اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

1405-03-31- حجت الاسلام رفیعی-شرح دعای بیستم صحیفه سجادیه ( دعای مکارم الاخلاق)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ وَ بِهِ نَسْتَعِینُ، اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ. امروز سر صبحی هوس کرب و بلا کردم و دل از سر عادت هر روزه خود گفت: حسین.

معرفی برنامه

 

سلام و درود محضر شما آقایان و بانوان، شنوندگان جان، بینندگان گران‌قدر، همراهان خوب برنامه «سمت خدا». الان دارین شبکه سه سیما رو اگه نگاه می‌کنید به صورت زنده، اگه شبکه ولایت یا افق رو می‌بینید بازپخش برنامه، یا ممکنه از رادیو معارف شبانگاه گوش می‌دین. مثل دیروزی که هفته رو آغاز کردیم در ایام عزای سالار شهیدان اباعبدالله الحسین علیه السلام. بیاید هر کدوممون هر جا هستیم اگه برامون امکان داره دست ادب به سینه بگیریم سلام خودمون رو تقدیم اباعبدالله الحسین بکنیم و بعد دیگه تو مسیر برنامه قرار بگیریم إن‌شاءالله که برای هممون یه زیارت نوشته بشه به برکت همین سلامی که عرض می‌کنیم. آماده هستین؟

السلام علیک یا أباعبدالله و علی الأرواح التی حلَّت بفنائک، علیک منی سلامُ الله أبداً ما بَقیتُ و بَقی اللیلُ و النهارُ، ولا جَعَلَهُ الله آخرَ العهدِ منی لزیارتکم. السلام علی الحسین و علی علیِّ بن الحسین و علی أولادِ الحسین و علی أصحابِ الحسین.

یکشنبه شد و حاج آقای رفیعی عزیز اینجا هستند، زحمت کشیدن اومدن توی برنامه. بفرمایید که خدمتشون باشیم و إن‌شاءالله بهره ببریم. حاج آقا سلام عرض می‌کنم خدمتتون، هم تسلیت می‌گم هم آرزوی قبولی توجهات و توسلات.

حجت الاسلام رفیعی:  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ. صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یا أبا عَبدِالله، صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یا أبا عَبدِالله، صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یا أبا عَبدِالله. عرض سلام دارم خدمت شما و بینندگان عزیز، عَلَیْکُمُ السَّلام هم کسانی که مستقیم دریافت می‌کنن هم بعداً برنامه رو ملاحظه می‌کنن و شنوندگانی که گوش می‌دن. تسلیت عرض می‌کنم ایام شهادت و سوگواری حضرت اباعبدالله علیه السلام رو. اولین محرمی است که بدون حضور رهبر شهیدمون برگزار میشه، روضه‌های ایشون از امشب شروع می‌شد با حضور خودشون، البته روضه حالا برقراره منتها خب حضور ایشون در اون جمع نیست و واقعاً جاشون خالی‌ست.

من اجازه می‌خوام همین اول برنامه قبل از اینکه بحث دعای مکارم رو داشته باشیم اشاره‌ای کنم به فرمایشات رهبریون راجع به حضرت اباعبدالله که می‌فرمودند: «امام حسین مغناطیس دل‌هاست» و صدها بلکه هزاران درس برای قشرهای مختلفی در قیام اون نهفته است. و می‌فرمودند که امام حسین جهان‌شموله، مخصوص شیعه و مسلمون‌ها نیست، نیست. ایشون می‌فرمود حتی در هند می‌گوید: «الگوی من أباعبدالله الحسین علیه السلام». خب مجالس به حمدالله برقراره هم در مساجد و تکایا هم در خیابان‌ها، امسال دیگه دوگانه شده در دو جا برگزار میشه و پرشور هم هست علی‌رغم سختی‌های اقتصادی که وجود داره، سفره اباعبدالله الحمدالله همه جا گسترده است.

یه سوال رو قبل از ورود بحثم: یه وقتی رهبر شهیدمون در فرمایشاتشون داشتند که اثر این روضه‌ها چیه. یه وقتی سؤاله دیگه بالاخره امام صادق علیه السلام - جعفر بن عفان آمد منزلشون. آقا فرمودند که شنیدم که تو شعر می‌گی و خوبم شعر می‌گی. گفت: بله آقا نَعَمْ یَا بْنَ رَسُولِ اللَّه. فرمودند که میشه یه بخشی از این شعرها رو برای ما بخوانی؟ آقا شروع کردن. جعفر بن عفان شاعر بود هم عصر امام صادق علیه السلام، اشعار را خواندند به گونه‌ای که اشک بر محاسن امام صادق جاری شد. بعد فرمود که به خدا قسم - وَاللَّه - امام صادق فرمود ملائکه هم الان اینجا حاضر شدند و بیش از ما گریه کردن، همانطور که ما گریه کردیم اون‌ها هم اشک ریختند. بعد فرمود: بهشت برات واجب شد و غُفِرَ اللَّهُ لَکَ، خدا آمرزیدت.

