آرام آرام دیگر شهر و دیار و کوچه و خیابان روستا و محله و قلبهایمان و خانههایمان و تکیهها و حسینیههایمان دارد هوای محرم را منتشر میکند إن شاء الله خدای متعال به حق اباعبدالله الحسین علیه السلام بهترینها را برای ایران حسین که تا ابد پیروز است رقم بزند به برکت توسلات روضههایی که دیگر کم کم از حالا داریم آماده میشویم برایش.
سلام علیکم آقایان بانوان شنوندگان و بینندگان گرامی خیلی خوش آمدید به یکشنبه تازه و برنامه سمت خدا. در این روز امیدوارم فرصت داشته باشید ۴۰، ۵۰ دقیقه کنار برنامه باشید و امیدوارم آنچه خواهید دید و شنید و آنچه خواهیم گفت همه جز بهترین اعمال عبادات همگان ثبت و ضبط بشود. همین اول کار این را هم بگویم که بحث یادآوری یاد و خاطره شهدای عزیز و گرانقدر اقتدار و اتحاد ایران اسلامی، شهدای جنگ ۱۲ روزه، سردارانمان، دانشمندانمان، مردمان عادی کوچه و خیابانمان باید زنده نگه داشته بشود و پیشنهاد برنامه این است که در جلسات پیش رو که از فردا شب دیگر کم کم آغاز میشود حتماً شهدای عزیز دفاع مقدس، دفاع مقدس ۱۲ روزه و این جنگ را خیلی إن شاء الله بالا داشته باشیم. بفرمایید حاج آقای رفیعی هم هستند اینجا و إن شاء الله برنامه را شروع بکنیم. یک نکته هم در مورد قربانی فرصتش شد حتماً خواهم گفت. آقا سلام عرض میکنم حضور شما.
حجت الاسلام رفیعی: بسم الله الرحمن الرحیم عرض سلام خدمت جنابعالی و همه بینندگان عزیز. پیشاپیش عرض تسلیت فرا رسیدن ایام محرم که به حسب آنچه که نوشتهاند فردا شب إن شاء الله شب خواهد بود و دیگر گفت که «بار بگشایید یاران اینجا کربلاست، آب و خاکش با دل و جان آشناست». خدا رحمت کند سید رضی را، اشعاری راجع به اباعبدالله دارد که اینها را بر ضریح امام حسین نوشتهاند. علاوه بر آیات و روایاتی که بر ضریح نوشته شده، این اشعار هم بر ضریح نوشته شده: « کرْبَلا، لا زِلْتِ کَرْباً وَبَلا، ما لقی عندک آل المصطفى » تو همیشه کربلایی و آقا آل مصطفی. بچههای پیامبر چه کشیدند در این حوادثی که پیش آمد. حالا اشعارش ادامه دارد إن شاء الله اگر در هفتههای آینده که در محرم هستیم خدمتتان بودیم با این نگاه ورود خواهیم کرد.
به امید خدا در آستانه ماه محرم قرار داریم. توصیهام این است که همه عزیزان یک جورایی مشارکت کنند در محرم، مخصوصاً محرم امسال که اولین محرم بدون حضور رهبر شهیدمان است و اولین محرمی است که به هر حال آن روضههای ایشان با آن حال و هوایی که خودشان بودند دیگر نیست. و همانطور که شما هم اشاره کردید، صدها شهیدی هم که خودمان در جنگ ۱۲ روزه، جنگ رمضان، حوادثی که بوده تقدیم کردیم، یاد اینها کنیم. ولو با یک پرچم مشکی، با یک خانههایمان، ولو با یک لباس مشکی، ولو با یک «السلام علیک یا أبا عبدالله» روی ماشین، بالاخره معلوم بشود که حال و هوای این شبهای ما امسال، ما و محرمی است. مخصوصاً دوستانی که در تجمعات هستند، در کنار پرچم جمهوری اسلامی و به هر حال عکسها و تصاویر و شعارهایی که دارند، حتماً به درستی در رأس همه اینها امام حسین و آن حال و هوای محرم و هیئات إن شاء الله فراموش نشود.
ملایی:
إن شاء الله حاج آقای رفیعی. در اول هر ماه ما قربانی را داریم و خیلی خوب در ماه ذیالحجه اتفاق افتاد. حالا حتماً میدانم ارتباط دارید با تهیهکننده محترم، با مدیران، این افزایش حجم مشارکت مردم در ماه ذیالحجه فوقالعاده بوده. تا جاهای مختلفی دامنه توزیع گوشت قربانی رفت. ولی ماه محرم یک ماه ویژه باید دیده شود إن شاء الله به یاد امام حسین، به یاد اباعبدالله. حتماً إن شاء الله ببینید هر چقدر این قربانی شما حجمش بالاتر برود بهرهبرداریش بیشتر است. مثل آبی است در قنات که هر چقدر قدرتش بیشتر باشد به باغهای دیگر هم میرسد، دورتر راه میرود. إن شاء الله دوستان مشارکت خواهند کرد و یکی از بهترین راهها برای رساندن گوشت به دست فقرا و نیازمندان همین برنامه شماست که من هم بیارتباط نیستم و إن شاء الله که اتفاق بیفتد.
