اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

1405-04-29-حجت الاسلام میرهاشم- خانواده قرآنی

«با نام تو عشق سرمدی خواهد شد، دلها همه خالی از بدی خواهد شد. هر غنچه که بر تو می‌فرستد صلوات، یک روز گل محمدی خواهد شد.» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ.

معرفی برنامه

 

شریعتی: خانم‌ها آقایان سلام، وقتتون بخیر، به این سمت خدا خیلی خوش آمدید. سلام می‌کنم به مردم صبور، مقاوم و سروقامت ایران اسلامی. سلام می‌کنم به مردم نازنین و خون‌گرم و درجه یک جنوب کشورمون. ما توفیق داشتیم پریروز در واقع مشرف بشیم محضرشون در خطه جنوب که قلب ایرانه و همیشه و هماره گفتم جنوب برای ما موقعیت جغرافیایی نیست، جنوب برای ما یک تاریخ است، جنوب برای ما یک فرهنگ است. مردمی که عشق می‌ورزند بی‌دریغ و مردمی که مقاومت می‌کنند چه در دوران دفاع مقدس و چه در دوران جنگ تحمیلی اخیر. به همشون ویژه و مخصوص سلام می‌کنم.

حالا یک گزارش هم دوستان آماده کردن از این سفر کوتاهمون که إن‌شاءالله در انتهای برنامه تقدیم خواهیم کرد.

حاج آقای میرهاشم، سلام علیکم و رَحْمَةُ اللَّهِ، خیلی خیلی خوش آمدید.

حجت الاسلام میرهاشم:
سلام علیکم، عرض ادب و احترام. و عرض ادب و احترام خدمت همه بینندگان عزیز. خدا إن‌شاءالله طاعات و عبادات همه رو قبول بکنه و توفیق خادمین مکتب اهل بیت و راه شهدا رو به همه عطا بکنه، الهی آمین. عزیزان جنوب کشور رو یاد کردید، ما هم عرض ادب می‌کنیم به همه اونها، ممنونشون هستیم، مدیونشون هستیم از این همه ایثار و بزرگواریشون. خدا إن‌شاءالله مددشون بکنه و ظالمین و مستکبرین، این دشمنان رو رسوا و ذلیل و نابودشون بکنه، الهی آمین. إن‌شاءالله و امیدوارم خدا شر دشمنانمون رو به خودشون برگردونه و إن‌شاءالله جشن نصرت و پیروزی نهایی را در کنار هم...

خدا قوت می‌گم به همه رزمندگان غیورمون، دلیرمردان دریادلان که این روزها در خط مقدم دارن می‌جنگند و شاید کمتر ببینیمشون ولی آثار نبردشون کاملاً مشهوده و امیدوارم خدا هم به دستشون هم به ذهنشون و هم به بازوان قدرتمندشون توان بده. یاد و خاطره همه شهدای عزیز و گرانقدرمون رو هم گرامی می‌داریم.

شریعتی:
ما بحثمون با حاج آقای میرهاشم عزیز در مورد خانواده قرآنی بود و خانواده‌های قرآنی را از ایام سحرهای ماه مبارک رمضان شروع کردیم و مرور کردیم و نکته‌های نابی را شنیدیم. هفته گذشته درباره شخصیت جناب حنظله غسیل الملائکه صحبت کردیم. بحث ناتمام بود، یک نقطه گذاشتیم که إن‌شاءالله امروز مجدداً آغاز بکنیم و نکته‌های شما رو بشنویم. إن‌شاءالله خدا توفیق بده تو هر جلسه و هر تدریسی و هر محفلی، شروعش با یاد آقا زمان. همین الان هم تو شروع جلسه یاد امام راحل و امام شهید و همه شهدا و همه اموات مومنین و مومنات رو یاد کنیم، همه عزیزانی که برنامه رو می‌بینند، زیب... حقوق اموات خودشون رو یاد کنند. در صدرش برای مادر آقا امام زمان یک صلواتی هدیه.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ.

إن‌شاءالله به برکت این هدیه‌ای که برای مادر امام زمان فرستاده می‌شه، نظر و عنایت آقا امام زمان بیشتر شامل همه ما، خانواده و نسل ما بشه.

حجت الاسلام میرهاشم:
إن‌شاءالله إن‌شاءالله. درباره خانواده قرآنی، جلسه قبل خانواده دیگری رو که بررسی کردیم، جناب حنظله غسیل الملائکه و همسرشون و پدر خود ایشون و پدر همسر ایشون که گفتیم از سران کفر و نفاق بودن، و فرزند حنظله و همسر که می‌شه عبدالله بن حنظله، یعنی پنج نفر رو ما قرار شد که محضر شما و بینندگان عزیز خادمی کنیم و نکته‌اش رو بیان بکنیم.

درباره نفر اول، پدر جناب حنظله، گفتیم که این از رئوس دشمنان، روسای دشمنان وجود مبارک آقا رسول اکرم بودند. عجیبه این ابوعامر که بخشی از آیات سوره مبارکه توبه بر علیه ایشون هستش که مسجد ضرار رو به وجود آورد. گاهی اوقات می‌شه که شخص ممکنه آدم ظاهراً راهبی هم باشه، از دنیا هم ظاهراً آدم احساس می‌کنه که این اهل دنیا و دنیاپرستی نیست، ولی دوری از ولایت‌مداری و ولایت‌پذیری، دو... لینک جریان حق رو ببینه، این خودخواهی و خودشیفتگی این ابوعامر رو به جایی رسوند که مسجد ضراراً و کفراً... «وَ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرَارًا وَ کُفْرًا وَ تَفْرِیقًا بَیْنَ الْمُؤْمِنِینَ» یعنی این شخص مسجد که محل سجده و عبادت خداست، تبدیل می‌شه به محلی که ضرر به مومنینه، محلی که باعث تفرقه هست، وحدت‌شکنی هست. خدا نیاره یک همچین چیزی رو.

