بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ وَ بِهِ نَسْتَعِینُ، إِنَّهُ خَیْرُ نَاصِرٍ وَ مُعِینٍ.
السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ الْحُسَیْنِ.
آقایان، بانوان، هموطنان، شنوندگان و بینندگان گرامی، سلام عرض میکنم محضرتون و تسلیت میگم هم ایام ماه محرم رو و هم ایام یادآوری داغ از دست دادن پدر امت، نائب امام زمان، ولی فقیه، آقا جانمون امام شهیدمون حضرت آیتالله العظمی خامنهای رَضْوَانُ اللَّهِ تَعَالَی عَلَیْهِ رو. انگار بعضی چیزها رو آدم نمیخواد قبول کنه، انگار که نمیخواد آدم بعضی چیزا رو باور کنه و بعضی وقتا آدم فکر میکنه که منتظر یکی بیاد بگه ببین دروغ بود، شایعه است، خوابی بیدار شو. اما واقعیت اینه که مردان خدا وقتی پرده پندار میدرند و پرواز میکنند و با خودشون جمعی رو همراه میکنند و درهایی از حقیقت و روشنایی رو باز میکنند، دیگه انسان اون لحظه به سوگواری تنها نمیاندیشه. ما داغداریم، داغدار نائب امام زمانیم، داغدار یک جان فدای برای اسلام و قرآن به معنی واقعی، داغدار آقای جانمون سید علی هستیم. اما یه ذره که با خودمون دو تا دو تا چهارتا کنیم، برکاتی که توی این سالها وجود ایشون برای ما داشته رو مرور کنیم، اون وقت سر بالا میگیریم. در حال گریه و اشک، در حال سوز و ماتم، در حال ناله و مویه، در حال زدن به سر و سینه میبینید اوضاع و احوال مردم رو توی مصلای امام خمینی صبح تا حالا داریم مشاهده میکنیم در عزاداری، اما به این فکر میکنیم که چه خوشسلیقگی کردن اونهایی که نامگذاری کردند یا عنوان دادند که «آقا بدرقه پیکر پاک امام شهید با شعار باید برخاسته با نماد مشت گره کرده است». آره ما داغداریم، سوگواری میکنیم اما فریادمون رو بر سر دشمن خواهیم زد، فریاد خونخواهیمون رو سر خواهیم داد و اینطوری شاید میسراییم برای اینکه دشمن هم ببیند و دوست هم بشنود که:
«برخیز برخیز که هنگام قیام است، مسلمان دشمن به هراس آید از این سیل خروشان. ما امت مبعوث شده، ملت نوریم، هرچند بلا دیده ولی سرو صبوریم.»
ما و آنیم که ماه رمضان رفت، آمد خبر آمد خبر آقا لب تشنه به جنان رفت. با رفتن او خون جگر بود که خوردیم، ما در سحر روز دهم بود که مردیم. ایران همه یک جان شد و آمد به خیابان، ایران همه یک جان شد و آمد به خیابان، کرمان، همدان، یزد، خراسان، قم و تهران.
او گفت که «أَمِی...» سلاح ظفر ماست، او گفت که امید سلاح ظفر ماست، در باور ما دست خدا روی سر ماست. امروز تو مصلای امام خمینی همین شعارو خیلیا فریاد زدن: «ما همه سرباز توییم خامنهای، دست خدا بر سر ماست خامنهای رهبر ماست.»
او گفت که امید ظفر ماست، در باور ما دست خدا روی سر ماست. در مکتب سید علی خامنهای ما آموختهایم عزت و شوکت طلبی را.
زنجیر ستم پاره کن ای ملت بیدار، آماده پیکار شده دشمن خونخوار، مگذار که پرچم به زمین ماند و میهن بر خاک عزیزش برسد پنجه دشمن. ماشاء... مباد هرگز اجازه بدیم که کسی دستش دراز بشه به خاک ایران و بخواد تعرضی بکنه به کیان ملت و بخواد اهانت و جسارتی بکنه به میراث رسول الله، قرآن و اهل بیت علیهم السلام.
سردار سید مجید موسوی ضمن وداع با آقا و بدرقه حماسه سرایید دیگه که آقا ما حواسمون هست. یک تصویری از یک موشکی فراوان فراگیر شد این روزها که نشون داد که خلاصه بچههایی که پای لانچرها هستند حتی عزاداری میکنند ولی دستها روی دکمه است برای شلیک. دشمن چی فکر کردی؟ ببین این ایرانه. یک روزنامه صهیونیستی گفته بود که اسرائیل از ترور آیتالله خامنهای تعبیر اوناست از به شهادت رسوندن عزیز دل ما، تعبیر ماست. خلاصه ترسیده، زبون و کم آورده. یک همچین تعبیری، من میگم دشمن زبون، این تازه اول راهه، تو باید از شهید خامنهای بیشتر بترسی تا آیتالله خامنهای.
بفرمایید حاج آقای عابدینی اینجا هستن. من تا همین جاش هم خیلی زیاده کلام داشتم و بیادبی کردم محضر حاج آقا، باشیم به اتفاق و إنْشاءالله بهره ببریم. آقا سلام عرض میکنم و واقعاً عذرخواهی میکنم شما اینجا چند لحظه تشریف داشتید من گزافهگویی کردم.
خدا به احسن وجه اینها رو بپذیرد و باعث طهارت کشور ما، جامعه ما و نفوس ما إنْشاءالله این عزاداریها رو و این خونخواهیها رو قرار بده، الهی آمین. منم خدمت شما تسلیت میگم حاج آقای عابدینی و خوشحالم که تونستیم امروز اول هفته دوباره محضر شما باشیم و از شما یاد بگیریم.
ملایی: حالا به تناسب ایام و مناسبت و یا در ادامه مباحث هفتههای گذشته.
حجت الاسلام عابدینی: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ. حتماً با توجه به اینکه امام زمانمون هم در رسای نائبش عزادار است و حتماً قلب ایشون هم متألم است، با توجه به همین که هم ایام محرم است و قلب ایشان در فشار است و هم نائبش در این ایام مصادف شده با هم، قطعاً دعا برای سلامتی ایشون از ایام دیگر سزاوارتر است. به همین جهت توجه میکنیم به اینکه باید دقتی این دعا رو و توجهی این دعا رو داشته باشیم برای سلامتی حضرت که سلامتی حضرت سلامتی امتشم هست و سلامتی امتش سلامتی نائبشم هست. إنْشاءالله: اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلَی آبَائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ وَلِیًّا وَ حَافِظًا وَ قَائِدًا وَ نَاصِرًا وَ دَلِیلًا وَ عَیْنًا، حَتَّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعًا وَ تُمَتِّعَهُ فِیهَا طَوِیلًا.
إنْشاءالله خدای سبحان ما رو به وظایفمون در اطاعت از ولی عصر عَجَّلَ اللَّهُ تَعَالَی فَرَجَهُ الشَّرِیفَ بیش از پیش موفق بگرداند، الهی آمین.
خب، ایامی است که صحبت کردن سخته، اما چه کنیم که قرعه فال به نام من دیوانه زدند. که در این لحظاتی که مردم در کنار پیکر مقدس نائب اماممون در حال عزاداری هستند، ما هم گفتگویی داشته باشیم إنْشاءالله تا بتوانیم وظیفه خودمون رو در اینجا تا حدی که مقدورمونه، ما هم انجام وظیفه کرده باشیم.
