اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

1405-03-11-حجت الاسلام پناهیان-مدیریت ذهن در خانواده

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین. الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین به ولایت مولانا امیرالمومنین والائمه الطاهرین علیهم صلوات الله اجمعین. سلام عرض می‌کنم محضر شما مردم عزیز شریف مقاوم و همیشه در صحنه و دوستدار و عاشق امیرالمؤمنین علی علیه السلام. آقایان و بانوان، شنوندگان و بینندگان جان، خیلی خوش آمدید به این دوشنبه و برنامه سمت خدا.

معرفی برنامه

در یک روز تازه، یک روز خوب، در دهه ولایت و امامت، در آستانه عید سعید غدیر خم. یک ویژگی هم امروز در این چند روز پیدا کرده: دلای ما کبوتر سامرا شده و زائر امام علی النقی الهادی علیه السلام که الهی شهد شیرین ولادت ایشان بر همه شما عزیزان مبارک و مهنا باشه. خیلی خوشحالم از اینکه فرصت دارم خدمت شما خوبان باشم و تبریک بگویم این روزها را و دعوت بکنم برای همراهی با برنامه. یکی دو تا نکته هم هست که من فکر می‌کنم که در برنامه ما این روزها مکرر به آن پرداخته می‌شود. همین اول برنامه امروزم یک اشاره‌ای به آن بکنم. من شما که الان زنده از شبکه سه می‌بینید (تکرارش را ممکن است از شبکه محترم افق یا ولایت تماشا کنید یا صدای برنامه را از رادیو معارف گوش بکنید) شما رسانه غدیری رسانه این مسئله در برنامه سمت خدا باشید که چی؟ که آقا اطعام عید سعید غدیر خم. اطعام غدیر آنقدر که سفارش به آن شده در تخصص بزرگان و کارشناسانی که روایات را بخوانند، ما آن چیزی که از آنها یاد گرفتیم را خلاصه می‌کنیم و می‌گوییم که فوق‌العاده مهم است. انشالله اهتمام می‌ورزیم. برنامه سمت خدا هم جزئی از سیل خروشان اطعام غدیر. شما می‌توانید مشارکت بفرمایید. راه‌های مشارکت را هم در کانال می‌گوییم، هم در صفحات مجازیمان، هم در برنامه زیرنویس می‌شود. برایتان شماره کارت دارد و می‌توانید عدد ۱۱۰ را بفرستید به ۲۰۳۰۳ و در اطعام غدیر مشارکت داشته باشید. الهی که همگان موفق به این توفیق بشویم، آمین.

قبل از اینکه بیاییم برای برنامه، یک فرصت کوتاه چند دقیقه‌ای شد من حامل سلام شما عزیزان همیشه محضر کارشناسانی که می‌بینیدشان هستم و از آن طرف حامل سلام حاج آقای فرحزاد عزیز به شما بینندگان و شنوندگان عزیز که ایشان هم سفارش کردند: «آقا بگویید به همراهان برنامه که آقا اطعام غدیر را امسال هم جانانه برگزار کنیم». ما هم گفتیم چشم حاج آقا، می‌گوییم و اتفاقاً یادم است که یک چند سال پیش (چند برنامه که حالا قبلاً خدمت حاج آقا بودیم) یک کتاب از ایشان هم معرفی شد (اگر یادتان باشد) با عنوان غدیر. کتاب حاج آقای فرحزاد. به هر حال هر کجا هستند سلامت باشند عزیزانمان. برویم خدمت سرور ارجمند جناب حجت الاسلام والمسلمین حاج آقای پناهیان عزیز که دوشنبه که می‌شود، دیگر توقع و انتظار این است که محضر ایشان باشیم. بفرمایید آقا.

حجت الاسلام پناهیان: سلام علیکم.

ملایی: سلام علیکم.

حجت الاسلام پناهیان: من با دلی خون از رنجی که مردم لبنان دارند می‌کشند، در عین حال تبریک می‌گویم ولادت امیرالمومنین علی علیه السلام را (ببخشید غدیر خم را) و در واقع تولد امر ولایت را. ما به واسطه همین ولایت است که قدرت مقاومت پیدا کردیم. مردم صبور لبنان به واسطه همین امر ولایت است که افتخار آفریدند برای جهان عرب و این ایستادگی مثال‌زدنی و تاریخی را مقابل صهیونیست‌ها رقم زدند. نام علی بن علی علیه السلام و غدیر خم را شهدای لبنان بر فراز بردند در جهان اسلام، به ویژه شهید والا مقام سید حسن نصرالله عزیز. و ایشان با شهادتشون (قبلش با مجاهدتشون، با مجاهدت و شهادت یارانش که کماکان ادامه دارد) بهتر از هزاران کتاب در اثبات حقانیت غدیر، امیرالمومنین علی علیه السلام، ولایت حضرت را اثبات کردند، بله، و تثبیت کردند در قلوب و عقول مؤمنین. ما همانطور که مدیون غدیریم، مدیون امیرالمومنینیم، مدیون یاران امیرالمومنین که در این راه به شهادت رسیدند هم هستیم، مدیون مقاومت حزب الله لبنان هم هستیم. غدیر و هر مناسبت ولایی دیگر این دین‌ها را به یاد ما می‌آورد. ما یادمان نرود فتنه‌هایی که علیه ولایتمداران نسبت به امیرالمومنین علی علیه السلام در منطقه شکل گرفت. داعش و تکفیری‌ها کار را به جایی رسانده بودند که آدم‌ها به خاطر بهشت موهومی که تصور می‌کردند، باید سر کسانی را ببرند که نام علی بن ابیطالب دارند و نام زهرای مرضیه به خود گرفته بودند. کودکان، بزرگترها... این فتنه‌ها خاموش شد به واسطه مقاومت جانانه ولایتمدارانی مانند سید حسن نصرالله، مانند حزب الله لبنان و مردم شیعه. بله، هر کسی هر کجا یاد امیرالمؤمنین را زنده می‌دارد و غدیر را جشن می‌گیرد، دارد تغدیر و تشکر می‌کند (خواه ناخواه، چه به زبان بیاورد، چه به زبان نیاورد) تغدیر می‌کند از حزب الله لبنان، از این نیروی غریب مقاوم در جنوب لبنان در مقابل صهیونیست‌ها. انشالله رنج‌هایی که همین امروز دارند مردم لبنان تحمل می‌کنند، به کمک همه مسلمین، همه مؤمنین، به زودی برطرف بشود و خداوند متعال این جشن غدیر امسال ما را شاد، شادتر قرار بدهد با پیروزی و نصرت همه جبهه مقاومت. الهی آمین. یک سوی قصه، وفاداری حزب الله و لبنانی‌ها و شیعیان مرتضی علی علیه السلام به امر ولایت. یک سوی دیگر خباثت دشمن صهیونیست. حاج آقا و شاید این واژه خیلی واژه رسانه‌ای نیست (نمی‌دانم هست یا نیست)، اما واقعاً نامردی! جوانمردانه! مرد و زن و کودک و پیر و جوان را آماج حملات وحشیانه قرار می‌دهند.

