نابترین صبح، خداوند بیا، ای نور دریچههای پیوند بیا. آن آینههای صاف را یادت هست؟ آن آینهها خاک گرفتند، بیا. سلام میکنم به ملتی که دعای «اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرَجَ» ورد زبونشونه. سلام میکنم به مردم عزیز، به مردم رشید، به مقاوم ایران سربلند اسلامی. سلام میکنم به رهبر شهید، به فرماندهان رشید و سلام میکنم به عاشقان و عزاداران سیدالشهدا علیه الصلاة و السلام. عزاداریهاتون قبول باشه. ایران یکپارچه به پا خاسته برای بدرقه رهبر شهیدمون.
آقای شهید ایران، تلقی من اینه ما یک الگویی از اربعین رو باید برای بدرقه رهبر شهید پیاده بکنیم در شهرهای تهران، در قم، در مشهد مقدس و در عتبات و در کربلای معلی. و امیدوارم که به برکت این همراهی و همدلی حول محور رهبر شهیدمون و حول محور رهبر عزیزمون إنشاءالله مراسم بدرقه باشکوهی رو همهمون شاهد باشیم و إنشاءالله به دنیا نشون بدیم.
حاج آقای نظافت، سلام علیکم و رَحْمَةُ اللَّهِ، عزاداریها قبول و خیلی خیلی خوش آمدید.
حجت الاسلام نظافت:
سلام، سلام بر شما و همه بینندگان عزیز. أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ وَ بِهِ نَسْتَعِینُ. السَّلَامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلَی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلَی أَوْلَادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلَی أَصْحَابِ الْحُسَیْنِ.
از تسلیت شب ۷ امام شهیدمون امام حسین علیه السلام و همچنین داریم نزدیک میشیم به ایام بدرقه باشکوه رهبر شهید، امام شهید. إنشاءالله که سعیمون رو تمام توانمون رو بذاریم و بدونیم این یک نوعی تعظیم شعائر هست و حق این رهبر را ادا کنیم. إنشاءالله داره نظاره دنیا، داره نگاه میکنه. امیدوارم که از این آزمایش سرافراز بیرون بیایم و یک بدرقه باشکوه و بهیادماندنی داشته باشیم و روح این رهبر ناظر هست، روح شهدا ناظر ما هست. من امیدوارم که بتوانیم حول محور رهبر عزیزمون اتحادمون رو حفظ بکنیم إنشاءالله و رهبر شهید خیلی دغدغه اتحاد ما را داشتند.
کلاً حاج آقا، پدر یعنی همش دغدغه اینو دارن. بعد رفتن من بچهها چیکار میکنن و ما از این جهت تا حالا خوب بوده، ولی شیاطین بیکار نمینشینند و میخوان تفرقه درست بکنند. ما با تمام تفاوتهایی که داریم، نگاههای متفاوتی که داریم، یادمون نره که دشمن مشترک داریم. دشمنیش تمام نشده، ناامید نشده، ولی ما با وحدتمون اونها رو ناامید میکنیم. و آنچه را که رهبر عزیزمون فرمودند، همونو ما انجام میدیم دیگه. مطالبه میکنیم. ایشون فرمودند مطالبه بکنید، این تفاهمنامه درست اجرا بشود. مردم شریف لبنان را فراموش نمیکنیم. این وحدت ساحات، یکی از مظاهر وحدت همین توجه به لبنان هست. چون اگر ما اونا رو بیاعتنا بشیم، بعد از دشمن روحیه پیدا میکنه، ولی اگر ما با هم باشیم، تعدادمون نسبت به این دشمنان کمه ولی چون وحدت داریم، ایمان داریم، اراده قوی داریم، إنشاءالله پیروز خواهیم شد إنشاءالله إنشاءالله.
من خواهش میکنم از همه مردم عزیز. حالا تهران میزبان خیل عظیم عاشقان رهبر شهید هست و داره مهیا میشه و آماده میشه برای مراسم بدرقه و تشییع. شهر مقدس قم همینطور، شهر مقدس مشهد هم همینطور. هر کسی هر کاری از دستش بر میاد به عشق رهبر شهیدمون باید انجام بده. حالا موکبهای خانگی، نمیدونم به اندازه اینکه مثلاً شلنگ آب شما بیارید بیرون، در بزارید یا پذیرایی بکنید از با شربت و آب نوشیدنی و هوای بچهها رو داشته باشیم، هوای کهنسالها رو داشته باشیم. به نظرم اینا قشنگیه. این مراسم بدرقه است که میتونه ثبت بشه و میتونه ما را متمایز بکنه و متفاوت بکنه و یک تشییع با شکوه و درخوری رو هممون تجربه بکنیم.
حالا جالبه عزیزانمون در برنامه سمت خدا و موسسه حضرت خدیجه هم در مشهد موکب خواهند داشت. حالا جزئیات إنشاءالله در ادامه خدمتتون عرض خواهم کرد. خلاصه دست به دست هم بدیم إنشاءالله این مراسم با شکوه برگزار بشه با سلامت و عافیت. به تذکرات مسئولین برگزاری مراسم هم خواهش میکنم دوستان خیلی دقت نظم باشه و اگر هر کسی بخواد هر کاری بکنه، کار خراب میشه. نظم، انسجام، شکوه مهم حضور است، بله. ممکنه به خاطر کثرت جمعیت برای همه تشییع میسر نشود. همین حضور و وداع و بدرقه کردن کفایت میکند. یعنی مسئولین برگزاری مراسم یک راههایی رو مشخص کردند، یک دستورالعملهایی رو ابلاغ کردند. ما هم حواسمون باشه مراقب باشیم که إنشاءالله با نظم هرچه تمامتر این مراسم برگزار بشه و إنشاءالله نظم که این مراسم را تماشا میکنه...