با این عبارت و نکته آغاز میکنم که مردان بزرگ تاریخ – البته این اختصاص ندارد اما تو اونها این آشکارتر است – دو حیات دارد. یک حیاتی است که تولد تا مرگ اونها در یک قطعهای از زمان و تاریخ محقق میشود که اغلب این رو میبینیم، میشناسیم کی به دنیا آمدند، چه کردند و کی از دنیا رفتند. اما مردان تأثیرگذاری مثل انبیا، اوصیا، اولیای الهی غیر از این حیات ظاهری، یک حیات عظیمی دارند که قبل و بعد تاریخ رو به هم گره میزنند و اثر وجودیشون این است که میتوانند آنچه را که از سابقه تاریخ بوده به آنچه که به آخرالزمان تاریخ میرسد متصل کنند و وجودشون یک حرکت آخرالزمانی داشته باشد.
برای اینکه یک خورده روشنتر بشود: تمام انبیا داشتند امت را حرکت میدادند تا به سمت آخرالزمان بکشانند. هر کدام از انبیا از حضرت آدم گرفته که اولین انسان است تا انبیا و رسل اولواالعزم و انبیا و اوصیای دیگه، یک نقشی داشتند که چگونه مردم رو به افق آخرالزمان نزدیک کنند. چون این افق اینقدر سنگین است و اینقدر عظیم است که باید این همه سرمایهای که تا الان حدود ۱۰ هزار سال است طی شده باشد و این همه اولیا و انبیا آمده باشند و هر کدام قسمتی از این مسیر رو مردم رو همراه کرده باشند و طی کرده باشند تا رسیده به امروز که نائب امام شهید ما که آقای شهید ماست، آقای شهید ما یکی از اون سختترین لحظات تاریخ رو در حرکت به سوی آخرالزمان شکل دادند. به طوری که اون هدف آخرالزمانی که برای قیام امام زمان عَجَّلَ اللَّهُ تَعَالَی فَرَجَهُ الشَّرِیفَ ذکر شده و همه انبیا و اوصیا در این طریق قدم برداشتند، یکی از قدمهای محکم و قدمهای قوی این مسیر رو در این دوران انقلاب اسلامی طی شد که ۳۷ سالش بر دوش آقای شهید ما بود که این قافلهسالاری این حرکت به سوی ظهور رو ایشون سرعت بخشیدند. لذا تفسیر حرکت ایشان تو دایره حرکت تمام انبیا و اوصیا و به دنبال اونها تفسیر و معنا میشود. و وقتی این حرکت خوب روشن میشه و آشکار میشود که چه نقشی داشتند تا ظهور محقق بشه، وقتی ظهور محقق میشود معلوم میشه هر کدام از وقایع سابق چه تأثیری در اون تحقق ظهور داشته.
خیلی بحث دقیقی است. لذا دارد تعبیر روایات است که حکمت دوران غیبت آشکار نمیشود مگر در دوره ظهور، مثل جریان خضر و موسی که وقتی پرسیدند که جریان خضر تو اون چه جهتی داشت و حکمتش چی بود، معلوم نشد مگر در وقت فراغی که دیگه قرار شد که خضر از پیش موسی برود، آشکار شد. این رو در روایات میفرمایند: حکمت غیبت، دوران غیبت که عظمت دارد، بزرگ است، سرّ من اسرار الله و أمر من أمر الله و غیب من غیب الله است. دوران غیبت به تعبیر روایات میفرماید این در دوران ظهور معلوم میشه که چقدر رشد ایجاد کرده تا مردم به ظهور برسند.
این دوران غیبت رو یکی از درخشانترین صحنههای دوران غیبت که نزدیک میکند ظهور را، اون هم خیلی تأثیر در این تعجیل فرج ایجاد کرد، دوران حاکمیت جمهوری اسلامی است که این دوران متل و درخشان تاریخ با امام راحل ما آغاز شد و بر دوش امام شهید ما این ادامه پیدا کرد و این قافله و این کاروان به یکی از عظیمترین مدارجی که ما هنوز نمیدونیم خودمون غرق یک نعمتی هستیم که نمیدونیم چه کرده آقا با ما و چه جامعهای رو مهیا کرده برای ظهور.
چون هدف ظهور آنچه که در روایات بهش تأکید میشود با این تابلوی درخشان: «لَوْلَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنْیَا إِلَّا رَجُلٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِکَ» اگر یک روز از دنیا باقی مانده باشد حتماً باید اون روز طولانی شود تا اینکه فرزند پیغمبر – میفرماید فرزندی از فرزندان من خارج بشود و قیام بکند – که بعد مشخصاتش رو میفرمایند، اونجا میفرماید: «وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْمًا وَ جَوْرًا» این تابلوی قیام در برابر ظالمان و جائران و استقرار اون عدالت و قسط، تابلوی حرکت به سوی ظهور.
تو این رابطه نقشی که آقای شهید ما تو طول این – بعد از حاکمیت پیغمبر اکرم و امیرالمومنین علیه السلام – انجام دادن، حقیقتاً این نقش به عنوان حاکمیت حضرات معصومین تمام زمینهسازیها و آمادگیها را ایجاد کردند. این نقش در فعلیت یافتنش به صورت حاکمیت که در مقابل فرعون و نمرود زمان که استکبار و فرهنگ شیطانی بود، فرهنگ شیطانی فرهنگ خفیف و پنهانی است که ما هم گاهی ناخواسته به نحوی نسبت به بعضی از عناصر او – به تعبیری که آقای شهید ما داشتند به نحو التقاط – در وجود ما هم گاهی سرایت کرده و مطلع نیستیم و حواسمون نیست که فرهنگ شیطانی آشکار نیست اما نفوذ خیلی خفی و به صورت همانجوری که شیطان برای انسان... اونجا در روایت دارد که «أَرَاکُمْ وَ لَا تَرَوْنَهُمْ» شیطان را که من انسانها رو میبینم ولی انسانها منو نمیبینند. «أَتَمَثَّلُ لَهُمْ»... به هر صورتی برای اونها متمثل بشن. بعد تعبیراتی که آمده، این حرکت شیطانی خفی، البته با قدرتی که خدای سبحان به ما در عقل و فطرت داده، این مقابله با او شکل میگیرد.
خب تا اینجا چی خواستم بگم: مقابله با ظلم که این ظلم فقط یک ظلم آشکار نیست، ظلم فرهنگی بالاتر از ظلم آشکار است. او محو این است. فرهنگ شیطانی بالاتر از این ظلم دیدنیست که این اثر اون است. این ظلم را آقا رسوا کرد، آشکار کرد، دماغ این فرعون متکبر مستکبر آمریکا رو به خاک مالید. بعد از اینکه امام رحمت الله علیه به عنوان شیطان بزرگ اون ده سال رهبریشون در مقابل این مستکبران ایستادند و فرهنگ ایستادگی رو ایجاد کردن، آقای شهید ما این فرهنگ رو متبلور کرد، این فرهنگ رو محقق کرد به طوری که امروز بچههای ما هم از آمریکا نمیترسند. اسم ناوگان آمریکا برای کودکان ما هم تمسخرآمیز است. این خیلی حرف سنگینی نیست، یک فرهنگی است که ایجاد شده. فقط یک شعار نیست، فرهنگیست که این شعار فرهنگ مردم شده. یعنی نه بمباران اونها ترس ایجاد میکند، نه لشکرکشی اونها خوف ایجاد میکند. زندگی عادی مردم با تمام تهدیدات اونها ادامه پیدا میکند و مردم کأنه بود و نبود این تهدیدات براشون چی شده، عادی شده. این از یک شجاعت و جسارتی که رهبر عظیم ما به مردم ما باورش ایجاد کرد و فرهنگش القا کرد و محققش کرد، شکل گرفته. لذا این مقابله با ظلم و تمسخر ظالم و دماغ متکبر رو به خاک مالیدن از تسریع در ظهور است. فهمیدن ظلم ظالم و در برابر او آرام نماندن و بیقرار شدن تا اینکه ظلم رو ظالم رو سر جاش بنشونند، این فرهنگ آخرالزمانیست که امام شهید ما خیلی این رو جلو برد، فرهنگ عمومیش کرد. نه فقط در کشور ما، محور مقاومت را به هم مرتبط کرد و متحد کرد، نه فقط محور مقاومت، مردم جهان رو در برابر ظلم ظالمان کودکخوار و کودککش اینجور بیدار کرد. فرهنگ عظیمی رو در این سالهای طولانی ایجاد کرد. به همین نسبت موجی که ایجاد کرده تازه با شهادتش این خون در رگهای نه جامعه ما فقط، بلکه در ملتهای مظلوم جریان پیدا میکند. این شهید قلب تپنده میشود که این قلب تپنده خون رو در رگهای همه مظلومان به جریان میاندازد و انگیزهسازی میکند.
