خیلی خوش آمدید به برنامه امروز. و حالا که زمان پخش برنامه را یک مروری کردیم، خوب است این را هم عرض بکنم که همکار عزیزم، دوست گرامی من و رفقای خوبم کلاً در شبکه جهانی ولایت، آقای محمودی، رفقا برنامه یکشنبهها را که با حضور آقای رفیعی تقدیم شما میشود، آماده میکنند برای جمعهها و ویژه ناشنوایان با اجرای آقای محمودی تقدیم شما میشود. امیدوارم که آن موقع هم هر کسی دوست دارد برنامه را همراهی بکند. یکشنبه و متعلق به زوج آسمانی ولایت، در حالی که همچنان عطر خوش غدیر در کوچههای شهر و خیابان و ... بفرمایید با حاج آقای رفیعی عزیز باشیم دقایق پیش رو. آقا سلام عرض میکنم خدمت شما. خیلی خوشحالم خدمتتان هستم. ما چون ندیدیمتان، ایام را همه را تبریک عرض میکنم و زیارتتان چون بودید، از طرف بینندهها و شنوندهها و خودم عرض میکنم که نوش جان تان.
حجت الاسلام رفیعی: بسم الله الرحمن الرحیم. عرض سلام و ارادت خدمت جناب عالی و بینندگان عزیز. عرض تبریک ماه ولایت و ماه امامت. در آستانه مباهله قرار داریم. غدیر را پشت سر گذاشتیم، موالید امام هادی و امام کاظم علیهم السلام را داشتیم و بسیاری از مناسبتهای فرخندهای که خوب قبلاً هم اشاره کردیم که انشالله خوب است تا بیست و پنجم لااقل این برنامهها ادامه پیدا کند. و از بیست و پنجم به بعد انشالله عزیزان به استقبال ماه محرم و عزاداری بروند. نایبالزیاره دوستان بودیم، ما هم برای منبر و همچنین برخی از برنامههای سیما خدمت دوستان بودیم. امروز هم در خدمت شما هستیم. یک قدری هم زودتر برنامه شروع شد، حتماً اطلاعرسانی شده. آره. و بینندههای حرفهای برنامه دیگر انشالله همراهی میکنند. چون که قرار است یک مقداری زودتر ما برنامه را تحویل بدهیم، پخش را (روی آنتن را در واقع) تحویل بدیم. فکر میکنم که افتخارآفرینی ... فعلاً خدمت حضرت بله. در ادامه دعای مکارم الاخلاق، دو فراز مهم و بسیار تأثیرگذار از این دعا را امروز عرض میکنم. گرچه همه دعا مهم است. امام از خدا در این بخش دو چیز میخواند که در لسان مردممان هم اینها غالباً مطرح میشود (حالا عرض خواهم کرد): اللهم ان لک بی الطریقه المثلى (خدایا توفیق بده در راه با فضیلت، در صراط مستقیم تا آخر حرکت کنم) (ادامهاش شبیه همین است) و اجعلنی على ملتک – مرا بر دین تو قرار بده. عَمُوتُ وَ أَحْیَا – هم زنده باشم و هم بمیرم. خب پس دو تا فراز باید مورد بررسی قرار بگیرد: یکی از خدا بخواهیم در صراط مستقیم باشیم، دو بخواهیم مرگ و حیات ما بر اساس دین باشد. مَثْلَى مؤنث مِثْل است، در اینجا به معنای همان راه حق و راه مستقیم است، استمرارش را از خدا میخواهیم. بله به امیرالمؤمنین عرض شد که آقا شما چرا میگویی عُدْنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ (شما مگر خودتان صراط مستقیم نیستید؟) فرمودند: بله، ما در صراطیم، صراطیم ولی حالا به این مضمون از خدا میخواهیم ادامه بدهیم، استمرارش را بگوییم. من اجازه میخواهم این جمله را اینجا عرض کنم که «صراط مستقیم» یا طریقه مثلى که اینجا امام میگوید خدایا توفیق بده ما در آن باشیم، چیست؟ چهار پنج تا معنا شده که همهشان با هم قابل جمع است. من عرض میکنم:
یک. عزیزان بیننده، صراط مستقیم یعنی صراط بندگی خدا. اگر کسی بنده خدا بود، در صراط مستقیم است. میفرماید: إِنَّ هَذَا صِرَاطِی مُسْتَقِیمًا – این صراط مستقیم را عبادت کنید خدا را. فَاعْبُدُوهُ ... وَ أَنِ اعْبُدُونِی هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِیمٌ. دیگر بله. پس هر کسی عبد خدا شد، بدون در صراط مستقیم است. اگر عبد شیطان شد، عبد نفس شد، بدون در صراط مستقیم نیست. جالب است بینندگان بدانند که «صراط» در قرآن جمع نیامده، مفرد آمده. حدود ۳۰ مرتبه (اونی که یادم است) این کلمه در قرآن (حالا دقیق یادم نیست) به همین مضمون آمده. مفرد، سبیل نه آمده در قرآن اما صراط چون راه یکی است دیگر. آره دیگر، اتوبان یکی است.
