خانمها، آقایان، سلام. وقتتان بخیر. طاعات و عبادات قبول باشد انشاالله. امیدوارم به حق صاحب سفرههای سحر و افطار، صاحب عصر و زمان، بهترین برکات، بهترین مقدرات در ماه مبارک رمضان برای همه شما رقم بخورد. و امیدوارم توفیق درک حقیقت شبهای قدر را همهمان به معنای واقعی کلمه داشته باشیم. خوشحالیم که در کنار هم هستیم. از لطف و محبت و همراهی شما صمیمانه ممنونم، متشکرم. با احترام و با افتخار در محضر حاج آقای نظافت هستیم. سلام علیکم و رحمة الله. خیلی خیلی خوش آمدید
حجت الاسلام نظافت: سلام علیکم. سلام بر شما و همه بینندگان عزیز. أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى فَاطِمَةَ وَأَبِيهَا وَبَعْلِهَا وَبَنِيهَا وَسِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فِيهَا. امیدوارم که از ایام ماه رمضان استفاده حداکثری را داشته باشیم انشاالله. ماه امیرالمؤمنین هم هست، بنابراین نامه ۳۱ را داریم میخوانیم. رمضان هم به نوعی فصلش است، به ویژه که در این ماه رمضان گفتند بگویید: "اللَّهُمَّ أَدْخِلْ عَلَىٰ أَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ". و ما بحثمان رسیده به بحث مرگ. وقتی میگویند یاد اهل قبور باشید بعد از هر نمازی، این بحث یعنی یک روزی نوبت ما هم میشود، میشود و ما بحث همین است.
شریعتی: من داشتم با حاج آقا صحبت میکردم، گفتم چقدر واقعاً یاد مرگ و یاد آخرت و اینکه یک روزی کارمان در این دنیا تمام خواهد شد و بار را خواهیم بست و کوچ خواهیم کرد، چقدر رفتار ما را تنظیم میکند، چقدر اصلاحمان میکند. و حالا در این فراز نامه ۳۱ (طولانیترین نامه تربیتی نهجالبلاغه هم هست) امیرالمؤمنین همین نکته را به امام مجتبی و در واقع به همه ما فرزندانشان متذکر میشوند. و امروز هم انشاالله وارد بحث خواهیم شد و استفاده خواهیم کرد. در خدمت هستیم.
حجت الاسلام نظافت:بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ. حضرت فرمود: "وَلَا بُدَّ أَنَّهُ مُدْرِكُكَ" یعنی چاره نداریم که یک روزی این مرگ تو را درمییابد و تو با مرگ ملاقات میکنی. قرآن هم میفرماید: "كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ". هر کسی میچشد مرگ را. میچشد یعنی لمس میکند آن را با تمام وجودش. "ثُمَّ إِلَيْنَا تُرْجَعُونَ" این استقلال روح را هم دارد این آیه میرساند. به سوی ما برگردانده میشوید، یعنی بدن میماند و روح پرواز میکند و میرود.