ما راجع به شخصیت رهبر شهید هر چقدر بگیم کم گفتیم. ساعتها و بلکه روزها و برنامهها میشه راجع بهش صحبت کرد. خیلیا این روزها میگن ما چقدر کوتاهی کردیم در شناخت شخصیت ایشون و حالا میگن آقا آقا ببخشید که ما شما رو اونگونه که باید نشناختیم. ما امروز در حد وسع و مجال و بضاعتمون با حاج آقای نظافت راجع به ابعاد مختلف و ساحتهای مختلف وجود و شخصیت رهبر شهیدمون إنشاءالله صحبت خواهیم کرد. سراپا گوشیم و إنشاءالله خواهیم شنید.
شریعتی:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ. ما هم خوب نشناختیم و هم نشناسانیم، بله. امثال بنده بوده دیگه. خدا إنشاءالله یکی از مصادیق جهاد تبیین، تبیین بله و البته تبیین مقدمش ارتباط صحیحه، بله. یعنی همون اول نباید بریم سر معرفی. اگر یک کسی خوشبین نیست باید رفیق بشیم، ذره ذره آمادگی پیدا میکند که بشنود. این ملاحظات اخلاقی جهاد تبیین بسیار اهمیت داره که در جای خودش عرض میکنه.
حجت الاسلام نظافت:
خب، ایشون شخصیت جامعی بوده. یکیش پرکاری ایشان بود. همه را دعوت به پرکاری میکرد. در حقیقت امیرالمومنین نفرمود شما نمیتونید مثل من علی باشید، ولکن «عَیِّنُونِی بِالْوَرَعِ وَ اجْتَهِدُوا» اجتهاد یعنی پرکاری. تو دعاهای ماه رجب داریم: «اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی اجْتِهَادَ الْمُجْتَهِدِینَ» خدایا اجتهاد یعنی سختکوشی، آدمای سختکوش رو روزی ما بگردان. این آقا – خدا حفظ کنه حاج حسین آقای یکتا – نقل میکنه: انقلاب رفتیم خدمت ایشان و آقا تعریف کردن از ایشان و گفتن این حاج حسین مثل اسب عربیه، هیچ وقت تمام نمیشه و خسته نمیشه. جمعیت خندیدن، آقا دیدم خندیدن متوجه نشدن، فرمودن بنده این اصطلاح اصبع عربی رو دوبار برای خودم به کار استفاده کردم. یعنی هم گفتن آقا ما تحقیر نکردیم حاج حسین را، گفتن منم. و این پرکاری همون چیزیه که حضرت علی علیه السلام توقع داشتند.
آقای راشد که حالا خدا إنشاءالله بیمارستان... ایشون نقل میکردند که از دوستان قدیم رهبری بودن، از قبل از بودن و در حقیقت ایشون مایه ادخال سرورم برای رهبری بودن. چون خیلی خوشمزه و دوستداشتنی هستند، میگن من میگفتم... من رفتم نزد حضرت آقا برای شفای آقای راشد، یک صلوات بفرستید.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.
و حضرت آقا گفتن حالت چطوره؟ گفتم آقا از دردهای دوران جسمی، گفتم زانو و نمیدونم چی و از این حرفا. فرمودند منم مثل شما کم و بیش چنینم، من هم... ولی من اون شور اول انقلاب و قبل از انقلاب را دارند. یعنی آقا جسمش پیر بود اما دلش جوان، جوان بود، پرشور، پرحرارت. توی این سخنرانیهای ۱۴ خرداد که آقا هر سال یه قرار خطابه، خیلی پیرمرد یک ساعت، یه جوری هم حرف میزد جمعیت پلک نمیزد. خیلی عجیبه، بله. خطابه... ایمان دلش جوان بود. یعنی روح که جسم رو میکشه و لذا در مورد اصحاب کهف داریم، خدای متعال فرمود: «إِنَّهُمْ فِتْیَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْنَاهُمْ هُدًی» فرمود اینا جوونایی بودن، ایمان آوردند، ما هم به هدایتشون افزودیم. امام صادق فرمود اصحاب کهف پیر بودند، به خاطر ایمانشون فرمود اینا جوان بودن. خوش به حال پیرای جوان و بعد به حال جوانانی که پیرن. و اگر خانوادهها بچههاشونو تربیت مذهبی کنند، بدونن بچههاشون همیشه جوانن. ایمان نقش ایمان اینه تا آخرین نفس جوانه. و رهبر اینجوری بودند. ایمان دل رو زنده میکنه، دل رو زنده میکنه، بله. و رهبری هم با نشاط بودن و هم نشاط میدادن به همه، مایه نشاط همه بودن، مایه امید همه بودن.
