بینندگان گرامی، همراهان خوب شبکه سه سیما، برنامه «سمت خدا» که هفته دیگری را با شما آغاز میکنیم. در طلیعه هفته، شنبه خدمت رسیدیم که عمر من طولانی شد انقدر که دوباره این روز خدمت شما خوبان برسم. در یک روز بهشتی از اردیبهشت ۱۴۰۵ (در دوازدهم این ماه) هستیم. دو سه تا مناسبت جذاب و خوب و مهم را این روزها داریم سپری میکنیم: خب، روز ملی خلیج فارس، روز کارگران عزیز و بزرگوار، و همینطور امروز که ویژه باید احترام کنم به ساحت محترم همه معلمان شهیدمان. صدر آنها کسی که امروز به نام اوست و شهادت او، معلم و استاد گرامی شهید مطهری رِضْوَانُ اللَّهِ تَعَالَى عَلَيْهِ است. همینطور محضر همه معلمان شهیده مدرسه میناب. و عرض بکنم که آقایون و خانمهای معلم، اساتید عزیزی که از کودکی تا الان دارم در محضرتان یاد میگیرم، ممنونم ازتان. خدا حفظتان کند الهی.
یک سلام بدم خدمت معلم شهید دیگری که این روزها مراسم اربعینش را داریم پشت سر میگذاریم: شهید بزرگوار دکتر علی لاریجانی که یک جورایی هم سببی و هم از ساحت استاد و شاگردی، نسبت محترم و بسیار بسیار ارزنده با شهید مطهری دارد. روحش شاد باشد الهی.
من یک تبریک میگویم، میخواهم بگویم به یک استاد و معلم خاص. ولی اجازه بدهید که سلام علیک بکنم با مهمان. چه عرض کنم؟ ما مهمان فرمایشاتشان هستیم. همیشه بعد از آن تبریک، خواسته را آنجا بگویم. بفرمایید لطفاً محضر حجتالاسلام والمسلمین حاج آقای عابدینی، استاد و معلم همهمان. آره. سلام علیکم و رحمت الله. حاج آقا، من ویژه دیگر حالا معلم و استادی که به لحاظ جغرافیایی نزدیکترین هستیم محضرتان، به خدا دستبوسیم. عزیز، صمیمانه ارادتمندیم و ممنون که این همه سال، این همه مطلب به ما یاد دادید.
کارشناس (حاج آقای عابدینی):
سلام علیکم و رحمت الله. و عرض سلام و ادب و احترام و تمام خضوع نسبت به شنوندگان و بینندگان عزیزمان که به ما اجازه دادند که در محضرشان باشید و نشستند و گوش کردند و با ما همراهی کردند. انتقاد کردند، تعریف کردند، تمام، تا باعث بشود ما یاد بگیریم از آنها چطور عیبهایمان را جبران بکنیم، چطور اگر خوبی هست بهتر بکنیم. یاد گرفتیم از مردم خوبمان. اینها یاد دادند به معلمانشان هم که چگونه معلم بهتری باشند. و چقدر مهربانند که مردم عزیز ما واقعاً یک آدابی را ما داریم، با این مهر و محبتی که مردم دارند، خجالتزده هستیم که به آنها بگوییم ما خلاصه معلم هستیم.
امروز همانجوری که رهبر معظم انقلاب فرمودند، مردم مبعوث شدند و جلودارند. و این جلوداری خودش نحوهای از معلمی است. جمع مردم امروز معلماند. و لذا میبالیم به این کشوری که همه مردم معلم شدند. و تبریک میگوییم به همه مردم که امروز در جنبه سیاست، نظامی، اجتماعی و انشاالله اقتصادی و فرهنگی، جلودار حرکتی هستند که میتوانند یک تحول دیگر در انقلاب اسلامیمان، مرتبه بالاترش را ایجاد کند. انشاالله انشاالله.
ملایی:
به هر حال، ما کم و بیش همیشه حامل سلامهای مردم و تشکرهای مردم هستیم. یک جایی میرویم، به حرمت اساتید و معلمان خوبی که من و دیگران در این برنامه دارند منت میگذارند، ما را تحویل میگیرند، خلاصه جایمان حساب میکنند. مردم میدانم به احترام و به اعتبار اساتید و معلمانمان است، از جمله حضرتعالی که همیشه مردم به شما سلام میرسانند و ما هم همینجا میگوییم: سلام علیکم. انشاالله خدا برای ما حفظتان کند. مشتاقانه منتظر بحث امروز هستیم. باز هم جواب زنده شما و همه مردم.
حجت الاسلام عابدینی:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ. دعای سلامتی امام زمان را میخوانیم که سلامتی حضرتش، سلامتی امتش و سلامتی نائبش هم هست و یک بهانهای هم هست که عرض ارادتمان را به حضرت ابراز بکنیم. و به فرمایش امام شهیدمان، فرمودند: وقتی کسی عرض ارادت میکند به حضرت بقیة الله الأعظم، حضرت با اینکه توجه به همه دارد، اما به کسی که توجه بکند، ویژه توجه ویژه میکند. انشاالله لذا انشاالله دعاهای حضرت را با این دعایی که ما میکنیم برای خودمان هم انشاالله قرار میدهیم، آن هم دعای مستجاب حضرت را.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ. اللَّهُمَّ بَلِّغْ وَلِيَّكَ الْحُجَّةَ بْنَ الْحَسَنِ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَعَلَى آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَفِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيًّا وَحَافِظًا وَقَائِدًا وَنَاصِرًا وَدَلِيلًا وَعَيْنًا حَتَّىٰ تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعًا وَتُمَتِّعَهُ فِيهَا طَوِيلًا. انشاالله از یاران و یاوران و بلکه سرداران حضرت باشیم. انشاالله. الهی آمین.