خدا رحمت کنه حاج آقا حق‌شناس رو، خدا... گفتم حاج آقا علت اصلی اینکه خب شیطان عبادت زیاد کرد، علت اصلی که او زمین خورد چی بود؟ حاج آقا می‌فرمود که یکی از علت‌های اصلی‌ش این بود که می‌خواست اون‌جوری که دلش می‌خواست عبادت کنه، نه اون‌جوری که خدا می‌خواست. گفت شیطان چند هزار سال عبادت کرد، شیطان عابد بود ولی عبد نبود. این خیلی مهمه که یعنی این خودخواهی و خودبینی و خودشیفتگی، خودمحوری... ظاهراً آدم می‌گفتش که ابلیس هم زاهد باشه، عابد باشه، چه‌جور باشه؟ ولی شما نگاه می‌کنید همین خودخواهی... خدا رحمت کنه که این اون‌جور که دلش می‌خواد، نمی‌گفت اون‌جوری که خدا می‌خواد. من دلم می‌خواد این‌جوری عبادت کنم، دلم می‌خواد این‌جور کار خیر کنم، دلم می‌خواد این‌جوری برخورد بکنم. این‌جور آدما اون منشون محور... احسنت!

این ابوعامر رو بعضیا می‌گن بلعم باعورای ثانیه، یعنی تطبیقش می‌دن با بلعم باعورا. یک عمری علی‌الظاهر یک عبادتی و زهدی، ولی آخر ضربه خودش رو به راه انبیا و اوصیا زده. درباره ابوعامر توضیح دادیم که الان یک تکمله‌ای بیان کردند.

پدر زن، جناب پدر همسر جناب حنظله، هم عبدالله بن ابیه، عبدالله ابن ابی. او هم آیه سوره منافقون بر علیه اوست. خیلی عجیبه این شخص. آدم تعجب می‌کنه چطور انقدر این شخص می‌شود منشأ نفاق، رأس منافقین. این عبدالله ابن ابیه چرا انقدر می‌شه محل نفاق و ضربه زدن؟ می‌گن این به خاطر حسادت شدید نسبت به پیامبره. شخص می‌گه که چرا رسول اکرم شده رهبر، چرا خودش رهبر نشده. از اینجا حسادت رو شروع کرد، پناه بر خدا. یک موقع طرف حزبش یا گروهش سمتی ندارن، شروع می‌کنه اذیت و آزار کردن.

عبدالله ابن ابی خیلی عجیبه. تو ماجرای جنگ احد، آقا رسول اکرم مشاوره می‌گیره. حضرت حمزه و یک گروهی می‌گن خارج شهر باید بریم برای جنگیدن. عبدالله بن ابی می‌گه که من بالاخره سرشناس هستم و پایگاه اجتماعی هم داشته، می‌گه من نظرم اینه که داخل شهر بجنگیم. اتفاقاً آقا رسول اکرم نظرشون این بوده که باید داخل شهر بجنگند. آخرش آقا رسول اکرم می‌فرماید نه، ما اینجا دیگه حرف عموم رو در نظر می‌گیریم و میریم خارج شهر. یعنی حتی حضرت رسول حرف خودشون رو هم اجرا نکردند. فرمودند نه، تو این مشاوره که رسیدیم، می‌ریم بیرون شهر، فقط مراقب تنگه باشید.

این عبدالله بن ابی نظرش این بود که می‌گفت نه اَلَا بَلَا، باید داخل شهر بجنگیم. اینا که رفتن بیرون، خب برید بیرون، شکست بخورید. من دیگه همینجا وایمیستم و تعداد زیادی از مسلمونا رو با تفرقه و اختلاف و به هم زدن وحدت داخل شهر نگه داشت. اللَّهُ أَکْبَرُ. اصلاً یکی از کسایی که می‌گن باعث شد که جنگ احد آسیب ببینه و شهدای زیادی بده و ضربه بزرگی... خودمحوری می‌گه: وقتی من نظر دادم که باید داخل شهر بجنگیم، حرف منو گوش نکردید. من یک عالمه از مردمان همراهی شما نمی‌کنم و ضربه زد. اینو قریب به این مضامین علامه جعفر مرتضی تو جایی بحثش رو دارن مطرح می‌کنن.

اینقدر حسادت این شخص زیاده، اینم عبدالله ابن ابی. اینقدر حسادت و نفاقش و ضربه این شخص اینقدر زیاده که اون آیه سوره منافقون می‌فرماید که «هُمُ الَّذِینَ یَقُولُونَ» اینا کسایی هستن که نفوذی بین مسلمونا و مؤمنین هستند. اینا کسایی هستن که می‌گن «لَا تُنْفِقُوا عَلَی مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ» هرکی با حضرت رسول، با پیامبر هستش، یک کاری کنید که به اینا... اینا همش مشکل اقتصادی داشته باشن تا با این مشکل اقتصادی حتی ینفذو... همه پراکنده بشن از این جریان، از ولایت دور بشن، از اطیع الله و اطیع الرسول و اولی الامر دور بشن. انگار برای همین امروز... بله، کاملاً قابل تطبیقه، بله.

خیلی عجیبن این جریان نفاق و جریان عبدالله ابن ابیها ضربه‌های بزرگی که وارد کردن.

