اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

1405-03-26-حجت الاسلام میرهاشم- خانواده قرآنی

بسم الله الرحمن الرحیم السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین می‌روم گاهی خراسان گاه گاهی کربلا یک طرف شمس الشموس و یک طرف شمس الذهاب هر دو تنها هر دو دور افتاده هر دو خون جگر کار عشقی است آری البلاء للولاء و از علی هر کس نشان دارد به غربت مبتلاست او حسین بن علی شد این علی موسی الرضا او جوانان بنی هاشم شهیدانش شدند ای جوانان عجم جان من و جان شما اصفهان شیراز مشهد فک خرمشهر فاو سوریه لبنان فلسطین کل ارزن کربلا

معرفی برنامه

سلام می‌کنم به محرم سلام می‌کنم بر پرچم و علم سلام می‌کنم به تک تک شما عاشقان و محبان و عزاداران حضرت عشق علیه السلام خدا را شکر که بودیم و هستیم اولین شب محرم را تجربه کردیم و این حال و هوا را داریم نفس می‌کشیم جای همه رفتگان و درگذشتگان جای همه شهدا خالی شهدایی که ثابت کردند و با زرنگی تمام اسم خودشان را در خیل اصحاب آخرالزمانی حسین بن علی ثبت و ضبط کردند به سمت خدای امروز خیلی خیلی خوش آمدید خوشحالیم که با همیم در کنار همیم إن شاء الله به حق این روضه‌ها به حق اشک‌ها به حق نام سیدالشهدا بهترین برکات نصیب ملت تاریخ‌ساز ایران سربلند شود إن شاء الله.

حاج آقای میر هاشم سلام علیکم و رحمت الله ایام را تسلیت می‌گویم و خیلی خیلی خوش آمدید.

حجت الاسلام میرهاشم:
سلام علیکم و رحمت الله عرض ادب و احترام خدمت حضرت عالی سلام علیکم و رحمت الله عرض ادب و احترام خدمت همه بینندگان عزیز با عرض تسلیت و البته تشکر از اینکه خدا لطف کرد محبت کرد عمری دوباره داد که برای إن شاء الله نوکری آقا اباعبدالله قدمی برداریم الحمدلله خادمین این مکتب را یک کاری بکنیم هر کسی یک گوشه کاری یک قدمی إن شاء الله برای اباعبدالله برداریم این هم شکر خدا و تشکر از به خاطر این توفیق الحمدلله رب العالمین. عزیزانم حسینیه معلی را هم می‌بینند این شب‌ها و این روزها إن شاء الله که به دیدگانشان بنشیند. ما امسال در حسینیه معلی مفتخر بودیم که در جوار مذجع و بارگاه نورانی حضرت ابوالحسن علی بن موسی الرضا برنامه را تقدیم نگاه مخاطبانمان بکنیم و حالا که اولین روز محرم است ناخودآگاه ذهن‌ها می‌رود به سمت این کلام نورانی حضرت رضا. حالا اگر موافق باشید بحثمان را از همین جا شروع بکنیم و ما هم از حضرت رضا اذن بگیریم. الحمدلله الحمدلله که مهمان حضرت رضا هستیم شروع محرم همه سر سفره حضرت رضا. چه شعر قشنگی هم شروع فرمودید واقعاً به برکت آقا امام رضا دارد خادمی محرم گرفته می‌شود. همین شروع برنامه هم اجازه فرمایید برای مادر امام رضا، مادر امام جواد و مادر امام زمان و همه شهدا، رهبر شهیدمان و همه اموات، همه مؤمنین و مؤمنات و هر کسی در کل عمرش یا حسین و یا علی گفته یک صلواتی هدیه بفرمایید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد

روز اول محرم جناب ریان بن شبیب می‌گوید وارد شدم بر آقا امام رضا علیه السلام. «حاج الدین» نمی‌دانم این را می‌دانید یا نه؟ ریان بن شبیب که این توفیق را پیدا کرده این بار بزرگ را به دوش کشیده و به جایی رسیده که این حدیث ناب را به دست ما رسانده و امروز بعد از هزار و خورده‌ای سال از او یاد می‌کنیم. این دایی مأمون بوده در اثبات الوصیه، مسعودی می‌گوید به او می‌گفتند خال المومنین. بعضی می‌گویند خال المعتصم، معتصم. بعضی گفتند دایی مأمون. خلاصه نسبتی داشته خیلی نزدیک. ولی ویژگی‌هایی که دارد باعث می‌شود از این ظالمین متجاوزین مستکبرین فاصله بگیرد. ریان بن شبیب و عجیب این پسر... این پدر که این خصوصیات را بیان می‌کنیم، چون این بحث‌های سه‌شنبه ما خانواده قرآنی است. پسری دارد همین ریان بن شبیب که در اوج اینکه آقا امام جواد، امام رضا خیلی عاشق ریان ابن شبیب بودند و این‌جور احادیث به برکت ایشان به دست ما رسیده، پسری دارد که حضرت جواد سه بار ازش خواهش می‌کنند که برای ریان بن شبیب و پسرشان دعا بکنید. حضرت جواد فرمودند برای خود ریان بن شبیب بله سه بار هم دعا کردند ولی برای پسر خیر. بعد آنجا حضرت یک اشاره‌ای می‌فرماید که این پسر خب با پدر و این‌ها در بلاد متولد شد ولی موقعی که خواست انتخاب بکند در چه محیطی زندگی بکند، رفت بدترین محیط را انتخاب کرد. محیطی که بدتر از کفر است، محیط مثلاً جریان نفاق، جریان ظالمین، جریان مستکبرین. یعنی خطش خط متفاوتی بود. بعد آنجا حضرت فرمود دیگر التماس دعا اینجا نگویید. وقتی شخص خودش در محیطی است که خودش می‌خواهد در آن محیط، محیط نادرستی برود، دیگر اینجا فقط بگوییم آقا التماس دعا. ولی جناب ریان بن شبیب نه، در کل عمرش یک حب اهل بیت، دوم ویژگی‌اش این بود که محیط خودش را حفظ کرد. من خیلی روی این محیط که توجه می‌دهم به زبان ساده: یک موقع باتری خالی می‌گویند می‌کند باید شارژ شود. خیلی مهم است. خدای نکرده آدم با یک کسی محشور باشد که این همش هی می‌گوید آقا همه دزدن، همه فلانند، همه کلاهبرداری می‌کنند، این اثر دارد. ولی شما با یک کسی مشهور هستی که این اهل مراقبه است اهل دقت، این اثر دارد روی آدم. من سال اول طلبگی بودم منزل حاج آقا جاودان (خدا إن شاء الله شفای عاجل کامل بدهد). منزل حاج آقا، فکر می‌کنم که اگر اشتباه نکنم اسرار آیات ملاصدرا بود. چی بود؟ خدمت ایشان تلمذ می‌کردیم در خانه‌شان. یادم است آن موقع برای فکر کنم روضه شب سال اول طلبگی نان سنگک آورده بود. آن شخص، آن شخصی که نان سنگک خریده بود، حاج آقا یک دفعه دیدند که به این نان سنگک یک دانه سنگ چسبیده. حاج آقا فرمودند که این نان سنگک را از کجا خریدید؟ من آنجا یاد گرفتم این توجه و دقت خیلی اثر دارد روی آدم. دیدند که حاج آقا برای چی می‌خواهید؟ فرمود: ما پول نان را دادیم، پول این سنگ را نداریم. سنگ باید برگردد. فرمود یا برگردانید یا پولش را بدهید یا حلالیت بطلبید. خیلی مهم است. آقا اباعبدالله فرمود: «نَادَی أَنْ لَا یَقْتَلِمْهُ إِیمَانُ» کسی که حق الناس گردنش است، این نمی‌تواند بیاید در این مکتب. باید مراعات کرد این‌ها را، دقت کرد در هر سمتی، در هر مسئولیتی، در هر جایی. ریان بن شبیب با پسرش انقدر تفاوت پیدا کرد چون پسر مراعات نکرد محیطش را، با هر کسی مأنوس بود و هر جایی به قول معروف شد. مسیر پسر عمه‌های خودش مسیر مأمون و معتصم، ولی پدر ریان ابن شبیب آن مسیر مسیر ظالمین و متجاوزین. این نه حب اهل بیت داشت، دوم محیط را دقت کرد. آنی که آدم شد عمل غیر سالم، عمل غیر صالح، «أَنَّهُ لَیْس مِنْ أَهْلِک» ولی پدر به این مقام رسیده که... آخه گاهی اوقات آدم در خانه اهل بیت می‌رود همش طلبکار است: به من بدهید به من بدهید. یک جایی «لبیک یا حسین» می‌شود یعنی اینکه «هَلْ مِنْ نَاصِرٍ ینْصُرُنِی» را جواب می‌دهد، نصرت می‌کند. خدا إن شاء الله به ما و نسل ما در این خادمی آقا اباعبدالله الحسین یک کاری به دست ما بسپارد الهی. ریان بن شبیب این کار ماندگار را انجام داد. خدمت آقا امام رضا رسیدند. جناب ریان بن شبیب عرض کردم چطور این توفیق را پیدا کرد؟ سه تا نکته یادمان نرود: یک حب اهل بیت، دو محیط (امروز خیلی مهم است که ما محیط مجازی و حقیقی خودمان را دقت کنیم چشممان و گوشمان چه می‌بیند، با چه چیزی مأنوس است و چه چیزی می‌شود، خیلی مهم است. فرمود: «عَاشِقُ کُلِّ شَیْءٍ مَعَهُ یُحْشَرُ» عاشق هر چیزی شدی در قیامت با همان محشور می‌شوی. عاشق آقا اباعبدالله هستی و إن شاء الله همین را خدا حفظ بکند. با همان)، و سوم اقدام و عملی هم انجام می‌داد در این مسیر، در این راه درست اقدام هم می‌کرد. و اهل بیت فرموده بودند در هر صنفی و هر شغلی و هر جایی هستی شما بهترین باشید، زینت باشید. ریان ابن شبیب این‌طور بود. خوش به حالش این توفیق پیدا کرد نور چشم امام رضاست، نور چشم امام جواد است. خدمت آقا امام رضا رسید روز اول محرم مثل امروز که امروز داره به ما رزق و روزی می‌کند. آقا امام رضا به ریان بن شبیب دارد به امام رسد. آقا امام رضا فرمود: «أَصُمْتَ الْیَوْمَ؟» آیا امروز روزه گرفتی؟ گفت نه آقا. بعد حضرت فرمود: امروز روزی است که جناب زکریا از خداوند خواست: «رَبِّ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ ذُرِّیَّةً طَیِّبَةً» نه فقط بچه می‌خواست، سال‌ها بود این‌ها نداشتند. نه فقط بچه می‌خواست، پسری می‌خواست، بچه‌ای می‌خواست، ذریه طیبه که این‌ها شجره طیبه شوند، یک نسلی شوند شجره طیبه. و از خدا خلاصه کم نخواهیم، دیر و زود دارد سوخت و سوز ندارد، ذریه طیبه می‌خواهیم. بعد آقا امام رضا فرمود که خداوند «فَاسْتَجَبْنَا لَهُ» خداوند فرمود «فَاسْتَجَبْنَا لَهُ» خداوند استجابت کرد این دعا را و به او یحیی را عطا کرد. و فرمود هر کسی که روزه بگیرد و از خدا بخواهد، خدا دعایش مستجاب می‌کند. دیر و زود دارد سوخت و سوز ندارد. خوش به حال آن کسانی که امروز روزه گرفتند. من نتونستم متأسفانه به خاطر تدریس و جلسه و چیزهایی که بود امروز مستحبی را امروز اتفاقاً همین الان هم من آب خوردم نوش جان. در قبل جلسه واقعاً مشکل است. یعنی آن تدریس و برنامه جلسه‌ای که داریم برای نوکری آقا اباعبدالله که روزه نگرفتن، خدا اجر روزه‌داری را به همه‌شان عنایت کند. این بی‌توفیقی برای من حقیر باعث شکسته شدن است. خوش به حال آن کسانی که این توفیق را پیدا کنند. و فکر می‌کنم که إن شاء الله روزهای دیگر اگر کسی امروز هم نتوانست یک روز دیگر قضا به جا بیاورد، به روزه امروز إن شاء الله که این دعا، دعای مستجابی باشد، دیر و زود دارد سوخت و سوز ندارد.

