمیزی می‌پوشند، حرکت می‌کنند به سمت قبر اباعبدالله الحسین. وقتی اونجا می‌رسن می‌گن که شما مکان قبر رو نشون بدید. چون نابینا بودن، می‌گن مکان قبر رو نشون بدید. وقتی نشون می‌دن، خودشون رو روی قبر می‌اندازند و شروع می‌کنند اونجا گریه کردن و یا حسین گفتن. بعد اونجا خودشون جواب می‌دن... سوال البته می‌کنن که چرا حبیب جواب حبیبش را نمی‌دهد؟ بعد خودشون یک حالت بیهوشی بهشون دست می‌ده و برمی‌گردن اونجا خودشون جواب خودشون رو می‌دن. چه‌جور جواب بدهد حبیبی که بین بدنش و سرش فاصله افتاده است، سر در بدن ندارد. خیلی اونجا گریه می‌کنند. بعداً اونجا یک قضیه به هم می‌گن که جناب عطیه تعجب می‌کنند. می‌گن که إن‌شاءالله با همین شهدای کربلا ما محشور می‌شیم. او تعجب می‌کنه و جواب جابر می‌گه که علتش این است که حدیثی از پیامبر است: «مَنْ أَحَبَّ قَوْمًا» هر کسی افرادی را دوست داشته باشد، «حَشَرَهُ اللَّهُ» خداوند هم با همون‌ها محشورشون می‌کنه. بنابراین إن‌شاءالله همه ما هم با شهدای کربلا محشور باشیم به واسطه حبی که به اونها داریم و عشقی که به اون‌ها و إن‌شاءالله در مسیر اونها إن‌شاءالله قدم بر... الهی آمین.

شریعتی:
آقا خیلی ممنون و متشکرم، سپاسگزارم. خیلی ممنونم از نگاه پر مهر تک تک شما. إن‌شاءالله زیارت سیدالشهدا نصیب هممون بشه. ما را هم یاد بکنید. اگر توفیق باشه هفته آینده که اربعین حسینی است، از کربلای معلی در محضر حاج آقای میرهاشم برنامه رو تقدیم نگاه پرمهر شما خواهیم کرد.

اسم جابر که اومد، یاد این نوای گرم میثم جان مطیعی افتادم که:
«کنار قدم‌های جابر سوی نینوا رهسپاریم، ستون‌های این جاده را ما به شوق حرم می‌شماریم.»

السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ. متشکرم از شما، سلامت.

السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا عَبْدَ اللَّهِ وَ عَلَی الْأَرْوَاحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنَائِکَ... عَلَیْکَ مِنِّی سَلَامُ اللَّهِ أَبَدًا مَا بَقِیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهَارُ... السَّلَامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلَی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلَی أَوْلَادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلَی أَصْحَابِ الْحُسَیْنِ.

ارسال دیدگاه


ارسال

جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید

دیدگاه ها