اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

1405-03-09-حجت الاسلام عابدینی- انقلاب اسلامی احیاگر مصادیق دینی

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین به ولایت مولانا امیرالمومنین والائمه الطاهرین علیهم صلوات الله و سلامه اجمعین. سلام عرض می‌کنم خدمت شما بینندگان جان، شنوندگان گرامی، همراهان خوب برنامه سمت خدا. شما که الان شبکه سه سیما را تماشا می‌کنید یا ممکن است از شبکه افق، شبکه ولایت برنامه را ببینید و سلام به شنونده‌های خوبی که صدای برنامه را شامگاه از رادیو معارف گوش می‌کنید. در دهه امامت و ولایت هستیم. تبریک عرض می‌کنم خدمت همگان. انشالله آماده باشیم همه برای اینکه آخر این هفته غوغایی به پا کنیم روی زمین در همراهی با فرشتگان در آسمان و در لبیک به دعوت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه طاهرین و بزرگانمان برای بزرگداشت عید سعید غدیر.

معرفی برنامه

خوشحالم از اینکه عمر طولانی شد اینقدر که دوباره محضر شما خوبان سلام عرض می‌کنم به اتفاق همه رفقای خوبم و دعوت بکنم از اینکه در طلیعه این هفته در ماه نورانی ذی‌الحجه الحرام با هم محضر سرور ارجمند استاد گرامی حاج آقای عابدینی عزیز سلام کنیم و انشالله شاگردی بکنیم. حاج آقا سلام عرض می‌کنم خدمتتان. صمیمانه‌ترین تبریکات را اینجا هم (کما اینکه همیشه عرض ادب می‌کنم خدمتتان) اینجا هم تبریک می‌گویم و عرض ادب دارم.

حجت الاسلام عابدینی: سلام علیکم و رحمة الله. عرض سلام و ادب و احترام خدمت همه بینندگان عزیزمان و همچنین عرض تبریک ما نسبت به این ایام عظیمی که من باورم این است که تا انسان به قیامت وارد نشود نمی‌تواند بفهمد این حقیقت چه کاری در دنیا می‌کرده. درسته که برای ما در روایات فرمودند، اما حقیقتش در قیامت آنجا که همه حقایق آشکار می‌شود معلوم می‌شود که امیرالمومنین علیه السلام چه نقشی در عالم و در وجود تک تک ما و در وجود اجتماعی داشته، ولیکن ما نمی‌فهمیدیم، کشش نداشتیم، ظرفیت فهم آن را نداشتیم. اما همین مقداری که محب امیرالمومنین بودیم، دنبال امیرالمومنین بودیم، ما را ملحق می‌کنند و امیرالمومنین علیه السلام و اهل بیت انشالله. و آنجاست که آدم از خوشی سرشار می‌شود که می‌بیند ما ملحقان به امیرالمومنین هستیم. چنانچه فرزندان را به آبا و به پدران ملحق می‌کنند. أَلْحِقْنَا بِذُرِّيَّةِ أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ هستیم. چون ذریه هم ذریه مادی است، هم ذریه معنوی است. کُلَّ تَقِیٍّ وَنَقِیٍّ ... عالی. هر تقی و نقی عالم هستند. لذا این باور را داریم که خدای سبحان هر ذخیره‌ای برای امیرالمومنین علیه السلام قرار داده، به تابعین، شیعیانش، محبینش، به ذریه‌اش (که ما خودمان را واقعاً پدران را امیرالمومنین و پیغمبر می‌دانیم، مادرمان را حضرت زهرا سلام الله علیهم همه‌شان می‌دانیم) ملحق می‌کند و این بزرگترین افتخار است که ما از این ذریه محسوب بشیم. انشالله.

ملایی: بسیار عالی، چه سعادتی! حاج آقا دارند. آنهایی که تلاش کردند و به گوشه‌هایی از فضایل و بزرگی وجود نازنین امیرالمومنین رسیدند، رحمت خدا به همه علما و همه اساتید ما. گفت: کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست که ترک کنم سر انگشت و صفحه بشمارم. خیلی ما از شماها ممنونیم، از اساتیدمان، از علمای بزرگوارمان که به ما یاد می‌دهید از امیرالمومنین و اولاد علی. ما هم ممنون همه راویان احادیث و عالمان بزرگ تاریخ هستیم که اینها از امامان معصوم ما روایت کردند و این روایات را با خون دل و خون جانشان به دست ما رساندند. و برای تک تک این روایات چه خون‌ها ریخته شده و چه خون دل‌ها خورده شده تا الان گاهی به صورت مجموعه‌ای از روایات در اختیار ماست، ولی تک تکش چه خاطره‌ها دارد تا باقی مانده و دشمن درصدد از بین بردنش بود، اما در عین حال خدای سبحان آنچه را که باقی مانده آنچنان قرار داد که همین‌ها هم ما هنوز نمی‌توانیم به افقش برسیم. چنانچه امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: لا یَرْهقَهَا طَائِرٌ – پرنده بلندپرواز هم در اوج پروازش نخواهد به معرفت ما برسد. چنانچه مِنَّا یَنْهَدِی... سیل معارف و حقایق از ما جاری است. سیل در مقابل سیل، کسی تاب و تحمل ندارد. ظرفیت سیل فوق ظرفیت همه است. چنانچه هیچ پرنده (بلندترین عقل کامل) هم به آنجا نخواهد رسید. فوق عقل است. انشالله ما با همان محبت‌مان این قدم‌ها را طی می‌کنیم. معرفت جای خودش را دارد، اما بعد از معرفت، فوق معرفت باب محبت است. تازه محبتی که فوق معرفت است، نه محبت دون معرفت. آن هم مقبول، اما محبت فوق معرفت جای ارتباط با امیرالمومنین علیه السلام است. عالی.

