حاج آقای نظافت، سلام علیکم و رحمت الله. خیلی خیلی خوش آمدید
کارشناس :سلام علیکم. سلام بر شما و همه بینندگان عزیز. أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى فَاطِمَةَ وَأَبِيهَا وَ... الْمُسْتَوْدَعِ فِيهَا. منم میگویم: اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَكُنْ غَفَرْتَ لَنَا فِيمَا مَضَى مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِيمَا بَقِيَ مِنْهُ . خیلی مهم است که پاک و تمیز وارد ماه رمضان بشویم. اگر پاک وارد ماه رمضان نشویم، بعد باید کلی وقت بگذرانیم برای تمیز شدن، بعد رشد کردن. این دقیقاً میدانی مثل چیست؟ مثل این که برویم یک مهمانی. خب، بعد آنهایی که لباسهای مرتب دارند، تمیزند، میروند سر سفره مینشینند. خب بعد اینهایی که آماده نشدهاند، از ضیافت عقب میمانند. اینکه گفتند از رجب استفاده کنید، از شعبان استفاده کنید، در عین حال این ساعتهای باقیمانده را ناامید نیستیم، میگوییم: خدایا دوست داریم آنچه را که به بقیه دادی به ما هم بده و با همان صفا و پاکی وارد ماه رمضان بشویم.
ماه رمضان هم خیلی متفاوت است. گفتند شَهْرُ اللَّهِ ، ماه خدا. چرا میخواهند بگویند این خیر عظمت دارد؟ همه ماهها مال خداست. بله، این چون عظمت دارد و ماهی است که نفس عبادت، خوابیدن عبادت... جای دیگر داریم شما خوابیدن عبادت باشد؟ عبادت چه عبادت خوبی است! خواب برای اینکه نه توش ریا است، نه جَبْهَةٌ... بله، عبادت افتاده طرف، ولی خدا عبادت حساب میکند. البته توصیه به خواب زیاد نمیکنیم، ولی میخواهم بگویم اینقدر رحمت وسعت دارد که شامل کسی که خوابیده میشود، این رحمت. و هر یک آیه قرآن خواندن، ثواب ختم کل قرآن دارد. وقتی میگویند ثواب، یعنی به این اندازه خدا تو را رشد میدهد. چون ثواب نسبتی با رشد دارد، نمیشود ثواب باشد رشد نکنید. چون حالا مثلاً فرض بفرمایید یک بچهای برود سر یک سفره بزرگی، وقتی معدهاش جا ندارد، رشد نکرده، نمیتواند استفاده کند. پس از این ماه باید استفاده کنیم.
یک دعایی هم هست، دعای ۴۴ صحیفه سجادیه. توصیه میکنم بینندگان عزیز امشب بعد از ماه مبارک برای ورود به ماه مبارک رمضان بخوانند. که این دعا هم در حقیقت عظمت ماه را دارد به ما یادآوری میکند و هم یک فهرستی از کارهایی که باید در ماه رمضان انجام بدهیم. مثلاً میگوید که خدایا کمک کن که به دیدار ارحام برویم، آن هم با نیکی. به همسایههایمان رسیدگی بکنیم، اموالمان را پاک بکنیم. نکات خیلی قشنگی دارد. سینههایمان را از کینهها پاک کنیم. یک جوری مراقبتهای ماه، فهرست ماه. تلاوت قرآن. بعد میگوید: از دشمنان نمیگذریم، از دوستانی که به ما ظلم کردند میگذریم، ولی از دشمنان، دشمنی که در راه تو بود، نمیگذریم.
بعد میگوید: خدا اگر وسط ماه ما کج شدیم، ما را راست کن. یعنی تازه کسانی که عزمشان را جذب میکنند ماه رمضان خوب داشته باشند، یک باره میبینید وسط ما شل میشوند. نباید انسان اگر مثلاً بعضیها جورین، قرآنشان را مقیدند روزی یک جزء بخوانند، بله، بعد یک مانعی پیش میآید نمیتوانند بخوانند، دیگر سرد میشوند. این مهم نیست، نباید سرد بشویم. از اینکه نتوانستیم یک جزء را بخوانیم، هر مقدار توانستیم بخوانیم: فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ . فرمود هر مقدار که برایتان میسّر است قرآن بخوانید.
هم من این دو تا آیه را تشبیه کردم به گاز و ترمز. یک آیه خدا میگوید هرچه بیشتر بخوانی بهتر: أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ اگر تدبر نکنی، بر دلت قفل زده شده. پس خواندن زیاد هم مطلوبیت دارد، تدبر هم مطلوبیت دارد. بعد جمع بین این دو تا کرد، جمع بین دو تا چه کند؟ ما برای هر آیهای یک یک ثانیه، دو ثانیه، چند ثانیه درنگ کنیم، فکر کنیم. اگر سهمی داشتیم که خوب داشتیم، اگر نداشتیم رد شویم. یعنی فقط نخوانیم رد شویم؟ آره. بعد بعضیها اینجوریاند، ماژیکهای فسفوری مختلفی کنارشان هست، علامت میزنند که بعداً بپرسند. نه اینکه قرآن را ببندیم، بگوییم حالا برویم تفسیر بخوانیم، چون نمیفهمیم. نه، همین که ما میخوانیم و تدبر میکنیم، یا میفهمیم یا نمیفهمیم. فهمیدیم که نمیفهمیم و سؤال پیدا کردیم، خودش یک بخشی از فهم است. بله.