بله، ما عدد ۱۴ را به ۲۰۰۰۰۳۰۳ هر ماه میفرستیم و دیگر پیگیری میشود مشارکتمان. و حالا یکی دو روزه طبق اطلاعی که همه دارید برخی از بانکها بعضی از عملکردهایشان مختل شده، اما شما مثلاً با یک بانکی که مشکل ندارد اقدام کنید. یکی دو روزه إن شاء الله اختلالات به طور کامل رفع میشود و مشارکتمان را به حداکثر باید برسانیم. ستاره چهار عرض میکنم، عدد ۱۴ به ۲۰۰۰۰۳۳ یا زیرنویسها را بعداً در برنامههایمان نگاه کنید. کانال و صفحات و قصههای اینچنینی. خدا خیرتان بدهد إن شاء الله به حق حضرت خدیجه ام المومنین سلام الله علیها که مشارکتکننده با برنامه سمت خداست در قربانی.
حجت الاسلام رفیعی:
بله. در ادامه بحث دعای مکارم الاخلاق، دو فراز را من امروز از امام سجاد علیه السلام عرض میکنم که بسیار مهم است. این دو فراز نیاز روز جامعه ماست. امام سجاد به خدا عرض میکند: «وَمَتِّعْنِی بِالْإِقْصَادِ» خدایا به من توفیق بده میانهرو باشم. «اقتصاد» از «قصد» میآید یعنی اعتدال، وسط بودن، نه افراط کنم نه تفریط. «وَاجْعَلْنِی مِنْ أَهْلِ السَّدَادِ» و به من توفیق بده که من از اهل استحکام و سداد و محکمی باشم.
حالا آن اولی را توضیح بدهیم. میدانید اقتصاد از قصد میآید یعنی میانهروی، اعتدال. میگویند وسط. در قرآن هم داریم که سوره مبارکه بقره میفرماید: «کَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطًا» امت اسلامی امت وسط است. یا در صفات متقین امیرالمومنین میفرماید: «مَلْبَسُهُمُ الْإِقْصَادُ» متقین پوشششان در زندگی میانهروی است، اعتدال است. باز در روایاتی که از پیغمبر گرامی اسلام داریم سه مرتبه فرمود: «عَلَیْکُمْ بِالْقَصْدِ، عَلَیْکُمْ بِالْقَصْدِ، عَلَیْکُمْ بِالْقَصْدِ». باز در جای دیگر داریم: «الْمُؤْمِنُ سِیرَتُهُ الْقَصْدُ» مومن روشش اعتدال و میانهروی است. باز در روایت دیگر داریم: «الْیَمِینُ وَ الشِّمَالُ مَذَلَّةٌ» آنهایی که چپ میروند یا راست میروند گمراهند و «طَرِیقُ الْوُسْطَى» آن طریق وسط، «هَیَ الْجَادَّةُ» علیها، آن طریق حق است. حالا من باید اینها را توضیح بدهم. باز در روایت داریم امیرالمومنین فرمود: جاهل دو ویژگی دارد: «إِمَّا مُفَرِّطٌ أَوْ مُفَرِّطٌ» یعنی یا افراط میکند یا تفریط.
من توضیح بدهم. ببینید بینندگان عزیز، برداشت نشود از این حرفها. ما در هر کاری یک معیاری داریم، یک استانداردی داریم، یک نرمالی داریم. یک حدی داریم که آن حد، معیار است. مثلاً ما در جاده اتوبان میگوییم معیار این جاده ۱۲۰ است. این را چه کسی تعیین میکند؟ متخصص تعیین میکند. بعضی جاها میگوید ۱۰۰، بعضی جاها میگوید ۹۰. حالا این ۱۲۰، اگر کسی شد ۱۳۰ میشود افراط، اگر شد ۱۱۰ میشود تفریط. حد وسط همین. حالا این را شما در همه امور ملاحظه بفرمایید. مثلاً در قند، چربی، فشار خون. دیگر چیز دارد، دیدید که در آزمایش یک جدول عددی دارد که آن جدول هم بعضی اوقات نوسان دارد. مثلاً به شما میگوید: آقا قند شما بین ۸۰ تا ۱۰۰ خوب است (مثال عرض میکنم). اگر این آمار رفت روی ۱۵۰، ۱۴۰، ۱۱۰، معلوم است که اشکال دارد. اگر افتاد اشکال دارد. در تمام امور، در مسائل دینی، در تفسیر.
به همین جهت من یک بحثی را یادداشت کردم تحت عنوان «اقسام اعتدال و میانهروی». به نظرم ۱۵ بخش هم باشد ماشاءالله. حالا میرسیم إن شاء الله. عزیزانی که آمار بحث ما را حفظ میکنند بدانند که این ۱۵ تا را إن شاء الله بتوانیم بگوییم یا نگوییم. خیلی هم هر کدامش یک جلسه سخنرانی نیاز دارد. منتها من دیگر حالا اکتفا میکنم به همین میزان و اقسام اعتدال را برای دوستانمان عرض میکنیم.
