روضهخوان گفت که لیلا پسری داشت که رویش به درخشندگی ما که عباس عمویش. روضهخوان گفت که لیلا پسری داشت که مجنون پسری داشت که میرفت و نگاه تو به سویش، پسری خوشقد و قامت، پسری صبح قیامت. روضهخوان گفت که در باد پریشان شده مویش. آسمان بار امانت نتوانست کشیدن که بریدند خدایا که سبویش. روضهخوان تاب نیاورد، عمو آب نیاورد. روضهخوان آمد و زانو زد و بوسید گلویش.
صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ. سلام میکنم به روی ماه تکتک مخاطبان جان، خانمها و آقایان. إنشاءالله که عزاداریهاتون قبول باشه. خیلی خوشحالیم که در کنار هم إنشاءالله هممون زیر پرچم سیدالشهدا دور هم جمع بشیم که به دهر هر خبری هست زیر پرچم توست.
حاج آقای میرهاشم، سلام علیکم و رَحْمَةُ اللَّهِ، خیلی خیلی خوش آمدید.
حجت الاسلام میرهاشم: سلام علیکم و رَحْمَةُ اللَّهِ، عرض ادب و احترام. سلام و عرض ادب خدمت همه بینندگان عزیز. إنشاءالله طاعات و عبادات مقبول درگاه احدیت و إنشاءالله عزاداریها قبول.
همین شروع برنامه عرض کنم که تشکر کنیم از آقا امام زمان. شب قدر برای ما نوشت که تو جلسه امام حسین عرض ادب ای جانم. به به شب قدر برای ما نوشت که اشکمون جاری باشه در روضهها. شب قدر نشست نوشتن که یه قدمی و یه نوکری برای مجلس امام حسین انجام بدیم. همه اینها به نفس آقا امام زمانه. تو همین شروع برنامه اجازه بفرمایید تشکر کنیم از آقا امام زمان و محبت ایشون و نفس ایشون و لطف ایشون که ما رو تو این مسیر آوردن. و همین شروع جلسه هم برای مادر آقا امام زمان و شهدای کربلا و رهبر شهیدمون همه رو یاد کنیم. اموات همه مومنین و مومنات، شهدا همه رو یاد کنیم. یک صلواتی هدیه بفرمایید. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ.
إنشاءالله که حالتون خوب باشه. بهترینها را برای مردم عزیز و نازنین ایران سربلند تمنا میکنم و امیدوارم که تاسوعا و عاشورای پرباری رو در کنار هم تجربه بکنیم به برکت نام سیدالشهدا. یاد بکنیم از همه علیاکبرهای زمانمون و سلام بکنیم ویژه و مخصوص به همه شهدای عزیز که با زرنگی تمام نام خودشون رو در خیل اصحاب آخرالزمانی سیدالشهدا ثبت و ضبط کردن. یاد بکنیم از رهبر شهیدمون عزیزمون و سلام و درود فراوان محضر خانوادههای معزز و مکرم شهدا.
ما بحثمون خانواده قرآنیه، خانواده قرآنی و خانواده تراز در قرآن کریم و مکتب اهل بیت، موضوع گفتگوی ما با حاج میرهاشم هست. طبعاً امروز از خانواده سیدالشهدا برای ما خواهند گفت و از مکتب آل الله. و دعوت میکنم تا پایان برنامه امروز همراه ما باشید، بشنوید و لذت ببرید و إنشاءالله بهرهمند بشید. خیلی متشکر و ممنون.
به ذهنم، تو ذهنم بود که بحث رو چه جوری شروع کنم. گفتم که با یه نکته نابی که گاهی اوقات تو اولاد، یکی از اولاد تو سختترین شرایط جامعه یه دفعه میاد به داد میرسه و کار بزرگی انجام میده. خوش به حال کسی که یه همچین نسلی دارن و یه همچین اولادی دارند. ما شخصی به نام محمد بن علی بن حمزه داریم. این یار آقا امام هادیست، سلام الله علی... اصحاب امام هادی، خادمین امام هادی کرده. تو سختترین شرایط سامرا، بعداً یار آقا امام عسکری و اصحاب ایشون میشه. خیلی عجیبه. تو بعضی از کتب معتبر ما داره که بعد شهادت آقا امام عسکری، خانواده امام عسکری و اطرافیان، بنابر نقلی وجود مبارک حضرت نرجس خاتون مادر امام زمان هم پناه میبره به خانه این عالم ربانی و این شخصیت بزرگ و این اصحاب ائمه. همین جناب محمد بن علی بن حمزه، قاعدتاً، قاعدتاً جایی که خانواده امام عسکری رفت و آمد دارند، مادر امام زمان رفت و آمد داره، قطعاً آقا امام زمان هم داخل اون خانه رفت و آمد داشته. این شخصیت، اینجور شخصیت با عظمتیست که تو کتب معتبر ما با عظمت ازش یاد شده. تو سختترین شرایط پای مکتب اهل بیت ایستاده و به داد رسیده.
جالب است بدانید این محمد بن علی بن الحمزه ابن الحسن ابن عبیدالله بن عباس بن علی بن ابیطالب است، چقدر خوب. یعنی از نسل حضرت امالبنین سلام... حضرت امیرالمومنین و از اولاد آقا قمر بنی هاشم. گاهی یه کار بزرگی مادر انجام میده، مثل حضرت امالبنین، فرزندی مثل قمر بنی هاشم غوغا میکنه برای خادمین کربلا به برکت او. گاهی اوقات توی نتیجه او، نتایج او در نسل او، بله یه همچین کارهای بزرگی.