من همیشه به دوستانم میگویم، مخصوصاً نوجوانها، جوانها، آنهایی که خیلی علاقهمند به قرآن هستند، تفسیر تکجلدی نور حاج آقای قرائتی را داشته باشند، هم ترجمه است، هم نکتهها را آنجا نوشته. و این خیلی خوب است، یعنی با همان بروند جلو. انشاالله
حجت الاسلام نظافت: این ترجمه جدیدی هم آمده برای نوجوانان خیلی خوب است، آقای ملکی و گروهی این کار را انجام دادند و صوتیاش هم آمده، خیلی زیبا است. آره، یعنی واقعاً احساس میکنی که خیلی زنده دارد با تو حرف میزند. آن هم به نظر من خوب است. خواستید برای نوجوانها قرآن بگیرید، آن هم ویژه نوجوانان است، بله، با ادبیات نوجوانها ترجمه کرده.
شریعتی:
قربان حالتان چطوره؟ من یک ذره سرما خوردم دیگر، سرماخوردگی در این فصل و اینها. حالا دعا کنند و صدای سرماخورده ما را انشاالله دوستان خواهند بخشید.
ما یک قراری گذاشتیم در ماه مبارک رمضان و یک پویشی برای... قبلاً هم دیروز هم اشاره کردم که با هم همدل باشیم و در پویش «ایران همدل». منتها یک تفاوتی دارد پویش امسال، و آن هم اینکه قبلاً خب بالاخره یک شماره حسابی یا یک کد دستوری دوستان معرفی میکردند، هر کسی تمکن و بضاعت مالی داشت میتوانست همراه بشود و کمک بکند. امسال هر کسی هر توانی دارد، هر استعدادی دارد، میتواند بیاورد وسط میدان و انشاالله یک ایران همدل بشوند برای گرهگشایی، برای دستگیری که بهارش ماه مبارک رمضان است. و انشاالله خداوند به این کارمان برکت خواهد داد انشاالله.
واقعاً من دو تا نکته دیگر هم بگویم، حیفم میآید. اولاً این تعقیب يَا عَلِيُّ يَا عَظِيمُ را با توجه بخوانیم. یعنی بعد از هر نماز که سر جمع میشود، باید ۱۵۰ بار بگوییم. وذا شَهْرِ عَظَمَتِهِ وَكَرَمِتهِ شَهْرِ رَمَضَانَ... چرا این تکرار؟ برای چی؟ میدانی ماه رمضان نه، نمیدانی؟ یادمان میرود، غافل میشویم. اینکه در چه هوایی هستیم یادمان نرود.
نکتهای برای ایران همدل، این تعقیب خیلی مهم است که فرمود: اللَّهُمَّ أَغْنِ كُلَّ فَقِيرٍ، أَشْبِعْ كُلَّ جَائِعٍ ... خدایا به فکر بدهی بده هر کسی مکروه... یعنی غمی دارد، خدایا غمش برطرف کن. خب اگر از صمیم دل میگوییم، باید قدمی بردارم و الا دعا دروغ است. یعنی ما باید مثل امام زمان در ماه رمضان جهانی فکر کنیم ولی منطقهای عمل کنیم، ولی از نزدیکانمان شروع کنیم. فراموش نکنیم. اللَّهُمَّ أَصْلِحْ كُلَّ فَاسِدٍ مِنْ أُمُورِ الْمُسْلِمِينَ خیلی دعای قشنگی است. یعنی واقعاً وسعت روح میدهند به مسلمانها با این نحوه دعا کردن. به فکر دیگران بودن، بسیار عالی. انشاالله که با همدلی... میگویند همین دعایی که الان حاج آقا اشاره کردند، چشماندازی از عصر تماشایی ظهور است. انشاالله با همدلی به عصر تماشایی ظهور برسیم و انشاالله امسال سال آمدن آقا باشد انشاالله.
بحثمان چیست امروز؟ بله، ادامه نامه سی و یکم، بفرمایید، میشنویم.
حجت الاسلام نظافت:
بله. بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ. به اینجا رسیدیم، حضرت فرمود: يَا بُنَيَّ إِنَّكَ إِنَّمَا خُلِقْتَ لِلْآخِرَةِ . اولاً مجدد حضرت دوباره میگوید: «بنی» یعنی پسرم. این خطاب عاطفی مکرر باید باشد. خطاب عاطفی شیطان را از زندگیها دور میکند. با لحن نرم و قشنگ به همسرم، با فرزند، سبب میشود دل نرم میشود، سبب میشود تأثیرگذاری بیشتر شود. یعنی شما در نظر بگیرید یک منبری مثلاً فکر کند که میدان جنگ است که کسی نرم حرف بزند؟ بابا باید دل مردم نرم بشود. فرق میکند، یک وقت میخواهی حماسی حرف بزنی یک جور است، یک وقت میخواهی دلها را نرم بکنی، یک وقت میخواهی آدمها را تحریک کنی بروند جنگ یک جور حرف میزنی، یک وقتهایی دل نرم بشود آن لحن و آن خطاب خیلی تأثیر دارد. فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَيِّنًا فرمود با فرعون هم نرم حرف بزن، لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى شاید به خود بیاید. این نرم حرف زدن، خطاب زیبا کردن، بعد سوءتفاهمها زیاد نمیشود، سوءتفاهمها کم میشود.
حالا در این فراز، در حقیقت انسان را حضرت میخواهند به خودش معرفی کنند. یعنی به امام حسن دارد میگوید آقا تو کی هستی؟ به هر انسانی ازت میخواهم بگویم خودت را بشناس. ۵ ویژگی را دارد میگوید در مورد انسان:
۱- هدف خلقت انسان چیست؟
۲- ابدی بودن انسان.
۳- فانی بودن انسان در این دنیا.
۴- دنیاشناسی: مکان زندگی چهجور جایی هستیم؟ در این فراز میگویند.