این وجهش چیه؟ یه وقتی یکی دیگر از این شعرا اومده بود خدمت امام صادق علیه‌السلام، وقتی وارد شد آقا فرمودند که «بَرید به اُمِّ فَرْوَه بگید بیاد ببینه چه بلایی به سر جدش حسین آوردند». اُمِّ فَرْوَه نام مادر امام صادق هست، نه نام دخترم. اینکه میگه جدش، منظور معلومه دختر بوده چون مادر امام صادق جدشون متفاوته. اُمِّ فَرْوَه اومد نشست و اون شاعر شروع کرد به خواندن اشعار عَبْدی معروف. عَبْدی که در نقل‌ها داریم پیغمبر فرموده: «بچه‌هاتون اشعار عَبْدی رو یاد بدید، عَلِّمُوا أَوْلَادَکُمْ...» اونجا هم دارد که آنقدر صدای گریه در واقع بلند شد که دارد که اُمِّ فَرْوَه ناله زد، امام صادق ناله زد، زن‌ها هم ناله زدند. یه وقت مردم فهمیدن ریختن چه خبره در خانه امام صادق علیه السلام. آقا فرمودند که چیزی نشده، یه بچه غش کرده - تقیه بود دیگه. بله حالا بعضی بزرگان می‌گفتن آقا درست گفتن یعنی علی اصغر در اثر از حال رفته، به هر حال خوشی علیه این اوضاع بوده. یا خود کمیت وقتی در منا خدمت امام علیه السلام رسید، آقا اشعاری آوردم بخوانم. آقا فرمودند که اینجا ایام مناسِک (مناسک) است، اینجا برای ذکر خداست، و «ذِکْرُ اللَّه» قرآن میگه و ذِکْرُ الله، ذکر خدا بگید در ایام مَعْدُودَات یعنی ایامی که در... بله منا هستید. گفت: آقا من شعر درباره امام حسین می‌خوام بخونم. آقا بلافاصله - پس صبر کن - پا شدن خیمه زدن، خودشون با دست خودشون، زن‌ها یک طرف مردها یک طرف، و کمیت شروع کرد. آخه تمام شد، آقا فرمود که خداوند گناهان تو رو ببخشه، هرچی گناه داری قدیمی جدید مخفی آشکار ما أَعْلَنَ ما... اینا نشون می‌ده از اهمیت. یا خود دِعْبِل خُزاعی وقتی آمد خدمت امام رضا، جمعیت نشسته بود، مأمون هم حتی شرکت کرده بود. وقتی شروع کرد از فاطمه و... «خَلَطَ الحُسَینُ مَجْدَلاً فاطِمَه جان اگر روز عاشورا بودی می‌دیدی چه به سر حسین آوردن، تو صورتت می‌زدی» خلاصه گریه افتاد. امام هشتم علیه السلام یه پیراهنی آقا درآورد یعنی از خودشون آوردن دادن به دِعْبِل گفتن: من هزار شب هزار ختم قرآن تو این پیراهن کردم، خیلی مهمه. بله هزار شب نماز شب تو این خواندم، دادن به... إن‌شاءالله خدا قسمتتون کنه کربلای معلی.

من یه ده شبی کربلا منبر داشتم قبل از محرم، بله غدیر فاصله ولایت صبح‌ها تو حرم اباعبدالله که واقعاً باید دعاشو به جان اون رزمنده‌هایی که با جانشون این مسیر رو گشودند و اینطور کربلا آسان شد سفرش. شب‌ها هم در ابوالفضل علیه السلام منبر داشتم. یکی از این روزهایی که منبرم تمام شد، هی هم به خودم اونجا می‌گفتم این نگاه می‌کردم به این گنبد، آقا ما لایق این منبر نیستیم، لطف شماست که جلو جلو امام حسین منبر رفتن، جلو قتلگاه روضه خواندن. دیگه نمی‌خواد بگی مثلاً قتلگاه، بگو اینجا نمی‌خواد بگی کربلا، بگو اینجا حسین اینجا. حالا یکی از اون روزها خب یکی از مسئولینی که اونجا بود گفتن: آقا امروز بمانید با شما کار داریم. گفتیم چشم. یه اتاقی بود نشستیم، یه ۴۰ دقیقه‌ای نشستیم چایی آوردن قهوه آوردن، یه ۱۰-۱۵ نفری بودن. گفتن امروز غبارروبیست، به‌به بیاید بریم داخل ضریح و حرم رو در واقع پاک کنیم، ضریح ابی‌عبدالله تمیز کنیم. بله من اون آقا احترام کرد ما رو و گفت: شما اول برو شیخ، شما اول برو. رفتیم یه پارچه وارد حرم شدیم وارد ضریح شدیم و این غبارها رو پاک کردیم از حرم اباعبدالله علیه السلام. خیلی بالاخره مزد این مناسک رو دادی به ما. بله بعد این رو می‌خواستم عرض کنم که داخل ضریح اباعبدالله علیه‌السلام این اشعاری نوشته مال سید رضی‌ست. سید رضی از علمای بزرگ ماست در هزار سال پیش، همین کسی که نهج البلاغه رو در واقع جمع آوری کرده. خیلی بحث بود وقتی ضریح رو توی قم می‌ساختن، اینجا ساخته شد ضریح، شاید یادتون میاد بله ستاد مخصوصی تشکیل شده. بله بله هنرمندان و خیلی مراجع اومدن علما، خب چی بنویسن روی ضریح؟ بنا شد که در تاج ضریح سوره والفجر نوشته بشه، الفجر و لیال یا... ایَّتُهَا النَّفْسُ... نگاه کنید هست، برا شد. روی دیواره‌های ضریح هر قسمت یک آیه نوشته بشه، ورودی حرم و مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَاناً، بالا سر أَنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ، پایین پا و إِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی... خوب جایی اجابت دعاست دیگه. بله باز این طرف آیه‌ای و خب حالا اشعارم باید نوشته بشه. گفتن آقا فارسی بنویسیم عربی بنویسیم و بالاخره به این اجماع رسیدن که اشعار سید رضی رو بنویسن. سید رضی اشعاری راجع به امام حسین داره، اینا داخل ضریحه، من اینا رو دیدم که به هر حال اونجا نوشته شد. اون اشعار اینه، یه بخشیش:
«کَرْبَلَا لَازَتْ کَرْبَلَا وَبَلَاءْ، کَمْ لَقِیَ عِنْدَکَ آلُ الْمُصْطَفَی»
کربلا تو همیشه کربلایی و آل مصطفی در اینجا...
«عَلَی تُرْبِکَ لَمَّا سَرَعُوا مِنْ دَمٍ سَالَ وَمِنْ دَمْعٍ جَرَی»
روی این خاک چه خون‌ها جاری شد چه اشک‌ها ریخته شد.
«یَا رَسُولَ اللَّهِ لَوْ آیَنْتَهُمْ وَمَا بَیْنَ قَتْلٍ وَسَبَا»
پیغمبر نبودیم اگه بودی می‌دیدی عترتت رو یا کشتن یا اسیر کردن، ما بین قَتْلٍ وَسَبَا یعنی سه بار اسیر شدن، اسارت اسارت بله. و حالا ادامه اون اشعار.