حالا جالب است، جناح همین بزرگوار، پدرشون، پدربزرگشون، همینطور هر کدوم رو که ببینید، این نسل، نسل عجیبی هستند. پدربزرگگی ایشون داره علی بن حمزه، یا پدر پدربزرگ اینها اصحاب موسی بن جعفر هستند، باز هم از همین نسل از علما. یه عزیزی هستش که من برای شما بخونم. جناب یکی از همین عزیزان بزرگوار، حمزة بن قاسم بن علی بن حمزه، ابو یعلی معروف بوده که شخص بسیار بزرگوار. میگن در اینکه احادیث مکتب اهل بیت رو به دیگران رسونده و کار بزرگی کرده. بازم از نسل حضرت امالنین و آقا قمر بنی هاشم. تو اونجا داره که سهقطع جلیلالقدر، کتب معتبر زیادی رو نوشته، شاگردان ناب تربیت کرده. یه تعبیر عجیبی داره که در ادب و شعر و اینکه احادیث اهل بیت رو ایشون مکتوب کرده به شاگردان یاد داده و ماندگار شده، سرآمد عصر خودش است. باز هم از همین نسل وجود مبارک قمر بنی هاشم.
تکتک اینا استجابت دعای امیرالمومنیناند که: «رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَ ذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ» چقدر قشنگ. فرمودید اون ۱۰ شب ماه من هم شروع برنامه با همین رَبَّنَا، بله مکرر امیرالمومنین در قنوتشون میخوندن که فرمود برای خود مولا مستجاب شد، برای خود آقا رسول اکرم مستجاب شد و خدا چنین ذریه با برکتی و شجره طیبهای رو بیان کرد.
من شروعم از نسل آقا قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس بود و کار بزرگ حضرت امالنین. همینجا اشاره بکنم چرا قرآن کریم این همه توجه به بحث خانواده داشته، چرا تو آیات، روایات ما این همه توجه داشته. چون بحث خانواده همون هستش که میتونه مسیر جبهه حق رو در اوج قرار بده و خدایی نکرده جنایتکارانی که در مسیر جبهه باطل، از همین خانوادههای متلاشی و به هم ریخته باشند. امروز توفیقی که برای عرض ادب برای بینندگان و این جلسه خدمت رسیدیم، بحث ما همین است که اهمیت این بحث خانواده رو تو کربلا خیلی عالی داره نشون میده.
من حالا بازم تو شروع، تو این بحث این رو اشاره بکنم. یه کلمهای داریم ما به اسم قدرت، یک کلمه داریم به اسم اقتدار. یه ذره اینا تفاوت داره. فرقش چیه؟ توی قدرت یک تحمیل، یک زوری و یک اجباری خوابیده، مثلاً معمولاً مستکبرین هم این کارشون قدرته. اقتدار این هستش که شما به قول امروزیا از طریق قدرت نرم یه کاری کنی که طرف بپذیره، بدون اجبار، با میل، ذهن و قلب شخص رو تسخیر کردن. یکی از چیزهای بسیار بسیار مهمه تو بحث خانواده برای اینکه خانواده، خانواده متعالی باشه، این هستش که آدم تو خانواده از طریق قدرت نرم شروع کنه تربیت رو ایجاد کردن. جامعه هم همینطور.
من از همین جا بعضی از تعابیری که تو آیات و روایات هست، یه اشارهای بکنم. مثلاً تو آیات میفرماید که: «قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَارًا» یعنی حفظ کردن، مراقبت کردن، یعنی مراقب خانوادتون باشید. مراقبه بودن، این مراقبه نه اینکه به زور، اون قدرت سخته نیست. اون کار، تو دلسوزی هست، همراهی هست، مراقبت هست، ترغیب است، تشویق است، توجه است. گاهی اوقات، یه موقع، یه موقع تشر رفتن محدود است. دل رو به دست آوردنه، ذهن رو به دست آوردنه تا اینکه بر بدنش...
از همین جا باز هم «لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ» هم همینه. یه موقع میگیم آقا اینا رو، این آقا رسول اکرم که به شهادت رسوندن، امیرالمومنین به شهادت رسوندن، اهل بیت رو به شهادت رسوندن، پس چطور «لِلَّهِ الْعِزَّةُ» میگیم؟ این عزت به معنای اقتداره. یعنی طرف با شخص بزرگوار، با قدرت نرم دلها رو تسخیر میکنه، ذهنها رو تسخیر میکنه. اراده خودش تحمیل نمیشه، خود افراد اراده او رو پیاده میکنند، میپذیرن و انجام میدن. کاری که پیغمبر عظیمالشأن ما کرد و اصلاً داستان کربلا هم همینه دیگه: «إِنَّ لِقَلْبِ الْحُسَیْنِ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ حَرَارَةً» یعنی همین قدرت نرمه که هرگز سرد نمیشود. این حرارت را به زبان عربیه نه فارسی، این حرارت به معنای یک نوع شوق و اشتیاق و بعثت هم هست. یعنی اصلاً آقا امام حسین یه کاری میکنه شما از جات بلند میشی و حرکت میکنی، نمیذاره زمین باقی بمونه و این هرگز خاموش نمیشه.