بعد حضرت فرمود: "فَكُنْ مِنْهُ عَلَىٰ حَذَرٍ أَنْ يُدْرِكَكَ" یعنی از مرگ بر حذر باش. از ... بر حذر باش؟ نمیشود که از مرگ بر حذر باشیم. عرض کردیم مرگ باید میگیرد. فرار کنی میگیرد. فرمود: "وَأَنْتَ عَلَىٰ حَالٍ سَيِّئَةٍ" پناه بر خدا! بر حذر باش که مرگ بیاید در حالی که تو داری گناه میکنی. "وَأَنْتَ عَلَىٰ حَالٍ سَيِّئَةٍ" یعنی یکی آن لحظه دارد گناه میکنیم، یا نه قبلاً گناه کردیم آثار گناه باقی مانده است، فرصت پاک کردن پیدا نکرده. هر دو میشود. حالٍ سَیِّئه: حال چه داری؟ الان گناه میکنی، چه نه؟ آن آثار گناه بر روی تو هست. بنابراین زمان مرگ خب کی هست که ما بر حذر باشیم؟ معلوم نیست. پس مراقبت مدام لازم است. اگر زمان مرگ هم مشخص بود، از دستمان درمیرفت برای اینکه ما الان در زمین قرارهای دنیوی عقب میمانیم. بله، زمانش مشخص باشد، عقب انداختهایم شده، عقب میمانیم. زمان مرگ که مشخص نیست، پس معمولاً آدمها عقب میمانند دیگر. راهش چیست؟ همین مدلهایی که در نامه ۳۱ آمده که مراقبت مدام، زیاد یاد مرگ باشیم. برحذر بودن مطلق از مرگ معنا ندارد و منظور حضرت هم نیست. فرمود در حال گناه نمیری، یا گناهی که قبلاً کردی آثارش نمانده باشد.
بعد فرمود: "قَدْ كُنْتَ تُحَدِّثُ نَفْسَكَ مِنْهَا بِتَوْبَةٍ". از این عبارت میشود فهمید مراد همان گناههای قبلی هم هست. فرمود: نکند مرگ بیاید و تو داشتی با خودت میگفتی میخواهم توبه کنم. همان بازی که شیطان سر مؤمنان درمیآورد: امروز، فردا؛ امروز، فردا. بعد امروز و فردا کردن یک عادت میشود. وقتی عادت شد، هزار سال دیگر هم اگر عمر بدهند، چون عادت است روز آخر باز باز هم میگوییم فردا.
و لذا در یکی از خطبههای نهجالبلاغه داریم حضرت فرمودند: اولیای خدا "يُقَرِّبُونَ الْأَجَلَ" "يَسْتَقْرِبُونَ الْأَجَلَ" با قاف یعنی نزدیک میشمارند اجل را. میگویند مرگمان نزدیک است. اینهایی که میگویند مرگشان نزدیک است، که با این گفتن که مرگ نزدیک نمیشود، بلکه خودشان بله آماده میشوند. این عادت خوب شکل میگیرد. دیگر از زمان عقب نمیمانند.
فرمود: نکند که تو هی داری با خودت میگویی توبه میکنم، "فَيَحُولَ بَيْنَكَ وَبَيْنَهَا" یعنی مرگ میآید میشود بین تو و بین توبه. بنابراین اگر مرتکب گناه شدیم، زود توبه کنیم، زود جبران کنیم، زود پاک بشویم، چون "الْمَوْتُ يَأْتِي بَغْتَةً" مرگ ناگهانی میآید و بعد از مرگ راهی برای توبه نیست.
بعد حضرت فرمود: "فَأَذا انْتَ قَدْ أَهْلَكْتَ نَفْسَكَ". تو با این سوفسوفه کردن، با امروز و فردا کردن، خودت را بدبخت کردی، خودت را هلاک کردی. اگر با حال گناه بمیریم یا توبه نکرده بمیریم، خودمان اسباب هلاکت خودمان را فراهم کردیم. گناه مهلکه است. بعد از مرگ هم راهی برای توبه نیست.
ببینید، من یک بحثی میخواهم بکنم: انواع موضعگیریها نسبت به مرگ. چند نوع موضعگیری آدمها دارند.
یک: غفلت و بیخیالی. بسیاری از آدمها از مرگ غافلند. خودشان را میزنند به بیخیالی. حتی همان موقعی که خدا آنها را به یک نحوی متوجه میکند، سعی میکنند غافل باشند، دوست ندارند به آن فکر کنند. حتی اگر بروند بهشت زهرا، بهشت رضای مشهد، قبرستانی هم بروند، باز هم آنجا هم یک جوری شرایط را مهیا میکنند که به مرگ فکر نکنند. حالا اخیراً که موسیقی و این چیزها هم باب شده، و حتی دیدم که میرقصند در تشییع جنازه و این چیزها، شادی میکنند. چیزهای جدید دیگر، کاملاً جدید.
