اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

1405-02-30-حجت الاسلام نظافت-موانع و مزایای مقاومت

بسم الله الرحمن الرحیم. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. هوای پنجره را باز کن بهار بیاید بیا که پرده کمی با دلم کنار بیاید فصل زمین گیج سایه‌های ملخ خواست زمانه را بتکان دسته دسته زار بیاید تو هر زمان دلت آمد سوار جاده شو اما بلند شو بنشین یک نفس غبار بیاید نشسته‌ایم و به تکرار می‌کشیم تو را آه اگر سوار بیاید اگر سوار نیاید و ما همچنان چشم به راه ما برای آمدن شما و این مردم که میدان دارند میاندارند پرچم دارند روزهای آمدن شما را لحظه به لحظه و آن به آن می‌شمارند. دعای این روزهای ماست: اللهم عجل لولیک الفرج.

معرفی برنامه

 

خانم‌ها آقایان سلام وقتتون بخیر. به سمت خدای امروز خیلی خیلی خوش آمدید. خوشحالیم که با همیم، در کنار همیم و بهترین‌ها را از قادر متعال برای مردم مقاوم، غیرتمند، عزتمند ایران اسلامی مسئلت می‌کنم. حاج آقای نظافت سلام علیکم و رحمة الله. خیلی خیلی خوش آمدید.

حجت الاسلام نظافت: سلام علیکم. سلام بر شما و همه بینندگان عزیز. أعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه. در خدمت شما هستیم. سلامت باشید.

شریعتی: الحمدلله سلامت. خدا را شکر که هستیم و این روزهای بسیار مبارک ماه ذی‌الحجه را داریم تجربه می‌کنیم. هوای سرزمین وحی را نفس می‌کشند و اگر الان مخاطب ما هستند به تک تکشان سلام می‌کنم. انشاالله حجشان مقبول، سعیشان مشکور باشد و امیدوارم برای مردم عزیز و نازنین ایران دعا بکنند برای عزت و اقتدار ما، برای نصرت و پیروزی رزمنده‌ها دعا بکنند که آنجا دعا به اجابت نزدیک‌تر است. بحث امروز را با عشق تقدیم نگاه پرمهرتان می‌کنیم و نکات و مقدمات بحث حاج آقای نظافت را خواهیم شنید و انشاالله بعد هم وارد بحث خواهیم شد. بله.

حجت الاسلام نظافت: بسم الله الرحمن الرحیم. ماه ذی‌الحجه الحرام ماه حج است و دل ما پیش زوارمان هست. امیدواریم که حجی مقبول، سعی مشکور داشته باشند و برگردند و انشالله که حاجاتشان مستجاب باشد. خوب مستحب است که در دهه اول ماه ذی‌الحجه بین نماز مغرب و عشا مؤمنین دو رکعت نماز بخوانند تا در ثواب حجاج شریک باشند. چقدر خوب که در رکعت اول این آیه را می‌خوانند: وَ وَاعَدْنَا مُوسَى... این نکته را دارد. نکته‌اش این است که خدای متعال فرمود: ما با موسی ۳۰ روز قرار گذاشتیم که بیاید کوه طور و مناجات کند، ده روز هم موسی خودش افزود. أَرْبَعِینَ حضرت موسی وقتی می‌خواست برود، موسی به برادرش که پیامبر بود (حضرت هارون) گفت: تو جانشین من باش. یعنی نمی‌شود شخصیتی مثل حضرت موسی و هر پیامبر دیگری برود و لو برای ۳۰ روز، و امت را سرگردان رها کند. این بزرگترین دلیل (یکی از ادله مهم قرآنی) است بر اثبات حقانیت امیرالمومنین علیه السلام. خدای متعال در قرآن این را قرار داده. نمی‌شود بگوییم پیامبر اسلام برای همیشه رفت و ملت و امت را سرگردان گذاشت. در خطبه اول نهج‌البلاغه داریم، امیرالمومنین فرمود: خَلَّفَ فِيكُمْ مَا خَلَّفَتِ الْأَنْبِيَاءُ یعنی پیامبر جانشین تعیین کردند، همچنان که همه انبیا در امتشان جانشین تعیین کردند. بعد دلیل آوردند فرمود: لَمْ يَتْرُكُونَا هَمَلًا انبیا مردم را سرگردان رها نکردند، بِغَيْرِ طَرِيقٍ وَاضِحٍ وَ لَا عَلَمٍ قَائِمٍ یعنی وقتی انبیا رفتند یک راه واضحی را ریل‌گذاری کرده بودند، یک سنت‌هایی گذاشته بودند و یک علمی برافراشتند و دادند دست علمدار. دو تا کار را پیامبر در دوران زندگی و رسالتش انجام می‌دهد: هر پیامبری یک سنتی را پایه‌گذاری می‌کند (فرهنگی را حاکم می‌کند) و یک علمی را برمی‌افرازد و می‌دهد به دست علمدار. می‌گوید تو مواظب این سنت باش. پیامبر اکرم همین کار را کرد، مردم را سرگردان رها نکردند. در طول دوران رسالت ریل‌گذاری‌هایی کردند، سنت‌هایی را و الان دارند دست امیرالمومنین که مراقب این باشند. نمی‌شود بگوییم حضرت موسی برای ۳۰ روز رفتن جانشین تعیین کردند، پیامبر اسلام که اعظم پیامبران است و اعلم همه پیامبران است، بگوییم رها کردند؟ با محبت و مدیریت خیلی چیزها نمی‌سازد، ولی ما یک حرف منطقی داریم می‌زنیم. می‌گوییم این یک چیز است که امر الهی است، خدا باید تعیین بکند. باید آن کسی جانشین باشد که اخوت با پیامبر داشته باشد، بتواند جای او را پر کند، هم‌تراز او باشد در علم، در بصیرت، در تقوا، در مدیریت. و لذا حضرت موسی به خدای متعال فرمود: اجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي هَارُونَ أَخِي یعنی پیش از خود جانشین تعیین نکرد، پیشنهاد داد. خدا هم تأیید کرد. گفت: برادرم هارون را وزیر من قرار بده. به هر حال مقام داشت. می‌رفت، به برادرش هارون گفت: وَ لَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ یعنی دنبال اصلاح امور باش. یک مفسدانی هستند در این جامعه، به حرف آنها نکنید. این مفسدان از کجا به وجود آمدند؟ مگر آل فرعون غرق نشدند؟ مگر بنی‌اسرائیل به قدرت نرسیدند؟ کجا بودند؟ یک عده در دورانی که مستضعف در زندان‌های شاه هستند سرافراز می‌شوند، در دوران قدرت خراب می‌کنند، در دوران بعدش خراب می‌کنند. آزمایش‌ها همیشه هست. و لذا برای حضرت ابراهیم داریم: ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ ابراهیم از همه این آزمایش‌ها سرافراز بیرون آمد. از قوم موسی بودند مستضعفان بودند، بعد از قدرت این‌چنین کردند. و همیشه باید پناه ببریم به خدای متعال. بنابراین گفتن این آیه را بخوانید، یکی از نشانه‌های قبولی حج، توجه به ولایت است. باطن حج، ولی خداست. باطن حج، امام است. و حجاج ما باید خدا را شکر بکنند که محب امیرالمومنین هستند، محبت امیرالمومنین را دارند، امیرالمومنین را به عنوان ولی خدا قبول دارند. و این یک رمزی است به نظر من که در دهه اول ماه ذی‌الحجه گفته‌اند این ده شب این آیه را مؤمنین بخوانند تا آگاهانه و عالمانه اعتقاد داشته باشند به ولایت امیرالمومنین. نه اینکه ما فرزند پدر و مادری بودیم که معتقد به امیرالمومنین بوده است، بلکه ما باید با آگاهی و معرفت داشته باشیم.