معنای دوم عرض میکنم: صراط مستقیم، کلمه توحید است. بعضیها گفتند که در این روایات دارد که اگر کسی بر اساس فطرتش خدا را واحد بداند و از خدا در واقع اطاعت کند و مشرک نشود، این در صراط مستقیم است.
معنای سوم که اشاره شد (روایتش هم کم نیست) امام صادق فرمود: نَحْنُ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِیمُ، امیرالمؤمن: أَنَا الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِیمُ وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَى الَّتِی لاَ انْفِصَامَ لَهَا – ما صراط مستقیم هستیم، دستگیره الهی هستیم. این در زیارت جامعه کبیره هم آمده: أَنْتُمُ الصِّرَاطُ الْأَقْوَمُ. در زیارت غدیر هم آمده که علی جان، تو کسی هستی که خدا تو را صراط مستقیم قرار داده. لذا تبعیت از ولایت هم این است. چه؟ صراط مستقیم است. عزیزان بیننده، کلمه «صراط» زیاد شنیدید، صراط یعنی راه و در قیامت صراطی داریم که همه ازش باید عبور کنند. که حالا به هر حال برای اینکه امام متوجه بشویم گفتند مثلاً پلی است، معبری است. در روایت داریم که صراط دوتاست: صراط در آخرت و صراط در دنیا. این روایت از امام صادق علیه السلام است: صِرَاطَانِ: صِرَاطٌ فِی الدُّنْیَا وَ صِرَاطٌ فِی الْآخِرَةِ. خب آخرتش که معلوم است. اما دنیا چیست؟ فرمود: آن صراط در دنیا هُوَ الْإِمَامُ الْمُفْتَرَضُ الطَّاعَةِ – امام معصوم. لذا ولایت ائمه که (حالا این معمای ولایت) بله، ولایت امیرالمومنین این همان است که امام رضا در آن سفر فرمود دیگر، فرمود که لا اله الا الله حصنی الهی است و کَنْ شرط دارد. شرطش آن ولایت است. حالا ممکن است در ذهن بینندگان باشد چرا؟ علتش این است که به هر حال ولایت تثبیتکننده نبوت است، نبوت در واقع ترویج توحید است. اینها همه با همدیگر است. اینها مبانی دینی ماست. پس پیروی از در واقع ولایت... حالا ببینید صرف محبت کافی نیست؟ اتفاقاً در همین سفری که مشرف بودیم، یک آقایی بود (معلوم بود حالا شاید من اشتباه میکنم، خیلی از این آدمهای مقید مثلاً نیست) گفت: بله، حب امیرالمومنین کافی است برای بهشت. دیگر عاشق علی هستیم. روز غدیر آمدیم اینجا. گفتم: بله، ولی مثلاً بعد خودش گفت: نماز اگر نشد مثلاً، روزه اگر نشد. گفتم: ببینید دین خدا... خدا رحمت کند رهبر شهیدمان را و رحمت که انشاالله مورد رحمت الهی است، مقام عالی را به ایشان عطا کند. ایشان میفرمود که مبانی دینی ما (و عاشورا که حالا محرم نزدیک میشویم) بر سه بنیان گذاشته شده: خب، یکی عقل و خرد، یکی عاطفه (این هم یکی از مبانی است که در واقع باید بر اساس آن حرکت کرد). حالا اینها را توضیح بدم. میفرمودند آنجایی که... یکی هم (عذر میخواهم) سوم: عمل. عقل و عاطفه و عمل. در ذهن بینندگان تفکر کنید: بله، تعقل کنید، یَعْقِلُونَ، تَعْقِلُونَ، تَفَکَّرُونَ – این تفکر و تعقل مال عقل است (اهل منطق باشیم). خب، عاطفه تعبیرش محبت است. آنجایی که به شما میگوید محبت داشته باش و بغض. عمل، اطاعت است. یعنی نتیجه عقل میشود فکر، نتیجه عاطفه میشود محبت، نتیجه عمل میشود اطاعت. من به ایشان گفتم: شما یکیش را دارید میگویید آن محبت است که نتیجه عاطفه است، ولی آن دو تا هم سرجایش است. اینطور نیست که ما مباحث دینیمان مثل یک پازل میماند. یعنی شما نگاه کنید روایات متعدد در منابع ما راجع به اهمیت عقل و تفکر (که حتی ساعتی از تفکر بالاتر از اینقدر عبادت است). بله، منابعی از روایات ما و آیات ما: لِیَسْ ... لِسَانَ اللَّهِ مُطِیعاً لِلَّهِ، هر که مطیع خدا باشد، میگویید این محب ما هم هست. ببینید اینها همان سه عنصر است. خیلی انشالله نظریهآفرین بود. من الان در جمع مبلغین (امروز جلسه داشتیم) گفتم: بروید امسال محرم (حالا اینجا بگویم بد نیست) گفتم امسال