خیلی خوش آمدید به برنامه امروز. دوشنبهای که خیلی خاص و ویژه است. این دوشنبه به نام اباعبدالله الحسین علیه السلام در روز یومیه، در آستانه روز عرفه، خدمت شما خوبان رسیدیم. بیایید از همین جا همهمان دعا کنیم برای سلامتی و انشالله تعجیل در فرج آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف که حاجی واقعی خانه خداست این روزها. و خیلی آرزوی سلامتی و قبولی حج بکنیم برای همه زائران خانه خدا، مخصوصاً هموطنان عزیزی که حالا عرفات و مشعر و منا و آن مناسک بسیار بسیار بزرگ ابراهیمی را انجام میدهند. الهی دست پر برمیگردند. جونم براتون بگه که یک سلام خاص و ویژه هم میخواهم بلند بالا به مردمان پیشانی بلند دزفول داشته باشم. دزفولیهای عزیز، مردم قهرمان این خطه پاک از ایران، ارادت داریم خدمت شما. اگر رفتید امامزاده بزرگوار سبزقبا هست، سلام مرا فدای برنامه سمت خدا به آقا برسانید، تکریم کنید آقا را. و یک سلام هم دوباره محضر همه شهدای شهر مقاومت دزفول که به خاطرش امروز در تقویم ما شده روز ملی مقاومت و پایداری، مخصوصاً سردار عزیز و رشید شهید غلامعلی رشید. بفرمایید با حاج آقای پناهیان عزیز باشیم و برنامه را دیگر رسماً اینجوری شروع کنیم. آقا سلام علیکم.
حجت الاسلام پناهیان: سلام علیکم. خدمت بینندگان خوب سلام عرض میکنم. شما همه مناسبتها را یادآوری فرمودید. در کنار همه توجهی که باید انشالله از امروز داشته باشیم برای بله، آماده شدن به دعای عرفه، به لحظههای نورانی عصر روز عرفه که خداوند متعال لطف فرمودند فقط به کسانی که ساکن عرفات هستند نگاه نمیکنند، بلکه به دیگران، به کسانی که در عبادتند (در غیر از صحرای عرفات) هم در عصر روز عرفه عنایت دارند، به ویژه زائران اباعبدالله الحسین علیه السلام. مژده بزرگ این است که ما میتوانیم همه، هر جا هستیم، زائر امام حسین باشیم. مخصوصاً کسانی که در این محدودیتها و بالاخره مشکلات نتوانستند به کربلای معلی مشرف بشوند. آنهایی که میروند حتماً مأموریت دارند برای بقیه دعا کنند. آنهایی که نرفتند، هر جا روضه اباعبدالله الحسین علیه السلام برگزار بشود، آنجا انشالله حرم امام حسین است. زیارت همه روضهخوانان، گریهکنان، سینهزنان قبول باشد. به ویژه شهادت مسلم بن عقیل که ایامی است که در این سوی بزرگی هستیم، یادآوری مسلم بن عقیل خیلی برای ما معانی دارد. البته ببخشید همینجوری من دارم... نه دیگر، مقدمه و مناسبتی عرض میکنم. باید یاد بگیریم اینها را مرور کنیم. نه، واقعاً در زمان خودش آدم بعضی کارها را انجام بدهد اثر بیشتری دارد. به همین دلیل دین ما مناسکش خیلی زمانبندی شده است. به همین دلیل ما مناسبتها را یادآوری میکنیم. یادمان نرود مکانها مهم است در دین ما، زمان هم.
و البته ما در عید قربان و دهه بسیار با عظمتی هستیم که میشود دهه عید ولایت نامید: قربان تا غدیر. قربان تا غدیر را امام شهیدمان فرمودند یک دهه جشن بگیریم. این کم پیش میآید حضرت آقا خودشان یک مناسک خاصی را اعلام کنند. دیدم خیلی از مساجد یک دهه جلسه میگیرند. ما یک دهه برای عاشورا عزاداری میگیریم، سوگواری میکنیم (دهه اول محرم). بعضیها البته توفیق بیشتر هم دارند، خوش به سعادتشان. اگر یک دهه برای عاشورا (لااقل) عزاداری میکنیم، لااقل باید دو دهه برای غدیر مراسم بگیریم، جشن بگیریم. چون غدیر از یک جهاتی مهمتر از عاشوراست. ما غدیر را اگر از دست نمیدادیم، به عاشورا منجر نمیشد. کار و بنده بارها و بارها (سال) تأکید میکنم. این خاطره را کنار خانه کعبه من دارم، بله، که با یک کسی که میگفت من استاد دانشگاه هستم در مصر، بله، صحبتی میکردم. گفت: شما مذهبتان چیست؟ طرز نماز خواندن من را دید. گفتم: من شیعه هستم. گفت: همانها که قرآنشان فرق میکند؟ گفتم: نه فرق نمیکند. دو سه تا شبهه دیگر به ذهنش رسیده بود که بگوید یعنی در واقع شنیده بود. گفت: همه را من برطرف کردم. گفت که خب فرق شما پس با ما چیست که حالا مثلاً شیعه نیستیم؟ در محبت اهل بیت هم گفتم. او گفت: ما هم دوست داریم اهل بیت (واقعاً مصریها دوست دارند اهل بیت، بله). گفتم: شنیدی غدیر را؟ گفت: نه. گفتم: از شیعیان چی شنیدی؟ گفت: عاشورا شنیدم، نمیدانم یک چند تا مناسبت دیگر. ولی گفت: غدیر نمیدانم چیست. گفتم: مکان غدیر خم، روز... اصلاً به گوشش نخورده بود این کلمه. این یعنی ما کوتاهی کردیم. درباره غدیر باید شلوغش کنیم. آییننامه شلوغ کردن در غدیر را امیرالمومنین علیه السلام اعلام فرمودند. امام رضا علیه السلام فرمودند که امیرالمومنین علیه السلام در یک روز جمعه که روز غدیر بود، فرمودند در غدیر این چنین رفتار بکنید: لباس نو بپوشید، برای بچههایتان لباس نو بخرید، مهمانی بروید، مهمانی بدهید، اطعام کنید. هر یک طعام به یک مؤمن داده بشود، یک میلیون پیامبر را انکار کردید؟ یک نفر میگفت: مگه ما یک میلیون پیامبر داریم؟ گفتم: حالا در جا نه، ولی به تعداد شما میتوانید یک ۱۲۴۰۰۰ پیغمبر بارها و بارها مهمان کنید. غرض عظمت ثوابش است که خواستند به ما بفهمانند. اگر باور کنیم و از آن طرف قرض دادن در عید غدیر، در همین خطبه امیرالمومنین علیه السلام هست: حضرت من ضمانت میکنم این پول برگردد. خیلی عجیب است. و جوری که امیرالمومنین علیه السلام میفرمایند: غدیر را جشن بگیرید. اگر ما رعایت بکنیم، همه عالم از غدیر خبردار میشوند، نه فقط جهان اسلامی. ما باید ببینیم که مثلاً مؤمنین مصر که اینها دیگر بچههای خوبی هستند، محب اهل بیتند، آنها میگویند بعضیها نمیدانیم، نشنیدیم تا حالا. ببین خیلی مهم است. ما نمیخواهیم همه بیایند به غدیر معتقد بشوند، بابا شنیده باشند، لااقل بدانند ما چه مذهبی داریم. ببینید همین را بدانند و واقعاً این درد بزرگی است در جهان اسلام. کام بچه شیعهها، بچه مسلمانها باید شیرین بشود. در غدیر این را باید همه بچشند. چقدر عالی است. چندین سال در مملکت ما اطعام غدیر باب شده، هدیه دادن و جایزه دادن برای نوجوانها و کودکان (توصیه امیرالمومنین علیه السلام است). ما یک بار میخواستیم یکی دو سال تلاش هم کردیم که میلیونی مردم را جمع کنیم، بعد میلیونی هدیه برای کودکان بگیریم. کودکان در ذهنشان باشد روز غدیر میروند جشن، هدیه به آنها میدهند. ببینید اینها سفارش امیرالمومنین علیه السلام است. من چه این را درباره جشن گرفتن برای غدیر، به ویژه چندین سفارش برای کودکان دارند.
خب ما الان در این تجمعات که دیگر الحمدالله داریم، کنارش دیگر غذا گذاشته بشود. بعد همین مردم مشارکت میکنند یا اصلاً به صورت خاص اطعام و افطار برای همین تجمعات داده میشود. یعنی تلفیق از این تجمعات و رفتار مجاهدانه مردم به اضافه جشن غدیر، چه شود! حتماً اثرش را چند برابر میکند. هر کسی هر چقدر میتواند. بعضیها در برخی محلات ۱۱۰ تا دیگ به نیت امیرالمومنین علیه السلام میگیرند. نمیدانم ابتکارات مختلف. گاهی یک نفر میآید یک گلوله نمک فقط میآورد، میگوید من اینقدر میتوانستم، خدا از او قبول کند. از همه اطعام چه بسا اجرش بیشتر باشد. ولی ترکش نکنیم. در خانه غذا نخوریم. غدیر غذای خودمان را بیاوریم با مردم به مشارکت بگذاریم. اگر میتوانیم یک غذا برای یک همسایه درست کنیم و به آنها تقدیم کنیم، خصوصاً اگر اهل آمدن در تجمعات دینی نیستند، غذایشان را درست کنیم تحویل بدهیم. خودمان بیاییم در تظاهرات بگویند: آقا این چی بود؟ این اطعامی بود که امیرالمومنین علیه السلام... خیلی کارهای قشنگ میشود کرد. و ما این عید را باید بزرگ بداریم. البته منافاتی ندارد آن عید با این عزایی که از امام شهیدمان در قلبمان داریم. چون اساساً این بزرگداشتها آنقدر جنبه معرفتی، معنوی و حماسی دارد که ضد همدیگر نیستند، متناسب با هم هستند. ما اگر برای امام شهیدمان بیش از دو چه دست داریم عزاداری میکنیم، به برکت غدیر است که در دلها و اندیشههای ما جاری است. اگر ما غدیر را پاس بداریم، حماسه بیشتر تقویت خواهد شد در زمان خودمان، جهادمون، عزاداریمان برای امام شهیدمان بیشتر خواهد شد و وفاداریمان انشالله.