شریعتی: بسیار عالی. چقدر خوب. مقدمه خوبی بود. الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین به ولایت مولانا ابوالحسن امیرالمومنین و المعصومین علیهم صلوات الله. انشاالله سایه پرمهر حضرت سر همه ما مستدام باشه و این نعمت ولایت که اساساً نعمت کمی نیست انشالله قدر بدانیم و دعا می‌کنم انشالله زیارت بیت الله الحرام رزق و روزی همه‌مان بشود. اللهم ارزق. بله.

حجت الاسلام نظافت: بسم الله الرحمن الرحیم. خوب، بحث نصرت و استقامت را ما داشتیم. خدای متعال یاری می‌کند مؤمنین را، مؤمنین را تنها نمی‌گذارد به شرط استقامت. ولی الله اگر در مسیر نصرت خدا و دین خدا مردم استقامت داشته باشند، امدادهای غیبی می‌آید. و در این مسیر سختی‌ها و چالش‌هایی هست. در خطبه ۵۶ داریم: یکی از آزمایش‌های سخت صدر اسلام برای مؤمنین این بود که باید می‌جنگیدند با مستکبران و کفاری که از قوم بودند. خیلی سخت است، خیلی سخت است. حضرت فرمود: لَقَدْ كُنَّا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ داداش‌ها و عموهایشان (یعنی عاطفه را باید کنترل کرد) خیلی سخت است. بعد فرمود: مَا يَزِيدُنَا ذَلِكَ إِلَّا إِيمَانًا وَ تَسْلِيمًا این جنگ سخت را پشت سر گذاشتیم، ایمانمان نه تنها سست نشد که ایمانمان بیشتر شد و تسلیم بیشتر شدیم در برابر فرمان خدا. وَ مَضَيْنَا عَلَى اللَّقَاءِ بیشتر این راه راست را حرکت کردیم. فرمود: صبر کردیم بر سوزش دردها و جِدَّتُنَا عَلَى عَدُوِّهِمْ جدیت ما روز به روز بیشتر شد برای جنگ و جهاد با دشمنان. بعد فرمود این‌جوری نبود فقط ما بکشیم، آنها هم از ما می‌کشتند. نبرد نبرد جانانه بود. گاهی آنها از ما شهید می‌گرفتند، گاهی ما آنها را می‌کشتیم. لَنَا وَ مِنْ عَدُوِّنَا آخرش این را می‌خواهم بگویم: فرمود فَلَمَّا رَأَى اللَّهُ صِدْقَنَا خدا دید ما در میدان صادق هستیم (خیلی نکته مهمی است: در میدان، نه در شعار. شعار دادن یعنی مرد عملی، مرد عملی). خدا که صداقت ما را دید، أَنْزَلَ بِالْكُفْرِ الْكَـبَةَ شکست و خواری و ذلت را بر دشمن ما فرود آورد. وَ أَنْزَلَ عَلَيْنَا النَّصْرَ اینجا بود که خدا یاری کرد. صداقت اسْتَقَارَّ الْإِسْلَامُ تا اینکه اسلام گسترده شد و آن دوران تزلزل اسلام سپری شد و ثبات پیدا کرد. الْمُؤْمِنُونَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ پدر عهد و پیمان. این در میدان ما یک قراری گذاشتیم، سر آن عهد و قرار و پیمانمان هستیم و خدا اینجاست که یاریش را نازل می‌کند. تا حالا که الحمدالله مردم ما، رزمندگان ما سرافراز هستند، الحمدلله. ولی از خدا باید مدد بخواهیم که در آزمایش‌های بعدی کم نیاوریم و خدا همچنان عنایت را به ما بدهد، کمک کند.