ملایی: بسیار عالی. ما محضر شما بسم الله بفرمایید. در خدمتتان هستیم.

حجت الاسلام عابدینی: بسم الله الرحمن الرحیم. اللهم کن لولیک الحجت ابن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عیناً حتی تسکنه ارضک طوعاً و تمتعه فیها طویلاً. انشالله که قلوب ما به عرض طاعت حضرت ولی عصر آراسته بشود و این طاعت ما نسبت به حضرت دائمی باشد. بحثی که امروز در محضرش هستیم به مناسبت ایام (هم دهه ولایت و همچنین به مناسبت ایامی که امروز درش هستیم، جنگی که هستیم و اینها) عنوان را بعثت مردم قرار دادیم. که حقیقت بعثت مردم در نگاه انبیای گرامی و در دوران انبیا، در دوران امیرالمومنین علیه السلام، پیغمبر و امروز – که این نگاه را از منظر قرآنی، از منظر روایی و از منظر روز امروز (که هر کدام با مناسبت خودش) انشالله سعی می‌کنیم که یک نگاه اجمالی و سیر سریع داشته باشیم. اول نکته‌ای که عرض بکنم مقدمتاً این است که ما معارفمان مصداقی است، یعنی در حوادث و وقایع خودش را نشان می‌دهد. لذا تمام معارف با یک حقایق محسوسی عجین شده که این عجین شدن با محسوسات، تاریخی می‌کند کار را و نگه می‌دارد در وجود انسان، حفظ می‌کند. نمی‌برد که فقط مفهوم باشد، فقط ذهن انسان درگیر بشود. نه، تمام وجود انسان را درگیر می‌کند؛ از مرتبه بدنی تا مرتبه خیالی تا مرتبه عقلی انسان درگیر این معارف می‌شود. لذا در طول تاریخ شاید خیلی‌ها نادانسته معارف ما را فقط ذهنی کردند، یعنی فقط ذهن درگیر نظریات، فقط مفاهیم شده به صورت مفهومی. حتی ببینید ما یک موقع نگاهمان به جریان غدیر یک نگاه مفهوم می‌شود. اثر مفهوم با مصداق چیست؟ مفهوم برانگیختگی ندارد. ما خوشمان می‌آید از غدیر، به اصطلاح کیف می‌کنیم، می‌شنویم اما برانگیختگی در عمل‌مان ایجاد نمی‌کند، کار جدیدی و انگیزه جدیدی برایمان ایجاد نمی‌کند. حداکثرش این است که حالا ما همین امروز را خوش می‌گذرانیم، همین. اما اینکه غدیر یک هیجانی در وجود ما ایجاد کند مثل روزی که غدیر ایجاد شد. ببینید پیغمبر اکرم وقتی غدیر را ایجاد کرد، چقدر تمام مراتب وجود مردم را درگیر کرد.

ملایی: منظورتون حاج آقا این است که صاحب اثر باشد برای ما؟ نیم نگاه که الان دارم همین تفسیرش را عرض می‌کنم.