۵- پنجم اینکه انسان طرِيدُ الْمَوْتِ است.
اما توضیح تفصیلی موارد فوق: ابتدا هدف خلقت. توجه دادن حضرت به غایت خلقت. غایت خلقت چیست؟ آخرت است. دنیا ته ماجرا نیست، دنیا مثل رحم است، یک ذره از این عالم وجود است. غایت خلقت آخرت است، نهایت خلقت دنیا نیست. قرآن هم همین را میفرماید: أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا فرمود شما فکر کردید ما شما را عبث آفریدیم؟ خدا حکیم است، کار عبث انجام نمیدهد. خب اگر غایت خلقت دنیا باشد، میشود عبث. آمدیم در این دنیا، این همه رنج، این همه غصه، بالا و پایین، و بعد میخواهیم نابود بشویم؟ یعنی چه؟ این چه کاری است؟ مثل اینکه اگر بنده یک خانه بسازم بعد خراب کنم، میگویند آقا حالت خوش است؟ مثلاً دیوانه شدی؟ خدای متعال حکیم است، محال است دنیا آخر خط باشد. دنیا آغاز است. بنابراین خلقت عبث نیست. خدای متعال فرمود: حَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا آیا فکر میکنید (حسبتم یعنی گمان باطل، خیال باطل) که ما شما را عبث آفریدیم؟ نمیشود بسازی و خراب کنی، بسازی و خراب کنی، بسازی و خراب کنی. میشود کار لغو و بیهوده و عبث. مثل اینکه بچه در رحم مادر باشد، بعد که میخواهد بیاید در این دنیا، بمیراندش. پس چرا اینجوری کردی؟ در رحم مادر بود، مقدمه این دنیا بود. حالا این دنیا هم مقدمه آن دنیا، عالم برزخ و بعد عوالم دیگر است. چون چرا میگوییم در رحم مادر بودن عبث نیست؟ چون مقدمه است. اگر خودش هدف بود و غایت بود، در رحم مادر بودن میشد عبث. کار عبث. پس بنابراین در دنیا بودن هم اگر مقدمه است، عبث نیست. برای آخرت آفریده شدیم، ما اینجا نمیمانیم.
من میخواهم باز مجدداً بگویم بحثهای اساسی و زیربنایی را با جوانانمان داشته باشیم. خواهش میکنم از نماز شروع نکنید، خواهش میکنم از حجاب شروع نکنید، از نجس و پاکی شروع نکنید. اگر از یک جایی شروع کردیم که او مشتاق نماز شد... درست است این دین، یک بعد عمل صالح، بعد ایمان. ایمان و عمل... ایمان خود به خود عمل صالح میآورد. پایههای دین را باید درست کرد. حداقل سؤال کنیم: بابا به نظرتان ما برای چه آفریده شدیم؟ جوابش را هم نگوییم، سؤال کنیم. بعد برای پیدا کردن جواب کمکش کنیم. اگر بحث هدف خلقت حل بشود، بقیه مباحث حل میشود.
و خدای متعال (عرض کردم) فرمود: أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا بعد فرمود: وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ فکر کردید برگردانده نمیشوید؟ در این دنیا میمانید؟ همه جبراً آورده شدیم، همه جبراً برگردانده میشویم. و در آیات مختلفی خدای متعال در قرآن فرموده برمیگردانند. چرا برمیگردانند؟ لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ بِالْقِسْطِ میخواهد جزا بدهد به مؤمنین، عادلانه جزا بدهد، کریمانه جزا بدهد. در آیات مختلف این مطلب تأکید شده که من وقت نمیگیرم.
حالا هدف خلقت چیست؟ قرآن میفرماید: رحمت است. سوره هود، آیه ۱۱۹: وَلَا يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ * إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَلِذَٰلِكَ خَلَقَهُمْ . خدا برای رحمت آفرید، منتها رحمتی انتخابی.
ببینید، اصل آفریده شدن برخورداری از رحمت خداست به صورت جبری. حالا میخواهیم از رحمت ابدی برخوردار باشیم، باید آن را انتخاب بکنیم. آیهاش این است، فرمود: وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ . خدای متعال فرمود رحمت همه چیز را در برگرفته، یعنی هر پدیدهای مظهر رحمت خداست. حالا اگر انسان میخواهد این رحمت برای او استمرار داشته باشد، باید تقوا داشته باشد، باید رحمت را بخواهد. انسان فرقش با دیگر موجودات این است که خدا به آنها میرسد دیگر، ولی تو باید بخواهی، طلب کنی و راهش را... بله، در معرض آن رحمت قرار بگیری. آن که کافر است میگوید نمیخواهم، آن که مؤمن است میگوید آن رحمت را میخواهم، من ابدیت را میخواهم. این فرقش هست. بنابراین رحمت جبری داریم، رحمت انتخابی داریم. رحمت جبری یعنی اینکه انسان متولد شد (با ما مشورت نکردند که ما را آوردند در دنیا)، این میشود جبری. این پدر، این مادر، این برادر، این خواهر، این عمو، همه جبری. اما رحمت انتخابی این است که میخواهی بهشتی بشوی، رحمت خاصه که تو باید بخواهی، نخواهی نمیشود. و ما باید خودمان را در معرض آن رحمت قرار بدهیم.