یک: اعتقادی. اعتقادات ما باید در آن افراط و تفریط نباشد. امیرالمومنین را عدهای خدا خواندند، اشتباه کردند. الان هم داریم که خدا میداند عدهای کافر خواندند، آن هم اشتباه کردند. امیرالمومنین عبد صالح خداست، کسی به او قیاس نمیشود، عالم به غیب است، اهل بیت نبوت است، اما نه خداست. نه آن حرفی که امام صادق فرمود. بعضی قائلند امور عالم جبر است، یعنی ما هیچکارهایم، همه کارها را خدا انجام میدهد. بعضی میگویند نه، خدا مثل ساعتساز میماند که ساعت را کوک میکند و میرود کنار (ساعتساز لاهوتی)، تفویض، همه کارها را به ما واگذار کرده، اصلاً خدا کارهای نیست. «یَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ» فرمود: «لا جَبْرَ وَ لا تَفْوِیضَ بَلْ أَمْرٌ بَیْنَ الْأَمْرَیْنِ». لذا اعتقادات اگر منجر به غلو بشود غلط است، منجر به تقصیر بشود (یعنی کسی بیاید بگوید ائمه را در حد الوهیت برساند یا نبوت برساند، این غلط است، از آن طرف بگوید اینها دانشمندان باسوادی بودند، همانطور که آن زمان مثلاً زراره باسواد بود، سعید بن مسیب، اینها آدمهای خوبی بودند، علما بودند) این هم غلط است. این میشود اعتدال اعتقادی. یعنی در اعتقادات ما استاندارد را ببینید چیست. در توحید چه گفتند. مثلاً خوارج میگفتند کسی یک گناه بکند کافر است. مرجعه میگفتند دلت پاک باشد هر گناهی میخواهی بکن. هر دوی آن اشتباه است. لذا اینکه فرمودند شیعههای ما آن الوسطی هستند، آن مسیر وسط هستند، این یک. من خیلی صحبت دارم، چون میخواهم همه اینها را بگویم سریع عرض میکنم.
دو: اعتدال در امور اقتصادی. رسول خدا و امیرالمومنین به فرزندش فرمود: «یَا بُنَیَّ مَعِیشَتَکَ» معیشتت. شما ده رقم غذا درست کنی اشتباه است، سر سفره خالی هم بچهات را بگذاری گرسنه. در مهمانیها، در تالارها، در رفت و آمدها، به طور کلی «دَعِ الْإِسْرَافَ» مختصراً روایت است، یعنی اسراف را بگذار کنار، اسراف بده، اسراف چیست؟ همه را بریزی. لذا دومین مصداق میانهروی در مسائل اقتصادی است. الان مصرف شما، جادهها را نگاه کنید چقدر ما تکنفره هستیم. حالا من کار به قیمت بنزین ندارم، دولت چقدر یارانه میدهد، اینها جای خودش. اما اصلاً فرض کنیم بنزین گران یا ارزان، اما این همه ماشین در جادهها. یا عرض میکنم در حوزه مربوط به خورد و خوراک، یک جایی از گرسنگی کسی از بین برود یا از زیاد غذا خوردن. لذا رعایت اعتدال این است که در روایت هم داریم بیشتر گرفتاریها مال پرخوری است، بیشترین راهچاره پرهیز است. «الْحِمْیَةُ رَأْسُ الدَّوَاءِ» در روایت داریم.
سه: بینندگان عزیز، در عبادت. امیرالمومنین فرمود: «یَا بُنَیَّ وَاقْتَصِدْ فِی عِبَادَتِکَ» یعنی آقا کسی همیشه مسجد باشد، زن و بچهاش را ول کند، کار غلطی است. همیشه تفریح باشد با رفقایش، دو رکعت نماز صبح پا نشود. آقا شب تا صبح پای فیلم و سریال و الان هم که جام جهانی دیگر شبهاست بیشتر، ۹۰ دقیقه فوتبال را با عوارض و قبل و بعدش نگاه کرده، فوتبال بعدی، بازی بعدی، همه را کنترل میکند، دو رکعت نماز صبح پا نشود بخواند. لذا فرمود: یا علی، پیغمبر فرمود: «إِنَّ هَذَا الدِّینَ مَتِینٌ» دین اسلام محکم است، «فَأَوْقِلْ فِیهِ بِرِفْقٍ» با مدارا مردم را به دین دعوت کن، «وَلا تُبَغِّضْ إِلَیْکَ نَفْسَکَ». فرمود: عبادت خدا را مبغض نفس خودت قرار نده. به رسول خدا گفتند یا رسول الله، ۱۰ نفر از اصحاب شما رفتند در خانه، در را به روی خودشان بستند، گفتند ما فقط عبادت میکنیم، نه زن میگیریم، نه غذای خوب میخوریم، نه با مردم حرف میزنیم. پیغمبر به حدی ناراحت شد که آمد مسجد، موقع نماز نبود، فرمود مردم جمع بشوند. فرمود اینها اشتباه میکنند. من که پیغمبر شما هستم زن دارم، بچه دارم، غذای خوب میخورم، استراحت دارم. اینها سنت من است. آن روایت «النِّکَاحُ سُنَّتِی» مال همین جاست، مال همین جاست، بخشی از این فرمایش است.