شریعتی:
یک صحبتی هفته پیش برنامه که تموم شد با حضرت عالی، بحث رو ادامه می‌دادیم، خدا حفظتون بکنه شما سلامت باشید، فرمودید چه بحث خیلی خوبیه. بعد اونجا اینو فرمودید حاج آقا هفته بعد که دارید اشاره می‌کنیم این تاکید رو بکنیم که حضرت حنظله اتمام حجت برای همه جوون‌هاست، بله. اتمام حجت برای هر کسی که بگه آقا بابای من آدم منحرفیه، پس منم خانواده من این‌جوری بوده اون‌جوری بوده، پدر زن من منحرف بوده، بنابراین من و همسرم هم منحرف شدیم. اینو بعد برنامه حضرت عالی عرض کردم، خدمت خوبی بود. بعدش هم فرمودید چقدر جالبه که این رو برای اتمام حجت بیان بکنید که بعد تو اون جلسه هم یک اشاره‌ای کردم که: «إِنَّ اللَّهَ...» «الْخَبِيثَ... وَ النَّوَى... يخرج الحی من...» این اتمام حجته. اتمام حجت از چنین پدری که سوره توبه بخشی از آیات بر علیه اوست، از چنین پدر همسری که سوره منافقون بر علیه اوست، از چنین پدر و پدر همسری شما می‌بینید پسری و همسری مثل حنظله و همسر ایشون که انقدر کمالات داره که بخشی از سوره مبارکه نور بر اونها نازل شده. جالبه، به‌به! سوره توبه، سوره منافقون، سوره نور، اسم‌های با مسما برای کسانی... برای اون دو انحراف ایجاد کردن و ضربه زدند و سوره مبارکه نور برای جناب حنظله که: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِذَا کَانُوا مَعَهُ عَلَی أَمْرٍ جَامِعٍ لَمْ یَذْهَبُوا حَتَّی یَسْتَأْذِنُوهُ» فرمود یک ای رسول ما، این مومنین واقعی رو می‌خواید بشناسید؟ اگر یک امر جامعه... امر جامعه... تو مفسرین تعابیر بیان کردم، من یک دونه‌ش رو عرض بکنم. یعنی یک مسئله اجتماعی پیش میاد، یک مصلحت عمومی پیدا میشه، یک جنگ و جهادی پیدا میشه، اینا همشون اولویتشون همین بحث جنگه، اولویتشون این هستش که تو جهاد دشمن غلبه پیدا نکنه، ضعف به دشمن نشون داده نشه. این خیلی مهمه که تو یک مسئله جامع و تو یک مسئله‌ای که دشمن داره ضربه می‌خواد بزنه، هرگز از مردم و مسئولین ما ضعف نبینه.

بعد فرمود که اگر یک مسئله‌ای پیش اومد، مومنین واقعی هستند که حالا وسط جنگ، وسط جهاده، باید به دشمن اقتدار رو تمام‌عیار نشون بدیم، قوت و قدرت رو نشون بدیم. جناب حنظله میاد پهلوی آقا رسول اکرم می‌گه: یا رسول الله، إن‌شاءالله می‌رسونم خودم رو تو محل جهاد، ولی اگر اجازه بدید مدتی رو من پهلوی خانواده خودمون باشیم، تازه ازدواج کردیم. «یَسْتَأْذِنُونَکَ» اجازه اجازه می‌گیرن. البته اینجا یک بحثی هم وجود داره و اون اینکه اگر یک کار بسیار مهمی پیش بیاد، اونم برای عموم مردم، یک مسئله اجتماعی، یک مسئله عمومی، یک مصلحت عمومی پیدا بشه، یک کشوری، یک شهری، یک جایی در معرض خطر قرار بگیره، اینجا بهتره که اجازه آدم نگیره، پیوسته در میدان باشه. ولی اینجا ظاهر جناب حنظله این‌طور بوده که به اون کار عمومی ضربه وارد نمی‌شده، به موقع می‌رسیده و کمکش رو انجام می‌داده، فقط یک اجازه‌ای می‌خواسته که مدتی پهلوی خانواده باشه. این ضربه وارد نمی‌شه. همین اجازه گرفتنم خودش خیلی مهمه، ولایت‌مداریه.

از همین جا وارد ویژگی‌های جناب حنظله و همسرشون با این فرمایش شما بشیم. اولاً اینا ولایت‌مداری‌شون نشون دادن که اجازه گرفتن. با اینکه از اون جا جا نمی‌مونن، از جهادشون باز نمی‌مونن، از دفاع مقدسشون باز نمی‌مونن، نسبت به دشمنان ضعف نشون نمی‌دن که ما عقب نشستیم، با اینکه در میدان هستند، ولی میاد اونجا اجازه می‌گیره. حالا بعضی از بزرگواران می‌فرمایند تو ادامه آیه که بحث استغفار مطرح میشه که طلب مغفرت هم این وسط... آقا رسول اکرم... یک بحثی وجود داره که همین اندازه اجازه گرفتن هم شاید درست نبود، باید بگن ما تمام‌عیار در خدمت هستیم. بعضیا این‌جوری، بعضیا می‌گفتن نه، برای جناب حنظله این مقدار هم اشکال نداشته، شاید مثلاً ترک اولی بوده. به هر حال این نشون می‌ده که حتی یک مسئله مهمی هم براشون پیدا می‌شه، اهم رو همون جهاد در نظر می‌گیرن، اهم رو مصلحت عمومی در نظر می‌گیرند، اهم رو به داد رسیدن در نظر می‌گیرن، اهم رو کمک رساندن که الان تکلیف لحظه...

اولین خصوصیت: ولایت‌مداری. به خاطر همینم آیات قرآن می‌فرماید که: «أُولَئِکَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ» اینایی که اجازه می‌گیرند، حرکت می‌کنند و بعد از اینکه اذن بهشون داده شد وارد میشن، اینا مومنین واقعی هستند.

این یک ویژگی.

ویژگی دوم: همین که اشاره فرمودید، وظیفه‌شناسی و تکلیف‌محوری خیلی مهمه تو زندگی. این زندگی جناب حنظله و همسرشون. لذا عجیب نیست که چنین مدحی تو این آیات اومده ازشون درباره‌شون.

سوم: ویژگی اینکه زندگی اونها زندگی خودمحوری نبود، خودخواهی نبود، زندگی برپایه جهاد در راه خدا بود. ایام ایام خلاصه این ماه محرم و ماه سفر، ایام مربوط به عاشوراییان و بعد عاشورا. یکی از تعابیری که بعضی از مردم کوفه طاقت نیاوردن یاری امام حسین رو بکنن، گفتن آقا بیا، آقا بیا، آقا بیا. طاقت نیاوردن. نامه‌ای بود که آقا اباعبدالله توسط مسلم مردم کوفه داد که اونجا حضرت فرمود که می‌تونید من امام حسینتون هستم، شما «حَابِسِ» حبس بکنید وجود خودتون رو در راه خدا. اینجا چیزی بود که خیلیا کم آوردن. جناب حنظله و همسرشون علت اینکه به اوج رسیدن این خصوصیت بود که زندگیشون زندگی جهادی بود.