یکی از ویژگیهای رهبر شهید که من بارها عرض کردم اینه که ایشان بها میدادند به نوجوانان و جوانان و از امور خرد غافل نمیشدند. داره که در یک جلسه با یک نوجوانی به صورت ایستاده مشغول صحبت شد، گرم گفتگو. بعد متوجه شدم یکی از مقامات اومدن که با ایشون کار دارند. صحبت با نوجوان رو قطع نمیکنند، میگن یک صندلی برای آقا بزارید بشینن منتظر، یک ربع، بیست دقیقه طول میکشه. حالا اطرافیان حتماً ناراحت که بابا این جوان چرا وقت آقا رو گرفته. بعد خداحافظی میکنم، به این جوان اعتراض میکنه: آقا وقت آقا رو گرفتی، آقا معطل بود. این جوان میگه آقا من میخواستم تمام بکنم، آقا رها نمیکردند. من سوال داشتم در مورد نامحرم، در مورد مشکلات نوجوانی. ایشون هی میگفتن متوجه شدی؟ با حوصله. واقعاً اگر همه علما، همه روحانیون، همه اساتید دانشگاه همه حوصله کنیم... حالا خب ایشون خیلی دلمشغولی داشتن، خیلی کار داشتن، دغدغههای بزرگ، ولی از این خُردها و کوچها غافل نمیشدند، بله. این خیلی مهمه.
ما الحمدلله دروس حوزوی هم خوندیم دیگه. یک بابی هست تو ادبیات عرب، باب اشتغال که آدم به یک چیز مشغول میشه از یک چیز دیگه غافل میشه. اون عوامل نحوی... حالا ما هم اینجورییم، به یک چیزی که مشغول میشه دیگه غافل میشیم. آقا سعی میکرد غافل نشه. تکالیف همینه که از روی شخصیت جامعساخت.
یکی از ویژگیهای ایشون رعایت حق الناس بود، چه در برخورد با همسایههاشون، چه در مسائل دیگه. حالا نقل شده ایشان مشهد که تشریف داشتند، سحر که میخواستن بیان حرم، خب بالاخره رهبرن دیگه، یک ماشین جلوتر هست، یک ماشین عقبتر هست، حفاظت بشن. ایشون از توی آینه دیدن که هوا بارانی بود، باران اومده بود، زمین خیس بود. دیدن که این یکی از این ماشینها پاشید روی یک عابر پیاده. آقا دستور دادن ماشینو نگه دارید، عجب، گفتم برین حلالیت بطلبیم. اینا یکم داشتن تعلل میکردن، میگفتن خودم میرم. بعد ماشین رو نگه داشتن – از نظر امنیتی صلاح نیست – ولی نذاشتن ماشین حرکت بکنه تا رفتن رضایت طلبیدن، اومدن. چقدر حواس...
رئیسجمهور هم یک وقتی یک تصویری از ایشون در اومد که مردم... بله، خب آقای رئیسی هم محو رهبری بود، بله.
باز تو همون ایامی که مشهد بودن نقل شده که چون ایشون مرتب زیارت میرفتن، عشقشون زیارت امام رضا بود دیگه. بعد خیابونا خلوت بود، نصف شب که میاومدن چون آقا دو ساعت قبل از اذان تهجدشون شروع میشد، حرم بودن. بعد وقتی که رسیدن حرم، سرتیم کسی نبود، نصف شب بود، هیچکس نبود. فرمود زیارت من را چرا به حرام آلوده کردید؟ انقدر دقت که قانون نصف شب باشه، قانون.
آیتالله حائری شیرازی میگن من پشت سر ایشون یک وقت نماز خوندم، دیدم ایشون واقعاً وارد نماز شد، اصلاً محو شد. بعد ایشون میگن یک موقع از رئیسجمهور... ایشون یک رئیسجمهور با این همه دغدغه، نمازش با حال است، پیداست دقت میکنه. اگر قبل از نماز خوبی داشته باشیم، نماز خوبی میتونیم داشته باشیم. قبل از نماز ما یک جور دیگهای باشیم، موقع نماز معجزه نمیشود که یک بار که ما حال و هوامون عوض بشود نمیتونیم. حقیقت نماز اینکه میگه: «الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ» خوشا آنان که دائم در نمازند. مثل نماز که آدم مراقبه نباشه، نمازت نماز نمیشه. و ایشان حقیقتاً اهل معنویت بودند، حال خوشی داشتند، تهجد داشتن، اهل ذکر بودند. ذکر از کار طولانی...
و توی نامه مالک اشتر داریم که امیرالمومنین به مالک اشتر خیلی دستور به مالک اشتر میدن. یعنی الان مثلاً حکومت اینجوریه که قوه مقننه دارد، قوه قضاییه دارد، نیروی نظامی دارد، فلان. اونجا همه رو به مالک میگن، به یک نفر میگن. بعد اونجا به مالک میگن که بهترین وقتتو اختصاص بده بین رابطه خودت و خدا. بعد فرمود گرچه همه کارا برای خداست اگر نیت درست باشه، اگر رفتار درست باشه، ولی یک ارتباط ویژه با خدا. همین ارتباط ویژه و همین روح تهجد که از شخصیت آدمها کوه میسازه. «الْمُؤْمِنُ کَالْجَبَلِ الرَّاسِخِ» یعنی... توی خطبه متقین داریم وقتی نماز شب متقین را حضرت توصیف میکنند، بعد میگن: «أَمَّا النَّهَارَ فَحُلَمَاءُ عُلَمَاءُ أَبْرَارٌ أَتْقِیَاءُ». روز که میشه، اینا حلم دارن. اگه آدم بخواد بخوابه که حلم نمیخواد که. حلم مربوط به ارتباط با آدمهای جورواجور هست. اونم به ویژه کسی رهبر میشه، رهبر یک کشوری که اینقدر دشمن داره و اینقدر ندانمکاریها در داخل دارد. «آلَةُ الرِّئَاسَةِ» باید سینهاش فراخ باشد. سینه با اتصال به خدای نامحدود فراخ میشه و تحمل انسان بالا میره.