لذا به مقداری که ما قدردان این شهید باشیم، که شهید رو زنده بدانیم، باور بکنیم که «وَ لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» رزق رب دارند و باور بکنیم، بعد به دنبالش که «فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ» که اینها به آنچه که خدا به میدهد خوشحالند، «وَ یَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ» که اون کسانی که پشت سر این شهید حرکت میکنند، این «مِنْ خَلْفِهِمْ» بشارت او را به دنبال دارد. یعنی او به کی بشارت میدهد؟ به کسی که دنبال حرکت او را ادامه بدهد. این حیات اون شهید به مقدار پیروی پیروان است که بروز و ظهور این حیات در این تودیع و تشریع امروز است. حقیقت خودش را آشکار میکند تا جریان تشریع که یکی از اون مباحث بسیار بسیار عالی فرهنگ اسلامی است که تو نگاه عادی رفتن و مردن فقدان است، اما تو نگاه الهی میگه اون روایت الهی نگاه مسئله این است که هر کسی «النَّفْسُ» خدا داره توفی میکند و این به تمام باقیست. به خصوص به ما تأکید کردند که در سه برهه که این سه برهه سه وقت حساس افتراق جامعه است، باید این افتراق را تبدیل به اقتدار کنیم. یعنی افتراق را تبدیل به اتحاد، اقتدار کنیم. یکی در وقتی است که تو جامعه یک گسست، یک مشکلی، اشکال اقتصادی و اون خلل اقتصادی ایجاد شده، مومنان باید مراقبت نسبت به همهشان بیشتر باشد. یکی تو وقتی که فردی از افراد جامعه یا عدهای مبتلا به مریضی میشن که باید عیادت مرضا به عنوان یک فرهنگ ساده نیست، یک ایجاد اقتدار در جامعه است که از یک خانواده شروع میشه تا ارحام، تا همسایگان، تا محل، تا شهر. اون وقت بالاتر از همه اینها که شاید تا این جریان تشریعی برای ما نبود خیلی نمیفهمیدیم چرا در روایات ما به عنوان یک حق عظیم تشییع جنازه مؤمن محسوب میشود.
که خانوادهای که به ظاهر یک فقدانی براش ایجاد شده، اجتماع مؤمنین این فقدان رو برای جامعه، این اجتماع جبران میکند، اقتدار میکند. اونوقت هر چقدر این فقدان عظیمتر باشد، اون اجتماع و اقتدار باید عظیمتر و بزرگتر باشد. لذا الان جریانی که برای ما پیش آمده، مواجهیم با اینکه دشمن ما به نگاه خودش خواسته امام یک جامعه که راهبر این جامعه بوده، راه و برد این جامعه رو نشون میداده، اون سیاستگذار جامعه بوده، هم امامی بوده که مردم رو میگرفته و میبرده و هم امامی بوده که اهداف بلند جامعه رو ترسیم میکرده تا ببینند کجا باید برند. این به نگاه دشمنان ما این فقدان میتونست یک ضلمه بزرگی برای اجتماع محور مقاومت – نه فقط مردم ایران، نه فقط محور مقاومت، همه مظلومان عالم – این فقدان ایجاد کند. اما خدای سبحان با این تشییع که الان قرار داده شده و نوع خطوراتی که خدا در اذهان کسانی که دستاندرکار اند ایجاد کرده که این تودیع عظیم و این تشییع بزرگ را شکل میده، این تودیع و تشییع در جای مختلف تهران و قم و عراق و مشهد، همه اینها حکایت از یک عظمتی دارد که میخواد این تشییع این اقتدار را در چشم دشمنان ما کاملاً آشکار کند و بزرگی این ملت رو، اتصالشون رو به خدا نشون بده.
لذا هر یک نفری که شرکت میکند و هر یک نفری که کمک میکند به نفر دیگری که شرکت بکند، توی این جریان ایجاد اقتدار اجتماع ما در مقابل مستکبران، مانند تیری است که به سمت دشمن شلیک شده و به هدف خورده، نه تیر رها. تیری که به هدف خورده باشد. لذا هر قدمی که در اینجا برداشته میشود، نه فقط شرکت... ببینید روایات ما خیلی مسئله را بزرگ کرده که میفرماید اگر تشییع مومنی باشد که... اینجا خلاصه تشییع مومن عظیمتر است، مومن هست، رهبر جامعه هست، شهید هست. یعنی فرهنگ، علم رو، ایمان رو با شهادت و جهاد که هویت یک ملت رو شکل میده، یعنی علم و عمل که علم فرهنگ، اینکه عالم بزرگیست که از اون طرف اهل عمل بوده، با عملش مجاهدت کرده و به شهادت رسیده، رهبری جامعه را عالمانه و اهل با عمل به سرانجام رسانده. چنین شخصیتی رو تشییعش نشاندهنده هویت این جامعه است. یعنی الان هویت این ۴۷ ساله ما در این تشریح خودش را مینمایاند که با به ثمر رسیدن، به بار نشستن این فرهنگ و هویت جهاد و علم و اون تمام زحمات، میخواد نشون بده که مردم چقدر شاکرند و فهمیدن که هویت ش رو که دشمن میبیند بروز و ظهور...
لذا هر قدمی که برداشته میشود، ببینید تعبیر روایت شریفی این است که منشأ از امام رضا علیه السلام روایت طولانیست – من اشارش میکنم – «مَنْ شَیَّعَ جَنَازَةَ وَلِیٍّ مِنْ أَوْلِیَائِنَا» اگر کسی جنازه ولی از اولیا ما را تشییع بکند، «خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ کَیَوْمَ وَلَدَتْهُ أُمُّهُ» از گناهانش مثل روزی که از مادر زاده شده خارج میشود. یعنی ما نیاز داریم به این تشریع، ما حضورمان در این تشکیلات است. یا میفرمایند: تو هر قدمی که تو این تشییع برداشته میشود، در روایت میفرماید که در هر قدمی که برداشته میشود، انسان هزار هزار درجه پیدا میکند، هزار هزار سی از او ریخته میشود، هزار هزار حسنه برای او ثبت میشود. اگر این باور نسبت به روایات برای ما ایجاد شود، اون وقت کسی که از دورترین نقطه حرکت میکند تا میرسه به تهران یا قم و مشهد یا در عراق، قدمهاش در تعالی خودش و جامعه نقش دارد. چون یک حرکت فردی نیست، فقط یک حرکت اجتماعیست. یعنی قدمهایی که از جاهای مختلف مثل اعضا و جوارحی است که به سمت این قلب که امام شهید ما قلب ماست، وقتی از اطراف و جوانب به سمت قلب میان و این در کنار قلب طهارت پیدا میکنند و بعد برمیگردند، طهارت در مملکت الهی ایجاد میشود.