خدای متعال جنگ احزاب خودش یک الگوی نترسیدن و استقامت است. یک حادثه مهم. در ساموس همه شرک و کفر، همه منافقان در برابر اسلام صف کشیدند، متحد شدند. ده هزار نفر، آنهایی که در جنگ بدر و احد آمده بودند با مسلمانان، همه قبایل مشرک، یهودیان پیمان‌شکن، همه آمدند در برابر مسلمانان صف کشیدند. بعد یک عده ضعیف الایمان پیدا شدند، هم ترسیدند، هم ترساندند. باید مراقب ضعیف الایمان‌های جامعه‌مان باشیم که دل مردم را خالی نکنند. گفتند: يَا أَهْلَ يَثْرِبَ لَا مُقَامَ لَكُمْ گفتند دیگر جای شما اینجا نیست، دشمن آمده محاصره کرده، فَرَج؟ برگردید. همه‌تان... که خدای متعال تهدید کرد. فرمود: اگر این منافقان (اینهایی که در دلشان بیماری است) اگر مُرْجِفُونَ (اینهایی که شایعه پخش می‌کنند) اگر اینها دست از این کارهایشان بر ندارند که دل مردم را خالی می‌کنند، لَنُغْرِيَنَّكَ یعنی تو را بر علیه آنها برمی‌انگیزی، یعنی خلاصه باید تهدید کرد کسانی را که در داخل جامعه دل مردم را خالی می‌کنند. باید دل مردم را محکم بکنیم، همه به هم روحیه بدهیم. آن کسی که منافق است هم می‌ترسد، هم می‌ترساند. ولی مؤمنین نه، مؤمنین هم دلشان قوی است و هم به دیگران روحیه می‌دهند. خدا رحمت کند رهبر شهیدمان را، چقدر آدم نگاهش می‌کرد، هم آرام بود و هم به دیگران آرامش را القا می‌کرد. بله. مراقب این‌جور افراد باید در جامعه باشیم و هم تهدیدشان کنیم، هم باهاشان برخورد کنیم. چون اینها مثل ستون پنجم می‌شوند دیگر، از پشت خنجر می‌زنند. ملت اگر خدای نکرده دلشان خالی بشود، نمی‌شود استقامت نمی‌کنند. باید به مردم روحیه داد. خدای متعال فرموده: در دلشان بیماری هست. اینها سرعت می‌گیرند برای ارتباط گرفتن با یهود و نصارا، می‌گویند می‌ترسیم ما هم کشته بشویم. می‌گویند که نَخْشَى أَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ این بلا و مصیبت سر ما بیاید. و خدای متعال می‌فرماید: أَوْ يُحْدِثَ اللَّهُ أَمْرًا یا خدای متعال فتح نهایی را ایجاد می‌کند یا یک حادثه‌ای ایجاد می‌کند که از این تنگنا بیرون بیایند. ما در این ۴۷ سال همیشه این‌جوری بوده. یعنی در اوج ناامیدی، باریکی، دری باز شده و ما یک نفسی کردیم و توانستیم قدم به قدم خودمان را تقویت کنیم. یعنی خدا به این آیه عمل کرده. فرموده یا فتح نهایی یا أَمْرًا مِنْ عِنْدِهِ یعنی معادلات را یک جوری به هم می‌زند که مؤمنین بتوانند ادامه بدهند مقاومت را. بعد فرمود فَيُصْبِحُوا آدم‌های ترسو بعد پشیمان می‌شوند در درونشان که چرا ما تا آخر نماندیم. بله.