از همین جا حاج آقا نجم الدین، بحث سه‌شنبه‌های ما که خانواده قرآنی است، پای خدمت آقا امام رضا و روز اول محرم و ریان بن شبیب، این جناب یحیی بن زکریا را اشاره بکنم. چقدر خوب یحیی بن زکریا: یکی نسبش را من اشاره کنم، دوم چه مقامی داشته و سوم چه ویژگی داشته که این مقامات به او عطا شده. این سه تا محور را بیان کنم. یک چیز جالب هم عرض بکنم که مناسب با این ایام محرم است. در بحارالانوار علامه مجلسی می‌فرماید که در سند خودشان می‌آورند که امام سجاد فرمودند (خیلی جالب است بینندگان عزیز بدانند) یک عزیزی است که آقا اباعبدالله تا منزل کربلا پیوسته پیوسته ذکر کرده. آقا امام سجاد فرمود: «خَرَجْنَا مَعَ الْحُسَیْنِ» به سمت کربلا، «فَمَا نَزَلَ مَنْزِلًا» و هیچ جایی حضرت صبح و ظهر و شب نبودند و هیچ جایی هم حضرت خارج نشدند یعنی حرکت نکردند صبحی، ظهری، شبی اتراق نکردند و بعد هم از آنجا حرکت نکردند فردا کربلا، در تمام منزلگاه‌ها الا اینکه ذکر یحیی بن زکریا و قتل او را می‌کردند. یعنی در هر منزلی حضرت ذکر یحیی بن زکریا را می‌کردند. این نه فقط بحث این است که حضرت یحیی بن زکریا به شهادت رسیدند و آقا اباعبدالله هم به شهادت می‌رسند، نه، نکته بالاتر از این است. بحث عظمت این خانواده است. یک موقع همین قبل برنامه عزیزی از عزیزانی که زحمت می‌کشند از من سوال می‌کردند که حاج آقا مثلاً در جاهای مختلف جهان این‌ها از ایرانی‌ها نابغه‌های ایرانی خیلی مدد می‌رسانند و کارهای بزرگ انجام می‌دهند. من گفتم که چون ایرانی‌ها معمولاً نجبا هستند، انسان‌های خانواده‌دار. در همین جنگ هم دیدیم دیگر. بله این‌ها نوجوانان پهلوانان نجیب هستند. به تبع از داخلشان آدم‌های نخبه و مستعد در می‌آیند. و دشمن اگر بخواهد ایران عزیز را ذلیل بکند باید خانواده‌ها را از هم بپاشد، بی‌عفتی و بی‌حیایی را ترویج بکند، دزدی و خیانت را، باید این نجابت را از مردم بگیرد. خانواده را... اینکه من سه‌شنبه ظهرها برای نوکری داریم خدمت می‌رسیم، بحث خانواده را دارم عرض می‌کنم به خاطر اینکه این خانواده نجبا را درست می‌کند، نخبگان را درست می‌کند. اساساً به تعبیر رهبر شهید، خانواده سلول‌های این جامعه است. جامعه سالم، جامعه متعالی که بخواهد فتح قله بکند به برکت آن است. پس آقا اباعبدالله داره یک نکته بالاتر داره بیان می‌کند که یحیی بن زکریا از خانواده‌ای است که این‌ها در آیات قرآن دارند ویژگی‌شان «یُسَارِعُونَ فِی الْخَیْرَاتِ» تمام عمرشان به شتاب به سمت خیرات می‌رفتند. حضرت دارد یک الگوبرداری از جناب یحیی بن زکریا را داره بیان می‌کند.