حجت الاسلام عابدینی: ببینید عجینش کرد به اینکه آنهایی که رفتند برگردند، آن‌هایی که نرسیدند برسند. در هوای سختی که مردم دارند از حج برمی‌گردند (مدتی نبودند، می‌خواهند زودتر برسند خانه‌هایشان و خاطرات حجشان در کنار پیغمبر بودنشان (حجةالوداع بوده) همه اینها بالاخره در یک جایی که مردم احساس می‌کنند برای امر بسیار عظیمی مردم را نگه داشته. لذا حدود مثلاً ۱۲۰ هزار جمعیت در آن دوران (نگاه به امروز نکنیم) در آن دوران نگه داشتن سه روز ماندن و بعد اعلام کردن و بعد بیعت گرفتن از زن و مرد با همان شرایط و ترتیباتی که ذکر شده، یک جریان تاریخی، آن هم بعد حج که قلب‌ها صاف شده، پاک شده، مثل روزی که از مادر زاده می‌شوند، فطرت‌ها به فطرت اولی برگشته شده. این جریان را آن وقت نه یک بار. پیغمبر اکرم از روز یوم الانذار در مکه که تازه تبلیغ رسالتش را شروع کرده، آنجا با همان جریان مفصلی که هست، وصایت امیرالمومنین را اعلام می‌کند. بعد می‌آییم می‌بینیم الی ماشاءالله در مراتب مختلف – که این همه روایات و همه‌اش واقعه است – یعنی هیچگاه به صورت یک مفهوم القا نکرده. همه‌اش مثلاً در تبوک که پیش می‌آید (جنگ تبوک). وقتی دارند می‌روند، پیغمبر امیرالمومنین را می‌گذارد برای به اصطلاح ماندن در مدینه که منافقین (چون دور می‌شدند پیغمبر از مدینه، خیلی منافقین توطئه نکنند). آن وقت شایعه‌پراکنی دشمنان که امیرالمومنین علیه السلام را پیغمبر صلاح ندید و صالح ندانست برای جنگ مهم تبوک، بعد هنوز جمعیت خیلی خارج نشده، امیرالمومنین خدمت پیغمبر برسد. آنجا پیغمبر در واقعه، در حادثه، در یک شرایط سخت می‌فرماید: یا علی، أنت منی بمنزلة هارون من موسی (حدیث منزلت). ببینید جریان حدیث منزلت یکی از شأن نزول‌هاست. جریان تبوک خیلی ماندگارش می‌کند که گره زدن به تبوک آن جنگ عظیم. گره زدن جریان نرفتن امیرالمومنینی که حضرت زهرا سلام الله علیها می‌فرماید: هرگاه اژدهای کفر و شرک دهان باز می‌کرد، پیغمبر علی را می‌فرستاد در دهان این اژدها تا آن اژدها را علی می‌توانست خاموش کند. او را چقدر در یک جنگ... خلاصه که منافقین دنبال توطئه بودن، امیرالمومنین نباشد. با وجود این دو تا اژدها، پیغمبر نقش آنها را می‌خواند، امیرالمومنین را می‌گذارد اینجا. حالا از این سری ببینید در تاریخ ده‌ها جریان بلکه بیش از ۱۰۰ جریان که الان در ذهن من داره. جریان سد الابواب که سد الابواب مال مثلاً هشتم ذی‌الحجه است که همین چند روز پیش (چهار پنج روز پیش) که درهای... همچون مهاجرین وقتی مسجد ساخت پیغمبر، در مسجد زندگی می‌کردند، عده‌شان بعد کم کم اینها اطراف مسجد خانه ساختند، اتاق‌هایی ساختند که آنجا بودند. بعد هر کدام دری به مسجد داشتند که از آن در وارد مسجد می‌شدند که خروجی داشتند. تا اینکه جبرئیل بر پیغمبر نازل شد که درها همه باید به مسجد بسته بشود. چنانچه برای موسی کلیم هم همین اتفاق افتاده بود که موسی و هارون و دو فرزند هارون فقط حق داشتند درب مسجدشان داشته باشند و در مسجد زندگی بکنند. و حتی بعضی‌ها آمدند گفتند: ما یک مثلاً روزنه‌ای داشته باشیم. پیغمبر اجازه ندادند. بعد فرمودند: این از جانب من نیست، خدای سبحان امر کرده و جبرئیل نازل شده. یک جریان زیبایی که درها بسته شدن. همه می‌دیدند محسوس بود. گره خوردن به اینکه چرا این در باز باشد ولی در آن امر محسوس تا برانگیختگی ظاهری خاطره ماندنی شود در ذهن الی ماشاءالله. سوره برائت وقتی که نازل شد، خوب آن هم روز اول ذی‌الحجه قرار شد بروند ابلاغ بکنند. روز عید قربان ابلاغش در مکه محقق شد. وقتی داشت می‌رفت کسی که حامل این سوره بود، خدا وحی نازل شده. پیغمبر به جبرئیل آمد که این سوره را یا خودت باید ببری برسانی، یا رَجُلٍ مِنْکَ (یکی که از تو باشد مثل اینکه نَفْسَکَ تو باشد). رَجُلٍ مِنْکَ لذا پیغمبر امیرالمومنین را فرستاد. در وسط راه او را تحویل گرفتند. امیرالمومنینی که آنها سابقه کشته شدن خیلی از مشرکین را باهاش داشتند برای ابلاغ سوره برائتی که بدون بسم الله هم آغاز شده. حالا آن جریان زیبایی را می‌خواهم عرض بکنم. ببینید: بعثت مردمی که عرض کردیم با جریانات مختلف پیغمبر اکرم تمام توانش را برای اینکه بعثت مردم محقق بشود انجام داد. برو هنوز... این جریانات که الان اگر بخواهیم عرض بکنیم ده‌ها واقعاً هست که الان در ذهنم است و در این ایام به خصوص چه واقع‌هایی اتفاق افتاده که مثلاً دیروز روز اخوت بوده (که حالا عرض خواهیم کرد برایش) و همچنین مثلاً امروز که بعضی از چیزهاست (نزول سوره هَلْ أَتَی و اینها) که ببینید همه‌اش واقع‌های ولایی در این ایام اتفاق افتاده. اما مردم تا پیغمبر از دنیا رفت، ۷۰ روز از غدیر گذشته بود (از ۱۸ ذی‌الحجه تا ۱۸ محرم، تا ۱۸ صفر، دو ماه این شهر؟ از ۱۸ تا بیست و هشتم صفر؟ ۷۰ روز از رحلت پیغمبر گذشته) ولی مردم یادشان رفت.