بنابراین تأکید باید بکنیم بر هدف خلقت. و این در سیره امیرالمؤمنین امری مستمر بوده. یعنی یک بار نمیگفتند این موضوع را. الان من از شما سؤال میکنم، چند درصد منبرهای ما تأکید بر هدف خلقت است؟ خیلی کم. خیلی تازه میگویم اگر بگویم یک دفعه میگویم. ولی دارد که امیرالمؤمنین پیوسته خودشان این مطلب را میگفتند. یعنی خطبه که میخواستند شروع بکنند، قبل از خطبه چند چیز را تکرار میکرد حضرت. یکیاش این است: فَمَا خُلِقَ امروا عبثا آدمی عبث آفریده نشده که به سرگرمی دنیا را بگذراند. وَلَا تتُرِكَ سدی فرمود آدمی بدون تکلیف نیست که زندگی را با لغو بگذراند. یک رابطه هم بین این دو تا هست. یعنی چه؟
یعنی اگر من باور کردم خلقت من هدفی دارد و من با پای خودم، با عملم باید به آن هدف دست پیدا کنم، با انتخاب خودم... خب حالا تصمیم گرفتیم، یک تکالیفی دارد. آقا میگویند میخواهی بروی بالای قله؟ میگوید بله. میخواهی بروی کشتیگیر باشی و مدال بگیری؟ میگوید بله. میگویند خب، پس حالا که خواستی، حالا باید این قواعد را رعایت کنی. نسبت بین هدف خلقت و تکلیف این است. یعنی آن تکلیف است که در واقع باید و نبایدها را مشخص میکند. اگر هدف داشته باشد، اگر نداشته باشد... نه،
شریعتی: هدف نداشته باشی که باری به هر جهت است دیگر.
حجت الاسلام نظافت: آفرین. لذا حضرت اول میفرماید: انسان مهمل و عبث آفریده نشد که بگذراند. بعد میفرماید: وَلَا تُرِكَ سُدًى . سُدًى یعنی بیتکلیف. و اشاره به آن آیه دارد. انسان... اینجا هم کلمه أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا... آنجا فرمود: أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا ، اینجا میفرماید انسان فکر میکند بدون تکلیف است. یعنی بدون تکلیف یعنی فکر میکند مثل گوسفندهای باغ است. گوسفندها تکلیف ندارند. من انسانم.
و لذا جشن تکلیف را میشود اسم دیگری روی آن گذاشت: جشن تشریف است. تشریفی است برای من، شرافت و کرامت و ارزش قائل شدن که من را داخل فرمان خدا کردند. به حیوانات که تکلیف نمیکنند. این من انسانم که مورد خطاب قرار میگیرم. بعد انسانهای مجنونها که تکلیف ندارند. در روایت داریم: این عقل است که خطاب پروردگار قرار میگیرد. خدا عقل آفرید، فرمود: أَقْبِلْ آمد. فرمود: أَدْبِرْ رفت. این دو تا.
بنابراین عبث نبودن مساوی است با سُدًی نبودن، مساوی است با بیتکلیف نبودن.
وقتی عبث نیستیم، هدف داریم. وقتی هدف داریم، برای رسیدن به هدف تکلیفهایی داریم. این را اگر فرزند ما پذیرفت، بعد نماز را میپذیرد، بعد حجاب را میپذیرد، و تکتک تکلیفها را میپذیرد و خودش عاشق این تکلیفها میشود. خودش میخواهد بفهمد اینها را. اگر کسی نخواهد مداوا بشود، داروهایی که دکتر تجویز میکند معنا دارد. دکتر نباید زحمت بدهد به خودش، وقتش هدر میرود. باید او را عاشق سلامت بکند. وقتی حب به سلامت پیدا کرد، بعد این دستورها و این تجهیزها معنا پیدا میکند. نه تنها معنا پیدا میکند، خودش طالب است. وقتی دکتر میرویم، دوست داریم دکتر هی دستور بدهد، حوصلهمان سر نمیرود. نه، اگر زود ویزیت کند، بخواهیم بیاییم بیرون، تازه ناراحت میشویم. الْمَرَضُ وَرَبُّ الْعَالَمِينَ الطَّبِيبُ ای مردم، شما مثل بیماران هستید، پروردگار مثل طبیب است. صَلَاحُ الْمَرِيضِ فِيمَا يَأْمُرُهُ بِهِ وَفِيمَا يَنْهَاهُ عَنْهُ صلاح بیماران در آن امری که طبیب میکند و در آن نهیای که میکند.
این هدف خلقت. یک جای دیگر هم در نهجالبلاغه است. این نامه ۳۱ ما داریم میخوانیم، در نامه ۴۵ هم هست که حضرت فرمود: فَمَا خُلِقْتُ لِيَشْغَلَنِي أَكْلُ الطَّيِّبَاتِ . آفریده نشدم تا خوردن مرا به خود مشغول کند. خوردن خوب است، ولی مشغول شدن ذهن به خوردن، این بد است. چون ما حیوان که نیستیم. حیوان خوردن ذهنش را مشغول میکند. بعد حضرت مثال به كَالْبَهِيمَةِ الْمَرْبُوطَةِ همها علفها مثل حیوانی که گوشه خانه بسته شده، همهاش علفها، هیچ غصهای ندارد جز علف. أَوِ الْمُرْسَلَةِ یا حیوانی که رهاست، شغلها، تقمها، شغلش هم این است که همش میگردد تا علفی پیدا کند، شکمش را از علف پر کند. وَطَلْحَوا بهمَا يُرَادُ بِهَا فرمود حیوان غافل است که چه نقشهای برایش کشیدند. علف میدهند، نمیداند میخواهند سرش را ببرند. تا آخرین لحظه هم نمیفهمد. حتی چاقو هم زیر گلوش بزنند، فکر میکند قلقلکش میدهند، متوجه نمیشود.
