اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

1405-03-23-حجت الاسلام عابدینی- آمادگی برای ورود به ماه محرم

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین إنه خیر ناصر و معین اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم آقایان بانوان شنوندگان و بینندگان جان سلام بر شما خیلی خوش آمدید به برنامه امروز سمت خدا اول هفته در حالی که خوب دیگر کم کم دارد دلهاشان فضای شهرمان فضای قلبمان آماده می‌شود إن شاء الله برای روزهایی که حالا بیشتر در موردش حرف خواهیم زد

معرفی برنامه

إن شاء الله جلب نظر آقا جانمان آقا اباعبدالله الحسین علیه السلام را می‌خواهیم داشته باشیم عرض می‌کنم حضورتان که خیلی از شما الان دارید شبکه سه سیما را می‌بینید مستقیمًا سلام بهتان می‌کنم ارادت خدمتتان دارم آنهایی که شبانگاه از رادیو معارف صدای برنامه را گوش می‌کنید سلام به شماها بازپخش برنامه را از شبکه جهانی ولایت یا شبکه محترم افق اگر می‌بینید ارادتمندتان هستم و هستیم و دعوت می‌کنم که بفرمایید برای اینکه یک گزارشی تماشا کنیم اول برنامه و بعد برگردیم این گزارش هم یک بسته تصویری است از آنچه به همت شما مردم در ماه ذی الحجه این روزها اتفاق افتاده قربانی ماه ذی الحجه برنامه خدا با مشارکت با حمایت و هدایت شما مردم حتی چون خیلی از بخش‌های انجام قربانی گروه‌های جهادی هستید که دارید انجامش می‌دهید و می‌رسد رزق با برکت قربانی به دست آحاد مردم در جاهای مختلف امروز می‌خواهم یک سفری داشته باشیم به کرمانشاه زیبا سلام می‌کنم به همه شما اهالی کرمانشاه بریم یک کوچولو یک گزارش در مورد توزیع قربانی ماه ذی الحجه که بالغ بر ۱۵۰۰ رأس قربانی اتفاق افتاده الحمدلله رب العالمین ببینیم و برگردیم به اتفاق خدمت شما هستیم بسم الله الرحمن الرحیم امسال برای دومین سال است که به همت خیرین مجموعه حضرت خدیجه سلام الله علیها و برنامه سمت خدا با محوریت مجموعه جهادی چشم به راه در استان کرمانشاه حدود دو تن گوشت در ایام منتهی به عید قربان بین ولی‌نعمتان استان کرمانشاه تهیه و توزیع می‌شود که این امر علاوه بر اینکه شادی را به خانه این نیازمندان ببرد باعث می‌شود که هم‌افزایی بین گروه‌های مردمی و گروه‌های جهادی هم در سطح کشور و هم در سطح استان افزایش پیدا کند به نام نامی و آسمانی حضرت ام المومنین خدیجه کبری سلام الله علیها احترام می‌کنم به وجود نازنین ایشان و برنامه سمت خدا با مشارکت مؤسسه‌ای که به نام این بانوی بزرگوار است دارد این کار را ترتیب می‌دهد با حضور شما مردم إن شاء الله در ماه محرم هم که از همین الان دیگر شروع می‌کنیم قربانی ماه محرم را إن شاء الله مشارکت خواهیم کرد خیلی فراتر از آن چیزی که تا الان بوده انتظار قلبی خودمان است که بتوانیم کمک کنیم هر کداممان یعنی من مطمئنم که الان که سلام بکنم خدمت حاج آقای عابدینی ایشان هم همین منویات قلبی‌شان همین است و شماها هم که ماه محرم ماه عزای اباعبدالله این کار را خیلی جلیل‌تر خیلی با شأن بالاتر إن شاء الله انجام خواهیم داد عدد ۱۴ ۲۰۳۰۳ یک جای دیگر هم توضیح خواهم داد خیلی طولانی شد حاج آقای عابدینی آقا سلام عرض می‌کنم خدمتتان ارادتمندم ببخشید در حضور شما ما یک کوچولو وقت گذراندیم با بیننده عزیز.

حجت الاسلام عابدینی: سلام علیکم و رحمة الله و عرض سلام و ادب و احترام خدمت همه بینندگان و شنوندگان عزیزمان إن شاء الله که همه عبادت‌هایتان در این ایام و مجاهدت‌هایتان مقبول درگاه الهی باشد الهی همان‌طور که شما هم در رابطه با قربانی فرمودید حقیقتًا ماه امام حسین علیه السلام که ماه اظهار علاقه ویژه است به امام حسین علیه السلام و با مجاهدت‌های مالی مردم هم به خصوص در راه اباعبدالله علیه السلام معروف است این ماه که همه به راحتی صدقاتشان نذرهایشان و قربانی‌ها را دارند حتماً دوستان عزیز به نیت سلامتی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و حتماً برای سلامتی نائب حضرت هم و مردم شریف هم إن شاء الله نیت بکنند چه به سمت خدا با همین شماره‌ای که شما فرمودید پیامک بکنند و اظهار بکنند و واریز کنند چه خودشان با این نگاه قربانی‌هایی که می‌خواهند انجام بدهند را انجام بدهند و حتماً یادشان باشد سلامتی امام زمان و نائبش را در نظر بگیریم که به دنبال توطئه‌های خودش حتماً هست هر موقع که اظهار تفاهم‌نامه و مذاکره می‌شود همانجا ما می‌فهمیم که دشمن دارد نیرنگ و حیله و مکر بیشتری را می‌خواهد اعمال کند لذا در این ایام پناهمان به خدای سبحان و مراقبتمان نسبت به دشمن بیشتر خواهد شد و قربانی یکی از آن راه‌های بسیار عالی برای این است که خدای سبحان دفع شر دشمنان را بکند بسیار عالی این خیلی مهم است.