این نگاه را که این آمدن و رفتن مثل خونهایی است که به قلب میرسد و از قلب دوباره با اون اکسیژن جدید، با اون حال جدید و با اون قوت و قدرت جدید پمپاژ در تمام این بدن میشود. و این آمدن و در کنار رهبر بیعت جدید کردند و به دشمن نشون دادن اقتدار، این جهاد است. یعنی الان سختیهای این مسئله جهاد است. به غیر از اینکه الحمدلله تمهیداتی که مسئولان چیدند، کسانی که شرکت کردند همه به این به اصطلاح مقروناند که اینقدر خوب چیده شده، همه با زن و بچه که آمدند به راحتی تونستند بتونند شرکت بکنند، برسند و از سختیها کاملاً کاسته شده، گرمای هوا با تدارکاتی که دیده شده کاملاً جبران شده است. و این نگاه که هر کسی بتواند دست کسی را بگیرد، با خانواده خودش، همسایگان خودش، هممحلیهای خودش، همکاران خودش، بسیج محلهها، هر کسی تو این جهاد همچنان که باب جهاد باز میشد چقدر اثر داشت تو این ۱۲۰ و خوردهای شب که مردم شبانه جهاد بود. در چشم دشمن خوار بودن حضور مردم در خیابانها، الان ثمره ۱۲۰ و خوردهای شب آمدن به این تشییع جنازه است.
لحظهای سستی، تنبلی که شیطان میخواد انسان را در مقابل این جهاد سست بکند، بدانیم که این آمدن، حضور پررنگ مردمی که الحمدلله انسان میبیند که چقدر پرشور، با احساس، با تمام وجود. که هر قدر هم احساس قویتر باشد، شور شدیدتر باشد، غیر از حضور شور، احساس، هیجان هر چقدر شدیدتر باشد، خدای سبحان این عمل را به توان میرساند، این عمل را بالاتر میبرد. یعنی حضور یک عمل است، شور و هیجان حضور این عمل است که این اگر باور شد، اون موقع میبینیم که چه کنیم شور و هیجانمون هم از این مقدار که هست بالاتر باشد تا بتوانیم شرکت بکنیم.
توی روایات ما یکی از آرزوهای جبرئیل اینجور آمده که جبرئیل سلام الله علیه بیانش این است: ای کاش بشر بودم تا میتوانستم در تشییع جنازه مومنان شرکت کنم. اینقدر این اثربخش است که میگه یک همچین تصوری و به اصطلاح تمنایی از جبرئیل بود که بشر باشد. یا امام باقر علیه السلام فرمودند که حضرت موسی علیه السلام در مقام مناجات با خدای سبحان عرض کرد که پروردگارا اجر و پاداش کسی که جنازه مومنی را تشییع میکند چیست؟ این مومن مراتب... حالا ببینید وقتی اوج ایمان میشه چقدر این اوج میگیرد که چیست؟ خطاب رسید: ای موسی، هرگاه جنازه مومنی را تشییع نماید، فرشتگانی را بر او مأمور میکنم که وقتی از قبر خود برانگیخته میشود، با بیرقهایی تا صف محشر او را مشایعت میکند. بیرق کنایه از هدایت است، یعنی هر بیرقی هدایتی است که اون جهات در حقیقت پرچمها و اون لوا که نهایتش لوا حمد است، پرچم حمد است که این بیرقها ظهوری از لوا هم که این در سایه این بیرقها به سمت محشر حرکت میکند. تعبیری که در بعضی روایات آمده: وقتی که شما شرکت میکنید، مثل این مراسم تودیع، این یک مرتبه از شرکت است. اگر بودید و نماز خواندید، یک مرتبه بالاتریست. و اگر کسی شرکت کرد، تودیع کرد و نماز خواند و ایستاد تا در حقیقت دفن شود و بعد از دفن مدتی مکث کرد، این بالاترین مرتبه نتیجه محقق میشود.
ببینید چقدر خدای سبحان مومن رو گرامی داشته، اون هم ولی از اولیای الهی، اون هم ولی که حاکمیت الهی ایجاد کرده، اونم ولی که دماغ فرعونیان را به خاک مالیده، تمام وجودش خار چشم دشمنان بوده. لذا هر حضوری جهاد است، هر شرکتی جهاد است. چون دشمن داره نگاه میکنه که این فرهنگی که امام شهید ما در بین مردم که پدر ما بودند – ببینید خیلی این آیه شریفه که «وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا» ولی میشه در حقیقت تو نگاه اولی، فرزند اون شخص، اما فرزند معنوی از فرزند ظاهری هم اوست. لذا همانجوری که «أَنَا وَ عَلِیٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّةِ» پدر معنوی هر امتی، حقیقتاً از پدر ظاهری اوست. به طوری که ما در روایت داریم اگر تعارضی بین حق پدر معنوی و پدر ظاهری ایجاد شود، حق پدر معنوی اولویت بر پدر ظاهری دارد.
اونوقت پدری که واقعاً نسبت به امتش مهربانیش، دلسوزیش، اون خندهها و اون مهربانیهاش حتی به کودکان شهدا که انسان گاهی توی این ملاطفتهای که آقا داشت با این کودکان، چهجور با اونها یک رهبر عظیمی که دشمنان را اینجور به خاک مالیده، در برابر این کودکان چه کودکی و لطافت و افتادگی، همصحبتی با اینها، خیلی حقیقت عظیمی بوده که ما هنوز نتونستیم بفهمیم چی از دست دادیم. حقیقتاً تاریخ این رو گواهی خواهد داد که چه وجود عظیمی از دست دادیم. اما هرچند خدای سبحان چون دشمنان ما این کار را کردند، برای ما جبران کرد و خدای سبحان کاری کرد که حتی شعار ما عوض نشد که تبعیت ما از رهبری آن هم با نام امام خامنهای ما همینجور باقی ماند که «ما همه سرباز توییم خامنهای» گوش ادامه پیدا کرد. در شهادت امام شهیدمون هم همین شعار رو میدیم که با رهبری عزیزمان همین بیعت را داریم که خدای سبحان این لطف عظیم را برای ما قرار داده که این هم از الطاف آشکار و بزرگ خدای سبحان است بر ما.
اما در عین حال بدانیم این شاکریت نسبت به اینکه ما نشون بدیم امام شهید ما در اهدافش موفق بوده، هر کسی مسئول این است که بیاد ابراز بکنه در وجود من امام شهید تو اثر داشتی و حضور در این مراسمهای شهدا و این مراسم تشییع و تودیع و این در حقیقت بدرقه ما – که تشییع بدرقه است – ما داریم نشون میدیم که چقدر علاقه داریم. محبت و علاقهمون به مقداری که من حسرت میخورم میبینم کسانی که از راههای دور وقت میگذارند، روزها تحمل میکنند گرما و سختی رو با بچه و خانواده، اما یک عشقی دارند بیکران. اون نشون میده که چقدر آقا تو وجودش اثر گذاشته که همینها براش ساده میشود. منی که اینور و اونور گاهی در یک سایهای در خجالت میکشیدم حقیقتاً میدیدم که پریشب خانواده شهدا چهجور در مقابل پیکر ایشان چقدر خلاصه بیتابی داشتند. چند شاید بیش از دو ساعت سر پا ایستاده بودند، حاضر نبودند بنشینند با اینکه جای نشستن بود، ایستاده عزاداری میکردند. این نشون میده که خدای سبحان چه اثری در وجود این عظمت این شهید ما در وجود ما قرار داده.
ما باورمون این است که این اثر تازه آغاز شده. موجی است که ایجاد شده و این موج ایجاد شده از این به بعد تازه آثارش آشکار میشود. «یَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ» سعی کنیم که پشت سر آقا بودن مان را در تبعیت از رهبر عزیزمون به نمایش بگذاریم تا نشون بدیم که بشارت آقا چهجور شامل حال ما میشود.