ملایی: خیلی ممنونم از توجهتان به این نکته مهم. و بگذارید یک چیزی هم بگویم: دوست داشتن حاج آقای پناهیان خودشان ادامه بدهند ماجرا را قبل از برنامه. خب من سعادت داشتم زانو بزنم خدمت حاج آقای پناهیان چند دقیقه‌ای. دلهاش ارادت رفته بود حرم آقا امام هادی علیه السلام، اما دل حاج آقای پناهیان امروز رفته بود یک جایی دیگر. بله، فرزندان امام هادی علیه السلام در قم. خیلی خوب است مشرف بشویم به زیارتشان. حضرت موسی مبرقع (برادرشان) بله، برخی از فرزندان امام هادی علیه السلام در قم، امامزادگان معظّم، معظم، معزّز. انشالله توفیق پیدا بکنیم انشالله به قصد زیارت امام هادی علیه السلام مشرف بشویم محضرشان. یک مقدار در قم هم اخیراً صحن و سرای این امامزاده عظیم‌الشأن رونقی یافته. انشالله رونق بیشتری پیدا بکند انشاالله. و رونق اصلیش هم دل‌های مردم است که آنجا پروانه هستند و پروانه‌وار دور آن حرم مطهر می‌گردند و همین‌طوره انشالله نور استفاده می‌کنیم. خیلی زود هر که دوست دارد در قم حضرت موسی علیه السلام (فرزند امام جواد، برادر امام هادی) را زیارت بکند. یک اتفاقی هم حاج آقا حالا که دیگر مرور موضوعات مقدمه شد در برنامه تا برویم محضر بحث حضرتعالی. امسال هم مهمانی کیلومتری غدیر برگزار خواهد شد. به نظرتان بهترین کاری که شهروندی مثل من (یک شهروند) می‌تواند انجام بدهد، مهمانی چند کیلومتری غدیر چیست؟

حجت الاسلام پناهیان: بله، بگذارید من اشتباه خودم را اصلاح کنم (البته شما خیلی قشنگ... خیلی...). کدام اشتباه؟ گفتم فرزند امام هادی علیه السلام؟ برادر امام هادی. اتفاقاً می‌خواستم این را عرض بکنم: امام جواد علیه السلام همسری دارند (یادی بکنیم در روز میلاد امام هادی علیه السلام از مادر گرامیشان). بله، سمانه مغربیه. امام هادی علیه السلام عجب تعریف می‌کنند از این مادر. می‌فرمایند: شیطان راهی به مادر ما نداشت که بخواهد در ایشان تأثیری بگذارد. و این خیلی کلام بلندی است. بله، یا می‌فرمایند: مادر من به امامت ما ائمه هدی معرفت داشت. کسی عارف به حق امامت باشد، مقام بالایی دارد. این همسر گرامی امام جواد علیه السلام فرزندان برجسته‌ای دارند: مثل امام هادی علیه السلام، حضرت موسی مبرقع، موقّر و حکیمه خاتون و عجیب این بانوی دو عالم. ما حمد و ثنای الهی را به خاطر این مادر گرامی امام هادی علیه السلام به جا می‌آوریم؛ به جاست که تغدیر بکنیم، یاد بکنیم از این بانوی بزرگوار.