محرم، سخنرانان، مبلغها بروند روی موضوع «دیدگاههای آقا راجع به امام». اصلاً یک ریزش و رویش عوام و خواص. یادتان هست دیگر. بله. این میفرمودند کربلا را سه عنصر کرد: عنصر عقل، عاطفه و عمل داشت. آمد گفت تفکر کرد. دیگر آمد گفت آقا ما انتخاب کردیم. انتخاب. عاطفه هم داشت: «حسین جانم فدای شما». اجازه عمل داد، یعنی شمشیر دست گرفتم، میدان جنگ. نیامد بگه چون بعضیها این کار را کردند، مثلاً هِرْمَةُ بْنُ سَلِیمٍ (یا سلیم) آمد گفت: آقا من خیلی شما را دوست دارم، ارادت دارم، از جدتان، از پدرتان امیرالمؤمنین شنیدم. در همین صحرا گریه کرد برای شما. فرمود: اینجا خون کسانی ریخته میشود که نظیر ندارند. آقا خب حالا تو چه میکنی؟ گفت: چی؟ من عذرخواهی میکنم، میروم کوفه. ببینید محبت هست (عاطفه). اما از عقل و عمل چه؟ گفت که هر چقدر بخواهی برایت گریه میکنم ولی نان به تو نمیدهم. این نکته بسیار قشنگی است. من خواهش میکنم حتماً بگذارند در کانال. عقل و عاطفه و عمل. نتیجه عقل میشود تفکر، نتیجه عاطفه میشود محبت، نتیجه عمل میشود اطاعت. خوب، حالا یک نکتهای من اینجا عرض کنم: ما آدمها (جناب آقای) متفاوتیم دیگر. الان مثلاً یک رشوهای پیشنهاد بشود، یک پول سنگینی، یکی فوراً رد میکند، یکی ممکن است که کمی تأمل کند و بالاخره ... یعنی نگاه ما به ترک حرام و نگاه ما به انجام عبادت ... یکی میبینید تا میگویند الله اکبر با همه میشود غریبه. پیغمبر اینطور بود دیگر. میگوید اصلاً کسی را نمیشناسد. حالا خود حضرت امام گفتند در پاریس دوربینها را چیدند (خب حالا امکانات امروزی که نبوده). آنجا آقا میخواستند یک مصاحبه مهمی بکنند (حالا شاه رفته بود یا مثلاً دولت موقت میخواست بشود). نمیدانم تا بیان این دوربین را بگذارند، آن دوربین را بگذارند. امام هی بالاخره درست کنند صحنه را. اذان شد، اول اذان همه چیز آماده شد، امام بلند شد به نماز ایستاد. بله، آقا تازه ما اینها را آماده کردیم، این صحنه را. فرمودند: نه. امام رضا علیهالسلام مشغول بحث بودند، موقع نماز شد بلافاصله... پس این روایت خیلی قشنگ است. فرمود: مردم از صراط پنج جور عبور میکنند. چرا؟ چون در همین دنیا هم عبورشان از گناه و توجهشان به عبادت پنج جور است. آها: عَلَى خَمْسِ طَبَقَاتٍ – مردم بر صراط چند طبقهاند: یَمُرُّ مِثْلَ الْبَرْقِ (بعضیها مثل برق عبور میکنند؛ سرعت برق بالاترین سرعت). رشوه آمد، گذشت مثل برق. نگاهش به نامحرم افتاد، چشمش را بست مثل برق. تا موبایلش یک چیز مبتذل آورد، ردش کرد مثل برق. به نماز ایستاد مثل برق. ماه رمضان را روزه گرفتیم. وَ مِنْهُمْ مَنْ یَمُرُّ مِثْلَ عَدْوِ الْفَرَسِ – بعضیها مثل دویدن اسب (این هم خوب است، تند است، آره، منتها به اندازه آن نیست، نیست). وَ مِنْهُمْ مَنْ یَمُرُّ مَشْیاً – بعضیها مثل راه رفتن (یک خرده بله). آنجا هم نگاه میکنیم: ای آقا فلانی مثل برق عبور کرد، آن یکی مثلاً با فرض کن سرعت عبور کرد، این ندارد. یواش یواش میرود. چی میگویند؟ خرش کی خویش، خلاصه لنگان خرش کی خویش به مقصد میرساند. وَ مِنْهُمْ مَنْ یَمُرُّ هَبَّةً – بعضیها سینهخیز اول رد میشود، زجرِ بسیار میکشد. در جبهه همینطور بود دیگر. یکی راحت روی میرفت، جانش را فدا میکرد. انشالله برقش که نمیرسیم اما پنجمین مَنْ یَتَعَلَّقُ ... و این دسته چهارم کسانی هستند که خلاصه آویزان میشوند، میافتند. یعنی چهار دسته اهل نجاتند، آخرش بالاخره لطمه میخورند. خوب، پس تا اینجا بخش اول عرض من که دعای امام سجاد بود تمام شد: خدایا ما را در صراط مستقیم قرار بده. خیلی دعا کنیم (البته همهاش میکنیم) اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ داریم دعا میکنیم. صراط مستقیم: صراط توحید، صراط ولایت، صراط عبادت، صراط عبور از نفس. این بخش اول.
