بسم الله الرحمن الرحیم سلام و درود خدا بر شما علاقمندان آشنایی با قهرمانان توحید دعبل خزاعی شاعر شهید نزدیک یک قرن زندگی کرده کودکی نوجوانی میانسالی جوانی پیری تمامش در حال مبارزه جهاد شهید مطهری میگوید این حدیث نیست ولی جمله درستیست که زندگی چیزی نیست جز داشتن یک عقیده درست و تلاش در راه اون عقیده ان الحیات عقیدة و جهاد. در این برنامه میخوام درباره این شخصیت این شاعر فهمیده طنزگوی هجو کننده جباران و ستمگران شجا ترین و انقلابیترین شاعر اهل بیت این رو کی گفته علامه امینی در مجموعه الغدیر چقدر مایه گذاشته برای این شاعر در طی قرنهای اول اسلام شجاعترین و انقلابیترین شاعر اهل بیت متولد کوفه در سال ۱۴۸ افتخار داشته چند امام را درک کرده امام هفتم علیه السلام امام هشتم علیه السلام امام نهم علیهالسلام بعضی هم گفتند امام دهم
در کوفه در خانوادهای مشهور به علم و فضل و شعر و محبت اهل بیت متولد شده قرآن کریم به ما یاد میده به اجدادمون افتخار کنیم به پدربزرگها به مادربزرگها افتخار کنیم یوسف صدیق در زندان وقتی خودش رو معرفی کرد اجدادش رو اسحاق و ابراهیم ستایش کرد اجداد دعبل چه کسانی بودند؟
جد اعلای او عبدالله بن بدل از صحابه پیامبر بود که رسول خدا در فتح مکه به او این دعا رو کرد عجب دعایی پیغمبر در حق نسل ما دعا کنه پیغمبر فرمود خدا تو و فرزندانت را بهرهمند گرداند عبدالله بن بدل از اصحاب امیر مومنان بوده که همراه با قبیله خزاعه میگیم خزاعی، همراه با قبیله خزاعه در جنگ صفین شرکت کرده با معاویه جنگیده و با سه پسرش به شهادت رسیدند این جد اعلای دعبل. خاندان دعبل از بیوتات صالح و قدیمی شیعه راوی حدیث و شاعر از جوانی به سرودن شعر علاقه داشت. دوران کوتاهی هم کار اجرایی کرده در دوران خلافت عباسیان گاهی بعضی از شیعیان با هوشمندی گاهی هم با اجازه امام معصوم یه پست اجرایی رو قبول میکردن تا به داد مظلومین برسند تا در حد خودشون انصاف و عدالت رو پیاده کنند مثل علی بن یقطین، که شما شنیدهاید در زمان امام هفتم یا ابن فرات یا خاندانی هستند که در کارهای اجرایی و مالی خلافت عباسیان شیعه بودند محب اهل بیت بودند ولایت داشتند ولی حضور داشتند.
دعبل هم در دو نوبت یکی در فاصله سالهای ۱۷۳ تا ۱۷۵ فرمانداری شهر سمنجان یا سمنگان که در افغانستان امروزی هست رو بر عهده داشته از توابع خراسان قدیم بوده، مدتی کوتاه هم فرماندار شهر آسوان در مصر بوده که با تهدید معتصم عباسی از اونجا گریخته پس یه تجربه اجرایی هم این شاعر داشته.
از ویژگی های دعبل سفرهای زیاد شاعران و عارفان و عالمان فقها محدثان برخیشون پر سفر بودند برخیشون نه در شهر خودشون مینشستند تحقیق و پژوهش انجام میدادند. مثلاً در بین شاعران ایرانی سعدی سعدی از شاعرانیست که بسیار پرسفر به حجاز رفته به مصر رفته به شام رفته به عراق رفته به هند سفر کرده با اون دشواری هایی که سفرها در قدیم داشته، یا در بین محدثان شیخ صدوق شیخ صدوق به حجاز رفته به عراق رفته به مصر رفته در ری در خراسان بخارا شرق و غرب عالم اون روز را سفر کرده.