بسیار عالی. اما برویم به محضر غدیر امیرالمومنین علی علیه السلام. هر چه شلوغش کنیم برای غدیر جا دارد. جوابمان ۱۰ کیلومتری که چه عرض بکنم؟ من اگر توفیق پیدا بکنم، سعی می‌کنم (اگر بتونم جلسات و اینها اجازه بدهد) در این مهمانی ۱۰ کیلومتری از اول تا آخر شرکت کنم برای اینکه عرض ارادتی به امیرالمؤمنین علی علیه السلام نشان بدهم برای جشن غدیر. به به! ما سال گذشته... (حالا خاطره شخصی بد نیست بگویم) سال گذشته این ایام (قمری) جنگ ۱۲ روزه شروع شد. بنده عراق مشرف بودم (شهر ناصریه) و بعد آمدم نجف اشرف. دعوت هم بودم در این مهمانی ۱۰ کیلومتری. خوب راه‌ها هم که بسته بود و دیگر رفتیم زمینی لب مرز و خیلی با سرعت عجیب غریبی این دوستان ما را رساندند بالاخره به تهران و تهران ساعات آخری ۱۰ کیلومتری رسیدیم. واقعاً چندین بار نزدیک بود ما تصادف بکنیم در این جاده و اینها، ولی من همیشه می‌گفتم: می‌ارزد! برای غدیر آدم هر جوری می‌تواند تلاش کند. اتفاقاً چندین بار هم یاد جبهه افتادیم. اطرافمان را زدند (چون بود دیگر، جنگ بود). آره، دو سه تا از پادگان‌هایی که سر مسیر ما بود، در زمانی که داشتیم عبور می‌کردیم، خیلی صحنه عجیب و به قول بچه‌ها اکشنی شده بود. این از غدیر سال گذشته یاد من مانده و خیلی خوشحال شدم که آخر سر به جمعیت مردم در غدیر، در آن مهمانی ۱۰ کیلومتری رسیدم. و چقدر بازتاب عظیمی داشت که آقا این مردم در جنگ این‌جوری آمدند وسط میدان ایستادند. خیلی اثر عجیبی داشت. یعنی یکی از عواملی که موجب شد ۱۲ روزه آن جنگ تمام بشود، کمترین آسیب‌ها به ما برسد، دشمن عقب‌نشینی بکند، همان مهمانی ۱۰ کیلومتری غدیر سال گذشته بود. عجب! خیلی عجیب! یاد کنیم بسیار از آن ماجرای باشکوه را. اگر ما امسال فقط گرامی‌داشت سال گذشته را (حماسه‌ای که مردم آفریدند) بخواهیم به میدان برویم، جا دارد. اگرچه غدیر همیشه چه جا دارد که انسان فداکاری بکند. یک داستان از غدیر بگویم که هیچ‌کس در خانه نماند. آها، آره. یک داستان خیلی خوب است. خیلی خوب است. وقتی که امیرالمومنین علی علیه السلام را حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم می‌خواستند دستشان را ببرند بالا برای آن جمعیت صحبت کنند، یک عده‌ای از منافقین متوجه شدند ماجرا را. پای رکاب پیامبر اکرم و پای سخن حضرت می‌دانید چه کار کردند؟ صحنه را خالی کردند. در یک نقلی دارد که حضرت فرمودند: علی جانم! برو به مردم بگو بیایند جلو. در وضع سیاسی برای مجلس می‌گویند «آبستراکسیون» کردند که جلسه را از رسمیت بیندازند. یک عده‌ای خواستند جلسه امیرالمومنین را در غدیر از رسمیت بیندازند. حالا دیگر شما خود دانید می‌خواهید بروید این را تقویت بکنید یا نه. خیلی خوب، خیلی عالی.

ملایی: این نکته، نکته مهمیه که دیگر حالا (من که باشم اصلاً...). حضرات کارشناسان اهل فن، بزرگان دارن دعوت می‌کنند و الحمدلله رب العالمین رسانه ملی از جمله شبکه سه سیما، همکاران عزیزم مدام دارند این دعوتنامه رسمی را برای ما می‌فرستند: آقا مهمانی ۱۰ کیلومتری غدیر، آقا اطعام غدیر. جانم! من یک نکته دیگر عرض بکنم: ما به صورت سنتی خیلی وقت‌ها هیئت‌هایمان را محلی یا محفلی برگزار می‌کنیم. خب الحمدلله در این سه ماه اخیر، خیلی از مجالس به بیرون از محافل و چهاردیواری‌ها کشانده شده. آب و هوا هم مناسب است برای خیابانی شدن این تظاهرات ولایی. خب، ولی اگر بنا باشد ما همه ساله در چهار جشن‌ها و عزاداری‌ها را بگیریم (بنده دست‌بوس همه هیئتی‌ها و ذاکران اهل بیت و همه سینه‌زن‌ها و همه اهل جشن اهل بیت هستم) به سهم خودم تمنا از آنها می‌کنم عید غدیر را دیگر در چهاردیواری‌ها جشن نگیرند، بیایند بیرون. اصلاً عید غدیر اصلش آن تجمعی بوده که پیغمبر اکرم راه انداخته. یعنی مناسبت عید غدیر: تجمع، بیعت در تجمع، سخنرانی در تجمع، مدح امیرالمؤمنین در تجمع، تکرار تجمع. غدیر: زن و مرد. بله، اگر عاشورا را رفتیم در حسینیه عزاداری کردیم (که آن هم اشتباه است، باید بیاییم در خیابان‌ها سروصدا کنیم به قول امام خمینی عزیز برای سیدالشهدا). ولی اگر عاشورا را رفتیم در یک چهار دیواری عزاداری کردیم، غدیر را بیایید در خیابان، مخصوصاً و هیئت‌ها بیایند دور هم جمع بشوند. تجمع مهم است. به هم بپیوندند. بله، آن پیوندی که می‌خواهیم به یاد بیاوریم، پیوند جمعیت در زمان غدیر خم که جلو هم بیایند، آنهایی که عقب‌ترند بیایند جلو، می‌ایستیم، صبر می‌کنیم همه جمع بشوند. امیدوارم، امیدوارم ما بتوانیم از سال‌های آینده همانطور که زمان رسول خدا بود سه روز جشن ۱۰ کیلومتری (چون سه روز تجمع بود، بله، سه روز حضرت رسول نگه داشتند. توقف رسماً سه روز بود) ما چرا یک روز داریم می‌گیریم؟ بدونیم ما داریم کم می‌گذاریم. درسته عاشورا یک روز بود، ما ده روز داریم عزاداری می‌کنیم (شایسته هم هست، بیشتر هم بشود اشکال ندارد). ولی غدیر که سه روز بود، چرا یک روزش کردیم؟ درسته. این نکته است. ولی حالا عیبی ندارد، فعلاً حالا همین یک روز را غنیمت بدانیم تا انشالله سه روز را برای مردم خودمان زیاد نبینیم. الحمدلله ذاکران اهل بیت که اصلاً در این حماسه اخیر گل کاشتند، غوغا کردند. من نمی‌خواهم اسم ببرم (اسامی بعضی‌هایشان را بلد نیستم، ماشاالله نوظهور هم هستند) ولی حماسه‌سرایان و علوی‌تباران و حسینی ذاکران، این‌ها غوغا کردند. من مطمئنم اگر ما سه روز جشن بگیریم، هر سه روز، ذاکران اهل بیت می‌توانند پر بکنند وقت مردم را با جشن و پاکوبی حماسی و بینش. مردم می‌خواهند خستگی در کنند. حالا یک سخنرانی هم باشد شاید بد نباشد. ولی همان جشنی که می‌گیرند، از الان انشالله دور خیز کنیم. بله، انشالله سال آینده پای رکاب امام زمان أرواحنا له الفداء جشن بگیریم. الهی آمین. ولی سه روز جشن غدیر دیگر حداقلش است (کما اینکه در تاریخ همین‌طور بود). من از شما سؤال می‌کنم: واقعاً چه جوابی داریم ما به این سؤال؟ حضرت فرمودند: «یکی یکی بیایید بیعت کنید». آقا جمعیت زیاد است. همین‌جوری اعلام وفاداری؟ نه، خود جمعیت زیاد است. ما می‌ایستیم. بانوان حتی جداگانه بیایند، بیایند، ظرف آب بگذارند، یکی یکی دستشان را در ظرف باید بگذارند. خیلی جالب است. ها! کی می‌تواند جواب این سؤال را بدهد که چرا؟ چرا اینقدر شما تأکید دارید یا رسول الله؟ چقدر عظمت دارد مراسم آیین، این آیین سه روز؟! اینها خیلی جالب است. به اجمال می‌توانستند برگزار کنند دیگر. شنیدید حرف من را؟ خب برویم آقا یک اعلام وفاداری هم کردید، برویم آقا. اصلاً بیابان بود آنجا محل، بله، چیز نبود که استقرار نبود. هر چقدر تأکید کنیم برای غدیر کم است. ما تقصیر و قصور داریم نسبت به امیرالمؤمنین علی علیه السلام. وقتی از جشن گرفتن غدیر، از عزاداری عاشورا راضی می‌شویم که امام زمان أرواحنا له الفداء ما را شایسته ببینند به یاری طلبند و ظهور کنند. ولی همین قدر هم خاک قدم‌های این مردم را توی چشممان می‌کنیم، انتقاد نمی‌کنیم. ولی بدونیم که تازه شروع کردیم، تازه شروع کردیم، شروع کردیم. بله.