بعد جالب است در این جنگ احزاب، واکنش پیامبر و یارانش جالب است. به جای اینکه بترسند و بترسانند و وحشت‌زده بشوند، الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ گفتند: هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ گفتند این همان وعده خدا و رسول است. یعنی پیشاپیش گفته بودند دشمن بر علیه شما متحد می‌شود و خلاصه از قبل باید خودتان را آماده کنید. وقتی جنگ احزاب پیش آمد، اینها گفتند: هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ رسول خدا راست می‌گفته، ایمان اگر انسان مقاومت بکند، ایمان افزوده می‌شود. دوباره اینجا می‌گوید وَ مَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا و از تشر دشمن، از محاصره، جز ایمان و یک جاهایی محکم‌تر می‌شوی. بله، واقعاً در میدان این‌جوری است. حالا آنهایی که میدان جنگ را درک کردند، همان اولش یک ذره دلهره دارد. وقتی انسان می‌ایستد، انگار یک آرامشی از ناحیه... وقتی امیرالمومنین فرمود: اگر کوه‌ها لرزیدند، تو نلرز، جمجمه‌ات را به خدا بده. این نشان از آن محکمی و استقامت است دیگر. همین است. همان اولش اگر انسان بتواند بر این توهمات، بر این ترساندن‌ها غلبه کند، بعد در دل میدان کمک می‌کنند.

بعد عرض شود خدمت شما که یکی از چیزهایی که مانع استقامت است، ناامیدی است. دیروز و زود دارد، سوخت و سوز ندارد، نباید شتاب داشته باشیم برای نصرت. فرمود: از رحمت خدا کافرها ناامید می‌شوند، ما نباید ناامید بشویم. امید را باید همیشه حفظ بکنیم. به ویژه وقتی که امکانات نداریم. چون وقتی که امکانات داریم یک ذره هم انسان گرفتار شرک می‌شود، دلمان به موشک خوش است، دلمان به این خوش است. وقتی که امید نداری، اتفاقاً بیشتر امیدوار باش. یعنی به یک جایی می‌رسی که همه بندهای امیدت قطع می‌شود، آنجا تازه انسان دلش وصل می‌شود به خدا و آنجاست که آن حقیقت توحید و حقیقت ایمان انسان آشکار می‌شود. این امید بسیار اهمیت دارد. یکی از موانع استقامت، توقع بیجا در شرایط جنگ است. جنگ، جنگِ درد جسمانی دارد. قرآن می‌گوید: إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ شما درد می‌کشید، آنها هم درد دارند. ولی تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا يَرْجُونَ شما یک امیدی دارید که آنها این امید را ندارند. شما امید به خدای متعال دارید. جنگ جراحت دارد. اینکه انسان توقع داشته باشد جنگ باشد و این اتفاقات تلخ نباشد، این توقع بی‌جاست. وقتی ما انتظاراتمان را با واقعیت‌ها تنظیم کنیم، مقاومت آن بیشتر است. ولی اینکه... خدا رحمت کند مرحوم صفایی را. ایشان می‌گفت: مرگ را خواهید داشت، ببین برای چه می‌میرید. و من اینجا می‌توانم این را تأمینش بکنم که تو می‌جنگی، ببین برای چه داری می‌جنگی. این هدف خیلی مهم است. اما هدف به انسان انگیزه می‌دهد. اینکه انتظار داشته باشیم در جنگ ما لطمات جسمی و مادی نداشته باشیم، این خودش مقاومت کم می‌کند. وقتی طبیعی است دیگر، یعنی انگار از نظر ذهنی خودمان را از قبل آماده کردیم. این را می‌خواستم عرض کنم. و لذا راستین، بارها به جبهه می‌روند و با جراحت راه را ادامه می‌دهند. نگاه کنید فرمود: الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ... در وصف منافقین: الَّذِينَ قَالُوا لِإِخْوَانِهِمْ وَقَعَدُوا لَوْ أَطَاعُونَا مَا قُتِلُوا اولاً منافقین خودشان جبهه نرفتند. بقیه که رفتند، پشت سر آنها گفتند: اگر اینها به حرف ما می‌کردند جبهه نمی‌رفتند، کشته نمی‌شدند. قُلْ فَادْرَءُوا عَنْ أَنْفُسِكُمُ الْمَوْتَ خدا از خودتان دفع کنید. بعد فرمود: وَلا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ آنها می‌میرند، اینها شهید می‌شوند، مرگ شرافتمندانه. بعد فرمود: الَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِلَّهِ وَالرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ مَا أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ رفته جبهه، مجروح شده، دوباره می‌گویند بیایید جلو، باز هم می‌روند. مؤمنین راستین این‌جوری هستند. یعنی جراحت‌ها کنار، با پای قطع شده می‌روند جبهه، با دست قطع شده می‌روند جلو. در حالی که هیچ کسی سرزنش نمی‌کند اگر دوباره برنگردند جبهه. ولی اینها بی‌تاب رفتند و تجربه جهاد آنجا چشیدند، چیزهایی دیدند که ما ندیدیم. گاهی ممکن است کار به یک شرایطی برسد که پیامبر هم بگوید خدایا نصرتت کی می‌آید؟ مَتَى نَصْرُ اللَّهِ؟ ما خودمان را باید برای آن شرایط فراهم کنیم. أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ داستان امت‌های گذشته بر سر شما پیش نیاید؟ مَسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا گرفتار شدند، به رنج افتادند، متزلزل شدند. اینقدر تزلزل پیش آمد و فشار ایجاد شد، حتی يَقُولَ الرَّسُولُ تا پیامبر (مردم عادی؟) و پیامبر و الَّذِينَ آمَنُوا... أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ تازه آن موقع که در اوج تزلزل است، می‌گوید باز یکم دیگر صبر کن، نصرت خدا نزدیک است. یکم دیگر صبر کن. می‌خواهم این را بگویم: ما باید خودمان را آماده کنیم، ممکن است که سختی‌ها بیشتر بشود، ممکن است که جنگ طولانی بشود. و جنگ هم خوف دارد، هم ناامنی دارد، هم نقص در اموال دارد، هم شهادت دارد. ولی در هر صورت پایان شب سیه سفید است، حتماً پیروزی وعده خداست و حق است و تا حالا تجربه کردیم. خودمان را باید آماده بکنیم برای استقامت بیشتر. یکی از چیزهایی که مانع استقامت است، شایعه است. شایعه می‌تواند یک ملت را ناامید کند، می‌تواند یک ملت را سست بکند. به ویژه اگر ویروس بدبینی به فرماندهان، به رهبران، به مسئولان منتشر بشود. و من گاهی گوشه کنار دارم می‌بینم و ما گاهی دست‌های پنهان شایعه‌پراکن را نمی‌بینیم، زود باور می‌کنیم. اگر ما به مسئولینمان اعتماد نکنیم، به کی اعتماد کنیم؟ این‌جوری نیست، با حساب باید حرف بزنیم. چقدر ناامیدی ایجاد می‌کند؟ خیلی بد است. اصلاً گفتند شایعه ستون پنجم دشمن است، یعنی مثل یک ستون زرهی لرزاننده، تردید ایجاد می‌کند. مراقب شایعه باشید. گاهی بعضی دوستان نادانند، دلسوزند، نگرانند ولی هر حرفی را می‌زنند و این تردیدی که ایجاد می‌شود، این تردید موریانه اراده‌هاست. خیلی خطرناک است. خیلی. بالاخره الحمدالله ما رهبر داریم، الحمدالله دولتمردانی داریم که پای کار ایستادند، جانشان را کف دست گرفتند، دارند تلاش می‌کنند، چندین بار تا مرز شهادت پیش رفتند، پیش رفته‌اند. همه‌شان یک نفر از اینها ما ندیدیم پس ما نیستیم؟ دیگر در دوران رفاه بودن، در دوران صلح بودن، در دوران جنگ هم هستند. آزمایش دادند دیگر. سلیقه‌ها متفاوت هست، ولی این چنین نیست که بعضی‌ها اینقدر بدبین باشند.