«یَا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ، قُمِ اللَّیْلَ إِلَّا قَلِیلًا، نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِیلًا، أَوْ زِدْ عَلَیْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلًا» چند تا فایده برای نماز شب خدای متعال میگه. یکیش اینه: «إِنَّ لَکَ فِی النَّهَارِ سَبْحًا طَوِیلًا». تو قرار نیست روزه بگیری، بخوابی، عبادت میکنی، قرار بری تو اجتماع، قرار پرکار باشی، قراره همین مردمو تحمل کنی.
یکی از ویژگیهای رهبر شهید این بود که نسبت به خانواده شهدا وفادار بود. همه ملت رو توجه داشت ولی به خانواده شهدا شفقت داشت، به خانواده شهدا احساس مسئولیت بیشتری داشتند. و هر شهری که میرفتن، به خانواده شهدا سرکشی میکردن. این جز برنامه مرتب و مداوم ایشان بود. حالا خانوادههای شهدای مسیحی هم میرفت، بله، دیدم تکریم میکرد، بله. و خب میدونید بعضی از فقها مثلاً پاک نمیدونن دیگه، میگن آقا مسلمان نباید بخوره. ایشون فتواشون هم... و به راحتی از پذیرایی اونها تناول کردند. اصلاً یک انسان استثنایی، انساندوست بود به معنای واقعی کلمه. انساندوستی خیلی مهمه، همونی که حضرت به مالک اشتر فرمود: از ته دل مردم جامعهتو دوست داشته باش، از ته دل. بعد فرمود این مردم دو دسته هستند: یا برادر دینیتان، اگر برادر دینی نیستند...
جالب است یک کتابی هست دیگه، هم چاپ نشد. شرح اسم، بله بله، از آقای بهبود. کتاب خوبیه، خیلی قشنگه، زندگینامه رهبرشه، آره. حالا نمیدونم به چه دلایلی چاپ نشد. نکات قشنگی داره. از جمله اونجا داره که وقتی از زندان حضرت آقا زمان شاه آزاد شدند – چند نوبتشون زندان بودن – رفتن به دیدن خانواده همسلولی که کمونیست بود. انساندوستی یعنی. حالا خداییش کسانی که دید خوشی به رهبرمون نداشتن، میدونن، میدونستند و الان میدانند که ایشون اینجوری بودن. یک علتش اینه که منی که طرفداری میکنم، روحی هم اینجوری نیستم. یعنی سنگ آقا رو به سینه میزنند، سیره آقا رو ندارم. یعنی اگر یک جوری زندگی کردی، رفتار کردی که آینه شخصیت رهبر شهید شدیم... آقا مردم جامعه ماست دیگه، آقا اینجوری بود، ولی طرفداران آقا بعضیا اینجوری نبودن. آقا را بد معرفی کردند. فقط رسانههای خارجی نبود، ما بسترشو فراهم میکنیم که بعضی از دروغها بچسبه. و لذا سیره آقا کمتر از سخنان آقا نیست. بعضیا همش سخنان آقا رو مطرح میکنه. آقا سیره آقا رو، به سیرهشون عمل کنید، به منش عمل کنید. اینم به معنای این نیست که دست از عقیدمون برداریم، برداریم، نه. ایشون سلامت داشت. هنر اینه یک وقت کسی وا داده میشود نسبت به عقاید حقش... خب یک وقت یک کسی نه، صلابت داره باز بدخلقی میکنه. ایشون تونست اینا رو با هم جمع بکنه.
یکی از ویژگیهای ایشان بزرگمنشی و کرامت ایشان بود که اینو آقازادهشون آیتالله سید مصطفی خامنهای، فرزند آقا، رفتارهایی دارند که ریشه در همین ویژگیها یعنی صفای باطن و بزرگمنشی دارد. بعد میگن گاهی برخی افراد برخوردهای بسیار بدی با آقا داشتند، اما ایشان طلب مغفرت حتی برای آنها را فراموش نمیکند. خیلی صدر و بزرگمنشی و کرامت. کرامت یعنی... آقا کلمه آقا به ایشون واقعاً میاومد.
یک بار فردی در خدمت ایشان با تندی گفت: خدا لعنت کنه فلانی را. منظور همون کسی بود که به آقا بدی کرده بود و به اصطلاح شمشیر رو نه که از رو بسته بود، از غلاف هم در آورده بود، حمله کرده بود و ضربه هم زده بود و این ضربه هم اصابت کرده بود. بعد آقا فرمودند که من تا به حال اینگونه افراد را نه لعنت، نه مرگشان را از خدا خواستند. این موضوع ایشون میگن به نظر من عجیب بود و نشان میدهد که انسان باید یک سرمایه درونی داشته باشد تا به اتکای آن اینطور حلم و سعه صدر داشته باشد.