عیبی ندارد من حالا روز اول محرم این را عرض بکنم. یک دانش‌اندیشمند برجسته آمریکایی (عزیزان روش مطالعه بکنند خوب است) مایکل فیشر، او دارد بررسی می‌کند که ایران چه جوری می‌شود که در حساسترین جاهای تاریخی کارهای خیلی بزرگ انجام می‌دهد. بعد او یک تعبیری شبیه به این دارد به اسم «پارادایم کربلا، حسین بن علی». یعنی تصویر ذهنی، الگواره، الگوبرداری، نگاهش به جهان را بر پایه حسین بن علی بن ابیطالب تنظیم کرده. یعنی این جامعه و این ملت مأموم و امام سیدالشهدا و دنبال‌رو آن، دغدغه‌اش به خاطر همین است. در خانواده یک دفعه ناخودآگاه وفاداری را می‌بیند. خیلی‌ها به خاطر این... خدا رحمت کند حاج آقای مجتهدی و حاج آقای حق‌شناس را، به ما فرمودند که منبر خوب ببینید تا اهداف اباعبدالله را خوب متوجه بشویم. منبر خوب، آدم باید ببیند روضه خوب و سینه‌زنی خوب، این‌ها باید با هم باشد. در واقع او دارد می‌گوید: ایرانی‌ها یاد گرفتند از سال ۶۱ هجری یک قضیه تاریخی، یک چیزی را بیاورند، یک الگوبرداری کنند در قضاوت‌هایشان در جریان حق و باطل، و جریان حق را گرفتند. این خیلی اثر دارد در زندگی‌ها، الگوبرداری. یک جایی یک دفعه وفاداری ابوالفضل العباس را ببینید چقدر اثر دارد، واقعاًها چقدر می‌تواند این نگاه چقدر مشکلات، دعواها، اختلاف‌ها را خیلی‌ها را برطرف کند. بله واقعاً. فرمود بعد در آنجا یک تعبیری: در سختی‌ها و مشکلات بسیار بزرگ یاد می‌گیرد صبر و پیام‌رسانی را از زینب کبری سلام الله علیها. این الگوبرداری، الگوبرداری از باورها، کلام‌ها. و در سخت‌ترین شرایط نوجوان و جوان‌هایشان الگوبرداریشان از حضرت علی اکبر، حضرت قاسم. چقدر الگو داریم، چقدر زیاد. به خاطر همین است که عجیب برای ما نباشد دشمن برای اینکه ایران را ذلیل بکند باید مجالس امام حسین را هدف قرار بدهد و در واقع باید این هویت را از ما بگیرد. اینجاست که ما تهی می‌شویم از این هویت. مگر می‌شود بالای صد کشور ابرقدرت آمده، همه این ۱۰۰ کشور (بالای ۱۰۰ کشور) بسیج که آقا این را ذلیلش بکنید زمین‌گیر بشود، بعد این ایستاده با این ایثار؟ همان که حاج قاسم گفت: «ما ملت امام حسینیم، در معادلاتشان نیست.» دیگر اساساً آن‌ها حساب کتاب‌هایشان دنیایی جور در نمی‌آید. اصلا جور در نمی‌آید. گفت آن یکی از همین ابرقدرت‌ها یک موقع گفته بود که ما فکر می‌کردیم تنگه هرمز را شما چند روز بیشتر نتوانید نگه دارید، چون اصلاً در هیچ معادله‌ای نمی‌گنجد. شما همه تحریم‌ها، همه فشارها، بعد مردم با مواسات بر این مشکلات اقتصادی غلبه کنند، همه گرفتاری اقتصادی... بله این عجیب و غریب است. در این تحریم‌ها، در این ۴۰ و خورده‌ای سال خیلی بلاهای عجیب غریب باید سر این‌ها می‌آمد، هیچی از این ملت تحمل کردیم، تحمل کردیم و مدد رساندن همه مردم. الگوبرداری از کربلا، این خیلی عجیب است. آره، دیگر وفاداری، معرفت، ایثار.

بعد حالا آقا اباعبدالله در کربلا دارد یحیی بن زکریا (پدر و پسر شهید) را هی دارد توجه می‌دهد. هم یحیی شهید است، هم پدر شهید است. هم ویژگی‌ها و مقامات عالی که او دارد. من از همینجا عرض بکنم یعنی باز هم می‌بینیم در قضیه کربلا در واقع دو جریان: خانواده متعالی و خانواده متلاشی. یک حدیث خیلی قشنگی دارد، آقا امام صادق می‌فرماید اصلاً کل جریان ابوسفیان با آقا رسول اکرم این بود که آن یک خانواده و یک جریان بود، این هم یک خانواده و جریان بود. اساس خانواده آن‌ها بر کذب و فریب بود. بنابراین با کسی که صادق باشد همش می‌خواستند جنگ بکنند. یک کسی می‌گفتش که آقا مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل. اصلاً نمی‌گفتیم بهتر بود؟ گفتیم اصلاً اساس آن‌ها بر پایه عداوت با صادقین عالم است. بله یعنی ما همین که صادق هستیم، می‌خواهد سر به تن شما نباشد، دست شما نیست. دشمنی که تمام شدنی نیست: «حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَکُمْ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ». و در این حدیث آقا امام صادق در معانی الاخبار شیخ صدوق فرمود: ابوسفیان قاتل با رسول اکرم بود چون اصلاً جریان‌شان جریان کذب و فریب است و جریان آقا رسول اکرم جریان صادقانه در راه خدا قدم برداشتن است. بعد فرمود همین جریان با علی ابن ابیطالب جنگ کردند. بعد فرمود همین جریان قاتل یزید با حسین بن علی بن ابیطالب. و فرمود این ادامه پیدا می‌کند، همین جریان ابوسفیان، همین جریان سفیانی است که با یاران آقا حجت بن الحسن معارضه و مبارزه دارد.

بحث خانواده، بحث خانواده این جناب یحیی بن زکریا. عرض کردم اول سه تا محور: اول نسبش را عرض بکنیم. نسبش را بیان می‌کنیم: از پدر جناب زکریاست که خود ایشان هم به شهادت می‌رسد در مبارزه با این ظالمین و تهمت‌های عجیبی که به این وجود مبارک می‌زدند. رهبر شهید می‌فرمود «جای جلاد عوض می‌کند». خدا رحمت کند، بچه‌های ما، اطرافیان ما مبتلا به این فضاها نشوند که اینقدر دشمن با فریب و دروغ جریان سفیانی و ابوسفیان‌ها به میدان می‌آیند که جای جلاد و شهید عوض می‌شود. اینقدر تهمت به حضرت زکریا زدند، آخرش هم به شهادت رساندند. از پدر جناب زکریا، از مادر (این خاله حضرت مریم بوده) مادر حضرت یحیی و از نسل هارون، هارون ابن عمران. این آل رانی هم که در سوره مبارکه آل عمران باز هم خانواده آل عمران، باز هم مرتبط می‌شود با حضرت یحیی، هم حضرت مریم، هم حضرت یحیی است، هم حضرت عیسی است. بعد باز هم از این مادر عرض بکنم این از نسل لاوی هستند، یعنی برادر احسنت. یعنی یک روزی یک جدی کمک به یک پیامبر رساند و مدد رساند یک ولی زمان را و ولی خدا را و علمدار حق را. بعد خدا در نسلش خیر قرار می‌دهد. امروز هم عزیزان بدانند هر کسی که علمدار مکتب اهل بیت شد، پرچم‌دار شد (امروز رهبر عزیزمان پرچم‌دار این جریان شد) در زمان غیبت آقا امام زمان قدم بردارد برایش، با رفتارش، با گفتارش، با کردارش حول محورش. امروز خیلی ما نیاز داریم به انسجام و وحدت حول محور ولایت. در واقع در یک کلام ولایت‌مدار باشیم و ولایت‌پذیر باشد. هم ولایت‌مدار هم در مدار ولایت باشی. و همین ولایت فقط طلبکار نباشد، به اسم مطالبه‌گری هی طلبکاری نکند. یک جا هم چشمش بتواند بگوید، خیلی مهم است. بعد اگر کسی برای علمدار زمان (در هر زمانی، الان زمان غیبت است) ببینیم این علم را چه کسی به دست گرفته، قدمی بردارد، این برکاتش إن شاء الله در نسلش می‌بیند. یک روزی جناب لاوی دفاع کرد از وجود مبارک حضرت یوسف و جریان حق، برکاتش ببینید تا کجاها رسیده، به موسی و هارون می‌رسد و بعد همین‌طور نسل تا می‌رسد به مادر حضرت یحیی که الیس آباد به او می‌گفتند. علامه شهرانی می‌فرماید الیس آباد که مادر حضرت یعقوب، همین الیزابت خودمان، همان الیزابتی که دارد بیان می‌شود. از جهت پدر و مادر این خارق‌العاده وجود داشته، لذا اثر در نسلش ذریه پیدا شد.

