اپلیکیشن شبکه سه
دریافت نسخه اندروید

1404-11-26-حجت الاسلام رفیعی- شرح دعای بیستم صحیفه سجادیه ( تضرع و حاجت خواستن از خداوند )

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ و به نَسْتَعِينُ، إِنَّهُ خَيْرُ نَاصِرٍ وَمُعِينٍ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ. سلام که نام زیبای خداوند متعال است، تقدیم به محضر همه شما شنوندگان و بینندگان، کوچک‌ترها و بزرگ‌ترها، عزیزانی که همراهی می‌فرمایید، آقایان، بانوان. و خیلی خدا را شاکرم از اینکه در یک روز دیگر از روزهای پایانی ماه شعبان المُعَظَّم، در حالی که داریم بهمن را هم آرام‌آرام بدرقه می‌کنیم که برود، خدمت شما رسیدیم

معرفی برنامه

خب، یکشنبه‌ها ما مدت‌های زیادی است یک توفیقی پیدا کردیم بشینیم سر سفره معنوی آقایمان امام سجاد سَلَامُ اللَّهِ وَصَلَوَاتُهُ عَلَيْهِ با شرح و توضیح دعای «مکارم الاخلاق» که زحمت این قصه به عهده حاج آقای رفیعی است و فوق‌العاده نکات کاربردی دارد این دعا که حالا با بیان آقای رفیعی شیرین‌تر و جذاب‌تر هم می‌شود. دعوت می‌کنم بفرمایید همراهی کنید، ببینیم خدا در ادامه برای ما چه می‌پسندد. بِسْمِ اللَّهِ. آقا سلام علیکم، ارادت داری

حجت الاسلام رفیعی: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ. عرض سلام خدمت جنابعالی. علیکم السلام. و همه بینندگان عزیز. عرض تبریک پیشاپیش ماه مبارک رمضان که چند روزی نمانده و تذکر این نکته که انشاالله از باقیمانده ماه شعبان استفاده کنیم. علی بن موسی الرضا عَلَيْهِ السَّلَامُ فرمودند: در باقیمانده ماه شعبان بگویید:   اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَكُنْ قَدْ غَفَرْتَ لَنَا فِيمَا مَضَى مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِيمَا بَقِيَ مِنْهُ  . حالا فارسی‌اش هم عزیزان بگویند: خدایا اگر در گذشته از ماه شعبان ما را نیامرزیدی، در باقی‌مانده ما را ببخش و بیامرز.

نبی مکرم اسلام در آستانه ماه رمضان و همین روزهای پایانی ماه شعبان خطبه‌ای را خواندند که باز جالب است، ناقل آن خطبه هم امام رضا عَلَيْهِ السَّلَامُ است. فرمودند پیامبر تذکرات زیادی دادند راجع به ماه مبارک رمضان که موضوع بحث من نیست، ولی دو سه‌تاش را فقط اشاره می‌کنم که مهم است. یکی تذکر به همدلی و رسیدگی به فقرا. خیلی فرمودند که یادآوری کنید این تشنگی و گرسنگی را و به یاد فقرا و مستمندان باشید. و فرمودند به رحم و فامیل خیلی برسید، بله، و رسیدگی کنید. و نکته دیگر که این هم گاهی در ماه رمضان به خاطر گرسنگی و سختی کار ممکن است خودش را نشان بدهد، فرمودند خوش‌اخلاق باشید. ماه رمضان اگر کسی خوش‌اخلاقی کند (البته خوش‌اخلاقی همیشه خوب است)، بله، ولی در این ماه اگر کسی خوش‌اخلاقی کند، فرمودند پرونده او روز قیامت پُرمَیْزَان می‌شود. قرآن هم داریم دیگر:   فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ   ثقل میزان خوب است بله. حسن خلق در این ماه فرمودند که پرونده را سنگین می‌کند. و سفارشات زیادی حضرت داشتند، اما طبعاً کارشناسان هم احتمالاً می‌پردازند به آن.

این نکته خیلی مهم است که در میان این سفارش‌ها که حضرت همدلی، صله رحم، خوش‌اخلاقی، اهمیت قرآن، همه این‌ها را که فرمودند، امیرالمؤمنین سؤال کردند در آن جلسه: یا رسول الله،   أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِي هَذَا الشَّهْرِ مَا هُوَ؟   سوال دیگر بله. ماه رمضان افضل اعمال چیست؟ بهترین کار، بهترین کار چیست؟ خب جالب است، در میان همه این اعمالی که فضیلت دارد (یک ختم قرآن است، یک آیه خواندن)، فرمودند:   الْوَرَعُ   یعنی ترک گناه. این که انسان خویشتن‌داری کند، ترمز زبان را در این ماه آدم بکشد، ترمز چشم و گوشش را بکشد، هرچی نبینند، هرچی نگویند، تمرینی می‌شود برای ماه‌های آینده. خیلی عجیب است این جمله که فرمودند: «افضل الاعمال»، بالاترین عمل در این ماه، این ورع است. که حالا ورع یک درجه بالاتر از تقواست، یعنی در واقع مدیریت قلب و اعضا و جوارح. من بتوانم فکرم، قلبم، اعضام را مدیریت کنم.

بله، و آن جمله معروفی که به هر حال این هم خیلی جالب است که وقتی فرمودند که علی جان می‌دانی در این ماه تو شهید می‌شوی، خون سرت محاسنت را خضاب می‌کند، امیرالمؤمنین خیلی عادی، خیلی عادی پرسیدند که یا رسول الله،   أَفِي سَلَامَةٍ مِنْ دِينِي؟   وقتی این اتفاق برایم می‌افتد، دینم سالم است؟ یعنی با سلامت دین از دنیا می‌روم، شهید می‌شوم؟ پیغمبر فرمود: بله. این همان دعایی که حضرت یوسف هم در قرآن نقل کرده، دعا می‌کرد:   تَوَفَّنِي مُسْلِمًا   مرا مسلمان بمیران.

