اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

1405-04-11-حجت الاسلام عاملی-ثبات قدم در راه راستین امام حسین علیه‌السلام

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ. السَّلَامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَعَلَی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعَلَی أَوْلَادِ الْحُسَیْنِ وَعَلَی أَصْحَابِ الْحُسَیْنِ. خانم‌ها آقایان سلام، عزاداری‌هاتون قبول باشه إنْشاءالله. امیدوارم که به حق سیدالشهدا دهه اول محرم پرباری رو همه تجربه کرده باشیم و حالا تو این روزها، تو این شب‌ها که هنوز بیرق سیاه سیدالشهدا برپاست و خیمه‌ها برپاست، امیدوارم بهترین برکات نصیبتون بشه. خوش به حال اونایی که حال و هوای کربلا رو نفس می‌کشن. ما اینجا برای خودمون یه حسینیه کوچکی ساختیم و حالا در حسرت کربلا آه می‌کشیم.

معرفی برنامه

آرزو می‌کنم إنْشاءالله زیارت اربعین سیدالشهدا نصیب همه‌مون بشه و دوباره چشممون منور به صحن و سرای حضرت سیدالشهدا و قمر منیر بنی‌هاشم. إنْشاءالله خدمت همه خواهران و برادران عزیز، خانم‌ها و آقایان، با دل و جان سلام می‌کنم، هم مخاطبان قدیمی شبکه ۳، شنوندگان خوب رادیو محترم معارف، مخاطبان شبکه محترم افق. خوشحالیم که با همیم و در کنار هم و با احترام در محضر و در معیت حاج آقای عاملی عزیزمان. آقا سلام علیکم و رَحْمَةُ اللَّهِ، خیلی خیلی خوش آمدید.

حجت الاسلام عاملی:
عَلَیْکُمُ السَّلَامُ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ. محضر عزیزانم، ایرانیان عزیز، هموطنان گرامی در جای جای وطن مقدس ما ایران عزیز و همه، سلام و احترام و دعا دارم و از خدای متعال می‌خوام که عزاداری عزیزان قبول باشه إنْشاءالله و از خدای متعال می‌خوام که ما را از سیدالشهدا جدا نکنه، الهی آمین. این‌طور نشه که ما فقط ۱۰ روز با امام حسین زندگی بکنیم. حیف است سر امام حسین برای ۱۰ روز ذبح بشه. حیف است که ما فقط صدای موبایلمون ۱۰ روز عوض بشه. ارتباطمون با سیدالشهدا، همه صدای موبایلمون... خدای نکرده.

کسی که رفت کربلا – اسماعیل دولابی، خدا رحمت کنه – کسی که می‌گفت رفت کربلا دیگه نباید برگرده. یعنی اینی که عاشق در عشقش جوری صادق باشه که معشوق عاشقش بشه، این امضای عشق است و الا هوا و هوس است. «چیست در این انجمن محرم عشق غیور، ما همه بی‌غیرتیم آینه در کربلاست.» برای همین إنْشاءالله که ما با سیدالشهدا زندگی بکنیم. کربلا اسم یک سبک زندگی‌ست. سیدالشهدا اسم یک ثبت است، یک ادبیات خاص در زندگی انسان‌هاست. ادبیاتی که اساسش عزت است، شرف است، بزرگی‌ست، کرامت است، سیادت است، آقایی‌ست. یعنی از اول زندگی رو این‌جوری تعریف کردن، هم خود حضرت هم پدر بزرگوارشون. این جمله رو هیچ وقت از یاد نبریم: «فَخْرُ الْعَالَمِ» ولی عالم اسلام که بعد قرآن کسی نمی‌تونه همچین حرفی بزنه: «الْمَوْتُ فِی حَیَاتِکُمْ مَقْهُورِینَ، وَ الْحَیَاةُ فِی مَوْتِکُمْ قَاهِرِینَ» مرگ این است که زندگی بکنی ولی مقهور؛ حیات این است که بمیری ولی قاهر. به‌به، یعنی واقعاً جمله آسمانی است. یعنی لحظه به لحظه زندگی تفسیر عملی برای همه جمله است. عاشورا هم از همونجا گرفته شده. «پسر ندارد نشان پدر، تو بیگانه خوانش و سر...» ادبیات حضرت زینب هم همین‌طوری‌ست. شما خطبه‌هاشو نگاه کنید در مجلس ابن‌زیاد در کوفه که امروز بالاخره ایام حضرت زینب سلام الله علیهاست در شام. مگه می‌تونست کسی «رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا»... چنان با هیبت وارد مجلس ابن‌زیاد می‌شه یا مجلس یزید می‌شه، می‌گه من حاضر متکبرم. اینی که به ما هیچ اطلاع نمی‌کنه خودشو این‌جوری گرفته چیه؟ این زن یعنی ذره انفعال، ذره‌ای در برابر دشمن خودش رو بشکنه؟ این حرف‌ها، این ادبیات در ادبیات اهل بیت نیست. اینا یک خاندان، خانواده عزت‌اند. چرا؟ چون «وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ» فقط خبر نیست إنْشاءالله، یعنی باید عزت داشته باشید. در روایت از خدا: مگر همه چیز مومن کردند ولی «لَمْ یُفَوِّضُوا إِلَیْنَا أَمْرَهُمْ»... ذلت نکرد.

بسیار عالی، خیلی خوب گفت: «دریا به طلب از برهوت تو گذشت، یک قافله نعره در کوت تو گذشت. آن روز اگر چه تشنه بودی اما... آن روز اگرچه تشنه بودی اما، صد رشته قنات در قنوت تو گذشت.»

