اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

1405-05-06-حجت الاسلام عابدینی- معنای خونخواهی در زیارت عاشورا

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ وَ بِهِ نَسْتَعِینُ، إِنَّهُ خَیْرُ نَاصِرٍ وَ مُعِینٍ. صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ، یَا زَیْنَ الْعَابِدِینَ. آقایان، بانوان، شنوندگان و بینندگان عزیز، سلام بر شما. شمایی که الان شبکه ۳ سیما رو می‌بینید، شبکه افق رو ممکنه تماشا کنید یا از شبکه ولایت ببینید برنامه رو یا صدای برنامه رو شامگاه از رادیو معارف گوش کنید.

معرفی برنامه

به رسم این روزها، به رسم هیئت‌ها و تکیه‌ها، به رسم تک تک قلب‌هامون، امروز هم هرکی همراه ماست اگه براش امکان داره دست ادب به سینه بگیره و اونایی هم که نمی‌تونید، پشت فرمونید ممکنه مشغول فعالیتی هستید، زمزمه کنیم که به قول محمدصالح علا عزیز در نشانی آغازین برنامه، دهان‌ها پر بشه از نام حسین.

السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الْأَرْوَاحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنَائِکَ، عَلَیْکَ مِنِّی سَلَامُ اللَّهِ أَبَدًا مَا بَقِیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهَارُ، وَ لَا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّی لِزِیَارَتِکُمْ. السَّلَامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلَی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلَی أَوْلَادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلَی أَصْحَابِ الْحُسَیْنِ.

خوش اومدید به هفته تازه و شنبه‌ای از راه رسیده و محضر حاج آقای عابدینی عزیز که بفرمایید خدمتشون باشیم و إن‌شاءالله فیض ببریم. سلام علیکم ارادتمندم و عرض تسلیت.

حجت الاسلام عابدینی: سلام علیکم و رَحْمَةُ اللَّهِ و عرض سلام و ادب و احترام خدمت همه بینندگان و شنوندگان عزیزمون و همچنین از قبولی عزاداری‌ها. که به ما فرمودند که در عاشورا و این ایام که به هم می‌رسید با این کلمات از هم استقبال کنید: «أَعْظَمَ اللَّهُ أُجُورَنَا بِمُصَابِنَا بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلَامُ وَ جَعَلَنَا وَ إِیَّاکُمْ مِنَ الطَّالِبِینَ بِثَأْرِهِ مَعَ وَلِیِّ الْإِمَامِ الْمَهْدِیِّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ» که همه معارف را تو همه این دقیق گنجانده، هم ارتباط با امام زمان، هم با امام حسین علیه السلام، هم دیدن مصیبت، هم ارتباط مومنان با همدیگه و همراهی در یک قیام. همه اینها خلاصه تو این فراز ساده گنجانده شده که إن‌شاءالله همه شنوندگان عزیزمون و همه کسانی که تو اینجا عزاداری کردن در این مدت، إن‌شاءالله «جَعَلَنَا اللَّهُ وَ إِیَّاکُمْ مِنَ الطَّالِبِینَ مَعَ وَلِیِّ الْإِمَامِ الْمَهْدِیِّ عَجَّلَ اللَّهُ تَعَالَی فَرَجَهُ الشَّرِیفَ» إن‌شاءالله الهی آمین.

ملایی: خب مرسوم برنامه‌های حضرت عالی حاج آقا که با دعای سلامتی امام زمان علیه السلام شروع می‌کنیم. قبلش اجازه بفرمایید دوست دارم حضرت عالی نکاتی اگر هست بفرمایید به ما. چون ما در آستانه یه اتفاق شگرف به معنی واقعی کلمه و إن‌شاءالله بی‌نظیر در تاریخ انقلاب اسلامی ایران خواهیم بود. ما یه روزی امام راحل رو از دست دادیم، استقبال میلیونی سال ۵۷ با بدرقه میلیونی فزاینده‌تر سال ۶۸ همراه شد. اما به نظر می‌رسه امام شهید وجودشون اتفاقی رو رقم زد و حالا بدرقه پیکر مطهرشون قراره یه اتفاق جدیدی رو رقم بزنه. از این خواهد بود به این جهت که هم ابعاد داخلی داره، هم ابعاد بین‌المللی داره، هم یه داغ سنگین با خودش داره و هم یک فضایی رو برای ملت ایران، تک تک قلب‌های آزاده جهان ایجاد خواهد کرد. این اتفاق ابعاد مختلفی هم پیدا می‌کنه. حاج آقا ما مثلاً تو قم میزبان پیکر امام شهید و دوستداران و زائران اون آقا و بدرقه کنندگان خواهیم بود، در تهران قبلش، در مشهد همینطور، در عراق همینطور. چه باید کرد این وسط که حق مطلب و من شهروند، دینمو چه جوری باید ادا کنم؟

حجت الاسلام عابدینی:
اگه بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ دعای برای سلامتی حضرت رو می‌خونیم که إن‌شاءالله سلامتی حضرت، سلامتی امتشم هست و سلامتی امتش، سلامتی نائبش هم هست. حقیست به گردن ما که این تذکر رو دائم داشته باشیم تا با یه توجه کاملی به خصوص این ایامی که امام زمان بقیة الله الأعظم در مصیبت جدشون حتماً فشار زیادی بر قلب مبارک وارد می‌شه و همچنین مصیبت‌هایی که به امتش وارد شده حتماً در فشار هستند. إن‌شاءالله این دعا برای سلامتی حضرت، امت شامل مردم لبنان هم می‌شود که اونجا هم شیعیان اهل بیت در سختی و توطئه و مکر دشمنان هستند. این دعا رو که می‌خونیم همه اینها رو در نظر و إن‌شاءالله همه این‌ها بشه مورد سلامت بالاتری قرار بگیرند.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ:
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلَی آبَائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ وَلِیًّا وَ حَافِظًا وَ قَائِدًا وَ نَاصِرًا وَ دَلِیلًا وَ عَیْنًا حَتَّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعًا وَ تُمَتِّعَهُ فِیهَا طَوِیلًا.