همینجا میخوام بگوییم که چقدر مسافرت مهمه در کتاب آسمانی ما قرآن بارها و بارها مسلمانها مورد خطاب قرار گرفتند خداوند به اونها میفرماید سفر کنید قل ای پیامبر به مسلمین بگو سیروا فی الأرض در زمین سفر کنید ثم انظروا کیف کان عاقبة المكذبين سرنوشت کسانی که میگفتند این حقایق دروغه خدا دروغه قیامت دروغه پیامبران دروغ ببینید سرنوشتشون چی شد. سوره انعام آیه ۱۱ قل سیروا فی الأرض ثم انظروا کیف کان عاقبة المجرمين ای پیامبر به مسلمین بگو توصیه کن سفر کنید سرنوشت تبهکاران تاریخ را مطالعه کنید. سوره نمل آیه ۶۹ قل سیروا فی الأرض ثم انظروا کیف بدأ الخلق ای پیامبر بگو به مسلمانها سفر کنید پیدایش پدیدههای طبیعی را بررسی کنید. چطور این درختها رودخانهها جنگلها دریاها کوهها به وجود آمدند چه کسی اینها را طراحی کرده چه کسی نظارت میکنه؟ مسافرت به قصد زیارت مسافرت به قصد تجارت مسافرت به قصد مطالعه طبیعت مسافرت به قصد مطالعه تاریخ اینها توصیههای قرآنیست.
گاهی هم قرآن کریم توبیخ میکنه سرزنش میکنه میفرماید أفلم يسيروا فی الأرض آیا سفر نمیکنند در زمین انتقاد میکنه از کسانی که تو یه شهر ماندن فينظروا کیف کان عاقبة الذين من قبلهم تاریخ پیشینیان را صد سال از شما ۵۰۰ سال قبل از شما هزار سال قبل از شما چه کسانی آمدند چه کارهایی کردند به چه سرنوشتهایی دچار شدند تا برای امروز خودتون توشه بردارید در تصمیمگیریها به شما کمک کنه . سوره یوسف بود آیه ۱۰۹ و سوره حج آیه ۴۶ میفرماید سفر برای اینکه اندیشههای پویایی پیدا کنید.افلم یسیرو فی الارض آیا سفر نمیکنند در زمین فيكون لهم قلوب يعقلون بها اندیشه هایی که پس از اون دیدارها قوت میگیرند پیدا کنند أو آذان يسمعون بها گوش های شنوا و تیز پیدا کنند.
امیر مومنان علیه السلام در اشعاری می فرماید سفر و مسافرت پنج فایده دارد اندوه زدایی و درآمدزایی، دانش افزایی ادب آموزی، همراهی با نخبگان عربیاش اینه تغرب عن الأوطان في طلب العلا سفر کنید دل بکنید از شهرهاتون منتها هدفمند باشه در طلب بزرگی در طلب پاکی در طلب والایی در طلب دانش آموزی وسافر مسافرت کن في الأسفار خمس فوائد در سفرها پنج فایده است تفرج هم و این اندوه و غم و غصه و استرس و اینها از شما دور میشه واكتساب المعيشة درآمدزایی داره سفر یه چیزی رو میبرید میفروشید یه چیزی از اونجا میخرید واكتساب العلم دانش پیدا میکنید و آداب فرهنگهای دیگر رو مشاهده میکنید از اونها درسهایی میآموزید و صحبت مجادی با افراد نخبه شرافتمند آشنایی پیدا میکنید.
فیض کاشانی این مفسر این محدث بزرگ قرآن میگوید از رهگذر سفر آدمی از آنچه ميراثه رهایی مییابد ترسش میریزه ریسکپذیر میشه و به آنچه میل دارد نایل میشود.
دعبل خزایی از کسانی است که به کشورهای آسیایی و آفریقایی که جهان اون روز بیشتر این دو قاره فعال بودند سفر کرده به کشورهایی مثل دمشق مصر مغرب ری خراسان و در میان شهرهای عراق به کوفه بغداد و شهر دینور در غرب ایران و در پایان عمرش به خوزستان همچنین به شهر قم سفر داشته. دعبل با این عمر طولانی بسیار پر سفر بوده.
ویژگی دیگر این شاعر انقلابی عشق به اهل بیت همون چیزی که خداوند به پیغمبر فرمود به مسلمانها بگو مزد نمیخوام إلا المودة في القربى چرا این مزد را از شما میخوام به اهل بیت هم محبت کنید عشق بورزید. چرا؟ در آیه دیگر توضیح میده این مزدی که خواستم تمام نفعش برای خودتونه وما أسألكم عليه من أجر إلا لأنفسكم نه اینکه اهل بیت به ما نیازی داشته باشند عشق ما به اهل بیت موتور جهاد و اجتهاد از دلدادگان علی بن ابیطالب علیه السلام و از عاشقان و محبان اهل بیت پیغمبر بوده حتی تا زمان امام هادی علیه السلام که امام هادی علیه السلام در زندان بوده و دعبل نمیتونست به سامرا سفر کنه و امام عزیزش را ببیند اشعاری برای امام هادی علیه السلام سروده.