به هر حال انشاالله که خدا همه‌مان را بخشیده باشد. الهی آمین. اگر روزی هم فرصتی از دست رفته، هنوز فرصت هست. هم صلوات، هم مناجات شعبانیه، هم تسبیحات اربعه   سُبْحَانَ اللَّهِ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ   که در این ماه وارد شده. و انشاالله آن‌هایی که توان دارند و زمینه دارند، روزها هم خوب است، روزه، روزه مستحبی. که حالا ماه رمضان که فرض است، واجب است گردن ماست، باید بگیریم. ولی پیغمبر فرمود: مرا در این ماه یاری کنید. خود پیغمبر هم در این ماه   يَجْتَهِدُ فِي صِيَامِهِ وَقِيَامِهِ  . من در خدمت شما هستم.

ملایی:
متشکرم. خیلی ممنونم. خدمت از ماست. من از فرمایش شما آن اتفاقاً آن جمله را وا بگیرم. یک نکته یادآوری بکنم. خیلی علاقه‌مندم اگر شما هم مطلبی می‌خواهید تکمیل بکنید، اشاره بفرمایید.

حاج آقای رفیعی اول بحثشان اشاره فرمودند به همدلی و اشاره فرمودند به اینکه هوای هم را داشته باشیم و از اقربا و از نزدیکان اتفاقاً سفارش شده شروع کنیم. خب، خیلی سال است که پیش‌قدم در امور خیر مقام معظم رهبری هستند. در مواسات، در همدلی و در یاری رساندن به همدیگر. نشان به آن نشان که تا حالا چهار دوره پویش «ایران همدل» برگزار شده، پنجمین دوره‌اش یا پنجمین شماره پویش «ایران همدل» الان دارد برگزار می‌شود که اطلاعات جزئیات درباره آن در کانال‌ها و سایت‌های مربوط به دفتر مقام معظم رهبری از جمله khamenei.ir موجود است، می‌توانید بروید مراجعه بکنید. و این‌ها نکته جالبش این است... همین را من گفتم و به زیرنویس‌ها دقت بفرمایید. بقیه‌اش با حاج آقا عرض می‌کنم که فقط همین نیست که مثلاً آقای دکتر رفیعی شما ۱۰۰ هزار تومان واریز کن به حساب، نه. ممکن است شما یک مغازه‌ای دارید، در این ایام می‌توانید جنس‌تان را با تخفیف بیشتری بدهید، می‌توانید نسیه بدهید. مثلاً دیگری کار دیگری، خدماتی می‌کند. جاروبرقی من اگر با ۵۰۰ هزار تومان تعمیر می‌شود، بکند بگوید ۵۰ هزار تومانش به خاطر ماه رمضان مثلاً تخفیف. حالا نظر شما را بدانیم و برویم سراغ بخش شما.

حجت الاسلام رفیعی: چون به این موضوع از دو جهت اشاره کردید، من واقعاً یک جذابش را نمی‌خواستم بگویم، ولی چون شما گفتید می‌گویم. اشاره کردید به رهبر معظم انقلاب. می‌دانید که ایشان در سراسر کشور عزیزانی به علاقه‌ای که به ایشان دارند و واقعاً این علاقه بعضی اوقات عجیب است. مثلاً طرف آمده پیش من می‌گوید: شما خدمت آقا می‌رسید؟ می‌گویم که خب سخنرانی می‌رویم، ما گاهی. می‌گوید: می‌شود خانه‌ام را بفروشم مثلاً بدهم به ایشان، ایشان برای جاهایی که می‌خواهند استفاده کنند، خودم بروم مستأجری. می‌گویم: ببین من این را به آقا نمی‌گویم، ولی اگر هم بگویم ایشان هیچ‌وقت به این امر راضی نیست. خب بعضی عزیزان این نذوراتی که دارند، علاقه‌ای که دارند، این‌ها گاهی تقدیم می‌کنند. دفتر رهبری منهای خمس و مسائل وجوهات که آن‌ها حساب خودش را دارد. خب ایشان هم همان‌طور که شما اشاره کردید پیش‌گام در خدمت به در واقع مستمندان و فقرا هستند. حالا مواردی است که شاید من اجازه گفتنش را نداشته باشم، ولی واقعاً مکرر دیدم افرادی که از این طریق خاموش، اصلاً هیچ اعلامی هم نمی‌شود، طرف می‌گوید آمدند مثلاً در خانه ما، من آقا فرض کنید این بن لباس را شما بگیرید بروید، فرض کنید فلان جا لباس. می‌گوییم این چیست؟ می‌گویند هدیه‌ای است که از دفتر مقام معظم رهبری. و چقدر خوب است که این پشت این جریان همدلی شما فرمودید که اسم ایشان هست.

این یک نکته. دوم: ببینید این یک وظیفه همگانی است در همه سال. منتها انسان مؤمن باید یک زرنگی هم داشته باشد دیگر. بله، فرق می‌کند که جایی که می‌داند همین کار ضریب می‌خورد، آن موقع برود دنبالش. خب ما الان هم قرآن می‌خوانیم، بله، ولی هفته دیگر یک آیه من اینجا بخوانم می‌شود یک ختم قرآن؟ پس آنجا باید بیشتر توجه کنم. انفاق الان هم انجام بدهید، ولی در ماه رمضان این انفاق چندین برابر می‌شود.

و نکته‌ای که شما اشاره کردید، من یاد شهید رئیسی افتادم. ایشان وقتی آمدند استان قدس، خب می‌دانید سیل تقاضا برای خادمی امام رضا همیشه هست. حتی این آمار گاهی چند صد هزار می‌رسد: پزشک، روحانی، عالم، مرجع تقلید که آقا دوست دارند خادم بشوند. ایشان گفت که آقا خادمی امام رضا که فقط این نیست که کسی بایستد آنجا کنار حرم، زائر را در رفت و آمد مثلاً مدیریت کند. آقا شما پزشکید، بیا دو روز بیا مشهد، در دارالشفا بنشین، به عنوان خادم امام رضا بیماران را مداوا کن. جالب است به خود من ایشان گفت. به خود من گفت. گفتم: حاج آقا من هم دوست دارم. گفت: مگر شما منبری نیستید، سخنران نیستید؟ خب بیا در این رواق برو منبر، این سخنرانی شب مثلاً بیست و یکم شما یا مناسبت. یک فکر می‌کنید کمتر از ایستادن آنجاست؟ شما بیا از این در واقع خادمی در مسیر سخنرانی، در مشهد، در پروژه‌ای بیا کمک کن. و همین‌طور که شما اشاره کردید، الان این طرح ویلچر که دیدید از جلوی حرم خیلی هم گسترده است، خیلی هم خوشحالند مردم. طرف از مثلاً فرض بکنید که شیراز آمده، ماهی یک بار عشقش این است خدمت امام رضاست. بعد خیلی از این‌ها تحصیل‌کرده، خیلی از این‌ها در رشته‌های خودشان در شهر خودشان برای خودشان جایگاهی دارند، اما می‌آید ویلچر می‌برد، یک ظاهر را می‌برد، لذت هم می‌برد.