محور دوم بحث اینکه چه مقامی حضرت یحیی داشته تا محور سوم برسیم که ویژگی‌های حضرت چه بود که به این مقامات رسید. خیلی عجیب است. در مقام ایشان، سوره مبارکه مریم، آنجا «حَنَاناً مِنْ لَدُنَّا» دارد. این حنان من لدنا دو تا تفسیر شده و دو تا تأویل و تفسیر. یک معنای ظاهری‌اش همین است. فرمود خدا این نعمت را به او داد نسبت به مردم بسیار دلسوز بود، به داد مردم می‌رسید. این یک نعمت خداست، خدا به کسی بدهد. این نعمت خداست. خدا رحمت کند حاج آقا مجتهدی را، خدا رحمتش کند. می‌فرمود که من عصبانی می‌شوم، از کسی ناراحت نیستم، براش ناراحتم، نگرانش هستم. یک موقع عصبانی می‌شوم. یا خدا رحمت کند حاج آقا حق‌شناس را، ما هر موقع می‌دیدیم یک کسی گرفتاری شد، تا می‌گفت حاج آقا شروع می‌کرد به گریه کردن. بعد می‌گفت داداش آن چه کار می‌شود کرد برای ایشان چه کار می‌شود کرد؟ مثلاً طرف بچه‌دار نمی‌شد، حالا آن گفت داداش پهلو فلان دکتر برو با خانواده آنجا برو، ما هم اینجا یک زیارت عاشورا شروع می‌کنیم. هی در فکر بود. چقدر خوب است این دلسوزی. خیلی عجیب است. من دیده بودم یک کسی آمد پهلو حاج آقا، بعد آن بنده خدایی که بود حواسش نبود که مثلاً بیماری را به طور خاص نگه دارد. حاج آقا حق‌شناس خیلی حالش بد شد. فکر نمی‌کرد حاج آقا انقدر دلسوز باشد. «حَنَاناً» خدا به بعضی‌ها این نعمت را می‌دهد. تا برگشت گفت حاج آقا ایشان آمده التماس دعا دارد می‌گوید که من سرطان گرفتم. سرطان گرفتم؟ انقدر گریه کرد حاج آقا. گفت داداش جون چه کاری من می‌توانم برایت انجام بدهم؟ آقای دکتر را ببینید چه می‌گوید، منم برایت شروع می‌کنم یاسین خواندن و برای شما زیارت عاشورا خواندن و دعا خواندن. و هی شروع کرد حاج آقا دعا کردن. یکی از پایه‌های تربیت یعنی در واقع تأثیر تربیت همین دلسوزی است دیگر. و همین‌طور پله پله که می‌رویم جلو می‌رسیم به پیغمبر که در اوج این دلسوزی بود. گاهی اوقات در خانه بابا مامان زیادی تذکر می‌دهند. اول آن محبوبیت و مقبولیت دلسوزی را بچه باید باور بکند، بعد دیگر کم کم خودش همراه می‌شود. حالا قشنگ فرمودید، این هم عیبی ندارد بگویم. یک موقع رفقا برای سطح ۴ یا دوره دکترا من بهشان عرض کردم که باب‌های مختلف امر به معروف و نهی از منکر را ببینید در مکتب اهل بیت. اهل بیت اول می‌گویند نسخه خیرخواهی خودت را ثابت کن. موقعی که می‌خواهی امر به معروف و نهی از منکر بکنی، آن نسخه خیرخواهی: «موعظه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند». این در احادیث اهل بیت زیاد دیده شده. من یک موقع چندین سال پیش برای رفقا این احادیث را آوردم در جلسه تدریسی که داشتم بهشان نشان دادم، گفتم ببینید در مکتب اهل بیت چطور است. این یک نعمت است. این نعمت را خدا به حضرت یحیی داد، دلسوز بود برای هدایت مردم، برای کمک به مردم. یک تفسیر، یک نکته تفسیر دیگری یا تأویل دیگر دارد که آقا امام باقر علیه الصلاة و السلام فرمود: «حَنَاناً» یدالله است. یعنی به مقامی رسیده بود. در محور دوم مقام حضرت یحیی را داریم می‌گوییم. به مقامی رسیده بود که وقتی می‌گفت «یا رب» خدا را صدا می‌کرد، خداوند در جواب امام باقر فرمود خداوند می‌فرمود «لبیک یا یحیی». خداوند همانجا اجابت می‌کرد. این «حناناً» به این معنا که به مقامی رسید که خدا می‌فرمود «لبیک». خیلی عجیب است، رتبه‌ای، چه مقامی. خوش به حال آن کسانی که در این دهه محرم تا بگویند «یا حسین»، بعد آقا اباعبدالله جوابشان را بدهد. خوش به حالشان. حضرت مسلم هم امروز روز اول (در تهران مرسوم است) حضرت مسلم را بیان می‌کنند. از مسلم چند جا فرمود «یا حسین». آقا اباعبدالله عصر عاشورا فرمود «یا حسین». سید مجاب هم که آنجا هست که معروف بود می‌آمد در کربلا حرم اباعبدالله عرض ادب می‌کرد «السلام علیک یا جدی یا ابا عبدالله الحسین»، سلام را آقا جواب می‌گفتند. خوش به حال کسانی که به اینجاها برسند. فرمود مقام حضرت یحیی آنقدر با عظمت بود که «حَنَاناً مِنْ لَدُنَّا» یکی از معانی‌اش این است که خداوند لبیک یا یحیی بن زکریا را بیان می‌کرد. مقامش به جایی رسید که «سَلَامٌ عَلَیْهِ» خداوند فرمود «یَوْمَ وُلِدَ وَ یَوْمَ یَمُوتُ وَ یَوْمَ یُبْعَثُ». خیلی عجیب است. این ویژگی‌ها و مقام، به جایی رسید که برای تولدش خدا بشارت داد: بشارت بر تو که چنین فرزند با عظمتی متولد می‌شود. این محور دوم.