آیا خاطره بگم از جناب حضرت حجتالاسلام مروی، تولیت آستان قدس. ایشان میدونید دیگه سالها بودند و نماینده حوزوی آقا، ارتباط حوزوی بودند و از طرف آقا میرفتن به علما سر میزدن. بعد ایشون میرن تو یک شهری – من خودم از ایشون شنیدم – و یک لیستی مینویسن که برن دیدن علمای اون شهر. به نماینده ولی فقیه اون لیست رو نشان میدن که حالا اگر یک کس دیگه هم هست شما هم بگید. این بزرگوار نیست و نگاه میکنه، اسم چند تا خط میزنه، میگه پیش این نمیخواد بری. ایشون میگه من اومدم بیرون، روش آقا که رفت، به حرف اون نماینده حضرت آقا نکرد. بعد خدمت حضرت آقا رسیدم، گفتم آقا داستان اینه، فلانی گفت اینا رو نمیخوایم، من رفتم. آقا گفتم خوب کاری کردی رفتی پیش فلان آیتالله رفتی... ضد انقلاب بود دیگه، ترسیدم جلو گفتم نه، پیش اونم برو، هدیه هم ببر. اصلاً ایشان اهل عقده و کینه نبود. خیلی با تقوا و با... واسه سعد برخورد میکرد. من ندیدم ایشون بگه تو قضیه فتنه است، فتنه ۸۸، سران فتنه رو بگه. اینا از قبل برنامه داشتند. شما پیام ایشون رو حالا إنشاءالله یک وقت بیارم نسبت به فوت حضرت آیتالله منتظری، خدا رحمت کنه دیدید خب، آقای منتظری بالاخره یک... بله، ولی با کرامت ایشون برخورد کرد. یاد بگیریم، انقلابیا یاد بگیریم جلو نزنیم از رهبری.
بارها بحث خودی و غیرخودی رو مطرح میکرد. منتها خودی که ایشان میگفت، دامنش گسترده بود. خودی که ایشان میگفت، همه ایرانیها بود. یک مستندی هم چند شب قبل میدیدم، سخنرانی ایشون در اوایل دوران رهبریشون بود. حاج آقای رضا... و بعد ایشون داشتن یک خاطرهای نقل میکردن از آخرین ملاقاتشون با حضرت امام، امام راحل. ایشون میفرمودند نکتهای که امام واضح و صریح به من گفتن، تو اون دقایق پایانی دیدارمون، گفتن: «أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ» گفتن این مهمترین توصیه امام که در گوش من مونده و شاید خلاصه وصیتنامه امام رو ایشون این میدونه. روزگار الان ما چقدر نیاز داریم، چقدر نیاز داریم.
الان میدونید دیگه به دلایلی تشدد ایجاد شده، دیگه خیلی حساب کرده مذاکره بشود و اونا هم حواسشون جمع است. یعنی اونا سوارن روی حساسیتهای ما رو میدونن. با ۱۰ واسطه تحریک میکنن. خواهش میکنم دشمن، دشمن و شگردهای اختلافافکنیاش را دست کم نگیریم. راهش چیه؟ راهش اینه که خوبی بگیم و گوش به فرمان باشیم. الان من میخوام بگم شما اشتباه کردی، خب دو سه تا از خوبیهاتو بگم که تفرقه درست نشه دیگه که اونم بدش نیاد. به مشترکات توجه بکنیم. با ولو ناراحتیم، یک دشمن نباید خوشحال کنیم. به دشمن نباید روحیه بدیم. امیرالمومنین در یک خطبه فرمود: «وَ فَعَلْتُمْ بِکُمْ الْأَعْدَاءَ» یک جوری رفتار میکنید که دشمنتون امید پیدا میکنه، دشمنتون طمع پیدا میکنه. خب بعد بعضی از مسئولین بهشون فشار میاد، خب برای دفاع از خودشون یک جملاتی میگن که نباید بگن. خب شما هم مقصر بودی دیگه. حواسمون باید جمع بشه دیگه. ما در وسط جنگیم، هنوز جنگ تموم نشده. چرا نیاز به وحدت را حس نمیکنیم؟ وحدتم حول محور رهبریه، حول محور ولی... با ناله و گریه و یک خانمی... چیکار بکنیم؟ ایشان رهبر که الحمدلله داریم. فرمودن من اجازه دادم اینا حسن بردارند، درسته تعهد دادن. مطالبه کنید، همین اجرای تفاهمنامه رو. خب مطالبه میکنیم دیگه. پس این نکات مثبتی داشته که گفتن مطالبه بکنید، چیز بدی که نمیگن، مطالبه اجراشو داشته باشید.
من خودم آقا بارها شاهد بودم که رهبر شهید از امور جزئی غافل نبود و به تنهایی، جدای از اینکه یک سیستم داره کشور، وزارت ارشاد داریم، سازمان تبلیغ... مکرر من خودم خدمت ایشان رسیدم و ایشان با تمام دلمشغولیهاشون از مدرسه من پیگیری میکردن چه خبر. یک وقت به من گفتن که شنیدم مدرسه رو توسعه دادی. چون ما پول جمع، قرض میکردیم، خونه میخریدیم، وسعت میدادیم. معلومه وضعت خوب شده. منم گفتم که خونه میخریدیم یعنی زمینهای اطراف اون خونهها رو میخریدیم برای... آره، یک که جمعیت بیشتری. بعد ایشون گفتن که شنیدم که پس وضعت خوبه. گفتم آقا اون موقع ۷۰۰ میلیون خیلی ارزشمند بود. گفتم ۷۰۰ میلیون بدهکارم، اگر نتونم بدم میرم زندان، فرصت مطالعاتی درست میشه. ایشان هم خندهشون گرفت و خب خوشحال شدم که لبخند بر لبان ایشان.