ملایی: فرمایش حاج آقای عابدینی عرض می‌کنم و لذا بسم الله بگوییم هر کداممان حاج آقای عابدینی من فکر می‌کنم که این را قبلاً شما فرمودید ما خودمان هم تمرین کردیم این را الان ممکن است هر کسی پیش خودش بگوید آقا من کجا قربانی کجا من ماهی مثلاً دو مرتبه گوشت نمی‌توانم درست حسابی بخرم اما من می‌گویم اگر ۱۰۰ هزار تومان هم می‌توانیم حالا تا هر کس میلیون‌ها صدها میلیون به همان متوقف ماجرا درست است شراکت در کل ایجاد می‌شود یعنی اگر هزار و خورده‌ای ۲۰۰۰ و خورده‌ای و آن بار بیش از ۱۳ هزار قربانی انجام شد هر کسی که شریک شده بود در تمام این‌ها شریک است و در رسیدن آنها به هر دست هر کسی که لایق این بوده و نیازمند بوده در آن هم شریک است یعنی فقط یک ۱۰۰ هزار تومان و ۱۰ هزار تومان نیست که واریز شده شراکت در کل یک کار اجتماعی شده بسیار عالی خب حاج آقا بفرمایید.

حجت الاسلام عابدینی: بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله اللهم کن لولیک الحجت بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذا الساعة و فی کل ساعة ولیاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عیناً حتی تسکنه أرضک طوعاً و تمتّعنا فیها طویلاً إن شاء الله خدای سبحان ما را از سربازان سرداران از خالص‌یاران حضرت قرار بدهد و دل ما را به طاعت حضرت و این اطاعت حضرت را در دل ما دائمی إن شاء الله قرار بدهد الهی آمین. خب بحثی که امروز در محضرش إن شاء الله خواهیم بود دو قسمت دارد. در قسمت اول که اصل بحثمان در این است این است که دیگر حالا کم کم طبل محرم کوبیده می‌شود و پرچم‌های عزاداری برافراشته می‌شود و البته جریان محرم یک حرکت و کوچ است که می‌خواهیم با کاروان کربلا همراه بشویم لذا چند نکته برای آمادگی برای ورود به ماه محرم می‌خواهیم داشته باشیم. در ادامه هم دو سه تا نکته و تذکر إن شاء الله فرصت بشود إن شاء الله در خدمت دوستان هستیم به مناسبت مسائلی که در روز مطرح است. یک نکته اول این است که این‌ها را تند تند فهرست‌وار می‌گویم این است که بارها عرض کردیم ولی یک ذکر است زمان‌ها منازل سلوک به سوی خدا هستند و هر زمانی یک منزل خاص و اثر ویژه دارد مثل غذاها که هر کدام یک ویتامینی دارند برای بدن لازمند. منازل هم هر کدام با انسان یک کاری می‌کنند در رسیدنش به آن وصول الی الله و جامعیت کمالاتی که باید داشته باشد. اما بعضی منازل خودشان جامع‌اند. لذا جریان امام حسین علیه السلام یک جریان جامع در بین تمام منازل به سوی خدای سبحان است. لذا در روایات دارد که زمان‌ها منازل سلوک هستند. به ما خود امام حسین علیه السلام می‌فرماید که روایت: «یا ابن آدم إنما أنت أیام» تو خودت زمان‌ها هستی و وقتی که هر روزی که از تو می‌گذرد «إنما ذهب بعضک» بعضی از تو رفته است. لذا یک وجود کش داریم از یک زمان تا یک زمانی که اگر هر روزی را به غفلت بگذاریم روز من رفته نه اینکه زمان رفته من رفته یعنی نمی‌بخش بعضک بعض تو رفته‌ای. اگر این باور را بکنیم یعنی آن منزل را از دست دادیم آن کمال را از دست دادیم. لذا هر زمانی یک کمالی است مثل اینکه انسان از یک به اصطلاح ویتامینی از یک مسئله‌ای که برای بدنش لازم است غفلت بکند و این بدن آن نقص را دیگر نتواند جبران بکند از راه دیگری. زمان‌ها این‌گونه هستند ویژه هستند و برای انسان از ابتدایی که به دنیا می‌آید تا وقتی که از دنیا می‌رود خدای سبحان به گونه‌ای چیده این‌ها را که این زمان‌ها با هم مکمل آن کمال نهایی انسان خواهند شد. آن وقت این جریان زمان‌ها تخاطب هم با انسان دارند (این روایت من فقط دارم مضمون را می‌گویم به خاطر اینکه فرصت را به اصطلاح بیشتر استفاده بکنیم ازش و نکات بیشتری را). یعنی زمان‌ها با ما حرف می‌زنند می‌گویند هر روزی که می‌رود با تو دارد، هر روزی که می‌آید با تو تقاطب دارد گفت‌وگو دارد با تو حرف می‌زند که من امروز روز جدیدی هستم و این روز جدید را تو می‌توانی از ابتدا با من طوری تقابل بکنی که من برای تو ماندگار بشوم و من اگر امروز رفتم دیگر من را نمی‌بینی تا روز قیامت آنجا من را خواهی دید. لذا این‌طور نیست تکراری باشد. من اگر امروز هفته شنبه بودم شنبه دیگر تکرار نیست حتی شنبه سال آینده در همین روز هم تکرار نیست حتی چنین روزی در سال آینده و سال‌های آینده تکرار نمی‌شود. زمان‌ها پی در پی‌اند هیچ کدام تکرار ندارند. ممکن است شنبه شنبه عنوانش تکرار باشد اما زمان‌هایی که محتوای این روزها می‌شود و ساعت‌ها هیچ کدام تکرارپذیر نیستند. لذا اگر کسی امسال محرم بود و توانست موفق به ارتباط با امام حسین علیه السلام و حرکت با کاروان کربلا بشود فکر نکند سال بعد تکرار این است؛ نه، این یک منزلی منزل دیگری است. با این نگاه سال‌های گذشته هم منازل دیگری بوده. دائم انسان در سفر است. هر جا که در سفرش غفلت کند آنجا در وجودش خالی مانده، آن ظرف خالی مانده. بله و چون سفرهای بعدی متفرع و مرتبط با این سفر است مثل اینکه اگر من از اینجا تا مثلاً نیشابور نروم به مشهد نمی‌رسم. باید پی در پی باشند. یعنی اگر من این ظرف را از دست دادم فقط یک ظرف از دست ندادم، تمام ظرف‌های بعدی من نسبت به این طور دیگری رقم می‌خورد. یعنی در مسیر تأثیرگذار است، یک راه دیگری می‌شود، این مسیر دیگری می‌شود. در حقیقت از دست دادن فقط یک از دست دادن نیست. این یک نکته که زمان‌ها را باید مراقب باشیم به خصوص در رابطه با جریان مجالس امام حسین علیه السلام و محرم که وارد شده. بزرگان فرمودند که دو وقت است که باب باطن عالم به سرعت به روی انسان باز می‌شود: یکی در وقت قرآن خواندن و حشر با قرآن است، یکی در مجالس امام حسین علیه السلام است. یعنی این دو وقت یک اثر ویژه در سرعت سلوک دارند. اینکه انسان سریع برسد. اینجا مسیر اتوبانی است به طوری که زود انسان می‌رسد. اگر کسی این مسیر را قدر بداند می‌بیند که مثل این است که ممکن است ده‌ها روز روزهای دیگر زحمتش به اندازه یک ساعت در اینجا آن تأثیر را ایجاد نکند. به همین نسبت عرض می‌کنیم که باید با یک مراقبتی وارد ماه محرم بشویم. داریم وارد یک ماهی می‌شویم که امام معصوم علیه السلام با آن مصیبت اعظمی که از جانب ظالمان بر وجود مبارک حضرت وارد شد و تجلیات توحیدی حضرت و یارانش در اوج محقق شده، این تجلیات توحیدی و تحمل آن مصائب حالا می‌خواهد دست مؤمنان را بگیرد به سرعت سیر برساند. یعنی سوار و همراه با یک کاروانی داریم می‌شویم که آن کاروان سرعتش خیلی عظیم است اسرع و اوسع پس این سفینه و این کشتی اسرع است در نجات. به همین نگاه اگر واقعاً نگاهمان این باشد که با کاروان امام حسین علیه السلام می‌خواهیم حرکت بکنیم، تعبیر بعضی از به اصطلاح کلمات خود حضرت این است که «من کان فینا باذلاً لمهجته» تعبیر را ببینید کسی می‌خواهد در راه