و این روزهایی که دیگه خیلیا یا در آستانه عزیمت هستید یا ممکنه که در تدارکی که به هر حال یک زیارتی در ایام اربعین شهادت اباعبدالله الحسین علیه السلام انجام بدید و بنا را هم گذاشتید برای اینکه این زیارت انجام بشود. در کنار اون میدان هم حفظ بشود، هم بریم اربعین نیرو بگیریم برای خیابان میدان، هم دعا کنیم زیر قبه اباعبدالله یا هر جایی که فرصت داد برای سربلندی این مملکت و برای اینکه بازوهامون پرتوان بشه، مشتمون گرهکردهتر بشه تو خیابان. إنشاءالله زیارتها قبول باشه و پیشپیش آرزوی سعادتمندی.
اتفاقاً برنامه سمت خدا هم میدونید چند ساله که برای حالا یا پذیرایی از زائرین اباعبدالله و برپایی مواکب و یا برای اعزام کسایی که زائر اولیاند، مخصوصاً جوونا و نوجوانا اقدام میکنه. امسال هم به همت شما، به یاری شما و به لطف اباعبدالله الحسین، بچههای عزیز ما، نوجوانای ۱۵ تا جوونای ۲۵ ساله رو تعدادشون رو برنامه سمت خدا میتونه به عنوان زائر اولی روانه کربلای عشق بکنه. شما میخواید مشارکت بفرمایید، بِسْمِ اللَّهِ. با صفحات ما، با کانال ما در ارتباط باشید، زیرنویس برنامه رو همین الان و روزهای قبل و بعد إنشاءالله میبینید و در نهایت عدد ۴۰ – اربعین تو عربی ۴۰ دیگه یعنی معنیش – عدد ۴۰ رو بفرستیم به ۲۰۳۰۳. الهی که از کربلاییها بنویسند هممونو.
حاج آقای عابدینی عزیز اینجا هستند، منم خوشحالم که با شما محضر حاج آقا باشیم. سلام علیکم، آقای ارادتمندم.
حجت الاسلام عابدینی:
سلام علیکم و رَحْمَةُ اللَّهِ و عرض سلام و ارادت به همه بینندگان و شنوندگان عزیزمون. بنده هم همینجور ایامی که همه یا در حال رفتن هستیم و تدارک رفتن رو داریم یا بعضی رفتند و الان اونجا حاضر هستند، یک ایام عظیمیست که هرچقدر جریان اربعین بهتر شناخته بشه، این حرکت عظیم جهانی که در راستای ظهور شکل گرفته و اون تمدن اسلامی رو و اون تمدن الهی رو نوید میده که در اونجا همه ارزشهای دنیایی شکسته، همه اون چیزی که قبلاً بالاترین ارزشها بود زیر پا قرار گرفته. دنیا اونجا تحقیر شده، پول اونجا بیارزش است. همه دنیا بر اساس پول و مقام میچرخد و اونجا پول و مقام اونجا بیارزش است. همه زائرند یا خادم یا زائرند با نسبت زیارت حضرت شناخته میشن، اسم دیگری ندارند. یا خادمند که خادم حضرت هستند، اسم دیگری ندا ندارند. همه به امامشون شناخته میشوند و تمام اسمهای دیگر اونجا فراموش شده. نمادی از قیامت است که «یَوْمَ نَدْعُو کُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ» هرکی با امامش خوانده میشود. در اربعین همه به امام شناخته میشن: خادم امامت یا زائر امام حسین. و این عرصهای قیامتی در عالم دنیاست و نویدی برای دوران ظهور است. إنشاءالله همه ما قدر این حقیقتی رو که اینقدر عظیم و خدا ساده برامون ایجاد کرده، یک رزمایش ظهور رو برامون محقق کرده، درک کنیم. در عین اینکه امروز خیابانها هم همانجور در راستای اربعین اهمیت دارند، اربعین در راستای حرکت جهانی ماست و خیابانها در راستای استقرار حاکمیت ما در برابر دشمنمون و اتحادمونه. لذا این دو رو یک واحد ببینید، در کنار هم ببینیم، تقسیم کنیم. دوستان سعی بکنند که نسبت به سالهای گذشته کوتاهتر بکنند تا بتونن هر دو رو با هم استیفا کنند و تقسیم بکنند. بعضی چند روز اول زودتر بروند، بعضی چند روز بعدی رو بروند تا با این تقسیم نه خیابانها تعطیل شود و کمرنگ شود و نه اربعین جلوه عظیم تمدنی اسلام اونجا کمرنگ جلوه بکنند.
ملایی:
حاج آقا حتی خیلی از مواکبی که الان تا الان از روز اول قیام و بعثت مردم تو خیابونا بوده، تو میدانها هست. همین شب رفتیم هممون متنعم شدیم. خیلی از اینا موکبدارای موکب مسیر نجف به کربلا هستند. یکیشون اگر بار سفر میبنده میره اربعین عراق پذیرایی کنه، یک نفر دیگر اون محکم رو خواهد چرخید. یعنی مواکب را هم کنار خیابان ما تعطیل نخواهیم دید.