ملایی: انشالله که اطعام غدیر را هم یادمان نرود. شروع کردیم. در مورد اطعام غدیر یک نکته بگویم. بفرمایید.

حجت الاسلام پناهیان: مرحوم ملکی تبریزی (شما که بزرگواری می‌فرمایید، به ما میدان می‌دهید نه؟ آقا میدان!) این عارف جلیل القدر، سه روز افطاری می‌داد (شام می‌داد به مردم). حالا هر کسی روزه بود که می‌آمد افطار می‌کرد. مرحوم میرزا جواد آقای ملکی تبریزی، ایشان یک روز برای علما مهمانی می‌داد (حالا خانه‌های قدیم که این‌جوری نبوده که همه جا بایستند). مثلاً یک روز برای همسایه‌ها، یک روز برای فامیل. یکی از این روزها که روز سوم بود که داشت غذا می‌داد، همین غذا را داشتند پخش می‌کردند. یک سر و صدایی از طرف خانم‌ها بلند شد، جیغ و داد بلند شد. انگار یک حادثه تلخی. آقایان گفتند: چی شد؟ آقای صاحبخانه رفتند و آمدند، گفتند: هیچی، شام را میل بفرمایید، هیچی. غذا هم خوردند و رفتند. می‌خواستند بروند. آقای عارف بزرگوار فرمودند که: فردا صبح تشییع پسر ماست. گفتند: کدام پسر؟ فرمود: همین پسری که داشت الان پذیرایی می‌کرد. سر و صدا مال این بود که خورد زمین، حادثه‌ای پیش آمد و فوت کرد. گفتند: چرا نگفتید؟ فرمود: نخواستم مهمانی غدیر امیرالمومنین به هم بخورد. ای جانم علی! این بزرگترای ما چه کار می‌کردند؟ چقدر احترام قائل بودند. این حادثه اصلاً قربانی داد در این راه و خدا از او چه قبولی کرد! آن وقت ما باید چه کنیم؟ ما باید چه کار کنیم؟ بال و پر باید بزنیم برای غدیر. به قول یک عزیزی می‌فرمودند که غدیر را عید بزرگ این روز به عنوان یک بزرگداشت به آن نگاه نکنیم. مثلاً مثل مناسبت روز ملی مثلاً این‌جوری نگاهش نکنید. این اصلاً اساس و بنیان انسان، بشریت، نبوت، ولایت، توحید، معاد، همه چیز در این است. مخصوصاً امسال غدیر با روز ولایت فقیه هم عجین شده؛ روز آغاز ولایت فقیه، امام شهیدمان. بله، روز تغدیر از امام امت، چون ۱۴ و ۱۵ خرداد آن شکوه تاریخی تشییع بزرگی که در تاریخ تشیع سابقه ندارد مال امام خمینی بود. تغدیر از ولایت فقیه، روز تغدیر از ولایت فقیه در نام و شخصیت امام خمینی. روز آغاز ولایت امام شهیدمان (امام خامنه‌ای)، روز تجدید عهد با امام سید مجتبی عزیز هم امسال خواهد بود. انشاالله دیگر چه ترکیب عجیبی می‌شود! مهمترین روزها را در پیش داریم. خودمان را آماده کنیم و هر کسی می‌تواند هر طعامی که در خانه درست می‌کند بیاورد و یا کمک کند به جاهای معتبری که دارند اطعام می‌کنند. و در اطعام غدیر که سفارش خاص امیرالمومنین علی علیه السلام هست، طبق روایت اگر بخواهیم پیش برویم، روز عاشورا هم شما غذا بدهید، ثواب غذا دادن روز عید غدیر را ندارد. بر اساس روایات بخواهیم بسنجیم (حالا ممکن است به محاسبات دیگری یک وقت آدم به نتایج دیگری برسد). ولی برای هیچ روزی نفرمودند ثواب یک غذا دادن مانند یک نفر را غذا دادن که یک میلیون پیامبر را غذا داده باشید. اصلاً ما یک میلیون پیامبر نداریم! بحث ثواب و عظمت و جایگاه فوق‌العاده است.