اما بخش دوم هم خیلی مهم است: وَاجْعَلْنِی عَلَى مِلَّتِکَ. میدانید «ملت» به معنای جمعیت هم هست. وقتی در مقابل دولت قرار میگیرد، میگویند دولت و ملت. اما «ملت» در قرآن و روایات به معنای شریعت و دین هم آمده. دیگر آیه قرآن است دیگر: مِلَّةَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا – خب این ملت، معنای شریعت. خب حالا امام از خدا چی میخواند: خدایا مرا بر دینت قرار بده. عَمُوتُ وَ أَحْیَا – هم زنده باشم و هم بمیرم بر دین تو. این همان است که در زیارت عاشورا میگوییم: اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد. اجازه میخواهم یک چند تا دعا یاد بدهم به بینندگان (قبلاً اشاره کردیم) برای اینکه انشالله هم زنده و سعادتمند زندگی کنیم، هم سعادتمند از دنیا برویم. بچههای فضای مجازی برنامه، اولاً چند تا آیه میخوانم که نشاندهنده اهمیت این بحث است. بینندگان عزیز، این آیات را بگذارند. دوستان، سوره نساء آیه ۱۳۷: خدا دارد بعضی از این آدمهایی که تغییر رنگ میدهند را میشمارد، میگوید: إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا (پس خوب است دیگر) ثُمَّ کَفَرُوا (کافر) ثُمَّ آمَنُوا (آها، سوم، دوباره ایمان آورده) ثُمَّ کَفَرُوا (چهار بار آمده: آمنوا، کفروا، آمنوا، کفروا). صبح ایمان میآورد، شب کافر میشد، مثلاً حالا یک اینطور، به درد نمیخورد. این آیه ۱۳۷ مال منافقین است: إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا ... به درد نمیخورد. آیه دیگر که توصیه میکنم بینندگان (شبها از خانه میآیند بیرون، پنجره آپارتمان نگاه به آسمان میکنند) این پنج تا آیه را بخوانید. آیه ۱۹۰ تا ۱۹۴ سوره آل عمران (۵ تا رَبَّنَا دارد). این رَبَّنَاهایش را در قنوت بخوانید (دعاهای قرآنی). آره، بعد امام صادق فرمود که کسی میخواهد دعا کند، پنج مرتبه بگوید یا رَبَّنَا مؤثر است. طبق این آیات، بله. امیرالمؤمنین میفرماید: رسول خدا شبها میآمد بیرون، نگاه به آسمان میکرد، این پنج تا آیه را میخواند: إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلاَفِ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ لَآیَاتٍ تا آخر. ۵ تا رَبَّنَا دارد. و نکته دیگر آنکه (این در واقع پنج آیه) رسول خدا فرمود: وَیْلٌ لِمَنْ قَرَأَهَا وَ لَمْ یَتَفَکَّرْ فِیهَا – وای بر کسی که اینها را بخواند و در آن تفکر نکند. حالا من با یکیش کار دارم: آیه ۱۹۳: رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِیًا یُنَادِی لِلْإِیمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّکُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَ کَفِّرْ عَنَّا سَیِّئَاتِنَا – چی آخرش؟ وَ تَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ (توفنا مع الابرار). نه اشرار، نه اشرار. بعضیها در کربلا با اشرار مردند، اما حر با ابرار. اگر هم حالتان نیست، این دعا را بخوانید در همه قنوتهایتان بگویید رَبَّنَا یا اللهم توفنا مع الابرار. این دو تا آیه: بله. آیه اول ۱۳۷ نساء، آیه دوم که باز این آیه شریفه سوره ابراهیم آیه ۲۷: یُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَ فِی الْآخِرَةِ – خوش به حال آنهایی که ثابتند، هم در دنیا، هم در آخرت. سَبَبْت ... لقمه ... در زیارت عاشورا میخوانیم. حضرت ابراهیم بچههایش را جمع کرد. خب دو تا پسر دارد دیگر: ابراهیم، اسماعیل و اسحاق. اسحاق هم یعقوب را دارد، یعقوب هم یوسف و بچههایش را دارد (حالا نمیدانم چند تا از نوههایشان آن موقع زنده بودند). اینها را جمع کرد دورش، گفت: بچههای من، خدا را شکر، هیچکدومتان کافر نیستید، مشرک نیستید (حتی بچههای یعقوب هم کافر نبودند دیگر). حالا بعداً ... در این خیلی جالب است. فرمود: من یک تقاضایی ازتان دارم: فَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ – سعی کنید مسلمان بمیرید. پس تَوَفَّنِی مُسْلِمًا مهم است، تَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ مهم است، رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً مهم است، رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا مهم است. همین دعاهایی است که امام صادق فرمود زیاد بگویید: یا الله، یا رحمان، یا مقلب القلوب، بله. یا الله، یا رحمان، یا رحیم، یا مقلب القلوب ثَبِّتْ قَلْبِی. میلاد امام کاظم دیروز بود. بله، شنبه، بله. یکی از اصحاب میگوید: آمدم خدمت ایشان، آقا فرمودند که خیلی این دعا را بخوان: اللهم لا تَجْعَلْنِی مِنَ الْمُسْتَعَارِینَ وَ لاَ تُخْرِجْنِی مِنَ التَّصْیِیرِ – خدایا دین من عاریهای