به هر حال برگردم به اصل بحث، نمی‌دونم مقدمه چقدر طول کشید. عرض کردم رهبر شهیدمون در باب اهمیت آره این مجالس به چه دلیل هر سال تکرار میشه. اولاً آدما هم تکرار میشن، خب مثلاً بچه شما، بچه ما ۵۰ سال پیش که نبودن، نسل جدید هی میان باید این اتفاق بیفته. اما ایشون فرمودن چند تا برکت تو روضه امام حسین، اقای ملائی اینا مهمه. می‌دونید آقا مبتکر نظریات جدید و واژه‌آفرینی و خیلی ایشون قوی بود توی تحلیل، خیلی قوی بود. می‌فرمودند که یک اثر این مجالس تقویت روحیه ظلم‌ستیزی و دفاع از مظلومه. اگر امروز ما از لبنان دفاع می‌کنیم اینو از کربلا یاد گرفتیم، ابی‌عبدالله به ما یاد داد باید از مظلوم دفاع کرد. دفاع از مظلوم مرز نمی‌شناسه، بله اگر ما امروز از غزه دفاع می‌کنیم ابی‌عبدالله به ما نشان داد دفاع از مظلوم حتی مذهب نمی‌شناسه، ولو مثلاً تفاوت مذهبی داریم، حتی تفاوت دینی. اگر در یک جای عالم به یک مسیحی هم ظلم بشه، مسلمان از او دفاع می‌کنه. این یه برکت مجلس اباعبدالله.

برکت دومی که ایشون اشاره کردن در مجالس اباعبدالله علیه السلام و این بسیار مهمه، من گاهی آقای ملائی فکر می‌کنم این حرف چقدر قشنگه و یه حقیقتی است، فرمود: «مصونیت اخلاقی و رفتاری جوانان ما». یعنی جوانی که صدها عامل انحراف الان براش تو جامعه فراهمه، از ماهواره بگیر تا فضای مجازی بگیر تا شبکه‌ها تا وضع جامعه، بالاخره جوان دیگه همه غرایزم داره، این میاد تا ۱۲ شب تو مجلس می‌زنه به سینش، لباس مشکی می‌پوشه، اشک می‌ریزه، تغییر می‌کنه، تغییر می‌کنه. این دومین اثر، مصونیت حفظ میشه، حفظ میشه، مصونیت رفتاری و اخلاق. موارد اگر بزارم تو کانال بد نیست.

اثر سوم ایشون فرمودند تحول، فرمودند: «حُر نبوده که فقط متحول شده، ده‌ها حُر بعد از کربلا متحول شدند». حالا ما رسول تُرْکُو شنیدیم، مثلاً طیّب حاج رضایی رو شنیدیم، فلان آقا رو شنیدیم، چقدر آدما در پرتو همین مجالس تغییر می‌کنن، حجاب رعایت می‌کنن، اهل نماز میشن، اهل دین میشن، یه گناهی رو کنار می‌ذارن. این شویندگی قیام اباعبدالله مثل کارواش می‌مانه، خیلی مهمه. مسیر شهادت قرار داد خیلیا رو تو همین ایران خودمون، حالا مثلاً شاهرخ ضرغام یا نمی‌دونم اسمایی که شما گفتید، خیلیا معاصر خود معاصر خودمون تجربه دور هم نمی‌خواستیم بریم و خود همین عزیزانی که تو این جنگ رمضان، ما یه وقتی می‌گفتیم وَاللَّهِ إِنْ قُطِّعَتْ یَمِینِی إِنِّی أُوَاحِیهِمْ أَبَداً عَنْ دِینِی، شنیدیم و شعرشم شنیدیم، اما دیدیم پشت لانچر دو تا دستور تا پای جوان قطع شد، نه وَاللَّهِ إِنْ قُطِّعَتْ یَمِینِی، بعد یُسَاری، بعد رِجْلِی، دیدیم دیگه هست، همچنان هم ادامه می‌دن هستند، دیدیم اینها رو. خب اینم نکته سوم در آثار این مجالس.

نکته چهارم که ایشون فرمودن، فرمودند: «معرفت افزایش» یعنی تو همین مجالس طرف یاد می‌گیره باید نماز بخونه، یاد می‌ره روزه بگیره، خمس بده، بالاخره به مناسبت داریم هی تعریف می‌کنیم در میانش توحید قوی می‌شه، اعتقادات قوی می‌شه، باورها قوی میشه. اینم چهار تا اثر.

اثر پنجم این مجالس که امروز خیلی مهمه، دشمن‌شناسی‌ست. بله اصلاً شما همین زیارت عاشورا رو نگاه کنید، زیارت بخش عمده‌ایش معرفی دشمنه دیگه، حال زیاد... عَالِم مَرْوَان ابن مَرْجانه یاد میده به ما. و به قول استاد شهید مرتضی مطهری رضوان الله تعالی علیه: «شمرهای امروز شناخته می‌شوند». و امروز مردم می‌بینند که آقا اگر امام حسین رو بی هیچ جرم و گناهی به شهادت رسوندند، اون کسی هم که بی جرم و گناه، الان اینا که تو غزه کشته میشن بی‌جرم و گناه کشته میشن، اینایی که در لبنان دارن به شهادت می‌رسن بی‌جرم و گناه کشته می‌شن. اگر یه روزی گفتیم تیر زدن به چشم عباس و اباالفضل رو، به هر حال اونطور دچار آسیب کردن، کی این کارو کرد؟ عُمَر سَعْد ملعون به دستور یزید. خب این داستان پیجرها، این همه چشم نابینا شد که من دیدم بعضی از این عزیزان رو، این همه دست قطع شد، اینا این آدم بدتر از شمر و یزید باشه، این نتانیاهای خبیث بهتر نیست؟ لذا تاریخ تکرار می‌شه و این پنج اثر رو من از فرمایشات رهبری برداشت کردم که ایشون فرمودند.