خیلی نکته خوبی است. من خواهشم این است عزیزان بیننده، این همدلی و انفاق را فقط مالی نکنید. همان‌طور که شما اشاره کردید، ممکن است یک روز دو روز یک مطبی بگوید آقا من بیمارانم را مجانی مداوا می‌کنم. یا یک کاسبی بگوید من ارزان‌تر می‌دهم. یا یک راننده تاکسی بگوید مثلاً من به عشق امیرالمؤمنین یک روز مثلاً صلواتی یا کمتر. خیلی اهمیت دارد.

ببینید عزیزان بیننده، از هر قشری که هستید، یک کاری کنیم که ماه رمضان در ذائقه مردم شیرین بیاید. بگویند چه ماه خوبی است، همه خوش‌اخلاقند، همه کمتر از هم می‌گیرند، به هم می‌رسند، در خانه هم غذا می‌برند. این خیلی نکته مهمی است. و من یک روایتی دیدم، الان نقل به معنا می‌کنم. بله، و آن روایت این است که امیرالمؤمنین شب‌های ماه رمضان گوشت می‌پختند، در ظرف می‌کردند، می‌بردند در خانه فقرا، می‌ایستادند، آن خانواده فقیر این گوشت را میل می‌کردند و خود حضرت نمی‌خوردند، چون حضرت می‌دانید خیلی با غذاهای این‌طوری میانه‌ای نداشتند. و بعد از این‌که سیر شدند... من می‌دهم این روایت را به دوستان شما در کانال، خیلی متشکرم. چون خیلی مهم است. بعد از این‌که سیر می‌شدند، فارغ می‌شدند از غذا، آقا آن‌ها را موعظه می‌کردند. چه واعظ خوبی!

غذا تهیه می‌کردند، می‌پختند، در خانه فقیر می‌بردند، می‌ایستادند او میل کند و بعد نکته‌ای را به او موعظه می‌کردند. آخه ما حضرت امیر را بیشتر به نان بردن می‌شناسیم، بله، در خانه فقرا نان و خرما. اما این در روایت دارد انشاالله این اتفاق در ماه رمضان می‌افتد. و چقدر زیباست که همه اقشار، آقا خیاط است، بله، آقا مثلاً فرض بکنید که کارش پروژه‌های ساختمانی است، بگوید من به خاطر ماه رمضان یک تخفیفی می‌زنم که این در واقع مردم انتظار ماه رمضان را بکشند، بگویند کی می‌آید آن ماهی که هر کجا می‌رویم همه مهربانند، ماه مهربانی است. ماه مهربانی است. اتفاقاً در این خطبه شعبانیه پیامبر که حالا بگذارند دوستان یک تیکش را در کانال، تأکید عمده تأکید در این روایت بر مهربانی است، بر همدلی است، بر به هم رسیدن است.

ملایی:
بسیار در خدمت شما هستیم. خیلی ممنونم حاج آقای رفیعی. دیگر حالا این مقدمه باعث شد که چند دقیقه از وقت بحث حضرت در خدمتیم. دعای مکارم الاخلاق.

حجت الاسلام رفیعی:
بله، در دعای مکارم الاخلاق در یک فرازی، امام سه تا مطلب را به خدا عرض می‌کند. من این سه مطلب را هم باید بگویم، هم یک حاشیه‌ای بزنم که آن روشن بشود. آن سه مطلب این است:

  اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي اصول إِلَيْكَ عِنْدَ الضَّرُورَةِ   خدایا به من توفیق بده اگر در زندگی‌ام یک ضرورتی پیش آمد (ضرورت یعنی یک کار سختی است، کار مشکلی، اتفاقی پیش آمد مثلاً مریض شدم) فقط به خودت رو بندازم.   أَرْغَبُ إِلَيْكَ   یعنی به تو وصل بشوم.
۲:   وَأَسْأَلُكَ عِنْدَ الْحَاجَةِ   یک کاری کن که اگر نیازی در زندگی من پیش آمد، من فقط از تو بخواهم.
سه:   وَأَتَضَرَّعُ إِلَيْكَ عِنْدَ الْمَسْكَنَةِ   مسکنت، خب یک مقداری در واقع سخت‌ترین. اگر خیلی دچار آسیب شدم، دچار به‌هم‌ریختگی شدم زندگی، تضرع به سوی تو داشته باشم.

بینندگان عزیز، این سه فراز یعنی توحید خالص، یعنی توحید محض. حضرت ابراهیم وقتی که افتاد در آتش، هست در روایات: جبرئیل آمد   يَا إِبْرَاهِيمُ هَلْ لَكَ مِنْ حَاجَةٍ؟   جبرئیل می‌گوید کاری از دست من برمی‌آید برایت بکنم؟ می‌خواهی کاری بکنم؟ اما ابراهیم گفت:   إِلَيْكَ لَا، وَأَمَّا إِلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ فَنَعَمْ  . من با تو کاری ندارم، با خدا کار دارم. این می‌شود توحید محض که ما همه چیز را باید از خدا بخواهیم.

ولی من باید این را توضیح بدهم، چون الان در ذهن‌ها می‌آید: پس این چیست که ما می‌رویم خدمت ائمه، زیارت می‌رویم، توسل می‌خوانیم؟ باید توضیح داده بشود. بله، اتفاقاً اخیراً یک خانمی من را یک وقت در حرم حضرت معصومه سَلَامُ اللَّهِ عَلَيْهَا اصرار که شما با فرزند من صحبت کنید. نشد حالا آن شب گفتم باشه. بعد گفتم مشکلش چیست؟ گفت می‌گوید: ما فقط از خدا باید چیز بخواهیم، چرا مثلاً گاهی می‌گوییم یا حسین، یا علی، توسل پیدا می‌کنیم؟ من این را باید امروز توضیح دهم.