لذا الان در بحث حجاب، کشور ما دچار آسیب شده. من همین جا عرض بکنم با احترام به همه برادران و خواهران، میدانید ما همه ایرانیان برایمان محترمند، همه مسلمانان برایمان محترمند، خطکشی هم نمیکنیم. خیلی از همینها در تظاهرات، در همین تجمعات هستند. اما ببینید، جامعه ما جامعه شهید داده است. من خانهای رفتم با شهید، مادر این شهید وقتی میرود بچههایش رفتند، نوههایش رفتند، خانههایی که در این ایام طفل از دست رفت، میناب، میناب ۶۸، ۶۸ تا. این وقتی میبیند در خیابان، کوچه (من نمیگویم دهان کجی به آن شهداست، به آن خانوادههاست) نه، فرهنگ دارد میرود به سمت برهنگی، این غصه میخورد، ناراحت میشود. حالا اصلاً غصه و ناراحتی آن هم هیچی، خدا، پیغمبر، دین. لذا ما اگر جامعه را رها کردیم که منجر بشود به برهنگی در جامعه، به گونهای که دیگر اصلاً نشود در جامعه رفت و آمد کرد، متدین بیاید سر بلند کند، یک کسی بگوید آقا این چه جامعه اسلامی است، این همه شهید؟ خب این غلط است. از آن طرف کارهایی که بعضاً اوایل انقلاب گاهی مثلاً برخوردهای تند، توهین، این هم درست نیست. حساب شده با دقت، با معیار. متأسفانه به واسطه درگیر شدن در جنگ و مسائل نظامی و اینها، از این بخش فرهنگی جامعه غافل شدیم. و من همین جا هشدار میدهم، هشدار با احترام، با عزت، با کرامت که إن شاء الله خود خانوادهها رعایت کنند، خودشان ملاحظه خدا و دین و پیغمبر و ائمه و مخصوصاً ملاحظه خانواده شهدا را داشته باشند. اصلاً ملاحظه شخصیت خودشان. الان دختر من با یک وضعی بیاید بیرون، این پنج سال دیگر چه حرمتی دارد؟ میدانید که این جور حضورها به تشکیل خانواده لطمه میزند، به ازدواج لطمه میزند، به روابط لطمه میزند. بالاخره بینندگان عزیز، اسلام حرامها و حلالهایش را همه با حکمت است، ولو ما متوجه آن حکمت نباشیم. پس اعتدال در عبادت که در حجاب، در نماز به گونهای عمل نکنیم که افراد از دین زده بشوند.
مثلاً روایت داریم امام باقر علیه السلام وقتی سه چهار تا بچه صف اول بودند در نماز جماعت، بچه زودتر آمده جا گرفته، میفرمود اینها را نفرستید عقب، ولی بینشان بایستید، مثلاً حسن آقا، حسین آقا، من بین شما میایستم. یک نفر که بایستد درست میشود. سه تا بچه کوچک ممکن است اتصال را به هم بزنند. اینها نکات مهم قابل توجهی است.
چهارم: در حوزه تربیت. عدهای خانواده و بچهها را رها کردند، عدهای هم آنقدر سختگیری کردند که دختر و پسرمان زده شدند. یک دخترخانومی چندی قبل تماس گرفته بود میگفت من اصلاً حق ندارم با دوستم تماس بگیرم، با هم به کتابخانه برویم. پدر و مادر من به حدی من را در محذور گذاشتند. خب این بعداً مثل فنر یک جایی رها میشود. از آن طرف هم بعضیهایمان هیچ توجه به بچههایمان نداریم. «قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نَاراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجَارَةُ» مواظب خود و خانوادههایتان باشید. چقدر امیرالمومنین نسبت به امام حسن، امام حسن را نامه مستقل نوشته، نامه ۳۱ نهج البلاغه، در تربیت اولاد. اعتدال، نه آن تندروی، نه این رها کردن.
پنجم: اعتدال در رعایت و بررسی امور خانواده. بعضی آنقدر در خانه غرق میشوند که مسجد محلشان ۱۰ سال است پا نگذاشته. بعضی هم یک خانمی به من گفت: آقای ما را برده است به جمعخوانی دعای ندبه و سمات، میگفت آنقدر در اینها غرق شده که یک بار پارک نبرد. غلط است. هر دو غلط است. یعنی شما این را عنایت بفرمایید که باید هم رعایت خانواده بشود، هم رعایت امور مربوط به دین و مسائل دیگر. رسول خدا وارد خانه که میشد (بارها این را در این برنامه گفتیم، بعضی از این حرفها تکراری است ولی تکرار گاهی مفید است)، وارد خانه که میشد... امیرالمومنین فرمودند وقتش را به شش قسمت، به سه قسمت تقسیم: خدا، خود، خانواده. خیلی مهم است. رهبر شهیدمان (روحش شاد) کتابهایی که از ایشان چاپ شده، عروس که از ایشان شهید شد، دخترشان شهید شد، خود اینها گاهی نقل میکردند که آقا گاهی ما سر سفره گفتگو میکردیم، میخندیدیم، چقدر به این نوههایشان اهمیت میدادند. یک وقتی من شهر شما کاشان بودم، یک سخنرانی داشتم، متوجه شدم که آقا با آمدن به زیارت مشهد اردهال (آن موقع خوب پخش نشد)، اعلام کنید ببینید اهمیت میدهد به امور مربوط به بیمارستان، همسر ایشان بستری بود. بله آقا رفتند. با اینکه مسائل امنیتی خیلی مهم است. این توجه به امور. حضرت امام (خدا رحمت کند) آقای توسلی را فرمودند که ایشان بیمارستان بودند، ما غذا میبردیم خدمتش. و بعد یک بار فرمودند که حاج خانم بگویید بیاید غذا برایم بیاورد. گفتند حاج خانم آمدند و فیلمش هست که نشستند و اتفاقاً یک ریحان سبزی هم گذاشتند و ایشان غذا را میگذارد در دهان آقا. اینها خیلی مهم است، اهمیت دادن.