خب، بحثی که همانطور شما فرمودید امروز در محضر... در محضر این بحث هستیم. یک بحثی است که جهاتی دارد که ما تازگی پیام آقا را در رابطه با خلیج فارس داشتیم، پیام آقا را در رابطه با روز معلم و کارگر هم داشتیم. و چه زیبایی! این پیامها یک لحظه ارتباط دیگری را برای مردم دارد با ایشان. انشاالله پیوند میدهد که در هر کدام از اینها یک ابوابی گشوده میشود. انشاالله بحثی که میخواهیم داشته باشیم، ناظر به هر سه این مناسبت انشاالله میخواهد باشد. خوب، ما حتماً عرض ارادتمان به اولین معلم که خدای سبحان است (که عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ، معلم اول خدای سبحان است) و بعدی ما پیغمبر اکرم است که باز هم عرض سلام و ادب داریم و حضرات معصومین معلمان ما هستند و نایبان حضرت معلمان ما هستند. لذا انقلاب اسلامی ما با معلمی امام رَحِمَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ (امام راحل) و بعد هم امام شهید و بعد هم الان رهبر عزیزمان، اینها همه معلمین ما هستند که در حوادث و وقایع دست ما را گرفتند، إِيصَالُ إِلَى الْمَطْلُوبِ میکنند، میبرند، فقط آدرس نمیدهند. این حقیقت معلمی است که فقط آدرس نمیدهد که اگر بپرسی آدرس کجاست، مثلاً میگویند فلان. نه، معلم حقیقی آن است که دستت را میگیرد، میگوید بیا من میبرم، میرسانم، إِيصَالُ إِلَى الْمَطْلُوبِ.
این تعبیری است که امام یعنی کسی که میرساند به مقصد. و آن کسی که در این گردنههای پیچدرپیچ، در ابتلائات گوناگون و شدید، نورافکن را روشن میکند، راه را آشکار میکند، درهها را نشان میدهد و انسان را از شیطان و حیلههای شیطان نجات میدهد، حقیقتاً معلمی این است. درست است. کسی هم که مفاهیم را یاد میدهد معلم است، اما آن معلم حقیقی او نیست که مثل انبیا، مثل ائمه، مثل رهبران ما دست ما را گرفتند. لذا واقعاً وامداریم. نمیدانیم اگر امام انقلاب را به پا نکرده بود، الان ما کجا بودیم؟ با آن وضع که آن فساد دربار آن زمان و آن شرایط و آن چیزها، با ۵۰ سال از آن مسئله گذشته باشد، الان سرعت فساد را ببینیم الان کجا گرفته بود؟ در این نگاهمان، جریانات مختلفی را که پیش آوردند، امام شهیدمان ما را ذرهبهذره با یک وسواسی از تمام این درهها عبور داد، به طوری که امروز به مقصد رساند. امروز روز افتخار ماست که احساس میکنیم عالم و دنیا به ما به عنوان یک ملت قدرتمند، مقتدر، عاقل (یعنی در عین اقتدار عقلانیت در وجودش)، عدالتطلب که هم معنویت دارد، هم عقلانیت دارد، هم عدالت دارد، خوب، واقعاً شاکر این نعمت خدای سبحان هستیم که ما را در دست این معلمان قرار داد.
و همچنین خب، ایام شهادت شهید مطهری و بقیه مناسبتهایی که حضرتعالی فرمودید. بحثی که من میخواهم بکنم، یک بحثی است که به نظرم میتواند این سه تا را پوشش بدهد، به نحوی که ما ارتباطمان با عالم با یک لایه ... در حالی که هر ذرهای در عالم گنج پنهانی است (تعبیر قرآن این است) و «وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ». هر چیزی را اگر انسان بتواند سررشتهاش را بگیرد تا اتصالش به خدا را برود، این نه یک گنج است، گنجینههاست. تعبیر قرآن این است و «وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ» نیست، یعنی همه چیز. بله، شمول دارد. این «وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ» هر شیء پیش ما خزائن دارد، نه خزانه. هر شیء، خزائن دارد. هر ذره گنجهاست. و این گنجها برای ما مخفی است، پنهان است، چون ما سطح ظاهرش را میبینیم.
ببینید در روایات دارد که «النَّاسُ مَعَادِنُ» ، «مَعَادِنُ ذَهَبٍ وَفِضَّةٍ» . همین انسانها که ما اطرافمان میبینیم، هر کدام معدن است. معدن چطور مخفی است؟ مثلاً میبینید تا این معدن دل کوه را نشکافتند، دل زمین را نشکافتند، تا به عمقی نرفتند، این معدن آشکار نشده. بعضی معدنها ظاهرتر است، بعضی معدنها پنهانتر است. این معدنی که میفرماید خدا هر کسی «النَّاسُ» ، آن هم نمیگوید «الْعُلَمَاءُ» . نمیگوید مثلاً کسانی که... «النَّاسُ» همه شمول دارد، همه مردم عادی همه معدن هستند. آن هم چه معدنهایی مثل طلا و نقره، یعنی گرانبهاترین اشیاء قیمتی. اینها را کی میتواند در حقیقت بشکافد و اینها را استخراج کند؟ کسی که گوهرشناس باشد. مگر هر کسی میتواند معدن را استخراج کند؟ نه، گوهرشناس باشد. دیگری هم ممکن است اینجا را دیده باشد، عبور کرده باشد، برایش جلب توجه نکند؛ اما یکی میآید میگوید: عجب، این چقدر گرانبهاست! این جلوی چشم شما بوده ممکن است دهها، صدها سال دیگران هم این را دیده باشند، اما چه چیزی جلب توجه میکند؟ از بغلش عبور کردند اما یک نفر یهو جلب توجهش میکند، میگوید این میتواند اینقدر مفید باشد، بعد میآید میبینی این ماده گرانبها را استخراج میکند. بعد چقدر نتیجه از توش درمیآید.