مراجعه به مکتب سیدالشهدا داریم صحبت می‌کنیم و تمنایی که سال‌ها وقت خوندن زیارت عاشورا کردیم که: «وَ ثَبَّتِّ لِی قَدَمًا»... «کَیْفَ اَصْبَحَ الْحُسَیْنُ وَ اَصْحَابُ الْحُسَیْنِ»... ۱۴۰۰ سال بعد از ندای «هَلْ مِنْ نَاصِرٍ» سیدالشهدا، بر بچه‌های این دیار، فرزندان این سرزمین، شهدامون صادقانه اومدن وسط میدان و لبیک گفتند و با زرنگی تمام اسم خودشون رو در خیل اصحاب آخرالزمانی سیدالشهدا ثبت و ضبط کردند. خوش به حالشون. اونا صادقانه گفتند: «یَا لَیْتَنَا کُنَّا مَعَکُمْ فَنَفُوزَ فَوْزًا عَظِیمًا». و حالا بگم: «وَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ، فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَی نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا».

راجع به صدق می‌خوایم صحبت بکنیم و جاری بودن فرهنگ و مکتب عاشورا، که یک طرح بحثی رو حاج آقای عامری در جلسه گذشته فرمودند و إنْشاءالله ادامه فرمایشات‌شان را دعوت می‌کنم. در هفته‌های پیش رو و در این هفته با ما باشید و بشنویم و إنْشاءالله بهره‌مند بشیم.

حجت الاسلام عاملی:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ. بحث ما در این است که این محرم، محرم استثنایی است. ما نباید از کنارش ساده رد بشیم. این محرم و نهضت سیدالشهدا یک عملکرد استثنایی از خودش نشون داد. این اقتدار است، این عزت مردم، ادبیات عاشوراست. یعنی سه ماه، یک ملت ۱۰۰ روز، یک ملت در برابر شرورترین ارتش دنیا و ارتشی که هرچه خواستند جنایت کردند، نه وثیقه بین‌المللی برای... نه معنا داره، هیچی. یعنی یله مطلق هستند، یله مطلق. «لَا یَرْکَبُونَ فِیکُمُ الْأَذَلَّةَ» هیچ عهد و پیمانی را پایبند نیستند. و اینا، هر یک ضرب‌المثل خوبی داریم، می‌گه من گوسفند سفیدم، گوسفند سیاهم، هر کجا باشه همونجا می‌گذارم. یعنی هیچ‌کس نمی‌تونه به من امر و نهی بکنه، کار خودم. استبداد، استبداد بی‌نظیری‌ست که ما در زمان معاصر بهش مبتلا شدیم متأسفانه. یک استبدادی که قدرت اهریمنی خاصی داره، قدرت ارتش، تجهیزات نظامی پیشرفته عوض دستشه و از جنگ جهانی دوم بعد با این هیبت خاص خودش هرچه ظلم کرده، ظلم کرده، حمله کرده، نظام‌های مشروع رو سرنگون کرده، رئیس‌جمهورها را دزدیده، ثروت‌ها را چپاول کرده، بچه‌ها رو کشته. تا ۸۰ هزار نفر کشته شدن در غزه، ۷۲ هزار را کشتند در لبنان. در ایران یک نفر کشته بشه، اهل آسمان و زمین شریک باشند در ریخته شدن خون یک نفر. خدا کل زندگی اهل زمین و آسمان می‌کنه بخاطر یک نفر. این نگاه چقدر نفیسه به خون. نگاه روایت هستا... رسول خدا: یک نفر کشته شده بود، قاتلش معلوم نبود. حضرت فرمود اگر یک نفر کشته بشه و در خونش اهل زمین اهل آسمان... ما چی می‌دونیم اهل آسمان چقدر شریک باشن؟ خدا کل اهل زمین اهل آسمان رو عذاب می‌کنه که چرا خون یک نفر ریخته شد. «وَ مَنْ قَتَلَ نَفْسًا...» این فقط در ادبیات ماست، در فکر ماست، در مکتب ماست، در دین ماست. یعنی جان‌ها گرامی و مقدس در نظر خدا. «الْإِنْسَانُ بِنْیَانُ اللَّهِ، مَلْعُونٌ مَنْ هَدَمَ بِنْیَانَ اللَّهِ» انسان ناموس خداست، بنیان خداست. خدا، خدا بنا کرده است. کسی جنایت را انجام بده و تو به سادگی... نسل‌کشی، نسل‌کشی، نه یک بار، نه دوبار، نه سه بار.

یعنی هر کجا الان دنیا نصب بشه ببینید، یا پای اروپا گیره یا آمریکا. بوسنی هرزگوین، هشت هزار نفر کشته شد. اینا رو کی کشتن؟ اروپا. این جنایت مرتکب شد چون نیروهای هلندی، نیروهای پاسدار صلح سازمان ملل هلندی بودند. این هلندیا اومدن اصرار کردن سلاح‌هاتون رو به ص...ها بدید، ما محافظ شما هستیم. سلاح‌ها رو گرفتن، خودشونو کشیدن کنار. دقیقاً نسل‌کشی. ۸۰۰۰ نفر که خیلی عذر می‌خوام، با نازی مسلمونا دستشویی درست کردن به پایه اروپاست. اروپا خیلی ناجوری داره.