این نکته در کنار این مسئله که ما تبعیتمون رو و ارادتمون رو به آقا حتماً با خونخواهی ابراز خواهیم کرد و خونخواهی حقیقت عظیم که در راستای تسهیل و تصریح در ظهور محقق میشود. هر قدمی که ما برداریم تو این راستا، تو این جهت، بدانیم که این خونخواهی اولین گامش قصاص است. تنها قصاص نیست، اولین گام این خونخواهی قصاص است. با قصاص آغاز میکنیم، اون هم همه در حقیقت کسانی که مقصر در این مسئله باشند رو تا ما انتقاممان را نگیریم آرام نمیشیم، نمینشینیم. اما فقط این نیست. عرض کردم فرهنگ شیطانی اساس است، اینا مجریانش هستند. با اینا ما باید تصفیه بکنیم، اما به دنبال ساقط کردن اون فرهنگ شیطانی هستیم، به دنبال اقامه عدل و قسط هستیم تا تو راستای فرج محقق بشود.
البته این خون تو همون خون «یَا لَثَارَاتِ الْحُسَیْنِ» علیه السلام که خون خداست، این خون ذیل اون معنا پیدا میکند، عظمت پیدا میکند. هر خونی که به خون امام حسین علیه السلام گره بخورد، عظمت امام حسین را پیدا میکند. لذا ما یک خون در عالم طلب داریم، خون امام حسین علیه السلام است. این خونها خون رو در وجود ما به جوش میآورد، انگیزهسازی میکند تا دنبال همون خونخواهی امام حسین علیه السلام باشیم. وحدت در خونخواهی داریم به طوری که تعبیری که آمده که خونخواهی امام حسین علیه السلام که یا تعبیر این است که میفرماید کسی که منتقم خون تمام ابنیا انبیا و ابنا انبیا است، «عَیْنُ الطَّالِبِ بِثَأْرِ الْأَنْبِیَاءِ وَ أَبْنَاءِ الْأَنْبِیَاءِ» عین الطالب به مقتول به کربلا. امام زمان خونخواه همه اینهاست و ما یقین داریم که با این خونی که ریخته شد، ما تازه میفهمیم خونخواهی حقیقتش چیست. تازه زنده شدیم با این خون دمیده شده در کالبد جامعه ایمانی و إنْشاءالله این خونخواهی رو نمیگذاریم سرد بشه. باید کاری کنیم پس از تشییع، روز به روز قدرت این جامعه خونخواهی این جامعه تا به اون نتایج قوی و حتی قصاص که اولین گام است تا نرسیده، روز به روز شعلهورتر بشود، روز به روز انگیزهدارتر بشویم و سرد نشویم.
قول میدیم به امام شهیدمون که ما مبارزه شما و جهاد شما رو باور کردیم، در دل ما نشست و از این به بعد مجاهدانه در این راه قدم برمیداریم و اگر کوتاهی تا به حال داشتیم، سعی میکنیم با شرمندگی، با شرکت در تودیع و تشییع شما عهد ببندیم که از این به بعد با عزم راسختری اهداف شما رو پی میگیریم تا شامل بشارت شما بشیم. «یَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ» و عاشقانه عاشق شهادت باشیم، همانجوری که اسم شهادت میآمد، بابای ما منقلب میشد، آره. عشق به شهادت تمام وجودش رو پر کرده بود. یارانش یکی یکی شهید شدند، اما سرو قامت ایستاد و وقتی که دشمن ما طمع کرد به این شهادت، إنْشاءالله ما دشمن را به خاک و خون میکشیم و نمیگذاریم آب خوش از گلوشون پایین بره. عهد میبندیم که مجاهدانه و با انگیزه بعد از این راه امام شهیدمون رو ادامه بدیم، إنْشاءالله إنْشاءالله.
ملایی: من ناظر به یک نکتهای تو فرمایش حضرت عالی دارم. الان چند لحظه است مرور میکنم بعضی اتفاقاتی که حاج آقا، مردم عزیز تو این ۲۴ ساعت گذشته تقریباً یعنی از دیروز صبح تا الان در مصلای امام خمینی رخ داده. کم و بیش خبردار شدید از طریق رسانه ملی. حاج آقا یک موقع هست مثلاً یک شخصیت رسمی از یک کشوری آسیایی، آفریقایی، اروپایی، آمریکایی میاد ایران و با مقامات رسمی ما دیدار میکنه و یک دیدار دیپلماتیک در چارچوبی کاملاً رسمی و حرفاشونو میزنند و ممکنه حتی نسبت به یک مسئلهای که کشور ما باهاش روبرو هست، اون مقام به مقام رسمی کشور ما یک خلاصه دلداری هم بده. اما حاج آقا دیروز خیلی از هیئتهای رسمی دیپلماتیک دنیا، خیلی از هیئتهای دینی، خیلی از هیئتهای علمی، خیلی از مجموعه نخبگانی دنیا از سراسر عالم میاومدن میرسیدن روبروی جایگاهی که پیکر پاک آقای شهید ماست، گریه میکردند، زیر گریه خلاصه میزدند، اشک میریختند و ما مقامات متعددی را از کشورهای مختلف دیدیم که پیکر امام شهید ما رو نگاه میکردند، اشک میریختند. رئیسجمهور یک کشور، رئیس مجلس یک کشور، وزیر امور خارجه یک کشور. این اون اثر است که آقای ما متمایز از تمامی کسانی که صاحب اثر بودند در این عرصهها روی افکار دنیا، روی قلوب مردم آزادی دنیا گذاشته. من دلم میخواد اگر فرصتی هست، حتماً فرصتم رو داشته باشم که خواهش میکنم...
حجت الاسلام عابدینی: امام رضا علیه السلام در سفری که داشتن به مرو میرفتند، بله. در مسیرشون که با موسی بن سیار – ناقل این روایت است – میگه جایی صدای بالاخره گریه و اینها رو شنیدن و حضرت به سمت اونجا رفتند. وقتی که رسیدن، دیدن که مومنی از دنیا رفته. پیاده شدن از مرکب و به دنبال جنازه حرکت کردند. وقتی مردم جنازه رو لب قبر گذاشتن، حضرت شکافتن جمعیت رو رفتن جلو و دست روی سینه اون مومن گذاشتن و او را در حقیقت وعده دادند، بشارت دادند. بشارت دادند که هر کسی که در جنازه ولی از اولیای ما شرکت کند، خدای سبحان برای او همه گناهان او را میریزد و او را بشارت دادند به بهشت. و این باور را در انسان ایجاد میکند. به موسی بن سیار میگه: من پرسیدم آقا شما این رو میشناختید؟ آشنا بودند؟ گفت موسی بن سیار، ما مومنین را هر صبح و شام ملاقات میکنیم و اعمالشان بر ما عرضه میشود و ما هواشون را داریم. وقتی مشکلاتی... خلاصه دعا میکنیم برای رفع گرفتاریهاشون. من یقین دارم هر مومنی رو که وقتی امام اینجور در صحنه شرکت میکند، حتماً این نائبشون رو در تشییعش، تودیعش، در مراسمش، یقین داریم که با این نگاهی که فرمودند، خودشون فرمودند حضور دارند. لذا عشق به ارتباط و همراهی با امام زمان عَجَّلَ اللَّهُ تَعَالَی فَرَجَهُ الشَّرِیفَ اقتضا میکند که مشتاقانه تو این شرکتهایی که میکنیم، دنبال یارمون هم بگردیم که بدانیم که اینجا شرکت میکند و هست و حضور دارد و به عشق اون حضرت هم حضورمون رو در اینجا مشتاقانهتر بکنیم که بگیم ما به عشق شما هم آقا جان آمدیم. میدونیم از اون مواقعی است که حتماً شما حضور دارید. تعبیه این است: ملائکه الهی نازل میشن در این و حضور دارند. انسان تو این تشییع که میاد، بزرگ میشه. میفرمایند وقتی که اون مومن رو دفن میکنند، خطاب به او میشود بعد از اینکه تو آمرزیده شدی، اولین کسانی که آمرزیده میشوند کسانی بودند که تو تشییع تو شرکت کردند. یعنی خود حضور در این مراسمی که ما میدانیم امام شهید ما مقرب است عن الله و صاحب مقام شفاعت است، إنْشاءالله به قدری که ما اظهار ارادت داشته باشیم و نشون بدیم، شفاعت ایشون رو ما قابلیت پیدا کردیم که بهرهمند باشیم و الا ایشون که شفاعت دارد، ولی ما گاهی قابل نیستیم. قابلیتمون رو که بتونیم از این شفاعتها بهرهمند بشیم و اون لطافت و محبت پدرانه ایشون رو داشته باشیم، به این است که محبتمان رو اظهار بکنیم هرگونه که میتوانیم.