همین نسبت را من نسبت به حضرت موسی علیه السلام ببینید، خیلی زیباست. وقتی موسی کلیم و وَاعَدْنَا مُوسَى ثَلَاثِینَ لَیْلَةً و أَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ (میقات اربعین). ۳۰ روز وعده داشت، ده روز خدا اضافه کرد. این است که این موعاده مثل... دو طرفه است. مؤمنین در بهشت هرچه بخواهند محقق است، اما خدا می‌فرماید: ولی ما اضافه داریم که آن موکول به عمل نبوده، اضافه کریمی و کریمان‌ای خداست و لَدَیْنَا مَزِیدٌ. این ده روز موسی کلیم که اضافه شد، دیگر لَدَیْنَا مَزِیدٌ بود که خدا چربش کرد برای موسی. لِمِیقَاتِ رَبِّهِ این ده روز. موسی کلیم ۸۰ سال در بین این مردم بوده تا آن موقع. ببینید: ۳۰ سال در دربار فرعون بود موسی علیه السلام که در آن ۳۰ سال هوای مردم مظلوم بنی اسرائیل را داشت. لذا می‌دیدند که چطور این کسی که نمی‌دانستند موسی است، اما یک کسی بود از دربار فرعون که قرار بود بعد از فرعون این ولیعهد باشد و بعد فرعون بعدی باشد و این‌جور داشت تربیت می‌شد. آنجا در دربار جزو (چون فرزندخوانده بود دیگر) و وساطت می‌کرد برای ۳۰ سال. تا آن جریانی پیش آمد که به اصطلاح آن مشتی که به آن قبطی زد و بعد آن قبطی مرد و بعد فراری شد. ۱۰ سال در مدین بود. دوباره بعد از این ۱۰ سال برگشت، رسالت مبعوث شد. اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى. آمد پیش فرعونیان من دارم خیلی آیات قرآن با سرعت می‌گویم. ۴۰ سال از آن موقع گذشت در بین مردم بود تا جریان خروج از دریا محقق شد. یعنی ۸۰ سال شده. مردم در این ۴۰ سالی که درگیر با فرعون، موسی علیه السلام بود، دیدند چطور تمام وجودش در راه مقابله با فرعون و حمایت از مردم به کار گرفته شد تا عبور از دریا. عبور از دریا محقق شده. این موعد حدود دو ماه سه ماه بعد از این عبور از دریاست که دیدند فرعونیان چه جوری غرق شدند. غرق فرعون را مردم یک خُنُدُمَش نیامده، از دریا عبور کردند، بعد ناظر بر بالای بلندی‌های به اصطلاح آن قسمت بودند که دیدند فرعونیان در دریا چه جور ۶۰۰ هزار لشکر فرعون چه جور در این آب غوطه‌ور شدند و غرق شدند. اینها را همه را دیدند. اما موسی ۳۰ روزش شد ۴۰ روز. به موسی خبر رسید: إِنَّا فَتَنَّا قَوْمَکَ مِنْ بَعْدِکَ (ای داد بیداد! ما قوم را آزمایش کردیم). تعبیر خیلی تعبیر سختی است. می‌خواهم بگویم ببینید مردم قابلیت‌ها چقدر است. تعبیر این است که: وَأَضَلَّهُمُ السَّامِرِیُّ – سامری غلبه کرد، با اینکه در اینجا هارون حاضر بود (برادر موسی که همین در حقیقت اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی ولَا تُتْبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ بین مردم بود). اما مردم چی شدند؟ بعد فَرَجَعَ مُوسَى إِلَى قَوْمِهِ غَضْبَانَ – موسی تمام در حقیقت زحمت‌هایش هدر رفته دید. رَجَعَ إِلَى قَوْمِهِ غَضْبَانَ. گفت: یَا قَوْمِ أَلَمْ یَعِدْکُمْ رَبُّکُمْ وَعْدًا حَسَنًا (خدا با شما وعده‌های خوب به شما نداد؟ ندیدید با شما چه کرده؟) أَفَطَالَ عَلَیْکُمُ الْعَهْدُ (یادتان رفته باشد؟ ده روز گذشته؟ دو سه ماه گذشته از غرق فرعون؟ شما ۳۰۰ سال زیر سلطه استکباری فرعون بودید که شما را ذلیل و حقیر کرده بود، نجات پیدا کردید. خدا چه جور نجات داد؟ گوساله‌پرست شدید!) أَمْ أَرَدْتُمْ أَنْ یَحِلَّ عَلَیْکُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّکُمْ (یا نه باکی ندارید از اینکه دیگر از خدا نمی‌ترسید که غضب خدا بر شما نازل بشود؟) که این همه حجت بر شما تمام کرده. فَأَخْلَفْتُمْ مَوْعِدِی – به آن وعده‌ای که ما کردیم شما تخلف کردید. قَالُوا مَا أَخْلَفْنَا مَوْعِدَکَ بِمَلْکِنَا (ما این تخلفی که کردیم با اراده نکردیم). یعنی چی؟ یعنی تعبیر وَ لَکِنَّا حُمِّلْنَا أَوْزَارًا مِنْ زِینَةِ الْقَوْمِ (به اصطلاح سامری به ما گفت که این زینت‌هایتان را بیاورید بدهید و آنها را آب کرد، گوساله زرینی شد، دل ما را این گوساله آب کرد، گول خوردیم. ما با اراده نبود!) یعنی چی؟ مگر می‌شود بگویی ارادی نبود؟ مگر می‌شود بگویی اختیار نبود؟ اما اینقدر مردم ناسپاس بودند، اینقدر مردم مبعوث نشدند. آن هم با این همه آیاتی که موسی کلیم بر اینها آورد (نه تا معجزه را در دورانی که در آن سال‌های آخری که در مصر بودند که خون شد، نیل چی شد، تمام جریاناتی که عصای موسی اژدها شد، نمی‌دانم ید بیضا بود، چه جریانات) دیدند، اینها محسوس. اما مردم مبعوث نشدند با همه زحمت عظیمی که موسی کلیم کشید و معجزات الهی به بار آورد. کشش مردم و ظرفیت مردم دانه... این فاعلیت موسی کلیم با این عظمت بود. این را داشته باشیم.

