بسم الله الرحمن الرحیم. قهرمانان تاریخ بشر هر چه به سمت آخرالزمان کشیده میشوند، کارشان پیچیدهتر، سختتر و البته با ارزشتر. قهرمانان دوران نوح نبی، ابراهیم خلیل، موسی کلیمالله، عیسی بن مریم، هر کدام دشواریهای خودشان را داشتند تا میرسد به آخرین پیامبر عزیز اسلام در یک محیط خیلی سخت، عربستان. آنهایی که در ۱۳ سال مکه با دشواریهای خودش روبرو بودند، ایستادند پای رسالت پیامبر. آنهایی که در ۱۰ سال مدینه که پیدرپی جنگها پیش میآمد با مشرکان، با یهود کینهتوز، با ابرقدرت روم، هر کدام از این قهرمانها یک جایگاهی دارند.
پس از پیامبر دشوارتر میشود، پیچیدهتر میشود. اغراض میآید، هوسها میآید، جناحهای سیاسی، تفکرات مختلف. بعضی با جانشین پیامبر که در غدیر خم از طرف خدا معرفی شده درمیافتند، بعضی خنثی میشوند، بعضی تسلیم پایدار میمانند. قهرمانان دوران امیرمؤمنان با قهرمانان دوران پیامبر متفاوتند. همینطور هر امامی دشواریها و پیچیدگیهای خودش را دارد. قهرمانانی که در روزگار امام حسن مجتبی عَلَيْهِ السَّلَامُ این تنهاترین سردار ایستادند و تسلیم امام زمانشان بودند. ما هنوز نرسیدیم یاران امام حسن مجتبی را در این برنامه «قهرمانان توحید» بیان کنیم.
میرسیم به قصه کربلا، آنهایی که از میان میلیونها نفر، ۲۰۰ نفر زن و مرد و کودکان آگاهانه، عاشقانه ایستادند کنار امام مسلمین، پیشوای آزادگان. پس از امام حسین عَلَيْهِ السَّلَامُ، دوران امام سجاد عَلَيْهِ السَّلَامُ، سی و چند سال دوران خفقان بینظیر. در آن ۲۵۰ ساله اول، سختترینش دوران امام زینالعابدین عَلَيْهِ السَّلَامُ است. قهرمانان دوران و روزگار امام زینالعابدین خیلی باید بشناسیم.
میرسیم به دوران امام باقر عَلَيْهِ السَّلَامُ، امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ. قهرمانان علمی، پژوهشی، معنوی، فرهنگی سر از پا نمیشناختند، روز و شب به دنبال فراگیری علومی بودند که از آسمان به پیامبر، از پیامبر به جانشینانش منتقل شده. اینها را حفظ کنند، حراست کنند، نگهداری کنند، برای نسلهای بعد منتقل کنند. در زمان امام باقر عَلَيْهِ السَّلَامُ و امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ که بنیعباس روی کار آمدند، تا چند دهه یک مقداری آسانگیری بوده که این دو امام توانستند شاگردان فراوان تربیت کنند، عددشان به ۴۰۰۰ میرسد. اما از زمان امام هفتم عَلَيْهِ السَّلَامُ سختگیریها بیشتر میشود. زمان امام هشتم عَلَيْهِ السَّلَامُ مأمون احساس خطر میکند و امام رضا عَلَيْهِ السَّلَامُ را میآورد نزدیک دست خودش. و بعد از امام رضا عَلَيْهِ السَّلَامُ، زمان امام نهم حضرت جواد عَلَيْهِ السَّلَامُ را به بغداد میآورد. تا میرسیم به دوران امام یازدهم و امام دوازدهم، غیبت صغرا.
قهرمانی که امروز میخواهم با شما وصفش را بگویم، مال این روزگار سخت است: علی بن ابراهیم قمی، افتخار ایرانیان، افتخار قمیها. این برنامه را اختصاص دادیم به این شخصیت فوقالعاده، فوقالعاده. ای کاش پژوهشگران ما، طلاب عزیز ما میشناختند این شخصیت را. علی بن ابراهیم قمی از اصحاب امام هادی عَلَيْهِ السَّلَامُ و امام عسکری عَلَيْهِ السَّلَامُ و از عالمان برجسته دوران غیبت صغرا.
دوران ۷۰ سالهای است، نیمی از عمرش را قبل از غیبت صغرا، نیمی از عمرش را بعد از آن. یعنی دقیقاً در سختترین شرایط آن ۲۵۰ سالهای که ائمه به فرمان خدا رهبری و راهنمایی جامعه بشری را به عهده داشتند، این شخصیت آنجا زندگی میکند. نیمه دوم قرن سوم و اوایل قرن چهارم میزیسته. پدرش ابراهیم بن هاشم از محدثان بزرگ شیعه است که از کوفه به قم مهاجرت کرده. گفتند در ایران هم توانسته امام رضا عَلَيْهِ السَّلَامُ را درک کند. علی بن ابراهیم قمی شخصیتی مورد اطمینان در نقل حدیث و دارای ثبت استوار و مذهبی صحیح بوده. نام ۴۸ استاد و ۲۳ شاگرد برای او ذکر شده. بزرگترین استادش پدرش ابراهیم، و بزرگترین شاگردش محمد بن یعقوب کلینی، نویسنده کتاب فاخر «الکافی»، کتاب هشتجلدی.