ما خون بدهد یعنی همراه شدن با کاروان امام حسین علیه السلام آمادگی برای جان‌فشانی است، نه رفتن فقط نشستن، رفتن و رسیدن است، رفتن و جانبازی است. «من کان فینا باذلاً مهجته موطناً علی لقاء الله» می‌خواهد برسد به لقاء الهی، «نفسه فَلْیَرْحَلْ مَعَنَا» پس با ما راه بیفتد. چقدر زیباست. اگر می‌خواهد نفسش را برساند به لقاء الهی «فَلْیَرْحَلْ مَعَنَا» با ما راه بیفتد. این «فَلْیَرْحَلْ» حرکت کاروانی امام حسین علیه السلام. زن و بچه و کودک و بزرگ و پیر و جوان و مرد و زن و همه همراه شدند در این کاروان. با اینکه کاروان به ظاهر ۷۲ نفر شهید داشته و عده‌ای هم خانواده‌ها بودند، اما در عین حال این کاروان سریع‌ترین کاروانی است که هر کسی به مقداری که به این کاروان نزدیک بشود سرعت سیر به سوی خدا پیدا می‌کند. یک شاهراه نوری ایجاد شده، شاهراه نوری که این بابی را به سوی باطن باز کرده، افق آسمان را به زمین نزدیک کرده و لذا کسی که در زمین است به سرعت می‌تواند با این شاهراه نوری حرکتش را به سوی خدای سبحان انجام بدهد. این با این نگاه اگر باور کردیم که «من کان فینا باذلاً مهجته» است که می‌خواهد در این راه جان‌فشانی بکند، به خصوص در این روزها خیلی این مسئله واضح‌تر شده. مردم باور کردند که در راه خدا و در راه ولایت باید جان‌فشانی بکنند، آماده جان‌فشانی باشند. چشیدن این جان‌فشانی و حرکت کاروانی را که صد و خورده‌ای شب است که در خیابان‌ها آماده‌اند، بمباران بود، باران بود، نمی‌دانم برف بود، سرما بود، باد بود، گرما بود، هر چه که بود برایشان فرقی نمی‌کرد، حضورش کمرنگ نمی‌شد. موانع مردم را به جای اینکه دلسرد کند دلگرم می‌کرد. این نشان می‌دهد «من کان فی فاضل المهجة» است که مصیبت‌ها و مشکلات بدن مانع نیست، بلکه آنجا احساس خوشایندتری است که خدایا همین تحمل هم مرا به تو نزدیک می‌کند. لذا وقتی بمباران بود شور و شوق مردم در شرکت بیش از وقتی بود که نبود، وقتی سرما و گرما بود شور و شوق مردم بیش از آن وقتی بود که نبود. ببینید اینها نشان می‌دهد که موانع به جای کم کردن جمعیت، باعث بیشتر شدن انگیزه است و این نشان می‌دهد که حرکت کاروانی عظیمی است. این خصوصیت کاروان کربلاست که ما یک قدری در این شب‌ها چشیدیم. حالا وقتی بخواهیم این را به ثمر نهایی‌اش برسانیم در خود محرم این جلوه‌گری بارزتر می‌شود، اوج می‌تواند برسد. پس این جریان را با این آیه شریفه تطبیق می‌دهیم و تکمیل می‌کنیم: «و مَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهَاجِراً إِلَی اللَّهِ وَ رَسُولِهِ» خیلی زیباست. حقیقتاً همراهی با کاروان کربلا مهاجرت است، رفتن است، هجرت است. منتها هجرت از چی؟ گاهی هجرت این است که امام حسین علیه السلام از مدینه آمده به مکه، از مکه راه افتاده به سمت کربلا. این یک هجرت ظاهری است که «سبحان الذي أسری بعبده لیلاً من المسجد الحرام إلی المسجد الأقصی» مسئله حرکت زمینی در کار. اما در کنار این یک حرکت «یَرْحَلْ مَعَنَا» معنا. این معیت، معیت با امام است، معیت نصرت امام است. همان‌طور که خدا می‌فرماید «هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنْتُمْ» و آن‌جا که می‌فرماید «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُحْسِنِینَ» خدا با محسنان یک معیت ویژه دارد. ما می‌خواهیم «مَعَنَا» بشویم، الامام بشویم. این معیت با امام شدن «یَرْحَلْ مَعَهُ» باید همراه بشویم. چگونه؟ «و مَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ» کسی که از بیت نفسش (تعبیر آنجا هم این بود «موطناً علی لقاء الله نفسه»)، نفسش را می‌خواهد موطن و وطنش را لقاء الهی قرار بدهد، آنجا برساند. اینجا می‌فرماید «و مَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ» کسی که از بیت خودش، از آنجایی که سکون داشت، حرکت بکند به جایی که حرکت است، به جایی که «لقاء من بیت» مهاجرت به کجا؟ «إِلَی اللَّهِ وَ رَسُولِهِ» به سوی خدا و رسول خدا. این هجرت بکند، دیگر هجرت فقط زمینی نیست، این هم جزء آن است. وقتی من راه می‌افتم می‌روم کربلا، می‌روم مشهد، می‌روم اربعین، این هم جزء آن است. اما فقط این نیست، فقط این نیست، بلکه خویشتن را بله. این حرکت و رحلت و حرکت با راحله و کاروان امام است که در عینی که مسیر زمینی را طی می‌کند دارد مسیر لقاء الله را طی می‌کند که تعبیر در اینجا «موطناً علی لقاء الله» که دارد بر لقاء الهی طی مسیر می‌کند. آن وقت به دنبالش می‌فرماید که وقتی که «مِنْ بَیْتِهِ مُهَاجِراً إِلَی اللَّهِ وَ رَسُولِهِ» «ثُمَّ یُدْرِکْهُ الْمَوْتُ» به تعبیر امام راحل ما می‌فرمایند که این موت اختیاری است. یعنی به این معنا که از صفات نفس خودش، از بدی‌های خودش، از اراده خودش محو شد، اراده امام در او حاکم شد. این موت را که ادراک کرد،  «وقد وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَی اللَّهِ» این دیگر وقتی این‌طور شد اجرش فقط بر خداست. دیگر اجر این، اجرهای وعده داده شده نیست. اجر علی الله است نه علی الأسماء و نعت المراتب. دیگر جنت کمتر از این است که بخواهد اجر این باشد. «وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَی اللَّهِ» که این تعبیر «و مَن یَخْرُجْ مُهَاجِراً إِلَی اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِکْهُ الْمَوْتُ» باور بکنیم که می‌خواهیم در این مسیر محرم حرکت داشته باشیم. لذا ببینیم هر شبی که هستیم با شب قدر آیا منزل‌مان عوض شد یا نه؟ جلوتر رفتیم یا نه؟ در اطاعتمان نسبت به امام که همان «فقط و اجر و ثُمَّ یُدْرِکْهُ الْمَوْتُ» موت از نقص قبلی‌مان و رسیدن به کمال امام، رسیدن به آن آیا محقق شده یا نه؟ ببینیم چه صفات نقصی در وجود ما هست، ببینیم چه صفات کمالی را نداریم که امام دارد. در این محرم از حالا مراقبت آن را آغاز کنیم که می‌خواهیم آن صفات نقصمان را که مانع حرکت ما با کاروان می‌شود، جا می‌گذاریم، ما را جا می‌مانیم از حرکت. خیلی‌ها جدا شدند، خیلی‌ها نیامدند، خیلی‌ها دعوت شدند ولی نرسیدند. لذا بپاییم. اینجا کاروان این‌گونه است. ممکن است انسان دلش هم بخواهد، ممکن است انسان مایل هم باشد اما همراه نشود. ممکن است در کاروان هم باشد اما در کاروان نباشد. «ذها» حال ظاهری‌اش در کاروان باشد اما آخرین لحظه نیست، این در کاروان و آنها می‌روند و این در بیابان تنها و سرگردان آنجا باقی مانده و بعد می‌بیند که «کی روی ره ز که پرسی چه کنی که قبلش این است کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش». اگر کسی از حالا آمادگی برای این حرکت کاروانی پیدا نکند، پیشواز این به اصطلاح حرکت نرود، قطعاً در لحظه‌ای که این کاروان با سرعت می‌آید حرکت می‌کند انسان نمی‌تواند همراه بشود، جا می‌ماند. این هم یک نکته.

