اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

1404-04-16- حجت الاسلام رفیعی-ویژگی های رهبر شهید

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ وَ بِهِ نَسْتَعِینُ، إِنَّهُ خَیْرُ نَاصِرٍ وَ مُعِینٍ. السَّلَامُ یَا بِنْتَ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ، یَا فَاطِمَةَ الْمَعْصُومَةَ. سلام و درود خداوند متعال بر قائد شهید امت، حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای رَضْوَانُ اللَّهِ تَعَالَی عَلَیْهِ و شهدای گرانقدر از خانواده امام شهید و با آرزوی سلامتی و طول عمر با عزت برای رهبر فرزانه خلف صالح آقای شهید، حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای.

معرفی برنامه

 این روزها ایران اسلامی از جنوب تا شمال، از شرق تا غرب، تمام جبهه مقاومت، همه آزادگان عالم، همه آدم‌های باوجدان روی زمین، تمام قامت ایستادند به احترام امام شهید ما. از روز جمعه که احترام مقام‌های سیاسی به امام شهید ما در مصلای امام خمینی انجام شد تا این لحظه که مراسم تشییع پیکر پاک این شهدای عزیز و سیدالشهدا ایران اسلامی در قم مقدس به نوعی به این مکان نورانی منتهی شده، دل تو دل هیچ‌کس نیست و انگار این سه چهار ماه نمی‌خواستیم باور کنیم که امام شهید ما دیگه تو این دنیای خاکی نخواهد بود، صداشو نمی‌شنویم. اما باید باور کنیم و بپذیریم و پذیرفتنمون رو همراه کنیم با بیعت با امام شهید.

من می‌خواستم یه شعر بخونم آماده‌ام کرده بودم ولی به نظرم رزق و روزی ما این لحظه‌ها این‌جوری رقم خورد، منصرف شدم از شعر. ما ادای احتراممون به امام شهیدمون تو حرم حضرت معصومه بعد از نماز ظهر و عصر و دعا به نظرم این باشه که با هم یکی دو مرتبه – هرکی هم پای تلویزیون هست و همراهی می‌کنه با شبکه ۳ سیما و سمت خدا – اونم بگه: «دست خدا بر سر ماست، خامنه‌ای رهبر ماست. اللَّهُ أَکْبَرُ، اللَّهُ أَکْبَرُ.» و البته «خونی که در رگ ماست إن‌شاءالله هدیه به رهبر شهید و رهبر جدیدمونه تا ظهور حضرت مهدی إن‌شاءالله.»

بینندگان محترم شبکه سه سیما، همراهانی که بعداً خواهید دید، آقایونی که اینجایید، بانوانی که می‌بینید، خیلی خوش اومدید به سمت خدای ویژه امروز و محضر حاج آقای رفیعی عزیز و نازنین که بر من می‌بخشند، من یکمی در محضر ایشون پرحرفی کردم. حاج آقا ارادتمندم، سلام مجدد به حضرت عالی.

حجت الاسلام رفیعی:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ، اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ، وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ عَلَی آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ، سِیَّمَا بَقِیَّةِ اللَّهِ فِی الْأَرْضِینَ، وَ الْعَنْ عَلَی أَعْدَائِهِمْ أَعْدَاءَ اللَّهِ أَجْمَعِینَ.
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلَی آبَائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ وَلِیًّا وَ حَافِظًا وَ قَائِدًا وَ نَاصِرًا وَ دَلِیلًا وَ عَیْنًا، حَتَّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعًا وَ تُمَتِّعَهُ فِیهَا طَوِیلًا.

عرض سلام خدمت همه شما زائران، همه شما میهمانانی که از شهرهای مختلف تشریف آوردید. عرض سلام خدمت برادر عزیزم جناب آقای ملایی، مجری خوب برنامه سمت خدا، ارادت و عرض سلام خدمت بینندگان سمت خدا. ما برنامه‌های سمت خدا معمولاً یکشنبه‌ها پخش می‌شه، اما تهیه کننده محترم این برنامه به واسطه تشییع رهبر عزیزمون در شهر قم، یک جابجایی انجام دادند، امروز رو اختصاص دادن به این برنامه و در واقع حضور حقیر در خدمت شما.

الحمدلله جناب آقای ملایی، الحمدلله قم تشییع جنازه‌های زیادی به خودش دیده، بله. حالا در تهران شاید به اندازه قم این اتفاق نیفتاده. اینجا از تشییع جنازه مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی بگیرید تا بیایید تشییع جنازه‌های... من خودم بودم در قم، علامه طباطبایی رو تشییع جنازه آیت‌الله‌العظمی فاضل، آیت‌الله عظمی اراکی و مراجع عالی مقامی که حالا الان همه تو ذهن من نیست. تشییع باشکوه آیت‌الله العظمی بهجت، آیت‌الله عظمی بهجت و تشییع ویژه شهید سلیمانی که همه اینا با شکوه بود. اما امروز واقعاً متفاوت بود. این جمعیت، نمازی که در جمکران بسته شده تا حرم، جمعیت در این نماز بله شرکت، در تاریخ اقامه نماز ۷ کیلومتری هست. ما من یادمه، خب اکثر تشییع جنازه‌های باشکوه از همین میدان آستانه و خیابان باجک، اما واقعاً این تشییع امکان نداشت تو این منطقه صورت بگیره. خداوند این تشییع باشکوه رو تاییدی بر نظام، بر در صحنه بودن مردم و یک تکلیفی به گردن مسئولان گذاشت که مسئولان بدانند مردم این‌اند، علاقه‌شون به رهبرشون اینه، اونچه در توان دارند برای این مردم إن‌شاءالله سرمایه‌گذاری کنند. من در خدمت شما هستم.