حجت الاسلام عابدینی: خب، با دعای برای سلامتی شروع بکنیم:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ.
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلَی آبَائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ وَلِیًّا وَ حَافِظًا وَ قَائِدًا وَ نَاصِرًا وَ دَلِیلًا وَ عَیْنًا، حَتَّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعًا وَ تُمَتِّعَهُ فِیهَا طَوِیلًا.
إنشاءالله دلهای ما همه به طاعت حضرت ولی عصر آراسته شود و این اطاعت دائمی باشد. اظهار محبت کنید به اهل بیت علیهم السلام و به امام زمانمون. إنشاءالله هممون با هم صلوات بلندی به اصطلاح داشته باشیم تا رفع نفاق را از دلهامون هم داشته باشد.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ.
خب، تو ادامه نکتهای که اول عرض کردم، حقیقتاً بحث اربعین زمینهسازی اون تمدن اسلامی است که ظهور رو در پی دارد. اقامه دین در اربعین محقق میشود و دینی که اقامه شده به مردم عرضه میشود. یعنی دین گفتاری نیست، دین عینی مصداقیست. لذا کسانی که با اربعین ارتباط برقرار میکنند عاشق اربعین میشوند. کسانی که غیر مسلمانهایی که میان میبینند شیفته این روش میشوند و این نگاه میشوند. من یادم نمیره که یک سالی که اربعین بودیم در بین راه در یکی از موکبها که بودیم جمعی از اروپاییها آمده بودند و بین اینها افراد مختلفی از کارگردانهای مثلاً سینماشون، موسیقیدانهاشون و کشیشی و افراد مختلفی بودند. داشتند نگاهشون رو ترجمه میکردند. البته برای ما کلام اون کشیش یک حرفی زد، جالب بود. همشون گفتگوهایشون زیبا بود، اما اون کشیش یک حرف زیبایی زد که من یادم نمیره. بهش گفتن شما مثلاً آمدی تو این مسیر چی دیدی؟ چه گفت؟ من سعی کردم تو این مسیر از چشم حضرت زینب سلام الله علیها به مسیر نگاه کنم که «مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا». یعنی فقط خوبی دید. خیلی زیبا! کشیش، کشیش مسیحی که در این از کشورهای مختلف اروپایی بودن... اربعین، اربعین... گفت از تو وسط مسیح هم بود، نه بعدها، نه قبل. یعنی دیدنها که بالاخره سختیهای دارد، گرمیها، فشارها، سختیها... بالاخره میگه من از این نگاه که نگاه کردم، «مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا» را دیدم که میشه تو اینجا به اون مرتبه کمالی رسید که از چشم بیبی زینب به عالم نگاه کرد، به این جریان رزمایش نگاه کرد.
حقیقتاً جریان اربعین به تعبیر اون ژنرال آمریکایی که اوایل اربعین که تازه توسعه پیدا کرده بود گفته بود: «این اژدهای سیاهیست که ریشه قلب را میکند.» اژدهای سیاه چون از عزادارند. این اژدهای سیاهی است که داره حرکت میکند از امام به سوی امام. این کلام او دیگه نیست. اون اژدهای سیاه از امام، از امیرالمومنین حرکت میکنند تا یا از کاظمین به سمت کربلا، از امام به سوی امام است، همراه با امام است.
ما توی روضهها، مجالس حضرات، بالاخره دو ساعت، سه ساعت مهمان حضرات و همنشین با حضرات هستیم. بعد برمیگردیم خونههامون. اما در این اربعین و جریان اربعین، انسان به مقداری که چند روز، سه روز، چهار روز، یک هفته، ۱۰ روز به مقداری که هست، تمام لحظاتش: خوابش، بیداریش، خوردنش، خلاصه حرکت کردنش، نفس کشیدنش، لاینقطع با امام است. از وقتی که حرکت میکند، این همراه امام است تا خلاصه قدم به قدم که میرود، نفس به نفس که میزند، لحظه به لحظه که میگذرد، ستون به ستون که طی میکند، مجلس به مجلس که مینشیند و میخوابد و بلند میشود، داره با امام همراه با امام نفس میکشد.
اگر باور کردیم که این فرهنگ تمدنی اسلام داره تو اربعین پیاده میشه که پول بیارزش شده، اونجا رفتارها بر اساس محبت و خدمت و شیفتگی مومنان به همدیگر است. گذشت و ایثار است. همه نسبت به هم سبقت در خدمت دارند، سبقت در خدمت دارند. هرکی دوست دارد اشک میریزد، سبقت میگیرد که خدمتی بتونه به کسی از زائرین حضرت بکند به عشق حضرت. این بینظیر است. این فقط تو زمان ظهور دوامش هست. تو این جریان اربعین برههای از او و مدتی این پیاده میشود و این ممکنه بعدش هم انسان آثارش بماند اما همشو یادش بره، همش نه. اما بدانیم که چشیدن این فرهنگ و لذتی که ایجاد میشه، همنشینی با امام، از بین رفتن تمام تجملات، اینکه انسان با یک لباسی که ممکن است که شصاب و قبرها هم باشد، خاکی هم شده باشد، عرقریزان هم باشد، اما با اختیار خودش انتخاب میکند تا اینکه ممکن است به اصطلاح زخمم شده باشد، حرکتی که ممکن است مریضی هم ایجاد شده باشد، اما با یک شوقی، با یک اخلاصی که اگر کسی از بیرون نگاه کند دیوانگی میبیند. بله، ما دیوانگان اماممون هستیم.