اما محور سوم اینکه وجود مبارک حضرت یحیی در طول عمرش چه جوری زندگی کرد، چه خصوصیاتی که این همه مراتب را خدا به او عطا کرد؟ یکی می‌خواهم عرض بکنم این بود که در محور سوم، یکی اینکه خانوادگی خصوصیتی که داشتند در سوره انبیا آیه ۹۰: «فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ وَهَبْنَا لَهُ یَحْیَی» خدا می‌فرماید که حضرت زکریا، خانمشان، این‌ها آمدند قریب به این مضامین دعا کردند و خدا به آنها هبه کرد حضرت یحیی را. بعد جلو می‌فرماید «إِنَّهُمْ» این‌ها خصوصیت‌شان این بود «کَانُوا یُسَارِعُونَ فِی الْخَیْرَاتِ» نه یک بار، «کَانُوا» استمرار را دارد بیان می‌فرماید، سیره‌شان، دعوتشان این بود که این‌ها اهل خیرات بودند. آقایون ادبیات عرب در معانی و بیان می‌گویند جمع محلا به نام افاده عموم می‌کند. این‌ها هر کار خیری را می‌توانستند انجام می‌دادند. وجود مبارک حضرت زکریا در نقلی دارد که کارشان نجاری بود. در همان نجاری خودشان هم هر مددی می‌توانستند می‌رساندند به بقیه. چقدر خوب است هر کار خیری می‌توانستند انجام بدهند. سرپرستی حضرت مریم را به عهده گرفته بودند. چقدر خوب است یک کسی بتواند این بچه‌های یتیم یا کسانی که سرپرست ندارند یا بد سرپرست دارند، به فکر آنها باشد. اصلاً آدم یک موقع برای خودش حساب باز کند که آقا همه خیرها چیست؟ «الخیرات» یعنی من بتوانم دست به خیر باشم در کل عمرم و کلاً سراغ شر نروم. که فرمود همه این خیرات در وجود مبارک اهل بیت و راه اهل بیت است. گفت «کُلُّ الْخَیْرِ فِی بَابِ الْحُسَیْنِ». حالا اینجا هم عرض بکنم اقتدار هم به برکت آقا اباعبدالله است. اگر می‌بینید شما جلو ابرقدرت‌ها ایستادید، ابرقدرتی که می‌گفت فقط تسلیم، اصلاً مذاکره معنا ندارد، حالا همان ابرقدرت آمده پای مذاکره، التماس بکند، به دست و پا بیفتد. این قدرت و اقتدار به برکت خون شهداست. که روز اول محرم یادشان کنیم، یادشان کنیم همه شهدا، رهبر عزیز و شهید، شهید ما، ملت امام حسینیم. عجیب اقتدار، قوت می‌آورد. ای کاش... من یک موقع رهبر شهید یک تعبیری داشت من دلم سوخت. ای کاش بقیه خوب متوجه باشند. ایشان می‌فرمود در این چیزهایی که پیش می‌آید، ای کاش مردم متوجه بشوند پیروز شدن، نه اینکه در آینده پیروز می‌شوند، همین الان پیروزیم. و رهبر عزیزمان هم قریب به همین مضامین در بیانات اخیرشان داشتند. خیلی مهم است که ما یک موقع در فضای مجازی، فضای چیزی، همش یک جوری هی ترسیم ناامیدی نکنیم. کسی که ملتی که امام حسین را دارد، این اصلاً ذلت ندارد. این در هر جا قدم برمی‌دارد، در هر عرصه‌ای، در هر جا ورود پیدا می‌کند در اوج عزت است.

الحمدلله سال‌ها آقا اباعبدالله الحسین علی الظاهر صلح کرده بودند. چندین سال قبل از قضیه کربلا آقا چندین سال امامت داشتند و در امامتشان ظاهراً بعد قضیه کربلا دوباره به اصطلاح شروع شد. بعد دوباره آقا علی بن الحسین... ببینید در تمام مراتب امامان قاما در همه شرایط. این خیلی مهم است که بدانند دشمن فهمیده که هرگز این نور خاموش نمی‌شود. دشمنت کشت ولی نور تو... ولی شما این صحن و سرا را ببینید. دوستان اگر یک تصویری از فضای اینجا که من آرزو می‌کنم إن شاء الله به زودی زود عزیزانم مشرف بشوند، نفس بکشند، حال و هوای کربلای معلی را، حال و هوای بین الحرمین را. و با خوش‌ذوقی تمام الحمدلله عزیزانمان دم همه بچه‌هایی که زحمت می‌کشند حتماً دعایشان کنید، حسن آقای محمدیان و عزیزانمان حسینیه سمت خدا در این ایام.