در واقع اون چیزی که توی آیات و روایات ما داره اشاره میکنه، این بحث اقتداره، قدرت نرمه. اصلیترین چیزی که باید دقت بشه و دشمنان و مستکبرین کاری که میخوان انجام بدن، قدرته، ظلم، زور، اجبار و تحمیله. کاری که الان میبینیم مستکبرین عالم میخوان انجام بدن، اینکه با بمب و حمله و هجمه و اینها، اینا نمیتونن دلها رو تسخیر بکنن. ممکنه یه جایی خرابی به بار بیارن که به بار میآرند، جنایت کنن، کودککشی کنند. این همه الان دارن حمله و هجمه و اینها انجام میدن، عزیزان مظلوم لبنان، غزه، سوریه. حالا گفتگوی من دارم عرض میکنم، میگم اینا اصلاً همین کار گلادیاتورها رو دارن انجام میدن. خاورمیانه رو گرفتن، خودشونم یه آمفیتئاتر بزرگ قماربازها و میگساران و جنایتکاران عالم. مثل همون زمان قدیمی که ظالمین مستکبرین جمع میشدن، قماربازها یه سری رو بیچاره رو به اسم گلادیاتور اینا میآوردن به جون هم میافتادن، جیباشونو پر میکردن، بعد اینا کشته میشدن، قطع... لذت میبردند. اصلاً اینقدر آدم جانی و خبیث میشه. امروزم همینطور. اینا لذتشون این هستش که بیرون، تو اون جهان غرب خودشون، جهان دیگر خودشون، تو اونجا نشستن، مردم خاورمیانه همینطور مظلومانه تا اینجارم تخریب نکنن به طور کامل، انجام نابود نکنند، رها نمیکنند. البته «یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ» اینا با جنگ، با قدرت سخت میان. با جنگ سخت میان. ولی این وسط اون چیزی که ماندگار در دل بشر میشه، همین اقتدار و قدرت نرمه، توأم با محبته، با محبت و اطاعت و اینهاست.
یکی از اصلیترین راههایی که آدم میتونه تو جریان جبهه حق به اوج برسه و میتونه اثرگذار بشه و ماندگار بشه، همین بحث حفظ کردن خانواده است. حالا با راه و روشهایی که تو این سهشنبهها، یه تذکری میدم، از طریق خود اهل بیت پرورش دادن. چه جور؟ خود قرآن کریم، خانوادههای قرآن یعنی الگویی که قرآن و اهل بیت ارائه میدهند، از طریق اونها و روشهایی که داره بیان میشه. اونجا میگیم چه جور حفظ بشه، ولی فعلاً میخوایم بگیم که درس بزرگ عاشورا نشون داد که دو تا خانواده در مقابل هم. یه خانوادهای میاد فقط جنایت، یه خانواده بسیار به هم ریخته، عبیدالله ابن زیاد و مرجانه. اینها بزرگترین خیانت، فریبکاریها، ظلمها رو انجام میدن. خانواده مقابل میشه مثل قمر بنی هاشم، زیباییترین تابلوهای تاریخ رو خلق میکنه.
من یه موقع با خانواده میریم، موقع غروب خورشید که میشه، یه موقع میگن ماشین رو بزنیم بغل تماشا کنیم، تماشا کنیم. آقا نجمالدین عزیز هر لحظه ش خدا یه تابلوی جدید خلق کرده و زیبا، سهبعدی، زنده. بعد یه لحظه ابر میاد جلوی ما، جلوی خورشید موقع غروب رو میگیره. هر لحظه به لحظه او... تو کربلا هم آقا قمر بنی هاشم هر لحظه یه خلق، یه تابلو میکردن. زیباترین تابلوی عالم او برای حفظ خانواده که عرض میکردم. خود کربلا و داستان کربلا و این جلسات و محفلها در واقع داره اون «قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَارًا» را داره ایجاد میکنه، یه الگوسازی زیبا داره میکنه.
نمیدونم هفته پیش این رو توجه... اینجا دارم تو خود اندیشمندان غربی یه کسی هست به اسم مایکل فیشر. این شروع میکنه یه چیزی رو میگه، تحقیق کرده رو ایران که چه جوری ایران انقدر اثر داره، برکت داره و کارهای بزرگی انجام داده. اونجا یه تعبیری داره به اسم پارادایم کربلا. اشاره هفته پیش کردم، الگوبرداری میکنند، الگوبرداری از داخل کربلا. این خیلی اثر داره. الگو داری از الگوبرداری از وجود مبارک آقا قمر بنی هاشم و اهل بیت و نقطه مقابل خطر اینکه اگر شما هوای خانوادهات رو نداشتی چه اتفاقی میافته. به جریان مقابل...
من نمونههایی رو از دو جریان تو این جلسه که اشاره فرمودید، خانوادههای کربلایی از دو جریان اشاره بکنم. ما یه کسی رو داریم تو کربلا که آقا امام حسین روز عاشورا میفرماید: ای قیس... همه هم توجهشون جلب میشه که حضرت چی میخواد بفرما. حضرت میفرماید: ای قیس، این نامه توئه و اطرافیانت امضا کردید که بیا که حسین بیا، نهرها لبریز شده است، بیا میوهها رسیده است، بیا باغها سرسبز، درختان سرسبز شده است، بیا و لشکر فراوانی برای حضرت شروع کردن متنو خوندن. خیلی عجیبه. و لشکر فراوانی برای تو تدارک دیده شده است. حسین بیا، تو بزرگ ما، مقتدای ما، سرور ما و رئیس ما... اللَّهُ أَکْبَرُ، حسین حسین جان فدایت بمیرم برایت.