ما همین مسئله را در جریان تنگه هرمز داشتیم. ۴۷ سال اقلاً در انقلاب اسلامی، تنگه هرمز را داشتیم و برای ما یک نعمت عادی بود (این نعمتی است، ولی نعمت عادی است). ولی یک دفعه دشمن ما باعث شد ما توجه به این بکنیم. دشمن ما را متوجه به ارزش واقعی این کرد که این چقدر گنج است. در همین ظاهر هم تازه... یعنی تازه آن مراتب باطنی که عَدَا اللهِ نمیگوییم، همین مرتبه ظاهرش هم گنج برای ما آشکار شد.
ما فکر نکنیم که فقط تنگه هرمز یا خود خلیج فارس... خود خلیج فارس الان گنج بودنش کمتر از تنگه هرمز نیست و معلوم هم هست تازه که چقدر این گنج عظیمی است. هنوز ما هم او را هم هنوز به قدرش راه پیدا نکردیم. که اگر بدانیم، خود خلیج فارس این تنگه دهانهاش است، خود خلیج فارس اصلش است. یعنی مثل یک کیسهای است که این درِ کیسه است. که این درِ کیسه را ما میتوانیم باز کنیم و ببندیم و عبور و مرور از اینجا، خودش یک گنج است. خود این کیسه و درونش که این خلیج فارس است، گنج دیگری است که هنوز ما حقیقتاً به عمق و عظمت این راه پیدا نکردیم.
خب، حالا این تازه بماند. غیر از اینکه ما در اطراف و اکناف کشورمان، در خلاصه غیر از نَفْسِ (که حالا باید به آن خواهیم رسید)، اینها تمامش میتواند با یک نگاه مجددی مثل تنگه هرمز و خلیج فارس، هر کدامش در نظام الهی اگر ما مقام شاکریت و مقام ارتباط با خدا پیدا کنیم، هر کدام از اینها گنج بودنشان آشکار بشود.
خیلی زیباست که میفرماید در زمان ظهور، زمین و آسمان «دَفَائِنُ» را آشکار میکند. یعنی هر چیزی که آنجا هست ودیعه است از جانب خدا. که این ودیعه چون متصل است به خدا، چون متصل است، گنج است. قطعاً گنج است، بیاندازه است و بیانتهاست. هر چیزی در ارتباط با خدا بیاندازه است، بیحد است. چرا؟ چون متصل به بیحد است. لذا اگر ما با نگاه الهی برگردیم به صحنه، بگوییم: خدایا، اینجا دشمن برای ما این را آشکار کرد و این از الطاف تو بود. دشمن دیگر از این به بعد بفهمند اگر میخواهد با یک امت الهی دربیفتد، آنجا با خدا طرف است، فقط با اینها طرف نیست. به جای اینکه چیزی از دست بدهند، چیزی به دست میآورند. یعنی در حمله دشمن به ما، ما نه چیزی از دست ندادیم، بلکه چیزی که به دست آوردیم، به تعبیر خود آنها از بمب اتم هم برای ما ارزشمندتر است. اگر داشتیم که نمیخواهیم داشته باشیم. چیزی است که همه جهان را یک دفعه متوجه ما کرد. یعنی همه کشورها تماس میگیرند، با تقاضا، درخواست میکنند که به ما اجازه بدهید از اینجا عبور کنیم. حاضرند برای این کار هم رو بزنند، هم آبرومایه بگذارند، هم پول بدهند، هم تحریمهایی را که بوده بشکنند، هم در مقابل آمریکا بایستند. همه اینها را حاضرند.
ببینید من عرض کردم دو سه بار که حتی فرانسه امرش دایر شد بین کُودُو و آمریکا، انتخابش معلوم است. انتخابش کُودُو بود که کُودُو را انتخاب کرد. گفت من اگر نرسد، مردمم خلاصه کشاورزیشان چه میشود؟ لذا این هم باز با تقاضا از ما، در مقابل آمریکا خودش را قرار داد. این چه گنجی است که الان تازه این اول کارش است. این یکی از گنجهای خداست. این آخرین گنج و تنها گنج نیست. اگر ما نگاهمان، اگر ما روشمان همانجوری که خدای سبحان میفرماید، اگر ملتی تقوا پیشه کنند، خدای سبحان میفرماید که آسمان را جوری میکند که بارانش «يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا» ، بهترین بارش، بهموقعترین بارش. خود یک گنج است که بارش بهموقع و به اندازه اگر بشود، این گنجینه باعث میشود که رویش به اصطلاح آنچه که رویدنی است، بهموقع و به اندازه و بیحد بشود و لذا انسان بینیاز میشود.
ما نمیدانیم هوای مناسب و این ظرفیت جغرافیایی که ما داریم چقدر گنج است. یعنی هنوز به ظرفیت جغرافیایی خودمان، کوههای مختلفی که در اینجا هست، بیابانهای مختلف ما، حتی شاید قدر کویرهایمان را که به ظاهر بیآب و علف است، نمیدانیم که چه گنجینههایی در درون کویر است و چه گنجهایی در دل کویر است که برای ما گاهی میبینید که یک کسی یک خوری در آن ایجاد میشود و آن را رهگیری میکند، دنبال میکند، میبیند یک بابی ایجاد میشود. این در نظام ظاهری... هر چقدر ما ارتباطمان، تقوايمان و باورمان به خدا باورمان به خدا هرچی بیشتر باشد، یقین بدانیم که خدا همین ظواهر عادی را آشکار میکند برای ما. چه گنجی نشان داد؟ جریان خلیج فارس و تنگه هرمز را تا باورپذیری ما بالا برود. آیا باورمان بالاتر رفت که احساس بکنیم اگر با خدا ارتباط بهتر کردیم، در مقام به اصطلاح دفاع از ولایت برآمدیم، در مقابل بغض با ظالمین درآمدیم، خدا به ما تحفه میدهد و دَفَائِنَ را به ما میدهد.