إن‌شاءالله که دل‌های همه ما به طاعت حضرت ولی عصر آراسته بشود و این طاعت دائمی باشد إن‌شاءالله.
خب بحثی که امروز إن‌شاءالله با همون طلیعه‌ای که شما فرمودید در خدمتش خواهیم بود، حتماً مرتبط با این واقعه عظیمی است که می‌خواد رخ بده و هرچند دشمن ما مکر و ظلم کرد و امام ما رو به شهادت رسوند، اما سنت الهی این است که دشمنان رو به خودشون برمی‌گرداند و اون تهدیدی رو که اونها ایجاد کردند تبدیل به یک فرصت خواهد کرد. به همین جهت شهادت امام حسین علیه السلام که اعظم مصیبت‌ها بود، تبدیل به یک هدایتگری عظیم در کل تاریخ شد و این دشمن از این می‌خواست باب هدایتگری رو ببنده، اما باب عظیم هدایتگری مفتوح شد. درسته دشمن ظلم می‌کند، ظالمانه قدم برمی‌دارد و بایدم مقابله بشود، اما دست خدا در مقابل توطئه‌های دشمن بسته نیست که خدا مغلوب باشد نَعُوذُ بِاللَّهِ، بلکه خدای سبحان «إِنَّ جُنْدَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ» که این جند خدا غالب است، منصور است و غالب است و هیچگاه شکست در این راه ندارد. هرچه دشمن دشمنی می‌کند خودش را از بین می‌برد، اما مومنان را حیات می‌دهد، مومنان را زنده می‌کند، چنانچه «وَ لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ». البته این دلیل نمی‌شه که بگیم پس بکشند و ما شهید شیم، نه. معلومه ما باید حافظ تمام اولیای الهی که ما در حقیقت سپر باید باشیم در برابر اون‌ها که کسی آسیبی نزند به اونها، حتماً وظایفمون رو باید درست انجام بدیم. اما اگر در هر صورتی دشمن تعدی کرد، دست خدای سبحان برای انتقام و خنثی کردن کار اونها باز است، بسته نیست. اینم حتماً در نظر داشته باشیم.

یه نکته‌ای رو در نظر بگیریم از اینجا شروع بکنیم که ما یه فطرت شوق به کمال داریم، یه فطرت فرار از نقص. فطرت فرار از نقص و شوق به کمال متلازمه. یعنی چی؟ یعنی من اگر بخوام از تهران برم مشهد، باید از تهران جدا بشم تا به سمت مشهد حرکت کنم و برسم. نمی‌شه هم تو تهران بمانم، جدا نشم، هم به مشهد برسم. امکان ندارد. کندن و رفتن، رسیدن رو به دنبال داره. فطرت فرار از نفس این است که من اگه می‌خوام به یه کمالی برسم، حتماً باید از یه نقصی جدا بشم. نمی‌شه در عین که اون نقص باشد، کمال هم بیاد. نمی‌شه، راه ندارد. یعنی رفتن، رسیدن به کمال با برتری کردن نفس و جدا شدن از نفس. اگر من می‌خوام حلیم باشم و غضب تو من کارگر نبود، باید از غضب بکنم، باید غضبمو کنترل کنم تا به حلم متصف بشم. اگر می‌خوام من به قرب الی الله برسم، باید از رغبت به دنیا کم کنم تا به قرب الی الله برسم که «الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةُ مِثْلُ ضَرَّتَیْنِ» مثل دو هوو هستند. نمی‌شه تمام دنیا را با تمام رغبت داشت با تمام و آخرت هم با تمام کمالش داشت. اگر رغبت کامل نمی‌گیم تو دنیا زاهد بودن، اما رغبت انسان اگر همه ش صرف دنیا شد، برای آخرت باقی نمی‌ماند. دنیا خوبه، باید انسان رفاه و... اما بدانیم که این مرا صد سال است، این ۱۰۰ سال رو فدا کنیم برای چی؟ ابدیت. یه ابدیت نه، صد سال کل از بین ببریم، اما صد سال همه توانمون را صرف سال نکنیم. بدونیم اینجا یه مرتبه است، نهایت نیست، یه منزلگاهست، مقصد نیست. درسته خدا یه کاری کرده که تو دنیا انسان همه خوبی‌ها و عیش‌هاش با یه نقصی همراه است، دل نمی‌بنده. یعنی می‌بینی لذت‌های خوردنش با یک ناگواری‌های در هضم و جذب غذا همراه می‌شه تا بالاخره رعایت کند. خیلی خیلی گل با خار همراهه که این گل کنارش... که انسان یه جوری نباشه که بخواد اینجا استحال استقرار پیدا کنه. می‌گه خوبه تو این منزل، اما این نگاه... فطرت فرار از نقص یعنی هر کسی اگر دید که بالاتر رو می‌خواد، باید یه قدری از پایین‌تر فدا کنه تا به بالاتر برسه. بخواد هرچی که تو پایین هست داشته باشد و بعد به بالایی هم برسه که خب نمی‌شه. کسی پولم می‌خواد، زحمت باید بکشه تا بالاخره به پول برسه، باید یه خورده خستگی کار رو تحمل کنه تا به درآمد برسه. کسی که می‌خواد مثلاً یه مدارج عالیه تحصیلی را طی کنه، باید زحمت بکشه برای تحصیلش تا به اون... کسی که بخواد بخوابه و بخوره، خب نمی‌شه متخصص نمی‌شه، در حقیقت علمش بشه، استادی بشه. کسی که جراحی بشه، متخصصی، مهندسی بشه، در حقیقت فعالی در صحنه نمی‌شه. خب بالاخره این تو همه جا سرایت داره. پس جدا شدن از نقص با رسیدن به کمال ملازمه. نمی‌شه به کمال انسان بخواد برسه از نقص جدا نشود. اون وقت جدا شد اگر کسی تو نقص ماند و کمال رو خواست، مفهوم می‌شه یعنی من دلم خوبی رو می‌خواد، مفهومشو چون نمی‌خوام بهش برسم و الا باید اینجا بکنم حرکت می‌خواد.