ملایی: خواهش می‌کنم مطالبی رو راجع به رهبر شهیدمون با توجه به یک خواهش می‌کنم حاج آقا. من چیزی که الان به ذهنم می‌رسه، می‌خوام بابتش یک کاری انجام بدیم با مردم و حضرت عالی، بعد دیگه بشینیم پای فرمایشات شما. با اجازتون مردم عزیز ایران، زائرین حضرت، می‌دونید که امام شهید ما ۶۸ نه سال بود که به کربلا مشرف نشده بود. امام شهیدی که می‌گفتند نمی‌دونم این کشوره، اون کشور پنهان شده، نمی‌دونم کجا رفته و اونجا مخفی شده. امام شهید ما بعد از سال ۱۳۳۶ که در ۱۸ سالگی برای بار دوم یا سوم مشرف شد کربلا، دیگه تا امشب کربلا نرفته. آقای ما داره می‌ره کربلا، امام شهید ما داره زائر اباعبدالله می‌شه. إن‌شاءالله یک سلام بدیم.

من معذرت می‌خوام از محضر استاد خودم حاج آقای رفیعی، ولی دلم نمی‌آد تو حرم کریمه باشیم، آقای ما در حال پرواز به نجف اشرف و کربلای معلی‌ست. طواف داده شد به نوعی در این حریم، به شکلی که بعضیا شاید دیدید و متوجه شدید. سلامی بدیم و دیگه حاج آقا برامون فرمایش کنند. الهی برات تک تک شماها بنویسن الان زیارت به اتفاق سید علی خامنه‌ای در نجف و کربلا.

عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الْأَرْوَاحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنَائِکَ، عَلَیْکَ مِنِّی سَلَامُ اللَّهِ أَبَدًا مَا بَقِیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهَارُ، وَ لَا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّی لِزِیَارَتِکُمْ. السَّلَامُ عَلَی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلَی أَوْلَادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلَی أَصْحَابِ الْحُسَیْنِ.

حاج آقا ببخشید.

حجت الاسلام رفیعی: مولای متقیان امیرالمؤمنین علیه السلام حکمتی دارند در نهج‌البلاغه، حکمت ۲۸۹. من این حکمت رو چند نکته پیرامونش عرض کنم و تطبیقی بدم بر زندگی رهبر شهیدمون. حالا داستان این حکمت چیه؟ امیرالمؤمنین در این حکمت ۲۸۹ می‌فرماید: «کَانَ لِی فِیمَا مَضَی أَخٌ فِی اللَّهِ» یه پدری داشتم از دنیا رفت، «کَانَ لِی فِیمَا مَضَی أَخٌ فِی اللَّهِ» این برادر من خیلی خدایی بود، شخصیتش فانی در خدا بود و ۱۱ تا ویژگی داشت.

جناب آقای ملایی جان، کسی که امیرالمومنین داره روش تعریفش رو می‌کنه، خیلی آدم مهمی باید باشه. کسی که امیرالمومنین داره می‌گه من برادری داشتم تأسف می‌خوره به از دست دادنش. لذا شارحین نهج‌البلاغه اینجا به دست و پا افتادن که این کیه. من یک جایی گفتم خودم امیرالمؤمنین اگر لازم بود می‌گفت اسمشو. خب نفرموده دیگه. امیرالمؤمنین در نهج‌البلاغه نام خیلیا رو آورده، عمار رو، ذوالشین رو، عمر بن حمق رو، اما به آقا می‌خواسته بیشتر ماها رو به این ۱۱ تا ویژگی تحریک کنه. دلیلشم اینه که می‌فرماید: «عَلَیْکُمْ بِهَذِهِ الْخَلَائِقِ» شما کار نداشته باشید اون دوست من کی بوده، بر شما باد به این ۱۱ تا ویژگی، شما برید دنبال اینا، اینا رو به دست بیارید. بعد فرمود: «تَنَافَسُوا فِیهَا» یعنی مسابقه بدید، بدویید. پس در واقع عرض امروز من اینه: امیرالمؤمنین ۱۱ تا درخواست از ما داره، منتها اونو در قالب چی داره می‌گه؟ در قالب صفات یک برادری که از دنیا رفته.

البته بعضیا گفتن منظور ایشون اباذر غفاری‌ست، «کَانَ لِی فِیمَا مَضَی» منظور اباذر غفاری‌ست. بعضیا گفتن شاید منظور آقا مالک اشتره که در مسیر به شهادت رسید. بعضیا گفتن شاید منظور ایشون عثمان بن مظعون است. عثمان بن مظعون از اصحاب خاص پیغمبره، قبل از پیغمبرم از دنیا رفته، یعنی پیغمبر هنوز زنده بود که ایشون مرد، بله، و ایشون قبل از رحلت پیامبر رحلت کردند و رسول خدا ایشونم خیلی دوست داشت. عثمان بن مظعون. بعضیا گفتن شاید ایشونه. حالا اباذر باشه، مالک باشه، معلوم میشه این صفات انحصاری نیست، باید ما هم تلاش کنیم اینا رو به دست بیاریم.

من دیشب نگاه می‌کردم اینجا تو حرمم عرض کردم، گفتم یک همایشی تشکیل شد برگزار شد، فکر می‌کنم ۹۶ بود، حالا تو اینترنت بزنید می‌بینید، درباره آقا نام «زعیم ذی فنون» اسمش این بود، یعنی رهبری که فنون مختلفی داشت. واقعاً دیشب اینجا گفتم آقا تو هنر، تو تاریخ، تو غرب‌شناسی، تو تاریخ اسلام، تو شعر، تو قرآن، واقعاً تو همه اینا ایشون تخصص داشت، نظر داشت. در اون همایش دو جلد کتاب چاپ شد به نام «منظومه فکری مقام معظم رهبری» که این دو جلد کتاب خیلی مهمه که افکار ایشون چیه. خب ما خوشبختانه فرصت زیادی داشتیم از حرفای ایشون استفاده کنیم. ۳۷ سال سخنرانی‌های مختلف جزء به جزشم جمع شده. می‌دونید مثلاً دشمن‌شناسی کتاب شده، غرب‌شناسی کتاب شده، غنا و موسیقی از نظر رهبری کتاب شده، هنر کتاب شده، همه اینا کتاب شده، چاپ شده.