خب اگر می‌خواهیم این را بکنیم، چطور خودمان را آماده کنیم برای همراهی با این کاروان؟ این هم نکته مهمی است. ببینید ما وقتی مشرف می‌شویم به مشاهد مشرفه حضرات معصومین علیهم السلام، یکی از آداب اذن ورود است. خیلی زیباست که اذن ورود را که در مشاهد مشرفه می‌خوانیم، مثل اذن ورودی که بر امام رضا علیه السلام همه ورودی‌های حضرت این را دارد که از اول عرض می‌کنیم «أَللَّهُمَّ إِنِّی وَقَفْتُ عَلَى بابٍ مِنْ أَبْوَابِ بُیُوتِ نَبِیِّکَ» اینها بیت النبوة هستند، یعنی نه بیت نبی به معنای بیت گلی، بلکه بیت آل نبوت هستند. «السلام علیکم یا أهل بیت النبوة» چقدر زیباست. این بیت نبوت اینجا می‌گوید «عَلَى بابٍ مِنْ أَبْوَابِ بُیُوتِ نَبِیِّکَ». ما بر بیت النبوة ایستادیم. اینجا فقط یک بیت ظاهری خشتی گلی نیست، بلکه این نبوت، این حرکت به سوی آسمان، لقاء الهی است. اینجا با این «أَللَّهُمَّ إِنِّی وَقَفْتُ» من اینجا ایستادم، «صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ مَنَعْتَ النَّاسَ الْخُلُوَّ بِهِ إِلاَّ بِإِذْنِهِ» کسی نمی‌تواند اینجا داخل بشود مگر اذن بگیرد از صاحب بیت. بدون اذن صاحب بیت نمی‌تواند کسی وارد بشود. بعد «فَقُلْتَ: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاَ تَدْخُلُوا بُیُوتَ النَّبِیِّ إِلاَّ أَنْ یُؤْذَنَ لَکُمْ» چنانچه در نظام ظاهری هم کسی نمی‌توانست داخل بیت النبی بشود مگر اذن بگیرد. بعد می‌فرماید «أَللَّهُمَّ إِنِّی حَرُمَتُ نَبِیَّکَ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ فِی غَیْبَتِهِ کَمَا حَرُمْتُ نَبِیَّکَ فِی حَضُورِهِ» که این حضور و غیبت حضرات معصومین و پیغمبر اکرم... حقیقتاً ما شهید را که زنده می‌دانیم، امامان ما در رأس هستند. اگر حیاتی برای شهید است به برکت وجود حیات امام است که اینها حیات دارند. لذا این‌طور نیست که بگوییم اینها رفتند و از دنیا رفتند و نیستند. لذا اعمال ما لحظه به لحظه بر آنها عرضه می‌شود. این لازمه حیات است. آنچه که بر ما تقدیرات می‌رسد لحظه لحظه از بیت آنها بر ما می‌رسد. با این نگاه بعد دنبالش می‌فرماید که «وَ لَمْ یُمْنَعْ أَنَّ رَسُولَکَ وَ خُلَفَاءَکَ عَلَیْهِمُ السَّلاَمُ أَحْیَاءٌ یُرْزَقُونَ مَقَامِی مِنْ رَأْیِی» یعنی می‌خواهیم وارد ماه محرمی بشویم که باور داریم امام حسین علیه السلام هر دفعه که می‌خواهیم سلام بدهیم ما را می‌بیند، «یَرَوْنَ مَقَامِی، یَسْمَعُونَ کَلاَمِی وَ سَلاَمِی» اما اینکه «أَنَّکَ عَجَبْتَ سَمْعِی عَنْ کَلاَمِهِمْ» یا «أَنْ سَمِعْتَ کَلاَمِهِمْ» می‌فرماید که «أَنَّ سَمْعِی عَنْ کَلاَمِهِمْ» یعنی شنوایی من از کلام آنها محجوب است، اما «وَ فَتَحْتَ بَابَ فَهْمِی بِلَذِیذِ مُنَاجَاتِهِ» در قبالش یک چیزی گذاشتی که نشان می‌دهد جواب سلام آن چیست؟ آن این است که می‌بینم حال نجوا دارم با امامم. حال نجوا با امام نشان می‌دهد که جواب سلام عینی است، نه جواب سلام لفظی فقط. یعنی من وارد شدم، وارد حیطه و آن به اصطلاح آن حرم و آن مدخل امام و بیت امام شدم. حال نجوا یعنی دیگر می‌توانم حرف بزنم. معلوم می‌شود در آن قرق‌گاه و حریم وارد شدم. چقدر زیباست که این حال نجوا مهم‌تر از جواب سلام ظاهری است که گوش من می‌شنید. نمی‌خواهد بگوید محجوب کردن یک نفی کمال است، می‌خواهد بگوید نه تو در دنیا جواب سلام را منافقین سلام می‌کردند به حضرات، حضرات جواب می‌دادند به آنها، اما این عین کمال نبود. آنجایی که کسی به حریم حضرات وارد می‌شد و می‌پذیرفتند و حال نجوا پیدا می‌کرد، هرچند که مثل اسرائیل بود و به حضور ظاهری حضرات هم نرسیده بود، اما حال نجوا با پیغمبر و اهل بیت را داشت. وقتی پیغمبر می‌رسد به مدینه می‌گوید «الجَنَّةُ مِنْ جانِبِی» من بوی بهشت را می‌شنوم. این ارتباط اُنس، این ورود به حریم خیلی زیباست که ما داریم به حریم امام حسین علیه السلام در ماه محرم وارد می‌شویم. ادامه دارد که حالا من ادامه این اذن ورود را خود دوستان ببینند. یکی از نکات این است که بعد از اینکه اذن ورود را داریم می‌گیریم، آخرین نکته در اذن ورودی این است: همه یک جور وارد نمی‌شوند، بستگی دارد در وقت ورود حال انسان چگونه باشد. لذا داریم از خدای سبحان می‌خواهیم که «فَضِّلْ لِی یَا مَوْلاَیَ أَفْضَلَ مَا فَضَّلْتَ لِأَوْلِیَائِکَ» می‌خواهیم وارد بشویم، به ما اجازه بده بهترین اذنی که