خیلی درس بزرگ کربلا این است که شخص وقتی میگه جان فدا، واقعاً پاش وایسه. گفت: مکتوب میرسید فراوان ولی دریغ خطش تمام کوفی است اللَّهُ أَکْبَرُ. خیلی آقا نجم الدین این کربلا الگوی مهمیه، ولی زمان علمدار، زمان یه نکته گفت باید دقت بشه. روش باید روش توجه بشه، خیلی مهمه. اونجایی که ولی یه زمان، یه دفعه میفرماید که حالا یه جاهایی رو ممکنه ولی یه زمان بگه عیبی نداره، ولی اینو بیشتر دقت کنید، اینو دقت کنید. دیگه باید دقت بشه، روش دیگه باید بهش توجه بشه. آقا امام حسین فرمود: شماها این همه گفتید، حالا قیس، مگه نگفتی من بیام، مگه دعوت نکردی، مگه نگفتی لشکر آماده است، ما همه شما همه جان فدا... این رو امضا کردی؟ وقاحت رو ببینید. آقا نجمالدین، قیس اونجا نَعُوذُ بِاللَّهِ میگه: ای حسین دروغ میگویید. اللَّهُ... از کجا به کجا؟ پناه بر خدا. برادری داره این به اسم محمد که او هم جزء کسانیست که تو قتل اولیاء خدا، مسلم بن عقیل و هانی بن عروه و حُجْر بن عُدی... این هم اثرگذاره و عجیبه. همین قیسی که نامه داده که آقا بیاد فدای شما و اینها «اللَّهُمَّ اجْعَلْ عَوَاقِبَ أُمُورِنَا خَیْرًا»، این جزء کسایی است که غارتگر کربلاست و عمامه آقا ابیعبدالله رو یا یه پارچه نازکی حضرت روی سر و دوش میذاشتن، این دزدیده. اصلاً معروف هم میشه به همین شهر.
و باز هم از این خانواده عجیبه، خواهری دارند، این خواهر میشه قاتل امام مجتبی. یعنی تو یه خانواده دو برادر جزء قاتلین اباعبدالله و غارتگران، یه خواهر جعبه میشود قاتل امام مجتبی. اینا میشوند خانواده اشعث که فرمود در زمان امیرالمؤمنین همش جنگ و دعوا و نزاع ایجاد میکردن که آخرش علی بن ابیطالب رو ناکارآمد نشون بدن. آقا چه وضعیتی؟ پنج ساله اومدید شما حکومت بکنی، همش جنگ و دعوا، اینجور به مولا. بعد تو تعبیری داریم هر فسادی، هر فتنهای در زمان خلافت مولا اتفاق افتاد، ریشهاش از این اشعث است. یه خانواده چقدر ممکنه یه پدر... ببینید چقدر ضربه ممکنه بزنه. حالا ریشه زندگی این شخصم ببینیم.
حاج آقا چیکار کنیم خانواده رو حفظ بکنیم؟ یکی از نکاتش همینه. یکی از درسها و عبرتها اینه حکومت جایی در اختیارش بود در زمان ببخشید در زمان خلیفه سوم و در زمان مولا در اختیارش بود. اونجا اعمال و اموال بیتالمال در اختیار داشت. مولا امیرالمؤمنین میفرماید این مال و اموال بیا پس بده. از اونجا شروع میکنه با مولا مخالفت کردن. میگیم مفسد اقتصادی، بله بله. خودش نمیدونه خسارت دنیا و آخرت میشه، خودش نمیدونه چه بدبختی داره ایجاد میکنه. علیالظاهر ممکنه یه قدرتی پیدا کنه ها، قدرت مالی، قدرت ریاستی جایی، ولی بزرگترین خسارت سر خودش و خانواده خودش داره میاره. این شخص همین میشه مفسد اقتصادی و عجیب اینه که آقا نجمالدین فرار نمیکنه بره خارج، پهلوی کفار، دوباره تو همین دستگاه میمونه، تو یه حزب و گروهی باقی میمونه، دوباره ضربه میزنه به مولا. این مفسد اقتصادی هم خیلی عجیب هستش.
اینا یه شبه که اتفاق نمیافته، علیالقاعده. یعنی ماها خیلی وقتا خودمون رو مصون میدونیم از اینکه مگه میشه ما امام حسین رو تنها بذاریم، مگه میشه ما دور مسلمو خالی بکنیم، ولی قدم به قدم... احس، خیلی نکته خوبی رو و عالی رو فرمودید. هم خطوات، آیه قرآن این فرمایش شما رو داره اشاره میکنه که شیطان قدم به قدم میاد، قدم به قدم، خدا نیاره برای ما. یه موقع آدم ظلم به همسرش میکنه، یه موقع ظلم به پدر و مادرش میکنه، ظلم به فرزندش میکنه، ظلم همسایهاش میکنه، ظلم به خودش میکنه. بعد از اینجا دریچههای بعدی باز میشه. اگه سریع خودش رو برنگردونه... خدا رحمت کنه حاج حقشناس و خدا رحمتشون، هر دفعه شیطان زد زمین، یه «یا علی» باید آدم بگه بلند شه، معطلش نباید بکنه. معطلش بکنی رو قلبت اثر میذاره، رو قلبم اثر بذاره دیگه، یواش یواش یواش طرف قساوت میآره.
یه کتابی هست، این کتاب رحمت واسعه که مجموعه بیانات حضرت آیتالله عظمی بهجت رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَیْهِ هست پیرامون عزاداری سیدالشهدا و مکتب حضرت. یه جایی یه قصهای نقل میکنه ایشون که یه آقایی چند الاغ داشت، یه تعدادی از این الاغها فرار میکنند. بعد از مدتها پیدا میشن و برمیگرده. اینا که جمع میشن دوباره الاغا دور هم، همه رو شروع کرد به زدن. گفتن خب اینایی که فرار کردن، اینا رو میزدی، اون بقیه رو چرا میزنی؟ گفت: اگر دستشون میرسید در میرفتند. بعد ایشون میفرمودند که ماها آب نیستیم وگرنه میتونیم شناگر ماهری باشیم و باید پناه برد به اللَّهُ أَکْبَرُ.