ملت ما ۱۰۰ روز در برابر نه دو... گیر نیروی اتمی شرور اروپا، خود انگلیس، خود آلمان، خود فرانسه. اردن را تحویل داده بودن به آلمان پیشرفته‌ترین تجهیزات گرفت. ملت... صحبت سر این است که این اقتدار از کجا پیدا شد؟ این مقاومت از کجا پیدا شد؟ این ادبیات، این استقامت، اینه که تاب‌آوری به تعبیر امروزی‌ها چطور درست شد؟ یک وجه استثنایی بودن این محرم این است که یه معرکه‌ای درست شد، یه مواجهه درست شد، مشابه معرکه‌ای که در اون زمان بین سیدالشهدا و نیروهای اهریمنی بنی‌امیه درست شده بود و ملت ما خوب امتحان داد الحمدلله. خدا فرمود هر لحظه من شما را امتحان می‌کنم. خدا هر لحظه می‌چرخه، تکون می‌خوره. این ایام من درست کردم. شما رو نمی‌تونم... کل خلقت امتحان است. «الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیَاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا» و اگر خدا می‌خواد، من اصلاً جنگی نمی‌شه. «وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ» خدا می‌گه اگر من بخوام در یک وضعیت دشمن انتقام می‌گیرم، به شما احتیاج ندارم. «وَ لَوْ یَشَاءُ اللَّهُ» این امتحانیست که ببیند تو اجناس احتکار می‌کنی؟ تو خون مردم؟ به شیشه می‌پره به خاطر یه شناس دنیا؟ تو دلار سکه می‌ره ذخیره بکنی؟ در اون زمان یزید مشابهتشو ببینید. به امام حسین تسلیم مطلق، عجیب است. عین این تعبیر و ترامپ هم داشت می‌گفت تسلیم مطلق. یادتون هست بعد از جنگ ۱۲ روز؟ مقام معظم رهبری تصمیم مطلق... که ترامپ به زبانش آورد گفت باید تسلیم مطلق. عین همین یزید می‌گفت: «یَا حُسَیْنُ، إِمَّا بَیْعَةٌ...» چیزی درست شده است و حضرت فرمود: «هَیْهَاتَ مِنْ ذِلَّةٍ». حضرت از منزل کشیدن بیرون. یک نویسنده گفته که یزید شورش کرد بر علیه امام حسین، نه امام حسین اون کشید بیرون. گفت تو بیعت نکنی، صحه نگذاری، خلافت من خلافت نیست. تو این بله رو باید بگی. ما «آخِذٌ بِأَخْذِهِ»... چرا سبکه؟ یک بله بگیم؟ حضرت هم می‌فرمود اون وقت تهدید. وقتی که با تهدید می‌خواد بیاد بگیره، این بیعت دیگه نیست که. یعنی دیکته است، یعنی حرف من تموم شد.

یک جمله بگم این یادگاری باشه. معاویه می‌نویسه به امیرالمؤمنین: یادته که با مثل جمل مغشوش... شتری می‌گن که تخته اینجا سوراخ می‌کن، داخل می‌کنن، دیگه این جمشید نمی‌تونه تکون بخوره، دست یک طفل هم بدی می‌کشه. «بِاللَّهِ» تشبیه می‌کنه به شتر مغشوش، علی رو! «اللَّهِ» می‌گه این‌جوری پای بیعت آوردین؟ آخه... اذیت گرفتیم، کشیدیم اونجا. حضرت در جوابش نوشته: می‌خواسته منو خراب کنی، ولی منو خیلی بردی بالا. معلوم شد که این بیعت سر تهدید بوده. بیعتی که از سر تهدید باشه مشروعیت نداره، نه صحت هیچ خلافت‌رو تایید نمی‌کنه. اینا اینم می‌گفت که یا بیعت یا صرف... یا بیعت. اون وقت امیرالمومنین همونجا که سیدالشهدا تهدید کردن، اصلاً و اراد... زیر بار این ترتیب نرفت، گفت در ادبیات من زورگویی نیست.

در این قضیه، در محرمی که امسال درست شد، این تهدید، این فشار، این قدرت کذایی را آوردن، باعث نشد که ملت ما تسلیم بشه. ما این ریششو می‌خوایم پیدا بکنیم. نباید از کنارش رد بشیم. در این ماجرا هم رهبر ما هم ملت ما صدق خودشون رو ثابت کردن و با تمام سلول... به «هَلْ مِنْ نَاصِرٍ» سیدالشهدا لبیک گفتند. یعنی صدقت رو ثابت کنی در برابر معصوم، این خیر. می‌دونید که خدا صدق می‌خواد. روز قیامت: «لِلَّذِینَ صَدَقُوا»... «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ» صدق و صادقین، بیش از ۱۰۰ آیه قرآن است. خدا روز قیامت در کسی که شب اول قبر ازش سوال می‌کنن: «مَنْ رَبُّکَ؟ مَنْ تُرَبِّی؟» می‌گن: «اللَّهُ رَبِّی». خدا از بالا می‌گه: «کَذَبْتَ، جَهَنَّمُ» همین‌ه. خدا صادق نیستی، صادق نیست.