دعبل معاصر خلفای زیادی از بنی عباس بوده معاصر مهدی عباسی هادی عباسی هارون عباسی امین مأمون معتصم واثق متوکل و همه اینها را با زبان طنز هجو کرده. دعبل شاعریست که به محض اینکه شعر میسروده اشعارش در کشور منتشر میشده به گوش خلیفه میرسیده عصبانی میشده. دعبل تولی و تبری را هر دو رو با هم تولی یعنی دوست داشتن خوبها و خوبیها تبری یعنی دشمن داشتن بدها و بدیها. بعضیها تولی دارن خوبان رو دوست دارن اما نسبت به بدها جنایتکاران ستمگران بیتفاوتند بعضی نسبت به ستمگران خشمگینن اما عشقی به خوبان هم چندان ندارند قرآن هر دو رو میخواد اسلام هر دو را میخواد. حب و بغض دوست داشتن خوبان و خوبیها دشمن داشتن بدها و بدی ها
دعبل هم شعر میسراید در ستایش اهل بیت مداح اهل بیت هم شعر میسراید در سرزنش و بدگویی جباران و چپاولگران. قرآن کریم میفرماید فمن يكفر بالطاغوت ويؤمن بالله فقد استمسك بالعروة الوثقى کسی که کفر به طاغوت ورزید و ایمان به الله آورد دستگیره محکمی را چنگ زده. ویژگیهای دیگر این شاعر انقلابی را بگوییم:
نویسندگان بزرگ در طی این هزار و چند صد ساله او را اینگونه توصیف کردند یاقوت حموی از قرن هفتم گفته دعبل شاعری گرانقدر با ذوق و از مشاهیر شیعه به شمار میرفت میرزا محمد علی مدرس نویسنده کتاب ريحانة الأدب یه نویسنده بزرگه دعبل شاعر نامی عرب ادیب فاضل صالح متدین و مداح اهل بیت و اصحاب امام رضا علیه السلام به شمار میرفت بسیار جلیل القدر عظیمالشأن بوده جاحظ ادیب پرآوازه قرن سوم و چهارم که بیش از بیست و چند جلد کتاب درباره ادبیات نوشته گفته ۶۰ سال پیاپی به شاعری کرد خودم از او شنیدم ۶۰ سال روزی را بی سرودن شعر نگذراندهام یعنی از شاعرانیست که بیش از ۱۰ هزار بیت شعر گفته.
ابوالفرج اصفهانی میگوید شاعری هجوگو بود که به هیچ کدام از خلفای عباسی و وزرا و فرزندانشون بیتفاوت نبود و از شر هجو او هیچ کدام از آنها در امان نبودند. دعبل شاعری است که حدود ۱۰ نفر از ادیبان و دانشمندان از او مطالب نقل کردن در کتاب تأسيس الشيعة شیعه چگونه شکل گرفته ؟
یکی از بزرگان و علمای علم کلام و ادیبان و تاریخ شناسان در جاهای مختلفی شخصیت او همراه با تاریخ نگاری توصیف شده که در زمینه زبانشناسی و تاریخ عرب يد طولایى داشته. حتی مأمون عباسی هیچ کدام از شعرای یمن را همآورد او نمیدانست.
دعبل ۴ کتاب تأليف کرده مؤلف کتاب یه مجموعهای است که زندگانی شعرا را گردآوری کردند کتاب پر ارج طبقات الشعراء ۱۳ تن از شعرا و ادیبان و تاریخ نویسان از دعبل معارفي را مطالبی نقل کردند ديوان اشعار دعبل که شامل ۱۰ هزار بيته. یه شاعر پرکار نزدیک یک قرن زندگی کرده دهها سال هم تحت تعقیب بوده. به قول خودش من چوب دارم را خودم از اینجا به اونجا حمل میکنم.