من فکر می‌کنم این ۱۱ ویژگی رو امروز بخوانم هم یک با نهج‌البلاغه آشنا می‌شیم، ۲ می‌دونیم حضرت علی از ما چه انتظاری داره باید چیکار کنیم، ۳ رهبرمون رو با این در واقع کد بشناسیم.

خب حالا اون دوست من که امیرالمومنین می‌گه من تأسف می‌خورم برای صفاتش چی بود؟
یک: «کَانَ یُعَظِّمُ فِی عَیْنِی وَ صَغُرَ فِی عَیْنِهِ» اولین ویژگیش این بود دنیا پیشش کوچک بود و جناب آقای ملایی شما رهبر عزیزمونو دیده بودید، بله، الحمدلله تشریف آورده بودید، الحمدلله از نزدیک. واقعاً دنیا در نظر ایشون کوچک بود. تمام من داخل منزل ایشون رفته بودم، یک وقت خدمتشون رسیدیم، اونجا تمام اثاثیه ایشونو جمع می‌کردی، بسیار ساده. یک ریال یک کسی حقوق نگیره، نه ریاست جمهوری، نه رهبری. شما می‌دونید رهبران دنیا اصلاً یک مخصوص حقوقی دارن، بله. یک کسی که تمام زندگیش با نذورات می‌چرخید. بنده خودم بارها نذورات مردمو خدمت ایشون برده بودم. حتی یک بارم شوخی کردم با ایشون: از منبر آمدم پایین، یک عزیزی یک نذری کرده بود توی پاکتی. من بعد از منبر دادم خدمت آقا. فرمودند عرض کردم که اینا یک کسی نذر کردن برای شما. فرمودند خمس و وجوهات نیست که به دفتر بدید. گفتم نه، نذر شخصیه. بعد مزاح کردم گفتم آقا سخنرانیش رو من کردم ولی پاکتش رو خدمت شما دادم، ای جان. فرمودند اینم برای شما. گفتم نه من تقدیم شما می‌کنم. خب این زندگی ایشون بود.

آقا شما حتماً بعضیا سختشونه باور این موضوع، شاید سختشونه، ولی من اینو خودم لمس کردم. بنده شاید مثلاً سه سال، ۴ سال پیش... خب رهبر عزیزمون، فرزند خلف رهبر شهیدمون، شما بودید. اصلاً بچه‌های آقا هیچ وقت تو سخنرانیا، تو حسینیه... شما ببینید بعضی از این مسئولین دنیا، رهبران دنیا، فرزندانشون همه کارشون هستن. اما واقعاً یک گوشه حسینیه ایشون نشستن برای روضه. من یک وقتی به ایشون زنگ زدم – اونم با یک تلفن در واقع تهران که داشتم – گفتم یک آقایی یک پولی رو می‌خوان واریز کنن، نذر کردن برای رهبر عزیزمون که اون موقع منظورم رهبر شهیدمون بود. یک شماره کارت لطف کنید. من خیلی تعجب کردم، ایشون فرمود من کارت ندارم. گفتم آقا مگه میشه؟ همه... فرمودن پدر ما ما رو از کارت بانکی... من یک کسانی، یک افرادی انقدر پاکدست...

شما این رو بدانید این شبکه‌های معاندی که من گاهی می‌گم تقصیرم ندارن، اینا حقوق بهشون نمی‌دن، اگر این حرفا رو نزنن، اگر نگن می‌گفتن نان به مردم میدن. اومدن تشییع جنازه، در این تظاهرات، در این حضور مردم، فلان چیزو... توضیح من گفتم آقا اینا حقوق بهشون می‌دن که این حرفا رو بزنن. اینا بدانید اگر آتویی از بچه‌های رهبری، از رهبری تو مسائل مالی داشتن تا حالا رو کرده بودن، بله، به اصطلاح علم کرده بودند.

این اولین ویژگی ایشون که واقعاً امیر بر دنیا بود و دنیا پیشش کوچک بود. نه اینکه آقا در حسابشون پول نبود. میلیاردها چون شهریه می‌داد، کمک به جشن عاطفه‌ها می‌کرد، کمک به وجوهاتی که خود شما که اینجا نشستید، خیلیاتون مقلد ایشون بودید، خمس می‌دادید. دفتر ایشون در عراق ایشون شهریه می‌دادن به طلاب حوزه عراق رو کمک می‌کردن، حوزه قم، حوزه مشهد. اما خودشون یک زندگی بسیار ساده‌ای.

دومین ویژگی: فرمود «کَانَ خَارِجًا مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ» اون دوست من اسیر شکم نبود. شما سفره‌های شام آقا رو دیده بودید؟ من هم خصوصی رفته بودم، هم روضه که می‌رفتیم. من یک وقتی با ایشون باز دوباره مزاح کردم. این برنج و قیمه‌ای که می‌آوردن سر سفره، عرض کردم آقا این غذا چرا انقدر خوشمزه است؟ آقا فرمودند برای امام حسینه. گفتم اینکه درسته ولی اینجا مثل اینکه یک جهت دیگه‌ای هم داره. بعد گفتم آقا یک خوبیش اینه انقدر می‌ریزن که آدم سیر بشه، یعنی برنج و... یادم نیست... خود ایشونم یک غذا جلوشون بود.