و از همه مهم‌تر اونی که امام رضا علیه السلام فرمودند: «رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْیَا امرنا...» به همین جهت هم به ما گفتن. امام رضا به رِیَّان بن شَبِیب فرمود: «رِیَّان إِنْ کُنْتَ بَاکِیاً لِشَیْءٍ فَبُکِ لِلْحُسَیْنِ» هر مصیبتی داشتید کربلای ما رو ملاک قرار بدید. و من مرحوم مجلسی در جلد ۴۴ بحار یه بابی دارد که جاهای دیگه هم منابع دیگه هم هست، اصلاً بحار می‌دونید خودش منتقل کننده سایر منابعه از جای دیگه نقل می‌کنه که این جریان کربلا قبل از اسلام هم مطرح بوده. حضرت ابراهیم از اینجا که عبور کرد، خدا فرمود اینجا حضرت امام حسین به شهادت می‌رسد. سبط پیامبر حضرت آدم و خدا بهش گفت وقتی آمد اینجا، خب اون غم دلشو گرفت، خدا فرمود: آدم اینجا جاییست که فرزندت حسین به شهادت می‌رسه.

به هر حال إن‌شاءالله من دو سه تا نکته هم بگم، حالا دیگه اینم فکر کنم شرایط روز است برای ایام محرمه.

نکته اول: اینکه یک عزاداری‌ها رو نذارید خلوت بشه، إن‌شاءالله عزیزان حضور داشته باشیم توی مجالس. حالا امسال با بعضی از برنامه‌های ورزشی هم همزمان شده، اما در عین حال خودتونو مقید بدانید در مجلس امام حسین، خود و بچه‌هاتونو بیمه کنید، بسیار عالی. این یک نکته.

نکته دوم: اونچه که اهل بیت توصیه کردند عمل کنیم. الان مثال زدم، گفتن به اون شخص شعر، به این شخص دیگر زن‌ها را صدا دارند روضه خواندن. خدایی نکرده سبک‌های عزاداری ما سبک‌هایی نشود که بر خلاف دین و خلاف عقله، خدا نکرده توش لهو و لعب نباشه، مراعات کنن. اینم نکته دوم.

نکته سوم: دست همه ذاکران و مداحان رو من به شخصه می‌بوسم. هنر یک مداح جوان، نگاه می‌کنید ۲۰۰۰ جوان دورش جمع شدن، خواهش می‌کنم این بخش عرض بنده رو غیر از اینکه پخش می‌کنید جداگانه هم به هر حال یه جایی بگذارید برای خیلی خوب. این قشر عزیز که من اول گفتم دست همشونو می‌بوسم، ببینید شما رو خدا، بهتون یه فرصتی داده مثل عَبْدی، مثل دِعْبِل، مثل کمیت. فرصتی به شما داده که شما مثلاً بایستید، فرض می‌کنیم که جناب حاج حسین آقای طاهری مثلاً ۳۰۰۰-۲۰۰۰ من رفتم هیئتش ۵۰۰۰ جوون جمع بشه یا دیگر عزیزان، اون درخواست عاجزانه من اینه از این فرصت برای اصلاح این قشر هم استفاده کنید. یعنی بعضی از این اشعاری که می‌خونید توش اشاره به نماز باشه، اشاره به حجاب باشه، اشاره به احترام پدر و مادر باشه. این جوون از اینجا که میره باباشو احترام کنه، مادرشو احترام کنه، بدبختی نکنه، دروغ نگه. این جلسات رو از این فرصت، این فرصت در اختیار امثال بنده نیست اگرم باشه کوتاهه، اما در اختیار شماست. بخوانید شعرتونو، سینه‌زیتونو همه، اما یه وقتم آقا این حسین برای نماز شهید شد، تو شعرتون نماز خواندن ظهر عاشورای امام حسین، وفای به عهد امام حسین.

خدا رحمت کنه آیت الله عظمی صافی رو، یه کتابی داشتن که من شنیدم، البته خود منم پیشنهاد دادم ایشونو که دفن می‌کنن این کتاب رو سینه‌اش بذارن، هست تو بازار. این کتاب شما تو کانال می‌تونید معرفی کنید «پرتوی از عظمت امام حسین». بله حالا کتاب راجع به اباعبدالله خیلی، اما هیچ، کتاب ایشون اونجا اوصاف امام حسین اشاره می‌کنه، سخاوتش، شجاعتش، عرض می‌کنم مروتش، این‌هارم آقا خیلی رو این تاکید می‌کرد. می‌گفت اشعارتون امام حسین رو خار نکنید، ذلیل نکنید، این ویژگی اباعبدالله علیه السلام رو بیان کنید، اینم بیان کنید. اینم نکته دیگری که من می‌خواستم عرض کنم.

حالا هر وقت اجازه بفرمایید من بحث اختیار داریم، من دعای مکارم رو شروع می‌کنم. فکر می‌کنم که من فرصت استفاده بکنم یکی دو نکته رو...

ملایی: بفرمایید اجازه بفرمایید شما با مخاطبان عزیزمون در میان بگذارم. تو این فاصله رفقا به ما بگن چقدر زمان داریم تا تلاوت قرآن که حاج آقا مدیریت زمان بفرمایند و خدمتشون باشیم. عرض می‌کنم که در تمام سال برنامه سمت خدا این افتخار رو داره که برای یه همایش، یه حرکت از جنس مواسات، بحث قربانی رو برگزار می‌کنه. همتون اطلاع دارید، همتون اهل خیرید و چه حرکت‌های جذابی شده تا حالا. تو ماه محرم به احترام اباعبدالله الحسین علیه السلام گفتیم قربانی ماه محرم رو ویژه‌تر إن‌شاءالله تحویل بگیریم. رفقای من زیرنویس می‌کنن براتون، حالا تو روزهایی که این اتفاق میفته میبینید، روزهای هم که زیرنویس نمیشه تو کانال و صفحات و اینها میتونید نگاه بکنید. شما عدد ۱۴ رو به ۲۰۰۰۰ ۳۳ بفرستید می‌تونید مسیر مشارکت در قربانی رو طی بکنید.