بعضی موقع‌ها زندگی جهادی رو دیگران یا دشمنان تعبیر بدی می‌کنن. اتفاقاً زندگی جهادی زندگی با محبتیه، زندگی جهادی زندگی باصفای خانوادگی هم هست، زندگی جهادی زندگی ایثار، بله، از خودگذشتنه. خیلی با حال فرمودید. ببینید این زندگی جهادی خیلی از مشکلات خانوادگی و دادگاه‌ها و طلاق و گرفتار... این نیست که این ایثار وجود نداره. شخص تمرین این ایثار رو نسبت به همسرش، نسبت به پدر و مادرش، نسبت به بچه‌ها... قبل برنامه عزیزی می‌گفتش که مثلاً رفتیم برای برنامه خواستگاری و اینها، اون طرف مقابل تو همه‌چیز بی‌منطق بود. همین یک عزیزی از دوستانی که زحمت کش هستند می‌گفت مثلاً هرچی از این طرف مثلاً ایثار و خوبی بود، طرف مقابل بی‌منطق... خدا نیاره یک همچین چیزی رو. هرچی تو این زندگی هم بری جلو، اون شخص بی‌منطق بیشتر آسیب می‌زنه و بیشتر ضربه می‌زنه و بچه خودش رو در واقع مانع خوشبختی... او رو داره، خانواده شکل شکل نمی‌گیره.

سوم: این بحث زندگی جهادی.

چهارم: شجاعت جناب حنظله. این شاخصی که باعث عظمت او شد. تو همین جز کسانی هستش که دشمن رو کنار می‌زنه و می‌رسه به ابوسفیان فرمانده دشمن که او رو شروع کنه، اونجا از بین بردن. شجاعت کم‌نظیری که ایشون داشته، شوق جهاد و شوق شهادتی که در وجود مبارک ایشون بوده.

حتی همسر جناب حنظله این رو ظاهراً در تفسیر قمی بهش اشاره می‌کنن. همسر جناب حنظله در عالم رویا می‌بینه خوابی رو که خلاصه ایشون به شهادت رسیده و خدا این توفیق رو داده. به خاطر همینم برای آبروداری همسر ایشون... خدا نیاره بعضیا جلو زبونشونو نمی‌تونن بگیرن، یک زن پاکدامنی رو شروع می‌کنن تهمت زدن. خدا برای هیچ کسی این‌ها رو نیاره. بعضیا این جلو زبونشونه که نمی‌تونن نگه دارن. بعضی موقع‌ها هم شخص سنش میره بالا، از خدا باید بخواد که این زبونش کنترل بکنه. تمام کارهای خوبی که قبلاً انجام داده با این زبونش خراب می‌کنه. می‌شینه برای عروس حرف در میاره، برای داماد حرف در میاره، برای عروس دامادایی که تازه بودن حرف در میاره، برای زنان پاکدامن حرف در میاره. خیلی بده، خیلی خیلی بده. این بزرگ‌ترین گناه و معصیت...

این همسر جناب حنظله، این زن پاکدامن، این همسر شوهر با این عظمت، این وحشت می‌کنه، می‌گه تو عالم رویا دیدم شوهرم شهید می‌شه. شروع می‌کنه یک سری از ترس افرادی که بی‌آبرو می‌کنن آدم رو، چند نفر رو میاره شاهد از زنان دیگر که می‌گه شما شاهد باشید، خلاصه این شوهر منه، ما با هم بودیم، مدتی بعد بچه‌ای متولد بشه، بعداً کسی برای من تهمت درست نکنه.

خدا نیاره تو خانواده‌ای و مجموعه‌ای و جایی این انسان‌ها که با زبانشون زندگی‌ها رو به هم می‌ریزن. یک روایت آقا حضرت رضا علیه آلاف التحیة و الثنا داره، خیلی عجیبه. می‌فرماید که «آلَیْتُ عَلَی نَفْسِی» حضرت فرمود من عهد کردم – امام رضا بر خودم، امام رئوف‌ها، امام مهربانی‌ست – ولی فرمود یک جا عهد کردم که نفرین بکنم که شخص در دنیا عذاب بکشه، در آخرتم «مِنَ الْخَاسِرِینَ» باشه. فرمود اونجایی که با آبروی مومنی بازی بشه، شخص همین‌طور نشسته برای هر کسی یک حرفی در میاره. و حدیث داریم که بترسید، بسیار بترسید از بعضی افراد که اینا با زبونشون بی‌آبرو می‌کنن. کاری کنید اونا هرگز شما رو نشناسن، آفرین، آفرین. فرمود اگر بشناسنتون تا بی‌آبروتون نکنن، رهاتون نمی‌کنن. بعضی از افرادی که میان مشهور می‌شن، خودشونو در معرض قرار می‌دن.

خدا رحمت کنه حاج حق‌شناس رو، فرمود یک موقع می‌بینی یک پیغمبری، ولی خدایی، وصی یک عالمی، یک کسی، یک کسی که خادمی، خدمتگزاری میاد یک جایی خودشو در معرض قرار میده، این ایثار بزرگی داره می‌کنه. خدا رحمت کنه حاج حق‌شناس رو، فرمود این ایثار بزرگی می‌کنه در معرض قرار. بعضیا میان توی صدا و سیما، جاهای دیگه، مجری، خادمیه، مدد می‌کنه، جزو عوامل هستش، هر قسمتی داره می‌د... فرمود همین که در معرض قرار می‌گیری، یک آدمای خبیثی هستن، اینا تا تو رو بی‌آبرو نکنن، رهات نمی‌کنن، تا حرف در نیارن.