اوج عمر این شاعر انقلابی دیدارش با حضرت رضا علیه السلام که مردم ما کوچههایی از اون خاطره را شنیدند من یه مقداری مفصلتر از چند منبع یکی از کتاب اصول کافی که از کتب اربعه ماست یکی از کتاب كشف الغمة یکی هم از کتاب منتهى الآمال حاج شیخ عباس قمی و چهارم از کتاب بحار الأنوار علامه مجلسی برای شما نقل میکنم. شیخ کلینی صاحب کتاب کافی داستان ملاقات این شاعر متعهد شیعه را با امام رضا علیه السلام و امام جواد علیه السلام در کتاب اصول کافی آورده شاعری که هنر خویش را در راه احیا حق آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم و ذکر و یاد شهیدان اهل بیت پیامبر و بیان فضائل آن بزرگان قرار داده. قصیده بلندی سروده بود به نام طائية اسم دیگر قصیده قصیده مدارس الآيات ولی با خودش عهد کرده بود قبل از اینکه برای امام رضا علیه السلام بخواند برای احدی نخواند. از پرمحتواترین اشعاریست که در عمرش سروده حدود ۱۲۰ بیت دارد سرشار از معنویت و خاطره های پرسوز و گداز شهیدان بیان شده زمانی که امام هشتم علیه السلام به ایران مهاجرت کردند و در خراسان مستقر شدند دعبل به همراه برادرش و به همراه شاعر دیگری به نام ابراهیم بن عباس صولي عازم خراسان شد هر دو شاعر در مرو به دیدار امام رضا علیه السلام نائل آمدند و قصیده خودشون رو خوندن.
اباصلت هروي که ما در برنامه قهرمانان توحید یک برنامه به او اختصاص دادیم او گفته دعبل در مرو خدمت امام رسید عرض کرد ای پسر پیامبر درباره شما قصیدهام و عهد کردهام که قبل از شما آن را برای کسی نخوانم حضرت اجازه دادند دعبل شعرش را بخواند. اینطوری شروع کرده شعر تَــجَـاوَبـنَ بــالإرنــانِ وَالـزَّفـراتِ …نـوائحْ عــجـمْ الـلـفـظِ ، والـنـطـقاتِ نوحه گران با مویه ها و آه های مفهوم و به یکدیگر گفتند از قصه کربلا شروع کرده تا قصیده رسید به این بیت ۱۲۰ بیت رو ای کاش من میتونستم با فصاحت برای شما میخوندم و معنا میکردم خواهش میکنم در فضای مجازی پیدا کنید ترجمهاش رو بخونید خیلی خوش مضمون است . مخصوصاً مداحان بخوانند الان جمعی از مداحان یه پایگاهی درست کردن نام خودشون گذاشتن بنیاد دعبل به اشعارش مراجعه بکنند شاعران امروز خوش قریحه ایرانی همون مضامین رو به فارسی تبدیل بکنند. اشعاریست که امام رضا علیه السلام رو متاثر کرده حضرت تایید کرده بر وزن همون اشعار ابیاتی رو اضافه کرده ميارزه این قصیده سر زبونهای جوانها بیفته.
میرسه به این بیت أرى فيئهم في غيرهم متقسما * وأيديهم من فيئهم صفرات می بینم اموال اهل بیت به تاراج رفته و در بین افراد بیگانه و نااهل تقسیم شده و دست اهل بیت خالیه. از اول فدک را قصد کردند و در روزگاران بعد نوبت به امامان رسید به اونها خیلی جفا کردند. در اینجا امام رضا علیه السلام گریستند و فرمودند: بله درست گفتی ای دعبل ادامه داد تا رسید به این بیت إذا وتروا مدوا إلى واتريهم * أكفا عن الأوتار منقبضات حضرت فرمودند درست میگی ای دعبل، روزگار اهل بیت پیغمبر اینگونه گذشته. اونها رو تحت فشار قرار دادند تحت منگنه قرار دادند. این شعر رو که خوند لقد خِفْتُ في الدنيا وأيَّامِ سَعْيِها * وإني لأَرْجُوا الأَمْنَ بَعْدَ وَفَاتي امام فرمودند خدا اون خطرات قیامت رو با این ابیاتی که تو گفتهای از تو دور خواهد کرد و ایمنی روز قیامت را نصیب تو خواهد کرد... تا رسید به ابیاتی که خطاب میکند به فاطمه زهرا سلام الله علیها گریه امام رضا رو دعبل جاری کرد أفاطم قومي يا ابنة الخير فاندبي ای فاطمه ای دختر بهترین انسانها پیامبر، برخیز گریه کن فاندبي برخیز