یک کتابی هم حالا که حاج آقا اشاره به کتاب فرمودند و اسم کتاب و اینها آمد، جناب حجت الاسلام والمسلمین استاد رضا محمدی شاهرودی رو در کسوت کارشناس رسانه شما احتمالاً دیده و شنیده اید در رادیو و تلویزیون. یه کتابی رو از ایشون آوردم من که خدمت شما معرفی بکنم، اگه دوست داشتید تهیه بکنید چون مرتبط با موضوع محرم و اباعبدالله الحسین علیه السلام هست، به نظرم فرصت خوبیه تو این ورطه قرار بگیریم، اون کتاب رو مطالعه بکنیم. «اشک معرفت، نگاهی نو به سوگنامه امام حسین علیه السلام» به قلم حجت الاسلام والمسلمین استاد رضا محمدی شاهرودی. من کتاب رو نگه می‌دارم، دوستانم یه روی جلدی ازش بهتون نشان بدهند. بله سوگنامه امام حسین رو نگاهی نو بهش شده است. رفقا درسته هر وقت کافیه بفرمایید که آره دیگه خیلی ممنونم ازتون. بریم خدمت حاج آقای رفیعی عزیز برای ادامه بحثمون. فکر می‌کنم یه ۱۰-۱۵ دقیقه هم زمان داریم، یعنی میتونیم به یه جایی برسیم تو بحث مکارم الاخلاق. إن‌شاءالله عبارت کتابو بفرستید به 20000303راهنمایتون کنن که این کتاب رو چجوری تهیه بفرمایید. حاج آقای رفیعی؟

حجت الاسلام رفیعی:  بله. مکارم الاخلاق امام سجاد مورد بحث ما بود. در بخشی از این دعا که هفته پیشم اشاره کردیم دیگه فرصت نشد بهش بپردازیم، امام از خدا می‌خون که خدایا: «وَاجْعَلْنِی مِنْ أَهْلِ السَّدَادِ» منو از اهل سَدَاد قرار بده. سَدَاد با سین، صَدیدم می‌گیم. تو قرآن داریم سَدَاد به معنای محکم بودن و استواری‌ست، سدِّه می‌گن، بله اینم از همون «قَوْلًا سَدِیداً» آره قَوْلًا یعنی... ببینید من سَدَاد رو راحت برای شما معرفی کنم: یعنی حق، یعنی ثواب، یعنی درست. به من توفیق بده من از اهل درستی باشم، از اهل ثواب - ثواب با صاد - بله باشم، خلاصه اشتباه نرم، خطا نرم.

حالا من در فرمایشات رسول خدا دیدم به امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: «سَلِ اللَّهَ السَّدَادَ» یکی از چیزایی که از خدا می‌خوای سَدَاد باشه که حالا همین دعا هست دیگه: «اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَهْلِ السَّدَادِ». در مقابل سَدَاد خطاست، یعنی از اهل خطا نباشد، مثل اینکه به شما بگم به ما توفیق بده تو جاده رو درست بریم، یه وقت اشتباهی نریم. من برای اینکه بیشتر این مطلب روشن بشه، البته در فرمایشات امیرالمومنین در نهج البلاغه هم داریم یه جایی که «عَیْنُونِی بِالْوَرَعِ وَاجْتَهِدُوا...» و سَدَاد و عِفَّت و... سَدَاد یعنی درست یعنی صحیح.

فرض می‌کنیم که الان یک مسئله‌ای توی ریاضی مطرح شده، به شما میگن حلش کن، معلمم جوابشو می‌دونه، خب جواب درسته که معلم می‌دونه، اونو میگن سَدَاد. اگر شما تونستی عین جواب او رو در بیاری، شما شدی مِنْ أَهْلِ السَّدَاد، اما اگر بی‌زحمت این ورقه رو جور دیگه جواب دادی برات صفر می‌ذاره چون شما مطابق اون ملاک سَدَاد نبودی. تو امتحان چیه؟ نظر معلمه، اون میگه پاسخ صحیح چیست. شاخص او شاخص بود، اون سوال... تو امور دینی شاخص چیه؟ خیلی مهمه.

سَدَاد تو اعتقادات چیه؟ الان تو این عالم ۱۰۰ رقم عقیده وجود داره، از سه خدایی، از دو خدایی، از بت‌پرستی، از انواع، از انکار خدا، از لائیک. خب ملاک چیه؟ اول عقیده ما باید باشه اینی که حضرت عبدالعظیم حسنی میومد خدمت امام هادی می‌نشست می‌گفت این آقا اعتقادات من درسته یا نه؟ ما برای عقیده سَدَاد باید به کجا مراجعه کنیم؟ به قرآن، به اهل بیت، به عقل، اصلاً قبل از قرآن و اهل بیت به عقل. آیا الان ما تو عالم بعضیا موجودات رو می‌پرستن، فلان حیوان رو، فلان مثلاً مجسمه رو. عقاید ما باید سَدَاد باشه، اگه سَدَاد نباشه میشه مثل خوارج. خوارج اومدن منکر ولایت امیرالمومنین شدن، علی رو کافر خواندن. اگه سَدَاد نباشه میشه مثل داعش، میشه مثل این انحراف فرقه‌های انحرافی. این توی حوزه چی؟ حوزه اعتقادات با عقل، عقل سالم.

بله تو حوزه احکامم باید ما به سَدَاد عمل کنیم، اینم خیلی مهمه. سَدَاد در حوزه احکام از کجا نگاه کنیم؟ رساله‌های عملیه. ببین رساله چی نوشته، نوشته حیوان پاکه یا نجسه، خودت نگو پاک یا نجس، نوشته این خمس واجبه یا واجب نیست، نوشته این نماز... لذا اگر یه کسی اومد مثلاً توی وضو توی نماز بیش از اونچه که رساله گفته - آخه منجر به وسواس میشه، منجر به آقا خدا و پیغمبر گفتن همه جا پاکه، انقدر آب بریز برا شستن - وقتی شما بیشتر می‌ریزی اینجا رو نجس می‌دانی، این دیگه سَدَاد نیست. عزیزانی که مبتلای به خدای نکرده وسواس هستند مخصوصاً توی شستشو و اینا بدانند در یک کلمه کارشون سَدَاد نیست، خط‌کششون اشتباهه، خطاست خطاست. تو احکام ملاک سَدَاد رساله، بله. تو اعتقادات عقل و قرآن، تو اخلاق ملاک سَدَاد چیه؟ روایات اخلاقی ما، البته اخلاق مختص به روایت ما نیست چون اخلاق تو همه مرام‌های دنیا یه تعریفی داره، مثلاً دروغ بده، غیبت بده، تهمت بده. قول سَدَاد اینه که آدم راست بگه، قول سَدَاد که آدم سخن‌چینی نکنه.