آن وقت بالاتر از این وقایعی است که در انسانهاست. یعنی هر انسانی گنجینههایی در وجودش است. ببینید من مثالهای ساده بزنم محسوس: ما وقتی که در مقابل دشمن مستکبر بودیم، سالیانی پیش اینها گفتند که ما ۲۰ درصد به شما میدهیم، شما اورانیوم را اینجوری کنید، بیرون بیاورید. بعد ندادند و ما بحث پزشکیمان موکول بود به اورانیوم غنیشده ۲۰ درصد تا رآکتور تهران بتواند تولید آن ایزوتوپها را داشته باشد برای به اصطلاح کار پزشکی و اینها. نداد. اما یک نفر یک دفعه الهی است مثل شهید شهریاری عزیز که آقا بارها با افتخار نام ایشان را آوردند، بارها با افتخار، یک حرکت مجاهدانه انجام داد. این یک ودیعه الهی و گنجینهای بود. آمد ۲۰ درصد را تولید کرد، به طوری که میخواستند بر ما منت بگذارند، هزار تا امتیاز بگیرند تا این را به ما بدهند.
من یک مثال میزنم. ما چند سال پیش (چندین سال پیش بود) که جریان به اصطلاح روسیه حمله کرد به گرجستان. یک جریانی دوتا از ایالتهای آن سِتّی بغلاش را گرفت. ما آن زمان آمریکا تهدیدمان میکرد، یک تهدیدهای جدی. ما در مقابل تهدیدات آمریکا پردههای مختلفی را برای اینکه چه کار ممکن است داشته باشد، نقشههای مختلفی تدارک دیده بودیم. اگر از خلیج فارس حمله بکند، این کار را میکنیم؛ از عراق (آن موقع اینها حضور داشتند) بخواهند حمله بکنند، این کار را میکنیم؛ از افغانستان که حضور داشتند اگر بخواهند بکنند، این کار را میکنیم. همه اینها را داشتیم. اما یک دفعه جریان روسیه که حمله کرد، آن موقع روسیه هم با ما اینقدر روابط راهبردی نداشتند، روابطشان خیلی عادی بود و مثلاً خیلی آنجور اعتنا و چیزی هم نبود با همدیگر. بعد از این، آمریکا پشتیبانیهای ویژه از گرجستان کرد در مقابل روسیه. روسیه وقتی حمله کرد، آن دو تا چیز را گرفته بود (استان را گرفته بود)، یک پایگاه آمریکا را آنجا گرفته بود، در لجبازی با آمریکا که آمریکا آن زمان خلاصه خیلی کمک کرد به گرجستان. در مقابل، آن اسرار آن پایگاه را برای ما فرستاد که آمریکا قرار بود از اینجا به شما حمله کند. یعنی اصلاً ما احتمال او را نمیدادیم که آنجا از گرجستان بخواهد به ما حمله کند، پایگاه آمریکا در گرجستان بخواهد نقش ... . اما بدون اینکه یک خونی از دماغ کسی در کشور ما بیاید، بدون اینکه یک ریال ما خرج هزینه کنیم، نقشه تمام شد، به هم خورد. روسیه حمله کرده به گرجستان، نقشه آمریکا لو رفته، آمریکا لجاجت کرده، او نقشه را برای ما لو داد، تمام شد. یک مسئله ریشهکن شد. اصلاً ما بدون اینکه خیلی از مشکلات را ما اصلاً نمیفهمیم، خدا منتفی میکند.
بعضی از این پزشکان برای ما توضیح میدادند که هر انسانی چقدر ویروس در روز وارد بدنش میشود از راه تنفس، تغذیه، همه اینها، اما بعداً آنچنان نظام ایمنی قوی دارد... چقدر خطراتی که ممکن است کشنده میبود، اما نظام قدرت دارد. سلولهای ایمنی ما کاملاً با اینها برخورد میکنند. هر کدام از اینها اگر قرار بود ما مریض بشویم و بخواهیم درمان بیرونی بکنیم، چقدر هزینه داشت؟ اصلاً همه عمرمان درگیر با دفع مریضی میشد. روزانه باید خدای سبحان یک گنجینه عظیم است، باور نداری نمیشناسیمش. با اینکه اینقدر این دفینه عظیم است، خدا میفرماید که من انبیام را فرستادم «لِيُسْتَخْرِجُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ» . اصلاً انبیا را فرستادم تا عقلها اینجور شورانده بشود از زیر سلطه بدن خارج بشود. دَفَائِنُ یعنی دفینه، یعنی زیر لایههای پنهان شده بدن ما، احکامش و غلبهاش و تقاضاهایش عقل ما را تحت تأثیر قرار میدهد و لذا عقل رشد نمیکند وقتی که احکام بدن غالب است. لذا در ماه رمضان، خدا تحفهاش، جایزهاش این است، میگوید روزه بگیرید. روزه بگیرید، یعنی قدرت بدن را کم کنید نسبت به نظام عقل، بگذارید عقل بیاید بالا. سلطه بدن کم بشود با گرسنگی و تشنگی. آن وقت دَفَائِنِ عقول اینجوری آشکار میشود.