اولیا وارد شدند، بهترین ورود با بهترین حال، بهترین ورود حال ما وارد شویم. لذا این‌طور نیست که همه وارد مجلس حضرت می‌شوند یک جور وارد شوند. یکی می‌بینی پشت در جا مانده، حالی نیست، اینکه آمده جزء آمده، اما یکی با تمام وجود آمده. کسی که به مقداری که انسان با تمام وجودش وارد می‌شود بهره‌مند است از وجود حضرت. نکته بعدی پس این را هم حواسمان باشد که اگر باور کردیم که داریم در مجالس حضرات... نکته بعدی این است: مجالس حضرات رسیدن به خدمت حضرات و زیارت حضرات. مجالس فقط دوری و غیبت نیست، زیارت حضرات است. اگر ما وارد مجالس حضرات می‌شویم قطعاً داریم به زیارت حضرات می‌رویم. شیخ جعفر شوشتری رحمت الله علیه می‌فرماید که مجالس و خیمه‌های امام حسین علیه السلام مثل زیر قبه حضرت است، دیگر نه فقط وضو زیر قبه به آن قرب و نزدیکی. اگر آدم این باور را بکند ببینید با چه ادب و مراقبه‌ای ما وارد مجالس حضرت می‌شویم. وقتی می‌خواهیم بیاییم یقین کنیم حضرت آنجا حاضر است و این زیارت و دیدن حضرت است، به خدمت حضرت رسیدن است. حال انسان در پوششش، نشستنش، آمدنش، رفتنش، آنجا حالی که پیدا می‌کند، نجوا که دارد، آیا متفاوت نیست تا وقتی که انسان می‌آید در این مجالس اما احساسش این است که حالا یک مجلسی است، حضرت هم یک نظری می‌کنند و یک توجهی می‌دهند؟ نه، این آمدن به خانه حضرت است، رسیدن به محضر حضرت است. لذا حسینیه‌ها، تکایا، مساجد، جاهایی که اقامه مجلس می‌شود، خانه‌ها، مجلس حضرت می‌شود، آنجا خانه حضرت است. لذا اگر کسی در خانه‌اش هم روضه خانگی می‌گیرد، خانه او در آن وقت روضه خانه امام حسین علیه السلام است، خانه حضرات است. آنجا پذیرا و مهماندار آنها هستند. خود صاحبخانه هم مهمان است چون حضور دارد. چون آنجا در حقیقت صاحبخانه حضرت است. اگر می‌خواهیم دعوتشان کنیم بیایند، خانه را تحویل آنها بدهیم. حال ما، خانه ما، وضعیت طهارت وجودی ما، شکل و شمایل خانه ما باید چه حالی داشته باشد تا اگر حضرت می‌فرمایند که من دارم می‌آیم به شما سر بزنم، شکل خانه را چه می‌کردیم برای اینکه آماده باشد تا دیدار حضرت را به بهترین وجه مراقبه کرده باشیم. از جهت ظاهرمان، از جهت حالمون، توجه‌مان، مداح و سخنران، موعد آن است. اصل آن حال حضوری است که انسان به زیارت حضرت دارد می‌آید. لذا اگر سینه‌زنی است، مداحی است، سخنرانی است، همه این‌ها را چه سخنران، چه مداح، چه به اصطلاح زائر، همه احساس داریم در محضر حضرت هستیم، همه یک عرض ادب می‌کنیم. با این نگاه وارد بشویم. این هم یک نکته که بهترین حال وارد بشویم به خدمت حضرت. داریم می‌رسیم. یک نکته دیگری را من در ادامه بگویم چون بحث‌ها خیلی زیاد است. اگر می‌خواهیم وارد بشویم، سعی کنیم که استغفار و توبه قبل از محرم را داشته باشیم تا «أَفْضَلَ مَا فَضَّلْتَ لِأَوْلِیَائِکَ» صورت بگیرد. چون وقتی می‌گوییم وارد بهشت می‌خواهند بشوند، خدا می‌فرماید «طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِینَ» اول پاک بشوید بعد داخل بشوید. یعنی کسی با ناپاکی و نجاست و یک حال در حقیقت نامناسب وارد نمی‌شود. باید این‌ها ریخته بشود. اگر می‌خواهیم به محرم وارد بشویم، اگر می‌خواهیم با حضرت همراه بشویم، می‌خواهیم حضرت به کاروانش ما را راه بدهد، همراه خودش اجازه بدهد، «طِبْتُمْ فَ» اول طاهر بشویم. لذا یک استغفاری که قبل از ورود به محرم باشد حتماً برای ما لازم است. چه نماز استغفاری را که یکشنبه‌های هر ماهی هم می‌شود خواند که فردا می‌شود خواند (هرچند ورودش در ذیقعده باشد) اما گفتن می‌شود خواند، چه حال استغفاری که انسان روزانه حال استغفار و ذکرش را داشته باشد برای خودش، مراقبه استغفار. اگر حقوق ناسی به گردنش است ادا بکند، صدقه بدهد برای اینکه موانع از وجودش برداشته بشود تا بتواند وارد بشود. صدقه برای ورود به محرم، همراه شدن با این کاروان در این سفر عظیم. ببینید اگر می‌خواهد یک کسی یک کار سفر مهم برود، انسان چقدر مقدمات می‌چیند. این سفر، سفر عظیمی است که می‌خواهیم از خاک تا مرتبه افلاک بالاتر از آنها می‌خواهیم سیر بکنیم. این سیر همراه با امام است. چقدر انسان باید بشارت بدهد به تو اجازه دادن با امامت همراه بشوی، در سفر عظیمی بیا وارد بشو. چقدر باید شاکر باشیم، شکرگزاری بر اینکه خدا به من نعمت داد دوباره بر این محرم توفیقی پیدا کنم، همراهی این کاروان را داشته باشم.