بعد آقا امام رضا علیه السلام فرمود خود حضرت رضا میاد به میدان و نفرین برای اون اشخاصی می‌کنه که با آبرو انقدر بازی دارن می‌کنن. امام رئوف، امام رئوف، امام رئوف... غریب... این مضامین... احادیث داریم که قیامت می‌شه به شخص می‌گن یک چیزی رو به تو دادم که به انبیا و اوصیا و اولیا هم ندادند. خدای چی؟ یک نعمت بزرگ! می‌گه اینکه مشهورت نکردم، اینکه مشهورت نکردم نعمت بسیار بزرگی بود که به انبیام و اولیا و اوصیا و خیلی از اولیا هم ندادند. چرا؟ چون بعضیا این‌جورن، جلو زبونشون رو نمی‌تونن بگیرن.

اینجا همسر حنظله وحشت‌زده است، سریع می‌ره چهار تا بانو رو میاره، کسای دیگه رو میاره، می‌گه بابا این همسر من بوده، با هم بودیم، جناب حنظله که بعداً کسی تهمت نزنه. و خدا بهشون فرزندی به نام عبدالله بن حنظله رو بیان می‌کنه.

جلسه قبل این پنج تا شش تا ویژگی رو امروز... جلسه قبل یک دونه رو بیان کردم که حیفه تکرار نکنم، بله.

پدر جناب حنظله از لشکر دشمن و از دشمنان سرسخت آقا رسول اکرمه. تو جنگ احد با جریان ابوسفیان و سفیانیان می‌آیند، بدنه رو مسلمی کردند، می‌رسه به پسر خودش حنظله. تا می‌رسه اونجا گریه‌اش می‌گیره، می‌گه پسر من رو مثله نکنید و بدانید این پسر من حسن خلق داشته و آدم شریفی بوده. عجیبه! دشمن پیغمبره، دشمن مسلمانان، دشمن مؤمنین، این‌جور درباره یک مؤمن صحبت می‌کنه. بعدم می‌گه که در تمام عمر من گواه این هستم، در تمام عمر این به پدر و مادرش احترام می‌ذاشته. ببینید عزیزان، یک کسی شریف بودنش، خوش‌خلق بودنش، احترام به مادر... او رو به جایی می‌رسونه که از پدر منحرف این شخص می‌شود اولیا خدا. یعنی یک سری خصوصیات اخلاقی بالاخره شخص رو نجات می‌ده.

حالا وارد این بشیم که ما پنج نفر رو عرض کردیم تو این آیات. یک آیه رو بیان کردیم درباره پدر حنظله، خلاصه بحث. یک آیه درباره پدر زن، یک آیه درباره پدر همسرش که رأس منافقین بود و ضربه زیادی‌ست عبدالله... یک آیه سوره مبارکه نور درباره جناب... حالا در مورد این خانواده سه تا آیه رو عرض کردیم. حالا درباره پسر و فرزند همین حنظله که چند ماه بعد از شهادت جناب حنظله به دنیا آمده، عبدالله ابن حنظله، توضیح بدیم.

عبدالله ابن حنظله که حالا متناسب با جریان بعد کربلا، خدا توفیق داده الحمدلله، این بحث خانواده قرآنی ما یک ربطی پیدا می‌کنه. این جناب عبدالله بن حنظله بسیار آدم مورد احترامی بود، بسیار آدم شریفی‌ست، بسیار آدم عابد و زاهدی‌ست. معروفه که اون آیات جهنم که گفته می‌شده، گاهی اوقات ایشون حالت غش بهش داده و ترس شدید. معروف بوده به عابد بودن، زاهد بودن، مقید بودن. شخص بسیار بسیار محترمی هم بوده. تو خیلی مواقع می‌گفتن این اصلاً رختخواب برای خوابیدن نداشته بس که اهل عبادت بوده.

این شخص با این ویژگی‌های نابی که از جناب عبدالله ابن حنظله بیان می‌کنند، منتها تو یکی از مهم‌ترین زمان‌های تاریخ، دانسته یا ندانسته، عمداً یا سهواً، ضربه‌ای به عاشورا به آقا اباعبدالله و عاشوراییان زده. با تمام این خصوصیاتی که از صالح بودن و خوب بودن او بیان می‌کنند، ضربه بزرگی می‌زنه و وقتی از خواب بیدار می‌شه و میاد دفاع بکنه از جبهه حق که خیلی دیر شده و باعث می‌شه واقعیت حره که یک جنایت بسیار بزرگی بوده اتفاق بیفته که حمام خون و جوی... این از این عبدالله، جناب عبدالله بن حنظله ما تو کربلا یعنی محروم موند از یاری سیدالشهدا.

حالا عرض می‌کنم ما تو کربلا آقا نجم‌الدین عزیز یک جریاناتی داریم که همین‌طور ادامه پیدا کرد. آقا اباعبدالله پدر زحمت کشیدن و فرزندشون مولا آقا علی بن الحسین سال‌ها اون مسیر رو ادامه دادن تا تونستن این عناصر جبهه باطل بتونه آسیب ببینه. متأسفانه بعضیا هم زمان پدر یعنی آقا اباعبدالله الحسین و هم زمان فرزند آقا امام سجاد کم گذاشتن، یکیش همین عبدالله ابن حنظله است. و چون پایگاه اجتماعی داشتن، وجهه مردمی داشتند، اینها ضربشون بیشتر شد.

تو زمان آقا اباعبدالله الحسین و بعدش ما یک مشکل بزرگی داریم. یکی از جهت جریان بنی‌امیه، مردم رو انحراف عقیدتی عجیب و غریب ایجاد کرده. این سقوط عقیدتی رو می‌بینیم. یک جایی داره آقا امام باقر می‌فرماید با پدرم امام سجاد می‌رفتیم از مدینه به سمت مکه. حضرت می‌فرماید یک راهزنی اومده، آقا امام سجاد اومده، راهزنی هی هر کاری می‌کنه این گوش نمی‌ده. بعد امام باقر فرمود پدرم بهش گفتش که: «عَیْنَ رَبِّکَ؟» خدات کجاست؟ اونم با مسخره‌گی گفت: خدا خدا خواب تشریف داره. حضرت گفتش که بابا یک ذره مال و اموال بهت می‌دیم، غارت نکن. گفت: اَمْوَالُکُمْ... مال و اموالتون رو می‌گیرم. گفت: بابا زن و بچه همراهمونه. گفت: هم مال و اموالتونو می‌گیرم، هم سرتونو می‌برم. فرمود: بابا خدا خواب تشریف داره؟ و همونجا دو درنده آمدن، در همون جا دو درنده آمدن، یکی سر این رو و یکی بدن این رو پاره‌پاره کرد. آقا امام سجاد فرمود: «زَعَمْتَ أَنَّ رَبَّکَ نَائِمٌ» خیال کردی خدا خوابش...