الان آقای ملایی عزیزان، حالا من نمیخواهم باز صحبت کنم. الان طرف با دعوا وارد خانه میشود، با قهر میرود، اینها بده. اصلاً از در میآید تو، زن را نمیبیند، میرود. به هر حال ارتباط کلامی، ارتباط حتی تماس (ببخشید شفاف میگویم)، یک مسافرت کردن با خانواده. همهاش مسائل غرایز نیست، اینها عاطفی است، محبت است. چرا پیغمبر فرمود: «قَوْلُ الرَّجُلِ إِنِّی أُحِبُّکَ» وقتی دوستت دارم، این بهترین هدیه است. این ارتباطات که حالا بخشیاش از ناحیه خانمها باید باشد، چون مردها یک مقداری غرور دارند، یا به هر حال سختشان است. خواهش میکنم حتماً خیلی از خانوادهها به من میگویند ما بچهدار شدیم مثلاً دو تا سه تا، دیگر خانم ما را فراموش کرده. وقت بگذارید برای همسر، وقت بگذارید برای مردتان. اینها نکات بسیار مهمی است. حالا توضیحات بیشترش در برنامههای دیگر.
ششم: اعتدال در امور سیاسی. بیباکی خوب نیست، ترسو بودن هم خوب نیست. شجاعت. خود امام حسین را نگاه کنید، شجاع بود اما برنامهریزی هم داشت. سپاهش میمنه داشت، میسره داشت، قلب داشت، عباس را نگذاشت به میدان برود تا آخر جلسه حفظ کرد، چون تا عباس زنده بود دشمن نمیآمد حمله کند. همه روی حساب است. ما الان در امور سیاسی مبتلا شدیم به یک تندرویها و یک کندرویها. بعضی میگویند آقا اصلاً همه را بدهید مهم نیست، بعضی هم آنقدر ایستادند که اجازه هیچ ارتباط گفتگویی و کلامی را نمیدهند. ببینید تاریخ اسلام را (خواهشم این است بینندگان عزیز تاریخ اسلام را نقطهای، تاریخ اسلام را مصادره نکنید)، بالاخره اسلام جنگ احد دارد، صلح حدیبیه دارد، نبرد امام حسین دارد، صلح امام حسن دارد، زندان رفتن موسی بن جعفر دارد، ولایتعهدی پذیرفتن امام رضا هم دارد. البته ممکن است سوال کنید: حاج آقا از کجا تشخیص بدهیم؟ ملاک: جامعه رهبر دارد، جامعه ولی فقیه دارد. رهبر شهید ما چقدر زیبا و الان رهبر عزیزمان فرزند خلفشان. این که ما ولایت فقیه داشته باشیم چیز خوبی است. بعضی اینطور بودند که ولایت بر نبی میخواستند داشته باشند. یعنی پیامبر آمده در صلح حدیبیه قراردادی نوشته، بعد از احرام خارج شده، با آن روابطی که دارد، بعضی گفتند ما این کار را نمیکنیم. پیامبر جنگ داده (من آن ور را هم عرض میکنم)، جنگ تبوک بعضی گفتند ما نمیآییم. نه، نه تخلف از تبوک بکنید، نه تخلف از قراردادی که پیامبر بسته. پیامبر پشتش است.
لذا من یکی از نگرانیهایی که (ضمن تشکر از عزیزانی که دیشب ما تهران یک تجمعی بودیم در یکی از مراکز، آنجا هم عرض کردم) ضمن تشکر از این حضور که حضور واقعاً انبوه بود، بعثتی بود، حضور مردم، مواظب باشیم دشمن دارد در بین ما ایجاد تفرقه میکند. این رخنه و این تفرقه را مواظب باشید. وحدت، وحدت، وحدت. «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا». در پیام رهبر شهیدمان، رهبر عزیزمان هم بود. آقا که مرتب امام که اشاره به وحدت کلمه، وحدت کلمه. همین جا عرض کنم که در بخش ششمین بخش یعنی اعتدال، این روایت را بخوانم: «السِّیَاسَةُ الْعَادِلَةُ عَلَی ثَلَاثٍ: لِینٌ فِی هَضْمٍ (مدارا با دوراندیشی)» ببینید مدارا با دوراندیشی. ما بعضاً لطمه خوردیم از مداراهای بدون دوراندیشی، عجله نکنند، با دقت حساب شده. «وَ اسْتِیفَاءُ الْحُقُوقِ بِالْعَدْلِ» استیفای همه حقوق، نگذارند یک چیزی بطور اقل بیفتد، اقل بیفتد، ابهام هم نداشته باشد. و چهارم: «وَ أَفْضَلُ الْبَذْلِ بِالْإِقْصَادِ» بخشش با اعتدال و میانهروی.