مدل دوم: شوخی گرفتن آن. در نهجالبلاغه حکمت ۱۲۲: "تَبِعْ جَنَازَةً" یعنی حضرت در تشییع جنازه شرکت کردند (خیلی خوب است در تشییع جنازه شرکت کردن و انسان در تشییع جنازه خودش را روی دستها ببیند با حالت توجه که این روز برای تو هم خواهد بود، من هم یک روزی روی این دستها قرار میگیرم). "فَسَمِعَ رَجُلًا يَضْحَكُ" صدای خنده شنید. حضرت ناراحت شدند. "كَأَنَّ الْمَوْتَ فِيهَا عَلَىٰ غَيْرِنَا كُتِبَ" گویا مرگ بر غیر ما نوشته شده است. "وَكَأَنَّ الْحَقَّ فِيهَا عَلَىٰ غَيْرِنَا وَجَبَ" و حق بر غیر ما واجب شده است. حقی که مرگ حق است. "وَكَأَنَّ الَّذِي نَرَىٰ مِنَ الْأَمْوَاتِ سَفْرٌ" گویا این مردهها مسافران سفری هستند که "قَلِيلٌ إِلَيْنَا رَاجِعُونَ" به زودی قرار است برگردند. میرویم اینها را در قبرشان جا میدهیم، بعد میآییم سر سفرهشان مینشینیم، سر ارثشان میخوریم. گویا ما جاویدان بعد از اینها هستیم. "ثُمَّ نَسِينَا كُلَّ وَاعِظٍ وَاعِظَةٍ" بعد فراموش میکنیم. واعظ: مرد موعظهگر، واعظه: زن موعظهگر. اینجا منظور این است که اگر مرده، مرگ باشد، یعنی او را فراموش کردیم که داشت ما را موعظه میکرد. "وَرُمِينَا بِكُلِّ فَادِحٍ" بعد از آن، تیر فادح، بلاهای سنگین به سمت ما میآید، آفتهای کشنده. بالاخره آدم ۵ سال دیگر، ۱۰ سال دیگر میبیند یک اتفاقی، یک بیماری، نوبت او هم میشود. این هم یک مدل: غفلت و بیخیالی و شوخی گرفتن.
سوم: فرار. بعضیها میخواهند فرار کنند. فرمود: "إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِيكُمْ". آن مرگی که از آن فرار میکنید، به ملاقات شما میآید. در یک خطبه داریم، فرمود: "كُلُّ امراء لَاقٍ مَا يَفِرُّ مِنْهُ" هر کسی با فرار کردنش ملاقات میکند. این دقیقاً مثل اینکه مثلاً شما را دارند دنبال میکنند، در کوچههای مختلف همه پلیس هست، به هر طرف فرار کنی رفته است. بله. میگوید با فرار ات ملاقات میکند. "وَالْأَجَلُ مُسَاقُ النَّفْسِ" اجل سوق میدهد انسان را، "وَالْهرْبُ مِنْهُ مُوَافَاةٌ" یعنی فرار کردن عین ملاقات با مرگ است. و لذا قرآن فرمود: "لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْفِرَارُ" فرار سودی ندارد. "أَيْنَمَا تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ" هر جا باشید مرگ شما را درمییابد ولو در برجهای آهنین باشید.