یک نشستی بود تهران، یک دفعه که دیگه طلابی هم سن و سال من، یکم سن بالاتر، بالاخره طلاب جوان در محضر ایشان صحبت جز اساتید و عرض شود خدمت شما: سه نفر از مشهد صحبت کردن، یکیشون من بودم. منم موضوع بحثم چی بود؟ بحث طرح تحول در تربیت و طلاب جوان، یک همچین چیزی. صحبتم دیگه با صراحت و... بعضی از مسئولین حوزه مشهد و قم هم بودن و خلاصه صحبت که تموم شد، حضرت آقا فرمودند که من خبر دارم این چیزایی که میگی خودت داری اجرا میکنی و اصلاً برای بعضی جای تعجب داشت که ایشان چطور خبر داره. بعد یک کسی به من گفتش که آقا ایشون شما را تشویقم کرد که با تو برخورد کسی نکنه. یعنی اینقدر ظریف، حساس بودند. حالا بعدها حضرت آیتالله خاتمی، آیتالله اعرافی گفتن حضرت آقا از اون صحبت به عظمت یاد کردن. مجدد من مشهد خدمتشون رسیدم، گفتم که اون بحثا چی شد؟ یعنی پیگیری کردن که اون بحثا بالاخره تو حوزه به نتیجه رسیدن، نرسید. یعنی میخوام بگم یک تنه – حالا مثل من هزاران نفر – ایشون برخورد میکرد، روحیه میداد، شخصیت میداد. یعنی میخواست کار بره جلو. یعنی ایشان به سیستم جاری اکتفا نمیکرد، به تنهایی هم احساس وظیفه میکرد.
یک دفعه من خدمتشون رسیدم و یک طلبه دیگه دو نفر بودیم، جلوتر از من نشسته بود. اینم برای من خیلی درس بود. گفتم تو چیکار میکنی؟ گفت من قم میروم درس میخوانم. گفتم دست کی میری؟ گفت درس فلان مرجع. گفتم به به، اون چیکار میکنند؟ اون بزرگوار گفت آقا مثلاً صبحها این درس رو میدن، ساعت فلان این درس رو میدن، هفته دو روز هم بعد از این درس رو میدن. ماشاءالله چقدر پرکار. حالا من تو ذهن شما که ۱۰۰ برابر دیگران پرکارید. بعد این حدیث تو ذهنم آمد که فرمود یکی از نشانههای حسادت اینه که آدم تعریف نمیکند. و آقا مرد آزادهای بود و خوبی هر کسی رو تعریف میکرد، به زبان جاری پیغمبر اینجوری تشحیص میکرد و تقویتش میکرد.
حالا این بزرگوار رفتن نوبت من. من گفتم که زمان جنگ شما فشنگ میدادید، ما میجنگیدیم. حالا جنگ نرم مهمات نمیدید، یا با هم بجنگی، هم مهمات تهیه کنید برای... انگار ثانیههای درنگ کردن و بعد اصلاً بالا، بالای عین نگاه کردند و گفتند: بله، درسته. منتها هر کسی میگه من خط مقدم، به من مهمات برسون... ماشاءالله حاضر جواب. دعا کن پول برسه. گفتم پول میرسه، میدید به دیگران. من خبر دارم آقا... ما احساس امنیت داشتیم در کنار ایشان، رک، راحت، پدرمونه حرفمون رفت و برگشت کنه. گفتم دعا کن پول برسه، ما اینجوری گفتیم. بعد یک جمله دیگه و دست آخر من گفتم حضرت آقا... من گفتم که روز قیامت نگید به من نگفتید، گفتم منم گفتم برید از ظرفیتهای موجود استفاده. مکرر در مکرر...
یک وقت تو یکی از این دیدارها من یک بزرگواری بودم مشهد، الان هم هستند با اقشار که یک مقدار مثلاً حجابشون ضعیفتره، با اینا کار میکردن. من ایشونو معرفی کردم، گفتم این بزرگوار دارن تشویق میکنند، ولی در عین حال گفتن آقا اول این جمع رو تقویت کنید. شما میدونید ایشان به تنهایی بنیاد برکت راه انداختن. سیستم داره کشور، غافل نبود از ظرفیتهایی که جداگانه خودش میتونه هول بده، بله، و کمک بکنه و کمک حال باشه. خیلی به نظر من درسها. یعنی نه سیستم را تضعیف میکرد، وزارتخانه کارشون رو انجام بدن، اما به اونها اکتفا نمیکرد. چون میدونید یکی از دشمنان جمهوری اسلامی بروکراسیست، بله دیگه، پیچ و خمهای اداری کار خوب پیش نمیاد. سعی میکرد که به اونا اکتفا نکنه. نمیگفت آقا اون وزارتخونه رو تعطیل کنیم، اونا رو تشویق میکرد. یک راههای موازی رو بله تعریف. لذا همین جبهه فرهنگی انقلاب و این تشویقهای اینجوری را حالا مثل ماها صدها نفر با ایشان برخورد کردند و ایشون جداگانه پیگیر موفقیت اون کارشون بودن. رحمت و رضوان بر این مرد بزرگ و چقدر خوشحالیم که معاصر بودیم با رهبر شهیدمون و حالا ایران داره آماده میشه برای بدرقه او.