خوشبختانه در سال ۱۳۹۰ در روزگار ما، در حوزه علمیه قم کنگره بزرگداشت این شخصیت برگزار شده که مراجع معظم تقلید مثل حضرت آیتالله العظمی صافی گلپایگانی، حضرت آیتالله العظمی نوری همدانی، حضرت آیتالله العظمی مکارم شیرازی و بزرگان و مفاخر قم در آن کنگره صحبت کردند. این اندازهای که من توانستم اطلاع جمع کنم به اندازه این ۴۰ دقیقه است، بیش از این شما باید به منابع مراجعه کنید که انشاالله خواهید کرد.
قبل از ورود به این بحث، دو سه تا مقدمه میخواهم عرض بکنم.
مقدمه اول: درباره تاریخ حدیث است. حدیث چیست؟ حدیث یعنی سخن نو. سخنی است که از گفتار یا رفتار یا تقریر پیامبر و امامان معصوم حکایت میکند و بعد از قرآن منبع شناخت آموزههای دینی است و نقش مهمی در فهم مسلمانها دارد. منابع شناخت مسلمانها: کتاب خدا (قرآن)، سنت (که همین حدیث برگرفته از آن سنت است)، عقل، اجماع.
خدای مهربان برای هدایت بندگان قرآن را فرستاد. آیات قرآن طی ۲۳ سال: ۱۳ سال مکه بیشتر با جوهره فردسازی، ده سال در مدینه بیشتر با جوهره جامعسازی، قوانین، مقررات، جنگ و صلح، خانواده. توضیح این کتاب را خداوند بر عهده پیامبر گذاشته. بالاخره قرآن الفاظ، چهبسا یک کلمه دو معناست، سه معنا دارد، به جمله که میرسیم گاهی یک جمله ممکنه ۱۰ معنا داشته باشد. تفسیر درست قرآن را خداوند بر عهده پیامبر گذاشته. سوره نحل، آیه ۴۴: "وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ" ما این قرآن را بر تو نازل کردیم ای پیامبر، "لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ" تا آنچه بر آنها نازل شده را تو توضیح بدهی، تفسیر کنی، "وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ" امید است خود آنها هم درباره آیات قرآن اندیشه کنند. سوره نحل، آیه ۶۴: "وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلَّا لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فِيهِ" ای پیامبر، این کتاب را ما نازل نکردیم بر تو مگر برای اینکه اختلافاتی که در فهم آیات پیدا میکنند، تو فصلالخطاب باشی، تبیین کنی، توضیح دهی.
نه تنها قرآن، کتابهای آسمانی قبل هم باید تفسیر میشد. سوره آلعمران، آیه ۱۸۷ درباره پیامبران قبل و کتابهای آسمانی قبل هست: "وَإِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلَا تَكْتُمُونَهُ" ما پیمان گرفتیم کسانی را که کتاب به آنها داده شد، تبیین کنند این کتاب را، دشمن از مفاهیم سوءاستفاده نکند.
تا زمانی که پیامبر اسلام تشریف داشتند، خودشان آیات قرآن را تفسیر میکردند. امیرمؤمنان علی عَلَيْهِ السَّلَامُ فرمود: تمام آیات قرآن از آغاز تا پایان را پیامبر به من آموزش داده، همراه با تأویلش، همراه با تفسیرش به من آموخته. و جز من کسی نیست که همه آیات قرآن را تفسیرش را از پیامبر آموخته باشد.
پس از رسول خدا، مسئولیت شرح و تفسیر آیات قرآن و پاسخگویی به پرسشهای جدید و تقاضاهای دیدگاه درباره مسائل، بر عهده امیرمؤمنان علی بن ابیطالب و فرزندان معصومش بود که علم لدنی داشتند، از این علوم مدرسهای و دانشگاهی دنیایی نه. به گفته حدیثپژوهان شیعه، به سفارش امامان از همان ابتدا احادیث را باید ضبط میکردند، مینوشتند. و نخستین کتاب حدیثی که در اسلام نوشته شده، «کتاب علی» یا «الجامعه» است. این اولین کتاب حدیثی است.
مراحل تدوین حدیث شیعه شامل این قسمتها بوده: ضبط حدیث، تقذیب و تنظیم احادیث (هر حدیثی برود زیر سرفصل خودش، به صورت درختی دربیاید)، سپس جمعآوری آنها در مجموعههای بزرگ. این مراحل را حدیث گذرانده.
مهمترین منابع حدیثی شیعه عبارتند از:
اول: «الکافی» نوشته کلینی. درباره این کتاب باز صحبت خواهیم کرد در برنامه امروز. که سال ۳۲۹، همان سالی که امام زمان عَلَيْهِ السَّلَامُ غیبت صغراش تمام شد و غیبت کبری آغاز شد، سال وفات این دانشمند است (کلینی).
کتاب دوم: «من لا یحضره الفقیه» یعنی کسی که به فقیه دسترسی ندارد به این کتاب مراجعه کند، نوشته شیخ صدوق (سال ۳۸۱ درگذشته).
و دو منبع دیگر: «تهذیب» و «استبصار» از شیخ طوسی (در سال ۴۶۰ هجری قمری درگذشته).
اینها را اصطلاحاً میگوییم «کتب اربعه»، آن چهار کتاب فوقالعاده معتبر شیعه در قرنهای اول. البته پس از آنها مجموعههای حدیثی حتی تا ۱۱۰ جلد از علامه مجلسی منتشر شده.