گاهی یک کسی داره لقمههای آماده به تشییعکنندگان بدهد، موکبی رو به پا میکند، پذیرایی کند از زائرانش، کسی شرکت میکند، کسی اتراق میکند، کسی خانهاش را در اختیار قرار میدهد، هر کسی هر امکانی ممکنه، یک کسی ماشینش رو در مسیر قرار بده، عدهای رو ببره بیاره. هر کسی اظهار محبت به امام شهیدمون رو هر جوری که میتونه بکنه، بداند که با این مقام هم رحمت الهی رو نازل میکند و هم خودش را از بهرهمند و قابل برای شفاعت آقامون قرار میدهد. اینم خلاصه از نکاتست.
ملایی: سلامتی نکته مهمی است حاج آقا. یک بانویی رو باهاش روبرو شدم در همین مصلای امام خمینی – میدانگاه این روزهای همه ایرانی – ۲۰ ساعت تو راه بوده تا برسد به تهران. ۲۰ ساعت از زاهدان که حرکت کرده، مسیر طی کرده. یک بانو با اتفاق جمعی از بانوان تا برسه به تهران و وقتی ازش سوال کردند که حالا میشد همونجا هم یک ابراز ارادتی بکنی، یک بدرقهای بکنی، حاج آقا فرمود این خانم گفته بود که من اومدم تا اینجا که به آقام بگم من پای شما ایستادم. تو گرما، تو این شرایط تا اینجا آمدم تا هرجا که بگید میآم. یک امر وجودیه این که خدا داره ایجاد میکنه در دلها، یک کشش، یک مغناطیسه که آقا به مقداری که ما به اظهار ظاهری همش نیست، همین مغناطیسی است که دلها رو میکشه. ببینیم چقدر جذب وجود آقامون هستیم.
بسیار عالی. خیلی ممنونم تا اینجای کار از شما. رفقای عزیز، بینندهها و شنوندههای گرامی، ما میخوایم محضر قرآن مشرف بشیم، قرآن تلاوت بکنیم و برگردیم و خب ثواب تلاوت آیات صفحه ۲۵۰ قرآن کریم که رسیدیم به سوره مبارکه رعد – صفحه ۲۵۲ قرآن کریم، سوره مبارکه رعد، آیات نوزدهم تا بیست و هشتم این سوره را در بر داره – محضرش مشرف بشیم. صلوات میفرستیم قبلش و برمیگردیم. امیدوارم زمان داشته باشیم که یک مقدار دیگر از محضر حاج آقای عابدینی بهره ببریم. صفحه250 قران کریم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ.
ملایی: آدم عاشق معشوقش هر کاری از دستش بربیاد میکنه. فرمودند که هر کدوممون هر کاری بلدیم انجام بدیم. اگر دست و بالمون بازه، کاری، پولی میتونیم خرج کنیم بِسْمِ اللَّهِ. اگر خونمون وسیعه، حتی وسیع نیست، یک طبقهاش خالیه، یک جایی داریم که میتونیم چند نفر رو اسکان بدیم، پذیرایی کنیم تو این استانهایی که مسیر بدرقه امام شهید و تشییع پیکر پاکشون هست. و اگر نه، میتونیم یک کار دیگه بکنیم، میتونیم با برنامه سمت خدا همراهی کنیم. رفقای من اطلاعاتش رو برای شما زیرنویس میکنن تا ببینید با همکاری موسسه محترم حضرت خدیجه سلام الله علیها أم المؤمنین برای برپایی مواکب در مسیر بدرقه و تشییع قائد شهید امت، شما میتونید مشارکت کنید. یعنی خونه نه، خودروتونم نه، میتونید یک مبلغی هزینه بشه، مواکبی برپا میشه برای اسکان، برای پذیرایی از زائران و مهمانان امام شهیدمون در تهران، در قم، تو مسیرهای قم و تهران و البته خراسان رضوی. هر کس که میتونه برای این امر مهم اقدام بکنه، میتونه با ما همراهی کنه. کانالهای ما رو ببینید، صفحات ما رو ببینید و عرض کنم که زیرنویسها رو – دقت دارم میبینم زیرنویس هستش – خواهش میکنم که رفقای خوبم اتاق فرمان، این زیرنویسها رو طولانیتر نگه دارید. بالاخره نوشتن یک شماره کارت، نوشتن کد دستوری، اینها یا حتی تکرارش کنید چند دقیقه دیگر دوباره.
و اما حاج آقای عابدینی، همچنان اینجا هستند، زمان هم الحمدلله یکم داریم که استفاده ببریم از محضرشون. حاج آقا خیلی ممنون، تشکر.
حجت الاسلام عابدینی:
باز هم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ. نکتهای رو که قابل ذکر این است که خدای سبحان برای ما یک چیزی رو قرار داده برای مومنین که این از اون نعمتهای ویژه خداست. این است که دشمن ما هر حرکتی علیه ما انجام بده، خدای سبحان برای ما همون تهدید رو تبدیل به فرصت میکند. این وعده خداست و لطف خدا به مومنین است که «اللَّهُ خَیْرُ الْمَاکِرِینَ» دشمن هر مکری که میکند، این مثل یک آینهای که مومن در مقابل این مکر باشد، انعکاس پیدا میکند، مکر به خود دشمن و این ترکشش برمیگرده به خود او و خود او را از بین میبرد.
لذا ما باورمون این است که این مکر دشمن که با اینکه مدتها جرئت نمیکردند این کار را بکنند، اما با بلاهت و جهالت یک همچین کاری رو دست زدن که امام ما رو شهید کردند، فکر نکنند که تمام شد و این تازه خونی است که داره میجوشد و ما نشون میدیم که اگر قبلاً آقای ما میگفت «امروز همه ما میگیم»، اگر آقای ما عمل میکرد، امروز همه ما عمل میکنیم. اگر آقای ما بصیر بود در دشمنشناسیش، این بصیرت در وجود همه ما امروز نافذ شده و همه ما دشمنشناسیمون به اوج رسیده و هیچ جای مدارا و مسامحه برای ما با دشمنمون و قاتل پدرمون باقی نگذاشته. لذا با تمام قدرتمون إنْشاءالله ما تمام کسانی را که در این دخیل بودند، رو هم فرهنگش رو، هم ساختارش رو و هم مقاتلینش رو، کسانی که شرکت داشتند، فرهنگسازی کردند، ساختارسازی کردند، با همون نگاهی که زیارت عاشورا در جلسه گذشته هم عرض کردیم، به ما عنایت کرده که این بصیرت رو پیدا کنیم و إنْشاءالله خونخواه آقامون تو لحظه لحظه هستیم و خدا هم وعده نصرت به ما داده و ما این رو اینجوری نگاه نمیکنیم که بگن آخه شما چه کاری ازتون بر میاد که دست شما به اونها نمیرسد. نه، ما باورمون این است که اگر ما وعده الهی رو باور داریم که «وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ» تقوای الهی را – بهش تقوا هر جایی مناسب خودشه، تقوا در اینجا خونخواهیه – «وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ» یعنی خونخواهی امام شهیدمون با باور به اینکه خدا در کار است، «یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا» خدا گشایش ایجاد میکند، راههایی را باز میکند که دشمن فکرش نمیکند، راههایی را ایجاد میکند که دشمن احتمالش را هم نمیدهد و بعد آنچنان میبیند نتیجه رو که دیگه پشیمانی هم سودی ندارد. وقتی به قیامت وارد میشند میگن «مَا لَنَا... رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا» حالا که دیدیم چقدر سخته از این به بعد سعی میکنیم درست بشیم. اما میگن این کلمهای است که شما قائلید، دیگه برگشتی در کار نیست.