تو نگاه حب و بغض هم همین‌جوریست. این کلی مسئله بود که فطرت فرار از نقص با فطرت شوق به... می‌گن اگر کسی امام معصوم می‌خواد دوست داره، محبت امام نمی‌شه که انسان امام معصوم دوست داشته باشه، بدا رو دوست داشته باشه جمعش، جمعش امکان نداره چون این همه خوبی‌هاست، اگر تو همه خوبی‌ها رو دوست داشتی، بدها و بدی‌ها را دوست داشتی، این جمع نمی‌شه. تعبیر روایت که خیلی هم زیباست، در محضر روایت باشیم، می‌فرماید از امام علیه السلام، این تعبیر خیلی هشدار دهنده است: « إن ممن ينتحل مودتنا أهل البيت من هو أشد فتنة على شيعتنا من الدجال ..» بعضی از کسانی که خودشون رو به مودت ما نسبت می‌دن، مودتنا اهل البیت، «مَنْ هُوَ أَشَدُّ فِتْنَةً عَلَی شِیعَتِنَا مِنَ الدَّجَّالِ» می‌گه یه عده‌ای خودشونو به ما نسبت می‌دن که ما محب شماییم، اما این از دجال بدترند برای شیعیان ما. از دجالی که در زمان ظهور میاد، در مقابل امام زمان می‌ایستد، لشکر علم می‌کند، می‌جنگد و خیلی از در حقیقت اون مومنان را در اونجا... این دجال مقابله می‌کند. بعد سوال می‌کند: «فَقُلْتُ بِمَاذَا؟» چه می‌شه هم محبت شما هم از دجال بدتر؟ «قَالَ: بِمُوَالَاتِ أَعْدَائِنَا وَ مُعَادَاتِ أَوْلِیَائِنَا» دو تا خصوصیت تو اینست: ما را دوست دارند، دشمنان ما را دوست دارند، دوستان ما را دوست ندارند. ببینید چقدر زیبا دقیق می‌گه: ما رو دوست دارم، بله، اما دشمنان ما رو دوست دارن، دوستان ما رو دوست ندارن. یعنی وقتی میرن پیش دشمنا می‌بینی لبخندشون، نیششون تا بناگوششون بازه، اصلاً انگار رسیدن به اون معبودشون، معشوقشون. وقتی میان تو پیش دوستان و محبین اهل بیت، اینجا اگه یک کلام نازک‌تر از گل بهشون گفته بشه، تمام زمین و زمان را می‌دوزند به هم، ناراحت می‌شن که چرا همچین حرفی کسی به ما زده. اونجا بهشون اهانت هم بشه، بازم براشون خیلی قابل تحمل، با لبخند پاسخ می‌ده. این ببین تعبیر می‌گه از دجال خیلی تعبیر سنگینیه، از دجال برای شیعیان ما بدتره. چون اظهار دوستی ما را داره، اظهار محبت با دشمنانمون هم می‌کنه، اظهار می‌کنه. می‌بینند هر کسی ببینه این خوش است با اینا خوبه، با اینا راحته.

بعد وقتی به دوستان می‌رسه، به دوستان اهل بیت، اینجا این خیلی زود خلقش تنگ می‌شه، اینجا تحمل نداره، اینجا اصلاً حوصله نداره، نسبت به اینها سعه صدر ندارد. بعد «إِنَّهُ إِذَا کَانَ کَذَلِکَ» کسی که این‌جوریست، «اخْتَلَطَ الْحَقُّ بِالْبَاطِلِ» حق با باطل تو وجودش مختلط شده، خلط شده، مشتبه شده. وجود این در حقیقت متشابه شده. بله، مومن منافق با وجود اینه. مرز بین نفاق و ایمان از بین می‌رود. یعنی این چون یک دستش تو محبت اهل بیت، یک دستش با دشمنان اهل بیت، مرز بین ایمان و نفاق رو این از بین برده. یعنی پلی می‌شه مردم را به نفاق بکشاند. خیلی تعبیر سنگینیه. چی باعث می‌شه انسان از نفاق دور بشه؟ بغض نسبت به دشمنان اهل بیت، حب نسبت به اهل بیت و دوستان اهل بیت. ببینید این مرز یه مرز کاملاً همراه‌بردی است، هم کاربردیه، هم مسیر رو تعیین می‌کنه، هم مقصد رو، مقصد رو نشون می‌ده باید به چه سمتی خودمون رو تنظیم کنیم، عقربه حرکتی ما کجا رو باید هدف گیری کند، راه رو هم نشون می‌ده چه مسیر رو طی کنید. ببینید هر دو جهت هم راهبرد و نشون می‌ده که مقصد و هم راه رو نشون می‌ده که مسیر رو چه طی بکنیم. این نگاه تو روایات ما خیلی زیاده. فتنه‌گرانی که در آخرالزمان از یک سو دستی به سوی محبت اهل بیت اظهار می‌کنند و از سویی به سوی دشمنان اهل بیت هم اظهار محبت می‌کنند و رابط ش، رابطه با صفا و خوش‌اند. خلاصه آدم می‌بینه اونجا انگار وطنشه، حالشه، کیفشه. یعنی احساس غیرت، احساس کینه‌ای، دشمنی، ناراحتی اونجا نمی‌کند. یعنی احساس اونجا احساس ناملایمی نداره. خلاصه این روایت شریف با همون فطرت فرار از نقص و شوق... اگر فطرت فرار از نقص نباشد، یعنی من نسبت به دشمن، اگر نسبت به دشمن حالت عادی داشتم، محبت، خنده داشتم، با او راحت بودم، می‌گه این فطرت فرار از نقصی ندارد، جدا نشده از نقص. چطور می‌خواد بره به سمت پس شوق به کمال نمی‌تونه داشته باشه، نمی‌تونه اظهار محبت به اهل بیت داشته باشه، حرفه مفهومه نه مصداق، نه واقعیت.