مردم ما در این ایام، به ویژه از فردا شروع میکنیم، دوباره عرفه پیروزی اسلام و مسلمین را از خداوند متعال بگیرند. انشاالله. و اینکه حالا گفتگو دارد میشود برای پیششرطهای مذاکره (چون هنوز که مذاکره نیست، بحث پیششرطهاست). دشمن ما اگر عقب نشسته به ذلت افتاده، دارد پیششرطهای ما را سرش چون میزند. تا حالا ما نمیتوانستیم پیششرط بگذاریم برایش. چون زدیمش و محکم خورده. و اگر بتونه بزند، همه این پیششرطها و شرطها و مذاکره و توافقها را زیر پا خواهد گذاشت و خواهد آمد و ما را خواهد زد. مردم ما میدانند مذاکره هیچ ارزشی ندارد. اگر لازمه به خاطر تأمین منافع ملی، گاهی به عنوان مبارزه، مذاکره هم صورت بگیرد بدون اینکه وابسته کنیم به مذاکره چیزی را. ما امنیتمان با قدرتمان فراهم میشود، با قدرت ملی. بله، با قدرتی که رهبری در این محبوبیتشان میان مردم دارند، با قدرت دین نرمافزاری که داریم برای مجاهده، با قدرت موشکهایمان در نهایت لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ. ما با اینها تأمین میکنیم. گاهی هم لازم است با مذاکره آبروی استکبار جهان را ببریم، میبریم. یعنی با مذاکره باید ما فقط بزنیم، کما اینکه تا الان کم و بیش این ضربهها به دشمن زده شده. اینکه ما شروطمان را داریم دیکته میکنیم، اینها پشت سر شروط ما ایستادهاند و نمیتوانند دستورالعمل برای مذاکره مثل قبل تعیین کنند، این خودش یک پیروزی است، فارغ از اینکه به کجا ختم بشود. ولی قطعاً دشمن دست از دشمنی برنمیدارد. اگر محکم نزده بودیم، الان آرامش نداشتیم. اگر دشمن دوباره هوس نافرمانی به سرش زد، انشالله اینقدر محکمتر خواهیم زد که آخرین نبرد باشد. در این چند مرحلهای که نبرد داشتیم با دشمن، خب این پیروزی را باید روز عرفه از خدای متعال بخواهیم. بله انشاالله.
ملایی: بسیار عالی. خیلی مقدمه مهمتر از خلاصه این چیزی بود که ما فکر کنیم. حالا یک دقایقی میخواستیم چند تا نکته را مرور کرده باشیم. نکاتی که حاج آقا فرمودند برای هر کدام از ما در جامعه، برای بخشهای مختلف، اینها راهبردهای نظام هستند. یعنی ما مردم، ما نظامیها و فرماندهان ما، فرماندهان عرصه دیپلماسی، هر کدام با حواس جمع، با مدیریت دقیق صحنه و البته مدیریت ذهن. بگذارید از همینجا یک پلی بزنم و برویم دیگر خدمت حاج آقای پناهیان. آقا برویم سراغ بحثمان یا نرویم؟ بله بله. آره، در خدمت شما. ما بالاخره در هر عرصهای به مدیریت ذهن نیاز داریم. در خدمت شما هستیم.
حجت الاسلام پناهیان: بسم الله الرحمن الرحیم. جلسه قبل مدیریت ذهن در خانواده را شروع کردیم. بله. و این مدیریت ذهن در خانواده خیلی جا دارد، چون بالاخره بخشهای مهمی از زندگی ما در خانه و خانواده است. بچههایمان بخشهای مهم تربیتشان در خانه است و خانواده. و ما باید بالاخره دنبال تربیت خانوادگی باشیم. از برخی رفتارهای سیاسیون (انواع و اقسام سیاسیون، آنهایی که احساس ضعف مقابل دشمن میکنند یا آنهایی که قدرت مقابل دشمن میایستند) میشود حدس زد اینها در چه خانواده بزرگی شدهاند. بله، که تربیت خانوادگیشان چه بوده، چه نگاههایی داشته است. آن کسی که در مقابل دشمن احساس ضعف میکند، این بد بزرگ شده است. حتی ممکن است در خانواده مذهبی بزرگ شده باشد. شما ممکن است یک بچه مذهبی را در خانواده مذهبی توسریخور بار بیاورید. مذهبی بودنش را به او تحمیل بکنیم با اقسام صور، در نهایت ضعیف باشد، به درد نمیخورد. إِنَّ اللَّهَ يُبْغِضُ الْمُؤْمِنَ الضَّعِيفَ – خدا غضب دارد از مؤمن ضعیف. معلوم میشود مؤمن هم ممکن است بشوی، ولی ضعیف باشی. آن به شخصیت فرد بستگی دارد. البته اینها معمولاً از ایمانشان خارج میشوند. انشالله خدا همه ما را (بنده رو بیشتر از همه ضعیفتر هستم) عاقبت بخیر بکند. ولی تربیت خانوادگی خیلی مهم است. و ما هرچه داریم از داشتههایمان برمیگردد به خانوادههای اصیلی که داریم. دشمن خیلی تلاش کرد خانواده را در ایران نابود بکند. شما فکر میکنید چند درصد موفق شد؟ دشمن خانواده را نابود بکند؟ حالا اظهار نظر یک خورده سخت است، باید آمارها و اطلاعات را داشته باشد آدم. ولی من فکر میکنم بالای ۵۰ درصد موفق شده است متاسفانه. چرا؟ نشانههایی که در رفتارهای اجتماعی وجود دارد: یکی آمار طلاق، یکی دیر ازدواج کردن، یکی ازدواج نکردن، یکی آمار بچهها که کاهش پیدا کرده، دیگر چه شاخص دیگری؟ عرض میکنم اینها نصف شدیم ما. آره، الان مثلاً ما رشد... فکر کنم نرخ فرزندآوری در ایران آخرین اطلاعات ۱ و ۳۵ صدم است. مثلاً همین اسرائیل خونآشامی که مرگ بر او میگوییم و بچههای مینابمان و بچه غزه را کشت، اینها همانها به ما القا کردند کم فرزند بیاورید. ما فریب خوردیم، ما پذیرفتیم، ما شکست خوردیم در مقابل تهاجم فرهنگی دشمنانمان. گول خوردیم. با ژن ما مشکل دارند. این ژن میخواهند نباشد یا تحت سرپرستی و مدیریت آنها باشد. و دین آمده این ژن ایرانی را کرده، تقویت کرده، هدایت کرده. ما اگر این ژن را نداشتیم، شاید انقدر گرایش به این دین پیدا نمیکردیم. دین نرمافزاری شده برای ما انسانها. ما اولاً انسانیم و باید این فطرت ما شکوفا بشود. و هر اهالی هر منطقهای هم یک سلسله صفاتی دارند. صفات ما ایرانیها الحمدلله محبوب امیرالمومنین علیه السلام و ائمه هدی بوده است. صفاتی که قبل از اینکه بیایم مسلمان بشیم، آداب و سننمان را ذکر میکردند. واقعاً آدم نمیداند غش میخواهد بکند برای امیرالمؤمنین از شدت محبت به مولا که مولا اینقدر ایرانیها را دوست داشتند. اصلاً مردم تیکه میانداختند در واقع یک جورایی توهین میکردند به حضرت از اینکه ایرانیها میآمدند پیش حضرت، میگفتند: «آ، الان ایشون دوباره محبتش به ایرانیا گل میکند». نشان میدهد این محبت را. حضرت اینجوری تحویل میگرفتند و انشاالله که ما شایسته آن تحویل گرفتن باشیم. با مقدمهساز ظهور امام زمان بشویم، ما نجاتدهنده جهان بشویم. ولی با این وضع خانوادگی نمیشود. انشالله یک تحولاتی در جامعه ما پدید بیاید، بتوانیم این اصلاح رفتاری را انجام بدهیم. نمیدانم حالا صدا و سیما هم چه نقشی دارد. حالا هر کسی، هر دستگاهی... من یک سؤال بپرسم از شما. سؤال آماری. شما و شما میدانید بالاترین نرخ فرزندآوری در دنیا متعلق به چه (حالا گروهی، حکومتی، نمیدانم، رژیمی، چه گروهی) است؟ حاج آقا به نظر شما؟
ملایی: نمیدانم. یهودیان حریدی.
حجت الاسلام پناهیان: بله. یعنی سرزمینهای اشغالی. عرب دارد، سکولار دارد، یهودی دارد، یهودی معتقد (سوپر معتقد) مثل حریدیها که خیلی معتقدند. یهودیان حریدی در دنیا بالاترین نرخ فرزندآوری را دارند: ۶ و خوردهای. خیلی عجیب است. ما شیعیان آقا امیرالمومنین یک و سه دهم هستیم. یهودیهای هریدی ۶ و خوردهای. من یادم نیست؟ رهبر شهیدمان با اینکه ۱۰۰ درصد مخالف بودند، با اینکه همان زمان هم مخالفت خودشان را کم و بیش اعلام میکردند، ولی دستهایی در کار بود، فرزندآوری در کشور کم کردند. رهبر شهید ما آخر سر عذرخواهی کردند. فکر کنم تنها جایی که ایشان از ملت بله، صریحاً این را فرمودند که ما اشتباه کردیم در این موضوع. خب این خیلی دل ما را به درد میآورد. همه آنهایی که دوست دارند به رهبر شهید ابراز ارادت بکنند، میتوانند با این تغییر رویه و فرزندانی که خانوادهها میروند دنبال فرزندآوری، با این نیت که جواب مثبت به رهبر شهید بدهند. چه بچههایی آنها میشوند! مثل نَذَرْتُ لَكَ مَا فِي بَطْنِي مُحَرَّرًا – مادر حضرت مریم گفت: من این بچه را خدایا برای تو میخواهم. و شد مریم. دقت فرمودید؟ یگانه زن عالم از خیلی از جهات، بله، در اوج شایستگی. حالا دیگر ما برای حضرت مریم چقدر احترام قائل هستیم، معلوم است. آن وقت خدا برای ما قصهاش را توضیح میدهد. وقتی که این مادر باردار بود، گفت: این بچه من برای تو. بعد دنیا آمد، دید دختر است. فکر میکرد مثلاً یک پسر باشد که در راه خدا قرار بدهد. خدا فرمود: تو چه کار به دختر و پسر بودنش داری؟ من میدانم تو میخواهی این یگانه بشود در عالم و به درد دین من بخورد. بدون شوهر او را دارای فرزندی کرد به نام حضرت عیسی. چند میلیارد الان گرفتار شدهاند. خیلی یعنی هر مادری الان میتواند مثل مادر حضرت مریم یک نیت بکند: خدایا به من بچهای بده وقف تو باشد. نگاه کن. ما خدا که عوض نشده، را خدا عوض میشود؟ خداست که برنامه سمت خدا اعلام کند. این خدا همون خداست دیگر، تمام است دیگر. پس ما با خیال راحت میتوانیم به خدای حضرت مریم و مادر حضرت مریم اطمینان کنیم، بله، که چگونه بود.