شریعتی:
حالا با توجه به اینکه در آستانه تشرف به ساحت نورانی قرآن کریم هم هستیم، من این نکته را متذکر بشوم که ما در ایام دهه اول محرم حوالی ساعت دو خدمتتان خواهیم رسید با یک ساعت تأخیر به دلیل فشردگی جدول پخش برنامه‌های شبکه ۳. و منتظر چه عزیزانمان که همراه ما هستند سال‌هاست و چه مخاطبان خوب شبکه محترم افق، شنوندگان خوب رادیو معارف.

روز اول ماه محرم، حاج آقای میر هاشم، من استفاده بکنم از فرمایشات شما و این سیره‌ای که خانواده جناب زکریا داشتند از باب «فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرَاتِ»، آن‌هایی که اهل کار خیرند. بسم الله اولین روز ماه محرم صدقه اول ماه فراموش نشود، نماز اول ماه فراموش نشود. برای قربانی و مشارکت در قربانی اول ماه همه شما دعوتید به عشق اباعبدالله الحسین علیه الصلاة و السلام. دوستان زیرنویس می‌کنند، هم شماره کارت هست، هم درگاه‌های پرداخت است، هم می‌توانید به کانال ما مراجعه بکنید. اگر به هر دلیلی موفق نشدید، کافی است عدد ۱۴ را به ۲۰۰۰۰۳۰۳ پیامک بکنید. خدا إن شاء الله به بهترین وجه از همه‌تان قبول بکند.

و همینجا قبل از تلاوت قرآن از حاج آقای میر هاشم خواهش می‌کنم با توجه به اینکه بحث روزهای خانواده قرآنی است، خیلی‌ها چشم به راه فرزند صالح و سالم هستند، دعا کنید برایشان و إن شاء الله عزیزانمان آمین بگویند و قرآن را بشنویم، برگردیم در ادامه برنامه إن شاء الله خدمتتان باشیم.

حجت الاسلام میرهاشم:
خدایا به مقربین درگاهت قسم، در این روزی که آقا امام رضا فرمود إن شاء الله روزه گرفته بشود، دعا بشود خدا فرزندی شبیه این فرزندان طیبه، نسل طیبه عطا می‌کند. به مقربین درگاهش قسم می‌دهیم که بهترین نسل و ذریه را که نور چشم باشد نصیب همه بینندگان عزیز إن شاء الله اعطا بگرداند. الهی آمین إن شاء الله.

شریعتی:
این را هم بگویم ما دوستانی داریم ماه‌تر از ماه که حواسشان به تک تک شما هست و روز اول ماه به نیابت از شما، چه عزیزانی که مشرف هستند در مکه و مدینه، برایتان نماز خواندند. برای این‌هایی که بانی کار خیرند و امروز هم به نیابت از شما در حرم مطهر سیدالشهدا و در حرم قمرالع حضرت ابوالفضل العباس به نیابت از شما نماز خواندند، دعایشان کنید. و همین جا قدردانی می‌کنم و قدرشناسی می‌کنم از این همه همدلی و همراهی إن شاء الله که خداوند متعال بهترین برکات را نصیبتان بکند.آیات را بشنویم، باز می‌گردیم با احترام در ادامه همراه شما و در کنار شما. بفرمایید خواهش می‌کنم.  قرآن کریم صفحه234

شریعتی:
آنجا سمت خداست که از تهران، پایتخت کشور عشق و ایمان، با عشق تقدیم نگاه پرمهر شما می‌شود در اولین روز ماه محرم. إن شاء الله که عزاداری‌هایتان مقبول باشد، ما را دعا بکنید و امیدوارم که خدای متعال به حق سیدالشهدا بهترین برکات را نصیبتان بکند. یک جمع‌بندی به نظرم تتمه‌ای مانده، بشنویم و إن شاء الله خداحافظ.

إن شاء الله باز هم... بله، دلم افتاد این دعا را بکنم: خدا إن شاء الله هر کسی اولاد ندارد، آرزو دارد اولاد داشته باشد، اولاد صالح نور چشمی به او عطا بکند. اولاد دارد، اولادش را نور چشمش قرار بدهد إن شاء الله الهی و خادم اباعبدالله الحسین إن شاء الله. چه دعای بهتر از این؟ خادم راه شهدا.

حجت الاسلام میرهاشم:
بحث ما درباره یحیی بن زکریا که عرض کردم، آقا امام سجاد فرمود در تمام منازل تا کربلا، در تمام منازل ذکر خیر یحیی بن زکریا را آقا امام حسین علیه الصلاة و السلام کردند. درباره جناب یحیی بن زکریا سه محور را بیان کردیم: یکی نسب ایشان از پدر و مادر بیان کردیم (آل عمران)، و دوم که اتفاقاً در سوره آل عمران، سوره انبیا، سوره مریم در جاهای متعدد اسم حضرت یحیی و ویژگی‌هایش اشاره شده، دوم مقام ایشان عرض کردم به جایی رسید که امام باقر فرمود که تا می‌فرمود «یا رب» زکریا فرمود، یکی از معانی‌اش و مقامات بالا. سوم محور که رسیدیم یکی دو تایش را که من سریع عرض بکنم. آره فرمودید که یک روضه حضرت مسلم بله بله، هر روز چند خطی روضه بشنویم به نظرم خیلی خوب است.