«ما عاشقان اماممون هستیم که عشق را افسانه کردی یا حسین، عقل را دیوانه کردی یا حسین.»
این نگاه است که تو این مسیر انسان یک زندگی الهی را میچشد. از ایام دنیا نیست. میثم مطیعی... خدا حفظش کنه، خب همه ذاکران برای اربعین یک چیزی که بشه ذخیره براش، دم همه مداحا گرم باشه و بخونن. حاج میثم مطیعی یک قطعه خون... همون چندین سال پیش:
«پشت سر مرقد مولا، پیش رو جاده و صحرا، بدرقه با خود حیدر، روبرو حضرت زهرا.»
این مسیره دنیایی نیست دیگه، واقعاً دنیایی نیست. خدای سبحان عنایت کرده لحظاتی آخرتی رو برای ما در دنیا ایجاد کرده که حجت الهی بر ما تمامتر بشه. باور به اینکه شدنیست در دنیا آخرتی زندگی کردن محقق بشه.
این نگاه و باور هر چقدر جدیتر در ما شکل بگیره، اون وقت میبینیم که دشمن چه کشد از اربعین و فرهنگ دنیازدگی چه جور در مقابل جریان این تغییر میشود، چه جور له میشود، چقدر بیچاره میشود. و لذا تمام زحمات دشمن برای این رفاهزدگی و دنیازدگی زمین میخورد. انسانها خرج میکنند تا عاشقانه به این اقیانوس از امام به سوی امام و همراه با امام وارد شوند. سختیهایش برای شیرین و دلنشین است، مریضیهایش براشون دلنواز است، سال بعد عاشقانهتر میروند. سختی بیمعنا است. اینجا حرکت با امام حقیقت است. این همنشینی با امام انسان را به یاد ظهور میاندازد.
خب، این در رابطه با اربعین. حقیقتاً یک مهاجم است، اربعین یک فرهنگ مهاجم که تمام فرهنگهای دنیازدگی، رفاهزدگی، رخوت، همه رو میبلعد. فعال است، همه رو میبلعد، همه رو به سرعت میبلعد. لذا انسان... من یادم نمیره یک گروهی از دانشجوهای یکی از دانشگاهها – دانشگاه صنعتی اصفهان بود – رفته بودیم سالهای اول راویان نور بود که جنوب و به اصطلاح دید باز از اون چیزهای شهدا و اونجاها... یادم نمیره به دزفول که رسیدیم، اینها از ماشین نذاشتن حرکت، پیاده... گفتن ما نمیخواهیم برگردیم. ما تو این چند روزی که اینجا بودیم تازه فهمیدیم انسان کیه و چیه. تا به حال انگار یک زندگی حیوانی داشتیم. انسانیت را نچشیده بودیم. حالا انسانیتمون رو نمیخواهیم. حقیقتاً همنشینی با امام در اربعین یک زندگی حقیقی انسانی است که انسان اونجا تازه میفهمه انسان چیه و اونجا میفهمه که همه سختیها از زیر پای این انسان عبور میکنه.
یک نکته دیگر هم بگم، وارد بحثم بشم. طول کشید. این اربعین یک اختصاصی دارد. اختصاصش این است که در جریان اربعین، اربعین دو بار دارد: یک بارش محبت به امام است، یک بار اربعین بغض به دشمنان است. بال محبت به امام در این ایام و سالها زنده شده، اما بال بغض به دشمنان هنوز در اربعین زنده کامل نشده. لذا میبینیم همه به عشق امام میآیند، اما به اینکه بغض به دشمنان در اربعین به اوج برسد، آهی به اون اوج برسد، کمتر شکل گرفته. این اربعین با تشییع اخیراً در عراق محقق شد و در ایران انجام شد و امام شهید ما که خونخواهی رو زنده کرد، این اربعین به مقداری که کشش ظرفیت اربعین هست برای مردم، رعایت مردم در حقیقت عراق هم باید بشود، این اربعین آغاز اربعین جدیدی است که این اربعین جدید خونخواهی و «یَا لَثَارَاتِ الْحُسَیْنِ» را به عنوان بغض به ظلم و ظالمان میخواهد بیش از گذشته زنده کند. لذا با همین نگاه پرچمهای «یَا لَثَارَاتِ الْحُسَیْنِ» در این اربعین پررنگتر باید دیده شود و دلها به خونخواهی حضرت زندهتر شود و اربعین دو بالش رو پیدا کند: هم محبت به امام حسین علیه السلام رو و هم بغض به دشمنان رو تا بصیرت، مقابله و مبارزه با ظالمین بتواند این تمدن الهی رو آشکارتر کند و تمدن غرب رو که در مقابل این است إنشاءالله نابود بکنه، إنشاءالله الهی آمین.