من یک خاطره‌ای رو از این عزیزمون حاج محمود آقای کریمی، بله، بگم برای بینندگان. دوست داریم خدا همه ذاکرای انقلابی و در خط ولایت رو بهشون توفیق بده إن‌شاءالله، با این زبانشون خیلی خدمت کردن تو این ۱۳۰ روز. خب ما از منبر که می‌آمدیم پایین، می‌رفتیم خدمت آقا می‌شستیم. ایشونم مداح بودن، بعد از من آمدن. منتها شام وایستادن، می‌خواستن برن، برنامه داشتن. آقا بهشون فرمودند شام بخورید. گفتم نه آقا من می‌خوام برم، فقط یک خواهشی دارم: یک قاشق از این غذاتون رو دهان من بگذارید. آقا غیر از قیمه هم بود، یک قاشقش رو آوردن گذاشتن دهان آقای کریمی، خودشون گذاشتن دهان ایشون. من ایستاده بودم. ببینید من تصورم این بود – الان خود ما تو خونه بچه‌هامون با این لیوانی که آب می‌خوری دیگه نمی‌خورن دیگه، یک لیوان طبیعی هم هست، می‌گن بهداشت رعایت می‌کنن – من تصورم بود که آقا خودشون یا این محافظا الان قاشق رو چیکار می‌کنن، می‌گیرن. از دیدم آقا با همون قاشق غذا رو خوردن، همون قاشقی که دهان آقای کریمی گذاشته بودن. این اهمیت به یک ذاکر، این... در واقع نکاتیست که باید توجه بشه.

صبح‌های خصوصی هم که گاهی نخبگان می‌رفتن، گاهی جلسات همایش‌ها بود، ما ۲۰ نفر، ۳۰ نفر می‌رفتیم. همه غذا ساده و بانی هم داشت این غذا، این غذای محرم و سفری که داده می‌شد. من دو سه مرتبه خواهش کردم از دفتر آقا که آقا فلان آقا از من خواسته یک شب این شام رو مثلاً بده. گفتن آقا از قبل پر شده، پر شده.

این دو تا سوم: «أَکْثَرُ دَهْرِهِ صَامِتًا» این رفیق من ساکت بود. «فَإِذَا قَالَ بَذَّ الْقَائِلِینَ» اما وقتی حرف می‌زد، حرفش حرف بود دیگه، کسی رو حرفش حرف. شما سه ساعت آقا ساکت بود به دانشجوها گوش می‌داد، سه ساعت گاهی ساکت بود به شعرا. جلسات ماه رمضان ایشون سه چهار ساعته بود، ۱۵ تا مداح گاهی می‌اومدن، توی بیستم جمال ثانی که حالا امسال آقایون ذاکرا دیگه ندارن این جلسه رو با حضور آقا – آخرین جلسه‌اش امسال بود دیگه – می‌خواندن، ایشون می‌نشست گوش می‌کرد، ساعت‌ها. تو این نمایشگاه کتاب، توی نمایشگاه‌های نظامی، اما ۲۰ دقیقه صحبت می‌کرد. ۳ ساعت گوش کرده بود، ۲۰ دقیقه. اما اون ۲۰ دقیقه می‌دیدی نقشه راه رو نشان میده. جناب روضه‌هایی که ایشون می‌گرفتن، اولش می‌آمدن می‌نشستن تا تمام می‌شد، یک ساعت و نیم، دو ساعت. بنده منبر می‌رفتم، مداح می‌خوند، قاری می‌خوند، تمام اینا رو با دقت گوش می‌دادن.

این ویژگی سوم. پس: یک دنیا در نظرش کوچک بود، ۲ اسیر شکم نبود، ۳ صامت و ساکت بود اما وقتی حرف می‌زد حرف حساب شده‌ای بود. ۸۶، ۷ سال، یک کسی عمرش باشه این همه سخنرانی، اما یک خطایی، اشتباهی، اسمی رو اشتباه... ملاحظه فرموده بودید دیگه. تسلط ایشون بر واژگان، وقتی ورود پیدا می‌کرد... من دیشب اینجا عرض کردم، حضرت تشریف نداشتید، عرض کردم ایشون یکی از رمان‌خوان‌های حرفه‌ای بود. بله سال ۸۴ به نظرم تو کرمان این جمله رو ایشون فرمود. من این رمان در واقع فرانسوی که نوشته شده، یکی از نویسندگان فرانسوی نوشته شده به نام «خاطرات تیبو» – اصلاً خیلی از این هنرمندا به من گفتن ما اسم اینو نشنیده بودیم – ۸ جلده. فرمودند من اینا رو خوانده بودم. می‌فرمود رمان بینوایان مال ویکتور هوگو معجزه‌ست. بسیاری از این رمان‌های خارجی رو... خب می‌دونید قالباً افراد – من خودمو عرض می‌کنم – حوزوی و مذهبی کتاب زیاد می‌خونن اما رمان نمی‌خونه. اما ایشون رمان‌خوان حرفه‌ای بود.

چهارمین ویژگی: «کَانَ ضَعِیفًا مُسْتَضْعَفًا» امیرالمؤمنین در حکمت ۲۸۹ می‌گه این رفیق من جسم ضعیفی داشت، اما «فِی الْجِدِّ» وقتی به میدان می‌آمد، «لَیْثُ الْقَابِ» شیر میدان بود. خود آقام فرمود من جسم ناقصی دارم، اما وقتی به میدان می‌آمد... آقا شما ببینید جرئت نمی‌کنند. یکی از این مسئولین، یکی از وزارتخانه‌ها می‌گفت: این کشورهایی که ما می‌ریم، همایش‌هایی که می‌ریم، مثلاً وزارت خارجه، نمی‌دونم وزارت کشور، می‌گفت سر سفره شام خصوصی می‌گن ما از آمریکا خوشمون نمی‌آد، اینا خیلی خبیث‌اند. اینا بهشون می‌گیم خب اینا رو تو حرفاتون بزنید. می‌گن نه نه نه، اونو ما جرئت نمی‌کنیم. یعنی تو خود سعودی، تو خود کشورای مختلف، مثلاً یک مسئولی، یک معاون وزیری تو یک جلسه‌ای که با معاون وزیر ما مثلاً داره، یکی از آقایون خودش می‌گفت، می‌گفت اینا حرفایی رو می‌زنن که یکیشو تو تریبون نمی‌زنن.