در رابطه دیگری ما می‌بینیم که خدای سبحان مردم ما را یک دفعه دشمن... حساب محاسباتش (امام؟) ناامید. که مردم امامشان بود و شهید کرده. فرمانده‌ها را زده، یُربه ایجاد کرده. هیچ کسی هم الان نیست. یعنی آنجا هارون بود، اینجا هارونی هم نیست و موسی هم رفته. موسی‌ای که امروز می‌توانست نقش موسی داشته باشد (که نیابت نائب امام بود) شهید شده. اما مردم اینجا چه کردند؟ ۱۰ روز که آنها نداشتند، یک دفعه از موحد بودن شدند گوساله‌پرست. اینجا ۱۰ روزی که حدوداً (نه، یا ۱۰ روز) که مردم هنوز رهبری نبود برایشان (امام زمان را مردم نمی‌بینند، آنجا هارون را می‌دیدند) ما می‌گوییم امام زمان فرمانده کل است و حاضر است. اما این مردم حاصل زحمت تمام انبیا از آدم سلام الله علیه تا امروز، حاصل زحمت آنها امروز دارد نتیجه می‌دهد. یعنی آنچه که در زمان پیغمبر اکرم با همه علائمی که پیغمبر برای امیرالمؤمنین نصب کرد محقق نشد (یعنی امیرالمومنین تا پیغمبر از دنیا رفت، مردم رفتند سراغ دیگران. دیگران آمدند حرف‌های زدند، گول خوردند، مردم جذب شدند و امیرالمومنین چی شد؟ هرچی احتجاج کرد یادتان رفته؟ یا یادشان نیامد). یعنی هر کدام در حقیقت به طرفی کشیده شدند و امیرالمومنین علیه السلام به آن ولایتی که خدای سبحان قرار داده شده بود محقق نشد. چقدر مردم؟ پیغمبر چه باید می‌کرد دیگر؟ برای مردم چقدر علائم باید نصب می‌کرد و می‌فرمود تا مردم در واقع که یک لحظه می‌خواهد آن اتفاق بیفتد.