چهارم: کراهت از مرگ. بعضیها هم از مرگ کراهت دارند. چه بسا ما هم همینجوری باشیم. و هم به عوامل کراهت ملتزمند. یعنی چه میشود؟ یعنی چی؟ فرمود: "لَا تَكُ" "مِنْ" "بِهِ" فرمود علت کراهت، گناهان فراوان است. کراهت نخواهید داشت. دانشآموزی که مشقش را ننوشته، کراهت دارد که برود سر جلسه امتحان. اگر مشق خوب نوشته باشی، شوق داری، آفرین. "وَيُقِيمُ عَلَىٰ مَا يَكْرَهُ الْمَوْتَ مِنْ أَجْلِهِ" فرمود اقامت دارد بر آنچه که عامل کراهت است. ترس از مرگ و کراهت از مرگ، خب این یک نوع مواجهه است. میترسند، آدمها کراهت دارند. یک کسی به امام حسن مجتبی عَلَيْهِ السَّلَامُ گفت: شما از مرگ کراهت ندارید؟ ما از مرگ کراهت داریم، ما میترسیم. فرمود: شما دنیایتان را آباد میکنید، آخرت را خراب میکنید. آدم عاقل دوست ندارد از جای آباد برود به جای خراب. بله. علت کراهت این است. اهلبیت آخرتشان را آباد میکنند.
یک نفر (یکی) امام حسن چون وضعشان خوب بود، یک وقت یک یهودی فقیر بود گفت: میگویید دنیا زندان مؤمن است و بهشت کافر است؟ من کافرم ولی من الان فقیرم، وضع من خراب است، من در زندانم! شما میگویید شما در زندانید؟ دنیا زندان مؤمن است. بله. فرمود: اگر میدانستی چه چیزی در انتظار توست، میفهمیدی الان تو در بهشتی! الله اکبر! اگر میدانستی چه چیزی در انتظار من است، میفهمیدی من اینجا در زندانم.
علت ترس از مرگ: یک، نشناختن است. دو، آماده نبودن است. نمیشناسد، آدم فکر میکند نابودی است. آدم دوست ندارد نابود بشود. یعنی خدا ما را ابدی آفریده، با فطرت ابدخواهی ما را آفریده است. خدا ما را با فطرت ابدیتخواهی آفریده. دوست داریم همیشه باشیم، جاودان باشیم. خدا اینجوری آفریده. بعد فکر میکنیم با مردن نابود میشویم. نابود نیست. لباس کثیف را درمیآوری، لباس تازهای میپوشیم. یک آماده نبودن هم علت ترس هست. آباد کردن دنیا و خراب کردن آخرت هم علت ترس است.
یک ترس مثبت البته داریم. ترس مثبت آن است که آدم را وادار به آمادگی بکند، وادار به حرکت بکند. وقتی حرکت کردیم، فعالیت کردیم، آماده میشویم، وقتی آماده شدیم، ترسمان کاهش پیدا میکند.
نوع پنجم: تَزَوُّد و استعداد. زاد برداشتن و آماده شدن که فرمود: "اسْتَعِدُّ لسفرک". زنده باشیم شب ۲۷ رمضان را هم درک کنیم. یک دعایی دارد که میگویند حضرت سجاد تا صبح آن دعا را میخواندند: "اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا التَّجَافِيَ عَنْ دَارِ الْغُرُورِ وَالْإِنَابَةَ إِلَىٰ دَارِ الْخُلُودِ وَالِاسْتِعْدَادَ لِلْمَوْتِ قَبْلَ حُلُولِ الْفَوْتِ". خدایا روزی من کن از این سرای فریب دل بکنم و رو بیاورم به دارالخلود، سرای جاویدان، و آمادگی برای مرگ قبل از اینکه مرگ بیاید، فوت یعنی فرصت از دست برود. مرگ بیاید، فرصت از دست میرود.