الان ما این همه زیارت عاشورا خوندیم، هیئت گرفتیم، گریه کردیم: «سَلِمَ لِمَنْ سَالَمَکُمْ، حَرْبَ لِمَنْ حَارَبَکُمْ، وَلَایَةَ لِمَنْ وَالَاکُمْ، عَدَاوَةَ لِمَنْ عَادَاکُمْ». این کی باید صدقه ثابت بشه؟ صرف اشک اگه باشه، اشک که ابن‌زیادم داشت. می‌دونید ابن‌زیاد گریه کرده، یزید گریه کرده، اشراف کوفه گریه کردن. در کربلا اشراف کوفه بالای تپه بودن، گریه می‌کردن. خیلی هم به امام حسین التماس کردن که بیا بیعت کن، ما بدنام نشیم در تاریخ. عمر سعد اونقدر به امام حسین التماس کرد که بیاد بیعت کن، منم بدنام نشم و به شمر نفرین کرد روز تاسوعا، گفت خدا لعنتت کنه، تمام برنامه به هم ریختیم. من می‌خواستم بدون جنگ به ری برسم، اما سیدالشهدا... یک فوق‌العاده... خدا لعنت کنه بعضی از آخوندهای وهابی رو که گفته که حسین فقیه نبود، یک جوان جسور بود. ابن‌تیمیه می‌گه امام باسواد نیستند. یکی دوتاش... با ساده مثل امام صادق، امام باقر... دعای عرفه رو خدا خودش انگار گذاشته تا امثال ابن‌تیمیه بینیش به خاک مالیده بشه. کل حکمای دنیا جمع بشن مثل دعای عرفه رو بخوان إنْشاءالله بکنن، امکان نداره. به تعبیر علامه طباطبایی انفجار توحیده، غوغاست. هیچ‌کس طاعات نتونسته پایین ادبیات حرف بزنه. به تعبیر علامه طباطبایی اولش که اوج می‌گیره تا آخر در همون اوج حرکت می‌کنه. واقعاً این‌طوره. چی تونسته این جمله رو بگه که خدایا من با این همه تلاشی که کردم که بفهمم تو منو خلق کردی، آخرش به این نتیجه رسیدن که «إِنَّ مُرَادَکَ مِنِّی أَنْ تَعَرَّفَ لِی فِی کُلِّ شَیْءٍ وَ لَا أَخْفَی عَلَیْکَ فِی کُلِّ شَیْءٍ»... به اون نقطه رسیده. قصه‌ها داره.

حالا من بخوام از جزئیات دعای ملت ما به مداد... در این ماجرا ملت ما به مدال «وَ ثَبَّتِّ لِی قَدَمَ الْحُسَیْنِ وَ أَصْحَابِ الْحُسَیْنِ» الحمدلله. این افتخار بزرگی‌ست که در طول تاریخ نصیب ملت ما شد. این خیلی... مدت زیارتش می‌خونیم: «أَشْهَدُ أَنَّکَ صَادِقٌ» این‌جوری امت به علت ما صادق شد، صدیق شد. ملت ما امام حسین تنها نگذاشت. الکفه دعوت کردن، تنهاش گذاشتن. یک عمریست ما داریم می‌گیم «فَمَا أَقَلَّکُمْ مَعَکُمْ، لَا مَعَکُمْ» اینه؟ کی باید ثابت می‌کرد؟ یک عمری داریم می‌گیم «یَا لَیْتَنَا کُنَّا معکم» برای گریه. عرض می‌کردن اشراف کوفه گریه می‌کردن. وقتی حضرت زینب اومد کنار جنازه سید، بدن سیدالشهدا که زنده بود گریه کرد. ابن‌سخت صورتشو گرفت اون طرف. اباعبدالله فرزند پیغمبر سرش ذبح بشه، تو نگاه می‌کنی اونم گریه کرد. گریه اگر مقصود به ذات ما باشه، گریه سیدالشهدا ابره است نیست، «قَتِیلُ الْعِبَرِ» است، عبور می‌کنه. کی می‌خوای عبور بکنی؟ به کجا می‌خوای عبور بکنی؟ اگر خودت قصه خود گریه مقصود به ذات باشه، در این صورت امام حسین خواسته برای ما، برای پولدارهای ما سرگرمی درست بکنه، برای روسا سرگرمی درست بکنه، برای مردم عادی... ریاست سرگرمی درست می‌کنه، ولی پولدار همساط درست می‌کنه که بشینی اشک بریزی، گریه کنی. اونوقت رئیس بشم، هیئت مرکز تقلیه هیجانات بشه که...

یادمون باشه من یک جمله می‌گم: هرچه عزیزان فراموش کردن فراموش نکند. امام حسین برای چشم شهید نشده، برای عقل و قلب شهید شده است. این چشم مقدمه است تا عقل دنبال مصالح کلان‌تر بره، احساسات عوض بشه، قلبت عواطفت عوض بشه، برداشت ذوقی دیگه. این اشک این چشمت رو بشوره و افق‌های دوردست رو ببینید، بله. چشم دلت باز بشه. یعنی من تکمیل کنم مطلب شما رو... امام حسین عاشق هر اشک چشمی نیست. اون اشک چشمی رو می‌خواد که اگر به جهنم بیفته، هر آتش جهنم خاموش می‌شه. یک قطره کدوم قطره است؟ اون قطره که شما رو با امام حسین هماهنگ همراه بکنه، سنخیتی ایجاد... و من همیشه می‌گم، می‌گم: اشکی که می‌تونه آتش جهنم خاموش بکنه، چرا آتش جامعه ما رو نمی‌تونه خاموش بکنه؟ این طمع‌ورزی‌ها، این فزون‌خواهی‌ها، این هوا و هوس‌ها، این دعواهای نفسانی که حضرت امام بهش می‌گفت این دعواها دعواهای نفسانی‌ست. این منیت‌ها، تفاوت‌ها، رقابت‌های افراد مادی که زندگی رو جوری کرده تنگ کرده که «لَا یَمُوتُ فِیهَا» شده و شده، یعنی جرعه‌جرعه غم غصه رو ما به اصطلاح بچشیم. ما قراره اینجا بهشت رو درست بکنیم. امام زمان که بیاد، ۸۰ بهشت در اینجا درست می‌شه. از سر خلق و خوک و سیرت زشت، هفت تو هشت بهشت شد. جهنم هفت در داره، بهشت ۸ در داره.