نباشد که از من بگیرند. هیچگاه دینم متزلزل نباشد. پس یکی از امور بسیار مهم ... ببینید نمونه: عاقبت بد، شیطانه دیگر. بله. ۶۰۰۰ سال عبادت، آنطور سقوط کرد. شیطان، تکبر، بد عاقبتش کرد. صَعْلَبَةَ انصاری، مال، بد عاقبتش کرد. بعضیها اینطورند. یک کتابی است، جناب آقای ملا (یادم افتاد، البته نویسنده فوت کرده، خدا رحمت کند، از دوستان ما هم بود) حاج آقای ابوترابی، بله، اسم کتاب این است (این سید نیستا، بله، آن غیر از آقای ابوترابی محقق، نویسنده است، آره، اهل یزد است، ایشان من هم خدمتشان رسیده بودم) یک کتابی دارد به نام اسرار حسن عاقبت و سوء عاقبت (دو جلد). به به، خیلی قشنگ است. اسرار حسن عاقبت و سوء عاقبت کتابهای قطوری است. فکر میکنم از خود ایشان گرفتم، فکر میکنم که در دو جلد، تمام عوامل عاقبتبخیری و تمام عوامل بدعاقبتی را با داستان آورده، جذاب و جذاب. البته کتابهای کوچکتری هم نوشته شده در این رابطه. همین جا خدمت بینندگان عزیز عرض کنم: اگر بچهتان خوب است، دعا کنید خوب بماند. اگر بد است، دعا کنید خوب بشود. اما فکر نکنید بد از دنیا میرود. خیلی خوبا بد رفتند، خیلی بدا خوب رفتند. دو تا روایت میخوانم از امیرالمؤمنین که من نتیجهاش را دیدم (یعنی خودم آدمهایش را دیدم، شما هم حتماً دیدید). یکیش این است: فرمود: إِنَّ حَقِیقَةَ السَّعَادَةِ أَنْ یُخْتَمَ لِلْمَرْءِ بِالسَّعَادَةِ – حقیقت سعادت این است که یک کسی پایان کارش به خیر باشد. و حقیقت شقاوت این است که پایان کارش به شر باشد. بعد فرمودند: کَمْ مِنْ عَاکِفٍ عَلَى ذَنْبِهِ (خیلی عجیب است) چقدر گناهکارها را میبینی که شما میگویی این دیگر فایده ندارد، خُتِمَ لَهُ بِخَیْرٍ (عاقبت بخیر میشود) و کَمْ مِنْ مُقْبِلٍ عَلَى عَمَلِهِ (چقدر آدمی که اینها نماز و روزه و اینها هستند) مُفْسِدٍ فِی آخِرِ عُمْرِهِ (تاریخ دیدیم دیگر). بله، یعنی شما طَیِّبْ حاج رضایی، آن شخصیت... بله، نمونهاش چطور میشود؟ حر، خود حر، زهیر... خیلی از شهدایی که در هشت سال دفاع مقدس ما داشتیم، اینطوری. معروف شده بود دیگر، اینطوری شناخته میشدند که تا قبل از شروع جنگ تحمیلی (چون همزمان شد تقریباً حالا با پیروزی انقلاب اسلامی) تا قبل از آن، یک شرایط دیگری داشتند، یک رفتار و حالا اسطوره شدند. بله، این نکته بسیار مهم است. همین الان در همین قضایای اخیر، من آدمهایی را میبینم که پیشینه بسیار انقلابی داشتند، مذهبی داشتند، حتی یک وقتی مثلاً من با بعضیهایشان همسفر بودم، اهل نماز شب، اهل ... الان شدهاند تریبون سلطنتطلبها و آنجا دارند فقط فحش میدهند. و آدمهایی که حالا دیگر شفافتر بگویم، متوجه میشوند بینندگان. اصلاً ما هیچ امیدی نداشتیم، واقعاً. آقا این شبها بعضیهایشان هر شب در این اجتماعات مبلغ نظام و رهبری و انقلاب شدند، در صورتی که لطمه هم خورده از بعضی جاها، اذیتهایی کشیدهاند. و این خیلی مهم است. لذا این عزیزانی که گاهی میآیند میگویند «بچهام نماز نمیخواند»، «دخترم فلان است»، ناامید نباشید. دعا کنید، باهاشان حرف بزنید. چون ما یک اصلی داریم به نام «اصل تحول». بله، اصل تغییر. بله. و این ممکن است برای هر کسی اتفاق بیفتد. اللهم غیر سوء حالنا به حسن (ایام عید هم میگوییم دیگر). أَحْسَنَ الْحَالِ ... این نکته بسیار مهم و قابل توجه.
خب من یک چند تا از عوامل و نشانههای (یعنی راهکارهای) این مرگ با عزت را بگویم. یعنی عاقبت بخیر:
۱. شهادت. بله. بالاخره شهید، گذشتهاش نادیده گرفته میشود. و این خیلی نکته مهمی است. خداوند روح رهبر شهیدمان را از این جلسه شاد کند. چهلم گرفته بودند برای شهدای جنگ ۱۲ روزه (همین روزها بوده دیگر). ۱۲ روزه در همین ایام بود (غدیر قبل غدیر شروع شد). ۲۳ خرداد پارسال. آره، حالا من به قمری و شمسی. چهلم گرفته بودند و من هم رفتم خدمتشون، نشسته بودم کنارش. فرمودند که آقای رفیعی، این خانوادههایی که اینجا هستند، ۴۰ روز اجرشان را از دست دادن و همه رقمی هم هستند (فرمانده بزرگ مثلاً توشونه مثل شهید سلامی، شهید بچهاش آمده، نوش جان؛ افراد معمولی هم توشان هست، بمب خورده، مثلاً تهران زده، این بله). فرمودند: اینها همهشان باید تقدیر بشوند. یک وقت جدا، این خیلی مهم است، خیلی مهم است. خودشان هم که بلند شدند تشکر کردند از همه اینها تقدیر و تشکر کردن. شهادت یک مرگی است که به هر حال در همین جنگ ۴۰ روزه هم (که هنوز ما در وضعیت به هر حال آمادهباش قرار داریم) انشالله خداوند کمک کند جبهه اسلام را. همین افراد بودند، خانوادههای اینطوری بودند که گاهی همه رقمی در اینها بود. این یک راه برای اینکه در واقع این اتفاق در زندگی...