این‌جور سقوط عقیدتی اتفاق افتاده که «رَبَّنَا...» اینجا به مکه و مدینه... اشارون... رجلاً... این‌جور سقوط کرد که فرمود ۲۰ نفر پیدا نمی‌کردی که این‌ها حب اهل بیت داشته باشند. جریان بنی‌امیه این‌جور انحراف ایجاد کرده بود نسبت به ولایت و ولایت‌مداری دور شده بودند.

سوم: یعنی پرچم جبهه حق آسیب دیده بود، جبهه باطل تمام‌عیار به میدان آمده بود.

سوم: سقوط اخلاقی. سقوط اخلاقی انقدر تو این دوران عجیب و غریب بود. تو زمان آقا امام سجاد هم بعدها مروانی‌ها این جریان را همین‌طور دور دادن. سقوط اخلاقی عجیب و غریب، بی‌حیایی، بی‌شرمی، لاابالی‌گری، دیگه این محرم و نامحرم و این‌جور چیزا اصلاً مطرح نبود. یک بی‌حیایی عجیبی جامعه رو فرا گرفته بود. کسایی که شعرهای مستهجن می‌گفتن و می‌خواندند و اینها، اینا شده بودن محبوب مردم. بزرگترین تشییع جنازه‌ها برای اینا اتفاق. استحاله فرهنگی اتفاق افتاده تو این دوره.

وقتی که جریان ولایت رو شما تضعیف بکنید، تخریب بکنید، دور ازش بشید، جامعه عجیب و غریب در اختیار ظالمین مستکبرین می‌فته. اینا با همه... یعنی شما وقتی حول محور ولایت نباشیم، بی‌شرمی و بی‌حیایی تو جامعه زیاد بشه، تو اقتصاد هم بی‌حیایی زیاد می‌شه. طرف تو ظلم و جنایت و کودک‌کشی و کودک‌خواری زیاد می‌شه. جریان مستکبرین مسلط می‌شن. این دوری از ولایت این آسیب‌های بزرگ رو داره.

تو این دوره شما نگاه می‌کنید، خبیث‌ترین انسان‌ها مسلط می‌شن. حتی توی دوره همین حاکمان مروان، جریان مروانیا شخصی رو حاکم عراق قرار میده. من هفته پیش خالد بن عبدالله قصری رو بیان کردم. این دفعه این جلسه برای شما یوسف بن عمر ثقفی. این حاکم عراق شد. ببینید شما امام حسین و جریان ولایت و جریان آقا قمر بنی‌هاشم و انسان‌های وارسته رو کنار می‌ذاری، ببینی چه بلایی سرتون میاد. تضعیف می‌کنید، تخریب می‌کنی، تحقیر می‌کنی، چه بلایی سرتون میاد.

این یوسف ابن عمر ثقفی رو می‌ذارن حاکم عراق. حجاج یوسف ثقفی رو مردم شنیدند، بله. مسلم ابن عقبه... رم... الان اشاره می‌کنم که می‌گن مُصَعَّبُ... مسلم بن عقبه بس که کشت... خالد بن عبدالله قصری را هفته پیش گفتم، این هفته یوسف بن عمر ثقفی رو بگم. شخص خبیثی بوده، بعد جثه کوچکی داشته. وقتی می‌شه حاکم عراق، تو همون زمان مروانیان یک جثه کوچکی داشته. این رفته بوده خیاطی، گفتن آقا بهترین خیاط این شهر کیه؟ فلان. رفت پهلوش، گفت یک لباس خوب برای من درست بکن. پارچه رو که داد، گفتش که این جثه شما کوچیکه، این پارچه خیلی زیاده آوردی. دستور داد این رو شکنجه‌اش بدن که چرا این بی‌ادبی به من بود که چرا گفتی... خیاط بعدی. اون خیاط بعدی هم گفت: بابا این همه برای این جثه شما این همه پارچه لازم نیست. گفت اینم شکنجه بدید، مجازات، زندان، تازیانه. طوری شد که همه خیاط‌های شهر فهمیدن این رو. از اون به بعد خب... اینم راه... لباس می‌داد برای دختر... تا پارچه می‌آوردن، می‌گفتش که با این جثه‌ای که شما رشیدی که شما دارید و بدن به اصطلاح تنومندی که شما دارین، می‌ترسم این پارچه کم بیاید، می‌ترسم کم بیاید. این‌جور می‌گفته. باید یک فکری براش بکنن. می‌گفت آقا خوبه اینو بهش جایزه بدید. عجیب! آدمای عقده‌ای، مستبد، مستبد، خودخواه، خودرأی...

گفت وقتی از جریان ولایت که دور بشید، یک همچین بلایی میاد، یک همچین ظالمینی میان، یک همچین مستکبرینی میان، یک همچین گروهی میان مسلط می‌شن. تو این دوره‌ای که سقوط اخلاقی، سقوط فکری، سقوط عقیدتی، سقوط سیاسی، حکومتی، اینجا باید جریان ولایت رو تقویت کرد، این جریان جبهه عقل رو تقویت کرد که نجات پیدا کنیم. دقیقاً توی اینجا آقا امام حسین می‌فرماید: «مَثَلِی وَ مَثَلُ یَزِیدَ...» یوسف... عبدالله بن حنظله بزرگ مدینه است، پایگاه اجتماعی داره، عابد و زاهد هم هست، مردمم قبولش دارند. به جای اینکه دفاع کنه از آقا امام حسین، بر علیه یزید می‌گه: بابا این یزیدیا بدم نیستنا، این‌جوری نیست که این‌ها می‌گن. اینا خواص جامعه، خواص جامعه، خواص جامعه. اینجا ضربه می‌زنن.