این نگاه اونوقت بیایم جلوتر. ما وقتی وارد زیارت عاشورا می‌شیم خیلی عظیمه. خب ایام متعلق به امام حسین علیه السلام است و وارد شده که به اصطلاح علمای اخلاق دستور می‌دادند از عاشورا تا اربعین چله برای خواندن زیارت عاشورا مردم و این چله زیارت عاشورا اگر تونستند با صد سلام و صد لعن و صد سلام که دیگه اون نشد، همین زیارت عاشورا رو به عنوان یک اربعین از عاشورا تا اربعین ۴۰ روز مراقبه داشته باشند، هر روز بخوانند. این نگاهی که ما اگر بخواهیم یه نگاه به زیارت عاشورا بکنیم، از روی زیارت عاشورا وارد بشیم، من می‌خوام عرض بکنم ببینید در زیارت عاشورا یه فرهنگ عظیم عملیاتی رو برای ما نقل کرده. تا تابلوی زیارت عاشورا، بعد از اینکه سلام می‌ده به خود امام حضرت ابا عبدالله علیه السلام و امام حسین: السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا خِیَرَةَ اللَّهِ وَ ابْنَ خِیَرَتِهِ و بعد سلام السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ وَ سَیِّدَ الْوَصِیِّینَ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا ابْنَ فَاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ خودش اول معرفی می‌کند پدر، مادر، جد که بدانند این کیست. بعد از معرفی السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا ثَارَ اللَّهِ تابلوی زیارت عاشورا تابلوی ثار است. ثار با ث، سه نقطه، ثار یعنی خونی که ریخته شده و انتقامش گرفته نشده، خون جوشان که حالا در بعضی از نسخه‌ها که اینجا هم هست «وَ الثَّأْرَ الْمُتَوَرِّیَ»، این خونی که انتقامجو می‌طلبد، انتقام‌گیرنده می‌خواد.

چون این خون فقط یه خون شخصی نبوده، خون امام جامعه ایمانی، اونم نه مربوط به یه زمان، امام جامعه ایمانی الهی تا یوم القیامه بوده. نمی‌دونیم ما یک نفر ولی الهی که وقتی دشمن او را به قتل می‌رساند فقط یه قتل نیست، نمی‌دونیم چه موجی از محرومیت با وجود این ایجاد می‌شود، چقدر خلاصه حقوق ضایع می‌شود، هدایتگری‌ها جلوش گرفته می‌شود. من نمی‌تونم تشخیص بدم. این یه خونی که از ولی الهی به زمین ریخته می‌شه، من چطور انتقام این رو بگیرم؟ یه قصاص دارد که در قبال این مثل ابن ملجم وقتی که ضربتی به امیرالمومنین علیه السلام زد، یه قصاص داشت که باید کشته می‌شد، این قصاصش بود. اما انتقام او فقط به یک کشته شدن نیست که ما ازش به خون‌خواهی تعبیر تعبیر می‌کنیم. خون‌خواهی است که امیرالمومنین علیه السلام نبودش و این حذفی که اون به اصطلاح کار انجام داد، چه مصائبی بر عالم وجود ایجاد کرد. این رو امام معصوم می‌شناسد، ما قدرت تشخیصی را نداریم. لذا تو سراسر زیارت عاشورا ثار رو، انتقام خون‌خواهیِ «ثَأْرِهِ مَعَ الْإِمَامِ الْمَنْصُورِ» امام منصور می‌داند، امام مهدی می‌داند که این معیت با امام منصور و امام مهدی است که قابلیت خون‌خواهی را کامل می‌کند. لذا ما باید برای اون خون‌خواهی آماده بشیم. ما تا اونجایی که می‌شناسیم حرکت می‌کنیم، اما می‌دانیم این شناخت ما در این انتقام در حد ماست. لذا طلب می‌کنیم امام منصوری که باورمون این است امام زمان عَجَّلَ اللَّهُ تَعَالَی فَرَجَهُ الشَّرِیفَ امام حاضر در صحنه است، ولی حاضر در صحنه است. اونوقت ببینید تابلوی زیارت عاشورا شد چی؟ ثار... السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا ثَارَ اللَّهِ خون خدا. چرا خون خدا؟ چون تمام هستی این به اصطلاح وجود مبارک مربوط به خدا و در راه خدا و بروز خدا بود، چیزی غیر از این نداشت که در اون آخرین لحظات هم «رِضَا اللَّهِ رِضَانَا أَهْلَ الْبَیْتِ» اون حالتی است که «تَسْلِیمًا لِقَضَائِکَ»، حالتی است که هیچ چیزی از خودش ندارد، هیچ چیزی. این می‌شه ثارالله، ثار خدا. اونوقت خون‌خواهی این، این پیوند با خداست.