روابط اجتماعی هم یه سَدَاد داره، آقا تو روابط اجتماعی ببین این محرم شماست، اون محرم شما نیست، دین تعیین می‌کنه. اَ خواهر زنمه خب باشه خیلی احترام داره، عرض می‌کنم که مهمانی برید بیاید اما محرم شما... آقا برادر شوهرمه خب باشه خیلی خوبه عزیزه برای شما اما محرم شما نیست. چنین نیست، یه خورده که معنا، یه خورده که محرم‌ها... اینا گفتم والا ما تو احکام شرعی یه خورده محرم نه. اگه پوشوندن مو از نامحرم لازمه، از برادر شوهر و از مثلاً فرض کنید خواهر زنم از دیگران، دیگران که شوهر خواهرش میشه، لازمه. پس قول سَدَاد یعنی محکم، یعنی استوار.

بله چقدر خوبه عقیده ما شدید باشه، عقیده سَدید چیه؟ لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ تفْلحوا...عقیده سَدید چیه؟ ولایت اهل بیت علیهم السلام. خیلی ها بودن اعتقادات خوبی هم داشتن، ائمه بهشون می‌گفتن اعتقاد شما اشکال داره چون شما ولایت رو قبول ندارید. پس عقیده ما باید سَدَاد باشه، محکم باشه. احکاممون باید محکم باشه، نکنه یه وقتی من برخورد کردم و تو حج برخورد کردم به عزیزانی که گاهی مثلاً ۵۰ سال مسئله رو اشتباه انجام می‌دم، به یکیشون یه بار گفتم گفت من همینطوری وضو می‌گیرم. گفتم آقا تو یه بار پیش یکی وضو بگیر، پیش یکی تیمم کن، نه خیلی مهمه. عرض می‌کنم توی احکامم باید سَدَاد باشه، تو حوزه روابط اجتماعی هم باید سَدَاد باشه، توی اخلاقم باید سَدَاد باشه.

حالا یه روایت قشنگی داریم، اینم خیلی جالبه. امیرالمؤمنین علیه السلام چند تا سوال از فرزندش امام حسن کرد، یکیش این بود: «حَسَنُ، مَا السَّدَادُ؟» سدَاد یعنی چی؟ امام مجتبی فرمودند: بابا جان «دَفْعُ الْمُنْکَرِ بِالْمَعْرُوفِ» اینی که آدم تو جامعه منکر و بدی رو با خوبی دفعش کنه. یعنی یه جایی داره یه منکری صورت می‌گیره، ما میایم یه معروفی انجام می‌دیم، خود به خود اون منکره ریشه‌کن می‌شه، برداشته می‌شه. این می‌شود قول، این همون حرفیه که ما میگیم همیشه تو نهی از منکر باید منکر رو کند. من همیشه مثال صد بار زدم بازم میگم، گفتم وقتی انگشتر طلا مردونه تولید نشه که دیگه کسی دست نمی‌کنه، دیگه منکر طلا - طلا بر مرد حرامه، دیگه بعضیا می‌کنن تو نماز ممنوعه، نه کلاً حرامه. حالا میگن پزشکی هم این رو به هر حال منع می‌کنه ولی حالا ما اصلاً کار به پزشکی هم نداریم، شرع گفته ممنوعه، حتماً هم روی حکمتی، حالا ما حکمتشو نداریم. وقتی شما تولیدکننده‌های لباس اومدن یه تویی مناسب که بشه ببندید، یه مقداری بلند باشه تولید کنن، خود به خود منکر کم‌حجابی و بی‌حجابی ریشه‌کن می‌شه. ولی وقتی طرف ۱۰۰ تا مغازه رو می‌گرده یک چیزی که مطابق با به قول قرآن جِلْبَاب نباشه، پوشش بلند باشه پیدا نمی‌کنه، خود به خود شما تولیدکننده، خیاط، یا صنف، بوتیک می‌گن چی می‌گن لباس فروش داری، می‌ری به سمت اینکه یه منکری تو عمر ترویج کنیم. لذا اگر ما معروف تو جامعه مسجدها ما فعال باشه، منکر ریشه‌کن می‌شه.

الان تو این صد و چند شب، چرا نشد دشمنان بیان توی خیابون؟ بالاخره اینا که نمردن که، اینایی که توی اغتشاشات بودن و جاهای دیگه بودن بالاخره یه جریانی همیشه هم بود، کسی فکر نکنه جامعه یه دست پیدا می‌کنه، انبیا هم جامعه یه دست پیدا نکردن. ولی چی شد که بعد از شهادت رهبر عزیز ما عرصه‌ای برای اینجور قصه‌ها پیدا نشد؟ معروف گسترش پیدا کرد، تمام مبادی و خیابان‌ها مردم ایستادن به دعا، به نماز، به پرچم یا... این پرچم که رفت بالا یعنی اون کسانی که این پرچم آتیش زدن دیگه رفتن توی حاشیه. لذا این یکی از درخواست‌های امام سجاد علیه السلام است.

یه مطلب دیگه هم هست اگه فرصت شد بعد از قرآن عرض می‌کنم، الانم زمان فکر می‌کنم داشته باشیم شما هم دوست دارید محضر قرآن مشرف بشید و بعد از قرآن خیلی هم عالی.