ملایی: خیلی ممنونم حاج آقای پناهیان عزیز. این‌ها نکاتی است که شما گفتید، نکات اما اینها امهات است. انشالله که دست ما را بگیرند. الهی آمین. من یک جمله بگویم با اجازه‌تان به بیننده‌ها، بعد دیگر برگردیم. خیلی سریع عدد ۱۱۰ را بفرستید الان به ۲۰۳۰۳. گوشیتان را بردارید ۱۱۰ که انشالله یادآور نام امیرالمومنین در قلبمان همیشه باشد. ۲۰۰۰۰ ۳۰۳. این دیگر کوتاه‌ترین راه برای مشارکت در این امر مهمی است که آقای پناهیان درباره‌اش صحبت فرمودند. و اما یک نگاه به ساعت کنم: الان ۱۳ و ۳۴ دقیقه است (تقریباً، حالا ثانیه‌هایش را بگذاریم کنار). حاج آقا با شما. بله، من می‌خواهم کلامی از امام هادی علیه السلام را درباره مدیریت ذهن عرض بکنم که باب جدیدی است در بحث ما. هم نمی‌توانیم زیاد این باب را برویم جلو چون خیلی پیچیده و عمیق است، ولی هنوز بحث مدیریت ذهن در خانواده هستیم. بله. این بار با کلام امام هادی علیه السلام (فوق‌العاده است).