هفتم: مصرف. «کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا» ، «إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کَانُوا إِخْوَانَ الشَّیَاطِینِ» ، «الَّذِینَ إِذَا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا» در مصرف هم باید اعتدال داشت.
هشتم: در نگاه به دنیا و آخرت. ما یک دنیا داریم و یک آخرت. دنیا را برای آخرت فراموش کنی غلط است، آخرت را برای دنیا فراموش کنی این هم غلط است. «وَ لا تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیَا» . از همه بهتر همین دعا: «رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً» . آنهایی که فقط به آخرت میچسبند و دنیا را فراموش میکنند اشتباه میکنند، آنهایی که فقط به دنیا میچسبند و آخرت را فراموش میکنند اشتباه میکنند. نبی مکرم اسلام با بچهها گاهی بازی میکرد. امام حسن و امام حسین را (حضرت ببخشید) چون در تاریخ آمده، سوارش میشدند ولی پشت پیامبر سوار میشدند، حضرت دور اتاق میچرخید. گاهی میگفتند یا رسول الله مثلاً شترم یک صدایی از خودش دارد، یک چیزی. اینطور میرفت. مسجد، بچهها دورش را گرفته بودند، میگفتند با ما بازی کنید یا رسول الله. حضرت شروع کرد یک قدری با اینها بازی کردن. صدای اذان شد و بلال آمد گفت آقا نماز. فرمود من نمیتوانم این بچهها را ناراحت کنم. برو از خانه گردو بیاور بدهم به اینها، بشکنند، مشغول گردو بشوند، من بیایم مسجد. ببینید این توجه. بچه در بغلش پیغمبر را نجس کرد، بچه است دیگر. مادر پرید، فرمود کاریش نداشته باش، کاریش نداشته باش. ببینید این نگاه. نماز میخواند. آقا این خیلی مهم است. سریع سلام داد. بالاخره هر نمازی یک آهنگی دارد. شما عادت کردید مثلاً به فلان امام جماعت که در رکوعش سه تا سبحان الله میگوید. اصحابم عادت کرده بودند به نماز پیامبر، بالاخره خودشان را وفق دادند. گفتند یا رسول الله چی شد؟ فرمود: «أَمَا سَمِعْتُمْ بُکَاءَ الصَّبِیِّ» ؟ صدای گریه بچه را نشنیدید؟ یعنی یک مادری بچهاش گریه میکرد، پیغمبر سلام نماز را کوتاه کرد، حتماً مادر ایستاده بوده. این هشتمین اعتدال.
نهم: اعتدال اخلاقی. خشم بکنی، عصبانی بشوی، از کوره در بروی، بده. هیچی احساس نداشته باشی، این هم بده. امیرالمؤمنین میفرمود (حالا تعبیر منه) خوب جایی خشم کردی؟ ابوذر خشم میکرد علیه مظالم حاکمان، فرمود تو برای خدا خشم کردی. حضرت امام خشمش کجا بود؟ «من دولت تعیین میکنم، من تو دهن این دولت میزنم، آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند» این لازمه. شما رهبر شهیدمان را دیده بودید دیگر. مهربانی با دانشجوها، خانواده شهدا، مردم، اقتدارش در مقابل دشمن. همین که قرآن هم دارد دیگر: «أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ» .