دشمن رو إنْشاءالله با این باورمون به خدا میخوایم اینجا باورمون رو به خدا به اوج برسانیم که میفرماید: «وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ، إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ، قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا» که خدای سبحان وعده داده است «إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ». ما به قدرت خودمون نگاه نمیکنیم که بگیم محدودیت داریم، ما متصل به قدرت الهی هستیم و «مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ» خدا کافی است، هیچی دیگه نمیخواد. «إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ» میرساند به نتیجه. «قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا» اگر مهلتی است، این مهلت را هم خدا قرار داده. فکر نکنند که این مهلت یعنی دست ما کوتاه است. نه، این مهلت را هم خدا قرار داده. إنْشاءالله میبینند که اگر ما باورمون به اینکه دست خدا بر سر ماست و با این قدرت توکل بر خدا، ما نه فقط دشمنان را، قاتلان رو، بلکه فرهنگسازانشون رو هم، تمام فرهنگ شیطانی رو إنْشاءالله زیر پای فرهنگ الهی له خواهیم کرد.
خب این یک نگاهی که حتماً این فرصتها تبدیل به تهدیدها تبدیل به فرصت. یک جمله هم بگم نکته بعدی رو: ما یک زمانی... همچنان داریم خدمت شما باشیم. دوباره یک مطلبی رو یکی از خبرگزاریهای خارجی گفته بود، میخوام اینو بگم که ما فکر نکنیم اگر اینجا شعار بدیم، حتی توی تکیهای، توی منطقه دور افتاده، توی خیابونی مثلاً خیلی غیر معروف، ما فریاد خونخواهی سر میدیم، نگیم به نظرم بود یا رویترز... یکی از اینا گفته بود که ایرانیها امروز در مصلای امام خمینی رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَیْهِ – من اضافه میکنم، اون نگفته بود – جمع شدند و با هم فقط یک شعار میدن که شعار ما «یک کلام انتقام» است. انتقام همون خونخواهیه. یعنی میرسه به گوش دشمن. این نگاه الهی، وجودیست. یعنی این فقط رسانه نیست، وجودات مومنان متصل این وعده الهی است که اگر یک کسی در روستایی است، کسی در دور افتادهترین، کسی در کشور دیگریست، این خونخواهی که در دلها زبانه بکشد، انگیزهساز بشود، به هم متصل میشود، یک شعله میشود. باور کنیم این وعده الهی است. ارواح تابع ابدان نیست، ارواح مکان و زمان درنوردیده شده است براش. لذا دارد اگر کسی کسی دیگری را در غرب عالم داشته باشد، به او متصل است. ما در این خونخواهی یک اتصال انگیزه عظیم شعلهور شدن این خون رو همه ما در همه کشورها، هرجا که هستند، این رو إنْشاءالله ایجاد میکنیم. این یک شعله میشود، یک زبانه میشود، خانمان اینها را بر باد خواهد داد إنْشاءالله و ما وعده میدیم و قول میدیم به اماممون نگذاریم این شعله در درونمون کمرنگ و سرد بشود و سعی اون بر این باشد که روز به روز پررنگتر باشد.
من دلم میخواد که اگر فرصت هست و داریم چهار پنج دقیقه زمان، بله. یک تعبیر زیبایی که در سوره آل عمران وارد شده، خیلی زیباست. ما تا به حال در رابطه با این آیه «رَبِّیُّونَ» تفسیری داشتیم که سر جاش محفوظ است، اما یک قرائت دیگری هم از جزو قرائتها هست که قرائتی است که آقا هم فرموده بودند. این چون در غرب – خلاصه مثل کشورهای مصر و اینها – این قرائت معمول است. این قرائت رو هم ایشون میپسندیدند. طبق این قرائت، ببینید آیه اینجور خوند میشود. چون این تو جنگ اُحد است که وقتی که شایع کردن پیغمبر کشته شده و خواستند مومنان دلسرد بشن. ما تا حالا میخوندیم: «وَ کَأَیِّنْ مِنْ نَبِیٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ کَثِیرٌ». این قرائت میگه: «وَ کَأَیِّنْ مِنْ نَبِیٍّ قُتِلَ» تعبیر قاتله را با قرائت «قُتِلَ» که نبی قُتِل، این به اصطلاح کشته شد. اون نبی چون اینجا جریان جنگ احد هست، جریان شایعه قتل پیغمبر هم بودش، قُتِل کشته شد «مَعَهُ رِبِّیُّونَ کَثِیرٌ» که اینها وقتی که این نبی کشته شد، این ربیون که با او بودند، «فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ» این قتلی که از اون نبی ایجاد شد، «رِی» دلهای اینها رو سست نکرد، «فَمَا وَهَنُوا»... اینو مجمع البیان هم این قرائت را پسندیده و نقل کرده. مرحوم طبرسی در مجمع البیان هم این تفسیر رو، این نقل رو آورده. لذا نقل به اصطلاح مهمی است که یک نگاه دیگری رو هم ایجاد میکند نسبت به این آیه که اون نبی به شهادت رسید، اما تربیتشدههاش، ربیونش، تابعینش که اینها فرهنگ اون نبی در دلهاشون – که تعبیر به معیت با او – یعنی اینا خودشون شدن هر کدام یک نبی که داره این فرهنگ را ترویج میکند. همین حالی که امروز برای ماست که وقتی امام ما را شهید کردند، «مَعَهُ رِبِّیُّونَ کَثِیرٌ» که این ربیون کثیر، هر کدام از ما این نقش را داریم در تبعیت از ربی... حیثش تبعیت است. نبی مقتول، ربیون کثیر بودند هستند که اینها «فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ» سختترین حادثهها که بالاترینش خود شهادت اماممون بوده، خود اون شهادت نبی، برای اینها ذرهای تو دل اینها سستی ایجاد نمیکند. از همون صبحی که سحری که مردم شنیدند امامشون شهید شد، که دشمن به دنبال این بود حیرت ایجاد شود، سستی ایجاد شود، فرماندهان... اما مردم آمدند در میادین، در عین عزاداری پرچم خونخواهی را بلند کردند. این پرچم خونخواهی را برافراشته کردند. مصداق تام «فَمَا أَصَابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ». باور من این است باید این پرچم خونخواهی برافراشته بماند، باید سر در منازلمان را به این پرچم خونخواهی با این در حقیقت زینت کنیم، به خصوص که الان ماه محرم هم هست که متن این پرچم «یَا لَثَارَاتِ الْحُسَیْنِ» علیه السلام است با مشت گره کردهای که نماد انتقام خون امام شهید ما هست.