گریه کن نجوم سماوات بأرض فلاة. قبور بكوفان واخرى بطيبة. واخرى بفخ نالها صلواتي. ببین فرزندانت این ستارهها هر کدام در یه جایی افتادهاند وقبر ببغداد قبور بطوس قبرهای در کوفه و أخرى بطيبة قبر های در مدینه طیبه حسن در بقیع سجاد در بقيع باقر در بقیع صادق در بقیع و أخرى بفخ نالها بعضی از اونها شهید فخ که خیلی شباهت داره به امام حسین علیه السلام شاید ما در آیندهها شهید فخر را در برنامه قهرمانان توحید بیان شخصیت ناشناختهای است که هم نام امام حسین هم سرنوشت امام حسین سرش در راه خدا قرض شده یا فاطمه بچههات این ستارههای آسمانها پخش شدن در زمین همه اونها را کشتند و قبر به بغداد نفس زكية قبر موسی بن جعفر علیه السلام در بغداد انسان پاک و پاکیزه وقبر بغداد لنفس زكية * تضمنها الرحمان في الغرفات قال له الرضا عليه السلام: أفلا الحق لك بهذا الموضع بيتين، بهما تمام قصيدتك؟فقال: بلى يا ابن رسول الله، فقال عليه السلام: وقبر بطوس يا لها من مصيبة * توقد بالأحشاء في الحرقات اینجا که رسید امام رضا علیه السلام فرمودند: دعبل آیا من دو بیت به اشعار تو ملحق کنم تا قصیدهات کامل و تمام شود دعبل عرض کرد بله ی ابن رسول الله حضرت فرمود: و قبر بطوس فاطمه جان قبری هم از فرزندان تو در طوس است که مصیبتش جانکاه و سوزنده است إلى الحشر حتى يبعث الله قائما * يفرج عنا الهم والكربات تا خداوند قائم را برساند و هم و غم را بزداید زائران حرم این قبر رفت و آمد خواهند کرد. دعبل پرسید یابن رسول الله من چنین قبری را نمیشناسم در طوس قبر چیست حضرت فرمودند: اون قبر من است چند روزی بیشتر نمیگذرد که طوس محل رفت و آمد شیعیان و زائران من میشود.
دعبل اشعار ۱۲۰ بیتی را به پایان رساند آنگاه گفت به خدا گرفتن صله و پول نیامدهام و در گفتن قصیدهام طمعی ندارم امام علیه السلام تشریف بردند، بعد از ساعتی کسی که اونجا بود ۱۰۰ دینار یا درهم نقره یا طلا که مأمون به اسم امام م رضا علیه السلام ضرب کرده بود حضرت برای دعبل فرستاد و لباسی از لباس هایش را که دعبل تقاضا کرده بود من یکی از لباسهای شما را که توش نماز میخونید برای تبرک میخوام این صله شعر من باشد.
درباره کمیت اسدی هم هفته گذشته گفتیم ای شاعران عاشق عارف میدونستن اون لباس چقدر قیمت داره. دعبل گفت لباس رو اون ۱۰۰ دینار یا درهم را نمیگیرم امام فرمودند که احتفظ بهذا القميص این لباس رو حفظ بکن فقد صليت فيه ألف ليلة ألف ركعة یک میلیون رکعت نماز تو این لباس خوندم هزار شب هر شبی هزار رکعت و ختمت فيه القرآن ألف ختمة هزار بار قرآن را در این ختم لباس کردم بعد فرمودند اون پولها رو هم بگیر بهش احتیاج پیدا میکنی... اطاعت کرد اون پولها رو گرفت
طبق نقل كشف الغمة دعبل گفته وقتی اشعارم تمام شد امام فرمودند تا من به تو دستور ندادهام قصیده ات را برای کسی نخوان آنگاه خبر آمدن من به گوش مأمون عباسی رسید مأمون بالاخره با مأموراش تونستن من رو پیدا کنند رفتم نزد مأمون گفت قصیده مدارس الآيات را برا من بخوان منم انکار کردم. امام فرموده بود بدون اجازه من برای کسی نخوان مأمون هم گفت میدونم چه جور تو رو به حرف بیارم آقا امام رضا علیه السلام رو یه خادمی فرستادم آوردن بعد مأمون گفتن یا ابالحسن از ایشون بخواهید که اون قصیده ای را که تازه سرودند بخوانند امام هم اشاره کردند و دعبل اون قصیده را در حضور مأمون و وزرای او خوند. مأمون هم به ظاهر احساس رضایتمندی کرد و یه صلة داد و وزیر او فضل بن سهل هم یه اسب راهوار بهش داد و و بعد از مدتی دعبل خراسان را به قصد عراق ترک کرد.