خیلی خب. خب بحث این بود که ما برویم سراغ مدیریت ذهن در خانواده. علت ذهن در خانواده بحثمان صد درصد سیاسی است، خوب است. صد در صد سیاسی. خانمهایی که شوهرهای خودشان را توسریخور بار میآورند (ببخشید من اینقدر صریح و بدون مقدمه و اینها بگویم) مثلاً زنسالاری است در خانه، برای مرد احترام قائل نیست. این مردها در عرصه سیاسی نباید بیایند، چرا؟ چون آدمهای ضعیفی میشوند، جایی که نباید جا میزنند، جا میزنند. شما بروید آمار بگیرید (من چشم بسته به شما عرض میکنم). حالا خوب، میسازیم برود تجسم کند در خانههای مردم. ولی یک جایی این را من سخنرانی میکردم، جمعی از مسئولین بودند، یک جوری با صدای بلند کم کم شروع کردند به خندیدن که معلوم بود درست دارد میگویند. درسته. چرا خانمها باید به آقایون احترام بگذارند، آقایون هم باید به خانمها محبت داشته باشند. درسته. اگر در خانهای آقا به خانم بیمهری میکند، این آقا هم در مسئولیت نباید برود. چون برود در پست قرار بگیرد، به مردم هم بیرحمی میکند. این به خانم خودش رحم نمیکند، به بقیه رحم کند؟ ولمون کن. تو رو خدا. لذا بحث ما کاملاً سیاسی است. بچهها باید احساس مسئولیت اجتماعی داشته باشند دیگر و نمیروند در بسیج. بله. بچههایی که احساس مسئولیت سیاسی دارند، کیا هستند. خدا رحمتش کند رئیس انستیتو روانشناسی دانشگاه تهران، آقای دکتر کاردان را، به ما روانشناسی اجتماعی درس میداد. این در درسهای ایشان بود، در کتاب ایشان بود که میگفت: آلمان برای اینکه جوانها را نسبت به مسائل سیاسی اجتماعیشان دلسرد کنند، تبدیلشان بکنند به موجودات منفعل، همین یهودیها رویشان کار کردند. پدرسالاری را در خانه از بین ببرند تا اینها جوانهای ضعیفی بشوند، نسبت به پیشوا حساسیت مثبت نشان ندهند. حالا آنها پیشوایشان درست بوده یا غلط بوده، من کاری ندارم. معلوم است آن پیشوا پیشوای غلطی بوده به نام هیتلر. ولی اینها گفتند ریشه اعتماد به یک رهبر را باید بزنیم و ریشهاش آنجا زده میشود که پدر نداشته باشد در این خانه. ببینید چه جوری کار میکند. و ایشان میگفت که کار کردند و موفق شدند. شما اکثر کارتونهایی که برای بچهها ساخته میشود میبینید، رابطه فرزند و مادری است، پدر نیست. اصلاً پدر در داستان نیست. یک جوری است که مادر... حالا ما روز میلاد امیرالمومنین علیه السلام را روز پدر قرار دادیم، باز دین ما ما را نجات داده. و الا در جهان زیاد باب نیست روز پدر یعنی چه. انشالله در غدیر هم حالا رفتارهایی که نسبت به پذیرش ولایت پدر هست، داشته باشیم و این را افزایش بدهیم. من همین جا روایت بخوانم. امروز خیلی با مصداق شروع کردیم و در مصادیق داریم حرف میزنیم و کلیات نماندیم. خوب است اینجوری. یک روایت از امیرالمومنین علیه السلام برای شما بخوانم (بفرمایید، شاید نشنیده باشید، شاید البته شما الحمدالله روایت زیاد شنیدید). در شرح نهج البلاغه این حکمت منسوب به امیرالمومنین علیه السلام است. میفرماید: الْحُبَّ أَرْبَعِينَ سَنَةً وَلَا تَكْتُمُ الضَّغِينَةَ سَاعَةً وَاحِدَةً – یک زن میتواند محبت خودش را ۴۰ سال پنهان کند، ابراز نکند، ولی بغض و ناراحتیاش را یک ساعت هم نمیتواند نگه دارد، ابراز میکند. یعنی خانمها اگر تربیت دینی شده باشند و اینها که خب هیچی، آنها به صورت طبیعی محبتشان را پنهان کنند. ولی ناراحت بشوند، ناراحتیشان را نمیتوانند پنهان کنند. حالا چه اتفاقی میافتد؟ اینکه خانمها میتوانند محبتشان را پنهان کنند، خیلی جاها خوب است. یک قدرتی است که خدا به آنها داده: محبت خودشان را پنهان کنند. این حیا را در جامعه افزایش میدهد. اینکه محبتشان را میتوانند پنهان کنند، یک جاهایی بد است. آنجایی که محبتشان را به شوهرشان ابراز نمیکنند و وقتی ابراز نکردند، خانواده به هم میریزد. آن آرامش که ما بحثمان بود (عامل مدیریت ذهن در خانه است، بله) به هم میریزد. بچه باید آرامش داشته باشد در خانه یا نه؟ بله. این محبت بین پدر و مادر را میبیند، مشغول بازی میشود، میگوید: همه چیز آرام، خیالش راحت، جهان آرام است. جهان او همین دو نفر هستند. بله. وَلَا تَكْتُمُ الْبُغْضَ سَاعَةً وَاحِدَةً – ناراحت یک ساعت نمیتواند پنهان کند. یک ساعت، اینجا ساعت ۶۰ دقیقهای نیست، لحظه. یک لحظه نمیتواند پنهان کند. اگر خودساخته نباشد، این زن ناراحتیاش را شدید ابراز میکند. چه بلایی سر بچه میآید؟ اصلاً من کاری ندارم این ناراحتی به جا است دارد ابراز میشود یا نابجا. وقتی ابراز شد، خانه به هم میریزد، آن مرد هم به هم میریزد. مرد اگر ضعیف باشد، ضعفش بیشتر میشود. در حالی که خانم باید مرد را تقویت میکرد. گذشته یادتان هست دیگر: کشتیهایت غرق شده، آقا میآید به او میگوید: چرا؟ هرچی داری برای ما داری و بیرون... اینها را ما جلسه قبل را تکرار نمیکنیم، شما یادتان هست. یعنی دیگر همه نه، مردم بهتر از (حتماً بهتر از من) یادشان است. خب پس اینکه بغضش را نمیتواند پنهان نگه دارد، ممکن است موجب به هم ریختن خانه بشود. درسته، بله. و آرامش از بین برود. بچهها دیگر در این محیط خوب رشد نمیکنند، خود آن مرد آرامشش از بین برود، دیگر نمیتواند خوب فکر کند، خوب شخصیتش تربیت نمیشود. و این را هم من اینجا عرض کنم (دوباره حالا به نوعی ایام میلاد هست دیگر، یعنی ما ایام... ببخشید جشن ازدواج حضرت زهرا سلام الله علیها و حضرت علی علیه السلام هفته گذشته بود که این بحث شروع شد). مناسبت زیاد است. در عروسی امیرالمومنین علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها یک داستانی اتفاق افتاد خیلی ظریف. حضرت رسول آمدند خانه این زوج جوان (برترین زوج عالم، بیتردید بله). این زوج در این موقعیت واقعاً نداریم. خب این جشن، بهترین کسی که بیاید تبریک بگوید رسول الله الاعظم (اشرف من فی الارض) است و خوشحالی او را باید ببینیم. یک ظرف شیری هم آوردند برای حضرت زهرا سلام الله علیها به دخترشان. نوشیدن، نوش جان کردند، دست امیرالمومنین... نوش جان کردند. حالا چقدر با محبت سخن میگفتند: فدایت بشوم... به هر دو بزرگوار. فرمودند: اینها بماند. بعد فرمودند که خب دخترم، چهجور شوهری داری؟ حضرت زهرا عرضه داشتند: بابا نِعْمَ الْعَوْنُ (خوب کمک، خوب شوهری دارم). علی جانم، چه همسری داری؟ نِعْمَ الْعَوْنُ عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ – خوب کمکی دارم برای بندگی خدا. این شخصیت حضرت زهرا را دریافته است. بله. امیرالمومنین: ذَرَّةً ... اگر نظر لطف بوتراب کند، به آسمان رود و کار آفتاب کند. میفرماید حضرت زهرا خوب کمکی است برای من که ما را به قرب خدا برساند، بندگی خدا برساند. واقعاً زن اینطور است، میتواند نابود کند مردم، میتواند کمک کند، کما اینکه مردم هم همینطور. هیچکدام نقشهای خودشان را فراموش کنند.
و البته این را هم ما به عنوان کلید طلایی از ۳۰ سال پیش در بحثهای خانوادگی میگفتیم، دیگر این را هم تکرار کنم اینجا: مرد بیشتر از زن تواضع و احترام میخواهد، محبت هم میخواهد. مثلاً میفرماید هر موقع مرد وارد خانه شد، زن در آن لحظه (در روایات ما هست) باید ابراز محبت بکند. یعنی این مرد را از آن آهنآلات قراضهای که در آن بوده است، درمیآورد بیرون، تبدیل میکند به یک گل لطیف. اصلاً خود این مرد هم جا میخورد که الان من باید تغییر کنم. مثل اینکه آمده در فضای خانه. بعضی از خانمها هستند وسواس هستند: کفش بیرون را در بیار، دستت را بشور، نمیدانم کتت را در بیار. اینها همه کثیف است... به مردم خورده. اینها بهتر از این وسواس در ظواهر. خوب است ما وسواس در مسائل روحی داشته باشیم. با یک کلمه محبتآمیز (زن که فوقالعاده خدا به آنها داده است) میتواند این مرد را از آن زمختی جهان بیرون از خانه در بیاورد، وارد محیط لطیف خانه بکند. ولی به هر حال مرد بیشتر احترام میخواهد و تواضع (و تواضع زن) بیشتر محبت میخواهد و اطمینان به اینکه مرد به او علاقه دارد، مهربانی و محبت میخواهد. هر کدام کم بشود، آرامش را برای بچهها از بین میبرد، آرامش را برای هر کدامشان از بین میبرد. یک آقای دکتر متخصص اعصاب (حالا اعصاب و روان نبود و اعصاب بود فقط، فکر کنم حالا یعنی روانپزشک نبود) بله، ایشان به من میگفت (با ناراحتی) – یعنی انسان بسیار ارزشمند و وارستهای هم هستند – تهران مطب داشتند. رفتند مشهد، گفت: حاج آقا چه کار میکنید با این جامعه؟ برو مسئول بهبود وضعیت روحی روانی جامعه. میدانستند چرا باید بیشترین مصرف قرص اعصاب برای خانمهای ما در ایران باشد بین ۳۰ تا ۴۰ سالگی و آمارهای عجیب غریب در این زمینه میداد. خب بخشی از این آرامش باید توسط همسر تأمین بشود، بخشی توسط خودش. و همچنین آرامش همسر توسط خانم باید تأمین بشود. و اینجا من میخواهم بگویم بیایید از خدا الگو بگیریم برای آرامشبخشی. آها. در خانه خدا زود نمیزند، زود هم تشویق نمیکند. چون خود آن هم آرامش آدم را میگیرد. این را روانشناسان آمدند تست کردند برای تربیت بچهها. گفتند ۱۰ دلار میدهیم این مسئله را حل کنید، به یک گروه دیگر گفتند ۲ دلار میدهیم این مسئله را حل کنید (به یک گروه دیگر گفتند هیچی) از هم خبر نداشتند. آنهایی که ۲ دلار گرفتند بهتر مسئله را و سریعتر حل کردند از آنهایی که ۱۰ دلار گرفتند. حتی استرس اینکه مبادا این ۱۰ دلار را از دست بدهم، در خلاقیت علمیشان و حل مسئله ریاضیشان اثر داشته. و آنهایی که هیچی پول نگرفتند از این دو دلاریها راحتتر. چون اصلاً اضطراب از دست دادن چیزی را نداشتند. بعضی از خانوادهها هستند اصلاً محبت کوپنی میکنند، مشروط میکنند. نه. چرا؟ این آرامش برای مدیریت ذهن لازم است. خدا انسانها را چه آرام میگذارد! چقدر سَتَّارُ الْعُيُوبِ است! بله. خدا چه کار میکند برای آرامش انسان. اصلاً ایمان در قرآن مساوی گرفته شده با کلمهای به نام تسکین. مثلاً در این آیه هست: هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ. امام باقر علیه السلام میفرماید: این سکینه یعنی ایمان. ایمان یعنی امنیتبخشی. اولین چیزی که ما از اعتقاداتمان میخواهیم، این آرامش است. میرویم در جمع مؤمنین احساس آرامش میکنیم. در خانه باید بیش از هر چیزی مراقب آرامش باشیم، نه مراقب بقیه حق و باطلها. آنها هم حق و باطل است. هر اتفاقی بیفتد، هر رفتار غلط، آرامش همدیگر را به هم نزنیم. انتقاد کنیم آرامش همدیگر را به هم نزنیم. توصیه کنیم آرامش همگر را به هم نزنیم. اصلاح کنیم خودمان و دیگران را، آرامش نباید به هم بخورد. این فلسفه زوجیت همین آرامش است. که اینجا حالا سَكِينَة أَنْزَلَ السَّكِينَة... بله.
ملایی: خیلی خوب. من خواهش میکنم از شما که اگر این بحث توفیق داشتیم خدمت شما در ادامه (یعنی من باشم، ولی منظورم این است) همچنان خیلی بهتر جا میافتد. یعنی قشنگ حسش میکند آدم. مثلاً من از در خانه... مرد آمده در خانه، خانم دارد ظرف میشوید. صدای در که میآید، خب معلوم است دیگر الان این زمان، زمانی است که باید آقای خانه بیاید. در باز میشود: «آمدی؟ کجا بودی تا حالا؟ مثلاً یا پیام دادن چرا جواب نمیدی؟ چند بار زنگ بزنم؟» سلام علیکم، خیلی خوش آمدید، آقا حال شما چطوره؟ بالاخره اینجوری... بله، روایتها تصریح فرمودند، فرمودند که مصداقاً اول ورود مرد، خانم محبتش را ابراز بکند. حالا گلهای هم هست بگذارد بعداً دیگر. اگر بتوانند خانمها این کار را بکنند، فوقالعاده میشود. خیلی خب. مرد هم همینطور، ها. مرد طبیعت خودش ابراز محبتهایش را باید انجام بدهد (که در روایت زیاد). ولی ببینید بیشتر از خود آن ابراز محبت، جنبه عاطفی، آرامشبخشی آن طبیعتاً محبت مهم است. مخصوصاً برای بچهها که احساس بچهها زیاد. در مباحث عشق و عاطفه و اینها که نیستند، آن آرامش میخواهد. یک بیخیالی اطرافش باشد که خلاقیتش را ادامه بدهد خیلی راحت.
یعنی ممنونم. عرض کنم که از اول برنامه فکر میکنم رفقا زیرنویس میکردند برایتان. الان هم ۳۰ ثانیه وقت به من بدهید قبل از اینکه محضر قرآن مشرف بشویم. رفقا اتاق فرمان، دم شما گرم. یک بار دیگر زیرنویس بیاید. مدعرض بنده باشد: از امروز هر بزرگواری از شما عزیزان همراهی کند در قربانی (در صفحات، کانالهای ما، اینها بیاید یا عدد ۱۴ را بفرستید به 20000303 یا این شماره کارت که الان اینجا هست) از امروز همه میرود برای عید سعید قربان. یعنی ویژه و خاص است. میخواهید عید قربان بانی کنید؟ بسم الله. از امروز در قربانی برنامه اختصاصی عید قربان شرکت داشته باشید. زیرنویس سعی میکنیم که داشته باشیم. این روزها برایتان خواهد بود، فردا هم همینطور. و برویم حالا محضر قرآن کریم. صفحه ۲۱۲، سوره مبارکه یونس، آیات ۲۹ تا ۳۳ تلاوت خواهد شد. ثوابش هم باشد برای شهدای عزیز خوزستان، جنوب ایران به ویژه دزفول، مردم مظلومی که در دزفول زیر موشکباران به شهادت رسیدند و همه شهدای این شهر. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
صفحه212 قران کریم
ملایی: قبل از اینکه چند دقیقه پایانی را خدمت آقای پناهیان باشیم، مجدداً باز دعوت میکنم از شما. هم به زیرنویسهای برنامه در این روزها دقت بفرمایید، هم عدد ۱۴ را به ۲۰۳۰۳ همین الان امتحان کنید بفرستید. اصلاً برای اولین بار اگر حتی هست، در ماه ذیالحجه برای سلامتی آقا امام زمان، سلامتی زائرای خانه خدا (عرض میکنم) برای انشالله پیروزی جبهه حق، ایران عزیز در برابر کفر، در قربانی عید قربان برنامه پررنگ و محکم مشارکت خواهیم کرد. انشالله. حاج آقا با شمایید.