ببینید تو ادامه این به اصطلاح زیارت عاشورا، بعد از اینکه سلام می‌ده، یه شبکه‌سازی عظیمی رو داره ایجاد می‌کند که چون خون‌خواهی فردی نمی‌شه، محبت فردی می‌شه. من می‌تونم تو دلم امام رو دوست داشته باشم، اهل بیت دوست داشته باشم، اما خون‌خواهی یه حرکت دسته‌جمعی است، قیام است به دنبال یک برای براندازی ظلم است. لذا ببینید امام رحمت الله علیه یکی از ظهورات عاشورا شد. تعبیر خود امام از آقا هم دارند این تعبیر رو که امام فرمودند، امام راحل فرمودند: «محرم ماه پیروزی خون بر شمشیر است» که انقلاب اسلامی با او تثبیت شد. یکی از برکات عاشورا انقلاب اسلامی است. امام شهید ما فرمودند این رو که این یکی از برکات عاشوراست. یعنی خون‌خواهی نتیجه‌اش شد که در مقابل ظالمی ایستادند و یه برکتش شد. اون وقت ببین چه برکاتی این جمهوری اسلامی ازش صادر می‌شود در اثر خون‌خواهی که ظالمی رو به تبع اون ظالمی که امام حسین علیه السلام رو شهید کرده، قیامی مطابق او برای احقاق حق صورت گرفت و یک حاکمیت به اصطلاح جمهوری اسلامی به پا شد در مسیر مقابله با ظلم و استبداد. اگر این نگاه که خون‌خواهی یعنی نیست اون راهی را که ما امام حسین علیه السلام آغاز کرد، من ادامه بدم، اون کاری رو که شروع کرد من به پایان برسونم و به نتیجه برسونم که البته با امام منصور. اگر خون‌خواهی رو این دیدیم، قصاص سر جاشه. باید کسانی که دخیل بودند در شهادت امام حسین علیه السلام و امروز در شهادت نائبش امام شهید ما، اونهایی که دخیل بودن، حتماً باید تو ما دنبال شناساییشون و این وظیفه هر مومنی در هر کجای عالم هم هست. وقتی کسی به عهده گرفته، خودش اقرار کرده، اونجایی که معلوم نیست البته محاکمه می‌خواد تا معلوم شه، اونجایی که خودشون گفتن ما کردیم، ما کشتیم، ما این کار کردیم، خب دیگه او اقرار کامل و هیچ شبه‌ای هم ندارد. پس باید به دنبال این در حقیقت انتقام و قصاص باشیم. اما خون‌خواهی اعظم عظیم است، یه مرحله است، اولین مرحله است. ما خون‌خواهی رساندن اون هدفی بوده که امام حسین علیه السلام داشت و بعد هم امام شهید ما نائب امام، امام شهید ما داشتند و امروز دشمن او را در حقیقت با اون وضع سخت به شهادت رسوندن. زیبایی کار را ببینید تو کار پرچم امام حسین علیه السلام «یَا لَثَارَاتِ الْحُسَیْنِ» است. یعنی جریان امام زمان و بقیة الله الأعظم خون امام حسین علیه السلام است. فطرت جوشان مردم رو که این خون در رگ‌های همه، وجود همه این خون می‌جوشد، انگیزه‌سازی می‌کند، حیات می‌دمد. این خون وقتی جریان پیدا می‌کنه، حیات می‌ده. ببینید وقتی نائب امام رو شهید کردند، چه جور مردم حال جوشش خون‌خواهی در وجودشون شدید شد. یعنی یه انگیزه مضاعفی که بی‌سابقه بود در وجودشان زنده شد. حالا این نسبت را اینجا ببینید، ضرب در این بکنید که اگر ما زمان امام حسین علیه السلام بودیم و امام حسین علیه السلام را به شهادت می‌رسوندند، اونم با اون به اصطلاح «أَعْظَمَ الْمُصِیبَةِ، أَعْظَمَ الرَّزِیَّةِ فِی الْإِسْلَامِ وَ فِی جَمِیعِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ» با اون فجیع‌ترین کاری که آنها کردند، چه خونی باید بجوشش بیاد. ولی بودند دشمنان که در اون روز مردم پذیرفتند، تحمل کردند و دیدند، ولی این‌جور برآشفته نشدند.

اما این مردم چه رسالتی پیدا کردند که نائب اونها با این مصیبتی که در حد نائب بوده ایجاد شده که اینم عظیم بوده، اما این‌جور حیات، این‌جور خون‌خواهی، این‌جور در حقیقت قیام ایجاد شده؟ جریان خون‌خواهی هر چه زنده شود، خون‌های امام حسین علیه السلام که خون‌خواهی انبیا، اولیا، نائب امام ما، تمام اینها ذیل این خون‌خواهی نور پیدا می‌کند، عظمت پیدا می‌کند، در پرتو اون خون‌خواهی امام حسین علیه السلام جلوه پیدا می‌کند. چون عظیم‌ترین خون‌خواهی را باید خون‌خواهی... را مثل امامت واحد کرد که در یک ذیل، یک پرچم که اون پرچم «یَا لَثَارَاتِ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلَامُ» است، تا جریان ظهور را نزدیک کرد. یعنی جریان خون‌های هر چقدر زنده‌تر شود، در مقابل دشمنان بین مومنان محبت و مودت است. بیا با دشمنان چی هستش؟ اونم دشمنان حربی، دشمنی که قاتل است، نه هر دشمنی، تازه نه هر کافری تازه. ما کافران را دنبال جذبشونیم، دنبال هدایتشونیم، نمی‌خوایم هر کافر را... «سَبَقَتْ رَحْمَتِی غَضَبِی» تو نگاه دینی این است، اساس رحمت است، غضب عارضی است. اما این غضب عارضی، غضب نیش‌قولی نیست، غضبی است که حیات می‌بخشد، غضبی است که انتقام ایجاد می‌کند، غضبی است که قوام ایجاد می‌کند، غضبی است که ظهور ایجاد می‌کند، غضبی است که وجود درست می‌کند، حیات ایجاد، زنده می‌کند. این غضب زنده می‌کند. یعنی بدن انسان اگر این نظام مقابله با ویروسش نباشد، بدن از بین می‌رود. جامعه ایمان اگر مقابله با به اصطلاح ظالم را نداشته باشد، کسی باقی نمی‌ماند، ظالم سیطره پیدا می‌کند. نبود ظالم حیات اجتماع و مومنان و مردم است و ناس است. لذا این غضب و خون‌خواهی حیات است، وجود است، نه عدم باشد. حذف سرطان است، حذف ظلم است. در مقابل او خون‌خواهی شکل می‌گیرد.

حالا ببینید تو فرازهای من چون فرصت‌ها ممکنه کم باشه، مجبورم که بعضی فرازها را تو فرازهای زیارت عاشورا که می‌آییم، ببینید تکه‌تکه می‌آییم اینجا: «فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِی أَکْرَمَ مَقَامَکَ...» یا اباعبدالله، من از خدایی که مقام تو رو کریم قرار داد، «وَ أَکْرَمَنِی بِکَ» من رو هم به تو، خدا من را هم به تو کرم، کریم قرار داد و گرام... چه کار بکنم اگه بخوام کریم باشم؟ اون مقام تو، حیات تو پیدا بشه، آشکار بشه، ظهور پیدا کند، اثر بگذارد: «أَنْ یَرْزُقَنِی طَلَبَ ثَأْرِکَ مَعَ إِمَامٍ مَنْصُورٍ مِنْ أَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ» خیلی زیباست. اولاً می‌گه خون‌خواهی و ثار یک روزی است. روزی یعنی یک هدیه الهی. انسان باید طلب کند، تضرع کند: خدایا من را از خون‌خواهان قرار بده، این روزی را برای من قرار بده: «أَنْ یَرْزُقَنِی» اون مقام امام حسین علیه السلام و عظمت اون بالاترین مقامی که دارم طلب می‌کنم. می‌گه با چی محقق می‌شود اون کرامت؟ می‌گه با روزی خون‌خواهی از خون خدا. خون خدا اگر این رو این رو ایجاد کردی در خودت و این را خدا به تو داد، تو در حقیقت به این... دنبالش باز می‌فرماید با این خون‌خواهی: «اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی» دنبال همین است: «وَجِیهًا بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلَامُ» من با این خون‌خواهی وجیه بشم، صاحب آبرو بشم با امام حسین علیه السلام. یعنی اگر کسی ذلت را پذیرفت و خون‌خواه امام حسین نشد، وجیه نمی‌شه. خون‌خواهی وجاهت می‌دهد، عظمت می‌دهد، اقتدار می‌دهد، قدرت می‌دهد، شرافت می‌دهد. همچنان که امام وجه الله است، ما وجه حسین علیه السلام می‌شیم. چه جور وجه الحسین بشیم و «وَجِیهاً بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلَامُ» بشید؟