در خود غدیر ببینید: به پیغمبر یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ – همه رسالت را گره زده به این نهایت رسالت که این ابلاغ است. بعد وقتی که آن ابلاغ کرده، الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلاَمَ دِینًا – خدا با چه در حقیقت بیانی، عالی‌ترین مرتبه تحقق دین را بیان کند برای مردم. و بعد هم بفرماید الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا – کفار مأیوس شدند. یک واقعه را این‌جور پیچیده، خدای سبحان قبل و حین و بعدش را در این همه آیات عظیم. آن موقع مردم یادشان برود به فاصله ۷۰ و چند روز؟ تکرار... شاید دو روز قبل از رحلت پیغمبر اکرم است که وقتی نماز جماعت دارد برقرار می‌شود، می‌بینیم که آن نمازی که مطلوب محقق می‌شود، پیغمبر با کسالت، در حالی که یک طرف دستش را بغلش (فضل بن عباس) امیرالمومنین گرفته می‌رود تا نکند در خلاف این محقق بشود. این هم یک روز دو روز قبل از رحلت پیغمبر است. ببینید چقدر خلاصه پیغمبر مراقبت کرد. اما مردم مبعوث نشدند. پیغمبر قوی نبود؟ چرا موسی کلیم قوی نبود؟ چرا بیان ناقص بود؟ بیان ناقص؟ بیان قرآن، آیات قرآن. اما قابلیت قابل نبود. همه آن زحمت‌ها نتیجه محقق شد تا رسید به جریان امروز. یعنی امروز ثمره امروز نیست، امروز ثمره کل تاریخ است. این‌جوری ببینیم. بله، که این ثمره کار موسی نتیجه داد، حضرت موسی ثمره کار پیغمبر اینجا نتیجه داده تا این مرتبه‌اش. البته نتیجه نهاییش در زمان ظهور است، اما تا اینجا خیلی رشد کرده که دشمن به دنبال این بود بیش از آن چیزی که فتنه‌گری در جریان سامری برای موسی شد و بیش از آن فتنه‌هایی که در زمان پیغمبر محقق شد. امروز فتنه‌گری بود که وقتی نائب امام را شهید می‌کنند و در این دوران (فطرت؟) بتوانند با زدن فرماندهان و بمباران کردن یأسی را ایجاد کنند بر مردم یا حالت حیرتی را ایجاد کنند که در این حالت حیرت و یأس، آن موقع هر کاری که خواستند بتوانند در راستای آن چیزی که می‌خواهند تدبیر کنند. اما ببینید خدای سبحان این مردم را چه جور در این فتنه و آزمایش که این‌جور آب دیده شدن، دشمن فکر می‌کرد با این مردم در مراحل مختلف که بازی کرده، بازی جواب بازی این‌ها... اما دید نه، مردم بازی‌شان دادند، مردم تمام مکر او را به خودش برگرداندند. این نعمت عظیمی که محقق شد، این مصداق دین بود. من می‌خواهم عرض بکنم ببینید دین مصداقی است. مردم بیعت را در این دین با این نگاه غدیر که یک بیعت است، بله. غدیر که یک رابطه با امام در تمام شئون زندگی است، نه فقط ما بدانیم امام... ببینید ما قرآن را یک کاری کردیم سر طاقچه که می‌گذاریم قداستش است. یعنی اینقدر مقدسش می‌کنیم که سر طاقچه باشد. لذا یک موقعی خلاصه کسی دست نزند به آن، دم دست بالاتر، یک جوری باشد که کسی دست به آن نزند. یک موقع‌هایی می‌رویم یک بوسی می‌کنیم، یک نگاهی می‌کنیم. یک سوره هم تبرک می‌خواهیم یا تحویل سالی باشد دو تا آیه باشد، عقد عروسی باز باشد جلو عروس و داماد، یعنی تبرک. یکی از دنیا رفته بگوییم یک ختم قرآن برایش بکنیم، یکی دیگری بخواند برایش. این نمی‌گویم اینها باطل است، اینها درست است. اما این حداقلی‌ترین راه استفاده از قرآن است. قرآن کتاب زندگی است. قرآن باید از صبح که انسان بلند می‌شود با قرآن راهش پیدا کند. شب که می‌خواهد برسد خانه، با قرآن کارش تمام کند. ببیند چی شده، چه جور بوده، زندگی امروزش چگونه گذشته، با قرآن محک بزند. در روزش باید با قرآن همراه باشد که کتاب دم‌دستی، نه کتاب دم طاقچه. کتاب که در حقیقت جاهای خیلی زرین، چیزی، جلدها و قاب‌هایی گذاشته بشود زیبا باشد، نیست. نمی‌گویم آن کار نکنند، اما آن را بکنند، زیبایی‌اش را. اما کتاب دم‌دست باشد، همراه انسان باشد. گاهی انسان زندگی می‌کند... عَلَیْکُمْ بِالْفِتَنِ فِی لَیْلٍ مُظْلِمٍ، عَلَیْکُمْ بِالْقُرْآنِ – هر جا شما دارید حرکت می‌کنید، گیر می‌افتید، مشکلی هست. ببینید اگر این نگاه ایجاد بشود، قرآن یک نگاه دیگری به... قرآن، غدیر هم همین‌جوری است. گاهی غدیر را اینقدر ما مقدسش می‌کنیم دور از ذهن ما و دور از ارتباط ماست. فقط یک روز در سال ما گرامی بداریمش که بیاییم آن یک روز گرامی بداریم. اما غدیر باید در سراسر زندگی ما امام مطلوب است، کارش رساندن به مقصد. ما را می‌خواهد دستمان را بگیرد برساند. آدرس نمی‌دهد، می‌رساند. دقت می‌کنید؟ بله. این نگاه به غدیر آن وقت باعث می‌شود در هر زمانی این غدیر باید مظاهری داشته باشد، باید انواع و اقسام تجلیات داشته باشد. آن وقت الان بیعتی که با نائب امام می‌شود یک مظهری است (نمی‌گویم این را بگوییم غدیر، مظهری از غدیر است). چطور مردم ۹۰ شب در خیابان‌ها پای بیعت‌شان ایستادند؟ یک لمعه‌ای از لمعات، یک رشته‌ای است، یک فیضی، یک تجلی از آن است. این را می‌گویند. آن وقت مردم می‌فهمند. وقتی بگویی غدیر بیعت است، غدیر می‌خواهد برساند. می‌گوید: از این سن تا آن عالی‌ترش (نهایتش) آن وقت می‌فهمد غدیر می‌خواهد چه کار کند. چقدر مهم است این نسبت. ببینید خدا برای ما دارد معارف مصداقی می‌کند. زمان ظهور مصداق تا محقق می‌خواهد بشود، الان دارد مرتبه‌ای از مصداق را قرآن محقق می‌کند، خدا محقق می‌کند. لذا ما می‌فهمیم الان حقیقت بیعت یعنی چه دیگر؟ یعنی پای امر خدا ایستادن، جان دادن، خرج کردن، در صحنه ماندن. اینها را می‌فهمیم دیگر. نسبت به امام و مطیع بودن. اینجا ما داریم با نائبش تمرین می‌کنیم تا برای ظهور آماده بشویم که این آماده کردن برای اوست. لذا بیعت و غدیر محسوس می‌شود برایمان. کربلا برای ما باید محسوس بشود تا ما ببینید. آن زمانی که اتفاق افتاد غیر از الان که ما می‌شنویم؟ ما می‌شنویم گریه می‌کنیم، اما آیا در گریه‌مان خونمان به جوش می‌آید که بلند شویم شمشیر ببندیم، اسلحه برداریم، دنبال خونخواهی باشیم؟ نه. حالمون از جلسه امام حسین علیه السلام می‌آییم بیرون از روضه، حال خونخواهی نسبت به قاتلین هست؟ نه. با اینکه داریم می‌خوانیم السَّلاَمُ عَلَیْکَ یَا ثَارَ اللَّهِ و وَتَرَ... تو خونی هستی که انتقامت گرفته نشود و من امام منصور، امام مهدی، من خونخواه توام. اما حال خونخواهی و قیام و جنگ و جهاد در مجلس امام حسین الان در روضه‌ها برای ما ایجاد می‌شود؟ نه. یَا لَیْتَنَا می‌گوییم اما تنها مفهوم است. اما یک رشته‌اش، یک نازله‌اش، یک مصداق‌اش، یک تجلی‌اش... دقت بکنید. اینها را بعضی‌ها سوء استفاده نکنند بگویند اینها می‌خواهند عاشورا را بیاورند پایین، نه، غدیر را بخواهند نه، محفوظ آن قداست آنها. اما نازله دارد، رابطه دارد. وقتی امام (نائب امام) را شهید کردند، یک نازله از خونخواهی کربلا را الان ما می‌فهمیم. که وقتی فرزندی از زراری آنها شهید می‌شود، این خونخواهی قیام را می‌خواهد، این خونخواهی هیجان دل را می‌خواهد، بذل مهجه قلب را می‌خواهد، خون ریخته شدن در این راه را می‌طلبد، ایستادن در مقابل قاتلین را می‌طلبد. نباید بگذاریم این آروم بشود. ببینید هنوز مردم می‌گویند دیشب آمدند گفتند: حاج آقا ما نمی‌توانیم هنوز تحمل بکنیم. ببین این را که آدم گفتم، نباید آروم بشود. گفت: چه کار کنیم؟ گفتم: نه، آروم نباید بشود. اگر آروم بشود می‌شود جریان کربلا که مَثَل آروم شدی! باید کربلا را تازه بفهمی. وقتی می‌شینیم در مجالس امام حسین در این محرم امسال تازه احساس باید بکنیم آن خونی که ریخته شده، قیام‌کننده می‌خواهد، خونخواه می‌خواهد. باید ببینیم امروز مظهر بنی امیه، مظهر در حقیقت ظالمان، کی هستند در مقابل آنها. این دین مصداقی است. دین مصداقی انگیزه‌ساز است. دین مصداقی انسان را به حرکت، قدرت نامتناهی انسان را آشکار می‌کند. ببینید اگر این دین مصداقی را توانستیم حفظش بکنیم، به ظهور نزدیک شدیم. بسیار عالی.