رهبر عزیز ما – بنده مکه بودم – وقتی جنگ ۱۲ روزه آغاز شد، صبح اول صبح زدن شخصیت‌های شهید سلامی، شهید باقری، شهید حاجی‌زاده، خیلی رفقا خودشون رو باخته بودن، گفتن خدایا چی می‌خواد بشه. آمد پشت تلویزیون فرمود: اسرائیل را بیچاره خواهیم کرد. همین کارم کرد. ۱۲ روز تمام علی‌الدوام زدن. می‌دونید که اونا به التماس افتادن. و در این جنگ ۴۰ روزه، ایشان خب نبود دیگه، ایشون اول جنگ نبود. یعنی اولین شهید جنگ در ۴۰ روزه ایشان و شهدای میناب‌اند و هنوزم که خبرگان رهبر انتخاب نکرده بود تا یک هفته طول کشید، فرمانده ارتش و اینام که شهید شده بودن، رئیس نیروهای مسلح شهید شده بود امیر موسوی. اما شما نگاه کنید: ساعات اولیه دهم ماه رمضان، شلیک‌ها شروع شد و ۴۰ روز تمام بچه‌های شما دادن، دست دادن، پا دادن. چون ایشون یک مسیری رو آماده کرد که خودشم نبود، این کار می‌شد پیش می‌رفت، این کار پیش می‌رفت.

من یک وقتی یادمه یکی از آقایان که شما ایشون رو می‌شناسید، رفقام می‌شناسند، حالا اسمم بیاریم اشکال نداره، آقای رحیم‌پور ازغدی از دوستان ماست، بله. ایشون یک وقتی خدمت آقا فرمودند که ما اون شبی که امام از دنیا رفت، خیلی تو فکر بودیم چی می‌شه، چی می‌خواد این سکانو به دست بگیره. ۶۸ هم سال حساسی بود، تازه جنگ تمام شده بود، تازه بعضی از اتفاقات جابه‌جاییا رو امام انجام داده بود، نهایت یک دهه از انقلاب، یک دهه گذشته بود. هنوز ایشون می‌فرمودن یک مرتبه خب حضرت عالی انتخاب شدید و آرام شدید. و بعد ایشون به آقا عرض کردن که الان تو این فکریم إن‌شاءالله که شما سال‌ها ولی، بعد شما چی می‌خواد این سکان رو در دست بگیره. آقا فرمودند همانطور که اون موقع نگرانی شما رفع شد، این بارم نگران نباشید، آرام باشید.

شما می‌دانید شرایط پذیرش رهبری رهبر عزیز ما که الان مشرف بر همه امور هستند و شرایط امنیتی اجازه حضور ایشونو تو این صحنه‌ها نداشت. دشمنم خیلی سروصدا کرده این روزا، خیلی تو این شبکه‌ها: کجا هستن؟ چرا نمیان؟ فلان... بسوزید که إن‌شاءالله عصبانی باشید، با این عصبانیت هم بمیرید که شما معلومه دنبال چی هستید. اسرائیل رسماً اعلام کرده شما مؤمن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی‌شه، شما معلومه دنبال چی هستید. ما عرض می‌کنیم إن‌شاءالله تا یک شرایط عادی محافظت صورت خواهد گرفت.

این رو می‌خوام عرض کنم پذیرش رهبری توسط رهبر عزیزمون با ۶۸ متفاوته. اون موقع جنگ تمام شده بود، این دفعه جنگ شروع شده بود. تو چنین شرایطی اون دفعه امام رفته بود، اما این دفعه سران رفتن، بسیاری از فرماندهان، فرماندهان، بعضی از وزرا، بعضی از شخصیت‌ها. اما شما می‌دونید، ما هم می‌دونیم، شما مردم می‌دونید این نهضت و این انقلاب تکیه‌گاه اصلیش مردم‌اند. چون مردم‌اند و خدا پشت این مردمه، این اتفاقات باعث خدشه‌ای نشد.

ویژگی پنجم: «لَا یُدْلِی بِحُجَّةٍ حَتَّی یَأْتِیَ قَاضِیًا» این رفیق من اهل استدلال بود، هیچ‌گاه چیزی رو اعلام نمی‌کرد مگر دلیل براش داشته باشه، مستند باشه.

من نمی‌دونم چقدر فرصت داریم حالا تا اشاره کنم.

ششم: «وَ لَا یَلُومُ أَحَدًا عَلَی مَا یَجِدُ الْعُذْرَ فِی مُصِیبَتِهِ» کسی و مذمت نمی‌کرد، ملامت نمی‌کرد تا می‌شد... اینو خوب دقت کنید، اگر می‌تونست عذری برای کسی بیاره، او را سرزنش نمی‌کرد. من یک چیزی عرض کنم خدمت شما: ما تو این ۳۷ سال چند دوره دولت‌های مختلف داشتیم، بله. خود آقا که رئیس‌جمهور بودند، رهبر شدن، بعد انتخابات شد، ۸ سال ریاست‌جمهوری، بعد دوباره بعدش دوم خرداد انتخابات شد، ریاست‌جمهوری، بعد دوباره انتخابات شد دولت اصول‌گرا، بعد دولت اصلاحات، بعد یک مدتی شهید بزرگوارمون شهید رحیم، شهید آیت‌الله رئیسی. ببینید افراد مختلفی اومدن، مهره‌های مختلفی اومدن، وزیر خارجه مختلف، وزیر کشورهای مختلف، معاون اول‌های مختلف، آدمای مختلفی. اما رهبری در تمام این سال‌ها حمایتشون از اصل نظام و دولت تعطیل نشد. نقد کردند، اشکالات رو بیان کردند، اما همواره حتی تو دولت اخیر بارها می‌فرمودند مواظب باشید وحدت ملی لطمه نخوره. و بنده اطلاع دارم – اینه که عرض می‌کنم، دقیق عرض می‌کنم – نکاتی رو ایشون تو جلسات خصوصی به افراد می‌فرمودند، گاهی با تندی، اما هیچ‌گاه تو سخنرانی عمومی نیاورد.