خب، ما بحثمون رو که دلمون میخواست که امروز باشه، اما خب بره... ایش... گذشت زمان.
مهدویت حقیقتی است که با جریان این روزهای ما خیلی عجین شده. ما خودمون رو در علائم آخرالزمانیترین امت هستیم. امت آخرالزمان هم هستیم. یعنی دوران غیبت، دوران امامت امام زمان عَجَّلَ اللَّهُ تَعَالَی فَرَجَهُ الشَّرِیفَ است. امام ما امام زمان است، بله. فرمانده میدان، امام زمان عَجَّلَ اللَّهُ تَعَالَی فَرَجَهُ الشَّرِیفَ است. ما باور داریم که حضرت در غیبت نیست، ما در غیبت از حضرتیم و حضرت فعال در صحنه است. اگر این باور رو کردیم، اون موقع در عرصه تمدنی وقتی نگاه میکنیم، مهدویت تعبیری که بعضی کردن که تعبیر زیباییست: نقشه راه شیعه است. یعنی برای ما مسیر و هدف تعیین شده. این کسی که نقشه راه دارد، در مقابل نظریه کم نمیآورد. وقتی نظریات دیگری به عنوان پایان تاریخ مطرح میشود، رسیدن به اوج انسانی مطرح میشود، آزادی انسانی را آخرین مرتبه میبینند، اما وقتی ما نگاه به مهدویت و جریان ظهور داریم، میبینیم تمام آنچه که اینها آخر تاریخ میبینند، برای ما پایان تاریخ، آغاز زندگی انسانیست که اونم زندگی مهدویست، اونم سریال ظهور است، اونم رسیدن به این نقشه راه شیعه است. که اگر کسی مهدویت را باور کرد، این با امام حی حاضر مرتبط است، نه با امام غائب، نه با آینده به اصطلاح مجمل مهمل. کسانی که آیندهشان مجمل و مهمل است، نمیدانند چه باید کنند. اما ما کاملاً آیندهمان روشن است، مبین است. ظهور رو در پیش داریم، قدم به قدم داریم به ظهور نزدیک میشیم و این ظهور تازه آغاز زندگی انسانی است. یعنی تمام موانع به فعلیت رسیدن انسانها برداشته میشود. انسانها تمام استعدادشان به فعلیت میرسد. تمام اون قوایی که در وجودشونه تبدیل به فعلیت و حرکت و قُرب إلی الله میشود، رسیدن به صفات الهی میشود.
میدونید با این نگاه چقدر امید دارد، چقدر مسلمان با نگاه به مهدویت باور دارد؟ هیچ... هر مانعی، هر چقدر سخت، با وجود پایان روشن، کوچک میشود، بله. دشمنی دشمنان هر چقدر بزرگ، در مقابل قاطعیت در پیروزی و رسیدن به ظهور که قطعیست، کوچک میشود. یعنی اون کسی براش بزرگ میشه دشمنی دشمنان در مقابل با تمام این ابرقدرتها، برای کسی دشوار است که ندونه بعدش چیه. اگر ما میدانیم بعدش پیروزیست، یقین داریم حتماً پیروزی به دنبالشه، همه این کوچک میشود، شیرین میشود. اصلاً برای ما هر چقدر ابتلا شدیدتر شود، ظهور نزدیکتر شده. چون نگاهمون این است که برای ظهور که میخواهد انسان به اوج استعدادها و فعلیت استعدادها برسد، ابتلا استعدادها رو به فعلیت میرساند. این شدت حوادث است که انسان رو بارز میکند، آشکار میکند تواناییهاش رو.
این نگاه وقتی دشمن میآید جلو، هر چقدر شدیدتر بیاید، اینجاست که همون آیه قرآن میشه که وقتی گفتن همه در مقابل شما جمع شدن، «فَزَادَهُمْ إِیمَانًا وَ قَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ». اگر اینجوریه که همه جمع شدند، گفتن بترسید همه جمع شدن، دیگه آخه این دیوانگیه! اینا گفتن «فَزَادَهُمْ إِیمَانًا»! اگر همه جمع شدن، یعنی نصرت خدا هم آمادهتر است، یعنی قدرت الهی ظاهرتر میشود. «فَزَادَهُمْ إِیمَانًا وَ قَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ» خدا ما را کافیست.
جریان ظهور یعنی من گیوههام رو برکشیدم، کفش و پوشیدم، پوتین را پوشیدم، آماده هستم حرکت بکنم. هیچ حادثهای برای من با توجه به این آینده روشن بزرگ نیست. هیچ چیزی بنبست نیست. این نگاه به مهدویت خیلی زیبا بود. یعنی هیچ ساختار عظیمی در مقابل این به اصطلاح تفکر، ساختار بنبستافکن نیست. همه اینها راه هموارند، همه این بنبستها راه هموارند. چقدر عظیم! چون اون ظهور اینقدر عظیم است.