منتها قبل از این‌که آن‌ها را توضیح دهم، یک روایتی از امام صادق بخوانم که این حقیقت توحید روشن بشود که همه چیز خداست بدون تردید. شخصی است به نام «عنوان بصری»، نود و چند سالش هم بوده، آمد خدمت امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ. داستانش مفصل است، یک تیکش را عرض می‌کنم. گفت: آقا بندگی واقعی چیست؟ همه‌مان بنده‌ایم دیگر، بله ما حَقِيقَةُ الْعُبُودِيَّةِ   چیست؟ امام صادق فرمود: سه چیز است: ثلاث اشیاء. بنده واقعی کسی است که سه تا پیش‌فرض دارد، سه تا ذهنیت دارد.

درست است. یکی:   أَنْ لَا يَرَى الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ فِيمَا خَوَّلَهُ اللَّهُ مِلْكًا   اولیش این است که آدم برای خودش مالکیت قائل نباشد، بگوید مالک همه چیز خداست.   لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ  . پس اولین مرحله عبودیت این است: نگو خونه من، ماشین من. اعتبار است، با یک امضا می‌شود مال آقای ملایی، ماشین ایشان با یک امضا می‌شود مال بنده. یعنی مالکیت نیست.

دو: فرمود:   أَنْ لَا يُدَبِّرَ الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ تَدْبِيرًا   نگو برنامه‌ریزی مال من است. بنده برنامه‌ریزی کردم در ۵ سال آینده فلان اتفاق بیفتد. نخیر، تدبیر دست خداست.

سه:   وَجُمْلَةُ اشْتِغَالِهِ فِيمَا أَمَرَهُ اللَّهُ تَعَالَى بِهِ وَنَهَاهُ عَنْهُ   و تمام تلاشت در زندگی این باشد که امر خدا را انجام بدهی، نهی خدا را بگذاری کنار.

خب، بعد آقا فرمودند این‌ها سه تا اثر دارد. یک اگر (این هم در راستای همان همدلی می‌گویم) بله. اگر خودت را مالک ندانستی، انفاق برات راحت است، چون می‌گوید مال من نیست. که خدا هم در قرآن نمی‌گوید از مال خودتان بدهید، بله، می‌فرماید:   مِمَّا رَزَقْنَاكُمْ  .

پس سه تا نکته، سه تا اثر. بینندگان عزیز، امام صادق فرمود: عبد واقعی کسی است که این سه تا نکته را بداند و سه تا اثر هم از آن بگیرد.

نکته اول: خودش را مالک نداند. اثرش چیست؟ انفاق برش راحت است. بله.
دوم: خودش را مدبر نداند. برنامه‌ریزی بکند ها، ولی تدبیر واقعی با خداست.   اللَّهُ يُقَدِّرُ  . اثرش این است که مصیبت برش آسان است. اگر در برنامه‌ریزی من مثلاً این اتفاقه نبود، ولی حالا آمد، آمد.   لَنْ يُصِيبَنَا إِلَّا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَنَا  . حالا که آمد من ناراحت نیستم، چون تدبیر دست من نیست. نیست؟ چون رفت خدا به... من تصمیم گرفته بودم مثلاً این کار را انجام بدم، در دقیقه ۹۰ به هم ریخت، به هم ریخت. پریروز یک آقایی می‌گفت که روز چند روز قبل ایشان یک درسی داریم، ما در قم ایشان هم می‌آید در درس ما، جوانی، جوان خوبی هم هست. یک کارتی آورد برایمان، کارت عروسی، تالارهای قم. من هنوز شاید کارتش را داشته باشم، نمی‌دانم، چون غالباً لَا کتاب می‌زنم، نمی‌توانم برم. که گفتم باشه، زنده باشم می‌آیم. من نتوانستم برم. مثلاً شب جمعه بود، شنبه صبح دیدم لباس مشکی پوشیده آمده سر درس. گفتم داماد نیستی؟ گفت: صبح پنجشنبه پدرخانم فوت کرد. عجب! صبح پنجشنبه، شام پنجشنبه عروسیشان بود. ایشان این‌طور تدبیر کرده بود. نه، وقتی شما بگویی من که درست برنامه... ببین، تدبیر شما این بود تالارت را بگیری، کارتت را چاپ کنی، بنده را دعوت کنی، مهمان‌هایت را دعوت کنی. بله. ولی یک چیز دیگر اتفاق افتاد.

فرمود سه چیز حقیقت عبودیت است: یکی خودت را مالک ندانی (پس انفاق کن)، دو خودت را مدبر ندانی (وقتی خودت را مدبر ندانی، غصه نمی‌خوری می‌گوید من مقصر نیستم که... خدای تبارک و تعالی به این پدرخانم ما تا امروز صبح مهلت داده بود که شد دیگر، تمام، تمام شد). و سوم فرمود: اگر امر و نهی خدا را انجام دادید، دیگر مباهات نمی‌کنیم، من من نمی‌کنی. پس هر کدامش یک اثر.

از همین آخری نتیجه بگیرم که امر خدا را باید اطاعت کنیم. همین خدایی که الان گفتم مالک است، مدبر است، در حاجت فقط باید سراغ خودش رفت. خودش به ما یک راهکار داده، می‌فرماید:   وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ  . وقتی با من کار دارید، پیش من وسیله بیاورید. یعنی گاهی از اوقات با حفظ شئون الهی، آن نقش را می‌آید واگذار می‌کند به یک نیروی زیرمجموعه خودش. مثل چی؟ مثل رزق. رزاق کیست؟ خداوند است. به چه کسی واگذار کرده؟ به فرشته‌ها، به میکائیل. خدا واگذار کرد.   يُحْيِي وَيُمِيتُ   کیست؟ خود خداست. به چه کسی واگذار کرده؟ جان‌دادن به عزرائیل. عزرائیل... ببینید این نکته مهمی است. و این در طول است، در عرض نیست. یعنی کنار خدا نیست، پایین‌تر از خداست.