گفت آب طلب نکرده همیشه مُراد نیست
گاهی بهانهایست که قربانیات کند
أَوْ أُتْرِكْت سُدًى باز دوباره حضرت در این نامه هم فرمود من اینجوری مهمل رها نشدم. أَحْمِلُ عَابِسًا عبث و مهمل نیستم. أو أﺟﺮﱠ. ﺣﺒﻞ. اﻟﻀﻼﻟﺔ، أو أﻋﺘﺴﻒ ﻃﺮﯾﻖ اﻟﻤﺘﺎﻫﺔ اینجوری نیست که من بخواهم در این دنیا ریسمان گمراهی را بکشانم. بخواهم حیران و سرگردان باشم. بیهدفی یعنی حیران. حیران بودن همینه که سرشان آدمهای بیهدف شلوغ است. اگر درنگی بکنند، وحشت میکنند. منتها آنقدر موسیقی و سرصدا و برو و بیا و هیجان... فکر نمیکنند که آقا اینقدر میدوی، تهش چی؟ ترامپ؟ تهش چیست؟ آخرش تو فکر میکنی راضی میشوی؟ تو فکر میکنی آرامش پیدا میکنی؟ این را نمیفهمند، به این توجه ندارند. و دنیا دارد به این سمت میرود دیگر. و این غفلت است، در واقع یعنی دارند ما را غافل میکنند. بله، از هدف خلقت، از آخرت. و انسان را ساقط میکند تا حد حیوان. دنیا را میگویند یک طویله مدرن است و تو حیوانی. با زبان بیزبانی میگویند تو حیوانی. بنابراین خوردن هدف نیست، نه اینکه نخوریم.
امیرالمؤمنین توجه میدهند به هدف خلقت. و این مقایسه با حیوان خیلی کمک میکند به شناخت هدف خلقت. سبک بیان امیرالمؤمنین... ببینید مقایسه میکند، با مقایسه نفرت ایجاد میکند از زندگی حیوانی، بعد انسان به این هدف توجه میکند
. بنابراین کسی که هدف برتر ندارد، هدفش مطابق هدف خلقت نیست، تمام هموغمش میشود زندگی حیوانی و فکر میکند بدون تکلیف است. و نتیجه ش این میشود. بعد باز در خطبه میگوید... حضرت از این مدل خیلی استفاده میکنند. در خطبه ۱۷۵ فرمود: كَأَنَّكُمْ نَعَمٌ أَرَاحَ بِهَا سَائِمٌ إِلَى مَرْعًى وَبِيٍّ وَ مَشْرَبٍ دَوِيٍّ، وَ إِنَّمَا هِيَ كَالْمَعْلُوفَةِ لِلْمُدَى شما فکر کردید مثل حیوانات هستید، مثل شتری هستید که ساربان او را میبرد به سمت چراگاه. فرمود علف می دهند برای چاقوها. لَا تَعْرِفُ مَاذَا يُرَادُ بِهَا فرمود حیوان نمیفهمد چه نقشهای برایش کشیدند. تو نباید اینجوری باشی، تو باید بدانی کجا داری میروی، بدانی آخرش مرگ است. إِذَا أُحْسِنَ إِلَيْهَا فرمود حیوان وقتی به او علف میدهند، فکر میکند همه روزگار اینجوری است دیگر؟ همه روزگار اینجوری نیست. تو این دنیا فراز و فرود دارد.
باز این مدل را در نامه ۴۵ حضرت فرمود: آیا حیوان شکمش را که پر میکند، بعد میخوابد؟ گوسفند سیر میشود از علف، آرام میگیرد. آیا علی هم همینجوری باشد؟ وَ يَأْكُلُ عَلِيٌّ مِنْ زَادِهِ فَيَهْجَعَ؟ قَرَّتْ إِذاً عَيْنُهُ إِذَا اقْتَدَى بَعْدَ السِّنِينَ الْمُتَطَاوِلَةِ بِالْبَهِيمَةِ الْهَامِلَةِ وَ السَّائِمَةِ الْمَرْعِيَّةِ. علی هم از ذات و توشهاش بخورد و آرام بگیرد؟ غُرَّتًا علی میگوید حضرت خیلی قشنگ فرمود: اگر فرزند علی چنین باشد، چشمش روشن بعد از این همه سالها اقتدا کرد به حیوان. یعنی میگوید آقا کسانی که هدف برتر ندارند، اینها حواسشان نیست دارند به حیوانات اقتدا میکنند و اصلاً نمیتوانند هم به حیوان برسند. اقتدا میکنند ولی نمیرسند. چرا؟ چون حیوانات غم ندارند جز علف. آره دیگر، غصه شکمشان است دیگر. و لذا آنها خیلی خوشند و انسان نمیتواند خوش باشد.
خب، حضرت فرمود: تو برای آخرت آفریده شدی، نه برای دنیا. حالا فرمود دوم: وللفناء لاللبِقَاءً غایت این دنیا فنا است. یعنی از این دنیا میروی، غایت بقا نیست، در دنیا کسی باقی نمیماند. بعد فرمود: وَالْمَوْتَ لَا لِلْحَيَاةِ . این موت اشاره به همان فنا است. آن حیات هم یعنی برای بقا نیستی.
مورد چهارم و اعلم أنّک إنّما خلقت للاخرة لا للدّنیا، و للفناء لا للبقاء، و للموت لا للحیاة، و أنّک فی منزل قلعة، و دار بلغة گفتند منزلی که مالکش کسی نیست. میگویند بلغه منزلی که مشخص نیست چه هنگام از آنجا کوچش میدهند. دقت میکنید، ما مالک نیستیم، ما امانتداریم. پس دل نبندیم، خود را آماده کنیم برای رفتن. یعنی حضرت دارند دنیاشناسی هم میگویند. فرمود اینجا قلعه هست، اینجا جای ماندن نیست، اینجا باید دل بکنی. دنیاشناسی از معارف پایهای است که فرمود: خدا رحمت کند کسی را که بداند از کجاست و در کجاست و به کجا میرود. این «در کجا بودن» بسیار اهمیت دارد.