اهل سنت نیز از نیمه قرن دوم شروع به جمعآوری احادیث پیامبر کردند (شیعه احادیث پیامبر و امامان، اهل سنت فقط پیامبر). در قرن سوم «صحاح سته» یعنی صحیحهای ششگانه، شش منبع (شیعه چهار منبع، آنها شش منبع): صحیح بخاری، صحیح مسلم، جامع ترمذی، سنن ابیداوود، سنن نسایی، سنن ابن ماجه. اینها منابع حدیثی شیعه و سنی هستند. این مقدمه اول درباره علی بن ابراهیم قمی.
یک مقدمه دیگر هم دوست دارم برای شما تقدیم کنم و آن شناخت زمانه این قهرمان است. زمانه: در زمان امام هادی عَلَيْهِ السَّلَامُ و امام عسکری عَلَيْهِ السَّلَامُ و دوران غیبت صغرا میزیسته. اینطور میتوانیم بیان کنیم. این بیان از مقام معظم رهبری در کتاب «انسان ۲۵۰ ساله» است که یک تحلیلی از زندگانی دوازده امام به صورت پیوسته ایشان دارند.
میفرمایند: تأثیری که حرکت امام رضا عَلَيْهِ السَّلَامُ در واقعیت دنیای اسلام گذاشت... مأمون به خیال خودش امام رضا را محدود کرد، آورد کنار دست خودش در خراسان. غافل از اینکه امام رضا عَلَيْهِ السَّلَامُ حالا در جایی قرار گرفته که پاسخگوی هزاران هزار پرسش دینی است و اهالی جهان اسلام فهمیدند این آقا از عمق معارفی برخوردار است. و برگزاری مناظراتی که مأمون با انگیزه دیگر... امام رضا عَلَيْهِ السَّلَامُ با انگیزه دیگر. مأمون بزرگان و مفاخر مسیحیت، یهود، زرتشتیها، حتی منکرین خدا را میآورد با امام رضا عَلَيْهِ السَّلَامُ مناظره میکردند. مناظرههای امام رضا عَلَيْهِ السَّلَامُ با امامان قبلی تفاوتش این است که با حضور جمعیتهای انبوه بوده. امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ وقتی مناظره میکند در خانه، با یک دکتر هندی که مثلاً منکر خداست، با ده بیست نفر. اما امام رضا عَلَيْهِ السَّلَامُ در تالار مأمون با حضور جمعیت زیاد. موج میانداخت، یکی دو سه روز نگذشته نتیجه مناظرات امام رضا عَلَيْهِ السَّلَامُ به اقصی نقاط جهان منتقل میشد، منتشر میشد. مأمون به خیال خودش محدود کرده امام رضا را. برای همین حکمت بود که امام رضا عَلَيْهِ السَّلَامُ پذیرفت (با همه سختیها و اکراهی که داشت) ولایتعهدی مأمون را آنچنان پذیرفت، چون چنین دستاوردهایی برای جهان اسلام و آینده اسلام داشت.
حدود ۲۰ سال امامت حضرت رضا عَلَيْهِ السَّلَامُ، تفکر ولایت اهلبیت آنچنان گسترش پیدا کرد در دنیای اسلام که دستگاه دیکتاتوری بنیعباس را به ستوه آورده بود. حتی یک شاعر که ما در برنامه قهرمانان توحید وقف زندگی او را گفتیم، دعبل یک قصیدهای گفته، بعد از چند روز تا فرسخها دورتر، شهر به شهر، منطقه به منطقه همه حفظ میکنند آن قصیده را. حتی گفتیم در آن برنامه، راهزنان قصیده او را حفظ کرده بودند. یعنی موج سخنان امام رضا عَلَيْهِ السَّلَامُ، تفکر شیعی که نقطه ثقلش حکومت علوی عَلَيْهِ السَّلَامُ است، این منتشر شده، خواهان دارد.
شرایط با روزگار امام باقر عَلَيْهِ السَّلَامُ، با روزگار امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ فرق کرده. وقتی امام جواد عَلَيْهِ السَّلَامُ به امامت میرسد، از تمام اطراف دنیا به دیدن امام جواد میآیند برای چی؟ شاید ماهها طول میکشیده یک جابجایی، یک سفر به قصد دیدن این شخصیت از این طایفه اهلبیت پیامبر، فاطمی، علوی. در این روزگار قهرمان معنا پیدا میکند. معتصم عباسی، برادر مأمون عباسی، امام جواد عَلَيْهِ السَّلَامُ را به بغداد آورد، مسموم کرد، کشت به صورت خاموش. اما شما نگاه کنید تا تاریخ را: قبل از شهادت امام جواد عَلَيْهِ السَّلَامُ موج مناظرات این جوان ۲۰ ساله، ۱۸ ساله، ۱۵ ساله که با عالمان بزرگ، با فقیهان، با قاضیان مناظره میکند، یکی دو سه ساعت بعدش موج این مناظرات همه جا را میگیرد.
ما برای مظلومیت شیعه گریه میکنیم، اما پسپرده شیعه دارد همهجا میشود. همهجا میشود. برای همین است این سه امام: امام نهم، امام دهم، امام یازدهم در پادگان حفاظت میشوند، امکان ارتباط مردم با آنها خیلی محدود میشود. یک کسی میخواهد امام را ببیند، با ترفندهای مختلف باید خودش را به امام برساند. اما علیرغم این محدودیتها، حقیقت شیعه که همان اسلام ناب است به دور دستها میرسد. این را ما امیدوارانه الان اینجا عرض میکنیم.