حالا استعداد مرگ چیست؟ این هم برایش روایت داریم، خیلی قشنگ است که معنای آماده شدن برای مرگ چیست. امام حسن مجتبی عَلَيْهِ السَّلَامُ آماده سفر از دنیا سه چیز گفتند: میشود آمادگی. یک: "أَدَاءُ الْفَرَائِضِ" انجام واجبات. حالا خود این مطالعه میخواهد. واجبات اجتماعی داریم، واجبات همسایگی داریم، واجبات قوموخویشی داریم، واجبات سیاسی داریم، فردی داریم، خانوادگی داریم، انواع اقسام واجبات عبادی داریم، مالی داریم. دو: "اجْتِنَابُ الْمَحَارِمِ" دوری از گناهان. این هم باز گناهشناسی میخواهد. و سومیش مهم است که آن دو تا کفایت نمیکند: انجام واجبات و ترک محرمات کفایت نمیکند. "وَالِاحْتِمَالُ عَلَىٰ الْمَكَارِمِ" میگوید باید مکارم اخلاقی را هم داشته باشی. بخل حرام است؟ نه، ولی آلودهات میکند، حال بدی است، مقدمه گناهان میشود. حسادت حرام است؟ حسادت در دل است. تا انسان اعمال حسادت... نتیجه حسادت غیبت، تهمت است، آنها بد است، آنها گناه است. این حال دیگر یک حال بدی است. میگوید آقا تو آماده مرگ نیستی اگر حسود هستی، اگر ناامید هستی، حال بدی است، اگر سخاوت نداری. مکارم اخلاقی، فضیلتها. فرمود این سه تا را اگر داشته باشد: "مُشْتَمِلًا عَلَىٰ الْمَكَارِمِ" باشد، و انجام بدهد گناهان را ترک کند، "ثُمَّ لَا يُبَالِي" دیگر برایش مهم نیست، خودش برود جبهه سراغ مرگ، "أَوْقَعَ الْمَوْتُ عَلَيْهِ" یا مرگ بیاید به سراغش، دیگر آماده است.
بعد فرمود: "وَاللَّهِ مَا يُبَالِي ابْنُ أَبِي طَالِبٍ أَوَقَعَ عَلَىٰ الْمَوْتِ أَمْ وَقَعَ الْمَوْتُ عَلَيْهِ". من بروم... چون ششم که نتیجه همین است.
مواجهه با مرگ: نوع ششم، بعضیها انس دارند. این درجهاش بالاتر است که حضرت در مورد خودشان فرمودند: "وَاللَّهِ لَابْنُ أَبِي طَالِبٍ آنَسُ بِالْمَوْتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْيِ أُمِّهِ". فرمود: به خدا قسم پسر ابیطالب انسش به مرگ از انس طفل به پستان مادر بیشتر است. بچههای نوزاد با پستان مادر هم تغذیه میشوند هم آرامش پیدا میکنند. یاد مرگ، امیرالمؤمنین را سرحال میکند، نشاط میدهد به امیرالمؤمنین. لذا در حکمت ۱۴۷ داریم به کمیل فرمود: "آنَسُوا بِمَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجَاهِلُونَ". انس گرفتند به آنچه که نادانان از آن وحشت دارند. اولیای خدا به همان انس دارند که یکی از مصادیقش مرگ است. و این ویژه معصومین نیست. بچههای ما اینجوری بودند، حسین فهمیدهها اینجوری بودند. میشود به این درجه انسان برسد.
هفتم: تمنا و اشتیاق. که نتیجه بعدشه... انسان یک عده به درجه آرزوی مرگ کردن میرسند، تمنا پیدا میکنند، مشتاق میشوند. فرمود: "قُلْ إِنْ كَانَتْ لَكُمُ الدَّارُ الْآخِرَةُ عِنْدَ اللَّهِ خَالِصَةً مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ". خدا به یهودیها میگوید. حاج قاسم ما تمنا میکرد. نتانیاهو تمنا میکند؟ با احتمال خطر چنان فرار میکند که بیا و ببین. ولی حاج قاسم آرام، با آرامش. یکی از عزیزان میگفت که با حاج قاسم در هلیکوپتر نشسته بودیم، هواپیماهای آمریکایی آمدند دور هلیکوپتر ما. میگفت ما اصلاً همینجور وحشتزده، حاج قاسم سرش توی یادداشت میکرد، اصلاً نگاه نکرد، آرامآرام با توجه شد، محل نداد. این نفس دیگر قدر مطمئن شده. در نماز جمعه تهدید که احتمال زدن تهدید کرده بودند دیگر. بله آقا دیدید با چه آرامشی آمدند. از جانشان مراقبت میکنند، آن بحث دیگری است. ولی این آمادگی خیلی مهم است، این نترسیدن.