امیرالمؤمنین فرمود: این دوست من ششمین ویژگیش این بود ملامت و سرزنش و کوبیدن و تحقیر تو کارش نبود.

هفتم: «إِذَا أَصَابَتْهُ مُصِیبَةٌ لَا یَشْکُوا» اگر دردی داشت، مصیبتی داشت، لاشکو... وجآ... از درد شکوه نمی‌کرد. از رهبری دیده بودید؟ همیشه امید آفرینی، همیشه خوب. ایشون اون بمبی که گذاشتن در ششم تیر، خیلی بدنشون آسیب ابوتر تهران... اولین مصاحبه‌ای که با ایشون کردن گفت سر خم نمی‌شکند اگر صبوری... گفت آقا امام شما سالم باشید. با همون وضعیت از بیمارستانشونو آوردن تو سخنرانی، تو مراسم تحلیف شهید رجایی، خدا رحمتشون کنه. بعد تو این سال‌ها شما می‌دانید ایشون مطالب مختلف بیماری‌ها، اما به هیچ وجه گله نمی‌کردن. فرمودین دوست من اهل شکوه نبود.

هشتم: «کَانَ یَقُولُ مَا یَفْعَلُ وَ لَا یَقُولُ مَا لَا یَفْعَلُ» حرفی که می‌زد، عمل می‌کرد. اگر به مردم می‌گفت ساده زیست، خودش ساده زیست بود. اگر به مردم می‌فرمود به مسئولین می‌فرمود خدمت به مردم، خودشون خدمت به مردم بودن. اگر توصیه می‌کرد جوان‌ها رو دریابید، خودشون جوان‌ها رو در می‌یابیدند و مواظب جوان و قشر جوان بودند. اگر حالا یک خورده عاطفی‌تر عرض کنم، اگر سفارش می‌کردن فرزندآوری، خودشون تعداد فرزندانشون... خب ملاحظه می‌فرمایید که ایشون چهار تا فرزند پسر دارند و دو تا فرزند دختر که یکیشون به شهادت رسید إن‌شاءالله روحشون متعالی باشه.

جالبه بدانید بعضی از این بچه‌ها تو اوج همون دوران توصیه به کم فرزندآوری به دنیا اومدن، بله. سن و سال نشون... سن و سال نشون بده، سال‌های مثلاً حالا ۶۱ و ۳ و اینا که اوج این بود که گفته می‌شد... من حالا از آقا یادم نمیاد که ایشون توصیه به فرزند کمتر تو خطبه‌های نماز جمعه از جایی، ولی خب اون زمان یک موجی تو کشور راه افتاد، حالا إن‌شاءالله نیتشونم خیر بوده، من نمی‌دانم. اما ایشون تو همون زمان فرزند آوردند.

اگر توصیه می‌کردند دقت کنید، من یک وقت جلسه خدمت ایشون بودم، اون جلسه هم خصوصی بود، آقای اشتری بودند فرمانده نیروی انتظامی، آقای بانکی‌پور بودند که نماینده مجلسن و عده‌ای از رفقا بودن، راجع به خانواده رفته بودیم. چقدر توصیه می‌کردن به احترام به خانواده، خانم‌ها مخصوصاً تکریم. جناب آقای ملایی خودشونم اهل تکریم خانواده بودن. خب شنیدید دیگه، رئیس بیمارستان گفت ما تعجب کردیم یک روز گفتن آقا اومده دیدن خانمش توی بیمارستان. چقدر توجه به همسر و خانواده ایشون داشت. فرمود چیزی رو که می‌گفت عمل می‌کرد. این هشتم.

نهم: «أَحْرَصُ عَلَی السَّمَاعِ مِنْهُ عَلَی الْکَلَامِ» تا می‌توانست سعی می‌کرد گوش بده مطالب رو.

دهم: «کَانَ إِذَا غَلَبَ عَلَی الْکَلَامِ لَمْ یُغْلَبْ عَلَی السُّکُوتِ» اینم شبیه همونه. بر شنیدن بیشتر حرص داشت تا بر صحبت کردن.