ملایی:
عرض می‌کنم که ببخشید مصحف شریف رو بردارم که لحظه‌هامون منور به نور آیات قرآن کریم باشه. عرض کنم ما سوره مبارکه یوسف رو داریم تلاوت می‌کنیم، رسیدیم به صفحه ۲۳۹ قرآن کریم و آیات ۳۱ تا ۳۷ سوره مبارکه یوسف عَلَی نَبِیِّنَا وَآلِهِ وَعَلَیْهِ السَّلَام. قبل از اینکه تلاوت قرآن رو داشته باشیم اون دو تا نکته بیشتر از این رو یادآوری کنم. یه بار دیگه قربانی ماه محرم رو یه یا علی بگیم إن‌شاءالله برای اینکه رزق حسینی برسه به اقصی نقاط کشورمون، إن‌شاءالله به ارسال عدد ۱۴. و کتابی هم که معرفی کردم، من کتاب اشک معرفت استاد حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا رضای محمدی شاهرودی، این کتاب را هم اگه می‌خواید عبارت کتاب رو به همون ۲۰۰۰۰ ۳۰۳ پیامک کنید. کلیه تعاملات ما با شما پیامکی تو این و اما بریم محضر قرآن کریم، صلواتی می‌فرستیم ثواب تلاوت آیات را هم تقدیم کنیم به شهیدی که حاج آقای رفیعی از ایشون نکات متعددی در باب روضه و عزاداری گفتند، امام شهید حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای قُدِّسَ سِرُّهُ الشَّرِیف.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ.

ملایی: می‌دونم وقتی که مخصوصاً تصویر بازتر و بزرگتر استودیوی برنامه سمت خدا و هر وقت رسانه تصویری از کربلای معلی بین الحرمین نشون میده، خیلیا پای تلویزیون میگید: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ». ممکنه بعضی از دل‌ها بشکنه و بگید ای بابا عمر ما رسید مثلاً به ۵۰ سال نرفتیم، ۶۰ سالمون شد کربلا نرفتیم، بعضیا آرزو می‌مونه همینطوری. من به نظرم مجالس روضه اباعبدالله که حاج آقای رفیعی عزیز اول برنامه مفصل در مورد برکات و آثار روضه و اشک بر اباعبدالله فرمودن، یکی از آثارش می‌تونه همین باشه که آقا من اومدم اینجا کربلایی بشم، هم به لحاظ رفتار کربلایی بشم، هم فرصت حضور در کربلا رو پیدا بکنم. از خود حضرت عشق اباعبدالله الحسین علیه السلام بخواهیم که إن‌شاءالله به زودی ما رو روانه کربلای معلی کند. حالا می‌گید نه همین نکته رو هم می‌تونیم باز به حاج آقای رفیعی در تکمیل فرمایشاتشون بگن و بعد بریم سراغ ادامه بحث دعای مکارم الاخلاق.

حجت الاسلام رفیعی:  بله، من اجازه بفرمایید این فراز زیارت تمام کنم و چند جمله‌ای هم راجع به اباعبدالله إن‌شاءالله مجدد. جلسه‌مونو با توسل به اون حضرت...

امام سجاد از خدا درخواست می‌کنند: «وَاجْعَلْنِی مِنْ أَهْلِ السَّدَادِ» که توضیح دادیم، و «مِنْ أَهْلِ الرَّشَادِ» آها! منو از اهل رشد و راهنمایی. نمی‌گه خودم راهنمایی بشم، اونو پیش فرض می‌گیره، من الگو بشم برای راهنمایی دیگران، انقدر آدم خوبی باشم که مردم بگن نگاه کن از این یاد بگیر. این همان است که در سوره فرقان داریم: «وَجَعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا» بله. خدایا ما رو پیشوای متقین قرار بده.

عزیزان من می‌دونید ما دو راه داریم: یکی رشد، یکی غَیِّ مثل هدایت و ضلالت، مثل سعادت و شقاوت. آیه‌ش رو بلدید دیگه: «قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ، فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِنْ بِاللَّهِ...» تا آخر. خب سوال: عوامل رشد چیه؟ راشد کیه؟ و عوامل غَیِّ چیه؟ حالا عوامل غَیِّ رو که نمی‌رسیم، اما سه چهار تا از عوامل رشد رو که اگر انسان با اینا در ارتباط باشه رشد داره، ترقی داره، بله عرض می‌کنم خدمتتون:

یکیش قرآن است. وقتی برای جنیان قرآن خوانده شد - سوره جِنَّ دیگه نگاه کنید، یه سوره قرآن داریم سوره جن، خب این هم یه موجوداتی هستن که حالا به هر حال اومدن دعوت پیامبر رو گوش دادن، پیامبر اینا رو دعوت کرد و «وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ»، وقتی قرآنو گوش دادن گفتن که عجب کتابیه، «یَهْدِی إِلَی الرُّشْدِ». این حرف جن قرآن نقل می‌کنه ها، تو سوره جن گفتن این کتاب آدمو به رشد. پس یک عامل رشد عبارت است از قرآن.

عامل دوم: گفتگوی با خدا، این دعاها خودش رشد می‌آره. علتش هم اینه: «وَ إِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ» تا آخر این آیه، می‌گیم: «لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ» شاید با این دعاها شما رشد پیدا کنید و ترقی پیدا کنید.

عامل دیگری که موجب رشد و هدایت انسان می‌شود - اینایی که حالا خوندم از در واقع قرآن اشاره کردم یکی دعا، یکی خود قرآن - بله علم و آگاهی‌ست، دنبال استاد رفتن، بی‌گدار به آب نزدن، خلاصه راهنما داشتن. قرآن می‌فرماید حضرت موسی وقتی اومد دنبال جناب خضر، گفت: «هَلْ أَتَّبِعُکَ» میشه من شاگردت بشم؟ خب چی می‌خوای از من گفت: «عَلَّمْتَنِی رُشْدًا» می‌خوام علمتو که باعث رشد است. پس علم، دعا و قرآن عامل رشد و ترقی‌ست.

عامل دیگر توی روایات داریم که فکر، اگر انسان تو کارا با خیال و توهم جلو نره، «عَلَیْکَ بِالْفِکْرِ فَإِنَّ الْفِکْرَ یُنْمِی الرُّشْدَ» اندیشه باعث رشد.

عامل پنجم: مشورت. «مُشَاوَرَةُ الْعَاقِلِ النَّاصِحِ رُشْدٌ» مشورت با یه آدم عاقل، خیرخواه، یه کاری می‌خواد انجام بده با یه خریت فنی مشورت کنید باعث رشد. البته مخفی نماند که تو زیارت جامعه کبیره و زیارات به ائمه می‌گه که شما هم کانون رشد و ترقی هستید. و یکی از عوامل بزرگ رشد هم دیگه روشنه دیگه، امام حسینه، چون خودش فرمود تو نامه به مردم بصره: «إِنْ تُطِیعُوا أَمْرِی أَهْدِکُمْ سَبِیلَ الرَّشَادِ» خودش فرمود اگر از من حسین تبعیت کنید شما رو اهل رشد و ترقی و پیشرفت خواهید بود.

السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا رَحْمَةَ اللَّهِ الْوَاسِعَةَ وَیَا بَابَ نَجَاةِ الْأُمَّةِ، السَّلَامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَعَلَی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعَلَی أَوْلَادِ الْحُسَیْنِ وَعَلَی أَصْحَابِ الْحُسَیْنِ.

بینندگان عزیز می‌دانید احدی با معصومین مقایسه نمی‌شه، این جای خودش. همه شهدای هم که ما تقدیم کردیم، طبق فرمایش امام حسین شهدای کربلا، کسی باهاشون مقایسه نمی‌کنه، بی‌نظیرن. اگر بنده یه وقتی میگم، شما یه وقتی میگید آقا فلان عزیز ما هم سرش رفت بالا، مثلاً از بدن جدا شد یا بدنش زیر این بمباران‌ها قطعه قطعه شد، یعنی می‌خوایم بگیم اقتدا کرد به امام حسین، اقتدا کرد به ابوالفضل العباس، او یاد گرفت از او یاد گرفت. و الا مقایسه بین شهدای کربلا و سایر شهدا، خود امام حسین فرمود شب عاشورا فرمود: «أَصْحَابِی مَا أَعْلَمُ لَهُمْ نَظِیرًا» سراغ ندارم، ندارم حتی تو سایر اصحاب ائمه هم که آدمای بسیار خوبی ما داریم، اما کیو می‌خواید شما با عباس مقایسه کنید؟ کیو می‌خواید با حبیب بن مظاهر مقایسه کنید؟ افتخار ما این است که می‌ریم کنار حرم این شهدا می‌ایستیم می‌گیم: «فَازَ وَاللَّهِ فَازَ وَاللَّهِ، خوش به حالتون خوش به حالتون، یَا لَیْتَنِی کُنْتُ مَعَکُمْ فَأَفُوزَ فَوْزًا عَظِیمًا». این نکته باید توجه بشه که اصحاب اباعبدالله همونطور که امام حسین سیدالشهداست، اینکه دارم میگم روایت تو کافیه از امام معصوم، امام صادق فرمود: «شهدای کربلا سادات الشهدا هستند، حسین سیدالشهداست، بقیه شهدای کربلا سادات الشهدا هستند».

اگر ما دیدیم تو این جریان جنگ تحمیلی، رمضان و جنگ ۱۲ روزه و قبلش و جنگ هشت ساله، ما عزیزان ما بعضی نوجوونا می‌ومدن شناسنامه‌هاشونو کم و زیاد می‌کردن که بدونن سن جبهه. شنیدم یک عزیزی شنیدم که یعنی حقیقت داره، تو فضای مجازی هم آمده. نوجوان آمده به هر حال می‌خواست بره، ۱۳ سالش بود نگذاشتند. تصادفاً مقام معظم رهبری که اون موقع هنوز یا رئیس جمهور بودن یا رئیس جمهور هم نبودن، رفته بودن برای به هر حال بازدید از اون مرکز، با این نوجوان برخورد کرده بود. ایشون اومده بود گله کرده بود پیش آقا، گفته بود آقا نمی‌ذارن من برم جبهه، میگن شما ۱۳ سالته. آقا فرمودند خب به هر حال یه قانونی داره، یه ملاکی داره و به هر حال باید سندی باشه، حداقل ۱۵-۱۶ زمان ریاست جمهوریشونه. نوجوان آذری زبان، حال شما بهتر از من یادتونه، آقا فرموده بودند. ایشون با آقا عرض کرده بود خب پس دیگه برای ما روضه قاسم نخونید، به ما نگید قاسم اومده التماس کرد رفت، آقا بهش اجازه داده بودن که ایشون بره. و امروز ششم محرم می‌دونید روزیست که متعلق به اون نوجوانست که خیلی عجیبه. اومد، وقتی امام بهش اجازه نداد، بغلش کرد، گریه کردن شروع کرد، پاهای ابی‌عبدالله رو بوسیدن، «لَمْ یَزَلْ یُقَبِّلُ رِجْلَهُ وَیَدَیْهِ» هم دست بوسید هم پابوسید. ای عمو حق علی بت شکن، دست رد بر سینه قاسم مزن. و وقتی هم اجازه گرفت میدان آمد، اون شخص میگه دیدم داره گریه می‌کنه، گفتم بچه از کم سن و سال لابد ترسیده، ولی وقتی رجز خوند دیدم نه، برای غریبی اربابش، برای غریبی اباعبدالله. گفت: «هَذَا حُسَیْنٌ کَأَسِیرٍ مُرْتَحَلٍ» شروع کرد اشاره به محاصره اباعبدالله. و نکته دیگری که إن‌شاءالله خدا به آبروی این نوجوان، همه نوجوونای ما رو حفظ کنه، عاقبت بخیر کنه، امام حسین هم یه کار ویژه برای قاسم انجام داد که تو کربلا برای کسی انجام نداد: خم شد سینه قاسمو چسوند به سینه خودش، «وَضَعَ صَدْرَهُ عَلَی صَدْرِهِ»، «عَلَی عَمِّکَ، وَاللَّهِ» به خدا سختمه صدام بزنی، نتونم برات کاری انجام بدم.

صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ یَا مَظْلُومُ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ، وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ.

ملایی: حاج آقای رفیعی خیلی ممنونم، موفق باشید در پناه حق باشید. و با سلام محضر حضرت ارباب آغاز کردیم، با سلام به پیشگاه او هم به پایان می‌بریم:

السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِاللَّهِ وَعَلَی الْأَرْوَاحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنَائِکَ، عَلَیْکَ مِنِّی سَلَامُ اللَّهِ أَبَدًا. السَّلَامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَعَلَی أَوْلَادِ الْحُسَیْنِ وَعَلَی أَصْحَابِ الْحُسَیْنِ.

ارسال دیدگاه


ارسال

جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید

دیدگاه ها