در این خصوص این شعارهایی که ما می‌گفتیم یزید... یزیدم گریه کرده. می‌گن قصه عبدالله بن حسن رو گفتن به یزید، یزید گریه کرد. حالا چه صحتی داره تاریخ نوشته، گفته اگر من در کربلا بودم از حسین دفاع می‌کردم. حالا بعضی فرزندان خودم رو از دست بدم؟ چه کاری، چه جنایتی بود کردید؟ اونجا اهل کوفه، حضرت زینب که وارد کوفه شد – که این روزها حضرت زینب – چرا ضجه می‌زدن کوفه؟ ضجه به آسمان بلند شده بود. حضرت نگفت باریک‌لا، نفرینشون کرد. گفت: «فَلَا رُقِعَ الدَّمُ» این اصل چشمتون هیچ وقت خشک نشه، همیشه گریه کنید. «شُبَّهَ الرِّجَالِ» چه جنایتی کردید؟ بله، می‌خوام برم گریه کنم، با هیچ چیز دیگه کار ندارم. اتفاقاً امام حسین شما همه‌چیز کار داشت. شهیدش کردن تماشا می‌کرد. این انحراف کلی که درست شده بود به کجا منتهی می‌شد؟ اصلاً اینه که در جای پیغمبر یزید نشسته. ما در رسالت پیغمبر از یزید سر درآوردیم، یعنی راه اشتباه رفتیم. اینه که حرکت کرده. رسالت کجا رسیده؟ یزید جای پیغمبره نشسته که می‌گه که این شراب طعم‌اندازه... «لِیَوْمٍ»... برای من خیلی راحت هستش که محمد از اون صحبت می‌کنه، اونا که شراب می‌خورن چشمشون روشن شده. خلیفه معلوم شد به کی افتتاح کردن. انحراف ببینید چقدر. و حالا سیدالشهدا باید بیاد می‌گه به قیمت از دست دادن جانم هم شد، اسارت اهل بیتم شد و فرمود غیر از من هیچ‌کس نمی‌تونه این کارو بکنه. «أَنَا حَقٌّ» اگر حضرت میدان ایستاد... هنر ۷۰ هزار منبر یا اباعبدالله؟ چطور می‌تونه تغییر بدی؟ هیچ‌کس با تو نیست یا اباعبدالله. چطوری می‌تونی تغییر بدی؟ شیاطین بنی‌امیه همه جا رو گرفتن. چطور می‌خوای تغییر بدی؟ همه رو با پول خریدن. چطور می‌خوای تغییر بدی؟

مقام معظم رهبری می‌فرمود خودتون رو به اون فضا بگذارید، بعد امام حسین که ذره‌ای ترس نداره، انفعال نداره، ناامیدی نداره، اونوقت بفهمید که سیدالشهدا چیکار کرده است. «هَلْ مِنْ مُعِینٍ...» «هَیْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ» ادبیات عاشورا کارشو کرد. رهبر شهید ما یک جمله گفت، گفت: ترسیدید باختید. ترسیدید، مخصوص نخبه‌ها بترسند، خواص بترسند، خواص مرعوب بشن، همه چیز از دست رفت. یعنی من یک جمله بگم... اونقدر رهبر شهید ما به وعده‌های خدا امید داشت، اعتقاد داشت، باور داشت، با تمام سلول‌ها می‌گفت «کَلَّا إِنَّ مَعِیَ رَبِّی» و خدا هم می‌گید که از من هیچ‌کس نمی‌تونه سوال بکنه: لَا يُسْأَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَهُمْ يُسْأَلُونَ ولی می‌گه یک جا می‌شه سوال. بعد دادم به شما وعده دادم، از وعده من سوال می‌شه. چند جور معنا کردن... حالا عرضم خدمت شما: اهل کوفه گریه می‌کردن اما دیگه فرصت گذشته. یعنی الأمور مربوط به اوقات‌ها، سر وقت باید اقدام کرد. در این دنیایی که با سرعت تحولاتی که... و این‌جوری که انسان‌های نامحرم حقوق بشریت سرنوشت با سرنوشت انسان‌ها بازی می‌کنند، اگر کسی پایاپای تحولات علمی حرکت نکنه، ادبیات عاشورایی نداشته باشه، جرات نداشته باشه، همه‌چی بترسه...

پهلوی چرا خاک‌های ما را داد؟ دوستی با دوستی با همسایه‌ها بالاتر از تمامیتارضی است... دو تا منطق داشتن پهلوی اول و دوم. یک روز اینجا بشینم کت‌هاشو برای شما بگم. می‌گفتن یک دوستی با همسایه‌ها بالاتر از تمامیت ارضی است. پس آرارات بدید به ترکیه با ۸۰ هزار... ۸۰، ۸۰۰ کیلومتر. ما دوستی با ترکیه برای اینا بالاتره. بفرما. و یک منط از این کارا کرد. یک منطقه دیگر هم بود: هر کجا منافع مادی نداره، رها کن، بره، دعوا نکن، دعوا نکن. بحرین گفت که نه نفت داره، نه مروارید داره، رها کن. علاوه بر این سه جزیره، دو جزیره دیگه مهم ما دست امارات و بهترین درآمد... گفت هیچی نداره، نه نفت داره، نه مروارید داره، نه به درد ماهیگیری می‌خوره. یا الله یا الله، یک وجب خاک این کشور رو مگه می‌شه قیمت‌گذاری کرد که این‌جوری چوب حرا... یعنی ادبیات ما جنگیدن برای اینکه یک وجب خاک دادن با دست خالی جنگیدن. حالا جنگ رمضان و جنگ چون عاشورایی همه به‌شت... سیدالشهدا اصلاً شما شعارهایی که مداحان عزیز ما در این جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، ۱۰۰ روزه این‌ها می‌خوندن نگاه کنید. شعارهایی رو که در هشت سال دفاع مقدس می‌خوندن همه کربلا بود. حالا غیر از این است که ما وارد می‌شیم به زیارت، درست بشه بیایی یک چند کلمه گریه کنی. باید بری خدایی نکرده سنخیت با امام نداشته باشی و آذوقه مردم رو احتکار کنی، به نان و نواب برسی بالا بنویسی. می‌دونی چقدر جمله سنگینه؟ «أَمْرُکَ»... ما هر سال یک جمله ورمی‌داریم. شماره چند می‌کنم در شهر خودمون امسال: آزاده باشید. ولی اینایی که الان آزاده نیستن، بچه‌ها رو می‌کشن که می‌کنن، بله. هیچ میثاقی رو پایبند نیستند. به اینها یک شعار بهتر بود که الان خیلی از جاها سوال می‌کردن. آخرین جمله‌ای که شهید ما به زبان خودش آورد، رهبر ما آخرین جمله این بود که حساب شده بود. مثل «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»... می‌دونید حضرت ملک مقرب... هر کسی نمی‌تونه پا جای پای ما بگذاره. الان ببینید مگر کسی می‌تونه مثل سیدالشهدا به این قدرت اهریمنی نه بگه؟ همه می‌ترسن، می‌گن که می‌گفت ناوهایی که آمریکا آورد کنار ما، اگر از کنار هر کشوری عملیاتی کردن، از کنار هر کشوری رد می‌شد، رژیم اونجا تغییر می‌کرد. همین‌طوره. ولی ما نترسیدیم. سه روزه، ۴ روزه رهبرشونو بزن، چند تا افسرشونو بزن، سردارشونو بزن، چند تا ساختمانشون... وقتی که بمباران کردی، محاصره کردی، دستش می‌ره بالا. مصدق چه؟ چطور شد؟ دو روز محاصره کردن، دستش رفت. اونوقت می‌گن: «وَ أَمْرُکَ»...