حالا ببینیم در راه بازگشت چه حوادثی پیش آمده مطمئن هستم شما این قصهها رو برای بچههاتون برای دوستانتون تعریف میکنید بین راه به یه منطقهای رسید که راهزنان به قافله حمله کردند و همه دارایی اعضای قافله را غارت کردند. نوشتند برای دعبل فقط یه لباس کهنه مونده بود هم ناراحت اندوهگین نه برای پولایی که از دستش رفته برای اون لباسی که امام رضا علیه السلام بهش داده بود. خودش گفته من بر هیچ چیز تأسف نمیخوردم جز برای جامهای که امام به من مرحمت فرموده بود تفکر میکردم که حضرت رضا علیه السلام به من فرمود این لباس تو را حفظ میکند که ناگاه یکی از راهزنان که بر همون اسبی که فضل بن سهل به من داده بود اون رو از من گرفته بود سوار شده بود داشت شعر خود مرا میخوند من او را صدا زدم گفتم میدونی شعر مال کیه گفت به تو چه گفتم نه یه دلیلی داره که ازت میپرسم گفت همه دنیا میدونند این شعر مال دعبل شاعره گفت به خدا شاعرش منم. گفت نه گفت کاروانیان رو جمع کن بپرس اهل قافله رو جمع کردند و راهزنان پرسیدن این چیه گفتند دعبل شاعره گفتن به احترام او همه وسایلی رو که گرفتیم حتی راهزنان... راهزنان زمزمه میکردند اشعار او را گاهی میشه آدم دلش راه درستی رو میره ولی رفتارش به انحراف میره.
چه بسا همون دل چه دزدها و راهزنانی بودند در تاریخ کم نشنیدیم قصههاشون رو جرقهای باعث شده اونا توبه کردن به خاطر همون دل پاک داراییهای دعبل رو و همه اهل قافله را به اونها برگردوندند و دعبل آمد و آمد تا رسید به شهر قم، قمیها چه استقبالی کردند از این شاعر امامان ما عزیزان من قمیها رو خیلی ستایش کردن امام ششم امام هفتم امام هشتم امام نهم قمیها در حق تشیع خیلی خدمت کردند امام رضا علیه السلام به قمیها میفرماید قدر خودتون رو بدانید در کتاب عيون أخبار الرضا علیه السلام که شیخ صدوق این عالم مجموعهای از احادیث امام رضا علیه السلام را چشمههای حدیثهای حضرت رضا علیه السلام تو این کتاب این قسمت آمده:
چون دعبل به شهر قم رسید شیعیان قم به دیدارش آمدند خواهش کردم قصیدهاش را بخواند دعبل همراه ایشان به مسجد جامع آمد به منبر رفت و قصیده مدارس الآيات را خواند اهل قم لباسها و خلعت های بسیار برای او آوردند آنگاه بهش گفتند خواهش میکنیم اون لباسی رو که امام رضا علیه السلام به تو داده به هزار دینار هزار مثقال طلا به ما بفروش گفت نمیفروشم این همه هستی من است این لباس، نه نمیفروشم هر چه اصرار کردم قمیها گفت نه چون از قم بیرون رفت بعضی از جوانان قمی خودشون رو رسوندن به دعبل و به زور لباسی رو که امام رضا علیه السلام داده بود رو گرفتند و برگشتند قم و هم دل شکسته برگشت باباهای اونها رو بزرگان قوم را مشايخ قم رو جمع کرد التماس کرد گفتند ما گفتیم که بفروش حاضر نمیشد آخر گفتند همون هزار دینار را بگیر یه تیکه از اون لباس رو هم به تو میدیم قمیها و بالاخره نگذاشتند لباس امام رضا علیه السلام از قم بیرون بره. اینجا یه خاطره یادم اومد بد نیست برای شما بگم یکی از دوستان من میگفت روزی که پرده کعبه را عوض میکنند من خودم رو رساندم به کعبه خیلی تلاش کردم یه تیکه از اون پرده رو بکنم به عنوان تبرک موفق شدم گذاشتم تو لباسم از مسجدالحرام آمدم بیرون دیدم حاج آقای قرائتی داره میاد گفتم آقا سلام علیکم اگر کسی یه تیکه از پارچه کعبه پرده کعبه را بكند نه این حکمش چیه؟ گفت نه جایز نیست نباید این کارو بکنی گفتیم خب ما این کارو کردیم گفت جون مادرت یه تیکه ش رو بده به من چقدر گریه کردن این قطرات اشکشون با تار و پود این پرده یه وقتی یه چیزی حکم فقهیش یه چیزه حکم دلیش یه چیز دیگه، قمیها به هر قیمتی بود نگذاشتن لباس امام رضا از قم بیرون بره یه تيكهش رو به خود دعبل دادم دعبل هم آمد و تا به خانه خودش رسید دید همه اموال خانهاش را به تاراج برده دشمن داشت دستگاه خلافت دشمن این شاعر بود همه داراييش رو برده بودند اونجا بود که یاد سخن امام رضا علیه السلام افتاد که این پول به دردت میخوره دینارها رو بین مردم به فروش گذاشت. هر دیناری مثلاً ۱۰ درهم یا ۲۰ درهم میشه ۱۰۰ درهم میخریدند میگفتند این دینار با بقیه دینارا فرق داره یه پول خوبی شد وسایل خونه فرش و چه میدونم وسایل خونه برای خودش خرید.