یک جا تو تحلیل‌ها این هستش که چرا عبدالله بن حنظله تو مدینه، اینها بعد از کربلا اینا چرا شکست خوردن و به اون وضع فجیع اینها کشته شدن و این همه جنایت اتفاق افتاد؟ یک چند تا تحلیل: یکی اختلاف بین خودشون و دو رهبری زمین‌شون زد. امروز باید خیلی دقت بکنیم، تفرقه. این تفرقه خیلی ضربه می‌زنه، خیلی باید حواسمون جمع باشه تو جامعه. یک موقع رهبر عزیزمون هی تذکر می‌ده، می‌فرماید اصولی‌ترین نکته، نکته وحدت. دوباره نباید بیایم این رو هم یک جوری توجیه کنیم، دوباره خرابش کنیم.

تو واقعه حره اون جنایت بزرگ بعد از کربلا، یکی از علت‌هاش اون بحث تفرقه بود. اون تفرقه زمین زد و دشمن مسلط شد. همین‌ها اومدن مکه رو به هم بریزن، عبدالله زبیر تعدادشونم کمه، ولی موفق نشدن. اینا چون دو تا رهبری نبود... عبدالله ابن زبیر... ولی تو مدینه می‌گن دو رهبری شد، یکی عبدالله بن حنظله شد، یک سری دیگه... این افترا، این تفرقه آسیب زد و دشمن رو مسلط کرد. خیلی باید حواسمون به این جمع باشه. در عین اینکه اختلاف سلیقه وجود داره، اختلاف نظر وجود داره، ولی در مقام اجرا، در مقام دقت‌ها، نباید طوری باشه که تو میادین و محفل‌ها این تفرقه... تفرقه خیلی ضربه زده.

یک تحلیل دیگه هم رهبر شهیدمون تو قضیه واقعه حره داشتن. همین اتفاقی که افتاد که اشاره می‌کنه که چرا ضربه خوردن. ایشون فرمود که دیر عمل کردن نسبت به نظر ولی خدا. به موقع نرسیدن، به موقع نرسیدن. شبیه توابین دیر عمل کردن، کار از کار گذشته، کار از کار گذشته بود. عبدالله ابن حنظله موقعی که آقا امام حسین داره، یزید... اینها تو فکر می‌گن نه، همچین مثل یزید این‌جوری هم نیستش، آقا بد فکر می‌کنید درباره این ظالمین و مستکبر. بعد که حضرت از مدینه خارج شدند یا به نوعی اخراج شدند، اومدن مشرف شدن مکه، از مکه خارج شدن، لحظه به لحظه می‌خواستن حضرت رو به شهادت برسونن، بازم اینا می‌گفتن اینا آدمای خوبیه، بابا ولی خدا رو راحت می‌خوان بکشن. چه‌جوری اینا آدمای خوبین؟ و هرگزم عذرخواهی نمی‌خوان بکنن، عذرخواهی هیچی رو، همین عنادشون هستن.

خب همین جریان جبهه باطل می‌شه جبهه حجاج، یوسف ثقفی، حجاج یوسف ثقفی از همین جریانه، از همین جریان جبهه باطله. می‌گه من اگر بی‌گناه رو بکشم خوشحال‌ترم. اینقدر خبیثن اینا، انقدر سقوط... قدرت سقوط و اینقدر تسلط بر مردم... این جریان جبهه حق و جبهه مقاومت و این جریان‌ها اگر ظالمین مستکبرین دست برنمی‌دارن...

شریعتی:
نمی‌دونم چقدر فرصت... قرآن رو بشنویم... اگر نکته ضروری باقی مونده بفرمایید، اگر نه ببینیم بعد از تلاوت چقدر فرصت داریم إن‌شاءالله. پس بعد از من... همین عبدالله ابن حنظله رو و این واقعه حره رو یک توضیح کوتاه عرض کنم.

آقا خیلی ممنون متشکرم. خدا إن‌شاءالله خیرتون بده. خوش به حال همه اونهایی که دارن گذرنامه‌هاشون رو وارسی می‌کنن، تاریخ انقضاش کیه اقدام بکنند، یا گذرنامه جدید بگیرند یا تمدید بکنن، یا نه اصلاً دارند چمدون سفر را می‌بندند و عازم کربلای معلی می‌شن. اونایی که از اربعین پارسال تا امسال دارن لحظه‌شماری می‌کنند، تقویم ورق می‌زنند که کی اربعین از راه می‌رسه که ما زائر سیدالشهدا بشیم. بعضیام نه، یک نگاه به دستای خالیشون می‌کنن می‌گن کاش می‌شد این اربعین ما زائر می‌شدیم و برای اولین بار حال و هوای بین‌الحرمین رو نفس می‌کشیدیم.

طریقه مشایه، طریقه نجف به کربلا رو... ما سال‌هاست عهد کردیم که همدل بشیم، همراه بشیم برای اعزام زائر اولی‌ها به زیارت اربعین. هزینه‌های سفر تو اربعین خب قطعاً کمتره، ما تعداد بیشتری رو می‌تونیم اعزام بکنیم، مخصوصاً نوجوان‌ها که اولویت با آنهاست که کربلا یک مکتب تربیتی است و برای آنها بسیار سازنده. اگر شما هم می‌خواید همراه بشید، بانی این کار خیر بشید، بِسْمِ اللَّهِ. کافیه به زیرنویس‌ها دقت بکنید یا به کانال ما مراجعه بکنید یا عدد ۴۰ رو به 20000303پیامک بکنید. خدا إن‌شاءالله به بهترین وجه از همتون قبول بکنه و حتم دارم این نوجوان‌ها، این مردم عزیزمون خیلی با معرفتن، خیلی باصفا، خیلی باوفا هستند و اگر مشرف شدن زیارت عتبات، حتماً برای بانیان این کار خیر دعا خواهند کرد و سلام‌رسان شما خواهند بود.