دهم: در کسب و کار. آن هم اعتدال لازم است. یعنی یک کسی تمام زندگیاش بشود وقف کار، خب این خوب نیست. بالاخره یک وقتی هم ما داریم. آدمهایی که مثلاً تمام عمرش کار میکند، یک مشهد نرفته، آقا مستطیع حج نمیرود، آقا این دیگر واجب است. لازمه برای کی داری میدوی؟ برای کی جمع میکنی؟ برای کی؟ خمس نمیدهد. عزیز من، فقها نوشتهاند مال خمس نداده، تصرف در آن مشکل دارد. از این ور هست، میداند که اگر این خمس را بدهد مالش افزایش پیدا میکند. حج میروند بعضیها و گاهی خمس نمیدهند، درست نیست. کسب و کار، بالاخره شما داری کار میکنی، خمس مالت را بده. اگر دام داری، الان دامداران عزیز صدای مرا میشنوند، کشاورزی، زکات واجب است. آقایان کشاورز، آقایان دامدار، زکات واجب است. منکر زکات، نمازش قبول نیست. امام رضا فرمود. خب میشود چنین چیزی. بعداً اصلاً سؤال: این مال برای چی جمع میشود؟ این خانه و این ماشین و این ملک و هی روی هم. خب شما برو پیش آقا بگو من اینها را دارم، خمسش را بده. به نفع فردا بچههایت نمیدهند، وارثات نمیدهند، گرفتار میشوی. آدم به خاطر کار، حج واجب را ترک کند، خمس را ترک کند، این غلط است. از آن طرف اگر دنبال این باشد که همه کسب و کارش را وقف کند به فقرا و مستمندان، زن و بچه خودش آسیب ببیند، این هم درست نیست. چند روز قبل اصفهان بودم، یک گروهی آمده بودند که اینها مسجدسازی میکنند در جاهای محروم، میگفت این حاشیه را شروع کردیم از سیستان و بلوچستان، هرمزگان، در روستاها، زیر نظر یکی از علما هم بودند و به هر حال کار مسجد ساختن را انجام میدادند. این بحث آنجا مطرح شد که به هر حال از من یک نظری خواستند. در این قصه گفتند ما همیشه این داستان را برای مردم میگوییم برای کمک جمع کردن: انبار خرما داشت مرد، پیغمبر عرض کرد آقا شما وصیت میکنم اینها را از طرف من صدقه بدهید. پیغمبر هم این کار را کرد. یک روز رسول خدا آمد در انبار، دید یک خرما مانده، فرمود اگر این یکی را با دست خودش میداد بهتر از این بود که این انبار را دیگری... این یعنی چی؟ این یعنی آقای ملایی الان که سرپاست، صاحب این پول است، در جیبش است، الان بده مهم است. اما اگر بعد صد سال که از دنیا رفت، این پول را گفتند نمیتواند تصرف کند، دیگر این را برایش بدهند؟ اگر بدهند. لذا تا زندهاید خودتان انفاق کنید، البته با این نگاه اعتدالی که عرض کردم. پس کسب و کار زیاد اگر مانع حج و خمس و زکات و انفاق بشود، مثل آن شخص که همیشه کار میکرد، خب زکاتش را نداد، آخر کار کافر از دنیا رفت.
یازدهم: در سخن گفتن. آقا در صحبت میفرماید زیاد حرف میزنی خوب نیست، هیچی هم حرف نزنی این هم خوب نیست. «الکَلامُ کَدَوَاءٍ» سخن مثل دارو است، قلیله ینفع (کمش مفید است)، دارو اندازهاش خوب است اما كثیره قاتل (زیادش کشنده است). به شما گفته شما روزی یک قرص (چرک خشککن) بخور. اگر گفتی من حَسم را ندارم، پنج تا را با هم میخوری، ممکن است از بین بروی. اگر هم مریض میشوی.
دوازدهم: در امور اجتماعی. خوب بعضیها اصلاً در اجتماع حضور پیدا نمیکنند، بعضیها همیشه در اجتماع، اصلاً به کارهای فردی خودش نمیرسد. در امور اجتماعی هم باید اعتدال داشته باشیم. مثلاً میزان مشارکت در مهمانیها، در مراسمها، در برنامهها. اینها بسیار نکات مهمی است. من امروز عرض کردم ساحتهای اعتدال را ۱۲ مورد شمردیم. سه مورد دیگر هم مانده که إن شاء الله در بخش دوم عرض خواهیم کرد.
ملایی:
این بحث حاج آقا، من دارم فکر میکنم به اینکه اگر یک منبر ۱۲ جلسه... خیلی بحثهای جذاب و مهم و کاربردی. خدا خیر دنیا و آخرت به شما بدهد. ممنونم از شما. بینندگان عزیز و ارجمند، محضر قرآن مشرف میشویم، برمیگردیم ببینیم چقدر زمان میماند برایمان که هم بحث خودشان حاج آقا تکمیل شود، هم اگر نکته باقی مانده باشد. عرض میکنم که قربانی اول ماه محرم الحرام را عزیزان جدی بگیریم و به آن خیلی فکر بکنیم که با ارسال عدد ۱۴ به ۲۰۰۰۰۳۰۳ میتوانید مشارکت بفرمایید. صفحه ۲۳۲ قرآن کریم، سوره مبارکه هود، آیات ۸۹ تا ۹۷ تلاوت میشود. ثوابشان تقدیم میکنیم به محضر همه شهدای عزیز، به ویژه شهدای جنگ ۱۲ روزه که این روزها سالروزشان است و جنگ رمضان، با یک صلوات. صفحه232 قرآن کریم
امیدوارم لحظههای پیش رو که سه چهار دقیقه بیشتر هنوز هست، حاج آقا بحثشان را کامل بکنند. هم إن شاء الله شما عزیزان بیننده همراهی بفرمایید.
حجت الاسلام رفیعی:
بریم مورد سیزدهم از انواع اعتدال. بله با توجه به فرمایش امام سجاد «وَمَتِّعْنِی بِالْإِقْصَادِ» خدایا به من این توفیق را بده و بهرهمند بشوم از اینکه در زندگی میانهرو باشم، نه افراط نه تفریط. چون این واژه یک واژهای است که ممکن است سوءاستفاده بشود. من اول توضیح دادم در تمام این موارد معیار را باید بدانیم چیست، آن نرمال را، آن حد را باید بدانیم چیست و بعد افراط و تفریط را با آن بسنجیم. خب ۱۲ قسم اشاره کردیم.