یک نکته‌ای که ما برای استقامت داریم این است که فقط نگوییم صبوری کنید. ما هم نسبت به صبر دیگران مسئولیت داریم. نسبت به صبر خودمان باید صبر بکنیم، نسبت به صبر دیگران هم مسئولیت داریم. بی‌تفاوت نباشیم نسبت به گرفتاری‌های دیگران. همچنان که الحمدالله می‌بینم گروه‌های جهادی واقعاً زندگی‌شان را ول کردند. در همین تهران من رفتم چند جا دیدم، شیشه‌بری می‌کنند، متن قابل تشخیص نیست، دغدغه داشتند، همدردی کردند. به ویژه بزرگترها، توانمندترها، با تجربه‌ترها، گرم روزگار چشیده‌ترها، اینها وظیفه بیشتری دارند برای صبر دیگران. چه در مصیبت، حتی برای اینکه یک کسی در معصیت صبوری کند، نمی‌توانیم بگوییم صبوری کن، کمکش کنیم که نلغزد. به امر ازدواجش کمک بکند، یا از نظر مالی کمک کنیم که آره، مجبور نشود مثلاً دست به دست‌درازی به بیت‌المال یا دزدی. ببینید این اثر دارد، ها. عرض می‌کنم روایتش را می‌خوانم برایتان. صبر بر طاعت: بزرگترها باید کمک بکنند تا جوان‌ترها برای طاعت صبوری کنند. خدا رحمت کند شهید مطهری را. ایشان با مرحوم آیت الله منتظری هم مباحثه بودند. مرحوم منتظری می‌گفت: برای نماز شب من را بیدار می‌کرد مطهری و من بهانه می‌آوردم که آب قم برای چشم من ضرر دارد. شهید مطهری می‌رفت آب می‌آورد. چه خوب! ببینید می‌خواهد رفیقش اطاعت بکند، یک کاری می‌کند که این صبوری بکند. مَعَ الْعَوْنِ فِي الطَّاعَة برای همسر دیگر یار می‌شود. سه قسمت دارد: طاعت، معصیت و مصیبت. در همه جهات بقیه وظیفه دارند: هم کمک معرفتی، هم کمک مالی، هم کمک عملی. یک روایت قشنگی در نهج‌البلاغه هست. امیرالمومنین به جابر فرمود: جابر، قِوَامُ الدِّينِ وَ الدُّنْيَا بِأَرْبَعَةٍ یعنی دین و دنیای آدم‌ها وقتی استوار است که چهار گروه درست عمل کنند، سر جایشان باشند، و الا دین و دنیا به هم می‌ریزد. ۱. عالمی که علمش را به کار بگیرد، خودش اهل صداقت باشد، اهل محبت باشد، اهل مدارا باشد، یعنی اخلاق را مردم از وجود او استشمام کنند. ۲. جاهلی که از یادگیری سرپیچی نکند، یعنی اگر کسی بلد نیست از دستاوردهای عالم استفاده کند. بالاخره در این دنیا هر کسی یک باری را برمی‌دارد. عالم هم از نظر علمی به کمک جامعه می‌آید. ۳. جواد (عنصر سوم): انسان اهل جودی است که بخل نورزد برای معروف، اهل بخل نباشد، نیکی کند، سفره پهن کند، وام بدهد، گره‌گشایی کند. ۴. فقیر، فقیری که آخرتش را به دنیا نفروشد. چند گروه شد؟ عالم، جاهل، پولدار (پولدار اهل جود) و فقیری که صبوری کند. آخرش حضرت فرمود: اگر عالم عمل نکند، علمش را ضایع کند، دیگر جاهل نمی‌آید یاد بگیرد. پس از بین رفتن جاهل و عالم، مسئولیت عالم سنگین‌تر شد. بعد فرمود: اگر پولدار بخل بورزد، اگر پولدار... فقیر هم دیگر صبوری نمی‌کند. یعنی از بین این چهار گروه، علما و پولدارها مسئولیتشان سنگین‌تر شد. پولدارها می‌توانند کمک بکنند برای صبر فقرا، برای استقامت دیگران. و لذا بزرگترها خیلی مسئولیت دارند. یک