حجت الاسلام پناهیان: بسم الله الرحمن الرحیم. مدیریت ذهن که ما بحث می‌کنیم با همدیگر، خیلی آثارش عجیب است. وقتی که شما ذهن خودت را مدیریت نکنی، بگذاری ذهنت به هر سو برود، این تأثیر در اطرافیان شما خواهد گذاشت. حتی اگر بر زبان چیزی جاری نکنی و در رفتار چیزی نشان ندهی (یعنی بروز پیدا نکند، بروز پیدا نکند، کسی هم متوجه نمی‌شود که به چه فکر می‌کنی)، این اثر می‌گذارد در اطرافیان. و این اطرافیان الأقرب فالأقرب می‌شود دیگر. هر کسی نزدیک‌تر است به شما، روی او دارید تأثیر می‌گذارید بیشتر از دیگران. پس ما در خانه باید ذهن خودمان را مدیریت کنیم، بله، و کمک کنیم به مدیریت ذهن اطرافیان برای اینکه یک زندگی سالم داشته باشیم، صدمه به همدیگر نزنیم. خب، خب! اینکه من مدیریت ذهن می‌کنم، خیلی‌ها فکر می‌کنند مدیریت ذهن برای این است که ذهن می‌تواند تأثیر در رفتار من بگذارد و قطعاً تأثیر دارد. خاطر اینکه رفتار اشتباهی نکنم می‌خواهم ذهن خودم را درست کنم. نه، این‌جوری نیست. خاطر اینکه گفتار بدی نداشته باشم لازم است ذهن خودم را مدیریت کنم، فقط این نیست. من باید ذهن خودم را مدیریت بکنم چون اگر در ذهن من خرابکاری صورت بگیرد، همین‌جوری روی بقیه اثر می‌گذارد. دو تا روایت در این زمینه: یک روایت از امام هادی علیه السلام و یک روایت از امام صادق علیه السلام بخوانم. بفرمایید. امام هادی علیه السلام به متوکل ملعون یک بار می‌فرماید: لا تطلب الصفا ممن کدرت علیه، ولا الوفاء ممن غدرته، ولا النصح ممن صرفت سوء ظنک إلیه، فإنما قلب غیرک کقلبک له – انتظار نداشته باش کسی با تو با صفا برخورد کند وقتی که تو ذهن خودت نسبت به او مکدّر درست شد. بله، وقتی که پنهانی به یکی نارو زدی (آن هم نمی‌داند) ولی دیگر انتظار وفا از او را نداشته باش. با اینکه آن نفهمیده، نفهمیده و نمی‌داند. می‌فرماید: از دلسوزی انتظار نداشته باش از (مثلاً اعضای خانواده، همسایه، همکار) از کسی که صرفت سوء ظنک إلیه (سوءظن نسبت به او داری، هیچ کار دیگری نکردی، سوءظن نسبت به او داری). از او دیگر به تو خیر نمی‌رسد. ای وای! مدیریت ذهن چقدر مؤثر است، چقدر مهم است! خیلی من باید ذهن خودم را جمع کنم، نباید بگذارم ذهنم هرزگی کند. داریم پیشروی می‌کنیم. بله، قبلاً می‌گفتیم زبان خودمان را کنترل کنیم، اخلاقمان را، لبخند بزنیم، چی چی... الان امام هادی علیه السلام می‌فرماید: ذهن خودت را جمع کن، دل خودت را جمع کن، بددل و بد نظیر نشو نسبت به دیگران. إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ – بله. آن وقت او دیگر از او به شما خیر نمی‌رسد. یک باب جدیدی در بحث مدیریت ذهن نیست؟ این کاملاً... اصلاً از آن موقعی که شما حتی طرف نمی‌داند به چی فکر می‌کنید، آن قبلی از آنجا اصلاً یک در دیگر باز شد. الان درسته؟ یا مثلاً این روایت امام باقر علیه السلام (امام صادق علیه السلام) ببینید می‌فرماید: فلا تشتم من خلفه (از نیمه روایت دارم می‌خوانم) فإن الله یوقذلک فی قلبه... بگذارید آن قسمت پایانی روایت امام هادی علیه السلام را ترجمه کنم. می‌فرماید: ولا النصح ممن صرفت علیه – دلسوزی انتظار نداشته باش از کسی که نسبت به او سوءظن داری. خیلی نکته مهمی است. یعنی ذهنت نسبت به کسی خراب بشود، راه دلسوزی او به تو بسته می‌شود. فإنما قلب غیرک کقلبک له – قلب دیگران نسبت به تو مانند قلب تو نسبت به آنان است. خیلی کار سخت می‌شود! چون یک تاکیدی دارد دیگر. با اینکه او نمی‌داند، آن که با اینکه نمی‌داند. بله، خیلی کار دل‌ها به هم راه دارند. حالا این در روایات دیگری مفصل وجود دارد که باید به آن بپردازیم در موقع خودش. بله، می‌فرماید که مثلاً کسی هست که شما به او علاقه داری بدون اینکه او به تو خوبی کرده باشد، بدون اینکه در قلب او یک نکته مثبت نسبت به تو هست. دقت فرمودید؟ پس ما باید مدیریت بکنیم ذهن خودمان را. اگر بدی از کسی دیدیم، ذهن خودمان را منصرف بکنیم به خوبی‌های او. مثلاً با یک کسی قرار گذاشتید، شما نیامدی، این فلان فلان شده، عجب آدم چه بی‌ربط است. چند تا کلمه... بعد گفتی: بگو حتماً گرفتار شده، حتماً الان خودش هم بنده خدا شرمنده از تأخیر کرده. فرق دارد. این کدام یکی از اینها را تو دلت بگویی، در ذهنت مرور کنی. بله، از او به تو می‌خواهد خیر برسد یا نه؟ اصلاً خدا راهش را می‌بندد. کائنات (به قول جدیدها) می‌آیند... کائنات همه دست خداست (البته بعضی‌ها نمی‌خواهند اسم خدا را ببرند، فکر می‌کنند مذهبی می‌شوند اگر بگویند خدا). همه کائنات دست خداست، مقدرات دست خداست. حالا هر چی به هر تعبیری، هر کسی می‌گوید، راه‌ها بسته می‌شود. بعد دیدی که نه، واقعاً بی‌اعتنایی کرده، ارزش برایت قائل نشده. دیروز آمده فهمیدی این را. خب حالا چه کار می‌خواهی بکنی؟ ذهنت را منصرف کن. درسته، برای من ارزش قائل نشد، ولی آدم خوبی است، چرا؟ زن و بچه دارد، کار می‌کند. برو خوبی‌های دیگرش را ببین. تو کار به این بدیش داری؟ راه بسته می‌شود ها دیگر، از او به تو خیر نمی‌رسد. مدیریت ذهن کن. برو خوبی‌هایش را ببین. این واجب‌ترین کار است برای زن و شوهر. به همین دلیل در اخلاق خانوادگی این‌جوری می‌گویند. می‌گویند: زن و شوهر دعوایشان شد. مثلاً خانم ایرادی دارد، نگذارد شوهرش بخوابد، می‌گوید: «من اجازه می‌دهم بخوابی، باید از من راضی بشوی، بعد بروی بخوابی». نمونه؟ در ذهنش ببینید زن و شوهر، ازشان به همدیگر خیر نرسد، راه بسته بشود. چی می‌شود؟ جایش را حرص و... پر می‌کند دیگر. درسته. دیگر اصلاً جبران‌پذیر نیست. آن عباراتی که در قرآن کریم آمده بود مودت و رحمت باید بین زن و شوهر باشد. رحم بیاورند نسبت به یکدیگر، ابراز محبت بکنند، خیرشان به همدیگر برسد. خب، این مسدود می‌شود دیگر. می‌خواهد به همسرش (زن یا شوهر) محبت کند، نمی‌تواند. راه بسته است. من دیده‌ام بعضی از حرف‌ها را. بله، می‌آید می‌گوید: خانم، تو در ذهنت اتفاقی افتاده نسبت به من. نه می‌گوید: چرا من دو سه تا مثلاً می‌خواستم هدیه بخرم، هی بی‌پول شدم. داره خیلی... من به تو مسدود می‌شوم. تو مثل این... بعد یک دفعه خانم مغرور می‌آید می‌گوید که آره خب من یک سوءظنی فلان جا پیدا کردم. بابا خانم تو را خدا کوتاه بیا، سوءظن نداشته باش، بگذار ما خرج کنیم برایت. به همین سادگی‌ها. بله. البته این اتفاق در حرفه‌ای‌ها می‌افتد، آنهایی که قلبشان صفا دارد و رابطه... رابطه یعنی ما نسبت به هم نباید سوءظن پیدا بکنیم و باید هی برگردیم خوبی‌های همدیگر را ببینیم. آقا و خانم فرق نمی‌کند دو طرف. چون ما نزدیک هم هستیم، اگر به همدیگر صدمه بزنیم چه خاکی به سرمان بریزیم با این زندگی؟ درسته. باید زود ذهن همدیگر را درست کنیم. آقا آن نیامد ذهن ما را درست کند، ما ذهنمان را نسبت به او درست می‌کنیم تا خدا قلب خودمان را توجیه می‌کنیم. بله. آقای به شما محبت نکرد، بی‌اعتنایی کرد، چی چی... شما خودت توجیه کن: بگو ولی ببین این کارهایی که دارد می‌کند دارد برای ما نوکری می‌کند، این مرد بنده خدا گرفتار ما شده. شروع کن تعریف کردن. بعد یک دفعه می‌بینیم محبتش آمد، برکاتش هم آمد. مدیریت ذهن فقط فایده‌اش در رفتار دیده نمی‌شود، مقدمات آدم را به هم می‌زند. چه سخنی امام هادی علیه السلام دارند! این هدیه ویژه. بله، امام هادی علیه السلام دوباره از آن هدیه‌های ویژه.