این نگاه، اون وقت علائم ظهوری که ذکر میشود خیلی زیبا میشود. علائم ظهور رو ما گاهی که شرایط و علائم ظهور که گفتند، گاهی به نگاه اخباری میبینیم. یعنی میگیم خبر دادند که سفیانی میآید، دجال میآید، مثلاً سید یمانی، یمانی میآید، سید خراسانی میآید. این علائمی که مثلاً یا اون سی هستش که بعضیش قطعیه، بعدش غیر قطعی. علائم یک موقع به معنای این است که باید بنشینیم منتظر تا کی محقق شود. اما در نگاه روایت الهی، مسئله این است: علائم إنشاء است. یعنی چی؟ علائم إنشاء است، یعنی به ما میگن ما نقشههای دشمن را در آخرالزمان برای تو فاش کردیم. تو هر چقدر از قبل تدبیر کنی در مقابل با او، نقشه بکشی، آماده کنی خودت رو، او کوچکتر میشود. او در حقیقت سهلالوصولتر میشود، زودتر از بین میرود. اگر آماده نباشی طول میکشد، تو رو زمین میزند.
اما ما نقشههای دشمن را... که اگر مثلاً سفیانی از درون جامعه اسلامی در مقابل مکتب اهل بیت قرار میگیرد به عنوان نوادگان بنیامیه، و دجال از جامعه جهانی در مقابل اسلام قرار میگیرد. ببینید دو تا حرکت: یکی از درون جامعه ایمانی به عنوان سفیانی، یکی از نگاه جهانی، دشمن جهانی به عنوان دجال. که دجال و سفیانی دو تفکری هستند که یکی داعشگونه از درون جامعه اسلامی شکل میگیرد، سفیانی، و یکی تفکر دنیازده به عنوان دجال از بیرون شکل میگیرد. که اگر این دو تفکر را از قبل ما نسبت بهش برنامه پیدا کرده باشیم، همانجوری که داعش پیش آمد، تونستیم در مقابل تفکرشون و حرکتشون – مثل شهید حاج قاسم سلیمانی – ما اونجور توانست داعش رو نابود کند. این قدرت رو تجربه در مقابل با سفیانی و تجربه به اصطلاح در مقابل فرهنگ قر... مثل اربعین رو که رفاهزدگی را، تجملگرایی را... اگر این دو تا تفکر را در درونمان زنده نگه داریم و بزرگ کنیم، یقیناً جریان ظهور سهل و سریع میشود، نزدیکتر خواهد شد. یعنی این آمادگی با دجال است، این آمادگی مقابله با سفیانی است. علائم ظهور إنشاء است. یعنی به این سمت حرکت کنید، اینگونه خودتونو آماده کنید. نقشه دشمن این است. اخبار نیست که بگه بنشینید ببینید اینا محقق میشود. نه، بنشینید نیست. باید حرکت کنید تا نگذارید این به نهایتش برسد. باید این را اگر میخواهد محقق شود، شما از قبل مقابلش داشته باشید تا به زمین بزنید.
ببینید جریانات تمدنی ما که آقای شهید ما اینقدر در جریان تمدنی اصرار داشتند، به تعبیری که ایشون داره: «زندگی در زمان ظهور» تعبیر ایشونه. آغاز زندگی انسانی است. زندگی در زمان ظهور آغاز زندگی انسانی است. تازه انسان میفهمد که انسان کیست، چه حقیقت عظیمی است، چه قدرتها و تواناییهایی دارد. این نگاه را که اگر ما عاشق امام زمان بشیم، چون اون زمان بالاترین عرصه زندگی انسانی میخواهد محقق بشود، شوق ما، اون لهلهزدن ما برای رسیدن به او، ما را در مقابل موانعی که جلو راهمون قرار میگیره، موانع رو کوچک میکند، همه را در حقیقت قابل عبور قرار میدهد. اما کسی که اون شوق و اون عطش و اون اشتها و محبت و عشق در درونش نباشد، بسیاری از ابتلائات ریزشهای زیادی را ایجاد میکند. یعنی طرف... دیگه نمیارزید.
خدا رحمت کند آیتالله بهجت: «اگر میدانستید یک ثانیه فرج زودتر محقق شود، یک ثانیه چه برکات برای عالم انسانی پیش میآمد، از دست نمیدادید اختیاراً اون یک ثانیه را.» در حالی که ما ساعتهایی رو ما باعث تأخیر میشیم چون وظیفههامون رو درست انجام نمیدیم. اگر باور میکردیم که این یک ثانیهاش چه برکاتی دارد، رفتار ما خیلی متفاوت میشد.