«أَمْرِی لَکُمْ»... ما هرچی گفتیم بگید. «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ»... «وَ کَذَلِکَ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ» اگر بخوای به محبت من برسی، تبعیت پیغمبر، تبعیت از اهل بیت پیغمبر. اهل بیت پیغمبر فرمود: امام صادق: شما طلا جواهرات که ذخیره می‌کنید، حرف‌های پیغمبر ذخیره کردیم. ما حرف شخصی نداریم. والله اونا هر مسیری رفتن، همون مسیر برو.

امام حسن مجتبی نشسته بودند، جنازه یهودی بلند شدن، مستحبه بلند بشیم جنازه اهل کتاب. گفت نه، من نمی‌خوام جنازه اهل کتاب بالاتر از من باشه. عزت موج می‌زنه همه جا. عزت موج می‌زنه. یک جایی ذلت، یک جایی انفعال، یک جایی التماس، اینا نیست. امام مجتبی رفت منبر. معاویه گفت حالا که صلح کردیم، برو منبر یک چیزی بخون. حضرت یک خطبه آتشین علیه معاویه خوند. معاویه یک ذره تایید نکرد. می‌دونی چرا معاویه صلح کرد با امام حسن؟ چون حکومتش مشروعیت نداشت. می‌خواست با صلح – چون حسن خودش داد به من – مشروعیت بگیره. امام گفت که من هیچ وقت... یک بنده صلح باید این باشه... من به تو امیرالمومنین نمی‌گم. تمام شد، بازی رو به هم ریخت.

عزت همه جناب طاها حسین می‌گرده. هرچی شیعه پیدا کرد بین ۱۰ سال بین امام حسن و امام حسین پیدا کرد، عزت بودن. خدا می‌گه در جنگ فرار کنید گناه کبیره است، ولی تاکتیکی جلو عقب بشید، جلو عقب برید، من اجازه می‌دم. آیه قرآن است. گاهی ممکنه که انسان در یک جایی کوتاه بیاد، یک جایی جلوتر بره. خدا این اجازه را در میدان داده است. اما فرار نه. و امیرالمومنین گفتن: یکی از ما اسیر شده، اجازه می‌دید فدیه بدیم آزادشون کنیم؟ گفت برید نگاه کنید، از جلو زخمی شده یا از پشت سر. اگر جلو زخمی شده، فدیه بدید آزاد کنید، چون جنگ می‌کرد. اگر از پشت سر زخمی شده، آزاد نکنید، بذارید همین‌طور تو زندان بمونه زندان دشمن، چون فرار می‌کرده. ببینید در میدان همش عزت.

حالا این رو می‌خوام عرض بکنم که در شعارهایی که ما در خود زیارت عاشورا می‌خوندیم، این زیارت عاشورا خودش رو در این قضیه که اتفاق اومده بود جلو: «اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی عِنْدَکَ وَجِیهًا بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلَامُ، اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی وَجِیهًا بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلَامُ». امام حسین جانت که به من نمی‌دی، پولتو می‌خوام؟ «أَضَافَ عَلَیْنَا بِنَفْسِکَ، لَنَا فِی مَالِکَ» چون جانتو ندادی، من مالتو نمی‌خوام. و «لَوْ کَانَ لِی عُمْرٌ»... آخر تابع... «لَأَتْبَعْتُهُ»... «عَلَی ذَلِکَ»... حسین ابدیت داده است. اینی که می‌کرد، من با مثل یزید کار دارم. نباید یزید حسین... خودش ابدی کرده است. امام حسین به ما گفت اول یزید پیدا کن، مثل یزیدتو پیدا کن، بعد بیا به عزاداری. معنیش اینه دیگه. وقتی مثل یزید... آقای مطهری می‌گید همین الان به من بگه مثل یزید کیه، من می‌گم عزرائیل ما. الان با مثل یزید وارد دعوا... یک زمانی یک تابلوهایی تو شهر تهران تو پایتخت نصب شده بود: شمر ضمانت را... یعنی تاریخ جریان داره. خدا رحمت کنه سید مرتضی آوینی، ایشون می‌گفتش که و می‌فرمود: اگر حقیقت رو بخوای، روز عاشورا هنوز به شب نرسیده، به‌به به‌به به‌به. و این قافله عشق در کاروان تاریخ در جریانه و واقعاً این‌طوره. «کُلُّ یَوْمٍ عَاشُورَاءُ وَ کُلُّ أَرْضٍ کَرْبَلَاءُ» و ما داریم مصادیق عزت رو در نگاه سیدالشهدا با حاج آقای عاملی بررسی...