جاهایی بزرگترها، مسئولین، لنگر جامعه‌اند. یعنی در طوفان‌ها می‌توانند مردم را آرام بکنند. اصلاً لایه وجودشان دلداری است. امیرالمؤمنین فرمود: من باید شریک مردم باشم در مشکلات، یعنی در صف اول خدمت، موقع مصرف نفر آخر. حالا البته امیرالمومنین ولی... نباید فاصله بگیرند، چون اگر فاصله بگیرند درد مردم را درک نمی‌کنند. بالاخره جنگی است و گرانی‌ها جنگ است. اگر جنگ است و کمبودها جنگ است و احتکارها و خیانت‌ها، اینجاست که مسئولین اگر وضع مادیشان خوب باشد، لمس نمی‌کنند. و لذا بزرگترها (حالا چه آنهایی که مسئولیت رسمی دارند، چه آنهایی که حالا وضع مالی‌شان خوب است و خدا آنها را دارد این‌جوری آزمایش می‌کند) فرمود: وَقُرُّوا كِبَارَكُمْ بزرگترها باید مورد احترام واقع بشوند. آن بزرگترها نسبت به صغار باید ترحم بکنند. نگاه کنید پر از توجه به مردم، از توجه به ضعفا، از توجه به زیردستان. مثلاً فرمود: کسی را فرمانده لشکر بگذار، صفت‌های فضیلت‌های او را گفتند، یکیش این است يَرْفِقُ بِالضُّعَفَاءِ هوای ضعیف را دارد، نسبت به ضعفا ولی در برابر اغنیا قدرت و قاطعیت داشته باشد، ضعیف‌نواز باشد. یا فرمود: تو مثل یک پدر و مادر، تَفَقَّدْ داشته باش نسبت به امور ضعفا. و اگر یک کاری کردی که مثلاً کالا برگی دادی، نگویید کار بزرگی کردم. چقدر قشنگ است! می‌گوید هم تقویتش بکن، هم در ذهنت بزرگ نیاید. آن کارهای کمی که از دستت بر می‌آید، آنها را کوچک نشمار. خیلی جالب است. می‌گوید هر کاری از دستت برمی‌آید انجام بده، خودشیفته هم نشو، نگویید من کار مهمی انجام دادم. بله. بعد عرض شود خدمت شما که فرمود: وَ إِنَّ لِلَّهِ تَعَالَى تَفَقُّدًا لَطِيفًا فِي أُمُورِهِمْ هم به امور جزئی توجه کن. این‌جوری نباشد که به امور جزئی توجه نمی‌کنی، می‌گویی آقا من کارهای بزرگ دارم انجام می‌دهم، ما داریم سد می‌سازیم، ما فلان را می‌سازیم. سر جای خودش، آینده درازمدت سر جای خودش، ولی الان نباید از دست برود. طرف گاهی این‌جوری‌ها گاهی واقعاً دارند زحمت می‌کشند، آن زحمت برای آینده را تضمین می‌کند، ولی خب طرف اگر الان کمرش بشکند، خب آینده دیگر نیست. حضرت با ظرافت می‌گویند: به اتکال امور بزرگ از امور جزئی غافل نشویم. لطف آن کم هم از لطف تو یک جایگاهی دارد که مردم منفعت می‌برند. بزرگش هم سر جای خودش هست. بنابراین ما نسبت به صبر دیگران مسئولیت داریم: هم بی‌تفاوت نباشیم، هم سفارش به صبر کنیم، هم کمک عملی و محبت کنیم. در ایام جنگ که دیگر به طور ویژه جامعه نیاز به همدلی دارد. اصولاً اسلام یک دین جمع‌گراست، عمل‌گراست، محبت جمعی. شما نماز فرادا هم می‌خوانید، می‌گویید إِيَّاكَ نَعْبُدُ نمی‌گویید أَعْبُدُ، إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ من کمک مرا بذار کنار، من را در ضمن ما ببین. از سلام عَلَيْكُمْ که باید به فکر وَالسَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ به فکر یکدیگر باشید. بله بله.