و لذا بالاترین مثالش این است دیگر، از خلقت که بالاتر نداریم. خالق خداست، بله، اما به حضرت عیسی واگذار کرده بتواند خلق کند، زنده کردن مرده. حالا عزرائیل کارش زنده کردن نیست، میراندن است سَلَامُ اللَّهِ عَلَيْهِ فرشته الهی است، بله، اما این احیای اموات را به حضرت عیسی واگذار کرده. علم غیب مگر مال خدا نیست؟   عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ  . یک کسی به امیرالمؤمنین گفت: آقا شما غیب می‌دانید؟ فرمود: «نه، غیب مال خداست.» اما همین علم غیب را می‌بینید شما به حضرت عیسی عَلَيْهِ السَّلَامُ واگذار شده. به مردم می‌فرماید: «من می‌دانم چه در خانه‌هایتان دارید، چه خوردید.» پس می‌شود که یک وسیله‌ای به عبارت دیگر.

ببینید اصلاً مجرای رزق مگر خدا نیست؟ بله، اما این خاصیت را به زمین داده که رزق شما را بدهد. شما می‌گویید این درخت به من سیب داد. می‌گویید چرا؟ می‌گویم آقای ملایی، امسال درختتان چقدر سیب داد؟ می‌گوید این‌قدر سیب داد. این شرک است؟ نه، نه، خدا سیب داد، بله، ولی واسطه‌اش را این درخت قرار داد. و لذا توضیح خواهم داد. حالا که اگر گفتیم امام رضا بیمارمان را شفا داد، هیچ اشکالی ندارد. مگر نمی‌گوییم عزرائیل جان بچه‌مان را گرفت؟ امام رضا... همه می‌دانند همه این امور به هم می‌پیوندد، با یک محور وصل می‌شود به   بِإِذْنِ اللَّهِ... لَا مُؤَثِّرَ فِي الْوُجُودِ إِلَّا اللَّهُ  .

لذا شما ببینید، یکی از انبیا مریض شده بود (خب شاید حضرت عیسی عَلَيْهِ السَّلَامُ بوده، ظاهراً آنی که به ذهنم است). می‌آمدند می‌گفتند: خب بریم طبیب بیاوریم. گفت: طبیب من مرده زنده می‌کنم، برای من طبیب بیاورید؟ می‌رفتند بدتر می‌شد، فردا پس‌فردا. آخرش فرشته وحی آمد گفت: آقا جان، ببین درسته پیامبری، درسته مردم زنده می‌کنی، شفای تو در فلان گیاه است. فلان گیاه را هم فلان پزشک باید بنویسد. پس تا او ننویسد، تو هم این را نخوری، خوب نمی‌شوی. نمی‌شود سبب را کنار گذاشت، واسطه را کنار نگذار.

یا شما نگاه کنید مثلاً جنگ:   وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ  . ولی تو باید تیر بیندازی، تو حرکت بکنی، اقدام بکنی.   إِذْ رَمَيْتَ   تو تیر انداختی،   وَمَا رَمَيْتَ   تو نینداختی! اینکه تناقض است؟ نه. تو به استقلال تیر نینداختی، بلکه به واسطه این دست خدا داد، این فکر خدا داد.   وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى  . یعنی زیباترین تعبیر در نظام توحیدی همین آیه است.

و لذا شما نگاه کنید ما در جنگ‌ها دو جور عامل پیروزی داریم: یک عامل معنوی، بله،   ثَلَاثَةَ آلَافٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ   ۳۰۰۰ فرشته در جنگ بدر آمده،   مُرْدِفِينَ  ،  تو قلب دشمن رعب می‌اندازند، کار خداست دیگر. ترس، اصلاً در جنگ خندق این‌ها خیلی بودند، چند هزار تا بودند، یک ترسی در دلشان افتاد برگشتند. اما در عین حال پیامبر و   قَاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ     فَقَاتِلُوهُمْ   شما بجنگید. پس   قَاتِلُوا   شما، اما ما؟ در قلوب کفار رعب می‌اندازیم. ما.

پس توجه به این نکته بشود این فرمایش امام سجاد، ترسیم توحید خالص است، بله، که همه امور   قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ   همه چیز اوست،   إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ  . اما این در واقع توحید محض می‌تواند با وسیله همراه باشد.

همین‌جا اجازه بدهید اشاره کنم به وسیله‌ها. بله، ۶ تا ۷ تا وسیله را بشمارم، فرصت که هست دیگر، ۶ تا یا هفت تا وسیله‌ای که بین بنده و خداست برای رفع حاجت. شما خلاصه کنید، البته من این تعدادش را می‌گویم . ذیل آیه ۳۵ سوره مائده:   يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ  .

اولین وسیله‌ای که خود خدا می‌گوید بروید سراغش، اسماء و صفات خداست:   وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا  . این اولین وسیله. شما با خدا کار دارید، خدا را با «یا الله»، «یا أرحم الراحمین» به هر حال اسامی که دارد. همین دعای جوشن که دیگر می‌رسیم در ماه رمضان. می‌دانید که شب اول ماه رمضان هم دعای جوشن وارد شده، شب اول، شب اول هم وارد شده. شام روز آخر شعبان وارد شده، شب اول، حالا آن سه شب هم در منابع آمده، اما شب اول هم وارد شده، بخوانیم بله. مخصوصاً اگر انسان در اسامی بتواند مطابق با نیازش اسماء را پیدا کند، خیلی هنر است. مثلاً گرفتاری مالی دارد:   يَا أَجْوَدَ الْأَجْوَدِينَ  . مثلاً اوضاع قلبی‌اش:   يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ  . مثلاً بتواند در واقع آن اسامی را...

ملایی:  یک چیزی الان هی سر زبان من نگم نمی‌شود. فرمودید:   وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ   آیه ۳۵ سوره مبارکه مائده. آیه یک در صفحه امروزمان خواهیم خوند، امروز بحثمان بوده بله، در قرآن همین الان شما فرمودید، بله من نمی‌دانستم اتفاق جالبی است. بله.

حجت الاسلام رفیعی: این یک. پس یک وسیله اسماء خداست. شما بشمارید که من کم نیارم در این تعدادش. سعی می‌کنم من هم حواسم باشد.

آره.