ملایی: بسیار عالی. من می‌خواستم یک جایی نکته‌ای را که امر فرموده بودید بگویم، ولی دیدم بحث ممکن است بعد از قرآن اگر شد. فقط یک نکته اینکه اگر حضرت عالی ارشادمان کنید (شما هم یادآوری بفرمایید) خب ما یکی از سفارش‌های فوق‌العاده مهمی که برای غدیر به ما شده (استاد عابدینی) و گفتند هر کسی به اندازه وسعش، ولو یک نفر را افطار کند، غذا بدهد، اطعام بکند و اینها. خوب مردم سراسر ایران انشالله این کار خواهند کرد. برنامه ما هم می‌خواهد در این قضیه کمک حال مردم باشد. یک جورایی با هم معاضدت کنیم و هم‌افزایی کنیم. اگر کسی دوست داشته باشد که اطعام غدیر را انجام بدهد (حالا زیرنویس می‌شود بچه‌ها آها) اینها خیلی سریع سرعت عمل آقا بهزاد... راه‌های مشارکت، شماره کارت دارد. عدد ۱۱۰ را بفرستید به ۲۰۳۰۳ و برنامه هم جزئی از خیل عظیم شما مردم باصفاست برای اطعام غدیر. حاج آقا اگر نکته‌ای شما اضافه کنید که معرفتمان در این قصه بیشتر بشود (جمع و جور و کوتاه هم باشد) که من ممنونم. برویم محضر قرآن.

حجت الاسلام عابدینی: ببینید هر واقعه‌ای و ارتباطی در رابطه با احیای امر غدیر (بله). تعبیر روایت این است که هزار هزار برابر یا دو هزار یا دو میلیون برای... اصلاً تثبیت ولایت. هر کاری در این رابطه صدقه‌ای داده شود، در این رابطه خرج کردن، در این قدم برداشتن، در این رابطه هر کاری که کسی بکند، دو میلیون میلیون برابر خیرات دیگر است که بدون این قصد باشد. چون اندیشه آمده در میدان ولی به خاطر ولی این خرج شده و این انسان را بزرگ می‌کند. از جمله فرمودند (این روایت شریفی است که خیلی زیباست، من فقط اشاره بکنم) که اگر در روز غدیر اطعام بکند، تعبیر روایت این است که ده... تعبیر بلندی است. می‌فرمایند: دَهَ فَرَعَام، به اصطلاح مثل این می‌ماند که دَهْ فَرْعَام را اطعام کرده باشد. می‌پرسم: فرعام چند نفر است؟ می‌گوید: فرعام صد هزار نفر است. یعنی اگر کسی یک نفر را در روز غدیر اطعام بکند، مطابق یک میلیون نفر اطعام کردن در ایام دیگر است. لذا دوستان سعی بکنند که حتی خود غذایی که در خانه می‌پزند برای خانواده (کسی ممکن است بیش از این تمکنش نباشد) همین را هم که می‌پزد به نیت اینکه دارد برای شیعیان امیرالمومنین می‌پزد، می‌خواهد اطعام کند و همین را بیاورند بیرون. سعی بکنند (حالا چه شب عید غدیر، چه ظهر عید غدیر) بتوانند سفره‌های محلی بیندازند، مردم جمع شوند، غدیر معلوم بشود یک تفاوتی دارد. می‌خواهیم غدیر را مثل این شب‌هایی که ما احیا کردیم جریان بیعت را، غدیر را یک احیای ویژه به طوری که همه بیایند نشان بدهیم. اگر برای نائبش این کار را می‌کنیم، برای خود امام می‌خواهیم چه کار بکنیم؟ آن هم با چیزی که خدا وعده داده که هر اطعامی یک میلیون برابر در حقیقت ایام عادی این اثرگذار است. اگر بیاییم این کارها را در محله‌ها راه بیندازیم یا اگر کسی می‌خواهد کمک کند، جایی را می‌شناسد، خودش... اگر نمی‌شناسند به این شماره که در زیرنویس فرستاده شده، آنجا ارسال کنند تا از طریق به جاهای مختلف کمک بشود، سفره‌های بزرگ اطعام به فقرا، اطعام به مردم، اطعام شیعیان در تجمعات. تمام اینها با این نگاه که هر یک لقمه‌ای، هر یک طعامی که داده می‌شود، یک میلیون برابر ایام دیگر این اثرگذار در وجود این است. اگر مردم یکپارچه با این نگاه قدم بگذارند، ببینید امیرالمومنین علیه السلام در تمام کوچه‌ها و محله‌ها و خانه‌ها و خیابان‌ها و میدان‌های ما دیده می‌شود. دیده می‌شود. لذا مردم با این انسی که پیدا می‌کنند، یقین بدانند که اگر این‌جور ارادت ابراز کردند، آیا دست قدرتمند حیدر کرار (غیرفرا) دست آنها را نخواهد گرفت و این جنگ و از این جنگ سرافراز بیرون نخواهد آورد و زندگی را عاقبت بخیر نخواهد کرد؟ چه سوالی؟

ملایی: من برگردم به طلیعه برنامه. یک تک بیتی بود بی‌ادبی کردم خدمت حاج آقای عابدینی. خلاصه: وقتی حرفی می‌زنیم محضر اساتید گفت: این شیشه را به ساقی کوثر سپرده‌ایم. ما دادیم همه دار و ندارمان را دست امیرالمومنین علی علیه السلام. انشالله که به تعبیر حرکت من و شما، اطعام غدیر نشان‌دهنده ارادتمان و بعثتمان در محضر ولی خدا حضرت حجت بن الحسن صلوات الله و سلام علیه باشد.