۲. یکی هم که همه بلدند، آیه قرآنی است دیگر: وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ (بله). آیه شریفه که میفرماید عاقبت و فرجام نیک برای پرهیزگاران است. پس تقوا و خویشتنداری هم انسان را عاقبت بخیر میکند.
۳. جوانان عزیز، یک عامل دیگری که عرض میکنم: جَالِسُوا الْعُلَمَاءَ یا جَالِسِ الْعُلَمَاءَ – نشست و برخاست با عالمان دینی داشته باشید، سعادتمند میشوید، عاقبت بخیر میشوید. ببینید ممکن است مثل اینکه به یک کسی میگوییم با پزشکان ارتباط داشته باش، سالم میمانی؟ نه آقا، من یک پزشک میتوانست مریضش را بکشد. خب حالا یکی هم اینطور میشود: من یک پزشک میشناسم، اشتباه کرد، دارو داد، طرف مثلاً بدتر شد. بله، من نظام پزشکی را دارم میگویم قاعده را. من استثنائات را که نمیگویم. شما در طول تاریخ نگاه کنید، خود این مردمی که جوانهایی که سال ۵۷ با امام رفیق شدند (حالا امام را نمیدیدند اما شیوه امام، منش امام) عاقبت بخیر شدند. اینها خیلی مهم است. مخصوصاً من همینجا عرض کنم چون ماه محرم هم نزدیک میشود، ائمه جماعات، سخنرانان، روحانیون ارتباطشان را با مردم حفظ کنند، بتوانند از این طریق، این موجب سعادتمندی میشود. این هم عامل دوم.
یک عامل سوم: شهادت (گفتیم). تقوا. مجالست با علما. شما ریاضی از ما بهتر میدانید. ریاضی میرسیم. بله، یک عامل دیگری که به هر حال در منابع روایی ما بر آن تأکید شده (امیرالمومنین سلام ...) حالا این را باید روش فکر بشود. البته فرمود: خشمت را کنترل کن. وَ تَجَاوَزْ عَنِ الْخَطَأِ، عِنْدَ الْقُدْرَةِ – آنجایی که قدرت دارید، بگذرید. واقعاً از شما میآید بیچارهاش کنی (حضرت عالی یک پستی داری، میتوانی یک آدم را پیچیده جلوت، فوراً مثلاً باهاش برخورد کنی). اگر گذشتی، تَکُنْ لَکَ الْعَاقِبَةُ. خشم را کنترل میکنند. اینهایی که در واقع در بزنگاهها میگذرند، نادیده میگیرند. خیلی هم داستانها دارد. گفت که آن عالم وارد شد، یک جوان آمد سلام داد به امام حسین، جواب شنید، خیلی بهش برخورد. گفت: چطور به این راحتی ... بعد رفت پیشش و گفت که شنیدم، متوجه شدم. تو گفتی بله من هر دفعه میآیم جواب سلام را میشنوم. گفت: آخه تو چه کردی؟ گفت: من جوانی بودم، ازدواج کردم با یک دخترخانومی، شب عروسی متوجه خطایی در زندگی این آدم شدم که اگر اعلام میکردم، عروسی به هم میخورد، آبرویش میرفت (سیده بود). گفت: آبروی مرا حفظ کن، من هم سفارش میکنم جدم اباعبدالله، هر وقت سلام میدهی، جواب سلام تو را میدهم. و من همین شدم. آقا یک وقت میبینی یک راه ۱۰۰ ساله را آدم با یک گذشت، با یک توجه عبور میکند. خیلی مواظب آبروی مردم باشید. خیلی از هم بگذرید، خدا از شما میگذرد. میگذرد. قرآن میگوید: وَ لْیَعْفُوا... اَلاَ تُحِبُّونَ – نمیخواهی خدا تو را ببخشد؟ خب ببخش. پنج سال است با این برادرت قهر هستی؟ خجالت بکش. دو سال است با این نمیدانم خواهرت، با این گاهی با پدر و مادر. بعضیها فرزندم با من مثلاً قهر کرده. خب ببینید، وقتی هم به آن آقا میگوییم، میگوید: مگه ندیدی فلان کرد؟ خب ببین، اصلاً قهر جای یک طرف؟ یک خطایی کرده دیگر؟ خطا نکرده، بیشتر تحویل گرفته، این را کمتر تحویل گرفته، آن را بالا نشان داده ... چیزهای بسیار پیشپاافتاده. این هم عامل. چهارم شد؟ بله: تقوا، مجالست با علما، شهادت، یک عامل دیگر هم در به اصطلاح نیکعاقبتی، مسئله دفاع از حق است. فِی لِزُومِ الْحَقِّ تَکُونُ السَّعَادَةُ. اگر جایی تشخیص دادید چیزی حق است، سکوت نکنید و این خیلی نکته مهم است. مکرر ما دیدیم. من در خصوصی افراد شنیدم میگوید حق با فلانی است، اما در عمومی نمیکند. خیلیها آمدند به حضرت زهرا شب گفتند حق با شماست (مثل معاذ بن جبلها) حق با شماست، ولایت با امیرالمؤمنین. اما فردا نیامدند، از او دفاع نکردند. این است که در روایت داریم: خوشا به حال کسانی که حق را میشنوند، حق را قبول میکنند و از حق دفاع میکنند. این دفاع خیلی مهم است. آقای ملایی قبول دارد بنده برحق هستم، در دلش باشد، به چه درد من میخورد؟ این هم عاقبت بخیر لازم است بیاید به صحنه.