بعد فرمود: دَارُ بَلَاغٍ یعنی چی؟ یعنی دنیا دار بلاغ است. بلاغ یعنی چی؟ یعنی رسیدن. یعنی از نظر مادی به اندازهای که زمینگیر نشدی تضمین شده. بنزین هست، اگر قرار باشد باشی تضمین شده. اما آخرت تضمین نشده. زاد و توشه آخرت را خودت باید برداری، خودت باید زاد برداری که خودت را برسانی.
در خطبه ۴۵ حضرت فرمود: وَالدُّنْيَا لَهَا الْفَنَاءُ داری است که مقدر شده برایش فنا، و لَهَا الْجَلَاءُ جلا یعنی کوچ کردن، هجرت کردن، رفتن. بعد فرمود: کوچ کنید با بهترین زاد و توشه از این عالم. فَارْتَحِلُوا بِأَحْسَنِ مَا بِحَضْرَتِكُمْ مِنَ الزَّادِ . وَلَا تَسْأَلُوا فَوْقَ الْكَفَافِ انتظار بیشتر از کفاف نداشته باشید. نیامدی که روی هم جمع کنی، بگذاری بری. انتظارت این باشد که به مقصد برسیم، محتاج دیگران نشی، دستت دراز نشود. این حداقل را خدا برآورده میکند. حالا اگر دستت بیشتر باز شد که سفره بیندازی، این را هم از خدا بخواهید، نداره؟ آن هم باز میشود. کفاف اگر بخواهی، نخواهی حرص بزنی و روی هم جمع کنی، دوست داری سفره بیندازی، دوست داری گرهگشا بشوی.
بعد فرمود: وَلَا تَطْلُبُوا مِنْهَا أَكْثَرَ مِنَ الْبَلَاغِ دنیا دارد بلاغش را، فرمود بیشتر از بلاغ نخواهید. بلاغ یک تعبیر، کفاف یک تعبیر. کفاف یعنی آن حداقلی که کفّه یدک عن السوال... روزگار بگذرد. کفاف یعنی آن حداقلی که باز میدارد که تو محتاج به گدایی بیفتی. بلاغ هم یعنی مثل بنزین که تو را به مقصد برساند.
بعد فرمود: وَطَرِيقُ الی الاخره دنیا راهش راهی است به سوی آخرت. مهم رفتن با دست پر است، با تَزَوُّدٍ. دنیا راه است و ما مسافر، دنیا راه است و ما سالک. با هر نفس داریم میرویم، نمیشود بایستیم، نمیشود... زمان
شریعتی: چقدر... این درنگها برای زندگی ما لازم است، یعنی ما را تنظیممان میکند این درنگها. که تو بدانی برای این دنیا خلق نشدی، برای آخرت خلق شدیم که به قدر کفاف از دنیا توقع داشته باشیم.
حجت الاسلام نظافت: بسیاری از آدمها هدف را گم کردند، راه را گم کردند. و همین نگاه که ما را اصلاح میکند، دنیا بنبست نیست. حتی شهرت را میتوان برد؟ حتی شهرت بدتر میشود. یعنی چی؟ در شعبانیه آمده بود که لَا تَفْضَحْنِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى رُءُوسِ الْأَشْهَادِ روز قیامت من مفتضح نشوم، چون باطنم را نشان میدهد. پس این شهرت آنجا به درد نمیخورد. این ثروت که نمیتوانی ببری که؟ با حسرت از این دنیا...
شریعتی: یعنی یک وقتهایی احساس میکنم باید بشینیم با خودمان در خلوتای فکر کنیم: آخرش که چی؟
حجت الاسلام نظافت: این سؤال خیلی خوبی است و همین سؤال از دیگران: آخرش کجا داری میروی؟ که در قرآن داریم.
بنابراین در این فراز هدف خلقت را فرمودند، اینکه آقا ماندنی نیستی فرمودند، و دنیاشناسی هم فرمودند. و بخش مهمی از نهجالبلاغه دنیاشناسی است که حالا دنیای ممدوح داریم، دنیای مذموم داریم. دنیای ممدوح وقتی است که ما مواجهه مثبتی با این دنیا داشته باشیم، این ممدوح میشود. مذموم وقتی است که مواجهه بدی داشته باشیم.
حالا اینجا اگر به نورافکن نگاه کنیم، کور میشویم، چشمهایمان ضعیف میشود. اما با نورافکن میشود دید. مواجههها غلط است... دنیا وسیله نگاه کردن به آن نیست، وسیله دیدن با آن است. و لذا اگر کسی مواجههاش درست باشد، دیگر حق ندارد دنیا را مذمت بکند، چون خدا چیز مذموم نیافریده.
شریعتی: همان تعبیر سیدالشهدا عَلَيْهِ السَّلَامُ که دنیا یک پل است که باید برای آن ایستاد، جای ایستادن نیست.