رُوَیْضَةٌ... یک مراجع را، سر درسشان بودم، یک دفعه گریه کردند وسط تدریس. سال فکر کنم ۸۲-۸۳ بود. یک مرجع تقلید وسط درس، یک عالمه مجتهد سر درسشان نشسته بودند، یک دفعه گریه کردند. آرزوی من این بود که بیایم حوزه روضه‌خوان بشوم. ای جانم، با افتخار. ولی خوب بلد نیستم روضه بخوانم. ولی مثلاً صَلَّی اللهُ عَلَیْکَ یا أَبَا عَبْدِالله. می‌فرمود إن شاء الله. حالا آن روضه را اگر فرصت شد إن شاء الله خادمی و نوکری بکنیم بیان بکنیم.

محور سوم، ویژگی‌های حضرت یحیی:
یکی اینکه کلاً این خانواده عرض کردیم «یُسَارِعُونَ فِی الْخَیْرَاتِ» (سوره انبیا).
دوم اینکه پیوسته این‌ها اهل دعا بودند، در بیم و امید، در خانه خدا بودند. این خیلی مهم است. در همه شرایط این‌ها در خانه خدا بودند. که مشکل حل شد دیگر. حالا یادت برود. بله. «وَ کَانُوا لَنَا خَاشِعِینَ» خشوع خاصی در خانه خدا. خدایا نعمت را به آدم بدهد در خانه خدا با خشوع برود، در نماز، در دعا، در عباداتمان.
خصوصیت دیگر و ویژگی خاص ایشان، بحث «زَکَاتٍ» در سوره مبارکه مریم. این «زکاتن» را چندین معنا و تفسیر بیان کردند. خلاصه شاید بتوان گفت این است که سلامت و پاکی او در دین، در عمل، در رفتار و نزد مردم. مردم منصف می‌گفتند این آدم سالمی است. درسته، معاندین حرف در می‌آوردند. معاندین که اصلاً به جایی رسید که آقا اباعبدالله هم اشاره فرمود: اینقدر این دنیا از پستی دنیا همین بس که یک پادشاهی به عنوان هدیه به یک زن هرزه بدکاره، سر از بدن چنین انسان وارسته‌ای، سر از بدن چنین کسی جدا کرد و بر روی تشت طلا قرار داد. دیگر... سلامتش را دینداران می‌دانستند، علامتش را انسان‌های منصف می‌دانستند. و معمولاً کسانی که سالم زندگی می‌کنند یک مشت آدم حسود و معاند هم برایشان وجود دارد که اذیت و آزار می‌کنند، خصوصاً ظالمین و مستکبرین.
بعد فرمود که «وَ کَانَ تَقِیًّا» مخلص و مطیع بود برای والدین. شما این همه فضائلی که درباره حضرت یحیی می‌بینید، این یک بخش زیادی‌اش به خاطر این بود که در تمام عمرش خادم پدر و مادر بود، نیکی به پدر و مادر، ادب نسبت به پدر.

شریعتی:
یک دقیقه فرصت داریم.

حجت الاسلام میرهاشم:
بله. «وَ آتَیْنَاهُ الْکِتَابَ» به قوه اقتدار. که همه جا کسانی که اقتدا به حضرت یحیی می‌کنند، این اقتدار را باید دقت بکنند. ولی حضرت مسلم مقتدرِ مظلوم بود. مقتدر مظلوم در کوچه پس کوچه‌های کوفه آنجا قدم می‌زد. از همین جا کوتاهم را عرض بکنم در همین یک دقیقه‌ای که اشاره فرمودید:

«خبر از غربت دیوار دارد، خبر از شور عشقم داغ دارد
بیا کوفه عزیز جان زهرا که کوفه جای یار اغیار دارد»

چند جا حضرت مسلم در کوفه دلش شکست و مقتدرِ مظلوم شد و یاد کرد آقا اباعبدالله را. صَلَّی اللهُ عَلَیْکَ یا أَبَا عَبْدِالله. گفت آقا امام حسین هم حضرت مسلم را یاد کرد. کجا؟ در عصر عاشورا در صحرای کربلا. «وتر» به معنای «یکتا» است. حسین وتر است، یکی است. اباعبدالله وتر است. غریب‌گیر آوردن، تنها گیر آوردن. یک وقت آقا آنجا دورش کردند، آقا امام حسین را. شروع کرد یا فریاد زدن: «یا الْمُسْلِمِ بْنَ عَقِیلٍ»، «یامُسْلِمِ بْنَ أَوْسَجَةَ»، یکی یکی یاران را صدا کرد. یک وقت فرموده باشند: «أَیْنَ الْعَبَّاسُ؟ مَالَکُمْ عَنْ عَوْنِی فَلَا تُجِیبُونِی؟» چه شده هرچه شما را صدا می‌کنم کسی جواب نمی‌دهد؟ «لَا یَرَى أَصْحَابَهُ» اصحابش را ندید. حتی راست و چپ نظر کرده، امام حسین هیچ یاری ندید، الا اینکه صورتش بر خاک گرم کربلا... «وَیْلِی عَلَی أَهْلِ بَیْتِ النُّبُوَّةِ».

شریعتی:
آقا خیلی ممنون و متشکرم از شما حاج آقای میر هاشم. خیلی ممنون از نگاه پر مهرتان. یک دعا و إن شاء الله خداحافظی بکنیم.

حجت الاسلام میرهاشم:
خدایا به مقربین درگاهت قسم، رفیق خادمی راه شهدا، خادمی رهبر عزیزمان، خادمی مکتب اهل بیت، خادمی اباعبدالله، امام رضا، خادمی امام زمان، خادمی این جریان را نصیب ما و خانواده و نسل و جوانان و نوجوانان و مربیان و متربیان و اهل حقوق همه، با سعادت دنیا و آخرت اعطا بگردان. الهی آمین إن شاء الله.

شریعتی:
همه عمر ندارد که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی. صَلَّی اللهُ عَلَیْکَ یا أَبَا عَبْدِالله. متشکرم. السَّلَامُ عَلَی الْحُسَیْنِ

ارسال دیدگاه


ارسال

جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید

دیدگاه ها