خب خیلی مسائل دیگری هم هست. من یادداشت کردم در اینجاها که این‌ها را بخواهم بگویم خیلی است ولی دارد که مثلاً صُدَیر یکی از یاران امام صادق علیه السلام است. وقتی خدمت امام صادق علیه السلام رسید، حضرت به او فرمود: «صدیر، روز جمعه‌ها روزی پنج بار زیارت امام حسین می‌کنی و ایام دیگر روزی یک بار». صُدَیر آنجا می‌گوید: آقا من مسیرم تا کربلا خیلی زیاد است، چطور بتوانم روزی پنج بار بروم و بیایم یا اینکه مثلاً هر روز بتوانم بروم و بیایم؟ ببینید چقدر زیبا آنجا حضرت می‌فرماید که «فَاصْعَدْ فَوْقَ سَطْحِکَ» می‌فرماید بالای بام خانه‌ات، حالا یا ایوان خانه یا در کوچه یا بیا هرجا که امکان‌پذیر است، «تَسْعَدْ بِهِ، ثُمَّ الْتَفَتَّ یَمِیناً وَ شِمَالاً» چپ و راست را نظر بکن، «ثُمَّ ارْفَعْ رَأْسَکَ إِلَی السَّمَاءِ» سرت را به سوی آسمان کن، قبر الحسین علیه السلام «ثُمَّ قُلْ» رو کن به قبر امام حسین، آنجا عرض کن: السلام علیک یا ابا عبدالله، السلام علیک و رحمة الله و برکاته. حضرت می‌فرماید «لَکَ بِذَلِکَ زَوْرَةٌ» این زیارت حساب می‌شود و هر زیارتی هم «وَ زَوْرَةُ حَجَّةٍ وَ عُمْرَةٍ» معادل یک حج و یک عمره است. در یک جای دیگر این روایت می‌فرماید که از امام نقل می‌کنند پیش امام دیگری که آقا این حدیث ذکر شده که از امام رضا علیه السلام نقل می‌شود پیش امام جواد علیه السلام که امام رضا فرمودند که به اصطلاح زیارت امام حسین علیه السلام معادل هزار حج و عمره است. حضرت می‌فرماید هزار هزار حج و عمره. ماشاءالله اگر باور بکنیم به این. چون حقیقت حج و عمره همراهی با امام و رسیدن به امام است که کعبه حقیقتش امام است، نه شرک باشد. این آن سپس آنجا «وَ جَعَلْتُ النَّاسَ تَهْوِی إِلَیْهِمْ» ابراهیم خلیل گفت: خدایا این کعبه را که قرار دادیم، بنا کردیم، «إِلَی هَؤُلاَءِ مِنْ وُلْدِی إِسْمَاعِیلَ» به سوی این فرزندان من، فرزندان اسماعیل، به سوی آنها عاشق کن، مایل کن که اینها به این عشق بیایند اینجا. که امیرالمؤمنین در کعبه زاده می‌شود تا نشان بدهد قطب کعبه و حقیقت کعبه ولی الهی است. این قسمت اول کلام بود.