آیات رو بشنویم. بعد از تلاوت آیات اشاره در لحظات دقایق پایانی، با احترام، با عشق همراه شما هستیم و در کنار شما. بفرمایید خواهش می‌کنم.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ.

شریعتی:
حال خوب برای همه شما آرزو کنم به برکت این آیه‌های نورانی. و سلام و درود می‌فرستم از طرف خودم و از طرف شما و همه سربازان رشیدمون به فرماندهان غیورمون. ما این سفر که مشرف شدیم به معنای واقعی کلمه خرمشهر و آبادان و اونجا رو نفس کشیدیم، گرمای هوا، شرجی هوای، یک جاهای قطع برق که حالا من شنیدم الحمدلله داره مدیریت می‌شه با کمک مردم با صرفه‌جوییشون. همونجا سلام فرستادم به همه رزمندگانمون که توی همون هوا، توی اون بیابون‌ها، پشت کوه‌ها دارن از مرزهای این سرزمین دفاع می‌کنند و امیدوارم خدا به همشون توان بده و دعای خیر یک ملت بدرقه راهشون خواهد بود.

یک گزارشی هم عرض کردم، ما و آقا رضا ملایی و دوستانمون آماده کردن عزیزانمون از بازار شهر آبادان و إن‌شاءالله تقدیم نگاه پرمهر شما خواهد شد و دغدغه‌های مردم و نکته‌ها و صفا و صمیمیت‌ش. اگرچه نمی‌شه همش رو در قالب تصویر تقدیم نگاه شما کرد، باید برید اونجا و از نزدیک صفا و صمیمیت مردم خون‌گرم جنوب رو لمس بکنید.

إن‌شاءالله هر جا هستند موفق و موید باش.

نکته‌های پایانی رو بشنویم، یک جمع‌بندی داشته باشیم، باید خداحافظی بکنیم. بحث ما خلاصه این شد که امروز پنج نفر رو تو این بحث خانواده قرآنی اشاره کردیم: پدر رو، پدر جناب حنظله انحراف بزرگ او، پدر همسر او انحراف بزرگ او، و خود جناب حنظله و همسر که هیچ‌کدوم به پدرشون نرفتند.

خدا رحمت کنه حاج آقا مجتهدی رو، خدا رحمت می‌فرمود که این رو من بارها از حاج آقا مجتهدی شنید که یک موقع شماها پدراتون میاد ببینم، پدراتون آدمای منحرفین، ولی شما چه‌جور انقدر ناب و عالی دراومدید؟ بعد ایشون می‌فرمود که من حدسم این هستش که مادرای مؤمنه خوبی داریم. ما آدم مادرهای تربیت‌کننده با تربیت درست داریم که مادرها شما رو این‌جور خوب تربیت کردند و الا بعضیاتون پدراتون منحرف و مشکل‌دار... چه‌جور اینقدر شما بچه‌های خوب دراومدید؟ جناب حنظله و همسر، پدر پدرهاشون بسیار آدم منحرف، ولی این‌ها جز اولیا خدا در میان و قرآن سوره مبارکه نور.

فرزندش، پنجمین نفر، فرزند که عبدالله بن حنظله است... یک دقیقه فرصت... سر موقع ولایت‌مدار نبود، حرف آقا اباعبدالله رو گوش نداد. بعد از کربلا شاید حدود مثلاً یک سال و خورده‌ای، دو سال بعد کربلا، تازه اینا از خواب بیدار شدن. ببینیم این ظالمین و مستکبرین، یزید واقعاً هم این‌جوره. وقتی اومدن تو شام، انحراف یزید رو دیدن، تازه از خواب بیدار شدند. برگشتند... آقا نجم‌الدین عزیز، موقعی هم که برگشتن، بازم از نظرشون نیومدن ببینن امامشون ولی خدا علی بن الحسین امام سجاد چی می‌گه. بازم برای خودشون گفتن آقا ما جنگ شروع می‌کنیم. اینجا هم بود که امام سجاد اصلاً مدد به اینها نرسوند. نیومدن بازم از امام بپرسن الان موقع آتش‌بس است، الان موقع صلحه، بله. باز هم اینجا سر خود شروع کردن حمله. یزید هم دستور داد مسلم بن عقبه رو آوردن. او وقتی آمد، بعضیا بالای ۱۰ هزار، بالای ۲۰ هزار سرباز از شامات اومد. این‌ها وقتی آمدن، سه شبانه‌روز بهشون گفته شد: سه جا شبانه‌روز جان و مال و ناموس مردم مدینه در اختیار اینها. و چه جنایت‌ها، چه تجاوزها، چه کودک‌کشی‌ها، چند هزار انسان رو سر بریدن‌ها، چیزهایی که حیا می‌کنه عالم الان بیان بکنه. تو همون مدینه اتفاق افتاد.

و این جنایت بزرگ، رهبر شهیدمون فرمود اینا دیر اقدام کردن مثل توابین. و این همه... تو بعضی تحلیل‌ها هم داره عرض کردم اون اختلافی که بینشون وجود داشت...

خدا رو به مقربین درگاهش قسمش می‌دهیم که إن‌شاءالله توفیق خانواده ولایت‌مدار، خانواده‌ای که قدم برمی‌دارند و خادم جریان جبهه حق، ایثارگر در همه زندگی هستند، إن‌شاءالله به همه ما اعطا بگرداند.

حجت الاسلام میرهاشم:
خیلی ممنون، متشکرم از شما، از نگاه پرمهرتون. ممنونم.

شریعتی:
فردا هم إن‌شاءالله خدمتتون خواهیم رسید با حضور حاج آقای نظافت و إن‌شاءالله سمت خدا را تقدیم نگاه پرمهر شما خواهیم کرد. سفر کنیم به جنوب کشور به قلب ایران و همراه بشیم با مردم خون‌گرم و درجه یک و صمیمی. من و آقا رضایی سریع به مردم زدیم... بخش‌های تقدیم نگاهتون می‌کنیم.

تا فردا و تا سلام دوباره، متشکرم از شما.

ارسال دیدگاه


ارسال

جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید

دیدگاه ها