ملایی: من در خدمت شما هستم. خواهش میکنم، خدمت از ماست. این بحث حضرت عالی به نکته خیلی جالبی (حالا ختم که نه، شاید بعد از قرآن ادامه بدهند حاج آقا) ولی به نام نامی حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله علیها روز یکشنبه و ماه ذیالحجه و ایام مربوط به او و شوهر گرامیشان و فرزندان بزرگوارشان. انشالله به حق حضرت زهرا شما و ما و همه بینندهها و شنوندهها عاقبتمان به خیر بشود. الان مردم ما حاج آقای رفیعی، پای همین حق ایستادهاند. میآیند بیرون، سختی دارند، گرانی دارند، اوضاع اقتصادی را میبینند، گله دارند (گله دارند) اما نظام را تشخیص میدهند. آقای نظام را، امام با اخلاص، شهدا با اخلاص بنیان گذاشتند، پای آن نظام ایستادهاند، نه پای شخص افراد. دفاع از رهبریشان میکنند، دفاع یعنی این. خیلی مهم است. اشخاص را هم اگر دفاع میکنند به میزان ملاکی از نظام حق است. بله، در جنگ صفین یک کسی تردید شده بود که حق چیست و فلان. یکی از اصحاب امیرالمومنین به او فرمود: چرا دچار تردید شدید؟ ببینید عمار کجاست. نگاه کن ببین عمار عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِیٍّ... این خیلی مهم است. لذا این دفاع از مردم لبنان (بله) که من شنیدم هزاران نفر، صدها هزار بنده خدا آواره شدند این روزها در اثر ظلم دولت غاصب. الله خیلی دلم میسوزد. گاهی بعضی از این افرادی که حالا ایرانی زبان از اینجا رفتند، زیر علم نتانیاهو پرچم سینه میزنند. خیلی بدبختی است، خیلی. آن آدمی که این همه آدم کشته، این همه جنایت کرده و این خیلی دردناک است. لذا اگر انسان توانست از حق دفاع کند، حتماً عاقبتش به خیر خواهد شد. بسیار خوب. دوستان خوب اشاره بکنند زمان چقدر داریم و ادامه بدهیم با آقای رفیعی یا نه؟ من فقط حالا سفر اعلام بکنم خدمتتان. ما سوره مبارکه هود را داریم تلاوت میکنیم، محضر این سوره مبارکه هستیم. صفحه ۲۲۵، آیات ۲۹ تا ۳۷. ثوابش هم تقدیم کنیم محضر شهدای مظلوم فلسطین و لبنان به مناسبت فرمایش اخیر حاج آقای رفیعی عزیز. اللهم صل علی محمد و آل محمد
صفحه225 قرآن کریم
ملایی: خیلی ممنونم از حسن توجهتان تا اینجای کار به برنامه و چون یک چهار پنج دقیقه تقریباً از الان زمان داریم، حیف است که من حرف بزنم. با هم میشینیم پای صحبتهای حاج آقای رفیعی. بله، در بحث عَمُوتُ وَ أَحْیَا (بله) که زندگی و مرگ من بر دین تو بود، دیگر. امام سجاد علیه السلام در این دعا به خدا میگوید: وَاجْعَلْنِی عَلَى مِلَّتِکَ عَمُوتُ وَ أَحْیَا – یعنی مرگ و زندگی من را بر دین تو قرار بده. و اجعل مماتی ممات محمد. این را از آن طرف وارد بشویم. یعنی عوامل بدعاقبتی چه میشود که بعضیها فرجامشان بد میشود؟ البته همین جا اشاره کنم: این دعای یازدهم صحیفه سجادیه را هم (کوتاه است) راجع به عاقبتبخیری ببینیم. ببینید عوامل مختلفی موجب بدعاقبتی میشود: یکیاش را اشاره کردیم: خود تکبر از بندگی خدا. وقتی انسان گردن کشید در مقابل خدا، زمین میخورد تُزِلُّ مَنْ تَشَاءُ. نمونهاش شیطان است، گردن کشید. نمونهاش ابولهب است، گردن کشید: تَبَّتْ یَدَا أَبِی لَهَبٍ. عامل دیگری که موجب میشود انسان در زندگیش عاقبت و فرجامش به نیکی نینجامد، لقمه حرام است. حلالخوری آدم را عاقبت بخیر میکند. امام باقر علیه السلام فرمودند: عبادتی زیر این آسمان بالاتر از کنترل شکم و شهوت نیست: مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَیْءٍ أَفْضَلَ مِنْ عِفَّةِ بَطْنٍ وَ فَرْجٍ. و لذا شما وقتی زندگی بعضیها را بررسی میکنی، میبینی که مثلاً حالا