و من یک خاطره‌ای رو عرض کنم: یکی از فرماندهان عزیز که اسم ایشونو نمیارم، به هر حال نظامیا رو احتیاط می‌کنم، از دوستان ما هستند و به هر حال پست بالایی هم دارن توی امنیت. ایشون می‌فرمودند که آقا رو دعوت کردن برای ارتش، سردوشی و مراسم فارغ‌التحصیلی یکی از دانشکده‌های افسری تهران. آقا فرمودند که چقدر راه تا اونجا؟ گفتیم آقا مثلاً ۲۰ دقیقه. فرمودند تهران ترافیک داره، یکمی زودتر بریم. گفتیم باشه. فرمودن این ارتشی‌ها منظم‌اند، نظم خیلی مهمه، اگر گفتید ۸ صبح سر ۸ صبح باشه. ایشون می‌گفت ما زودتر حرکت کردیم و اتفاقاً همون ۲۰ دقیقه هم راه بود، مثلاً یک ربع، ۲۰ دقیقه به ۸ رسیدیم نزدیک پادگان. می‌گفت من بیسیم گرفتم به رئیس پادگان بگم که ما ۲۰ دقیقه زودتر می‌رسیم، یک فضای آماده کنید. آقا فرمودند که نه، ما به اینا گفتیم هشت. ۲۰ دقیقه زودترم بریم بی‌نظمیه. ۲۰ دقیقه زودترم بریم نظم... ممکنه مثلاً تو این ۲۰ دقیقه می‌خوایم جایگاهی آماده کنن، کاری... صبر کنیم. گفتیم آقا چه کنیم؟ فرمودند یک درختی، چیزی، یک جا پیدا کنید بریم. چون تو همون مسیر یک جایی به اصطلاح درخت بود، بنشینیم. بله، فرشی انداختیم و نشستیم با آقای ۲۰ دقیقه‌ای پشت پادگان. گفت کسی هم خبر نداشت. نظم، نظم تو زندگی ایشون. اینا نکات مهم و قابل توجهی است.

و ویژگی آخر، خیلی مهمه: فرمود «کَانَ إِذَا بَدَأَهُ أَمْرَانِ» امیرالمومنین در حکمت ۲۸۹، ۱۱ تا ویژگی برای اون دوستش که شاید اباذر بوده، شاید عمار بوده، شاید مالک بوده، نمی‌دانم. اما از ما خواسته این ۱۲، ۱۱ ویژگی رو دنبالش باشیم. فرمود ۱۱ ویژگیش این بود: اگر یک جایی سر دوراهی قرار می‌گرفت – این کارو بکنم یا نکنم – نگاه می‌کرد، خب گوش بدید: ببینه کدومش مخالف نفسه، همونو انجام می‌داد. بعضی وقتا ما سر دوراهی گیر می‌کنیم. یک جایی رو عقل می‌گه انجام بده، یک جایی رو نفس می‌گه انجام بده. اگر آدم خلاف نفس کرد و به عقلش گوش داد، این هنره. فرمود این دوست من این خصوصیتو داشت.

إنْشاءالله روح این رهبر عزیزمون امروز شاد باشه.

ملایی:  از این جلسه من دو سه جمله می‌خوام ذکر مصیبت کنم، منتها نمی‌دونم الان فرصت... اومدم بگم که شما چون زمانم پرسیده بودید، فکر می‌کنم تقریباً یک شش هفت دقیقه فرصت داریم. من یک اطلاع‌رسانی رو می‌خوام حاج آقا انجام بدم و بعد دیگه محضر حضرت عالی باشیم.

خب عرض می‌کنم که ما برای رهبر شهیدمون حتماً مراسم می‌گیریم، همه تو محلمون، تو تکیه‌مون، توی مسجد روستامون، تو شهرهای مختلف. و یک جای دیگه هم شایسته‌تر از اون در حرم اولیا الهیه. من امروز شنیدم که مثلاً بقاع متبرکه قم، امامزادگان اونجا پذیرایی از زائرین مثلاً داره می‌شه، دارن تشریف می‌آرن اونجا، مراسم براشون برگزار می‌شه. در کنار همه اتفاقات، امشب اینجا بلافاصله بعد از نماز مغرب و عشا إنْشاءالله با سخنرانی سرور ارجمند حجت‌الاسلام والمسلمین حاج آقای عاملی که پنجشنبه‌های سمت خدا – خلاصه روشن به حضور ایشونه، همونطور که یکشنبه‌ها حاج آقای رفیعی هستند – حالا فرمودند این هفته جابجا شده. سخنرانی حاج آقای عاملی و ذکر اهل بیت هم توسط آقای شال‌بافان، بلافاصله بعد از نماز مغرب و عشا امشب إنْشاءالله از طرف خانواده محترم امام شهید و اینجا به میزبانی حضرت معصومه علیهاالسلام حضور داشته باشید. الانم بعد از ذکر مصیبتی که حاج آقا می‌فرمایند و إنْشاءالله لذت می‌بریم، یک صفحه قرآن کریم تلاوت می‌شه توسط استاد یزدان‌پناه. بلافاصله هم برادر نازنین حاج آقای بذری اینجا هستند، حاج محمدرضای عزیز که از محضرشون بهره خواهیم برد.

حاج آقا: السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الْأَرْوَاحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنَائِکَ، عَلَیْکَ مِنِّی سَلَامُ اللَّهِ أَبَدًا مَا بَقِیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهَارُ، وَ لَا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّی لِزِیَارَتِکُمْ. السَّلَامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلَی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلَی أَوْلَادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلَی أَصْحَابِ الْحُسَیْنِ.

شما فرمودید امروز بدن آقا رو دارن می‌برن کربلا. من این جمله رو تو ختم آیت‌الله عظمی صافی‌ هم گفتم. اون شبی که ختم ایشون تو قم بود، گفتن فردا صبح دارن بدن رو می‌برن کربلا. این جمله رو اونجا گفتم، اینجا می‌گم: گفتم کسانی که بدن این مرجع رو دارید می‌برید کربلا، کسانی هم که دارید بدن رهبر شهید ما رو می‌برید کربلا، فردا بدنی را می‌برید که کفن شده، بدنی را می‌برید که غسل داده شده، بدنی رو می‌برید که با احترام روی دست دارید تشییع می‌کنید، دور حرم امام حسین. ولی بدانید بدن آقای شهید ما رو دارید جایی می‌برید که بدن حسین بی‌غسل و بی‌کفن سه روز رو زمین کربلا ماند. بدن آقای شهید ما رو جایی دارید می‌برید که حسین بین دو نهر آب با لب تشنه جان داد. بدن آقای ما درسته بمب خورد، ضربات دید، سختی دید، اما بدن آقای ما رو دارید جایی می‌برید که جلو چشم خواهر سر از بدن جدا کردند، جلو چشم دختر اسب به بدن دوانیدند. همه این بدنایی که می‌آرن تو حرم امام حسین طواف می‌دن – من خب اونجا کربلا بودم، شما بودید – همه کفن شده است. وقتی حق دارن مردم بگن مگر کفن به کربلا... به غیر بوریا نبود، مگر حسین فاطمه عزیز مصطفی نبود... وقتی بدن بابا رو برد میان قبر امام سجاد، یک نگاهی کرد، سری در بدن نیست و صورتشو رو خاک بگذارد. خم شد لب‌ها رو گذاشت به گلوی پرخون بابا. «ابا...» اما حزنی پسر، اما دیگه خواب ندارم بابا، شب‌ها دیگه اندوهم تمام شدنی نیست.