میفرماید: «فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ مَا ضَعُفُوا» اینها ذرهای ضعف پیدا نمیکنند در میدان نبرد. یعنی با این فشار شدیدی که شهادت امامشون ایجاد کرد، نه درونشون سست میشه، نه ضعفی در درون، بیرون، اینها در میدان جنگ، «وَ مَا ضَعُفُوا». همونجوری که سردار رشید ما – سردار خلاصه عزیز ما – آمدند پیکر آقای ما و وقتی هم که آمدن، سردار خلاصه تعبیر خلاصه میگم نمیدونم با چه عنوانی که کودکان ما هم به عنوان نقطهزن ایشون رو معرفی میکن، سید سردار مجید ما که مردم این را با این شناخت سید مجید ما، خلاصه این نگاه که با اون لباس رزمش آمد، که این پیام خیلی زیبایی داشت بر آقا که آقا آمادهای با پیکر، با اون لباس رزمش سوگواری. لباس یعنی این همون پرچم خونخواهی. این لباس رزم یعنی پرچم خونخواهی که آقا پرچم خونخواهی بر... خلاصه ما این سید مجید موسوی عزیز ما نماد زیبایی شده. همون به دنبال سردار حاجیزاده ما، به دنبال سرداران ما، به دنبال سردار سلیمانی ما، همه اینها در قلب ما باقی ماندند و خونخواهی تک تک اینها را إنْشاءالله خواهیم داشت.
« فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَكَانُوا ۗ وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ » در میدان ذرهای ضعف نشون نمیدن، سوگواریشان را پای لانچرهاشون میکنند، خونخواهیشان را آماده. یعنی از این به بعد موشکهایی که شلیک میشود، موشکهایی است که با ندای خونخواهی قویتری شلیک خواهد شد و «مَا اسْتَکَانُوا» ذرهای اینها زمینگیر نمیشن. یعنی هیچ چیزی اینها را باعث نمیشه تکان، زمینگیر شدن، یعنی مسکین کسی است که نمیتونه از پس خودش بر بیاد. لذا «وَ مَا اسْتَکَانُوا»... «وَ اللَّهُ یُحِبُّ الصَّابِرِینَ». قول اینها این است و «مَا کَانَ قَوْلَهُمْ إِلَّا أَنْ قَالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا»... ما به امام شهیدمون عرض میکنیم که آقا جان، ما ممکنه در دوران حیات شما کوتاهی داشتیم، اما امروز قول میدیم: «رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا» خدایا ما کوتاهی داشتیم در حمایت از اهداف، منویات ولیات، خدایا تو این کوتاهیهای ما را ببخش، به ما قدرت بده تا بتونیم جبران بکنیم. «وَ إِسْرَافَنَا فِی أَمْرِنَا» خدایا اگر یک جایی اون اهداف ولی را ما به سمت دیگری رفتیم و ثبات قدم... اما از این به بعد قدمهای ما را ثبات قدم بده. «وَ ثَبِّتْ أَقْدَامَنَا»... «عَلَی الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ» که به دنبال این میفرماید: «فَآتَاهُمُ اللَّهُ ثَوَابَ الدُّنْیَا» هم ثواب دنیا را به اینها دادیم: «فَآتَاهُمُ اللَّهُ ثَوَابَ الدُّنْیَا» ثواب دنیا تعبیرش این است حاکمیت. یعنی خدا از این به بعد حاکمیت گستردهتر الهی را برای ما قرار خواهد داد. «وَ حُسْنَ ثَوَابِ الْآخِرَةِ وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ». اینم این فراز از آیات است.
ملایی:
خیلی ممنون حاج آقای عابدینی. إنْشاءالله خودت سلامتی به شما بده و بازم خدا را شاکرم یک شنبه دیگه من عمرم طولانی شاگردی کنم محضر شما. با اجازه از بینندههای عزیز، من به عنوان نماینده میشینم اینجا و فقط مستمع خوبی سعی میکنم باشم، هرچ بعضی وقتا پرحرفی هم میکنیم. سپاسگزاری میکنم ازتون حاج آقای عابدینی.
عرض کنم که این دقایق پایانی، یعنی لحظات پایانی برنامه، دلم میخواد که بریم یک جایی و اینطوری بگم که خانم الهام صفالو یک شعری داره، من دو آخرشو که بگم دلتون میره اونجایی که من نیتشو کرده بودم بره. تصاویر مصلی رو کاش میتونستیم ببینیم الان، یعنی تصاویر جایگاه رو تو قاب کناری اگر دوستان بدن، تصاویر جایگاهی که پیکرهای پاک هست رو. اگر حالا دیگه کارگردان اون قسمت باید هماهنگ میکردیم، به هر حال إنْشاءالله ببینید شاید روزی بود. یکهویی همین الان اینها دارید میبینید:
«گفتش که چرا محرم امسال کرده بیتابم، نیامده است علمدار خیمهها به حرم. دوباره شعر سرودم برای طفل رباب، مدام این جاییه که ما میخواهیم.»
من میخواستم برم:
«مدام چهره زهرای توست در نظرم، دوباره شعر سرودم برای طفل رباب، مدام چهره زهرای توست، آقا ۱۴ ماهشه در نظرم.»
امام شعرشناسم در آخرین دیدار به غیر چشم پر از اشک نیست شعر ترم.
جایگاهی که پیکرهای پاک گذاشته شده، دو تا ویژگی داره بگم و رفع زحمت کنم. یک ویژگیش اینه اولاً جوری صحنه طراحی شده که وقتی وارد مصلی بشی یا از قاب تلویزیون ببینی، صندلی چوبی ساده آقا با پرچم جمهوری اسلامی ایران، زیلوهای باندهای آبی که یک عمری رو اینا نشست و بعضیا چیزایی که پشت سرش نگفتند، یک عمری با همینا زندگی کرد، تو خونشم رفتیم همینا بود. و بعد اون سطح بالایی پیکرهای پاک آقامون رو چند تا از اعضای خانوادهاش به کنار، قربونت برم.
زهرای ۱۴ ماهه، یک تابوت کوچولو. کاش مثل علی اصغر رو سینه آقا دفن بشه. کاش تو آسمونها با علی اصغر همبازی بشه و کاش خود همین زهرای ۱۴ ماهه با دستای کوچولوش بگه: «آهای مردم، خوب یا بد، چه اونایی که برای آقام جون دادید، برای آقام گریه کردید، برای آقا جان من، برای بابا بزرگ من وفاداری کردید، چه اونایی که جفا کردید، بیاید انگشتای کوچولوی منو بگیرید ببرمتون به جایی که باید برید.» کاش شفاعت ما رو بکند.
مردم ایران، بیش از ۱۰۰ کشور جهان، نزدیک ۳۰۰ نفر مقام رسمی، میلیونها آدم آزاده در عراق چشم انتظار، میلیونها ایرانی اینجا، همه آمدیم برای اینکه فریاد بزنیم حرفی که حاج آقای عابدینی گفتند: حرف آقامون رو زمین نخواهد موند و ما بیخیال خون ارزشمند آقامون نخواهیم شد. امروز بر بالای گنبد مصلای امام خمینی رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَیْهِ، همزمان با ورود پیکرها، تقریباً پرچم سرخ «یَا لَثَارَاتِ الْحُسَیْنِ» برافراشته شد و این پرچم پرچمیه که ابداً به زمین نخواهد آمد.
و حالا محضر همون آقایی میریم که ثارالله هست و ما همه خونخواه او و همه شهدای در رکاب او هستیم. با سلام بر ارباب بیکفن رفع زحمت میکنم:
السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الْأَرْوَاحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنَائِکَ... السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الْأَرْوَاحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنَائِکَ، عَلَیْکَ مِنِّی سَلَامُ اللَّهِ أَبَدًا...