معلم کارش این است: دَفَائِنِ عقول را آشکار بکند، استعدادها را در دانشآموز، در متعلمش ببیند، اینها را بیاورد. ببینید چقدر اگر معلم به این نگاه کند به دانشآموزش که هر کدام یک استعدادی دارند، هر کدام یک قابلیتهایی دارند، اینها گنجهای مختلف خدا هستند. هیچ کسی را خدا بدون گنج قرار نداده. منتها این راه ورود به گنج را باید پیدا کرد. گنجی که در وجود این است و کی نیاز و چگونه نیاز را باید پیدا کرد. هر کسی در یک جهتی قوت دارد، یک کارگر ببینید چه کار میکند که میآید مواد را در کنار هم (حالا در هر جایی مناسب خودش) میآید اینها را میشوراند تا نتایجی ایجاد بشود که این نتایج میآید در خانههای ما، در مصارف ما، در کارهای ما، انواع و اقسام وسایل و انواع اقسام به اصطلاح مواد و چیزهایی که به کار ما میآید. آن وقت این خود شوراندن و استخراج معدن است. یعنی ماده طبیعی اولی را تبدیل میکنند، فرآوری میکنند به مواد مختلف دیگری که ترکیب از اینهاست. این خودش یک نحوه استخراج از معدن است.
ما در نظام بدنمان، معده کارش این است که استخراج معدن میکند. ما یک مواد غذایی را میخوریم، این میآید آن مواد ناب را از آن درمیآورد، آن تفالهها را که از آن جدا میکند، اینها را میآورد، صافی میکند و این صافی را در بدن جذب میکند. سراسر عالم دائماً در حال جذب و انجذاب است. در نظام بیرونی اجتماعی همینجور است، در نظام ظاهری در حقیقت به اصطلاح زمینی هم همینجوری است، در نظام درونی، انفسی، بدنی هم همینجوری است. حتی در معنویات، هر کسی کشش دارد به بالاترین کمالات. اما یا حال ندارد، یا اشتغالات دیگری دارد، آن گنج شناخته نشده.
ببینید اگر فضیل عیاض است رفته دزدی بکند، بالای دیواره برای دزدی رفته، یک آیه به گوشش میخورد، یک دفعه این گنج آشکار میشود. «أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ» میشنود که وقتش نرسیده که آن قلبها خاشع بشود برای خدا. یک دفعه میگوید: «چرا الان وقتش شده؟!» الان از همانجا برمیگردد، میشود گنج وجودش. گنج وجودش پیدا شد، نقطه ثقل وجودش که پنهان بود، یک دفعه یک آیه این را باز کرد، آشکار کرد.
یا مثلاً ببینید بشر حافظ (اینها مثالهای است که در زمان خود ما ماشاالله داریم). بهشت حافظ میرود در حقیقت... امام کاظم عَلَيْهِ السَّلَامُ اگر اشتباه نکنم عبور میخواهد بکند از آنجا. بعد میبیند سر و صدا و زد و رقص و آواز و اینهاست. سؤال میکند آن خادمی که آمده آشغال دم در این منزل را جمع کند، حر است یا آزاد؟ یعنی آزاد است یا بنده است؟ بعد میگوید: آقا این تشکیلات، این خانه را نمیبینید؟ مثلاً شما این تشکیلات، معلوم است که یک آدم ثروتمند است که این کار را میکند. کسی نیست که میگوید: ها! همین آزاده که اینجور است، ها! همین آزاده که بنده نیست، آزاده است. همین را میگوید. این به او میگوید: دیر کردی. چه شد؟ چرا دیر کردی؟ میگوید: هیچی، بابا یک کسی داشت عبور میکرد از اینجا، همین سؤال را کرد، یکدفعه آن برق گرفت، یک دفعه آن معدن وجودش باز شد، از همانجا پابرهنه دنبال امام کاظم دوید و حضرت پیدا کرد.
و همچنین امروز در این که ما داریم، در این مردم مجاهدی که پیش آمدند، تحولات روحی... همین جریان شهادت امام شهید ما، چه جوداتی را متحول کرده، گنج وجودشان را آشکار کرد. یکی از دوستان از پاکستان آمده. کسی سی و چند سال وهابی بود، به طوری که اهلبیت را و در حقیقت مکتب اهلبیت را دائماً با الفاظ بد نام میبرد. اما شهادت آقا منقلبش کرده. آمده میگوید: من نمیدانم، شرمنده آقا هستم. من چقدر بد گفتم به آقا؟ نمیدانم چه کار کنم که عذرخواهی بتوانم بکنم، حلالیت پیدا کنم. یعنی این گنج وجودش با یک شهادت... خیلی از کسانی که علاقه به آقا داشتند، اما گنج وجودشان یک دفعه اینجا آشکار شد با این شهادت. یک دفعه احساس کردند با اینکه آقا را دوست داشتند، یک بعثتی در وجودشان ... کلامی که آقا فرمودند: «بعثت مردمی». یعنی مردم آن گنج وجودشان تازه به نحو جمعی آشکار میشود. اینام یک گنج است که مردم قدرت جمعیشان را نمیشناختند. آمدند این شبها نشان دادند که آمریکا چقدر در مقابل این قدرت و منافقان چقدر در مقابل این ضعیفاند. یعنی دشمن با تمام نقشههایی که کشیده بود، این متن حضور با در حقیقت صلابت مردم، یک قدرتی را آشکار کرد که نه بمباران حریفش شد. ببینید اینام یک گنج است.