شریعتی: خوش گذشت. البته بحث خوبی هم بود. انشالله ادامه بدهیم. بحث محرومان شد و آنهایی که به فکر محرومان هستند، سیدی بود که همه‌تان می‌شناسیدش: سید محرومان شهید آیت الله دکتر سید ابراهیم رئیسی، رئیس جمهور شهید و فقیدمان. امروز سالروز شهادت ایشان است و همراهان. یاد ایشان گرامی. از رئیس جمهور شهیدمان یاد می‌کنیم، از آیت الله هاشم (امام جمعه محبوب تبریز) یاد می‌کنیم، از شهید امیرعبداللهیان (وزیر خارجه شهید ما) یاد می‌کنیم، از شهید دکتر مالک رحمتی یاد می‌کنیم، از سید مهدی موسوی یاد می‌کنیم، از شهید قدیمی، شهید دریانو، شهید مصطفوی که کادر پروازی همراه رئیس جمهور بودند. خدا انشالله همه آنها را سر سفره امیرالمومنین، سر سفره حضرت رضا مهمان بکند و برای شادی روحشان بر محمد و آل محمد صلوات: اللهم صل علی محمد و آل محمد. شهید رئیسی حقیقتاً...

حجت الاسلام نظافت: بله، گاهی خدمتشان می‌رفتیم، ارادت داشتیم. چقدر ایشان متواضع بودند، بی‌ادعا بود و واقعاً پیشنهادی اگر داشتی خوب گوش می‌داد و خودش را بی‌نیاز از انتقاد، بی‌نیاز از شنیدن پیشنهاد نمی‌دانست. من یک وقت به ایشان زنگ زدم، گفتم: آقا در دوران غیبت هستیم، دستمان که به امام زمان نمی‌رسد، دستمان به نایب امام زمان که نمی‌رسد، بلند شو گفتند بیا. یعنی با این نحوه، یک وقت قراری تنظیم کردم، بلافاصله ایشان به من زنگ زدند. من داشتم می‌رفتم، زنگ خورد، می‌گویم آقای رئیسی هم پشت خط گفتند، شنیدم کسالت داری، جا خوردم. واقعاً ایشان با این همه (دوران ریاست جمهوریشان بوده یا دوران ریاست قوه قضاییه و ریاست جمهوری بود) واقعاً ایشان آنچه که می‌فهمید عمل می‌کرد و سعی کرد ساده زندگی کند و اینکه لقب سید محرومان راست بود. دیگر مادرشان می‌دانید منزل در محله محروم مشهد... در حقیقت ایشان پا گذاشت جای پای مقام معظم رهبری (رهبر شهید) هم همین‌طور است. انصافاً در کمال صفا و سادگی و زهد و ساده‌زیستی خیلی ارزشمند است. نگذاشتند فراموش بشود، چون ما در یک مقطعی فراموش کردیم. یعنی در یک مقطعی شهید رجایی فراموش شد. رئیسی باید بیاید یادمان بیندازد که می‌شود رئیس جمهور حجت را تمام کند. خدا رحمتش کند. انشالله شب میلاد حضرت رضا بود (دو سال قبل بود) و به قول مهدی جهاندار: صبح من این را زمزمه کردم... من مشهد مشرف بودم زمان شهادتشان. ایام ولادت امام رضا. گفت: کاش بیدار شوم آمده باشی به خراسان، بعد کرمان و بشاگرد و گلستان و لرستان. کاش بیدار شوم اول اخبار تو باشی، سرزده سرزده باشی به دوتا شهر و دهستان. رفته باشی سفر خارجه و زود بیایی، بروی باز به محروم‌ترین نقطه ایران با عبای گلی و عینک و عمامه خاکی، پای درد دل مردم بنشینی کف میدان. و شهید رئیسی این‌جوری بود. یعنی بعد از سفر خارجیشان بلافاصله آمدند رفتند به دورترین جمعه... خدا انشالله رحمتش کند. امیدوارم... حاج قاسم... خیلی خسارت انسانی دیدیم. خیلی دقت کردید، خیلی ذخیره‌ها یکی یکی دارند می‌روند. قدر داشته‌ها را بدانیم، بدانیم. بله. قبل از این به این راحتی رئیسی تربیت نمی‌شود. قدر داشته‌های الان را بدانیم، به بهانه‌های واهی ناسپاسی نکنیم، تضعیف نکنیم. هیچ کس امام زمان نیست. دست بگذاریم روی آن اشکالاتی که می‌دانیم. وقتی از دست می‌دهیم، بعد می‌فهمیم چه خسارت و چه خس... غصه می‌خوریم برای اینکه از دست دادیم. خدا رحمتش کند و آنهایی که هستند، برایشان از قادر متعال دوام توفیقات را به این مردم عزیز و شریف و نازنین و مقاوم مسئلت می‌کنم.