خب، این یک نکته جالب دیگه هم این هستش که حقیقتاً مکتب شیعه ایدههای بزرگی را دارد. مکتب اهل بیت ایدههای بسیار بزرگی رو برای آینده تمدنی اسلام و انسان دارند. ما باور نکردیم. چون باور نکردیم، اونها رو نتونستیم به سمتش حرکت کنیم، مطرح کنیم. یک جریان ظهور فقط اجرای عدالت نیست، آغازش اجرای عدالت است. اجرای عدالت جهانی که سراسر عالم را عدالت پر میکند در مقابل ظلم، آغاز حرکت مهدویست، نه غایت حرکت. این زمینه به فعلیت رسیدن مراتب بعدی است. نه تنها حقیقتی که میخواهد... تازه وقتی عدالت در اجتماع و در درون افراد ایجاد شد، این عدالت باعث میشود قوای اجتماع و قوای افراد همش به فعلیت برسد. الان تو وجود ما و تو اجتماع افراط و تفریطها باعث شده بسیاری از تواناییها امکان ظهور و بروز و فعلیت پیدا نمیکند. اما با عدالتی که در اجتماع و در درون افراد ایجاد میشود – یعنی هم در نفس افراد، هم در نفس اجتماعی – این عدالت ایجاد میشود، هیچ چیزی از تواناییهای ما مانع دیگری نمیشود، همه به فعلیت میرسند، موید هم میشوند. اون موقع تازه معلوم میشه انسان توان بینهایت برای حرکت دارد، توان بینهایت برای پیک کردن مسیر بینهایت را دارد.
اگر این باوری ایجاد شد، اون موقع میفهمیم که امام زمان عَجَّلَ اللَّهُ تَعَالَی فَرَجَهُ الشَّرِیفَ چه تحفهای الهی است که خدا ذخیره کرده برای عالم انسانی. که همه عالم را خلق کرده به خاطر انسان و همه انسان را خلق کرده از ابتدا به خاطر جریان ظهور. ما در اون لحظات آخرالزمانی که به ظهور منجر میشود قرار گرفتیم. لذا تمام تحفههای عالم وجود و عالم انسانی امروز نزدیک به دست آوردنش است. چقدر باید شاکر باشیم که خدا ما را در این ایام قرار داده. إنشاءالله شاکر خداوند متعال هستیم.
ملایی:
یک جایی، یک فرازی از فرمایشات شما حاج آقای عابدینی برد ذهن من رو به سمت اینکه امام شهید ما هر سال وقتی میرفتند برای همایش بزرگ اربعین، تمرین عصر ظهور مردم ما این کارو میکردیم. میگفتیم آقا به نیابت از حضرت آقا قدم برمیداریم، چند عمود رو میشماریم. امسال به نظرم حضرت آقا همپای زائران اربعین، روح آفتابی بلندشون تو این مسیر خواهد بود و تمرین خواهد داد زائران اربعین رو برای آماده شدن قلبها برای ظهور. إنشاءالله باورمون این است که روح همه ما ایرانیها – فقط نه – همه چنانچه تو عراق دیدیم، همه محبان مکتب اهل بیت روحشون ولی الهی است و ما ابدان اون ولی هستیم. لذا با شوق او حرکت میکنیم، لذا با حال او حرکت میکنیم. ما امید داریم که ما نائب ایشون نباشیم، بلکه ایشون نیابت امام زمان را داشته باشند، ما رو ببرند. یعنی قدمهای ما قدمهای ایشون باشد. ما نیابت نمیکنیم، ایشون ما را حرکت بدهد. و ایشون نائب امام زماناند و این نائب امام زمان ما با شوقی که به حضرت داشتند و این شهادتی که خدا ارزانیشان کرده، یک روح واحد باشد. و این راهپیمایی و پیادهروی اربعین با این روح واحد، یک اثر واحد عظیم رو امسال إنشاءالله در جهت ریشهکنی ظلم و فساد و ظالمان و فاسدان در عالم نقش اساسی رو إنشاءالله ایفا بکند.
ملایی:
خیلی متشکرم. دوستانم اشاره بکنن به ما که زمان چقدر داریم. بعد از اینکه محضر قرآن کریم مشرف میشیم، برگردیم خدمت حاج آقا چون بحث فکر میکنم که یک کمی هنوز جای ادامه دادن داره. با اجازه شما، صفحه ۲۷۳ قرآن کریم رو با هم در محضرش هستیم، آیات سوره مبارکه نحل هست آیات ۵ تا ۶ و چهارم... که یک صلواتی میفرستیم در قرآن مشرف میشیم، ثوابش رو هم تمام و کمال تقدیم کنیم به امام شهیدمون و برمیگردیم إنشاءالله خدمت شما خوبان.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ
صفحه273 قرآن کریم
نکتهای که این روزا تو برنامه سمت خدا داره یادآوری میشه، الانم عرض میکنم خدمتتون که مشارکت بکنیم برای اینکه یک تعدادی نوجوان و جوان، حالا حدود مثلاً سنی بخوام بگم ۱۵ سال تا بیست و پنج سالههایی که تا حالا مشرف نشدن به کربلای معلی و عتبات عالیات رو إنشاءالله روانه زیارت بکنیم. زائر اولیها، برنامه سمت خدا این وسط در واقع عامل کار، همت شما مردم، لطف اباعبدالله إنشاءالله این قصه رو پررونق خواهد کرد. اگر دوست دارید مشارکت کنید در اعزام زائر اولیها، به صفحات و کانال ما نگاه کنید، زیرنویس رو ببینید الان و عدد مشارکت در اعزام زائر اولیها... بفرمایید.
حاج آقای عابدینی و چند دقیقه که زمان داریم، هنوز بازم.