هم فتوا داریم، آیا همین که سوال کردن از بعضی از علمای ربانی: چرا توی روایات ما و آیات ما یه جا هوا داریم، یه جا اهوا داریم، هوای نفس و هواهای نفسانی؟ خب همه جا میفرمود هواهای نفسانی. فرمودند یکی از علتهاش این هستش که اگر یک دریچه گناه، حق الله یا حق الناس بر کسی باز بشه و طرف برنگرده، خودش رو جمع نکنه، دریچههای بعدی گناه بر او باز میشه. پناه یعنی بین این هوای نفسانی، یعنی باز میشود برای هوا.
جریان کربلا هم همینطور بود. جریان کربلا شخص از اون اول نیومد که همین عمر سعد رو. یه جایی یه تعبیر عجیبی داره. خواهرزادهای داره، این خواهرزادش میگه که دایی، طرف مقابل حسین بن علی جلوش که نمیخوای بایستی؟ گفت نه. یه سری مردم گفتن که این راه مسیری که تو داری میری جلو حسین ابن علی میایستی. این به قول ما این سبک زندگی که داری یه طرف دیگست. بعد اون وقت خود عمر سعد داره که اومد پهلوی آقا امام حسین گفت: آقا این آدمای نادان به من میگن که تو این مسیری که داری میری جلو حسین ابن علی میایستی. اینا نمیدونن که من عرض ادب به شما دارم. آقا امام حسین اونجا خواست شوک بهش وارد کنه از خواب بیدار شه، فرمودند: «بَلْ أَنْتَ عَقْلًا...» شاید این مردمی که... من ای کاش تلویزیون برنامه تو سریال خیلی کار عالی بود، چقدر هم زیبا بود سریال مختارنامه، تو ذهنم بود، خدا حفظشون بکنه چه کارهای زیبایی، دعا میکنیم خدا طول عمر اون عزیزان بده که باز هم کارهای زیبایی مثل مختار که انصافاً هر دفعه هم نشون میده چقدر زیبا، چقدر یادآوری، چقدر تذکر. یه مقدار مثلاً باز هم عمر سعدش مشخصتر میشد که این یه روزی، یه روزی دم از ارادت به اباعبدالله هم میزده. اینکه آدما از کجا به کجا میرسه، این خیلی مهمه. بعد آقا اباعبدالله فرموده بودند: «بَلْ أَنْتَ عَقْلًا...» تو این سبک زندگی و رفقا و همنشینا که داری میری جلو، جلو امام حسین میایستی. و عجیبه روزهای اول که اومد تو کربلا میگفت نه من حالا تو مرحله تبادل پیامم، نه میخوام اینجا یه کاری بکنم که نه سیخ بسوزه نه کباب. روزهای اول اینجوری داشت میرفت جلو. خیلی مهمه آدم تو مرحله تبادل پیام هم باز هم جانب ولی خدا رو ببینه و سفت با او وایساده ببینه، بازم ولی زمان چی میگه، او رو توجه کنه، علمدار ببینه چی میگه، پرچم مکتب اهل بیت ولایتمدار دیگه.
تو جریان کربلا عجیبه این مثل قیس و محمد، قیس بن اشعث و محمد اشعث از یه پدری هستند که این پدر راحت تصرف بیتالمال کرده، راحت فساد اقتصادی، راحت شروع کرده یک سری انحرافاتی رو ایجاد کردن. تو زمان حضرت امیرالمومنین انقدر جنگ و دعوا ریشهاش این بوده به پا کرده که اصلاً مردم رو نسبت به مولا و ولایت بدبین کرده. یه موقع اصلاً دیگه مولا مشغول اینا بود، نمیشد هی اون برنامهها و اهداف خودش رو شروع کنه. البته یه تعبیری رهبر شهید اون خیلی زیبا... اون جنگ نظامی باز هم مولا پیروز شدن، ولی دشمن میاد تو این جنگ نرم هست که میخواد آسیب و ضربش رو بزنه، تو تسخیر ذهن و قلبها. آقا تو همین آخرین سخنرانیهاشون فرموده بودند. رهبر شهید بعداً یه تعبیری یه جایی داشتن استعمار نو. اینها برای اینکه یک جامعه رو به تباهی و نابودی بکشونن، میان خانواده رو به هم میریزن. خانوادهای که بر پایه فطرت میتونه بچههاش رو نجات بده یا اصلاً نمیذاره خانواده تاسیس بشه، یا اگر تاسیس شد درست تاسیس بکنه، چون میخواد بردهسازی کنه. دوم، معلم و آموزش و پرورش را آسیب شدید بهش وارد میکنه، به هم میزنه، تحقیر معلمی که تحقیر شد، آموزش و پرورش که آسیب دید، خود اون معلم باعث انحراف میشه، خود اون ضربه میزنه. خیلی معلم اثر داره. یه فرزندی داره یعنی گاهی اوقات معلم میاد حتی یه خانواده رو ممکنه جابجا بکنه.