ملایی: حاج آقا من دارم به این فکر می‌کنم که این مسئله اگر در مراودات خانوادگی، در تعاملات اجتماعی (فراتر از خانواده) من بلد باشم اجرایش کنم، چقدر زندگی چه اثر عجیبی، آثار عجیبی دارد. امام صادق علیه السلام همین مطلب را یک جور دیگر می‌فرماید. می‌فرماید: إذا کانت لک إلی رجل حاجة – خب، وقتی که به یک کسی احتیاج داری، فلاتشتم من خلفه – پشت سرش پیش خودت بدش را نگو. خب. جالب است. فإن الله یوقذلک فی قلبه – خدا این را می‌اندازد در دل آن هم، و با تو بد می‌شود. ها! بعد تو خیرت به او نمی‌رسد. ها! عجب، عجب! دیگر بحث اخلاق را گذاشته کنار. دیگر اصلاً تو اخلاقت هم خوب باشی، باطنت باید نسبت به او بد نباشد. بد نگویی؟ تشتم درسته. و بعد ببینید چه به هم ریختگی در یک سازمان، محیط اداره و ... نمی‌دانم خیلی جاها پیش می‌آید. حالا من به بیرون کاری ندارم، خانه آباد باشد. خانه مهم است. خانه هسته اصلی جامعه است. زن و شوهر به هم نباید بد باشند. ما دنبال خانواده‌ای هستیم که چه کار کنند؟ واقعاً کمک هم باشند. مردی که تغذیه روحی و عاطفی نمی‌کند زن خودش را، خدا می‌داند خدا با او چه خواهد کرد. حتی اگر شهید بشود در راه خدا، فشار قبر چه بسا پدرش در بیاورد برای این. حالا من این اشارات روایات دارم عرض می‌کنم. زنی که اهل نباشد برای شوهرش... حالا روایاتی در این زمینه داریم. من بعضی‌هایش را انشالله جلسات بعد می‌آورم که چگونه نعمت را خدا فرو می‌ریزد در خانه‌ای که زن و شوهر با همدیگر چی اند؟ موافقند. آقا من باید موافقم. من باهات موافقم. هی با همدیگر موافقت کنید، برکات می‌رود بالا. نه، این موافقت ظاهری و سوری باشد، موافقت قلبی باید باشد. آقا من چه‌جوری قلبی موافق باشم وقتی انتقادش را می‌دانم؟ یعنی می‌دانم مشکلاتش را، انتقاد ازش دارم، کینه ازش دارم؟ بدی به من کرده؟ کاری نداره. بحث مدیریت ذهن را گوش بده. در بحث مدیریت ذهن بهت یاد می‌دهم الان به بدیش نگاه نکن، به خوبیش نگاه کن. کاری نداره. بله، واقعاً خوب. یک زمانی که به شما خوبی کرده، به همان نگاه کن. آن زمانی که این خانم بله گفت «شما یک نتراشیده! نخراشیده!» را قبول کرد. خب او این خوبی را هیچ وقت یادت نرود. آن زمانی که این آقا به تو خوبی می‌کرد و مثلاً خدمت کرد، پولی آورد خانه، این هیچ وقت فراموش نکن. آن قسمت را. به این می‌گویند مدیریت ذهن. مدیریت ذهن می‌آید دل آدم را، خرابی‌هایش را می‌گذارد در بایگانی. گذاشتی در بایگانی، کم کم پاک می‌شود. بسیار خوب و می‌تواند زندگی انسان را متحول بکند. پس ما نباید چیزی باقی بگذاریم در ذهن همدیگر از بدی، و خودمان هم چیزی از بدی و سوءظن و شماتت... آره، این آخرین‌ها را نباید در قلب خودمان، در ذهن خودمان باقی بگذاریم تا برسد. انشاالله.