با خون‌خواهی، با اینکه انتقام اون خون خدا را از دشمنان امروزش بگیریم. دشمنان امروز او معلومه کی می‌خواد این جریان عدالت‌گستری نباشد، کی می‌خواد این جریان کرامت انسانی نباشد، کی استکبار دارد مستکبرانه امروز... بعد دنبالش می‌فرماید که ببینید همه اینها دنبال: «یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ إِنِّی أَتَقَرَّبُ إِلَی اللَّهِ» من به سوی خدا قرب پیدا می‌کنم «وَ إِلَی رَسُولِهِ وَ إِلَی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ إِلَی فَاطِمَةَ وَ إِلَی الْحَسَنِ وَ إِلَیْکَ» به همه اینها قرب پیدا می‌کنم «بِمُوَالَاتِکَ» با دوست داشتن تو «وَ بِالْبَرَائَةِ مِمَّنْ قَاتَلَکَ وَ نَصَبَ لَکَ الْحَرْبَ» یعنی دو راه برای قرب در کنار هم لازم است. فطرت شوق به کمال: موالات امام حسین علیه السلام. فطرت فرار از نقص: نفرت و برائت از قاتلین و ظالمین خون امام حسین علیه السلام. کسانی که در ایران... ببین این دو تا راه قرب به سوی خداست. یعنی خون‌خواهی راه قرب به سوی خداست. اگر ما امروز از خون‌خواهی گذشتیم، خون‌خواهی پرچم «یَا لَثَارَاتِ» را علم نکردیم، یعنی راه قرب به سوی خدا را بستیم، راه کرامت بستیم، راه اقتدار و عظمت... اینا تا اینجا.

حالا ببینید باز همین‌جور وقتی ادامه پیدا می‌کنه همش همین. من مجبورم انتخاب بکنم. باز می‌فرماید: «فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِی» در فراز با یه فاصله‌ای «فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِی أَکْرَمَنِی بِمَعْرِفَتِکُمْ وَ مَعْرِفَةِ أَوْلِیَائِکُمْ وَ رَزَقَنِی الْبَرَائَةَ مِنْ أَعْدَائِکُمْ» خدایا به معرفتت من را گرامی داشتی و به معرفت اولیاءات و روزی دادی به من... روزی باز اینجا... اونجا گفت انتقام و طلب ثار روزیه. روزی رو توی زیارت عاشورا پی بگیریم، هر جا «یَرْزُقَنِی، رَزَقَنِی» آمده ببینید راجع به چی داره روزی می‌گه. یعنی رزق است، این تضرع می‌خواد، پیدا کردنش از جانب خدا ویژه نازل می‌شود. اینجا می‌فرماید: «وَ رَزَقَنِی الْبَرَائَةَ مِنْ أَعْدَائِکُمْ» روزی کردی معرفت را؟ نمی‌گه. خیلی عجیبه. اونجا اونجا موالاتو نمی‌گه روزی کردی، ولی اونجا طلب ثار رو می‌گه روزی کردی. اینجا هم برائت رو می‌گه روزی کردی: «رَزَقَنِی الْبَرَائَةَ مِنْ أَعْدَائِکُمْ». می‌گه اون وقت این رزقا چی می‌ده؟ «یَجْعَلَنِی مَعَکُمْ فِی الدُّنْیَا» معیت با شما ایجاد می‌کند. یعنی اگر کسی خون‌خواه امام نباشد، معیت با امام پیدا نمی‌کند. دنبالش: «وَ یُثَبِّتَنِی لَکُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ» این خون‌خواهی قدم صدق ایجاد می‌کند، ثبات ایجاد می‌کند، قدرت ایجاد می‌کند، انسان را از لرزش و لغزش جلوگیری می‌کند. حدیث اول یادمون باشه که اگر مرزمون با دشمن روشن نباشد، کینمون نسبت به او آشکار نباشد، داخل در نفاق شدیم. مرز دشمنی با دشمنان است که اگر او نبود، انسان با نفاق خودشو مختلط و متشابه کرده. اگر خون‌خواهی به پا نشود، انسان داخل در اهل نفاق می‌شود. اگر حساسیت پیدا نکند، با منافقین حشر و نشرش و نزدیک شدن به مرز نفاق است، خودشو برده تو حیطه مرز نفاق. اینا خیلی مهمه.