وسیله دوم که در روایات ما آمده: اگر با خدا کار داشتید، امام صادق فرمود: این وسیله خیلی مؤثر است، بله:   مَا تَوَسَّلَ أَحَدٌ إِلَى اللَّهِ بِوَسِيلَةٍ أَحَبَّ إِلَيْ مِنْ أَذْكَارِ بنعمت. یادآوری نعمت‌ها. خدایا این‌ها را به من دادی، این‌ها را هم می‌خواهم. یادآوری نعمت، خیلی هم در قرآن داریم دیگر:   وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ  . و یکی از سوره‌هایی که خدا گله کرده (البته چند جای قرآن گله کرده)، یکی از جاهایی که گله کرده از اینکه مردم چرا نعمت‌ها را یادآوری نمی‌کنند، در سوره مبارکه نحل، اصلاً اسم سوره نحل، یکیش هم سوره نعمت است. می‌فرماید:   يَعْرِفُونَ نِعْمَةَ اللَّهِ ثُمَّ يُنْكِرُونَهَا  . خیلی‌ها نعمت را می‌شناسند اما انکار می‌کنند، نادیده می‌گیرند. این هم یک وسیله.

وسیله سوم: اقرار به گناه. بله، یک وقت با خدا کار داری،   فَقد جَعَلْتُ الِاقرار بِالذَّنْبِ إِلَيْكَ وَسِيلَتِي  . روایت داریم اگر کسی استغفار کند، باران می‌آید. آیه در قرآن هم هست:   اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا * يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مدرارا . استغفار رزق را زیاد می‌کند. یادآوری گناه، یک وقتی: خدایا من این خطاها را کردم. حضرت آدم وقتی اقرار کرد به گناه، خدا هم بخشیدش هم بالاخره جایگاهی بهش داد دیگر. بله،   رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا  . اما شیطان، شیطان چرا موفق به توبه نشد؟ چون پررویی کرد، گفت:   رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي   خیلی پررو بود، تو مرا گمراه کردی. یعنی گناهش را انداخت گردن خدا.

خدا این سه تا وسیله را... یک عرض کردیم که اولین وسیله اسماء خدا، یادآوری نعمت‌ها، سوم اقرار به گناه.

چهارمین وسیله: قرآن است. قرآن که ماه رمضان دیگر ماه نزول قرآن است. امام سجاد دعایی دارد، دعای ختم قرآن، آنجا این‌طور عرض می‌کند به خدا:   فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَاجْعَلِ الْقُرْآنَ لَنَا وَسِيلَةً  . یک وقت گرفتار می‌شوید، عزیزان، این قرآن را دست بگیرید. این خدایا، به حق این قرآن کار ما را راه بینداز. باز کنید، یک چند تا آیه بخوانید، بعد حاجتتان را از خدا بخواهید. قرآن وسیله است. چرا ما شب احیا قرآن را سر می‌گذاریم؟   اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِكِتَابِكَ الْمُنْزَلِ  . دو بار در مراسم احیا، خدا را به قرآن قسم می‌دهیم. خدا هم در قرآن خودش به این کتاب سوگند یاد کرده. بله و می‌فرماید که این کتاب اقَلُّش (حالا من اقلش را عرض می‌کنم) چهار تا اثر دارد:   يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ   موعظه،   وَشِفَاءٌ لِمَا فِي الصُّدُورِ   شفاست،   وَهُدًى   و   وَرَحْمَةٌ  . قرآن وسیله هدایت، قرآن وسیله نجات، قرآن وسیله حتی شفای بیماری‌های جسمی است. چرا گفتند ۷۰ تا حمد برای مریض بخوانید؟ این نکته بسیار مهمی است. همین‌جا اجازه می‌خواهم به مبلغین گرامی که دیگر ماه رمضان می‌روند برای تبلیغ، به جلسات، هیئت‌ها، ختم قرآن‌ها، توصیه کنم محور بحثشان را ماه رمضان قرآن قرار دهند. بسیار عالی، خیلی مهم است.

من یک سال ماه رمضان کتابش را هم نوشتم، چاپ شد. فکر می‌کنم اوقاف هم چاپ کرد، یک کتابی به نام «نیایش‌های قرآنی». به مبلغین که تعدادشان هم زیاد بود توصیه کردم، گفتم ماه رمضان است، هر روز در مسجد، چه فاصله ۱۰ دقیقه‌ای، ۵ دقیقه‌ای، یک قابل کم، هر روز یکی از دعاهای قرآن را برای مردم بگویید:   رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا   توضیح بدهید،   رَبَّنَا افْرغ علینا صبرا...از آنان هم بخواهد که هر کسی این ۳۰ تا دعا را تا پایان ماه رمضان حفظ کند، عید فطر یک جایزه‌ای بهش بدهیم. چقدر کار قشنگی است! ۳۰ تا دعا یاد دادید. عرض می‌کنم یک آقایی می‌گفت: من   رَبَّنَا آتِنَا   تمام بشود، امام جماعت طول بدهد دیگر، دعا بلد نیستم بخوانم. یعنی همین یک دعا را فقط بلدم.   رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي ،   رَبِّ زِدْنِي عِلْمًا   خیلی. ۱۶۰ تا دعا در قرآن هست، تشخیصش هم راحت است، همه اولش «ربّ» و «ربّ» است. توصیه هم به ائمه جماعات، مبلغین، سخنرانان، هیئات، جلساتی که الان در خانه‌ها الحمدلله دارند (جهت خانگی هم آقایون، خواهران بینندگان عزیز فراموش نکنید).

فضای مجازی دارد بچه‌های ما را از ما می‌گیرد. گول نخورید، خیلی حواستان جمع باشد. فضاهایی که مخصوصاً دارد از بیرون مدیریت می‌شود، فضاهایی که خدا می‌داند، بابا خودشان بر بچه‌های زیر ۱۶ سال ممنوع کردند. الان هفت‌هشت تا کشور قانون گذاشتند. آن وقت در این کشور یک عده آدم ناشی حواسشان نیست، هی فریاد می‌زنند آقا بگذارید این‌ها برای همه کس رها باشد! مگر می‌شود چنین چیزی؟ بچه‌ای که نمی‌داند... واقعاً بعضی مطالب آدم چه‌جوری بگوید. ما ۱۴-۱۵ سالمان بود، خیلی از مسائل ساده را نمی‌دانستیم، یعنی حقش هم همین بود. بلوغ زودرس خطرناک است برای جوان و برای نوجوان. شهوت کاذب خطرناک است برای دختر و پسر مجرد. حتی برای آن‌هایی که صاحب همسرند، بله. چیزهایی که در این فضاها دیده می‌شود که بخشیش این است. بخشیش فضای مجازی لطمه به عرض و حیثیت خانواده است. بخشیش لطمه به قوام خانواده است. بخشیش ضربه به اعتقادات خانواده است. بخشیش ضربه به اخلاق جامعه است. خب چرا ما اجازه بدهیم یک در واقع شیطان همراهی همه جا بیاید، موجب بشود که خدا نکرده... مدیریت باید بشود، مدیریت.