یک جمله دیگه هم گفت، این عرض آخر من: صدا زد بابا، تو رو با لب تشنه کشتن. «قَتَلُوکَ وَ مَنْ شَرْبِ الْمَاءِ مَنَعُوکَ».
صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا مَظْلُومُ، یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ.

ملایی:
خدایا در ظهور با برکت آقامون تعجیل بفرما، امام زمان ما رو به سلامت بدار، الهی آمین. تسلیت ما رو به پیشگاهش ابلاغ بفرما. روح بلند رهبر شهید و خاندانشون و شهدای این جنگ ۴۰ روزه و شهدای قبل رو از این جلسه، حضرت معصومه میهمان بگردان. خدایا به مقربان درگاهت قسمتت می‌دم، رهبر عظیم‌الشأنمون محافظت بفرما، امنیت این کشور رو حفظ کن، الهی آمین. انتقام خون رهبر عزیز ما رو نابودی ترامپ کنه، نتانیاهو و صهیونیست‌ها قرار بده، الهی آمین. خدایا به مقربان درگاهت قسمت می‌دم آنی ما رو به خودمون واگذار، الهی. صبر به خانواده شهدا عنایت بفرما، الهی آمین.

وَ السَّلَامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ.

ملایی:  خیلی ممنونم از حاج آقای رفیعی عزیز. این نظم قشنگی که الان قراره و بیننده‌های عزیز در منزل دارند لذت می‌برند از این انسجام در شبستان امام خمینی رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَیْهِ، همچنان ممنونم که باقی می‌مونه، مخصوصاً در قسمت‌هایی که دوربین‌ها قرار گرفتند و به هر حال مردم می‌دونید میلیون‌ها مرد و زن الان پای تلویزیون‌اند، دوست دارن حرم حضرت معصومه رو ببینن، شبستانو ببینن. چند دقیقه دیگه که قرآن خونده می‌شه و بعد از قرآن حاج محمدرضای بذری عزیز که میان اینجا ذکر بگن برای آقای شهیدمون، إن‌شاءالله گریه بکنیم. مردم دوست دارن این انسجام و این نظم همچنان باشه. یک صلوات لطف بفرمایید همه با هم بفرستیم که این انسجام و این ترتیب مجلس حتماً ادامه پیدا بکنه. هرک هم سرپا هست به خاطر احترام مردم، توی خونه لطفاً بنشینیم سر جا.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ.

یک صلوات دیگه هم تقدیم کنیم به وجود نازنین حضرت معصومه علیهاالسلام و صلوات سوم را تقدیم می‌کنیم به محضر امام شهید، به محضر شهدای خونواده‌شون مخصوصاً زهرا کوچولوی ۱۴ ماهه امام شهید ما که علی‌اصغر وار شهید شده. حکایت شکل شهادت این دردانه خیلی حکایت غم‌انگیزیه. ممنون می‌شیم اگر هر جا هستید بنشینید. رفقای عزیزم صلوات سوم رو بفرستید. من سلام کنم محضر نازنین قاری محترم کشورمون.

صلوات سوم رو: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ.

بفرمایید. خیلی خوش آمدید، هرکی میاد قدمش رو چشمای منه. آقا سلام علیکم استاد یزدان‌پناه عزیز.

قاری:
بنده هم عرض سلام و عرض احترام دارم خدمت شما بینندگان عزیز. قربون شما برم، عرض تسلیت دارم مناسبت شهادت رهبر عزیز و قائد عزیزمون. إن‌شاءالله که همین‌جور که ایشون ظاهر کربلا شدن، همه شما عزیزان هم به زودی در این ماه عظیم، ماه ماتم و عزا، مهمون سیدالشهدا باشید. باز هم لطف نیست، صلوات ختم کنید.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ.

صفحه ۲۵۵ قرآن کریم و تلاوت ترتیل استاد یزدان‌پناه عزیز، هممون گوش جان می‌سپاریم و لذت می‌بریم.

ملایی: توصیه امام شهیدمون: هر روز هر کس هر اندازه می‌تونه قرآن بخونه. امروز صفحه ۲۵۵، آیه پایانی سوره مبارکه قبل از سوره ابراهیم، یعنی سوره و آیات آغازین سوره ابراهیم، عَلَی نَبِیِّنَا وَ آلِهِ وَ عَلَیْهِ السَّلَام، تلاوت شد.

حاج محمدرضا بذری عزیز رو با یک صلوات استقبال کنیم ازشون. شایسته صلوات به روح امام شهیدمون امام خامنه‌ای.

السَّلَامُ عَلَیْکُمْ جَمِیعًا وَ رَحْمَةُ اللَّهِ.

و سلامتی آقا امام زمان، تعجیل در فرجشون، برآورده شدن حاجات بلند، صلوات بفرستید.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.

به روح امام شهیدمون، برای سلامتی امام مجاهدمون حضرت آیت‌الله امام سید مجتبی، بلند صلوات بفرستید.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.

ارسال دیدگاه


ارسال

جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید

دیدگاه ها