خلیفه عباسی یک بحث فقهی در دربارش پیش میآید که دزدی که قرآن گفته دستش را قطع کنید، از کجا قطع کنیم؟ هر کدام از فقها یک جوابی دادند، مثلاً از بالای دست، از آرنج، یا پایینتر. از جمله آقا جوادالأئمه را خبر کردند. خلیفه پرسید: نظر شما چیست؟ امام جواد عَلَيْهِ السَّلَامُ فرمودند: انگشتان این کف دست باید بماند برای بندگی خدا، عبادت خدا. با یک منطقی امام جواد عَلَيْهِ السَّلَامُ این مسئله فقهی را جواب دادند که خلیفه ناچار شد نظر او را ترجیح بدهد. بعد از اینکه امام جواد عَلَيْهِ السَّلَامُ از آن جلسه رفت بیرون، یکی از بزرگان به خودش جرأت داد انتقاد کند به خلیفه که آبروی همه بزرگان ما را بردید، چرا فتوای آن جوان را بر بزرگان اهل سنت ترجیح دادید؟
روزگار شکوفایی شیعه در عین سختگیریها. در عین آن، علی بن ابراهیم قمی در این زمانه زندگی میکند. ما باید زمانه را در بزرگی شخصیت او بدانیم.
هدف امام هادی عَلَيْهِ السَّلَامُ بعد از امام رضا عَلَيْهِ السَّلَامُ این بود که زمینه را برای شکلگیری یک اعتقاد شیعی به لزوم ایجاد حکومت اسلامی علوی و قرآنی فراهم کند، و موفق بوده. امام هادی عَلَيْهِ السَّلَامُ در دوران این سه امام، تشکیلات شیعه در نهایت گستردگی بوده. امام محدود است، اما موج پیامهای او به صورت پنهان، مخصوصاً با نامه، با نوشته، تا دورترین جا به دست شیعهها میرسد.
علت اینکه این سه امام را در جوانی شهید کردند: امام جواد عَلَيْهِ السَّلَامُ را در ۲۵ سالگی، امام هادی عَلَيْهِ السَّلَامُ را در سی و چند سالگی، امام عسکری عَلَيْهِ السَّلَامُ را در بیست و چند سالگی. هر سه امام را به شهادت رساندند، اما آرمانهای آنها، معارف آنها دست به دست میگشت. تشکیلاتی منظم، گسترده این کار را انجام میداد. عالمان شیعه، وکلای امام زمان عَلَيْهِ السَّلَامُ با نهایت حفظ مسائل امنیتی، استتار و حفظ اسرار و پنهانکاری، کار خودشان را سامان میدادند. گاهی هم البته دستگیر میشدند، به زندان میافتادند.
احمد بن اسحاق قمی (ما در یکی از برنامههای قهرمانان توحید شرح زندگی او را گفتیم) خدمت امام عسکری عَلَيْهِ السَّلَامُ میرسد. از امام تقاضا میکند: مکاتباتی که از شما به دست ما میرسد، من خط شما را میخواهم ببینم. معلوم است امام عسکری عَلَيْهِ السَّلَامُ امضا نمیکردند تا دستگاه خلافت بهانهای به دستش نیفتد. خط شما را میخواهم بشناسم که وقتی نوشته به دست من رسید... امام عسکری عَلَيْهِ السَّلَامُ قبول میکنند، نمونه خطی مینویسند. بعد به احمد بن اسحاق میفرمایند: ممکن است گاهی درشت بنویسند، با قلم درشت، گاهی با قلم ریز. مراقبت کن به اشتباه نیفتی. چرا امام عسکری عَلَيْهِ السَّلَامُ چه خواسته بنویسد؟ اگر مسئله اخلاقی بوده، چه ایرادی داشته؟ حتماً مسائل حکومتی، مسائل سیاسی، مسائل اجتماعی حساس بوده که شیعه را راهبری بکنند به چه سمتی حرکت کنند تا آن حکومت الهی شکل بگیرد.
نامهای از امام حسن عسکری عَلَيْهِ السَّلَامُ در همین دوران به اهل قم و آبه است. که گویا مردم این دو شهر، شیعیان احساس میکردند که امام عسکری عَلَيْهِ السَّلَامُ با پدرانشان فرق کردند، آن حالت انقلابیگری را ندارند. امام نامه مینویسند که نه، من مثل پدرانم هستم، منتها در خفا، در پنهانی. امام در نامه خود به مردم قم و آبه نوشتهاند که اطمینان داشته باشید به امامت ما. راه همان راه اجداد ماست، راه مبارزه با ظلم، راه تشکیل حکومت علوی. این فشارها و تزریقها ما را از هدفی که داشتهایم باز نداشته. امام در این نامه مینویسند: "فَلَمْ تَزَلْ أَنْفُسُنَا مُسْتَحْكِمَةٌ" انگیزه ما همچنان محکم است. "وَنُفُوسُنَا إِلَيْكُمْ وَإِلَى آرَائِكُمْ سَاكِنَةٌ" ما به شما اعتقاد داریم، به شما شیعیان باور داریم، دلمان نسبت به حمایت شما، هواداری شما محکم است، آرام قبولتان داریم. قمیها، دل ما به خوشنیتی و خوشفکری شما آرام است، از شما خاطر جمع هستیم. ببینید این نامه چقدر نیروبخش است. خب اگر این نامه فقط درباره احکام یا اخلاق میبود، اینقدر هیجان نداشت. امام عَلَيْهِ السَّلَامُ فراتر از آن محتواها، میفرماید: "الْقَرَابَةُ الرَّاسِخَةُ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ قَوِيَّةٌ" یک خویشاوندی مستحکم، مثل خواهر و برادر، مثل فرزندان و والدین، بین ما و شما هست. خویشاوندی مستحکم. امام حزب خودش را، طرفداران خودش را خویشاوند و نزدیک حساب میکند. در پایان هم مینویسند که "لِمَا جَعَلَنَا اللَّهُ عَلَيْهِ مِنَ الْحَالِ الْقَرِيبَةِ وَ الرَّحِمِ الْمَاسَّةِ"... "يَقُولُ الْعَالَمُ" سلام الله علیه اذ یقول: "الْمُؤْمِنُ أَخُو الْمُؤْمِنِ" امام میفرماید رابطه ما و شیعیان خیلی نزدیک است، خیلی صمیمی. بعد استناد میکند به حدیثی از موسی بن جعفر عَلَيْهِ السَّلَامُ که موسی بن جعفر عَلَيْهِ السَّلَامُ فرمود: شیعه نسبت به شیعه مثل برادر نسبت به برادر، برادر تنی، ریشهدار، عمیق.