وجود ما الان، این نظام الهی، گنجینههای وجود را کشش دارد آزاد بکند. منتها ما گاهی بلد نیستیم، محدود میکنیم، حد میزنیم. یعنی خدای سبحان اجابتش برای ما نامتناهی است. اجابت از جانب خدا نامتناهی است. ما ظرفیتهایمان را نمیشناسیم، ما حدس میزنیم، کم میگیریم. علامه طباطبایی حرف زیبایی دارد، اینام زیباست. میفرماید که در المیزان میفرماید که ما تا یکی باور داریم میتوانیم دعا کنیم خدا شفا بدهد. میگوییم خدا. اما اگر مرد، دیگر میگوییم خب خدا مریض را شفا میدهد، مرده را که دیگر زنده نمیتواند بکند. که مرده را دیگر نمیتواند زنده بکند. چون اینقدر باور به خدا داریم که مریض را شفا میدهد. علامه میفرماید انبیا و اولیای الهی باورشان به خدا تام است، لذا مرده را زنده میکردند. ما هم اگر این باور ایجاد بشود، مرده را میتوانیم زنده بکنیم، باورمان باشد. ولی باورمان نیست. مریض را هم ما باورمان به خدا نیست که اگر میگوییم هم گاهی خلاصه جوری میگوییم که با آن باور نیست. باور یعنی دوست داریم، ولیکن واقعاً باور بکنیم به قدرت مطلقی که قدرت دارد، توان دارد. حالا همینجا دعا میکنیم، انشاالله خدای سبحان خیلیها برای مریضیهای سخت برای نزدیکانشان یا خودشان هست، انشاالله خدا سلامتی بدهد و همهشان و انشاالله رفع مریضی بکند.
پس دَفَائِنُ پنهان خیلی زیاد است. هر چیزی گنج پنهان است و «إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ». اگر بقدر معلوم، این که تو میبینی قدر، اندازه محدودش است. نه، این اینقدر بماند، این خودش خزائن همراه دارد. الان تو با قدر میبینی، حد تو این است. خدا نازل میکند به قدر تا برسد به حد تو. هرچی بالاتر میرود، ما اگر این باور را کردیم، آن وقت میبینیم کشور ما با همین مرز و عرض و طول و جغرافیا، بالاترین بالاترین گنجهایی که همه عالم به آن نیاز دارند، همینجاست. غیر از مردمش که این مردم خودش یک سرمایه عظیم هستند که باور دارند تا پای جان میایستند و برای راه و هدف الهی حاضرند جان فدا بشوند، آن هم با این جانفداییهایی که ثبت نام کردند، روزبهروز الحمدلله دارد سر و صدایش بیشتر میشود که چه عظمتی است.
این نگاه را اگر کردیم، آن موقع معلمی ارزش خودش را پیدا میکند که این کاوش، این پیدا کردن این گنج است. یک نفر میشود امام... بله، امام راحل یک نفره وجودش کاوش شده، گنجش آشکار شده. امام راحل ببینید چه انقلابی به پا کرد! این گنج نیست؟ این انقلاب دنیا را وقتی تکان میدهد، اصلاً هر گنج حرکت داد به سمت رسوخ مادیگرایی که پایان گفتگوهای تمدنها بود، «آخر تاریخ» دانستند آن چیزی را که لیبرالیسم آورده است. یک دفعه آمد امام، نه گفتمان کمونیست را، نه گفتمان لیبرالیسم را، یک گفتمان سومی (معنویت و عدالت و خلاصه اینها) را زنده کرد. این یک گنج پنهانی بود. خدا ذخیره کرده بود که «عَلَامَتُ مِنَ الْأَوْلِيَاءِ» . جاهایی که دیگر همه چیز شده بود، خدا یک دفعه این در را آشکار میکند. در این دوره هم امام واقعاً در کویری که شده بود از معنویت و از عدالتطلبی، همه چیز محو شد، امام یک گنج پنهانی بود. مقام معظم رهبری (امام شهید) گنجی بود. در مقابل تمام توطئههای به اصطلاح سالیانی، نقشههای دشمن، امکانات دشمن، همه دشمن را گاهی با یک کلام، گاهی با یک حرکت، گاهی با یک پیشبینی خنثی میکرد. اینها گنج است. حقیقتاً همچنان که تنگه هرمز امروز، همچنان که موشکهای ما امروز گنج است، همچنان که خیلی سرمایههای ما امروز گنج است. ما به علوم دانشمندانمان به عنوان گنج نگاه میکنیم که متفاوت از علوم جهان هم میتواند آشکار بشود. ما باورمان این است که خدای سبحان عزت را با آشکار شدن این گنجها به ما و برای مؤمنان و کسانی که در راه او جهاد کنند، قرار میدهد که «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا» . این خودش گنجهای الهی است.
اگر این نگاه ایجاد بشود، آن موقع میگوییم: خدایا، ما از تو میبینیم و شاکریم. شاکر بودن خودش گنجی است که گنجهای بعدی را آشکار میکند. هر کسی در خانهاش دنبال این باشد گنجینههای الهی را ببیند. در زمان ظهور دارد که خدا گنجهایش آشکار میکند. بعد آن دارد که امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ فرمود: فکر نکنید این گنجها فقط طلا و نقره است، بلکه وَذَخَائِرَ مؤمنین در صلب کافران است. مؤمنانی هستند که در صلب کافران ... اینها قبل از ظهور باید به اصطلاح به ثمر برسند، جدا بشوند. از امیرالمؤمنین عَلَيْهِ السَّلَامُ سؤال میکنند (از امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ) مگر امیرالمؤمنین قوی نبود در دین خدا؟ میگوید: چرا. میگوید: پس چرا در جنگ جمل ریشه آن دشمنان را نَکَنْد؟ حضرت میفرماید: باید صبر میکرد، در اصلاب کسانی که مقابل امیرالمؤمنین بودند، مؤمنینی میخواستند بیایند به دنیا. خدا به اصطلاح این تحمل را به امیرالمؤمنین داد تا اینها آن ذَخَائِرَ شان آشکار بشود، بعد اینها جدا بشوند. ببینید: «لِيَتَمَيَّزَ الْخَبِيثُ مِنَ الطَّيِّبِ» . اگر جداسازی یعنی گنجها جدا میشدند از آن تفالهها (تفالهها کافیرین هستند).