حالا بخش دوم که اشاره به نکاتی در مورد مسائل. محضر قرآن مشرف بشویم، بیاییم رفقا محاسبه بکنند. فرصت که محضر قرآن می‌رسیم إن شاء الله وقتم یک مقداری بیشتر بشود. همین الان دوستان اتاق فرمان به آن فکر می‌کنم. عرض می‌کنم که سفر عشق است، سفر با اباعبدالله الحسین علیه السلام، سفر در محرم الحرام. ورود به این سفر با مهر اباعبدالله الحسین علیه السلام شروع می‌شود. گفت که سفر عشق، سفر عشق برای ماها از آن روز شروع شد که خدا مهر یک بیکفن انداخت درون دل ما. ما مهرمان را به اباعبدالله الحسین علیه السلام، مهرمان را به عاشقان و پیروان اباعبدالله با قربانی بیایید نشان بدهیم در ماه محرم. این هم یک مسیر دیگر، این هم یک راه دیگر.

ملایی: درست است حاج آقای عابدینی. همین قربانی هم می‌تواند یک مقدمه‌ای برای ورود باشد إن شاء الله به ماه محرم. عدد ۱۴ را بفرستیم به 20000303 کانال و صفحات و بخش‌های مجازی برنامه را دنبال بکنید. إن شاء الله موفقمان کند برای ماه اباعبدالله الحسین علیه السلام، ماه محرم الحرام. سوره مبارکه هود را تلاوت می‌کنیم این روزها. عرض می‌کنم که صفحه ۲۳۱، آیات ۸۲ تا ۸۸. پیشنهاد این لحظه‌های برنامه سمت خدا این است: بیایید برای کسانی که مهاجر إلی الله شدند، برای شهدای اقتدار و اتحاد ایران اسلامی که امروز سالروز شهادتشان است، سرداران عزیز ما، فرماندهان ما، دانشمندان هسته‌ای ما. پارسال یک چنین روزهایی آنها هم شاید داشتند تدارکی می‌دیدند برای این سفری که تا این لحظه در محضرش نشسته بودیم و در خدمت حاج آقای عابدینی بودیم. صلوات می‌فرستیم، ثواب قرآن را نثار ارواح شهدای عزیزمان می‌کنیم.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

صفحه231 قران کریم

خیلی ممنونم از حسن توجهتان تا اینجای کار برنامه سمت خدا. بی‌درنگ محضر حاج آقای عابدینی باشیم برای اینکه بخش دوم فرمایشاتشان را بشنویم و ببینیم.

حجت الاسلام عابدینی: خب امروز بالاخره این روزها یکی از بحث‌های مهم، بحث ادامه جنگ و همین بحث مذاکره است که مطرح می‌شود و این مطرح شدن مسئله در بین مردم حرف و حدیث‌های بسیاری ایجاد کرده. برای مردم هم با توجه به مجاهدت‌های جنگی که داشتند حساسیت دارد و این یک حسنی است که کشور کاملاً نسبت به این مسئله مهم حساسیت شدید دارند و این یک نعمتی است. مردم ما در این مسئله حضور داشته‌اند و دنبال این هستند که این حضور هم به ثمر برسد. یکی از نکاتی که در اینجا هست این است: ما جنگ نظامی را الحمدلله واقعاً به حتی اقرار دشمنانمان پیروز شدیم. درست است که زدیم و خوردیم، اما در مقابل یک قدرت عظیم جهانی که ادعاهایش سر به فلک کشیده بود، ما به گونه‌ای مقابله کردیم، موازنه ایجاد کردیم که هر زدنی را با زدن مقابلش توانستیم و لذا این یک برتری عظیم محسوب می‌شود. همه اقرار کردند و آنها هیچ باور نداشتند. اما در قبال این، وقتی که بحث روایت این جنگ می‌شود، روایت ثمرات آن می‌شود، اینجاست که کار خیلی سخت می‌شود. من همیشه عرض کردم یک دهم جنگ ما جنگ نظامی است، نه دهم جنگ، جنگ روایت و شناختی است. به گونه‌ای که روایت از این جنگ است که در اذهان می‌ماند، در ذهن‌ها جاری می‌شود و سرنوشت‌ساز است. هر چه که در متن‌ها نوشته بشود یک دهم مثل مسئله نظامی اثرگذاری را دارد. اما آنچه که افتخار می‌ماند برای کشور، اقتدار ایجاد می‌کند برای کشور، بازدارندگی ایجاد می‌کند، می‌تواند در بین ملت‌ها سرفرازی و رشد و اثرگذاری ایجاد بکند، آن حقیقت روایت جنگ است. الان می‌بینیم که بعضی از این مسئولین کشور آمریکایی، به خصوص آن رئیس جمهورشان، خودش آزاد می‌داند که هر جوری حرف بزند. یعنی پشت پرده بگویند یک چیزهایی می‌گوییم اما آنچه که توییت می‌زند و بیان می‌کند با نگاه اقتدار، آمرانه و استکباری است. اگر یک موقع ما این را چون یک رئیس جمهور است، رئیس جمهور هر کلامش هویت حقوقی دارد نه یک شخص حقیقی، این حرکت یک حرکت حقوقی است. لذا نمی‌توانیم بگوییم که این حرف می‌زند مصرف داخلی دارد. نه، هر حرف او به عنوان روایت، نتیجه و سرنوشت جنگ است. اگر مسئولین ما مراقب باشند که حرف‌های یک رئیس جمهور این شخصیت حقوقی است و در سرنوشت و روایت جنگ اثر دارد، نمی‌شود بگوییم پشت پرده چیزی را می‌گویند ولیکن آنچه در ظاهر است غیر از این باشد. اگر این کار را کردیم، ممکن است ما پشت پرده حرف‌هایی بزنند اما خوشمان بیاید، اما در ظاهر حرف‌هایی بزنند که تمام مردم دنیا را به اینکه ما را مجبور کردند، ما را به این رساندند، این پیروزی در نظام جنگ شناختی محسوب نمی‌شود و لذا این‌طور ما شکست نظامی در جنگ شناختی خوردیم. ما باید مراقب باشیم این را به عنوان یک سند ببینیم که رئیس جمهور سند از حرفش وقتی دارد حرف می‌زند، آنچه معیار است، آنچه میزان است، آنچه به ما اگر می‌گوید «نه من هیچی نمی‌دهم، هیچ کاری نمی‌کنم، این‌ها را مجبور کردیم» این سند است. اگر این را دارد می‌گوید ما نباید قبول بکنیم. همان‌طور که ابتدای آتش‌بس وقتی که به ما گفتند قبول کرده، گفتیم باید توییت بزند که من آن شرایط ده‌گانه را قبول دارم. این یک نکته که حرف‌های رئیس جمهور آمریکا این‌طور نیست آزاد باشد. اگر نمی‌تواند حرف درست بزند، لااقل به او بگویند باید خاموش باشد، این ایام خفه شود حرف نزند. (در پرانتز منظور حضرت عالی این است که آن چیزی که از شخصی مثل رئیس جمهور آمریکا در مرأی و منظر مردم و دنیا می‌بینند و می‌شنوند، آن را هم حتی ما باید ملاک قرار دهیم. اصلاً شخصیت حقوقی این ملاک برای ماست، نه حرف‌هایی که خفا می‌زنند. چون جنگ، جنگ شناختی است. اگر ما این‌ها را نگیریم و نبینیم و ملاک قرار ندهیم، پس فردا اینها ثبت در تاریخ است، این‌هاست که نشان می‌دهد.)