علی بن ابراهیم قمی در این زمانه زندگی میکند. اوضاع به گونهای بود که شیعیان پولهای زیادی در اختیار امام میگذاشتند تا امام بتواند به آحاد شیعه و این تشکیلات گسترده کمک کند. یک خاطره دیگر: امام عسکری عَلَيْهِ السَّلَامُ یک چوبی را به خدمتکارش میدهد. حالا خدمتکار کیه؟ چهبسا از طرف دستگاه خلافت او اعزام شده آنجا، چهبسا جاسوس باشد، چون به اختیار خود امام نبوده که نگهبان کی باشد. خدمتکار، یک چوبی را به آن خدمتکار میدهند: این را برو بده به فلانی. آن هم در راه داشته میرفته، مثلاً به کوچه تنگی میرسیده، به دیوار زده این چوبه را، یا به یک الاغی زده، یکهو دیده نوشتههایی از داخل این چوب ریخته. وحشت کرده، نوشتهها را جمع کرده آورده پیش امام. امام توبیخش کرده چرا امانتداری نکرد؟ اینگونه امام پیامرسانی میکردند. مسائل امنیتی را، مسائل حراستی را، حفاظتی را به شدت با دقت مراقبت میکردند.
یک مقدمه دیگر ما بزرگی علی بن ابراهیم را در بخش پایانی این برنامه خواهیم گفت. نیمی از زندگانی علی بن ابراهیم در غیبت صغرا بوده. یعنی امام عسکری عَلَيْهِ السَّلَامُ که به شهادت رسیدند، ۷۰ سال دوران غیبت صغراست. از این ۷۰ سال سی و چند سال از عمر علی بن ابراهیم در این مقطع است. اصطلاحاً به این مقطع میگویند «دوران حیرت».
خب، پیامبر که بود، مسلمانها روحیه میگرفتند. دشمن حمله میکرد، مسلمانها کشته میدادند، اغتشاش میکردند، آشوب میکردند، خانهها را خراب میکردند، زن و بچه میکشتند، ولی پیامبر بود، روحیه میداد، آیات خدا از آسمان نازل میشد. دوران امیرالمؤمنین سختیهای خودش را داشت، باز امیرالمؤمنین بود، روحیه میداد. امام حسین عَلَيْهِ السَّلَامُ در کربلا شب عاشورا یارانش را جمع کرد، بهشت را به آنها نشان داد. تا میرسد به امام عسکری عَلَيْهِ السَّلَامُ. حالا امام عسکری عَلَيْهِ السَّلَامُ به شهادت رسیده. یک دوره خاصی است، اسمش را «دوران حیرت» گذاشتهاند. دیده نمیشود امام را، دید پیغمبر را دید. یک نفر فقط میتواند امام را ببیند. بقیه باید نامه بنویسند، پیغام بدهند. با آن یک نفر (چهار نایب خاص امام زمان عَلَيْهِ السَّلَامُ که ما در یکی از برنامههای قهرمانان توحید این نفر را توضیح دادیم، اگر دوست داشتید مراجعه کنید). دیگر شیعه نمیتواند امامش را زیارت کند، امامش را دیدار کند، به امامش پول بدهد، درد دلش را، خواستش را با امامش بگوید. یک دوران خیلی سخت. آنقدر سخت بوده که ناگهان غیبت کبری آغاز نشد. خداوند از روی حکمتش ۷۰ سالی را شیعه را در این وضعیت نگه داشت. علی بن ابراهیم قمی مال این روزگار است.
بر اساس حکمت الهی، دوازدهمین جانشین پیامبر، حضرت مهدی عَلَيْهِ السَّلَامُ غایب شد. و این غیبت در پیشگوییهای پیامبر هست، از قبل میدانستند. زمان موسی بن جعفر عَلَيْهِ السَّلَامُ برای غیبت امام زمان کتاب نوشتند. یک چیزی نبود ناگهانی پیش بیاید. از خود پیامبر هم پرسیدهاند چه فایدهای دارد امام غایب؟ جوابش را شما بلدید. پیغمبر فرمودند: مثل خورشید پشت ابر. ابرها که هستند، خورشید فایده ندارد؟ رویش گیاهان، گرمی کره خاک با همان خورشید است. درست است پیدا نیست، اما جنبوجوش و زندگی با همان خورشید است. امام زمان عَلَيْهِ السَّلَامُ مثل خورشید. ما نمیبینیم، او ما را میبیند، در جمعهای ما هست، برای ما دل میسوزاند، برای گناهان ما استغفار میکند، مشکلات ما را میداند، حوائج ما را میداند، دشمن ما را میشناسد. به شیخ مفید نامه نوشت: خب شما را فراموش نمیکنیم.