شریعتی:
بدرقه آقای شهید ایران با شعار «باید برخاست». مخصوصاً عزیزانمون در تهران، در قم، در مشهد مهیای میزبانی خیلی عظیم عاشقانه رهبر شهید خواهند بود و إنشاءالله به بهترین شکل و بهترین وجه حق مطلب رو ادا خواهند کرد. آیات رو بشنویم. بعد از تلاوت آیات إنشاءالله با احترام در لحظات دقایق پایانی همراه شما هستیم و در کنار شما. بفرمایید خواهش میکنم.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ... اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ... اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ:
المر تِلْکَ آیَاتُ الْکِتَابِ وَ الَّذِی أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ الْحَقُّ وَ لَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یُؤْمِنُونَ
اللَّهُ الَّذِی رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَی عَلَی الْعَرْشِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی لِأَجَلٍ مُسَمًّی یُدَبِّرُ الْأَمْرَ یُفَصِّلُ الْآیَاتِ لَعَلَّکُمْ بِلِقَاءِ رَبِّکُمْ تُوقِنُونَ
وَ هُوَ الَّذِی مَدَّ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ فِیهَا رَوَاسِیَ وَ أَنْهَارًا وَ مِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِیهَا زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهَارَ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ
وَ فِی الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجَاوِرَاتٌ وَ جَنَّاتٌ مِنْ أَعْنَابٍ وَ زَرْعٌ وَ نَخِیلٌ صِنْوَانٌ وَ غَیْرُ صِنْوَانٍ یُسْقَی بِمَاءٍ وَاحِدٍ وَ نُفَضِّلُ بَعْضَهَا عَلَی بَعْضٍ فِی الْأُکُلِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ
وَ إِنْ تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ أَ إِذَا کُنَّا تُرَابًا أَ إِنَّا لَفِی خَلْقٍ جَدِیدٍ أُولَئِکَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ وَ أُولَئِکَ الْأَغْلَالُ فِی أَعْنَاقِهِمْ وَ أُولَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ... اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ.
إنشاءالله که همهمون زیر سایه قرآن باشیم، زیر سایه پرچم سیدالشهدا باشیم. یاد بکنیم از همه شهدای عزیزمون، از رهبر شهیدمون، از فرماندهانمون، از مردممون، از کودکان معصوم مینا و شهدای ناب دنا، از شهدای جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، یاد بکنیم از همه رفتهها، از همه درگذشتهها، اونایی که به محرم امسال نرسیدند. یاد بکنیم از دوست و همکار عزیزمون آقا فرزاد جمشیدی عزیز که امروز صبح هم مراسم تشییعشان بود. إنشاءالله که سر سفره اهل بیت متنعم باشند. باز هم از طرف خودم، از طرف برنامه سمت خدا شبکه سه، به خانواده محترم ایشون تسلیت میگم و امیدوارم اگر این تلاوت آیات و این دعای خیر مردم، ثواب و حظ و بهرهای داره، به روح ایشون برسه إنشاءالله.
نکتههای پایانی را بشنویم و إنشاءالله خداحافظ.
حجت الاسلام نظافت:
منم عرض تسلیت دارم به خانواده مرحوم. خدا إنشاءالله مشمول مغفرت رحمت که ناگهان چقدر زود دیر میشود.
یکی از ویژگیهای رهبر شهید، نورانیت ایشان و عمق اعتقاد ایشان به خدا بود. یعنی به معنای واقعی کلمه موحد. و رمز و راز شجاعت و نترسی ایشان در همین است که اطمینان داشت به وعدههای خدا. و لذا اینکه فرمود ملت مبعوث خواهد شد، پیروزی با ملت ایران است. مثلاً ایشون میگفت از موانع نمیترسید، از موانع تعجب هم نمیکنیم، بلکه اگر سر راه ما، سر راه انقلاب ما این موانع نمیبود تعجب میکردیم. آن ملت و آن انقلابی که به دلهای مؤمن و روحهای مصمم و قدمهای استوار و زبانهای صادق متکی باشد، او در مقابل این موانع عقب نخواهد نشست. هم واقعبین بود و موانع رو میدید، هم میگفت ما راهمون کج نخواهد شد، احساس وحشت نخواهد کرد، به حرکت خودش ادامه خواهد داد که به توفیق نهایی و پیروزی نهایی دست خواهد یافت. از عمق جان ایشون اعتقاد داشت. بیشترین آیهای که ایشون خوندن میدونید چیه؟ آیه نصرت. خیلی اعتقاد داشت و واقعاً همینجوری شد. و برای همین بود که ایشون تو همین سخنرانیهای پایانی فرمودند که خدا نصرت رو برای مردم ایران تضمین کرد. اعتقاد داشت ایشان.
بعد ایشون یک جا میگن: بنده عرض میکنم آنچه حالا همه باید بدانند، هم دوستان ما بدانند، هم دشمنان بدانند، هم خود ملت ایران بدانند – که میدانند – این است که ملت ایران در هیچجا به صورت طرف ضعیف ظاهر نخواهد شد. چون ما همه ابزارهای لازم را داریم. هم منطق داریم، هم نیرو داریم. ما هم در میدان دیپلماسی، هم در میدان نظامی إنشاءالله به توفیق الهی هر وقت وارد بشویم با دست پر وارد خواهیم شد. البته جنگ، زدن و خوردن زدن و خوردن دارد، معلوم است. در جنگ هم زدن هست، هم خوردن هست. نمیشود توقع داشت در جنگ حادثه پیش نیاید و لاکن... ولیکن دستمان به حمدالله پر است، هم در زمینه دیپلم پر است، هم در زمینه نظامی به توفیق الهی.