یزید که این همه مشغول این قتل و غارت و اینجور چیزا بود، خیلی عجیبه حواسش مثل اینکه نبوده. یکی از معلمها اشتباهی خلاصه توی اونها میاد به پسر یزید شروع میکنه درس دادن. جریان بنی امیه زنده زنده این معلم رو میکشد زنده زنده داخل اتش می کند بعد بقیه سوال میکنن چرا این معلم رو کشتی؟ میگه این معلم همون کسی است که فرزند یزید رو، بعد هلاکت یزید قرار شد این سلطان بشه، این همه کار رو بگیره دست و خلاصه عزت بنی امیه رو حفظ بکنه. این همون روزهای اول اومد برگشت گفتش که آقا ما اشتباه کردیم، یه اصلاً شروع کرد این جنایتها غلط بودش، راه همین راه مکتب اهل بیته و شروع کرد ترویج امام حسین و امام سجاد و سجاد و علی بن ابیطالب و بعداً کنار کشید. خیلی تربیت خیلی مهمه. یه جاهایی نسب رو کلاً کنار... جناب محمد بن ابیبکر هم همینطور بود دیگه، تو مکتب امیرالمومنین.
مولا امیرالمومنین... خیلی دشمن اگر گفت میخواد یک تمدنی رو نابود بکنه، یکی خانواده رو باید متلاشی بکنه یا اصلاً تاسیس نشه یا اگر تاسیس شد این خانواده تعالی پیدا نکنه یا توسعه پیدا نکنه. رهبر عزیزمون تو همین بیانیه چندی قبلشون فرزندآوری رو اشاره کردن. یه بحثی من شبها تو هیئت توفیق دارم تو کجایی این شبها... شبی این یه مشترک دیگه این امری که در میدان باشید. ما حوزه حاج آقا مجتهدی و حجا حقشناس با زوار و زهرا و نوجوان اینا تجمیعی توی میدان شاملوی شهر ری، تو اونجا خیلی خوب. حاج آقا از شب اول چند هزار نفر ماشاءالله، خیلی بعد، چقدرم صحبت الحمدلله گوش میدن. یه بحثی رو من تو اونجا دارم بیان میکنم که این راهی که آقا امام حسین داره ایجاد میکنه، نگاه نو، اینکه خدا رو تو زندگی در نظر بگیریم و اصلاً رزق و روزی خانواده رو چه مادی چه معنوی، خدا رو در نظر بگیری. خدا مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ میرسونه. شخص میخواد زندگی، زندگی شروع بکنه، یه پول، خریدش، شیرینی برای... بله برونش هم نداشته، اینو نمیاد تعریف کنه برای بقیه، برای بچههاش نمیاد تعریف بکنه. بعداً که وارد ازدواج شد، اصلاً به یه سال بعضی موقعها نرسیده، این هیچی پول نداشت، یه دفعه به برکت اینکه همسر گرفت، برکت همسرش، یعنی تشکر از خانوادهاش، از همسرش باید بکنه. به برکت تو من تونستم پول رهن جور بکنم. بعدش بچه اول که اومد، باز هم یه برکت دیگهای اومد. خیلیا این اتفاق برای خودشون افتاده، بهش توجه میکنند، نقل میکنند به بقیه هم یاد نمیدن. به خاطر همین یک وحشت عجیبی میگیرد.
«وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا» خیلی تو زندگی آوردن این الهیات در خانواده خیلی اثر داره، خیلی اثر داره. حالا میگفت زیاد هم بیارید تو خانواده. یه دفعه تو بازی ایران بلژیک، یه دفعه داخل خونه ما هی میگفتن «یا صاحب الزمان». عزیزانی که حالا بابا حالا اینجا خوبه، اتفاقاً توسل... یه جاهایی مثلاً بچههای تیم ملی واقعاً آرزوی موفقیت میکنیم که همین این تساوی هم خیلی ارزشمند بود، انصافاً دل مردم خیلی شاد شد، مقتدرانه بازی کرده. بیرانوند میخواست بگیرد یا امالنین
اتفاقاً خوبه، فرمود: نمک آشت از ما بخواه. اتفاقاً خوبه در خانه اولیا خدا بریم، اونها در خونه خدا برن برای ما دعا. اصلاً نفس این اتصال و ارتباط به نظرم سازنده است. خیلی همین الان عزیزانی که پای برنامه نشستن ازشون بپرسید، هر کدوم یه خاطرهای دارن میگن امام حسین فلان جا کمکمون کرد، خدا... خب اینو بگید. هر که یک داستان ویژه خودش با امام حسین داره، میگه اونجا قمر بنی هاشم مددم کرد، خدا... اونجا آقا امام رضا کمکم کرد، خدا... بعد این رو گفتن به بقیه، خودش ترویج، خودش الگوسازیه. میخواد نابود کنه دشمن یک تمدن رو، خانواده رو به هم میریزه. الهیات از خانواده که گرفته بشه... خدا رحم بکنه معلم رو تحقیر میکنه، آموزش و پرورش به هم میریزه، معلم که اومد سر کلاس ترویج ناامیدی کرد، دیگه از هم پاشیدن همه. سوم، الگوها را خراب میکنه، الگوها رو اصلاً به هم میریزه. وقتی داخل خانواده خود پدر مادر، خود کسانی که داخل خانواده هستند، اینها رو شروع میکنند خراب کردن، دیگه کاری از پیش نمیره.