نکته دوم این است که مطالبه‌گری مردم نسبت به آن ده شرطی که داشتیم، قطعاً باید در میدان همچنان با قوت برپا باشد و اگر در جایی احساس بکنند که ممکن است کوتاهی شده باشد، حتماً با نقد ناصحانه باید طلب بشود و مطالبه بشود. اما مراقب باشید که این نقد ناصحانه به نزاع کشیده نشود. ببینید قرآن چقدر زیبا بیان می‌کند: «وَ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِیحُکُمْ» یاد خدا دعواها شما را از خدا غافل نکند. الان وقت استغاثه است، الان وقت تضرع به درگاه الهی است که خدایا بهترین را خطور بده در ذهن مسئولین ما، خدایا آن استقامت و ثبات را خطور بده در دل مسئولین ما و خود ما. بعد به دنبالش «أَطِیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ» و «لا تَنَازَعُوا» یعنی از محور را در وقت جنگ بیش از زمان عادی باید اطاعت از ولی الهی قرار داد. در حالت عادی هم باید اطاعت کرد، اما در وقت جنگ این محوریت أشد است. «وَ لا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا» این «تَنَازَعُ» خیلی معنا دقیقی دارد. تنازع یعنی نزاع، یعنی ریشه‌کن کردن. می‌گوید حرف‌هایتان با همدیگر جوری نباشد که ریشه‌کن کنید همدیگر را. اگر با هم دارید حرف می‌زنید، از ریشه هم را درنیاورید. نقد کنید، نقد کنید، اختلاف عیبی ندارد، اما تنازع نکنید. «فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِیحُکُمْ» قدرتتان از دست می‌رود. لذا حتماً مطالبه‌گری باید باشد، باید باشد، اما ناصحانه باشد نه تنازع باشد. همان‌طور که رهبری فرمودند که اختلاف غیرموجه و حتی موجه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنید. تنازع یعنی ریشه‌کن کردن. انسان نسبت به طرف، به امام باقر علیه السلام عرض کردند این عملش خراب است، می‌توانیم بگوییم فاجر؟ فرمود: نه، این عمل خراب است، نمی‌شود به ذاتش گفت فاجر. مراقب باشیم به خاطر مسائلی ریشه‌کن همدیگر را نکنیم. دشمن نقشه دارد برای آینده نزدیک ما و یقین دارد که این اختلافاتی که در اثر مسائل اقتصادی پیش خواهد آمد (مشکلات اقتصادی هست و ممکن است بعضی مسائل بعد از این هم بیشتر هم بشود) لذا آن خودش یک منشأ دو قطبی در کشور می‌شود. یک منشأ آن هم قبول این مذاکرات ممکن است دو دستگی‌ها، دو قطبی تنازعی را ایجاد کند. این به اصطلاح تنازع‌ها چه در مسئله اقتصاد، چه در مسئله مسائل مذاکرات و اینها، مراقب باشیم چیزی است که دشمن چشم دوخته به ما. یقین داریم دشمن در قبولش هم خیانتکار است، جفاکار است و قصد عمل به این‌ها را ندارد مگر مجبور بشود. کی مجبور می‌شود؟ وقتی که مردم با هم به صورت واحد و اتحاد کامل داشته باشند و بدانند که دشمن هیچ اختلالی در این مردم ایجاد نخواهد شد. پس مراقب باشید با آن نتایجی که پیش‌بینی می‌شود، دشمن دو ماه تا سه ماه آینده دنبال این است که دوباره ۱۸ و ۱۹ دی را بخواهد علم کند و این قائم به این است که ما چقدر کمکش بکنیم. آها یعنی اختلافات ما، اختلافات نقد غیرمنصفانه، تنازع به قول معروف بخواهیم ریشه همدیگر را بزنیم. و همچنین مراقبت در مسائل که لازمه آن این است که مواسات را جدی کنیم. اگر این مواسات جدی نباشد، مشکلات اقتصادی، اختلافات را، ناملایمات را، و ناراحتی‌هایی را که به میدان بکشد و به خیابان بیایند زیاد می‌کند و آن هم اگر قطعاً مثل ۱۸ و ۱۹ دی که یک صدمه عظیمی ایجاد شد، دشمن منتظر این فرصت است. ببینیم چقدر می‌توانیم حالا در جهادمان مقابله کنیم إن شاء الله.

ملایی: حاج آقا خیلی ممنونم، سپاسگزارم از شما. اجازه بفرمایید دیگر باید رفع زحمت بکنیم. بحث بحث جدی است. إن شاء الله دنبال کنید. به نظرم همین فرمایش بخش آخر حاج آقای عابدینی را خیلی جدی بگیریم. در پناه حضرت حق باشید و باشیم. عمری باشد و سعادت. فردا یکشنبه با حاج آقای رفیعی سلام خواهم کرد به شما. ارادتمندتان، خداحافظ.

ارسال دیدگاه


ارسال

جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید

دیدگاه ها