خب، حالا چی می‌خواستم بگویم؟ می‌خواستم بگویم ما که جلوی این فضا را که نمی‌توانیم بگوییم، مجالس خانگی را داشتیم. مجالس خانگی، بچه شما ساعت ۷ شب، ۶ شب روزه بوده، افطار می‌کند، مثلاً تا ۱۲ شب بعضی وقتا چه کار کند؟ یک جلسه‌ای، دورهمی خانوادگی. موبایل نشسته؟ خب بالاخره موبایل که نشست، غذاهای مختلفی هم می‌رود. اخیراً ما یک جلسه‌ای داشتیم با جناب آقای دکتر غلامرضا، رئیس فضای مجازی. ایشان یک آماری می‌دادند که در دنیا ۵ میلیارد و نیم افراد به طور متوسط بین ۵ تا ۶ ساعت از فضای مجازی و تلویزیون و سینما (یعنی کلاً رسانه) استفاده می‌کنند. ۵ میلیارد و نیم آدم ضربدر متوسط مثلاً چقدر می‌شود؟ و بدتر از این می‌شود در آینده. ببینید الان مطالعه چقدر است؟ از این وقت شب در خانه، این جوان قرآن می‌خواند، چقدرش را؟ خب ممکن است یک ربع هم قرآن می‌خوانم، اصلاً قرآنم می‌خوانم، بقیه وقتش را چه کار کنند؟

لذا این خیلی مهم است که این جلسات خانگی دور هم جمع بشینید، حمد و سوره بچه‌هایتان را درست کنید، احکامشان را درست کنید. یک آقایی بیاید چهار تا مسئله بگوید. شما را به خدا، از این هیئت‌های خانگی و جلسات خانگی غافل نشوید. این‌ها بچه‌هایتان را حفظ می‌کند. انشاالله آقای ملایی، ما بچه‌های قبل از انقلابیم، با همین هیئت‌ها چیز یاد گرفتیم. حتی انقلاب در پرتو همین هیئت‌ها شکل گرفت.

این وسیله چهارم قرآن. وسیله چهارم...

پنجمین وسیله: را آدرس می‌دهم، خیلی جالب است. خطبه ۱۱۰ نهج‌البلاغه. حالا این پنجمی خودش چند تاست. حضرت فرمودند در نهج‌البلاغه خطبه ۱۱۰، امیرالمؤمنین فرمودند: فرمودند که   إِنَّ أَفْضَلَ مَا تَوَسَّلَ بِهِ الْمُتَوَسِّلُونَ إِلَى اللَّهِ   بهترین وسیله‌ای که می‌شود پیش خدا آورد،   الْإِيمَانُ بِهِ وَبِرَسُولِهِ   ایمان،   وَالْجِهَادُ فِي سَبِيلِهِ   جهاد که وسیله است. دیگر رزمنده وقتی می‌رود جبهه، به خدا نزدیک می‌شود، شهید می‌شود به خدا ملحق می‌شود. بله. و   كَلِمَةُ الْإِخْلَاصِ   و   إِقَامُ الصَّلَاةِ   نماز وسیله است. جوان‌های عزیز ماه رمضان تمرین کنید، نماز اهمیت به نماز. و   إِيتَاءُ الزَّكَاةِ   کشاورزان، دامداران، زکات مالتان را بدهید. به خدا مالتان افزایش پیدا می‌کند، ائمه ما تضمین کردند افزایش پیدا می‌کند. و   صَوْمُ شَهْرِ رَمَضَانَ   روزه، روزه ماه مبارک. این‌ها همه رب... ۱۱۰، ۱۱۰... نه. و   حَجُّ الْبَيْتِ   و   عُمْرَةٌ   و   صِلَةُ الرَّحِمِ   بابا برو عمّت سر بزن. بعد این سر زدن و وسیله کن پیش خدا، به مادرت سر بزن. صله رحم وسیله است.   صَدَقَةٌ   صدقه بده بعد دعا کن، این وسیله است. و همین‌طور به هر حال.

این پنج مورد که عرض کردم، یک بار دیگر تکرار می‌کنم: اسماء خدا، بله، یادآوری نعمت‌ها، اقرار به گناه، بله، قرآن، و این اعمالی که اشاره شد.

اما ششمین وسیله و از مهم‌ترین وسیله‌ها: افرادند. امام صادق فرمود:   نَحْنُ الْوَسِيلَةُ   ما وسیله‌ایم. در دعای توسل هم می‌خوانیم دیگر، می‌گوییم   وَسِيلَتِي إِلَيْكَ  . حتی شافعی که از رهبران شافعی (اهل سنت است) یک شعری دارد، حالا من اینجا فکر کنم نوشته باشم:

آلُ النَّبِيِّ ذَرِيعَتِي وَهُمْ إِلَيْهِ وَسِيلَتِي
أَرْجُو بِهِمْ أُعْطَى غَدًا بِيَمِينِي صَحِيفَتِي

بله، امید دارم که روز قیامت به حق این خاندان، پرونده اعمال‌ام به دست راستم داده بشود.

پس این شش وسیله در مسیر توحید است. بله درست است، یعنی هیچ منافاتی ندارد که ما موحد باشیم، اما قرآن وسیله باشد، اهل‌بیت وسیله باشد، یک شخص، یک عمل وسیله باشد. بحث کاربردی و مهمی که من به سهم خودم (چون شاگردی می‌کنم اینجا پای منبر) مستقیماً ویژه تشکر می‌کنم. می‌دانم که بیننده و شنونده‌ها لذت بردند.

ملایی: برویم محضر قرآن. حاج آقا در خدمتتون هستم. متشکرم ازتون. عرض می‌کنم خدمت شما عزیزان که صفحه ۱۱۳ قرآن کریم، آیات سی و دوم تا سی و ششم سوره مبارکه مائده است که تلاوت می‌شود. که آن آیه ۳۵ همان‌است که حاج آقای رفیعی هم قرائت کردند یک بخشیش را. با یک صلوات با همین آیات برویم، انشاالله در خانه خدا و از او کمک بگیریم.

  يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ  .

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
صفحه113 قران کریم

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

ملایی:
الهی، لحظه‌های شیرین این روزها نوش‌جان شما عزیزان باشد. روزهایی که در پایان ماه شعبان المُعَظَّم هستیم و باید خدمت خداوند متعال عرضه بداریم که   اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَكُنْ غَفَرْتَ لَنَا فِيمَا مَضَى مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِيمَا بَقِيَ مِنْهُ  . ای خدا، ای خدای مهربان، ای خدای بزرگ، اگر نبخشیدی ما را تا این لحظه از ماه شعبان المُعَظَّم، ماه خودت، ماه رسول‌الله، در باقی‌مانده این ماه ما را ببخش. الهی آمین.

یک‌م زمان داریم. حاج آقای رفیعی هم همچنان اینجا هستند، از محضرشان بهره ببریم و یک نکته‌ای را هم بگویم. روایت‌هایی که حاج آقا می‌خوانند و گاهی هم تأکید می‌فرمایند که سفت بچه‌ها داخل فضای مجازی بگذارید؟! تأکید می‌فرمایند. حاج آقا حتماً رفقای فضای مجازی این کار را می‌کنند، آیه‌ها، روایت‌ها و نکات را بفرمایید.

حجت الاسلام رفیعی:   ببینید در این دو سه دقیقه باقی‌مانده باز تأکید می‌کنم: هیچ منافاتی بین توحید و توسل نیست. توسل در مسیر توحید است. بله، توسل کمک به تقویت توحید. رضا... شما نگاه کنید در همین زیارت جامعه کبیره که دیگر شناسنامه اهل‌بیت است، همه‌اش داریم تعریف می‌کنیم، چقدر کلمه «الله» آمده. مرتب می‌گوییم:   اللَّهُ، اللَّهُ، إِلَى اللَّهِ، إِلَيْهِ  . یا در خود همین مناجات شعبانیه، بارها و بارها این کلمه ذات الهی تکرار می‌شود. و لذا خود آن شخصیت‌هایی که ما به آن‌ها متوسل می‌شویم که انبیا و اهل‌بیت عَلَيْهِمُ السَّلَامُ هستند، دعاهایشان را نگاه کنید دیگر، دعای عرفه، دعای کمیل، همه‌اش سخن از خداست، خدای تبارک و تعالی.

بینندگان عزیز، این عالم را مجرای اسباب و مسببات قرار داده. بله، چون خدا در قرآن می‌گوید به بعضی‌ها می‌گوید:   وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ   خودش انفاق کند، چرا ما بکنیم؟ بله خودش می‌تواند انفاق کند. خواسته شما هم این واسطه است. یک سودی ببرید. یک وقت شما به بچه‌ات می‌گویی: پول را بگیر، فلان جا ببر بده. می‌خواهی این بچه هم یاد بگیرد در این مسیر... بعد این خیلی جالب است، در سوره یس هست که می‌گوید وقتی گفته می‌شود که   أَنْفِقُوا   می‌گویند که چرا خدا خودش انفاق نمی‌کند؟ اگر خودش می‌خواست به این‌ها می‌داد. نه، ببینید آن خدایی که خودش رزاق است، به شما گفته   مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ  . آن خدایی که خودش همه گره‌ها به دستش باز می‌شود، گفته مردم شما گره‌گشایی کنید.   وَالَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ   بله.

آن خدایی که همه امور به دستش است، به شما گفته است شما مثلاً فرض بکنید پیراهن یوسف را بیاورید، چشم‌های یعقوب شفا پیدا کند. مستقیم؟! تابوت حضرت موسی که یک جسم است، یک شیء است، شیء دیگر. این را بیاورید   سَكِينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ   درش آرامش است. در تابوت حضرت موسی، یعنی در صندوقچه خدا آرامش قرار داده. در قمیص حضرت یوسف خدا شفا قرار داده.

یک روایت دارد: حضرت موسی دیگر، کسی دعا می‌کند دلش سوخت. به خدا عرض کرد: خدایا، این خیلی دعا می‌کند، چرا جوابش را نمی‌دهی؟ خدا فرمودند:   يَا مُوسَى، لَوْ دَعَانِي   حالا ترجمه‌اش را می‌کنم، چون وقت گذشته. اگر مرا بخواند تا اینکه دست‌هایش بیفتد دیگر، یعنی جان نداشته باشد بالا بگوید، زبانش هم قطع بشود یعنی دیگر نای  گفتن نداشته باشد، دعایش را اجابت نمی‌کنم.   حَتَّى يَأْتِينیَ مِنَ الْبَابِ الَّذِي أَمَرْتُهُ   تا از آن دری که گفتم بیاید. ظاهراً از موسی را قبول ندارد، سراغ حضرت موسی نمی‌خواهد برود، با خدای موسی کار دارد. نمی‌شود این واسطه را... قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي  .

ملایی:  خیلی متشکرم. گفتند که پیامبر شهر علم است و علی باب آن. شبیه همین قصه. خلاصه باید از درش وارد شد هر جایی را. حاج آقا خیلی متشکرم. انشاالله موفق باشید. سلامتی شما آرزوی ماست. پیشاپیش تبریک می‌گویم ماه مبارک رمضان را و انشاالله در ماه مبارک هم یکشنبه‌ها ما محضر شما هستیم. انشاالله

خیلی از شماها متشکرم، از رفقای خوبم پشت دوربین‌ها، اتاق فرمان، پخش، همه مسیری که برنامه را می‌رسانند. همیشه تشکر کردیم، گاهی هم روی آنتن می‌گوییم که شما دعای خیر برای عزیزانمان و خانواده‌هایشان داشته باشید. و با یک جمله برویم محضر مناجات شعبانیه و قرار بگذاریم برای فردا که دیدار دوباره داشته باشیم.

گفت که خدایا بشنو صدای مرا:   وَاسْمَعْ دُعَائِي إِذَا دَعَوْتُكَ  . خدایا وقتی می‌خوانمت، خواهش می‌کنم ازت بشنوی صدای من ناقابل را.   وَاسْمَعْ نِدَائِي إِذَا نَادَيْتُكَ  . خدا نگهدار.

 

ارسال دیدگاه


ارسال

جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید

دیدگاه ها