رشوه، ربا، مال حرام. امام حسین روز عاشورا فرمود دیگر، فرمود: شما شکمهایتان از حرام پر شده، به خاطر همین تا مرز پسر پیغمبر کشتن هم پیش آمد. قرآن همین تعبیر را دارد، میفرماید که کسانی که انبیای بنی اسرائیل را میکشتند و خیانت میکردند، أَکَّالُونَ لِلسُّحْتِ – بله، سُحْت با سین و هاء و جیم، به معنای لقمه حرام است. دیگر حالا رشوه است، پول قمار است، شراب است، مجموعه. لذا خیلی حواسشان جمع باشد بینندگان. کسب حلال و حلالخوری، همین انسان را عاقبتش را به نیکی میکند، همین که برکت در زندگی انسان میآورد. مخصوصاً در این شرایطی که الان جامعه یک مقداری دچار آسیب اقتصادی هم هست، یک وقت شیطان گول نزند بگوید «نه دیگر، بر من که مجاز است». نه، باید ... بالاخره مال حرام در هر شرایطی مال حرام است. این هم یک عاملی که موجب بدعاقبتی میشود. عامل سوم: حب دنیاست که رَأْسُ کُلِّ خَطِیئَةٍ است. به هر حال خیلی از افراد این محبت به دنیا (یعنی اجازه ندادن) نه تنها کار خوبی انجام بدهند، بلکه راحت آنها را به کارهای منفی ... آنهایی که آمدند پیش ابن زیاد سر امام حسین را آوردند، خب برای چی آمدند؟ برای طلا و نقره. آمده بودند در کربلا جمع شده بودند. شما ببینید مثلاً در جنگ جمل که از جنگهای مهم تاریخ اسلام است و امیرالمؤمنین خیلی مظلوم واقع شد. در این جنگ با آن همه خطبه و اینها، باز هم هزاران نفر آن طرف جمع شدند. یکی از کسانی که در این جنگ شرکت داشت، یک عالمی است به نام کَعْبُ بْنُ صُورٍ. اولی که رفتند دعوتش کنند به جنگ جمل بیاید دفاع کند از همین افراد، گفت: با کی میخواهید بجنگید؟ گفتند: با علی بن ابیطالب. گفت: با علی؟ دهها آیه قرآن درباره او نازل شده. خودش گفت: ولی... کیسههای پولی که گذاشتند جلوش، بلند شد، سست شد و رفت. سست شد و رفت. این خیلی ... بعضیها این حب دنیا به آنها اجازه نمیدهد، زیر قارون، اجازه حقپذیری را به آنها نمیدهد. این هم یکی از عواملی است که عاقبت را تباه میکند. و عامل دیگر که تدریجاً آدم را بدعاقبت میکند، گناه است. نوع گناه (من کاری با اقسامش ندارم) نوع گناه. اصلاً ببینید «گناه» را در عربی چه میگویند؟ ذَنْبٌ، یعنی به معنای دنباله و دم. دیگر، چطور یک حیوانی مثلاً دم دارد؟ این گناه به معنای در واقع «ذنب» یعنی تبعات دارد. گناه دنباله دارد. واژههای مختلف راجع به گناه در قرآن بعد بحث کردند. چرا گناه را میگویند «جرم»؟ چون رابطه آدم را قطع میکند. چرا میگویند «فجور»؟ چرا میگویند «عصیان»؟ همه اینها دلیل دارد دیگر (نافرمانی). چرا میگویند «فجور»؟ چون در واقع میشکند پردهها را. لذا گناه در زندگیمان سعی کنیم نباشد، خیلی مواظب باشیم. البته همه ماها به همه گناه مبتلا نیستیم. باید ضریب آسیب خودمان را شناسایی کنیم و از آن چیزی که به آن مبتلا هستیم پرهیز کنیم.
ملایی: حاج آقا خیلی ممنونم. انشالله موفق باشید. انشالله با مریضی ما محشور باشید. شما عزیز. الهی آمین. و انشاالله دعا میکنم که شرایط خوبی برای تشییع رهبر عزیزمان فراهم بشود. الهی آمین. این عزیز انشاالله در روی دستهای مردم به خاک سپرده بشود و مردم از این در واقع نگرانی هم بیرون بیایند. انشالله. آره، دلبسته امام شهیدیم. انشالله که شفیع ما باشد و ما بتونیم به شایستگی خدمتگزار او باشیم. ممنونم از حاج آقای رفیعی. ممنونم از همکارای عزیزم در صدا و سیمای مرکز قم، سیمای نور. متشکرم از بچههای نودال (نور و...) و پخش. و التماس دعا دارم. انشالله زنده باشم و با سعادت. فردا با پناهیان به شما سلام خواهیم کرد. التماس دعا. خدانگهدارتان.