تلاوت قرآن: صفحه ۲۱۷ قرآن کریم، سوره مبارکه یونس، آیات ۷۱ تا ۷۸ قرائت خواهد شد. برمی‌گردیم انشالله ببینیم زمان چقدر می‌ماند. عزیز باشیم. مشتاقانه منتظر لحظه صحبت‌های دوباره ایشان خواهیم بود. یک صلوات بفرستیم با هم (بیننده، شنونده، پشت دوربین، اتاق فرمان همه). حاج آقا صلوات بلند بفرستید: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. صفحه217

ملایی: یک چند دقیقه زمان داریم ولی می‌خواهم همینجا یک ارادت‌ورزی بکنم به ساحت قدسی شهدای عزیز و بزرگوار مجموعاً، مخصوصاً امام شهیدمان و به ویژه شهدای عزیز و گرانقدر از خانواده نائب الامام آیت الله خامنه‌ای قُدِّسَ سِرُّهُ و بعد خدمت حاج آقای عابدینی باشیم. عرض ادب و احترام کردن مردم این روزها در مراسم بزرگداشت شهدای خانواده مقام معظم رهبری شهیدمان (که می‌دانید در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام مراسم برگزار شد، حتماً جاهای دیگر هم) شهید دکتر مصباح الهدی باقری، شهید سید بشرا حسینی خامنه‌ای، شهید زهرا حداد عادل و شهیده زهرا محمدی. که باز یک صلوات می‌خواهیم بفرستیم تقدیم آنها بشود. قرآنی هم که تلاوت خواهیم کرد از اینجا به بعد تا آخر شب امروز، پیشنهاد برنامه ما این است که نیت کنیم ثوابش برای این عزیزان باشد. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

حجت الاسلام عابدینی: حاج آقا ببخشید طولانی شد. بحثی که داشتیم اگر بخواهیم برگردیم یک سر و صورتی به آن بدهیم که چی گفتیم. عرض ما این بود که بعثت مردم یکی از سخت‌ترین کارها و عظیم‌ترین کارهایی است که در طول تاریخ انبیا و رسل آمدند برای این. اما هر کدام مرتبه‌ای از این بعثت محقق شده. در زمان ظهور بالاترین بعثت محقق می‌شود. اما انقلاب اسلامی ما که یک نازله‌ای از ظهور هستش و یک نازله از غدیر هستش، توانسته در یک جریان عظیمی با این ابتلائات سنگینی که قبل از ظهور واقع، یکی از مهمترین بعثت‌های تاریخ را رقم بزند. عرض کردیم که جریان موسی کلیم: ۱۰ روز غیبت موسی با وجودی که هارون بود، اما مردم از توحید به گوساله‌پرستی مبتلا شدند اغلب. و در دوران پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم پس از رحلت حضرت که ۱۱ سال مدینه و ۱۳ سال تقریباً مکه با هم که ۲۳ سال مجموعاً (حالا با ماه‌های مقدارش ۲۳ سال) اما پس از رحلت پیغمبر بلافاصله مردم آن انتخابی را که پیغمبر کرده بود (که خدای سبحان قرار داده بود) محقق نشد. اما در این دوران با اینکه ۱۰ روز کشور رهبری نبود و شهید شده بود و دشمن بسیار کار کرده بود با جهات مختلف تا حیرت ایجاد کند، اما مردم (به تعبیر رهبر عزیزمان) خودشان در این ده روز رهبری کردند، جوری جلو بردند و نشان دادند دشمن ناامید شد و در صحنه ماندن. این یکی از ظهورات بعثت مردم است که محقق شده. مناسبت‌های خیلی زیادی این ایام بود که از جمله فقط اشاره بکنیم: امروز که روز سیزدهم ذی‌الحجه است، روزی بود که جبرئیل نازل شد بر پیغمبر و امیرالمومنین را به عنوان لقب اختصاصی «علی بن ابیطالب» انتخاب کرد و به مردم گفتند همه سلام بدهند به امیرالمومنین با این لقب سلام بدهند. این هم اختصاصاً... حتی به امام زمان ما می‌گوییم السَّلاَمُ عَلَیْکَ یَا بَقِیَّةَ اللَّهِ اما در مورد ایشان... اما در موردشان السَّلاَمُ عَلَیْکَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ، امیرالمومنین در طول تاریخ فقط علی ابن ابیطالب است، فقط حیدر. امیرالمومنین.

ملایی: خیلی ممنونم. خدا برقرار بدارد شما را و ممنون و متشکرم از شما بیننده‌های عزیز، شنونده‌های گرامی. سپاسگزارم. با همان جمله‌ای که شروع کردم تمام کنم. زیرنویس را دقت کنید. لحظه‌های پایانی همچنان تا این ذکر را می‌گویم شما دوست داشتید تکرار کنید. زیرنویس هم بپایید. ا

ارسال دیدگاه


ارسال

جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید

دیدگاه ها