شریعتی:
تلاوت قرآن را ببینید. خدا برای هر امامی ماموریتی داده است. سخت‌ترین ماموریت رو به سیدالشهدا داده است و سیدالشهدا از این ماموریت با موفقیت کامل بیرون آمده است و لذا خاکش اثر داره، عزاداری‌اش کنه محبتش غوغا می‌کنه، اشک چشمش غوغا می‌کنه. می‌دونید که زیارتش «فَکَأَنَّمَا زَارَ اللَّهَ فِی عَرْشِهِ» اگر کسی بره زیارت کنه سیدالشهدا را زیر قبه، «کَأَنَّمَا زَارَ اللَّهَ فِی عَرْشِهِ» عرش یعنی کل کائنات. الان ما هر لحظه خدا را زیارت می‌کنیم در هر ذره، در یک شبنم: «هر شبنمی در ره صد موج آتشین است، درد که ندارد همه جا عرشه». اما این عرش، این زیارت یک چیز دیگه است.

حجت الاسلام عاملی:
ماموریت چی بود؟ خدا ماموریت داد به امام حسین: من که این دین فرستادم، این دین خودم با دستم نوشتم: «إِنَّا سَنُلْقِی عَلَیْکَ قَوْلًا ثَقِیلًا» تا روز قیامت باید کفاف کنه به تمام ابناء بشر. اگر یک وقتی مبتلا شد دین من، بندگان من به زمامدار خودسر، وظیفه چی باید باشه؟ و لذا کربلا یک روز نیست که گفتید، کربلا تا طول تاریخ کربلاست. هر لحظه یک زمامدار خود... یک کمونیسم... کربلا اگر این‌جوری باشه خیلی چیز خوبی‌ست ها. برخی اهداف سیدالشهدا رو کمونیست مطالعه می‌کنه، می‌گه خیلی چیز خوبی‌ست. یعنی خارج از طایفه‌گری‌ست، برای بشریته، برای انسانیته. امتحان کرد بدترین زمامدار خودسر در برابر امام حسین قرار گرفت. امام حسین تا طفل شیرخوارش ادامه داد راه رو و به امت یاد داد، گفت با زمامدار خودسر بیعت نکن، تایید نکن، نترس، هزینه پرداخت کن ولو طفل شیرخوارتم بدی، هزینه پرداخت کن. و وقتی شیرخوارشو داد، دامنشو تکون داد، دیگه خدا هیچی نموند. هرچی داشتم دادم. این ادبیات به خاک کشیده این زمامداران خود... همه رو به زحمت انداخته. سیدالشهدا با امام حسین مخالفن، با شعارهای کربلا مخالفن، با احداث حسینیه مخالفن، نمی‌ذاره حسینیه. چرا نمی‌ذارید حسین احداث بشه؟ چون می‌دونی قضیه فقط قضیه گریه نیست. اگر گریه باشه که مخالفت ندارن. شعار داره سیدالشهدا که یک وقت یادتون باشه. شعرای کربلا رو ۱۸ شعار... بله، بررسی کرده بوده، خیلی خوب بود.

شریعتی:
آقا خیلی ممنون، متشکرم از شما. آیات رو بشنویم. باز می‌گردیم إنْشاءالله بعد از تلاوت آیه در بخش پایانی گفتگومون با عشق با احترام همراه شما هستیم. چقدر خوبه ثواب تلاوت آیات رو هدیه بکنیم به همه عاشقان و محبان سیدالشهدا که از صبا و برکاتش هممون بهره‌مند بشیم. حالا که هفدهم ماه محرم... هفدهم، هجدهم هر ماه قراری داریم با مخاطبان عزیزمون طرح «فرزندان غدیر» که هجدهم ذی‌الحجه ایام غدیر با هم یک یا علی گفتیم و آغاز کردیم این طرح رو. اگر می‌خواید همراه بشید و از جزئیات این طرح – که خیلی‌ها همراه شدن و زوج‌های ناباروری که بضاعت درمان نداشتند با همت شما، با همراهی شما الحمدلله حالا دامنشون سبز شده، چشمشون به فرزندان صالحی روشن شده که إنْشاءالله نور چشمشون باشه – هم زوج‌هایی که می‌خوان از تسهیلات استفاده بکنند و هم اهل خیر که می‌خوایم مشارکت بکنند در این طرح، می‌تونند به کانال ما مراجعه بکنند. جزئیات طرح را عزیزانم اونجا ذکر کردن و قید کردن. إنْشاءالله به همتون خیر بده. باز می‌گردیم با احترام همراه شما هستیم و در کنار شما. بفرمایید خواهش می‌کنم.

 اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ.

شریعتی: خیلی خوشحالیم که با همیم و در کنار هم. وقتمون رو به اتمامه. ممنونم از لطف و همراهی همه شما خانم‌ها و آقایان، مخاطبانی که سال‌هاست الحمدلله در کنار ما هستید. محتاج دعای خیرتون هستیم. برای شفای مرزا... مخصوص دعا بکنید. برای رفع گرفتاری‌ها و مشکلات مردم دعا بکنید. خیلیا التماس دعای ویژه گفتن. یاد بکنیم از همه شهدای عزیزمون، از همه درگذشتگان و امیدوارم که همه‌شان سر سفره حضرت سیدالشهدا متنعم باشند. امروز سالگرد شهادت شهید محراب حضرت آیت‌الله صدوقی هم هست. إنْشاءالله که خداوند رحمتشون بکنه و همه شهدای عزیزمون رو إنْشاءالله شفیع و دستگیر ما باش.