با این مسئله و... اسئل الله دنبال این طلب ثار مقام محمود است... «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مُنْزِلَ الْکِتَابِ وَ مُجْرِیَ السَّحَابِ وَ مُجَبِّرَ الْعِظَامِ وَ مُفَلِّقَ الْحَبِّ وَ النَّوَی...» مقام محمود چرا؟ مقام محمود یعنی مقام همه حمد، همه کمالات. مقام محمود یعنی همه کمالات که به پیغمبر به پیغمبر اکرم صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ بشارت داده می‌شه «وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَکَ عَسَی أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَامًا مَحْمُودًا». اینجا نشون می‌ده اولاً: «أَسْأَلُکَ مُنْزِلَ الْکِتَابِ... أَنْ تُبَلِّغَنِی» مقام محمود طلب است و رسیدنی و الا نمی‌گفت «أَسْأَلُهُ أَنْ یُبَلِّغَنِی». خدایا من می‌خوام «أَنْ یُبَلِّغَنِی» مرا برسونی و الا عبس بود اگر رسیدنی نبود. منتها چه رسیدنی‌ست؟ موالات اهل بیت و معادات و برائت از دشمنان. اگر این برائت نباشد، چون برائت از همه نقص‌ها بریدنه، از همه نقص‌ها جدا شدنه، مقام محمود تحلی به تمام خوب‌هاست، خوبی‌هاست. این بریدن از همه بدی‌هاست. نمی‌شه انسان از بدی‌ها نبریده باشد به مقام محمود برسد. این تعبیر درسته حاج آقا؟ سوال برای من که حتی اولویت اول، یعنی اول مقدمه اول شما خالی کن... این اصلاً جزو مقدمات قب هم عرض کردیم که «فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ» فقط اول تخلیه است و بعد محبت و پر کردن و رسیدن و تحلیل. دنبال: «أَنْ یُبَلِّغَنِی الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ» ببین «وَ أَنْ یَرْزُقَنِی» چقدر زیباست، اونجا طلب ثارک، اینجا می‌گه طلب ثاری، حالا نسخه هم داره طلب ثاری یا ثاری. یعنی اونی که قبلا ثارک بود، حالا شده ثار من. چون من با این رسیدم تا اینجا به موتنی که ثارک، ثار خدا شد، ثار من یعنی من محو شدم تو ابا عبدالله علیه السلام، به تو با رسیدگی‌شان حضرت شدم، دیگه جزو اراده او شدم. اینجا شده ثار منم. یعنی چقدر زیباست، یعنی داره سیر... امام مهدی ظاهر ناطق باحق مِنْکُمْ... همین‌جور ادامه دارد.

این تعبیر آخر را بگم حیفم میاد که: «اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا یَوْمٌ تَبَرَّکَتْ بِهِ بَنُو أُمَیَّةَ» دشمنان با شهادت امام تبرک به اون روز پیدا کردند و براشون فرحت به آل زیاد... اونها با این در حقیقت خوشحالی کردند. اما ببین: «اللَّعْنُ ابْنَ اللَّعِینِ عَلَی لِسَانِکَ وَ لِسَانِ نَبِیِّکَ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ» دقت کنید که این لعن رو که این مرگ بر دشمنان که الان هست «صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ فِی کُلِّ مَوْطِنٍ وَ مَوْقِفٍ وَقَفَ فِیهِ نَبِیُّکَ» می‌گه در هر جایی که پیغمبر می‌نشست و بلند می‌شد و می‌ایستاد و می‌رسید... خیلی تعبیر عجیبیه. «عَلَی لِسَانِکَ وَ لِسَانِ نَبِیِّکَ» زبان پیغمبر در هر جایی به لعن بر دشمنان در اونجا بود. چرا می‌خواست تو هر جایی از اینها جدا بشود؟ یعنی جریان برائت از دشمنان باید لحظه لحظه وجود ما رو پر کند. اگر می‌خوایم خون امام در رگ‌های ما جاری باشد و دشمن رو إن‌شاءالله با اقتدار و عزت بر زمین بزنیم و استکبارشو نابود بکنیم، حشر با امام است. در هر لحظه حشر با امام، محبت امام است و دشمنی با دشمنان امام است. و امروز هم جریان تشکیک ما... هفته آینده داریم حتماً همین مسئله است. باید این خون‌خواهی پررنگ بشه، اونم در کنار پرچم «یَا لَثَارَاتِ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلَامُ» که این خون‌خواهی از تجلیات خون امام حسین علیه السلام است و این خون‌خواهی هرچی پررنگ شود، ظهور نزدیک می‌شود. چون ظهور متفرع و نتیجه این خون‌خواهی است. پس خدای سبحان روزی کند به ما «أَنْ یَرْزُقَنِی» این طلب ثا رو برای ما در این ایام به خصوص زنده کند، این خون‌خواهی را تا بتوانیم با قدم‌های راسخمون ظهور را إن‌شاءالله زودتر و زودتر بکنیم إن‌شاءالله إن‌شاءالله.

ملایی:
خیلی متشکرم حاج آقای عابدینی. سوالی که بدو برنامه تقریبا پرسیدم جوابش آمد، آمد مرحله به مرحله تا اینجا که خود حاج آقا زحمت کشیدن. یک جمله هم دوباره کل جواب مفصلشون رو خلاصه کردن و تعبیر حالا یه خورده من کم‌سواد اینه که آقا دیگه اینجا جاییه که هر کسی باید پرچم «یَا لَثَارَاتِ» رو دستش بگیره به شکلی که بلده. من هر جوری که می‌تونم حمایت کنم، کمک کنم، از بدرقه کنندگان امام شهید پذیرایی کنم، اگر بلدم موکبی بزنم، اگر بلدم اسکان بدم عده‌ای رو، اگر بلدم شعار بدم، فریاد بزنم و رونق بازار، در واقع خون‌خواهی از اباعبدالله الحسین و ابن الامام، امام شهیدمون، نائب الامام امام شهیدمون باشم إن‌شاءالله. من اشاره دوستان این بود که زمان تمام شده، منم یه جوری نگاه می‌کنم که حاج آقای عابدینی متوجه می‌شن که مثلاً حالا باید بریم یه بخشی رو ببینیم و بیایم، ولی چه کنم که خودم یکی دو تا مطلب دارم. رفقا به من اجازه بدن حداقل یکی از آثاری که با خودمون یکی از کتابایی که آوردیم رو، ۳۰-۴۰ ثانیه به من بدید معرفی کنم و بریم محضر قرآن کریم. بذارید این‌جوری معرفیش کنم: «در مدار تو» یه بازنویسی خودمونی و خوندنی از کتاب «ادب عاشقی» برای نوجوان است. کتاب «ادب عاشقی» چیه؟ باشه طلبتون... بعد قرآن می‌گیم کتابی که یه راز بزرگ رو بهت می‌گه: هیئت فقط جایی برای عزاداری نیست، یه مدرسه است. مدرسه که توش یاد می‌گیری چطور از یه «من» تنها به یه «ما»ی قوی برسی. بچه هیئتی می‌تونه با این إن‌شاءالله در مدار بودن رشد پیدا بکنه. این کتاب «در مدار» که یه بازنویسی هست از کتابی که عرض کردم «روایت حضور» یا «روایت عاش»... حاج آقای عابدینی عزیز این کتاب آقای شریعت‌زاده فراهم کردن و آماده کردن برامون. اگه دوست دارید تهیه بکنید کتاب رو، عبارت کتاب رو به 20000303 پیامک کنید. محضر قرآن مشرف بشیم، برگردیم کلی هنوز حرف داریم، نمی‌دونیم چیکار کنیم با این کمبود وقت. بفرمایید.

 اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ.

صفحه245 قران کریم

ثواب تلاوت آیات قرآن کریم صفحه ۲۴۵ که الان پخش شد و زمزمه فرمودید و هرچه قرآن خواهیم خوند در ادامه، تقدیم به هم امام سجاد سلام الله علیه، حضرت زینب کبری علیه السلام، به امام شهیدمون، به شهدای جنگ ۱۲ روزه که همچین موقع‌هایی داغدارشون بودیم از پارسال تا الان. و عرض می‌کنم که آره این «در مدار» تورو این کتابی که عرض کردمو جدی بگیریم. یک کتاب، یک روایت نوجوانان است، نوجوانانه. آره برای اینکه یاد بگیریم یه مجلس ده شبی چه جوری می‌تونه ما رو به امام حسین علیه السلام وصل کنه. عبارت کتابو بفرستید به ۲۰۳۰۳ إن‌شاءالله پشیمون نخواهید شد.

خب حاج آقای عابدینی، نکته‌ای هست در مورد اینکه این کتاب اقتباسی است از فرمایش حضرت عالی از یه کتاب به عنوان ادبیات عاشقی، ادب حضور در مجالس اهل بیت با یه نگاه مصداقی و حرکتی که چطور ما امام رو احساس کنیم و باهاش حرکت کنیم و بیابیم امام رو که دستمونو داریم می‌گیره تو این مجالس و جلو می‌بره و حرکت می‌ده که این عنوان «در مدار تو» هم که در حقیقت اون نیش صاحب مدار و ما به دور او در حقیقت داریم می‌چرخیم و حرکت می‌کنیم.

یه نکته‌ای رو که باید تذکر بدیم هفته آینده هفته تشییع امام شهید ماست و خوب یه تشییع عظیمی است که حتماً همه مردم دوست دارند در این شرکت بکنند و لذا خب خیلی امکانات و شرایط می‌خواد. در سه شهری که تهران و قم و مشهد و بعد هم خوب عراق این می‌خواد انجام بشه. در این سه شهر حتماً لازم است که مردمی که در اون شهرها هستند حال پذیرایی کامل‌ای نسبت به کسانی که وارد می‌شن... من تعبیر رو با یه آیه قرآن برای تیمن و تبرک: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ: «وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ...» خیلی زیباست که یه مهاجر داشتیم از مکه حرکت کردند، یه انصار داشتیم در مدینه با تمام سختی که داشتن به اینا جا دادند، نصف کردن تمام شرایطشون. منتها اونا دائمی. الان ما می‌گیم در دو سه روزی که این جریان در تهران و بعد اون روزهایی که در قم و مشهد هست: «وَ الَّذِینَ تَبِعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ» کسانی که تابعین اینها بعد از اینها... این سنت را که عده‌ای که میان و عده‌ای که پذیرایی می‌کنند به احسان، با تمام نیکی... «رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ» چقدر وعده زیبا! خدا از اینها راضی می‌شود و اینها از خدا راضی می‌شوند. یعنی این گشایش عظیمی که رضایت خدا از اونها و رضایت اینها از اون از خداست رو به دنبال دارد. «وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا ذَلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ» هر چقدر عشق و محبت داریم به امام شهیدمون، می‌خوایم سهمی از اون هدایتگری‌های ایشان را برای خودمون بخواهیم. انجام بدیم، گوشه‌ش رو پذیرایی کنیم از زائرینی که برای تشییع ایشون میان. حالا دوستان بعد اعلام می‌کنند به چه نحوی که خانه‌هامون را جا... اماکن مختلف رو بتونیم برای پذیرایی اینا تو این چند روز پذیرایی کنیم. مثل جریان اربعین که این همه عراقی‌ها از ایرانی‌ها پذیرایی می‌کنند، حالا وقتشه که ما هم نشون بدیم این‌جوری باشه. خیلی خوبه.

ما یک حدود یک دقیقه، یک دقیقه فقط این رو یادآور بکنیم که وقتی که اونها کشته‌های خودشون را دفن کردند ولی اجساد مبارک حضرات رو روی زمین گذاشتند و اهل بیت و یارانش رو کاروان را که بستند، امام سجاد علیه السلام از شدت مریضی و لاغری روی اون شترهای لاغری که اینها را قرار داده بودند، نمی‌شد بستند حضرت رو به شتر که نیفتد و آوردن از جلوی شهدایی که روی زمین همین‌جور افتاده بودند عبور دادند. می‌گه وقتی رسیدن اونجا، همه بچه‌ها و اهل بیت مثل برگ پاییزی درختان به زمین افتادند و هرکی سراغ زینب سلام الله علیها بدو به سمت جنازه برادر رفته، اما تا می‌خواد اونجا درد دلش رو بکنه و یک رابطه‌ای، اما یادش می‌فته به امام سجاد نگاه می‌کنه که امام سجاد رو بستن به روی شتر و نمی‌تونه، داره جان از بدن امام سجاد علیه السلام خارج می‌شود. به سرعت خودش رو می‌رسونه به امام سجاد علیه السلام که اون ولی الهی و می‌بینه که چقدر تحمل این سخته. همین امام رو رو همین شترهای لاغر با این مریضی با غل و زنجیر جامه به سمت کوفه و شام حرکت داد، در حالی که سرهای شهدا بر نیزه بود، در حالی که مردم به رقص و آهله و پایکبی و سنگ انداختن به اونها مشغول بودند.

صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ، صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ، سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ.

ملایی:
خیلی ممنونم قبول باشه از حضرت عالی و از شما بینندگان عزیز و ارجمند. زمان دیگه نداریم. با نام حضرت عشق آغاز کردیم، با نام او به پایان می‌بریم.

ارسال دیدگاه


ارسال

جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید

دیدگاه ها