حجت الاسلام عابدینی:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ. یکی از نکات خیلی مهمی که ما در بحث ظهور داریم این است که فرمودند که «نَفْسُ انْتِظَارِ الْفَرَجِ فَرَجٌ» ببینید خیلی زیباست. همونجوری که در بحث هفته گذشته در رابطه با شهدا عرض شد که در زمینه بحث خونخواهی، خونهای شهدا ملحق میشود همه به اون ولی و قدرت برای ولی ایجاد میکند. در انتظار حقیقت، انتظار وقتی محقق میشود یعنی حقیقتاً امام تجلی کرده در وجود اون شخص با حال انتظارش. که اگر میفرماید که «نَفْسُ انْتِظَارِ الْفَرَجِ فَرَجٌ»... «إِنَّ لَکُمْ فِیهِ فَرَجًا»... در همین انتظار است، یا «الْمُنْتَظِرُ لِأَمْرِنَا کَالْمُتَشَحِّطِ بِدَمِهِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ» نشون میده که این انتظار چه سنخی است. ببینید، اینکه الان جریان مقابله با ظلم شکل گرفته، حقیقت انتظار کمالش در اینجا داره محقق میشود. یعنی کسی که خودش رو منتظر میداند، قلباً، زباناً و عملاً در مقابل ظلم ایستاده. درسته که اوج ظلم در زمان ظهور محقق میشود، اما مرتبهای از ظلم امروز محقق است. کسی که امروز قلباً تنفر و زباناً اظهار تنفر و عملاً اقدام بر ابطال باطل و مقابله با باطل دارد، این الان در دوران غیبت، ظهور حضرت در این محقق شده. لذا تعبیری که در روایات داریم خیلی زیباست. میفرماید: «مَنْ مَاتَ مُنْتَظِرًا لِهَذَا الْأَمْرِ» اگر کسی در این دوران با این خصوصیاتی که «کَمَنْ...»... مثل کسی که در خونش غوطهور است، اینجور منتظر بود، «مَنْ مَاتَ مُنْتَظِرًا لِهَذَا الْأَمْرِ کَمَنْ کَانَ مَعَ الْقَائِمِ فِی فُسْطَاطِهِ» مثل کسی است که در زمان ظهور در خیمه امام زمان است. یعنی حقیقتاً ظهور در وجود این اثر خودش محقق کرده. به خصوص در این ایامی که جریان خونخواهی به مرتبه علاوه بر قلبی و علاوه بر زبانی، به مرتبه عملی هم رسیده، ما داریم میجنگیم با بازار... یعنی تمام مراتب کمال اون خونخواهی. فرمودند که «کَمَنْ هُوَ فِی دَرَجَتِنَا»... مثل کسی است که در درجه ما قرار دارد. یعنی حقیقت ظهور در وجود امروز کسانی که اینگونه میجنگند، نگاهشان به جریان ظهور است، خودشون را سرباز امام زمان میبینند و با تمام شوقشان به امام زمان میجنگند، حاضر در صحنه هستند، در خیابان حاضرند، بغضشون، نفرتشون... این شخص «کَمَنْ قُتِلَ مَعَ الْقَائِمِ»... این همراه با امام است. کسی که تعبیر اینجاست: «مَعَ الْقَائِمِ فِی فُسْطَاطِهِ» با امام زمان در خیمه حضرت است. «لَا بَلْ» بلکه نه فقط با حضرت است در خیمهاش، بلکه بالاتر: «کَانَ بِمَنْزِلَةِ الضَّارِبِ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ»... ما مانند کسی است که جلوی پیغمبر داره با شمشیر میجنگد، جلوی پیغمبر حفظ پیغمبر به عهده این است. یعنی کسی که امروز اینجور در صحنه است، دین پیغمبر رو داره حفظ میکند. دین پیغمبر حقیقت وجود پیغمبر است. کسی که در مقام دفاع از دین پیغمبر در هر زمانی برخاسته باشد، این مانند کسی است که جلوی پیغمبر میجنگید. زمان جنگ احد همه فرار کردند، شاید دو یا سه نفر باقی ماندند: امیرالمومنین جلوی پیغمبر میجنگید، ابودجانه انصاری جلوی پیغمبر میجنگید. این منزلت که کسی داره تو امروز اینجور از دین خدا قلباً، زباناً و عملاً دفاع میکند و نفرتش به دشمنان نشان میدهد، مانند کسیست که داره از پیغمبر جلوِ روی پیغمبر دفاع میکند. چقدر این که مبدأ است، پیغمبر مبدأ این دین است. کسی که با این مبدأ یعنی تمام آثار این دین به لحاظ مبدأ، به حساب اینکه حفاظت کرده از پیغمبر نوشته میشود. همه آثار نه از حالا، از زمان پیغمبر.