علی بن ابراهیم در این زمان زندگی میکند. اولین تجربه که امامشان را نمیتوانند ببینند، خب قاعدتاً تردید پیدا میشود، شک پیدا میشود. امامی را که نمیتوانیم ببینیم چگونه پیروی کنیم؟ این روزگار علی بن ابراهیم. فرمودند غیبت پیامبران قبل هم سالهایی، مدتهای غیبت داشتند، برای آزمایش. این غیبت برای آزمایش، چه غیبت صغرا، چه غیبت کبری. تا معلوم شود این انسانهایی که پیامبران را پشت سر گذاشتند، به سمت آخرالزمان کشیده میشوند، عقل و اندیشه انسانها پیش رفته، پیچیدگی مسائل اجتماعی بیشتر شده، امتحان بدهند آیا راه درست را میپیمایند یا به خطا میروند؟ مشکلات این دوران را بشناسند، تکلیفشان را مشخص کنند. یک غیبت ۷۰ ساله، یک غیبت طولانی که الان بیش از هزار سال ازش گذشته.
شیعیان در زمان سه امام نهم، دهم و یازدهم هم با محدودیت روبرو بودند، ولی بالاخره گاهی میتوانستند امام عسکری را ببینند. به عنوان سبزیفروش، به عنوان روغنفروش، به عنوان رهگذر با یک بهانه. اما الان دیگر غیبت صغرا خیلی سخت شده. فقط با نامه. فقط... البته ما در آن برنامه «نواب» گفتیم در غیبت کبری هم میتوانیم ما نامه به امام زمان بنویسیم. در یک آب روانی، در یک چاه قناتی که پاکیزه باشد، مخصوصاً آنجا گفتیم روز جمعه باشد، با وضو باشد، نماز بخوانید، درد دل خودمان را، مشکلات جهان اسلام را، جهان تشیع را، انقلاب اسلامی ایران را که ملت ایران با دادن چند صد شهید همچنان دست و پنجه نرم میکند، با امام زمان در میان بگذاریم. الان هم امکانپذیر است، حتماً امام زمان جواب میدهد، توجه میکند.
حالا فصل جدیدی پیش آمده با محدودیت بیشتر: امکان دیدار خیلی محدود، امکان پرسش و پاسخ و گرفتن رهنمود خیلی محدود. گسترش جغرافیای کشورهای اسلامی خیلی زیاد. رفت و آمد غیر مسلمانان به داخل کشور فراوان. آمدن فرهنگهای مختلف، به ویژه فلسفه یونان که آنها یونانیها هستیشناسی را، انسانشناسی را چگونه بیان میکردند. حالا جوانهای داخل کشور اسلامی کتاب در معرضشان هست، کتاب ترجمه شده. اسمش را گذاشتند «دوران حیرت». راه درست چیست؟ فکر درست چیست؟ درباره جهان، درباره خدا، درباره انسان، درباره آینده، درباره گذشته.
یک اقدام بسیار مهم در دوران حیرت: بالاخره این جمعیت شیعه که دسترسی به امام ندارد، به چه منبعی مراجعه کند؟ یک عالم فوقالعاده بزرگ، محمد بن یعقوب کلینی، از مفاخر کشور ما ایران، ۲۰ سال، ۲۰ سال نشست، یک مجموعهای را به نام «کافی» (اصول کافی، فروع کافی، روضه کافی) تدوین کرد. در آن روزگار مکاتبی وجود داشت: بعضی از مکاتب عقلگرا بودند، بعضی از مکاتب سنتگرا بودند، بیشتر به همان نثر و متن قرآن و حدیث توجه میکردند، عقل را خیلی اعتنا نمیکردند. حالا محمد بن یعقوب کلینی یک مجموعه با ابتکار هشتضلعی، با تنظیمات خاص که... حدیث اینگونه به ما رسیده که امام زمان عَلَيْهِ السَّلَامُ فرمود: "الْكَافِي كَافٍ لِشِيعَتِنَا" این مجموعه «کافی» برای شیعه ما، برای دستگیری شیعه ما، برای راهنمایی شیعه ما کافی است.
کتابش را با عقل شروع میکند. جلد اول شروع میکند با نعمت عقل در قرآن، در حدیث، در بیان پیامبر، در بیان امام صادق، در بیان امام باقر. عقل را بعد آرامآرام میرساند به مسئله توحید و شرک. یک مسئله فوقالعاده اعتقادی مهم، زیربنای همه چیز. آن توحیدی را که امام رضا یاد داده، توحیدی را که امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ یاد داده، توحیدی را که امیرمؤمنان یاد داده، توحیدی را که پیامبر فرموده، آن توحید را دستهبندی شده در این کتاب آورده. و در فصل بعد «کتاب الحجة»: حجت خدا، عزیزی که از طرف خدا برای راهنمایی بشر معرفی شده، پیامبر و پس از پیامبر امام، ولی، حجت. احادیث حجت را آورده. این اولین کتاب کافی: عقل، توحید، حجت. آنگاه رفته سراغ مسائل فقهی، مجموعه بزرگ فقهی. در پایان هم یک جلد مسائل متفرقه به نام «روضه کافی».