آیات را بشنویم. برای مشارکت در قربانی ماه ذی‌الحجه همه دعوت. همچنان فرصت هست. کافی است پیامک بکنید، به زیرنویس‌ها دقت کنید یا به کانال ما مراجعه بکنید. خدا انشالله به همگان خیر بدهد. باز می‌گردیم. خیلی فکر نمی‌کنم فرصت داشته باشیم. در لحظات دقایق پایانی حسن ختام سمت خدای امروز تقدیم نگاه پرمهر شما می‌کنیم.

شریعتی: امیدوارم حال دلتان خوب باشد. بهترین‌ها را برای تک تک شما مسئلت می‌کنم. برای عزت و سربلندی ایران عزیزمان دعا می‌کنیم، برای عزت و سربلندی رزمندگان اسلام دعا می‌کنیم، برای خانواده‌هایشان، مخصوصاً برای شهدای عزیزمان، مخصوصاً شهدای جنگ رمضان، برای شفای جانبازان این جنگ اخیر هم دعا بکنید. و انشالله حسن ختام برنامه را تقدیم تان می‌کنیم و نکته اگر باقی مانده خواهیم شنید و بعد هم خداحافظی کنیم خدمتتان. کمکی که عرض کردیم باید انجام بشود، حتی فقط مسائل مالی و اینجاها که عرض کردیم نیست. در میدان جنگ هم امیرالمومنین می‌گوید: اگر کسی در میدان جنگ احساس کرد شجاع است، احساس کرد دلش محکم است و دید دوستش ترسیده، آن فشل شده، باید از دوستش دفاع کند، كَرَّانَ آن شجاعتی که خدا به او داده، این هم زکات شجاعت است. آفرین. این خیلی قشنگ است. بله، خطبه ۱۲۳. بعد فرمود: همچنان که از خودش دفاع می‌کند، اگر خدا ترسو آفریده، یعنی زکات شجاعت دفاع از دیگران هم هست. زکات شجاعت حمایت از دیگران است. چقدر جالب! بعد جالب است پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم وقتی تنور جنگ می‌شد و خیلی‌ها عقب‌نشینی می‌کردند، قدم اهل بیت (از خاندان خودش، از بنی‌هاشم) را می‌فرستاد. به وسیله بنی‌هاشم اصحابش را از حرارت شمشیرها حفظ می‌کرد و یکیش امیرالمومنین بود. و حالا اینکه امام حسین فرمودند: اصحابی باوفاتر از اصحاب خودم سراغ ندارم، چون آنها گفتند تا ما هستیم از بنی‌هاشم کسی به میدان نرود. ولی در صدر اسلام پیامبر بنی‌هاشم را می‌فرستاد جلو. چقدر جالب! مدل اسلامی‌اش است. چقدر قشنگ است! یعنی می‌خواهم بگویم در همه جهات اگر کسی علم بیشتری دارد، احساس مسئولیت می‌کند. آبرو دارد، پول دارد، قدرت دارد، هر چیزی دارد، خدا گفته آقا اینها برای نجات دیگران است، برای پز دادن نیست. اگر انسان از اینها استفاده نکند برای نجات خلق خدا، بارش سنگین می‌شود و رشدش و صعودش سخت می‌شود. خیلی بحث خوبی بود. خدا انشالله خیرتان بدهد. و خوشحالیم که مباحث خوبی را با محوریت نهج‌البلاغه، با محوریت منابعی که شاید محجورند، کلام اهل بیت علیهم صلوات الله، روزهای چهارشنبه با شیوایی حاج آقای نظافت عزیزمان می‌شنویم. از نگاه پرمهرتان خیلی خیلی ممنونم، متشکرم. آقا دعا بفرمایید.

حجت الاسلام نظافت: خدایا به حق محمد و آل محمد، ما را در این آزمایش‌ها سرافراز بگردان. الهی آمین. لحظه آزمایش ما را به خودمان وا مگذار. الهی آمین. امدادهای غیبی‌ات را شامل حال رهبرمان، ملتمان، رزمندگانمان بفرما. الهی آمین. بهترین هدایت‌ها را شامل حال مردم ما، فرماندهان ما، مسئولان ما و رهبر ما بفرما. الهی آمین. شهدا و امواتمان را شریک ثواب حسنات ما و خیرات ما بفرما. الهی آمین.

شریعتی: خیلی ممنونم از شما حاج نظافت. خدا انشالله حفظتان بکند. بنده شاه خراسانم که لطفش دائم است. بر نه لطف شیخ و زاهدگاه است و گاه نیست. از کبوترهای روی گنبدت آموختم: عبد اگر بالا نشیند، کسر شأن شاه نیست. اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی. آقا متشکرم. اللهم صل علی علی بن موسی الرضا الصدیق الشهید صلاة کثیرة متواترة مترادفة أفضل ما صلیت على أحد من أولیائک.

ارسال دیدگاه


ارسال

جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید

دیدگاه ها