دعبل عزیزان من با یه مشکل دیگری روبرو شد دخترش چشم درد گرفته دکتر برای دختر آورد دکتر گفت خیلی دیر شده خیلی دیر شده کجا بودی پدر گفتند یکی از چشماش دیگه کلاً از کار افتاده چشم دیگر رو سعی میکنیم معالجه کنیم شاید خوب بشه دعبل هم یه حرفی به دخترش زد گفت عزیزم دخترم یه اثری از بهترين طبیبان آوردم که هزاران هزار بیمار مایوس را شفا میده... شب همون تیکهای از لباس امام رضا رو گذاشت تو صورت دخترش و بست صبح دختر پاشد گفت پدر جون میبینم از هر دو چشم و دعبل که معتقد بود معتقد بود که این لباس یه چنین آثاری داره زندگی انقلابی خودش رو ادامه داد
همینجا یه حرف دیگر هم میخوام بزنیم ما لابلای بحثهای تاریخی گاهی بحثهای عقیدتی هم میکنیم خدا رحمت کند یه عالم بسیار بسیار نازنین حوزه علمیه قم داشت به نام آیتالله احمدی ميانجي استاد اخلاق پدر شهید کتابهای زیادی داره یه کتابی داره به نام التبرک یعنی تبرک جستن به یه چیزی به یه لباسی که وهابیها قبول ندارن ایشون تمام اسناد این کتاب رو از اهل سنت گرفته که زمان پیامبر پیغمبر داشت وضو میگرفت این رو صحیح مسلم صحیح بخاری نقل میکنه اصحاب میآمدن دستشون رو میگرفتند زیر قطرات آب وضوی پیغمبر تبرک میجستند یعنی به صورتشون میمالیدند اینها وجود داره.
سند قرآنی تبرک پیراهن يوسف پیراهن یوسف یوسف در این سفر آخری به برادرها که شناختنش این یوسف است فرمود اذهبوا بقميصي این پیراهن من را ببرید فألقوه على وجه أبي بندازید رو صورت پدرم يأت بصيرا بین یه لباس مگه از چیه؟ یا از پشم یا از پنبه است چطور میتونه یه لباس بینایی به وجود بیاره تبرک از حقایقی است که زمان پیامبر زمان ائمه ما همون هفته گذشته درباره شاعر انقلابی کمیت اسدی که وقتی شعر خواند برای امام معصوم تنها خواهشی که کرد عرضه داشت ای پسر پیغمبر یکی از اون لباسهایی که شما درش نماز میخونید من همون رو میخوام برای چی؟ برای تبرک برای تبرک... تبرک یه حقیقتی است صحیح مسلم میگوید پیامبر داشت حلاقة میکرد موهاش میریخت اصحاب این موها رو به عنوان تبرک جمع میکردن پیغمبر نهی نمیکرد برای همینه که ما ضریح امام رضا رو میبوسیم به دیوارهای حرم امام رضا صحن امام رضا برامون طلا باشه نقره باشه فولاد باشه سنگ باشه جنسش برای ما فرقی نمیکنه همجواريش با حضرت رضا علیه السلام است که خدا اون اثر رو درش میگذاره.