داستان کربلا خیلی داستان عجیبه. خانوادههای تربیت شده قرآنی و ولایی اینها منشأ اثر شدند. یه موقع کلاً نگاه بکنید تو کربلا جریان ابیعبدالله ۲۰۰، ۳۰۰ نفر بیشتر نبودند، خانوادههایی که اومدن، خانوادههای اصیل و نجیبی. ولی ۲۰۰، ۳۰۰ نفر، میخوام بگم اقتدار اینه. اهدافشون و پیامشون و کلامشون و اثرگذاریشون تا هزاران سال ماندگار شده. یعنی چون میدونن قراره یک تمدن، دو نیرو پایهریزی بکنه، قراره یه تاریخی رو بسازند. نقطه مقابل چند ده هزار حمله کردن، میخوام اثر یه خانواده اصیل و نجیب و متعالی را عرض بکنم. این ۲۰۰، ۳۰۰ نفر اونا با تحمیل و حمله و اینها، مستکبرین و ظالمین اینها اومدن. علیالظاهر اگر میاومدن از روی اینها هم رد میشدن، هیچی از اینها باقی نمیماند. ولی نگاه میکنی، دشمتن کشت ولی نور تو خاموش نگشت آری آن جلوه که خاموش نشد نور خداست... اینجا میبینی اثرش مونده. چرا؟ باز هم میرسیم به این بحث خانواده.
خانواده جناب عقیل آمدن به میدان، حضرت مسلم و برادرها و برادرزادهها. خانواده حضرت علی اکبر از مادری مثل لیلا یا ام لیلا، هدیه شده وجود مبارک حضرت علی اکبر. از جناب رباب، حضرت علیاکبر است. از امالنین، چهار گل پرپر شد. یه چیز عجیبی عرض بکنم، همین وجود مبارک حضرت رباب، این مطالبی که تو ۲۰۰، ۳۰۰ سال اخیر هست رو نبینید. مطالبی که تو منابع اصلی هزار و خوردهای سال پیش اول درباره حضرت رباب اگر پیدا بکنیم، اولاً درباره حضرت امالنین و حضرت رباب و حضرت لیلا خیلی کم داریم، چیزی منابع دست اول. و ثانیاً هر جا صحبت از حضرت ربابه، فقط صحبت از حسین بن علی بن ابیطالب است، ای جانم. شما بعیده جایی بتونید پیدا کنید تو منابع دست اول... آخه من یه جا یه چیزی گفتم شبیه اینا، بعد طرف یه عالمه کتاب آورد اینو، بعد گفتم ببخشید اینا همه رو من دیدم، اینا برای ۲۰۰، ۳۰۰ سال اخیره، عیبی هم نداره، کراماتی، داستانهایی، چیزهایی بیان، ولی اصل منابع دست اول هر جا حضرت ربابه بحثی است، بحث این است که پای ابیعبدالله الحسین، اسم حسین سیدالشهدا. حضرت ربا درباره حضرت علی اصغر صحبت کرده، بله، یا خواهش میکنم ببینید درباره حضرت امالنین نمیتونی تو منابع دست اول چیزی پیدا کنی. چرا؟ چون خانواده این خانوادهها اومدن فقط جلوه، فقط امام حسین جلو، یعنی آیینهای شدن که سیدالشهدا رو نشون بدن. شما درباره آقا قمر بنی هاشم اگر این زیارتنامه آقا امام صادق عَلَیْهِ الصَّلَاةُ وَ السَّلَام را... بله شما درباره آقا قمر بنی هاشم چی میخواستید بگید جز چیزایی که تو چند صد سال اخیر کرامت و اینها؟ نه، درباره آقا قمر بنی هاشم این متن زیارتنامه رو ببینید، عظمتش رو میبینید. چرا؟ چون آقا قمر بنی هاشم اومد تمام وجودش شد «حَلَّتْ بِفِنَائِکَ» همه وجودشون محو اباعبدالله. یه خانوادهای اومدن خودشونو فنا کردن تو جبهه حق.
من اینجا عرض بکنم ما خجالتزده خانواده شهدا هستیم. وجودشون رو آوردن، خانواده جانبازان عزیز و جانبازان و شهدا، این پهلوانان، این قهرمانان اقتدا کردن به اون اولیای خدا. خیلی جاها اسمی ازشون نیست، ولی وجود مبارکشون، اینا فنا شد برای جبهه حق، «حَلَّتْ بِفِنَائِکَ»، اومدن تو اون آستان فنا، فِنَائِکَ، فناء الهی... اینجا به اوج اون عظمت رسیدن الحمدلله.
مجری:
آقا ممنون متشکرم. آیات رو بشنویم ببینیم چقدر فرصت داریم إنشاءالله خدمت شما و دوستان باشیم. ممنونم از نگاه پرمهرتون. إنشاءالله امام حسین عَلَیْهِ الصَّلَاةُ وَ السَّلَام مخصوصاً تو این شبها همتون رو نگاه بکنه.
عرض کردم چون علی اکبر مرا هم در عوایت جمع کن، زخمهای مختلف را، این پریشانی بس است. باز میگردیم بعد از تلاوت قرآن إنشاءالله با احترام و با عشق همراه شما هستیم و در کنار شما. بفرمایید خواهش میکنم. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ.
قران کریم صفحه240
إنشاءالله عزاداریهاتون قبول باشه. شب تاسوعای حسینی است و بعد هم عاشورا در پیش داریم. إنشاءالله تو این مجالس و محافل وقت اشک ریختن، وقت روضههای ناب، اگر حالی بهتون دست داد حتماً ما را دعا بکنید. همه برای بچههایی که عاشقانه و صادقانه دارن زحمت و خیلیا التماس دعای ویژه گفتن، شاید مجال نباشه پیامهاشونو بخونیم. خیلیا مریض دارن، خیلیا گرفتاری دارن، خیلیا مشکل دارند. یاد کنیم همدیگر رو که إنشاءالله رحمتهای الهی و برکتها رو به سمت مردم عزیز و نازنینمون خاصه اهالی خوب به سمت خدا إنشاءالله نازل بشه.