آقا وقت در اختیار شماست و نکته‌های پایانی إنْشاءالله خداحافظی بکنیم.

حجت الاسلام عاملی: ما امروز می‌خوایم با سیدالشهدا بریم درگاه الهی، بارگاه الهی. إنْشاءالله که پذیرایی بشیم. در روایت است که «إِنَّ یَوْمَ الْحُسَیْنِ...» امام رضا گریه کردیم برای امام حسین، چشم ما زخمی شده. دیدید کسی چشمش زخمی بشه، از ماها هم باشه، هر شهری بکا داره، کدوم بکا؟ چشمش زخمی شده، نعره می‌کشیدن، گریه می‌کردن. اونقدر گریه کنید حتی «تُسْقِطُوا أَنْفُسَکُمْ» جونتون در بیاد. و امام زمان که من به جای اشک خون گریه می‌کنم. «لَوْ تَعْلَمُونَ...» عمق فاجعه بوده است. من یک فاجعه عرض می‌کنم و با همین توسل می‌کنیم، نیت می‌کنیم گرفتارها رو...

پیغمبر ما فرمود ۴ جنایت را درباره حیوانات انجام ندهید – خیلی عذر می‌خوام از عزیزان – هر چهار تا را در حق اهل بیت پیغمبر انجام دادند. اولینش این بود که فرمود: به هر جای حیوان می‌خوای بزنی، به صورتش نزن. خدا رحمت کنه آقای دولابی را، می‌گفت: اونقدر به خدا اعتماد می‌کنم که خدایا من چرا این روایت خوندم؟ این روایت از ذهن من پاکش کن، پاکش کن. این انقدر این مصیبت سخت است، همه عمق و کنه فاجعه رو می‌دونن که من چه عرض می‌کنم.

دومین مصیبتی که نکرد این بود که حضرت فرمود: حیوان را هم مثله نکنید ولو... بلغور... کاری که با سیدالشهدا کردن مسلم نبود. خیلی سخت‌تر از مسلم بود. بدن تیکه‌تیکه کردن، سر مبارک رو در شهرهای گردوندن. مصلح است، اما من عرض می‌کنم زیر سم اسب‌ها بدن مبارک پخش شد. در معنی... عشایری داشتم به روضه من که نگاه می‌کرد، گوش می‌داد، یک‌هو برمی‌گشت، می‌گفت یعنی خدایا؟ اینم یک مصیبتی بود. مصلح امام حسین مصادیقی داره جاش الان اینجا نیست.

چهارمی این بود که «نَهَی عَنْ قَتْلِ شَیْءٍ مِنَ الدَّوَابِّ صَبْرًا» هیچ حیوانی را زجرکش نکنید. اللَّهُ أَکْبَرُ. مستحب از شمشیر تیز کنی. چرا؟ احسان کن به حیوان. حضرت فرمود: چطور احسان کنم؟ گفت: شمشیر تیزش کن، سریع تمام بشه. این می‌شه احسان. اما در کربلا قضیه عکس شد. اولین قتل‌صبری این بود که سر مبارک... می‌دونید که تا شمشیر به رگ‌های اصلی نرسه... ۱۲ ضربه حضرت هم بهش می‌گفت: «یَا جَدَّاهُ، یَا رَسُولَ اللَّهِ، صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ»... و آقای فلسفی، خدا رحمتش کنه، می‌گه که در گودال قتل، قطره صبری... حیوان داخل قفس باشه، هر کسی یک سیخی دستش را شناخته، تنش فرو ببره. این می‌شه قطره صبری. قتلگاه مثل قفس شد. یکی با نیزه، یکی با شمشیر. اینم سومی. امان از چهارمی. حضرت فرمود: اول به حیوان آب بدید، بعد حیوانش کنید. از آب نیست مضایقه کرده. آب و آوردن... گودال قتلگاه، کسانی که روز عاشورا در کربلا هستند می‌دون من چی می‌گم. یک شبیه‌ای دارند و واقعیت داشته. اون زمان مشک که می‌آرن در گودال قتلگاه جلوی سیدالشهدا می‌ریزن زمین، می‌گن آب زمین می‌ریزیم ولی نمی‌دیم. راوی می‌گه من در قرآن دیدم حضرت زبان خودش رو گاز می‌گیره که بزاق‌های دهان باز بشه. هم لب‌ها زخم بود، هم زبان زخم بود، هم جگر مبارکش زخم بود. آسمانو که نگاه می‌کرد از تشنگی تار می‌دید. در این لحظه حضرت زینب سلام الله علیها رسید به گودال قتلگاه. جوری کار، جوری دید سیدالشهدا رو. التماس نکرد به هیچ‌کس، التماسش فقط به آفتاب بود. برگشت به آفتاب: «جُونُ... آزاد... حرارت...» یادگار داشت. آفتاب حرارت کم کن.

برادر دعا بفرمایید: خدایا به حرمت سیدالشهدا را در حق ما مستجاب کن. «اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا مِنْ خَاصَّتِکَ الْخَاصِّینَ عِنْدَکَ» ما را از خواص الهی، آمین.

شریعتی:
خیلی ممنون و متشکرم. خدا إنْشاءالله خیرتون بده.

«روز و شب در دل دریایی خود غم داریم، اشک ارثیست که از حضرت آدم داریم. از ازل شور حسین ابن علی در سر ماست، تا ابد در دل خدا داغ محرم داریم.»

ارسال دیدگاه


ارسال

جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید

دیدگاه ها