این روایت یا میفرماید که: «یَا أَبَا بَصِیرٍ، طُوبَی لِشِیعَةِ قَائِمِنَا» خوشا به حال شیعیان به اصطلاح اون حجت ما. «الْمُنْتَظِرِینَ لِظُهُورِهِ فِی غَیْبَتِهِ وَ الْمُطِیعِینَ لَهُ فِی ظُهُورِهِ» که در دوران غیبتش منتظرند و وقتی هم ظهور میکنه مطیع محضاند. یعنی اون منتظر کسی است که مطیع است. در دوران غیبت منتظر، همان مطیع است، دنبال حکم است که بداند. تمرین اطاعت کرده، حکم خودش در کار نیست. امام من چه میگوید، نائبش چه میگوید؟ وقتی حکم نائب را اطاعت کرد، رزمایش است برای اینکه حکم امام را اطاعت بکند. اگر کسی در اطاعت از حکم نائب رفوزه شد، در اطاعت از حکم امام هم قبول نمیشود. لذا «الْمُطِیعِینَ لَهُ فِی ظُهُورِهِ أُولَئِکَ أَوْلِیَاءُ اللَّهِ» اینها اولیا خدا هستند. امام صادق علیه السلام: «أُولَئِکَ أَوْلِیَاءُ اللَّهِ» اینا ولی خدا هستند، دوستداران خدا هستند، خدا ولی اینهاست. اینا ولی خدا هستند، «الَّذِینَ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لَا هُمْ یَحْزَنُونَ». خوب، اگر این باور را کردیم، الان نشر رایاتی که پرچمهایی که بلند شده... دلم میخواست راجع به این هم که فرصت شاید نباشه، فقط اشاره بکنم. بدانید که دین ما اعمالمون نازله اون تفکرمونه. بدانید امروز این پرچمهایی که به عنوان خونخواهی یا پرچم ایرانی که نماد امالقرای اسلام است که با «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» مزین است و با اللهاکبرها مزین است، این عمل ساده توحید عاشقانه است. چون پرچم نماز است، فقط یک پرچم نیست. پرچم یک نازله اعتقاد است، یعنی توحید را با یک بلند کردن پرچم – چه «یَا لَثَارَاتِ الْحُسَیْنِ» در خونخواهی، چه پرچم ایران با «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» و اللهاکبرش که این مرز توحید را داره آشکار میکند – قدردان باشیم که خدا این عمل ما را اینقدر بزرگ و توحیدی قرار داده.
بحث روایات یکی از اون بحثهای مهمی است که در زمان ظهور مطرح میشود، فقط یک اشارهاشو بکنم. فرصت برای اشارش هست که خیلی زیباست. میفرمایند یک روایتی است که عنوان «رایت» که این رایت یک بار در زمان جنگ بدر برافراشته شد، یعنی اولین جنگ پیغمبر، نشر رایتی بود که غلبه را به سرعت ایجاد کرد در جنگ بدر. دومین بار این رایت در زمان جنگ جمل برافراشته شد به دست امیرالمومنین، اولین جنگ امیرالمومنین. پیغمبر به دست امیرالمومنین. بعد از اون در جنگ صفین خیلی خدمت امیرالمومنین عرض کردند آقا اون رایتی که در جنگ جمل برافراشته شد، او را در جنگ صفین برافراشتند. حضرت فرمودند: نه، اون رایت در زمان ظهور سومین باریست که برافراشته خواهد شد. سه بار این رایت برافراشته میشود: یک بار در جنگ بدر برافراشته شد، دومی در جنگ جمل برافراشته شد که اولین جنگ با در حقیقت چی بودش؟ داخلی بین مسلمانهایی بودند که ناکثین بودند که اینها نقض پیمان کرده بودند، و سومین بار در زمان ظهور.
این پرچمهایی که امروز... این پرچم هم فقط از جنس پارچه و نخ و چوب نیست. در روایت دارد که این پرچم نماد یک تفکر است که حالا اگر یک موقع شد این بحث روایات. اما با این نگاه که بدانیم این برافراشته شدن این پرچمها یک نویدی برای اون ظهور توحید و انتقام به دست امام زمان است. إنشاءالله این پرچم، اون پرچمی که همه جا گسترده شده، شرق و غرب را فرا میگیرد که امروز میبینیم همه شهرهای ما را این پرچم پر کرده و اثرش ظهور توحید و خونخواهی امام حسین علیه السلام و امام شهیدمون است. إنشاءالله این پرچمها نازله رایت امام زمان باشد و منجر به برافراشته شدن نهایی آن رایت و پرچم که مطلق است، إنشاءالله الهی آمین، الهی آمین.
ملایی:
خیلی متشکرم. خدایا... عابدینی عزیز خیلی ممنونم از شما. بینندههای گرامی، شما شنوندههای عزیزی که حالا شاید الان میگید «عه کوله»... من یک چیز دیگه کم داشت و اونم رایت «یَا لَثَارَاتِ الْحُسَیْنِ» این پرچم خونخواهیه. اونم دارید آماده میکنید و میدونم که تو مسیر اربعین امسال این پرچم فراوان در اهتزاز هست و خواهد بود. تشکر میکنم از لطف و مرحمت شما در همراهی با برنامه تا این لحظه. با اجازتون رفع زحمت میکنم. عمری باشه و سعادت، فردا خدمتتون دوباره سلام خواهم کرد. التماس دعا، در پناه حسین علیه السلام باشیم که پناهگاه امنی است برای همه ما. خداحافظ.