آقا وقت در اختیار شماست، جمعبندی بکنیم و یه دو خط روضه و إنشاءالله ختم.
حجت الاسلام میرهاشم: خدا رحمت کنه حاج آقا مجتهدی، خدا رحمت میفرمود: «سخنرانی خوب گوش بدید، سخن... سخنرانی خوب گوش بدید، هم خوب گوش بدید، هم سخنرانی خوب گوش بدید، هم روضه، هم سینهزنی، اینا باید با هم باشه. هر کدوم اینا رو کم بذاری، یه انحرافیه تو جلسات.» این صحبت گوش دادن... امروز میخواستیم محضر سروران عزیز خادمی کردیم. این مجلس هم به نوعی مجلس امام حسین و اهل بیت هم میشه. تو این جلسه خواستیم بگیم درس بزرگ کربلا، باز هم اثر خانواده قرآنی و خانواده متعالیه و نقطه مقابل خانوادهای است که اینا منشأ بسیاری از خیانتها و جنایتها میشود. خانواده شیطانی، شیطانی. این نقطه، خانواده به هم ریخته. خیلی عجیبه آن نجمالدین عبیدالله ابن زیاد و بن مرجانه، چرا دوبار؟ اینجا یه نفره، بله یعنی هم پدر هم مادر هر دو منحرف. یا خانواده ابن آکِلَةِ الْأَکْبَادِ، یا تو انصاب الاشراف... خانواده حرمله تو اونجا اومده. بعد جالبه تو بعضی از تعابیر داریم که اینا بَنُو مُوقِدٍ یعنی یه خانوادهایاند، هر جا میرن فتنه به پا میکنن، مردمو به جون هم میندازن. پناه بر خدا، بَنُو مُوقِدٍ، موقد، آتیش به پا میکنه. چیزی که اتفاقاً امام سجاد هم ادامش... تا خبر رسید حرمله، گفتن آقا همین از بَنُو مُوقِدٍ رو میگی؟ حضرت فرمود: «أَوْقَدَهَا اللَّهُ» همین، «نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ» براش استفاده کردن. یعنی خانواده اینا فقط مردمو به جون هم میندازن، خانوادهها رو به جون هم میندازن، اینا سخنچینی میکنن، این خیانت. بعد از این خانواده هم یه حرمله در میاد که اونجا داره با یه گروهی هم میاد که مورد لعنت. از حرمله و گروهش اصلاً یه جمعی، این پسر ملعون دور خودش جمع کرده، شده آدمکش، کودککش. این اثر خانواده است که تو این جلسه بیان کردیم.
نقطه مقابل وجود مبارک خانواده اباعبدالله الحسین و اهل بیت و حضرت لیلا. از مادری، از همینجا از مادری مثل حضرت لیلا یا ام لیلا، فرزندی مثل وجود مبارک حضرت علی اکبر. یه تعبیر عجیبی داره چون قدرت و اقتدار رو گفتیم، قدرت نرم و قدرت سخت رو گفتیم، داره «السَّلَامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الصِّدِّیقُ...» بعد یه تعبیری اونجا داره از «زَکِیٍّ» داره، هم «الطَّیِّبِ»، هم «الطَّاهِرِ». طاهر یعنی وجود مبارک حضرت علی اکبر طهارت باطنی، خیلی مهمه. آدم خبیث نباشه، در درون دلش پاک و صفای خودش... «النَّاسَ خَلْقًا وَ مَنْطِقًا». بعد وجود مبارکش از زکی بود، از زکی یعنی سعی کرد در تمام عمرش هرگز آلودگی به سراغش نیاد. حاج آقا طیّب یعنی چی؟ «الطَّیِّبِ» یعنی این شخص پاک و طاهر و زکی، علاوه بر اینها دلنشین هم بود، هر کسی او رو میدید به دلش مینشست، یه صفایی داشت، یه معنویت داشت، یه دلربایی خاصی وجود مبارک حضرت علی اکبر داشت. این طیّب رو بعضیا به دلنشینی و دلربایی و صفای عجیب... به خاطر همین هم شاید فرموده باشد که: «علی جان من نگویم تو مرو آه، برو لیش قدری بر من راه برو...»
دلها بسوزه عصر عاشورا، ابیعبدالله و تنها... عذر میخوام از خانواده شهدا، عذر میخوام از کسی که جوون از دست داده. «یا رسول الله» تو حدیث داریم، یا رسول الله یه جا میشه ملائکه آسمان گریه میکنند، جبرئیل کجا؟ فرمود یا رسول الله، در جایی که پدر و مادری بچهشون بزرگ شده، جوان شده، رعنا شده، عشق اینها و آرزوی اینها دیدن این جوانه، ولی این جوان جلوی چشمشون پرپر بشه. تو حدیث داره یا رسول الله اونجا ملائکه گریه میکنند.
دلها بسوزه عصر عاشورا، ملائکه گریه کردند اون لحظهای که آقا ابیعبدالله اومدن بالا سر علی اکبر. شاید هنوز امید داشتن، این بدن جوان رو زمین افتاده، شاید هنوز امید داشتن، خواستن این بدن رو بلند کنن. دیدن طرف دیگر بدن روی زمین افتاده، معلوم شد فقط... با تمام بدن علی اکبر قطعهقطعه شده.
السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ.
متشکرم از شما