سیزدهم: اعتدال در رفاقت و دوستی. با کسی دوست میشوید خیلی خیلی خیلی خودمانی نشوید. دیگر هر چه هم داری به او بگویی، اگر یک وقتی رفاقت به هم خورد، اینها علیه تو استفاده بشود، روابطتان هم به هم ریخت، با هم قهر کردید، هر چه پل هست پشت سرتان خراب نکنید. یک وقت یکی میآید از هم خجالت میکشید؟ این فحشا چیست که به هم دادهایم؟ این ناسزاها؟ لذا در رفاقت و دوستی هم صمیمیت یا قهر فرق نمیکند، هر دوی آنها باید یک ملاکی داشته باشد. آقا اتفاقی افتاده، خیلی با هم صمیمیاید، مسافرت، اما اینطور نباشد که زیر و بم زندگی همدیگر را بخواهید مطلع باشید. این در رفاقت و دوستی هم لازم است. نه درونگرایی به آن شکل که انسان با اهل رفاقت نباشد، نه رفیقباز که زن و بچهاش به او نرسد.
چهاردهم: در تعریف و تنقیص (مدح و ذم). آقای ملایی را ما میخواهیم تعریفش کنیم. اینقدر نگوییم که دیگر خودش هم بگوید بابا فکر نمیکنم که شما میگویید من اصلاً ندارم. یا نه، ما با ایشان یک اختلافی پیدا کردیم، حالا من شروع کنم اینقدر ایشان را بد بگویم که اصلاً این بدیها را خودش هم خبر ندارد. حدیثش را بخوانم: «الثَّنَاءُ بِأَکْثَرَ مِنَ الِاسْتِحْقَاقِ مَلَقٌ» کسی بیش از استحقاق طرف تعریف کند، این تملق است. «وَ التَّقْصِیرُ عَنِ الِاسْتِحْقَاقِ» کم از استحقاق تعریف کردن هم... من اطلاعاتی از شما دارم، زیادی بگویم تملق است، کم بگذارم... در حوزه میدانید که عنوانهای استاندارد نیست. ولی ایشان مثلاً آیت الله است، حالا من تبدیلش کنم به آیت الله العظمی، این درست نیست. یا بیاورمش مثلاً رده پایینتر، مثلاً «ثقة الاسلام» (البته میدانید ثقة الاسلام لقب بزرگان است) بالاخره اعتبار. الان گفته میشود نظامی سرهنگ است، اگر گفتیم سرتیپ... آقا من نیستم، یادم نمیآید. یک جلسه همایشی بود، یک دانشجوی دکتری را مجری اعلام کرد دکتر فلان، ایشان آمد پشت بلندگو گفت «بسم الله الرحمن الرحیم» من دانشجوی دکتری هستم، دکتر نیستم. لذا این را باید رعایت کرد. یک سالهای متولد مثلاً ۵۲ و ۵۳ بود، آمده بود تعریف کند، گفت ایشان مؤثر در قیام ۱۵ خرداد. ۱۵ خرداد؟ روز... دنیا؟
پانزدهم: در امور نظامی و جنگ. بگویم. حضرت موسی را میگفتند: خودت با خدا برو بجنگ، ما اینجا میشینیم قاعدون. این غلط است. از آن طرف هم مثلاً فرض کنید که در جنگ فرمانده آتشبس داده (مثال عرض میکنم)، یا امام قطعنامه پذیرفته، یا پیغمبر اکرم فرموده در این مقطع جنگ متوقف شود. پیغمبر گفته باشد ما کار خودمان را میکنیم، نه. ببینید اعتدال در امور نظامی این است که با مشرکین بجنگید «وَ لا تَعْتَدُوا» تجاوز نکنید. از آن طرف هم نگویید قاعدون، ما مینشینیم. نه. ملاحظه کنید آقا اباعبدالله علیه السلام شب عاشورا را مهلت گرفته، یک شب مهلت گرفته، یعنی بالاخره آقا گرفته باشد که با همین امشب شروع میکنیم جنگ را، نه. این درست نیست. لذا رعایت اعتدال در این ۱۵ ساحتی که گفتم.
شما دوستانتان ذوق خوبی دارند، ۱۵ تا را فهرست کنید. خیلی ممنونم. هفته آینده محتوای برنامه. سپاسگزارم، موفق باشید، زنده باشید.
ملایی:
خیلی هم از شما عزیزان سپاسگزارم که همراهی کردید تا این لحظه. محرم که از راه میرسد، قبلش ظواهر تغییر میکنند، پرچمها سیاهپوش میکنند، تکایا و حسینیهها، حتی لباسمان عوض میشود. به نظر میرسد که این باید موتور محرکی باشد، باید زمینهای باشد برای اینکه درونمان هم عوض بشود، حسینیتر بشویم. نشان به آن نشان که محرم آغاز سال قمری است. یعنی سال قمری تحویل سالش محرم الحرام است. با این تک بیت آرزو کنم که إن شاء الله آماده ورود به ماه محرم و تحویل حال باشیم و تحویل سال. گفت که «تحویل سال به وقت محرم است، تحویل سال به وقت محرم است، القلوبنا به بکاء علی الحسین علیه السلام». آمین. تا فردا که خدمت شما برسیم، خداحافظ.