مجموعه «کافی» که دست شیعه را پر کرد. دیگر هر شیعهای در هر کجای کشور گسترده سوالی داشت، عالمان شیعه به کتاب کافی مراجعه میکردند. به کتاب کافی مراجعه میکردند. سوالَت راجع به چیست؟ راجع به جن است؟ راجع به فرشته است؟ راجع به خود خداست؟ راجع به آخرت است؟ راجع به امامت است؟ راجع به حکومت است؟ راجع به ظلم است؟ راجع به هر چی هست، برو به کافی مراجعه کن. یک مجموعه هشتجلدی، اخیراً در سالهای گذشته به صورت ۱۵ جلد منتشر شده.
الان ممکن است شما بفرمایید که آقا، سید علی بن ابراهیم را میگفتی، کجا رفتی؟ محمد بن یعقوب کلینی... ها! حالا میخواهم بزرگی علی بن ابراهیم را بگویم. مجموعه هشتجلد کافی حدود ۱۶ هزار حدیث دارد که نزدیک ۸ هزار حدیث از علی بن ابراهیم قمی است. یعنی سهمی که علی بن ابراهیم در این مجموعه هشتجلدی دارد... محمد بن یعقوب کلینی تقریباً از ۴۰ نفر حدیث نقل کرده. یک نفرشان حدود ۸۰۰۰ حدیث، آن سی و چند نفر دیگر ۸۰۰۰ حدیث. این قهرمانی علی بن ابراهیم است. علی بن ابراهیم هم غالب آن ۸ هزار حدیث را از پدرش آموخته. صاحب کافی هر از او نقل میکند به عنوان استاد. استادم علی بن ابراهیم قمی از پدرش، از امام صادق، از امام باقر اینگونه فرمودند.
الان این میراث فرهنگی چیست؟ یک بنا، یک بنا. ما از پول مملکت خرج میکنیم این بنا خراب نشود، بماند برای دهها سال، صدها سال. این از مفاخر است، این از نمایههای افتخار ما هست. در معماری، در نقاشی، در خطاطی، در هنر، در چی، در چی میخواهیم ببالیم به خودمان. شیعه به علی بن ابراهیم قمی باید ببالد. خودش را آتش زده تا شیعه بماند. شب و روز نداشته، جوانیاش را گذاشته، سلامتیاش را گذاشته. امام باقر عَلَيْهِ السَّلَامُ، امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ فرمودند: اصحاب ما را بشمارید و منزلتشان را بدانید. ببینید چند حدیث از ما نقل کردند، ما رتبهبندی کنیم اصحاب ائمه را. علی بن ابراهیم در آن رتبههای اول است. الان هم که هزار و چند صد سال گذشته، همچنان «اصول کافی» بر پیشانی حدیث شیعه و مکتب شیعه میدرخشد.
شیخ کلینی آن وقت بین چهار کتاب معتبر شیعه (کتب اربعه) این یکی متفاوت است. «اصول کافی» با آن سهتای دیگر متفاوت است. برترین آنها، بهترین آنهاست. او با توجه به زمانه که برخی پیرو مکتب عقلگرایی، بعضی به دنبال سنتگرایی بودند، با ابتکار به هر دو پرداخت. این موضوع الان هم مطرح است در جهان امروز که ما به سمت مدرنیته برویم یا به سمت سنت؟ یا کسانی میآیند وسط، ابتکار میکنند، مزایای هر دو را با هم ترکیب میکنند، جمعیتی را به پیش میبرند. با توجه به پیشرفتهای جدید بشری، الان مثلاً هوش مصنوعی آمده، از هوش مصنوعی استفاده میکند، از سنت هم استفاده میکند. منتها برای خودش خط قرمز دارد. صاحب «کافی» یک چنین کاری کرد: ترکیب کرد عقلگرایی را با سنتگرایی با نظم خاصی، این کتاب را تنظیم کرده.
متأسفانه به جز حوزههای علمیه و درسهای فقهی، جوانهای ما نمیشناسند این شخصیت را، دانشگاهیهای ما نمیشناسند، فرهیختگان ما کم میشناسند. شایسته است ما این شخصیتها را به عنوان قهرمانان توحید به اندازهای که در حد فهم ما هست بشناسیم. یکی از وظایف مهم ملتها حراست از میراث پیشینیان هست: بناها، اختراعات، اکتشافات، سنتها، ابتکارات. ما به خاطر توقفی که در پیشرفت علم برای امت اسلامی از قرن هشتم به بعد پیش آمد، یکی از خسارتهایی که کردیم الان روشن میشود: بسیاری از اختراعات مسلمانها به نام دیگران، به نام غربیها به ثبت رسیده. حالا وقتی تحقیق میکنی میگوید: اِ این اختراع مال مسلمین هست، ۲۰۰ سال قبل از آن اروپایی. منتها آنها چون میدان علم به دست آنها افتاده، نشر علم از مراکز آنها. از قرن دوم تا قرن هشتم هر چه میخواستند یافتههای جدید علمی را پیدا بکنند، به دانشگاههای مسلمان، به دانشمندان مسلمان مراجعه میکردند. مسلمانها متأسفانه کوتاهی کردند، غفلت آنها باعث شد خیلی از نامداران و قهرمانان اسلام بروند زیر سایههای گرد و غبار.
ما امروز باید این شخصیتها را به بچههایمان معرفی کنیم. مخصوصاً میراثی که از آسمان و از جهان غیب برای جامعه بشر... این احادیث از کجاست؟ امامان ما که استاد نداشتند، اساتیدشان پدرانشان بودند. پدرانشان از پیامبر آموختند. از یک سرچشمه ناب از عالم غیب به بشریت اهدا شده. این را ما باید خیلی مواظبش باشیم.