بعد خدای متعال فرمود: "وَلَنْ يَتَمَنَّوْهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ". محال است این صهیونیست، این یهودی، تمنای مرگ داشته باشد. چرا؟ "بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ" خودشان میدانند چه کار کردند، به واسطه اعمالی که انجام دادند.
این هفت نوع مواجهه با مرگ. انشاالله ما از آنها باشیم که تمنا داریم انشاالله. و در زیارت امینالله گفتند همین را از خدا بخواهید. کنار قبر امیرالمؤمنین، قبر علی بن موسی الرضا، حرم امام حسین، مشاهد مشرفه، زیارت امینالله بخوانید، حوائج مهمی را بخواهید. یکیاش این است: "مُشْتَاقًا إِلَىٰ فَرْحَةِ لِقَائِكَ". مرا عاشق یک مرگ شاد بگردان. مرگ بدون دلهره، مرگ شاد، آن که انسان لحظه آخر جایگاه خودش را میبیند. و این چقدر خوب است! و فرشتههایی که آغوش باز کردند و میگویند سلام علیکم. و انسان امیرالمؤمنین را با چهره خندان میبیند. چون همه امیرالمؤمنین را میبینند، ولی همه با یک چهره نمیبینند. دقت کنید. فرمود: "مَنْ مَاتَ رَآنِي" هر کس بمیرد مرا میبیند. ولی شیوه دیدن علی فرق میکند. یکی علی را غضبآلود میبیند، یکی با چهره خندان میبیند. "أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ" در دعای افتتاح ماه رمضان: "فِي مَوْضِعِ الْعَفْوِ وَالرَّحْمَةِ" و "أَشَدِّ الْمُعَاقِبِينَ" خدایا آنجا که جای رحمت است، ولی هم أَشَدِّ الْمُعَاقِبِينَ است، جایی که موضع انتقام و عذاب است.
در ادامه حضرت فرمود: "يَا بُنَيَّ" باز دوباره یا بنی، پسرکم، "أَكْثِرْ مِنْ ذِكْرِ الْمَوْتِ" یاد مرگ را زیاد کن، و یاد آن چیزهایی که بعد از مرگ با آن مواجه میشوی، "مَا تَحِجُّ عَلَيْهِ" یعنی اصلاً تصور... با یک صحنههایی مواجه میشوی فوق تصورت. که حضرت در خطبه ۱۱۶ فرمود: اگر اطلاعات من را میداشتید، شما میدانستید، سر به بیابان میگذاشتید، دیوانه میشدید، سر به بیابان مینهادید، به سر و صورتتان میزدید، اموالتان را رها میکردید، به هیچکس نمیسپردید و حاضر نبودید به کسی جز خود خودتان فکر کنید.
الله اکبر! قابل توجه کسی که فضولی میکند در زندگی دیگران، به گناهان دیگران، به عیبهای دیگران و خودشان را فراموش میکنند. حضرت میگوید اگر خبر داشتید چه چیزی در انتظارتان هست، اصلاً حاضر نبودی به دیگران فکر کنی. البته اگر مؤمن یاد مرگ باشد، به دیگران فکر میکند، اما از منظر آخرتخواهی. بله دیگر دقت کردید؟ به زن و بچه و کار و کسب و کار، اصلاً جنس آن توجه متفاوت است.
یاد مرگ آثار مثبت فراوانی دارد و الا توصیه نمیشد. حالا من میخواهم آثارش را بگویم، دو سه دقیقه فرصت داریم.