ملایی: من دوست داشتم این جلسه بحثمان برسد به اینکه چه بچه‌های ولایتمدار تربیت کنیم به خاطر غدیر خم. بله، چون ولایتمداری اصل مهمی است و اینها دیگر به خاطر آن مقدماتی که بحث شد، نرسیدیم. حالا نگه دارید، یادمان باشد هفته بعد. هنوز در خانواده‌ایم. هفته بعد مباهله را در پیش داریم. بله، یک جور دیگر دوباره هفته خانواده اهل بیت پیامبر. ذی‌الحجه برای خانواده پیامبر. اگر من یادم رفت، شما یادآوری بفرمایید ولایت‌مداری در خانواده، این چه جوری می‌شود. حتماً حاج آقا. ۴-۵ دقیقه پیش دوستان اشاره کرده بودند که ولی‌... شیرین بود. خیلی خوب است. خیلی خوب است. منم باید وظیفه دارم یعنی برخی نکات را با شما عزیزان در میان بگذارم. یک بار دیگر می‌خواهم خواهش بکنم استجابت دعوت کارشناسان رسانه از جمله آقای پناهیان، برنامه سمت خدا شبکه سه سیما، مهمانی ۱۰ کیلومتری غدیر را سنگ تمام بگذاریم برایش. اطعام غدیر را جدی بگیریم. یک کتابی را هم به استقبال شما خوبان (چون فرمایش شما بوده) دوباره باید به شما نشان دهم. اگر ندیده بودید سری قبلی، الان ببینیدش و انشالله همراه باشید. برنامه سمت خدا برای لینک راهنمایی بشوید چه جوری می‌توانید تهیه بفرمایید. عبارت کتاب را بفرستید به ۲۰۳۰۳، رفقا راهنمایی‌تان می‌کنند. کتاب چی بود؟ در یکی از برنامه‌های حاج آقای عابدینی این کتاب معرفی شد: سنت‌های الهی (حالا عنوان دقیقش الان برایتان می‌گویم که بگردید در فضای مجازی هم پیدایش کنید) سنت‌های الهی در نگاه و دیدگاه امام شهیدمان امام خامنه‌ای قدس الشریف با عنوان «در آغوش نیل». این کتاب «در آغوش نیل» مرور جامع بر موضوع سنت‌های الهی در اندیشه حضرت آیت الله العظمی شهید سید علی خامنه‌ای رضوان الله تعالی علیه. عبارت کتاب، ۲۰۰۰۰ ۳۰۳. محضر قرآن کریم مشرف بشویم، جانمان مصفا بشود، برگردیم. صفحه ۲۱۹ (دیگر بیشتر از این توضیح نمی‌دهم). الان تصویری که می‌اندازند، شمارگان آیات سوره مبارکه یونس هم خواهد آمد. اللهم صل علی محمد و آل محمد

صفحه219 قرآن کریم

ملایی: عزیزان همراه، سرشماره ارتباط پیامکی شما با برنامه سمت خدا ۲۰۰۰۰ ۳۰۳. حالا مثلاً برای کتاب عبارت کتاب را می‌فرستید. برای مهمانی (فرض بفرمایید) برای اطعام غدیر عدد ۱۱۰ را می‌فرستید. برای قربانی مثلاً همین این شماره ۲۰۰۰۰ ۳۰۳ را داشته باشید. برای اطعام غدیر سنگ تمام بگذاریم. به قول حاج آقای پناهیان غدیر را به یک روز تمام نکنیم. مهمانی ۱۰ کیلومتری را چند روز برگزار کنیم. حالا نه، این چیزی که الان هست اما تجمعاتمان، حضورمون و اینها. بفرمایید. یک کمی زمان داریم.

حجت الاسلام پناهیان: بنده فقط نگرانی خودم را از مظلومیت مردم لبنان نمی‌توانم پنهان بکنم. من اطلاعات نظامی ندارم، مصالح هم نمی‌دانم. ولی امیدوارم موانع سیاسی یک وقت موجب نشود ما اگر قدرت داریم انتقام نگیریم از صهیونیست‌ها به خاطر این جنایت‌هایی که دارند در لبنان انجام می‌دهند. نگرانی هم به این دلیل است که خداوند متعال می‌ترسم ما را نبخشد، ما را مورد صدمه قرار بدهد. من از همین الان ماندم، امشب می‌روم در میدان جواب مردم را چه بدهم؟ چون اطلاعات که ندارم ببینم واقعاً مصالح چیست؟ اگرچه اطمینان داریم به مسئولینمان و قطع دارم که ما انتقام مظلومیت و شهدای لبنان را خواهیم گرفت. در این تردیدی نیست. ما و لبنان و همه مؤمنین یکی هستیم. اگر حساب خودمان را جدا کنیم، نابود شدیم و این سنت خداست و این سنت الهی است که شما نمونه‌اش را در این کتاب «در آغوش نیل» (حالا بله، «در آغوش نیل» ) خواهید دید. مثل اینکه ما داریم از خودمان دفاع می‌کنیم. اصلاً تفاوتی بین این مسئله وجود ندارد. ولی کی ما بزنیم صهیونیست‌ها را؟ آنها را نمی‌دانم. امیدوارم هرچه زودتر این قدرت پیش بیاید و مصلحت اقتضا بکند و پشت سر مصلحت‌های ساختگی گیر نکنیم که مسئولینمان انشالله گیر نخواهند کرد. و بتوانیم انتقام از مردم مظلومیت مردم لبنان را بگیریم. راهش یک چیز است: امنیت جنوب لبنان و امنیت منطقه، راهش فقط یک چیز است: با قدرت برخورد کردن با صهیونیست‌هاست. انشالله مردم ما این توقعشان برآورده شود. الهی آمین. انشالله.

ملایی: ممنونم از شما حاج آقا. به امید دیدار دوباره و ادامه بحثی که داشتیم. و عرض می‌کنم خدمت شما خوبان که قرآن (ثواب تلاوت همین آیات امروز، آیاتی که در ادامه امروز امشب خواهیم خواند) و ثواب صلوات بر امام هادی علیه السلام را تقدیم می‌کنیم به ارواح طیبه چندین هزار شهید مظلوم لبنان که این روزها دارند به شهادت می‌رسند. التماس دعا و به امید دیدار دوباره.

ارسال دیدگاه


ارسال

جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید

دیدگاه ها