حجت الاسلام نظافت: چند ویژگی برای دنیا گفته شده:
۱- گذرگاه. نهجالبلاغه فرمود: أَيُّهَا النَّاسُ، الدُّنْيَا دَارُ مَجَازٍ دار مجاز. مجاز یعنی محل عبور کردن، نه مجازی که ما میگوییم، آن هم ارتباط دارد. توضیحش دیگر وقت میگیرد. یک جایی فرمود: مَمَرٌّ است و الْآخِرَةُ دَارُ قَرَارٍ آخرت قرارگاه است. خذو من ممرکم الی المقر از اینجا توشه بردار، از اینجا توشه بردار. و لذا مؤمنین پرکارترین آدمها هستند. و این حرفهایی که میزنند معنایش این نیست که دیگر ما ثروت تولید نکنیم، دنبال کارخانه و معدن و کشاورزی نرویم. نه، میخواهیم زود برداریم با حرص، نگفتند دنبال تولید ثروت و تولید قدرت نرو. با حِرْص نرو. برایت مهم نباشد. یعنی به هدف زاد و توشه آخرت برو. اتفاقاً اگر نروی، گوشت را میگیرند به یک نحوی. انسان باید زاد و توشه کند، بردارد دیگر. زاد و توشه جمع کند. خُذْوا فرمود: برگیرید از این گذرگاه برای آن قرارگاه. آن بزرگ که میفرمود زهد اسلامی، زهد اخذ است، اخذ بهره برداشتن. نه زهد مسیحی که زهد عبارت است اینکه فرمودید از این گذرگاه برای قرارگاه.
بعد فرمود: أَخْرِجُوا مِنَ الدُّنْيَا قُلُوبَكُمْ از دنیا دلهایتان را بفرستید بیرون قبل از اینکه بدنهایتان خارج شود. امیرالمؤمنین بیل میزد در نخلستان، ولی دلش در بهشت بود. فرمود: من دلم در بهشت است. وقتی آدم دلش در بهشت باشد، همه کارهای او (چه مادی، چه معنوی) بهشت میشود. فرمود: در این دنیا آزموده شدید برای غیر این دنیا. آفریده شدید. آدمی وقتی میمیرد، مردم میگویند: از او چه باقی ماند؟ دیدید در مجالس ترحیم میگویند آن دامادش است، آن پسرش است، پچپچ میکنند: یک کارخانه از او باقی مانده. از این حرفها میزنند. مردم میگویند: ما ترک، از او چه باقی ماند؟ قالت الملائکه: ما قدمک؟ چی فرستاد جلو؟ جلو برای خودش فرستاده. بعد حضرت: بعضی را که بفرستیم، همه را نگذارید اینجا. بعضیاش را بفرستید برای آنجا. یکن لَكُمْ قَرْضًا لَا تَخْلُفُونَ کلاً همه را باقی نگذارید که به ضررتان میشود، اذیت میشوید.
این یک تعبیر که دنیا گذرگاه است.
دوم: دنیا دار تَزَوُّدٍ است، جای زاد برداشتن است. که فرمود: دنیا نهایت برد دید آدم کور دل است. بَصِيرٌ زاد برمیدارد. كُور دل برای دنیا زاد برمیدارد. فرمود همه زاد برمیدارند. کسانی که بَصَائِرُ دارند، برای آن عالم زاد برمیدارند. کسانی که کورند، آنها زاد برمیدارند برای اینجا بگذارند و بروند.این تعبیر دوم.
سوم: دنیا مِزْمَار است. مزمار یعنی چه؟ این خطبه ۲۸ یعنی باشگاه روحسازی. مثل بچهها که میروند، جوانان میروند باشگاه، آنها بدنسازی میکنند. اینجا روحسازی باید بکنیم. خب آنها از این زحمت و رنج ناراحت نمیشوند. اگر بدانیم دنیا آمدهایم ساخته بشویم، بلاها برایمان شیرین میشود. ببین مؤمن را، چقدر با نگرشهای قشنگ آماده میکنند که در کارش به خودکشی کشیده نمیشود، کارش به افسردگی کشیده نمیشود. روی تخت بیمارستان، جیبش بیپول است، غریب و تنهاست، اما افسردگی ندارد. چرا؟ چون همین نگرشها به او کمک میکند. این نگرشها درمان میکند افسردگی را، مقاومت نداشتن را. میگوید آمدهام ساخته بشوم، موقت زندگی میکنم. نحوه مواجههمان اینجوری متفاوت میشود. فرمود: أَلَا وَ إِنَّ الْيَوْمَ الْمِضْمَارَ وَ غَداً السِّبَاقَ وَ السَّبَقَةُ الْجَنَّةُ امروز روز مسابقه است، فردا قرار است از هم جلو بزنیم و سبقت بگیریم. السَّبْقَةُ الْجَنَّةُ جایزه بهشت است. وَالْغَايَةُ النَّارُ اگر کسی به آن بهشت نرسد، غایت جهنم است. وقت داریم؟
شریعتی:
یک مورد دیگر هم بفرمایید که مشرف بشویم به ساحت قرآن.
حجت الاسلام نظافت:
ادامهاش را بعد از قرآن... در یک عبارتی حضرت در مورد دنیا فرمود: این دنیا مَنْ أَبْصَرَ بِهَا بَصَّرَتْهُ هر کس به وسیله دنیا نگاه کند، دنیا او را بینا میکند. وَمَنْ أَبْصَرَ إِلَيْهَا أَعْمَتْهُ هر کس به دنیا نگاه کند، دنیا او را کور میکند. در خطبه ۸۲ این مواردی بود که در نهجالبلاغه در مورد دنیا بیان شده.