برای همین خود دعبل هم وصیت کرده وصیت کرده شعر مدارس الآيات رو بر لباس احرامم لباس احرام لباس مقدسی است لباسی که ما توش نماز میخونیم حدیث داره وصیت کنید یکی از قطعههای کفنتون باشه. دهها هزار رکعت تو این چادر یا تو این پیراهن من نماز خوندم این فرق میکنه با بقیه لباسها... وصیت کرد دعبل یعنی اعتقاد داشت به تبرک ما هم اعتقاد داریم. از این به بعد تا پایان عمرش شاید بیست و چند سال پس از این پس از شهادت امام رضا علیه السلام دعبل تحت تعقيب بود. از این شهر به اون شهر هر روز هم شعر میسرود شعراش رو از راههای حراستي حفاظتي منتشر میشه شعراش به دست مردم میرسید خودش نميدانستند کجا هست. تا اینکه در این سفر آخر خلیفه عباسی دستور تعقیب او را داده بود حاکم عراق دستور داد او را به قتل برسانند به بصره فرار کرد از بصره به خوزستان آمد در یه روستایی نزدیک شوش اونجا مامور دولتی او رو پیدا کرد بعد از نماز صبح بعد از نماز صبح با یه نیزه زهرآگين این شاعر پیرمرد انقلابی خوش عقیده طنزپرداز رو به شهادت رساند.
یه خاطرهای هم از امام جواد علیه السلام آموزنده است این رو هم اصول کافی شیخ کلینی نقل شده که وقتی امام رضا علیه السلام مدت زیادی دعبل در خراسان بوده یه بار که امام رضا علیه السلام لطفی در حق دعبل کرد، دعبل هم اون رو گرفت هیچی نگفت امام رضا فرمود چرا الحمد لله نگفتی چرا الحمد لله نگفتی؟ خدا را سپاس نکردی دعبل میگوید مدتی گذشت. خدمت امام جواد علیه السلام رسیدم آقا جواد الإئمة به من هدیه داد بلافاصله گفتم الحمد لله حضرت به من فرمودند تأدبت به خاطر تذکر پدرم مؤدب شدی، هدیه گرفتی از خدا تشکر کن
همینجا یه خاطره دیگه هم بگم راجع به تشکر کردن از خدا از امام باقر علیه السلام که در سرزمین منا امام باقر علیه السلام اعمال حج را انجام داده عرق ريزان آمد زیر خیمه از حاوي سبد انگوری جلوی امام گذاشتند امام رفت انگور میل بکنه یه سائلي از راه رسید حضرت یه خوشه انگور به اون سائل دادن این سائل از اون سائلهای بد اخلاق بود. فقیر داریم تا فقیر بعضی از فقیرها ادب دارند این گفت انگور چیه پول بدید امام هم فرمودند خدا خیر بده این فقیر دست خالی برگشت تا رفت امام انگور میل کنه یه سائل دوم رسید امام یه خوشه نه چند دانه انگور به این فقیر دومی دادن او هم گرفت و گفت الحمد لله رب العالمين امام خوشش اومد یه دو مشتی انگور به او داد او هم گرفت و گفت الحمد لله رب العالمين امام تمام سبد انگور رو به او داد او هم گرفت و گفت الحمد لله رب العالمين امام رفت پول برای او آورد پول ها رو گرفت گفت الحمد لله رب العالمين امام رفت لباسهای نو اورد. ببینید شکر نعمت نعمتت افزون کند کفر نعمت از كفت بیرون کند
ختامه مسک قرآن کریم درباره بهشتیان این را میفرماید پایان بعضی چقدر معطر است چقدر خوشبوست یه کسی نود و چند سال عمر بکنه به شهادت ختم بشه و في ذلك فليتنافس المتنافسون یه چنین مردنی رو مردم باید مسابقه بذارند از خدا بخواهند. بعد از نماز صبح به دست یک شقی به شهادت برسه برگها با هم فرق داره بعضی از مرگها سفیده بعضی از مرگها سرخه بعضی از مرگها سیاهه
امیر مومنان از خداوند مرگ سرخ طلب میکند که با شهادت تمام بشه یه خاطرهای هم از استاد عزیزم حاج آقای قرائتی تعریف بکنم حاج قرائتی یه زمانی فکر میکنن در دوران جنگ رفته بودند سر قبر این شاعر دیده بودند قبرش در شأن این شاعر نیست یه جایی مخروبه است در شهر شوش. آمدند مشهد بازاریان بازار رضا رو جمع کردند حاج آقای قرائتی به این بازاریان گفته بودند رزق و روزی شما مال امام رضاست این زائرانی که از شما خرید میکنند اینا برای دیدن امام رضا آمدن میان از شما از شما مدیون امام رضا هستید. امام رضا علیه السلام یه شاعری داره قبرش مخروبه است پول جمع کنید بازسازی کنید و اونها این کارو کردند وفاداری کردن سلام خدا بر این شاعر شهید خدا نگهدار شما