انشاالله امروز کاری که امت اسلامی میخواهد بکند، این است که ما داریم قلبهای تمام مردم را در اقصی نقاط عالم به سمت آن نگاه الهی جذب میکنیم، گنجهایشان را آشکار میکنیم. اینها جذب مغناطیس خدا دارند میشوند و این باعث میشود انشاالله که آن «لِيَتَمَيَّزَ» ، آنهایی که هیچ راهی برای خدا ندارند، آن تفالهها جدا بشوند و زائل بشوند. انشاالله.
ملایی:
خیلی خوب. ممنونم تا اینجای کار. سلامت باشید. اجازه بگیرم استاد و معلم ما یک بار دیگر هم امروز را به شما ویژه تبریک بگویم. و چند لحظه دیگر خدمت شما برسیم.
همراهان گرامی، بینندگان و شنوندگان جان، یک نفری شاعرانه به مسئله معلم نگاه کرده بود، گفته بود: کسی را میشناسم که هشت روز هفته را کار میکند و در ماه ۴۰ شبانهروز زحمت میکشد و بر پیشانی او نوشته است که: «إِذَا فَرَغْتَ فَانْصَبْ» ، از یک کار فارغ شدی، یک کار دیگر بده. میدانی میخواهم چی بگویم؟ میخواهم بگویم برنامه امروز ما و ثواب تلاوت آیاتی که معرفی خواهم کرد، پیشکش همه شما معلمان و استادان عزیز. مخصوصاً آن خانم معلمی که خانهاش این روزها در اختیار آسیبدیدگان از جنگ قرار داده، مخصوصاً آن معلم عزیزی که شبها میآید در میدان و خیابان، کلاس رفع اشکال برای دانشآموزانش برگزار میکند. بعد در گروه کلاس و مدرسه مینویسد: «بچههای عزیزم، نگران نباشید. اگر گاهی گروه یا کانال یا مثلاً نرمافزار شاد اختلال پیدا میکند، طبیعی است. شب بیایید فلان میدان، فلان خیابان، در موکب (آنجا اسم میبرد) قرار میگذارد، مینشیند. اگر صندلی هست، اگر نه، یک فرشی، موکتی. کلاس رفع اشکال برای بچهها میگذارد. و من میخواهم بگویم: معلمان عزیز، این یک پیشنهاد برنامه است، برنامه «سمت خدا». اگر واقعاً بچههایتان احساس میکنید کسری در یادگیری دارند، مشکلی دارند، فضای آموزش مجازی که حالا دیگر چارهای نیست، این روزها یاری نمیکند، قرار بگذارید با آنها، بگویید بیایید شب کنار میدان و خیابان، یک جایی کلاس رفع اشکال بگذاریم. بچههای گلمان همیشه مدیون شما معلمان بودند، ما هم از شما ممنونیم.
و اما صفحه ۱۸۹ قرآن کریم، سوره مبارکه توبه، آیات چهاردهم تا بیستم، تلاوت خواهد شد. با یک صلوات بعد برمیگردیم، ببینیم زمان چقدر میماند. با حاج آقای عابدینی عزیز خواهیم بود.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
صفحه189 قران کریم
ملایی:
یک نکتهای را من باید عرض کنم و بعد ساکت بشوم. دقایقی حاج آقای عابدینی نکاتی دارند. پویش صلواتی که شما مردم تحویل گرفتهاید، الحمدلله رب العالمین این دعای مستجاب چند ده میلیونی شده است. اما هنوز ادامه دارد و هر کسی که میخواهد، حتماً از طریق زیرنویسی که میشود و اطلاعرسانی میشود، مشارکت داشته باشیم. همهمان تکرار هم بکنیم.
نکتهای که میخواستم بگویم این بود: کتابی دارند حاج آقای عابدینی که هدیه دادن به شما. در واقع محتوای ارزشمند آن را معرفی میکنم و دوستان من در کانال، در صفحات مجازی و از طریق زیرنویس و اینها به شما میگویند چه جوری میتوانید کتاب را بخرید، چه جوری کتاب تهیه بکنید. دوست داشتم یک بخش کتاب بخوانم، ولی داشتم تورق میکردم، اینجا دیدم که اول کتاب جالب است. آمده که تقدیم به مفسر کبیر قرآن و استاد الأستاد علامه طباطبایی و شاگرد بزرگ ایشان، استاد شهید مرتضی مطهری، همچنین شهید دکتر محسن فخریزاده و شاگرد شهیدش دکتر مجید شهریاری. دیدم این را بخوانم و بعد کتاب را نگه دارم برایتان. «شاگردپروری از منظر الهی، از منظر اهلبیت علیهم السلام»، این کتاب حاج آقای عابدینی است. رفقای من توضیح میدهند برایتان، اگر عضو کانال باشید که چطوری میتوانید این کتاب را تهیه بکنید و در اختیار داشته باشید. «شاگردپروری از منظر الهی» به قلم استاد عزیزمان حاج آقای عابدینی نازنین. بسیار بسیار متشکرم.
و اما برویم سراغ حاج آقا برای اینکه چند دقیقه باقیمانده را مطلب...