شیعه در اواخر قرن سوم خیلی تحت فشار بودند. مرکز علمی شیعه در عراق، در کوفه بود. آنقدر دستگاه خلافت بنیعباس فشار آورد که علمای شیعه احساس کردند به زودی تمام میراث شیعه در معرض نابودی است. با یک هوشمندی، با یک حفاظتی این سرمایه را از عراق به ایران آوردند، از کوفه به قم آوردند، بدون اینکه دشمن متوجه بشود. آن حلقه اصلیاش علی بن ابراهیم قمی است. او و پدرش بیشترین نقش را در انتقال این میراث از عراق به ایران دارند.
ایرانیها هم مقابل حکومت عباسی میایستادند. شما تاریخ قم را بخوانید: تا دهها سال قمیها دستگاه خلافت عباسی مالیات نمیدادند. آنها میترسیدند از قمیها. در یک چنین شرایط حفاظت شدهای این میراث به قم منتقل شد. محمد بن یعقوب کلینی هم اینها را ۲۰ سال نشست، زحمت کشید، به صورت هشتجلد کتاب با ابواب و ابتکارات و نمایهگذاری انجام داد، الان برای ما مانده.
مقبولیت، محبوبیت و موقعیت ویژهای علی بن ابراهیم در قم داشته است. در مجلس درسی او که مجلس پرجمعیت و فاخری بوده، اینها احادیثی را که او از پدرش و از امامان قبلی نقل میکرده مینوشتند، منتشر میکردند، نقل میکردند.
دوران درخشان حدیثی شیعه آن ۲۰۰ سالی است که مرکزیت قم داشته. محدث قمی (حاج شیخ عباس قمی که همه شما میشناسید، کتاب مفاتیح الجنانش را مردم ما میشناسند) گفته: در این دوران ۲۰۰ هزار محدث در قم بوده. ۲۰۰ هزار! الان همه طلبههای قم ۱۰۰ هزار نمیشوند. برگردیم به هزار سال قبل یعنی یک جمعیتی همه کارهایشان را گذاشتند کنار، این میراث را حفظ بکنند، سینه به سینه، دست به دست، جزوه به جزوه، مقاله به مقاله تا حراست بشود. چرا؟ ما میشنویم "مِدَادُ الْعُلَمَاءِ أَفْضَلُ مِنْ دِمَاءِ الشُّهَدَاءِ". آن شهیدی که خون میدهد عاشقانه، خالصانه جان میدهد برای چه؟ برای ارزش. خب اصل آن ارزش، اصل آن گوهر را این قهرمانان حفاظت کردند، نگذاشتند به دست دشمن برسد، نگذاشتند دستخوش حوادث قرار بگیرد، آتش بگیرد، بسوزد. آن کتاب به سلامت به نسلهای بعد منتقل کردند. علی بن ابراهیم قمی از این موقعیت طلایی برخوردار بود و توانست این امانت را بسپارد.
مهمترین شاگردانش: محمد بن یعقوب کلینی، و شاگرد دیگر علی بن بابویه (پدر شیخ صدوق). فرزندان علی بن ابراهیم (احمد، محمد) هر دو از علمای بزرگ هستند. کتابهایی از این دانشمند بزرگ، این قهرمان سترگ باقی مانده: «قرب الإسناد»، «الشرایع»، "الْمَغَانِمُ"، "الْمَنَاقِبُ" (مناقب ائمه اهلبیت)، «التوحید و الشرک»، فضایل امیرالمؤمنین. یک کتابی دارد به نام «الأنبیاء»، داستان پیامبران.
ویژهترین کتاب او که خیلی شهرت دارد، «تفسیر علی بن ابراهیم قمی» است که تفسیر روایی است، تفسیر حدیثی است. خودش آیات را تفسیر نکرده، تحلیل نکرده. هر آیهای که از امام باقر عَلَيْهِ السَّلَامُ، از امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ در تفسیرش احادیثی بوده، ذیل آن آیه آورده. تفسیر علی بن ابراهیم قمی در پایان تفسیرش چون شروع تفسیرش با یک حدیث است، پایان تفسیرش هم با یک حدیث است. آن حدیث را من یادداشت کردم، هدیه کنم به شما.
این حدیث را از امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ که حضرت فرمود: قرآن بیانگر هر چیزی است و خداوند تمام نیازهای انسان را در قرآن بیان کرده تا هیچ بندهای نتواند بگوید ای کاش این مطلب در قرآن میبود. همه نیازهای بشر در قرآن دیده شده. "إِنَّ الْقُرْآنَ تِبْيَانُ كُلِّ شَيْءٍ" حتی والله ما ترک الله شیئاً یحتاج إلیه إلا بینه للناس. همه نیازهای بشر را خداوند، هیچ چیز را جا نگذاشته. حتی "لَا يَسْتَطِيعُ عَبْدٌ أَنْ يَقُولَ" تا روز قیامت کسی قدرت نداشته باشد بگوید ای کاش فلان مطلب در قرآن میبود، ما هدایت میشدیم.
این تفسیر از سوره حمد تا سوره ناس در دو جلد منتشر شده. مزار علی بن ابراهیم نزدیک حرم حضرت فاطمه معصومه سَلَامُ اللَّهِ عَلَيْهَا، در پاساژی است. علی بن ابراهیم قمی را بیشتر بشناسید. خدا نگهدار شما.