منتها این ذکر الموت را، این را باید مدلسازی بکنیم. یعنی چه؟ یعنی فایده ندارد مثلاً هر کسی بگوید آقا من هفتهای یک بار سر قبر پدرم میروم، قبرستان میروم تا آرامآرام بشود این یاد مرگ توی ذهنم بیاید. میخواهم بگویم مدلسازی مهم است. بله، مهم است. و الا این حرفها اجرایی نمیشود. ما باید کلاً از احادیث، از روایات دنبال مدلسازی متناسب با شرایط حاضر باشیم. یکی از بستگان ما (خدا حفظشان کند) برای خودشان قبر خریده، پیشاپیش پیشفروش. بله، برای خودش خریده، میگوید من میروم بالا سر قبرم مینشینم، قرآن میخوانم. چقدر خوب است و چقدر برکات دنیوی و اخروی دارد. نشاط و شادیای که... حالا من انشاالله در جلسه ...
شریعتی: انشاالله عمرتان دراز باشد. اینکه به یاد مرگ باشیم الزاماً به معنی افسردگی و ناراحتی و اینها نیست. اگر درست با مفهوم مرگ مواجه شویم، نشاط میآورد اتفاقاً. آدم الهی: "هبْ إِلَيَّ كَمَالَ الِانْقِطَاعِ إِلَيْكَ" به معنای واقعی کلمه در زندگی آدم میتواند تجربهاش بکند و خیلی ما را تنظیم میکند.
شریعتی: آقای حاج آقای نظافت خیلی لطف کردید و خیلی نکتههای خوبی را شنیدیم. خدا انشاالله خیرتان بدهد. سلامت باشید.
حجت الاسلام نظافت: خیلی من این روایت را دوست دارم: "مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَرَى اللَّهَ زَاهِكًا مُسْتَبْشِرًا فَلْيُحِبَّ عَلِيَّ بْنَ مُوسَى الرِّضَا". هر کس دلش میخواهد خدا را شاداب و شاد و خوشحال و خندان زیارت بکند، باید علی بن موسی الرضا را دوست داشته باشد.
شریعتی: در شب هشتم ماه مبارک رمضان متوسل میشویم در چهارشنبههای امام رضایی به ساحت نورانی حضرت علی بن موسی الرضا که انشاالله ما دستپر از این دنیا بار بربندیم و کوچ کنیم و انشاالله به لقاء الله برسیم. دعا بفرمایید، انشاالله خداحافظی بکنیم.
حجت الاسلام نظافت: خدایا، به حق این شبهای عزیز، فرج امام زمان را برسان. الهی آمین. دعاهای امام زمان در حق رهبرمان، کشورمان، جوانانمان و همه التماسدعاگویان برآورده بفرما. الهی آمین. ما را آماده سفر پرخطر مرگ بگردان. الهی آمین.
شریعتی: خیلی ممنون و متشکرم. یک کار قشنگی که در ایام ماه مبارک رمضان اتفاق میافتد و رقم میخورد، با داستان سخاوتمند شما، با روحیه بسیار ستودنی شما، پویشهایی که برگزار میشود. و امسال ما قرار گذاشتیم در پویش «ایران همدل» در کنار هم باشیم و یک ایران را همدل ببینیم. اگر شما هم میخواهید همراه بشوید، کافی است به نحوه مشارکت توجه بکنید. و امیدوارم با همدلی این روزهای پایانی سال را و این شبها و روزهای نورانی ماه مبارک رمضان را در کنار هم تجربه بکنیم. در پناه خداوند بزرگ و مهربان باشید. آیات را بشنوید که حسن ختام برنامه امروز خواهد بود و فردا انشاالله با حضور حاج آقای عاملی خدمتتان خواهیم رسید و به شما سلام خواهیم کرد. تا سلامی دوباره و دیداری دوباره. خیلی ممنون و متشکرم از شما.
صفحه 123 قران کریم