حجت الاسلام پناهیان: بله. شما بنده رو خیلی تشویق کردید که من به جزئیات بپردازم. چند تا روایت بخوانم که به جزئیات پرداخته شده. این ایام بالاخره متعلق است به امام باقر علیه السلام. یک روایت در مورد این بزرگوار که میگوید: من وارد امام باقر شدم (وارد خانه امام باقر علیه السلام شدم). حضرت لباس خیلی خوش رنگی به تن داشتند و محاسن خودشان را خیلی مرتب، خیلی در واقع زیبا بود. رفتار و لباس حضرت... حضرت بعداً در واقع فرمودند: فردا برای فلان کار بیاید پیش من. من رفتم دیدم که خیلی آن آراستگی و زیبایی خاص دیروز حضرت را ندارند. گفتم: آقا چیزی تغییر کرده؟ شما خیلی معمولی هستید امروز، دیروز خیلی... فرمود: من دیروز در اتاق (از اتاق همسرم) آمده بودم. به خاطر همسرم اینجوری خودم را تزیین کرده بودم. ببینید: تزیین خودشان را برای خانمشان بیشتر اهمیت میدهند تا برای مردم. مردم معمولی. بله. این جالب نیست؟ یعنی چرا؟ چه جالب! آرامش ایجاد میکند. برعکس الان. آخه بله، این خیلی مهم است دیگر. وقتی که خانه (یعنی آن فرهنگ خانواده) تضعیف بشود، خانوادهها خودشان را برای بیرون بیشتر تزیین میکنند. ما زورمان به مردا میرسد. در مورد مردا حدیث میخوانیم، در مورد خانمها روایت نمیخوانیم چون معلوم نیست که بتواند اثر کلام داشته باشد. خب این یک نکته.
امیرالمومنین علیه السلام یک کلامی دارند که با جزئیات نشان میدهد به ما ما چه جوری میتوانیم عامل آرامش بقیه باشیم. در خانه هم جاری میشود، غیر از خانه هم همینطور. مردم پیش مؤمنین میآیند باید بگویند که پیش ایشان من احساس آرامش میکنم. این خیلی مهم است. این عبارت حضرت علی علیه السلام میفرماید: لَا تُدَاقَّ النَّاسَ وَزْنًا بِوَزْنٍ وَأَصْفَحْ عَنْهُمْ بِتَغَافُلٍ عَنِ الدُّنْيَا مِنَ الْأُمُورِ. واقعاً کلمات امیرالمومنین معلوم است کلمات حضرت. وَامْسِكْ بِرُمَقِ ضَعِيفٍ بِجَاهِكَ وَبِالْمَعُونَةِ لَهُ. الی آخر. میفرماید: ریزبینی نکنید در زندگی مردم. هی نخواهید گزک بگیرید از جزئیات رفتارشان. با تغافل برخورد کنید. قدر خودتان را سبک نکنید. هم دیگران را آزار میدهید، هم قیمت خودتان را میآورید پایین. با تغافل برخورد کنید از امور (حالا ناشایست و اینها). خیلی مهم است. بعد میفرماید: کسانی که از شما انتظار کمک دارند، انتظارشان را برآورده کنید. و اگر نمیتوانید، از اعتبار خودتان پیش دیگران خرج کنید، خرج کنید برای اینکه کارشان راه بیفتد. خیلی مهم است ها، بله. یعنی ما نمیتوانیم و نمیگوییم. ما بعضی وقتا یک گرفتارهایی هستند میآیند پیش ما، فکر میکنند آبرو داریم. فکر نمیکنند آقا هر کسی مشهور شد لزوماً مثلاً حرفش را همه گوش نمیکنند. بعد زنگ میزنیم میگوییم: آقا یک گرفتاری اینجوری... میگوید: حاج آقا به شما چه ربطی دارد؟ میگوییم: آقا به شما چه ربطی دارد؟ یعنی چه؟ خب کارش را راه بینداز. این ظاهراً اگر غلط میگوید، به ما بگوید که دیگر شفاعتش نکنیم. الشَّفَاعَةُ زَكَاةُ الْجَاهِ – یعنی شما وقتی یک جاه و موقعیت و احترامی داری، باید شفاعت کنی دیگران را. این خیلی اهمیت دارد. من دیگر به جزئیات کلمات ایشان نپردازم. تجسس... بله، تجسس نکنید. که در ارتباط با خانواده هم تجسس نکردن آمده. میفرماید: مرد میخواهد وارد خانه بشود، با سر و صدا بیاید که گفتیم. روایتش را با هم جالب بود. این زکات جالب است مثلاً میگفتند: زکات العلم نشره. این تیکه خیلی جالبه.
ملایی: ممنونم. حاج آقا بزرگوارید. آقای پناهیان را هم دعا میکنیم در شب عرفه در مراسم و همه خدمتگزاران به اسلام و مسلمین را. به اتفاق همه رفقای عزیزم، دوستان پشت دوربین، اتاق فرمان، پخش، همه خداحافظی میکنیم با شما و بهترینها را برای شما آرزومندم. خدایا برای همه مردم ایران یک زیارت مخصوص عرفه کربلا بنویس به حق نام مقدس آقا جانمان اباعبدالله الحسین علیه السلام.