حجت الاسلام عابدینی: ابتدا یک تشکر ویژهای میخواهم بکنم. یک پویشی اعلام شد که قربانی برای سلامتی امام زمان عَجَّلَ اللَّهُ تَعَالَى فَرَجَهُ الشَّرِيفَ و نائبش ... چون این افراد پلید، نابکار، ظالم، مستکبر، میکردن به عنوان اینکه ما هر کاری که ازمان برمیآید، از جمله این است که خود قربانی کردن حفظ است و قربانی هم به محرومان میرسد. یک رقمی را ما فکر میکردیم رقم زیاد است، قربانی پیشنهاد شد. اما به سرعت، چند روز نگذشت که رقم از ۱۰ هزار نفر تازه... آنهایی که اطلاع دادند (یعنی خیلیها انجام دادند، نمیدانستند باید اطلاع بدهند یا قصد اطلاع دادن نداشتند)، ما آن جایی را که متیقن بود و اطلاع دادند، تازه احساس شد از ۱۰ هزار گذشت. تا حدود ۱۳ هزار عدد، قربانی هم جلو رفت. چند روز پیش که مال هفته پیامهای هم که همه دوستان داده بودند، داشت تازه بررسی میشد. نیماش بررسی شده بود، یعنی این رقم که احصا شد، ما دیدیم مردم واقعاً «يُجَاهِدُونَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ» . یعنی هم با مالشان، هم با جانشان عاشق هستند برای خدا و راه خدا و هر چیزی که مرتبط به خدا بشود و این رضایت خدا را میآورد.
وقتی مردم در راه خدا هزینه میکنند، با این گرانی که هست (که هر گوسفندی میدانید چقدر قیمت زیاد میشود)، اما با این حال مردم و این هم قرار بر این بود عمده خود مردم انجام بدهند. یعنی اطراف خودشان، محرومین که بودند، و یک کار مردمی انجام شد. نمیدانیم با چه زبانی از این مردم عزیزمان تشکر بکنیم. فقط واقعاً انسان میفهمد که هر گشایشی خدای سبحان برای مردم انجام بدهد، جا دارد که رحمت الهی به جوش آید و این کاری را که مردم با سختی، با همه فشار اقتصادی که هست (ما خبردار شدیم بعضی جاها چندین نفری با هم جمع شدند که بتوانند یک قربانی را انجام بدهند، تا توانشان باشد)، ولی انجام دادند. یعنی احساس کردند در راه نایب امام... من باورم این است که ما در راه نایب امام این همه شوق به خرج دادن... مردم اگر یک جا قرار باشد در راه خود امام زمانمون إِيْ جان! کاری بشود و مردم ببینند آنجا باید قدمی بردارند، واقعاً این خلاصه حال مردم یک حال عجیبی است. اینها باعث میشود فرج نزدیک بشود.
اینها مقام شاکریت است. همانجوری که وقتی موسی کلیم برای فرجش ۴۰ سال ... گفتند باقی مانده، آنجا بود که نبی به امتش گفت، آن امت گفتند: خدایا شکرت که ۴۰ سال دیگر ... خدا گفت تا اینها شاکر شدن، شستی. اینها گفتند: خدایا همه نعمت از توست. گفت دوباره شاکر شدند، ۱۰ سال دیگر کم شد. دوباره ۱۰ سال دیگر، تا اینکه گفت: «نگاه کنید، موسی دارد میآید!» آنکه دارد میآید موسی کلیم است که وعده قیامش را داده بودیم.
ما باور داریم این حرکتهای مردم که از مقام شاکریت مثل حضورشان در خیابان، مثل بیعتشان، تمام اینها رحمت حق را به جوش میآورد و فرج را نزدیک و نزدیکتر میکند. و این آن گنج مخفی است. مردم ما بالاترین گنج مخفی هستند. که بعثتشان امروز دارد تربیتی بود که امام شهید ما ایجاد کرد و امروز این بعثت محقق شده و مردم مبعوث شدند. مبعوث شدن رسالتی به دنبالش است. دارند رسالتشان را انجام میدهند. هر بعثتی به دنبالش رسالتی را دارد، این رسالت دارد محقق میشود و مردم جلوداری میکنند. الحمدلله.
خدا کند که ما و مسئولین کشور قدر این مردم را بدانیم. انشاالله. حالا من برمیگردم محضر شما که یک چند تا دعا بفرمایید که آمین بگویند در این لحظات پایانی برنامه.
ملایی: اما میخواهم یک نکتهای را به عنوان یک شهروند خودم بگویم و آن اینکه ما که مبعوث شدیم, این امت, این ملت (به فرمایش امام شهید) مجاهدت سیاسی، مجاهدت نظامی و مجاهدت اقتصادی نیاز دارد. یک وقت در دلمان خالی نشود. اگر یک وقتی یک چیزی قیمتی پایین و بالا میشود، طبیعت جنگ است. و دوماً به نظر میرسد که این قصه مسائل اقتصادی ممکن است بخواهد کسی از آن سوء استفاده کند برای به هم زدن انسجام ما. ما حواسمان جمع باشد. باز هم به همدیگر یادآوری میکنیم که انشاالله این وحدت، این بعثت یک موقعی با چالش اقتصادی به هم نخورد. البته نظارتها، بررسیها و برخورد با احیاناً اگر اتفاقی خلاف، تخلفی جایی میشود، آن هم در جای خودش (همه میدانند، مسئولین هم میدانند) محفوظ خواهد بود.
دو سه تا دعا فقط... زمان میگویند تمام شده.
انشاالله خدای سبحان عاقبت همه ما را ختم به شهادت قرار بدهد. انشاالله شهیدان ما را مقامشان را متعالی قرار بدهد. الهی آمین.
انشاالله خدا مشکلات این کشور را به سادگی حل بکند.
انشاالله خدا عزت مقاومت را و کشور ما را به عزت خودش گره بزند و عزیزمان بدارد. دشمنان ما را نابود بکنند. در بحث اقتصادی که جزو آخرین حیلههای اینهاست که ممکن است اینها را بخواهند دوباره مردم را با فشار به میدان بیاورند، در مقابل قرار بدهند تا دشمن سوء استفاده بکند. انشاالله این حیلهها و توطئهها را خدای سبحان به برکت این اخلاص مردم، نقش بر آب کند. الهی آمین.
سپاسگزارم حاج آقا. سپاسگزارم مردم عزیز. متشکرم.
سعادت فردا، خدمت شما خواهیم رسید. التماس دعا دارم و خدا نگهدار.