مورد آخرم این است که فرمود: وَأَنَّكَ طَرِيدُ الْمَوْتِ . طرید الموت یعنی چی؟ یعنی مرگ دارد دنبالت میدود، مرگ دارد تو را هل میدهد، مرگ دارد تو را تعقیب میکند. مثل یک عقاب بالای سرت است، هر موقع خدا فرمان دهد، یقهات را میگیرد. انسان رانده شده مرگ است، یعنی مرگ دنبال اوست، مرگ روزی او را میگیرد. فرار از مرگ سودی ندارد: قُلْ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْفِرَارُ إِنْ فَرَرْتُمْ اگر فرار کنید، فرار سودی ندارد. مِنَ الْمَوْتِ أَوِ الْقَتْلِ وَإِذًا لَا تُمَتَّعُونَ إِلَّا قَلِيلًا . بعد فرمود: حالا اگر یک کسی بگوید من نمیترسم و میخواهم بروم سراغ مرگ، فرمود: مرگ هم نمیترسد. تو چه فرار بکنی فایدهای ندارد، چه به سراغش بروی باز هم فایدهای ندارد. آن کار خودش را انجام میدهد. وَلَا يَفُوتُ . طالب مرگ هم باشد، باز هم مرگ او را میگیرد. مرگ از انسان ترسی ندارد. این مطلب «طَرِيدُ الْمَوْتِ» در نامه ۲۷ آمده.
من بگویم عرضم تمام: فرمود: وَأَنْتُمْ طَرِدُاء الْمَوْتِ رانده شده مرگ هستید. اگر بایستید، شما را مرگ میگیرد، اگر فرار کنید باز هم شما را میگیرد. وَهُوَ أَلْزَمُ لَكُمْ مرگ با شما ملازمتر است از سایهتان. کسی از سایهاش میتواند جدا بشود؟ نمیتواند جدا بشود. بعد فرمود: مرگ گره خورده با پیشانی شما. خوش به حال کسانی که مسئله مرگ را برای خودشان حل میکنند و خودشان را آماده مرگ میکنند و نه تنها نمیترسند، بلکه با آن آمادگی مهیا کردن،
حجت الاسلام نظافت: بله، که حضرت فرمود: تَجَهَّزُوا رَحِمَكُمُ اللَّهُ اگر این زاد و توشه را داشته باشیم و پیشپیش فرستاده باشیم، به نظرم میرسیم به آنجایی که گفت:
مرگ اگر مرد است گو نزد من آی
تا در آغوشش بگیرم تنگتنگ
شریعتی:
خیلی ممنون، متشکرم. آیات را بشنویم. ما در «قهرمانان توحید» این هفته که حضرت بهشتی (خیلی ممنونم) قصه جناب اسبق بن نباته را که از یاران وفادار امیرالمؤمنین بود، مرور خواهیم کرد و با زندگی او آشنا خواهیم شد. و در ایام ماه مبارک رمضان همین نکته را بگویم: حوالی ساعت ۱۱:۴۵ دقیقه انشاالله کوتاهتر خدمتتان خواهیم رسید و به شما سلام خواهیم کرد. مثلاً فردا که روز اول ماه مبارک است، حوالی ۱۱:۴۵ دقیقه با حضور حاج آقای عاملی مهمان خانههای نورانی شما خواهیم بود. انشاالله ماه رمضان متفاوتی را همهمان تجربه بکنیم.
آیات را بشنویم. بعد از تلاوت آیات، انشاالله با احترام همراه شما هستیم، در کنار شما. بفرمایید، خواهش میکنم.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ
صفحه116 قران کریم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِ مُحَمَّدٍ
شریعتی:
سلام میکنم به حضرت خورشید هشتم، حضرت شمس الشموس. و این دعایی که حضرت به جناب اباصلت تعلیم فرمودند که اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَكُنْ غَفَرْتَ لَنَا فِيمَا مَضَى مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِيمَا بَقِيَ مِنْهُ . انشاالله ساعتهای باقیمانده ماه شعبان استفاده بکنیم برای استغفار، برای طهارت. شستشوی کن و آنگه به خرابات خراب. خیلیها هم اول ماهشان را و شب اول ماه را با صدقه آغاز میکنند، با قربانی اول ماه. دوستان ما در کنار شما هستند، خیلیها همراه شدند. با توجه به اینکه هم در ماه مبارک رمضان هستیم و هم قرار است این صدقات شما و هدایای شما توزیع بشود، و هم در آستانه سال جدید هستیم، یک همت مضاعفی میطلبد که انشاالله در کنار ما باشید. دوستان زیرنویس میکنند نحوه مشارکت را. به کانال میتوانید مراجعه بکنید و یا اگر به هر دلیلی موفق نشدید، عدد ۱۴ را به 20000303 پیامک بکنید، نحوه مشارکت برای شما ارسال خواهد شد. انشاالله خداوند به بهترین وجه از همهتان قبول بکند.
نکته پایانی... انشاالله دعا بفرمایید.
حجت الاسلام نظافت: خدایا، این رمضان را بهترین رمضان عمر ما قرار بده. الهی آمین. توفیق استفاده حداکثری را به همه ما کرامت بفرما. الهی آمین. دعاهای امام زمان را در این ماه در حق رهبرمان، کشورمان، جوانانمان، همه التماس دعاگویان، آنهایی که همسر ندارند، آنهایی که مسکن ندارند، آنهایی که بدهکارند، آنهایی که بیمار دارند، حوائج را در حق همه مستجاب بگردان. الهی آمین.
شریعتی: انشاالله ما را دعا کنید. حاج آقا در ایام ماه مبارک رمضان در حرم حضرت علی بن موسی الرضا الحمدلله خوشروزی هستید، خوشتوفیق هستید. و همه زائران و مجاوران حضرت حتماً برای ما دعا بکنند، برای همه مردم عزیز و نازنین ایران سربلند اسلامی. در پناه خدا باشید.
آخرین روزی است که مناجات شعبانیه را تقدیم نگاه پرمهر شما و لحظات نورانی شما میکنیم. با هم بشنویم و انشاالله سحر با ماه من، مهمان لحظات ناب و نورانی شما خواهیم بود. در پناه خداوند بزرگ و مهربان باشید. تا سلامی دوباره و دیداری دوباره.