واقعاً باید خونخواه چنین رهبری باشید و کار تمام نمیشه. بله، مطالبه خونخواهی میکنیم با روشهای گوناگون. یعنی این نباید سرد بشه، نباید فراموش بشه، نباید فکر کنیم یک اتفاق سادهای افتاده. مرجع بزرگ رو از دست دادیم. یعنی یک رهبر سیاسی سرجاش، یک عالم و یک مرجع دینی و به تکتک مسلمانان در حقیقت توهین کردند. إنشاءالله فراموش نخواهیم کرد با این مطالبه خونخواهی.
و یکی از ویژگیهای رهبر شهید هم همین بود که ایشان روزه امام حسین رو خیلی دوست و رزق سالشون رو از همین روضههای محرم و فاطمیه. خیلی اهل توسل، اهل روضه از قدیمالایام که حالا ملت هم مشاهده کردند. منم دوست دارم حالا عرض توسلی داشته باشیم، ثوابش رو محضر رهبر شهیدمون هدیه بکنیم.
ایام ایام اسارت آلالله است. یکی از غصههای نسبت به امام حسین هرچه تونستن ظلم کردن، شما نمیتونید ظلمی رو بگید و اون انجام نشده باشه. امام حسین یک وقت «الْوَتْرَ الْمَوْتُورَ» شد، یعنی تک و تنها. ۳۰ هزار نفر شروع کرد غریبانه و شجاعانه و عزتمندانه به مبارزه کردن. داره که به هر طرف آقا حمله میکرد، اونا مثل ملخ روی هم پراکنده میشدند. یک وقت صدا زد که شما میدونید با کی دارید میجنگید؟ این پسر علیه شما نمیشید؟ رو آوردن به جنگ ناجوانمردانه. بارانی از تیر بر سر امام حسین نازل شد. هم تیر، هم شمشیر، هم سنگ. خلاصه بدن امام خون زیاد رفت و رفت و رفت. آقا خسته شدند، ایستاد استراحت بکنه. یک وقت سنگ اومد به پیشانی خورد، خون سرازیر شد. آقا پیراهن رو بالا، خون رو پاک کنن، تیر به قلبشون نشست. صدا زد: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلَی مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ، لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ». وقتی از اسب به زمین افتادند، بازم از بدن نیمهجان امام میترسیدن. آقا رو کرده، زانو نشستن، باز تکان خوردن، رفتن عقب. یک وقت امام دید دارن میرن طرف خیمهها. اینجا بود که صدا زد: «یَا شِیعَةَ آلِ أَبِی سُفْیَانَ، أَ لَا تَخَافُونَ الْمَعَادَ؟» اگر دین ندارید، اگر از معاد نمیترسید، تو دنیاتون آزاده باشید. شمر گفت چی میگی پسر فاطمه؟ فرمود: من با شما میجنگم، شما به من میجنگید، با این خانمها چیکار دارید؟ به این اراذل و اوباش بگو تا من زنده هستم طرف خیمهها نرن. یعنی ابیعبدالله میدونه شهید بشه، میرن و همین اتفاق افتاد. به جای اینکه دلداری بدن، حمله خیمهها را آتش زدن، چادر برداشتند، اموال رو ربودند. هر کاری کردند، دستشون از دستشون برآمد انجام دادن.
عَلِی لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَی الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ.
السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الْأَرْوَاحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنَائِکَ، عَلَیْکَ مِنِّی سَلَامُ اللَّهِ أَبَدًا مَا بَقِیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهَارُ وَ لَا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّی لِزِیَارَتِکُمْ.
شریک کنید رهبر شهید رو و همه شهدا و حقداران رو.
السَّلَامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلَی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلَی أَوْلَادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلَی أَصْحَابِ الْحُسَیْنِ.
شریعتی:
آقا خیلی ممنون، متشکرم. إنْشاءالله اربعین ببینیم همدیگر رو اونجا و إنْشاءالله زیارت اربعین رو برای همه عزیزانمون بنویسند. من تشکر میکنم از همراهی همیشگی عزیزانمون و یادآوری میکنم قراره «فرزندان غدیر» رو که هجدهم هر ماه قمری قرار گذاشتیم که به هم یادآوری بکنیم. در طرح فرزندان غدیر هم زوجهای نابارور میتونند شرکت بکنند، به کانالمون میتونند مراجعه بکنند و هم عزیزانی که میخوان مشارکت بکنند، کافی عدد ۱۸ رو به ۲۰۳۰۳ پیامک بکنند و إنْشاءالله در کنار هم لبخند رو به لبهای زوجهایی که سالهاست در انتظار فرزند هستند بنشونیم. باز هم این همدلی ما پر خیر و برکته.
قراری گذاشته اونایی که تا به حال مشهد نرفتن زائر مشهدالرضا بشن و زیارت اولیها همراهن. قراره این گزارش رو ببینیم: زیارت اولیهایی که از سیستان و بلوچستان عازم مشهد شدند به نیابت از شهید سید محمد تقی حسینی طباطبایی، نماینده امام در سیستان و نماینده مجلس بودند که در هفتم تیر به شهادت رسیدند و به نیابت از این شهید و همه شهدا عزیزانمون زائر مشهد شدن. ببینید و إنْشاءالله فردا با حضور حاج آقای عاملی به شما سلام خواهیم کرد. در پناه خداوند بزرگ و مهربان باشید.
آقا خیلی ممنون، متشکر.